بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: فتنه 1388

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
جستجو در کتاب ها نتیجه ای نداشت
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
متأسفانه هیچ نتیجه ای در گفتارها پیدا نشد!
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5263
متن پرسش
سلام آیا اصلاح طلبان که مرده بودند؛زنده شده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاح طلبی به آن معنایی که حزب مشارکت به دنبال آن بود و هدفش تصرف در انقلاب و تغییر جهت انقلاب به سوی ارزش‌های غربی بود،‌ بخواهد و نخواهد در روح مردم ایران و انقلاب جایی ندارد و آن اصلاح طلبی، مرد؛‌ولی این که هر کس مقابل اصول‌گرایی سیاسی حزبی است، اصلاح طلبی بدانیم،‌ این اصلاح طلبی نه مرده است و نه باید بمیرد بلکه باید مثل اصول‌گرایی خود را بازخوانی کند و در مسیر هر چه بیشتر انقلاب قرارگیرد. موفق باشید.
4612
متن پرسش
سلام بنده پاسخی در مورد مطالبتون راجع به عدم حمایت از کاندیاتوری آقای مشایی که در جواب سؤال 4490 در سایت گذاشته بودید، نوشته ام که به پیشنهاد برخی دوستان برایتان ارسال می نمایم تا پاسخ دهید. عرض بنده به سایت‌هایی که سخنان شما را منتشر کرده‌اند آن بود که : سخنان عمیق آقای طاهرزاده از جنس حرفهای سیاسی روزمره نبود که رجا نیوز با خوشحالی انعکاس داد و متاسفانه در کنار دیگر حرفهای سطحی سیاسی قرار گرفت. آقای طاهرزاده در این پرسش و پاسخ مطالب عمیقی را مطرح کردند که مخاطبانش اهل فرهنگ و اهل تفکر بودند و ای کاش این مطالب در همان سایتشان باقی می ماند و اهلش می خواندند. 2- استاد طاهرزاده در این پاسخ به نکته دقیقی اشاره داشته اند، اینکه اگر تاریخ یک چیزی نرسیده باشد و ما آن را مطالبه کنیم، نتیجه نخواهیم گرفت. ایشان مثال سکوت امیرالمؤمنین را زدند و من مثل دیگری را به مطالب ایشان اضافه می کنم. آقای دکتر رضا داوری اردکانی در همایش بزرگداشت حاجاقا نور الله اصفهانی فرمودند اگر حاجاقا نور الله بیست سال دیگر صبر کرده بودند، انقلابشان سرکوب نمی شد. از این مثالهای تاریخی فراوان است و برخی روایات نیز صریحا به این موضوع اشاره دارند. اینکه هر وقتی نمی توان هرکاری را انجام داد و تاریخ و زمانه باید ظرفیت فعالیتهای ما را داشته باشند. حتی اینکه ظهور امام زمان به تاخیر افتاده است، گواه روشنی بر این موضع می باشد که در هر زمان و هر شرایطی نمی شود حکومت جهانی مبتنی بر عدالت، برپا شود. 3- آقای احمدی نژاد نیز به این موضوع توجه دارند و از همین رو در مورد انقلابهای منطقه گفتند که این انقلابها به تحریک آمریکایی ها، زودتر از موعدش شروع شده اند و لذا امکان اینکه آمریکاییها بتوانند این انقلابها را مدیریت کنند بسیار است. پس آقای احمدی نژاد از معدود شخصیتهایی است که زمانه و شرایط تاریخی را زیر نظر دارد و بر اساس آن نظر می دهد. 4- دکتر احمدی نژاد، در دور اول ریاست جمهوریشان از حمایت مذهبیها (نه اصولگراهای حزبی) برخوردار بودند و مرتبا مورد تشویق قرار می گرفتند. در سفر به سازمان ملل در سال اول، از طرف بیت رهبری، آقای حداد عادل و خیلی از بزرگان بدرقه شدند و صدا و سیما پوشش خوبی از سخنان ایشان در سازمان ملل داشتند. یعنی زمینه های خیلی خوب و آماده ای وجود داشت و عملا دشمنی های جریانات حزبی چندان تاثیری نکرد. چرا؟ چون تاریخ انقضای خیلی از آنها فرا رسیده بود و زمانه آمادگی حذف جریانات اصلاحات و برخی جریانات حزبی را داشت. هر چند در جریان انتخابات 88 معلوم شد فضای کشور به آن خوبی هم که ما فکر می کردیم نبود و 40 در صد جامعه به احمدی نژاد (خوب و مثبت و نماد عدالتخواهی) رای ندادند. 5- در دور دوم ریاست جمهوری به علت بروز فتنه ی 88 و سرکوب شدید سایتها و رسانه های احزاب چپ، شخصیتهای فعال این رسانه ها جذب رسانه های اصولگراها شدند و با ادبیاتی جدید شروع به فعالیت کردند. خیلی سریع رسانه های اصولگراها بزرگ و پر مخاطب شدند و توانستند با تغییر رویکر از حمایت احمدی نژاد به تخریب دکتر احمدی نژاد، همان فعالیتهای گذشته را در قالب رسانه های اصولگراها ادامه دهند. یعنی جریان اصولگرای ضد احمدی نژاد به شدت تقویت شد و توانستند با ادبیات مذهبی، بر روی برخی اقشاری مذهبی اثر بگذارند. در این میان جریاناتی از مذهبی ها و ولایتی های غیر حزبی شکل گرفت که به علت عدم تحلیل صحیح، تحت تاثیر این رسانه ها قرار گرفتند و حتی آتش بیار معرکه شدند. 6- اتفاق بدتری که افتاد این بود که نهادهای امنیتی کشور، تحت تاثیر فضای رسانه ای قرار گرفتند و متاسفانه فضای کشور، علیه رییس جمهور امنیتی شد و شرایط سختی برای دوستان احمدی نژاد و اطرافیان ایشان رقم خورد. در شرایطی که از یک طرف فضا امنیتی بود، از طرف دیگر رسانه ها آنچنان فضای افکار عمومی را غبارآلود کرده بودند که خیلی سخت می شد حتی ذره ای فکر کرد. سخنان علمای بزرگ شرایط را هزار بار بدتر کرد. کارشکنی های مجلس، دروغهای وزرای اخراجی، سخنرانی های سرشار از دروغ و تهمت، جریان سه هزار میلیاردتومان و... 7- احمدی نژاد در سال نود تصمیم گرفت هوادارنش را صدا بزند و برای آنها مسائل پشت پرده را تبیین کند که جلسه اول نیز برگزار شد ولی در ابتدای جلسه دوم آقای احمدی نژاد آمد و گفت رهبر معظم انقلاب دستور سکوت داده اند و من سکوت خواهم کرد. ایشان واقعا سکوت کردند و پای حرف رهبری از دل و جان ایستادند. 8- در انتهای سال نود پیشنهادها این بود که آقای احمدی نژاد وارد گود انتخابات مجلس شود ولی بعد از بررسی های لازم به این نتیجه رسیدند که الان وقتش نرسیده و صریحا اعلام کردند که کسی به نام دولت، اعلام کاندیداتوری نکند. چرا؟ چون وقتش نرسیده بود. وقت وقت پایداری ها و اصولگراها بود. حتی وقت آقای هاشمی و اصلاحاتی ها هم نبود. پس احمدی نژاد وقت شناس است. 9- بعد از سفر رییس جمهور از مصر، آقای مشایی پرده ی سکوت را کنار زد و شروع به سخنرانی و مصاحبه نمود. دو سال سکوت (مثل امام علی که 25 سال سکوت کرد) ایشان هم حقیقتا سکوت کردند. وقتی از ایشان سوال می شد که چرا دو سال پیش سخنرانی نمی کردی در جواب گفتند که: دو سال پیش آنقدر فضا غبارآلود بود که حرف حق گم می شد ولی الان شرایط عوض شده است... پس آقای مشایی نیز این را قبول دارند که هر چیزی وقتی دارد. البته تفاوتش با نگاه استاد طاهرزاده این است که آقای طاهرزاده هنوز هم فضا را سنگین و غبارآلود می دانند ولی آقای مشایی نه. 10- به نظر من دور پایداری ها به پایان رسیده و چه زود به پایان راه رسیده اند. وقت این آقایان همان پارسال بود و به زودی عدم اقبال عمومی به این جبهه را شاهد خواهیم بود. اصولگراهای حزبی هم به پایان راهشان رسیده اند، آیا شما فکر می کنید برخی از نمایندگان مجلس پیش مردم وجهه ای دارند؟ ( هر چند تا یک سال پیش نمی توانستیم چنین قضاوتی بکنیم). 11- آقای هاشمی رفسنجانی هم در این چهارسال سکوت کرد و وقت را وقت خودش نمی دانست و اگر برای ریاست جمهوری بیاید یعنی تشخیص داده است که فضای سنگینی که علیهش بود، آرام شده و می تواند دوباره به میدان بیاید. هر چند به نظر من دور دور آقا هاشمی و اصلاحاتی ها هم نیست. 12- الان رسانه ها آرام نشده اند و حتی صدا و سیما هم به آنها پیوسته ولی قدرت دو سال پیش را ندارند و سایتهای طرفدار دولت مراجعاتشان خیلی بیشتر شده و حتی فضای عمومی جامعه و مخصوصا مذهی ها دیگر مثل قبل نیست. آن نفرتی که نسبت به شخص مشایی بود هم دیگر نیست. این یعنی زمانه تغییر کرده. شرایط تاریخی عوض شده. 13- آقای احمدی نژاد در مازندران گفتند که رییس جمهور آینده با چهل میلیون رای، انتخاب خواهد شد و حماسه سیاسی رقم خواهد خورد. آقای مشایی هم در سالن مجموعه سعد آباد فرمودند رای خاتمی هم امروز در سبد ماست. این یک پیش بینی نیست. این ارزیابی شرایط است. این یعنی اینکه زمانه و تاریخ به نفع ماست. 14- جناب استاد طاهرزاده، شما می دانید که اگر آقا مشایی یک ساعت صحبت کند به راحتی پاسخ تمام شبهات را خواهد داد و عملا تمام تلاش رسانه ای مخالفان بر باد خواهد رفت. این یعنی بازگشت حزب اللهی ها، این یعنی پیوند دوباره دوستان اصولگرا(غیر مغرض) با دکتر احمدی نژاد. سخنرانی های آقای مشایی دومینوی فروریختن ابهامات علیه دکتر و مهندس است. این را من در این یک ماه اخیر عملا تجربه کرده ایم. من شاهد تغییر مواضع خیلی ها بوده ام. کسانی که با گوش کردن فقط یک سخنرانی از مشایی تغییر موضع داده اند. 15- البته ایرادهای زیادی وجود داشته و دارد که واقعا قابل دفاع نیست از جمله اینکه گفتمان دولت تبیین نشده است و یکی از دلایل اصلیش این بوده که اهل فکر از دولت مطالبه نکرده اند که به حمدلله در شرایطی که پیش آمده و روشی که آقای مشایی برگزیده، این مشکل تا حدودی رفع خواهد شد. خیلی ایرادهای دیگری هم وجود دارد که نمی توان انتظار داشت در هشت سال یا کمی بیشتر رفع شده باشد و زمان زیادتری را می طلبد. 16- مسئله یکشنبه در مجلس، از طرف آقای احمدی نژاد قابل دفاع نیست ولی اگر دقت کنیم می بینیم که آقای مشایی هر چند محور تهمتها و تخریب ها بوده ولی هرگز عصبی نشده و سندی علیه کسی رو نکرده و حتی اسم شخصی را هم نیاورده است. 17- اینکه گفته اید دوران مشایی دوران جنگ بین اصولگراها و دولت خواهد بود را قبول ندارم. به نظر من اگر دور آقایان اصولگرا به اتمام رسیده باشد، و مردم رای بالایی به آقای مشایی بدهند، و آقای مشایی با برخود خوبشان اصولگراهای غیر مغرض را ببخشند، جبهه اصولگراهای حزبی آنقدر ضعیف خواهد شد که دیگر نمی توانند حریف دولت باشند و دوران شکوفایی بعد از سالها سکوت و صبوری فراخواهد رسید. حتی دشمنان خارجی هم توان ادامه این همه فشار را نخواهند داشت و شرایط بین المللی هم به نفع ایران عوض خواهد شد. والسلام علی من اتبع الهدی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده زیبایی آزاداندیشی را همین می‌دانم که مردم به‌خصوص جوانان عزیز در فضایی قرار گیرند که بتوانند فکر کنند و واقعاً اصراری بر پذیرش نظر خودم ندارم من تنها به حکم وظیفه نکاتی را تذکر دادم تا دوستان آگاهانه تصمیم بگیرند و به نظر بنده آینده را درست بنگرند که اگر گرفتار یک نوع بن‌بست سیاسی شدند خودشان نسبت به آن بن‌بست تحلیل داشته باشند. چه خوب است دوستان نظرات مختلف را نسبت به شرایط موجود مطالعه کنند تا راحت‌تر بتوانند فکر کنند. آنچه بیش از همه بنده به دنبال آن هستم، تفکر است، اگر تفکر به جامعه برگردد مسلّم اصول‌گراییِ سیاسی‌شده نمی‌تواند با تهمت و اتهام‌های به ظاهر ارزشی، خود را ادامه دهد و لذا برای بنده انتقاد جنابعالی بسیار شیرین است چون چیزی بالاتر از پذیرش نظر بنده یا نظر جنابعالی به جامعه می‌دهد و آن تفکر است. چیزی که بسیار تلاش شده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تذکر داده شود و راه‌کارهای آن نیز در آن‌جا عرض شده که بهترین آن همان آزاداندیشی است که رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» بر آن تأکید کردند. تنها بنده تجربه‌های سیاسی خود را در اختیار عزیزان قرار می‌دهم تا خودتان فکر کنید و تصمیم بگیرید، هرگز این را شیرین نمی‌دانم که تابع اندیشه‌ی بنده باشید، در آن صورت آزاداندیشی که بستر تفکر است به حاشیه می‌رود و باز همان تهمت‌ها و اتهام‌ها ادامه می‌یابد تا گروه‌ها در زیر پوشش ارزش‌های دینی رقیب خود را حذف کنند و تعالی و تفکر مغفول گردد. و از آن‌جایی که می‌دانم همه‌ی دوستان در ذیل انقلاب و شخصیت حضرت امام و مقام معظم رهبری دغدغه‌ی حفظ اهداف انقلاب را دارند نه‌تنها تفاوت نظر و سلیقه‌شان با بنده موجب هیچ کدورتی نخواهد شد بلکه به اعتبار «المؤمن مرآت المؤمن» چهره‌ی دیگری از تعهد به اسلام و انقلاب و رهبری را در گفتار و حرکات آن عزیزان می‌یابم. به امید آن‌که تفکر به جامعه‌ی ما بیش از پیش برگردد تا به‌جای تهمت و رمی همدیگر افکار همدیگر را درک کنیم. موفق باشید
4141
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: از آن جا که تحت راهنمایی شما و استفاده از مباحث عمیق دینی که شما برای ما بیان کردید، نگاهی نو و تازه به انقلاب اسلامی و مباحث سیاسی پیدا کردیم و فهمیدیم که می شود سیاست را غیر از بازی قدرت دید و نوعی نگاهی قدسی به آن داشت و ساسة العباد بودن ائمه و جایگاه ولایت و سیاست در اندیشه دینی را از شما یاد گرفتیم و حتی کوتاه نیامدن از حق و ناداوری نکردن و ملاک گرفتن ارزش های اسلامی را از شما یادگرفتیم که نیروهای انقلاب را سریعا خائن و بی دین نسازیم و حتی بزرگان اصلاحات و جناح چپ که به این مملکت خدمت کرده‌اند را خادمین انقلاب بدانیم و در عین حال اندیشه‌های التقاطی آن ها را نپذیریم و حتی به عنوان یک کفرشناس حقیقی به مبارزه با اندیشه های باطل و التقاطی که در راستای اسلام نابی که امام عزیزمان برای ما دوباره زنده کردند، برآییم؛ و لذا شاهد دفاع جانانه و همه جانبه شما در طول این هفت سال از دکتر احمدی‌نژاد بودیم، در عین حالی‌که خیلی از بزرگان دینی ما و اساتید اخلاق ما به دلایل بیهوده دچار غلو و بزرگ‌نمایی بعضی از مشکلات این دولت شدند و خود باعث شدند که در تضعیف اندیشه های ناب امام و انقلاب سهیم باشند و ناخواسته در پازل دشمن بازی کنند که دشمن از زدن و نابودی دکتر احمدی نژاد هدفی نداشت جز این که کم کم از این طریق شروع کند و به هدف همیشگی اش که نابودی شخص رهبری و اندیشه های امام و انقلاب اسلامی است ،نائل شود؛ اما امروز و با حوادث اخیر آیا زمان آن نرسیده که در راستای معارف ناب و نابود نشدن اسلام ناب دست به موضع‌گیری‌های صریح بزنید تا در برابر بعضی از رفتارهای غلط سیاسی که بوی بازی قدرت می دهد و از جنس سیاست اسلامی نیست موضع گیری شود تا اندیشه های ناب اسلامی نابود نشود، چرا که ما از اهل بیت این را هم شنیده‌ایم که فرمودند «انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال‏» چرا که شناسایى شخصیّت‏ها که داعیه هدایت و نجات انسانها از ستم‏ها و بت‏ها دارند مقدم بر توجّه کردن به سخنان یا شعارهاست زیرا حق و باطل همواره از نظر سخن یکسانند به خصوص در جامعه امروزى بشرى که داعیه‏هاى حمایت از حقوق انسانها و بسط عدالت از حلقوم کسانى که شناخته و ناشناخته هستند بگوش بشر مى‏رسد؛ لذابر همین اساس جوان حزب اللهی از معارفی که شما عرضه می دارید دوری می کند و این وقتی شدت می‌گیرد که شما مواضع صریح خود را در سایت به صورت عمومی اطلاع‌رسانی نمی‌کنید و حتی بدتر، بعضی از شاگردان شما مواضع بسیار عجیب و غریبی می‌گیرند که به نام شما، تمام می‌شود؛ لذا خواهشمندم با توجه به ایرادی که سال 86 رهبری به دولت خدمتگزار گرفتند و فرمودند: "واقعاً اطلاع‌رسانى را قوى کنید؛ رسانه‌هاى مناسب را تغذیه کنید؛ "مواضع خود را به صورت شفاف در سایت مکتوب بفرمایید، مخصوصا با برداشت‌های گزینشی و چاپ سرمقالات از بیانات شما در بعضی از روزنامه‌ها و نیز در سال جدید که به نحوی رهبری چراغ سبز نشان دادند به نقد منصفانه دولت که برای انتخابات آتی به آن نیاز شدیدی داریم تا گزینه مناسب برای ریاست جمهوری را با دقت بیشتری دقت کنیم با توجه به بیان رهبری در پیام نوروزی که فرمودند: " این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. هر کسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیس‌جمهور امروز، چه رئیس‌جمهور فردا ــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همه‌ی ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم». که به نحوی جواب امثال آقای هاشمی را هم دادند. از آن جا که آقای دکتر احمدی‌نژاد به خصوص در وقایع اخیر به هیچ وجهی از مواضع تهمت دوری نمی گزیند و امثال شما فقط مجبور شده اید کارهای ایشان را که خودشان توضیحی درباره‌ی آن نمی‌دهند و دائم به کارهایی که در موضع تهمت هست ادامه می‌دهند و همه‌ی دوستان را ناراحت کرده‌اند، توجیه کنید شدیداً خواهشمندم در چند مورد زیر موضع خود را به صورت شفاف و علنی بیان فرمایید. 1- صحبت آقای احمدی نژاد در مورد رجعت قطعی آقای چاوز: 2- استفاده آقای احمدی نژاد از امکانات دولتی برای انتخابات آتی (در سال 88 هم شاهد این ماجرا بودیم و گزارشات زیادی از این ماجرا به گوش می رسید و نیز به عینه در اصفهان شاهد بودیم که روز پس از مناظره با آقای موسوی، سفر انتخاباتی ایشان همانند سفرهای استانیشان و با همان امکانات برگزار شد) 3- حضور سرزده در جشن اخیر (جشن بزرگ هنرمندان) با حضور بازیگران و خواننده ها توسط آقای مشایی بدون هیچ دلیل و مناسبت خاصی و مخصوصا در زمانی که به کمک رسانه ملی هم به هر نحوی بازیگرانی که هیچ وجه، جلوه توحیدی ندارند دائم به عنوان الگو و ایده آل برای جوانان ما به نمایش گذاشته می شود و کارهای گذشته ایشان که از همین سنخ بود که به جای حذف این چنین الگوها و جایگزینی الگوهای مناسب، سیاست فرهنگی غلطی در توسعه و ترویج این مدل وجود دارد 4- بیان مباحث اسلامی ذیل مباحث ایران و اصل را بر ایران دادن و زرتشت و اسلام و... را همه در یک سطح قرار دادن و بیانی بسیار نژادپرستانه و بیانی بسیار فراتر از حرف های حقی در مورد فرهنگ ایران مانند: خدمات متقابل اسلام و ایران و... 5- توصیفات غلو آمیز از آقای مشایی توسط رئیس جمهور به خصوص به وسیله الفاضی که در گفتمان دینی ایشان برای پیامبران و ائمه ع و امام زمان عج به کار می برند و در حالی که رهبری و امام که در جایگاه ولایت جامعه هستند هم با بسیار کوچکتر از این تعابیر و این چنین مقایسه هایی مقابله کرده اند و مولای ما امیرالمومنین ع و دیگر ائمه ع ما را از چنین توصیف هایی برحذر داشته اند 6- اشارات وقت و بی وقت ایشان به شعار انتخاباتیشان و اختصاص بیشتر وقتشان به این و نپرداختن به گفتمان و وظیفه‌ی اصلی‌شان 7- با جزمیت تعیین تکلیف کردن و حتی تهدید بزرگان(ولی و شورای نگهبان) بر سر موضوع انتخابات صحبت کردن و حتی به لحنی شبیه آقای هاشمی در سال 88 از هم اکنون بانگ تقلب در انتخابات سر دادن و صحبت درباره رای رهبری و خط و نشان ایشان نسبت به تقلب در پیام نوروزیشان 8- زمینه سازی های مستمر و پی در پی اخیر برای به نمایش گذاشتن اسلام منهای روحانیت و اعتقاد به امام زمان عج بدون اعتقاد به ولایت فقیه (به سخنانشان در جشن نوروز و نماز جماعت خواندن آخر این جشن پشت سر آقای مشایی دقت کنید)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه بنده به عنوان یک وظیفه برای خود احساس می‌کنم تبیین سخنان رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» است و صدای «این العمّار» ایشان پشت بنده را لرزاند، زیرا از این کلام این‌طور فهمیدم که رهبریِ عزیز انتظار دارند به‌جای طرفداری از ایشان به عنوان یک سرباز جان بر کف، مثل مالک اشتر، همچون عمار به تبیین اهداف مهم رهبری در نظام‌سازی بپردازیم. ایشان در صحبتی که با نخبگان جهان اسلام داشتند فرمودند: «یکی دیگر از هدف‌ها، نظام‌سازی است، اگر در این کشورهایی که انقلاب کردند، نظام‌سازی نشود، خطر آن‌ها را تهدید می‌کند». اگر بفهمیم هدف بزرگ رهبر عزیز نظام‌سازی است و برای این کار باید بستری فراهم شود که همه‌ی استعدادها در راستای تحقق چنین هدفی به‌کار گرفته شود، متوجه می‌شویم چرا همه‌ی تأکید‌ ایشان آن است که «اتفاق» و «هَم‌افزایی» بین نیروهای معتقد به انقلاب شکل بگیرد. امروز وظیفه‌ی عمارهای رهبر عزیز آن است که هرچه می‌توانند زمینه را جهت این امر مهم فراهم نمایند و نگذارند یک گروه طوری میدان پیدا کنند که به نام اسلام و رهبری یک گروه دیگر را که معتقد به نظام و انقلاب رهبری است حذف نمایند، تأکید بنده بر شناسایی ضعف‌های اصول‌گراییِ حزبی بر این اساس است وگرنه همان اصول‌گرایان حزبی نیز نباید از طریق جریان مقابل‌شان از صحنه‌ی حضور در انقلاب بیرون روند. عمار‌بودن به تعبیر مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» آن است که بتوانیم هدف بزرگ رهبر معظم انقلاب را تبیین کنیم، همان‌طور که عمار به عنوان روشنگری عظیم‌القدر در مورد مولایش چنین می‌کرد. رهبری در مورد عمار می‌فرمایند: «یک‌جا می‌دید اختلاف پیدا شده، یک عده‌ای دچار تردید شدند، بگومگو توی آن‌ها هست، خودش را به سرعت آن‌جا می‌رساند و برایشان حرف می‌زد، صحبت می‌کرد، این گره‌ها را باز می‌کرد»(بیانات رهبری در تاریخ 18/5/1388) باید بتوانیم جایگاه و اشاراتِ سخنان و رهنمودهای رهبر عزیز را با دقت کامل بشناسیم و نگذاریم با پیش‌فرض‌های جریان‌های سیاسی مقصد اصلی آن سخنان در حجاب رود. شما به همین سخن مقام معظم رهبری که در سؤال‌تان متذکر شدید کمی دقت بفرمایید که چگونه ایشان مواظب‌اند بهانه دست جریاناتی ندهند که می‌خواهد امتیازات آقای احمدی‌نژاد را نادیده انگارند. می‌فرماید: «آن‌چه ما برای رئیس جمهور آینده نیاز داریم عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعف‌هایی که وجود دارد» ملاحظه کنید می‌فرمایند: امتیازاتی که امروز وجود دارد، یعنی نظرها را به امتیازات دولت فعلی معطوف می‌دارند ولی در مورد ضعف‌ها برای آن‌که کسی تصور نکند رئیس جمهور فعلی ضعف‌های خاصی دارد که بقیه نداشته‌اند بلافاصله بعد از آن‌که می‌فرمایند: رئیس جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌الحصول رئیس جمهور قبلی را داشته باشد، ضعف‌های او را نداشته باشد» تأکید می‌کنند «هرکسی بالاخره نقاط قوتی دارد و نقاط ضعفی دارد...همه‌ی ما همین‌جوریم». آیا وظیفه‌ی عمارهای امروز این نیست که با دقت‌دادن به سخنان رهبری عزیز«حفظه‌اله » مواظب باشند جریان‌های مخالفِ رئیس جمهور این جملات را مصادره به مطلوب نکنند؟ آیا این به معنای دفاع از آقای احمدی‌نژاد است و یا دفاع از رهبری عزیزی که با یقینِ کامل معتقدیم نسبت به جریات کشور «بصیرت» و «اشراف» کامل دارند؟ حال با توجه به این‌که رهبر عزیز این سخنان را در روز اول فروردین فرموده‌اند و با توجه به این‌که مطالب هشت‌گانه‌ای که شما در آخر سؤال‌تان مطرح فرموده‌اید مربوط به قبل از سخنان رهبری است، بنده چگونه باید قضاوت کنم و موضع‌گیری شفاف بنده چگونه باید باشد؟ بنده معتقدم مقام معظم رهبری در آخر سخنان خود در روز اول فرودین خیلی ظریف و با همان روش حکیمانه‌ی خود انتقادهایی نیز به به روش آقای احمدی‌نژاد داشتند، آن‌جایی که فرمودند: «باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترین‌های خودمان را بفرستیم؛ هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزش‌ها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این کشور را اداره کرد». به نظر می‌رسد در تعبیر «پای‌بندی به عقل جمعی» تذکر و انتقادی است به آقای احمدی‌نژاد، وگرنه بقیه‌ی اوصاف مذکور را می‌توان در سخنان رهبری نسبت به شخص آقای احمدی‌نژاد و دولت ایشان پیدا کرد. در مورد قسمت اول سؤالاتتان که در مورد نظر آقای احمدی‌نژاد و در رابطه با رجعت آقای چاوز بود بنده در جواب سؤال شماره‌ی 3955 عرایض شفافی داشتم، ولی آیا می‌توان در موارد دیگری که فرموده‌اید به راحتی قضاوت کرد و به همان شکل که جنابعالی برداشت کرده‌اید، برداشت نمود؟ یا ممکن است بعضی از جملات آقای احمدی‌نژاد با پیش‌فرض‌های جریان‌های سیاسی از معنای خود خارج شده باشد؟ آری ممکن است که بعضی از حرکات و تصمیم‌گیری‌های ایشان به سلیقه‌ی بنده و با برداشتی که بنده از اسلام داشته منطبق نباشد – که حقیقتاً همین طور است – ولی آیا می‌توان به‌راحتی گفت آن سخنان مثلاً اصالت‌دادن به زرتشت یا به نمایش‌گذاشتن اسلام منهای روحانیت و اعتقاد به امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» منهای اعتقاد به ولایت فقیه است؟ در آخر باز تأکید می‌کنم ملاحظه کنید چرا امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» از بین یاران صادق و جان بر کفی که داشتند از جمله مالک اشتر، از سه نفری یاد می‌کنند که بیشتر متوجه محکمات اندیشه‌ی علی«علیه‌السلام»اند و سعی می‌کنند اندیشه‌های اساسی مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» را تبیین کنند. حضرت در خطبه‌ی 182 که در آخر عمر شریف‌شان ایرا کرده‌اند می‌فرمایند: «أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ أَیْنَ عَمَّارٌ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْن‏». کجاست عمار؟ کجاست ابن تیهان؟ وکجاست ذوالشهادتین؟ و کجایند مانند آنان، از برادرانشان، که باهم برکُشته‌شدن پیمان بستند و سرهاى آنان بعد از شهادت به سوى معصیت‌کاران فرستاده شد -آن گاه دست به محاسن شریف زد و مدتى بس طولانى گریستند- پس از آن فرمود: آه! بر برادرانم, همان ها که قرآن را تلاوت مى کردند و به کار مى بستند، در واجبات دقت مى‌کردند و آن را به‌پا مى‌داشتند. سنت‌ها را زنده مى‌کردند و بدعت‌ها را از بین مى‌بردند. دعوت به جهاد را مى پذیرفتند و به رهبر خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروى مى کردند. از خود می‌پرسیم: خصوصیات آن ها چه بود که دومین شخص عالم امکان، دورى آنان را برنمى تابد و در فقدانشان خود را این چنین تنها مى یابد. عمار که بود؟ ابن تیهان و ذوالشهادتین کیستند؟ رهبر عزیز در مورد عمار این طور می فرمایند:« عظمت امثال عمار یاسر، به همین است. عظمت آن اصحاب خاص امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) در همین است که در هیچ شرایطى دچار اشتباه نشدند و جبهه را گم نکردند. من در موارد متعدد در جنگ صفین، این عظمت را دیده‌ام؛ البته مخصوص جنگ صفین هم نیست. در بسیارى از آن‌جاهایى که براى جمعى از مؤمنین، نکته‌یى مورد اشتباه قرار مى‌گرفت، آن کسى که مى‌آمد و با بصیرت نافذ و با بیان روشنگر خود، شبهه را از ذهن آنها برطرف مى‌کرد، عمار یاسر بود. انسان در قضایاى متعددِ امیرالمؤمنین - از جمله در صفین- نشان وجود این مردِ روشنگرِ عظیم‌القدر را مى‌بیند»(۱۳۶۹/۰۲/۰۶) ابوهیثم بن تیهان از اولین کسانى است که قبل از هجرت پیامبر صلى الله علیه وآله، در مکه به نداى توحیدى آن حضرت لبیک گفت و با آن حضرت پیمان وفادارى بست. او از همان روز در بیش‌تر صحنه‌هاى نظامى، سیاسى، اجتماعى و مذهبى صدر اسلام حضور یافت و از حداکثر توان خویش، در راه اعتلاى کلمه توحید بهره گرفت، همواره در بحرانى ترین شرایط و حساس‌ترین موقعیت‌ها ثابت قدم و پایدار باقى ماند و پیوسته در خط مستقیم اهل بیت(علیهم السلام) استقامت ورزید و در رفتارش تا آخرین لحظه حیات, هیچ گونه انحرافى پدید نیامد. در یک کلام، او از بارزترین نمونه‌هاى (فَاسْتَقِم کَما اُمِرت) بود. در محضر پیامبر بزرگوار اسلام صلى الله علیه وآله و در کنار حضرت على«علیه‌السلام» منشإ خدمات شایان توجهى در نشر و گسترش فرهنگ نورانى پیامبر صلى الله علیه وآله و اهل بیت اطهر(علیهم السلام) گردید، تا آن جا که پیشواى هشتم، حضرت رضا«علیه‌السلام» او را الگوى شیعیان معرفى کردند و دوستى وى و یارانش را جزء احکام دین و از واجبات دانست. «ذوالشهادتین» نیز در جنگ صفین در رکاب امیرمؤمنان علیه السلام حاضر بود و در این جنگ به شهادت رسید. رسول خدا صلى الله علیه وآله، شهادت و گواهی او را به منزله‌ی شهادت دو نفر قرار دادند. در جنگ صفین هنگامى که عمار به شهادت رسید، شمشیرش را از غلاف بیرون کرد، آن قدر جنگید تا به شهادت رسید». فرموده بودید «بعضی از شاگردان بنده مواضع عجیب و غریبی به نام بنده می‌گیرند که به نام من تمام می‌شود» چقدر خوب بود نمونه‌ای از آن سخنان را مطرح می‌کردید تا معلوم شود آیا آن سخنان به افکار بنده نزدیک است یا نزدیک نیست. اگر نزدیک نیست چگونه شاگرد بنده حساب می‌شوند و اگر نزدیک است که باید از نوع همین عرایضی باشد که عرض کردم، یعنی دغدغه‌ی عماربودن برای رهبری عزیز جهت نظام‌سازی و اتحاد همه‌ی نیروهای معتقد به نظام و انقلاب و رهبری. موفق باشید
4055
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار. واقعا برای خودم متأسفم که تاکنون فکر می کردم شما از تحلیل های سطحی که غالبا محصول قطعه قطعه کردن کلام دیگران است مبرا هستید. این خیانت است. واقعا برای خودم متأسفم که فکر می کردم شما حواستان جمع است که با جملاتی که می گویید موجبات سوء استفاده های سیاسی از کلامتان را جهت تخریب دولت فراهم نمی کنید. واقعا برای خودم متأسفم که فکر می کردم شما تحت تأثیر رسانه ها و اطلاع رسانی هایی که بهتان می شود نیستید. واقعا برای خودم متأسفم که تصور می کردم شما بر خلاف خیلی ها جامع نگاه می کنید و به بازخوردهای بین المللی هر کاری هم توجه می کنید و نه صرفا به واکنش های افرادی در داخل که خودتان هم می دانید مخالفتشان با آقای احمدی نژاد فقط و فقط به خاطر مخالفتشان با گفتمان امام و رهبری و انقلاب است . واقعا برای خودم متأسفم . واقعا برای خودم متأسفم که می بینم استاد عزیز تر از جانم که خداوند گواه است واقعا حاضر بودم جانم را برایش فدا کنم هم اکنون به جبهه ی پایداری امید دارد. همان جبهه ای که اصل شکل گیری اش باطل و نقطه ی اتکایشان کلام عالمی(کسره زیر ل) بوده که به گفته ی خود بر اساس مسموعاتش قضاوت می کند نه بر اساس مستندات. همان جبهه ای که شکل گیری اش به نقشه ی اصول گرای حزبی و در رأسش هاشمی برای تفرقه بین نیروهای حزب الله ، جامه ی عمل پوشاند. واقعا برای خود متأسفم که استاد عزیز تر از جانم جایگاه صحبت های آقا را متوجه نشوند و از حمایت کلی خود از آقای احمدی نژآد به خاطر شماتت سر یک مسئله ی خاص( نه به طور کلی توسط آقا) کوتاه بیایند. و هزاران بار دیگر برای خودم و امثال خودم متأسفم. درحالی که با دل شکسته و چشمانی گریان ، به شرحه شرحه شدن بازوی آقا می گریم ، دعایتان می کنم که انشاءالله خداوند هدایتتان کند تا به مواضع خود برگردید و فریب شماتت مخالفین دولت و رهبری را نخورید.....الآن خوب این حرف شاگردان بزرگوارتان را لمس می کنم که می فرمودند خیلی اوقات عوام بهتر از خواص تشخیص می دهند. با شما و مباحثتان خداحافظی می کنم که زین پس راه من ازشما جداست علارغم علاقه ای که به شما دارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا لازم است عرض کنم این‌که چندین‌ساعت وقت می‌گذارم و جواب سؤال جنابعالی را می‌دهم به این علت است که بنده سخن شما را سخن یک شخص نمی‌دانم بلکه سخنان یک فکر دلسوز و هوشیار می‌دانم که باید با او مراوده‌ی فکری داشت تا به اهداف بلند فکری و تمدنی که در پیش داریم نزدیک شویم. با توجه به این نکته عرض می‌کنم: خدا را شکر که متوجه‌اید دشمنانِ اهداف بلند انقلاب اسلامی - چه دشمنان درونی و چه دشمنان بیرونی- با قطعه‌قطعه‌کردن کلمات مسئولان حقیقت را ذبح می‌کنند و بنده خوشحالم که تا به حال چنین مخاطبانی داشته‌ام و البته متأسفم که فعلاً از دست من افسرده شده‌اند. من نمی‌دانم شما چه کسی هستید، ولی آدم حسابی: «گر به هر زخمی تو پُر کینه شوی .... پس کجا بی صیقل آیینه شوی؟» خدا را شکر که متوجه‌اید باید مواظب بود جملات ما موجب سوء استفاده‌های سیاسی جهت تخریب دولت عدالت‌محور نشود و این نگاه را نشانه‌ی دورنگری و عمیق‌نگری شما می‌بینم، به‌خصوص که می‌دانید امروز بازار بهتان‌زدن به چهره‌های صادق انقلاب توسط رسانه‌ها رونق گرفته به طوری که انسان متحیر می‌شود آیا امکان جبران این‌همه تحریف در بازخوانی تاریخ آینده ممکن است؟ آری اگر به این نتیجه رسیده‌اید که بنده نسبت به بازخوردهای مثبت حضور آقای احمدی‌نژاد در مجامع بین‌المللی به‌خصوص حضور در ونزوئلا به صورت جامع نگاه نمی‌کنم و صرفاً به واکنش‌های افرادی توجه دارم که مغرضانه با آقای احمدی‌نژاد مخالف‌اند، من هم برای خودم متأسف خواهم بود. ولی بنده از این قسمت از تأسف شما این برداشت را کردم که شما گله‌مندید چرا بنده نتوانستم موضوع رجعت را به آن شکلی که آقای احمدی‌نژاد می‌گویند بپذیرم. در حالی‌که بنده عرض کردم این یک بحث علمی است و نظر علمی و نقد و بررسی آن غیر از نقش عملی دولت آقای احمدی‌نژاد است. بنده در این مورد نظر آقای کلهر را نظر خوبی می‌دانم که می‌گوید [نقل به مضمون] نباید آقای احمدی‌نژاد را یک قدیس دانست بلکه او یک خدمت‌گذار صادقی است که باید از این جهت مورد احترام باشد. بسیار ناراحت شده‌اید که چرا به جبهه‌ی پایداری امید بسته‌ام؟ حرف اصلی بنده با شما در همین قسمت است که چگونه از جوابی که به یک سؤال دادم و در محدوده‌ی آن سؤال اظهار نظر کردم نتیجه گرفتید که بنده نقص‌های جبهه‌ی پایداری را نادیده گرفته‌ام و متوجه نیستم که آن جبهه چقدر بهتر از آن می‌توانست نقش تاریخی خود را ایفاء کند. در حالی‌که اگر فراموش نکرده باشید در جزوه‌ی «احمدی‌نژاد؛ آخرین خاک‌ریز» عرض کردم: «بنده حضورِ جبهه‌ی پایداری با عضویت بهترین نیروهای ارزشی انقلاب را که متوجه شده‌اند جریان سوم تیرماه سال 1384 را باید حفظ کنند و ادامه دهند، به فال نیک می‌گیرم وآن را نشانه‌ی هوشیاری آن عزیزان می‌دانم که متوجه‌اند سوم تیرماه سال 84 نه جریان اصلاح‌طلبِ التقاطی است و نه جریان اصول‌گراییِ حزبی. ولی عزیزان باید متذکر باشند همان‌طور که تئوری ولایت فقیه قبل از حضرت امام نیز مطرح بود ولی شخصیتی که آن را به حیات اجتماعی ما وارد کرد حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بود و مسلّم با سرداری امام خمینی بود که این اندیشه‌ی بزرگ حیات اجتماعی به خود گرفت و اجتماع را جلو برد و نیز همان‌طور که فتنه‌ی سال 88 که از بیست سال قبل برای هدم نظام اسلامی طراحی شد ، با رهبری حکیمانه‌ی مقام معظم رهبری خنثی گشت و اگر سرداری ایشان نبود معلوم نبود عزم ملت حزب الله به‌تنهایی می‌توانست این فتنه را خاموش کند، و همان‌طور که اگر در مقابل آقای موسوی، آقای احمدی‌نژاد نبود هیچ‌یک از نیروهای مطرحِ اصول‌گرا توانایی مقابله با حیله‌های موسوی را نداشتند و او رأی ملت را به نفع خود مصادره می‌کرد و کشور را چهارسال با انواع بحران‌ها مواجه می‌نمود، و همان طور که جبهه سوم تیرماه برای عبوردادن انقلاب از جریان‌های چپ و راست - که انقلاب را بین خود تقسیم کرده بودند و غرب‌زدگی را در رگ و پوست انقلاب جاری کرده بودند- بدون حضور آقای احمدی‌نژاد ممکن نبود. بر اساس آن‌که علت محدِثه همان علت مُبقیه است، باید تمام سعی‌مان را به‌کار گیریم تا سردارِ سوم تیرماه سال 84 به میان آید وگرنه جبهه‌ی پایداری به مقاصد عالیه‌ای که در احیای انقلاب مدّ نظر دارد نایل نمی شود. هنوز هم بنده بر همان عقیده هستم و جبهه‌ی پایداری چاره‌ای ندارد که با تقویت آقای احمدی‌نژاد ادامه‌ی حیات دهد زیرا در مقابل آن‌ها اصول‌گرایانی هستند که در قامت یک حزب سیاسی به میدان آمده‌اند و بنایشان آن است که ابتدا از آقای احمدی‌نژاد با انواع تهمت‌ها یک جریان ضد ارزشی بسازند و سپس هر جریانی که مقابل آن‌ها قرار دارد را با نسبت‌دادن به آقای احمدی‌نژاد از میدان به‌در کنند. آیا با توجه به این امر، عاقلانه‌ترین کار آن نیست که آن عزیزان از آقای احمدی‌نژاد که به عنوان یک تفکر – و نه یک قدیس – وارد تاریخ انقلاب شده، دفاع نمایند تا گفتمان سوم تیر را حفظ نمایند؟ ولی سخنی که با شما داشتم آن است که ملاحظه کنید در امور اجتماعی نمی‌توان تابع قانون «همه یا هیچ» بود و شما این را نیز در سیره‌ی امامان معصوم«علیهم‌السلام» ملاحظه می‌کنید. ابتدا باید متوجه باشید ما در چه شرایطی از تاریخ خود هستیم و نسبت به اهدافی که باید به آن برسیم چقدر فاصله داریم و در این رابطه باید بین جریان‌هایی که حجاب اهداف انقلاب‌اند با جریان‌هایی که به دنبال بیرون‌آوردن انقلاب از بن‌بست هستند، فرق گذاشت، هرچند ممکن است جریان‌ اخیر – یعنی جبهه‌ی پایداری - در مصداق‌ها به خطا بیفتند. به همین جهت بنده در جواب سؤالی که در مورد جبهه‌ی پایداری شد روش دکتر الهام را نسبت به تعامل با دولت، بهتر از روش بعضی دیگر دانستم. ما اگر فراموش نکنیم در کجای تاریخ هستیم می‌توانیم وظیفه‌‌ی عماربودن را برای رهبری عزیز به لطف الهی به عهده بگیریم. آنچه بنده معتقدم از نظر شرایط تاریخی باید بشناسیم این نکته است که بدانیم اصول‌گراییِ حزبیِ موجود توان ادامه‌ی انقلاب را ندارد و انقلاب را از اهداف عالیه‌اش باز می‌دارد و اگر عنان قوه‌ی مجریه و مقننه را در دست گیرد انقلاب را متوقف می‌کند و لذا حضور جریان‌های ولایی که امروز و در شرایطی که هستیم انقلاب را از حاکمیت مطلق تفکر اصول‌گراییِ حزبی عبور دهد، حتی به صورتی مختصر، به فال نیک می‌گیریم. فراموش نکنید همان عالِمی که شما از او گله‌مندید که چرا بر اساس مسموعاتش قضاوت می‌کند، در همان زمان فرمود اگر همین امروز هم آقای احمدی‌نژاد کاندیدا شود من به او رأی می‌دهم و ملاحظه فرمودید همان رجانیوزی که به عنوان زبان جبهه‌ی پایداری بعضاً نسبت به دولت دهم بی‌انصافی‌هایی کرده، حاضر نبود در پروژه‌ی ضایع‌کردن آقای احمدی‌نژاد در سفر به ونزوئلا و آن عکس‌های کذایی که دقیقاً یک کار تشکیلاتی برای ایجاد تنفر نسبت به آقای احمدی‌نژاد، شرکت کند و مواضع حزبی در مقابل آقای احمدی‌نژاد به خود نگرفت، ملاحظه فرمودید که اصول‌گرایی حزبی نباید جای آقای احمدی‌نژاد را نسبت به اهداف انقلاب تعیین کند و بگوید کدام کارش خوب است و کدام کارش بد، بلکه او را رقیب تشکیلاتی خود دید که تشکیلات آن‌ها را تمدید می‌کرد و از این جهت تمام قد مقابل آقای احمدی‌نژاد ایستاد و تمام تلاش آن تشکیلات آن است که با ایجاد تنفر بین آقای احمدی‌نژاد و نیروهای مذهبی تنور تشکیلات خود را گرم نگه دارند در حالی‌که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در شاخصه‌ی اصول‌گرایی حقیقی و ایمان و هویت اسلامی و انقلابی، اعتقاد به آزاداندیشی و کرامت انسانی، ایمان به مردم می‌دانند. آیا آن اصول‌گرایی که مقابل آقای احمدی‌نژاد ایستاده از این جنس است؟ می‌گویید متأسف هستید که به خاطر شماتت‌های رهبری بر سر یک مسئله‌ی خاص از آقای احمدی‌نژاد بنده از حمایت کلی خود از آقای احمدی‌نژاد دست برداشته‌ام. مگر حمایت‌های بنده جزئی و فردی بوده که حالا از آن گفتمان دست بردارم در حالی‌که چه ما بخواهیم و چه نخواهیم تاریخ آینده گواه خواهد بود که این گفتمان از آقای احمدی‌نژاد منفک نیست و ذوق‌زدگی‌های اصول‌گرایانِ حزبی دیری نمی‌پاید که به یأس عمیق تبدیل می‌شود به طوری‌که مجبورند مثل اصلاح‌طلبانِ افراطی دست زن و فرزند خود را بگیرند و به همان خارجی بروند که فرزندانشان مشغول تحصیل هستند. به نظرم این حرف شما را می‌فهمم که متوجه شده‌اید بازوان رهبری شرحه‌شرحه شده است و به‌واقع اگر شرایط فراهم بود رهبری عزیز در عزمی که برای نظام‌سازی دارند برنامه‌های بلندی را مطرح می‌نمودند و وقتی عمق خطر را می‌توان احساس کرد که متوجه باشیم امثال آقای هاشمی در رابطه با نفی گفتمان دولت آقای احمدی‌نژاد این روزها حرفش این است که: "بعضی از شخصیت‌ها، اعم از روحانی و غیرروحانی، خام این جریان و تفکر شدند و آن‌چنان مورد حمایت قرار دادند که اکنون به‌رغم فهم اشتباهات گذشته، روی بازگشت و اعتراف به خطا و اشتباه را ندارند و خلاف میل قلبی و عقلی خود دست از حمایت از این بلیه برنمی‌دارند." شما از این سخن آقای هاشمی به این نتیجه نمی‌رسید که ایشان مقابل گفتمانی است که رهبر عزیز تمام قد از آن گفتمان دفاع کردند و آن را وسیله‌ی نزدیکی انقلاب به اهداف الهی‌اش می‌دانستند؟ آفرین که گفتید دعایم می‌کنید که خداوند هدایتم کند، خدا می‌داند با تمام وجود و از همه‌ی جهات به این دعا محتاجم، ولی نمی‌دانم چرا منِ عامی را جزء خواص حساب کردید؟ آنچه در آخر موجب تعجب بنده شد آن بود که از بنده انتظار ندارید با دیدن یک یا چند اشتباه از آقای احمدی‌نژاد از حمایت ایشان دست بردارم، زیرا آن اشتباهات شخصی بوده ولی گفتمان و تفکر آقای احمدی‌نژاد یک فکرِ ماوراء امور جزیی آن فرد است و بنده هم دقیقاً حرفم نسبت به بعضی‌ها همین است که شما از ابتدا هم آقای احمدی‌نژاد را درست انتخاب نکرده‌اید وگرنه این‌طور راحت به آن تفکر پشت نمی‌نمودید به طوری که دشمنان انقلاب را در فریب‌دادنتان امیدوار کنید. حال از شما این سؤال را دارم؛ مگر شما مباحث بنده را به خاطر شخص بنده دنبال می‌کردید که حالا با آن‌ها خداحافظی کرده‌اید؟ اگر مخاطب مباحث بنده عقل خوانندگان و شنوندگان بوده که خداحافظی با عقل یعنی چه؟ و اگر مخاطب مباحث بنده احساسات افراد بوده که از ابتدا با احساس به میدان آمده بودید، چقدر خوب است که به این آگاهی رسیدید که از ادامه‌ی کارهای احساسی دست بردارید. این‌ همان معمایی است که باید برای خودمان حل کنیم. سؤال شما تا این‌جا بود و بنده هم تا همین‌جا حرف زدم وگرنه حرف‌هایی هست که وقتش نرسیده .موفق باشید
3665
متن پرسش
سلام:شما در جواب سوال 3637فرمودین از اشتباهاتشان بگذریم و خائن سازی نکنیم! حالا که نوبت خودتان رسید بله؟پس آقای خاتمی هم اگر اشتباهی کرده بگذریم چرا شما نمیگذریدچرا مرتب شما و روزنامه کیهان خطاههای خاتمی را پیراهن عثمان کردید و تو سر شون می کوبید. ما شاگرد شما هستیم اما خاتمی را دوست داریم و به این سید جلیل القدر افتخار می کنیم و به شما هم هم چنین . اما انصاف داشته باشید!موسوی و کروبی که حسابشان جداست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جواب آن سؤال عرض کردم خائن‌سازی نکنیم و همیشه از این جهت نسبت به روزنامه‌ی کیهان گله‌مند بوده‌ام که همه را با یک چوب می‌راند و هرگز معتقد نیستم امثال آقای خاتمی اهل خیانت است هرچند انتقاداتی اساسی نسبت به ایشان دارم ولی ایشان در آخر دولت‌شان پیشنهاد رهبری را عمل کرد که فرمودند خودتان معاهده‌ی تعلیق در مورد انرژی هسته‌ای را تعلیق کنید و ایشان این کار را کرد. موفق باشید
3633
متن پرسش
سلام در مورد انتخابات می خواستم بپرسم آیا این که ما همه همه افراد را بدون در نظر گرفتن شرط خاصی (فقط سن) لایق رای دادن بدانیم درست است؟ مثلا کسی که سنش بالاست و نمی تواند به دنبال وظیفه رفته اصلح را شناسایی کند، چه؟ حتا به دنبال شناسایی احزاب هم نمی تواند برود؟ کسی که سیاست اصلا برایش مهم نیست و حقیقتا به دنبال شناخت حق نیست و شاید اگر حق برایش محرز شود قبول کند، اما خود به دنبال حق نمی رود و با دادن رای ای -که فقط دادنش برایش مهم است- سرنوشت کشور را به جایی می برد، چه؟ آیا بهتر نیست شرایط طوری باشد که نظام اسلامی معطل این عده نماند و نظر این عده چندان تاثیری نداشته باشد؟ چون ما دیگر فقط یک کشور بین همه کشورها نیستیم می خواهیم با داشتن بهترین افراد تمدن سازی کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این شرایط شرایط ایدآلی نیست ولی در حال حاضر چاره‌ای نیست تا جامعه إن‌شاءالله به آن بصیرت لازم برسد و یا خبرگان جامعه نقش اصلی را داشته باشند. موفق باشید
3629
متن پرسش
سلام علیکم چراازدیده حکومت جمهوری اسلامی ایران ساکتین خاءن محسوب میشوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در مقابل یک خیانت بزرگ که عبارت بود از براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی بی‌تفاوت بودند. ولی مواظب باشیم به‌راحتی به هرکسی انگ خیانت نزنیم. موفق باشید
3573
متن پرسش
باسلام. 1.اگر قائل به این باشیم که در برزخ هم سلوک ادامه دارد اما سلوک علمی آیا سنی ها(قاصر یا مقصر)آنجا اگر سلوک علمی کند و به حقانیت امام علی علیه السلام پی ببرد آن دنیا شیعه می شود یا نه؟ 2. آیا لعن میرحسین و کروبی جایز است و آیا توبه این افراد پذیرفته می شود یا نه؟ 3. نظر شما در مورد اظهارات جدید آقای عسگر اولادی که گفته اند میرحسین و کروبی فتنه گر نیستند چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- سلوک در برزخ بر اساس جهت‌گیری‌های این دنیا است، اگر کسی جهت‌گیری‌اش در این دنیا به سوی اهل‌البیت«علیهم‌اللام» نباشد رجوعی به آن عزیزان در آن دنیا ندارد تا متوجه حقانیت آن‌ها شود 2- نقد علمی و سیاسی جایز است ولی به‌کاربردن این واژه‌ها شأن ما نباید باشد 3- ممکن است سلیقه‌ی سیاسی بنده با جناب آقای عسگراولادی متفاوت باشد ولی سخنان ایشان قابل تأمل است و نباید با نگاه حزبی و روزنامه‌ای به سخنان ایشان نظر کرد و از دل سوزی ایشان غفلت کنیم. موفق باشید
3530
متن پرسش
با سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی...با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در مورد "انتخابات ازاد" وهشدار به کسانی که با سخنان خود جدول دشمن را کامل می کنند وسخنان دکتر احمدی نژاد در مورد اتخابات ازاد (اصل بر رأی مردم است. انتخابات آزاد، حق مردم است؛ هم اصالت دارد، هم ضرورت دارد و هم اهمیت دارد. در اینکه بخواهند برخلاف قانون اساسی، صلاحیت‌های رئیس جمهور را ببندند به نظر عده‌ای که ملت هیچ حقی به آنها نداده است ...انتخابات باید آزاد باشد و هیچ کس نباید حتی در ذهنش این باشد که در انتخابات اثر بگذارد یا دخالت بی‌جا کند و ما هم در همین رابطه در خدمت ملت هستیم...) 1-تفاوت سخنان رییس جمهور با سایر افرادی که از این کلید واژه استفاده کرده اند (همچون هاشمی وخاتمی و...)در چیست؟2-به نظر شما اقای احمدی نژاد نیز مورد خطاب تذکر رهبری هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان‌طور که خودتان متوجه‌اید عده‌ای می‌خواهند نظام اسلامی را متهم کنند که در انتخابات تقلب می‌کند و این‌طور شایع کنند که مردم طرفدار آن‌ها بوده‌اند ولی نظام اسلامی در صندوق‌های رأی تصرف کرده، که مقام معظم رهبری به این افراد تذکر دادند که مواظب باشید با این حرف‌ها پازل دشمن را کامل نکنید. ولی سخن رئیس جمهور به عنوان مجری انتخابات حرف دیگری است و می‌خواهد بگوید نباید مجلس کاری بکند که کار از دست رئیس جمهور و وزارت کشور خارج شود، باید کاری کرد که مردم بتوانند آزادانه به آن کسی که می‌خواهند رأی دهند، رأی بدهند. موفق باشید
3480
متن پرسش
سلام استاد یه چندتا سوال ازتون پرسیده بودم که لطف کردینو برام فرستادین- اما سوال جدیدم اینه که 1-چطوری باید شرایط تاریخی و پیچ تاریخی که توی اون هستیم را بشناسیم ؟راهی هست که حداقل بتونم در این باره یه راهنمایی بگیرم؟ 2-برای انتخابات در راه بنظر شما زوده از الان وارد شیم؟ 3-بنظر شما جبهه پایداری باید چیا داشته باشه که بشه بهش امید داشت و میشه نظرتونو در مورد افراد این جبهه بفرمایین؟ 3-من اگه بخوام یه فردی بشم که سیاسی تر از اینی که الان هستم بشم(البته الانم چیزی نیستم1!!)باید از کجا شروع کنم ؟برای این راه تنها برم یا اگه شد دست چند نفر دیگه ام تو تکامل سیاسی خودم بگیرمو راه بیوفتم؟ 4-استاد من خیلی دوست داشتم شما مارو مستقیم تو سیاست راهنمایی کنید از نزدیک می دونم خواسته بزرگیه و برای من خیلی زیاده اما اگه ما چند تا دانشجو باشیم که واقعا به خدا توکل کردیم تا بتونیم باری از دوش مولامون بر داریم هرچند که بارم میذاریم !!و از شما بخوایم یه چند جلسه واسه ما هم وقت بذارین قبول میکنید ؟؟خیلی بی ادبانه خواسته مو از کسی مثل شما خواستم اما .... لطفا خصوصی باشه به امید ظهور فرزند مادرم زهرا....
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- پیشنهاد می‌کنم جزوه‌ی « جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و جریانات سیاسی در آینده» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید شاید نگاهمان را به شرایط تاریخی که در آن قرار داریم بیندازد ولی در هرحال روح تاریخ قابل فهم به علم حصولی نیست باید نمونه‌‌های موجود در تاریخ خود را کالبدشکافی کرد تا آن روح کشف شود و بتوان آن را احساس نمود کاری که رهبر معظم انقلاب انجام می‌دهند 2- با اشارات رهبری باید عمل کرد 3- حُسن جبهه‌ی پایداری آن است که متوجه شده‌اند باید از اصول‌گرایی حزبی عبور کرد و از نظر ذهنی با آزادی بیشتر تصمیم گرفت، ولی در مورد آقای احمدی‌نژاد آن هوشیاری که امثال دکتر الهام از خود نشان داد از خود نشان ندادند. امید است در آینده خوب‌تر عمل کنند 4- بر مبنای سخنان رهبری تقیّد افراد و گروه‌ها را ارزیابی کنید تا با نگاه سالمی سیاست را دنبال بفرمایید و در این راستا به آن‌چه رسیدید به دوستانتان نیز کمک کنید. بنده در جلسات شنبه سعی می‌کنم مثال‌هایی که باید در رابطه با آیات قرآن بزنم مثال‌های روز باشد و به نظرم این راه خوبی است برای درست‌تحلیل‌کردن موضوعات جامعه، زیرا مبنایمان آیات قرآن است. امید است در این راه قرآن دستمان را بگیرد. موفق باشید
3133
متن پرسش
در سؤالات گذشته ما از شما پرسیدیم: «به نظر ما کسانی که فتنة88 را برپاکردند، معتقد به بی‌تقوایی بودند. آیا به نظر شما هر کسی که معتقد به بی‌تقوایی باشد، مبتلا به فکر غربی است؟»، و شما در پاسخ فرمودید: «انسان‌هایی که به امیال نفسانی خود اصالت دادند، فرهنگ غرب را انعکاس آن امیال می‌یابند و لذا گریزی از پذیرفتنِ عقل غربی ندارند.»، ما از این پاسخِ شما برداشت می‌کنیم که پاسخِ آن سؤال‌مان مثبت است و هر کس به میزانی که تابع امیال نفسانی‌اش است، مبتلا به فکر غربی است. من نفهمیدم شما چگونه بین «بی‌تقوایی» و «عقل غربی» تلازم می‌بینید؟ و از طرف دیگر تمدن غرب را هم مبتنی بر «تغییر طبیعت» می‌دانید؟! 1- آیا مردمِ تمدن‌های گذشته که بی‌تقوایی داشته‌اند، مبتلا به «فکر غربی» (یعنی تغییر طبیعت) بوده‌اند؟! 2- پس آیا تمام تمدن‌های گذشته بر پایة تغییر طبیعت بوده‌است؟ حتی تمدن‌هایی که مثل تمدن فراعنه سعی می‌کرده‌اند نیروهای طبیعت را به طور طبیعی در اختیار بگیرند؟ 3- آیا شما تمدن غرب را ادامة همان تمدن مصر می‌دانید و هر دو را بر پایة «تغییر طبیعت» می‌دانید؟ (سؤال 2 و 3 درواقع یک سؤال است به دو عبارت متفاوت.)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هر نوع تغییر طبیعت بی‌تقوایی نیست، آن نوع نگاهی که برای طبیعت ساختاری حکیمانه قائل نیست و در این راستا بر اساس میل خود به تغییر طبیعت می‌پردازد تا صرفاً نفس امّاره‌ی خود را ارضاء کند، گرفتار بی‌تقوایی است و از این جهت نمی‌توان بگوییم چون تمدن غربی معتقد به تغییر طبیعت است پس هر تمدنی که معتقد به تغییر طبیعت است غربی است و معتقد باشیم از آن‌جایی که طرفداران فتنه‌ی 88 نگرش به غرب دارند پس هرکس در فتنه‌ی 88 بوده معتقد به تغییر طبیعت است. زیرا ممکن است اساساً طرف در فتنه‌ی 88 باشد بدون آن‌که متوجه رویکردغرب به طبیعت باشد. بنده فکر می کنم با توجه به این که می توان یک موضوع را «من وجه» قبول داشت و نه باالکل پس نمی توان گفت: اگر جریانی غرب را پذیرفت تمام لوازم فلسفی آن را هم پذیرفته است و بعد بخواهیداین نتیجه را مبنای تفکر خودتان برای ادامه فکر روی موضوع قرار دهید.موفق باشید
2951
متن پرسش
سلام استاد. من پرسشی داشتم: استاد بنده حقیر از طرفداران نظام جمهوری اسلامی و معتقد به اصل ولایت فقیه هستم. یک زمانی قاطبه مردم ایران طرفدار برقراری نظام اسلامی بودند، اما همانطور که خودتان می دانید بخش کثیری از مردمکشور ما دیگر عقیده ای به ولایت فقیه و و جمع دین و سیاست نیستند. آنها نوع تفکر و نگرش ما را نمی پذیرند آنها اسلام را در حد شخصی و حیطه قلب خود می خواهند. دلشان نمی خواهد روحانیون بر ایشان حکومت کنند. دوست ندارند قوانی قرآن بر آنها حاکم باشد (البته ناگفته نماند بخش عمده ای از این موضوع به عملکرد غلط پاره ای از مسئولین و سوءاستفاده ایشان از موقعیت خود می باشد و اینکه انتظارات مردم از یک حکومت اسلامی بر آورده نشد و اینکه ریا و دوری زیادی را از بخشی از افراد حکوتی دیند که اتفاقا اقدامات آن عده تاثیر زیادی بر زندگی مردم گذاشت). خلاصه استاد من که واقعا شیفته نظام اسلامی هستم و دلم میخواهد جمیع مردم هم یکدل و همصدا همینگونه باشند ولی به هر دلیل دیگر اینطور نیست. در بعضی جاها آمده است پیامبر چندین بار به رای مردم رجوع کردند و یا امام علی علیه السلام تا زمانی که مردم نخواستندشان حکومت نکردند و بعد هم مردم نخواستند و رها کردند و... آیا ما باید به قیمت نارضایتی مردم به فکر حفظ نظام باشیم؟ مگر ما حدیث نداریم که با کفر می شودحکومت کرد ولی با ظلم نه؟ آیا یک حکومت لائیک بهتر از حکومت اسلامی نیست که بخش عمده ای از مردم آن را نمی خواهند؟ اگر واقع بینانه نگاه کنیم و نخواهیم خودمان را گول بزنیم به این واقعیت می رسیم که بخش قابل توجهی از مردم ما این شیوهحکومت را قبول ندارند. حال یا آن را درک نمی کنند، یا هرچیز دیگر...ایا اگر ائمه بودند به هرقیمتی حکومت را حفظ می کردند؟ چه اشکال دارد یک رفراندوم بگیریم و حداقل دیدگاههای سایرین را هم لحاظ کنیم؟باستاد نظر شما چیست؟(هرچند تاکید می کنم من مایلم حکومت شیعی ما بماند نام علی بماند، ام القرای جهان اسلام باشیم، اما مگر صرفا امثال من حق داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به این دلیل بنده معتقدم مردم اصل نظام اسلامی را نسبت به سایر نظام‌های موجود ترجیح می‌دهند که بیش از پنجاه‌درصد در انتخابات شرکت می‌کنند، چون شرکت در انتخابات به معنای آن است که معتقدند در همین بستر می‌توانند به نتایجی که می‌خواهند برسند. از طرفی هیچ‌وقت هیچ نظامی برای بود و نبود خودش اقدامی انجام نمی‌دهد، رفراندم برای آن است که بخواهند یکی از رویکرد های نظام را تغییر دهند مثل رفراندمی که در اخر عمر حضرت امام جهت تغییر بعضی مواد قانون اساسی انجام شد. ولی تغییر نظام چیز دیگری است ،مثل همان‌طور که مردم با نظام شاهنشاهی درگیر شدند و معلوم شد آن نظام پشتوانه‌ی مردمی ندارد. اگر فکر می‌کنید واقعاً مردم نظام را نمی‌خواهند باید کار به این‌جا بکشد، مثل همان چیزی که در مصر به‌وجود آمد. این تصور که مردم نظام اسلامی را نمی‌خواهند در تصور مجریان فتنه‌ی سال 88 بود و فکر کردند اگر بستر را فراهم کنند مردم همان‌طور عمل می‌کنند که بعداً در مصر پیش آمد، ولی ملاحظه کردید وقتی مردم برای نظامشان احساس خطر کنند مثل 9 دی همه به پشتیبانی نظام می‌آیند هرچند انتقاد داشته باشند. موفق باشید
2738
متن پرسش
سلام استاد گرامی نظر شما در مورد انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیست؟ آیا فشار این گرانی بر مردم موجب روی کار آمدن فردی میانه رو در حوزه ی سیاست خارجه می شود؟ وظیفه ی ما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده امید دارم از طریق عبور از حیله‌های دشمن در امور اقتصادی یکی دیگر از توانایی‌های انقلاب ظاهر شود و مردم با امید بیشتر در انتخابات شرکت کنند و فرد اصلح را انتخاب نمایند. موفق باشید
2348
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد بعد از فتنه 88 امام خامنه ای فرمودند که فتنهای پیچیده تر از این در راه است بعد از مدتی از این کلام نورانی بعضی از منتقدان دولت از جمله بعضی اطرافیان آیت الله مصباح حفظه الله (البته شاید موضع خود ایشان هم بوده است) گفتند منظور حضرت آقا از این فتنه گروه انحرافی دولت است وحسابی روی این قضیه مانور دادند وبعد از اینکه لیدر این گروه یعنی آقای مشایی از صحنه تلویزیون محو شد باز جنگ ودعوا که آقا کجا رفته. گذشته از اینکه این نوع برخوردها با یک جریان سیاسی وحتی انحرافی درست است یا درست نیست آیا واقعا از جملات رهبری همینطور بر می آید که منظور ایشان همین بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با توجه به سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در ملاقات با هیئت دولت و این‌که فرمودند: «در این سال‌هایی که دولت نهم و دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزش‌های انقلاب ....... کاملاً برجسته شده»، باید طوری مسائل را تحلیل نکنیم که مخالف نظر رهبری باشد. موفق باشید
2133
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بند کتاب علل تزلزل تمدن غرب شما را می خوانم در صفحه 142 کتاب در نقد دموکراسی آورده اید که ( آنچه امروز تحت عنوان دموکراسی مطرح است این نیست که عده ای کثیر بر روی حقیقتی متعالی اتفاق نظر کنند بلکه بدون نظر به هیچ حقیقتی صرفا میل مردم نقش بازی میکند ) و اینکه ( نقش رهبری انسان های برگزیده وحتی وجود آنها با دموکراسی سازگار نیست دموکراسی کسانی را روی کار میآورد ه برتر از بقیه نیستند تا بقیه را به طرف کمال رهنمون کنند) و اینکه شخص حضرت امام (ره) نیز در جایی می فرمایند( ما آن چیزی را که می خواهیم حکومت الله است.ما می خواهیم قرآن بر ما حکومت کند ما حکومتی جز حکومت الله نمی توانیم بپذیریم) من این را قبول دارم اما این جمله امام (ره)که می فرمایند میزان رای ملت است آدمی را به فکر می اندازد که اگر زمانی این ملت به دونه اتصال به وحدت (خدا ) رای به موردی غیر دینی و اسلامی دهند آیا باید براین تصمیم درحکومت اسلامی مهره تایید بخورد. مگرنه اینست که حضرت امام (ره) می فرمایند جزحکومت الله نمی توانیم بپذیریم در اینجا چه باید کرد؟نظام اسلامی حرکتش چگونه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حضرت امام در بستری که فقیه در رأس امور است و بستر حکومت الله فراهم است می‌فرمایند «میزان رأی مردم است» و وجود شورای نگهبان حافظ بستری است که رأی مردم در مسیر غیرالهی قرار نگیرد. موفق باشید
710
متن پرسش
سلام یک سوال از استاد طاهرزاده داشتم در مورد اینکه ایا عملکرد نظام در برخورد با مخالفین در سال گذشته(88) صحیح بود ؟ بعضی ها این شبهه را مطرح میکنند که بخاطر حوادث پیش امده درسال گذشته رهبری از عدالت ساقط شده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: عملکرد و برخورد رهبری«حفظه‌الها‌تعالی» بسیار حکیمانه و پدرانه بود، ولی برخوردهایی ناشیانه ای از بعضی مسئولین و یا افراد دیگر به چشم می‌خورد که حکیمانه نبوده ولی چون سران فتنه بهانه به دست افراد غیر مسئول داده‌اند مقام معظم رهبری «حفظه‌الهل‌تعالی» نتوانستند عمل افراد غیر مسئول را نقد کنند چون موجب تأیید طرف مقابل می‌شد، ولی با سخنان و عملکرد خود نشان دادند کدام روش را قبول دارند. موفق باشید
315
متن پرسش
سلام ایت الله جوادی املی که مراتب علمی ایشان برای همه بخصوص حوزه های علمیه روشن است.اما چرا ایشان موضع سیاسی خود را بخصوص در جریانات اخیر روشن نمی کنند که دستگاهای تبلیغاتی غرب ودشمنان ما از این موضوع سوء استفاده میکنند وضمن تعریف وتمجید از ابشان مقام معظم رهبری را میکوبند .مگر امام راحل رحمه الله علیه نفرمودند هر وقت دشمنان ما از کسی تعریف کردند بدانیداو راهش اشتباه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام دشمنان از هر بهانه‌ای استفاده می‌کنند تا نیّات پلید خود را پنهان کنند و حضرت آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله‌تعالی» در هر برهه‌ای از زمان مواضع خود را نسبت به کلیات نظام اسلامی روشن فرموده‌اند. در مورد ریاست جمهوری هم به جهت این‌که آقای احمدی‌نژاد در مناظره با آقای موسوی نام آقای هاشمی را آوردند، گله‌مند بودند و لذا پشتیبانی صریح از آقای احمدی‌نژاد نکردند، ولی این بدین‌معنی نیست که رقیب ایشان را تأیید نمودند. موفق باشید
نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!