بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: نقشه‌های دشمن، بصیرت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
جستجو در کتاب ها نتیجه ای نداشت
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
متأسفانه هیچ نتیجه ای در گفتارها پیدا نشد!
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13518
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: چندی پیش حضرت آقا در دیداری تاکید بر سه مورد خاص داشتند که یکی از آنها تقویت روحیه انقلابی بود خصوصا در جوانان. سوال بنده از محضر حضرتعالی در این مورد خاص است که در بستر حساس تاریخی حاضر قدم گذاشتن در مسیر تقویت انقلاب چگونه باید باشد هم از نظر فردی و اجتماعی و آیا اینکه تقویت روحیه انقلابی فقط اختصاص به قشر خاصی دارد و یا شامل همه آحاد ملت است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر به سوی حق نفی شیطان مستکبر و تقابله با او لازم است و امروز این مسیر با تقابل با مظهر استکبار یعنی شیطان بزرگ عملی است و هرکس بخواهد در مسیر إلی اللّه قرار گیرد، راهی جز این راه ندارد. وگرنه همچون صوفی گوشه‌نشین با خیالات خود خوش است. موفق باشید

13450
متن پرسش
سلام: غرض از مزاحت، صرفا یه درد دله. بنده فکر می کنم با این توافق هسته ای و موفقیت های ظاهری دولت، دولت آقای روحانی و مخصوصا آقای ظریف توی دل مردم یه جایگاه خوبی پیدا کرده و حالا که به عنوان شخصی که باب دست دادن رو با اوباما باز کنه از سوی دولت انتخاب شده، هر کسی بهش اعتراض کنه، خودش محکوم میشه. منظورم اینه که کاری کردند که اگه الآن مقام معظم رهبری توی سه سخنرانی عمومی مثلا این کار رو محکوم کنه، خود ایشون محکوم میشن. چقدر این ها با تدبیر اهداف شیطانی شون رو دنبال می کنن. ثم فکّر و قدّر، فقتل کیف قدّر ببخشید مزاحم شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل آقایان در غفلت از تقابل تمدنیِ اسلام با استکبار است. و اساساً روح دینی در إزاء تقابل با استکبار شکوفا می‌شود و مفتخر به مددهای الهی می‌گردد. به همین جهت خداوند شاخصه‌ی روح شیطان را، استکبار و زیر بارنرفتنِ حق معرفی کرد و فرمود: «أبا واستکبر». و مسلّم امروز آمریکا مظهر تامّ و تمام استکبار و شیطان‌صفتی است و رئیس جمهور آمریکا نماد کامل شیطان در این دوران است و طبیعی است که دست‌دادن با رئیس جمهور آمریکا، یعنی دست‌دادن با شیطان و یعنی زیرپاگذاشتنِ همه‌ی عهدی که ملت مؤمن ایران با خدا بسته‌اند آن‌جایی که خداوند فرمود: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ» (60/ یس) ای بنی آدم! مگر عهد نکردی که شیطان را نپرستی که او دشمن آشکاری برای تو می‌باشد؟ و لذا هرگز نباید به بهانه‌ی رعایت احترام با شیطان دست داد. زیرا همه‌ی انبیاء«علیهم‌السلام» آمده‌اند تا بنی‌آدم، شیطان را تحقیر کند و آن را زیر پا بگذارد. نه آن‌که به بهانه‌ی رعایت احترام به آن دست دهد و عملاً با این‌کار، عهدی که همه‌ی انبیاء و اولیاء و امامان با خدا بسته‌اند را، زیر پا بگذارند. البته جنابعالی نگران نباشید، همیشه نقشه‌های شیطان به ظاهر، پیچیده، ولی در باطن ضعیف و بی‌نتیجه است به همان معنایی که قرآن عزیز فرمود: «الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً» (76/ نساء) كسانى كه ايمان دارند، در راه خدا پيكار مى‏كنند؛ و آنها كه كافرند، در راه طاغوت‏[ بت و افراد طغيانگر]. پس شما با ياران شيطان، پيكار كنيد! (و از آنها نهراسيد!) زيرا كه نقشه شيطان، (همانند قدرتش) ضعيف است. موفق باشید  

13426
متن پرسش
بسم الله سلام استاد یزرگوار: یک مسئله ای هست که مدت زیادی است ذهنم را درگیر کرده و جوابی نیافتم! کتاب «کربلا مبارزه با پوچی ها» را خوندم و همچنین «زیارت عاشورا اتحاد روحانی»! استاد هر کاری می کنم و هرچه تحقیق می کنم می بنم که این سینه زنی که الان در هیأت ها هست ظلم به امام (ع) است چون ما را در حجاب عمیقی برده! من با یک ساعت یا دو ساعت سینه زنی آن هم با سبک های این چنینی و آن چنینی و این شعر ها چطور راه امام حسین (ع) و مرام ایشان را بگیرم و ادامه دهنده ی راه امام در جایگاه تاریخی خودم باشم! خودم هم هیئتی هستم اما این سوال مدت زیادی ست که ذهنم را درگیر کرده گاهی حرفهایی می زنم در همین مورد و گاهی هم می ترسم که نکند با این حرف خدایی نکرده حضرت از دست ما ناراحت شوند! ولی چه کنم هر کاری می کنم جدیدا! این سبک مراسم ها در من جا نمی افتد البته به نیت قریت سعی می کنم شرکت می کنم و کمک هم می کنم اما نمی توانم خود را آرام کنم! چطور باید خروجی این هم هیأت این شود که عده ایی فقط بدهانی کنند به علماء و سیاسیون و هر کسی که دلشان بخواهد ... در ضمن ماشاءالله هم که کار انقلابی و آنچه مدنظر حضرت آقاست را انجام نمی دهند! چطور هیئت دم از امام حسین(ع) می زند اما نمی تواند جایگاه حسین های زمان ببیند و بشناسد و عمل کند ... ببخشید استاد درد دلی بود ... گفتم حرفهای دلم را بزنم که اگر خدایی نخواسته شیطانی ست بروم و خاکی بر سر گیرم با این همه حرفهای ناسنجیده اگر هم درست است فکری کنم بر اینکه این همه شعار چه سود ... البته می دانم هیأت های خوب هم در کشور داریم. منظور هیأت های رایج در همه جاست که ذکر حسین(ع) را چنان تند می گویند که با خود می گویم اگر امام اینجا حضور داشت چه می گفت!!! اگر صلاح دانستید خصوصی پاسخ دهید تا خدایی ناکرده دوستان ناراحت نشوند! خدا را شکر که با شما و تفکر به این نابی آشنا شدم ... الحمدالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام حسین«علیه‌السلام» به وسعت جواب‌گویی به ابعاد همه‌ی انسان‌ها در صحنه‌ی کربلا حاضر شده‌اند و هرکس به وسعت طلب خود، کمال خود را در حرکت آن حضرت جستجو می‌کند. نه بنا است که امثال شما در حدّ محدود حرکات هیئت‌های معمولی با حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» مأنوس شوید؛ و نه بنا است مردمِ معمولی در حدّ کتاب «حماسه‌ی حسینی» با حضرت مأنوس گردند! آری؛ یکی از وجوه عزاداری، هیئت است آن‌هم در محدوده‌ای مشخص، بیشتر از آن متذکرشدن از سیره‌ی امام است از طریق عالِمان فرهیخته. و این غیر از آن است که بعضی از هیئت‌ها حتی متذکر مراتب پایین سیره‌ی حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» هم نیستند، بلکه حجاب حرکت آن حضرت می‌باشند و دشمنان اسلام در این‌جا بی‌نقش نیستند. در هرحال باید به قامت بلند حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» از عرش تا فرش نگاه کرد تا تاریخی بس متعالی‌تر از تاریخ امروز برایمان رقم بخورد. موفق باشید

13272
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: منظور حضرت آقا (مدظله العالی) از بستن راه نفوذ بر دشمن چیست؟ با توجه به اینکه هنوز برجام به تایید مجلس نرسیده چرا حضرت آقا نفوذ دشمن را قبل از تایید برجام مطرح می کنند یعنی مثل اینکه تایید شدن یا نشدن برجام نافی نفوذ دشمن نخواهد بود. آیا پشت پرده، اتفاقاتی از طرف گروه های حامی دولت در جریان است که حضرت آقا مکرراً تاکید بر بستن راه نفوذ دشمن می کنند؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: فضایی که در دولت یازدهم ایجاد شده، بستر خطر نفوذ استکبار را به سرکردگی آمریکا فراهم می‌کند که جنایات و زشتی‌های آن‌ها فراموش شود و تنها راه‌کارِ مقابله با این نفوذ، تقویت روحیه‌ی ضد استکباری یعنی تقویت انقلابی‌گری راستینی است که مقام معظم رهبری بر آن تأکید دارند و حیات این ملت را در گرو این روحیه‌ی انقلابی و آزادمنشانه می‌دانند. موفق باشید   

13254
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. ۱. کتاب کشف الاسرار امام خمینی (ره) که ظاهرا چاپ نمی شود در مورد چیست؟ ۲. آمریکا شیطان بزرگ است دقیقا یعنی چه؟ از لحاظ معرفتی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «کشف‌الأسرار» در نرم‌افزار آثار حضرت امام هست و بیشتر جواب روحیه‌ی وهّابی‌گری درون تشیع است 2- همچنان‌که مقام معظم رهبری فرمودند آمریکا از آن جهت شیطان بزرگ است که علاوه بر این‌که چون ابلیس فریب می‌دهد، روحیه‌ی تجاوز و تجاوزگری را نیز در خود رشد داده است. موفق باشید

13140
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت: استاد لطفا نظر خود را درباره فتنه آینده معروف به فتنه اکبر بیان کنید. خواهشا این مقاله را در سایت مشرق بخوانید هر چند طولانیست اما بسیار مهم است و مصاحبه ای هست با دکتر متولیان کارشناس مسائل سیاسی در مورد فتنه بزرگ و موج سوم براندازی. حتی اگه فرصت ندارید حداقل بخشی از آن را بخوانید و نظر دهید. مصاحبه در این آدرس است. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/454230/ استاد واقعا فتنه ای به این ابعاد در راه است که بسیاری ار مسئولین نظام هم در آن سهم دارند؟ وظیفه ما چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان یک تحلیل از طرف کسی که با تعهد و دلسوزی دغدغه‌ی تحقق آرمان‌های انقلاب را دارد؛ تحلیلِ قابل توجهی است و موجب دقت و هوشیاری خواننده می‌شود. اما از آن‌جایی که ملت ایران در حیات توحیدی خود و عزم متعالی که در پیش گرفته‌اند، می‌دانند که در کجای تاریخ هستند بدون آگاهی از بسیاری از این نوع فتنه‌ها عبور خواهند کرد. بنابراین وظیفه‌ی ما بیشتر باید صرف فهم توحیدی شود که حضرت روح اللّه به این تاریخ برگرداندند و در متن چنین توحیدی است که فتنه‌ها خنثی و حیله‌ها به چیزی گرفته نمی‌شود و این است راز عبور نظام اسلامی از فتنه‌ها. موفق باشید

13075
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به فرمایشات شما در تفسیر آیه 64 سوره آل عمران به نظر می رسد که جنابعالی به تازگی رویکردی ثبوتی را نسبت به دنیای غرب آغاز کرده اید که قبلا اینگونه نبود و گویی مباحث جدید شما مکمل رویکرد سلبی باشد که قبلا در کتابهای غرب شناسی شما غلبه داشت و کمتر از این جنبه غرب را مورد تحلیل قرار می دادید. اگر این برداشت بنده صحیح باشد آیا می توان از شما تقاضا کرد که مقداری این رویکرد را تفصیل دهید تا ابهامات آن برطرف شود و در ادامه سیر غرب شناسی به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراحل حضور در تاریخی که در آن به‌سر می‌بریم چند مرحله است: یکی تذکرات آیات 51 تا 54 سوره‌ی مائده که متذکر عدم محبت به یهود و نصاری می‌شود. و یکی آیات 64 به بعد سوره‌ی آل‌عمران که متذکر روش گفتگو با اهل کتاب می‌باشد. و این غیر از آن است که از عدم محبت به آن‌ها غفلت شود. و دیگر آیات مثل آیه‌ی 69 و آیه‌ی 72 سوره‌ی آل‌عمران است که ما را متذکر جریان‌هایی در درون اهل کتاب می‌گردد که کارشان توطئه و تخریب است. ما در بحث آیات 64 به بعد خواستیم که عزیزان فراموش نکنند بین کلیّت گفتگو با اهل کتاب با توطئه‌گرانِ اهل کتاب باید تفکیک کرد. موفق باشید قرآن

13072
متن پرسش
سلام علیکم: سوال بنده در نظام کشورمان است که آیا واقعا این حکومت مورد تایید اسلام و اهل بیت (ع) می باشد؟ آیا در خط آنان سیر می کند؟ جناب استاد راستش بنده در مورد حقانیت نظام مدتی است که دچار شک و تردید زیادی شده ام. من نسبت به سنم جزو پر سابقه های بسیجم و طعنه و کنایه زیاد شنیده ام ولی الان می گویم نکند عمرم تباه شده و در زمره آنهایی باشم که قرآن فرموده گمان می کرده اند کار درستی انجام می داده اند. از یک طرف به دشمنانمان که دشمن اسلامند، به تهاجمات فرهنگی و عقیدتی علیه ملت، و به کفر و فسادشان، به وقایعی چون سال 88 و به دفاعمان از مظلومین نگاه می کنم و با خودم می گویم لابد حکومت ما به حق است و یا می شود گفت تنها حکومت به حق؛ اما از طرفی به آنچه در کف جامعه می گذرد یعنی آنچه که مردم (بما هو) مردم با آن سر و کار دارند نگاه می کنم مثل گرانی های روز افزون، افزایش طلاق، بی بند و باری جوانان و نوجوانان، از چشم افتادن روحانیت، اختلاف نظر مراجع بزرگ در مورد برخی مراسمات مثل روز قدس و 22بهمن، نبود آزادی پس از بیان و حصر برخی از علما و شخصیت ها، ظلم مردم به یکدیگر، فساد اداری و مالی مسولان و از همه بدتر دین گریزی مردم و... می گویم نکند به قولی این انقلاب از طرح های انگلیس و آمریکا بوده و یا به دست جریان نفاق افتاده است. و جالب اینکه بیشترین چیزی که می شنویم این است که مدام می گویند مردم باید قدر این امنیت را بدانند. کسی می گفت بنی امیه هم برای ادامه تسلط باید امنیت برقرار می کرد. همچنین به تازگی کتابی با عنوان (انتقاد از خود) که از مرحوم آیت الله منتظری است خوانده ام که گویا پاسخی است به چرایی مشکلات این مملکت اسلامی. لطفا پاسخی دهید که بتوانم حق و باطل را تشخیص دهم و همچنین در مورد کتاب مذکور توضیحاتی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعات آخرین نظرات آقای منتظری متوجه می‌شویم که این بنده‌ی خدا نمی‌دانسته است که در کدام تاریخ زندگی می‌کند! گمان ایشان در همین حدّ است که در این تاریخ هم می‌توان مثل پانصدسال پیش و هزارسال پیش زندگی کرد که این عملاً یک‌نوع سلفی‌گریِ خطرناکی را به همراه دارد. در رابطه با اصل انقلاب و جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی باید چند چیز را در نظر گرفت: اولا؛ ببینیم اگر این انقلاب با همه‌ی مشکلاتی که به همراه دارد، اگر واقع نمی‌شد کشور ما که مسلّم در آن صورت در ذیل آمریکا می‌بود، در چه شرایطی قرار می‌گرفت؟ و آیا روحیه‌ی حرّیت و آزادگی شیعه که وامدارِ نهضت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» هست، راضی می‌شد؟ ثانیا؛ آیا دشمن با انواع چالش‌هاییی که برای انقلاب ایجاد کرده است نمی‌خواهد ما به این نتیجه برسیم که انقلاب توانایی جواب‌گویی به نیازهای مردم را ندارد؟ در این صورت باید بر عهد خود با انقلاب تأکید کنیم، حتی اگر به مشکلاتی بدتر از این گرفتار شویم؟! یا با خواری تمام تسلیم پروژه‌ی دشمن اسلام شویم؟ ثالثاً؛ ما در تعریفی که از انسان و انسانیت داریم باید جایگاه انقلاب را و نسبت خود را با آن بررسی کنیم که آیا در فضای چنین انقلابی تنفس‌کردن به انسانیت خود معنا داده‌ایم یا چشم خود را هم بگذاریم تا هر ظلمی به هر شکلی در هرجایی واقع شود؟! رابعاً؛ فراموش نکنید که بسیاری از مشکلاتی که جهان بشری امروز را فراگرفته است لازمه‌ی فرهنگ مدرنیته است و خود مدرنیته تلاش دارد با طرح موضوعات «پُست‌مدرنیسم» و «ترانس‌مدرنیسیم» بلکه خود را از این مهلکه‌هایی که خود ایجاد کرده است رهایی دهد. بزرگان اندیشمند غربی می‌گویند مدرنیته همه‌ی سنت‌ها را ویران کرد تا خودْ بماند، حال خودْ در حالِ ویرانی خود است. سؤال بنده از جنابعالی آن است این موضوع جهانی را باید مثل عوام به پای انقلاب اسلامی بنویسیم؟! یا آگاهانه متوجه‌ی تاریخی باشیم که در آن به‌سر می‌بریم؟ موفق باشید

12798
متن پرسش
سلام علیکم: ولی استاد گویا فتنه ای بس عظیم در راه است، فتنه ای که در انتخابات با سیاه نمایی مریدان هاشمی نسبت به دولت قبل و افراطی خواندن انقلابی گری و بیانیه خوان خواندن تیم مذاکرات قبلی شروع شد و باعث شد دولت به دست طیف هاشمی بیفتد و بعد با ادامه سیاه نمایی و از «مقام معظم رهبری» دم زدن و خلاف حرف ایشان عمل کردن و گاها نیش و کنایه به منویات ایشان زدن (دغل بازی) و چپ و راست در سخنرانیها اعتقاد به شعارهای انقلاب را شعارزدگی و افراط معرفی کردن و مسامحه را اعتدال و تکنوکراسی را تدبیر معرفی کردن، ادامه پیدا کرد و حالا با دل بستن به توافقی که بعضا ملاحظات رهبری را مراعات نکرده و ایشان هم هیچگاه آن را تایید نکردند و از امام حسین (ع) و امام حسن (ع) مایه گذاشتن برای جا انداختن آن و فتح الفتوح خواندن آن و به راه انداختن جشن و ایجاد امید کاذب در مردم و با این خیال که اگر رهبری مخالفت کنند مردم در مقابلش قرار می گیرند و نمی توانند مخالفت کنند و در شرایطی که به مجلس امیدی نیست و اکثریت اعضای شورای امنیت هم به نفع دولت است، کرسی های مجلس را نشانه رفته اند (همانطور که ظریف سال گذشته در نیویورک گفت)، و وایلا اگر مجلس ششمی دیگر رقم بخورد، آه از دل سید علی خامنه ای، ان شاءالله که این گونه نباشد و بنده در این دیدگاهها دچار افراط شده باشم. شرمنده که وقتتان را گرفتم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته باید سعی کرد مسائل را تا آن‌جا که ممکن است فراجناحی نگاه کرد و شاید از این جهت بنده با شما هم‌عقیده نباشم، ولی در هرحال همیشه این فتنه‌ها و تحریف‌ها بوده و فتنه‌گران چون متوجه حضور انقلاب اسلامی به عنوان امر الهیِ این دوران نیستند همواره با شکست روبه‌رو خواهند شد و به شما قول می‌دهم مثل آخر دورانِ اصلاحات به آن‌چنان یأسی می‌رسند که خواهند گفت: آخرین میخ را به تابوت اصلاحات زدیم. هنر ما است که مواظب باشیم طرفداری ما از انقلاب و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه»، جناحی و حزبی نباشد. موفق باشید

12755
متن پرسش
به اسم رب عادل: با عرض سلام و احترام محضر آقای استاد طاهرزاده: پیرو پرسش و پاسخ شماره 12731 فرموده اید هیچ نظامی برای نابودی خود قانون تصویب نمی کند. با پذیرش این سخن، می توان نتیجه گرفت که اگر یک نظام ولایی و دینی (که در حقانیت آن شکی نیست و قابل قبول قلب سلیم انسانی است) در ابتدای شکل گیری به آرای مردمش متکی است و بر اساس آراء مردم شکل بگیرد، بعد از شکل گیری به دلیل بد عمل کردن مسئولین و حکمرانان (نه خود اسلام یا برنامه حکومتی)، اگر با مقبولیت عمومی همراه نگردد ( مثلا در یک همه پرسی همگانی)، این حکومت دینی و الهی می تواند به اجبار به حکومت خود ادامه دهد زیرا که هیچ نظامی برای نابودی خود قانون تصویب نمی کند!!!!! اگر این برداشت بنده از چندین مکاتبه اخیر صحیح باشد، این امر چیزی به غیر از استبداد دینی نمی تواند باشد مگر اینکه دلیلی منطقی برای رد آن بیان فرمایید. و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم وقتی مسئولین نظام اسلامی تعمداً و با اراده‌ی خود خلاف اسلام عمل کنند دیگر آن نظام، اسلامی نیست و مردم متدین مثل همان کاری که با نظام شاهنشاهی کردند با آن نظام باید بکنند. ولی به قول کسروی، انگلستان نگذاشت مردم مزه‌ی نظام مشروطه را بچشند و لذا نسبت به آن بی‌تفاوت شدند در حالی‌که باید دستِ بیگانه را در صحنه می‌دیدند. در شرایط حاضر نیز باید بین ناکارآمدیِ نظام اسلامی و فتنه‌هایی که برای ناکارآمدیِ نظام اسلامی پیش می‌آورند، تفاوت قائل بود وگرنه به‌جای رفع مشکلات نظام، خود را در دامن دشمنان خود می‌اندازیم، کاری که بعضی سران فتنه بعد از شکست فتنه با پناه‌بردن به آمریکا و اروپا انجام دادند. موفق باشید

12707
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آقای روحانی در توجیه توافق هسته ای می گویند سی سال است دارند ایران هراسی می کنند و به این مضمون که ایران را مقابل جامعه جهانی قرار داده ایم. اولا مسئله هسته ای دوازده سال است مطرح است. ثانیا این مسئله را آقای روحانی چنان مطرح می کنند که گویا با حل مسئله هسته ای مشکل انقلاب اسلامی با غرب رفع می شود البته بدون آنکه صراحتا بیان کنند (یعنی نفاق). هر کودک دبستانی هم می فهمد که این توافق گشودن دروازه ای است برای ورود دشمنان انقلاب اسلامی، مگر غیر از این است که ما بر اساس این توافق حداقل پانزده سال باید با آمریکایی ها چانه زنی کنیم و سیاست خارجی دولت فقط همین خواهد شد چنان چه در این دولت تا کنون همین بوده ولا غیر. سوال من این است که در مقابل چنین هجمه ای چه کسی باید بایستد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در جواب سؤال‌های 12691 و 12682 و 12684 و 12702 داشته‌ام. موفق باشید

12702
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: پیرامون توافق سوالی داشتم: اینکه این توافق الان منتظر تایید و تصویب مجلس است و طبق گفته ی کارشناسان از جمله آقای ایزدی و و بذرپاش و نبویان و ... حدود 98 درصد از خطوط قرمز در توافق رعایت نشده است. حال اگر این توافق که خطوط قرمز نظام که اشاره به عزت و استقلال کشور و نظام است در آن رعایت نشده باشد بخاطر جوسازی ها و فشار ها و ... مجلس تصویب کند این توافق را حال آیا رهبری می توانند باز جلوگیری کنند؟ اگر جلوگیری نکنند پس عزت و استقلال و منافع کشور و مردم و انقلاب چه می شود؟ آیا این توافق هم به حضرت آقا تحمیل می شود در صورت تصویب مجلس مانند قظعنامه ی 598 یا خیر؟ ما که به آقای لاریجانی امیدی نداریم همانطور که طرح هسته ای نمایندگان را عوض کردند الان هم اتفاقاتی بیفتد از جمله جوسازی ها و فشارها و .... یا که مجلس را دور بزنند و توافق را تصویب کنند ... و سوال پایانی: اگر توافق تصویب شد نه از روی حق بودن بلکه بخاطر شرایط سیاسی وظیفه ی ما چیست؟ اگر امکان هست جواب را ایمیل بفرمایید. تشکر استاد گرامی بی صبرانه منتظرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال‌های شماره‌ی 12682 و 12684 و 12691 اشاره‌هایی داشتم، موضوع موضوعی نیست که بخواهیم با نظر به یک وَجه آن از وجوه دیگرش غفلت کنیم. آری! در بستر توافق‌نامه ابهاماتی نهفته است که یک وَجهِ تعبیر آن همان است که منتقدین با نگرانی مدّ نظر قرار داده‌اند و با عدم اطمینان به رقبای ما نگران تعبیر مناسب منافع خود از بندهای موافقت‌نامه دارند. ولی وجوه دیگر آن را که تیم مذاکره‌کننده مدّ نظر دارند نباید نادیده گرفت. مسئله‌ی بسیار حساسی است در تاریخی بسیار حساس، هنوز برای قضاوت زود است. موفق باشید

12691
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این بار شما در مورد خوشبینی در مورد مذاکرات شکست خوردید؟ ما که از حرص تمام ناخنهایمان را خوردیم البته بعد از افطار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چرا باید این اندازه حرص بخورید؟! و این‌که باید حکیمانه و از سر درایت تمام وجوه موضوع را در این تاریخ بنگریم، گوارایتان باد. در هر صورت موضوع بسیار حساس و پیچیده و کثیرالأضلاع است. نه آن‌چنان است که ما مجبور به پذیرش محدویت‌هایی نشده‌ایم، و نه آن‌چنان است که تماماً موضوع را به عنوان یک شکست تلقی کنیم، هرچند که آن سخن هنوز پا برجا است که خطر نفوذ آرمان‌های آمریکایی به اسم ارتباط با آمریکا در فضایی که بعضی از دولتمردان ایجاد می‌کنند قابل توجه است. موفق باشید

12684
متن پرسش
23 / 4 / 1394 توافق هسته ای؛ ما و آینده چند وقتی است که پرونده پیچیده هسته ای ذهن بیشتر مردم ما را درگیر کرده بود. اقشار مختلف با نگاه هایی متفاوت به آن می نگریستند. امروز پایان این نگاه ها بود. هرچه بود اتفاق افتاد و تاریخ درباره آن قضاوت خواهد کرد. رهبر از مذاکره کنندگان تشکر کرد اما از توافق نه. شاید اسرار مگو باشد که ما محرم نیستیم. محرم راز دل شیدای خود کس نمی بینم ز خاص و عام را. شاید رهبر و راهبر ما در زمان غیبت امام معصوم بر خلاف شادی هایی که مردم در کوچه و خیابان برای توافق می کنند؛ ظاهری آرام و دلی نگران برای آینده دارد. آینده ای که گرگان زمانه در پی آنند که از دریدن در آن باز نمانند. حال پرسش اینجا ست که چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 12682 جلب می‌کنم، تأکید باید کرد مواظب جاده‌ای باشیم که بعد از توافق هسته‌ای بین ما و آمریکا باز می‌شود و از تبدیل‌کردنِ دشمن به دوست غافل گردیم. در حالی‌که هنوز ما به اندازه‌ی کافی با افرادی از داخل روبه‌روییم که آمریکایی‌شدن را آرمان خود می‌دانند و متوجه‌ی آن نوع حیات قدسی که انقلاب اسلامی برای ما پدید آورده است، نیستند. موفق باشید

11999
متن پرسش
سلام: استاد حکومت اسلامی، موظف است رویکرد امت محور داشته باشد یا ملت محور؟ آیا می تواند از درآمدهای یک کشور اسلامی، برای فقرای دیگر کشورهای اسلامی هزینه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم رویکرد حکومت اسلامی امّت‌محور است به آن معنا که مردمی در صحنه هستند که برای خود امامی را انتخاب کرده‌اند و در ذیل نور هدایت آن امام عمل می‌کنند که به اصطلاح امروز می‌توان آن را تحت عنوان نظام «مردم‌سالاری دینی» نام برد 2- ولیّ فقیه از انفال که مخصوص امام است می‌تواند هرجا که مصلحت اسلام بود خرج کند، این علاوه بر آن است که مردم می‌توانند اموال خود را برای فقیر هر کشور که بخواهند مصرف کنند. موفق باشید

11845
متن پرسش
سلام علیکم استاد: امیدوارم خبط و خطای بنده را پیشاپیش ببخشید. استاد بنده با اعتراف به این که تمام چهارچوب های دین فهمی خود را مدیون شما هستم، ولی چه سود که از چهارچوب های اساسی شما پاسداشت تفکر است و مقلد نساخته اید تا به به بگوییم و رد شویم. حقیر نوع نگاه تاریخی شما به مسائل را درک نمی کنم. به بیانی اساسا نگاه فلسفی نهفته در تحلیل های سیاسی شما که تاریخ را مدام رو به جلو می دانید را به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی دانم. می خواهم مثال های نوع مواجهه این چنینی شما را عرض کنم. روشن ترین مثال بحث آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین است. شما مدام سعی دارید بفرمایید ایشان یک گام رو به جلو نسبت به دولت موقت بوده و نباید او را با موسوی هم طراز دانست. مثال روشن این مسئله این است که شما هم حتما مستحضر شده اید که رهبر انقلاب اجازه عیادت خاتمی از ایشان را در بیمارستان را با این استدلال که «خاتمی باغی بر نظام است» نفرموده اند. امری که بنده حقیر تصور می کنم شما صرفا بنا به دلایل فلسفی تان به تاریخ حاضر به پذیرش آن نبوده اید. تاریخ می تواند در صورت عدم حضور مومنان و پرداخت هزینه های پیشرفت آن به عقب گردی های مبهوت کننده ای دچار شود. احساس می کنم (تنها احساس) شما ابتدا تاریخ را رو به جلو می دانید و با این پیش فرض وقایع را بر آن منطبق می کنید و این قابل پذیرش نیست. خاتمی را رهبر انقلاب سعی داشتند نجات دهند؛ اما آن چه حاصل شد نقش اساسی ایشان در سردمداری فتنه بود. اینکه دیگر قابل کتمان نیست. نمونه واضح آن پیشنهاد رفراندوم انتخابات 88 بود که طرحی کاملا واضح برای نابودی قانون اساسی بود و رهبر انقلاب هوشمندانه آن را به طور کامل نادیده گرفتند. نوع نگاه شما به توافق ژنو و لوزان نیز از همین سنخ است. بگذارید از جایی شروع کنم که سخنان صریح رهبر انقلاب به عنوان قاضی موجود باشد؛ شما توافق سعدآباد، بروکسل و پاریس را چگونه ارزیابی می فرمایید؟ توافقاتی سراسر عقب نشینی های بی مورد که انقلاب اسلامی را به مدت دو سال گیر انداختند و رهبر انقلاب از آن به عنوان تجربه تاریخی ذکر کردند. می خواهیم منظورم را بیشتر روشن کنم؛ یک موقع است فردی تهدیدی را تولید می کند و فرد دیگر آن تهدید را تبدیل به فرصتی عظیم می کند، ساده لوحانه نیست دست کسی که تهدید را تولید کرده است ببوسیم و بگوییم جنابعالی علت مادی این فرصت عظیم بوده اید؟ توافقات سه گانه روحانی در زمان اصلاحات یک اشتباه استراتژیک بود که یکی از عوامل مهم کش دار شدن مسئله هسته ای شد که نیاز به توضیح دارد و رهبر انقلاب برای اولین بار در سیاست خارجی وارد شد و از خودش برای این کار هزینه کرد. هزینه کرد رهبر انقلاب خوب بود یا بد؟ قطعا نباید رهبر انقلاب را وارد این مسائل کرد و ایشان باید کل امت اسلام را در بعد کلان هدایت فرماید. همان روز امثال «ویلیام کریستول» این توافقات را پیروزی دیپلماتیک ایران می خواندند و اسراییل ضجه می زد که اروپا به ایران باج داد، ایران پیروز شد ولی حقیقت ماجرا چه بود؟ به قول رهبر انقلاب جز یک سری عقب نشینی مداوم حاصلی برای ملت ایران نداشت. همین دستاوردها را می توان برای آن توافقات ننگین هم بر شمرد. آن روز هم از جمله دستاوردهای توافق را عدم تحریم ایران و عدم حمله آمریکا به ایران!!! برشمردند و متاسفانه در مناظرات هم تکرار شد که ما مرد خاتمه جنگیم!!! به عبارتی استاد نمی دانم شما آن روز چه موضعی گرفته اید ولی با این نگاه می توانستید بگویید؛ به به ما خودمان را تصمیم گیر جهان معرفی کرده ایم؛(از مردی پرسیدند تصمیم گیری خانه شما چگونه است؟ گفته بود حرف آخر را من می زنم و می گویم « چشم») ما در جهان غرب حضور یافتیم؛ انقلاب وارد جهان جدید شد، ما ایران هراسی را شکستیم و به مخالفان حمله کنید که چرا جوانب موضوع را در نظر نمی گیرد و محذورات دولت را درک نمی کنید. اینها ذهنیاتی که بیش از آنکه بویی از واقعیت داشته باشد برای مانور سیاسی خوب است. جالب است بدانید ظریف در اوایل و قبل از توافق ژنو در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که چارچوب توافق شما چیست؟ فرموده بودند همان ها که در بروکسل و پاریس گفتیم. این محل تامل نیست، حالا شما «همدلی و همزبانی» را پتک کرده اید و بر سر شاگردان خود می کوبید؟ همدلی مگر امر دستوری است، ما را در جریان جزئیات قرار دادند و یا پاسخ سوالات ما را داده اند و یا مدام فحش و بد و بیراه نشنیده ایم که حالا شما می فرمایید همدل باشید. همدلیم که می گوییم آقایان حقوقدان باسواد شجاع و شیردل این راه حل هایی که به آن دست یافته اید نابوده کننده بسیاری از ظرفیت های انقلاب است. آمریکا در اوج استیصال است؛ شما به راهبرد آینده وست پوینت اوباما مراجعه بفرمایید، یک تمدن در زمان زوال باید چنین راهبردی را تدوین کند. بعد می گویند دنیا، جامعه جهانی، قدرت های بزرگ و ... استاد بنده نه فکت شیت آمریکایی و نه سخنان ظریف را مورد استناد قرار نمی دهم ولی خود بیانیه لوزان هیچ حق غنی سازی را برای ایران در نظر نمی گیرد مگر در حد نمایشی، سمبلیک، به شدت محدود و بدون هیچ گونه صرفه اقتصادی و بدون هیچ گونه افق روشن هیچ حق تحقیق و توسعه ای برای ایران در نظر گرفته نشده است، چرا که قرار است کارخانه تولید سانتریفوژ ایران تعطیل شود و این بدان معناست که عملا ما فقط حق طراحی مفهومی داریم و گرنه کارخانه ای نیست که بتوان آن طراحی مفهومی را در عالم واقع در سطح صنعتی نشان دهیم و این همان معنای قید «تعیین سطح تحقیقات» توسط 5+1 است. توافق لوزان از باب عقب نشینی های راهبردی از مسائل کلیدی هسته ای به شدت بغرنج تر از ژنو است و از باب ابهام آلودگی، قابلیت تفسیر های متفاوت و عدم شفافیت در تکالیف آمریکا بسیار وضع اسفناک تری نسبت به ژنو دارد. ادعای شما نسبت به این که تیم مذاکره‌کننده با فرض عدم اعتماد به آمریکا جلو رفتند و در نتیجه «خطاهایی که در قرارداد ژنو به جهت اعتماد به آمریکا پیش آمد در این قرارداد جلویش تا حدّی گرفته شده است» کاملا بی مبناست و یک خوش خیالی است. اوج اعتماد به آمریکا را می توان در عدم همزمانی انجام تعهدات – برخلاف تاکید رهبری - و موکول کردن جزای تعلیق اجرای تحریم ها به شرط محال تایید راستی آزمایی های آژانس دانست. البته اگر این اتفاق افتاده بود و با فرض عدم اعتماد قرارداد بسته بودند فوق العاده بود و دلواپسان همایش «ظریف دلاور هسته ای» را برگزار می کردند ولی نمی توانیم چشمان را به روی واقعیات ببندیم و بخواهیم با انگاره های فلسفه تاریخی ساده لوح باشیم. بگذاریم و بگذریم استاد ولی ما از شما آموخته ایم که «ذات انقلاب اراده الهی است که می خواهد تاریخ جدید محمدی را شروع کند و در این راه باید جماعتی حاضر شوند تا دست الهی با آن پیچ تاریخی را به سمت کوچه های مدینه برگرداند.» استاد ما از آرمانها کوتاه نمی آییم؛ حتی اگر مجبورمان کنند برای نفس کشیدن هم هزینه دهیم و مگر این راهی نیست که در هم عهدی با انقلاب آدرس آن را فرموده بودید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «چه خوش سید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را از این خوش‌تر نمی‌گیرد». قسمت‌های آخر نوشته‌تان که متوجه‌اید انقلاب اسلامی اراده‌ی الهی است در این تاریخ که می‌خواهد توحید محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را بر عالم حاکم کند؛ تمام امید من و شما و عامل همزبانی و همدلی واقعی من و شما است و اصل نوشته‌تان صورت آزاد‌اندیشی زیبایی است که هرگز نمی‌خواهم با سخنان خود بر نظر آن جنابعالی غالب شوم. بنده معتقدم زمان ما شبیه زمان سقراط است که باید با گفتمان‌ها و دایلوگ‌های طولانی مطلب را از اجمال به تفصیل آوریم. در مورد رابطه‌ با به تفصیل‌آوردن عرایض‌ام: 1- بنده هرگز معتقد به خطی‌بودن تاریخ نیستم و در این مورد عرایضی داشته‌ام ولی معتقدم حال که انقلاب اسلامی یعنی توحید محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این تاریخ ظهور کرده، دشمنان توحید نمی‌توانند آن را به حاشیه ببرند، آن‌ها عِرض خود را می‌برند و زحمت ما می‌دارند و این به معنای آن نیست که جریان‌های مخالف انقلاب را تطهیر کنیم، بلکه متوجه حضور انقلاب در صحنه صحنه‌ی تاریخی شویم که در آن قرار داریم تا دچار افراط و تفریط نشویم. در این مورد رهبری عزیز را حجت می‌دانم و لذا وقتی می‌فرمایند باید همدلی و همزبانی بین دولت و مردم انجام گیرد؛ نمی‌گویم این تنها وظیفه‌ی دولت است، بلکه برای خودم وظیفه‌ای را ترسیم می‌کنم و دولت هم اگر بخواهد در ذیل نور حجت دوران قرار گیرد باید برای خود وظیفه‌ای در این رابطه تعیین کند. نمی‌دانم چرا می‌فرمایید بنده «همدلی و همزبانی» را پتک کرده‌ام بر سر رفقا؟!! چرا نمی‌گویید طاهرزاده متذکر این توصیه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است تا ما روی موضوع فکر کنیم؟! سعی بنده آن بوده که صورت‌هایی که باید روی این موضوع فکر کرد را نشان دهم. بحث بر سر ضعف‌های گذشته که آقای روحانی هم در آن شرکت داشتند و خودشان هم معتقدند کلاه سرشان رفته، نیست. بحث بر سر تأکید مقام معظم رهبری است که تیم مذاکره‌کننده را درست ببینیم. شما ملاحظه کنید رهبری عزیز در صحبت اخیرشان در مورد بیانیه‌ی لوزان دوبار بر قابل ‌اعتمادبودن تیم مذاکره‌کننده تأکید کردند. فرمودند: «از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الآن هم حمایت می‌کنم». سپس در نکته‌ی سوم سخنان خود باز می‌فرمایند: «همان‌طور که عرض کردم بنده به مجریان اعتماد دارم، این را شما بدانید، این آقایانی که مشغول کار هستند، این‌ها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آن‌ها هیچ تردیدی ندارم ...». آیا به این سخنان رهبری عزیز فکر کرده‌اید تا در ذیل آن به موضوع نگاه شود؟ در مورد قرارداد یا بیانیه‌ی لوزان نظر رهبری آن است که نباید مبالغه کرد. فرمودند: «بعضی‌ ستایش می‌کنند، بعضی هم مخالفت می‌کنند، به اعتقاد بنده مبالغه نباید کرد» در حالی‌که فضای سخن نیروهای اصول‌گرا از جمله سخن شما فضای مخالفتِ شدید است و این آن نیست که به ما کمک کند و همدلی را چون گل رشد دهد! در حالی‌که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» فرمودند: «همدلی را باید رشد داد». آری سخن به درازا کشید، به فهم و بصیرت شما اطمینان دارم که متوجه هستید بنده چه می‌گویم و این عرایض بنده را حمل بر تطهیرکردن دولت قلمداد نمی‌کنید، در حالی‌که امثال بنده در رابطه با اهدافی که انقلاب اسلامی به دنبال آن است، با نگاه دولت تفاوت اصولی داریم. با توجه به این‌که یکی از کابران که همچون شما دل‌سوخته‌ی انقلاب است در سؤال شماره‌ی 11852 از وجوه دیگر از دست بنده عصبانی است وجهی دیگر از تفصیل عرایض خودم را در جواب آن سؤال مطرح می‌کنم و در این‌جا نظر عزیزان را به خلاصه‌ی سخن جناب آقای دکتر مهدی فضائلی و خلاصه‌ی مقاله‌ای که در سایت رجانیوز مطرح شده است، جلب می‌نمایم: دکتر فضائلی می‌فرماید: « چنین به نظر می‌رسد که شعار سال ٩٤ در همین آغاز سال، تحت‌الشعاع مذاکرات لوزان و بیانیه سوئیس قرار گرفت و آن‌گونه که شایسته بود مورد توجه و تبیین واقع نشد؛ البته از سوی دیگر ضرورت و تا حدودی چرایی انتخاب آن در همین ماجرا تا حدودی آشکار گردید.

نخستین سؤالی که به ذهن خطور می کند فلسفه و چرایی انتخاب این شعار برای سال جاری است، بخصوص که شاید در وهله اول و برای برخی این انتخاب قدری دور از انتظار بود چرا که نتیجه این شعار را بیشتر در سبد دولت می دیدند! غافل از این که رهبری نظام فارغ از گرایش ها و دسته بندی های رایج سیاسی و صرفا مبتنی بر مصالح و منافع ملی گام برمی دارد و همگان را نیز به همین نگاه فرامی خواند، در این جملات رهبری که در یکم فروردین امسال و در جوار ملکوتی حضرت ثامن الحجج(ع) بیان شد، دقت کنید: «در جامعه ما، در کشور عزیز و پهناور ما، اسلام با هر منشأ اجتماعی افراد و با هر سلیقه اجتماعی، از همه ما انسجام، هم افزایی و به یکدیگر کمک کردن را می خواهد.

دولت ها در نظام اسلامی باید مورد حمایت مردم قرار بگیرند؛ حتّی از سوی آن کسانی که به این شخص خاص در دولت رأی ندادند هم باید مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرند؛ این حرفِ حقیقی و چکیده معنای انسجام اجتماعی و ملّی در کشور اسلامی ماست.

اما چرایی این نامگذاری؛ رهبر انقلاب در همین سخنرانی اول فروردین در حرم رضوی به نوعی پاسخ این پرسش را این گونه دادند: «همه باید به عنوان یک واحد، با دولتی که مسئول کار و بر سر کار است اتحاد کلمه نشان بدهند و به آن کمک کنند؛ مخصوصا در آن مواردی که کشور با مسائل مهم و چالش های مهمی روبه روست.»

و در بخش دیگر همین بیانات مجددا فرمودند: «عرض کردیم این وقتی اهمیت پیدا می کند که فرصت های بزرگی در اختیار است و چالش های بزرگی را انسان انتظار می برد؛ امروز از همین روزها است. امروز، هم فرصت های بسیار بزرگی داریم، هم چالش هایی در پیش روی ماست که بایستی با این چالش ها برخورد کنیم و با کمک این فرصت ها، بر این چالش ها به توفیق الهی پیروز بشویم.» بنابراین علت انتخاب این عنوان برای سال جاری، در پیش بودن فرصت ها و چالش های بزرگ است.

اقتصاد ملی که دشمن چند سالی است با تمرکز و ایجاد اخلال در آن در پی اهداف سیاسی خود و تحریک مردم و ایجاد آشوب است، موضوع هسته ای که باز هم دشمن، متجاوز از یک دهه است آن را بهانه قرار داده و می کوشد تا هم ما را از این فناوری محروم سازد و هم در استقلال سیاسی و غرور ملی ما خلل وارد کند، انتخابات مجالس خبرگان رهبری و شورای اسلامی که همچون همیشه حساس و تعیین کننده خواهند بود و دشمن کوشش خواهد کرد تا آن را به چالش و تهدید تبدیل کند و سرانجام برنامه ششم توسعه، مهم ترین موضوعات و رویدادهای سال جاری هستند که فرصت ها و چالش های پیش رو متناسب با رفتار ما از دل آنها سر برمی آورد و همه آنها نیازمند همدلی و همزبانی اند تا بتوانیم از فرصت آنها حداکثر استفاده را ببریم و بر بعد چالشی آنها با حداقل هزینه تفوق یابیم.

پرسش دوم، چگونگی تحقق این شعار است. طبیعتا راهکارهای متفاوتی متناسب با موضوعات برای تحقق همدلی و همزبانی دولت و ملت وجود دارد که هر کدام در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد، اما به طور مثال، در عرصه اقتصاد می توان با همدلی با مردم به توانمندی ها و استعدادهای درونی نظام و مردم اتکا و آن را به یک فرصت بی نظیر تبدیل کرد و می توان علاوه بر پذیرش خفت و زیرپا گذاشتن عزت و غرور ملی، همواره کشور را در معرض تهدید تحریم دشمن قرار داد.

منتقدان دولت و دولت یا می توانند نگاه خصم آلود به یکدیگر داشته باشند و یکی در جهت تخریب دولت و بی اعتماد کردن مردم به دولت گام بردارد و آن دیگری هم منتقدانش را آماج تعابیر زشت و اهانت آمیز قرار دهد و به گونه ای رفتار کند که این احساس تقویت شود که دولت با دشمنان این ملت تعامل سازنده در پیش گرفته است و با منتقدان دلسوز داخلی به تخاصم روی آورده است یا هردو با حفظ موضع اما با رعایت اخلاق و جوانمردی و انصاف، تعامل با هم را در دستور کار قرار دهند.

به هر حال، نخستین روزهای سال ٩٤ را می گذرانیم و اگر چه با سرعت سپری خواهد شد اما هنوز تا پایان سال روزهای زیادی مانده است، امید آن که هم دولت و هم ملت بویژه جریان های سیاسی و خواص، ضمن بی تفاوت نبودن، نظارت کردن، انتقاد کردن و تذکر دادن در چارچوب منطقی و با اهتمام در مسائل اساسی کشور، خشم مقدس خود را در مقابل دشمن به کار گیرند و در داخل همدل و همزبان باشند تا رهنمود قرآنی «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» نمود عینی پیدا کند. «مهدی فضائلی»

 رجا نیوز در مقاله ای تحت عنوان: «نظام‌سازی اجتماعی، نتیجه‌ی ارتباط دوسویه‌ی دولت و ملت » می گوید: نظام­ سازی گوهری است که از دل دریای جامعه بیرون کشیده می­شود و صیاد ماهری می­خواهد که بتواند آن را بیرون بکشد. نظام انقلاب اسلامی که با وجود موانع سیاسی و نظامی بسیار، تا امروز بر ثبات و کارایی خود افزوده است، به بازآفرینی خویش در نسل­های آینده نیاز دارد و این مهم، در سخنان رهبر معظم نظام در آغاز سال ۱۳۹۴ در مشهد، مورد تأکید قرار گرفته است و این نشان می­دهد تحولی درونی در جریان است. تحولی که مقصود آن، بازآفرینی و در صورت لزوم، واسازی نقش­ها و کارکردهای نظام اجتماعی به‌منظور تداوم و بهبود عملکرد نظام است. نصرت الهی در متن نظام‌  اجتماعی اسلامی تحقق یابد و به افزایش انسجام اجتماعی معطوف است و این انسجام در حمایت مردم از دولت و خدمت دولت به مردم یا همان همدلی و هم‌زبانی این دو دیده شده است که با یکپارچگی مردم و پشتیبانی آنان از دولت قانونی و نیز انتقاد برپایه‌ی منطق و نه اهانت و تحقیر، ممکن می‌گردد. روی­هم­رفته، انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم، نقطه­ی اتکای نظام اسلامی دانسته شده است. نه همان اندازه که نظام­سازی ضرورت دارد؛ انسجام بین نیروهای انقلاب نیز ضرورت دارد، اگر انسجام اجتماعی کافی نباشد، اگر در میان مردم و یا در رابطه­ی میان مردم و دولت، فضای تنش­آلود، اعم از استبداد، تهدید، توهین، تحقیر یا بی­تفاوتی برقرار باشد، راهی به عدالت و پیشرفت نخواهیم یافت. اینک باید ببینیم که نظام اجتماعی چیست و چگونه ممکن است نسل‌به‌نسل تداوم و بهبود یابد، بدون آنکه درگیر خشونت و فروپاشی شود.

ارزش‌ها، گرایش‌های مشترک و عنصری اخلاقی و سبب­ساز همبستگی جامعه‌اند، از مهم­ترین آسیب­ها برای انسجام نظام اجتماعی این است که ارزش‌های آن تضعیف شوند. مسئولانی که وظیفه‌ی حفظ ارزش­ها را برعهده دارند، می‌بایست هنر آفرینش هنجارهای متناسب با محیط را داشته باشند. ارزش‌ها روح قوانین اجتماعی‌اند. هرچه این اهداف بیشتر مورد پذیرش افراد جامعه باشند و وسایل رسیدن به این اهداف نیز بیشتر مورد توافق باشند، افراد جامعه هم‌نواتر و انسجام نظام اجتماعی بیشتر و سطح تنش در جامعه کمتر است. معنای همدلی و هم‌زبانی نیز جز این نیست. همدلی حکایت از ارزش­های مشترک و خواست درونی دارد.

رهبری اشاره نمودند. بزرگ­ترین معروف­ها عبارت هستند از: نظام‌سازی، اعتلای فرهنگی، سلامت اخلاقی، سلامت محیط خانواده، فرزندآوری به شرط تربیت درست و فراهم­ آوردن امکانات برای نسل بعد، رونق دادن اقتصاد و تولید و ایجاد عدالت اقتصادی، گسترش علم و فناوری، ایجاد عدالت قضایی، وحدت­آفرینی در ملت، اقتدارآفرینی برای کشور و از این قبیل امور. موفق باشید.

11786
متن پرسش
♻شاخص؟؟ کی؟ با کیست؟ بسم الله الرحمن الرحیم ✅امام خامنه ای: به مذاکرات بدبینم. ⭕رییس جمهور روحانی: به مذاکرات خوشبینم. ✅حضرت آقا: علوم انسانی باید اسلامی شود. ⭕روحانی: کجای علوم باید اسلامی شود؟ ✅حضرت آقا: باید نهی از منکر کرد. ⭕روحانی: مردم نیازبه ارشاد ندارند. ✅حضرت آقا: نگذارید با مطالب ناصحیح دین مردم را لجن مال کنند. ⭕روحانی: باید سانسور و ممیزی را برداریم، مردم خودشان می فهمند! ✅حضرت آقا: گاهى شنیده می شود کسانى در گوشه‌ و کنار می گویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است این وظیفه‌ى ما است. ⭕روحانی: بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد. ✅حضرت آقا: اين منبرها يك وسيله منحصر به فرد است، اگر محتوا و مضمون منبرهاي ما شايسته باشد، هيچ وسيله اي نمي تواند با آنها مواجهه و مقابله بكند. ⭕روحاني: دوران پيامهاي يكطرفه به سر آمده، دوران رساندن پيام از طريق بلندگوهاي يكطرفه، منبرهاي يكطرفه و سنتي به سر آمده. ✅حضرت آقا: کسانیکه برای تئوریزه کردن سازش، تسلیم و اطاعت مقابل زورگویان، نظام را به جنگ طلبی متهم می کنند خیانت می کنند و دروغ می گویند / نظام اسلامی، نظام انسانی، نظام شرف و سلامت و تکریم بشر است. ⭕روحانی: ما نباید بر روی دنیا پنجه بکشیم و دایما سر جنگ داشته باشیم / عده ای حیات سیاسی شان در درگیریها و آشوبهاست. ✅حضرت آقا: ما نباید از لفظ «جامعه جهانی» برای چند دولت مستکبر و زورگو استفاده کنیم / بنده مخالفم اینها را جامعه جهانی بدانیم. ⭕روحانی: ما باید با جامعه جهانی (5+1) تعامل و مذاکره کنیم / باید کد خدا را از خودمان راضی کنیم. و دهها نمونهه ی دیگر..... رهبرانقلاب دردیدار مردم قم: امروز دشمنان با تحریم برای کشور مشکل درست کرده اند. حالا اگر شرط برداشتن تحریم را چیزی عنوان کنند که غیرتتان اجازه ندهد چه می کنید؟ / یقینا هیچ مسئولی در کشور این را قبول نمی کند / پس باید کاری کنید که کشور در مقابل تحریم مصونیت داشته باشد. رهبرانقلاب: آمریکا باکمال وقاحت می گوید در مسئله هسته ای اگر ایران کوتاه بیاید تحریمها را یکجا برنمی داریم/ با مذاکره مخالف نیستم تا هر وقت می خواهند مذاکره کنند / اما دل را به نقاط حقیقی باید سپرد نه خیالی! ���������� شاید شهید مطهری دراین زمام اینگونه می گفت: سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد! حالم چو امیریست که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همه‌ی این سخنان را شنیده‌ام ولی هرکدام را در فضای خود می‌فهمم نه این‌که حقیقتاً این سخنان مقابل هم باشد مگر آن‌ که رهبری عزیز به عنوان تذکر فرمودند: وظیفه‌ی نظام اسلامی است که شرایط بهشت‌رفتن مردم را فراهم کنند و این را بعد از سخن آقای روحانی فرمودند که آقای روحانی گفتند: مگر ما موظفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ نه آن‌که آقای روحانی در مقابل صحبت رهبری گفته باشند. به نظرم این بی‌انصافی است که بین سخنان مقام معظم رهبری و آقای رئیس جمهور بگردیم و سخنانی را پیدا کنیم که می‌شود مقابل همدیگر قرار داد، در حالی‌که شخصیت آقای روحانی چه قبل از ریاست جمهوری‌شان و چه بعد از آن طوری نبوده که بخواهد با رهبری مقابله کنند و این غیر از سلیقه‌ی ایشان است که برداشت ایشان از سخنان رهبری بعضاً غیر از برداشت ما می‌باشد. اعتقاد بنده آن است کسانی‌که این کارها را می‌کنند سعی دارند القاء کنند مسئولان کشور مقابل رهبری انقلاب‌اند و این کاری است که دشمنان به دنبال آن‌اند، در حالی‌که واقعاً این طور نیست. موفق باشید

11760
متن پرسش
با سلام: اگر بخواهیم با پاسخ سوال 11740 خودمان را قانع کنیم آن وقت باید لوازمش را هم بپذیریم مثلا: 1- سر سختی های تیم آقای جلیلی اشتباه بود. همون روند دولت خاتمی صحیح بود. 2- رهبر انقلاب هم اشتباه کردند که در ابتدا با مذاکره مخالف بودند و بعد گفتند خوشبین نیستم و کلماتی از این قبیل. 3- خیلی از موضع گیری های حضرت امام هم زیر سوال میره، بابا با این غربی ها تو همه مسائل حتی قضیه سلمان رشدی می شد کنار اومد اما حضرت امام پافشاری کردند و... 4- اصلا شاه هم بد آدمی نبود چون بالاخره تو اون شرایط استعمار کامل آمریکایی، تشیع و حوزه ها حفظ شدن. 17 شهریور و 15 خرداد و اینها هم اشتباهاتی بود که شاه چاره ای نداشت جز اینکه آنها را اجرا کنه چون دستور از جانب ابرقدرت مافوقش صادر شده بود. 5- اصلا این شعار مرگ بر آمریکا از اساس غلط بود و موافقین حذف این شعار درست میگن. از استاد عزیزم تقاضای روشنگری دارم، یعنی روح زمانه عوض شده یا ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما تفکر را همواره پاس داریم و فکر کنیم راز این‌که رهبر عزیز انقلاب«حفظه‌اللّه» در این مرحله از انقلاب اسلامی ما را وارد فاز «همدلی و همزبانی» با دولت می‌کنند چیست؟! جز این است که باید با نگاهی غیر از نگاه تک بعدی به حرکات و فعالیت‌های دولت نظر کرد و محذورات آن ها را در نظر گرفت؟ مگر نه این که مقاومت مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری ما را به جایی رساند که می‌توانیم دشمن غربی را مجبور کنیم فعالیت‌های هسته‌ای ما را به رسمیت بشناسد و تیم مذاکره‌کننده بر مبنای چنین فضایی که مردم و رهبر عزیز ایجاد کردند؛ قرارداد لوزان را به این جا رساندند؟ آن وقت باید بگوییم آقای جلیلی عزیز که در مقابل زیاده خواهی های افراطی طرف غربی مقاومت کرد اشتباه کرد؟ رهبر انقلاب«حفظه‌اللّه» هرگز با مذاکره مخالف نبودند ولی فرمودند به آمریکائی‌ها نمی‌توان اعتماد کرد و تیم مذاکره‌کننده با همین فرض جلو رفتند و در نتیجه خطاهایی که در قرارداد ژنو به جهت اعتماد به آمریکا پیش آمد در این قرارداد جلویش تا حدّی گرفته شده است. نگرانی بنده آن است که چرا عزیزانی مثل شما جوانب موضوع را در نظر نمی‌گیرید؟!! آیا اگر توانسته باشیم با مذاکره با1+5 میدان را از جبهه‌ی جنگ‌طلبان آمریکا و صهیونیست‌ها و سعودی‌ها بگیریم، به معنای آن است که نظام شاهنشاهی را تطهیر کرده‌ایم؟ مگر در این مذاکرات غرب و آمریکا را به رسمیت شناختیم؟ فکر می‌کنم رهبری عزیز با توصیه‌ی همدلی و همزبانی با دولت می‌خواهند نیروهای اصول‌گرای ما را از افراط و تفریط خارج کنند و به مرحله‌‌ای از تاریخ انقلاب وارد کنند که بدون کوتاه‌آمدن از ارزش‌ها تعقل کنیم. از کجای قرارداد لوزان در آوردید که پس باید خیلی از موضع‌گیری‌های حضرت امام هم غلط باشد؟!! نباید بر روی توصیه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در مورد همدلی و همزبانی با دولت فکر کرد، آیا این توصیه مسئولیت سنگینی را بر دوش ما نمی‌گذارد. بنده از آقای حسین شریعتمداری و زاکانی می‌پرسم در این مقالاتشان چه وجهی از همدلی و همزبانی با دولت مدّ نظر قرار گرفته؟ آیا جز نهایت بدبینی را مدّ نظر قرار داده‌اند و محذورات و زحمات تیم مذاکره‌کننده را به هیچ‌وجه در نظر نگرفته‌اند؟! مگر وظیفه‌ی این تیم جز این بود که ثابت کنند فعالیت هسته‌ای ما صلح‌آمیز است و در این راستا مطابق نیازمان فعالیت هسته‌ای داشته باشیم؟ چرا در کنار این‌که رسانه‌های رژیم صهیونیستی گفته‌اند: «توافق لوزان حدّاقل برای 20 سال امنیت اسرائیل را تضمین می‌‌کند» و این به جهت آن بود که در تصورات خود برای ایران فعالیت تسلیحاتی اتمی قائل بودند، لااقل سخن ویلیام کریستول، بنیانگذار نشریه‌ی «ویکلی استاندارد» راکه از جنگ‌طلبان آمریکا است قرار نمی‌دهیم که می‌گوید: توافق لوزان مجموعه‌ای سرازیر از امتیازات اعطایی به ایران است؛ آن را نابود کنید. (http://www.shafaqna.com/persian/elected/item/112053). ما ادعایی داریم مبنی بر این‌که نمی‌خواهیم از فعالیت‌های هسته‌ای خود اسلحه‌ی اتمی بسازیم و بر این اساس است که تا رسیدن به نیاز اورانیوم مورد مصرف در رآکتور بوشهر فعالیت فردو را برای مدتی تعطیل کرده‌ایم تا توانسته باشیم توافقی را با جبهه‌ی غربی شکل دهیم و خود را در این صحنه به عنوان یک تصمیم‌گیر در جهان امروز به طرف مقابل بر خلاف انتظارش تحمیل کنیم و این به معنای آن نیست که ما به آنچه می‌خواستیم در فعالیت هسته‌ای خود رسیده باشیم بلکه به آن معنا است که طرف‌های مقابل به آنچه که می‌خواستند نرسیدند و این معنای حضور انقلاب اسلامی در جهان جدید است. در عین آن‌که بین دو دشمن توافق بر سر تنها موضوع خاص فعالیت هسته‌ای شده است و طرف مقابل مسئله‌ی تحقیق و توسعه‌ی هسته‌ای را برای ما به رسمیت شناخته است، هرچند که در آینده تا آن‌جا که می‌تواند مانع‌تراشی خواهد کرد ولی فراموش نکنید که ما با اطمینان به برنامه‌ی هسته‌ای خود و بازی در زمین خود این قرارداد را جلو می‌بریم نه بر اساس قرائتی که آمریکا برای جواب‌گویی به رقبای داخلی‌اش از آن دارد وگرنه تمام پیش‌بینی‌هایی که با نگاه بدبینانه به قرارداد می‌شود منطقی خواهد بود و حرف دکتر ظریف مبتنی بر این نکته است وگرنه نباید آن قرارداد را یک پیروزی نامید یا گمان شود نگاه دولت که به نظر بنده و امثال بنده نسبت به ارزش‌های اسلامی و انقلابی چندان مثبت نیست، نادیده گرفته می شود. موفق باشید

11740
متن پرسش
سلام: به نظر شما با این وضع دولت در مورد استکبار و آمریکا و مسائل هسته ای، فقط بنشینیم و تماشا کنیم؟ نقد ها نوشته و گفته شده، اعتراض ها منتقل شده! از آن ور هم تشویق ها و تایید به دولت منتقل شده! کاری دیگری می شود کرد جز تماشا کردن و منتظر گذر زمان شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نسبت به دولت وظیفه داریم آن اقداماتی که در مسیر انقلاب و اهداف انقلاب است تأیید کنیم و همکاری نماییم، و آن کارهایی که در مسیر اهداف انقلاب نیست را نقد کنیم و ملاک ما هم رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است و مواظب باشید با دید حزبی، چه حزب مقابل دولت و چه حزب موافق دولت به دولت نگاه نکنید. به نظرم اگر دولت در موضوع تحریم‌ها خود را به تحریم‌ها گره زد و کار خوبی نبود، در مورد قرارداد لوزان بهانه را از دست استکبار غربی گرفت و روشن کرد تا آن‌جایی که اثبات شود ما به دنبال تسلیحات اتمی نیستیم کوتاه می‌آییم در عین آن‌که غنی‌سازی اورانیوم را در حدّ نیاز خود دنبال می‌کنیم. بنده مذاکرات لوزان را در حدّ حضور انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی در حوزه‌ی فرهنگ غربی می‌دانم بدون آن‌که با خودباختگی نسبت به غرب همراه باشد که بحث آن مفصل است و باید ابعاد توافق لوزان را با دقت دنبال کرد، این از آن مواردی است که باید با دولت‌مردان همدلی و همزبانی داشت. با دقت باید متن قرارداد را نسبت به اهدافی که در رابطه با غنی‌سازی اورانیوم جهت رآکتورهای خود داشته‌ایم دنبال کنیم و بی‌خود تحت تأثیر دوست نادان و دشمنان نادان قرار نگیریم. موفق باشید

11473
متن پرسش
با سلام خدمت اقای طاهر زاده: من سوالی که داشتم این بود که حس می کنم این روز ها نیازم به خدای خوبم زیاد شده و به همین علت خیلی دوست دارم رابطه ای نزدیک با خدای خیلی خوبم داشته باشم. بخاطر همین حس می کنم برای نزدیک شدن رابطه ام باید توی نمازم توجه خاصی داشته باشم ولی نمیدونم این توجه عمیق رو چگونه بدست بیارم اگه میشه جوابی خوب و راهنمایی بسیار عالی برای جوانها بگید. با تشکر از شما ان شاءلله به درجات بسیار عالی معنوی هم شما هم ما نایل شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث را باید ببرید در عمیق‌کردن معارف، وگرنه علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» و یک آدم عادی هر دو در صبح دو رکعت نماز می‌خواندند و برای عمیق‌کردن معارف پیشنهاد می‌کنم بعد از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» عرایضی که در شرح زیارت «جامعه‌ی کبیره» داشته‌ام را دنبال بفرمایید و در عین حال، بینشِ کفرستیزی خود را همواره زنده نگه دارید. موفق باشید

11447
متن پرسش
سلام علیکم: 1. استاد شما به چه می خوانید؟ 2. این سوال تکراری که تمام کسانی که حال خوبی داشته اند بد جور خراب می کنند طبیعی است یا به واقع اگر بر این حالشان با فشاری کنند به این زودی ها حالشان بد نمی شود؟ 3. شما را به جان حضرت زهرا (س) غیر از توحید درشت و سخت یک دستور برای عمل کردن کثیری از توحید ندارها برای مداومت حداقل برای 1سال بیاورید در صحنه. استاد اینقدر دل سنگ نباشید شما را چه می شود که ما هم با دستوری نمی بخشیم. از دریای خدا که کم نمی شود. آیا صدای ما فقرا را نمی شنوید که در نبود محرم و رجب کارد به استخوانمان رسیده؟؟ آیا اخرین باری که بر بالین محتضری رفته اید را به یاد می آورید؟ من به شما عده زیادی محتضر نشان می دهم که چشمان به گود نشسته شان در دم مرگ به شماست و شما باز هم نمی گویید یاسینی بخوانید و تلقینی و ... استاد دستوری بدهید. این خواهش این محتضر را رد نکنید. شما را چه می شود. ای کسی که آنچه داری با آن خوشی صدای من جوان مقهور شهوت را بشنو حال خوبی نداریم! اگر به من ادب یاد نداده بودید نعره می زدم خدای آفریننده استاد. دل استاد بر ما نرم نیست خودت به فریاد برس. ببخشید شقشقیه....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوندا! به نور همان آتش حرمان و عطشی که به دل این جوانان و این سالکانِ شکسته‌دل انداخته‌ای، یادشان ده که سادگی نکنند و نخواهند با گفتن چند ذکر به گوشه‌ی خلوتی و محل عافیتی پناه ببرند و از حضور در جبهه‌ای که البته با تلفات فراوان همراه است خارج شوند. در سیره‌ی حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» دادن ذکر مرسوم نبوده، ایجاد تاریخی بود که شیطان با همه‌ی بندها و وسوسه‌هایش به اغماء می‌رود. راه حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ذکرِ امروز ما است و معلوم است شیطان بزرگ برای سربازان این جبهه انواع اسلحه‌های خود را به صحنه آورده تا سربازان این جبهه را با دام‌های شهوانی، یا زخمی و یا شهید کند و یا منزوی نماید تا از جبهه حضور توحید زمانه به خلوت عافیت پناه ببرند. این عزیزان زخم های کاری برمی‌دارند ولی پس از بهبودی با توبه‌، دوباره راهی جبهه‌ها می‌شوند حتی اگر ده‌ها بار زخمی شوند مثل او که در جواب سؤال شماره‌ی 11406 مکرر توبه می‌کرد باز به جبهه دینداری در این عصر بر می گشت. وقتی ذکر شما مسیر حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شد در تحقق نظام اسلامی، این «ذکر» به خودی خود عبادت است همان‌طور که فرمودند: «ذِكْرُ عَلِيٍّ عِبَادَة». امروز ذکر شما فراموش‌نکردن راهی است که سیدعلی خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» جلوی شما می‌گذارد؛ خودت را بکشی راهِ دیگری نیست، بقیه‌ی راه‌ها راه شیطان است.

می دانم فعلاً خدا خواسته به حکم «يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ» در ظاهر، ظلماتِ شهوت بر نورِ ایمان غلبه کند تا فرهنگ شهوت با مدیریت فرهنگ غربی در تمامیت خود، همه‌ی قدرت خود را به صحنه آورد و با عرفان امام خمینی«رضوان‌اللّه‌‌تعالی‌علیه» این سنگر که آخرین سنگر کفر است نیز فتح شود؛ و می‌دانم تیرهای شهوت، سربازان حضرت روح اللّه را نشانه گرفته، زخمی هم می‌دهیم، شهید هم می‌دهیم، ولی با مقاومتی که در شما هست پیروزیم. مأیوس نباشید! انقلابی بمانید و با استکبار در همه‌ی صورت‌هایش مبارزه کنید، تسلیم نشوید! دیوارهای فرهنگ مدرنیته تَرَک برداشته. این تحریک شهوات، آخرین بمباران اوست، ظاهراً شهر را به ویرانه تبدیل می‌کند ولی چون نتوانسته است با پیاده‌نظام خود یعنی تفکر غربی، شهر را فتح کند بمباران می‌کند و فرار می‌کند. نگو جوانان از دست رفتند، بگو به زودی زمان ساختن شهر و شکست نهایی دشمن فرا می‌رسد. محتاج تأمل تاریخی هستیم. موفق باشید

 

11389
متن پرسش
با سلام: متاسفانه هر چقدر سعی در ارسال پرسش از طریق سایت کردم موفق نشدم. سایت هنوز مشکلاتی دارد. به همین خاطر مجبور به ارسال ایمیل شدم. بنده دو سالی است که با مباحث شما آشنایی دارم (الحمدلله) و دانشجوی رشته فنی دانشگاه صنعتی (تشکل آرمان) هستم و برای کار فرهنگی در دانشگاه با سوالی مهم روبرو شده ام و مقداری سر در گم هستم. دو راه برای ادامه مسیر در دانشگاه در ذیل انقلاب اسلامی می بینم. یکی اینکه به صورت جدی مشغول کار علمی شوم و مشکلات این بخش که مورد نظر رهبری هست را حل و فصل کنم و کار فرهنگی درون تشکل را به این سمت ببرم که فرهنگ سازی کنیم برای ارتباط هرچه بهتر صنعت و دانشگاه و عدالتخواهی در این زمینه. و راه دوم اینکه در جهت تعمیق هرچه بهتر مباحث و ادامه مطالعات دینی به صورت جدی ادامه مسیر هم شخصا و هم به صورت تشکلی بدهم. تفاوت این دو مسیر اولویت بندی است. یکی اولویت را به کار علمی داده و یکی اولویت را به مباحث دینی و هر دو ذیل انقلاب اسلامی (ان شاء الله) خواستم نظر شما را در این مورد بپرسم. کدام کار اولویت بیشتری دارد؟ قسمت دوم سوالم اینکه: اگر استاد طاهرزاده اکنون (در سال 93) دانشجوی فنی مهندسی بود و امکانات تشکلی مثل برد ونشریه و برنامه تالاری برایش فراهم بود چه طور برنامه ریزی می کرد؟ - اولویت را به چه کاری می داد-؟ کار علمیش(صنعت) را چه می کرد؟ یعنی شما برای 4 ماه آینده خودتان در حوزه شخصی و تشکلی چه برنامه ای می ریختید؟ لطفا یک مقدار جزیی صحبت کنید و پیشنهاد برنامه بدهید. معتقدم با شاگردی در این ضمینه قطعا تجربه بیشتری کسب خواهم کرد و می توانم سرباز خوبی برای انقلاب اسلامی باشم. یا علی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا به اطلاع جنابعالی و سایر کاربران می‌رسانم که چنان‌چه با نرم‌افزار «فایر فاکس یا کروم» وارد شوید و پس از ثبت سؤال  می‌توانید سؤال‌تان را ارسال نمایید.  و اما در مورد اصل سؤال باید عرض کنم در این‌که هر دو کار مهم است بحثی نیست. بحث بر سر آن است که اولاً: شما بیشتر مرد کدام‌یک از آن دو کار هستید؟ ثانیاً: میدان برای کدام‌یک از آن دو خالی‌تر است؟

سخن مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را که اخیراً با مجلس خبرگان داشتند یادآوری می‌کنم که فرمودند: «البته از همه‌ى اینها مهم‌تر، مسئله‌ى فرهنگ است؛ بخصوص در سطح باورها و عقاید مردم. مى‌بینید چقدر دارند سرمایه‌گذارى می کنند. اشاره شد که بسیارى از سرمایه‌هاى گوناگون بین‌المللى صرف ایجاد رسانه‌هاى اثرگذار می شود، از قبیل ماهواره و اینترنت و موبایل و امثال اینها؛ دارند سرمایه‌هاى زیادى را صرف می کنند براى اینکه بر روى عقاید مردم و باورهاى مردم اثر بگذارند و اینها را درواقع از حیطه‌ى نفوذ نظام اسلامى و ارزشهاى اسلامى خارج کنند؛ که البته پادزهر آن هم این است که ما بتوانیم در سطوح مختلف، نسبت به باورها طرحهاى تبیینى و اقناعى داشته باشیم؛». با توجه به سخنان رهبری عزیز؛ معتقدم میدان کار فرهنگی به شکل اقناعی و تبیینی خالی‌تر است، لذا اگر بتوانید تحصیلات فنی خود را به سامان برسانید که مسیری جهت درآمد اقتصادی داشته باشید و به تعمیق معارف دینی بپردازید تا انسانِ ‌تراز اهداف بلند انقلاب اسلامی به صحنه آید؛ کار مهمی را شروع کرده‌اید. این‌که می‌گویید اگر بنده در موقعیت شما بودم چه‌کار می‌کردم؛ باید عرض کنم با توجه به چنین رویکردی برنامه‌ریزی می‌کردم، حال چه در ارائه‌ی نشریه اگر میدان ارائه‌ی نشریه بود و آن نشریه خوانده می‌شد و چه سایر فعالیت‌ها مثل بُرد یا برنامه تالاری. شما مشخص کنید چه هدفی را می‌خواهید دنبال کنید تا خداوند مناسب تحقق آن هدف راه‌کار مناسبی را جلوی شما بگذارد به شرطی که قصد شما مطرح‌کردن خودتان نباشد، وگرنه شیطان، به جای خدا راه‌هایی را جلوی شما می‌گذارد که در نهایت ناکام شوید. موفق باشید

 

11365
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر و با آرزوی سلامتی و تندرستی از جانب خداوند متعال. از محضرتان سوال می گردد که: 1) چه عاملی سبب می شود تا بعضی از دولت ها با وجود عیان بودن حقیقت (چه در ظاهر و چه در باطن) دل به نقطه های خیالی بسپارند و گذشته و آینده قدسی انقلاب را درک نکنند؟ ۲) علاقه مندان جبهه مدرنیته و نظام استکبار چه جایگاهی در ساختار باطنی انقلاب و به طبع آن نظام اسلامی دارند؟ این سوال از آن جهت طرح می گردد که متاسفانه امروز شاهد قرار گیری بعضی از این افراد در پُست های کلیدی نظام هستیم. همچنین برخود لازم می دانم از صبر و بزرگواری شما در پاسخ به سوالات تشکر نمایم. چه بسا این حقیر و سایر عزیزان سوال کننده، نیک پی به چهره نورانی این کار شما در معراج برده ایم و از خداوند متعال برای شما سلامتی و موفقیت را آرزومندیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی سیاست‌مداران ما از حکمت متعالیه فاصله بگیرند سیاست متعالیه که لازمه‌ی این انقلاب است و حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به صحنه آورد، مورد غفلت قرار می‌گیرد و وقتی مردم ما متوجه سیاست متعالیه نباشند، مطالباتشان از مسئولان، سطحی می‌شود و این موجب امیدواری به مسئولان سطحی می‌گردد و از انتخاب امثال شهید رجایی‌ها محروم می‌گردند 2- انقلاب مقدس اسلامی افقی را در مقابل بشر امروز گشوده است که هیچ فطرتی نمی‌تواند دل از آن بکند و حضور شیفتگان فرهنگ غربی در امور اجرایی انقلاب موجب می‌شود تا مردم پس از مدتی با عمق بیشتری متوجه شوند تنها راه نجات رجوع هرچه بیشتر به اهداف مقدسی است که انقلاب اسلامی مدّ نظرها قرار داده. موفق باشید      

11217
متن پرسش
ضمن عرض سلام محضر استاد عزیز: متن زیر و متنهایی شبیه این در فضای مجازی زیاد به چشم می خورد و متاسفانه عموم مردم و بخصوص جوانانی که دارای ضعف عقیدتی هستند به راحتی این گونه حرفها را قبول می کنند و این در حالیست که به نظر می رسد امثال این متنها مغرضانه و برای مخالفت با حکومت نوشته می شود. لطفا متن را بخوانید و بفرمایید مشکل این گونه متنها در چیست؟ ما می دانیم اشتباه است اما نمی دانیم شیطانی بودنش کجاست؟ یعنی استدلال قرآنی برایش می خواهیم لطفا راهنمایی بفرمایید التماس دعا «وقتی که پوشاندن چند تار مو در محیط اجتماع مهم تر از مقابله با فسادهای درون جامعه بشود عدالت از بین می رود. وقتی که تفکیک جنسیتی مهم تر از احترام به حقوق انسانها و ایجاد فرصتهای برابر بشود آزادی از بین می رود. وقتی که فیلتر کردن و پارازیت انداختن مهم تر از حذف آسیبهای اجتماعی بشود شادابی از بین می رود. وقتی که فروش و سود بیشر مهم تر از هزار جور ماده شیمیایی و مضر در مواد غذایی بشود سلامت از بین می رود. وقتی که دلواپسیهای عقیدتی دانشجویان مهم تر از دلوابسی های علمی شان بشود دانش از بین می رود. وقتی که دروغ و ریا کاری در ارتباطات مهمتر از صداقت و راستی بشود اخلاق از بین می رود و...»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها حرف‌های بدی نیست که می‌گویید، ولی صحبت آن است که چرا دو موضوع که هر دو حق هستند را کنار هم می‌گذارند چرا معتقد نباشیم هم باید حجاب را رعایت کرد و هم با فسادهای اجتماعی مقابله نمود؟ این آدم‌ها که این حرف‌ها را می‌زنند با گفتن کلمه‌ای حق، تلاش دارند حق دیگری را نادیده بگیرند، از این جهت به تعبیر امیرالمؤمنین«علیه‌السلام»؛ «کلمة حقّ یراد بها باطل» کلمه‌ی حقی است که اراده‌ی باطل پشت آن خوابیده است. موفق باشید
11153
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطف کنید در مورد نظر علامه طباطبایی در مورد انقلاب اسلامی بگویید چون بنده از برخی شنیدم که ایشان موافق نبودند. همچنین جناب آقای حکیمی در کتابی نوشته اند که علامه فرمود (تنها شهید این انقلاب اسلام است) یا شنیده ام مرحوم امام اثاثیه ای از علامه را که در خانه ایشان اجاره نشین بودند بیرون ریختند. لطف کنید راهنمایی بفرماید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قسمت آخر را کسانی که در جریان امر بودند تکذیب کردند. با نظر به شاگردان علامه که همه از ستون‌های انقلاب بودند و هستند باید به علامه نگاه کرد. داماد ایشان شهید آیت اللّه قدوسی اولین دادستان انقلاب هستند و نوه‌ی ایشان یعنی فرزند آیت اللّه قدوسی از شهدای انقلاب می باشند. جمله‌ی آقای حکیمی می‌تواند از آن جهت مورد نظر باشد که با حرکات و سکنات بعضی مسئولان مردم نسبت به اسلام بدبین می‌شوند ولی این کلیّت ندارد. آیا حرکات و سکنات مقام معظم رهبری موجب نشد که مردم به عظمت اسلام پی ببرند. آقای غلام‌ رضا گلی زواره تحقیق ارزشمندی تحت عنوان «امام خمینی و علامه طباطبایی» انجام داده‌اند که سایت http://www.khatteemam.ir/fa/?p=1070 آن را منتشر کرده بنده تنها قسمتی از آن را اینجا می آورم. ایشان می فرمایند: علامه طباطبایی با امام خمینی از قدیم روابط دوستانه داشت و برای ایشان احترام قایل بود و با پیروزی انقلاب اسلامی امام امت را به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر کبیر نهضت اسلامی ایران قبول داشت و همواره این اصل را مایه سعادت سیادت و عزت مسلمانان می دانست (۱۰) هنگامی که یکی از بزرگان فلسفه به قم آمد و در مجلسی از امام پرسید شما آقای طباطبایی هستید علامه فرمود طباطبایی منم ایشان آیه الله خمینی استاد من هستند و همه می دانستند که علامه سخن به مجامله نمی گفت. (۱۱) آیه الله ابراهیم امینی گفته است دوست داشتم بدانم میان حضرت امام و علامه طباطبایی کدام یک در فلسفه ی برترند و به همین جهت روزی آن دو استاد گرانقدر را برای صرف ناهار طلبگی به حجره خویش دعوت کردم و مساله ای فلسفی پیش کشیدم هر دو نفر خوب گوش دادند اما ساکت ماندند لحظاتی بعد علامه نگاهی به امام کردند و امام با لبخندی پاسخ را به علامه واگذار نمودند. علامه جواب سئوال را فرمودند و امام با سکوت کامل به بیانات ایشان گوش می نمودند و چیزی نفرمودند. پس از آن پرسش فلسفی دیگری از امام کردم. ایشان نگاه مودبانه ای به علامه کردند و سپس شروع به پاسخ دادن نمودند و این بار علامه سرا پا گوش بودند و خاموش. در هر حال نتوانستم آن دو استاد را به بحث طلبگی و مناظره فلسفی بکشانم گویا منظورم را درک کرده بودند. (۱۲) علامه طباطبایی پس از قیام امام خمینی در برابر ستم و استکبار گفت: ایشان خیلی قاطع کلام خود را بر زبان جاری می نماید. فردی از اهل علم ساکن مشهد در امر امام خمینی تردید داشت یک بار که علامه به زیارت بارگاه قدس رضوی آمد درباره امام از وی سئوالاتی نمود علامه در جواب آن مرد مردد گفت: امام بر ملکوت مسلط است. (۱۳) وقتی امام به قم عزیمت نمود و در کوچه علامه طباطبایی سکونت اختیار نمود همسایه ها برای سهولت در دیدارها و ملاقات ها خانه های خود را تخلیه کردند. علامه به امام گفت: اگر لازم است ما هم چنین کنیم . امام فرمودند همسایگی شما برای ما مغتنم است و چون امام در همسایگی علامه قرار داشتند و سر و صداهای ناشی از صوت بلندگوها و همهمه مردم خیلی زیاد بود از علامه پرسیدند از این جهت اذیت نمی شوید او لبخندی نمود و گفت هر چه از دوست رسد نیکوست در حالی که از ناراحتی اعصاب رنج می برد و نیاز به آرامش داشت. (۱۴) استاد سیدمحمد باقر موسوی همدانی (ره) گفته است: علامه طباطبایی به قدری از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی شادمان بود که نمی توانست از اظهار آن خودداری کند روزی به من فرمود دلم می خواهد رژه ارتشی ها را در برابر امام ببینم عرض کردم هم اکنون آنان در کوچه هستند و چند لحظه دیگر برنامه آنان آغاز می شود. بلند شوید تا دم در از نزدیک مشاهده کنید. عبا را بر دوش گرفتند که ناگهان صدای موزیک ارتشیان برخاست آمدیم پشت درب منزل و چون من درب را گشودم ایشان محو تماشای رژه نیروهای نظامی از برابر امام گردیدند و مکرر با هیجان می فرمودند: چقدر جالب است. (15) امام خمینی پس از رحلت علامه طباطبای در طلیعه یکی از بیانات خود فرمودند: «من قبلا باید از این ضایعه ای که برای حوزه های علمیه و مسلمین حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبایی است اظهار تاسف کنم و به شما و ملت ایران و خصوص حوزه های علمیه تسلیت عرض کنم خداوند ایشان را با خدمتگزاران به اسلام و اولیای اسلام محشور فرماید و به بازماندگان و متعلقین و شاگردان ایشان صبر عنایت فرماید. (۱۶) البته فردای روز رحلت علامه یعنی در ۲۵ آبان ۱۳۶۰ مجلس ترحیمی از سوی امام خمینی برای ایشان در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار گردید. (۱۷) و مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای پیام تسلیتی در سوگ علامه خطاب به امام راحل صادر فرمودند که در فرازی از آن آمده بود: « محضر مبارک رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (مد ظله العالی ) ضایعه ارتحال عالم ربانی و دانشمند عظیم الشان فیلسوف و مفسر کبیر قرآن حضرت آیه الله علامه طباطبایی را که یکی از مفاخر کم نظیر عالم اسلام بودند به پیشگاه ولی عصر (ارواحنا له الفدا) و حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب و حوزه های علمیه مخصوصا حوزه مقدس قم و مراجع عظام تقلید و شاگردان این مرحوم و همه دانشمندان و عاشقان علم و فضیلت تسلیت عرض می کنم … » (۱۸) در ضمن سایت http://siasi.porsemani.ir/node/1187 در رابطه مواضع علامه (ره) نسبت به انقلاب است اطلاعات خوبی در اختیار شما می گذارد. موفق باشید
نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!