بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: دانشگاه

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41704
متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفته‌اند و نوشته‌اند همچنان برای آن آینده‌های دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه می‌دارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهره‌مند فرمایید. 
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن می‌دانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقش‌آفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساخت‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم می‌کنیم؛ اما نه مانند محکومیت‌های مرسوم سازمان‌های بین‌المللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، اراده‌ای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاه‌های کشور ایجاد می‌شود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطه‌ی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علم‌های مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آن‌ها علم‌های وابسته و مصرف‌کننده نیست، بلکه واهمه‌ی آنها از حرکت علمی درون‌زایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که می‌دانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین می‌جوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم می‌ریزد؛ همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان می‌خواهند با تخریب زیرساخت‌های مادی، نبض تولید و علم‌آموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمان‌ها و ماشین‌آلات، که در قلب‌ ها و ذهن‌های جوانان مؤمن و دانشمند آن می‌تپد. نمی‌دانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمی‌تواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و می‌کوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزه‌ای مضاعف برای ساخت آینده کشور می‌یابیم. ما به شما عرض می‌کنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن می‌اندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین می‌باشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکده‌های دانشگاه‌های مختلف روی می‌آورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری می‌کند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهره‌وری آن‌ها، در صحنه‌های کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی است و می‌تواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمت‌ها ایران قوی را همچون گذشته می‌سازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کرده‌اند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدان‌ها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همین‌گونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایه‌های ملی خود لبیک می‌گوییم همان‌طور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفته‌ایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایه‌ای و نوین از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرن‌ها از گزند حوادث مصون باشد، آماده‌ایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنه‌ی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانه‌ی شما، بیش از پیش بسازیم و به قله‌های پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکل‌های دانشجویی سراسر کشور

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمان‌های آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمی‌کردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمی‌کردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمی‌سازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاه‌های دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند.  https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه می‌دانیم که دولت‌ها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشه‌ای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که می‌خواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که می‌خواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آن‌که با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همان‌طور که می دانید در جهانی زندگی می‌کنیم که مردمی‌سازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشت‌شان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیه‌ای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشم‌اندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیت‌آوردن آن چشم‌انداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلات‌شان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند می‌شویم، امری که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید داشته‌اند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین‏ ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.‏ ‏‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏ شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎ است».‏
به نظر می‌آید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همه‌چیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکل‌دادن به جامعه اهمیت داده نمی‌شد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چاره‌ای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمی‌توان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. این‌جا است که اگر می‌خواهیم فرهنگ «دانش‌بنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانش‌بنیان» به حاشیه می‌رود. 
و مسلّم رهبر عزیز جوان‌مان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آورده‌اید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شده‌اند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکایی‌های داخلی برای مردم تصمیم می‌گیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
 

41207
متن پرسش

با سلام: مراد از علم نافع چیست؟ آیا علوم دانشگاهی به جز علوم حوزوی و قرآنی علم نافع به حساب می آیند؟ منظور دقیق از واژه نافع چیست، و از کجا بدانیم در این مسیر گام برمی‌داریم. با تشکر از جناب استاد. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماورای علوم رسمی که هر کدام برای زندگی می‌تواند مفید باشد؛ عنایت داشته باشید که موضوع علم نافع یعنی علمی که جهت‌گیری انسان را اصلاح می‌کند تا در بستر آن علم، انسان‌ها از تجربه‌های‌شان در امور اجتماعی بهترین نتیجه را بگیرند وگرنه به جای گزیده‌شدن از یک سوراخ، هر روز از ده‌ها سوراخ گزیده می‌شوند زیرا حکمت لازم را که همان علم نافع است در میدان دید خود نسبت به امور به کار نگرفته‌اند. موفق باشید

41113
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عرض کنم که گیجی گاهی اوقات سراسر وجودم را می‌گیرد و شاید این گیجی ثمره نشناختن صحیح زمانه‌ام است. بنده درحال حاضر به حسب علاقه و استعداد، درحال تحصیل در یکی از رشته های علوم پزشکی هستم و از طرف دیگر دریافته‌ام که اصلا انسان تک بعدی ای نیستم که ۲۴ ساعتم را روی یک موضوع بگذرانم. بنده همانقدر که به این علم و فن علاقه‌مندم، به حکمت نیز علاقه مندم. یعنی میل به این ندارم که مثلا فقط پزشک شوم بلکه طلبم این است که همانند حکمای ایران زمین با آن مدل خرد به تحصیل بپردازم. حکمایی که جامع علوم بودند. از علم اسفل گرفته یعنی طبیعیات و بعد ریاضیات، تا علم اعلی که الهیات است. دانشمندی چون بوعلی که در شفا نهایت ذوقش را به‌خرج داده تا همه علوم را جامع تحویل انسانها دهد. از طرفی ذوق هنری هم دارم و نمی‌خواهم این تکه از وجودم پایمال علم بشود و می‌خواهم این نیز بدرخشد. با پرداختن به یکی از اینها در خودم احساس کمبود می‌کنم چون این انفصالی که بین علوم قائل می‌شوند درنظرم انفصال حقیقی نیست بلکه همه علوم به هم متصل اند و کامل کننده یکدیگرند و همه اینها با هم اند که در دلشان حکیمان را می‌پرورانند. معلم ثانی که مؤسس فلسفه اسلامی‌ست، یک موسیقیدان قهار بوده است یا بوعلی که جامع علوم است. از یک جهت نیز بعضی ازین علوم در حوزه علمیه قرار دارند و می‌دانم اگر امروز به تقلید در فضای احکام متوقف شده‌ام، فردا سودای این به سرم می‌زند که خودم بروم و مجتهد شوم! این علایق، ناشی از کمالگرایی به معنای روانشناسی آن نیست بلکه ناشی از کمال طلبی به معنای خاص مقام انسان است که میل به کمال دارد. حال من می‌مانم و مسیری که باید گشوده شود. از یکسو حکمت گذشتگان مان نوید این را می‌دهد که یک انسان قوت جامع شدن را دارد و از یکطرف نمی‌خواهم گرفتارِ زیاده‌گویی ها بشوم و می‌خواهم از هر کدام ازین علوم، لُب مطلبش را بدانم و به جهد بتوانم با زبانی فردایی آنها را ارائه و توسعه دهم. این توفیقی‌ست بس مبارک؛ بنده نیز گفتم حالا که این میل در من افتاده چرا به‌دنبالش نروم؟ مگر در دوره معاصر علامه حسن زاده ای نداشتیم که بمعنای حقیقی حکیم بودند؟ چرا من افقم ایشان نباشد؟ (از سویی با نظر به زمانه شناسی و اینکه راهِ آینده می‌بایست باز شود مطالعات غرب شناسی و فلسفه غرب را هم در نظرم داشتم). در نتیجه باید بگویم که این‌همه راه، انسان را دچار سرگردانی می‌کند که نمی‌داند الان وقت یادگیری کدام علم است. اول ادبیات بخواند یا اول برود سراغ الهیات یا از علم اسفل شروع کند به بالا یا دانشگاه صرف که البته برای من محال است. نگاه که می‌کنم می‌بینم جامعه ما به حکیم نیاز دارد یعنی انسانی که وقتی می‌خواهد یک بنا بسازد هم از لحاظ ریاضی و هندسی، هم درنظر گرفتن مصالح و تجهیزات، هم اصول و مبانی، هم سازگاری با انسان و طبیعت و... بتواند طرحی ارائه دهد که جامع همه اینها باشد و این یک مثال است و مثال های بیشتری می‌توان زد. اگر ممکن هست بنده را راهنمایی بفرمایید تا بلکه مسیری پیشارویم گشاده شود. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر در این زمانه جوانان ما خود را فریب ندهند، نمی‌توانند در یک رشته از علوم تجربی و دانشگاهی متوقف شوند. مهم درک حقیقت انسان است با حواشیِ زندگی در این دنیا، که یکی از این حواشی، علوم پزشکی است. در این رابطه خوب است در عین دقت در همان علوم پزشکی، در مسیر انسان‌شناسی که در نهایت به درک «ثقلین» ختم می‌شود؛ اندیشه کرد وگرنه ظرفیت‌های خود را معطل گذاشته‌ایم. در این سال‌های اخیر در موضوع «انسانیت انسان» عرایضی شده است که خوب است آن مباحث تعقیب شود. موفق باشید 

40895
متن پرسش

سلام و عرض ارادت؛ به اینجا رسیده‌ام که با این همه وسعتی که در این منِ خود و در جهان می‌بینم من چه کار باید بکنم؟ الان دانشجو هستم ولی خب چه باید بکنم؟ باید برای زندگیم چه برنامه‌ای داشته باشم؟ چه برنامه ای برای زندگی‌ام بایستی بچینم؟ دلم در تلاطم است حضوری ناب می‌خواهد در دِلِ حق‌ترین‌ها؛ در جایی که هستم درمانده‌تر از همه جا هستم؛ پر از چیزها هستم اما برای حرکت گویی پاهایم بر زمین چسبان است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری، ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر انقلاب عملا انسان در موقعیتی قرار می‌گیرد که نوعی راه در مقابلش گشوده می‌شود. راهی که دنیا و آخرت در آن جمع می‌گردد تا نه با حرص نسبت به  دنیا عمر خود را ضایع کند و نه با فرار از دنیا از زندگی محروم شود. موفق باشید

40879
متن پرسش

سلام وقت بخیر: بنده به مطالعه در زمینه های علوم پایه به ویژه فیزیک و ریاضی علاقمند هستم اما وقتی به سراغ اینها می روم یک حالت درونی مثل وجدان درد به من دست می‌دهد که چرا با وجود منابع اسلامی و کلام اهل بیت سراغ این علوم می‌خواهی بروی؟! به خودم می‌گویم ببین کسانی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری و سایرین مثل علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و بسیاری دیگر، با وجود اینکه استعداد بالایی هم داشتند و حتی در علومی مثل ریاضیات هم ورود کرده اند ولی در نهایت، عمر و وقت خود را صرف علوم اهل بیت علیهم السلام کرده اند. پس اگر من بخواهم دنبال این علوم پایه بروم دارم اشتباه می‌کنم. حتی شهید چمران و فخری زاده را هم که نگاه می‌کنم می‌بینم با آنکه در رشته خود به بالاترین تخصص ها رسیده بودند ولی حرف هایشان عرفانی و اسلامی بود، پس چه بهتر که پیگیری علوم پایه را رها کنم و فقط روی علوم اهل بیت علیهم السلام متمرکز شوم. از طرفی می بینم که با همه این حرف ها، کشش درونی به علوم پایه هم رهایم نمی کند و خلاصه یک حالت دوگانگی درمانده کننده برایم ایجاد کرده است. جناب استاد می‌دانم که در بین شاگردان و شیعیان اهل بیت، شیمی دان و ریاضی دان و مهندس و ... هم داشته ایم، اما باز این حالت ها آزار دهنده است و مانع از خروج من از این وضعیت تحیر می شود. لطفاً راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمان و زمانه که بشر در نسبت با استعدادهای طبیعت به دنبال وسعت خود می‌باشد، باید به فکر جمع بین نگاه فیزیکی به طبیعت و نگاه الهیاتی به هستی بود به همان معنای دانش‌بنیانِ حقیقی. عرایضی تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی"https://lobolmizan.ir/sound/885?mark=%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87  شده است خوب است به آن مطالب رجوع فرمایید. موفق باشید

40829
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد: سوال اولم اینه که می خواستم بدونم در مورد اینکه هر فردی چجوری باید وظیفه ش را بشناسه و بفهمه که چی هست؟ یعنی مثلا از کجا بفهمه که وظیفه ش دکتر شدن یا مهندس شدن یا طلبه شدن و... هست و اصلا برای انتخاب شغل و مسیر زندگی چه ملاک هایی را باید در نظر گرفت و انتخاب مسیر کرد؟ و سوال دوم اینکه الان جامعه چه نیازهایی دارد و مسیری که بهتره جوانان وارد آن بشوند با توجه به نیاز جامعه چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مسیر زندگیِ دینی باید هرکس به استعدادهای خودش و امکاناتی که دارد نظر کند و در این حالت هیچ تفاوتی بین مهندس‌شدن و طلبه‌شدن برایش نیست و البته مشورت با اهل اندیشه که آن شخص را می‌شناسند؛ خوب است. ۲. جامعه به همۀ آن رشته‌ها که فرمودید نیاز دارد ولی در هر حال در چنین شرایط تاریخی جهاد تبیین امر مهمی است. در همین راستا رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: مهم‌ترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی جنگ نرم  است. چرا امروز جنگ نرم علیه ما این‌ قدر سخت است؟ علّت، این است که ما قوی شده‌ایم؛ ما قوی شده‌ایم. امروز جبهۀ حق از لحاظ زیرساخت‌‌ها، از لحاظ امکانات قوی شده. امروز چالش دشمن با جبهۀ حق آسان نیست، کار دشواری است؛ لذاست که به جنگ نرم متوسّل می‌شوند و همه‌ تلاش خودشان را می‌کنند که ذهنیّات را خراب کنند. موفق باشید

40700
متن پرسش

سلام استاد: جوان هجده ساله هستم و در کنکور سراسری رشته انسانی رتبه بسیار خوبی کسب کردم و به دانشگاه امام صادق رشته مدیریت رفتم چند وقتی هست احساس می کنم زندگی ام مثل این است که دارم خواب می بینم، معنای زندگی ام را از دست داده ام خودم نمی دانم برای چه تکاپو و تلاش دارم، خودم را گم کرده ام، نمی دانم در چه راهی هستم و به چه راهی باید بروم. همچنین یک غمی که علت آن را نمی دانم روی دلم نشسته و اکثر مواقع به سراغم می آید. قبلا بسیار در فضای عرفانی بودم و آرمان های بلندی داشتم اما الان انگار پرده ای جلوی همه اینها را گرفته از عاقبت خودم می ترسم اگر می توانید راهنمایی ام کنید و نصیحتی برای ره توشه زندگی بفرمایید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که متوجه شویم با انقلاب اسلامی وارد تاریخی خواهیم شد که انسان‌ها معنای دیگری غیر از معنایی که فرهنگ غربی مقابل‌شان قرار داده، می‌توانند برای خود بیابند. از آن جهت که خود را در نسبت با انسانیت انسان‌ها احساس می‌کنند مانند سرنشینان ناوگان صُمود.
 باید به آینده‌ای نظر کرد که رهبر معظم انقلاب متوجه آن هستند و می‌فرمایند: ملّت ایران بدون تردید در آینده‌ای که آن آینده ان‌شاءالله خیلی دور نخواهد بود و شما جوانهای عزیز قطعاً آن آینده را مشاهده خواهید کرد، از همه جهت در قلّه‌های شرف و افتخار خواهد بود.
برای حضور در آینده باید خود را آماده کرد با عمیق‌ترشدن هرچه بیشتر در درکِ انسان آخرالزمانی با تدبّر در قرآن و روایات. از آن جهت که قرآن و ائمه «علیهم‌السلام» متذکر حقایق فراتاریخی هستند و انسانِ آینده بیش از پیش به آن نیاز دارد و حضور امثال جنابعالی در دانشگاه امام صادق «علیه‌السلام» برای ورود به میدانی است که آینده به شما نیاز دارد. در این رابطه به سخن رهبر انقلاب توجه کنید که می‌فرمایند: 
آینده‌ی کشور به توفیق الهی، به فضل پروردگار، آینده‌ی خوبی است؛ انبوه جماعت جوان این کشور، در دل خود نخبگان زیادی دارند؛ حالا عمده نخبگان دانشگاهی هستند، در بخشهای دیگر هم نخبگانی هستند که ولو دانشگاهی نیستند امّا به‌معنای حقیقی کلمه نخبه‌اند، می‌توانند نقش‌آفرینی کنند. و این نخبه‌ها کار خود را خواهند کرد؛ احساس مسئولیّت می‌کنند. بحمدالله اهداف انقلابی و شعارهای انقلابی زنده است؛ دشمن نتوانسته است شعارهای انقلابی را کم‌رنگ بکند؛ جوری است که اگر کسانی هم در دل با این شعارها همراه نیستند، در زبان ناچارند به‌خاطر افکار عمومی، به‌خاطر دل مردم و حضور مردم، با این شعارها همراهی کنند. شعارها بحمدالله زنده است؛ حرکت انقلابی حرکت زنده‌ای است و این از استثناهای تاریخ است.
آیا این https://eitaa.com/namazjomeh_esfahan/19082 و https://eitaa.com/matalebevijeh/20463 حکایت حضور ما در آینده نیست؟ این است که رهبر معظم انقلاب تأکید دارند نگاه خوش‌بینانه به آینده، کلید اساسی همۀ قفل‌ها می‌باشد. موفق باشید            
 

40618
متن پرسش

به نظر می‌رسد وقتی ولی تاریخ صحبت از جمع میان دین و دانش می‌کنند به یک قله تاریخی اشاره دارند، حالا که به فتح قله‌ها نزدیکیم و از طرفی این تاریخ همه ما را فرا گرفته است متشکر می‌شوم اگر در خصوص معارف وجودی زیر نکاتی را بفرمایید تا مشیر قلوب بیدار باشد به سمت مقاومتی از جنس انقلاب: - مصلحین - آخوند مهندس - مهندس آخوند - دانش‌بنیان و کارآفرینی - شیخ بهایی - تکنیک قدسی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت روحی که در این زمانه به میان آمده، آنچنان است که وسعت ظرفیت همۀ انسان‌ها را یکجا در خود می‌تواند حاضر کند تا در عین روحیۀ فنی، حضور روحانی و عرفانی‌اش به حاشیه نرود و در عین فعالیت‌های فنی، از الهامات لازم جهت جلورفتن در کار بهره‌مند گردد. مهم آن است که افراد این نسل با روحیۀ آخرالزمانی خود متوجۀ چنین وسعتی در خود باشند. موفق باشید 

40518
متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی که خدمتتون داشتم این بود که آیا امکانش هست که دانشگاه رفت و درس های حوزه را نه در محیط حوزه بلکه به صورت مطالعه دقیق و با روحیه تفقه خواند و از آن تاثیر و آن عمق و آن تعالی بهره‌مند شد یا همزمان با دانشگاه کلاس و پایه های حوزه را رفت و از آن وسعت نیز خودش را بهره‌مند کند و برای بحث ملبس شدن هم وارد حوزه شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از عزیزان سعی کرده اند آن دو را جمع کنند. البته اگر افراد بتوانند با جدیت وارد حوزه شوند و در کنار آن، دروس دانشگاهی را بگذرانند، راحت تر و بهتر توانسته اند در سلوک یک روحانی خود را تعریف و معنا کنند. موفق باشید

40507
متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: ببخشید سوالی داشتم. من یه دانشجوی دختر هستم که شهر دیگه دانشجوام و تو خوابگاه می‌مونم، این ۳ سال اونقدر آدم‌های مختلف دیدم که پیر شدم. دخترایی که شب ساعت ۳ می‌اومدن خوابگاه و مواردی که قابل بیان نیست. حالا مدیر کانال دخترانه‌ای از من خواسته ویس بگیرم برای مخاطب‌های یک کانال دخترانه و بگم که شهر دیگه دانشگاه نزنید اگر رشته خودتون در شهر خودتون هست و از تجربه‌هام بگم به نظرتون این کار درسته؟ مثلا یکی مثل من که دانشگاه شهر کوچیک سطحش بالا نیست اگه بگم شهر خودتون انتخاب رشته کنید اشتباهه؟ چون واقعا خوابگاه آسیب‌ش برای دختران خیلیی زیاده. خیلی ممنون می‌شم راهنمایی‌م کنید. یعنی ذهنیتم این هست که دانشگاه‌های سطح یک از مذهبی‌ها خالی نشه ولی از طرفی این آسیب‌های بی‌شمار رو می‌بینم تو خوابگاه‌ها و موارد زیادی که افراد از دین دارن خارج می‌شن. آیا اینکه به همه دختران توصیه بشه که دانشگاه در شهر دیگه رو حدالامکان انتخاب نکنید غلطه؟ اگه دختری نخبه باشه چی؟ ولی خب همون نخبه هم، بازم تو شهر دیگه واقعا چالش زیادی تو خوابگاه خواهد داشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید متذکر این امر باشیم که بالاخره حضور در خوابگاه به جهت دوری از شهرِ خود آسیب‌های خاص خود را دارد تا خانواده‌ها در این مورد حساس باشند. موفق باشید

40500
متن پرسش

سلام و ادب استاد وقتتون بخیر. بنده از امسال قرار است در دانشگاه فرهنگیان رشته الهیات تحصیل بکنم. برای خودم در زندگی هدفی مهم تر از همین مساله تربیت نیست و در این راستا شهید مطهری را الگوی خود قرار داده ام. به نظرتان برای نزدیک شدن به آنچه مطهری بود با توجه به آنجه جامعه فعلی نیاز دارد (مطهری زمان) چه باید کرد؟ آیا این که من حوزوی نیستم خللی در این هدف وارد می‌کند؟ آیا باید از مقدمات (ادبیات و منطق و ...) شروع کنم؟ شهید مطهری ۱۲ سال ظاهرا درس فقه میرفتن. تا کنون مطالعاتم پراکنده بوده است و سوال دوم: آیا مقدماتی غیر درسی (مثل محیط و دوستان و ...) برای این هدف لازم است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در چنان میدانی جای تبریک دارد بخصوص که متوجه هستید معنی زندگی جز این نیست که انسان‌ها در نسبت با همدیگر متذکر ابعاد متعالی انسانیتِ انسانیت‌شان باشند و این تنها ذیل قرآن و سیره و شخصیت ائمۀ معصومین «علیهم‌السلام» ممکن است. آری! برای مطهری‌شدن باید نسبت به فرهنگ حوزوی بخصوص ادبیات عرب و فلسفۀ اسلامی حساس بود و در کنار تحصیلات دانشگاهی، تحصیلات حوزوی را مدّ نظر داشت بخصوص که صوت دروس حوزوی در دسترس هست. در مورد سؤال دوم؛ همین‌طور است که متوجه شده‌اید که بالاخره حساسیت نسبت به محیط و دوستان مهم است و تا آن‌جا که ممکن است باید در محیط‌های علمی و اخلاقی و با دوستان اهل اندیشه و تفکر مرتبط بود ولی در هر حال نمی‌توان از محیط‌های آنچنانی و یا دوستان آنچنانی طوری بیگانه بود که ندانیم بر جوامع و افرد چه می‌گذرد. موفق باشید 

40397
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت خدمت شما استاد عزیز. بنده نوجوانی هستم که تعارض میان دو مسئله شدیدا سردرگمم کرده و نمی‌توانم دست به تصمیم بزنم. به لطف خدا به لطف خدا به لطف خدا بنده مستعد در زمینه های علوم مهندسی هستم و به‌اضافه علاقه شدیدی هم به این حوزه دارم. از طرفی آزمون کنکورم را مطلوب داده‌ام و اگر خدا بخواهد توان تحصیل در بهترین دانشگاه‌های کشور را دارم. اما همین استعداد را (اگر بیشتر نباشد به‌نظر کمتر نیست) در زمینه علوم حوزوی علی الخصوص فلسفه و منطق و عرفان دارم و همان علاقه شدید را به این زمینه نیز دارم. مانده‌ام میان این دو مسیر که خدای متعال از من چه می‌خواهد و وظیفه‌ام چیست. پدرم تصمیم‌گیری را بر بنده واگذار نموده‌اند و مادرم نیز مرا از هیچکدام نهی نمی‌کنند اما می‌دانم قلب هردو علی الخصوص مادرم بشدت مایل به این است که به دانشگاه بروم. علاقه و استعداد برای بنده در دو زمینه برابر است و برایم مهم فقط و فقط این است که ولی جامعه حضرت امام خامنه‌ای از منِ نوجوان در این دوراهی کدام را می‌خواهند. می‌خواستم بدانم آیا شما می‌توانید بنده را راهنمایی کنید؟ و سوال دومم این‌ است که فرضا اگر باید به حوزه رفت بهتر است اول به دانشگاه بروم (برای لیسانس) و بعد به حوزه بروم یا مستقیما به حوزه بروم؟ (در این زمینه هم پدر و مادرم شدیدا می‌خواهند بنده ابتدا حداقل دانشگاه را تجربه کنم اما امر و نهی نمی‌کنند چون برای خودشان مسئولیت می‌دانند و واهمه دارند که مرا از حوزه نهی کنند) با تشکر در پناه حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر استعداد مباحث و موضوعات حوزوی را در خود احساس می‌کنید و والدین محترمتان می‌توانند تا حدّی از نظر مالی در ادامۀ زندگی به عنوان حضور بیشتر در تبلیغ دین، کمک کنند – حداقل در زمینۀ مسکن در سال‌های بعد- این را لطف خداوند بدانید که علاقۀ حضور در حوزه و تعمق در آن معارف و تبلیغ آن به بشریت را در شما ایجاد کرده است. ۲. هرچه زودتر به حوزه وارد شوید بهتر است. در این مورد خوب است به آرشیو «حوزه یا دانشگاه» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/quest/29957?mark=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87 موفق باشید

40064
متن پرسش

با عرض سلام و وقت بخیر: استاد بنده چند سخنرانی از مقام معظم رهبری و امام خمینی رحمه الله علیه دیدم که جوانان را سفارش به درس خواندن و تحصیل می‌فرمودند همچنین از آیت الله بهجت. سوال بنده این است که منظورِ این بزرگواران تحصیل در دروس معرفتی در قالب حوزه و یا مطالعه آزاد است یا دروس دانشگاه و کسب رتبه علمی؟ سوال دوم اینکه با توجه به هدف خلقت انسان چه رشته ای را برای تحصیل پیشنهاد می‌فرمایید؟ در رشته انسانی. پیشاپیش ممنون از پاسختون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کنار کسب معارف الهی، تحصیل علوم و فنونی که نیاز جامعه است نیز لازم می‌باشد. ۲. رشته‌هایی مانند فلسفۀ اسلامی و هر آنچه که به نحوی ما را با قرآن و روایات مأنوس کند، بسیار با ارزش است. موفق باشید

39917
متن پرسش

با عرض سلام: بنده دانشجو رشته کامپیوتر هستم و سال آخر هستم. اما احساس می‌کنم که استعداد و رسالت من این نیست که در این رشته باشم اما اگر هم انصراف بدهم باز هم‌ نمی‌دانم باید چه رشته ای و چه کار کنم، سوال من این است که چگونه متوجه استعداد و علاقه خود بشوم و همچنین رسالت من و هدف زندگی من چیست و چگونه باید آن را پیدا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که استعداد بشر امروز منحصر به یک رشته نمی‌شود، می‌توان به این نکته فکر کرد که انسان در عین حضور در شرایطی که برایش پیش آمده است؛ از امکانات دیگری که مقابل‌ او در شرایط تاریخی امروزین گشوده شده غفلت نکند. موفق باشید

39247
متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقت شما بخیر مدتی است (حدود ۲ سال) که به همراه دوستان سیر مطالعاتی شما را شروع کرده ایم و به نظر می رسد باید با این رویکرد زندگی کرد و نیاز به تذکر لحظه به لحظه دارد و تنها خواندن کتابها کافی نیست؛ مخصوصا در سنی که من قرار دارم و در آستانه میانسالی می باشم؛ و از طرفی می‌خواهم اقدام به شرکت در آزمون دکتری در رشته تخصصی خود بنمایم که قبولی در آن و نیز تحصیل در دوره دکتری نیز نیاز به تمرکز زیادی دارد. به نظر می‌رسد پرداختن به هر دو با هم برای من ممکن نیست؛ نه اینکه اصلا ممکن نباشد، احتمالا هر کدام به نوعی ناقص می ماند؛ و در عین حال بنا به شرایطی نمی توانم هیچ کدام را کنار بگذارم؛ و انگار آخرین فرصت هاست؛ و شاید فرصت دیگری نباشد؛ لطفا من را راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به خودتان برنامه بدهید و جای هرکدام از دروس تخصصی و معرفتی را مشخص نمایید و معلوم است که در چنین شرایطی بیشترین وقت باید برای دروس تخصصی باشد و در هفته، دو مرحلۀ یک‌ساعتی به مباحث و یا صوت‌های مربوطه ورود شود. موفق باشید

39222
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: حدود ۵ سال پیش عزمم را جزم کرده بودم که به حوزه علمیه بروم. استعداد و علاقه اش را هم داشتم ولی با سرسختی شدید خانواده مواجه شدم. چون پدرم راضی نبود به دروس خودم ادامه دادم تا الان که ۱.۵ سال از دانشگاهم می‌گذرد. دانشگاه شهر دیگری قبول شدم، شهری سکولار و سنی مذهب؛ و بسیار بسیار فشار روی من است. الان همه‌جا احساس وحشت و تنهایی دارم. به احساسی برخورد کردم که سراسرش غم است. همیشه نگران تنهایی‌ام هستم. گرفتار چیزی شدم که شرایط به خوشی نمی‌گذرد. در شادترین حوادث، چنان غم دارم که گویی عزادارم. هیچکس هم به دادم نمی‌رسد واقعا در مسیرم درمانده ام. هرچه توسل می‌کنم هرچه دعا می‌کنم دیگر صدایم به جایی نمی‌رسد. ای لعنت به پول و پرستیژ و امثال اینها که به خاطرش من الان باید چنین رنجی بکشم. همیشه می‌گویند تو پزشک می‌شوی و آینده خوبی داری! چندسال دیگه را باید به همین شکل سپری کنم و هیچ یار و یاوری ندارم. درمانده ام و حیران. به شدت به کمک نیاز دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که در همین شرایط که قرار گرفته‌اید به نسبتی بیندیشید که باید در عین ادامۀ دروس رسمی، با حقیقت پیدا کنید و فرصت را غنیمت بشمارید با دنبال‌کردن سیر مطالعاتی سایت و مباحث قرآنی که در سایت هست بخصوص بحث مربوط به سوره آل عمران و سوره انعام. موفق باشید

38790
متن پرسش

سلام و نور: وقت حضرتعالی بخیر. استاد از کجا بفهمیم که نقش ما در دنیا و رسالتی که باید انجام بدیم چیه؟ دوست دارم منشا اثر باشم. استاد صفایی حائری جمله معروفی دارن: شغل ها مهم نیست مهم نقش ها هستند، باید ببینیم که نقشمان را در ضمن چه شغلی می‌توانیم ایفا کنیم. من به خاطر علاقه به پزشکی وارد رشته تجربی شدم. اما در کنکور موفق نبودم. مدتی فلسفه خواندم. مطالعه‌ی کتاب‌های شهید مطهری و استاد صفایی حائری و فلسفه را در حاشیه دارم و قصد آکادمیک خواندن در این زمینه ندارم. به روانشناسی هم علاقمند هستم. هم علوم آزمایشگاه دوست دارم. الان به شدت مردد هستم. که برای بهمن ماه ورود به رشته علوم آزمایشگاه کنم یا روانشناسی‌. یا نه دوباره کنکور بدهم برای رشته پزشکی. زمان به سرعت در گذر است. به راستی نقش ما در این دنیا چیست که شغل و رشته‌ی مناسب این نقش را پیدا کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد فرموده‌اند بنگرید چه راهی در مقابل شما قرار می‌گیرد، راهی که برای طی‌کردنِ آن چندان گرفتار تنگناها نگردید، به همان معنایی که جناب عطار فرمودند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

38766
متن پرسش

سلام خسته نباشید: می‌خواستم نظر خودتون رو درباره دانشگاه امام صادق بدونم آیا واقعا در اون دانشگاه میشه علم واقعی رو پیدا کرد یا صرفا یک انتزاعیاتی رو غالب می‌کنند و کارامد نیست و ... کلا شناخت شما نسبت به این دانشگاه چیه آیا اون ادعایی که خودش میکنه هست؟ و...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله اساتید دلسوز و خوبی در آن دانشگاه مشغول فعالیت می‌باشند که می توانید ماورای دروس رسمی که بالاخره هرکدام جایگاه خود را دارند، از آن اساتید بهره‌مند شوید. موفق باشید

38757
متن پرسش

سلام خسته نباشید: من امسال کنکور دادم و در دو دانشگاه امام صادق و صنعتی اصفهان قبول شدم و الان بین این دو مرددم ۱. فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق تهران و کار کردن در فضای تولید علم یا تربیت یا مدیریت و.. ۲. رشته مواد دانشگاه صنعتی اصفهان و کار کردن در فضای دانش بنیان و کمک به کشور و در کنار آن فعالیت در کارهای تربیتی و شاید تولید علم در کنار آقای روح الله میرزاده در این که اولیت کدام بیشتره و از نظر اهمیت کدوم مهم تره رو نمیتونم بهش برسم. اگر امکانش هست فضا رو یکم برای بنده واضح تر کنید و اینکه نظر شما چیه و...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیه خودتان دارد. هر دو رشته با انگیزه حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی ظهور کرده، می‌تواند مفید باشد و البته به منافع آن کمتر باید فکر کرد؛ به روحیه خودتان در این موارد رجوع کنید که با کدام از آن حضورها راحت‌تر می‌توانید خودتان باشید. موفق باشید

38578
متن پرسش

سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز: من دختری ۱۸ ساله هستم که امسال کنکور دادم و به شدت در سال کنکور با ساعت مطالعه بالا درس می‌خواندم وموفق به کسب رتبه سه رقمی کنکور شدم و هنگام انتخاب رشته میان رشته آموزش ابتدایی و روانشناسی مردد بودم که با مشورت با پدرم و خانوده رشته آموزش ابتدایی را انتخاب کردم و از زمانی که فرصت انتخاب رشته به پایان رسیده من به شدت از انتخاب خود پشیمانم و حس می‌کنم که با توجه به ظرفیت علمی که داشتم می‌توانستم در دانشگاه های مطرح درس بخوانم و پیشرفت علمی بیشتری داشتم انتخاب فرهنگیان باعث یک توقف روحی شدیدی برای من شده و حتی از انجام دادن کارهای روزمره خودم هم عاجزم و مدام خودم را سرزنش می‌کنم و فقط نمازهایم را از سر تکلیف می‌خوانم و هیچ امیدی به زندگی ندارم. حس می‌کنم زندگی ام را خیلی محدود کردم و خودم از فرصت و نعمتی که خدا در اختیارم قرار داده بود استفاده نکردم. از شما استاد گرامی خواهش می‌کنم به من توصیه و نصیحتی بکنند و بدانم آیا این مسیری که انتخاب کردم درست بوده تا بتوانم به زندگی عادی خود برگردم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که خداوند شما را در مسیری قرار داده که با روح پاک دانش آموزان ابتدایی که هرکدام جهان بزرگی هستند با اراده های عظیم؛ مأنوس خواهید شد تا عمیق ترین رابطه ها را با ارتباط با آن ها درک کنید و هرچه به خود عمق بیشتری ببخشید، در همین مسیر بیشتر مفید خواهید بود. دنیای جدید به خوبی متوجه شده است که نخبه ترین افراد خود را به عنوان معلّمان آموزش ابتدایی به کار گیرند. موفق باشید

38503
متن پرسش

سلام و درود خدمت استاد عزیز: جهت مشاوره مهمی مزاحمتون میشم. سالی که قرار بود دبیرستان انتخاب رشته کنم با اینکه علاقه بسیاری به رشته های علوم انسانی داشتم (بخصوص ادبیات و فلسفه) اما به دلیل شرایط خانوادگی و انتظارات دیگران و بی اطلاعی خودم مجبور شدم رشته تجربی رو انتخاب کنم و بعد از پایان دبیرستان، رشته پزشکی دانشگاه اهواز قبول شدم که برای خانواده و دوستان یک موفقیت بزرگ بود ولی از همان روز اول حس می‌کردم آدم اینجا نیستم، تا اینکه در ایام دانشگاه خدا توفیق آشنایی با مباحث شما را نصیب بنده کرد و همین سرآغاز تحول جدی زندگی من و همه دیگرانی که به لطف شیوع مطلوب این مباحث در دانشگاه بود به نحوی که امروز که در روزهای پایان سی سالگی هستم در یقینی نسبت به انقلاب به سر می‌برم که با فکر انقلاب اسلامی می‌خوابم و بیدار می‌شوم، البته این به این معنا نیست که کسی هستم و خود را منی می‌پندارم! که نیستم و همیشه از همین طریق سایت مشکلات و گیر و گورهایم را با جنابتان به پرسش گذاشتم، اما آن یقین تاریخی را نیز انکار نمی‌توان کرد. علی ای حال در سی سالگی و پس از پایان پزشکی عمومی و گذراندن دوره های طرح و سربازی و ازدواج و تشکیل یک خانواده مستقل، دیگر عامل بیرونی بر انتخاب هایم تاثیر جدی ندارد و حیران انتخاب راهی هستم که چهل سالگی که ایام رشد و تکامل است اگر به عقب بنگرم حسرت از دست رفتن این ده سال را نداشته باشم. ده سالی که انتهایش ان شاءالله به بهترین نوع بندگی در ساحت اجتماعی که خدا مدنظر دارد بیانجامد. اینجاست که دست به دامن شما شده ام که ادامه مسیر را چگونه انتخاب کنم که پاسخگوی آن نیاز و درد حضور در ساحت انقلاب باشد. مثلا بر این باورم من هم درجات بعدی پزشکی را ادامه ندهم کسانی هستند که آن جاهای خالی در نظام را پر کنند اما اگر در امتداد همین علاقه و استعدادی که دارم و این را نیز لطف خدا می‌دانم، به مباحث علوم انسانی بپردازم توفیقات بیشتری هم برای خودم و هم شاید آینده جامعه داشته باشد و چه بسا نیاز جامعه اسلامی برای نیل به تمدنی توحیدی به این مباحث بیشتر نباشد کمتر نیست. حال چند سوال مشخص ۱. آیا با توجه به توضیحات بالا مصلحت می‌بینید که به مباحث علوم انسانی ورود کنم یا خیر؟ ۲. در صورت مثبت بودن سوال اول، آیا لازم می‌بینید تحصیلات آکادمیک هم داشته باشم یا خیر؟ ۳. در صورت نیاز به تحصیلات آکادمیک شما چه رشته ای را پیشنهاد می‌کنید که ذیل آن بتوان بیشترین ظرفیت را جهت گفتگو با مخاطبان ایجاد کرد، فلسفه یا جامعه شناسی یا مورد دیگری؟ ۴. با توجه به زمینه پزشکی پیشنهاد می‌کنید از این مباحث دریچه ای به علم و بخصوص پزشکی باز کنم، یا با توجه علاقه و تلاش های قبلی ام در زمینه شعر و ادبیات بیشتر در آن زمینه تلاش کنم؟ ۵. در نهایت ما را از دعای خیر خود فراموش نفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این لطف خداوند است که علاقه به امور معنوی و معرفتی را در قلب شما ایجاد کرده است و چه خوب است که خود را آماده کنید برای اُنس طولانی با قرآن از طریق تفسیر شریف «المیزان» و شرح صوتی آیت الله جوادی ۲. شاید اگر خودتان بتوانید در این مسیر وارد شوید گرفتار محدودیت‌های برنامه‌های کلاسیک دانشگاهی نشوید. ۳. در آن صورت رشته فلسفه و کلام خوب است. ۴. هر دوی آن ممکن است و افراد پزشکی را داشته‌ایم که در میدان‌های معرفتی نیز میدان‌داری کرده‌اند. ۵. ان شاءالله که در امورات خود نتیجه کامل بگیرید. موفق باشید

37798
متن پرسش

سلام‌علیکم، در این پیام می‌خواهم از استاد طاهرزاده ی گرامی، تشکر فراوان کنم. من در دو سوال قبلی که پرسیده بودم خیلی مضطر بودم و حالم بسیار بد بود و دوره ی فشار و بیماری و بلای فراوانی را در اوج تنهایی، پشت سر گذااشته بودم و در همین حد پاسخ گویی شما، بسیار دلم آرام گرفت و آرامش خاصی از خواندن پاسختان دریافت کردم و فرموده بودید به آغوش پر مهر علی بن موسی الرضا پناه ببرم  و همین کار را کردم و بلاها و فشارها کمتر شد. و با اینکه تا این سن هنوز کربلا نصیبم‌نشده بود خیلی عجیب و معجزه آسا همه ی شرایط به خصوص رضایت همسرم، برای رفتن به کربلای من فراهم شد و نایب الزیاره تان در تمام حرم ها بودم و تحت قبة الحسین دعاگویتان بودم. باز هم از شما و تمام کادر عزیزتان تشکر می‌کنم. فقط از شدت تنهایی و بیماری و فشارهایی که طی این ۲ سال گذراندم، نمی‌توانم درس بخوانم و نمی‌دانم چه کنم، آیا باید خودم را مجبور کنم به درس خواندن یا نه، پایان نامه ی ارشدفلسفه ام مانده است و مهلتی هم ندارم ولی اصلا توان نشستن پای کار را ندارم، یا نمی‌دانم الان کدام کتاب درسی فلسفی را بخوانم یا صوت درسی اش را گوش دهم. فعلا فقط صوت های شرح چهل حدیث شما را در حال گوش دادن هستم. تنهایی و بدون استاد و بی هم مباحثه ای درس خواندن بعد این همه بلا و بیماری، برایم سخت هست. چه کار کنم؟ باز هم ممنون و سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرصتی از این بیشتر که میدان تفکر فلسفی خود را که مسلم یکی از ابعاد نهفته هر انسانی است از طریق رشته دانشگاهی هرچه بیشتر رشد ندهید؟ تفکر فلسفی بزرگ تر از درس دانشگاهی است یک نوع به خود آمدن است و راهی است تا ما هرچه بیشتر در میدان حضور خود با خود، خود را بیابیم. موفق باشید

37511
متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد می‌خواهم راه هنر را پیش بگیرم و پا به عرصه سیما، آوینی وار بگذارم و از این‌جهت در رسانه و تبلیغات با توجه به اینکه به هنر علاقه وافری دارم، وارد شوم. نظرتان چیست؟ برای یک طلبه که می‌خواهد طلبگی را در این نظام نورانی محقق کند؟ آیا با این حال قم ماندن را برای خوب فقه خواندن پیشنهاد می‌کنید در صورتی که قصد دارم بعد از سطح یک وارد رشته کارگردانی شوم و یا برای وارد شدن به جهان پیشرو، اصفهان و نفس کشیدن در فضای سها را؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مدتی باید با پشتکار و بدون معطلی، دروس حوزه را خوب بخوانید تا آرام‌آرام معلوم شود کدام راه را باید ادامه دهید. رفقای اصلی «سها» هم یا به خوبی تا درس خارج کار را ادامه داده‌اند و یا دروس دانشگاهی را دنبال کرده‌اند. موفق باشید

37475
متن پرسش

سلام استاد: گاهی دلم می‌خواهد دانشجویی در یکی از دانشگاه های آمریکا و یا اروپا بودم و شجاعتی همچون آن ها برای مقابله با ارباب ها و زورگویانِ دنیا داشتم. مبارکشان باد این بیداری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با چنین انگیزه‌ای که در خود دارید، در واقع همان‌جا و کنار همان دانشجویان هستید و زیبایی‌های اراده‌های آنها در جان شما، راهی را می‌گشاید که نتیجه آن به لطف الهی عبور از جهانی است که غده سرطانی رژیم صهیونیستی در آن وجود دارد. چه اندازه خون کودکان شهید غزه کارساز بود. آری! «صد هزاران طفل سر ببریده شد / تا کلیم الله صاحب دیده شد». آیا بصیرت دانشجویان دانشگاه‌های جهان غرب، ریشه در صفای خون کودکان شهید ندارد؟ چه جاهلانه است که رژیم صهیونیستی گمان می‌کند آن کودکان را از میان برداشته است! موفق باشید        

37112
متن پرسش

سلام خدمت استاد: برای فردی که به دنبال سربازی وخدمت به امام زمان هست نخبگی کدام رشته علمی پیشنهاد می‌فرمایید، آیا رسالت علم جویی برای افراد خاص هست؟ یعنی فردی برای کسب و اثر گذاری در یک رشته خاص خلق شده است؟ می‌خواهم عمری با برکت و مسیری بدون پشیمانی داشته باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به مسیری نظر کنید که خداوند در مقابل‌تان با توجه به شرایطی که در آن هستید، قرار داده و به میل حضور در آن راهی که شما مدّ نظر دارید. بقیه‌اش را باید به خدا سپرد که آن راه، موجب برکت برای بشریت باشد همان دغدغه‌ای که مولایمان حضرت صاحب الامر «عجل‌الله‌تعالی‌‌فرجه» دارا هستند. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!