بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: شهید حضرت امام خامنه‌ای(ره)

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
جستجو در کتاب ها نتیجه ای نداشت
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41390
متن پرسش

عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز ●|‌اگر غم لشکر انگیزد|● ای رهبر عزیز تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی، ما هم این روزها با مادر و پدر زن فرزندان‌مان به میدان‌های شهر آمده‌ایم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیده‌ایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذیرش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟ «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم» 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نبودنِ رهبر انقلاب و داغ دل‌تنگیِ ایشان گفتید که حقیقتا نمی‌توانیم نبودِ او را احساس کنیم و وای اگر گمان کنیم او نیست؛ در آن صورت هیچ چیزی از ما نمی‌ماند.
مردم ما امروز بنیادِ غم را برانداخته‌اند و چه اندازه زیبا مردم ما دست در دست ساقی جان‌ها یعنی حضرت حق انداخته تا حیات دیگری را رقم بزنند و این‌جاست که می‌بینی که غم آری که غم هرگز نتوانسته جان ما را در بر بگیرد.
به این نکته بیاندیشید که افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی تفاوتند، چیزی نمی‌گذرد که خودشان از خودشان بدشان می‌آید زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آن‌ها گشود حاضر نشدند و از آن طرف حتما متوجه شده‌اید که سرداران و فرمانده‌هان میدان به خوبی می‌فهمند برای مردمی بزرگ و عظیم می‌جنگند و نه برای گروه و حزبی خاص و این‌جاست که این سرداران و فرمانده‌هان حاضرند سال‌ها برای این مردم بجنگند و از آن طرف مردمِ ما در خیابان ایستاده‌اند تا ایران شرایط خود را بر جبهه‌ استکبار تحمیل کند و این است زیباترین زندگی همراه با نظر به شهادت. https://eitaa.com/hosein_darabi/42006   موفق باشید

41380
متن پرسش

یک جایی خارج از هیاهوی شهر هست که اونجا آدما به هم نزدیک‌ترن. آدما آدم ترن. بی شیله پیله ترن. میشه بدون اینکه فکرت مشغول کلمه و جملهٔ بعدی و نتیجه و ... باشه، فقط بشنوی و ببینی و حرف بزنی. اونم نه هر حرفی؛ حرفایی که تو شهر نمیشه زد. اونجا آدما شاعر ترن. اصلا از شهر دور میشن که شاعر باشن. که بتونن ببینن و حرف بزنن. وگرنه اصلا کی دیگه حرف میزنه؟ تو هیاهوی شهر که نمیشه حرف زد. می‌دانی؟ برای رسیدن به آن نقطه خارج از شهر، باید از شهر گذر کنی. باید بگذری از شهر. حاج قاسم از شهر گذشته بود و رفته بود در بیابان‌ها. که ببیند. که همچنان شاعر باشد. که بتواند حرف بزند. بهای دیدن، گذشتن از شهر است. شهر کجاست؟ هیاهوی انسان‌ها و تمام مناسباتش. از تکنیک گرفته تا اراده به قدرت و نئولیبرالیسم و همهٔ بدبختی‌هایش. آنجا که می‌گویم، آن جزیرهٔ نور آشامان و نور‌خواران، ساکنانی دارد. احمدی روشن و فخری زاده که علم را یک راه برای سلوک می‌دیدند، آن جزیره‌ٔ نورِ نور را پای راکتور‌ها و میان مقاله‌ها و کتاب‌ها می‌دیدند. حتما شنیده‌ای آنکه فخری زاده از حافظ غزلی می‌خواند که دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند. عماد مغنیه و ابراهیم عقیل و سید حسن نصرالله که نقشه کشیدند و تونل زدند و فکر کردند و فکر کردند و فکر کردند و پرچمی‌ علم کردند به نام حزب الله لبنان، آن جزیره را در همان تپه‌های جنوب لبنان به چشم دیده‌ بودند. آنجا که شهیدی شهید قبلی را تشییع میکرد، آنجا که نور بود و نور بود و نور. حتما شنیده‌ای که آن مداح لبنانی می‌خواند هذا الجنوب کربلاء و صوت الشهدائنا متی ترانا و نراک.. و حتما آن شهید مدافع امنیت را دیده‌ای که چند ساعت قبل از شهادت زمزمه می‌کند به یمن تلخی هجران، وصال شیرین است.. این‌ها ساکنان آن جزیره‌اند. آوینی و همت و باکری. ابو مهدی المهندس و شهریاری و طهرانچی... در شهر ماندن که چیز خاصی ندارد. مگر شهر به کسی هم وفا کرده؟ باید بار و بندیل را جمع کرد و از شهر رفت‌. به سمت آن جزیرهٔ نورآشامان و نور‌خواران‌. که نور می‌تابد و می‌شود دید و شنید‌. و حتما شنیده‌ای که سید حسن نصرالله آن کلام معروف حضرت امیر را نقل می‌کند که آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت المسیر. آه از کم بودن توشه و دوری سفر و وحشت راه. آه... آشفتگیه؛ باید ببخشید...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی توجه به مردی که در کنار مردم بود و با شخصیت همه جانبۀ خود به افق‌های بلندی اشاره می‌کرد که این شب‌ها مردم با نظر به آن افق‌ها در خیابان‌ها ایستاده‌اند.
آری! امت دارد خود را پیدا می‌کند با شهادتی که سرنوشت منطقه را تغییر می‌دهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت. و این است که باید از خود پرسید:  چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شد؟ آیا حقیقتاً می‌توان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش می‌آورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ زیرا همه می‌دانیم شهادت در جایی حاضر می‌شود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر روشن می‌گردد. موفق باشید    
 

41377
متن پرسش

🚨 انتشار برای اولین بار 🔰 نقل معتبر گفتگوی شهید لاریجانی با امام شهید؛ ساعاتی پیش از شهادت امام چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، شهید علی لاریجانی برای دیدار با رهبر معظم به دفتر رفت. لاریجانی برای توضیح از طرح حمله و ترور نزد «قائد شهید» آمده بود؛ او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پرونده‌ای نیز همراه داشت تا بتواند به سؤالات احتمالی پاسخ دهد. او گفته بود «این بار نه یک فشار معمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است! دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتش موشک‌ها بسوزاند.» رهبر معظم با جدیت به سخنان او گوش می‌دادند. لاریجانی ادامه داد که ما برای شما مکانی امن فراهم کرده‌ایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمب‌ها به آسانی می‌رسند و نه هواپیماهای جنگی می‌توانند آن را هدف قرار دهند. لاریجانی با لحنی ملتمسانه گفت: «این یک مخفیگاه نیست، بلکه محل اقامت موقتی است تا طوفان بگذرد و شما از دیدها دور بمانید.» سپس سکوت کرد. حضرت آقا با لبخندی مهربانانه به او نگریست و برخاست. لاریجانی می‌گوید: احساس کردم که تاریخ نیز همراه او برخاسته است. رهبر شهید با آرامش پرسید: «وقتی نزد من می‌آمدید، انتظار چه پاسخی داشتید؟» لاریجانی با تردید گفت: «می‌ترسیدم که شما رد کنید، اما بدانید! امروز ملّت به شما نیاز دارد؛ ما نمی‌توانیم این جنگ را بدون فرمانده خود بجنگیم.» ایشان فرمودند: «از نظر امور حکومتی و امنیتی، سخن شما درست است، اما بیایید از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم.» سپس پرسیدند: «اگر من خودم پنهان شوم، چگونه از سربازانم بخواهم در برابر مرگ بایستند؟ چگونه به مردم بگویم نترسند؟ اگر من میدان را ترک کنم، چگونه دیگران را به پایداری دعوت کنم؟» لاریجانی گفت: باتوجه به وضعیت، احساس کردم دری از کربلا در سینه رهبر گشوده شده! حضرت آقا یادآور شدند: که سپاه حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام به ظاهر بسیار کوچک بود و می‌دانستند که در برابر آن دشمن پیروزی جنگی میسر نیست، اما به جای پنهان شدن، به میدان آمدند. لاریجانی دوباره گفت: «تاریخ تنها همان یک واقعه کربلا نیست! در تاریخ ما امام دیگری (امام مهدی) نیز هست که غیبت او نشان می‌دهد گاه پنهان شدن حکمت است، نه ترس» رهبر معظم آهی کشید و فرمود: «تفاوت اینجا است که وقتی امام مهدی علیه‌السلام غایب شدند، پشت سرشان قومی آماده جنگ نبود. من چگونه غایب شوم در حالی که ملت من آماده جهاد است!؟ چگونه پنهان شوم وقتی ارتشم در برابر آتش دشمن مقتدرانه ایستاده است؟ اگر رهبری پشتوانه نداشته باشد، غیبتش حکمت است؛ اما اگر ملت پشت سر او باشد و او برای نجات جانش پنهان شود، این پرسشی سنگین بر وجدان تاریخ خواهد بود.» لاریجانی گوید: خاموش شدم و پاسخی نداشتم. ساعتی نگذشت که شد آنچه شد!!! سبحان‌الله! منبع: طلاب جامعة المصطفی ‌🇮🇷 @i_a_ou سلام و عرض احترام نمیدونم چقدر موثقه اما با مباحث بعثت مردم خیلی مرتبطه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حکایت ما در این  «وقتِ تاریخی» همین است که در این نوشته مطرح شده است. و آیا راز نترسیدن مردم‌مان را نباید در همین استقبالی دانست که آن رهبر شهید از شهادت داشتند؟ آیا جز این است که در این شهادت‌ها ما تا این‌جاها جلو نیامدیم که حقیقتاً بیش از پیش خود را در وسعتی «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» احساس می‌کنیم؟ امری که درست، در مقابل جبهۀ یهودی‌زده‌ای است که سخت از مرگ می‌هراسد و اگر باید به حضور آخرالزمانی فکر کرد آن حضور، چیزی نیست جز تقابل دوجبهه‌ای که یکی در عین ادعای حضور جهانی، سخت از مرگ می‌ترسد و دیگر جبهه‌ای که در عین حضور جهانی و تعالی انسان، ماورای «مرگ و زندگیِ دنیایی» خود را معنا کرده. و این است راز حضور آخرالزمانی ما. موفق باشید  

41375
متن پرسش

«اللهم ما بنا من نعمة فمنک» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی دلمان می‌خواهد در بستر تاریخی که با شهادت و خون رهبر معظم انقلاب گشوده شده است به عالی ترین و زیباترین شکل ممکن بدرخشیم و خودمان و دیگران را هر چه بیشتر در احساس حضور و چشیدنِ چنین تاریخی شریک کنیم. آیا چنین طلبی شائبه خودنمایی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ سخن در این مبنایی‌ترین سؤال است که فرمودید: چگونگی حضور در بستر تاریخی که با شهادت رهبر شهیدمان  گشوده شد! امری که اکنون جان مردم‌مان را فرا گرفته و حکایت حضور آنان در میدان‌ها در اوج وابستگی از همین قرار است. ولی و صد ولی، ما در میان «حضور تاریخی» و «خودآگاهی» قرار داریم و این، حساس‌ترین موضوعِ تاریخیِ امروز و فردای ما می‌باشد که اگر در این حضور تاریخی به خودآگاهیِ تاریخی وارد نشویم، خطر آن‌که همین عزیزان که امروز این‌چنین با زیباییِ تمام جانِ منوّرشان را در این میدان‌ها به میان آورده و احساس می‌کنند؛ فردا نتوانند آن را ادامه دهند زیرا هر «آگاهیِ تاریخی» باید در «خودآگاهیِ تاریخی» ادامه یابد، وگرنه ریزش‌هایی پیش خواهد آمد. 
 «خودآگاهیِ تاریخی» نگاهی آوینی‌گونه می‌خواهد تا معلوم شود آنچه با شهادتِ گرم و متعالیِ آن رهبر بزرگ برای ما پیش آمده، امری نیست که ما اراده کرده باشیم تا گمان کنیم با ارادۀ خود می‌توانیم آن را ادامه دهیم زیرا که حکایتی از ارادۀ الهی می‌باشد که این روزها این‌چنین جان انسان‌ها را در بر گرفته و باید آن را پاس بداریم و همواره خود را در معرض آن عنایت خاص الهی قرار دهیم. و این یعنی «خودآگاهیِ تاریخی» و این یعنی حضور در فردایی که در «اکنونِ» خود آن را آغاز کرده‌ایم. و این‌جا است که باید از خود بپرسیم: «خود را در چه کسی جستجو می‌کنیم؟» بنده سعی دارم خود را در آن رهبر شهید که بسی گشوده و گسترده و متعالی بود، جستجو نمایم. موفق باشید            
 

41374
متن پرسش

سلام به استاد عزیز. از شما زیاد می‌شنویم که علت علاقه‌مندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمی‌باشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنه‌ها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان می‌اندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسان‌ها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید به‌خصوص جوانان متوجه شده‌اند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری می‌باشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافته‌اند.موفق باشید. 

41373
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی. همۀ سؤال و تعجب من از حضور دختران و بانوانی است که با اینکه چندان به ظاهر رعایت حجاب را نکرده‌اند، تا این اندازه متوجۀ شخصیت آیت الله امام خامنه‌ای شهید هستند و به گفتۀ شما گویا در شناخت زمان و در تاریخ بسیار موفق هستند. به نظر شما راز این قضیه در کجا هست؟ آیا می‌توانیم به آن سخن شما که می‌فرمایید ماورای افکار عمومی، مردم ما در وجدان تاریخیِ خود که شهدا ایجاد کرده‌اند، حاضرند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با شهادت رهبر معظم انقلاب، مردم متوجه شدند ماورایی دارند بیش از آن‌که فکر می‌کردند و از این جهت متوجه شدند نباید به وعده‌های لیبرال‌ها دل سپرد که در آن صورت انسان‌ها از مقام لاهوتی و معنوی خود تنزل می‌کنند و این است راز رجوع جوانان ما، حتی آن‌هایی که به ظاهر مقیّد به ظاهر شرع نیستند، به شخصیت رهبر شهید و حضوری که با شهادت ایشان پیش آمد؛آن ها بیشتر به شخصیت رهبرشهید انقلاب نظر انداختند و در نتیجه درآن شخصیت با نوعی «غیب‌آگاهی» آشنا شدند و در نتیجه قهرمان آنان از این به بعد نمی‌توانستند شخصیت‌های تعریف‌شده در فرهنگ مدرن باشند، شخصیت‌هایی که حقیقت را به حجاب می‌برند. در حالی‌که آن رهبر شهید نمایشِ «غیب» بود، در عین مقابله با استکبار، با هویتی قدسی. موفق باشید
 

41353
متن پرسش

باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقی‌ترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخی‌مان مطرح فرموده‌اند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید

41349
متن پرسش

با سلام و نور خدمت استاد 🌹 استاد این مدت صدای انفجارها ترس زیادی در دلم ایجاد کرده بود و از این مسئله بشدت ناراحت بودم که چرا قلبم تا این حد سست و ضعیف است آیا ترس مرگ است یا .... برخی را میدیم که به پشت بام ها می رفتند برای دیدن نقاطی که پرتابه ها و موشک ها اصابت کرده و با خونسردی تماشا می کردند. بارها بر قلبم نهیب می زدم که چرا می ترسی. از تک تک آنها علت نترسیدن را می پرسیدم و آنها جواب می گفتند که مطمئن هستند اسرائیل به مناطق مسکونی حمله نخواهد کرد. این جواب برای قلبم مورد قبول نبود. و خداراشکر بعد از اینکه در این سحرگاه به لطف خداوند رحمان و رحیم شما را دیدم و سخنانتان را شنیدم قلبم زبان گشود و گفت که مبادا اطمینان قلب و سکون را با اعتماد بر شیطان بنیان بنهی که خانه ای می شوم مانند خانه ی عنکبوت . و مگر نه این است که الا بذکرالله تطمئن القلوب !!! خداراشکر که بر شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل تکیه نکردیم و اعتماد را بر این مبنا قرار ندادیم و سخن دیگر اینکه در این شب ها وقتی همراه خواهران دینی خود در خیابان ها شعار می دهیم چقدر این حرکت مانند حرکات زینبی است با این تفاوت که اینبار نه مانند آن روزها در اسارت بلکه در اوج آزادی و آیا این آزادی جز این است که به برکت اشک هایی است که بر امام حسین علیه سلام ریختیم و این آزادی هدیه ای زینبی است بر زنان ما که این چنین در این برهه تاریخ اینگونه زینب وار و با صلابت در میدان ها حاضر شده اند🌱 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی حضوری ماورای مُردن و یا ماندن. آری! مردم ما بحمدالله به خوبی «مُردن» را پشتِ سر گذاشته‌اند و به حضوری نظر دارند که رهبرِ شهیدمان در مقابل ما گشودند تا مُردن را به رسمیت نشناسیم و همواره به حیاتی فکر کنیم که با نظر به حضرت حق در آن حاضریم. و این یعنی حضوری ماورای مُردن و یا ماندن. موفق باشید

41348
متن پرسش

به نام خدای خامنه‌ای آنچه ایران امروز است ایران خامنه ای رضوان الله تعالی علیه هست. هشتاد میلیون آدم در شخصیت ایشان حاضرند بدون آنکه درگیر باشند و حتی خم می‌شوند تا دیگران پا روی کمر آن‌ها گذارند و رد شوند و جانفشانی برای دیگری می‌کنند. ای بشریت عالَم! ای مردم آمریکا چین و کل شرق اروپا و غرب و آفریقا، ببینید بالآخره آنچه که راه نجات بود ظهور کرد، ای کودکان جوانان راه نجات و تمام شدن تمام غم های سوزنده نیهیلیزم مدرن، پیدا شد و جای کسی تنگ نمی‌شود با پیوستن. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی ما با نظر به آن مرد الهی یعنی امامِ شهیدمان، زندگی و دینداری را باید دوباره شروع کنیم با این نظرگاه که آنچه آن مرد الهی را تا این حدّ عظیم و متعالی کرد؛ همۀ آن چیزی است که انسان‌های آزاده به دنبال آن هستند. بنابراین از این به بعد ما با خامنه‌ایِ شهید زندگی می‌کنیم و سعی می‌کنیم قرآنی بخوانیم که او می‌خواند و نمازی بر پا داریم که او بر پا می‌کرد. و این یعنی زندگی با امام خامنه‌ای شهید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21982  موفق باشید 

41339
متن پرسش

در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنه‌ای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان می‌نگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمی‌آییم». موفق باشید

41334
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از شهادت امام شهیدمان آخرین سخنرانی آقا خیلی برام برجسته شد که روی چند نکته تاکید کردند اول سخنرانی تاکید جدی روی مساله وقت شناسی مردم آذربایجان دارند و بعد هم تاکید روی این عبارت که «مثلی لایبایع مثله» و بعد هم اینکه ملت ایران هم تکلیف خود را می‌دانند و با آموزه شیعی عدم بیعت با مثل یزید تکلیف خود را روشن میبینن و بعد هم انتخابی که خود آقا در نوع شهادتشان داشتند و به پناهگاه نرفتند با این همه بعد از شهادت این بزرگمرد روز به روز احساس جاماندگی از جنس توابین و سلیمان صرد خزاعی دارم که چرا در تاریخ خودم حاضر نیستم؟ چرا بعد از امام خود زنده هستم؟ اگر تاریخ عاشورایی در صحنه است چرا باید پروا کنم از جان دادن؟ اگر اینگونه است که عاشورایی با خون خود باید تاریخ را متحول کنیم چرا آماده ی چنین حضوری نیستم؟ چرا هنوز محبت فرزندانم محتاط ام کرده است؟ حس خوبی به خود ندارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، روحیۀ مقاومت است و متوجه شد تاریخی آغاز شده و ما نسبت به آنچه در حال وقوع است بی تفاوت نباشیم. از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسان‌ها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنت‌های الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستاده‌ایم؟ تاریخی که وقتِ جدیدی است که اولاً: آمریکا دیگر نمی تواند در منطقۀ غرب آسیا حضوری نظامی و حتی حضور نرم داشته باشد. و ثانیاً: رژیم صهیونی امکان ادامۀ خود را از دست می‌دهد و ایران به عنوان ایرانِ بعد از شهادت آن قائد عظیم، با نقش‌آفرینیِ هرچه بیشتر در منطقه نسبت به امنیت منطقه حضور فعّال دارد. موفق باشید      

41330
متن پرسش

شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای) را می‌توان برای بعضی تنبه‌آور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوت‌ها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگ‌تر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانی‌اش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از  بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» این‌طور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیه‌السلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه ‌کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگ‌تر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید 

 

41320
متن پرسش

به نام خدا سلام: امید در افق های دیدگانمان در این جنگی که دشمن راه انداخته روشن شد. قبلا چشم چشم می‌انداختیم امیدی نبود. همه متعمقین اندیشمند و بزرگان متمدن هر قومی در هر کجای دنیا و تاریخ می‌گفتند زندگی واقعی در غلبه و توجه انسان به وجهه کیفی که در شرایط های خاص سخت زیستی و تقابل با بیخیالی است، برای انسان شکل می‌گیرد پیش می‌آید و راه زندگی در دنیا را می‌گشاید. خداوند این راز محکم از زندگی را در بشریتش دید که در ادیانش پسندید و ما را به آن دعوت کرد. توجه پیوسته به سنت های عالم از جمله آگاهی به پایداری و پیروزی حق که در شرایط جنگ سلحشورانه کاری با دشمن کرده که اسرائیلیها و آمریکاییها توان زندگی کردن را ندارند؛ نتانیاهو از لحظه آغاز جنگ گفته جنگ وجودی است! که تا پای نابودی یا نابود کردن است و هیچ کم‌تر از نابودی کامل یک طرف آن را تمام نمی‌کند. ما جواب آن‌را در خیابان ها بخوبی گفتیم که تا انتهای ریشه کن شدن آنها اراده داریم. لحظاتی دارد رقم می‌خورد که تاریخ بشری است نام ملت در آینده از برترین دوره های تاریخی ایران و اسلام را نشان می‌دهد از این تقابلی که تمام آینده بشریت مدیون آن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که خداوند ما را در فضایی از تاریخ‌مان قرار داده تا که مردم ما و نه‌تنها رزمندگان‌مان، زندگی را تجربه کنند. مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که دشمن ما بدون آن‌که متوجه باشد، برای ما گشوده است تا مردم ما ذیل حضور امامِ شهیدمان با فرزند عزیز ایشان در این جبهه حاضر و حاضرتر شوند. این‌جا است که باید گفت: «دادنِ سر چه عجب، داشتن سر عجب است». دشمن بیچاره ما را از زدنِ زیرساختهای‌مان می‌ترساند، غافل از آن‌که ما در این میدان برای از دست‌دادنِ همه چیز آماده‌ایم تا معنی تاب‌آوری و مقاومت در مقابل چنین دشمنی را تجربه کنیم و به جهان بشری نشان دهیم معنای حضور آخرالزمانی چگونه است. موفق باشید    

41319
متن پرسش

سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیم‌ترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمی‌کردیم که چگونه عظیم‌ترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنه‌ای توسط سیاه‌ترین و شقی‌ترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعه‌ای را هم نمی‌کردیم ولی به جای آن‌که خود را ببازیم مانند آن‌که با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم می‌گیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که می‌خواهد ما را به امری غیر قابل پیش‌بینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری می‌باشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابل‌مان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا می‌داند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که می‌پسندد برای‌مان پیش آورد. موفق باشید      

41318
متن پرسش

با عرض قبولی طاعات و عبادات خدمت استاد عزیر: امسال ماه مبارک با جنگ آغاز شد جنگی که تمام دین و ملیت ما را مورد هدف قرار داده از طرفی شرایط سخت جنگ و از دست دادن عزیزان ناگوار و تلخ است اما از طرف دیگر خدا طبق سنت خویش سکینه و آرامش را در دل مومنان نازل کرده تا ایمان تازه تری پیدا کنند ایمانی که قبلا تجربه نکرده اند خود را در آغوش گرم خدواند می یاید و برای مدتی خودش را از پوچی دوران آزاد می کند حالا بین دو چیز متضاد گیر افتاده ایم از طرفی از جنگ و آثار ویرانگرش بیمناکیم و از طرف دیگر تازه با این ایمان جدید مانوس شده‌ایم نکند با اتمام جنگ این ایمان هم برود باید چه کار کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در پرسش و پاسخ‌های شمارۀ 41313 و 41317 عرض شد؛ موضوعِ پیش آمده ما را وارد میدانی می‌کند تا سنت خداوند را در مقابله با سیطرۀ رسانه درک کنیم امری که در جلسات «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 به آن پرداخته شد. موفق باشید

41317
متن پرسش

سلام استاد عزیز: از روزی که ولی امر جدیدمان معرفی شدند احساس عجیبی دارم، جوانی هستم که اولین بار است چنین امر عظیمی را تجربه می‌کنم و در واقع بی‌تجربه‌ام، استاد از همان مبارک سحری که خبر را شنیدم در دلم ولوله‌ای برپاست و در سرم رویاهایی که هرگز پیشتر نداشته‌ام در حال خروش؛ بعد از امام شهیدمان با تمام وجود از همان سحر در جانم طلبی دارم، فقط می‌خواهم و می‌گویم ای کاش بتوانم در هر آن و هر ثانیه از عمرم مانند حاج قاسم برای رهبر جدیدمان باشم. اکنون این تمام آرزوی قلب من است اما بی نهایت واهمه دارم که در گذر زمان گرد غفلت بر قلب نسیان‌گرم بنشیند، استاد من چه کنم که «سنقرئک فلاتنسا»ی سوره اعلی بر جانم مستقر شود و این طلب و خواهش در وجودم از بین نرود؟ چه دعایی چه توصیه‌ای می‌تواند در این راه نور پایدارم باشد؟ به خصوص که الان نمی‌دانم چطور باید و در عمل چه گامهایی باید بردارم تا حاج‌قاسم رهبر جدیدمان باشم، اما با همه وجود می‌خواهم تا آخرین نفسم در این حضور و در این صراط بمانم تا شاید روزی خداوند به فضل و کرم خودش بر من هم رخ نموده و توانستم چنان باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که اولاً: متوجه باشیم انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای عادی نبود و گویا خداوند به طرز معجزه‌آسایی بر خلاف توطئه‌های از پیش تعیین‌شده، آن انتخاب را پیش آورد و این را نباید فراموش کنیم که ایشان به ارادۀ خاص الهی در جایگاه رهبریِ انقلاب قرار گرفتند. ثانیاً: به این نکته فکر کنید که در بستری از تاریخ قرارگرفته‌ایم که خداوند نهایی‌ترین حضور را که مقابله با ظالمانه‌ترین جبهۀ شیطان است برای‌مان پیش آورده. و با نظر به این موضوع در هرجا باشیم و هرچه برای‌مان پیش آید؛ مهم است، بقیه را خداوند رقم می‌زند. موفق باشید            

41315
متن پرسش

سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه می‌کنم می‌بینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم‌ ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده می‌شود امید داشته باشیم که خداوند فرجی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیده‌اند که با حضور در میدان‌ها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی می‌گشایند. بی‌‌حساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند: 
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404) 
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
 

41314
متن پرسش

سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: دانشجوی دانشگاه شریف هستم و چندین سال است که با منظومه فکری استاد گرانقدر آشنا شده ام و پیگیر مباحث گوناگون معرفتی از انتشارات استاد هستم. با توجه به ارتباط گیری و انسی که با قلم استاد بزرگوار داریم و نظر به شرایط فعلی کشور بی صبرانه منتظر نوشتارهای حکیمانه ایشان پیرامون زندگی انسانی در جنگ و افق دیدگاه در این شرایط و هر گفتاری که شنیدنش برای نسل جوان در این جنگ لازم می باشد هستیم. مرتب صفحه انتشارات را بازدید می‌کنیم تا بلکه محتوای جدید از استاد تشنگی معرفتی مان را فرونشاند. ضمن تشکر از فعالیت های انتشارات لب المیزان، توقع حضوری پررنگ تر و تولید آثار سریع تر در این شرایط داریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در درک تاریخی که پیش آمده، بسیار مهم است حداقلِ سخن، نکاتی بود که طی دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 پیش آمد. پیشنهاد می‌شود نکاتی که در متن https://ble.ir/join/9njuFovDHp مطرح شده است مدّ نظر قرار دهید به امید آن‌که متوجه شویم در چه تاریخی هستیم هرچند بنده معتقدم واژه‌ها برای گزارش آنچه پیش آمده؛ ناتوانند. موفق باشید    

41313
متن پرسش

«السلام علیک یا امیرالمؤمنین» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. با توجه به اینکه حضرتعالی فضای جنگ ۸ ساله را درک کردید، به نظر حضرتعالی آنچه بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و در ماه مبارک رمضان امسال و جنگی که با آمریکا پیش آمده نورانی تر است یا فضای هشت سال دفاع مقدس؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این جنگ خداوند بر ما منت گذاشت و مقابله با ائمۀ کفر را برایمان به عالی‌ترین شکل آغاز نمود و در این میدان است که عالی‌ترین حضور در جان ما پیش می‌آید که همان بعثتِ تاریخی ما می‌باشد و رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21945 عرایضی در این رابطه در دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 شده است خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. موفق باشید                

41308
متن پرسش

نمی‌دانم آیا لفظ «امام شهید» کلیشه‌ای شده و در عموم اذهان بی‌رنگ گشته و یا تلألؤ پر نور خود را دارد اما؛ امام شهیدم! با تو سخن می‌گویم؛ نه با زبانم، که با دلم! اگر قرار بود زبانم سخن براند زودتر از این‌ها به چرخش در می‌آمد و نه بعد از ۱۰ روز گذشت از عروج ملکوتی‌ات... امام شهیدم! می‌خواهم از عشقت که چند صباحی بر دلم جوانه زده بود با تو سخن برانم؛ که روزگاران اگر سیاه نباشد حداقل بی رنگ است، سرد است، فسرده است و رنگ زنده و حیات بَخشَت، اندوها که در میان خانه و شهر نپیچیده بود. تنها روزی توانستم‌‌ روزنه‌ای از نورت را در سیاهچاله دلم سوسو کنان ببینم که هجرت کردم برای فهم دین، برای طلبگی! گویی تو در پوستین نیستی؛ در کُّنهی، در عمقی، هرجا و هرطور بودن، تو را نمی‌نمایاند. تو را باید به نظاره نشست، باید قرن‌ها نگاه آموخت تا دیده شوی. سیدِ شهید! قدم حضورم در راه پیشوائی دین، تو را، شهد شیرین تو را، قند شکرینت را، عشق آتشینت را، اوج انسانیت را بر مزاقم چشاند که چه خوب چشیدنی بود. پس از ۲۰ سال گذر از دالان سراسر ظلمانی، جانم با جمالت روشن گشت و از شدت ذوق، گویی تازه متولد شده بودم. این‌گونه، دیگر تاریخ تولدم شد ابتدای ورود به راه طلبگی و نه تاریخ شناسنامه! این‌گونه من ۴ سال سن بیشتر ندارم. و امروز که بیش از هر روزی برای آموختنِ راه، به دستان پدرانه‌ات نیاز دارم که هوایم را داشته باشی، حذر از این‌که بر زمین خورم، نیستی... نمی‌دانم، نمی‌دانم، نمی‌دانم امروز که فرزندت آمده مرهمی گشته بر اقیانوس دردِ نبودنت! اما: صد شکر و صد حیف. شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت. صد شکر که‌ این‌ آمد و صد حیف که آن رفت. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور تاریخی قائد شهید ما، حکایت حضور یک تاریخ بود که با حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این دوران در مقابل جبهۀ استکبار به میان آمد و این بود که جوانانی همچون جنابعالی را با امکان حضور در صدها راه، به سوی طلبگی کشاند زیرا امثال شما جوانان که به انسان‌بودنِ انسان می‌‌اندیشید، در آن مرد الهی انسان‌بودن خود را تجربه کردید و از این جهت او یک «راه» بود و نه یک شخص. و در این رابطه یقیناً آن «راه» با رهبریِ جدیدی که پیش آمده است، ادامه می‌یابد و در همین رابطه باز باید متوجه بود که آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای یک شخص نیست. و این بود راز این‌که مجلس خبرگان با بصیرت تاریخیِ خود به خوبی و به راحتی متوجه شدند چه کسی را پس از شهادت آن قائد عظیم انتخاب کنند. امری که متأسفانه با شهادت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» حتی از طریق نخبگان آن تاریخ پیش نیامد و در نتیجه آن‌طور که باید حضرت امام مجتبی «علیه‌السلام» را برای ادامۀ آن تاریخ یاری نکردند. ولی مردم ما حتی بعد از انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای، دیروز در میدان‌های شهر زیر بمباران‌های دشمن آمدند تا به انتخاب مجلس خبرگان لبیک بگویند. حتی ملاحظه فرمودید که چهره‌های سیاسی که چندان از آن‌ها انتظار نبود؛ نیز از انتخاب خبرگان پشتیبانی کردند. و از این جهت باید متوجه بود ما در نسبت به گذشتۀ تاریخی خود جلو و جلوتر هستیم. موفق باشید

41306
متن پرسش

سلام استاد: نمی‌دانم چه سری در این خون پاک ریخته شده ی سیدالشهدای انقلاب هست که به شدت نسبت به ایمان قبل از شهادت رهبری پشت کرده ام و انگار حس می کنم همه اش مفهومی بیش نبوده و در امروز بعد شهادت فقط دنبال پیدا کردن ایمان ناب امام خامنه ای هستم، اما نمی‌دانم چگونه ایمانی است این ایمان و با دستان خالی به شدت در جستجوی آنم، اصلا نمی‌توانم مثل ماه رمضان های سابق کمیت عبادات را داشته باشم و فکر می کنم تمام آن عباداتم در حد فردیت تنگ خودم بوده و تنها می توانم بگویم به خدای خامنه ای رستگار شده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع مهمی است و نکته، نکتۀ مهمی می‌باشد و نباید به سادگی از آن گذشت. واژه‌ها توان وصف آنچه را که می‌فرمایید ندارند. در بحثی که اخیراً تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شد، ان شاءالله اشاراتی به آنچه متذکر شده‌اید برای رفقا پیش می‌آید. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار می‌گیرد. باید در این مورد همچنان اندیشید و باز اندیشه کرد. موفق باشید  https://eitaa.com/soha_sima/5591

من این روزها بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیه‌السلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه ‌کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگ‌تر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. 

41305
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: می‌خواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا می‌کنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش می‌کند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه می‌دهد. امروز که مدتی از بمباران ها می‌گذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمی‌رفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمی‌رفت، اما حال می‌بینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر می‌دهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال می‌توانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم می‌پرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس می‌کنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها می‌خواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را می‌خواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه می‌کردن و نفوس خود را به رنج و سختی می‌انداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، می‌میرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر می‌تواند به عالم معنا وصل شود. پس می‌فهمیم تمام ماجرا در این خلاصه می‌شود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته‌ و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، می‌توان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجم‌های پیش‌دستانه می‌شود. در بستر صبر و با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه می‌یابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو می‌باشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور می‌آید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قله‌ای فتح می‌شود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و این‌جا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آینده‌ای که در اکنونِ خود به آن فکر کرده‌ایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار می‌گیرد. موفق باشید   https://eitaa.com/soha_sima/5591

41302
متن پرسش

سلام استاد گرامی: رهبر شهیدمان امام خامنه‌ای در شعرشون دقیقا به اسفند ماه امسال اشاره کرده‌اند، شعری که رهبر انقلاب اسلامی ایران سروده‌اند: مستانه در این میکده بی‌تاب و قرارم. نستوه‌تر از سجده گذاران، سر دارم. عشاق پریشان دل سرمست بدانند. لبیک من از عمق سماوات بخوانند. یاران و رفیقان، همه در جنت اعلا. خوش منظره‌ای دیده‌ام اندر بر مولا. افسوس که من دیر به مقصود رسیدم. مفهوم شهادت ز لب یار شنیدم. نوروز من امسال کنار شه خوبان. همراه رفیقان و شهیدان و غریبان. امسال دگر نوبت سرداری ما شد. یعقوب صفت، روح و تن ازغصه رها شد. زندان تنم را به دل خاک سپردم. از توشه‌ی ره جز می و معبود نبردم. در حسرت راه شهدا چشم به راهم. هنگامه‌ی تقدیر، سپهدار سپاهم. شمس و قمر از خون دلم آگه و انگار. یوسف شده در بزم وفا طالب دیدار. طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه. اسفند شود جان پی عشاق روانه. نابودی کفار رقم خورده در این جنگ. مفهوم کلامم شده با عشق هماهنگ.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجیب است که چگونه خداوند این‌چنین روح و روحانیتی را در آن مرد الهی قرار داد تا ما در نسبت به حضورِ آخرالزمانی انسان که حضوری است به وسعت همۀ انسان‌ها؛ بیندیشیم، در جوانانی که گویا با روحانیتی خاص در ظهور و بالیدن هستند و به امامِ شهیدشان می‌اندیشند و باز می‌بالند. ارادت به آن مرد الهی چه غوغایی در جوانان ما ایجاد کرده است. موفق باشید

41298
متن پرسش

سلام: به نظرم باید نخبگان و اساتید شروع کنند به بیانیه دادن و لزوم مقاومت. هر کس هر جوری می‌تونه تلاش کنه این بیانیه ها در بیاد. متاسفانه جریان غرب زده و واداده دارن پیشنهاد سازش و تسلیم میدن. سرمقاله دنیای اقتصاد، موسی غنی‌نژاد: ما درگیر جنگ نظامی نابرابر با بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی دنیا شدیم. این جنگ برای ایران یک تهدید وجودی است و باید هر چه زودتر استراتژی خروج از جنگ تدوین و اجرایی شود. هدف قراردادن هرچند مشروع عوامل دشمن در کشورهای همسایه به موقعیت بین‌المللی ایران لطمه می‌زند و برخلاف منافع ملی و استراتژی خروج عاقلانه از جنگ است. انتخاب رهبری جدید به غایت مهم است و نباید در این خصوص شتاب‌زده عمل کرد. رهبر جدید برای موفقیت و مقبولیت باید شخصیتی حتی‌الامکان فراجناحی باشد و بتواند با ترمیم حداکثری زخم ملی دی‌ماه بیشترین افراد با سلیقه‌های متفاوت را با خود همراه کند. https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/4257099-انتخاب-های-پیش-رو-فایل-صوتی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله انقلاب اسلامی با همان روش حکیمانۀ رهبر شهیدمان از این جریان‌های غرب‌زده گذشته است. کدام افتخار از این بالاتر که ما امروز مستقیماً در مقابل آمریکا و اسرائیل ایستاده‌ایم و مردم ما شعار «نه سازش و نه پوزش» می‌دهند. عنایت داشته باشید ما در تاریخ دیگر و وقت دیگری وارد شده‌ایم که این‌چنین مقابل جبهۀ استکبار قرار داریم بدون توجه به این جریان‌هایی که تاریخ‌شان گذشته است. ما به حکم آیۀ «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت/۳۰) با استقامتی که جریان لیبرالیسم، هرگز آن را نمی‌شناسد تا آن‌جایی آمده‌ایم که به خوبی نزول فرشتگان الهی را در این روزها و این شب‌ها در جبهه‌ها و در خیابان‌ها احساس می‌کنیم. چرا از چنین حضوری و چنین تاریخی که برایمان پیش آمده است، غفلت کنیم؟ آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید

41292
متن پرسش

سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان می‌دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آن‌که در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، این‌چنین در صحنه حاضر شده‌اند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه می‌شویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید          

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!