بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: ازدواج ، خانواده ، تربیت فرزند

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25291
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: می خواستم بدونم برای انتخاب اسم بچه چه فاکتورهایی باید در نظر گرفته بشه، این که یه اسم مذهبی انتخاب کنیم که در اجتماع وجهه خوبی نداره و ممکنه بچه رو مسخره کنن باید در نظر گرفته بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نام اسوه‌های دینی، نام‌هایی هستند که با خود فرهنگ و معانی خوبی را به همراه دارند و در کلّ، صاحب چنین اسم‌هایی محترم خواهند بود. موفق باشید

25282
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: استاد آیا واقعا باید تحت هر شرایطی صله رحم کرد؟! استاد واقعا و حقیقتا نمی‌خواهم بهونه بیارم. ولی بعضی از اقوام هستند که مزاحم زندگی و آرامش انسان میشن. آیا حتما باید با اینها ارتباط داشت؟ کسی که مدام برای انسان گرفتاری و بدبختی ایجاد میکنه آیا لزومی داره که باهاش ارتباط داشت؟ اصلا مگر عرفایی مثل آیت الله بهجت با هر کس و ناکسی ارتباط داشته که ماهم داشته باشیم؟ آیا گاهی اوقات شرایط اقتضا نمیکنه که بعضی ها را کاری باهاشون نداشته باشیم؟ استاد من نمی خوام با کسی دشمنی کنم ولی میخوام کسی مزاحم زندگی و آرامش و احیانا سیر و سلوک من نشه. من که چیز زیادی نمی‌خوام. فقط میخوام افراد مزاحم را از زندگیم دور کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال طوری عمل نشود که تصور قطع رحم پیش آید. موفق باشید

25283
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: از وقتی سیر مطالعاتی استاد پناهیان به خصوص مباحث «تنها مسیر» و «تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر» را گوش دادم، زندگیم متحول شده. از طرفی، چند وقته که مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» شما را گوش دادم. این مباحث هم تحولات تازه ای در من ایجاد کرد. الان به جایی رسیدم که نه خوشم میاد تلویزیون ببینم، نه دوس دارم مثل سابق، هندزفری به گوش بزنم و آهنگ گوش بدم، حتی آهنگ سنتی و حلال، و نه دوس دارم توی فضای مجازی بگردم و کلیپ ها و مستندها و فیلم های سینمایی جذاب و جالب را ببینم (هرچند حلال). احساس می کنم اگه وقتم را صرف فیلم و سریال و آهنگ و امثالهم بکنم، عمرم بیهوده تلف شده و بعدش عذاب وجدان می گیرم. قبلا اینطور نبودم، قبلا فیلم می دیدم خیلی مهم نبود که چندین ساعت وقتم صرف آهنگ و فیلم صرف میشه. الان دیگه از نظر روحی، به جایی رسیدم که اگه فرضا نیم ساعت فیلم سینمایی بخوام ببینم، عذاب وجدان می گیرم. البته تمام این تغییرات روحی را مثبت ارزیابی می کنم و تازه دارم می فهمم که واسه چی اومدم به این دنیا و ماموریتم در دنیا چیه. لذا پدید اومدن این روحیات در خودم را بد نمیدونم. ولی مشکل اینجاست که دیگه خیلی جاها نمیتونم برم، در روابطم دچار تعارض میشم، منظورم اینه که فرضا قبلا دوستم می گفت بیا بریم بیرون بتابیم، می رفتم. ولی الان کنکاش می کنم در درون خودم که دقیقا این تابیدن در بیرون چقدر من رو به خدا نزدیک میکنه، از طرفی چون دوستم توی ماشینش آهنگ میذاره، در مجموع پاسخ منفی به دوستم میدم و باهاش بیرون نمیرم. یا مثلا قبلا با آهنگ که مشکلی نداشتم، گوش دادن به آهنگ های شاد و مجاز تلویزیون را بلامانع میدونستم، ولی بعد از تکمیل سیرهای مطالعاتی آقای پناهیان و شما، به این نتیجه رسیدم که حتی همین آهنگهای مجاز هم باعث افزایش کثرت و دوری از وحدت نفس می شود و لذا از هرگونه آهنگی دوری می کنم (حتی دلیلی نمی بینم که چون آهنگ گوش نمیدم، پس به جاش مداحی گوش بدم). خدا رو شکر با این تحولات روحی که در من پدید اومده، هیچ گونه افسردگی هم ندارم (آخه خیلی ها خیال می کنند اگه آدم آهنگ شاد گوش نده، غمگین میشه، ولی من برعکس هستم، و معتقدم شادی باید از درون و اعماق دل بجوشه و در ظاهر و چهره نمایان بشه و برای شاد بودن نیازی به مطلب، آهنگ یا حرف شاد کننده نیست). خلاصه اش رو بخوام بگم، قبلا شادیهام سطحی بود، ولی الان با چیزهای الکی شاد نمیشم و نیاز به چیزی ندارم که شاد بشم. استاد! از چند چیز می ترسم: ۱. پس فردا اگه ازدواج کنم، همسرم قطعا شبیه به من نیست، دلش میخواد بره سیرک، بره سینما، بره کنسرت های موسیقی، انواع و اقسام فیلم های جذاب و مستند و عاشقانه را ببینه، انواع آهنگ های به روز را گوش بده. خب با این احوالات و روحیاتی که بنده حقیر پیدا کردم، همه آدمهای اطرافم (از جمله همسر آیندم) فکر می کنند من یه آدم افسرده هستم که مثل آدمهای معمولی نیستم، نه آهنگ گوش میدم، نه اهل کنسرت و سیرک هستم، نه اهل رفتن به سینما. فکر می کنم این باعث میشه آدمها ازم فراری بشند، یا اینکه روابطشون را باهام کمرنگ کنند، و اینکه همسرم از بودن با من لذت نبره (چون طبیعتا من باهاش به سیرک و سینما و اینجور جاهایی که چیزی جز افزایش کثرات به همراه نمیاره، نمیرم). چطور با این دغدغه که در آینده ممکنه رخ بده، کنار بیام؟ (فکر می کنم که خدا یه همسری روزیم میکنه که در مواردی، دقیقا مخالف عقاید من هست تا بدین وسیله امتحان بشم، به همین خاطر این سوال را ازتون می پرسم) ۲. جاده ای که توش هستم، درسته؟ با همین دست فرمون برم جلو؟ پیشنهاد خاصی ندارید؟ ۲. درک و فهم من از خودم و زندگیم اینه که ما به این دنیا نیومدیم که خودمون را به آب و آتیش بزنیم تا دنیا ازمون سواری بگیره (حب دنیا)، بلکه باید خودمون را به آب و آتیش بزنیم تا از دنیا سواری بگیریم (نگاه ابزاری به دنیا). حتی اینجا نیومدیم که به قول روانشناسان غربی با بکارگیری استعدادهامون به موفقیت برسیم. رسیدن به موفقیت موضوعیت نداره، بلکه سنخیت پیدا کردن و تناسبی نسبت به خدا پیدا کردن، موضوعیت داره. همه شئونات زندگی باید در خدمت این هدف و ماموریت (سنخیت یافتن با خدا برای لیاقت پیدا کردن جهت ملاقات با خدا) باشه. آیا برداشت بنده حقیر از زندگی، منطبق با حقیقت است؟ یا جایی دچار کج فهمی شده ام؟ در پایان از شما استاد عزیز و محترم خواهش می کنم که به همه کسانی که سیر مطالعاتی شما را تکمیل کرده اند، توصیه بفرمایید که سیر مطالعاتی استاد پناهیان (تنها مسیر و تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر) را هم دنبال کنند. چون به نظر من سیر مطالعاتی استاد پناهیان و سیر مطالعاتی جنابعالی، مکمل همدیگه هستند. سیر مطالعاتی شما، عقلی است و سیر مطالعاتی استاد پناهیان، اخلاقی. هر دو در جایگاه خود، ارزشمند هستند. هر سیر مطالعاتی عقلی، فرد را وادار به تفکر و تدبر در خودش و جهان میکنه و چون تعقل و تفکر، هم به تمرکز و زمان مقتضی نیاز داره هم به حوصله، معمولا مباحث عقلی، خشک به نظر میرسه و حوصله طرف سر میره. مباحث اخلاقی، این خشکی را برطرف میکنه. از طرفی، از نظر بنده ناچیز، فقط تکیه کردن به مباحث اخلاقی هرچند ظاهرا شیرین و جذابه و نیازی به فکر کردن زیاد نداره، ولی باعث میشه که انسان در یک حدی متوقف بشه و درکش از خودش و خدا و دنیا، عمیق نباشه و صرفا در همون حد متوقف بشه و بعد از مدتی سست و کسل بشه. مباحث عقلی این مشکل را رفع میکنه. خداوند شما استاد عزیز را از یاران حضرت صاحب الزمان (عج) قرار دهد. پیشاپیش از پاسخگویی شما ممنونم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! إن‌شاءاللّه خداوند همسر مناسب روح و روحیه‌ی خودتان را برایتان مقدّر می‌فرماید. ۲. نه! خوب است ولی مواظب باشید در افراط و تفریط نیفتید. آری! بنا نیست ما در هر چیز مباحی وارد شویم، ولی نباید طوری باشد که بقیه را از امور مباح محروم یا برایشان نفی کنیم. ۳. خیلی خوب است. رویهمرفته راهی خوب و پیشنهاد خوبی را مطرح می‌فرمایید. موفق باشید

25220
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جانم! حافظه یا ذهن یا روح یا خیال بنده یا هر آنچه که اطلاق نام درست بر آن صحیح است در بسیاری از روز های زندگی دچار ناهمگونی و عدم همراهی با آنچه که اینجانب اراده می کنم و دنبال می کنم هست، بدین شرح که اصلا واژگان و مطالبی که برای سخنرانی یا مباحثه می خواهم اصلا به ذهنم نمی آید، علی رغم اینکه اهل مطالعه هستم و اهل تفکر اما نمی دانم چرا؟! واقعا آزار دهنده است. چون در اندک مواردی اصلا این طور نیستم و در یک تعادل و همراهی بین خیال یا ذهن و آنچه اراده می کنم، وجود دارد! مثلا در یک جمع می خواهم در مورد یک موضوعی صحبت یا گفت و گو کنم، مطالب از قبل خوانده شده یا شنیده شده اصلا به ذهنم متبادر نمی شود و عملا نمی توانم صحبت کنم! استاد جان! واقعا حکمت چیست؟! بنده توکل و توسل را برای این معضل دست گرفتم. شما هم برای بنده دعا کنید! چون یکی از لوازم خدمت به اسلام و انقلاب برخورداری از یک بیان شیوا و متنفذ است، امیدوارم که خدای بزرگ این نعمت را به بنده ارزانی بدارد! ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با کشیک نفس‌کشیدن و تأمل در آن‌چه یافته‌ایم، آرام‌آرام از درون ما آن‌چه گفتنی است، ظهور می‌کند. موفق باشید

25171
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: بنده با یک دختر خانمی عقد کردم که ایشون قبل از بنده با یک نفر دیگر ازدواج کرده بودند، دلیل جدایی ایشان نفرت و سردرد هایی بوده ک این دختر در دوران عقد از این پسر داشته و طی دو سال هر کار کردند درست نشده از دکتر گرفته تا دعا نویسا، که دعا نویسها بر این عقیده هستند که دعا شده این دختر که ازواج نکنه حالا که با بنده عقد کرده بعد از حدود یه هفته دوباره اون نفرت رو از من داره و اصلا گاهی وقتا نمی خواهد منو ببینه و گاهی اوقات خوب میشه به نظر حضرتعالی باید چکار کرد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مورد از مواردی است که باید با مشاوری در میان گذاشته شود که روحیه‌ی هر دوی شما را می‌شناسد. موفق باشید

25170
متن پرسش
سلام: من در سال آخر دبیرستان هستم و تصمیم من این است که به دانشگاه نروم و احساس می کنم از راهی به غیر از دانشگاه موفقیت بیشتری کسب می کنم و بیشتر می توانم به مردم کمک کنم. من باور دارم که تنها چیزی که زندگی را از روزمرگی خارج می کند عشق است. دنیا و دین بر مدار عشق است. یکی از درس های نماز را هم همین میدونم که با اینکه در نماز هر بار یک ذکر تکراری و حرکات تکراری انجام می شود اما وقتی بنده عاشق پرودگارش باشد اصلا متوجه تکراری بودن نماز نمی شود مگر عاشق از ابراز عشق به معشوقش خسته می شود؟ خیر چون با تمام وجود می گوید دوستش دارد و چیزی که از وجود برخواسته باشد حتی اگر صد بار هم تکرار شود تکراری نمی شود و من دوست دارم اگر راهی را انتخاب می کنم با تمام وجود و عشق انتخاب کنم تا متوجه روزمرگی زندگی نشوم. اما مادر و پدرم نظر متفاوتی دارن من به آن ها گفتم موفقیت من در این دنیا وابسته به شغل من نیست و تنها چیزی که من را موفق می کند بنده بودن است آن ها می گویند اگر بنده هستی نباید رو حرف مادر و پدر حرف بزنی و باید راه دانشگاه را بروی بدون اینکه حتی بخوای ما را قانع کنی در صورتی که من می دانم اگر این کار را کنم حال خودم خوب نیست و وقتی حالم خوب نباشد نمی توانم بنده خوبی باشم و به مردمم خدمت کنم و سر راه کمالم قرار می گیرد من چه باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که ما در این جهان باید زندگی کنیم و در همین جهان باید عشق را تجربه  نماییم. لذا حاضرشدن در مجامع علمی به خودی خود مانع سیر به سوی عشق نمی‌شود، عشقی که همان‌طور که متوجه‌اید، همه‌ی زندگی است. موفق باشید

25152
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: با توجه به تاثیری که پرخوری روی روح انسان داره و تیرگی می آره، مادرم برای من غذا زیاد می کشه و تاکید اش اینه که غذا زیاد بخورم، حالا اگه برای اطاعت والدین زیاد بخورم و خودم راضی نباشم آیا باز اون اثر سوء خودش را دارد؟ به نظرتون من چکار کنم؟ از یک طرف نافرمانی والدین که باعث آزار و اذیت آنها شود حرام است از یک طرف پر خوری طبق روایت دل را می‌میراند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید بیش از نیاز غذا بخورید. موفق باشید

25122
متن پرسش
سلام: زندگی با فردی ک هیچ اعتقادی به دین و قرآن و اهل بیت ندارد و با توجه به اینکه سفارش شده که از همسر تبعیت کنیم آیا زندگی با این فرد در جا زدن نیست و آیا تبعیت و محبت کردن به او سرپیچی از حرف خدا نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان یک قاعده‌ی کلی داد و گفت زندگی با این افراد سرپیچی از حکم خدا است. زیرا عموماً این افراد بیش از آن‌که معاند باشند، جاهل‌اند. باید برایشان دلسوزی نمود. موفق باشید

25114
متن پرسش
سلام استاد عزیز. من از سال ۹۵ پیگیر مباحث شما هستم. من با اینکه میدونم رذایلی مثل حسد خیلی بد هستن، ولی انگار اینها در وجودم نهادینه شدن. تازه ازدواج کردم و جهیزیه ام رو خیلی ساده و جنس ایرانی گرفتم و با یه مراسم کوچیک زندگیمون رو شروع کردیم. چون می خواستیم ساده زیست باشیم و در شان یه انقلابی نمیدونستیم که تجملی زندگی کنه. اما جاری من که بلافاصله بعد از ما جهیزیه گرفتن وسایل خارجی و بهتر از ما گرفتن و مراسمی مفصل. الان من میرم خونشون احساس ناراحتی و کمبودی رو دارم. دوست ندارم این حالت وجود داشته باشه چون شوهرم متوجه میشه و مطمئنا تاثیر میذاره رو زندگی. استاد من چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر عهد خود باید ماند تا إن‌شاءاللّه حقانیت موضوع بیش از پیش گشوده شود. موفق باشید

25079
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر ۱. کسی که بخواهد استاد خیلی ناب بشود در معرفت النفس باید از کجا شروع کند بعد از مطالب سایت و کتب شما؟ بنده قصد دارم در رشته ی روانشناسی که درس خوانده ام معرفت النفس رو در بین روانشناسها خیلی مفید و موثر جلوه بدهم و لطف خدا را در ایجاد این علاقه در خودم دیده ام. چون واقعا تمام مشکلات من با معرفت النفس حل شده و خیلی از جوانها رو با استعداد سخنرانی جذاب که خداوند در درون من نهاده جذب کتب شما کرده ام. می خواهم اختلالات روانی و اختلالات شخصیت رو با معرفت النفس تحلیل و تفسیر کنم برای مخاطبین و مراجعین و افرادی که قراره بهشون آموزش بدهم و نیاز به راهنمایی جامع و کامل شما دارم ۲. بهترین کتاب سیر و سلوک کدوم کتاب هست استاد؟ کتاب بانو امین؟ منارل السایرین انصاری؟ سیر و سلوک بحر العلوم؟ یا...؟ ۳. گاهی فکر می کنم وظیفمه هر چی کتب عرفانی از شما یا امام خمینی (ره) یا دیگر بزرگان مطالعه می کنم همه اش رو باید برای خانوادم بگم. و واقعا وظیفه ی ما در انتقال مباحث به افراد خانواده که اهل مطالعه نیستن چطوری باید باشه؟ ممنونم از لطف شما. ان شاءلله که جزو ۳۱۳ نفر باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «معاد» و کتاب «معرفتِ نفس و حشر»  ۲. کتاب «منازل‌السائرین» از خواجه عبداللّه، مبنای همه‌ی این کتاب‌ها است. ۳. خیلی به آن‌ها سخت نگیرید. موفق باشید

25076
متن پرسش
با سلام و تشکر بابت جواب به سوالاتم. من چند سوال دارم. اول اینکه چطور می شود متوجه شویم که آیا جادو شده ایم یا نه؟ یا اینکه آیا جادو یا سحر در زندگیمان افتاده؟ من خانمی بیست و نه ساله هستم که هفت سال است ازدواج کرده ام که از حدود دو سال و نیم پیش شاهد تغییر رفتار یک دفعه ای همسرم شدم به طوری که ایشان جواب حرف من را هم نمی دهد و بعضی اوقات اصلا از صبح تا شب یا در خانه نیست یا اگر هست شده که کلمه ای با من حرف نمی زند و جواب حرفهایم را با عصبانیت می دهد هر چند من سعی در آرام کردن اوضاع دارم و بعضی از رفتارهای غیر طبیعی که باعث تعجب دیگران هم شده البته قبلا اختلاف بین ما بوده اما اصلا در این حد نبوده و من قبل از این دو سال و نیم سختی زیادی را به خاطر مسایل اقتصادی همسرم تحمل کرده ام اما بعضی وقتها او حتی این قضیه را برعکس می داند و رفتارهای این چنینی. من فکر می کنم شاید جادو باشد که البته دشمن هم زیاد داریم و اما از شما عاجزانه در خواست راه حل دارم. اول از کجا بدانم جادو هست یا نه. با این فرص که در ذهن من وجود جادو در زندگیم خیلی قوی حس می شود و دوم اینکه راه حل چیست و سوم اینکه آیا اینکه آموختن سحر برای ابطال آن اشکال ندارد نظر درستی است که من از علما خوانده ام؟ چهارم اینکه یکی از افراد درجه دوم فامیل دایم به من گوشزد می کند که افراد جادوگری در اطرافم هستند که باید مواظب باشم البته در مورد یکی از آنها به من صدق حرف های ایشان ثابت شده، اما ایشان در مورد دو نفر از اعضای خانواده خودم نیز این نظر را دارند. خب سوال من این است وظیفه من در مواجهه با آنها چیست؟ آیا می شود با آنها قطع ارتباط کنم وقتی آنها خانواده من هستند؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیز مشخصی نمی‌دانم ولی فکر می‌کنم با روحیه‌ی توحیدی که خدا را مدّ نظر داشته باشیم و خوش‌خلقی و صله‌ی رحم و قانع‌بودن به آن‌چه حضرت حق عطا کرده است، چنین نقشه‌های شیطانی خنثی می‌شود. موفق باشید

25069
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ۱. پسری هستم ۲۷ ساله. چند بار فرصت ازدواج برایم پیش آمده اما هر بار به طریقی به مشکل بر می خورم. بسیار دلتنگ و دلگیر شده ام. چند شب پیش شهید حججی را در تلویویزیون دیدم که خطاب به پسرش می گفت من از تو و مادرت گذشتم به خاطر رضای خدا. با خودم فکر کردم که اصلاً ازدواج برای چه؟ که وابستگی جدید به این دنیا پیدا کنم؟ به جای این که از این دنیا دل بکنم وابسته تر بشم؟ تصور می کنم دچار تناقض شده ام. ازدواج در اسلام مستحب است و این قدر بهش تأکید شده، اما خود عامل دل بستگی بیشتر به دنیا است. آیا فقط به خاطر جلوگیری از گناهش است که این قدر به آن تأکید شده؟ یعنی اگر کسی خوف گناه نداشت، آیا ازدواج می تواند در راستای سیر الی الله و ارتباط با حقایق هستی به او کمک کند؟ اگر می تواند چگونه؟ ۲. این ایام مشغول مطالعه کتاب ادب خیال، عقل و قلب هستم. با توجه به این که در ازدواج از نظر مسائل عاطفی و خیالی انسان دچار شعف می شود، آیا می توان این شعف را طوری به کار گرفت که به سوی محبوب واقعی منتقل شویم؟ آیا واقعا می توان عشق به یک انسان را -که قسمت عمده آن به خاطر ظاهر دلنشین طرف مقابل است - در طول عشق به خدا در خیال و عاطفه پروراند؟ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال، ازدواج نوعی تعادل به بار می‌آورد چیزی که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج؛ تولدی دیگر» عرض شد. ۲. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۰۶۲ سری بزنید. موفق باشید

25054
متن پرسش
سلام استاد: قبلا هم سوالم رو پرسیدم اما چون در ایمیلم جوابی نیومد و دیدم گفتید که بعضی ایمیلا پیام نمیره تصمیم گرفتم باز هم بپرسم. و شامل چند پرسش مرتبطه و سوالام رو از تعدادی پرسیدم حقیقتا هر کسی حرفی زد و گفتم سراغ شما بیام. میدونم وقت ندارید اما خیلی برام مهمه و میخوام بتونم محکم ازعقیده م دفاع کنم. سوره مائده آیه ۵ و سوره نسا از دوستی با جنس مخالف نهی کرده اما نوشته زناکار و رفیق گیر پنهانی که در تفسیر نوشته بود منظور زنای پنهانه. حال سوالم اینه اگر با جنس مخالف دوستی بدون ارتباط نامشروع باشه چجور اسلام گفته گناهه؟ و چجور میشه اثبات کرد منظور قرآن همون ارتباط دوستی ساده هست. آیا شوخی با نامحرم حرامه؟ نگاه به نامحرم فقط اگر همراه با شهوت باشه حرامه؟ توی دانشگاه با نامحرم حرف زدن ساده اشکال داره؟ و باگروه مختلط کلاس مثلا ۶ نفری بیرون رفتن تفریح؟ و اگر دو نفر برای ازدواج با هم صحبت کنند بدون اینکه والدین بدونند آیا اشکال داره؟ اگر والدین روشنفکر باشن و کار نداشته باشن و اینا تصمیم داشته باشند دو سال با هم صحبت کنند آیا اشکال داره؟ پس برای شناخت قبل از ازدواج درصورتی که رسم نباشه زیر نظرخانواده ها آشنایی صورت بگیره باید چجوری به شناخت رسید؟ و اگر زیر نظر خانواده با هم صحبت بشه شما چه مدت رو پیشنهاد می کنید؟ سوال آخرم بهترین و پاکترین شیوه برای ازدواج که واقعا به همون احساسی که خداوند در سوره روم اگر اشتباه نکنم وعده داده چه نوع ازدواج و آشنایی هست؟ و چه مدت زمان آشنایی هست و چه جور صحبت کردنی؟ و یعنی دیگران بدون این شیوه چه در خارج چه در داخل که گاها رفیق بودن یا گاها فقط با هم شوخی کردن و یا دست هم رو گرفتن و به ازدواج انجامید همچین حسی رو بدست نیاوردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جواب‌دادن به این سؤالات باید مطالعات طولانی مربوط به خانواده دنبال شود. آن‌چه می‌توان مختصر عرض کرد: ۱. آیه‌ی ۵ سوره‌ی مائده می‌فرماید زنان اهل کتاب برای شما حلال است به شرطی که به صورت زنا و یا رفیق‌بازی نباشد. ۲. به هر حال مکرراً در روایات تأکید شده است که ارتباط با نامحرم بدون دلیل، موجب حضور شیطان در آن ارتباط می‌شود. موفق باشید

25052
متن پرسش
سلام: بنده در سیر مطالعاتی ام آثار شما رو پیگیری می کنم. چندی پیش در خصوص مسأله وسواس ازتون سیر مطالعاتی خواستم که کتاب «ادب خیال ، عقل و قلب» رو معرفی کردین که خیلی خوب بود. بهترین چیز همینه که بین سیر مطالعاتی اصلی و ایضا مشکلات خاصی که برامون پیش بیاد بتونیم هماهنگی ایجاد کنیم و در واقع با یک تیر هزاران نشان بزنیم. با توجه به این که در شرف انتخاب همسر هستم و بنا به گفته مشاورین و البته تجربه خودم هوش هیجانی و اجتماعی ضعیفی دارم، آیا سیر مطالعاتی خاصی که این نقیصه رو جبران کنه و بتونه در راستای ارتباط با حقایق هستی، رفتارهای اجتماعی و خانوادگی من رو تنظیم کنه پیشنهاد می کنید؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد خیلی وسواس به خود راه دهید. بالاخره طرف اگر از خانواده‌ی محترمی می‌باشد و ظاهرش نیز رویهمرفته برایتان جذب‌کننده است کافی است. موفق باشید

25050
متن پرسش
سلام علیکم: دانش آموز ۱۷ ساله ای را که با نمرات بد و درس نخواندن او مواجه هستیم و کار مفیدی انجام نمی دهد و وقتش را تلف می کند، چطور باید اصلاح کرد؟ چه رفتاری باید با او کرد؟ آیا تحت فشار مالی قرار دادن او به نحوی که فکر کند نداریم که به او بدهیم و نه اینکه نمی خواهیم به او پول بدهیم و از طرفی دیگر تشویق به درس خواندن جهت رسیدن به پول و خواسته هایی که برایشان به او پول نمی دهیم می تواند رویکرد مناسبی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که نباید به او سخت‌گیری کرد زیرا ممکن است استعداد لازم را در آن امور نداشته باشد و سرخورده شود؛ روشی که پیشنهاد می‌کنیدممکن است نتیجه‌بخش باشد. در هر حال، رفاقت‌تان را حفظ کنید. موفق باشید

25027
متن پرسش
سلام: در بحث معرفت نفس، حضورش شدید تر است یعنی چی؟ حاضر تره حاضره یعنی چی؟ اینکه ما تعلقات مون کمتر باشه تجردمون بیشتر میشه، منظور از تعلق چیست؟ مصادیقش چیست؟ آیا دوست داشتن خانواده و امثال اینها باعث ضعف تجرد میشه؟ اگر اینطور است چه کنیم؟ چیزی را نخواهیم و دوست نداشته باشیم یا دوست داشتنمان باشد و در کنار اینها حدود دین را هم که رعایت می کنیم کافی ست؟ راهنمایی کنید ممنون میشیم. خدا توفیق بیشتر بهتون بده. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با این‌که در ذات خود مجرد است، چنان‌چه به عالم ماده توجه نماید و برای عالم ماده نقش اساسی قائل شود، از وسعت خود می‌کاهد و شدت حضورش در عالم هستی کم می‌شود. مثل کاری که اهل دنیا می‌کنند.

دوست‌داشتن غیر از منشأ اثردانستن است. به هر صورت انسان باید خانواده و سایر انسان‌ها را دوست داشته باشد. موفق باشید

25012
متن پرسش
سلام: ببخشید این سوال جوابش تو کانال جاافتاده بود ۲۴۹۹۶. در مورد نسبت بین زن و اسم لطیف خداوند مطالبی می خواستم. آیا درسته که زن تجلی اسم لطیف خداوند است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد و حضرت حق در جواب مقربان به نور اسم لطیف در قیامت با تجلیِ «حورالعین» جلوه می‌کند که بحث آن در سوره‌ی واقعه به میان آمد. موفق باشید

24985
متن پرسش
سلام و درود محضر استاد گرانقدر: استاد عزیز چند سوال داشتم از محضرتون: ۱. ۲۹ سال از عمرم می گذرد، در تضادی باتلاق گونه گیر افتاده ام که مثل خوره زمان و عمرم را تاکنون بلعیده. تضادی از جنس عدم ثبات. گاهی رومی رومم گاهی زنگی زنگ. نه مسلمان مسلمانم، نه منتقد پیرو راه. اول سال قمری که می شود مسلمان می شوم. از ماه سوم منش و علقه و عقیده ام رنگ دیگر می گیرد تا شروع ماه رمضان. بلبشویی شده ام هفتاد رنگ. به قول حسین منزوی جمع اضدادی شده ام برای خودم. شعر می گویم. ساز می زنم (نی). خط می نویسم. آواز می خوانم. گاهی پیرو مکتب خونین عاشورا هستم و گاهی منتقد تند سر تا ته همه چیز. گاهی اصلاح طلب محضم و گاهی اصول گرای صرف در سیاست و عقیده. می دانید هر موضوع لذتبخشی بعد از مدتی از چشمم می افتد (هم مادی و هم معنوی). چندین و چند مرتبه خواستم سیر مطالعاتی شما را شروع کرده و ادامه دهم منتها فقط شروع کننده خوبی هستم. قصه کوتاه کنم که به «من به تنگ آمده ام از همه چیز». دلم یکرنگی و یکجایی می خواهد. حالا هر جا که باشد. چه کنم که بتوانم ثبات فکر و عقیده در درونم ایجاد کنم؟ با اینکه می دانم راهی که شما مرا می برید مرا به سرمنزل می رساند اما گاهی دلم می خواهد دوباره ساز دست بگیرم و لاجرعه از موسیقی ایرانی می بنوشم. چه کنم از این سرگردانی؟ ۲. خداوند فرزندی به من عطا فرموده و این ایام، سومین ماه بارداری همسرم است. چه رویه ای پیش بگیرم تا اولادی صالحی بشود؟ اکنون که در رحم مادر است و خداوند من و مادرش را واسطه حضورش در دنیا قرار داده چه اعمال و کرداری در منزل داشته باشم تا بیشترین تأثیر مثبت را روحش دریافت کند؟ و بیشترین جلوه انسانی شدن را پیش بگیرد؟ ۳. مورد دیگر اینکه شخصیتاً و خلقا انسانی هستم که زود از کوره در رفته و جوش می آورم. گاهی اژدهایی هفت سر می شوم سراسر خشم و فریاد. چه کنم که ریشه را درمان کرده باشم؟ خدا مرا ببخشد که گاه خشم مطلق چیزی جز ناسزا به زمین و زمان از دهانم برون نمی آید. ارادتمندتان بوده و هستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین قبض و بسط نشانه‌ی امیدواری است و خبر از آن می دهد که حضرت حق به سوی‌تان نظر دارد و در آخر، بالاخره شما را برای خودش می‌گیرد. ۲. مهربانی به همدیگر و رعایت حق‌الناس و مهربانی با ارحام. ۲. خود را در وسعتی بیکرانه بیاب، نه در لانه‌ای تنگ. سوی دریا سیر کن زین آبگیر. موفق باشید

24967
متن پرسش
استاد سلام علیکم: کودک سه سال و نیمه را چگونه با خدا و اهل البیت آشنا کنیم تا در فکر او بذر مناسب را بکاریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با محبت به او و حکایت سیره‌ی اولیاء معصوم، کودکان به راحتی آن سیره را تصدیق می‌کنند. موفق باشید

24933
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: احتراما از نظر حضرت عالی استفاده زنان از موتورسیکلت جهت انجام امور لازمه و ضروری، امرار معاش و سایر موارد، در صورت رعایت اصول و موازین اسلامی چه حکمی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این نوعی از تبرّجی است که در قرآن نفی شده است. زیرا نحوه‌ی بودنِ با وقارِ زن را از او در منظر و مرآی نامحرمان از بین می‌برد از آن جهت که به فرمایش امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»: «المرأة ریحانة لیست بقهرمانه» زن، همچون گل لطیف است او قهرمان و پهلوان نیست. موفق باشید

24905
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. در مورد موارد اندکی که بخت دختران بسته می شود آیا امکان این هست که طلسم مال شخص دیگری باشد ولی دختر از رویش رد شود و بختش بسته شود؟ اصلا طلسم یک چنین قدرتی می تواند داشته باشد؟ صحبت بعضی عوام الناس است. به نظرم خیلی غیر واقع و مسخره می آید. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً نباید به این حرف‌ها توجه کرد. به تقدیرات الهی فکر کنید که در جای خود می‌تواند مأوای ما باشد. موفق باشید

24896
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده چند وقتی است که محبتم نسبت به خدا زیاد شده ولی محبتم نسبت به اطرافیان و دوستان خوبی هم که داشتم کم شده، البته وظیفه ام را در قبال آنها و خانواده انجام می دهم و نمی‌گذارم کمبود محبت احساس کنند، خواستم بدانم این حال بنده خوبه یا درآمد اشکالی است، ملاک و معیار اگر دارد بفرمایید، ترسم از این است که با محبت خدا در دام شیطان افتاده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنید از منظر محبت به خدا به خلقِ خدا محبت بورزید در آن حدّ که مثل جناب ابوالحسن خرقانی به همه‌چیز نگاه کنید که گفته بود: «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن‌کس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.» موفق باشید

24877
متن پرسش
سلام استاد: پدرم پارسال مبتلا به سرطان شدند و به رحمت خدا رفتند. مادرم هم چند سال است مبتلا به سرطان هستند و بیماریشون شدت گرفته. از هر دوشون خیلی مراقبت کردم. این باعث شده توی چشم اطرافیان خیلی عزیز بشم و همش ازم تعریف می کنند. خیلی می ترسم با تعریف های اونا نفسانیتم تکون بخوره و خدای نکرده فکر کنم کار مهمی کردم. هر چی ام من بیشتر فروتنی می کنم تعریف و تمجید اونا بیشتر شدت می گیره. انگار اوضاع بدتر میشه. می ترسم از چشم خدا بیفتم. چکار کنم که این اتفاق برام نیفته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما بیشتر نظر به وظیفه‌ای که نسبت به والدین داشتید، بیندازید، نه نظر به تمجید و تعریف افراد. موفق باشید

24839
متن پرسش
سلام: آیا استفاده از استخاره در مراحل انتخاب همسر کار درستی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تحقیقات لازم در ردّ و قبول یک موضوع انجام شود و باز به جایی نرسیم، استخاره جا دارد. موفق باشید

24780
متن پرسش
سلام: وقت شما بخير: بنده وكيل دادگستري هستم ولي علاقمندم جهت ايجاد سازش و بهبود كيفيت زندگي خانواده ها خصوصا زنان در جامعه اسلامي قدمي بردارم. كتاب «زن آنگونه كه بايد باشد» بسيار برايم راهگشا بود. سپاسگزارم. با توجه به سوالات زيادي كه در زمينه فهم ديدگاه دين در مورد زن دارم از استاد خواهشمندم بنده را براي فهم جايگاه زن، خانواده و خصوصا عقد نكاح راهنمايي بفرمايند. متشكرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است. با این کار إن‌شاءاللّه در مسیر یاران پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قرار می‌گیرید که در وصف آن‌ها آمده است: «رحماء بینهم». عرایضی در سوره‌ی نساء شده است بد نیست به صوت آن مباحث که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!