بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: ازدواج ، خانواده ، تربیت فرزند

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27726
متن پرسش
سلام استاد جان: حدیث بالای صفحه سایت، هلال رو حلال نوشتن اصلاح شود. استاد ببخشید من به افرادی که مشکل خانوادگی داشتن مشاوره می‌دادم. امروز حین صحبت با یه نفر، حس کردم نباید من وارد این وادی بشم حداقل فعلا. چون حس کردم آدم باید یه وسعت وجودی داشته باشه بتونه حرفای دیگرانو بشنوه و نکات مناسب بهشون بگه. استاد من در این زمینه مطالعه هم کردم ولی این حس رو هم بارها تجربه کردم که آدم نورانی باید مشاور بشه. اینجاها وظیفه آدم چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از تذکری که دادید. اگر بتوانید به هر حال کمکی به آن افراد بکنید نباید کوتاهی کنید، إلاّ این‌که کسی بهتر از شما باشد که او بتواند به آن‌ها کمک کند. موفق باشید

27705
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق، ببخشید استاد به سوال ۲۷۶۸۴ جواب نفرمودین، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. التماس دعا استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که آن نوع سؤالات شخصی است، به صورت شخصی به ایمیل‌تان می‌آید. سعی کنید مشکل را از آن طریق حل کنید. این‌طور جواب داده شد:

۲۷۶۸۴- باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم شما بتوانید باورهای ایشان که به آن عادت کرده‌اند، تغییر دهید. سعی کنید با ایشان خوش‌رفتاری نمایید و نسبت به ضعف‌های ایشان اغماض کنید. موفق باشید

27693
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد عزیز: ضمن تبریک روز معلم به ساحت شما، و تشکر از همه آنچه در جان ما کاشتید استاد جان در پاسخ سوال ۲۷۶۶۰ فرموده بودید، یک سمت دین نادیده گرفتن ضعف های دیگران است خوب آیا باید برای ملاقات خداوند به همه اینها عشق هم بورزیم در همین سطح پایینی که ما هستیم؟ هر کار می‌کنیم و سعی می‌کنیم عمل آنها را خوب جلوه دهیم نمی‌شود، قلبمان با آنها همراه نمی شود، مخصوصا اینکه دوست دارند ما در کنار آنها باشیم وقتی کارهای لغو و بیهوده انجام می‌دهند کاملا در این زمینه قدرت تفکر از من گرفته شده مگر می‌شود انسان خود را قانع کند که احوالاتی را نداشته باشد بعد به خاطر رعایت احترام و محبت به آنها در حالات وهمی و بچگانه آنها شریک شد؟ مثلا پای تلفن، مثلا تلوزیون دیدن، مثلا دورهمی های بی فایده که روایت هم می‌خوانند که از زیارت خانه خدا هم بالاتر است حتی اگر بیهوده باشد، مثلا بیرون رفتن های بدون برنامه ریزی و بدون زمان مشخص، مثلا بیدار ماندن تا ۱۲ نیمه شب،... کمک کردن به آنها یک چیز است، نشستن پای حرف های بیهوده یا کارهای بیهوده آنها که روح ما را هزار جا پراکنده می‌کنند یک چیز است. استاد من تا جایی که غفلت نکنم، به پدر و مادر خودم و والدین شوهرم احترام می‌گذارم و به آنها محبت افعالی می‌کنم به خاطر رضای خدا، ولی هر چه می‌کنم نمی توانم با قلب ام به آنها متمایل شوم و حس نفرت از رفتارهایی آنها مرا می‌گیرد چون برای رها شدن خودم از این لغویات قبلا متنفر شده ام. آیا این گناه است؟ دنیای من، کاملا با دنیایی آنها متفاوت است. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با عمل آن‌ها مخالف باشید و نه با خود آن‌ها. آری! محبت به مردم، غیر از همراهی با آن‌هاست. با محبت و احترام، زمینه‌ی علاقه‌مندشدن به دین را در آن‌ها باید فراهم کرد.

27690
متن پرسش
سلام و عرض ادب: هرچه در فضای دین بیشتر دست و پا می‌زنم، بیشتر در فضای کنار مردم، سر کار، بخصوص فضای مجازی یک نحوه دل نا آرامی دارم - دل نا آرامی نه از جنس اینکه معاذالله خودم را بالاتر ببینم (که خدا بکشد مرا چنین روزی نرسد). جنس اضطرابم را نمی‌توانم دقیق بگویم خدمتتان. یک نحوه اضطراب از رفتار گفتار اذیت به دیگران ناراحت کردن کسی و... (که توفیق طاعت را بگیرد) بخصوص این قضیه در فضای مجازی بیشتر می‌شود! یعنی تا می آیم و یک پست قرار می‌دهم و چند خبر میخوانم و اگر بیش از این مشغول شوم فورا این اضطراب سراغم می آید! خواستم علت را جویا شوم و نظر حضرت استاد را جویا شوم. تشکر و طاعات مقبول درگاه ذات اقدس الهی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به جهان بزرگ‌تری که در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است، فکر کرد. نگرانیِ بی‌جایی نیست، زیرا در جهانِ تنهایی و خلوت، طوفان‌های مهیبی به سراغ انسان نمی‌آید، ولی راه‌کار اصلی، فرار از این حضور جهانی نیست. باید آماده شد که در عین حضور در این جهان، آتشِ نمرودیِ آن را با توحید ابراهیمی «علیه‌السلام» به گلستان تبدیل کنیم. جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» متذکر وجهی از این امر می‌باشد. موفق باشید

27660
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. ببخشید چرا از دست اطرافیان ناراحت می شیم؟ ریشه این ناراحتی از چیه؟ درمانش چیه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنیم همه باید مثل ما فکر کنند. اغماض و سعه‌ی صدر نداریم، در حالی‌که در روایت داریم: یک‌سوم دین، اغماض و نادیده‌گرفتن ضعف‌های افراد است. موفق باشید

27615
متن پرسش
سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید

27609
متن پرسش
سلام استادِ جان: طاعات قبول ان‌شاءالله. استاد ببخشید من یه مقداری رو بحثای تربیتی خانوادگی کار کردم و اول راهم. ولی بازم برای دوستان وقتی مشکل خانوادگی پیش میاد به من در جایگاه مشاوره رجوع میکنن. من اون رفتارایی که از اساتید شنیدم در برابر همسر و فرزند باید داشت بهشون میگم. ولی در کل پیش فرض ذهنیم اینه که درسته این خانم باید اقتدار همسرش رو حفظ کنه، ولی چندان هم نباید منتظر باشه که همسرش خیلی عوض بشه. اگه شد که چه بهتر. بیشتر سعیم بر اینه که خود اون خانم خودش رو از لحاظ معرفتی و سلوکی ارتقا بده. و سعی می‌کنم بکشونم طرف رو به مباحث معرفت النفسی و توحیدی. استاد این کار درسته؟ یا باید بیشتر وقت گذاشت رو همون مشکل خاص طرف مثلا برای کسی که میگه همسرم فلان اخلاق بد رو داره وقت بذاری رو مباحث خانوادگی و مشاوره ای و اینا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده روش جنابعالی، روش درستی است. زیرا اگر ما یاد بگیریم با ضعف افراد چگونه رفتار کنیم، آن افراد نیز انگیزه‌های خود را تغییر می‌دهند. به گفته‌ی خواجه عبداللّه انصاری: «بدی را بدی کردن سگساری است / خوبی را خوبی کردن خر کاری است / بدی را خوبی کردن کار خواجه عبدالله انصاری است.» موفق باشید

27582
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه بزرگان می فرمایند حب خاصان خدا همان حب خداست یا حب مقربین در واقع همان حب خداست اگر کسی سال ها علاقه زیادی به انسان مقربی داشته است در واقع این همان عشق خدا بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به شرطی که به خاطر خوبی‌های آن انسان‌ها آن‌ها را دوست بدارید و نه با انگیزه های سودجویانه و یا احساساتی. موفق باشید

27545
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید اینکه تو «کتاب زن آنگونه که باید باشد» فرمودین هویت زن در پذیرفتن تمناهای مرد هست، منظور از تمنا هر نوع تمنایی هست؟ یعنی حتی اگر مرد بگه بچه دار نشیم زن باید بپذیره؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد مسلّم آن مرد، حقِ زن را ضایع کرده است و مسئول است. موفق باشید

27527
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیه ۶ سوره تحریم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَالئِکَةٌ غِالظٌ شِدَادٌ ال یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ)، مبانی حق و تکلیف والدین در قبال تربیت دینی و مذهبی فرزندان چه محسوب می‌شود و اینکه چرا مبتنی بر همین آیه ما این را نمی‌پذیریم که آموزش و تربیتی دینی و مذهبی فرزندان در خانواده در تعارض با آزادی تفکر و عقیده آنان می‌باشد و به منظور احترام به آزادی تفکر و آزادی عقیده کودکان، باید فرزندان را در یک محیط آزاد و منفک از دین و مذهب، در خانواده و مدرسه تربیت نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خالق انسان‌ها که بیش از خود ما مالک ماست، متوجه‌است ما نیاز داریم در فضایی رشد کنیم که مقتضی انتخاب‌های فطری ماست تا بعد از آن‌که خواهی نخواهی خواستیم مطابق عقل خود زندگی را شکل دهیم اگر به این نتیجه رسیدیم که آن‌چه دین فرموده‌است بهترین است، در انتخاب‌های خود در زحمت نباشیم و نقش خانواده هم در کمک به فرزندان بیش از این نیست. موفق باشید

27516
متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا آنچه که ذکر شده در برخی منابع به نام دعای افزایش محبت یا برخی آیات قرآن و یا ذکرهایی مثل یا ودود معتبر هستند؟ آیا در رفع کدورت و افزایش محبت بین طرفین کاربرد دارند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم؛ ولی آن‌چه وظیفه‌ی ماست دوست داشتن انسان‌هاست مگر آن‌هایی که دشمنان انسانیت باشند. موفق باشید

27500
متن پرسش
سلام استاد: متاهل هستم. یه بچه دارم. شغلی هم دارم که الحمدلله در حد کفاف هست. کتاب های شما رو میخونم، اما یه خلائی بزرگ در دلم هست که اذیتم میکنه، احساس می کنم که سنم رفته بالا و خیلی راه در پیش دارم که هنوز قدمی بر نداشتم، از طرفی دوست دارم ادامه تحصیل بدم، اما شرایطش نیست کلا دوست داشتم از این وضع و شرایط فعلی، بالاتر برم؛ البته نه از نظر مادی و دنیایی؛ بلکه دوست داشتم از دیپلم به درجات بالای علمی برسم؛ و به جای روزی ۸ و ۹ ساعت مشغول بودن واسه حقوق، به درس و تعلیم و تعلم می پرداختم. جانم تشنه ی علم آموزی و تحقیق هست. اما کار کردن واسه پول و حقوق، من رو در حصر قرار داده. دوست داشتم مثل بازنشستگی یه حقوقی در ماه می گرفتم و میدادمش به خانواده، و خودم می نشستم و به درس و تعلیم و تعلم و تحقیق می پرداختم. ببخشید مزاحم شدم. درد دلی بود. ببخشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! معلوم نیست آن‌چه تصور می‌کنید بهتر و نتیجه‌بخش‌تر باشد. هنر آن است که یک دست در کار و یک دست با یار باشد. ملاحظه کنید که اگر ما را در «احسن التقویم» آفریدند، ولی به سوی «اسفل‌السافلین» یعنی زندگی در دنیا و به‌سربردن در امورات دنیایی آورده‌اند تا در دل این مشکلات بتوانیم خود را بیابیم. هنر شما همین باید باشد که در همین شرایط، اسیر دنیا نباشید. موفق باشید

27436
متن پرسش
سلام محضر استاد ارجمند طاهرزاده دامت توفیقاته. بسیار شاهدیم که در اقوام و فامیل به واسطه اینکه از آنها دختر نگرفته ایم گله و گله گذاری و اختلاف و توقعات زیاد و... سوال اینست آیا ما شرعا در اسلام باید از فامیل زن بگیریم و اگر نگیریم مرتکب خلافی شده ایم؟ آیا مشمول ترک صله رحم می شویم؟ مثلا در فامیلی شاهدیم برادری چند دختر دارد و برادر دیگر چند پسر اما پیوندی نشده و گله و اختلاف. چه باید کرد؟ بعضا شاهدیم مثلا خاله ای چند دختر دارد و یتیم هم هستند ولی پیوندی با اطرافیان نشده و بعدا شاهدیم که آنانکه باید مثلا دختر خاله را می گرفتند در ازدواجشان به مشکلات عدیده می افتند. این چه داستان و تعبیری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز واجبی نیست. ولی اگر رویهمرفته بتوانیم رعایت آن‌ها را در این امور نیز بکنیم، چرا نکنیم؟ موفق باشید

27349
متن پرسش
با عرض سلام: در متن سوال یکی از دوستان اشاره شده بود به صوتی در مورد برکات انس با دیگران، لطفا در صورت امکان راهنمایی بفرمایید این صوت و مبحث را از کجا میتونم دریافت کنم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم منظور بنده نظر به جلسات ۵ به بعد سوره‌ی جاثیه بوده باشد. موفق باشید

27346
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید مزاحم شدم. در حال طی کردن سیر انسان شناسی کتب حضرتعالی هستم. یک چیزی مشغولم کرده که تقاضا دارم خواهشا من رو از این بن بست در بیارین. حقیر با عشق و علاقه بسیار کتاب ها رو مطالعه می کنم اما احساس می کنم که شاید این مطالعه کافی نباشه واسه ساختن ابدیت و رسیدن به هدف خلقتم. با شما در میان میزارم و خواهشا راهنمایی بفرمایید تا دلم قرص بشه. حقیر الحمدلله به لطف خداوند سعی در انجام واجب و ترک محرمات دارم به نیت اطاعت از امر خداوند و جایی مشغول هستم جهت رزق حلالی که امورات دنیایی انجام بشه در حدی مراقبت بر مسائل اصلاح اخلاق هم دارم و برای خانواده هم وقت زیاد میزارم و مشغول به مطالعه ی کتب انسان شناسی شما هم هستم و در امور مطالعه ای، تفکر هم دارم. حال سوال و تشویش خاطر حقیر بر این هست که آیا این راهی که عرض کردم، آیا حقیر رو به مطلوب میرسونه؟ میتونه من رو به هدف خلقتم و کمال انسانی و عبودیت برسونه؟ خواهشا اگه زحمت نشه به صورت مفصل راهنمایی بفرمایید لطفا و خواهشا. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مفصل نمی‌خواهد! باید این مطالعات از یک طرف، افقی را در مقابل ما بگشاید که از حقایق و سنن جاری در عالَم غافل نباشیم و از طرف دیگر، با خلقِ خدا مهربانی کنیم و به خودمان نیز بی‌دلیل سخت‌گیری نکنیم که از لذّات زندگی باز بمانیم. موفق باشید

27345
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: شما فرمودید با توجه به روایتی از پیامبر که دوستی علی حسنه ای است که با وجود آن سیئه زیانی نمی رساند. ۱. آیا عنوان مومن شامل حال کسانی که دوستی علی را دارند اما نماز و حجاب ندارند یا اگر اهل واجباتند اما اهل گناهانی چون غیبت اند می شود؟ ۲. شما فرمودید می توان به آنها نظر مثبت داشت اما آیا اگر ما دوستانی این چنینی داریم می توانیم با آنها انس و دوستی داشته باشیم آیا با سیر و سلوک مغایر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید هرکس و هرکدام را در جای خود و در اندازه‌ی خود جای داد در آن حدّ که خصومتی در میان نیاید و اگر جای محبت است، از آن غفلت نشود. ۲. به هر حال اگر هر کدام را در جای خود ببینیم و آن‌جا که جای محبت است از آن غفلت نکنیم، در مسیر سلوک موفق خواهیم بود. به گفته‌ی جناب حافظ: «روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد». موفق باشید

27318
متن پرسش
سلام خسته نباشید: شما در صوت برکات انس با دیگران اشاره داشتید که محاسن ارتباط مومن با مومن: ۱. منظورتون از مومن آیا هر کسی که نماز و روزه دارد اما اهل غیبت و حرف های بیهوده است هم می باشد خصوصا اگر خانواده ما باشند یعنی تا نشستی غیبت می کند چند لحظه بعد هم زیارت عاشورا می خواند و دیگر مستحبات. ۲. امروزه ما با بچه های مسجد که سلام علیک داریم اهل گناه هم نیستند اما اهل معاشرت نیستند اصلا نمی خواهند دوستی کنند چه کنیم؟ استاد مذهبی ها هم فردگرا شده اند و ما که در شهر غریب ایم تنهاییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین افراد هم در کلّیّت نظر به عهد ازلیِ خود با ائمه دارند. لذا به حکم روایتی که رسول خدا «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. می‌توان به چنین افرادی نظر مثبت داشت. ۲. متأسفانه این ضعفِ رفقای مذهبی ما است که «جهانی» فکر نمی‌کنند و بیشتر فرقه‌ای همچون جزیره‌ای فکر می‌کنند. در این مورد عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده است. موفق باشید

 


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

27302
متن پرسش
سلام استاد: بنده شخص مذهبی هستم ولی خونواده ام نه و به خاطر روحیات که دارند تو خونه خیلی اذیت میشم و اگر بخوام برم اردو جهادی یا زیارت یا انجام کارهای فرهنگی به شدت مخالفت می‌کنند بنده هم به خاطر اینکه احترام شون حفظ بشه با نظراتشون مخالفت نمی کنم ولی نرفتنم مثلا به زیارت خیلی اذیتم میکنه. چندین سال با این مشکلات روبه رو هستم تکلیفم چیه؟ حتی میتونم برم جای دیگه زندگی کنم ولی باز هم با اون نظر مخالف روبه رو میشم به خاطر دیر خوابیدن شون بعضی وقتها نماز صبحم قضا میشه و این اذیتم میکنه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با حفظ احترام به آن‌ها، نباید اسیر امیال آن‌ها شد. موفق باشید

27308
متن پرسش
سلام علیکم استاد: من یک مشکلی دارم وقتی که با دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی بر میخورم یا حرفای بی اساسشون رو می شنوم، دستام میلرزه ضربانم بالا میره اعصابم به شدت خورد میشه. نمیدونم از ایمان ضعیفمه یا از چیه. و نمیدونم چیکار کنم؟ اصلا از ذهنم بیرون نمیره. مدام کلنجار میرم که اینا چرا اینطوری فکر میکنن اینا نباید این حرف ناعادلانه رو بزنن و امثال این حرفا میاد ذهنم. شما راهی جلوی پای ما بگذارید، البته یکم کتاب عقل و ادب ادامه انقلاب کمکمون کرده ولی من هنوز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «رهروِ پیغمبرانی، ره سپر / طعنه‌ی خلقان همه، بادی شمر». إن‌شاءاللّه به سعه‌ای می‌رسید که این حرف‌ها که ادامه‌ی پوچی خودشان است را به چیزی نمی‌گیرید و قصّه‌ی شما قصّه‌ی کسانی باید باشد که خداوند در وصف آن‌ها می‌فرماید: «وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»(فرقان/۷۲) و كسانى‏‌اند كه گواهى دروغ نمى‏ دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏‌گذرند. موفق باشید

27270
متن پرسش
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر: چنین مطلبی برخورد کردم دو تا سوال داشتم "۳- بُن بست لذّت! انسان موجودی است که علاوه بر لذّت‌های جسمانی (خوردن‌- خوابیدن‌- نیاز جنسی)، نیاز به لذّت‌های ذهنی دارد. «هُنر»، فراهم‌آورنده بزرگترین لذّت‌های ذهنی برای انسان است. از آنجا که در فقه شیعه موسیقی و هنرهای تجسّمی (نقّاشی- مجسمه‌سازی) تحریم شده‌اند در سه دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷ هنرمندان تحت بیشترین فشار قرار داشته‌اند. موسیقی بر باریک راهی، بندبازانه خود را حفظ کرده‌است. عرصه‌های تئاتر، سینما و ادبیات نیز در این سال‌ها همواره زیر تیغ سانسور بوده‌اند. بر سر مجسّمه‌های تهران هم که دیدیم چه آوردند! وقتی زندگی از رَنگ و رِنگ خالی شود، وقتی فرصتی برای خواندن و نواختن و رقصیدن فراهم نباشد، وقتی به جای جشن سده و جشن مهرگان و جشن نوروز و چهارشنبه سوری دهه‌های مکرّر محرّم و صفر و فاطمیّه را تجربه می‌کنیم، وقتی لباس سیاه، لباس نجابت زنان باشد و دوچرخه سواری و آب‌بازی و بادبادک‌بازی با برخورد پلیسی مواجه شوند، از جشنواره‌های فرمایشی و موسیقی‌های سفارشی برای رنگ بخشیدن به زندگي سياه – سفيد ایرانیان کاری ساخته نیست و ذهن خالی از لذّت یا به افراط در لذّت‌های جسمانی پناه می‌برد یا به وادی لذّت های نشئه ناشی از مواد. نتیجه این رویکرد را در گزارش معاون اجتماعی نیروی انتظامی می‌بینیم که «استان قم بالاترین آمار جرائم جنسی كشور را دارد!»" سوال اول و مهمتر نحوه برخورد و نگاه با چنین گفتمان و بیانی چیست؟ سوال دوم اگه جوابی هم به این حرفهایی که این زده بدید خالی از لطف نیست. در پناه حق پاینده باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بد نیست به یادداشتی که تحت عنوان «حیا و حریم» داشته‌ام نظر بیندازید از آن جهت که روشن شود فرهنگ اسلامی- ایرانی بنا دارد انسان‌ها خود را در جاهای دیگری غیر از آنچه فرموده‌اید جستجو کنند. متن آن یادداشت، ذیلاً خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید

حیا و حریم

نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.

بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی

4- حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.

حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.

حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.

حیاء؛ بازتابی از «راز»

5- حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.

جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.

زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.

در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است.

27219
متن پرسش
سلام و عرض ادب: چرا برخی افراد با وجود اینکه به مطلب و حقیقتی یقین پیدا می کنند و در تحصیل آن می کوشند ولی به آن ایمان و باور پیدا نمی کنند مثلا به پیام انبیا؟ آیا علت عدم تقوا این است که قرآن می فرماید اینها بجای تقوا بنیان فکری شان بر پرتگاهی مهلک است و لذا پایه فکرشان بسمتی است که انحراف دار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان‌ها باید در دو راهیِ گرایش به فطرت و نفس امّاره، خود را انتخاب کنند که در کجا قرار گیرند تا بهتر با «خود» کنار آیند. خداوند قاعده‌ی جهان را اینچنین خواسته و شکل داده، حال «إمّا شاکراً و إمّا کفورا».

قرآن در آيات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره اعراف خبر از تعهد فطري انسان در مقابل خدا مي‌دهد كه انسان ذاتاً حق را مي‌شناسد و ربوبيت او را پذيرفته، مي‌فرمايد: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ» يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم، يا بگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از خود اطلاعي نداشتيم، آيا ما را هلاك مي‌كني به جهت كاري كه آن باطلان كردند؟

 نتايج آيه:

    الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است.

    ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند.

    ج – همه با يك علم ذاتي و حضوري پروردگارشان را مي‌شناسند.

      د – در قيامت بدكاران نمي‌توانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بي‌اطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقي را همواره داشته و آنها با مشغول كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نشنيدند.

    ه – با توجه به اين ذات و فطرتِ آشنايِ به پروردگار هستي، نمي‌توانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگي را بهانه‌اي براي بدبودن خود بگيرند. لذا ريشه اصلي بد بودن و خوب بودن هر كس، خود فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه يا شرايط هستند و علت اصلي خود انسان است كه در مقابل نداي فطرت چه موضع و انتخابي بكند. و چه بسا از والدين غير صالح و در محيطي فاسد، انسان‌هايي متعالي سربرآورند، چرا كه اين انسان‌ها نگذاشتند صداي فطرت‌ در جانشان خاموش شود.

    و - اين نوع رويارويي با پروردگار كه از طريق علم حضوري و شهود قلبي انجام مي‌گيرد، جاي انكار و عذري باقي نمي‌گذارد.

    ز - چون انسان فطرت و ذاتي دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را مي‌شناسد، انسان مي‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.

    ح – كار مربي در اصلاح انسان‌ها «ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خود حقيقي‌اش كه از رسيدن به آن راضي است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلي را در پذيرفتن نداي فطرت و يا پشت‌كردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همين جهت هم مي‌شود از يك پدر و مادر در شرايط مساوي دو فرزند به‌وجود آيد كه يكي كاملاً به فطرت خود پشت كرده‌باشد و لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اين‌ها را عمده كرد و بدي بدكاران را از دوش آنها برداشت، و يا والدين علت اصلي انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند. موفق باشید  

27198
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید سوالم غیر درسی هست. قبل تر دیده ام که برای شما بعضا خانمی پیام میده و گله می کنه از اینکه خواستگار خوبی سراغش نمیاد. می خواستم ازتون بخوام از گزینه خوبی مخصوصا ساکن قم یا یزد یا اصفهان دارید، معرفی کنید. بنده پسر هستم و بیست و هفت سالمه. ممنونم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد ورودی ندارم. ظاهراً حاج آقا ویسی بتوانند کمک کنند. شماره‌ی ایشان 09139029130 می‌باشد. موفق باشید

27193
متن پرسش
سلام: در تمام امور زندگیم گره ایجاد شده. شنیدم علل مختلفی داره که یک علل ممکنه مظالم باشه. البته خودم علتش رو نمیدونم که چرا گره ایجاد شده. اما اگر احتمال مظالم در گذشته باشه. از طرفی بخواهم این احتمال رو جبران کنم، چگونه رد مظالم کنم در حالی که نمیدونم واقعا مظلمه ای اتفاق افتاده یا نه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با دادن صدقه و تواضع و صله‌ی رحم و صداقت و کم‌کردنِ آرزوهای دنیایی، إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. موفق باشید

27118
متن پرسش
سلام علیکم: می بخشید استاد وابستگی به دیگران ممدوح است یا مذموم؟ منظورم وابستگی عاطفی نیست، وابستگی که انسان با وابسته شدن به دیگران به خود باوری برسه، یعنی یکی قبولش داشته باشه، باورش داشته باشه، تا به به خود باوری برسه!؟ اگه مذموم است درمانش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در فضای اعتماد با خدا با بقیه مرتبط باشد و خود را وسعت دهد از آن جهت که انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. ولی آن نوع وابستگی که انسان در رابطه با آن، هویت الهی خود را فراموش کند، چیز خوبی نیست و آن مشکل با معرفتِ به حق و تدبّر در آیات الهی رفع می‌شود. موفق باشید

27080
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی طی این ایام اخیر به کرات فرموده اید ما در مسیر حضور تاریخی خود در شرایطی قرار داریم که دیگر مواظب نیستیم که سیل جهانگیر فرهنگ غربی ما را با خود ببرد، بلکه در شرایطی قرار داریم که می‌توانیم، دنیای مدنی خود را شکل دهیم که آن نه دنیای غرب است و نه دنیای گذشته خود. من نزدیک چند سال هست بصورت جدی وارد مباحث شما شده ام و الحمدلله از محضرتان واقعا بهره بردم و به مطالعه و استماع آثار نوشتاری و صوتی تان مشغول شدم و دیدم که حضرتعالی به مراتب ویژه در کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و کتاب «تمدن زایی شیعه» بر روی مراقبت نسبت به نفوذ فرهنگی و استحاله انقلاب و حتی تقلب ارزشی در جامعه هشدار داده اید و سعی در تبیین هویت و چشم انداز تاریخی داشته اید که با انقلاب اسلامی به طلوع آمده و ما می توانیم از طریق آن حس حضور در این تاریخ رو داشته باشیم و در تقدیر توحیدی زمانه مون حاضر بشویم. اما کمی تعبیر اخیرتان مبنی بر اینکه دیگر نباید نگران سیل و نفوذ فرهنگ مدرنیته در کشور و انقلاب باشیم برایم مبهم است. تلقی شخصی من این است که باید با خودآگاهی و توجه به اینکه بر عهد غربی نمی توان شالوده تمدن اسلامی و ادامه فعالیت در بستر انقلاب را داشت، بایستی عهد دینی مان را تجدید کرده و به تصرف در جوهره مدرنیته پرداخته و روند تصرف و استحاله را در پیش بگیریم کما اینکه حضرت امام متوجه شدند می توان با تعیین ولایت فقیه و اجرای ولایت الهی بعنوان نقطه ثقل سیاسی جامعه، ساز و کاری مثل مردمسالاری را با توجه به اینکه هویت جمعی و در عین حال اینکه هر فردی جهانی شده و جهانی متعالی دارد با مختصات معین در ذیل نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه مستحل نمودند. ولی به نظرم هنوز مسئله تهاجم فرهنگی و نفوذ و استحاله به قوت باقیست و اتفاقا مانعی برای تجدید عهد دینی و تصرف در جوهر مدرنیته و گشودن افقی ماورای مدرنیته است و سعی اش بر مدار گسست ما با عهد دینی مان ویژه در این تاریخ است و سعی دارد ما را به فضایی ببرد که خود را ذیل اندیشه و انسان تراز مدرن معنا کنیم و نظام سازی کنیم و در عین حال هم مناسکی مثل نماز رو بجا بیاوریم ولی ادبیات ما ادبیات انسان ابزار ساز بیکن و ادبیات توسعه باشه. هر چند باور دارم حضرتعالی هم در بطن همین جمله باور به ضرورت خودآگاهی در تهاجم و استحاله تمدنی و فرهنگی انقلاب دارید و در عین حال نسبت به عقل تکنیکی هم به جد باور دارید نباید بی توجهی شود، ولی کمی این سخن برایم ابهاماتی داشت و ان شاء الله با تبیین خودتان امید دارم رفع بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عهد دینی را تجدیدکردن و با آن روحیه در جوهر مدرنیته، تصرف‌نمودن، اراده‌ی مهمی است که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشوده‌اند. و این که می‌فرمایید باید نگرانِ تهاجم فرهنگی بود، حرف درستی است. زیرا تا مردم ما متوجه‌ی حضور تاریخی خود نشده‌اند، چنین مشکلی در میان است و به همین جهت باید بیش از پیش مردم را متوجه‌ی حقیقتی کرد که در جانشان به اراده‌ی الهی برای حضور در این تاریخ نهفته است. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» شده است که چند نکته‌ی آن را جهت نظر به افقی که در پیش است؛ خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

حیا و حریم

۳. نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.

بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی

۴. حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.

حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.

حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.

حیاء؛ بازتابی از «راز»

۵. حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.

جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.

زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.

در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است. 

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!