بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: دیگران

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40999
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: تقریبا ده پانزده روزی هست که از دو زیارت که خدمت علامه حسن‌زاده آملی عزیزم بوده ام می‌گذرد از آن زمان تا کنون فکر من پر از حضور علامه شده است تا حدی که احساس می‌کنم سیستمم عوض شده. نمیتونم به خدا فکر کنم. البته نمی‌دانم که آیا نمیتونم به اون خدای قبلی فکر کنم یا علامه عزیزم برام یک آیینه شده اند تا خدای جدیدی را داشته باشم. اکنون نمی‌دانم آیا با فکر به علامه روزهای ماه مبارک رجب رو طی کنم یا آن فکر را رها کنم که برایم این کار سخت است. من در کنار قبر علامه بویی را استشمام می کردم بعضی اوقات آن بو ضعیف تر به مشامم می‌رسد در زمان هایی که ارتباط خاصی با خداوند یا خودم یا علامه برقرار می‌کنم دلیل این بوی خوش حضور علامه در نزد من است؟ اکثرا الهی نامه ی او را در دل تکرار می کنم در بعضی از قنوت های نمازهای مستحبی می‌گویم. قبل از این ماجرا در دلم احساس می کردم این زیارت که بعد از زیارت امام رضا علیه السلام است و قبل از ماه رجب یک نگاه خاص به بنده برای شروع ماه های رجب شعبان رمضان است. با توجه به اینکه قصد بچه دار شدن هم داریم. انگار خبرهای مهمی برای این گناهکار در راه است. می‌خواستم کمکم کنید و به همه ی پرسش هایم پاسخ دهید. الحمد لله. استاد بوی خوش علامه خیلی لذت بخش است وله الحمد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب است که همۀ توجه‌تان به علامۀ ذوالفنون باشد شخصیتی که سراسر وجودشان اشاره به توحید الهی و ولایت و رهنمودهای حضرت امام خامنه‌ای بود. بنابراین نباید از آن شخصیت الهی و رازهای وجودی او غفلت کرد. خدا را شکر کنید که از طریق آن مرد بزرگ راهی مقابل‌تان گشوده شده است. موفق باشید

40979
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: استاد در ذیل پیام دکتر داوری به برگزارکنندگان مراسم رونمایی از کتاب «روایت رضا» را به عرضتان می‌رسانم و در ادامه با چند نکته و سوال مصدع اوقات شریفتان خواهم شد: «از دوستان و همکاران عزیر که به نظر من در باب شأن تاریخی-اخلاقی توسعه نیافتگی توجه کرده اند بسیار ممنونم. اولین باراستادان عزيز دکتر صافیان، و دکتر رناني بنوشته من درباب توسعه نيافتگي عنايت کردند و آقاي دكتر سامع گزارش بسيارخوب از آن فراهم آوردند. به نظر من توسعه نیافتگی نبود توسعه نيست بيرون افتادن از تاریخ و بي پناه شدن است. وقتی یک دوران تاریخی مثل تجدد استعداد جهانی شدن دارد و در سراسر جهان گسترش می یابد شيوه زندگي تغيير مي كند و ممكن است رشته ارتباط با گذشته و فرهنگ قديم سست شود بي آنكه بضرورت پيوند تاريخي استواري با عهد جديد برقرار شده باشد. دراين صورت شايد وضع خاصی پیدا شود که دیگر نه با قدیم نسبت استواردارد و نه راهی به سوی آینده. مطلب توسعه در سالهاي دهه شصت قرن بيست عنوان شد و در همان سال ها بود که کتابی درباره توسعه در سلسله انتشارات موسسه تحقیقات اجتماعی به چاپ رسید و من نیز آن را خواندم و از آن زمان به مسئله توسعه علاقه پیدا کردم. اسم نویسنده را فراموش کرده ام. مترجمش آفاي دکتر هوشنگ نهاوندی بود. از آن پس گهگاه سری به مقالات و مباحث توسعه می زدم ولی قضیه وقتی در نظرم اهمیت پیدا کرد که متوجه شدم كه زندگي ما نه جديد است نه قديم يا ديگرمثل قديم نيست اما متجدد هم نشده و حتي گروههاي بانفوذي با تجدد بشدت مخالفند. دراين وضع راه توسعه دشوار مي شود. البته همه مناطق و كشورهاي توسعه  نيافته دچار جنگ  قديم و جديد نيستند وجه مشترك كشورهاي توسعه نيافته اينست كه در ظاهر بزبان تجدد حرف مي زنند و به رسم تجدد عمل مي كنند اما از اساس و گاهي از معني گفتار و كردار خود بدرستي خبرندارند گويي در وطن خويش غريبند و اين چيزي بيش از نبود توسعه است. نام اين وضع توسعه نيافتگي است. توسعه نیافتگی یک حادثه عادی نیست، گم شدن در بيابان فناست. توجه باين معني براي من در پی یک اشتباه پیش آمد. من که اندکی با آرا فیلسوفان معاصر آشنا بودم می دیدم که بیشتر سخنشان در نقد تجدد است و از پایان آن و حتی از مرگ سوژه و انسان می گویند. کسی که با چنین سخنانی مأنوس باشد قهرا در انتظار بیرون شدن از این وضع و گشایش عهد دیگر است. ما معمولا حتی اگر اهل فلسفه باشيم ممكن است تعبيرها و اصطلاحات فلسفه را به معنایی که در کوچه و بازار دارد، دریابیم. من هم پایان دوره تجدد را ملازم با آغاز قریب الوقوع عهدی دیگر دریافتم و وقتی انقلاب ۵۷ اوج گرفت، پنداشتم که جهان در آستانه عهد تازه ای قرار دارد و فردایی می آید که با خود معنويت و صلح و صلاح و آزادی و دوستی می آورد. دو سه سالی در این انتظار بودم و انتظار خود را در نوشته هایم اظهار می کردم. در این زمان به نقد تجدد و وضع علم در کشور نیز بی توجه نبودم. اما متاسفانه غافل بودم که در میان ما نقد هنوز جایگاهی ندارد و غالبا به معنی مخالفت و رد و انکار درک می شود. من تجدد و وضع علم را نقد می کردم کسانی این نقد را مخالفت تلقی کردند و به من عنوان علم ستیز و غرب ستیز دادند. شاید لحن و فحوای سخن من نیز که تحت تاثیر جو انقلاب بود این دریافت را تا حدی موجه جلوه می داد. ولی برای من این مطلب روشن بود که علم و تاریخ چیزهایی نیستند که بتوان با آنها مخالفت کرد. از پیوستگی علم جدید با تجدد نیز بی خبر نبودم. صریح بگویم، مسئله مهم در نظر من وضع زمان و آینده جهان بود. البته خیلی زود دانستم که انتظار عهد تازه تاریخی هنوز زود است و بهتر است فکر کنیم که در کدام زمان به سر می بریم و به چه آینده ای می توانیم امید داشته باشیم. پس به هر سو نظر کردم، اما افق روشنی ندیدم و ندانستم که به کدام سو و به کجا باید رفت. به گذشته ایران هم فکر کردم و عظمت آن را تا حدودی دریافتم. اما خود و زمان خود را آشنای آن نیافتم. در آثار معاصران هم که نظر کردم آنها هم با گذشته جز از طریق آنچه شرق شناسان گزارش کرده اند نسبتی نداشتند. احساس کردم که ما میان آینده و گذشته سرگردانیم. گذشته و آینده هر دو مفاهیمی مبهم بودند و معمولا به مجموعه ای از حوادث و وقایع و دواعی و سوداها اطلاق می شدند. وقتی نه گذشته باشد و نه آینده اکنون هم معنی ندارد. جهان کنونی، جهان بی آینده است. در کشور ما از وقتی که تجدد آمد و دریافتیم که جامعه جدید جامعه غیر دینی است، قهرا در موضع دفاع از جامعه دینی قرار گرفتیم و از آینده غفلت کردیم. این وضع را می توان وضع بی زمانی و بی تاریخی خواند که در آن نه با عهد قدیم پیوند استوار داشتیم و نه عهد جدید را پذیرفتیم و چگونه می توانستیم به عهد قدیم پای بند باشیم که تجدد با این پیوند سازگاری نداشت. تجدد را هم چون عهد غیردینی بود، نمی خواستیم. در چنین وضعی گشایش راه توسعه دشوار می شود. از موانع تاریخی که بگذریم توسعه دو شرط عمده دارد؛ یکی اینکه حکومت اراده به توسعه داشته باشد و دیگر اینکه قدرت های جهانی مانع آن نشوند. در تاریخ دوره جدید مسابقه ای در کار نبوده است که کسانی پیش بروند و عده ای در راه بمانند. توسعه رو کردن به نظم علمی- تکنیکی و اقتصادی و مشارکت در کار جهان جدید است. سنگاپور و کره و چین که اکنون به جمع کشورهای توسعه یافته پیوسته اند در راه تجدد در مسابقه نبوده اند بلکه خود راه توسعه را پيش گرفتند. توجه به این نکات دشواری گشایش راه توسعه و پیمودن آن را آشکار کرد. پس از شرایط سیاسی توسعه غافل نبودم و می دانستم که حتی اگر در کشور مقتضای توسعه موجود باشد مانع بزرگی سر راه آن قرار دارد. آمریکا نشان داده است كه با توسعه ايران مخالف است و بعضی مقام های آن كشور به صراحت گفته اند که ایران نباید به یک کشور قدرتمند تبدیل شود. در چنین شرایطی اندیشیدن به توسعه و تدوین برنامه آن آسان نیست. کار من هم اگر می خواستم به توسعه نظر کنم این بود که به وضع زمان و شرایط تاریخي آن بينديشم و جایگاه توسعه را در آن بیابم. من کاری به کشورهایی چون سودان و آنگولا و ونزوئلا و … ندارم. در کشور خودمان توسعه نیافتگی را ماندن میان قدیم و جدید و نه این بودن و نه آن بودن دیدم و فکر کردم که شاید این مشکل با رجوع به فرهنگ ایران و با نظر به آینده به نحوی رفع شود و اتصالی میان قدیم و جدید به وجود آید. در نظر من توسعه تقلید صرف تجدد و روگرفت رسم و راه زندگی غربی نیست. بلكه در وهله اول به خصوص که این روگرفت پیش از این انجام شده است. توسعه ای که ما به آن نیاز داریم، بیرون آمدن کارها از پریشانی  و سامان یافتن آنها و درک امکان ها و تشخیص اولویت های اخلاقي و سياسي و فرهنگی و فايق آمدن بر ميل زمانه به انحطاط است. واين مقصود باغالب آمدن بر وضع جدایی میان قدیم و جدید و ایجاد پیوستگی میان آنها  ميسرمي شود. توسعه نیافتگی وضعي در شان انسان نيست. اين وضع بی آنکه از مزایای جهان توسعه یافته بهره داشته باشد از همه عیب های آن نصیب وافر دارد، چنانکه هوایش از هوای همه کشورهای توسعه یافته آلوده تر است و ملالش از ملال سراسر جهان مدرن طاقت فرساتر. تکرار می کنم راه توسعه در کشور ما دشواری ها دارد. از دشواری تاریخی- فرهنگی که بگذریم برای ورود در راه توسعه لازم است که مقتضی موجود و مانع مفقود باشد و اكنون هیچ‌یک از این دو شرط موجود نیست. البته من نمی توانستم و نمی خواستم در مسایل فنی و اقتصادی توسعه وارد شوم و به چیزی اندیشیدم که مقدم بر مسایل فنی و اقتصادی است.  این را هم می دانم که توسعه شاني از تجدد است. پیش از آنکه مسئله توسعه مطرح شود، کشورها به توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم نمی شدند و این تقسیم وجه و معنایی هم نداشت. ژاپن و اروپای غربی و آمریکای شمالی وقتی متصف به صفت توسعه یافته شدند که بعضی اقتصاددانان اروپايي مطلب توسعه را پیش آوردند. طراحان توسعه در طرح خود فکر می کردند چه چیز باید توسعه یابد؟ نظر آنها این بود که آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین راهی را که اروپا در  اقتصاد پیموده است پیش گیرند تا در زندگی مردم بهبودی پدید آید. آنها از توسعه بیشتر توسعه  اقتصادی را مراد می کردند، هر چند که توسعه نمی تواند به اقتصاد و سیاست محدود باشد. و نكته بسيار مهم اينكه اروپا راه تجددش را از اقتصاد آغاز نكرد بلكه به جستجوي سوابق تاريخي و درك آغاز تاريخ  خود برامد و عجب نيست كه اين آغاز را در يونان يافت. كتاب ثروت ملل آدام اسميت وقتي نوشته شد كه شاعران و نويسندگان و فيلسوفان آغاز دوره جديد آثار بزرگي پديدآورده بودند. در مباحث توسعه معمولا باين شان مهم دنياي جديد توجه نمي شود و اگر هم بشود شايد بگویند مگر يونان چه اهميت دارد؟ باغ تجدد هرطور ساخته شده باشد بما مربوط نيست ما ميوه آن را مى خواهيم و به درس آموزگار بزرگمان سعدي چندان توجه نكنند كه: «تنگ چشمان نظربه ميوه كنند / ما تماشاكنان بستانيم / هرچه گفتيم جزحكايت دوست / در همه عمر ازآن پشيمانيم» عيب بزرگ توسعه نيافتگي اينست كه چشمش پيوسته و همواره به ميوه است. با اين نگاه خوب و بد و زيبا و زشت و فضيلت و رذيلت با هم خلط مى شوند و هركاري مباح مي شود و همه هرچه و هر كار بتوانند و بخواهند مي كنند و مشكلات روزبروز بيشترمي شود و هيچكس حتي اگر قصد اصلاح داشته باشد از عهده رفع كوچك ترين آنها هم برنمي ايد. سخن كوتاه كنم توسعه و توسعه نيافتگى به جهان جديد تعلق دارد. جهان هاي قديم نه توسعه يافته بودند نه توسعه نيافته و هر جهاني براه خود مي رفت و خرد خاص خود را داشت. اكنون دو وضع وجود دارد: توسعه يافتگي و توسعه نيافتگي كه اين يك وضع بدي است كه با درك و فهم وضع جهان و شرايط و امكانهاي زمان بيگانه است و از آن بيرون بايد رفت كه متاسفانه راه بيرون رفتن را به آساني نمي توان يافت اما اگر راه پيدا شود پيمودنش چندان دشوارنيست.  من به گشايش اين راه فكر كرده ام و اين مساله اي بززگ و كاري صعب است. پيداست كه اگرچيزي درباب بزرگ ترين مساله و مشكل زمان گفته و نوشته شود نارسايي ها و نقصهاي بسياردارد اميدوارم همكاران عزيزسخن مرا نقد كنند و بعضي  از نقصها و نارسايي هاي آن را نشان دهند. ازهمه بزرگواران سپاسگزارم و حسرت مى خورم كه نمى توانم در مجلس حاضرشوم  و سخن دوستان اهل سخن را بشنوم.                                                                                رضا داوري اردكاني دي ماه ١٤٠٤» ۱. ایشان صراحتا انتظار، جهت پایان تاریخ تجدد و شروع عهدی دگر با وقوع انقلاب اسلامی را اشتباه خود عنوان می‌کنند. ۲. بعد می‌فرمایند توسعه با فرهنگ تجدد بدست می آید و چون ما جامعه ای دینی بودیم تجدد را که ماهیتی ضد دینی دارد پس زدیم و به آینده متجدد پشت کردیم و بدینسان راه توسعه را بستیم. ۳. نکته دیگر این که اراده توسعه توسط دولت را از شروط آن می‌دانند و این نکته به ضمیمه حمایت و دلیل حمایت ایشان از پزشکیان در انتخابات قبل، این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که ایشان یک دولت انقلابی را مانع توسعه می‌دانند. ۴. می فرمایند توسعه نیافتگی وضعی در شان انسان نیست که به نظر مطلب صحیحی است، در ادامه می‌فرمایند توسعه یافتگی صرفا برچیدن میوه های تجدد نیست بلکه از ریشه (تفکر و فرهنگ) متجدد شدن باعث بدست آوردن آن می‌شود همانگونه که اروپا به تفکر یونان رجوع کرد ۵. و در پایان هم ابراز ناامیدی می‌کنند از یافتن راه ورود به مسیر توسعه آیا این برداشت‌های بنده از صحبت‌های ایشان صحیح است؟ به واقع آیا جهت توسعه یافتگی راهی جز «از بن دندان متجدد شدن» نیست؟ آیا نمی‌شود در عین ریشه داشتن در سنت و بوستان قدیم، با سپردن امور به دست افراد با کفایت توسعه یافته شد؟ آیا نمی‌شود با توکل به قادر عزیز مطلق و انجام وظیفه خالصانه، موانع خارجی توسعه را خنثی کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که در این پیام نکات بسیار دقیقی مطرح فرموده‌اند که روی جمله جملۀ آن می‌توان مباحثی را مطرح کرد و مثل همیشه، نگفته‌های استاد دکتر داوری در این متن بیش از گفته‌های ایشان است و حقیقتاً توسعه‌ای که ایشان روی آن تأکید می‌فرمایند همچنان‌که خود ایشان متذکر می‌شوند؛ توسعه‌ای نیست که جهان غرب در اکنونِ خود در آن حاضر است که در اثر آن گرفتار بی‌آیندگی شده است. 
به حضور تاریخی خودمان فکر کنیم که از طرفی شهید رجایی و شهید رئیسی داشتیم با عزمی به سوی توسعه ولی با تعهدی انسانی. و از طرف دیگر به آقای هاشمی و خاتمی فکر کنیم که آرزوی توسعه به روش غربی را داشتند و امروز ما با اداراتی روبرو هستیم که نسبت به مردم و کشور، هیچ احساس تعهدی ندارند. و به غرب فکر کنیم که به گفتۀ استاد دکتر شریعتمداری؛ حال که نتوانستند نظام اداری خود را بر اساس تعهدی انسانی اداره کنند، با شرطی‌کردنِ افراد، انسان‌ها را تبدیل به رُبات کردند و در نتیجه نیهیلیسم به بار آمد. و این‌جا است که می‌توان در رابطه با فرهنگِ دانش‌بنیان، آری! فرهنگ دانش‌بنیان فکر کرد که این، اول کلام است و حضور در جهانی که جهان بین دو جهان است. بنده برداشت رفقا را از سخنان دکتر داوری در کتاب مورد بحث با توجه به آشنایی که با نگاه آقای دکتر صافیان دارم، کافی نمی‌دانم از آن جهت که آقای دکتر صافیان با همۀ ارادتی که بنده به حُسنِ نظر ایشان دارم، صراحتاً همین حضور در تاریخ جهان غرب را لامحاله می‌پذیرند. در حالی‌که می‌توان در عین حضور در نظم جدید به انسانی فکر کرد که مدّ نظر جناب هایدگر می‌باشد. که باز باید گفت: این اول کلام است بخصوص که همچنان‌که آقای دکتر داوری تأکید دارند کسی نمی‌تواند در تفکر مرید کسی باشد. موفق باشید    
 

40854
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: در ادامه مطالعات عرفانی، به ویژه با بررسی تطبیقی میان مثنوی مولوی و آثار سهروردی، پرسشی برایم مطرح شده که نیازمند راهنمایی حکیمانۀ شماست. به نظر اینجانب سهروردی با تلفیق منطق مشایی و شهود عرفانی، دستگاه فکری منسجم و کم‌نظیری پدید آورده که از چند جهت حائز اهمیت است: تشیع او هماهنگی کامل با مبانی کلام امامیه دارد، نظریه نور و مراتب انوارش با مفهوم ولایت در اندیشۀ شیعی تطبیقی دقیق می‌یابد، و انسجام عقلی این نظام فلسفی، آن را از تأویل‌های نابجا مصون می‌دارد. در مقابل، با تمام احترام برای مقام عرفانی مولوی، باید توجه داشت که مذهب اشعری و گرایش به تقدیرگرایی در آثار او، در مواردی با اصل عدل الهی در تشیع ناسازگار است. همچنین مواردی مانند ستایش معاویه و برخی خلفا در اشعارش، از منظر شیعی قابل پذیرش نیست. به گمانم حکمت اشراق با درآمیختن استدلال منطقی و کشف نورانی، پاسخی هماهنگ‌تر با نیازهای معنوی انسان معاصر ارائه می‌دهد. نظر شما در این باره چیست؟ اگر امکان داشته باشد، سپاسگزار خواهم شد اگر بازخوانی و تأویل عرفانی داستان‌های نمادین سهروردی را در برنامۀ کاری خود قرار دهید. این داستان‌های موجز و نمادین، با وجود کوتاهی، گنجینۀ ارزشمندی از معارف ناب عرفانی هستند که متأسفانه میان نسل جوان کمتر شناخته شده است. با سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شخصیت ارزشمند جناب سهروردی هیچ شکی نیست و در همین رابطه جناب هانری کربن که متوجۀ نیاز بشر جدید بودند، تلاش می‌کنند ما را متوجۀ شخصیت ذو ابعادِ جناب سهروردی بنمایند و بنده نیز نسبت به بعضی از داستان‌های سمبلیک جناب سهروردی عرایضی داشته‌ام مانند کتاب «عقل سرخ»https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D8%B3%D8%B1%D8%AE&tab=sounds ولی در مورد جناب مولوی باید طوری آن اشعار را مدّ نظر داشت و از آن سخن گفت که منظور اصلی مولوی در آن قرار دارد تا متهم به اشعری گری و یا تقدیرگرایی نشود. به همین جهت امثال مرحوم قاضی طباطبایی بنا به گفتۀ آیت الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» معتقد به تشیع جناب مولوی هستند. موفق باشید

40817
متن پرسش

سلام استاد گرانقدر: خواستم در این پیام از همه الطاف الهیه‌ای که از طریق کتب شما و بسط دادن شاگردانتان نصیب ما بی‌چیزان شده‌است تشکر کنم، الحمدلله که شما و دوستان هستید، بی مزد مادی و منت هرآنچه را دارید شما و دوستان پیشکش کرده‌اید و بلطف خدا انقلاب را به احسن وجه تبیین می‌کنید. خدا سایه شما را برای خانواده محترمتان و شاگردان و ما بی‌چیزان و همه جهان اسلام مستدام بدارد، من طلبه اقرار می‌کنم که با شما تازه عاشق رهبری و انقلاب و شهیدان شدم، با کتب شما و صوتها چه شد که ما پیگیر سخنان رهبری شدیم و خود را در یک توحید آخرالزمانی حس می‌کنیم. در دستگاه کتبتان فهمیدیم مکتب فلسفه و عرفان ملاصدرا مکتب فلسفی عرفانی حماسی و مبارزه با ظلم و جهل است. شما به خوبی قرآن و برهان و عرفان را با حماسه و انقلاب پیوند زده‌اید. از شما و همه شاگردانتان متشکرم. حفظکم الله. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر برکتی هست به لطف خدا بوده است به حکم: «هر هدایت که داری ای درویش / هدیۀ حق شمر نه کردۀ خویش» و امید است خداوند از ما بپذیرد و خدا را شکر می‌کنیم که آن‌طور که می‌فرمایید راهی گشوده شده باشد به سوی حقیقتی که اسلام و ذیل اسلام، انقلاب اسلامی و حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند. موفق  باشید

40694
متن پرسش

سلام‌: ببخشید نظر شما درباره محمد جعفر مصفا چیه؟ که مولوی رو توضیح میدن

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده، هم از کتاب «همراه با پیر بلخ» ایشان استفاده کردم و هم از کتاب «تفکر زائد» و ترجمه‌ای که از کتاب کریشنامورتی داشتند. موفق باشید

40652
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: می‌خواستم نظر شما رو در مورد شیخ جعفر ناصری فرزند مرحوم آیت الله ناصری بدانم و اینکه در این زمانه ما چگونه می‌توانیم از ایشان استفاده کنیم و چه نسبتی داشته باشیم؟ ممنون استاد عزیز

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله ایشان انسان شایسته‌ای هستند و رفقا باید سعی کنند نکات و توصیه‌های ایشان را دنبال نمایند. موفق باشید

40635
متن پرسش

سلام علیکم: استاد بنده در شهر قم زندگی می‌کنم. خانم هستم و چند سالی است که کتاب ده نکته در معرفت نفس و خویشتن پنهان رو مطالعه می‌کنم اما برای پیشرفتم واقعا نیاز به استاد دارم و شنیدم که شاگردان بانو امین در این شهر هم هستن من چطوری میتونم به اونها دسترسی داشته باشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در شهر قم کسی را در این رابطه نمی‌شناسم. ولی به نظر می‌آید خوب باشد با بحث‌هایی که در رابطه با شخصیت و آثار بانو امین در کانال «بشنو از زن....» مطرح است، آشنا شوید.  https://eitaa.com/ziafat_andishe . موفق باشید

40605
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض احترام و تقدیم ارادت خدمت استاد گرامی. استاد عزیز تضاد و تناقضی برای حقیر پیش آمده و آن اینکه هر چقدر مطالب استاد داوری اردکانی را پیگیری می‌کنم بر یاس و ناامیدی بنده نسبت به آینده افزوده می‌شود اما هر چقدر با قرآن و مطالب حضرت آقا مانوس می‌شوم نسبت به آینده بسیار امیدوار می‌شوم. خدای رحمان و رحیمی هست که درهم شکننده کفر و نفاق است و رحمت و نصرت را برای خود واجب کرده و کفر و نفاق و شیطان را ذلیل و ضعیف و از بین رفتنی معرفی کرده، حال استاد عزیز شما که تفکر استاد داوری را قبول می‌کنید چگونه می‌توانید این تفاوت‌ها را با هم جمع کنید؟ آیا برداشت‌های حقیر را از کلام استاد داوری درست تلقی می‌کنید؟ اگر درست نمی‌دانید روش فهم صحیح گفتارهای استاد داوری چیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شده است نسبت ما با آقای دکتر داوری نسبتی است که با هر متفکری مانند هایدگر و یا هگل داریم از آن جهت که حقیقتاً این مرد، نسبت با مسائل، متفکرانه برخورد می‌کند. ولی موضوعِ ایمان، فوق العاده متفاوت است و آن نسبتی است که بودن هرکس با بنیانِ بودن خود می‌تواند پیدا کند و از آن‌جایی که چنین حضوری نهایت آرزوی هرکس می‌باشد، مواجهه با متفکران در بستر حضور ایمانی، می‌تواند از جهاتی، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری بدهد به همان صورتی که ما با نظر به اصالت وجود جناب صدرالمتألهین نوعی از آنچه هستیم را تعقل می‌کنیم و از این جهت عرض می‌شود مواجهه با متفکران، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری می‌دهد. موفق باشید                

40553
متن پرسش

سلام وخدا قوت: می‌خواستم نظر استاد را راجع به این مطلب دکتر داوری بدونم. https://www.khabaronline.ir/news/2113921

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نیز مانند همۀ سخنان حکیمانه و اندیشه برانگیز، نیاز به تفکر و بحث دارد. امری که امکان شرح آن در میدان سؤال و جواب فراهم نیست. امید است رفیقان با اندیشۀ خود، اندیشمندانه به سخنان اهل تفکر بیندیشند و همچنان سخن جناب هایدگر را مدّ نظر داشته باشند که می‌فرماید اندیشیدنی‌ترین اندیشه آن است که ما متوجه باشیم نمی‌اندیشیم! موفق باشید 

40541
متن پرسش

سلام استاد: تشکر از این که وقتتون رو به پاسخ‌ سوال‌ها اختصاص میدید. بعد از جلسه اخیر شما در مورد بانو امین، یه سوال بسیار جدی مطرح شده که چه طور بانو امین در تفکر شما پیدا میشه در حالی که هیچ جای دیگری این بانو امین دیده نمیشه و خیلی خوش حالیم که شما عظمت ایشون را متذکر میشید. میشه کمی بیش‌تر از این بنیان فکری بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد». در نگاه هرمنوتیکی که نظر به تاریخی است که از دیروز تا اکنون و فردا، ما را در برگرفته؛ اندیشیدن و اندیشه اقتضاء می‌کند که با نگاه هرمنوتیکی در دیروز اصیل خود حاضر باشیم تا در اکنون و فردای خود به صورت حضوری حاضر گردیم و راز نظر به بانو امین بر این اساس است. و در این رابطه در سال‌های گذشته عرایضی شده
https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%20%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86&tab=sounds و http://cdn.lobolmizan.ir/uploads/old/media/J2B_Banoo_Amin_1_(Negahe_hermenotik_be_banoo_amin)_lobolmizan[H].mp3 
اتفاقاً در آخرین جلسه که رفقا در رابطه با نظر به کتاب «نفحات الرحمانیه» داشتندhttps://eitaa.com/ziafat_andishe/1438 نکاتی مطرح شد که انسان احساس می‌کند حقیقتاً آن جلسه مصداق روشنی از نگاه هرمنوتیکی به آن اثر نفیس بود. پیشنهاد می‌شود آن جلسه با دقت و بیش از یکبار مدّ نظر قرار گیرد تا معلوم شود چگونه می‌توان حتی از یک جملۀ آن بانوی بزرگ، روحی را احساس کرد که حکایتی دارد. خدا را شکر که رفقا به چنین امری ورود کرده‌اند. موفق باشید            
 

40312
متن پرسش

عرض سلام و ارادت خدمت شما: مایلم نظر جنابعالی رو در مورد مصاحبه اخیر آقای پزشکیان با کارسلون آمریکایی بدونم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت هر اندازه هم سعی بر توجیه صحبت های آقای پزشکیان داشته باشیم، بالاخره روحیۀ عظمت و سلحشوری که در فرهنگ ایرانی نهفته است، در آن مصاحبه در میان نیست آنهم در مقابل آمریکایی که در هر صورت به ما تجاوز کرده است. این روحیه، روحیۀ ملتی نیست که می تواند در این تاریخ، تمدنی دیگر که در آن انسان خلیفۀ اللهیِ خودش را به میان آورد؛ باشد. موفق باشید 

40143
متن پرسش

درباره مسائل پیش آمده برای شیخ حسین انصاریان و اون ملاقات با خاتمی نظر حضرتعالی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انتظار می‌رفت که جناب آقای انصاریان با حکمت بیشتری در این تاریخ و در فهم جایگاه تاریخی این انقلاب حاضر می‌شدند زیرا  اتفاقاً با ارادت به امام حسین علیه السلام و با حضور در تاریخی که  حقیقتاً حسینی است معنی درک عمیقی از رخ داد تاریخی کربلا برای انسان  پیش می‌آید. نمی‌شود بدون درک معارف عمیق توحیدی در این زمانه در جایگاهی قرار گرفت که شأن شخصیتی  مانند حاج آقا انصاریان باشد. موفق باشید

40038
متن پرسش

 سلام به استاد گرامی: حتماً فیلمی که مناظره آقای دکتر عیدالکریمی با آقای اکبرنژاد هست را ملاحظه کرده ایدhttps://eitaa.com/fekrat_net/12459. در حالی که همان طور که می‌فرمودید این آقای عبدالکریمی با آن آقای عیدالکریمی که اساساً نسبتی با انقلاب نداشتند، تفاوت اساسی دارد. چه شده است که ما امروز با این آقای عبدالکریمی روبرو گشته ایم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار حساسی است از آن جهت که ملاحظه می کنید چگونه در این تاریخ ما ریزش ها و رویش هایی پیدا می کنیم. آری! اگر متوجۀ ظرفیت این تاریخ نباشیم، اکبرنژادهایی پیدا می شوند که سراسر از دیروزِ خود که در کنار انقلاب بوده اند، پشیمانند و از آن طرف آقای عبدالکریمی با حضوری که در نسبت با مردم غزّه از خود نشان دادند و بر خلاف بسیاری از روشنفکران ما جبهۀ خود را در دفاع از آن مردم به میدان آوردند؛ بحمدالله در قدمهای بعدی سخن از دفاع از انقلاب در عین انتقاد به بعضی از کوتاهی ها به میان آوردند، و تا این اندازه از جبهۀ روشنفکران لیبرال فاصله گرفتند. و این نوعی بصیرت تاریخی است که باید همگان متوجۀ این حضور باشند. و امیدواری ما نسبت به آینده در همین رابطه است از آن جهت که ذات انقلاب اسلامی یک حضور تاریخیِ متعالی می باشد و هر صاحب خردی به هر حال با همۀ ضعف ها و ندانم کاری ها که در میان است، متوجۀ ذات انقلاب و تاریخی که آغاز شده است؛ می گردد. موفق باشید

39973
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: روز معلم را خدمت شما معلم عزیز تبریک عرض می‌کنم، ان شاالله ذیل حقیقت نوریه معلمان حقیقی عالم هستی فیض دریافت کنید و وجودتان لحظه به لحظه نورانی تر و نورانی تر شود و این انوار نوریه عالم هستی را پر کند ان شاءالله. الحمدلله که خدا و اهل بیت طلب من را پاسخ دادند و من را با این معارف ناب که آرزویم بود آشنا کردند و شما به معنایی آغازگر این راه بی انتها بودید، حقی نمی‌توانم ادا کنم و هنوز ابتدای راهم و گرفتار خود اجرتان با حضرت الله. ان شاءالله با اولین انسان ان شاالله محشور باشید و بشوید.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر اگر بر بنده منّت گذارده تا بتوانم قطره‌ای از دریای بیکران الهی که منشأ آن اولیای الهی هستند را به عزیزان برسانم تا إن‌شاءالله خودِ رفقا با اُنس با قرآن و روایات، راه را ادامه دهند. موفق باشید

39972
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: هر سال در چنین روزهایی که نام معلم به مناسبت شهادت استاد مطهری بر سر زبان ها می افتد و بازار تبریک گفتن ها گرم می‌شود، هر چقدر به حقیقت معلم و معلمی و نسبت آن با زندگی خودم فکر می‌کنم بجز لحظاتی را که پای کتاب ها و صوت جلسات حضرتعالی نشسته ام چیز دیگری یادم نمی آید. ما زمینی خشک و بی آب و علف بودیم که سخنان لطیف شما همچون آبی حیات بخش تمام وجودم را سرشار از معنا کرد، معلمی معنای دقیق کار پیامبرانه و بدون ادعا شماست که چنان کلمات و عبارات را لطیف و دقیق بیان می‌کنید تا ما متذکر اشارات بگردیم به امید آنکه تفکری شکل بگیرد. به هر حال با اینکه شما را از نزدیک بجز چندبار محدود دیگر درک نکرده ام اما هر آنچه از بودن و شدنم در زندگی دارم مدیون شماست و خود را کوچکترین شاگرد شما میدانم، به همین خاطر با تمام وجود از بودنتان تشکر می‌کنم، ان شاالله خدا شما را برای ما نگه دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از آن جهت که بر بنده منّت گذارده تا بتوانم قطره‌ای از دریای بیکران الهی که منشأ آن اولیای الهی هستند را به عزیزان برسانم تا إن‌شاءالله خودِ رفقا با اُنس با قرآن و روایات، راه را ادامه دهند. و اینجا است که جای شکر برای هر معلمی به میان می‌آید. موفق باشید.

39790
متن پرسش

سلام و عرض ادب: طاعات و عبادات قبول درگاه حق ان‌شاءالله. دیده ام که بین شاگردان جناب فردید و آنان که اندیشه‌های ایشان را مورد بررسی قرار می‌دهند، بر سر مفاهیم وقت و زمان و تاریخ، مقداری عدم تفاهم و تفاوت وجود دارد. می‌خواستم بدانم تفاوتِ مفاهیمِ وقت، زمان و تاریخ در چیست؟ و دقیقا منظور از حوالت تاریخ چیست؟ وقت بخیر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موضوع بسیار مفصل است که البته با ادامۀ مباحث مربوط به جناب دکتر احمد فردید باید روشن شود. در این مورد خوب است به عنوان مقدمه به بحث «گزیده‌هایی از افکار و اندیشه‌های دکتر احمد فردید»
https://lobolmizan.ir/leaflet/1284?mark=%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF 
و به مباحث «دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان»
https://lobolmizan.ir/leaflet/1615?mark=%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF رجوع فرمایید. موفق باشید
 

39724
متن پرسش

سلام و عرض ادب: طاعات مقبول درگاه حق. دکتر داوری امکان توسعه رو با توجه به تاریخ غرب برای ما مطرح می کند با توجه به تاریخ انقلاب اسلامی. آیا شما امکان جهانی بین دوجهان را مطرح می کنید به جای توسعه آقای داوری؟ لطفا برای مطالعه بیشتر منابعی بیان کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همین واژۀ «جهان بین دو جهان» را هم آقای دکتر داوری به کار بردند. ولی خود ایشان می‌فرمایند آن نوع حضور، کارِ آسانی نیست و نیاز به فضای توحیدی و اخلاقی دارد و از این جهت همان‌طور که متوجه هستید متذکر توسعه می‌باشند. با این‌همه در کتاب «بلای بی‌تاریخی و جهان آینده» می‌فرمایند: « اگر حوادث بزرگ به اقتضای زمان روی دهند و در عین حال ناشی از ارادۀ اشخاص نیست؛ که چنین است، باید در آن حوادث متوجۀ ارادۀ الهی بود و هرکس در صدد معنابخشیدن به خود می‌باشد باید برای حضور در آن حادثه خود را ذیل ارادۀ الهی تعریف کند و در آن راستا به دنبال معنا باشد و به غایتی که در آن رخداد تاریخی پیش آمده فکر کند.»  نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب با هوشیاری تمام متذکر آن شدند و تجلی طراوت و نشاط انقلابی در راهپیمایی ۲۲ بهمن و به صحنه آمدن جوانان و نوجوانان برای دفاع از انقلاب با وجود حجم انبوه خصومت‌ها علیه نظام اسلامی را نشانه اراده پروردگار برای پیشرفت اسلام در بستر جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: «نمونه دیگری از بروز اراده الهی، تجمعات ضد صهیونیستی در اروپا و حتی آمریکا و افزایش چشمگیر حمایت افکار عمومی جهان از مردم فلسطین است».۱۴۰۳/۱۲/۰۴ . موفق باشید

39719
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد حضرت آقا باز حجت را برای شبه حوزویانی مثل رضا داوری اردکانی تمام کرد. ممنوعیت تکیه بر مبانی تمدنی غربی! اسلامی سازی علوم انسانی و بیگانه ‌دانستن بسیاری از آموزه‌های تمدن مادی غربی از بایسته‌هایی است که بار دیگر مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با مسئولان نظام اسلامی بر آن تأکید کردند. معظم له فرمودند: «ما نمی‌توانیم در مسائل گوناگون سیاسی‌مان، اقتصادی‌مان و دیگر چیزها پیرو مبانی تمدن مادی غرب باشیم. تمدن غربی البته مزایایی دارد؛ در این شکی نیست....اما در مبانی آن تمدن نمی‌توانیم تکیه کنیم، مبانی آن تمدن، مبانی غلطی است. مخالف با مبانی اسلامی است.» مخاطب اولیۀ این بایسته، حوزه‌های علمیه هستند چرا که پیشران اسلامی‌سازی علوم انسانی حوزه‌های علمیه هستند و این روند باید از حوزه‌های علمیه به مجامع دانشگاهی سرریز شود. متأسفانه جدال بر سر اسلامی سازی علوم انسانی در میان حوزویان نیز وجود دارد و برخی شبه حوزویان ازجمله رضا داوری اردکانی، همچنین حوزویانی مانند داود فیرحی در تشدید این جدال، نقش‌آفرین هستند و اما سخنان اخیر دکتر پورجوادی که اسلامی سازی علوم انسانی را طرحی شکست خورده خواند و پول‌های مصرف شده در این مسیر را گزاف و بی‌مصرف دانست، یادآور سخنان دکتر داوری اردکانی و رویگردانی او از علم دینی بود. دکتر داوری چندین سال پیش در نامه ای چنین نوشت: « علم دینی ... سی سال است که به نتیجه نرسیده است، به نظر نمی رسد که در آینده نیز به نتیجه‌ای برسد. وقتی مطلب سیاسی با مسئله علمی خلط می‌شود، هر چه بکوشند به نتیجه نمی رسند. علم ماهیتی متفاوت با دین دارد.» این در حالی بود که زمانی دکتر داوری خود از مدافعان علم دینی و اسلامی سازی علوم انسانی به شمار می رفت و این نامه او سبب تعجّب بسیاری، از جمله دکتر سروش شد که با نامه‌ای تند به دکتر داوری تاخت و چنین نوشت: «گروهی به هلهله برخاسته‌اند که گویا دکتر داوری در کهنسالی "مستبصر" شده ... و غیرت علمی‌اش جنبیده و با دلیری دست ردّ به سینه‌ی تاریک‌اندیشان و دین‌فروشان و دانش‌تراشان زده ... این البته ابتهاجی کاذب و اجتهادی فاسد است. نان به نرخ روز خوردن که این‌همه هلهله ندارد.» در مقابل، علم دینی و علوم انسانی اسلامی مدافعان سرسختی چون آیت الله مصباح یزدی دارد که عمر علمی خویش را صرف آن ساخته است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صحت تذکرات رهبر معظم انقلاب به خصوص در مواجهه با تمدن غرب هیچ شکی نیست و بحث در نکتۀ دیگری است که ایشان فرمودند ما علم را در هرجای دیگری که باشد دنبال می‌کنیم. و همان‌طور که عرض شد مهم آن است که ما سخنان انسان‌های متفکر را بشنویم و این غیر از تبعیت از آن‌ها است زیرا اساساً همان‌طور که از سخنان جنابعالی نیز برمی‌آید در میدان تفکر، تقلید مطرح نیست. البته بنده بین آقای دکتر داوری و آقای فیرحی تفاوت اساسی قائل می‌باشم. همۀ عرض بنده آن است که در میدان تفکر نمی‌توان آقای دکتر داوری را نادیده گرفت. از آن طرف آیا آقای سروش را با آن ادبیات که شما نیز متذکر آن هستید را می‌توان با آقای دکتر داوری مقایسه کرد؟!! موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/4710

39686
متن پرسش

در اهمیت فقهیدن قول امام جامعه همین بس که از نگرانیهای حضرت موسی علیه السلام فقهیدن قولش (۱) توسط فرعون و مردم می باشد، بعد از گذشت بیش از سه هزار سال از آن زمان، جای بسی تاسف است که سخن امام جامعه نه تنها توسط توده مردم بلکه از سوی مجتهدین و علمای دین و فلاسفه حوزه و دانشگاه فقهیده نمی شود که به مرحله عمل برسد، از جمله موارد فراوان در این زمینه می توان به نکته زیر اشاره نمود: مقام معظم رهبری: ما نمی گوییم علوم انسانی غیر مفید است؛ ما می‌گوییم علوم انسانی به شکل کنونی مضر است؛ مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غیرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غیر توحیدى است؛ این با مبانى اسلامى سازگار نیست، با مبانى دینى سازگار نیست. علوم انسانى آن‌وقتى صحیح و مفید و تربیت‌کننده‌ى صحیح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که براساس تفکّر الهى و جهان‌بینى الهى باشد.  ️رضا داوری اردکانی (فیلسوف و عضو پیوسته رئیس فرهنگستان علوم): امکان یا امتناع علوم دینی تمنای محال. همان گونه که فرعون نتوانست آسیبی به قوم موسای نبی وارد سازد و سامریها از داخل قوم بنی اسرائیل را دچار انحراف کردند و نهایتا عدم تفقه و عملی کردن فرامین امام جامعه، سبب شد که موسای نبی به خدای یگانه شکایت برد که من فقط اختیار خودم و برادرم را دارم (۲) و قومش در نزدیکی ارض مقدس دچار سرگردانی چهل ساله شدند (۳) ، به فرموده امام راحل آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، بی توجهی و عدم تفقه و بر زمین‌ماندن سخنان امام جامعه سبب آسیب پذیری نظام اسلامی می شود. 📚 (۱): سوره طاها آیه ۲۸ (۲): سوره مائده آیه ۲۵ (۳): سوره مائده آیه ۲۶

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که استاد رضا داوری در رابطه با علوم انسانی سال‌های اخیر سخن فرموده‌اند، آری! علوم انسانی مربوط به انسان جدید است و نسبتی که آن انسان با خود و با جهان بر مبنایی که از خود دارد، شکل گرفته که البته بحث بسیار دقیق و عمیقی است که معلوم شد هرکس نمی‌تواند به راحتی متوجه منظور ایشان بشود. و آنچه رهبر معظم انقلاب متذکر می‌شوند آن است که با توجه به آن نگاه یعنی نگاه بشر مدرن به انسان، نمی‌توانیم از علوم انسانی موجود استفاده کنیم زیرا نگاه ما به انسان و جهان با نگاه فرهنگ مدرنیته متفاوت است و آگاهی به این امر بسیار مهم می‌باشد و این غیر از آن است که فکر کنیم به راحتی می‌توانیم بدون توجه به تفاوت این دو امر، علوم انسانیِ اسلامی تدوین کنیم که بیشتر حالت تقلیدی به خود می‌گیرد. موفق باشید

39676
متن پرسش

عنوان: دکتر محسن فرشاد سلام علیکم استاد: با درخواست قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی از درگاه خداوند متعال آیا نسبت به افکار و دیدگاه‌های آقای دکتر محسن فرشاد نویسنده کتابهای «انسان و جهان فراآگاهی»، «ژرفای هستی» و ... شناختی دارید؟ مطالعه آثار ایشان را با تحفظ نسبت به تطبیق‌های مطالب فراحسی با یافته‌ها و مکاشفات عارفان، و توجه به این خلط مطالب، مفید می‌دانید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّات قضیه می‌توان گفت این افراد اساساً متوجه ساحات معنوی و عوالم فوق ماده نیستند و از این جهت سعی دارند مسائل را تماماً در محدودۀ عالم ماده که به تعبیر خودشان، می‌تواند در ضمن فراکیهانی باشد معنا کنند و این حرف‌ها زمین تا آسمان با آموزه‌های دینی که انسان را متوجه حضور ابدی او می‌کند فرق می کند.که بحث آن مفصل است. موفق باشید

39648
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و گرامی: اخیراً از استاد جوادی آملی حفظه الله عرایض بسیار مهمی پخش شد مبنی بر اینکه «جاهل را عالم کردن کاری شدنی ست ولی جاهل را عاقل کردن کار آسانی نیست. جهالتی که علم را هم از بین می‌برد» در این خصوص شاید لازم باشد این جملات پر مغز که شاید چکیده ی عمر این عالم بزرگوار است توسط اهل نظر و خواص چون امثال جنابعالی برای عوامی چون بنده بیشتر تبیین شود و اینکه این چه عقلی ست که استاد جوادی آملی از آن صحبت به میان می آورند و از چه راهی می‌توان به این عقل دست یافت. آیا این عقل همان عقلی ست که بصیرت می آورد؟ آیا این همان عقلی ست که امام خمینی فرمودند رجایی عقلش از علمش بیشتر است؟ آیا این همان عقلی ست که اگر شخص از آن عقل بی بهره باشد، خواه روشنفکر باشد و کل تاریخ و فلسفه غرب را از بر باشد و خواه مذهبی باشد و پسر مجتهد، راه درست را از غلط تشخیص نمی دهد، گمراه می‌شود و به بیراهه می رود؟ آیا این همان عقلی ست که فقدان آن تمام زهد و عبادات خوارج را زایل می کند و آنها چنان به گمراهی می‌روند که نه تنها امام زمانه خود را نمی شناسند که حتی اقدام به شهادت او می کنند؟ با تشکر. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب نسبت به سخن استاد آیت الله جوادی دقت فرموده‌اید و حساس شده‌اید. آری! چه بسیار عالمانی که از نظر علمی یک دایرة المعارف اطلاع هستند ولی هیچ بهره‌ای از علوم خود نمی‌برند زیرا منوّر به نور عقل، آن عطای بزرگ الهی نیستند تا متوجه شوند باید زمانۀ خود را که نشانۀ عقل است؛ بشناسند. به همان معنایی که به گفتۀ جناب مولوی: «زیرک و داناست، اما نیست نیست / تا فرشته لا نشد، اهریمنی است». در این مورد چه خوب پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرموده‌اند: «الْعَقْلُ مَا اكْتُسِبَ بِهِ الْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا الرَّحْمَن‏». و جناب کلینی در «اصول کافی» بابی را تحت عنوان: «كِتَابُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ» گشوده است که بسی جای افتخار است که چگونه فرهنگ شیعه تا این اندازه متوجۀ عقل در نسبت با عبادات و اعمال می‌باشد. موفق باشید

39638
متن پرسش

با سلام و احترام: ببخشید استاد، پیرو سوال ۳۹۶۲۰، در اینجا فرمودید که با اهل فکر بر اساس فکر و اندیشه‌شان مواجه می‌شویم. آیا این بدان معناست که اگر آن فکر، ضد دین و ارزش‌های الهی هم باشد، باز هم باید با آن مواجه شویم و کاری به حق و باطل بودنش نداشته باشیم؟ ممکن است آن متفکر از راه حق منحرف شده باشد. شاید آن فکر یا متفکر، مثلاً ولایت فقیه را قبول نداشته باشد. آیا در این صورت باید بگوییم ما کاری به تایید یا رد ولایت فقیه نداریم و فقط به درک حضور تاریخ جدیدی که او مطرح می‌کند توجه داریم؟ جناب استاد طاهرزاده، درست است که شما در مطالب آقای داوری اردکانی غرق شده‌اید، اما خودتان استاد اخلاق و معرفت نفس هستید. حرف حق و درست را باید شفاف زد. واقعاً از زمان انتخابات تا به حال، موضع‌گیری‌های بسیاری از خواص، از جمله آقای داوری اردکانی، علاوه بر اینکه به اسلام، انقلاب و اعتقادات مردم ضرر زده، به سفره و معیشت مردم هم آسیب زیادی وارد کرده است. جناب استاد، حداقل شما که اهل فضل و علم هستید و مهم‌تر اینکه با بصیرت هستید، بهتر نیست به جای دفاع محکم و بی‌چون و چرا از آقای داوری، به خاطر مردم یک گفتگوی صمیمی با ایشان برگزار می‌کردید و از خدمات این دولت مطلع می‌شدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید ما تکلیف خود را به لطف الهی با انقلاب اسلامی ذیل ولایت فقیه تعیین کرده‌ایم. ولی باید دانست در این موارد بحث در ردّ یا قبول افراد متفکر نباید در میان باشد بلکه باید به تفکر آن‌ها نظر کرد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب به دانشجویان کالیفرنیا فرمودند: «شما اکنون در طرف درست تاریخ ــ که در حال ورق خوردن است ــ ایستاده‌اید.» بدون این‌که بخواهند بررسی کنند به ولایت فقیه یا ابعاد فقهی شریعت مقیّد هستند یا نه.
هنوز باید از خود پرسید ما با چه کسانی در طول تاریخ و در این دوران می‌توانیم خود را درک کنیم؟ چه کسانی در طول تاریخ و در اکنونِ ما متذکر حضور نهایی ما در ما هستند؟ من در این دوران نمی‌توانم از حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آیت الله خامنه‌ای و حاج قاسم و سید حسن نصرالله و یحیی سنوار عبور کنم و خود را در جای دیگر جستجو نمایم. موفق باشید

39620
متن پرسش

سلام و عرض ادب: دکتر رضا داوری‌اردکانی: فلاسفه بهتر است در متن سیاست و عمل سیاسی دخالت نکنند. فیلسوف وقتی به‌طور مستقیم در عمل سیاست دخالت می‌کند، جایگاه خود را گم می‌کند. اما همین فیلسوف در انتخابات، بیانیه‌ی سیاسی می‌نگارد و با ادبیات ایدئولوژیک، حتی میان گزینه‌اش و بقای ایران، تلازم می‌سازد. پی نوشت: راستی از جناب داوری اردکانی که بود و نبود ایران را به انتخاب پزشکیان گره زده بود چه خبر؟ درباره افزایش بی سابقه نرخ ارز، تنگ‌تر شدن سفره مردم و وخیم‌تر شدن وضعیت معیشتی جامعه ایران نظری ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در نسبت اهل تفکر، نگاه ایدئولوژیک نخواهیم داشت و فلسفه به ما یاد داده است که با اهل فکر بر اساس فکر و اندیشۀ آن‌ها مواجه شویم. از آن جهت بنده همواره به رفقا عرض کرده‌ام ما نمی‌توانیم آقای دکتر داوری را به عنوان یک متفکر نادیده بگیریم و این به معنای ردّ یا قبولِ شخص نیست، بلکه با تفکرِ هر متفکری می‌توان فکر کرد. مثلا در رابطه با توجه و حضور در تاریخ جدید، خوب است به این سخن دکتر رضا داوری اردکانی فکر کنیم که می‌فرمایند: 
«عبور از مشکلات موقوف به آشنایی فی‌الجمله با امکان‌های تاریخ و زمان است. ممکن است قومی زمان و تاریخ خود را، زمان و تاریخِ فرهنگ گذشته‌اش بداند و به توسعه به عنوان روگرفت نظم تجدد، رغبت و تعلّقی نداشته باشد و بیشتر به بازسازی و تجدید عهد گذشته بیندیشد، حتی در این صورت، باید توجه کرد که تجدید عهد گذشته اگر ممکن باشد، موکول و موقوف به درک تاریخ جدید و نفوذ در آن است» (بلای بی‌تاریخی، جهان بی‌آینده، ص 189).
 موفق باشید

39576
متن پرسش

سلام استاد: رحلت عالم فرزانه آیت الله سید مرتضی مستجاب الدعواتی را خدمت شما و همه لب المیزانی‌ها تسلیت عرض می‌کنم، حقیر یکبار محضرشان شرفیاب شدم، ممنون می‌شوم قدری از ایشان بگویید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند رحمت‌شان کند. ایشان بقیةالسلف بودند با همتی بلند و دلسوزی‌های فراوان. موفق باشید

39573
متن پرسش

سلام استاد عزیز: نظرتان در مورد امام محمد غزالی و کیمیای سعادت و کتب دیگر ایشان چیست؟ آیا ایشان یک عارف و صوفی واصل هستند یا یک متکم یا معلم اخلاق؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بیشتر، یک معلم اخلاق‌اند و در تدوین کتاب «احیاء علوم الدین» زحمت زیادی کشیده‌اند که ارزش خواندن دارد. موفق باشید

نمایش چاپی