بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: انتخابات

تعداد نمایش
متأسفانه هیچ نتیجه ای در گفتارها پیدا نشد!
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4742
متن پرسش
باسمه تعالی آیا می‌توان تشکر رهبری را از نامزدهایی که صلاحیتشان احراز نشد را شامل تشکر از آقای مشائی هم دانست؟ در حالی که استاد طاهرزاده در سوال شماره 4673 از آقای احمدی‌نژاد گلمه‌مند شده‌اند که چرا به شورای نگهبان اعتراض کرده‌اند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی سلام علیکم. ای کاش آقای مشائی هم مثل سایر نامزد‌هایی که صلاحیتشان احراز نشد، تمکین می‌کردند تا مشمول تشکر رهبر معظم باشند در حالی که تنها نامزدی که در مقابل نظر شورای نگهبان تمکین نکردند و فرمودند «من موضوع رد صلاحیتم را از طریق رهبری پیگیری خواهم کرد» آقای مشائی بودند و آقای احمدی‌نژاد نیز فرمودند «مشائی مظلوم واقع شده‌ است و نباید به این طریق اقدام می‌شد. من از طریق رهبری موضوع را پیگیری خواهم‌کرد» و این در حالی است که رهبری نظام در همان جلسه ای که اشاره فرموده اید نظر شورای نگهبان را فصل الخطاب نامیدند و معلوم است وقتی نظر شورای نگهبان فصل الخطاب است درست نیست که از رهبری خواسته شود تا وارد موضوع شوند. البته بحمدالله آقای مشائی و آقای احمدی‌نژاد با عملکرد خود بهانه‌ای دست دشمنان نظام نداده و پیش بینی آن‌هایی که می‌گفتند آقای احمدی‌نژاد در صورت عدم احراز صلاحیت آقای مشائی تقابلی را دامن می‌زنند نقش بر آب کردند.
4731
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت بسیار. استاد عزیز شما همیشه ما را حذر میدادید که در ورای حملات ناجوانمردانه به دکتر احمدی نژاد ، کودتای نرمی علیه رهبر عزیز در جریان است و دشمنان در حال انهدام خاکریز احمدی نژادند تا در مرحله بعد به سراغ خود رهبر عزیز بروند. تحلیل و استدلال شما در مورد اشتباهات بعضا بزرگ احمدی نژاد کاملا درست و اصولی است ، ولی فکر نمیکنید این گونه حمله کردن به ایشان از جانب یکی از بزرگترین حامیان گفتمان اصیل انقلاب یک نوع ضربه زدن به اصل این گفتمان است؟ درست است که باید ضعفها را گفت و حتی در مواقعی برائت جست از کسانی که از این گفتمان خارج شده اند ، ولی آیا این نوشته های اخیر شما خوراک خوبی برای رسانه های ضد گفتمان اصیل انقلاب فراهم نکرد که در بین خود حزب اللهی ها درگیری بوجود آمده است؟ آیا نمیشد با زبان دیگری این انتقاد ها بیان میشد؟ سوال دیگر اینکه آیا احتمال نمیدهید دکتر احمدی نژاد با توجه به اینکه در متن حوادث قرار دارند ، نکاتی را لحاظ کرده اند که باید اینگونه از نامزدی آقای مشایی حمایت میکردند؟ شاید ایشان اطلاعاتی دارند که درسطح جامعه پخش نشده و بر اساس آن دست به اینکار زده اند. و سوال سوم ؛شما در بعضی محافل خصوصی دکتر جلیلی را به عنوان یک کاندیدای مطلوب معرفی نموده اید در حالی که در این چند وقت تبلیغات مشخص شده که ایشان فاقد یک دستگاه فکری جامع و گفتمان ساز در سطح ریاست جمهوری کشور امام زمان ، آن هم در این پیچ بزرگ تاریخی میباشند. صحبت های ایشان نشان از یک فکر یک کارشناس معمولی و البته مسلمانی معتقد دارد و نکته بسیار مهم اینکه تیم کاری ایشان اکثرا دانش آموختگان دانشگاه امام صادق علیه السلام می باشند. شما مسلما با نحوه نگاه دانش آموختگان این دانشگاه آشنا می باشید که به دلیل نوع نگاهی که به غرب دارند ، در تعامل با غرب مسلما انقلاب را دچار معضلات جدی خواهند کرد. هرچند ولی فقیه عزیز بالای سر ایشان است ولی بالاخره این نوع نگاه تاثیر خود را مطمئنا خواهد گذاشت. مرحوم مدد پور در جلسه که خود من در آن حاضر بودم میگفتند اگر دانشگاه امام صادق را بکوبند و با خاک یکسان کنند و در زمین آن یک دانشگاه دیگری بنا کنند ، باز هم من برای سخنرانی به آن دانشگاه نخواهم رفت. مسلما شما منظور ایشان را خوب درک میکنید... استاد عزیز! خواهش میکنم در صورت صلاحدید به این سوال سوم هم پاسخ مفصل و روشنگری بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده می‌پذیرم اگر قلم بنده در انتقاد به آقای احمدی‌نژاد در مورد طرح آقای مشائی و اعتراض به شورای نگهبان تند بوده باید جبران کنم زیرا سخت معتقدم گفتمانی که آقای احمدی‌نژاد بر آن تأکید داشتند باید حفظ شود 2- این‌که می‌فرمایید ممکن است آقای احمدی‌نژاد در طرح نامزدی آقای مشائی نکاتی را لحاظ کرده‌اند که ما مطلع نیستیم. با این فرض وظیفه‌ از ما ساقط نمی‌شود که اگر که احساس کردیم ظلمی به آن گفتمان وارد شده آن را نقد نکنیم به‌خصوص که هرچه بیشتر فکر می‌کنم بیشتر متأسف می‌شویم که چرا آقای احمدی‌نژاد کاری کردند که بسیاری از نیروهای فکری و فرهنگی و دلسوز انقلاب از ایشان فاصله بگیرند و دشمنان گفتمان عدالت و مقاومت حق را به جانب خود بگیرند به طوری که ممکن است بیش از ده سال طول بکشد که باز دوباره ما بتوانیم از عدالت و ساده‌زیستی به عنوان ارزش‌های اسلام و انقلاب صحبت کنیم؟ 3- در مورد آقای دکتر جلیلی همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 4728 عرض کردم باید در مقایسه با سایر کاندیدا به طور نسبی نظر داد و عنایت داشته باشید ما در کجای تاریخ هستیم. آیا در این شرایط دانشگاه امام صادق«علیه‌السلام» در مقایسه با دانشگاه‌های دیگر ما را به جلو می‌برد و به اهداف انقلاب نزدیک می‌کند و یا چون در آن دانشگاه روح غرب درست تحلیل نمی‌شود باید نفی شود؟ موفق باشید
4720
متن پرسش
سلام استاد گرامی نظرات شما برای من در نگاه به سیاست همیشه مورد توجه هست ولی این بار برداشتی از جواب شما به این سوال که عنوان آن خطر زاویه‌ پیداکردن ما نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی است برداشتی کردم که آقای احمدی نژاد را با سخن امام.ره. مفسد فی الارض خواندید آیا این نظر با مبانی انقلاب اسلامی منطبق است،به چه دلیل...؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی.سلام علیکم: بنده ابداً معتقد نیستم که جناب آقای احمدی‌نژاد مفسد فی‌الارض هستند عرضم در آن نوشته آن بود که شأن آقای احمدی‌نژاد آن نبود که به شورای نگهبانی اعتراض کند که در معرفی کاندیداهای صاحب صلاحیت، فصل‌الخطاب است و امام خمینی«رضوان‌الله تعالی‌علیه» تا آن حدّ اعتراض به آن شورا را قبیح می‌دانستند. و بنده در جواب آن سؤال، به جهت همین سوء برداشتی که جنابعالی وبعضی از دوستان دیگر داشتند جمله‌ی امام را حذف کردم. موفق باشید
4726
متن پرسش
با عرض سلام وارزوی قبولی طاعات وعبادات شما...سوالاتی درباره سخنان اقای روحانی در برنامه خبر شبکه دو دارم...ایشان در باره وضعیت گفتگوها دران برهه گفتند که تصمیمات اتخاذ شده تحت نظر وبا تدبیر مقام معظم رهبری بوده وهمچنین تعلیق گوشه ای ازفعالیت ها نیز بدلیل وقوع جلوگیری از جنگ با امریکا بوده است و رهبری نیز تصمیمات اتخاذ شده را "پخته"ارزیابی کردند...دکتر ولایتی نیز گفته اند:«هم توقف و هم تاکید بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای که در دولت گذشته و این دولت تجربه شده است با تدبیر مقام معظم رهبری صورت گرفته است »...ولی رهبری در جمع دانشگاهیان از عقب نشینی در برابر غربی هها در ان برهه انتقاد کردند وفرمودند:«در آن دوره بواسطه همراهی با غربی ها و عقب نشینی هایی که انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند که من مجبور شدم شخصاً وارد میدان شوم.»...اقای روحانی نیز نماینده اقا در شورایعالی امنیت بودند وهستند...نمی توانم بین این موارد جمع بندی کنم!!!...1-نظرات رهبری در مورد هسته ای چگونه اعمال می شده؟حضور نماینده ایشان درصدر هییت مذاکره کننده به چه معناست؟2-ایا ایشان ان انتقاد هارا نسبت به دولت وهییت مذاکره کننده داشته اند یا به مواضع کلی نظام دران برهه(به این معنا که روند انجام شده تحت نظر خود را تجربه ای نامطلوب دانسته اند؟)...3-اگر مذاکرات تحت نظر ایشان انجام شده چه انتقادی به دولت وقت وارد است؟!!!...التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم آقای علی باقری در این رابطه مطالب را روشن کردند؛‌ سخنان ایشان را سایت رجانیوز آورده‌است. موفق باشید.
4727
متن پرسش
باسمه تعالی استادگرانقدر سلام علیکم بنده موضع اقای احمدی نژاد نسبت به عملکرد شورای نگهبان را اتفاقا در راستای رشد و تعالی انقلاب اسلامی ایران میدانم مگر قانون اساسی ما را حضرات معصومین تدوین فرموده اند؟با گذشت زمان و رشد روزافزون جامعه خلا های موجود در ما و نیز قانون اساسی عزیز ما روشنتر میشود و این دست انتقادات و نظرات ما را به سمت تعالی و کمال و اصلاح عیوبمان رهنمون میسازد چرا ما باید برای خودمان بت درست کنیم؟از طرفی آقای احمدی نژاد در اظهار نظر آزادند مثل هر فرد دیگر البته با کمی محمدودیت اما مهم تبعیت ایشان از قانون میباشد که بحمداله این مهم توسط ایشان به رخ بددلان دروغگو کشیده شد!وحق پیگیری برای معترضان باید موجود باشد واین در حالی است که حضرت آقا اعضای شورای نگهبان را از خطا مصون ندانسته اند پس چرا ما جلوتر از رهبری حرکت کنیم؟وجالب اینجاست که قریب 2 یا 3 ماه است که بدسیرتان دروغگوی مزور مدعی ولایت مداری اقای احمدی نژاد را متهم به اعمال فشار به رهبری و شواری نگهبان و کارشکنی در روند برپایی انتخابات در صورت عدم احراز صلاحیت آقای مشایی میکنند!که اینبار هم مثل دفعات قبل خصوصا در این مدت اخیر رسوا شدند اما چه کنیم که قدرت و ثروت ورسانه در اختیار ایشان است و اهداف پلید خود راازاین طریق پیش میبرند و بنده ناراحتم که چرا شما استاد بزرگوار با مواضعی که صد البته از سر اخلاص میباشد اب به اسیاب این بد سیرتان میریزید؟حتما انعکاس مطالبتان در سایتهای ایشان را دیده اید البته مطالبی که اهداف این بدسیرتان را تامین میکند.جسارت حقیر را ببخشد در پناه امام زمان اروحنا فداه موفق و موید باشیدبهاری باشید یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید نه قانون اساسی را معصوم نوشته‌ و نه مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» معصوم‌اند و نه شورای نگهبان، ولی مگر جز این است که یک جامعه و نظام با نهادهایی که در آن شکل گرفته اداره می‌شود؟ و بر این اساس است که حضرت امام (رضوان‌الله علیه) و مقام معظم رهبری به حفظ حرمت نهاد‌های نظام از جمله شورای نگهبان تأکید دارند. حضرت امام در راستای احترام به نهاد‌های انقلاب در خطاب به شورای نگهبان در (صحیفه امام ج ۱۳ ص ۵۳) می‌فرمایند «اصولا آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم، اگر صد میلیون آدم ، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند » و نیز در جلد14 صحیفه، صفحه370 در رابطه با حفظ نهادی مثل مجلس و شورای نگهبان می‌فرمایند«من تکرار می کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت ، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است ، و مفسد است یک همچو آدمی ، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است ؛ این مجلس فراهم آمده از”الله اکبر”های مردم است ؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از “الله اکبر” مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیرمسلمین عمل کرده . با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدی و از مقامی بشود،مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح ، بدون جار و جنجال ، بدون هیاهو، مسائل را بگویند. کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید.آن که موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رای بگیرند.وقتی رای گرفتند، اگر اکثریت رای داد، و بعد هم برده شد پیش شورای نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رای را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسی ندانستند، اگربعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنتها از مبادی غضب ، از مبادی فاسد، بیرون می آید. باید سرتسلیم به مجلس ، یعنی سر تسلیم به اسلام وقتی مخالف اسلام نیست ، سرتسلیم به اسلام فرود آورد. روشهای غیر اسلامی را، اگر هم در باطن – خدای نخواسته -دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسئله ای است اساسی ، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبی برخلاف رای یک نفر است ، نباید بگوید مجلس درست نیست.» همچنین در جلد 17 صحیفه‌ی امام صفحه441 خطاب به شورای نگهبان می‌فرمایند: «از تحمل زحمات و رنجهای شما تشکر می کنم. شما توقع نداشته باشید که مورداهانت واقع نشوید. همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی کند.توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم . باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی ازاین کاری که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تایید کرده ام. ما باید دست دردست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامی درست کنیم .» و در جلد 19 صحیفه امام صفحه‌155 می‌فرمایند: «شورای نگهبان، موردتایید اینجانب می‌باشند شورای محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، موردتایید اینجانب می باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است . و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند. البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهوری دارند که با آن هیچ حکم و امری مزاحمت نمی کند و برای حفظ آن از هیچ کوششی نباید مضایقه کرد ومعلوم است آقایان با تعهدی که دارند تحت تاثیر هیچ جوی واقع نمی شوند. ان شاءالله موید باشند.». از طرفی مقام معظم رهبری در 14/11/1390 می‌فرمایند: «من دو سه جمله راجع به این مسئله‌ى صلاحیتها عرض بکنم. شوراى محترم نگهبان صلاحیتهاى افرادى را احراز میکند، بعضى را هم احراز نمیکند. من اینجا سه تا نکته عرض بکنم: نکته‌ى اول این است که شوراى نگهبان از لحاظ قانونى موظف است صلاحیتها را احراز کند؛ باید تشخیص بدهد، باید برسد به این که این صلاحیت وجود دارد. البته توصیه‌ى همیشگى ما این بوده است که سطح صلاحیتها را آنقدر بالا نبرند که یک عده‌ى معدودى ته آن بمانند. آنچه که موجب صلاحیت است، یک قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه کنند. نکته‌ى دوم این که بعضى‌ها به این نظارتهاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترضند. ممکن است اعتراضشان بجا و واقعاً درست هم باشد؛ منتها توجه کنیم که وقتى یک مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصمیمى گرفت، ما تسلیم باشیم. همه‌مان باید تبعیت کنیم. مثلاً مجلس یک قانونى را میگذراند؛ ممکن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگویم این قانون معیوب است؛ اما قانون است، باید بر طبقش عمل کنم. وقتى یک مقام مسئولى که مورد اعتماد هم هست - مثل شوراى نگهبان - تصمیمى گرفت، بایستى تسلیم آن شد، باید تبعیت کرد.». این نمونه‌ها را عرض کردم تا دوستان ملاحظه‌کنند قبح اعتراض به شورای نگهبان کم نیست؛ به خصوص که از طرف یک مقام مسئولی مثل رئیس جمهور باشد و نباید این کار را عادی گرفت و به جهت آن که معتقدیم شورای نگهبان معصوم نیست اجازه دهیم چنین نهادی زیر سؤال رود و تازه با این تعبیر که بگویند « آقای مشائی مظلوم واقع شدند، ولی معتقدم در کشوری که ولایت فقیه وجود دارد حق مظلوم آن هم در این سطح پایمال نمی شود» به این معنا که شورای نگهبان ظلم کرده‌است، این همان خطری است که بنده احساس کرده‌ام دوستان ممکن است با نظام زاویه پیداکنند. موفق باشید.
4705
متن پرسش
به نام خدا سلام استاد خدا قوت سوالی برای ما پیش امده که در مواجه و قضاوت درمورد رفتار دیگر افرادی که شاید به نظر ما افراد موجه و انقلابی هستند ولی خیلی ها مخالفشون صحبت میکنند مفید است 1.سوال بنده اینه که آیا اشتباهاتی که در چند ماه اخیر از اقای احمدی نژاد سر میزند، مثل قضیه یکشنبه تلخ و جانب داری بیش از حد ایشون از اقای مشایی و مخالفتشون با شورای نگهبان و مسائلی از این قبیل، به ما این اجازه رو میده که حرف هایی که در رد ایشون زده میشد مثل ولایتی نبودنشون به خاطر اینکه اقای مشایی رو با نامه اقا عزل نکردندو... و شما و شاگردانتون و ما تلاش میکردیم اونها را به خوب برداشت کنیم و به هرنحو توجیه شون کنیم رو به درستی بپذیریم؟ به طور کلی تا چه اندازه وظیفه داریم رفتار دیگران رو به خوب و البته نه به صورت غیر منطقی توجیه کنیم؟ چون خیلیها عنوان میکنن :که با کارهای الان اقای احمدی نژاد مطمئنا حرفهایی که درموردشون زده میشد درست بوده است. ایا شما پشیمون شدید از این که قبلا از اقای احمدی نژاد دفاع میکردید؟ 2.و یک سوال دیگه که خیلی مهم است:چرا انتقاداتی که از اقای احمدی نژاد داشتید، مثل اشتباهشون در برکناری وزرا و ...که در یکی از سوال ها اخیرا مطرح شده بود رو قبلا عنوان نمیکردید، تا ما با دید واقع بینانه تری به ایشان نگاه کنیم و فکر نکنیم که همه کارهاشون درست و قابل توجیهه و فقط مدتیه که انتقاداتتون به کارهای ایشون رو صریح بیان میکنید؟ ایا اشتباه و یا عدم بینش درست نسبت به ایشون از شما بوده یا دلیل خاصی برای عدم بیان انتقاداتتون داشتید؟ امیدوارم به درستی توانسته باشم سوال ها و دغدغه هایمان را بیان کنم خیلی از شما ممنونم خدا انشاالله رحمت و برکتش را نصیب شما بفرماید. ما را هم دعا کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که نسبت ما با آقای احمدی‌نژاد در رابطه با نسبتی بود که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» مطرح می‌کردند. رهبری از دولت آقای احمدی‌نژاد به عنوان دولتی که بر روی ارزش‌های انقلاب تأکید می‌کند پشتیبانی خاص می‌کردند ولی ما هیچ نسبتی با آقای احمدی‌نژاد که خود را مشائی می‌داند و مشائی را خود، نه داشته‌ایم و نه خواهیم داشت. هر دولتی ممکن است در اجرا ضعف‌ها و اشتباهاتی داشته باشد و وظیفه‌ی ما است که آن اشتباهات را چماق نکنیم و بر سر آن بکوبیم همان‌طور که روش رهبری عزیز همیشه این بوده که دولت‌ها را تقویت کنند تا اشتباهات و ضعف‌ها را جبران کنند. ولی بحث آقای احمدی‌نژاد و آقای مشائی هیچ ربطی به دولت ندارد و ما آزاد از آن تعهدی که نسبت به دولت داریم به آن ‌دو می‌نگریم و معلوم است که بعضی از حرکات آقای احمدی‌نژاد را که بیشتر در این اواخر ظهور کرد نمی‌پذیریم . ولی نبایدگفتمان آقای احمدی‌نژاد که مورد تأیید رهبری عزیز هم بود زیر سؤال برود و تبدیل به ضد ارزش شود. موفق باشید
4686
متن پرسش
در باره ی جواب سوالتون به پرسش 4673 : آقای احمدی نژاد جایگاه شورای نگهبان را زیر سوال نبردند بلکه ایشان از این حکم انتقاد کردند مطمئنا نظر رهبری و امام خمینی از تعریف از شورای نگهبان به معنی این نیست که نمی توان از تصمیمات این شورا انتقاد کرد همانطور خود رهبری میگویند که می شود از شخص رهبری انتقاد کرد پس میتوان از نظر اشخاص شورای نگهبان نیز انتقاد کرد و این به معنای زیر سوال بردن جایگاه شورای نگهبان نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید آری می‌توانیم به نظرات رهبری قبل از حکم انتقاد کرد ولی نباید وقتی حکمی را دادند باز انتقاد کنیم و نهاد رهبری را زیر سؤال ببریم در آن صورت نا خواسته از انقلاب اسلامی فاصله می گیریم، در مورد نهاد شورای نگهبان هم همین‌طور است که اگر معتقد به ساختار نظام اسلامی هستیم و شورای نگهبان را به عنوان یکی از نهادهای اصلی نظام اسلامی قبول داریم دیگر معنا نمی‌دهد وقتی شورای نگهبان در کلیت خود نظری را داد ما نظر خود را برتر از نظر آن بدانیم و مخالفت خود را علنی کنیم و بخواهیم از طریق نظر رهبری و در محظورقراردادن ایشان نظر خود را بر نظر شورای نگهبان حاکم کنیم. عرض بنده در آن جواب آن بود که تا حال زیر سؤال‌بردن شورای نگهبان مربوط به جریان‌هایی بود که نظامات سیاسی غربی را بر نظام اسلامی ترجیح می‌دادند و به عنوان اپوزیسیون در دل نظام فعالیت می‌کردند تا اهداف خود را حاکم کنند و ما چون جایگاه آن‌ها را می‌شناختیم می‌فهمیدیم چرا شورای نگهبان را قبول ندارند ولی آن‌چه تحمل آن را برای ما سخت می‌کند کاری است که آقای احمدی‌نژاد کردند و نظر خود را نسبت به صلاحیت آقای مشائی آن‌قدر کامل می‌دانستند که نظر شورای نگهبان را با آن ساز و کار خاصی که دارد و آن سعه‌ای که به طور طبیعی در آن جریان دارد، ترجیح دادند و متاسفانه آن نظر را علنی کردند ای کاش خودشان نظرشان را با رهبری در میان می گذاردند ولی طوری موضوع را علنی نمی کردند که شائبه مخالفت با نهاد شورای نگهبان پیش آید . موفق باشید
4673
متن پرسش
ضمن سلام و احترام. عاجزانه تمنا دارم سوال بنده را در سایت پاسخ بفرمایید و بی پاسخ نگذارید. اولا با عرض پوزش آیا جناب عالی این احتمال را می دهید که ممکن است در فتنه ی 92 غربال شوید ؟ دوم آیا مطالبی که در اینترنت به عنوان نقد مطالب سیاسی شما نوشته می شود را مطالعه می فرمایید ؟ مثلا همان مطلبی که درباره غیر قابل تفکیک بودن مدیریت سیاسی و مدیریت فرهنگی جامعه نوشته شد و کدهایی از تاریخ اهل البیت آورده شده بود یا سایر مطالب . سوم توصیه ی شما به ماها که حرف های سیاسی شما توی کتمان نمی رود چیست ؟ چهارم به نظر شما ریشه ی این که ما این بار بر خلاف همه ی موارد گذشته نتوانستیم مواضع سیاسی شما را پیشبینی و حتی تحلیل کنیم چیست ؟ به اذعان همه ی دوستان غیر قابل تحلیل شده اید. پنجم شما کدام دسته از کسانی که مباحث شما را کار می کنند راهشان را درست تر می دانید ، آن دسته که مواضع سیاسی شما را بی چون و چرا پذیرفته اند - به دلیل حکمت غیر قابل انکار شما - یا آن دسته که با اطلاعات دقیق و مبانی فکری ارائه شده توسط شما به نتیجه ای خلاف نتایج گرفته شده توسط شما رسیده اند و نمی توانند شما را تحلیل کنند ؟ پنجم به چه دلیل شما نیازی ندیده اید که حرف های دسته ی دوم در سوال قبلی را پاسخ بفرمایید برایشان ؟ آیا لطافت روحی شما و اعتقاد شما مبنی بر جدلی بودن این حرف ها ، پاسخ به این حرف ها را بر نمی تابد یا به نظرتان پاسخ آن ها را لابه لای حرف هایتان داده اید یا سکوت را بهتر می دانید یا چه ؟ ششم و آخرین سوال این که به نظر آیا درست است که بگوییم این وضعیتی که برای ما و دوستان پیش آمده یکی از مقاطع حساس تاریخ است که باید محصولش احساس عجز تاریخی باشد که با مبانی تفکری مشترک با شما به نتیجه ای غیر از شما می رسیم ؟ و به خود تلنگری بزنیم که اگر نتوانیم نورانیت امام معصوم را در درون بشناسیم ، در آینده ی تاریخ هیچ کسی نیست که بتوانیم از او کمک بگیریم و قطعا غربال خواهیم شد ؟ استاد حقیر هیچ ترسی از انتخابات سال 92 ندارم اما همه ی نگرانی ام از 8 سال یا 16 سال آینده است که در فتنه ی های بعدی چگونه عمل خواهم کرد و با چشمانی هراسان به آینده می نگرم. نگرانی بنده این است که چرا با مبانی ای که از شما اخذ کرده ام در نگاه سیاسی مقابل شما قرار گرفته ام ؟ باز امسال شرایط برای بنده مبهم نیست ولی فتنه های بعدی را چه کنم ؟ بالاخره حق چیست و باطل چیست ؟ چرا با مبانی یکسان نتایج مختلف گرفته ایم ؟ ما نور وجود شما را نداریم یا شما اطلاعات ما را ؟ قضیه چیست ؟ گناه از کیست ؟ چگونه بتوانیم از شما عبور کنیم ؟ چگونه دستمان را از دستان استادی که تا این جای راه ما را آورده است جدا کنیم ؟ مجددا خواهش و تمنای عاجزانه دارم که سوالات فوق را پاسخ بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانم که جنابعالی با تمام وجود در زیارت جامعه‌ی کبیره در محضر امامان معصوم«علیهم‌السلام» اظهار می‌دارید: «بِاَبی اَنتُم و اُمّی و نَفسی و اَهلی و مالی» و از این طریق اعلام می‌کنید تمام نسبت‌ شما با پدر و مادر و جان خود و اهل و مال‌تان همه در ذیل نسبت شما با امامان معصوم«علیهم‌السلام» معنا می‌یابد و اصیل‌ترین معنای خود را در ذیل وجود مقدس امام معصوم که اسلام فعلیت یافته است جستجو می‌کنید و در این راستا در این زمان به حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و انقلاب اسلامی و ولیّ فقیه زمان رجوع داشته‌اید. پس معلوم است که بنده و جنابعالی در این زمان هیچ معنایی برای خود نمی‌شناسیم مگر در راستای نسبتی که با این انقلاب الهی داریم و از پیر فرزانه‌ی خود یعنی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آموختیم که فرمودند: «چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است» و فرمودند: «من بارها اعلام کرده‌ام که با هیچ‌کس در هر مرتبه‌ای که باشد عقد اخوت نبسته‌ام» و تمام همّت حضرت امام آن بود که خدشه‌ای بر اهداف مقدس این انقلاب الهی وارد نشود و از این جهت بود که می‌توان گفت حضرت امام هیچ نسبتی را اصیل نمی‌دانستند جز وفاداری به انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب و وفاداری به نهادهایی که جزء لاینفک و لازمه‌ی ادامه‌ی انقلاب‌اند. نمی‌دانم چرا می‌گویید نتوانسته‌اید مواضع سیاسی بنده را پیش‌بینی کنید؟ مگر بنا نبود تمام نسبت‌های خود را با انقلاب اسلامی معنا کنیم؟ و مگر فصل‌الخطاب‌قراردادن نظر و مواضع رهبری عزیز جزء لاینفک انقلاب اسلامی نیست؟ حال با توجه به این امر باید در هر قدمی که برمی‌داریم نسبت آن قدم را با اهداف انقلاب و رهنمودهای رهبری عزیز ارزیابی نماییم. حال اگر در اشارات رهبری نسبت به آینده‌ی انقلاب و نظام‌سازی که باید شکل بگیرد نیاز به شرایطی داریم که کشور باید در درون با آرامش تمام و بدون حاشیه اداره شود و حضور آقای مشائی به عنوان رئیس جمهور چنین شرایطی را به‌بار نمی‌آورد و لذا حتماً باید از این حضور حمایت نکرد، این را شما از جانب بنده یک نظر غیر قابل پیش‌بینی می‌دانستید؟ مگر ما و شما با آقای احمدی‌نژاد عقد اخوت بسته‌ایم که هرکاری ایشان کردند، بپذیریم؟ مگر همیشه همه‌ی گِله‌ی ما با اصول‌گرایان سیاسی آن نبود که چرا وقتی رهبری، دولت را تأیید می‌کنند، آن‌ها رهنمودهای رهبری را نادیده می‌گرفتند و از این طریق اصرار می‌کردیم ملاک ما در تأیید دولت سخنان رهبری است؟ حال چه شده است که گویا انتظار دارید بنده آقای احمدی‌نژاد را به خودی خودشان قبول کنم و ایشان را فصل‌الخطاب قرار دهم و چون ایشان فرموده‌اند: «احمدی‌نژاد یعنی مشائی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد» ما هم آقای مشائی را دربست بپذیرم؟ مگر قرار این بود؟ ما تا حال و از این به بعد دولت آقای احمدی‌نژاد را در راستای تأییدات رهبری عزیز می‌پذیریم زیرا می‌دانیم بصیرت و احاطه‌ی رهبری به موضوعات از ما بیشتر است و در همین رابطه معلوم است که نمی‌توانیم جایگاهی برای آقای مشائی قائل باشیم مگر آن‌که تصمیم گرفته باشیم در کنار معنایی که برای خود نسبت به انقلاب اسلامی کرده‌ایم معنای جدیدی وارد کنیم و آن تعهد به همه‌ی حرکات و نظرات آقای احمدی‌نژاد است و فکر نمی‌کنم جنابعالی چنین معنایی برای خود کرده باشید که در بست حرکات و گفتار آقای احمدی‌نژاد را فصل‌الخطاب قرار دهید. آیا قبول ندارید آقای احمدی‌نژاد مرد کارهای بزرگ و اشتباهات بزرگ است و اگر در روز یک‌شنبه‌ی سیاه در ابتدای صحبت‌ها حرف‌های بزرگی زد ، در انتها نیز اشتباه بزرگی انجام داد. بنده معتقدم آقای احمدی‌نژاد در کنار کارهای بزرگی که داشتند، طرح آقای مشائی به این شکل و این روش یکی از آن اشتباهای بزرگ ایشان است که همه‌ی 8 سال کار ایشان را به‌هم زد، همان‌طور که درآن یکشنبه‌ در آخر صحبت‌ها با طرح آن ویدئو همه‌ی حرف‌های ارزشمند ابتدای کار را از بین بردند. در آینده خواهید فهمید آقای احمدی‌نژاد در رابطه با طرح آقای مشائی به این شکل چه اشتباه بزرگی انجام دادند، گویا ایشان در موقعی که پای آقای مشائی در میان است آنچنان احساساتشان بر حکمت‌شان حاکم می‌شود که متوجه نیستند چه می‌کنند و از این جهت برای دوستانی که در این موضوع دقت کافی ندارند نگرانم و می‌ترسم یک نحوه جدایی بین‌ آن‌ها و اصل انقلاب اسلامی ظهور کند. تقاضای بنده از جنابعالی و دوستانتان آن است که هیچ تعهدی جز تعهد نسبت به انقلاب و حضرت امام و رهبری بر دوش خود نگذارید و همه‌ی نسبت خود را در عصر حاضر با انقلاب و اهداف جهانی آن معنا کنید و با این دید به بعضی از حرکات و گفتار آقای احمدی‌نژاد بنگرید تا بین آن وجوه از حرکات ایشان که در ذیل نظرات رهبری موجب احیاء گفتمان انقلاب اسلامی شده و آن وجوه از حرکات ایشان که هیچ معنای منطقی ندارد، بتوانید تفکیک کنید. و اگر از این موضوع غفلت کنید باید دلواپس آینده‌ی خود باشید که از یک‌جایی زاویه‌ی شما با نظام اسلامی تحت علاقه‌مندی به آقای مشائی شروع می‌شود. زیرا همان رهبری که در مقاطع مختلف از دولت آقای احمدی‌نژاد پشتیبانی کردند از شورای نگهبان پشتیبانی نمودند، حال آقای احمدی‌نژاد در راستای طرح آقای مشائی و ریاست جمهوری ایشان و عدم تأیید آقای مشائی توسط شورای نگهبان ، با شورای نگهبان مسئله پیدا کرده‌اند و نظر شورای نگهبان را نپذیرفته‌اند و می‌خواهند از طریق حکو ولایی رهبری مسئله را حل کنند، در حالی‌که اگر نسبت ما با آقای احمدی‌نژاد در رابطه با تأیید رهبری از دولت ایشان باشد، ما در رابطه با اعتراض ایشان به شورای نگهبان هیچ نسبتی با ایشان نداریم و از این کار ایشان سخت گله‌مند هستیم. ولی اگر آقای احمدی‌نژاد را به خودی خودشان بپذیرید مجبورید به دنبال ایشان شما هم نسبت به شورای نگهبان معترض شوید. در حالی‌که تا حال همیشه جریان‌هایی با شورای نگهبان مقابله می‌کردند که از جنس انقلاب نبودند و هم‌صدا با رادیو و تلویزیون‌های بیگانه، شورای نگهبان را مانع اهداف خود که عموماً متمایل‌کردن انقلاب به غرب بود، می‌دانستند، و این شروع زاویه‌ای است که آقای احمدی‌نژاد در ذیل ارادت و شیفتگی به آقای مشائی نسبت به یکی از اصیل‌ترین نهادهای انقلاب – یعنی شورای نگهبان - پیدا کردند، شورای نگهبانی که در کلیت خود عین نظام اسلامی است. همچنان که روحانیت در کلیت خود عین اسلام است و حضرت امام فرمودند: «اسلام منهای روحانیت یعنی اسلام منهای اسلام». با این‌که می‌توان به بعضی از روحانیون اشکال داشت ولی اگر نفی کلی روحانیت کردیم خواسته یا ناخواسته نفی اسلام نموده‌ایم. در مورد شورای نگهبان نیز اگر به بهانه‌ی نقد سخنان بعضی از اعضاء آن، نفی کلی کردیم و تصمیم نهایی آن جمع را نپذرفتیم عملاً زاویه‌ی خود با نظام را شروع کرده‌ایم و دیگر انتظار نداشته باشید برکات معنوی که نصیب نیروهای ولایی در این انقلاب شده نصیب شما شود. چه شده است که وقتی آقای احمدی‌نژاد نظر به ریاست جمهوری آقای مشائی دارند، نظر خود را از نظر مجموعه‌ای از علمائ و حقوق‌دانان برتر می‌دانند؟ آیا این آقای احمدی‌نژاد، همان آقای احمدی‌نژاد هستند که جدای از آقای مشائی رئیس جمهوری توانا و ارزشمندی بودند که رهبری عزیز تمام قد از ایشان دفاع کردند؟ و حالا به شورای نگهبانی اعتراض دارند که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان یک نهاد لاینفک از انقلاب اسلامی در موردش آن‌همه تأکید داشتند و عجیب آن است که این اعتراض توسط یک مقام رسمی کشور که در جایگاه ریاست جمهوری می‌باشند به شکل علنی صورت می‌گیرد!
4675
متن پرسش
باسمه تعالی: جناب استاد؛ با توجه به عدم احراز صلاحیت آقایان هاشمی و مشائی ما چه وظیفه‌ای داریم در حالی‌که گمان می‌کنیم اگر آقای مشائی به صحنه‌ی انتخابات وارد می‌شدند ممکن بود با شور و امید بیشتری نسبت به آینده‌ی انقلاب کارها جلو رود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: علیکم السلام: عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی این ودیعه‌ی الهی به وسعت همه‌ی تاریخی که گذشته‌ی ما را به آینده‌ی نورانی ما متصل می‌کند امروز به صحنه آمده است و با بصیرت مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» هر روز بیش از پیش جای خود را می‌گشاید و جلو می‌رود و در این راستا و با نظر به چنین وسعتی که برای انقلاب قائلیم جایگاه شورای نگهبان را جایگاهی بسیار ارزشمند و اساسی می‌دانیم که جایگاهی است به وسعت انقلاب و لذا زیباترین نحوه‌ی وفاداری ما به انقلاب و رهبری عزیز احترام به نظر مبارک شورای نگهبان است که ملاحظه می‌کنید از علماء و زعمایی تشکیل شده که هرکدام بصیرت تاریخی خود را نسبت به انقلاب و تعهد خود را نسبت به اسلام نشان داده‌اند. بنابراین چه زیباست که دوستان و رفقا با یک بازخوانی همه‌جانبه نظر شورای نکهبان را به عنوان نظری مبارک که دشمنان را برای حادثه‌آفرینی‌های چندماهه‌ی اخیر مأیوس کرد، بپذیریم و شاکر باشیم که همواره خداوند نظر لطفش را ازاین ملت دریغ نداشته. باز تاکید می کنم عزیزان مواظب باشند برای آباد کردن دهی کوچک نباید شهر بزرگی را خراب کرد.موفق باشید
4677
متن پرسش
سلام ما بالاخره نفهمیدیم حاج آقا طرفدار مشائی هستند یا نه؟ پاشون میلرزه از حرفاش یا نه؟، اومدن آقای مشائی و رئیس جمهور شدنشون رو آباد کردن ده میدونن و میگن به خاطرش نباید یه شهرو خراب کرد یا اصلا آباد کردن نمی دونن؟ یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرض کردم آوردن آقای مشائی توسط آقای احمدی‌نژاد، به‌کلی گفتمانی را که آقای احمدی‌نژاد طرح کردند به حاشیه برد و آن‌چه را نیروهای ارزشی برای آن از آقای احمدی‌نژاد دفاع می‌کردند برای سال‌ها به فراموشی سپرده خواهد شد. موفق باشید
4639
متن پرسش
با سلام. حزب و تحزب در منظومه اسلامی چه جایگاهی دارد، مقبوله یا منفور؟ آیا این مشکلاتی که در نظام سیاسی ما هست به خاطر همین خلا تحزب نیست؟ مثلا توی همین انتخابات باید در عرض یک ماه انهم یک نفر را شناسایی کرده و به اون رای بدیم در حالی که اگر احزاب بودند تیمشون و طرز فکرشون و عملکردشون مشخص بود د نتیجه خیلی دقیقتر می تونستیم یک مجموعه مفید را با عملکرد روشن روی کار بیاریم. ضمنا از روشنگری های حضرتعالی بسیار بسیار سپاسگذارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تا حال ما مشکلی نداشته‌ایم زیرا در ذیل رهبری ولیّ فقیه می‌توان کار را جلو برد ولی با وجود احزاب و این‌که احزاب عموماً گرفتار خودبینی و کسب قدرت می‌شوند و سایر احزاب را رقیب خود احساس می‌نمایند، با مشکلات دیگری روبه‌رو می‌شویم. نظام ما که یک نظام مردمی است و تحمل آن را ندارد که یک حزب خاص به‌عنوان پیروز انتخابات بیاید و همه‌ی امور کشور را در اختیار گیرد. موفق باشید
4584
متن پرسش
با سلام با توجه به ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری شما کدام شخص را به عنوان فرد اصلح انتخاب می کنید همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند در رابطه با شخص اصلح مردم می توانند از افراد متدین و خبره سوال کنند نظر شما کدام نامزد است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز بنده بین جناب آقای دکتر جلیلی و جناب آقای دکتر لنکرانی به جمع‌بندی نهایی نرسیده‌ام. موفق باشید
4566
متن پرسش
سلام خدا قوت می خواستم در مورد شعار انتخابات آزاد و شبهاتی که در این مورد مطرح میشه ازتون بپرسم با توجه به این که کلیه سایت های اونطرفی فیلتر هستند ونمیشه وارد شد به این مطالب برای کرسی آزاد اندیشی که قرار در دانشگاه ما برگزار بشه نیاز مندیم لطفا کمک کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک تهمت به نظام اسلامی است که انتخابات در آن آزاد نیست در حالی‌که هیچ دلیلی برای اثبات نظر خود نداشته‌اند. موفق باشید
4539
متن پرسش
با سلام حجت الاسلام فاطمی پور در پاسخ به بحث شما پیرامون عدم حمایت از کاندیداتوری مشایی مطلب زیر را منتشر کرده اند. میخواستم نطر حضرتعالی را پیرامون بحث ایشان جویا شویم. با تشکر: 1- سخنان عمیق آقای طاهرزاده از جنس حرفهای سیاسی روزمره نبود که سایتهایی مانند رویش نیوز و رجا نیوزز با خوشحالی انعکاس داد و متاسفانه در کنار دیگر حرفهای سطحی سیاسی قرار گرفت. آقای طاهرزاده در این پرسش و پاسخ مطالب عمیقی را مطرح کردند که مخاطبانش اهل فرهنگ و اهل تفکر بودند و ای کاش این مطالب در همان سایتشان باقی می ماند و اهلش می خواندند. ۲- استاد طاهرزاده در این پاسخ به نکته دقیقی اشاره داشته اند، اینکه اگر تاریخ یک چیزی نرسیده باشد و ما آن را مطالبه کنیم، نتیجه نخواهیم گرفت. ایشان مثال سکوت امیرالمؤمنین را زدند و من مثل دیگری را به مطالب ایشان اضافه می کنم. آقای دکتر رضا داوری اردکانی در همایش بزرگداشت حاجاقا نور الله اصفهانی فرمودند اگر حاج اقا نور الله بیست سال دیگر صبر کرده بودند، انقلابشان سرکوب نمی شد. از این مثالهای تاریخی فراوان است و برخی روایات نیز صریحا به این موضوع اشاره دارند. اینکه هر وقتی نمی توان هرکاری را انجام داد و تاریخ و زمانه باید ظرفیت فعالیتهای ما را داشته باشند. حتی اینکه ظهور امام زمان به تاخیر افتاده است، گواه روشنی بر این موضع می باشد که در هر زمان و هر شرایطی نمی شود حکومت جهانی مبتنی بر عدالت، برپا شود. ۳- آقای احمدی نژاد نیز به این موضوع توجه دارند و از همین رو در مورد انقلابهای منطقه گفتند که این انقلابها به تحریک آمریکایی ها، زودتر از موعدش شروع شده اند و لذا امکان اینکه آمریکاییها بتوانند این انقلابها را مدیریت کنند بسیار است. پس آقای احمدی نژاد از معدود شخصیتهایی است که زمانه و شرایط تاریخی را زیر نظر دارد و بر اساس آن نظر می دهد. ۴- دکتر احمدی نژاد، در دور اول ریاست جمهوریشان از حمایت مذهبیها (نه اصولگراهای حزبی) برخوردار بودند و مرتبا مورد تشویق قرار می گرفتند. در سفر به سازمان ملل در سال اول، از طرف بیت رهبری، آقای حداد عادل و خیلی از بزرگان بدرقه شدند و صدا و سیما پوشش خوبی از سخنان ایشان در سازمان ملل داشتند. یعنی زمینه های خیلی خوب و آماده ای وجود داشت و عملا دشمنی های جریانات حزبی چندان تاثیری نکرد. چرا؟ چون تاریخ انقضای خیلی از آنها فرا رسیده بود و زمانه آمادگی حذف جریانات اصلاحات و برخی جریانات حزبی را داشت. هر چند در جریان انتخابات ۸۸ معلوم شد فضای کشور به آن خوبی هم که ما فکر می کردیم نبود و ۴۰ در صد جامعه به احمدی نژاد (خوب و مثبت و نماد عدالتخواهی) رای ندادند. ۵- در دور دوم ریاست جمهوری به علت بروز فتنه ی ۸۸ و سرکوب شدید سایتها و رسانه های احزاب چپ، شخصیتهای فعال این رسانه ها جذب رسانه های اصولگراها شدند و با ادبیاتی جدید شروع به فعالیت کردند. خیلی سریع رسانه های اصولگراها بزرگ و پر مخاطب شدند و توانستند با تغییر رویکر از حمایت احمدی نژاد به تخریب دکتر احمدی نژاد، همان فعالیتهای گذشته را در قالب رسانه های اصولگراها ادامه دهند. یعنی جریان اصولگرای ضد احمدی نژاد به شدت تقویت شد و توانستند با ادبیات مذهبی، بر روی برخی اقشاری مذهبی اثر بگذارند. در این میان جریاناتی از مذهبی ها و ولایتی های غیر حزبی شکل گرفت که به علت عدم تحلیل صحیح، تحت تاثیر این رسانه ها قرار گرفتند و حتی آتش بیار معرکه شدند. ۶- اتفاق بدتری که افتاد این بود که نهادهای امنیتی کشور، تحت تاثیر فضای رسانه ای قرار گرفتند و متاسفانه فضای کشور، علیه رییس جمهور امنیتی شد و شرایط سختی برای دوستان احمدی نژاد و اطرافیان ایشان رقم خورد. در شرایطی که از یک طرف فضا امنیتی بود، از طرف دیگر رسانه ها آنچنان فضای افکار عمومی را غبارآلود کرده بودند که خیلی سخت می شد حتی ذره ای فکر کرد. سخنان علمای بزرگ شرایط را هزار بار بدتر کرد. کارشکنی های مجلس، دروغهای وزرای اخراجی، سخنرانی های سرشار از دروغ و تهمت، جریان سه هزار میلیاردتومان و… ۷- احمدی نژاد در سال نود تصمیم گرفت هوادارنش را صدا بزند و برای آنها مسائل پشت پرده را تبیین کند که جلسه اول نیز برگزار شد ولی در ابتدای جلسه دوم آقای احمدی نژاد آمد و گفت رهبر معظم انقلاب دستور سکوت داده اند و من سکوت خواهم کرد. ایشان واقعا سکوت کردند و پای حرف رهبری از دل و جان ایستادند. ۸- در انتهای سال نود پیشنهادها این بود که آقای احمدی نژاد وارد گود انتخابات مجلس شود ولی بعد از بررسی های لازم به این نتیجه رسیدند که الان وقتش نرسیده و صریحا اعلام کردند که کسی به نام دولت، اعلام کاندیداتوری نکند. چرا؟ چون وقتش نرسیده بود. وقت وقت پایداری ها و اصولگراها بود. حتی وقت آقای هاشمی و اصلاحاتی ها هم نبود. پس احمدی نژاد وقت شناس است. ۹- بعد از سفر رییس جمهور از مصر، آقای مشایی پرده ی سکوت را کنار زد و شروع به سخنرانی و مصاحبه نمود. دو سال سکوت بلا تشبیه (مثل امام علی که ۲۵ سال سکوت کرد) ایشان هم حقیقتا سکوت کردند. وقتی از ایشان سوال می شد که چرا دو سال پیش سخنرانی نمی کردی در جواب گفتند که: دو سال پیش آنقدر فضا غبارآلود بود که حرف حق گم می شد ولی الان شرایط عوض شده است… پس آقای مشایی نیز این را قبول دارند که هر چیزی وقتی دارد. البته تفاوتش با نگاه استاد طاهرزاده این است که آقای طاهرزاده هنوز هم فضا را سنگین و غبارآلود می دانند ولی آقای مشایی نه. ۱۰- به نظر من دور پایداری ها به پایان رسیده و چه زود به پایان راه رسیده اند. وقت این آقایان همان پارسال بود و به زودی عدم اقبال عمومی به این جبهه را شاهد خواهیم بود. اصولگراهای حزبی هم به پایان راهشان رسیده اند، آیا شما فکر می کنید برخی از نمایندگان مجلس پیش مردم وجهه ای دارند؟ ( هر چند تا یک سال پیش نمی توانستیم چنین قضاوتی بکنیم). ۱۱- آقای هاشمی رفسنجانی هم در این چهارسال سکوت کرد و وقت را وقت خودش نمی دانست و اگر برای ریاست جمهوری بیاید یعنی تشخیص داده است که فضای سنگینی که علیهش بود، آرام شده و می تواند دوباره به میدان بیاید. هر چند به نظر من دور دور آقا هاشمی و اصلاحاتی ها هم نیست. ۱۲- الان رسانه ها آرام نشده اند و حتی صدا و سیما هم به آنها پیوسته ولی قدرت دو سال پیش را ندارند و سایتهای طرفدار دولت مراجعاتشان خیلی بیشتر شده و حتی فضای عمومی جامعه و مخصوصا مذهی ها دیگر مثل قبل نیست. آن نفرتی که نسبت به شخص مشایی بود هم دیگر نیست. این یعنی زمانه تغییر کرده. شرایط تاریخی عوض شده. ۱۳- آقای احمدی نژاد در مازندران گفتند که رییس جمهور آینده با چهل میلیون رای، انتخاب خواهد شد و حماسه سیاسی رقم خواهد خورد. آقای مشایی هم در سالن مجموعه سعد آباد فرمودند رای خاتمی هم امروز در سبد ماست. این یک پیش بینی نیست. این ارزیابی شرایط است. این یعنی اینکه زمانه و تاریخ به نفع ماست. ۱۴- جناب استاد طاهرزاده، شما می دانید که اگر آقا مشایی یک ساعت صحبت کند به راحتی پاسخ تمام شبهات را خواهد داد و عملا تمام تلاش رسانه ای مخالفان بر باد خواهد رفت. این یعنی بازگشت حزب اللهی ها، این یعنی پیوند دوباره دوستان اصولگرا(غیر مغرض) با دکتر احمدی نژاد. سخنرانی های آقای مشایی دومینوی فروریختن ابهامات علیه دکتر و مهندس است. این را من در این یک ماه اخیر عملا تجربه کرده ایم. من شاهد تغییر مواضع خیلی ها بوده ام. کسانی که با گوش کردن فقط یک سخنرانی از مشایی تغییر موضع داده اند. ۱۵- البته ایرادهای زیادی وجود داشته و دارد که واقعا قابل دفاع نیست از جمله اینکه گفتمان دولت تبیین نشده است و یکی از دلایل اصلیش این بوده که اهل فکر از دولت مطالبه نکرده اند که به حمدلله در شرایطی که پیش آمده و روشی که آقای مشایی برگزیده، این مشکل تا حدودی رفع خواهد شد. خیلی ایرادهای دیگری هم وجود دارد که نمی توان انتظار داشت در هشت سال یا کمی بیشتر رفع شده باشد و زمان زیادتری را می طلبد. ۱۶- مسئله یکشنبه در مجلس، از طرف آقای احمدی نژاد قابل دفاع نیست ولی اگر دقت کنیم می بینیم که آقای مشایی هر چند محور تهمتها و تخریب ها بوده ولی هرگز عصبی نشده و سندی علیه کسی رو نکرده و حتی اسم شخصی را هم نیاورده است. ۱۷- اینکه گفته اید دوران مشایی دوران جنگ بین اصولگراها و دولت خواهد بود را قبول ندارم. به نظر من اگر دور آقایان اصولگرا به اتمام رسیده باشد، و مردم رای بالایی به آقای مشایی بدهند، و آقای مشایی با برخود خوبشان اصولگراهای غیر مغرض را ببخشند، جبهه اصولگراهای حزبی آنقدر ضعیف خواهد شد که دیگر نمی توانند حریف دولت باشند و دوران شکوفایی بعد از سالها سکوت و صبوری فراخواهد رسید. حتی دشمنان خارجی هم توان ادامه این همه فشار را نخواهند داشت و شرایط بین المللی هم به نفع ایران عوض خواهد شد.
متن پاسخ
4518
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: ما خیلی چیزها از استاد طاهر زاده یاد گرفتیم.خیلی چیزها.جهت زندگیمان عوض شد با استاد.در همه ی بخشها که جدای از هم هم نیستند استاد نگاهی ویژه به ما آموخت. و در سیاست...از استاد توسعه به روش غربی بودن تفکر هاشمی و خاتمی را یاد گرفتیم.و استاد تفکر انقلابی سوم تیر را به ما شناساند.تا در این روزها گمراه نشویم. ولی همه ی اینها باعث نمیشود که انتقاد به استاد_که بسیار هم سخت است_نکنیم.دیدیم که استاد صراحتا اعلام کرده اند که از مشایی دفاع نمیکنند.این دو دلیل میتواند داشته باشد.یکی انحراف فکری مشایی است.که این فکر نمیکنم دلیل استاد باشد.چون احتمالا شما معتقدید که مشایی همان احمدی نژاد است.و دلیل دیگر عدم فضا برای عبور از اصولگراییست. استاد از شما میپرسم حق چیست؟ مشایی یا حق است و یا نیست. اگر مشایی حق است که باید از او دفاع کنیم. و اگر مشایی حق نیست پس رقبای او حق‌اند در حالی‌که همگی تکنوکرات هستند و نظام را باز به حجاب میبرند. چطور در برابر به حجاب‌رفتن انقلاب سکوت کرده‌اید؟آیا وقت آن هنوز نرسیده؟پس کی میرسد آن وقت معلوم؟پس وقت دفاع از حق چه زمانی است؟اگر امثال شما و شاگردانتان نروید و تبیین حق کنید و فضای غبار آلود را روشن نکنید و حق را روشن ننمایید و عمار باشید پس چه جایی برای حق میماند؟و گیریم که حق و انقلاب قرار است به حجاب برود.آیا سکوت ما جایز است؟آیا دفاع نکردن از مشایی تایید امثال آقای هاشمی نیست؟آیا میخواهید کشور و انقلاب باز هم به سوی ضدارزش‌ها برود؟ مگر کم ضربه دیدیم در حالی‌که در سال‌های سازندگی و اصلاحات تمام دین ما زیر سوال رفت؟ و قطعاً میدانید که اگر این رویکرد یک سال در زمان حاضر ادامه پیدا کند برابر تمام آن سالهاست. چون سرعت تکنیکی رو به پیشرفت است.آیا حاضر به روی کار آمدن حتی یک روز تکنوکراتها بر این مملکت میشوید؟ استاد نکند این تفکر شماست که عمدتا بعد از روشن شدن حق میخواد تازه حق را تبیین کند؟ مثل سال 88 که بعد از فتنه بود که استاد در جلسات تفسیر سوره ی محمد به تبیین اصلاحات باطل پرداخت؟آیا هنوز وقت عبور از اصولگراها نرسیده؟ یعنی معتقدید اینها از شاه و دولتش هم بزرگترند؟ استاد عزیز. قطعا مشایی خواهد آمد. من نمیدانم چه میشود. ولی معجزه‌ای در راه است. همانطور که شما نمیدانستید شاه چگونه خواهد رفت من هم نمیدانم هاشمی چگونه خواهد رفت. ولی میدانم قطعا خواهد رفت. و این حرفم از روی احساس نیست. بلکه قلبا و عقلا با امید بی‌نهایت این را می‌گویم. و این را نمیدانم که چرا شما نمی‌گویید؟ از طرفی امید خودم و بعضی دوستان را می‌بینم و از طرفی ناامیدی استاد اصغر طاهر زاده را. راستش را بخواهید این ناامیدی از تفکرتان می‌بارد. وقتی پرسش‌ها و پاسخ‌هایتان را در مورد مشایی و دولت خواندم یک حالت رخوت و ناامیدی به من دست داد برای لحظه‌ای کوتاه. و در این لحظه چه بر من گذشت! نمی‌دانم چرا تفکرِ "وقتش نرسیده"ی شما سراسر ناامیدی است؟؟؟ در حالی‌که وقتی صحبت‌های رهبر را می‌خوانیم چنان شعف و شور می‌گیریم که می‌خواهیم پرواز کنیم. و این دو تفاوت در اکثر حرف‌های دو رویکرد هست. استاد عزیز. آمدن مشایی را صرفاً در حد مبارزه با اصولگراها نبینید. مشایی(شخص را نمی‌گویم گفتمان را می‌گویم) اگر بیاید_ که می آید_ دنیا را به هم خواهد ریخت. اصولگرایی حزبی که عددی نیست...کوچکترین شاگرد شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شاکرم که بنده عقل دوستان را مخاطب قرار داده‌ام که در راستای آن به جای آن‌که شما مرید بنده شوید با عقل خود موضع‌گیری بنده را نقد می‌کنید. این از برکات آزاداندیشی است که امیدوارم بر آن پایدار باشید. تمام تلاش بنده در نوشته‌ها و گفته‌هایم آن است که عقل عزیزان را مخاطب قرار دهم تا رابطه‌ها همیشه بر محور عقل باشد و نه احساسات و مریدپروری. بنده دلایل خود را در نوشته‌ی «چرایی عدم حمایت از آقای مشایی» عرض کردم و اصراری ندارم که عزیزان آن را بپذیرند فقط احساس کردم در این مقطع تاریخی وظیفه‌ای دارم تا زوایایی را که به نظرم رسیده مطرح کنم تا خود عزیزان فکر کنند و مطابق فکر خود تصمیم بگیرند. به همین جهت خدا شاهد است کوچک‌ترین کدورتی نسبت به عزیزانی که سخن بنده را نپذیرند ندارم، چون می‌دانم آن عزیزان نیز در ذیل شخصیت حضرت امام«رضوان‌الله تعالی‌علیه» و مقام معظم رهبری امام خامنه‌ای«حفظه‌الله » فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. چه اشکال دارد که با مبانی مختلف نسبت به مصداق‌ها با سلیقه‌های متفاوت عمل کنیم؟ و باز در احترامی که باید به آن انتخاب نسبت به هم داشته باشیم کوتاهی ننماییم. مگر ما یک حزب سیاسی هستیم که همدیگر را به عنوان رقیب بنگریم و در نفی یکدیگر بکوشیم؟ این‌که می‌فرمایید با صحبت‌های رهبری عزیز در اوج امید و شعف و شور قرار می‌گیرید، حقیقتاً بنده هم همین‌طور هستم. چون آن مرد بزرگ بنا به وعده‌ی الهی به آینده می‌نگرد و مسلّم وعده‌ی الهی محقق می‌شود. آنچه بنده عرض می‌کنم آن است که برای محقق‌شدن برنامه‌های رهبر عزیز باید شرایط را مناسب کرد تا ایشان با آرامشی که نیاز دارند به نظام‌سازی موفق شوند، چرا شما این نگاه را حمل بر ترس یا ناامیدی بنده کرده اید؟ موفق باشید
4490
متن پرسش
السلام و التحیة و الرحمة و البرکات.پیرو سوالی که قبلا از شما پرسیدم و شما پاسخ آن را به صورت شخصی ارسال فرمودید ، عرایضی هست. خواهش می کنم تا پایان سوالم را بخوانید هرچند کلام طولانی است اما خیلی خیلی مهم است.استاد ، خواهش می کنم به داد ما برسید که بریده ایم از این دنیا .خواب به چشمانم نمی آید و اگر هم از شدت خستگی به خواب بروم ، خواب مهندس مشایی را می بینم و بس. همین دیشب خواب میدیدم که همه ی اعضای بدنم که حکم ملک وجودم را دارند ، صورت باطنی شان گویا شده بود و همه شان راجع به مهندس مشایی اظهاراتی داشتند و حتی وقتی بیدار هم شده بودم حس می کردم کف پایم ، دستم و در کل بدنم راجع به مهندس مشایی می خواهند صحبت کنند و زنده و گویا هستند. استاد ، اصلا خوردنم نمی آید و فقط وقتی از گرسنگی حالم بد می شود غذا می خورم. این ها مهم نیست فقط خواستم بدانید که چقدر تحت فشار هستم. از یک طرف فضای جامعه به شدت بی تقوا و سخیف شده است و ظلم و اهانت و خیانت و پیغمبر کشی را در تخریب دولت و مهندس مشایی به نهایتش رسانده است ، از طرف دیگر مشکل اصلی "بی فکری" است و این که کسی حاضر به تفکر نیست . خیلی از اطرافیانمان بدون این که حتی یک سخنرانی از مهندس مشایی را گوش بدهند شروع به نقد او کرده اند. مظلومیت مهندس مشایی به اوج رسیده است اما او ( به گفته ی خودشون در سخنرانی روز سه شنبه که من هم اونجا بودم) خود را مظلوم نمی داند بلکه از مظلومیت امام و از گناه دیگران در محضر او خجالت می کشد. در نگاه اول عبور از وضعیت فعلی (عبور از اصول گرای سیاسی) محال به نظر می رسد، برای عبور از اصول گرای حزبی که حجاب نوری انقلاب‌اند،باید افراد جامعه وارد ساحت تفکر بشوند اما من حداقل در جلساتی که با حامیان دولت بود شرکت کردم و از نزدیک آن ها را دیدم ، خیلی از آن‌ها اصلا فکر نمی کنند و فقط مهندس مشایی یا دکتر احمدی نژاد را دوست دارند و نیروهای عمیقی نیستند. اغلب طرفداران احمدی نژاد و مشایی که از توده های مردم هستند و البته به احتمال نزدیک به یقین بار دیگر مهندس مشایی رو به ریاست جمهوری خواهند رساند ، حرف احمدی نژاد را نفهمیدند. در این جا دو مسئله مطرح است ،مسئله اول صلاحیت شخص مهندس مشایی برای ریاست جمهوری جهت ادامه ی گفتمان دولت و مسئله ی دوم ، به مصلحت بودن حضور او در انتخابات.درباره صلاحیت شخص مهندس مشایی شما در پاسخ شخصی که به من دادید، اشاره کردید که از "دو پهلو سخن گفتن" مهندس مشایی به عنوان یک "گفتمان" نباید ساده گذشت. و بنده روی حرف شما خیلی فکر کردم و البته به جهت خصوصی بودن پاسختون وجدانم اجازه نداد که با انتشار پاسخ شخصی شما از دیگران هم مشورت بگیرم فقط پاسختون رو به یک نفر ارسال کردم تا بلکه از این وضعیت سر درگمی نجات پیدا کنم . بار دیگر با نظر به حرفی که شما فرمودید بعضی سخنرانی های مهندس مشایی را مجددا چندین بار گوش دادم اما به عقل ناقصم چیزی نرسید. نهایتاً بنده متوجه مطلبی که شما فرمودید نشدم و جز بر درماندگی و سردرگمی بنده ، چیز دیگری بر من اضافه نشد. روز سه شنبه در جلسه ای که مشایی اومد برای پرسش و پاسخ و سخنرانی ، ایشون گفتند سخنرانی "دوران اسلام گرایی" برای خیلی خیلی سال قبل است و مجددا توضیح دادن . از قبل هم دوستان می گفتند که آن سخنرانی مربوط به دورانی است که ایشون توی نمی دونم شهرداری یا شورای شهر بودن. رفقایی که سخنرانی های سال های قبل از ورود به دولت ایشون رو داشتن می گن ادبیات ایشون خیلی عرفانی بوده و از وقتی که وارد دولت شده تازه بهتر هم شده است ، اما حقیر می خوام این رو بگم که اگر مهندس مشایی دوپهلو صحبت می کنند دو حالت دارد : یا خودشان متوجه هستند یا متوجه نیستند. بنده تا جایی که ایشون رو حتی از نزدیک دیدم و همین طور حرف های خیلی عمیقشون در جلسه روز سه شنبه گذشته و همین طور سخنرانی هاشون ، اصلا نمی رساند که ایشون از قصد بخواهند دوپهلو صحبت کنند لذا ناخواسته شاید جمله ای گفتند که به نظر حضرت عالی دوپهلو بوده است و نیاز به وصله پینه پیدا کرده. خب وقتی ناخواسته این چنین است پس اشکال از "گفتمان" نیست بلکه اگر اشکالی وارد باشد یقینا به "ادبیات" ایشون وارد است .خواهش دارم نگاه خود را به آقای مشایی تحلیل بفرمایید.اما به هیچ وجه نمی توانم از حرف های شما ساده بگذرم ، چندین سال قبل که ما در دانشگاه بودیم و هنوز اصول گرای سیاسی ظهور نداشت و همه پشت آقای احمدی نژاد را در ظاهر گرفته بودند شما در یک تماسی که باهاتون گرفتیم به ما هشدار دادید که جریانی در کشور دارد شکل می گیرد که خود را ولایت مدار و انقلابی می داند اما راهش از احمدی نژاد جداست. آن موقع تصور آن حرف برای من سخت می آمد ولی امروز به عینه با جریانی که شما فرمودید مواجه شده ایم در جامعه. لذا حقیر نمی توانم از مواضع سیاسی و از حرف های شما به سادگی بگذرم که در صورت زاویه داشتن با شما در مسائل سیاسی ، خودم را فریب خورده می دانم . از طرفی هرچقدر صحبت های مهندس را گوش می دهم بیشتر مجذوب او می شوم و انحرافی در ایشون نمی بینم. لذا خواهش می کنم اگر اطلاعات خاصی دارید یا مسئله ای هست به من بگویید.فرموده اید : " دوستان نزدیک آقای احمدی‌نژاد که با ایشان در یک جبهه و در یک سنگر مبارزه کرده‌اند حرف‌هایی دارند که انسان را در دفاع از آقای مشائی می‌لرزاند." دقیقا منظورتون از دوستان چه کسانی هستند و گفته های آن ها چیست که شما به آن ها استناد فرمودید ؟ منظور از " نزدیک " ، قرابت فکری است یا قرابت فیزیکی ؟ من اخبار رو دقیق رصد می کنم و نمی فهمم شما ناظر به چی صحبت می کنید ؟بله وقتی شما می فرمایید حمایت از آقای مشایی یکی از اشتباهات آقای احمدی نژاد است و البته خیلی سربسته به من جواب دادید ، بنده حرف شما را این طور تفسیر می کنم که : احمدی نژاد اشتباه کرد که از آقای مشایی حمایت کرد اما او را به این کار وادار کردند. درست مثل اتفاقی که در قضیه ی مجلس افتاد که احمدی نژاد را در پازل تعریف شده ی خودشون قرار دادن تا اون فیلم رو افشا کنه ، این جا هم افرادی مثل جناب آقای صفارهرندی و آقای شریعتمداری برای این که منویات رهبری محقق نشود و به دولت هم ضربه ای وارد شود سریعا نامه ی آقا به احمدی نژاد را افشا کردند چرا که " نقشه چون افشا شود عملی نخواهد بود " وگرنه احمدی نژاد قصد داشت مشایی را به گونه ای که آبروی او نرود کم کم کنار بگذارد ، و بعد عده ای از قول احمدی نژاد گفتند که دکتر گفته اگر مشایی را کنار بگذارم دیگران مطمئن می شوند که با فشار به رهبری می توانند حرکت دولت را متوقف کنند و البته اگر مشایی هم کنار گذاشته میشد باز هم مشکلات کم نمی شد و به گونه ی دیگری دولت را تخریب می کردند یعنی مشکل آن ها با مشایی نیست حتی با احمدی نژآد هم نیست. مشکل آن ها با خود آقا است. به قول احمدی نژاد "فرزند آن آقا ( هاشمی) آمد و گفت فلانی تو چرا خودت رو وسط می اندازی ، ما با تو کارنداریم با اون بالایی کار داریم . دکتر : من هم گفتم من یک تار موی اون بالایی رو به شما و امثال شما نمی دم".تا این جای پاسخ شما ناظر به صلاحیت شخص آقای مشایی است که خواهش می کنم برای بنده توضیح بدهید که شما چه می بینید که من نمی بینم ؟ شما با پاسخی که به صورت شخصی از طریق سایت به ایمیل بنده ارسال فرموده اید : " بنده دوستانه به شما عرض می‌کنم اگر در آینده به مشکلات سیاسی گرفتار شدید و یأس و دل‌سردی احاطه‌تان کرد باید خود را ملامت کنید. "، این سخن همچون تیری بود که به قلب بنده اصابت کرد و بنده را از حرکت بازداشت و از آن به بعد در عالَمی معلق به سر می برم که اصلا قابل وصف نیست. به نظر حقیر می آید که شما لب کلامتان حتی در جزوه ی عبرت های پدیده احمدی نژاد ، این است که زمانه ، زمانه ی عبور از اصول گرایان حزبی نیست و البته "روح زمانه" یک حقیقت است که از "مسیر حق و باطل " جدا نیست و حتی خودش تعیین کننده ی مسیر حق است . حقیر هم این مسئله را مهم می دانم و بخشی از نگرانی ام ناظر به همین مسئله است. اما پاسخی که غالب "احمدی نژادی‌های امیدوار به نتیجه ی انتخابات" دارند این است که می گویند اگر اراده ی ملت در شخصی تحت عنوان رئیس جمهور تجلی کند و حماسه ای مردمی با وجود همه ی هجمه های اصول گرایان علیه دولت و جریان موهوم انحرافی شکل بگیرد ، دهان اصول گرایان بسته می شود . به گفته ی آقای مشایی دو زمان ، خیلی خیلی مهم و تعیین کننده است یکی زمان "انتخابات" و دیگری زمان "تنفیذ" . و البته تنفیذ هم یک کار تشریفاتی نیست بلکه یک حقیقت است که رهبری به عنوان نائب انسان کامل در عصر حاضر، شخصی را به عنوان رئیس جمهور اذن ریاست جمهوری می دهند. یعنی مردم به رئیس جمهور رأی نمی دهند بلکه مردم به رهبری رأی می دهند و رهبری ریاست جمهوری را به رئیس جمهور تنفیذ می‌کنند، در کل نظر آقای مشایی و در کل پاسخ این دغدغه این است که تنها با حضور حماسی مردم در حمایت از دولت مظلوم ، دولت می تواند راه خود را ادامه دهد. و البته توضیحی دارم که چگونه و با چه تاکتیکی اصول گرایان بعد از انتخابات 92 با تمام قدرتشان سقوط خواهند کرد که جهت اختصار کلام از آن فاکتور می گیرم. اما سوالی که برای بنده مطرح است این که اولا اگر مردم بدون فهم کردن احمدی نژاد حماسه ای در حمایت از ایشون شکل دهند آیا باز هم انقلاب می تواند این حجاب نوری خود را( اصول گرایان حزبی) کنار بگذارد ؟؟ و ثانیا سوالی برعکس قبلی ، این که آیا این اشتباه بنده و شما ( با عرض پوزش) نیست که فکر می کنیم باید تحولات بعد از انتخابات قابل پیشبینی باشد ؟؟ مگر شما نفرمودید که تا قبل از این که شاه برود اصلا نمی توانستید تصور رفتن شاه را هم بکنید ولی دیدید که شد و باز هم فتنه ی 88 را مگر شما پیشبینی می کردید ؟ و مگر تا قبل از فتنه ، می دانستید که با انتخابات 88 ، اصلاح طلبان از انقلاب حذف خواهند شد ؟؟خواهش می کنم جواب این شبهات ذهنی بنده را بدهید. استاد ، سوال آخرم این است که اگر به این نتیجه برسیم که جناب مهندس مشایی ، به صلاح نیست که در انتخابات وارد شوند حالا یا به جهت این که فرض شود توان ادامه ی گفتمان دولت را ندارند و یا به جهت این که زمان عبور از اصول گرای حزبی فرا نرسیده و باید یک دوره ای دولت وارد صحنه نشود تا افق احمدی نژاد تبیین شود و جامعه به فهم تازه ای برسد که امکان عبور از حجب نورانی انقلاب باشد ، اما با این حال اطلاعات بسیار موثق در دست دارم که مهندس مشایی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری است . نسبت ما با او از نظر شما باید چگونه باشد ؟ درحالی که می دانیم نه جبهه ی پایداری ادامه ی راه احمدی نژاد است چون گزینه های آن ها به هیچ وجه فکر احمدی نژاد را ندارند، و نه در این شرایط کسی جز مشایی می تواند راه دولت را ادامه دهد ؟ در این شرایط وخیم اگر کسی بیاید که ادامه ی دکتر نیست خب طبیعی است که اصول گرایان سیاسی با او کاری ندارن اما اگر کسی بیاید که ادامه ی گفتمان احمدی نژاد باشد قطعا همان گونه که با احمدی نژاد برخورد کردند با او نیز برخورد خواهند نمود و او را لجن مال خواهند کرد لذا باید روحیه ای مقاوم داشته باشد که در این صورت فقط مهندس مشایی می ماند و بس. در آخر این که به نظر شما ویژگی هایی که رهبری فرمودند برای یک رئیس جمهور از جمله داشتن روحیه ی مقاوم ، آیا به نظر شما چراغ سبز نشان دادن به مشایی برای حضور در انتخابات نیست ؟خیلی عذر می خوام که مطلبم طولانی شد اما تمنا دارم با صبر و حوصله پاسخ بفرمایید. با تشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در ابتدا عرض کنم آن جواب شخصی که عرض کردم و این جوابی که خدمتتان ارسال می‌کنم آن طور نیست که اگر اهل آن را پیدا کردید از ارائه‌ به او خودداری کنید. 2- یک بحث آن است که آیا خوب است آقای مشائی در گردونه‌ی انتخابات به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری وارد شوند یا نه؟ و یک بحث آن است که بنده و امثال بنده و آن‌هایی که بنا دارند نقش فرهنگی در انقلاب داشته باشند و مبین معارف علامه‌ی طباطبایی و حضرت امام و مقام معظم رهبری باشند، باید از آقای مشائی حمایت کنند یا نه؟ بنده در مورد ورود آقای مشائی به گردونه انتخابات نفیاً و اثباتاً نظری ندارم و نمی‌دانم بهره‌های این حضور بیشتر است و یا ضررهایش. اما در مورد دوم نظرم آن است که رفقا با آن هویت فرهنگی که باید مبیّن معارف الهی باشند، نباید وارد حمایت از آقای مشائی شوند. و نباید تصور کرد که شرایط مثل شرایط دو دوره انتخابات قبل است و فکر کنیم در این دوره هم با حمایت از آقای مشائی نتایج تاریخی مثل نتایجی که در دفاع از آقای احمدی نژاد حاصل شد نصیب انقلاب می‌شود، زیرا در هر دو دوره گذشته چهره‌ها‌ی مقابل آقای احمدی‌نژاد از نظر فکری و فرهنگی معلوم بودند و به تعبیر مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» شرایط طوری شده بود که انقلاب از مسیر ارزش‌هایش تا حدّی خارج شده بود و روح برگشت به غرب در آن مستتر بود. 3- فضایی که آقای مشایی می‌خواهند به عنوان رئیس جمهور در آن فضا به میدان بیایند، فضایی است که خارج از جوّسازی‌های دشمنان گفتمان آقای احمدی‌نژاد، ضعف‌های آقای احمدی‌نژاد و ابهامات سخنان آقای مشائی آن را سنگین کرده است – در عینی که معتقدم جایگاه گفتمانی آقای احمدی‌نژاد در جای خودش هست و بحمدالله در فضای فرهنگی انقلاب ریشه دوانده و ضرورت دارد حفظ شود– ضعف‌های شخصی و اجرایی آقای احمدی‌نژاد اعم از آن یک‌شنبه‌ی سیاه و یا ضعف‌های اجرایی که مثلاً در وسط جلسه‌ها وعده‌هایی می‌دهند که دولت ظرفیت اجرای آن را ندارد؛ فضا را سنگین کرده است. و از همه مهم‌تر آن ضعفی است که از آقای احمدی‌نژاد ظهور کرد و از رهبری ظهور نکرد، و آن عدم تعامل با اصول‌گرایان حقیقی است، ضعفی که امروز حاصل آن را تقابل بسیاری از حوزویان و طلاب و پاسداران و نیروهای متعلق به انقلاب و ارزش‌های انقلاب با دولت آقای احمدی‌نژاد می‌یابید. متوجه باشید عرض بنده آن نیست که از آن طرف ضعف نیست، بلکه حرف آن است که سعه‌ی صدری که برای ادامه‌ی این گفتمان لازم بود بیشتر از آن اندازه ای بود که آقای احمدی‌نژاد از خود نشان دادند. خوبی‌ها و امتیازات ایشان به جای خود، این ضعف‌ها به این گفتمان و به رهبر عزیز ضربه زد تا آن‌جایی که آقای احمدی‌نژاد متوجه نیستند اگر همه‌ی مردم به آقای مشائی رأی بدهند، باز آن روحی که فضای فرهنگی کشور را مدیریت می‌کند متمایل به آن دولت نخواهد بود و حتی اگر آن روح با دولت آقای مشائی مقابل جدّی هم نکند، همکاری نخواهد کرد و همین می‌شود که شما در متوقف‌کردن دولت دهم با آن روبه‌رو شدید که همه دست به دست هم دادند تا جلوی کارهای دولت را بگیرند. آیا ناتوانایی‌های که در دولت دهم ظهور کرد، ریشه در گفتمان رئیس دولت داشت یا در همین اشتباهات محاسباتی که منجر شد تعامل لازم با اصول‌گرایان حقیقی انجام نگیرد؟ آن نوع تعاملی که رهبر عزیز داشتند و گفتمان آقای احمدی‌نژاد نیاز به آن تعامل داشت ، در همین راستا ضعف‌هایی در آقای مشائی می‌یابیم که از همین جنس است و آن ایجاد وحدتی بین آقای احمدی‌نژاد و آقای مشائی از یک طرف و تقابل با افرادی مثل آقای محصولی و آقای لنکرانی و آقای فتاح از طرف دیگر. این روحیه- یعنی روحیه‌ی آقای مشائی و آقای احمدی‌نژاد- اگر مسائل تاریخی ما را خوب هم بفهمد، خوب عمل نمی‌کند، نمی‌شود با این گمان که چون آقایان فوق‌الذکر اهداف دولت را درست نمی‌فهمند و یا چون به شخصیت قدسی آقای مشائی – به زعم آقای احمدی‌نژاد – توجه کامل ندارند باید حذف شوند. این نه در سیره‌ی ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» دیده می‌شود و نه در سیره‌ی حضرت امام و رهبری عزیز. حتماً خودتان شواهد زیادی در این مورد در سیره‌ی بزرگان سراغ دارید. به عنوان نمونه یادآوری می‌کنم که امام فرمودند من از اول با روی کارآمدن دولت موقت مخالف بودم ولی چون آقایانِ شورای انقلاب نظر داشتند پذیرفتم. با این احتمال که حضرت امام با نور اشراقی که به قلبشان رسیده، متوجه تحقق انقلاب بودند و ظاهراً هیچ نگرانی از پیروزی انقلاب نداشتند ، باز با عقل اطرافیان خود راه می‌آیند. آیا بر فرض توجهات معنوی که برای آقای مشائی محقق می‌شود می‌توان هرکس با آن توجهات هماهنگی ندارد حذف شود؟ 4- در این دو زاویه‌ای که در رابطه با شخصیت آقای احمدی‌نژاد و آقای مشائی عرض کردم خودتان باید خوب فکر کنید و مصداق بیشتری از بعضی از حرکات این آقایان بیابید. این‌جا بود که چندین بار عرض کرده‌ام «نباید برای آبادکردن یک ده کوچک، شهر بزرگی را خراب کرد» شهر بزرگ تحقق این گفتمان است به وسعت روح آن‌هایی که فضای فرهنگی کشور را در دست دارند، کاری که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» کردند و خیلی‌ها را وارد انقلاب نمودند و رهبری«حفظه‌الله» انجام دادند و خیلی‌ها را وارد ادامه‌ی انقلاب کردند با همه‌ی ضعف‌‌هایی که آن افراد داشتند یا دارند. 5- به نظر بنده رفقایی که بنا دارند در تبیین موضوعات فرهنگی فعالیت کنند، نباید وارد حمایت از آقای مشائی بشوند زیرا حفظ هشت‌سالی که پشت سر گذاردیم با آقای مشائی نه‌تنها ممکن نیست بلکه آن هشت‌سال گم می‌شود، حتی با فرض آن‌که آقای مشائی رئیس جمهور شود چون فضای کشور تبدیل می‌شود به فضای تقابلِ رقبایی که شکست ‌خورده‌اند ولی اکثراً بار فرهنگی و ارزشی را به همراه دارند و بین کسانی که پیروز شده‌اند، این تقابل ما را از اهداف بلند انقلاب و آن نوع نظام‌سازی که رهبری عزیز به دنبال آن هستند، عقب می‌اندازد. 6- حفظ یک گفتمان همیشه معطوف به فرهنگ است و نه معطوف به قدرت و تنها با تأسی به سیره‌ی ائمه«علیهم‌السلام» ممکن است گفتمان معطوف به فرهنگ حفظ شود، به همان صورتی که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به علی«علیه‌السلام» وصیت کردند اگر حق تو را دادند که حاکمیت را می‌پذیری و اگر ندادند صبر کن، صبرکردن با حفظ هویت فرهنگی و تأکید بر آن به خودی خود یک کار بزرگ فرهنگی است. آنچه بنده به رفقایی که خود را در ذیل فرهنگ علامه و امام تعریف کرده‌اند توصیه می‌کنم آن است که مواظب باشید یک حزب سیاسی و جریانی که معطوف به قدرت است نشوید و مطمئن باشید گفتمان آقای احمدی‌نژاد از آن جهت که جنس انقلاب است مثل خود انقلاب حفظ می‌شود هرچند معلوم نیست آقای احمدی‌نژاد خودشان بتوانند آن طور که شایسته‌ی این گفتمان است عمل کنند. ما باید تلاش کنیم حتی آقای احمدی‌نژاد را حفظ کنیم تا این گفتمان زیر سؤال نرود و بنده از آن جهت از ایشان دفاع می‌کنم که این گفتمان زیر سؤال نرود. ولی سخت شما را از یک حزب‌شدن در مقابل احزابی دیگراحزاب بر حذر می‌دارم، با حاکمیت ولایت فقیه ما آن کمبودی که در سایر نظام‌های سیاسی با حزب برطرف می‌کنند، بر طرف کرده‌ایم و در همین راستا رهبر عزیز انقلاب امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» در جمع دانشجویان در کرمانشاه فرمودند: «ما با تحزّب مطلقاً مخالفتی نداریم و معتقدیم تحزّب با وحدت جامعه منافاتی ندارد؛ به شرط آن‌که با نگاه درست ایجاد شود. اگر حزبی برای کانال کشی وکادرسازی و هدایت فکری جامعه در زمینه‌های سیاسی، دینی، عقیدتی و دیگر عرصه‌ها به‌وجود آید و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، کاری خوب و مورد تأیید است که البته اینگونه احزاب، اگر در رقابت‌های سیاسی هم وارد شوند، به طور طبیعی برنده می‌شوند(22/7/90) ولی از خود بپرسید آیا با حمایت از آقای مشائی ما در فضای هدایت فکری جامعه قرار می‌گیریم و یا گرفتار رقابت‌های معمول سیاسی می‌شویم؟ 7- به نظر بنده هنوز شرایط ظهور کامل گفتمان آقای احمدی‌نژاد فراهم نشده چون فضا، فضای درگیری‌ها و تهمت‌ها و انفعال‌ها است. آیا در دل این گفتمان که باید تبیین شود، شما با معرفی کاندیدایی خاص می‌توانید جامعه را متوجه آن نقطه‌ی آرمانی بکنید که می‌خواهید؟ یا با تشکیل یک جبهه‌ی سیاسی به همان تله‌ای می‌افتید که نیروهای متدین اصول‌گرا با روحیه‌ی حزبی در آن تله افتادند و نه‌تنها دیگر اصول‌گرایی از طریق این افراد جلو نرفت بلکه خودِ آن‌ها حجاب اصول‌گرایی شده‌اند. از خود نمی‌پرسید چرا اصول‌گرایی، امروزه ناخودآگاه به یک نگاه حزبی گرفتار شده، در حالی‌که روح اصول‌گرایی بسیار وسیع‌تر از آن است که گرفتار محدودیت‌های حزبی شود؟ 8- شرایط بسیار حساس و دقیق است و همه‌ی این عرایض بنده با توجه به ولایت فقیه و حاکمیت مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» معنا می‌دهد، به این صورت که قدرت لازم برای تبیین معارف الهی و اجرای آن با ولایت فقیه در کشور فراهم است و نیاز به یک قدرت حزبی نداریم، بلکه نیاز داریم شرایط را هرچه بهتر فراهم کنیم تا آرمان‌های انقلاب اسلامی به فعلیت برسد. از این جهت این اشکال را به‌جا نمی‌دانم که باید برای حفظ گفتمانی که آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند و رهبری عزیز از آن دفاع نمودند، قدرتی شد در مقابل قدرتی که می‌خواهد این گفتمان را نفی کند، بلکه معتقدم با حمایت از قدرت حاکمیت ولایت فقیه که امروز در مقام معظم رهبری متجلی است، می‌توانیم آن گفتمان را حفظ کرد و خود رهبری در فرصت‌های مناسب راه‌کارهای حفظ آن گفتمان را می‌نمایانند، همان‌طور که در اول فروردین فرمودند: «آنچه ما برای رئیس جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعف‌هایی که وجود دارد». مگر نه این‌که با اشاره‌ی رهبری ما متوجه‌ی آقای احمدی‌نژاد شدیم که در زمان شهرداربودن آقای احمدی‌نژاد فرمودند رائحه‌ی خوش خدمت از شهرداری به مشام می‌رسد؟ چرا ما در تعریف نسبت خود با انقلاب همین معنا را ادامه ندهیم که در ذیل رهنمود های رهبری عزیز، وفادار به گفتمان اقای احمدی‌نژاد باشیم و مواظب باشیم خودمان به دست خودمان یک حزب سیاسی نشویم تا مثل بقیه‌ی احزاب سیاسی هرکس غیر خود را رقیب خود بدانیم، هرچند رقیب ما سخن حقی بگوید. 9- شما یک وقت نظر به آقای مشائی دارید و به تهمت‌هایی که به ایشان زده شده و ایشان را از بسیاری ازآن تهمت ‌ها مبرا می‌دانید و یک وقت نظر به ایشان دارید برای ادامه‌ی انقلاب و ادامه‌ی گفتمان آقای احمدی‌نژاد و هموارکردن بستری جهت تحقق آرمان‌های رهبری در راستای نظام‌سازی. در رابطه با منظر دوم است که معتقدم صلاح نیست شما از ریاست جمهوری آقای مشائی دفاع کنید چون معتقدم ادامه‌ی انقلاب و ادامه‌ی گفتمان آقای احمدی‌نژاد با ریاست جمهوری ایشان محقق نمی‌شود و سیل اصول‌گرایان که متأسفانه امروز تحت تأثیر اصول‌گرایی حزبی سیاسی هستند به مقابله با آقای مشائی برمی‌خیزند در حالی که کشور ما در شرایطی نیست که گرفتار این نوع تقابل ها شود، بر فرض هم که آقای مشائی با رأی توده‌ی ‌مردم به جهت ارادت به آقای احمدی‌نژاد، پیروز انتخابات شوند، از خود بپرسید در آن صورت جای شما در این تقابل‌ها کجا است؟ در کنار رهبری که می‌خواهند کشور در آرامش باشد و یا در اردوگاه دفاع از آقای مشائی؟ بر مبنای این‌گونه عرایض است که معتقدم ظاهراً نه آقای احمدی‌نژاد و نه بعضی از نیروهای متدین به انقلاب آن طور که شایسته است به وظایف حفظ این هشت‌سال فکر نمی‌کنند. هشت سالی که رهبر معظم انقلاب در مورد آن در۱۶ اردی‌بهشت ۱۳۹1 خطاب به هیئت دولت فرمودند«هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، بخصوص در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است. عامل دیگر، همین حوادث منطقه است؛ موفق باشید
4484
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار متأسفانه برخی از شاگردان و مرتبطین با شما شده اند طرفدار آقای مشایی. اگر حضرتعالی واقعا مشایی را صالح نمی دانید خواهشا موضع گیری بفرمایید تا کسانی که چشمشان به صحبت های شماست آگاه شوند در مدرسه علمیه ی ما تمام کسانی که پامنبری شما هستند الآن طرفدار مشایی هستند و بنده بین آقای مشایی و شخصیت هایی بزرگواری مثل علامه طباطبایی و حضرت امام سنخیتی نمی بینیم که این بچه ها بخواهند از مشایی حمایت کنند از شما خواهشمندم رفقا را توجیه بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف ها در مورد بنده و رفقایی که واقعاً با بنده مرتبط هستند درست نیست، مثل رفقای گروه فرهنگی المیزان و ساحت حضور. هیچ‌کدام از آن‌ها به این نتیجه نرسیده‌اند که از آقای مشایی دفاع کنند. بعضی‌ها انتظار دارند آقایان مثل خودشان به آقای مشائی توهین کنند. روش ما این نیست که به کاندیداها توهین کنیم. داستان آن‌هایی که یک زمانی با بنده ارتباط داشتند و حالا جدا هستند، داستان دیگری است، کارِ آن‌ها را به پای خودشان بنویسید. موفق باشید
4466
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم دلتنگی که باعث دوری از شماست که ناشی از گناهان نفس خبیس می باشد اجازه نداد صبوری کنم به قول حضرت امام در دیوان شعرشان خواستم ادم شوم اما نشد استاد بزرگوار شرایط امروزه را شرایط حساسی میبینم که بنده حقیر عادت کرده ام برای حوادث امروز در تاریخ صدر اسلام نمونه ای بیابم تا بتوان حکم الهی را با مصداق روشن تری تشخیص داده و به وظیفه عمل کنم انشالله. البته با علم به تفاوت جایگاه ویزه معصومین علیهم السلام و بدون مقایسه جایگاه و مقام اهل بیت و ولایت ایشان بنده فکر میکنم زمانه ما به زمانه غدیر شباهت زیادی پیدا کرده است از یک طرف پیامبر برای ابلاغ حق دچار تردید و انگرانی از اینده مسلمین و اختلاف بین مسلمین و خواص و عوام و دوست داران اسلام و جریان انزال ایه مبارکه یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک ....فما بلغت رسالتک... و از طرف دیگر جریان مقابل با ایجاد شایعه و تهدید و مکر و برنامه ریزی برای کشتن پیامبر و ایجاد فضای ترس و دروغ شایعه پراکنی و تطمیع و تهدید عوام و خواص تاثیر گذار در تلاش برای اماده سازی جامعه برای انتخاب صالح مقبول به جای اصلح است. امروز آنقدر شبهات زیاد شده است که حتی دفاع کردن از گفتمان انقلاب اسلامی و مهدویت چون شاید به دفاع از رئیس جمهور قانونی این کشور اسلامی منجر شود انحراف شمرده می شود و عزیزانی که با خلوص کامل فقط جهت ارتقای افکار ناب حضرت امام و گفتمان انقلاب اسلامی از سر دلسوزی تمام جهاد گونه و با از خودگذشتگی تمام شجاعانه در هر حالی وظیفه خود را دفاع از ارمانهای شهدا و امام راحل میدانند و انصافا عمارگونه وارد میدان شده اند هم از طرف دوستان و نزدیکان خود به تند رو و بی مبالات و از طرف دیگران منحرف و ضد ولایت فقیه شده اند استاد عزیز گاها دوستان میگویند باید صبر کرد و سکوت تا بتوان گفتمان را ادامه داد و حتی برای حفظ اصل گفتمان ایجاد سقیفه دیگر را بر مصلحت می دانند استاد بزرگوار به جان حضرت زهرا سلام الله علیها اکنون که این مطالب را یاد داشت میکنم جز ارزوی شهادت چیزی بر دل ندارم که ای کاش بارها فدای بی بی دو عاالم شوم که تحمل تکرار سقیفه ها برایم غیر ممکن است حضرت استاد اگر باید سکوت کرد تا اختلافی پیش نیاید پس والله یعصمک و دلداری خدا به پیامبر را چه کنیم اگر بناست سکوت کرد تا سقیفه به ارامی تکرار شود پس انقلاب فاطمی را چه کنیم استاد بزرگوار والله اگر در دل و جانمان جز اعتلای کلمه توحید در عالم و متصل شدن انقلاب اسلامی به انقلاب مهدوی چیز دیگری مد نظر ما باشد والله برای هیچ احدی در این دنیا جز معصومین علیهم السلام عصمت قایل نیستیم اشهد بالله که ما هم دوست داشتیم فرصت نقد این دولت را داشتیم اما چه کنیم که وقتی همه تیرها را به یک طرف نشانه رفتند خوش نداشتیم گلهای انتقاد ما هم در همراهی تیر و سنگها به این گفتمان به حساب اید فرموده اید باید در جامعه اخلاق اسلامی بیان شود والله که وقتی برای عمل به این وظیفه از روایات و ایات غیبت و تهمت استفاده میکنیم باز هم ما را بی بصیرت تلغی میکنند البته که این تهمتها را به جان میخریم از عسل شیرین تر است برایمان و خوب متوجه می شویم برای خدا و در راه خدا این یک امر طیعیست کاش استاد بزرگوار همیشه معتکف بودیم و در خلوت خود با خدایمان توفیق خدمتگذاری عباد صالح خدارا داشتیم کاش از این دنیای سراسر توحید ذره ای از عشق ناب و جام کوثری می نوشیدیم تا در شرایط سخت گودی قتلگاه هم لا معبود سواک می توانستیم سر دهیم کاش شیطان لعین را از خود دور کرده بودیم تا اکنون به جای خون دل خوردن دیدگانمان از سنتهای الهی که رهبری بزرگوار میبینند پر بود دلمان از امید شاد میشد استاد یک کلام دلم برای همه خوبی های عالم تنگ شده است اما گناه و هوای نفس نمی گذارد استاد به همه خوبان عالم این روزها برای همه ما دعا کنید اگر با جان دادن ا این انقلاب به مقصد می رسد دعا کنید زودتر فدایی شویم روحی فداک استاد بزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» وعده داد که غدیرِ تو را از توطئه‌ی منافقان حفظ می‌کنم و این از یک جهت با فاطمه«سلام‌الله‌علیها» محقق شد که با اعتراض به موقع خود همه‌ی نقشه‌هایی که می‌خواستند به عنوان جانشین رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ادامه‌ی کار دهند خنثی شد و به عنوان خلفایی زورگو بدون آن قداستی که می‌خواستند، ادامه‌ی کار دادند. آیا در این هشت‌سال همین محقق نشد که عده‌ای می‌خواستند در قالب اصول‌گرا نقشه‌ی خود را ادامه دهند ولی به عنوان یک حزب سیاسی معنا شدند؟ باید به روشی فکر کرد که این هشت‌سال برای انقلاب حفظ شود. موفق باشید
نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!