بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: نبوت و امامت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30337
متن پرسش
سلام علیکم محضر استاد اصغر طاهرزاده عزیز: حضرتعالی در کتاب مبانی نظری حب اهل بیت به نقل از المیزان در ذیل آیه مودت فرمودید که حتی نباید حب به پدر و مادر داشته باشیم و محبت و مودت تنها برای خداست. در حالی که در قرآن می فرماید که ما بین زن و شوهر مودت قرار دادیم. تنافی این مطلب برای بنده روشن نشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید منظور از مودّت به اهل‌البیت، مودّتی است که منجر به اطاعت شود که این مخصوص به اهل‌البیت است. ولی مودّت بین زوجین، جهت ادامه‌ی زندگی می‌باشد و خداوند این مودّت را عطا می‌کند. ولی محبت و مودّت به اهل‌البیت را باید سعی کنیم با رفع تعلّقات دنیایی در خود ایجاد نماییم. موفق باشید

30328
متن پرسش
سلام خدمت استاد سوالی داشتم: بنده به تازگی از سفر مشهد به اصفهان برگشته ام. می خواستم بدونم که باید چه کار بکنم که این ارتباط امام رضایی که بین من و امام رضا برایم به وجود آمده به مرور زمان خاکستری نشود و همیشه گوهر وجود امام رضا برایم پررنگ باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم «علیه‌السلام» مظهر کامل دیانت هستند. هر اندازه با تعمیق و تعمق در معارف الهی به دیانت پرداخته شود، نسبت انسان با امام معصوم شدیدتر می‌گردد. پیشنهاد می‌شود مباحث مربوط به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

30322
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهر زاده: چگونه می‌توانیم ارتباط مان را با اهل بیت قوی تر کنیم و بتوانیم با اهل بیت اَجین تر بشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

30301
متن پرسش
سلام: مقصود حضرتعالی ازین که ولایت فقیه کلامیست چیست؟ چون بنظر می‌رسد حدود ولایت فقیه رو به تنهایی با عقل نمی توان تعیین کرد و باید به روایات رجوع کرد که درین صورت فقهیست نه کلامی. مثلا عقل به تنهایی چگونه می‌تواند بفهمد در زمان غیبت حدود شرعی، نمازجمعه، تشکیل حکومت به جای تقیه، جهاد ابتدایی و... لازم الاجراست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌الله‌‌تعالی‌علیه» در موضوع ولایت فقیه، موضوع را می‌برند در بستر امامت. به این معنا که همان‌طور که بعد از نبی الله «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» امام معصومی باید ادامه‌ی کار نبیّ را به عهده داشته باشند، در غیبت امام معصوم، کار آن امام را ولیّ فقیه به عنوان کاشف حکم خدا و رسول و امام ادامه می‌دهند، به همان دلیل که کار پیامبر را امام ادامه دادند. عرایضی در این رابطه در قسمت «حکومت دینی» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید

30306
متن پرسش
سلام: می فرمایید: قرآن کشف محمدی است. جای دیگر فرمودید: کتب علمای اهل خلوت ما، اسرار و مکشوفات ایشان است که به کتابت در آمده است. حال پرسش اینجاست که این گونه طرح مسئله چه تفاوتی با نظریه بسط تجربه نبوی دکتر سروش دارد؟ اگر پاسخ دهید که: تفاوت اینجاست که آن کشف، تام است و معصوم و برخاسته از یک نفس مصطفی، و این کشف، ناقص است و غیر معصوم و برخاسته از نفوس مادون مصطفی، نقول: امثال آقای سروش هم این حد وسط را حفظ کرده اند! فیمکن القول بر این که از جهت مبانی، تفاوتی میان اندیشه شما و ایشان دیده نمی شود. به معراج برآیید چو از آل رسولید، رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید! شما متشرعان به شریعت مصطفایید! متمسکان به معراج ولایت اویید! پس تحت ولایت والای او سیر کنید و به معراج برسید. تجربه ی محمد مصطفی را شما هم می توانید بچشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربه‌ی نبوی فرق دارد. موفق باشید.

 http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/  آدرس جزوه

30283
متن پرسش
سلام علیکم: در سوره مایده آیه ۱۰۹ آمده (روزی که خداوند پیامبران را جمع می‌کند و به آنها می‌گوید در برابر دعوت شما چه پاسخی داده شد؟ می‌گویند ما چیزی نمی‌دانیم تو خود از همه اسرار نهان آگاهی) و در آیه ۱۱۷ همین سوره حضرت عیسی (ع) در پاسخ به سوال خداوند متعال عرض می‌کند (من جز آنچه به آن فرمان دادی چیزی به آنها نگفتم. تا زمانی که در میان آنها بودم مراقب و گواهشان بودم ولی هنگامی که مرا از میان آنها برگرفتی تو خود مراقب آنها بودی و تو بر هر چیز گواهی) ظاهر این دو آیه خصوصا آیه اول نشان می‌دهد که انبیا با آن مقام بلند بعد از رحلت از مسایل امتها بی خبرند و این با شاهد اعمال امت بودن در بعضی آیات دیگر سازگاری ندارد آن را چگونه باید حل کرد؟ خصوصا اینکه آنها مظهر اسم محیط و علیم هم هستند و اهل سنت و خصوصا وهابیت با استناد به همین آیات توسل و درخواست از آنها را زیر سوال می‌برند و مدعی هستند که آنها ادراکی نسبت به اینجا ندارند (البته با استناد به همین آیات) نظر جنالعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از آیات مذکور در جایگاه خود، پیام خود را دارا می‌باشند. در آیه‌ی ۱۰۹ سوره‌ی مائده نظر به علم مطلق الهی و علاّم‌الغیوب‌بودنِ حضرت حق دارد که علم انبیاء در مقابل آن علم، علم به حساب نمی‌آید. به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی این آیه نفی علم مطلق و همه‌جانبه‌ی انبیاء را مدّ نظر می‌آورد و در آیه‌ی ۱۱۷ سوره‌ی مذکور حضرت عیسی «علیه‌السلام» در محضر حق عرض می‌کنند من وظیفه‌ی خود را طبق امری که فرمودید انجام دادم و در این رابطه ناظر بر حرکات آن‌ها بودم، ولی چون مرا گرفتی، تو همواره در راستای حضور مطلق خود، ناظر بر آن‌ها بودی از آن جهت که حضرت عیسی «علیه‌السلام» نحوه‌ی حضور مطلق خدا را در این آیه متذکر می‌شوند. و این غیر از آن است که انبیاء در آن حدّ که اذن دارند، شاهد بر اعمال پیروان‌شان نباشند. می‌ماند که آیا اساساً بحث «شاهد اعمال» در چنین رابطه‌ای باید مورد بحث قرار گیرد، یا جای و جایگاه دیگری دارد؟ در این مورد عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. موفق باشید

 

30266
متن پرسش
تشکیل حکومت اسلامی در زمان حضرت رسول با چه انگیزه ای به وجود آمد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دستورات الهی بعضاً طوری است که بدون تشکیل حکومت تحقق نمی‌یابد. در این مورد آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحثی تحت عنوان «حکومت دینی» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

30262
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: با عرض ادب و احترام خدمت شما و گروه فرهیخته المیزان آیه ۵۱ سوره مبارکه انبیاء می فرماید: «و لقد ءاتینا ابراهیم رشده من قبل و کنا به علمین» «ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از شایستگی او آگاه بودیم» استاد، یه چیزایی در رابطه با عین ثابته میدونم، آیا این آیه اشاره به عین ثابته حضرت ابراهیم داره؟ اگه اینطوره پس فقط حضرت ابراهیم میتونسته حضرت ابراهیم بشه. من همیشه به شهید حججی و شهید حججی ها غبطه میخورم و سعی می‌کنم خودم را در سبک زندگی و سلوک و عالم آنها قرار بدهم. ولی یه حسی بهم میگه فقط شهید حججی میتونسته شهید حججی بشه و بس و تو زحمت بکش و در این مسیر از پستی و بلندی ها عبور کن و تضرع کن تا به آن چه که متناسب با خلقت توست برسی. «الا یا ایها الساقی ادر کاسا» چه کنم تا هوای دوست بیشتر مرا جذب خودش کند؟ چه کنم تا رو سفید شوم؟ چه کنم تا یار بپسندد مرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انبیاء، بحث فرق می‌کند. در ابتدای کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی در این رابطه شده است. ولی برای رسیدن به مقام‌هایی همچون مقام شهید حججی‌ها، راه باز است. مگر همین امروز، کم حججی داریم؟!! موفق باشید

30260
متن پرسش
با سلام و تبریک ایام الله دهه فجر خدمت استاد بزرگوار. استاد مطالب ذیل از بیانات حجت الاسلام احمد فرحانی - مدیر موسسه فقهی امیرالمومین (ع) - هستش. ضمن اینکه می‌خواستم نظرتان رو در مورد اصل محتوا بدونم، خواستم بپرسم نظر علامه (ره) و امام (ره) نیز همینطور هست؟ (بیشتر راجع به عصمت و ولایت تکوینی. آیا مراد عصمت در بیانات ایشون_با توجه به قائل به ولایت تکوینی بودن_عصمت اکتسابی است!؟!؟!!) بسیار ممنون. «تولیت ولی فقیه نسبت به مولی علیه متفاوت با تقلید مقلد از مجتهد است. الان در مسیر جهاد کبیر در دوران امامت و امت هستیم نه اجتهاد و تقلید. با توجه به عقلیات و نقلیات حضرت امام (ره) در کتاب بیع و مصباح الهدایه در تبیین ولایت مطلقه فقیه و همچنین رساله الولایه علامه طباطبایی مثل: ۱. دلیل بر ولایت فقیه همان دلیل بر امامت است. ۲. این ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. ۳. ولایت تشریعی بدون ولایت تکوینی محال است. باعث میشه خطای ولی فقیه غیر ممکن بشه. عصمت برای ولی فقیه خیلی کم بینی است! ولی فقیه بیشتر از عصمت را دارد. ولایت تکوینی و تشریعی دارد و حتی اگر ختم شریعت نشده بود امکان تشریع ایشان بود. علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است. ولی در هر حال خود ولیّ فقیه حاضر نیست خود را در عرض معصوم بداند هرچند خداوند برای کمک به بندگانش او را حفظ می‌کند. نمی دانم نظر مستقیم حضرت امام و علامه در این مورد چیست. بد نیست سری به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» بزنید و سؤال شماره‌ی ۳۰۲۵۷ را نیز ملاحظه کنید. موفق باشید

30257
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شما در تفسیر سوره مبارکه زمر فرمودید که در آیه «أَطِيعُواْ اللّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» اولی الامر باید معصوم باشند و در واقع همان امامان معصوم (علیهم اسلام) هستند و حرف آن ها همان حرف خداوند است و رجوع به امامان معصوم رجوع به خداوند هست و فرمودید که فقها هم حکمشان برآمده از قرآن و روایات هست پس ما باید اطاعت کنیم. با توجه به فرمایش شما که گفتید اولی الامر باید معصوم باشند و اگر معصوم باشند می توانند ما را به حقیقت برسانند، پس تکلیف ما که از فقهای غیر معصوم و ممکن الخطا تقلید می کنیم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجوع به فقها، رجوع به کارشناس کشف حکم خداوند است در زمان غیبت امام معصوم. مثل آن‌که به پزشک متخصص قلب رجوع می‌کنیم، در عین آن‌که احتمال خطا در آن پزشک هست ولی نسبت به بقیه در تخصصی که دارد، خطایش کم‌تر است. از این جهت بهترین راه در زمان غیبت امام معصوم، رجوع به کارشناسان کشف حکم خداوند است از آن جهت که قلیل الاشتباه هستند و نه ممنوع الاشتباه. موفق باشید

30214
متن پرسش
با سلام و احترام: برای نحوۀ اعمال معجزه و فعل الهی از سوی خداوند در طبیعت و جهان مادی، چه منبعی رو پیشنهاد می کنید؟ کتاب و جزوه ای از خودتان پیدا نکردم. مطلبی در این مورد دارید؟ باسپاس فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» مباحثی در رابطه‌ی «دریچه‌های اعجاز» دارد. إن‌شاءالله می‌تواند مفید افتد. موفق باشید

30183
متن پرسش
سلام عليكم و رحمة الله، استاد در رابطه با كتاب «مباني معرفتي مهدويت» اوایل كتاب فرموديد كه: مثل امام در جهان، مثل تصرف «تن» در «من» است. شبهه اي داشتم: آيا بهتر نيست كه بگوييم: ۱. مثل امام زمان (عج) مثل دستگاه عصبي بدن باشد كه من انسان وقتي اراده مي‌كند، در عالم ماده دستگاه عصبي است كه بدن را به حركت درمياورد. يا بگوييم: ۲. جايگاه امام، جايگاه حقيقتي باشد كه باعث تعلق روح به بدن شده است. با تشكر فراوان. خداوند خيرتان دهد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دستگاه عصبی، امری است مادی. ولی حضور نفس در بدن، حضور امری است فوق مادی که به حضور حضرت مهدی «علیه‌السلام» در عالم شبیه‌تر است. موفق باشید

30177
متن پرسش
سلام خسته نباشید: سوال من اینکه: چرا ما نمی توانیم به فضایل ائمه برسیم؟ و اگر عصمت آنها باعث میشه ما نتوانیم به فضائل ائمه برسیم، خب اگر همه آدم ها عصمت داشته باشند می توانند به مراتب بالا دست پیدا کنند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

30124
متن پرسش
سلام علیکم: در احادیث و روایات آمده که حضرت آدم مظهر ۲۵ اسم از اسما الهی بوده یا حضرت عیسی ظهور ۴ اسم و به همین ترتیب. با توجه به اینکه انسان کامل دارای جامعیت اسمایی می‌باشد منظور از بیان این اعداد چیست؟ آیا مقام حضرت آدم از انبیا اولوالعزم بالاتر بوده؟ چرا گفته شده ۲۵ اسم مگر سجده فرشتگان به خاطر این نبود که او جامع اسما بود و اینها فقط ظهور یک یا دو اسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید منظور از آدم در آن روایت، مقام خلیفة اللهی باشد که هر پیامبری در مقام رسالت خود، مطابق شرایط‌شان مظهر بعضی از آن اسماء نسبت به امت‌شان هستند در عین آن‌که در مقام خود حامل همه‌ی اسماء می‌باشند. موفق باشید

30123
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرانقدر. کتاب زیبایتان «ادب خیال عقل و قلب را پیرو سوالی که قبلا از حضرتعالی پرسیده بودم مطالعه کردم. بسیار راهگشا و مفید بود. استاد بزرگوار سوالی که اکنون بنده دارم در ارتباط با مطالعه است. باید چطور مطالعه کنیم تا خوب مطالب را علاوه بر تفکر عمیق و بهره های آنی، آن را در سینه نگه داریم؟ مثلا بنده چند کتاب از شهید مطهری خواندم ولی الان احساس می‌کنم که انگار همه را فراموش کردم. درست است که مطالعه به فکر ما جهت می‌دهد هرچند فراموش شود ولی توصیه ی شما درباره ی یادداشت برداری چیست؟ آیا ضروری است که مثلا برای هر کتابی در دفتری یا جایی جداگانه یادداشت برداری کنیم؟ یا اینکه نکات را در همان کتاب حاشیه بزنیم؟ این مسئله خیلی ذهنم را درگیر کرده است و می‌خواهم قبل از شروع سیر مطالعاتی تکلیفم را بدانم. سپاس فراوان و آرزوی توفیقات روز افزون برایتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در تجربه‌ای که برای خود داشتم، سعی می‌کنم با حوصله‌ی زیاد و بدون عجله از کتاب‌ها با ذکر صفحه، یادداشت‌برداری کنم. فکر می‌کنم تجربه‌ی خوبی باشد. خوب است در این مورد سری به کتاب «امامت و رهبری» از شهید مطهری بزنید. موفق باشید

30084
متن پرسش
سلام علیکم: برخی از علما فرق انسانهای کامل را در شدت و ضعف آنها می دانند و عقیده دارند که مثلا حضرت یونس و یا حتی عاصف این برخیا انسانهای کاملی بودند و جامعیت اسمایی داشتند ولی شدیت آنها که با واحد حرف سنجیده می‌شود در حد ائمه اطهار نبوده است مثل اینکه نور نزدیک خورشید جامع ۷ رنگ است و نور سطح زمین هم همینطور و فرق آنها به شدت و ضعف است حال آیا می‌توان نتیجه گرفت که حضرت یونس یا عاصف هم بر اساس اسم حی یا اسم شافی می‌توانستد همان کار حضرت عیسی را انجام دهند اگر پاسخ مثبت است پس جریان قرانی حضرت ابراهیم چه می‌شود که مظهریت اسم حی را طلب کرد و پاسخ مثبت شنید ولی عزیر پیامبر آن قابلیت را نداشت و جواب رد شنید با اینکه او هم انسان کامل است و به گفته بعضی بزرگان چیزی را طلب کرد که در حد و اندازه او نبود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» درجه‌ی انبیاء متفاوت است و به هر کدام، تصرفی که اقتضای نبوت و مأموریت آن‌هاست داده می‌شود. موفق باشید

30092
متن پرسش
سلام علیکم: انسان کامل انطوری که تعریف شده یعنی جامعیت اسما الهی را دارا بودن و در پاسخ یکی از سوالات بنده مطلب روشن نشد که آیا ائمه از همان ابتدا طفولیت در این مرتبه هستند؟ یا صرفا معصومند و بعدها به این مقام می‌رسند؟ حضرت امیر تربیت شده دست پیامبر اکرم است و تربیت به سوی هدفی متعالی معنا می‌دهد که فعلا نیست مگر اینکه قایل شویم که انسان کامل بودن اشاره به مقام متعالی و به تعبیر عرفا مخزن الهی آنهاست گه زمان بردار نیست؟ درک دقیقی از مطلب ندارم. جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان‌طور که عرض شد اولیای معصوم در همان ابتدا در مقام عصمت‌اند و لازمه‌ی چنین مقامی حفاظت از طریق همه‌ی اسمای الهی می‌باشد. منتها حفظ آن عصمت و حاضرشدن در پرتو اسمای الهی به طوری‌که اسمی آن‌ها را از اسمی غافل نکند؛ هنر بزرگ آن‌ها می‌باشد. پیشنهاد می‌شود کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» مطالعه شود. موفق باشید

30082
متن پرسش
سلام علیکم: وقتی صحبت از انسان کامل می‌شود که مصداق اتم آن پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار هستند آیا کامل بودن آنها از همان ابتدا طفولیت است که بعید است اینگونه باشد آنچه بنظر می‌رسد علی (ع) در سن شصت سالگی نسبت به سن چهار سالکی بسیار کاملتر است. البته منظورم مرتبه نفس آنهاست نه مرتبه عالیه آنها که ظاهرا صادر اول نام دارد ولی در هر صورت اتحاد تام مرتبه نازله آنها یعنی نفس با مرتبه عالیه آنها در بستر زمان و با تعلیم و تربیت و عمل صورت می‌گیرد لذا آن بزگان معصوم هستند اما معصوم بودن به معنای کامل بودن و مظهریت تمام اسما و صفات الهی نیست با توجه به این مطلب در هر دوره های از زندگی که باشند می‌توان آنها را انسان کامل دانست؟ و اگر جواب منفی است در چه دوره ای از زندگی خلیفه اتم الهی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی‌ها را که خداوند برای هدایت بشر انتخاب فرموده، از ابتدا در حفاظت و هدایت موهبی خود قرار می‌دهد و هنر آن‌ها آن است که با عبادات و رعایت دستورات شرع، آن عصمت را حفظ می‌کنند و بعضی را مثل ماها، راه جلوی‌مان می‌گذارد تا به کمال برسیم. کمال اولیای الهی حفظ عصمت آن‌ها است که بسیار کاری سخت و طاقت‌فرساست. به قول مشهور:

 

محنت قرب ز بُعد افزون است‏

 

جگر از محنت قربم خون‏ است‏

     

نيست در بعد جز اميد وصال‏

 

هست در قرب همه بيم زوال‏

     

پس در مقام قربِ الهى همواره بيم زوال و جداشدن از آن مرتبه هست و لذا براى دفع هرگونه عامل غفلت به استغفار نياز است. وقتى انسان هنوز در مقام قرب نيست مى‏‌گويد إن‌‏شاءالله مى‌‏رسم اما وقتى در مقام قرب وارد شد همواره نگرانى زوال آن حالت، او را به تلاش و عبادات بيشترى وارد مى‏‌كند و لذا مى‌‏گويد «جگر از محنت قربم خون است» حالا كه حضرت رسول (ص) به قرب و به نبوت رسيدند هر شب نماز شب برايشان واجب است، تمام مستحبات كه امامان معصوم (عليهم السلام) مقيدند انجام دهند به جهت حفظ مقام قرب است.

در این مورد خوب است به مقدمه‌ی کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. موفق باشید

29949
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. استاد در بحث صراط فرمودید که موقف هایی برای مومنین هست، جایگاه توبه در مواقف چیست اگر کسی گناهانی مرتکب شده و بعد توبه نموده آیا باز مواقف را دارد؟ ۲. در بعضی اعمال مثل خواندن دعا یا نمازی خاص داریم که آن عمل همه ی گناهان فرد را پاک می‌کند آیا کسی که اینچنین اعمالی را انجام داده آیا باز مواقف برای ریز و درشت اعمال دارد؟ ۳. فرق امام و نبی چیست؟ جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خیر، عموماً مواقف برای آمادگی است تا مراحل بعدی ظهور کند. ۲. اگر انسان حق آن عمل را بتواند به‌جا آورد موانع سیرش برطرف می‌شود. ۳. پیشنهاد می‌شود در این رابطه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

29887
متن پرسش
سلام: در تفسیر المیزان در آیه ۲۱۳ بقره بیان شده است که روزگاری بر نوع بشر گذشته که در زندگی اتحاد و اتفاقی داشته، به خاطر سادگی و بساطت زندگی امتی واحد بوده اند و هیچ اختلافی در بین آنان نبوده است و دلیل این معنا جمله بعد است که می‌فرماید: «فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین....» حال سوال من این است که چه ربطی بین این دو جمله است یعنی به چه دلیل بعث انبیا و حکم کتاب در موارد اختلاف نتیجه و فرع امت واحده بودن مردم قرار دارد؟ آیا در این زمینه خودتان فرمایشات داشته اید؟ اگر داشته اید حتما معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با آن آیه در زمانی که سوره‌ی مبارکه‌ی بقره بحث شد؛ انجام شد ولی ضبط نشده. نکته‌ی بسیار دقیقی را علامه‌ی طباطبایی و به تبع ایشان، مرحوم شهید مطهری دارند که در ابتدای امر مردم در حدّی ساده و سطحی بودند که تنوعی در فهم و اندیشه‌ی آن‌ها نبود، ولی در سیر به سوی خودآگاهی‌ها، تفاوت‌ها شکل گرفت و این‌جا است که باید آن سیر با هدایت الهی از طریق انبیاء جلو می‌رفت به جای آن‌که به گذشته برگشت شود و لذا انبیاء آمدند تا سیر خودآگاهی به کمال خود نایل شود. موفق باشید 

29858
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: مبحث توحید را به صورت جامع از کجا می‌توان پیگیر بود بخصوص مباحث توحید مربوط به امام (ره)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح دعای سحر حضرت امام نکات خوبی در رابطه با توحید دارد. موفق باشید

29801
متن پرسش
سلام: در سوال 29783 فرمودید آثار حضرت سلیمان تا حدی در اورشلیم هست اما مختصر جستجویی که کردم گویا باستانشناسان چیز خاصی درین مورد نیافتند. مثلا در ویکیپدیا در مدخل هیکل سلیمان آمده است که معاویه ابراهیم که یکی از باستان شناسان فلسطینی می باشد در مورد معبد سلیمان بیان کرده است که بر اساس حفاری های انجام شده چیزی در مورد معبد پیدا نشده است. همچنین آقای هیرتسوغ که از باستان شناسان اسراییل هست که استاد دانشگاه تل آویو می باشند در مقاله در روزنامه هارتس در 28/11/1999 بیان کرده است که همه حفاری ها در سرزمین اسراییل ناامید کننده است و هیچ چیزی بر اساس آنچه که در تورات آمده پیدا نشده است. در تورات در مورد پادشاهی و حکومت سلیمان و داوود بسیار توصیف شده است که حکومت بزرگ و وسیعی بوده است اما با توجه به حفاری های انجام شده در بهترین حالت یک حکومت قبیله ای کوچک بوده است. آقای اسرائیل فنکلشتاین که مسئول بخش باستان شناسی در دانشگاه تل آویو می باشد بیان کرده است که براساس حفاری ها انجام شده آثار باقی مانده بسیار ناچیز است و تقریبا هیچ نتیجه ای نگرفتند و حتی براساس حفاری ها معبدسلیمان اصلا وجود نداشته است. بر اساس آنچه ذکر شده به صراحت گفته می شود که آتار از معبد سلیمان بر اساس آنچه در تورات ذکر شده است هیچ چیز پیدا نشده است. حضرتعالی اگر اسناد یا منابعی درین زمینه مدنظرتان است محبت کنید بیان فرمایید در مورد سایر انبیا می‌توانستند اسناد تاریخی از خود بجا بگذارند کما اینکه در مورد حضرت محمد احیانا اسنادی بجا مانده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضرت سلیمان، اطلاعات بنده در همان حدّی بود که شایع است باید آن کاخ و بنا در اورشلیم باشد که به یک معنا مسجدالاقصی مدّ نظر است و چیز بیشتری نمی‌دانم. و این در استقبال از سؤال جنابعالی بود که چرا از سایر پیامبران آثاری نمانده که عرض شد نقش انبیاء تربیت نفوس بود و این‌که امروز مردم جهان بیگانه از تأثیر انبیاء نیستند، حتی در همان کشورهایی که به ظاهر متجددند. موفق باشید

29783
متن پرسش
سلام: چرا آثاری از انبیا همچون سلیمان با آن همه حشمت در تاریخ نمانده است اما از غارنشینان که از نظر تاریخی شاید قبل از انبیا باشند آثاری در دست هست؟ اگر هم مستکبرین تبانی کرده باشند و سعی در از بین بردن آن آثار داشته بودند هم اکنون که نظام عالم یکپارچه نیست در کشور های متعدد که بعضا مذهبی هستند چرا هم اکنون در تحقیقات باستانشناسی هیچ اثری از انبیا نیست یا اگر هست و شما اطلاعی دارید بیان فرمایید تا مستفیض شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آثار حضرت سلیمان تا حدّی در اورشلیم هست. ولی سایر انبیاء مأمور به شکل‌دادن چنین آثاری در زمین نبودند، آن‌ها بیشتر جهت روحانی انسان‌ها را جلو می‌بردند و امروز ما با انسان‌هایی روبه‌رو هستیم که رویهمرفته تحت تأثیر آموزه‌های انبیاء هستند. موفق باشید

29643
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت. سوال بنده اینه: از نظر شیعه چه شد که دین بوجود آمد؟ یا بهتر بگم از نظر شیعه مبدا و منشا پیدایش دین چیه؟ آیا کتاب یا جزوه ای در این باره سراغ دارید که بتونه کمک کنه تا جواب این سوال رو پیدا کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» و کتاب «چه نیازی به نبیّ» که روی سایت هست، جوابگو باشد. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/book/1382

http://lobolmizan.ir/book/1383

29362
متن پرسش
علم غیب: سلام با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف «قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» چگونه علم غیب پیامبر و امامان توجیه می‌شود؟ ممنون از پاسخ شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود ائمه «علیهم‌السلام» می‌فرمایند هر آنچه خدا می‌خواهد ما می‌دانیم و به همین جهت گفته می‌شود علمِ امام ذاتی نیست، علم خداوند ذاتی است. عرایضی نسبتاً مفصلی در شرح سوره‌ی اعراف نسبت به این آیه شد. خوب است اگر بتوانید به آن بحث رجوع فرمایید و یا در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، به قسمت «علم امام» رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی