بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: معرفت نفس

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32224
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: علامه طباطبائی (ره) به این موضوع اشاره دارد که مهم ترین دلیل اثبات تجرد نفس درک کلیات مرسل توسط انسانه. می‌خواستم از شما بزرگوار سوال کنم کلیات مرسل به چه معناست، و آیا درخصوص کلیات مثلا معنای درخت و معنای انسان بدون اشاره به انسان یا درختی خاص، آیا حقیقیت کلی واقعی ای از آنها در عوالم دیگه وجود داره یا اینکه درخت کلی و انسان کلی فقط از اعتباریات ذهنه؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده می‌فهمم آن است که کلیّات، خود به خود در خارج حاضر نیست. پس باید موطنی جهت حضور آن‌ها باشد و آن نمی‌تواند باشد مگر نفسی که قدرت جمع کثرت را در وحدت خود دارا باشد. موفق باشید

32199
متن پرسش

عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: به همچین جمله ایی از امام خمینی برخوردم ، می‌خواستم نظر شما رو راجع به اینکه در زمانه ما چقدر به آن توجه می‌شود بدانم. «روح و جسم با هم وحدت دارند، جسم ظل روح است، روح باطن جسم است، جسم ظاهر روح است، اینها با هم یکی هستند، جدایی از هم ندارند. همانطوری از هم ندارند. همانطوری که جسم انسان و روح انسان وحدت دارد باید طبیب جسمی و طبیب روحی وحدت داشته باشند. اینها باید یک باشند و مع الاسف ما را از هم جدا کردند، ما را از همه اقشار جدا کردند. روحانیت را یا به نسیان، به طاق نسیان سپردند یا لکه دار کردند.» این سخنان امام در کمتر از یک ماه از پیروزی انقلاب ایراد شده است!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنان، نکات دقیقی است مبتنی بر حکمت صدرایی که می‌فرماید: «النفسُ جسم ذی حیات...» و تا این اندازه نفس را متحد با جسم می‌داند و در این رابطه باید طوری حتی در طبابت به جسم نظر کرد که رابطه اصلی آن جسم با روح در تعادل خود حفظ شود. کاری که جناب ابن‌سیناها متوجه آن بودند و در آن بستر طبابت می‌کردند و حضرت امام خمینی در کتاب «کشف الاسرار» از این موضوع بسیار گله‌مندند که چگونه رضاخان سعی کرد آن طبّ را از میان ببرد و متأسفانه هنوز ما به آنچه از دست داده‌ایم، دست نیافته‌ایم. موفق باشید

32178
متن پرسش

با سلام و احترام و ادب: ۱. سوالم در اعیان ثابته است. ص ۸۴ جزوه اعیان ثابته که از سایت شما گرفتم آمده: اگر یک زن بپرسد چرا مرا زن کردید؟ جواب می دهند: امکان زن بودن از آن خودت بود و ...‌ سوالم این است که چه طور از خودش بود؟! یعنی خودمان انتخاب کردیم، یادمان هم نمی آید؟ این طوری ممکن الوجود، حالت استقلال ندارد؟ ۲. اتفاقاتی که در زندگی افراد روی می دهد، بخصوص اتفاقاتی مثل بیماری لاعلاج، سایه ی یک نقصان در عوالم دیگر است؟ ۳. چه چیزهای مهمی درنحوه مرگ افراد، دخیل است؟ و اینکه نحوه مرگ، چقدر نمودار اعمال انسان است؟ مثلا فرد با مریضی سخت، سالها در زندگی نباتی و... فوت شده در حالی که فرد انسان ظاهر صلاحی بوده و اهل عمل به شریعت بوده،؟! و نحوه مرگ سخت او باعث وحشت و شبهه شده که پس چه کنیم؟ با تشکر ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انتخاب وجودی غیر از انتخاب حصولی است که در حافظه بماند. ۲. بستگی به انتخاب انسان در طول زندگی دارد. در این مورد خوب است که سؤالات مربوط به «اعیان ثابته» را از طریق جستجوی سایت دنبال فرمایید. ۳. واقعاً این موضوع از مواردی نیست که ما بتوانیم راز آن‌ها را بدانیم. بعضاً همین بیماری‌ها موجب پاک‌شدن گناهان می‌شود. موفق باشید

32174
متن پرسش

سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار: من مباحث ده نکته رو دنبال کردم و روی اونها فکر هم داشتم و تجرد نفس رو تا حدودی متوجه هستم . مخصوصا رویای صادقه هیچ توجیهی نداره به جز مجرد و فرازمان ومکان بودن روح انسان. چند روز پیش اولین پیوند قلب خوک به انسان انجام شد و خبر خاصی هست. قبل تر از اون هم ایلان ماسک پروژه ی نورالینک رو استارت زده و مراحلیش رو انجام داده، هنوز عملیاتی نشده اما خیلی دور نیست که اجرایی بشه. این تصور برای خیلی‌ها بوجود اومده که انسان غربی به کمک تکنولوژی داره انسان رو به سمت نامیرایی پیش میبره، اینکه انسان بر تمام دردها و بیماریها و نقصهای جسم پیروز میشه و عمر همیشگی پیدا میکنه. من متوجه این قضیه هستم که روح متفاوت از مغزه و متفاوت از قلب و حقیقتی ورای اینهاست اما همه ی جامعه توان فهم این موضوع رو ندارن و خود ما هم گاهی دچار سوال میشیم. ۱. اینکه مسیر غرب در پزشکی تا کجا پیش خواهد رفت؟ ۲. اگر قلب تعویض بشه، مغز کنترل بشه، سایر اعضا ترمیم یا تعویض بشه، خب طبیعتا عمرها طولانی میشه آیا این شدنیه و یا موانعی متفاوت از بیماری بر سر راه نامیراییست؟ ۳. آیا انسان به سمت نامیرا شدن پیش می‌رود؟! سیر بشریت و تکنولوژی به گونه ای هست که من خودم نمی تونم بگم صد سال دیگه این اتفاقات نخواهد افتاد و گوشه ی دلمان خالی می‌شود، خدا تا کجا به انسان قدرت تغییر و دستکاری در انسان را می‌دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! پزشکی جدید در مسیر آزمون و خطا و آزمایش‌هایی که روی بدن انسان‌ها انجام می‌دهد، تلاش‌های خوبی دارد. ولی جایگاه روح و نفس انسان، ماورای حضور آن در بدن است و لذا بعد از مدتی که بالقوه‌های آن به فعلیت رسید، بدن را ترک می‌کند هرچند که آن بدن سالم باشد. بحث در سلامت بدن نیست، بحث در انصراف روح است از بدن که بالاخره یا با ایستادن قلب، آن انصراف برای ما مشخص می‌شود و یا به اصطلاح با سکته مغزی آن مرگ پیش می‌آید. موفق باشید

32170
متن پرسش

سلام: آیا شرح معرفت نفس و حشر استاد وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت آن مباحث به صورت ضعیف ضبط شده است و در اختیار جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 هست. می‌توانید به ایشان رجوع فرمایید. موفق باشید

32164
متن پرسش

سلام وقت بخیر: تصمیم دارم شرح مثنوی را به زبانِ ساده و روان برای جوانان با عنوانِ شعرخوانی تدریس کنم. به این نتیجه رسیده ام که غیر مستقیم باید انسانها را متوجه خودشان کرد و منبرها و تریبونها باید حالتِ استعاره ای داشته باشد البته برای نسلی که متوجه خودشان نیستند و نه مخاطبانِ شما و شاگردانِ علما و خواستم نظرتان را بدانم که شرح مثنوی به لحاظ اینکه افراد شعر و داستان دوست دارند بهتر است یا سیر مطالعاتی شما به زبانِ شیرین و جذاب و امروزی؟ ۲. به نظر شما خوب است که حال که من می‌توانم سخنرانِ خوبی باشم برای آقایان جهت فرهنگ سازی صحبتهایی داشته باشم چون جوان هستم و خانم هستم مردد هستم‌ گاهی فکر می‌کنم خیلی از مسایل هم در خانواده ها به علت آقایانِ شکست خورده است با توجه به وجودِ همسرانِ خوب در کنارشان. ۳. با توجه به مساله ی حضورِ تاریخی بیشترین حضور و یا بیشترین تاثیر در عالم را کسی می‌تواند داشته باشد که بیشترین بندگی را کند و خودِ خداوند در ظهورِ او در جایی که باید متجلی می‌شود درست متوجه شده ام؟ ۴. آیا می‌شود گفت تفسیرِ تسنیم یا المیزان همه ی حجابها را کنار زده است و با آن درجه سخن گفته است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو موضوع باید در میان آید بخصوص مباحث معرفت نفسی می‌تواند مقدمه خوبی برای طرح نکاتی باشد که در مثنوی مطرح است. ۲. در هر صورت مانعی نیست بخصوص در فضای مجازی که خواهران به‌خوبی مباحث خود را مطرح می‌کنند. ۳. حرف درستی است. ۴. به هر حال تفسیر المیزان و پیرو آن، تفسیر تسنیم در حدّ خود ما را متوجه انوار هدایت‌های الهی که در قرآن هست، می‌کند. موفق باشید

32146
متن پرسش

سلام علیکم: آقا بنده می‌خواستم در رابطه با ذکر سبحان الله بیشتر بدونم چه کتاب یا سخنرانی از چه شخصی معرفی می‌کنید؟ بنده تلاش داشتم در زمینه کنترل غرورم تلاشی کنم و از قرآن کمک گرفتم که آیاتی داشت که مردم رو به این ذکر امر می‌کرد (سوره مریم) میخوام بفهمم چجوری و با چه نگاهی باید این ذکر رو انجام بدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با مباحث «معرفت نفس» و پس از آن معارف توحیدی، خود به خود متوجه اسماء الهی خواهید شد و در کنار چنین حضوری به لطف الهی، دفع غرور می‌شود. موفق باشید

32139
متن پرسش

سلام و عرض احترام: بنده به مباحث تربیتی و آموزش و پرورش علاقه مندم و با گروهی مشغول به تحقیق و پژوهش در رابطه با موضوع کرامت هستم. با توجه به حدیث امام علی (ع) که می فرمایند: «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه.» «آن کسی که به بزرگی و کرامت نفس خود باور آورده هرگز آن را با پلیدی گناه، پست و موهون نمی‌کند.» به دنبال شناخت کرامت (چیستی کرامت نفس)، ویژگی های شخص کریم، راه بیدار کردن کرامت در افراد و خصوصا در کودکان هستیم. برای شروع هم از قرآن شروع کرده ایم و در حال بررسی آیات دارای ریشه «کرم» هستیم. اگر لطف کنید کتابی، صوت یا دوره ای معرفی کنید و توصیه ای برای انجام این کار علمی به نحو احسن، بفرمایید ممنون می‌شویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این رابطه مباحث «معرفت نفس» کمک کند و از این جهت خوب است با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که روی سایت هست، کار را شروع بفرمایید. موفق باشید

32133
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: در کتاب «معرفت نفس و‌حشر» صفحه ۷۶ می‌خوانیم: «کلیه قوا و نفوس همواره در صراط استکمالند و چون نفس انسانی از قوه به فعلیت رسید خواه در سعادت عقلی یا در شقاوت حیوانت، به ناچار از نشئه ی دنیا به نشئ ی آخرت منتقل خواهد شد» آیا این در مورد نفس مطهر امام مهدی علیه السلام هم صادق است؟ آیا ایشان هنوز به فعلیت تمام وکمال نرسیده اند و در راه استکمال قدم بر می‌دارند؟ ان‌شاالله سوال این حقیر جسارت به محضر مقدس امام به حساب نیاید و اعوذ بالله من هذا

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی در این راستا شده است مبنی بر آن‌که ائمه «علیهم‌السلام» در مقام حقیقت نوری خود در کمال انسانی حاضرند و از این جهت امام ما و همه بشریت هستند. ولی در مقام نفس ناطقه، آن‌ها با عبادات خود کامل می‌شوند. از طرفی آن بزرگان همواره به تعبیر علامه طباطبایی در آیه ۳۳ سوره احزاب در عصمت تکوینی خود هستند و آن را حفظ می‌کنند و ما با نظر به سیره و توصیه آن‌ها سعی می‌کنیم از گناه فاصله بگیریم تا به آن‌ها نزدیک شویم. موفق باشید

32103
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: تا اونجایی که بنده متوجه شدم طبق نظر ملاصدار نفس جمسانیت الحدوث و روحانیت البقاء می باشد، یعنی در ابتدا بصورت یک قوه در نطفه می باشد که در اثر حرکت جوهری مجرد می شود، طبق گفته شما استاد بزرگوار نفس بدن متناسب با خود رو می سازه مثلا نفس گرگ بدن گرگی می سازه، اگه این کار توسط نفس انجام میشه و جایگاه ملائکه کجاست؟ آیا نفس انسان رو هم میشه به نوعی یکی از ملائکه تعریف کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن صدرا در مورد جسمانی‌بودن نفس، در مورد نفس است آن‌گاه که در هویت شخص معینی به ظهور می‌آید که حرکت جوهری بدن، زمینه می‌شود تا آن نفس متعیّن شود. ولی بحث «خلق الارواح قبل الابدان» مربوط به روح انسان است در علم خداوند که هنوز تعیّن خاصی پیدا نکرده است. موفق باشید

32041
متن پرسش

آیا اخلاق در پیوند اعضاء وراثتی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل و مبنای اخلاق، نفس ناطقه انسان است و بدن او، بستر و محل ظهور آن اخلاق است. بنابراین در ذات اعضاء، آن اخلاق نهفته نیست، هرچند اگر عضوی با روح و روحیه‌ای خاص شکل گرفته باشد وقتی به شخص دیگری پیوند زده شود، تا مدتی آن روح و روحیه را در خود دارد و مستعدّ ادامه‌دادن آن هست، مگر آن‌که روحِ شخصی که آن عضو به او پیوند زده شده باشد؛ نخواسته باشد و یا نتواند همان روح و روحیه را دنبال کند. موفق باشید     

32015
متن پرسش

سلام استاد عزیزوقتتون بخیر: دانشجوی ارشد رشته مشاوره دانشگاه چمران هستم، با توجه به اینکه همه روانشنان بزرگ و درمانگران روش درمانی خود را وامدار فلاسفه غرب هستن. بنا دارم موضوعی از فلسفه صدرایی که قابلیت طرح در حوزه روان درمانی نوجوان داشته باشد را برای پایان نامه کار کنم. موضوعی به ذهنتون میرسه پیشنهاد بدین؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جلد هشتم اسفار جناب صدرا که در رابطه با معرفت نفس است، نکات ارزنده‌ای در این مورد در اختیار شما می‌گذارد. ترجمه آن مجلد در سایت هست. https://lobolmizan.ir/book/268?  موفق باشید

32001
متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ۱. خداوند نور است یا از جنس نور؟ امام علی علیه السلام فرمودند خداوند در خلقت انسان از گل-روح دمید آیا این روح همان نور است؟ ۲. اگر روح همان نور است تفاوت میان نور اهل بیت علیهم السلام با انسانهای عادی در چیست؟ آیا تقدم آن بزرگواران تقدم بالشرف است با این فرق که تقدیس وتسبیح حق می گویند؟ ۳.  جسم انسان از چه قسمت‌های تشکیل شده است یعنی شامل هم جسم مادی وهم جسم برزخی است وهم شامل روح و ذات و صفات و افعال می‌شود. ۴. برای فهم بهتر این گونه موضوعات اگر جزوه ای دارید لطف کنید معرفی بفرماید. بسیار تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که قرآن می‌فرماید خداوند نور آسمان‌ها و زمین است به معنای ظهور آن‌ها. و این‌که او عامل ظهور و در عین حال، به‌وجودآمدنِ آن‌ها است. ۲. آری! نور توحید دارای شدت و ضعف است و اهل البیت «علیهم‌السلام» در نورانیت توحیدی انسانیِ خود تامّ و تمام می‌باشند. ۳. روح انسان همیشه جسم دارد در دنیا که نشئه مادی است، روح هم جسمِ مادی دارد ۴. إن‌شاءالله سیر مطالعاتی پیشنهادی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید

31991
متن پرسش

سلام علیکم: استاد کتابی هست که آرای ملاصدرا و ابن عربی رو بصورت روان و قابل فهم برای مایی که فلسفه و عرفان نخوندیم باشه یعنی تخصصی نباشه بفهمیم حرف این دو دانشمند رو.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و مباحث کتاب «از برهان تا عرفان» و مباحث کتاب «معاد» که همه با شرح صوتی آن در سایت هست، بتواند راه را در این امری که بنا دارید در آن قدم بگذارید، برایتان بگشاید. موفق باشید

31978
متن پرسش

سلام استاد: من از سحر و سحرخیزی محرومم و برای همین است که خیزشی هم از خودم نداشته ام، واقعا برکت روزهای سحرخیزی را در امور روزمره درک کرده‌ام ولی نمی‌توانم خودم را از مهلکه‌ی این خواب نجات بدهم که در این زمینه از شما کمک می‌خواهم. امروز حدیثی هم خواندم که جایگاه ما نزد خدا به اندازه‌ی جایگاه خدا نزد ماست که همین برای جواب خیلی پرسشها و ابهاماتم کافی بود، مرا هم دعا کنید که نیازم در این زمینه از حد التماس هم گذشته است ببخشید من علی‌الظاهر کارشناسی ارشد هم گرفته ام و دوست داشتم دکتری شرکت کنم ولی با شناختی که از توان علمی خودم و توانمندی‌هایم دارم احساس می‌کنم نمی‌توانم ادامه دهم و فعلا فقط پرداختن به حفظ قرآن را دنبال می‌کنم، نظر شما را هم دوست داشتم و لازم می‌بینم اگر بفرمایید ببخشید در امر ازدواج هم انگار به یک حیرت رسیده‌ام و واقعا خسته‌ام و نمی‌دانم باید چه کنم؟ ممنون از وقتی که می‌گذارید. استاد مرا حلال کنید حقش نیست از شما این سوالها را بکنم و وقتتان را بگیرم و فرصت های خودم را هم از شاگردی شما از دست بدهم. اگرهم امکانش هست این پرسش روی سایت قرار نگیرد. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید به خودمان سخت‌گیری کنیم و در امور مستحب، خودخوری نماییم. اگر بتوانید به جای حفظ قرآن در معانی قرآن به‌خصوص از طریق تفسیر «المیزان» ورود کنید إن‌شاءالله نتایج بیشتری خواهید گرفت. البته برای ارتباط با المیزان، مقدماتی مثل «معرفت نفس» کمک می‌کند. موفق باشید

31959
متن پرسش

سلام وعرض ادب: بنده با یک گره ذهنی روبرو هستم چرا باید شکرگزار وجودمان باشیم در صورتی که وقتی نبودیم نیازی به نعمت وجود نداشتیم که حالا با موجود شدن شاکر باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «چرا خدا ما را خلق کرد؟» عرایضی شده مبتنی بر این‌که وجود ما برای ما نعمت است و بستر رسیدن به کمالاتی است که در بستر همین «وجود» ظهور می‌کند و از این جهت این عطا را که همان وجود خودمان است باید پاس بداریم. موفق باشید

31952
متن پرسش

سلام وقت بخیر استاد: شخصی از زمان گذشته و آینده و از کثرات دنیا فارغ شود و در زمان حال نفس ناطقه خود را هر روز مستمر چندین ساعت توجه اشخاصی زنده مثل امام زمان روحی فداه و یا شخصی اصلا ندیده و از دنیا رفته مثل صحابی پیامبر و فرشتگان مجرد توجه کند و فرد در عالم خیال مونده باشد و وارد عالم عقل نشود تجرد عقلی نداشته باشد می شود اتحاد نفس و روحی و ارتباط بین اشخاص زنده و فوت شده داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید مطمئن بود زیرا به ما فرموده‌اند: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» پس باید فکر خودمان در ایجاد شخصیت خود با رعایت دستورات شرع و معارف الهیه در میان آید. موفق باشید

31901
متن پرسش

سلام استاد: سوال۱. در قرآن آمده که همه موجودات در آسمان و زمین تسبیح خدای مهربان می گویند. تازگی به فکر افتادم که با این وجود هوا و اکسیژنی هم که نفس می کشم ذکر خدا می گه، درسته؟ همه ذرات ریز و درشت تسبیح می گویند. درسته؟ خیلی دوست دارم دید توحیدی به همه چیز داشته باشم. راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عالم از نظر وجودی و در تکوین خود متوجه خالق خود هستند و با نظر تکوینی به خالق خود، تسبیح‌گوی او می‌باشند. در این مورد خوب است بعد از مباحث «معرفت نفس» از «برهان صدیقین» کار را شروع کنید. موفق باشید

31892
متن پرسش

سلام: آیا می‌شود درموقع بیداری وهوشیاری روح ازبدن جدا شود وعالم دیگری برود اما هم زمان جسم خودش رو احساس کند و اطراف خودش رو حس کنه و این اتفاق هرازگاهی بیفته و دست خود انسان نباشه و فقط نیمه شب اتفاق بیفته و اگرمی‌شود این موضوع میتونه چی باشه؟ میشه کامل توضیح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان حکایت تجرد نفس است با ساحات مختلفی که دارد. مفصّل آن را در کتاب «خویشتن پنهان» می‌توانید دنبال بفرمایید. موفق باشید

31884
متن پرسش

استاد گرامی سلام: سه سوال را یکجا ارسال می کنم که زیاد وقت شما را نگیرم . ۱. در خصوص رویای صادقه که انسان حوادث آینده را می بیند سوالم را با یک مثال مطرح می کنم: وقتی انسان از مسیری عبور می کند اماکنی در مسیرش وجود دارد که با طی زمان به آن ها می رسد. آیا حوادث و رویدادها نیز مانند این مکان ها قبلا ایجاد و مستقر شده اند ؟ ۲. اگر پاسخ سوال یک مثبت است پس نقش اختیار انسان در ایجاد حوادث و رویدادها چیست؟ ۳. ذکر خیر المنزلین فقط برای این دنیا کاربرد دارد یا برای داشتن بهترین جایگاه در آخرت نیز مفید است؟ با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! انسان در رؤیای صادقه با مبانی آن حوادث روبرو می‌شود که بحث آن در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن تا حدّی گذشت. ۲. همین انسان با همین اختیار با اموری که با نفس خود اختیار می‌کند قبل از وقوع آن حوادث در عالم ناسوت، روبرو می‌شود تا آن حدّ که بزرگان فرموده‌اند ما همه آینده خود را در عین ثابته خود انتخاب کرده‌ایم، هرچند که هر لحظه می‌توانیم به جهت ذات انتخابگری خود، انتخاب دیگری بکنیم. ۳. همیشه قضیه همین طور است که او «خیرالمنزلین» است. موفق باشید

31864
متن پرسش

سلام و عرض ادب: برای خودسازی مطالعاتی دانشجویان و فعالان رسانه ای چه مباحثی را اولویت و دارای ضرورت می‌دانید؟ اصول عقاید یا معارف اهل بیت یا موارد دیگر؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید از معرفت نفس شروع کنید خوب است. همان‌طور که سیر مطالعاتی سایت متذکر می‌شود. و البته کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که شرح نامه ۳۱ نهج‌البلاغه است، در جای خود بسیار مؤثر می‌باشد. موفق باشید

31856
متن پرسش

سلام استاد: من تازه با آثار شما آشنا شدم وده نکته در معرفت النفس را مطالعه کردم. سوالهایی برام پیش آمده با توجه به احادیثی که در زیر می‌آورم الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِبْنِ‌الْقَاسِمِ‌النَّوْفَلِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ‌الصَّادِقِ (علیه السلام) الْمُؤْمِنُ یَرَی الرُّؤْیَا فَتَکُونُ کَمَا رَآهَا وَ رُبَّمَا رَأَی الرُّؤْیَا فَلَا تَکُونُ شَیْئاً. فَقَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا نَامَ خَرَجَتْ مِنْ رُوحِهِ حَرَکَهًٌْ مَمْدُودَهًٌْ صَاعِدَهًٌْ إِلَی السَّمَاءِ فَکُلَّمَا رَآهُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاءِ فِی مَوْضِعِ التَّقْدِیرِ وَ التَّدْبِیرِ فَهُوَ الْحَقُّ وَ کُلَّمَا رَآهُ فِی الْأَرْضِ فَهُوَ أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ. فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَی السَّمَاءِ؟ قَالَ نَعَمْ. قُلْتُ حَتَّی لَا یَبْقَی مِنْهُ شَیْءٌ فِی بَدَنِهِ؟ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ کُلُّهَا حَتَّی لَا یَبْقَی مِنْهُ شَیْءٌ إِذاً لَمَاتَ. قُلْتُ فَکَیْفَ یَخْرُجُ؟ فَقَالَ أَ مَا تَرَی الشَّمْسَ فِی السَّمَاءِ فِی مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِی الْأَرْضِ فَکَذَلِکَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِی الْبَدَنِ وَ حَرَکَتُهَا مَمْدُودَهًٌْ. امام صادق (علیه السلام)- محمد بن قاسم نوفلی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «چه بسا مؤمن خوابی ببیند و بعداً همان طور که دیده، برایش اتفاق می‌افتد، و نیز چه بسا خوابی ببیند و هیچ نباشد»؟ پس امام فرمود: «وقتی مؤمن بخوابد، از روحش حرکتی کشیده شده تا آسمان خارج می‌شود، و آنچه را که روح مؤمن در ملکوت آسمان که جایگاه تقدیر و تدبیر است ببیند، درست است و آنچه را در زمین ببیند، تخیلات واهی است». به او گفتم: «آیا روح مؤمن به آسمان بالا می‌رود»؟ فرمود: «آری». گفتم: «آیا تا آنجا که در بدنش چیزی نماند»؟ فرمود: «نه، اگر همه‌اش خارج شود تا این که هیچ چیز در بدنش باقی نماند می‌میرد». گفتم: «پس چگونه خارج می‌شود»؟ فرمود: «آیا نمی‌بینی خورشید در جای خود در آسمان است و نور و پرتویش در زمین؟ روح هم همین طور است، یعنی اصلش در بدن است و جنبش و حرکتش کشیده شود». تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۷، ص۴۸۶ الأمالی للصّدوق، ص۱۴۵/ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۳۲الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ رُوحَ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا أُمِرَتْ أَنْ تَدْخُلَ فِیهِ فَکَرِهَتْهُ فَأَمَرَهَا أَنْ تَدْخُلَ کُرْهاً وَ تَخْرُجَ کُرْهاً. امام باقر (علیه السلام)- چون روح آدم (علیه السلام) فرمان یافت که [در بدن] او داخل شود، از این‌کار کراهت داشت [زیرا روح از عالم ملکوت است و تناسبی با تن خاکی ندارد]؛ خداوند نیز به او فرمان داد که به ناچار داخل شود و [هنگام مرگ نیز] به ناچار بیرون آید. تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۷، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۰۸/ نورالثقلین در ده معرفت فرمودید روح مکان مند نیست پس چرا در این احادیث که ذیل ایه 29 حجر آمده... واینطور فهمیدم که خدا در بدن اصل را قرار داده ودر بیرون فرع را پایگاه اصلی روح هر کس بدن اوست. آیا این احادیث با سخن شما یکیست؟ یا معنی دیگری دارد؟ از حضرتعالی بسیار سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! منظور از حضور نفس در بدن همان توجه و تدبیر نفس است که به یک معنا در بدن حاضر است بدون این که مانند پدیده‌های مادی نیاز به جا و مکان داشته باشد. موفق باشید

31850
متن پرسش

سلام و احترام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: چندی پیش سوالی خدمت شما ارسال کردم با نهایت سپاس از شما، طلبه هستم در قم و از بودنم نارضایتی دارم و شما فرمودید: همانطور که علامه حسن زاده فرموده اند که اگر خود را با معارف آشنا نکنیم گمراه می شویم و امر فرمودید تعمق در دین را داشته باشم درخواست از شما اینست که بفرمایید چه اعمالی و کتبی و... را پیش بگیرم. عاقبت بخیر ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار دروس رسمی حوزه پس از دنبال‌کردن بحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» از کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب، ابتدا سراغ بحث سوره‌های زمر و عنکبوت و آل‌عمران بروید همراه با شرح صوت آن‌ها تا إن‌شاءالله راه شما به سوی تفسیر المیزان باز شود و در دل آن، قرآن برایتان گشوده گردد.  موفق باشید

31832
متن پرسش

با سلام استاد گرامی: استاد بنده نه پزشکی خوانده ام نه دکترم، یه دیپلمه رشته تجربی هستم ولی یه تحلیل از کرونا دارم که اگر درست باشه از برکت مباحث معرفتی هست. خواستم با شما عزیز به اشتراک بگذارم و اون آینه که این بیماری کرونا نیست بحث نفس هست به نظر بنده استاد این رو از روی خودم میگم. مشکلات اقتصادی و مسایل مربوط به آن باعث شده زنان نتوانندان بچه های رسیده را تولید کنن به نظر میرسه اندام های داخلی نسلها کامل تشکیل نشده بنده خدا فکر می‌کرده بچه ظاهرا سالم است مشکل نداره ولی متاسفانه اندام های داخلی یا ناقص یا ضعیف تشکیل شده و این با گذشت زمان خودش رو مدام نشون میده. بخصوص بعضی اندام که نازک تر هست دیگه بندگان خدا که از ظرافت اندام ها هم اطلاع ندارن و فکر می‌کنم بدن ها ماشین هست الانم که فضای مجازی داره روح را هم می‌گیره اندام ها که ضعیف تشکیل شده بعد هم که این همه غذای ناسالم، هوای بد، سبک زندگی غلط همه به بیماری ها داره دامن میزنه و فرد حتی با یه سرماخوردگی کوچیک مشکل پیدا میکنن. در روایت دیدم که استاد، اهل بیت فرمودن سرماخوردگی را درمان نکنید با استراحت و مدارا برید جلو با این مرض نمی‌دانم تحلیل درسته یا نه ولی شاید خود اهل بیت میدانستن بدن در هر زمان نیاز به ایمنی زمان خودش را داره و با هر سرماخوردگی بدن یه جهش جدیدبه سمت خود ایمنی پیدا میکنه ولی لازمش اینه باهاش مدارا کنی تا بدن بتونه خود ایمنی پیدا کنه و ان وقت در مقابل مرض جدید مقابله کنه ولی با درمان سریع و زور بدن شاید اینام حالت رو پیدا نکنه و واکسن هم که باز میخاد سریع و به زور بدن را مجبور به این حالت کنه استاد این تحلیل بنده از بحث کرونا بود البته شما سرور ما هستید ولی گفتم در میان بگذارم شاید به درد بخوره استاد به گمانم امام خمینی ره هم مباحثی راجع طب داشتن بنده چند جمله دیدم دعا کنید استاد برام بتونم اگر مطللبی در این مورد هست دسترسی پیدا کنم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اصل قضیه همین است که وقتی نفس ناطقه به جهت عدم آمادگی بدن نتواند آن را تدبیر کند، انواع بیماری‌ها سراغ بدن می‌آید در حالی‌که آب سالم و غذای سالم در آماده‌شدن بدن جهت تدبیر روح بسیار مؤثر است و از این جهت می‌توان گفت بسیاری از بیماری‌ها که امروز بشر گرفتار آن است به جهت نبودن آب و هوای سالم و غذای سالم می‌باشد. موفق باشید

31828
متن پرسش

سلام استاد عزیز: چند ماهی هستش که دچار شکیات زیادی شدم. قبلا ماهی یک یار یه شکی به ذهنم خطور می کرد و سریعا می‌رفت ولی چند ماه جرقه شکیات دوباره خورد ولی تفاوتش با موارد قبلی این هست که دیگه برطرف نمیشه و دائما در وجودم هست شک در همه چی مثلا وجود خدا. هرچی گریه و رازی و نیاز کردم فایده نداشته. از هر استادی دوای دردم رو می‌پرسم، جوابشون اینه بهش فکر نکن. در حالیکه من دوست داشتم و دارم همواره به موضوع خداوند فکر کنم. درمانده ام. لطفا کمکم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مباحث «معرفت نفس» إن‌شاءالله برکاتی به دست خواهید آورد. عرایضی در شرح سوره «زمر» شده است خوب است در فرصت مناسب و با حوصله و پشتکار، آن مباحث را دنبال بفرمایید.

https://lobolmizan.ir/sound/695?mark=%D8%B2%D9%85%D8%B1

 موفق باشید

 

نمایش چاپی