بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: معرفت نفس

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27063
متن پرسش
سلام: ما یک جلسه هفتگی ۵ نفره داریم که حدود ۱۰ در حال برگزاری می باشد و در حال حاضر مباحث ذیل رو کار می کنیم: ۱. خواندن صحیفه سجادیه. ۲. نهج البلاغه. ۳. جدیدترین سخنان امام خامنه ای. ۴. تحلیل اخبار. ۵. مباحثه کتب سیر استاد طاهرزاده لطفا راهنمایی کنید ۱. به نظرتان تفسیر المیزان را اضافه کنیم؟ ۲. پیشنهادتان برای اضافه کردن یا حذف موضوعاتی که کار می کنیم چیست؟ ۳. برای مطالعه کتب استاد چه سیری را پیشنهاد می دهید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شماره‌ی ۱ و ۲ را بگذارید بعد از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کار کنید. ۲. بعد از شروع سیر مطالعاتی و در ادامه با استماع شرح چند سوره مثل سوره‌ی زمر و آل‌عمران؛ با توجه به جزوه‌ی «روش کار با المیزان» که بر روی سایت هست، وارد تفسیر المیزان شوید. ۳. همان سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را می‌توانید دنبال بفرمایید. موفق باشید

27034
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و دلتنگی خدمت استاد عزیزم و آرزوی حفظ سلامتی شما در این ابتلاء و بیماری چند سوال داشتم سوال اول: برای تقویت اراده و ایجاد تعصب، در برابر آنچه که آن را حق یافته ایم، و می دانیم که اگر این نگرش ها و افعال از ما رخ دهد به طور پیوسته، نتایج عالی در پیش خواهد داشت، عالی ترین راهکارها برای تقویت اراده در مسیر حق چیست؟ به عبارت دیگر چطور تمرکز در سیر و حرکت بیابیم، که غفلت ها و تنبلی ها، مانع حرکت ما نشوند، و با صلابت و پر اراده و با تمرکز سیر طریق کنیم؟ سوال دوم: مدتی است تحت وسوسه شدید به چهره زنان هستم، مرتبا دچار این وسوسه می شوم که مثلا به چهره فلان خانم زیبا، در صفحه تلویزیون خیره شوم، یا به چهره فلان خانمی که در خیابان است، نگاه کنم و...، و این حالت درونی برایم سخت و آزار دهنده شده، به طور ویژه این وساوس به این شدت در ماه رجب حاصل شده، و بیشتر اذیتم می کند که با شکست در امتحانی، از فیوضات ماه رجب محروم بمانم. نظر شما در این مورد چیست؟ چرا تحت چنین آزمایشی قرار گرفته ام؟ چگونه خلاصی یابم؟ توضیح: حالتی که در این وسوسه ها حس می کنم، که میگه نگاه کن، حس شهوانی نسبت به زن، و لذت بردن جنسی نیست، حس لذت بردن طبیعی از زیبایی یک مخلوق خداست، مثل لذت بردن از گل و فکر می کنم همین حس کار را پیچیده تر کرده، چون اگر مخلوط با شهوت یا غلبه شهوت بود، زشتی و سیاهی آن ظاهرتر بود، ولی اینگونه مخفی شده و راه مقابله و تشخیص ورود شیطان سخت تر در اکثر مواقع تن به این خواست ندادم و مسلط بر خود بوده ام، اما گاهی فریب خورده و بعد از گذشت زمانی، دوباره مسلط شده و چشم بسته ام در مهار خیلی مشکلی ندارم، در دفع این خطورات مشکل اصلی دارم. اگر در هر دو راهنماییم کنید، ممنونتان می شوم. سوال سوم در حکمت متعالیه قایل به نظریه اکتسابیم و انسان را جسمانیه الحدوث و روحانیت البقاء می دانیم به عبارت دیگر انسانی بتشخصه، قبل از دمیده شدن روح وجود نداشته سوالی برایم پیش آمد، که جویای حلش از شما شدم. در روایات داریم، شیعیان امیرالمونین (علیه و علی ابنائه السلام) با حضرت قبل از خلقت مادیشان بیعت داشته اند. و در قضیه بیعت ابن ملجم ملعون، ظاهرش این است که حضرت به تشخصه میگن تو آنجا نبودی، یا روایات دال بر اینکه کسانی که در این دنیا با هم دوستی دارند، در عالم قبل ماده، آنجا هم با هم بوده اند و... یا روایاتی که دلالت بر این دارند که نفس امیرالمومنین چند هزار سال قبل خلقت حضرت آدم خلق شده اند، و این نفس پشتیبان همه انبیا بوده است، در روایتی هام از اجنه خدمت پیامبر میاد، و پیامبر میگه به این آقای بغل دستی نگاه کن، میگه همین آقا بود، که انبیا رو از شر ماها نجات می داد جمعش به چه نحوی هستش؟ سوال چهارم: اجنه در زمان حضرت سلیمان تجسم مادی پیدا کرده بودند یا تمثل؟ این را پرسیدم مقدمه برای این سوال که آیا اجنه تجسم مادی می یابند؟ و اگر پاسختان منفی است، و فرد در عالم خیال خود با تصویری از جن و جسم مثالی جن، رو به رو شده، و آن را می بیند، پس چگونه جن اگر تجسمی ندارد، در عالم ماده تصرف می کند و اشیا را جا به جا می کند، یا مثل کتاب آن سوی مرگ، آن لطمه ها را به آن شخص و اموال او وارد می کند، یا مشهور است که سنگ به خانه افراد پرتاب می کند و...؟ یا چطور از باقی مانده قضای انسان تناول می کنند؟ ملک هم تجسم میابد؟ روایات مربوط به رویت جبراییل توسط اصحاب چگونه تحلیل می شوند؟ یا چگونه ملک از بوی شخص تغذیه می کند؟ و... خداوند طول عمر با عزت به شما در ظل توجهات عالیه حضرت ولی عصر عنایت بفرمایند. مشتاق دیدار شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه از آرزوهای دنیایی کم کنید به همان اندازه توفیق عمل به آن‌چه حق می‌دانیم در ما پیدا می‌شود. ۲. به هر حال این حالت در این مسیرها پیش می‌آید، باید آن نگاه‌ها را دنبال نکرد. پس از مدتی انسان از آن ظاهرها عبور می‌کند و نظرش به شخصیتِ ایمانی و باطنِ روح انسان‌ها می‌افتد. ۳. آری! روح‌ها قبل از بدن‌ها در علم خدا خلق شده‌اند و برای به ظهورآمدن در این دنیا، به بسترِ بدن مادی نیاز دارند و از این جهت، «جسمانیة الحدوث»‌اند و حال همین روح که در بدن خود را یافته و انتخاب‌هایی در این دنیا داشته «روحانیة‌البقاء» می‌باشد و پس از بدن به صورت شخصی باقی می‌ماند. ۴. احتمالاً باید روی جسم مثالیِ آن‌ها ببیشتر فکر کرد. حتی وقتی برای انسان‌های عادی ظاهر می‌شوند در حیطه‌ی خیال آن‌ها ظاهر می‌گردند، ولی مثل نفس ما که در عینِ مجردبودن می‌تواند بدن خود را حرکت دهد؛ آن‌ها با قدرت خود که به جهت مثالی‌بودن‌شان بیشتر از قدرت‌های مادی است، در عالم ماده با اراده‌ای که دارند تصرف می‌کنند، مثل آن‌هایی که از دور، چیزی را حرکت می‌دهند و یا قطاری را متوقف می‌کنند. موفق باشید 

26993
متن پرسش
سلام استاد: آیا به نظر شما سیر مطالعه المیزان را از ابتدا شروع کنیم تا آخر یا سیر تفسیر شما که از سوره زمر شروع می شود را ابتدا کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا خوب است «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کار شود. موفق باشید

26979
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: برداشت بنده از مجموعه ی سخنان حضرتعالی این هست که عقل نیرویی ماوراء طبیعه هست و بر اساس گفته ی عارف سید هاشم حداد منشا تمامی قوا نور هست. با توجه به مطالب ذکر شده نقش مغز انسان در این میان چیست؟ می توان نقش پردازنده را در نظر گرفت و یا وسیله ای به عنوان نگدارنده ی کوتاه مدت مطالب؟ با تشکر و التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مغز انسان، ابزار است که نفس ناطقه آن را جهت تفکرش به کار می‌گیرد. مثل آن‌که نفس ناطقه جهت بینایی‌اش، چشم را به کار می‌گیرد. موفق باشید

26967
متن پرسش
سلام علیکم: سال نو را خدمت استاد عزیز تبریک عرض می کنم: با توجه با شناختی که استاد از بنده و سطح علمی ام دارید آیا برای بنده قبل از ورود به عرفان فلسفه هم نیاز هست کار کنم؟ اگر نیاز نیست چرا؟ یعنی برای بنده نیاز نیست یا برای همه فلسفه پیش نیاز فصوص نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر کلیّاتی از فلسفه در حدّ مباحث «معرفت نفس» و آنچه در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» بدانید، راحت‌تر جلو می‌روید. موفق باشید

26951
متن پرسش
با سلام و احترام: اگر معتقدیم که هر گیاهی یک نفس نباتی دارد، فرض کنید که یک درختچه را دقیقا از وسط با ریشه و خاکش نصف کنیم به گونه ای که هر دو نیمه بتوانند به ادامه حیات خود ادامه دهند. خب در این حالت نفس نباتی اول چه می شود؟ آیا نفس اول نابود شده و دو نفس جدید افاضه می شود؟ آیا نفس اول به یکی از نیمه ها تعلق پیدا می کند و فقط یک نفس اضافه به آن نیمه دیگر می دهیم؟ آیا نفس اول به دو نیمه تقسیم می شود؟! به هر حال این نیمه گیاه ها چه می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث را خوب است با دقت کامل در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» دنبال بفرمایید که چگونه نفس نباتی مناسب شرایطی که آماده‌ی پذیرش آن است، تجلی می‌کند و لذا در شرایط جدید، نفسی که مناسب آن شرایط است متجلی می‌شود مثل آن‌که نفسِ یک جوان پس از مدتی به جایِ نفس کودکیِ آن فرد برای جسم او متجلی می‌شود. موفق باشید

26914
متن پرسش
با سلام: لطفا برای کسی که می خواهد روانشناسی اسلامی را خوب بخواند و واقعا به معناي حقیقی کلمه روانشناسی اسلامی را بخواند نه اینکه همان حرف های غربی ها را بر احادیث و قرآن تحميل کنیم. لطفا سیری را معرفی کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در اسلام، بیشتر بر روی «معرفت نفس» و تعلیم و تربیت تأکید داریم. روان‌شناسی یک علم تجربی است در نسبت بین عکس‌العمل‌های روان با بدن. موفق باشید

26901
متن پرسش
سلام علیکم: در باب «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» مطلبی رو در پاسختون به سوالی خوندم ولی مسئله هنوز برام مبهمه. نقل قولی از امیرالمومنین (ع) کردید که خداوند روح‌ها را دو هزار سال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود. از طرفی فرمودید که روح انسان در جنینی قبل از ۴ ماهگی، روح نباتی است و پس از آن به فعلیت روح انسانی می رسد. آیا درست فهمیدم که هم روح و هم جسم حرکت جوهری دارند؟ چون بنظرم وقتی جسم آماده افاضه روح به اون میشه خب حرکت جوهری رو طی کرده و جنینی در اثر آمادگی جسم برای تجلی روح، شکل میگیره؛ و از اون طرف خود این روح هم ابتدا جنبه نباتی داره و پس از چهار ماهگی روح انسانی بالفعل میشه پس روح هم حرکت جوهری داره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روح، تا زمانی که به جسم تعلق دارد پیرو حرکت جوهری جسم دارای حرکت جوهری است و از حالت نباتی به حیوانی و از روح حیوانی به روح انسانی سیر می‌کند. این مطلب را باید در بحث حرکت جوهری دنبال کنید که چگونه فیض دائمی حق، مابالقوه‌ها را به مابالفعل تبدیل می‌کند. موفق باشید

26892
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: از منظر اندیشه اسلامی آیا روح جدای از بدن و ما قبل بدن خلق شده یا روح از بدن و مقارن با خلق بدن، بوجود آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود هرکس قبل از بدن در علم خدا بوده است به همان معنایی که از قول امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند روح‌ها را دو هزارسال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود به معنای «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» که در حرکت جوهری مورد بحث قرار می‌گیرد. موفق باشید

26884
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی در باب حکمت تولد و وجود افراد ناقص الخلقه و معلول از بدو تولد یا افرادی با اختلال های نظیر اوتیسم و شش انگشتی شدن، معتقدند که اگر دنیا را محل آزمایش و هم چنین معبری برای معاد بدانیم، پس وجود این افراد آزمایشی است برای خودشان و ما که برای خود افراد مبتلا و درگیر این مشکلات، آزمایش صبر است و برای ما آزمایش محبت و رحمت. آیا چنین دیدگاه در این باب مبنای صحیح و درستی دارد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف در جای خود درست است ولی نباید ما را از وظیفه‌ای که نسبت به جنین به عهده داریم، غافل کند و در دوره‌ی جنینی از مواظبت‌های لازم جنین غفلت نماییم. موفق باشید

26882
متن پرسش
سلام علیکم: در مباحث معرفت النفس فرمودید که روح جنین زمانی زمانی که در شکم مادر هست، باید بدنی متناسب با خود بسازد و انتخاب کند. در همین باره داریم که روح در چهار ماهگی و پس از تکمیل بدن افاضه می شود پس چگونه روح به تدبیر و انتخاب و ساختن بدن مشغول می شود وقتی پس از تکمیل آن افاضه شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» روشن می‌شود که روح، از همان ابتدا در جنین دمیده می‌شود؛ ولی در ابتدا روحِ نباتی، بالفعل است و روحِ انسانی، بالقوه. و جنین سعی دارد بالقوه‌گی‌های خود را بالفعل کند و در ۴ ماهگی روحِ نباتی شدت یافته و به روحِ انسانی تبدیل می‌شود که بحث آن مفصل است. موفق باشید

26852
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به پرسش ۲۶۸۴۰ فرمودید که مثل نفس ناطقه که در عین تجرد و ثبات، در حالِ تغییر است و این قاعده در مورد اصل اسلام نیز صدق می‌کند. منظور حضرتعالی از اینکه نفس ناطقه در عین تجرد و ثبات، در حال تغییر هست یعنی چه؟ به چه معنی نفس هم ثابت است هم متغیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» در این مورد شده است که چگونه از ابتدای کودکی تا حال، متوجه‌اید که خودتان، خودتان هستید و در عین حال، تغییر کرده‌اید. موفق باشید

26832
متن پرسش
سلام علیکم: در حال مطالعه کتاب جوان و انتخاب بزرگ حضرتعالی هستم که در یک بخشی برام مسئله پیش اومد. شما ذیل بحث مغایرت مُدرِک با مُدرَک می فرمایید مثلاً شما به دیوار علم دارید پس می یابید غیر از آن دیوار هستید و در باب بدن هم چنین است، شما به بدن علم دارید پس خودتان غیر از بدن تان هستید و حقیقتی متعالی بنام روح دارید. آیا نمیشه گفت خب پس ما به روح هم که علم داریم و می فهمیم روح و خود ثابت و حقیقی وجود دارد، پس خودمان غیر از روح مان هستیم و آن روح را هم درک می کنیم و نسبت به آن عالم هستیم. آیا این اشکال وارد هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به روح هم علم داریم ولی با خودِ روح، و به صورت علمِ حضوری. و در اینجاست که مغایرت مدرِک و مدرَک پیش نمی‌آید. موفق باشید

26840
متن پرسش
سلام علیکم: اسلام به حکم اینکه دینی است تغییرناپذیر و مقتضیات زمان به حکم اینکه در زمان قرار گرفته و متغیر است، در این صورت دو چیز که یکی خاصیتش ثبات است و دیگری تغییر و تحول، چگونه می توانند با یکدیگر هماهنگی داشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل نفس ناطقه که در عین تجرد و ثبات، در حالِ تغییر است و این قاعده در مورد اصل اسلام نیز صدق می‌کند. موفق باشید

26814
متن پرسش
سلام: خدا قوت: چطوری میشه اثبات کرد که خدا انسان را از سر لطف و دوست داشتن خلق کرده و هیچ نیازی نداشته؟ اگه از سر لطف و دوست داشتن هست نمی‌شود انسان ها از اول توی کمال باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اوایل کتاب «آشتی با خدا» بحثی تحت عنوان «خدا چرا ما را خلق کرد؟» مطرح شده است. إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را در آن‌جا می‌یابید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

26788
متن پرسش
سلام: در کتاب ده نکته فرمودید طبق نظر زیست شناسان بدن انسان چند وقت یکبار دیگه بدن قبلی نیست. همون زیست شناسان میگن مغز تا آخر عمر حتی بعد از مردن هم تا یه مدت تغییر نمیکنه. این شبهه میاد ذهن ما که: خب شاید من همون مغز باشه! این شبهه رو چجوری حل کنیم؟ ممنون استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه‌ی تجرد نفس و بی‌زمان و بی‌مکانی آن باشیم، دیگر نمی‌توانیم پدیده‌ی مادی مثل مغز را به عنوان نفس ناطقه‌ی انسان قلمداد کنیم. موفق باشید

26714
متن پرسش
با سلام: با توجه به اینکه فرموده اید روح انسان در بطن مادر جسم را مدیریت می کند و نحوه ی ساخت و شکل دهی آن را تنظیم می کند پس چرا بعضی رنگ چشم ها متفاوت است و یا بعضی ها معلول و .... آیا روح برای جسمی که با آن می خواهد به کمال برسد نقصان می پسندد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد عرایضی شده است که چگونه شرایط تدبیر جسم توسط روح، اگر در دوره‌ی جنینی به دلایلی مختل شود، این مشکلات پیش می‌آید. موفق باشید

26690
متن پرسش
با سلام: مباحث معرفت نفس و الحشر فایل صوتی ندارد و چون اینجانب برخی از مفاهیم آن کتاب را نمی فهمم و آیا برای فهم بهتر آن کتابی یا منبع دیگری را باید بررسی نمایم قبل از این کتاب مهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کیفیت فایل‌های صوتی آن چندان خوب نیست ولی نزد حاج‌آقا نظری هست. شرح صوتی کتاب معاد تا حدی مطلب را جبران می‌کند. موفق باشید

26683
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: این عبارت صحیح است؟ حرکات و سکنات انسان حقیقت جو و خواهان کمال، می بایست با تدبیر نفس او مطابقت داشته باشد و آن یعنی عمل دقیق به امور شرعیه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و لذا باید سعی کرد در راستای جستجوی حقیقت دستورات شریعت الهی را دنبال نمود. موفق باشید

26682
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: مثالی در کتاب ده نکته از معرفت نفس را به شکل زیر نوشتم آیا درست نوشتم؟ با تشکر فراوان. مثال: از دور سگی را دیدم و از ترس قلبم لرزید و می خواستم پا به فرار بگذارم اما انگار چیزی به من الهام شد که نترس و فرار نکن، خودم را کنترل کردم و بر وسوسه غلبه کردم با دقت دیدم و مطمئن شدم آن سگ نیست بلکه سنگ بزرگی است شبیه به سگ و خیال می کردم آن سگ هست و بدین ترتیب قلبم آرام شد. در تمام این حالات که دیدم، ترسیدم، خیال کردم و نیز به من الهام و وسوسه می شد خودم بودم یعنی یک نفس که همه اش یک جا بود. یعنی عقل و خیال و قلب یکجا بود. یعنی نفس عزم می کرد به عقل یا قلب یا خیال میدان می داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

26667
متن پرسش
استاد گرامی سلام: اگر روح انسان در ۴ ماهگی در بدنی که ساخته شده حلول می کند نحوه حلول در بدن برزخی و حلول در بدن قیامتی چگونه است؟ التماس دعا و با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدنِ برزخی و قیامتی، صورتِ روح و اخلاق انسان است و بحث دوگانگی بین روح و بدن در آن‌جا مطرح نیست. موفق باشید

26659
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: می خواستم ببینم آدم وقتی بخواد خودش رو بشناسه باید از کجا و چه طور شروع کنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» جهت تذکر به این امر، شروع خوبی باشد. موفق باشید

26633
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: با توجه به اینکه من انسان مجرد است و من انسان نه زن است و نه مرد و جنسیت ندارد پس خصوصیات مردانه و زنانه مربوط به تن انسان است، آیا جنسیت انسان کاملا جسمانی است؟ در مبحث هماهنگی تکوین و تشریع، شما فرموده بودید که انسان تکوینا زن یا مرد است و باید با تشریع این زن بودن یا مرد بودن به تکامل برسد. در حالی که زن بودن یا مرد بودن به تن انسان مربوط است و با بلوغ جنسی رشد می‌کند و با یائسگی و پیری ضعیف می شود. منظور شما از این تکامل چیست؟ با توجه به اینکه این حقیر یک طلبه فیزیولوژیست هستم، با استفاده از دروس شما نتیجه گرفتم که چون جنسیت انسان به تن انسان مربوط است و اکثر رفتار های جنسی (مانند غرور، اقتدار، غیرت، رقابت، ایجاد قلمرو و تامین کنندگی در جنس نر و ناز، حیا، لطافت و نیاز به تامین شدن در جنس ماده) بین انسان و حیوان مشترک است، پس ما انسان را از ۲ دیدگاه باید بررسی کنیم یکی از منظر روح و عالم ملکوت که انسان حی متاله است و دیگری از دیدگاه فیزیولوژیک و زیستی که انسان حیوان ناطق است. بر همین اساس رشته جدید به نام مشاوره فیزیولوژیک بنیان‌گذاری کردم که در این روش با استفاده از رفتار های حیوانات و آزمایشاتی که بر روی سیستم نورو آندوکرینولوژی آنها انجام شده توانستم به خانواده ها آموزش دهم که زن با استفاده از ناز و لطافت خود و تحریک محرکهای الکترونیکی یا الکتروفیزیولوژیکی مرد مانند گیرنده‌های بینایی، بویایی، شنوایی و لامسه بتواند توجه مرد را به خود جلب کند و عشق و محبت را در خانواده ایجاد کند. این روش برگرفته از احادیث پیغمبر صلوات الله علیه مبنی بر استفاده از لباس و آرایش و عطر و زیورآلات برای همسر می باشد. این روش تا کنون بر روی بیش از چند صد نفر آزمایش شده و نتایج بسیار خوب و جالبی داشته است. هم اکنون تصمیم داریم این آزمایشات را به صورت الکترونیکی با تحریک هسته های مغزی انجام دهیم زیرا می دانیم سیستم بدن انسان مانند یک ربات می تواند از طریق گیرنده های حسی تحریک شود و پاسخ دهد. حال برای اینکه معلوم شود که آیا این علم صحیح است یا نه و ابعاد مختلف آن را بررسی کنم لازم است یک هم اندیشی با شما استاد عزیز داشته باشم در حال حاضر سوالات بسیاری مطرح است از جمله سوالات زیر: رفتار های جنسی در حیوانات مانند رقابت، غیرت و ایجاد قلمرو چگونه ایج انجام می شود آیا نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است یا این رفتارها منشأیی غیر نفسانی دارد؟ تشابه اثر تستوسترون بر روی ایجاد بلوغ جنسی در حیوان و انسان و ایجاد رفتارهای مانند رقابت نرها با یکدیگر و غیرت روی همسر و ایجاد قلمروی برای خود و همسر و فرزندان چگونه انجام می شود؟ آیا از طریق تن است یا من؟ یک روبات چگونه می‌تواند این رفتارها را یاد بگیرد و تکرار کند؟ چرا رفتار یک مرد مانند یک ربات می تواند ناخودآگاه باشد یعنی در نهایت خشم و نفرت و عصبانیت با تکنیک ناز و لطافت زن یا با کلمات تحسین کننده ناگهان تمام خشم و نفرت خود را فراموش می‌کند و مهربان می شود؟ لطفاً در صورت امکان سوال مرا پاسخ دهید و اگر مقدور است یک وقت حضوری برای بحث و تبادل نظر بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ذات نفس ناطقه، نه زن است و نه مرد ولی روح و روحیه‌‌ای در جنین هست که بدنِ مناسب روح خود را در همان دوره‌ی جنینی شکل می‌دهد. مسلّما نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است و به همین جهت بدنی مناسب روح و روحیه‌ی خودشان را می‌سازند. روح گرگی، بدنی که دارای چنگال است برای خود می‌سازد. با توجه به آن‌چه عرض شد، ان‌شاءالله می‌ توانید کار خود را ادامه دهید. عرایضی در کتاب «خویشتن پنهان» هست و یا در آرشیو سوالات در قسمت معرفت نفس نکاتی هست که می‌تواند در این امر کمک کند ولی متأسفانه شرایط بنده طوری نیست که بتوانم به طور حضوری در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

26603
متن پرسش
‏با سلام خدمت استاد عزیز: اکثر افرادی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند از هم نشینی و مانوس بودن با یک فرد بسیار دوست داشتنی صحبت می کنند. در آموزه های دینی ما این فرد کیست و یا که چیست؟ با تشکر ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً با صور ذهنی خود که در حالِ خوشِ احساس روح برایشان پیش می‌آید، روبه‌رو می‌شوند. موفق باشید   

26601
متن پرسش
سلام استاد گرامی: دعا گوی شما هستم، از خدا برای شما عمری پر از برکت، عاقبتی زیبا و ختم به خیر می خواهم. چند وقتی است که در کنار کتاب «ده نکته معرفت نفس» و «آشتی با خدا»، کتاب نیروی حال اکهارت توله را می خوانم کمی از تمرین هایش را انجام می دهم، یوگا را هم در برنامه های خود دارم برای آگاهی از جسم، چند سوال دارم: ۱. در حالت بی ذهنی تکلیف نفس اماره چه می شود؟ آیا می توان گفت که در این حالت یعنی وقتی از صحبت های درون ذهن رها می شویم، نفس اماره هم ساکت می شود؟ من در این حالت هیچ حس بد و یا شادی ندارم، هیچ قضاوتی ندارم فقط آرام هستم بی نهایت، از طرفی حس گناه کار بودن و قصور هم ندارم و این حالت برایم زیبا نیست، چرا که کمی شبیه سر زیر برف فرو کردن می شود. ۲. این حالت بی ذهنی آیا به ترک گناه کمکی می‌کند؟ آیا فضیلتی به انسان می افزاید؟ اگر حالت بی ذهنی همان مدیتیشن باشد به معنای امروزی اش، انسان هایی را می شناسم که سال ها مدیتیشن انجام داده اند اما اضطراب و نگرانی آنها کم از بقیه نیست، صفات بدشان هم برخلاف تصورشان خیلی کم نیست. ۳. موقعیت حالت بی ذهنی در دین و سلوک چیست؟ آیا از مقدمات است؟ اگر آری تا چه اندازه باید برای آن وقت گذاشت و در چه جاهایی؟ ۴. در این حالت برخی صفات بد من ناپدید می شوند، مثل ریا، کبر، بدبینی، حسادت، خشم و... آیا بی ذهنی به رهایی از این صفات کمکی می‌کند یا صرفا لحظاتی نفس اماره ساکت شده است؟ سالها به دنبال کنترل خشم بودم، در بی ذهنی می توانم کنترل کنم و حکومت کردن خود را بر حالات بدم می بینم. ۵. در این حالت بی ذهنی وقتی که نماز می‌خوانم بسیار حال خوبی پیدا می کنم، تمرکزم در نماز خیلی خوب می‌شود و توجه ام به کلمات هست و انگار با او گفتگو می کنم بدون هیچ مزاحمی اما نمی‌دانم در واقع این حالت درست است یا نه؟ ۶. چه کنم که در دام افراط این حالت قرار نگیرم؟ ۷. آیا می‌توان فضای بعد از مرگ را به بی ذهنی تشبیه کرد؟ ببخشید اگر سوالات زیاد شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این حالت به «بودنِ» خود توجه کنید فقط به «بودن» ۲. اگر با درکِ «بودن»، خود را درست درک کنید، احساس اتصال به بودن حقیقی که همان حضرت حق است در شما ظهور می‌کند. ۳. بعد از این مرحله، به افقی فکر کنید که عبادات دینی متذکر صورت اصلی آن افقی است که در چشم‌اندازِ شما در حالِ ظهور است. ۴ و ۵. همین طور است این نوعی اتصال به بودِ مطلق است. ۶. رعایت تقوای الهی ۷. تا حدّی، ولی فضای بعد از مرگ، بودنی است همراه با درکِ حقیقت و غیر حقیقی اعمال. موفق باشید

نمایش چاپی