بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: توحید و اسماء الهی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27628
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: تفاوت مقام واحدیت و احدیت در چیست؟ اینکه می‌گویند همه پیامبران در مقام واحدیت بوده اند و تنها پیامبر اسلام در مقام احدیت بوده اند به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام «احدیت» نظر به حضرت حق است در هویتی که اسماء حسنا غرق در آن مقام‌اند. ولی در مقام «واحدیت» مقامِ اسماء حسناست و نبوت رویهمرفته محلِ توجه به اسماء حسنای الهی یعنی مقام «واحدیت» است در عین آن‌که باطن نبوت که مقام اصلی نبوت است، مقام پیامبر خاتم «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌باشد به اعتبارِ «النّهایات ترجعُ إلی البدایات» که بحث مفصل آن را در کتاب «مصباح‌الهدایه» حضرت امام می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

27596
متن پرسش
سلام علیکم: آیا نور تمام اسماء الهی به وجود مقدس اهل البیت می تابد که آنها را به مقام خاندان رسالت و ولایت و پیشوایان بشر و انسان های کامل می‌شوند یا بصورت ویژه بر هر کدام از معصومین جلوه ای از اسماء الهی می تابد و آنها را به آن مقام می‌رساند؟ چون مثلا در دعای عهد برای ارتباط با حضرت حق و انس با مقام حضرت بقیه الله به اسم «أشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَ الْأَرْضون» و اسم «يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ» و اسم حی، نظر خاص و ویژه داریم و مقام حضرت بقیه الله هم در این راستا است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان کامل در مقامی است که مقامِ تعلیم همه‌ی اسماء الهی است و لذا اولیای معصوم «علیهم‌السلام» در مقام ذات، حاملِ همه‌ی اسماء الهی هستند، هرچند در مقام ظهور بستگی به ظرفیت شرایط دارد. مولایمان حضرت بقیة اللّه «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در شرایطی به ظهور می‌آیند که ظرفیت ظهور نور همه‌ی اسماء رویهمرفته فراهم است. مانند همین تاریخی که ما در آن قرار داریم و نمی‌توانیم در محدوده‌ی ظهور اسلامی در میدان باشیم که مثلاً ۵۰۰ سال پیش برای مسلمانی‌مان کافی بود. موفق باشید

27590
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. آیا مرتبه ی حقیقت قرآن و حقیقت اهل بیت علیه السلام از منظر عرفانی نسبت به هم اولویت دارند؟ یا یکی از این دو بالاتر است؟ ۲. محل صدور قرآن از منظر عرفان از کدام یک از مراتب تجلی حضرت حق بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم با توجه به ثقلین‌خواندن آن دو حقیقتِ سنگین، یکی را می‌توان آینه‌ی تمام‌نمایِ دیگری گرفت به همان معنا که مولایمان فرمودند قرآن ناطق منم. ۲. قرآن از محل الوهیتِ حضرت حق یعنی اسم «اللّه» صادر شده است به همان معنایی که در قرآن داریم: «قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ» بگو: طریقه من دعوت است به سوی «اللّه». موفق باشید

27560
متن پرسش
سلام بر استاد: من طلبه ام و عاشق فلسفه و عرفانم. به تازگی با کانال معرفت حق آشنا شدم که سیر شما رو به طور قطره چکانی کار می‌کنند. پایه ششم هستم. بنظرتون ادامه بدم اون رو؟ و اینکه خودمم دارم سیر رو آروم میخونم علاوه بر اون کانال. سوال بعدیم: ابن عربی می گوید: «الكلمة هي الله متجلياً . . . وهي عين الذات الإلهية لا غيرها.» (فصوص الحکم، بخش دوم، صفحه ۳۵) مقصود چیست؟ آقای وحدتی پاسخ ندادن گفتن این دست موارد رو از خودتون بپرسیم. ممنون دعام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کار خوبی است که مباحث از طریق آن کانال دنبال می‌شود. ۲. بحث جناب ابن‌عربی در رابطه با «وحدت وجود» است و ظرائف آن إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردن تفسیر «حمد» حضرت امام تا حدی آن نکته که در این جا مطرح فرمودید روشن می‌شود. موفق باشید

27501
متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۲۷۴۹۷ شما فرمودید با نظر کردن به جایگاه آن اسماء به مرور حقیقت آن اسم برای شما منکشف می شود. استاد می دانم که منظور شما این است که این مباحث را نمی شود با علم حصولی و آموزش دادن و تدریس دیدن فهمید بلکه باید از طریق علم حضوری و از طریق انکشاف قلبی اینها را بیابیم. ولی استاد سوال من این است که وقتی که من معنی و ترجمه اسماءالهی و تفاوت آنها با هم (مانند تفاوت کریم و جواد) یا حتی سایر کلماتی که در ادعیه به کار برده می شود که معنی مشابهی دارند ولی در حقیقت با هم تفاوت دارند (مانند تفاوت یأس و قنط و خیبة) را ندانم به کدام جایگاه نظر کنم؟ من با کلمه ای که ترجمه آن را ندانم چگونه میتونم انس بگیرم تا حقیقت آن کلمه به مرور زمان برای من روشن بشه؟ یعنی واقعا کتابی در این رابطه وجود ندارد که به من معرفی بکنید یا وجود دارد ولی شما توصیه نمی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه بودم. به همین جهت عرض شد خود به خود معانی آن واژه‌ها به ظهور می‌آید و در عین حال، بنا شد از کتاب «اسماء الحسنی، دریچه‌ی رجوع به حق» غافل نباشید. در ضمن کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی نیز نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارد. موفق باشید

27505
متن پرسش
سلام: استاد لطفا بفرمایید که چگونه باید به سوال اینکه هدف در زندگی چیست جواب داد؟ و چطور باید معاد را معنا کرد و آن را دید تا از یک سرزمینی با خوشی های خیلی خوب نجات پیدا کرد؟ قیامت چگونه جایی باید باشد تا جواب‌گویِ این همه امکانات متکثر و محدودیت‌ها برای انسان باشد؟ عجیب نیست که خالق واحد عالمی مثل دنیا خلق کرده است که درنهایت کثرت و رهاشدگی است و انسان را در آنجا آورده و بعد او را فرامی خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا» نکاتی را جهت فکرکردن در این امور در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

27504
متن پرسش
سلام استاد جان: چند تا سؤال از خدمتتون داشتم. ۱. بعضی اوقات توانایی هایی برای انجام کارهای بزرگ در خودمون حس می کنیم ولی از طرف بزرگترها با چشم تحقیر دیده میشیم. باید چیکار کرد؟ ۲. ما به اندازه بزرگان سابق برای تحصیل وقت نداریم و کارهای دیگه مثل فعالیت فرهنگی و خانواده و ... اجازه نمیده تمام وقت روی درسهای دینی باشیم. آیا برای همیشه از دسترسی به این علوم حقه محرومیم؟ ۳. بنده با مطالعه برخی آثار آیت الله جوادی فهمیدم خداوند با اسماء خود انسان را تربیت می‌کند. چراکه اسماءالله بعضی بر بعضی دیگر حکومت می کنند. می خواستم روی این موضوع در تربیت فرهنگی یک تحقیق داشته باشم. لطفا راهنمایی ام کنید. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حدّ امکان باید جلو رفت. ۲. هنر ما باید جمع‌کردنِ آن‌ها باشد تا یک بُعدی در این زمانه نباشیم. ۳. خوب است به کتاب «اسماء الحسنی، دریچه‌ی رجوع به حق» سری بزنید. موفق باشید

27497
متن پرسش
سلام علیکم: بنده الحمدلله علاقه زیادی به تفکر کردن در مورد ادعیه و مناجات دارم و در این راستا از شرح هایی که علما بر ادعیه داشته اند استفاده می کنم. ولی معنی بعضی از کلمات و همچنین اسماء خداوند را که در ادعیه آورده شده به صورت دقیق نمی دانم. حتی در شرح هایی هم که گوش داده ام توضیحی داده نشده. مثلا کریم به طور دقیق یعنی چه؟ یا جواد به چه معنی است؟ فرق کریم با جواد در چیست؟ یا فرق جواد با سخی در چیست؟ فضل با کرم چه تفاوتی دارد؟ مثلا امام یه جایی میگه با کرمت با من برخورد کن یه جایی دیگه میگه با فصلت با من برخورد کن. من اینها را نمی فهمم. سوالم این است که آیا در این خصوص کتابی هست که این کلمات و اسامی را به طور مفصل توضیح بدهد؟ اگر نیست چاره چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به مرور با نظر به جایگاه خود کلمات متوجه‌ی اشارات معنایی آن خواهید شد. کتاب «اسماء الحسنی، دریچه‌ی رجوع به حق» که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه قابل استفاده خواهد بود. موفق باشید

27466
متن پرسش
سلام علیکم: تفاوت میان مالکیت و ربوبیت در بنده و خالق چیست؟ ویژه اینکه انسان هم در حیات دنیوی می تواند مالکیت پیدا کند و در عین حال در روایات داریم در اثر عبودیت می تواند به ربوبیت هم برسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به اعتبار خالقیتش «له ملک السموات و الارض»، و به اعتبار تدبیر امورِ عالم و رساندن استعدادها به فعلیت، «ربّ العالمین» است. انسان‌ها در این بستر می‌توانند عالم را از آنِ خود کنند و نیز می‌توانند در طول تدبیر الهی همچون حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عالم را در اختیار بگیرند و مانع تدبیر نظام استکباری بگردند. موفق باشید

27442
متن پرسش
سلام علیکم: شهید مطهری در جمله ای در کتاب وحی و نبوت می نویسند که خداى قرآن برخلاف خداى فلاسفه يک موجود خشک و بى‌‏روح و بيگانه با بشر نيست. خداى قرآن از رگ گردن انسان به انسان نزديكتر است، با انسان در داد و ستد است، با او خشنودى متقابل دارد، او را به خود جذب مى‏‌كند و مايه آرامش دل اوست. بشر با او انس و الفت دارد، بلكه همه اشياء او را مى‌‌خواهند و او را می‌خوانند. تمام موجودات از عمق و ژرفاى وجود خود با او سر و سرّ دارند، او را ثنا می‌گويند و تسبيح می‌‏كنند. منظور ایشان از این تفاوت خدای قرآن و خدای فلاسفه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورشان همان‌هایی است که خود آن شهید بزرگوار به‌خوبی روشن کردند. آری! با نظر به قرآن این حالت را انسان تجربه می‌کند. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۴۰۵ بزنید. موفق باشید

27425
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد تفاوت بین نفس رحمانی و انسان کامل چیست که هر دو مجرای جریان فیض به عالم هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این نفسِ رحمانی است که در جلوه‌ی انسان کامل یا سایر مظاهر اسماء الهی به ظهور می‌آید. مثل کلمات ما که همان تنفس ما می‌باشد که از حنجره عبور می‌کند. موفق باشید

27422
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد: در رابطه با مبرا بودن خداوند و نفس ناطقه از چیستی و هستی مطلق بودن آیا می توان گفت که چیستی بقیه مخلوقات بخاطر درجه وجودی پائین‌ترشان است!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم را «وجود» پر کرده با شدت و ضعف در ظهور، حال این ظهور است که در مجالی و ممکن‌الوجودهای مختلف به ظهور می‌آید و «چیستی» معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

27419
متن پرسش
سلام علیکم استاد: تعدادی سوال داشتم در مورد دو موضوع: امام صادق علیه سلام: «اگر گروهی تنها خدا را بپرستند و برای او شریک نگیرند و نماز برپا داشته و زکات داده و حجّ خانۀ خدا را بجا آورند و ماه رمضان را روزه بگیرند، امّا دربارۀ یکی از افعال خداوند یا رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) چنین بگویند: ای کاش برخلاف آنچه انجام داده، رفتار می کرد یا همین فکر به ذهنشان خطور کند، مشرک می شوند.» و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «پس سوگند به پروردگارت (اى پيغمبر) كه ايشان ايمان نمى آورند؛ تا زمانيكه در مشاجرات و خصومتهائى كه در ميانشان واقع گردد، تو را حَكم قرار داده و به تو رجوع كنند؛ و سپس از آنچه كه تو به نظر خودت در ميان آنها حكم كردى و قضاوت نمودى، ابداً ناراحتى و حرجى در خود احساس ننمايند و گرفتگى را در خود نيابند؛ و به آخرين درجه از تسليم، تسليم امر و نظر تو باشند.»؛ پس از آن امام صادق (علیه السّلام) فرمود: تسلیم باشید.» برشی از کتاب کیمیای سعادت در پرتو رفیق: ارجاع دادن استاد به رفیق، بخاطر خوف از هلاکت شاگرد در اینجا تذکّر این مطلب بسیار مهم است که گاهی منشأ ارجاع دادن استاد به رفیق، بازگشتش به عدم استعداد برای قبول حق از طرف شاگرد است. یعنی اگر استاد بخواهد مستقیماً مطلبی را به شاگرد تذکّر بدهد، ممکن است شاگرد بواسطۀ عدم تحمّل شانه خالی کند و خدای ناکرده در مقام تعارض با استاد قرار گیرد؛ چه اینکه این اعتراض را به زبان بیاورد و زبان به اعتراض باز کند و یا اینکه در قلب خود نگه دارد. در هر دو صورت، چون این تعارض و تقابل با مقام ولایت صورت می پذیرد، فرد بسیار ضربه می خورد و به هلاکت می افتد و ساقط می شود. ۱. استاد از مطالب گفته شده برداشت میشه که ما باید از دستورات صاحبان ولایت (خدا و پیغمبر و اهل بیت و رهبری و اولیا الله) در عمل اطاعت کنیم و نارضایتی قلبی نداشته باشیم که این ساده نیست ما شاید بتوانیم در عمل تابع آنها باشیم ولی اینکه از دستورات آنها حتی ناراحت هم نشویم یا نارضایتی درونی هم نداشته باشیم خلیی سخت است چرا که ناراحتی که امر قلبی است در دست ما نیست. یا اینکه رضایت کامل به قضا الهی داشته باشیم و در مصیبت ها ناراحت از اراده و قضای الهی نباشیم و اینکه در متن های بالا گفته شده که حتی خطور نارضایتی در ذهن مساوی با شرک است و تعارض و تقابل با مقام ولایت است و موجب هلاکت می شود بیشتر افراد که در مقام تسلیم و رضا قرار ندارند چطور بدین شکل باشند؟ ۲. استاد در کتاب معاد فرمودید که اگر در دنیا شخص دارای سمت و سوی الهی باشد و در مسیر حقیقت بوده باشد بعد از مرگ در عالم برزخ و قیامت با طی عوالم و منازل با کنار رفتن تعلقات و حجاب ها در نهایت به لقا الله می رسد آیا برای همه ی انسان هایی که مومن هستند و سمت و سوی الهی دارند جنت لقا و فنی در ذات احدیت در نهایت میسر می شود؟ در پناه حق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی پذیرفتیم حضرت حق عین حکمت عمل می‌کند و اولیای معصوم «علیهم‌السلام» مظهر حکم خدایند؛ عقلاً جایی برای اعتراض درونی نمی‌ماند هرچند از نظر احساس و عاطفه ممکن است ناراحت باشیم و همین اندازه که عقل، انکارِ حکمت الهی را نمی‌کند برای توحید و عدم شرک کافی است. ۲. به اندازه‌ای که انسان‌ها به حقّ رجوع داشته باشند با جلوات انوار الهی در مظاهر مختلف روبه‌رو می‌شوند. موفق باشید

27291
متن پرسش
با سلام استاد عزیز. با توجه به آیات قرآن کریم، که خداوند می فرمایند، قرآن در کتاب مکنون است،۱. منظور از کتاب چیست و مقام قرآن با توجه به مراتب عالم کجاست؟ ۲. در قسمت آیات بعد که می فرمایند: «لایمسه الا المطهرون»، در مورد مَسّ قرآن توسط مطهرون چه نوع ارتباطی وجودی است؟ چگونه باید مس رو بفهمیم که آن مقام معصومین رو بفهمیم؟ ۳-. فرق وحی با مَسّ قرآن چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مقام قرآن، مقام جامعیت اسماء الهی است که همان مقام انسان کامل است. ۲. چون حقیقت نوری است، نوعی اُنس در میان است و نه تعلیم. ۳. این دیگر، در حدّ فهم بنده نیست که نظر دهم. موفق باشید

27261
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: استاد طاهرزاده، از آنجا كه حضرتعالي تاكيد بر كشف حقيقت داريد، لطفا ابزار آن را نيز معرفي بفرماييد. همانگونه كه علم حصولي و حضوري ابزارهاي خود را دارند. حفظكم الله ان شاءالله
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به معرفت نفس نظر شود از آن جهت که راهِ شناخت ربّ است به صورت حضوری، و حقیقت همان حضرت حق است در جلوات مختلف اسماء، که عرفان متذکر آن است. موفق باشید

27203
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: نحوه وجود کثرات در تعین ثانی به چه صورتی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمالات در تعیّن ثانی به صورت جامع می‌باشد. مثل هفت نور در نور بیرنگ، که اگر شرایط هر نوری فراهم شود مطابق آن شرایط، آن نور خاص ظهور می‌کند. حضرت اللّه که ربّ العالمین است در ظرفیت گوسفندیِ گوسفند، به جلوه‌ی ربّ گوسفندی ظهور می‌کند و در ظرفیتِ انسانیِ انسان، به صورت ربّ انسانی متجلی می‌گردد. موفق باشید

27187
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد: در جاهای مختلف می خوانیم و می شنویم که بعضی گرفتار طلسم، جادو یا شیاطین شده اند. طبیعی است که این موارد موجب ایجاد ترس در انسان می شود. از سوی دیگر، ترس مذموم است و زندگی و بندگی را با مشکل مواجه می کند. چگونه اطمینان یابم، که با وضعیتی که دارم و خطاهایی که گاهی می کنم و البته پس از آن توبه می کنم، گرفتار این مسائل نمی شوم تا این ترس هم در من به وجود نیاید؟ در ضمن، بنده کتاب مفید شما در خصوص جن و جادوگر را خوانده ام، ولی هنوز احساس می کنم نیازمند یافتن تضمین بالاتری برای آرامش هستم. با تشکر از شما و آرزوی سلامتی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در نگاهِ توحیدی به عالَم، ورودِ بیشتری پیدا کنید. شرح سوره‌ی «زمر» شروع خوبی است. موفق باشید

27176
متن پرسش
با سلام و احترام ۱. اگر همه فرشتگان همچون ابلیس در مقابل فرمان پروردگار ایستاده بودند چه اتفاقی رخ می داد؟ ۲. اگر آدم در مقابل امر خدا می ایستاد و به فرشتگان اجازه سجده نمی داد بلکه خود به سجده خدا می نشست چه اتفاقی می افتاد؟ ۳. آیا درست است بپرسیم بگوییم: پاداش شیطان چه خواهد بود؟ مگر ماموریتش گمراه کردن مومنان و صافی کردن آنها نیست؟ پس بر اساس تعداد افرادی که گمراه کرده است آن دنیا پاداش می گیرد و به تعداد افرادی که نتوانسته دوزخ می شود. ۴. آیا ظاهر و باطن خدا یکیست؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر می‌شود با این اگرها فکر کرد؟!! ۲. مگر می‌شود با این اگرها فکر کرد؟!! ۳. خداوند در نظام احسنِ خود حتی وقتی می‌خواهد انحراف انسان‌ها را در دنیا نشان‌شان دهد، از طریق انتخاب اشراری این کار را می‌کند که خودشان آن بدی‌ها را انتخاب کرده‌اند. مثل آن‌که خواست ما، قدرتِ دفاعیِ زیادی پیدا کنیم، ولی این کار را با صدام انجام داد و صدام هم با اختیار خود آن کار را کرد. شیطان با اختیار خود تمرّد کرد و عملاً کارِ خدا انجام شد. ۴. خداوند نور است و ظاهرش عین باطن و باطنش، عین ظاهر است. موفق باشید 

27170
متن پرسش
سلام: ببخشید منظور از علامه در مورد عرفان، قرآن، برهان چیست؟ و ربط آن به علم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک إلی اللّه، برهان، عقل را تقویت می‌کند و عرفان، دل را تا بهترین نوع برخورد با قرآن که دریایی است بیکران، صورت گیرد.

قرآن از یک حقیقت واحدی صادر شده و به همین جهت تمام آیات آن دارای پیوستگی هستند. مشکل آن هایی که در قلب هایشان زیغ است آن است که[1] کلام خدا را با کلام مردم عادی مقایسه می‌کنند.

آن «اللّه» که جامع کمالات است در قرآن با ما سخن می‌گوید و در سخنان خود، خود را به ما نشان می‌دهد. اگر او را بشناسیم می‌توانیم به سخن او گوش فرا دهیم. قرآن، قرآن خدایی است که به سخن آمده و با ما در کتابش آشکار می‌گردد. باید بتوانیم از طریق قرآن در حضور خدایی قرار بگیریم که با ما سخن می‌گوید. امام صادق «علیه‌السلام» در همین رابطه می‌فرمایند: «لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون‏» (بحارالأنوار، ج‏۸۹، ص۱۰۹.) بدرستى كه خداوند در كلام خود براى بندگان خود تجلّى كرده است و ليكن آن ها نمی بینند.

قرآن اسرار حضور خداوند در عالم را بر روی ما باز می‌کند از آن جهت که هماهنگ تکوین عالم است. یعنی از یک جهت حضور خدا در عالم و دیگر حضور خدا در کلام او به میان آمده است و اگر هرکس در کلامش حاضر می‌شود، خداوند در قرآن ظاهر شده آن‌هم در عین هم‌زبانی با انسان‌ها. قدرت درست‌دیدن را به انسان‌ها هدیه می‌کند.

قرآن همان بودن خدا در عالم است، به همان اندازه که برای دین خدا در مظاهر باید «وجودبین» شد و از محدوده‌ی ماهیات عبور کرد، به همان اندازه باید با تدبّر در قرآن و نگاهِ وحدت‌نگر یعنی تمامیتیِ معنادار، خدا را در قرآن دید.

برای شنیدن کلامی این‌چنین گسترده که خدا را می‌نمایاند باید گشودگیِ لازم را در خود ایجاد کنیم و از تنگناهای سوءِ فهم و سوءِ‌اخلاق خود را آزاد نماییم وگرنه سخن گسترده‌ی خدا را در شخصیت تنگ خود اسیر می‌کنیم، و این است معنای تفسیر به رأی

موفق باشید

 

[1] - اشاره است به آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران که می‌فرماید: «أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه ‏انگيزى كنند و به دنبال تاویل آن هستیند.

27144
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ۱. می خواستم بدانم که تاریخ طبری چقدر قابل استناد است؟ ۲. در مورد وحی بر پیامبر که طبق فرموده تان نزول حقیقت تا مرحله حس است، خواستم بدانم آیا اینطور است که در لحظه وحی بر پیامبر (ص)، عالَم پُر از وحی است؟ و اینکه در آن لحظه که عالم پر از وحی است اشخاصی مثل ابوجهل هست و اصحاب پیامبر هم هستند حال با توجه به اینکه شخصی مثل ابوجهل و.. که ظرفیت درک وحی و... را نداشتند، در مورد اصحاب پیامبر که ظرفیتی دارند در موقع نزول وحی آیاتغییری یا چیزی را در وجودشان احساس می کردند؟ ۳. در مورد برتری اسلام و حضرت محمد (ص) نسبت به دیگر ادیان و پیامبران که فرمودید شدت توحیدشان بیشتر است، خواستم لطف بفرمایید منظور از شدت توحید چیست؟ ۴. اگر برای این ظهورِ شدیدتر توحید، فرایندی از ابتدای تاریخ تا زمان پیامبر مکرم اسلام باید طی می شد تا زمینه هایی ایجاد شود این زمینه ها چه بود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی دارد به نکاتی که جناب طبری می‌فرماید ولی نمی‌توان کلّی همه‌ی نکات آن کتاب را پذیرفت، هرچند او زحمت‌هایی کشیده است۱. باید مشغله‌های دنیایی و تکبّر در آن‌ها نباشد تا تذکرات پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را در جان خود احساس کند ۳. هر اندازه توحید شدیدتر باشد در جان خود حضور خدا را بیشتر احساس می‌کنیم در آن حدّ که مولایمان می‌فرمایند: «ما رَأيْتُ‏ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه»[1] نديدم چيزى را مگر آن‏كه قبل از آن چيز و با آن چيز و بعد از آن چيز، «الله» را ديدم. ۴. همین‌که امروز در ملت خود می‌بینیم که چگونه در مقابل اسلحه‌های مخوف ایستادگی کرده‌اند، نشانه‌ی اوج توحید آخرالزمانی است آقای سردار احمدیان نقل کرده‌اند، آن را عرض می‌کنم و بقیه را از خود ایشان بشنوید. جریان «شهید اکبرجزی» است که در گلستان شهدای اصفهان دفن است. آقای احمدیان می‌گفتند در یکی از عملیات­ها تیربار دشمن آنچنان بر روی سر نیروها بود که سرمان را نمی‌توانستیم بالا کنیم، از طرفی تعدادی از نیروها زخمی و زمین‌گیر شده بودند و نگران توقف عملیات بودیم، یک‌مرتبه متوجه شدیم تیربار به جای آن‌که نیروها را نشانه بگیرد، تیرها را سر بالا می‌زند، سرمان را بالا کردیم، دیدیم شهید جزی با آن شکم پاره­ اش، بلند شده و آن تیربار را که لوله­ اش مثل آتش سرخ‌شده بود، با دستش بالا برده، در حالی‌که دستش به تیربار چسبیده و همان‌جا شهید شده بود. بر روی این مطلب فکر کنید آیا جز یک عشق آتشین به انقلاب و امام، می‌تواند انسان را تا این‌جاها جلو ببرد؟! در عرفان بحثی داریم به نام «فنای ذات». فنای فعل داریم که هر فعلی را از خدا باید دانست، مثل آن‌که متوجه هستید این فعل خدا بود که ما را در چنین صبحگاهانی به هویزه آورده و گرنه ما خودمان بدون لطف خدا هرگز چنین توفیقی پیدا نمی‌کردیم. توحید صفاتی نیز یعنی هر صفت و کمالی را مربوط به خدا ببینیم و با نظر به معنای ذکر «الحمداللّه» متوجه این نوع توحید می‌شوید. اما توحید ذاتی چیز دیگری است، یعنی هر «بودنی» با تمام لوازم آن، «بودن» خداست و انسان در این مقام از توحید، هیچ بودنی از خود را در میان نمی‌یابد بلکه نحوه‌ای از «بودن» خدا می‌شود و فانی در اراده‌ی الهی می‌گردد و مرحوم شهید جزی به اراده‌ی الهیه در آن صحنه به میان می‌آید و بدون آن‌که به خود و به سوختن خود فکر کند، آن حماسه را می‌آفریند و ما در جبهه‌های دفاع مقدس چنین صحنه‌هایی که حکایت از توحید ذاتی و فنای رزمندگان در محضر حضرت حق باشد، داشتیم. موفق باشید 


[1] - ملا محسن فيض كاشانى، علم اليقين، ج 1، ص 49

27069
متن پرسش
سلام علیکم: استاد من یه مطلبی برخورد کردم که سوالاتی برایم پیش آمد. (جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی سه تا مجلس [سلوکی] مطابق مقامات اشخاص داشتند. به عده ای فرموده بود که روز در محفلش باشند و برخی بعد از نماز مغرب و عشاء و بعضی هم شاگردان سحری بودند و مجذوب او بودند. بعضی از اساتید ما فرمودند که چه بسا پیش آمده بود بعضی از آقایان صاحب کمال و زحمت کشیده بودند خدمت آقای قاضی رسیدند و ایشان فرمود: شما نمی توانید [متحمل ریاضات و...] بشوید، زده می شوید، شما کار خودتان را انجام دهید که برای آن کار ساخته شدید. آقای قاضی عین ثابت و وضع و حال و لوح وجودی [کسانی که نزدش می آمدند] را می خواند و آگاهی داشت و اگر بعضی را مستعد می دید خیلی استقبال می کرد.) ۱. من دچار یک حیرتی و اضطرابی شدم که واقعا عین ثابت من چیه آیا میتونم به توحید برسم نمیتونم یا تا چه حد آیا فنای ذات احدی میسر هست یا نیست؟ دچار نوعی یاس شدم چه کنم؟ ۲. استاد من چطور متوجه بشم که کمال توحید برایم ممکنه یا نه؟ ۳. در فلسفه دعا گفتن که چند حالت داره یا به نفع و مصلحت شخص نیست یا خدا بهتره ش رو میده. کسی که از خدا توحید بخواهد چطور مصلحت بالا تر نیست و از آن بهتر هم نیست که خدا بخواهد در قیامت بدهد؟ ۴. عالم اعیان ثابته در عالم واحدیت است آیا آنهایی که به ذات احدی می رسند از اعیان ثابته خودشان خارج می شوند و عین ثابتشان الله می شود؟ ۵. گفتن که قبل از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری به مقام قاب قوسین او عدنا نرسیده. این یعنی آن که پیامبران قبلی به فنای واحدی و احدیت ذات نرسیده بودند و در عین ثابتشان متوقف شدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱ و ۲. ما هرکدام به سوی دین خدا رجوع می‌کنیم و بدون سخت‌گیری‌های بیجا و با نظر به سیره‌ی اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» جان تشنه‌ی خود را سیراب می‌کنیم. لذا در إزاء تشنگیِ خود سعی کنید آب معرفت بنوشید. ۳. وقتی از خدا توحید بخواهیم، خودش می‌داند چگونه مناسب روح ما، ما را هدایت کند. ۴. با توجه به جمله‌ی مشهور ابن‌عربی در مورد «اعیان ثابته» که فرمود: «ما شمّت رائحة الوجود» اعیان ثابته در مقام علم خداوند یعنی در مقام فوق اسماء که همان احدیت است، قرار دارد. ۵. خیر! درجه‌ی توحیدها متفاوت است. آن‌ها نیز در مقام خود به ولایت که شرط نبوت است، رسیده‌اند. موفق باشید

27065
متن پرسش
سلام و احترام خدمتتان استاد گرانقدر: جهت دلگرمیتان عرض کنم که این روسیاه بسیار از سوالات قبل که پرسیدم بهره ها بردم و متشکرم از شما. ۱. می خواهم خوب بدانم که فکر چیست که بالاتر از ذکر است و طبق فرمایش پیامبر به امیرالمومنین، سالکان فکری از سالکان ذکری بالاتر هستند؟ ۲. شرح حالات اولیا و دستوراتشان را زیاد خوانده ام. بسیار معدود دیده ام که استاد به شاگرد خود نوع فکر و طریق فکر را بیاموزد. البته می دانم که هست ولی ندیده ام و مانند همان خود فکر باطن است. راستش کمی گله دارم که چرا طریق تفکر را به اندازه ی طریق تذکر نیاموخته ام. ۳. ملتمسانه می خواهم بدانم که به چه اعمال یا دعایی متوسل شوم تا خدا استاد عنایت کند؟ فقط چونکه پیشرفت داشته ام می گویم که حالت مراقبه ام بد نیست؛ لطفا نگویید آب کم جو تشنگی آور بدست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تفکری که بالاتر از ذکر است، تفکر توحیدی است و در همین رابطه از حضرت صادق «علیه‌السلام» داریم: «افضل العبادة، إدمان التّفکر فی اللّه و فی قدرته» که حضرت امام در حدیث ۱۲ در کتاب «چهل حدیث» نکات ظریفی در شرح آن فرموده‌اند. ۲. تفکر، طریقه‌ای نیست که بتوان به کسی آموزش داد. خودِ انسان باید با نظر به موضوعاتی که قابل تفکر است مثل سرنوشت ظالمین، به تفکر فرو رفت. ۳. سری به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت است بزنید خوب است. موفق باشید

27056
متن پرسش
سلام استاد عزیز: میدونم از سوالات بچگانه بنده دلخور شدید. بنده تا امشب برهان صدیقین را شروع نکرده بودم. بخاطر همین برام سوال ایجاد شده بود که طبق گفتار شریف مصباح الهدایه که وجود انسان کامل خود اسم اعظم و خود رحمن و رحیم می باشد با توحید غیب الغیوب چگونه جمع می شود مخصوصا در نماز. اگر بنده نوازی کردید سوال بنده را جواب بدید دیگه مزاحم وقت گرانبهای شما نمی شوم. قول میدم. در صورت امکان با چند جمله. شماره بنده ۰۹۱۸۳۱۳۱۵۵۶ همیشه دعاگویتان هستم. بخاطر ضایعه نخاعی هر روز درد می کشم نمیدونم عمرم کفاف میده تا توحید واقعی را دریابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم بنده در خدمت رفقا هستم و جواب‌دادن به سؤال رفقا مزاحمت نیست. انسانِ کامل مظهر اسم اعظم حضرت حق و مظهر اسماء جمالی و جلالی حضرت حق است و از این جهت، سیره‌ی ائمه «علیهم‌السلام» آینه‌ی نظر به اسماء الهی است و در آن آینه، خداست که ظهور می‌کند به همان معنایی که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرموده باشند: «مَن رآنی فقد رأی اللّه». موفق باشید

27022
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک این ایام: در آیه ۵۵ سوره مدثر حضرت حق می فرماید «وَ مَا یَذْکُرُونَ إِلا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»؛ مقصود از اینکه خداوند در قرآن خود را اهل تقوی و اهل مغفرت می داند، چه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اوست که در میدان حضورش در شخصیت بندگان، آن‌ها را منوّر به کنترل از بدی‌ها می‌کند زیرا خود او عین خوبی است و اهل مغفرت است به لحاظ آن‌که بدی‌ها را می‌پوشاند تا انسان‌ها در ادامه‌ی راه مأیوس نگردند. موفق باشید

26995
متن پرسش
اگر توحید افعالی بیان می کند که هر چیز من جمله افکار و اندیشه ها و وقوع پدیده های طبیعی از جانب خداوند است، ستارگان بدون اذن او برافروخته نمی شوند. قلب بی اذن او خون به بدن پمپ نمی کند و خلاصه کوچکترین حرکتی نیست که بی اذنش صورت گیرد. حتی این پرسش نامه که در حال نوشتن آن محضر شما هستم همه دلیل آن ذات اقدس و اعظم و رب العالمین است، پس لزوم فرستادن احکام و شرع چیست؟ در حالی که او خود می تواند هدایت کند یا گمراه؟ ممکن است بگویید احکام و شرع وسیله است برای ایجاد و وقوع این سنت اما حال چه نیاز زمانی که کسی قصد دارد به ما زیانی برساند آن را از خود دفع کنیم مگر نه اینکه همه از جانب اوست؟ یا دشمنی که قصد جانمان را دارد مگر نه اینکه قصد او قصد خدا، شمشیر او شمشیر خدا و حرکت دست او به اختیار باری تعالی می باشد؟ فراتر از همه آنها اگر همه چیز از جانب اوست پس دیگر گناه کار و درستکاری معنایی ندارد زیرا آن وجودی که وجودش از رب العالمین است به اذن خدا گناهکار می شود و عذاب می کشد پس تفاوت او با آن بهشتی چیست؟ چرا خداوند برای یکی عاقبت بد و برای دیگری سعادت می خواهد؟ یا چه نیاز زمانی که به گناهی مبتلا شده گریه و زاری و استغفار کرده در حالی که خود خداوند موجب به فعلیت رسیدن این گناه بوده؟ با همه اینها می دانم حقی است که بدان آگه نیستم، و ذهنی دارم که بدون لطف خدا هیچ مفهومی را درک نخواهد کرد بنابراین از شما خواستارم که ان شاءالله موجب گشوده شدن باب فهم من باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که حضرت حق خواست خود را در آینه‌ی مخلوقات بچشد به همان معنایی که فرمود: «کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف». لذا خداوند خود را در عبد دیدن و عبد، خدا را در خود یافتن، امری است که انسان در آن صورت از آنِ خدا می‌شود و اگر عبد با عصیان خود مانع تجلیات الهی در افکار و اعمالش شود، عملاً از خدا دور می‌افتد و جهنم یعنی همین. شریعت، راهی است جهت تحقق عبودیت تا موانع تجلیِ انوار الهی کنار رود و لذا نباید بین تکوین و تشریع خلط شود. موفق باشید

نمایش چاپی