بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سبک زندگی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2618
متن پرسش
باسلام چندی پیش از حضرتعالی سوالی پرسیدم که به علت جواب خصوصی شماره نداشت سوال و جواب این بود: {باعرض سلام در روایتی خواندم که کسی که برای کسب روزی خود و خانواده اش مسافرت کند روز قیامت در سایه عرش خداست بنده جوانی هستم که تازه ازدواج کردم و مهندس هستم بخاطر اینکه در اجتماع نمی توانستم حلال و بی غل و غش کار کنم و یا مجبور بودم که وقت بیشتری را به کار اختصاص دهم و به مطالعات نمی رسیدم کاری دولتی را انتخاب کردم که بیش از صد کیلومتر با محل زندگی ام فاصله داردو هرروز این مسیر را در طول سه ساعت رفت و آمد دارم (البته این مدت را به گوش دادن سخنرانی می گذارنم و توجهی به مسیر ندارم ) علاوه بر این مسایل همسرم واقعا توان زندگی در آن شهر را ندارد و بنده نمی توانم که مکان زندگی ام را تغییر دهم نیت اینهمه تلاش و خستگی من در همه حال رضای خدا بوده اما گاهی افکاری که به ذهن من خطور می کند که اینها خستگی کمال ساز نیست و سختی کمال سوزند و تو باید زندگی ات را به محل کارت ببری هرچند که همسرت راضی نباشد و مدام این فکر اذیتم می کند که تو هیج اجری در نزد خدا نداری لطفا مرا راهنمایی کنید و این سوال مرا در سایتتان قرار ندهید باتشکر جواب استاد: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) اگر با این کار فضای بندگی برای خودتان و همسرتان فراهم می‌شود امید داشته باشید که إن‌شاءالله مورد رضایت خدا است، در ضمن از خدا بخواهید که هرطور مصلحت می‌داند فاصله‌ی بین کار و محل زندگی‌تان را کوتاه کند. موفق باشید } در همین رابطه میخواستم بدانم آیا این مسافرت همه روزه من شامل حدیث ابتدایی میشود؟ ثانیا اینکه اگر از خدا خواستیم و تغییری صورت نگرفت میتوان نتیجه گرفت که مصلحت و رضای خدا در این است که من اینگونه کارکنم؟ ثالثا اینکه اگر بنده این کار را رها کنم با این عقیده که روزی من ثابت است و دنبال کاری راحت تر بروم کاری درست انجام داده ام یا نه؟ ضمن عرض تشکر از شما خواهشمندم جواب این سوال را هم خصوصی به بنده بدهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با توجه به این که شما تلاش می‌کنید که یک خانواده را اداره کنید إن‌شاءالله مأجور هستید. شما دعا کنید و راضی به آن باشید که پیش می‌آید حتی اگر تغییری حاصل نشد شما دعای خود را انجام داده‌اید. فکر نمی‌کنم اجازه داشته باشیم بی‌دلیل محل درآمد خود را رها کنیم. موفق باشید
2583
متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم استاد عزیز. . . بعد از سوال 2524 که جوابمون رو اونطور دادید،یه مدتی به عبارتی مست بودیم،اون حرفای بیمورد که از ذهنمون رفت هیچ،افقمون کلا عوض شد،نظرمون به آقا وسعت جالبی گرفت،که الان کمی سعی داریم در راستای اون وسعت مطالعاتی بکنیم(از جمله عمیق شدن تو وصیت نامه ها،پیدا کردن ارتباط عرفا و شهدا با امام و حضرت آقا،اون علاقه عجیبی که این بزرگان به حضرت آقا دارندو . . .)،این وسعت دیگه با دلمونم بازی میکنه،مثلا تو همین عیادتشون با حضرت علامه که خوندیم،بنده خدا علامه به آقا فرمودن پس اون نهج البلاغه که بهتون دادیم مارو یاد شما مینداخت،آقا هم فرمودن ما خیلی جاها به یادتون هستیم(نقل به مضمون)،اشکمون در میاد دیگه،ببینید حضرت علامه دارن چه اظهار کوچکی میکنن،چه نازی میکنن،همین الانم دلمون می لرزه میگیم،نمیدونیم چیه این علاقه،ولی استاد بدتریمون کردید رفت که!(الحمد لله). . .استاد ولی از وقتی بهشون علاقمند شدیم،احساس مسئولیت کردیم که باید فرمایشاتشون را،روی هوا بزنیم و عملیش کنیم،دیگه حالا بخوایم عرض کنیم وقت میبره،ولی خب از اینکه نمیتونیم درست تاثیر گذار باشیم کمی زجر میکشیم،توی شهر کوچک و واقعا جای کار نداریم در بخش اداریمون. . .ولی استاد یه مشکل هست اینکه،در اون پاسخ فرمودید به جایی برسید که عرفای بزرگ به شما غبطه بخورن،مگر میشه؟نه فرصت شهادت هست،نه فرصت تاثیر گذار بودن در نظام،فقط تونستیم 4 تا جوان رو نماز خون کنیم،همین جا در حد توانمون هم کمتر کار میشه کرد،آیا امکان پرواز از این شهر کوچک با نظر به رهبری عزیز هست؟ . .استاد چه سری هستش این سلوک ذیل نور ولی فقیه؟اینقدر این دل رو صفا میده و زنده میکنه و تا میایم جوش بزنیم دلمون قرص میشه. . .استاد مارو ببخشید،گاه گداری میایم سوال بنویسیم به قصد جواب شما،ولی میگیم بذار وقت استاد رو نگیریم ضرورت نداره این سوال. . .ولی خب اون جواب قبلیتون دهن آدمو آب میندازه خب. . . تشکر استاد عزیز،شعرتون بسیار لذت بخش بود. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر یک شهر و یا روستا از لرزش‌های جریان کفر مصوم مانده به جهت آن بوده که عده‌ای با عمل خود نشان دادند می‌توان تحت تأثیر جریان کفر و ظلمات آن نبود و با شخصیت خود به نوعی از زندگی اشاره کردند که در آن زندگی ایمان و تقوا مورد توجه است. از این طریق إن‌شاءالله موجب می‌شوید که برای جوانان راه از بیراهه مشخص شود. موفق باشید
2500
متن پرسش
سلام استاد عزیز در جهت ریاضت های شرعی در حال گرفتن روزه به صورت یک در میان هستم ولی بجای اینکه تعلقاتم به بدن کم شود خلق و خویم تند میشود و بداخلاق میشوم چه کنم سوال دوم در راستای حضوری کردن سعی میکنم در هر کاری قلبم در صحنه باشد چه در حال نماز خواندن چه در حال ذکر گفتن آیا درست فهیمدم سوال سوم من کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ میشود و خویشتن پنهان را خوانده ام به خودم نهیب میزنم که دیگر چیزی از شما را نخوانم و همینها را عملی کنم چون ساعت ده شب از سرکار میرسم منزل یک ساعت و نیم راه دارم تا خانه و دیر به خانه رسیدن و کار کردن 16 ساعت دیگر رمقی نمی ماند تا نماز شب بیدار شوم ولی برای نماز شب خواندن یک عشقی من را بیدار میکند سعی میکنم همین ها را حفظ و ادامه بدهم بجای اینکه معلومات خود را زیاد کنم نظر جنابعالی چیست منتظر جواب هستم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- وقتی نفس آماده‌ی انتقال به عالم معنا می‌شود تعلقات نهایت تلاش را می‌کنند که نگذارند او پرواز کند و تازه انسان می‌بیند که عجب این‌ها کجا بود؟ غافل از آن‌که این‌ها را تا حالا داشت و بر اساس آن‌ها عمل می‌کرد ولی نمی‌دید. راه‌کار آن است که بدانیم این‌ها در ما نهفته است و اگر حالا تکلیفش را روشن نکنیم در مسیر انتقال به عالم برزخ در قبر سراغ ما می‌آید و فشار قبر ما را تشکیل می‌دهد. صبری که در دین توصیه می‌شود ، مقاومت در مقابل این تعلقات و رذائلی است که ظهور کرده تا شما را از ادامه‌ی مسیر باز دارد 2- کار خوب و با برکتی است ادامه دهید 3- «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود... رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» باید تعادل در امور داشته باشید، اُنس با خانواده و ارحام در کنار کار لازم است، به خودتان سخت نگیرید. موفق باشید
2409
متن پرسش
با سلام و احترام شما در کتابی که در مورد رزق و روزی تدوین کرده اید ، بالاخره مشخص نکرده اید حالا که قرار است دنبال پول زیاد در آوردن نباشیم و از طرفی هم بیکار نباشیم پس وقت باقیمانده را صرف چه کاری کنیم.؟به عبارتی خواننده را بین دوراهی حیران و سرگردان رها کرده اید.این چیزی است که با آموزه های دینی ما سازگار نیست. از طرفی می بینیم حضرت امیر علیه السلام بیش از هر انسان دیگری کار می کرده است حالا اینکه درامد انرا در چه راهی خرج می کرده بحث دیگری است.شما اشاره زیادی به بندگی و اینکه وظیفه ما بندگی کردن و وظیفه خداوند روزی دادن است کرده اید ولی کمتر در مورد جزئیات بندگی سخن گفته اید.شاید اگر اشاره ای به خطبه حضرت امیر در تفسیر آیه رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکرلله می کردید تکلیف بهتر روشن می شد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: امامان معصوم«علیهم‌السلام» با علم لدنی که داشتند نیاز به تعلیم معارف الهی در آن‌ها نبود ولی ما نیاز داریم به تعلیم معارف الهی بپردازیم و به همین جهت در روایات به ما توصیه می‌شود شب و روز خود را به سه قسمت تقسیم کنیم. یک قسمت خواب و یک قسمت کار و یک قسمت عبادت که ظاهراً کسب معارف و لذات حلال و دیدین برادران ایمانی و رشد روحیه‌ی بندگی مربوط به قسمت سوم می‌شود. موفق باشید
2327
متن پرسش
سلام. استاد بفرمائید آیا مردها باید در خانه ظرف بشویند؟ مردها باید در خانه غذا بپذند؟ مرد باید خانه جارو کند؟ زن در خانه باید فقط بخورد و بخوابد؟ چرا زنان عصر حاضر اینقدر تنبل شده اند و جامعه ی زنان دارد رو به تنبلی سوق پیدامیکند؟ حضرت فاطمه (س)در خانه چه میکردند آیا حضرت علی(ع) همیشه ظرفهای خانه را میشستند و حضرات زهرا (س) دست روی دست میگذاشتند و منتظر بودند که حضرت علی از راه برسد و ظرفها و بقیه ی کارهای خانه را انجام بدهند؟علت تنبلی و عدم مسئولیت پذیری زنان در عصر جدید چیست.بفرمایید چرا زنان عصر حاضر دوست دارند مردها را به خدمت بگیرند و از آنها سوء استفاده بکنند چه در کارهای خانه چه در کاربیرون از خانه؟با چنین زنانی که غیر قابل تحمل هستند چگونه برخورد کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پیامبر خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» کارهای خانه را به عهده‌ی حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» گذاشتند و کارهای بیرون را به عهده‌ی حضرت علی«علیه‌السلام» و در عین حال چون کارهای خانه مثل آردکردن گندم و یا پختن نان سخت بود حضرت علی«علیه‌السلام» کمک می‌کردند. اگر کسی کاری که به عهده دارد و می‌تواند انجام دهد به عهده‌ی دیگری بگذارد از شخصیت خود کاسته است و گرفتار یک نوع بی‌هویتی می‌شود. موفق باشید
2277
متن پرسش
سلام.... بنده در جلسات سه روزه تان، که پیش از ماه رمضان در مسجد برگزار شد، حضور داشتم سوالی پیرامون اداب و رسومی که در بعضی از اقواممان هست، دارم: دربعضی از خانواده ها رسم است، از مصرف بعضی چیز ها خود داری می کنند. برای مثال:در خاندان ما، از نگهداری اردک می ترسند و معتقدند که نسبت به آن توبه دارند (یعنی در صورت نگهداری ان ممکن است اتفاق بدی بیفتد) و یا در یکی از اقوام دیگرمان درست کردن مربای انجیر را صلاح نمی دانند و میگویند توبه داریم. البته من خودم اعتقادی به این ها ندارم ولی جهت اطمینان خواستم از شما بپرسم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان عاقل نباید به‌چیز‌هایی وابسته شود و خود را محدود کند که آن محدودیت ها مبنای عقلی و شرعی ندارد. موفق‌باشید.
2252
متن پرسش
با سلام بنده از کتابهای استاد بسیار استفاده کردم وتا به حال کتابهای ایشان را به افراد زیادی معرفی کرده ام واثر آن را هم دیده ام. مشکل اینجاست هم من وهم اطافیان من که کتابهای استاد را مطالعه میکنیم دچار نوعی افراط میشویم در عمل وهمین باعث میشود که مشکلاتی درست شود میخواستم خود استاد جواب دهند که دلیل این امر چیست وچگونه از آن جلوگیری کنیم وقتی که به شخصی کتاب ایشان را معرفی میکنیم. موفق وموید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید اشکال از آن‌جا باشد که عزیزان متوجه نیستند زمینه‌ی آن‌چه را حق می‌دانند فراهم نیست و نباید فکر کنند از فردا آن‌چه را حق تشیخیص دادند بدون کم و کاست باید عمل کنند در حالی که خود شریعت مطالب را به واجب و حرام و مستحب و مکروه تقسیم نمود تا در ابتدا تنها از واجب شروع کنیم و به حرام رجوع ننماییم. از طرفی جامعه‌ی ما آن‌چنان گرفتار غرب‌زدگی تاریخی است که نمی‌تواند به راحتی برگشت به اسلام را در سبک زندگی‌اش تحمل کند و اگر کسی خواست به سبک زندگی دینی رجوع کند متهم به افراط‌گری می‌شود. موفق باشید.
2236
متن پرسش
سلام علیکم طاعات قبول بنده از کناب تفسیر زیارت عاشورا که در دانشگاه تهران دیدیم با شما آشنا شدم و بنده مهندس باغبانی هستم و از آن به بعد از طریق جستجو در اینترنت تواتنستم سایت شما را پیدا کنم و از سایر مطالبتان استفاده کنم و یه مدتی هم به فرمایش شما کتاب بدایه الحمکه علامه (ره) و با سخنرانی استاد فیاضی دارم استفاده میکنم چون مسائل خیلی فکری است و احتیاج به زمان زیادی دارد درصد خیلی کمی از آن را متوجه میشوم لذا بیشتر سعی میکنم از کتاب های خودتان استفاده کنم مثل برهان صدیقین و حرکت جوهری آیا با فشار تمام خواندن کتاب بدایه که با سرعت خیلی لاکپشتی جلو میروم ادامه دهم یا نه ؟ سوال دوم بنده در مسائل تغذیه ای چندین سال است از نظرات دکتر روازاده استفاده میکنم چون اعتقاد دارم بر اساس حدیٍث ائمه اطهار (ع) علم البدان ضروری است نظرتان راجع ایشان چیست و اینکه شما در منزل برای تهیه نان آیا از پودر خمیر استفاده می فرمایید طرز تهیه خمیر نان بدون مواد شمیایی را متوانید فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:1ـ شاید بعد از کتاب از بر هان تا عرفان و معاد(همراه با شرح) با دنبال کردن خویشتن پنهان انشاالله نتیجه بگیرید 2ـ به نظرم روش آقای دکتر روازاده خوب است.ما از پودر خمیر استفاده نمی‌کنیم، قسمتی از خمیر را نگه می‌داریم وپس از یک روز آن را در یخچال می‌گذاریم و وقتی می‌خواهیم دوباره پخت کنیم یک روز زودتر آن‌را بیرون می‌گذاریم وبه عنوان مایه خمیر استفاده می کنیم.
2166
متن پرسش
باسلام و دعای خیر برای استاد طاهرزاده با عرض پوزش از اینکه در ماه مبارک رمضان و قت باارزش شما را می گیرم . متن زیر از طرف یک دانشجوی برادر شهید که در خارج کشور مشغول تحصیل است در مورد روش زندگی حضرت محمد (ص) برای من ارسال شده ، آیا با واقعیت تاریخ پیامبر تطابق دارد . از طرفی ایشان با آقای کدیور در خارج در مورد معارف دینی قبلا مکاتبه داشته و من از این بابت نگرانم. باتشکر و آرزوی توفیق روز افزون آن مرد آسان بود سلام در سال های جوانی، من و دوست هایم خیلی افتاده بودیم تو خط اخلاق و اعتقاد. نتب کلاس و جلسه اخلاقی و تقوایی داغ بود. تلویزیون پشت هم از همین برنامه ها و توصیه ها پخش می کرد. یک دنیا دستور نکنید و بکنید توی سرهای ما چرخ می خورد. می خواستیم خوب باشیم و خوب بودن آن روزها خیلی سخت شده بود. مدام داشتیم خودمان را مجبور می کردیم که مثل حضرت رفتار کنیم. نمی شد. نمی توانستیم. به خودمان فحش می دادیم. ناامید می شدیم. فکر می کردیم عیب های اساسی داریم و دیگر درست شدنی نیستیم.‏ چند سالی طول کشید تا فهمیدیم گره کار توی همین مجبور کردن است. ماجرا زورکی نیست. فهمیدیم آدم ظریف است و یک شبه نمی شود به اش شکل داد. مثل کار سفالگری می ماند که اگر فشار دستت را زیاد کنی، به جای شاهکار هنری از زیر دستت هیولای گلی می آید بیرون. ولی دیگر خیلی دیر شده بود. خیلی از همسفرهایمان خیال کرده بودند دین یعنی همین زور و فشار و گفته بودند ما نخواستیم و خداحافظ. ‏ در روایت های معتبر هست که همان پیامبری که ما داشتیم خودمان را هلاک می کردیم مثل او بشویم، توی مدینه یکی را تو اوضاع و احوالی شبیه ما می بینند. به اش تشر می زنند که: با خودت با مدارا رفتار کن! آن هایی که به خودشان زیاد فشار می آورند مثل سواری اند که برای زود رسیدن، آن قدر به مرکبش شلاق می زند که اصلا به کل نمی رسد. ولی وقتی ما این روایت ها را خواندیم دیگر دیر شده بود. رفقایمان شلاق را زده بودند، مرکبشان از حال رفته بود و حالا دیگر اصلا توی راه نبودند که بشود به شان گفت پیامبر(ص) دینی که شما ازش رمیده اید، جور دیگری بوده. ‏ روایت ها می گویند مرد آسانی بود. نرم و روان. نمازش از همة نمازها سبک تر و خطبه اش از همة خطبه ها کوتاه تر بود. کارهای خوب که می کرد، حظ می کرد. دقیقا همان حلقه ای که ما آن سال ها گم کرده بودیم. لذت اخلاق. این که از درستی و راستی کیف کنی. می دانم که می گویند این مرحله های جوششی بعد از کوشش می آید. اول آدم باید به خودش سخت بگیرد تا بعد لذتش را ببرد. ولی فکر کنم این سعی، این دویدن، این کوشش یا هر چی که هست، باید آرام باشد. درست مثل راه رفتن حاجی ها بین صفا و مروه. روان و متین. بعضی جاها را فقط باید هروله کرد. همین. وگرنه بقیة راه را باید جوری پا از پا برداری که یکی اگر از دور تو را ببیند، فکر کند داری رو ابر راه می روی. به همان سبکی، به همان لذت. به همان دقت. چون همیشه این احتمال هم هست که رشته های نازک زیر قدم هایت پاره بشوند و معلق بمانی. می گویند حضرتش به همین اعتدال بود.‏ مرد راحتی بود. سیره های تاریخی، این را می گویند. ما به کسی می گوییم آدم راحت که از زیر مسؤولیت ها آسان شانه خالی کند و بی خیال باشد. اما حضرتش، هم بار را بر شانه داشت هم راحت بود. باورش سخت است. چون ما به یکی از این دو تا عادت داریم. ما به صورت عبوس همة مردانی که کارهای سختی دارند، عادت داریم. برای ما اصولا بام، جایی است که از یکی از دو طرفش باید افتاد. تجسم یکی که راحت و متعادل روی لبة باریک بام بایستد و بیش از همة مردم متبسم باشد، سخت است. مرد عربی چیزی آورد. گفت: این، هدیة شما! کمی که گذشت، گفت: حالا پول هدیه ام را بدهید. پیامبر(ص) خندید. از ته دل. روزهای بعد، هر وقت غمگین می شد می گفت: آن اعرابی چه شد؟ کاش دوباره می آمد. روایت ها می گویند اهل مزاح بود. اگر یکی از اصحاب، گرفته بود، شوخی می کرد تا او را به خنده وادارد. همان روایت ها هم می گویند کلماتی که بر او نازل می شدند آن قدر سنگین بودند که در روزهای سرد، اگر وحی می آمد صورتش غرق عرق می شد. ‏ چقدر دوست داریم که یکی، این دوتایی های محال را کنار هم داشته باشد. هم این باشد، هم آن. سال هاست که همه مان یکی از این دوتاییم. عادت کرده ایم آدم عمیق، آدمی با فکرهای پیچیده و لایه های متفاوت، خیلی تودار باشد. هیچ حسی توی صورتش پیدا نباشد. راحت قاطی حرف های دیگران نشود و اصلا نشود فهمید چه فکری دارد می کند. ولی اوصافی که از پیامبر (ص) در سیره ها آمده، اصلا شبیه عادت همیشگی ما نیست. کتاب های معتبر همه این را گفته اند که وقتی خوشحال بود یا وقتی از چیزی خوشش می آمد صورتش می درخشید. بعضی راوی ها گفته اند مثل آیینه. بعضی هم گفته اند مثل قرص ماه. اگر هم از چیزی غمگین بود، چشم ها و صورتش گرفته می شد. تار می شد. ما فقط بچه ها و آدم های ساده دل را سراغ داریم که موقع شادی صورتشان برق بزند. از خوشی چشم هایشان بدرخشد. اصلا باورمان نمی شود جسم هیچ متفکری این قدر شفاف باشد. ‏ مردم حرف درآورده بودند که این مرد، ساده لوح است. این را خود قرآن می گوید. بس که قاتی مردم می شد و رویش نمی شد حتی وقتی کار دارد، بهشان بگوید پا شوند بروند. می گویند با هر کس دست می داد، دست خود را نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد. با هر کس می نشست، آن قدر صبر می کرد تا خود او برخیزد و آن قدر حرفش را گوش می کرد تا خود او حرفش را قطع کند. اصحابش گفته اند وقتی از چیزی به خنده می افتادیم، با ما می خندید؛ وقتی تعجب می کردیم، با ما تعجب می کرد. از آخرت حرف می زدیم، با ما دربارة همان حرف می زد. از دنیا می گفتیم، با ما از همان می گفت. از خوردنی ها و آشامیدنی ها هم حرف می زدیم، او هم از همان حرف می زد.‏ تصورش سخت است؟ نه؟ دلمان برای مردانی که بلد باشند روی این لبه های تیز راه بروند تنگ شده. آخرین باری که یکی از این ها را دیدیم، کی بود؟ کاش می آمد این دور و بر هم سری می زد. ‏ روایت ها می گویند: وقتی از او کاری می خواستند اگر موافق بود می گفت آری و زود انجام می داد. اگر نمی خواست انجام بدهد، فقط سکوت می کرد. هیچ وقت نمی گفت: نه! هیچ وقت نمی گفت: نه! ‏ ******************* روایت های به کار رفته در متن یادداشت، همه از کتاب سنن النبی نوشتة علامه طباطبایی برداشته شده اند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: متنی که ارسال فرموده‌اید متن خوبی است و همین‌طور که نوشته‌اند مبتنی بر کتاب سنن النبی است. موفق باشید
2154
متن پرسش
سلام علیکم! چند سوال در مورد رزق و روزی داشتم: 1- فرض کنید کسی بتواند مهم و اهم رو کامل تشخیص دهد. حالا اگر در شرایطِ نابسامانِ اقتصادیِ خانواده‌اش، و در حالی که دارد کارِ اهم رو انجام میدهد، کارِ مهمی به او پیشنهاد بشود اما با اجرِ مادی خیلی خیلی بالاتر. حالا اگر این بنده خدا دست از کار اهم بزند و به کار مهم بپردازد تا وضعِ معیشتِ خانواده‌اش بهبود پیدا کند. آیا چنین شخصی به رزاقیتِ خداوند شک کرده است یا خیر؟! آیا این تغییر کار این شخص مطابق موازین دینی صحیح است یا خیر!؟ 2- در مورد سوال بالا حدیث قدسی داریم که «ضَمِنْتُ لِاَهْلِ الْعِلْمِ اَرْزاقَهُم»(البته این حدیث در کتاب رزق شما نیز بود اما شما منبعی برای آن ذکر نکرده بودید. بنده نیز هر چه گشتم منبع را پیدا نکردم. اگر منبع را لطف کنید ممنون می شوم.) خب دیگر اهل علم هم باشیم که دیگر نور علی نور. من از این حدیث اینطور برداشت کردم که حتا اگر کارمان، کفایت زندگی را نمی دهد، و مطمئن هستیم که داریم وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم، نباید تغییر مسیر بدهیم. بلکه ما مأموریم به وظیفه، رزق را هم توکل می‌کنیم به خدا. آیا این برداشت، صحیح است؟ 3- باز در مورد سوال اول امیرالمومنین ع می فرمایند «قَدْ تَکَفَّلَ لَکُمْ بِالرِّزْقِ وَ أُمِرْتُمْ بِالْعَمَلِ فَلَا یَکُونَنَّ الْمَضْمُونُ لَکُمْ طَلَبُهُ أَوْلَى بِکُمْ مِنَ الْمَفْرُوضِ عَلَیْکُمْ عَمَلُهُ مَعَ أَنَّهُ وَ اللَّهِ لَقَدِ اعْتَرَضَ الشَّکُّ وَ [دَخَلَ‏] دَخِلَ الْیَقِینُ حَتَّى کَأَنَّ الَّذِی ضُمِنَ لَکُمْ قَدْ فُرِضَ عَلَیْکُمْ وَ کَأَنَّ الَّذِی قَدْ فُرِضَ عَلَیْکُمْ قَدْ [وَضِعَ‏] وُضِعَ عَنْکُمْ فَبَادِرُوا الْعَمَلَ وَ خَافُوا بَغْتَةَ الْأَجَل‏»(نهج البلاغه خطبه114) در این زمینه هم سؤال‌ام این است که وقتی خداوند روزی ما را ضمانت کرده‌اند، مطمئن هم هستیم که خداوند روزی می‌دهد، خب دیگر این که آدم کار اهم را کنار بگذارد و به کار مهم بپردازد تا کفاف زندگی‌اش را بدهد و به اهل و عیال اجحاف نشود، آیا این شک به رزاق بودن خداوند نیست؟ 4- متن حدیث یادم نیست اما یادم هست چنین برداشت می‌کردم که انسان نمی‌تواند از طریق دین کسب روزی کند. لطف کنید این موضوع را بیشتر توضیح دهید. مثلاً آیا روحانیون می‌توانند برای تأمین معاش خود، یکی-دو نوبت در مدارس و مساجد نماز بخوانند تا حقوق‌شان بیشتر شود؟ آیا چنین کاری ایراد دارد؟ همچنین کسی که به خاطر تنگی معاش، منبر برود و ...؟ 5- آیا اساساً کسی که به جای این که ببیند جائی که در آن کار می کند ورودی‌اش چیست، خروجی‌اش چیست و چه جایگاهی در جامعهٔ اسلامی دارد و ... به این نگاه کند که چقدر حقوق می‌دهند، آیا چنین کسی باز هم کاری که می‌کند مصداق عبادت است؟ آیا چنین کسی مصداق حدیثی که در ادامه می‌آید هست یا خیر؟ (با این پیشفرض که چنین فردی، تنها دغدغه‌اش تأمین معاش همسر و فرزندان‌اش است، همچنین این حدیث را هم در نظر بگیرید:«الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ.») اصولا این حدیث یعنی چه؟! 6- آیا این به این طرز تفکر بنده ایراد وارد است یا نه؟: «بنده به هر کاری راضی نمی‌شوم - مثلاً اگر پدرم بگوید باید بیایی کنار دست من در مغازه، رسم و راه کارکردن (فروشندگی) را یادبگیری، من به اون جواب می‌دهم، نه پدر من به این کارها علاقه‌ای ندارم، من باید درس بخوانم، من می‌خواهم از نتیجهٔ همان درس‌هایی که در دانشگاه می‌خوانم، کسب درآمد داشته باشم. - مثال دیگر اگر شرکتی پیدا شود که حقوق بالایی داشته باشد و من هم شرایط کار در آن شرکت را داشته باشم، اما اگر ببینم که اهداف مدیران آن شرکت فقط کسبِ منفعت و سود بیشتر است، و اگر خدمتی هم به جامعه انجام می‌دهند در همین راستا است، به هیچ وجه حاضر نمی‌شوم که در آن شرکت مشغول به کار شوم، حتا اگر از نظر مالی خود و خانواده‌ام در تنگنا قرار گیرند. - یا مثلاً اگر در برهه‌ای از زمان، از نظر مالی در تنگنا قرار بگیرم، حاضر نیستم دست به کارهایِ عملگی، مسافرکشی و ... بزنم، نه این که این کارها را در شأن یک تحصیل‌کرده ندانم، نه مسئله نیست، احساس می‌کنم رسالت من این است که در عرصهٔ فرهنگی وارد بازار کار شوم و از این رو، نگران تضییع عمرم هستم، نمی‌خواهم عمرم بیهوده تلف شود» 7- آیا در انتخاب کار باید به استعداد و علایق شخصی نیز توجه کرد یا باید دید احتیاج نظام اسلامی در چه زمینه ای است؟! 8- اگر بتوانید در مورد این حدیث نیز توضیح دهید ممنون می شوم. البته عبارت آخر حدیث مد نظرم است چون به نظر می رسد مثال نقض زیادی داشته باشد:«وَلْیَکُنْ نَفَقَتُکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ عِیَالِکَ قَصْداً فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ وَ الْعَفْوُ الْوَسَطُ وَ قَالَ اللَّهُ وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا إِلَى آخِرِهِ. وَ قَالَ الْعَالِمُ: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لا یَفْتَقِرَ»
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر می‌کنم موضوع اَهم و مهم برای یک مسلمان و با توجه به سخن حضرت علی‌«علیه‌السلام» که مطرح فرموده‌اید آن است که مهم انسان باید آبادانی قیامتش باشد ولی از تلاش اقتصادی جهت رونق امور مسلمین باز نایستد همان‌طور که حضرت نخلستان درست می‌کردند. از طرفی زندگی را برای همسر و فرزند و حتی والدین آسان‌کردن به خودی خود یک نوع آبادانی قیامت است – به شرطی که از مرز اعتدال به اسراف کشیده نشود –گاهی خداوند رزق بعضی را در کاری قرار داده تا با انجام آن کار مردم به نتیجه‌ی لازم برسند و در ضمن آن افراد نیز به رزق خود دست یابند مثل نماز و منبر برای روحانیون. آن‌چه کراهت دارد آن است که یک روحانی شرط کند اگر این مقدار پول ندهید نماز و منبر را نمی‌پذیرم و این غیر از آن است که مردم در عین دعوت روحانی وظیفه دارند حقوق او را رعایت کنند. تقدیر معیشت یعنی انضباط در خرج‌کردن به طوری که نه اسراف کند و نه تنگ بگیرد و بخل بورزد. مسلّم کار هرچه پاک‌تر باشد و در عین فضای دینی وسیله‌ی رزق حلال می‌شود بهتر است.مواظب باشید که به مسیر رزق خود پشت نکنید اگر مسیر رزق شما حضور در مغازه‌ی پدرتان است به آن پشت نکنید چون می‌شود در عین تلاش در بازار کار فرهنگی هم کرد. در جواب قسمت هفتم سؤال باید عرض کنم هر دو، ولی نیاز نظام اسلامی اولویت دارد. 8- فکر می‌کنم در کتاب رزق قسمت آخر حدیث با روایات مختلف روشن شده که حقیقتاً ظرفیت نظام عالم آن است که در میانه‌روی فقری پیش نمی‌آید. در ضمن حدیث «ضمنتُ لاهل العلم ارزاقهم» را از فرمایشات آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» گرفتم ولی فکر می‌کنم اگر جستجو کنیم سند آن را پیدا کنیم. موفق باشید
2158
متن پرسش
سلام علیکم! می خواستم دقیقا بدانم اسراف یعنی چه و اینکه اسراف با تبذیر دقیقا چه تفاوتی دارد؟! برای مثال اگر بخواهیم موردی بحث کنیم اینکه کسی از مال حلال خویش مثلا یک ماشین 500 میلیونی بخرد یا مثلا یک خانه 10000 متری بخرد با مثلا استخر و سونا و جکوزی و زمین مثلا بدمینتون درون خانه آیا اینها اسراف است یا خیر؟! ممکن است شما بفرمائید بسته به نیاز است اگر نیاز باشد اسراف نیست. اگر نباشد اسراف است. خوب اگر شما این جواب را بدهید بنده می گویم دقیقا نیاز یعنی چه؟! چون بالاخره این نفس آدمی برای هر چیزی توجیهی می تراشد. حتی برای یک ماشین 500 میلیونی یا برای یک خانه 10000 متری با آن امکاناتی که گفتم. بله مثلا اصل وسیله نقلیه واقعا یک نیاز واقعی است اصل مسکن نیز یک نیاز واقعی است. حالا امکانات مکفی و متعادل نیز درون مسکن و ماشین خوب هم خوب است اگر انسان داشته باشد بخرد. مثلا کسی ندارد به یک پراید بسنده می کند. کس دیگری بیشتر دارد مثلا پژو 405 می خرد یکی دیگر بیشتر دارد 206 می خرد یکی دیگر بیشتر دارد مثلا سمند می خرد. اما آیا اگر کسی داشت که ماشین 500 میلیونی بخرد صرفا بخاطر داشتن و کلاسش آیا مجاز است بخرد یا خیر!؟ البته به عنوان یک سوال خوب است پرسید آیا ممکن است کسی درآمد حلالش اینقدر باشد که بتواند این چیزها را بخرد!؟ البته حلال نه بدین معنی که کسی دزدی نکند خمسش را هم بدهد. نه وقتی کل سیستم سالم باشد. یعنی در قوانین نیز به کسی ظلم نشود. نظام پرداخت دستمزدها و حقوق ها نیز اسلامی باشد. خلاصه درآمد حلال نه فقط به معنی حلال فقهی حداقلی بلکه به معنی حلال حلال حلال در نظام مطلوب اسلامی اقتصاد. سوال بعد آنکه روایات در این زمینه ظاهرش متناقض هستند در برخی روایات توصیه به ساده زیستی و زندگی کم خرج و کم بودن مئونه دارد. از طرفی مثلا روایت داریم من سعادة المرء سعة بیته. این تناقض ظاهری را چگونه باید با هم جمع کرد!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی مثالی زده‌ای که انسان وحشت می‌کند تصور آن را هم بکند چه رسد بخواهد صاحب این چیزها باشد. آیا جمله‌ی حضرت مولا را فراموش کرده‌ای که فرمودند:« ما رایت ثروه موفوره الا و الی جانبها حق مضیع» ندیدم ثروت فراوانی را مگر آن‌که در کنار آن حقی ضایع شده است؟ و این‌که می‌فرمایند: انسان اگر ثروتی دارد مثل خسیسان عمل نکند و به خود و خانواده‌اش سخت نگیرد غیر از اسرافی است که ثروتمندان انجام می‌دهند. بالاخره حرام دنیا عقاب دارد و حلال دنیا نیز حساب دارد. اگر ثروتی هم داریم به مقدار کفاف‌اش مال ما است بقیه‌اش مال مردم است موفق باشید
2109
متن پرسش
سلام... من از بزرگان شنیدم، برای این که انسان به هدفش برسد باید برنامه داشته باشد؛ از شما سوال داشتم باتوجه به این که سال اول طلبگی را گذرانده ام چه برنامه ای برای زندگی داشته باشم تا من را به سربازی امام زمان برساند؟ می دانم سوال بسیار کلی پرسیدم؛ ولی خواهش می کنم من را در این راه کمک کنید... با تشکرفراوان ....
متن پاسخ
2063
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم دختری 27 ساله و مجرد هستم که در یکی از بهترین دانشگاههای فنی-مهندسی ایران، با رتبه عالی، در مقطع دکتری در حال تحصیل می باشم. کمتر از یکسال است که به لطف خدا با جنابعالی و اندیشه ی شما آشنا شده و آن را به عنوان راهنمای طریق زندگی خود برگزیده ام. آثار شما و خصوصا اندیشه ی کتاب زن آنگونه که باید باشد بر من تأثیر زیادی داشته است. تا قبل از این، درس و دانشگاه برایم اهمیت زیادی داشت و حتی در تدارک سفر به خارج از ایران برای ادامه تحصیل بودم ولی در این مورد به جهت زن بودن و مشکلات این نوع زندگی برای زنان همواره نگران و مردد بوده و مرتبا از خدا می خواستم تا راه درست را به من نشان دهد، تا اینکه طی ماجراهایی با آثار شما آشنا شده و قید سفر خارج را زدم. حالا نمی دانم آیا باز دچار افراط شده ام یا در مسیر درست هستم: در درسم سست شده ام و فکر میکنم درس خواندن و کار کردن در محیط دانشگاه برایم (خصوصا در حال تجرد) مانع بزرگ رشد معنوی است؛ از طرفی فکر بیت المالی که در همه ی این سالها صرف تحصیلم شده، زحمات پدر و مادر، استعداد خدادادی و همه ی عمری که فقط در پای خوب درس خواندن گذاشتم نمی گذارد به راحتی قید همه چیز را بزنم و از طرفی نگرانم که بیش از این، عمر را در این دنیا بیهوده (و برای اعتباریات) سپری کنم و توشه ی قابلی برای آخرت برندارم! لطفا به من بفرمایید که (با این تضاد) وظیفه من در قبال خودم و مملکت اسلامی چیست؟ اکنون که در مرحله ای هستم که باید هرچه زودتر مسیر کاریم را مشخص کنم چه تصمیمی بگیرم که هم از وظیفه ی اجتماعیم غافل نشوم و هم پاکی و لطافت روح زنانه ام را برای فردای زندگی مشترک و مسئولیت اصلیم حفظ کنم؟ التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم می‌توانید جواب سوالتان را در جواب‌های قبلی که خواهران در همین رابطه سوال فرمودند پیدا کنید. بنده فکر می‌کنم هنر شما باید آن باشد که بتوانید فعالیّت‌های اجتماعی و سلوک فردی را جمع کنید و غفلت حاکی از حضور در محیط دانشگاه را با غلبه‌‌ بر حالت معنوی ‌خود کم کنید و کار را ادامه دهید. موفق باشید
2055
متن پرسش
سلام علیکم. با مطالعه متون دینی خصوصاً کتاب نهج البلاغه حضرت امیر به این نکته پی می بریم که باید از دنیا به قدر کفایت استفاده کرد( من اقل منها استکثر مما یومنه و من استکثر منها استکثر مما یوبقه /خطبه 111) اینجا سوالی پیش می آید که فرض کنید یک نفر میلیاردر است و نیازش به ماشین با یک پراید حل می شود در صورتی که توانایی خرید ماشینی با قیمت بالا را دارد حال اگر این فرد به خرید ماشین با قیمت بالا اقدام کند آیا گناه کرده؟(البته این یک مصداق است و کلا نظرتان درباره چگونگی استفاده از مال چیست؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ممکن است گناه نکرده‌ باشد ولی به سیره‌ی اخلاقی اولیاء و علماء مخلص نیز عمل نکرده‌. موفق باشید
2029
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزتر از حانم ضمن قبولی طاعات و عبادات شما در ماه رجب بنده هرروز مجبورم بخاطر رفتن به سر کار 200 کیلومتر رفت و آمد داشته باشم گاهی با خودم میگویم که این کار جون برای در آوردن رزق و از طرفی کمک به انقلاب است و برا ی این است که من میخواستم حلال در بیاورم که مجبورم این همه راه بیایم پس خیلی باارزش است اما گاهی احساس میکنم جون با سرعت و وسایل نقلیه ای که با طبیعت معارضند سر و کار دارم این کار کار بیهوده ای است از طرفی همسرم حاضر به زندگی در شهرستان کاری من نیست می خواستم شما راهنماییم کنید تا آرام بگیرم و از این دغدغه راحت بشوم التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی بفرمایید در طول راه با مطالعه‌ی کتاب و یا با گوش‌دادن مطالب دینی و علمی ذهن خود را گرفتار سرعت ماشین و طول سفر نگردانید. موفق باشید
2005
متن پرسش
باسلام و عرض خسته نباشید سوال بنده درباره محدوده استفاده از رنگ در پوشش خانم هاست. آیا تشخیص اینکه مثلا استفاده از روسری رنگ کرم یا مانتو شلوار رنگ روشن باعث جلب توجه نامحرم می شود یا نه برعهده خود زن است یا قاعده ای کلی دارد که همه ملزم به رعایت آن هستند؟ اگر این پوشش مطابق با شرع یا لازمه زمانه ما نیست باتوجه به اینکه دلیل بعضی از افراد مذهبی برای انتخاب پوشش رنگ روشن جذب دختران به حجاب ومسائل دینی است آیا این دلیل حجت برای انتخاب این پوشش هست یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم فکر بدی نیست به‌خصوص که در روایت داریم: رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» رنگ سفید را دوست می داشتند. موفق باشید
1983
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز ، خواهشمندم درباره بخش ریاضت نفس حدیث عنوان بصری مرا راهنمایی فرمایید ، گرسنه نبودن با اشتها نداشتن چه فرقی میکند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اشتهانداشتن و گرسنه‌نشدن یک نوع بیماری است به جهت آن‌که مزاج از تعادل لازم خارج شده و باید به پزشک رجوع کرد و ریاضت نفس آن است که انسان در عین وجود میل‌های طبیعی آن‌ها را کنترل کند و مانع افراط آن‌ها شود. موفق باشید
1974
متن پرسش
با سلام و ادب و احترام وقبولی طاعات و عبادات استاد گرامی و به امید توفیقات روزافزون مدتی قبل سوالی در خصوص کسی که در زندگی احساس پوچی می کند و در زندگی ناامید است و مثال زدم که چه عبارات منفی در زندگی به کار می برد و.... از جنابعالی پرسیدم که پاسخی نیافتم یا من پیدا نکردم چون هنوز به سایت قبلی شما عادت داریم. تا اینکه در سایت جدید مصاحبه با شما را خواندم که یک جورهایی حرفهای دل همسر من بود خصوصا آنجا که فرموده بودید "در تمام مسئولیتها دلم در کلاس و درس بود و لذا در اولین فرصت که می توانستم کار را به دیگری واگذار کنم این کار را می کردم.شغل معلمی یک حیات خوبی است ......"و خلاصه درد و غم همسر بنده همین است و سالهاست منتظر این فرصت است و بقول خودشان تا مشغول کار دیگر هستند احساس پوچی و به هدر رفتن عمر و .... می کنند .استدعا دارم اولا این حقیر را راهنمایی بفرمایید چگونه با این همه تفکرات منفی و ناامید کننده از جانب همسرم گرمی و نشاط زندگی ام را حفظ نمایم و به ایشان کمک نمایم ثانیا با توجه به اینکه همسر بنده متد فکری جنابعالی را بسیار قبول دارند راهنمایی هم برای ایشان بفرمایید. سوال دیگر این است که شما در مصاحبه خود در خصوص ارتباط خانوادگی فرموده بودید "که در همان فضای دینی و معرفتی صحبت می کنیم بدون اینکه از تفریحات لازم خود را محروم نماییم" امکان دارد لطف بفرمایید در تفکرات شما مصداق تفریحات لازم چیست؟چون وقتی به همسرم می گویم برویم فضای سبزی-پارکی-گردشی و.... می گویند فکر می می کنید استاد طاهرزاده هم وقتش را صرف این امور می کنند؟یا حتی خارج از این حیطه بعضی اوقات به ایشان می گویم هر وقت امکان اقتصادی برایتان بود و توانستید برای منزل مبل بخرید و مدام برای کارها نشستن و بلند شدن سخت است. ایشان می گویند اولا زمین خدا چه عیبی دارد اینها همه تفکرات غربی است که وارد زندگی ما انسانها شده و از بس به شما ارادت دارند در پایان با لبخند می گویند اگر من بدانم استاد طاهرزاده در منزل خود مبل دارند من هم برای شما تهیه می کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده سؤال شما را جواب دادم . در مورد مبلمان بنده اعتقاد دارم تا آنجا که ممکن است زندگی خود را شبیه ساده ترین افراد شکل دهیم و مبلمان داشتن زندگی انسان را از سادگی خارج میکند هرچند مبلمان برای زندگی کسانی که بنا به ضرورتی که مخصوص خودشان است را تقبیح نمی کنم. موفق باشید
1960
متن پرسش
سلام علیکم! یکی از اساتید بنده می فرمود هر چند احتلام شبانه را اکثریت قریب به اتفاق جوانان دارند اما احتلام نشانه آلودگی ذهن است مخصوصا اگر همراه با خواب دیدن باشد. و هر چه احتلام بیشتر باشد(البته احتلام عادی نه احتلامی که بخاطر مصرف غذاهای خاص یا در شرایط خاصی نه کسی که عادتا احتلامش بیشتر است.) نشانه آلودگی بیشتر ذهن است. به همین خاطر معصومین (ع) و معدوی از اولیاء الله که هیچ آلودگی ذهنی نداشته اند احتلام نیز نداشته اند. آیا این نظر درست است!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از کجا که احتلام لطف خداست به جوانی که عفت خود را نگه داشته تا پاداش جسمانی آن عفت را را نیز به او بدهند. این طور نیست که بتوانیم بگوییم همیشه احتلام نشانه‌ی آلودگی ذهن است. موفق باشید
1961
متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم استاد عزیز. . .بنده به واسطه مطالعه آثارتان تغییر کرده بودم و قبلا در سوال 1693 جریان زندگی را به صورت درد دل برایتان عرض کردم. . . استاد خدا زندگیم را به سمتی که فکرش را نمیکردم و برنامه نریختم برد و چون هر چه از دوست رسد نیکوست ما هم لذت بردیم و دست از فکر به آینده برداشتیم،اگر الان بپرسید ظهر میخوای چیکار کنی میگم میرم نماز.،1 سالی میشود به واسطه مهدی فاطمه علیه السلام ازدواج کردم،همسرم را هدیه این بزرگوار میدانم،اصلا همچی زندگیم را هدیه این نور الله میدانم. . . شب خواستگاری همسرم حرفایی بسیار خوب زد که نشان دهنده روح بزرگش بود،اما خب الان مشاهده میکنم بسیار اسیر دنیا شده،مخصوصا در مورد مقدمات ازدواج و عروسی و تحصیلاتش که به شدت استرس دارد و حتی مریض میشود،بارها برایش صحبتها کرده ام،تا از مشکلاتش گفت از آن دنیا گفتمو آرامش کردم. . .اما باز هم جلوی من می ایستد. . . میگوید تو اهل گوشه نشینی و گریه هستی که مورد اول اصلا درست نیست،دین را شادی بدون غم دوری از اهل البیت معنا میکند،و به آنها به چشم کسانی که فقط باید گه گداری به آنان رجوع کنیم نگاه میکند،همین باعث چوب لای چرخ بنده گذاشتن ایشان میشود. . . بارها حرفایی میزند که من نمیدانم چه بگویم،علاقه به شب نشینی های بیخودو بی جهت و وقت تلف کردن و در نهایت اهل مسافرت و دیدن چیزهایی که ضرورتی ندارد،البته بنده الان از بدی های ایشان که بدی نیست عرض کردم،سعیم از بیان سوال این بود که راهی برای مقابله با این رویکرد دارید؟. . .بسیار سعی در احترام به این عزیز دارم و بارها که با بنده خشن بوده اند سعی در ابراز علاقه داشته ام،میخواهم بدانید من سعی میکنم آتش بیار نباشم. ولی دوستش دارم. . . چه کنم که خوب شود و یا حداقل مانع سیر من نشود؟(ولی راستش را بخواهید همین رفتارش باعث شده آن علاقه اشتباهی که به واسطه جو زدگی به او داشتم که بندگی خدا را تحت تاثیر قرار میداد الان ندارم،الحمد لله رب العالمین). . . موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شما طوری عمل نکنید که همسرتان گمان کند می‌خواهید او را از زندگی طبیعی و لذت‌های حلال الهی باز دارید. معلوم است طوری عمل کرده‌اید که بالاخره تصور کرده است شما اهل گوشه‌نشینی و گریه هستید. از طرفی گرایش به زیبایی و نظم در خانم‌ها بیشتر است این را حمل بر اسیرشدن آن ها در دنیا ندانید. سعی کنید همدیگر را و شرایط خانوادگی او را درک کنید و در عین حال بر اساس ملاک‌های اسلامی عمل کنید. آن‌جا که اسلام رخصت داده است شما هم رخصت بدهید و آن‌جا که اسلام مانع کاری شده شما هم مانع شوید. موفق باشید
1923
متن پرسش
باسلام به استاد ارجمند طاهر زاده استاد سوال من در مورد کتاب تازه ی آیت الله جوادی آملی بانام مفاتیح الحیات می باشد. می خواستم جایگاه این کتاب ونحوه ی استفاده از آن را بیان کنید.واینکه می گویند جلد دوم مفاتیح الجنان می باشد چقدر صحت دارد(البته منظورم اینه که این کتاب آیا جایگاهی مثل مفاتیح الجنان دارد ؟)باتشکر وآرزوی موفقیت برای شما استاد عزیز.والسلام
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که ما در عبادات فردی باید از راهی که شریعت الهی در مقابلمان قرارمی‌دهد جلو برویم در امور اجتماعی نیز باید بر اساس دستورات الهی عمل کنیم و متوجه باشیم اگر در مسائل اجتماعی به طریق شرعی عمل کنیم هرگز ثوابی کمتر از عبادات فردی نصیبمان نمی‌شود. کتاب مفاتیح الحیات‌ چنین نقشی را به عهده دارد و بر همه‌ی ما لازم است که آن را مطالعه کنیم و دستورات آن را همواره مدّ نظر داشته‌باشیم تا مسلمانی خود را وسعت بدهیم. موفق باشید.
1911
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی ضمن عرض تبریک اعیاد رجب و شعبان و توفیقات روز افزون در این ایام سوال و یا شاید درد دلی با جنابعالی داشتم که عاجزانه از حضورتان کسب راهنمایی می کنم. اگر کسی در زندگی بسیار احساس پوچی و ناامیدی کند چه باید کرد؟ ما دو سال است که زندگی مشترک خود را به یاری خداوند آغاز نمود ه ایم و الحمدلله همسر بنده فردی بسیار متدین و مذهبی و تحصیل کرده و از ارادتمندان جنابعالی هستندو خودم طلبه هستم ودر حد توان هر چند شاید کم باشد تلاش کرده ایم که نگاه توحیدی به زندگی داشته باشیم. مطالعه در زندگی برای همسرم بسیار نقش اساسی دارد و به قول خودشان تفریحشان کتاب و کتابخوانی است. منتهی صحبتهایی از ایشان شنیده می شود که روح وروان و نشاطی که یک زن باید در زندگی داشته باشد و کانون خانواده را گرم نماید از من ساقط کرده چرا که مرتب گفتار مأیوس کننده بر زبان می آورد بعنوان نمونه می گویند: (عمرمان رفت و کاری نکردیم؟کاش وقتی بخواب می رفتم دیگر بیدار نمی شدم؟کاش می توانستم خودکشی کنم؟وقتی این همه کتاب را در کتابخانه خود می بینم آتش می گیرم که کی آنها را بخوانم؟(با توجه به اینکه وقت هم برای مطالعه می گذارند و بقول خودشان بسیاری از آنها را خوانده اند. )در زندگی ام هیچ چیزی وجود ندارد؟و مواردی از این قبیل. لازم به ذکر است که ایشان علاقه وافری به تدریس داشته اند اما موفق به آن نشده اند.و در حال حاضر در ارگان دیگری مشغول کار می باشند اما همیشه احساس بی میلی و ناامیدی می کنند و می گویند عمرم دارد تلف می شود .خلاصه از شما خواهشمندم که مرا راهنمایی بفرمایید که در این شرایط چه کنم از طرفی بسیار زندگی و همسر عزیزم را دوست دارم و از طرفی نمی دانم چه کنم با این همه ناامیدی در ایشان.و پاسخی هم خطاب به ایشان داشته باشید چرا که فرمایشات شما برایشان بسیار محترم است. بسیار از جنابعالی متشکرم التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به ایشان بفرمایید اولا: به آن‌چه خداوند در رابطه با شغل برای شما مقدر کرده همان مصلحت ایشان است و با راضی شدن به آن کار راه بهشت در مقابلشان گشوده می‌شود. ثانیا: بفرمایید: «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود .... رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». انشاءالله با یک برنامه‌ی دراز مدت جهت کسب معارف الهی، خداوند آن‌چه را مصحلت بداند بر قلب ایشان اشراق می‌کند به شرطی که طوری سخن نگوید که همسر او احساس یأس کند. هر دوی شما خدا را شکر کنید که خداوند شما را به همدیگر رسانده و در کنار همدیگر با نشاط کامل تمرین کنید چگونه در حق همدیگر ایثار نمائید. موفق باشید.
1912
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز 2 سوال خدمتتان داشتم: - اول اینکه چرا هر چه برنامه ریزی می کنیم آن که می خواهیم نمی شود و پس از مدتی عمل به آن انسان را خسته می کند و منجر به ترک برنامه می شود و از طرفی هم احساس نیاز به برنامه شدیدا" وجود دارد؟ - دوم اینکه در بحث انسان شناسی و در قسمت رویای صادقه درست است که انسان فوق زمان و مکان است و می تواند بر فرض مثال 2 سال بعد را حاضر بیابد ولی در عین حال شخص که با توجه به بدن استکمال نیافته، چطور می تواند در صحنه ای حاضر شود که فیض آن مرحله را از خداوند نگرفته است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ دوباره برنامه‌ریزی کنید و با توجه به عدم موفقیت در برنامه‌ی قبلی واقع‌بینانه برنامه‌ریزی کنید و در برنامه‌ی خود جایی هم برای ورزش بگذارید تا در تصمیم‌گیری محکم‌تر شوید. 2ـ حضور تکوینی نفس ناطقه در صحنه‌‌های آینده غیر از حضور تشریعی اوست که باید با اراده و انتخاب به آن‌جا برسد. موفق باشید.
1903
متن پرسش
بسمه تعالی سلام دانشجویی هستم درحال تدوین پایان نامه.با اینکه موضوع رساله ام را مطابق علاقه ام انتخاب کردم،ولی با گذشت3ماه شروع تدوین هنوز کار قابل توجهی درپیشبرد آن نکردم. دربرنامه ریزی دچار اهمال کاری بسیاری هستم.به روانشناس مراجعه کردم.به تشخیص ایشان بنده فردی آرمانگرا درهدف ودرعین حال اهمالکار هستم. در درسم موفق بوده ام.ولی ویژگی بارزم دقیقه نودی کار کردن است. به اذعان دوستان واطرافیان فرد باهوش وبا حاقظه قوی هستم.ولی تلاش زیادی در بهتر کردن موقعیتم نداشتم. ازجمله اینکه بخونم برای دانشگاههای عالی وبرتر. همیشه تنبل وسست بودم. البته این2-3ساله.قبلا وقتمو تلف نمیکردم. برای ساعات زندگی ام برنامه داشتم.از حرفهای بیهوده وجلسه های لهو ولعب پرهیز میکردم به هوای اینکه سخنرانی گوش بدم.کتابی بخونم وعلمم را افزایش بدم.ملی الان تنبل وبی حوصله شدم.برای پایان نامه در روز وقت زیادی نمیذارم. فکرم بسیار مشغول شده.حتی عبادت وراز ونیازهام هم مثل قبل نیست.برای مطالعه حرص وولع زیادی مثل قبل ندارم. بیشتر کتابها را تکراری میدانم.ازتنوع خوشم میاد.وخلاصه یه دل زدگی درمن ایجاد شده که من راه برون رفت ازاونو نمیدونم. نمیدونم چطوری برنامه بریزم. پایان نامم را پیش ببرم.افکارم را متمرکز کنم. عبادت با حال داشته باشم.متشکر میشم منو راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: نگران نباشید این حالت می‌آید و می‌رود. ثانیاً: یک برنامه‌ریزی کنید و بدون آن‌که به خودتان سخت بگیرید هرچیزی را در جای خودش قرار دهید و بدون نگرانی و با یک برنامه‌ی ساده کار پایان‌نامه را شروع کنید خودش جلو می‌رود. موفق باشید
1902
متن پرسش
سلام استاد چی کار کنم من تازه فهمیدم دیگران رو خودم می دونم زندگیم شده تقلید اصلا از خودم انگاری هیچی ندارم . کتاب هم خوندم مخصوصا کتاب های انسان شناسی یک و دو و جوان و انتخاب بزرگ رو هم خوندم ولی نمی دونم چرا اینجوریم . چیکار کنم .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: هر اندازه انسان با اندیشه و تفکر جلو برود به خودش نزدیک می‌شود و در آن صورت اگر هم از کسی تقلید کند به اعتبار آن‌که عقل او پذیرفته است که مثل آن کس عمل کند که در این صورت تقلیدی واقع نشده. موفق باشید
نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!