بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عرفان عملی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24706
متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر: فرمودید خدا از سر ربوبیت تقاضای بندگان را اجابت نمی کند. بهترین تقدیر همان است که رقم می خورد. اگه آدم در اثر مشکلاتش و فشارهای زندگی دچار انواع و اقسام گناهان و عقب ماندگی ها بشود این چه تقدیری است؟ چرا دل من با این حرفها آرام نمی گیرد استاد جان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در جاهایی در عمیق‌ترین لایه‌های معرفتی خود به این می‌رسیم که پروردگار عالم می‌داند چه‌کار می‌کند و لذا اقرار عارفان که فرموده‌اند: «غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای» مبتنی بر چنین معرفتی است. او می‌داند این بنده‌اش با این فشارها، تولدی دیگر می‌یابد و این‌طور نیست که تقاضاهای او را بی‌جواب گذاشته، راه دیگری را برای او در نظر گرفته، ولی بنده‌اش هنوز بر راهی که خودش تصور کرده است، تأکید دارد. موفق باشید

24689
متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: شرمنده که باز هم مزاحمتون میشم. در پی پاسخی که به سوال شماره ۲۴۶۷۲ فرموده اید و در نهایت فرمودید (همین شرایط، مأوایی است برای شما که همه‌چیز به کمک شما می‌آیند تا به آن‌چه خدا برای شما مقدّر کرده است برسید) خواستم بگویم استاد عزیزم شما ایمانتون زیاده شما با تقدیرات الهی عشق میکنین هرچند تلخ باشد به قول خودتان که در بلا هم میچشم الطاف او. اما من چه کنم که ایمان شما رو ندارم. برام واقعا سخته که این همه سختی و دست تنهایی رو بپذیرم. گاه به رحمت خدا هم در ناامیدیهایم شک می کنم. استاد عزیزم شما در مصیبتتون هم با خدا عشق میکنین. منی که عاشق نیستم چطور به این همه تلخی راضی شوم؟ به اینکه تقدیر خدا اینقدر تلخ و سخت برام رقم خورده وقتی گاهی اوقات دلم می خواهد از این شرایط بمیرم. ببخشید استاد جان وقت گرانبهاتون رو با حرفهام گرفتم. در این چند سال که اینقدر اذیت شدم کتابها و سیر مطالعاتی آثار شما این شرایط رو برام تحمل پذیر کرده. ممنونم استاد جان. خیلی التماس دعا. ببخشید مصدع شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهید و نخواهید «کارسازِ ما به فکر کار ماست / فکرِ ما در کارِ ما آزار ماست» . هزار نقشه برای خودتان دارید، ولی خدایی که ربّ شما است می‌داند که شما با کدام نوع از زندگی به آن نتایجی که نیاز حقیقیِ شما است می‌رسید و در این‌جا است که به دعاهای شما در این دنیا از سر ربوبیت‌اش توجه نمی‌کند، و کار خودش را می‌کند و بعداً در همین دنیا خواهید فهمید که چرا به نامه‌ها و تقاضاهای شما گوش نداد و در آن رابطه، توحید شما برای بهترین زندگی در ابدیت چندین و چندین برابر می‌شود. لذا او به زور هم که شده امثال شما خواهران که کم هم نیستید؛ می‌خواهد بهشتی کند و شما هم در تقلایی‌اید که از این تقدیر مبارک، شانه خالی کنید، ولی او «علیم حکیم» است. می‌داند با دوستانش چه کار کند. موفق باشید

24686
متن پرسش
سلام: میزان خواب برای سالک جوان در شبانه روز چند ساعت باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از قول علامه‌ی طباطبایی هست که بین یک‌چهارم تا یک‌سوم از ۲۴ ساعت خواب خوب است، نه بیشتر از یک‌سوم و نه کمتر از یک‌چهارم. موفق باشید

24678
متن پرسش
سلام استاد عزیز: جلسات جهان گمشده در عالم خیال رو گوش دادم تا جلسه ۴. در جایی جناب آیت الله علامه حسن زاده آملی حفظه الله می فرمودند روزی در صحرا کنار درختی بودم و یک حیوانی هم آنجا بود، نگاه کردم دیدم درخت ریشه و محل تغذیه اش در دل زمین است، آن حیوان هم سرش بین زمین و آسمان بود و راه کسب روزی اش در روی زمین، و به خودم نگاه کردم و دیدم من انسانم و سرم رو به آسمان، و از این واقعه منتقل شدم به این حقیقت که غذای جان انسان در ملکوت است (قریب به مضمون). بنده هم در ایامی مراقبت دارم و سعی می کنم طهارت داشته باشم، و در تفکر به سر می‌بریم، از این انتقالات پیش می‌آید برایم، مثلا در ماشین حمل و نقل عمومی نشسته بودم مدتی پیش، در همین حالات بودم که کودکی شروع به گریه کرد، و طلب آب از پدر و مادرش می کرد، دل پدر و مادر خون شد و به هر زحمتی بود آب تهیه کردند برای فرزندشان، خیلی مستأصل هم شده بودند، چون آنجا آب نبود و هیچ یک از مسافران هم آب نداشتند، از این واقعه منتقل شدم به این حقیقت که ما هم واقعا نوزاد هستیم و تشنه آب حیات و علم، و باید با گریه و اصرار در گریه، از خدایی که از مادر بی‌نهایت به ما مهربانتر است و قدرت و علمش هم بی‌نهایت است طلب کنیم، و آنجا در آن جمعیت جلوی بغض خودم رو گرفته بودم ولی اشکم ناخودآگاه سرازیر شد و دلم خون. از این اتفاقات گاهی می‌افته، البته شرطش رو فهمیدم که مراقبت و طهارت و تفکر و سکوت و خلوت و انس با ملکوت است. استاد آیا این ها گوشه ای از همان چیزی است که شما در این جلسات سعی دارید به ما متذکر شوید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طورها است. «عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد/ از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد.  از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور/ تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد». موفق باشید

24673
متن پرسش
سلام در ادامه سوال ۲۴۶۶۲ وقتی احد تجلی کند کسی باقی نمی ماند. پس چگونه در دنیا برای فرد سالک احد تجلی می کند؟ ۱. سالک چه حسی دارد و چه چیز شهود می کند؟ ۲. در دنیا چگونه با تجلی واحد قهار، سالک باقی می ماند‍؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک با تجلی نور احد یا واحد قهار حتی خودش را هم نمی‌یابد، تماماً احساس‌اش نظر به حضرت حق می‌شود. به تعبیر خواجه عبداللّه انصاری؛ «اخفاه عن انفسه» از خودش هم مخفی می‌شود. موفق باشید

24675
متن پرسش
سلام و خدا قوت: بنده کتاب های شما رو بخوبی مطالعه کرده و عمیقا تحت تاثیر قرار گرفته ام. خصوصا کتاب هایی مثل از برهان تا عرفان، معرفت نفس و حشر و.. که یک‌ فضای فلسفی-عرفانی برای مخاطب ایجاد می کنند. با شیوه ی زندگی علما، حالات عرفانی و زندگی سراسر توحیدی آن ها آشنایی نسبی دارم و حظّ معنوی می برم. خلاصه اینکه نمازهای یومیه (و حتی بعضا نماز شب) را با قلب می خوانم‌ و حالات معنوی بسیار خوب و وصف نشدنی به من دست می دهد. مشکل اینجاست اگه چند وقتی فرصت مطالعه نباشه (مخصوصا ایام مدرسه) و کارهای روزمره غلبه کنند گویا دچار کَثَراتی می شوم که شما از آن در سخنرانی ها یاد می کنید. در نتیجه همه ی آن حالات معنوی و نماز شب و... از یادم می روند که قابل قیاس با حالات اولی نیستند. فرد کاملا معمولی شده و بسیار معذب می شوم. لطفا راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما آن باید باشد که در فعالیت‌ روزمرّه هم، «دست در کار و دل با یار» باشد. موفق باشید

24670
متن پرسش
سلام: سه سوال خدمت شما دارم. اول اینکه شیوه خردمندی و عاقل بودن چگونه است؟ دوم آیا خوراک فکری و بهانه فکر کردن چگونه پیدا کنیم و چگونه تحلیل خود را قوی کنیم؟ سوم بنده از یکی از بزرگان برنامه اربعین و ذکر می گیرم و گاهی موفق به صمت و جوع و عزلت و ذکر دایم نمی شوم با اینکه همیشه با خود مشارطه می کنم گاهی با خانواده خشمگین می شوم گاهی میزان خوابم زیاد می شود اما پشیمان می شوم. البته در بیداری شب و سحر و نوافل و اذکار و اوقات نماز و قران و... بحمدلله عزم راسخ دارم. یا این نقصان ها موجب بی تاثیر شدن ذکر های اربعینی می‌شود؟ آیا به هنگام هر گناه باید اربعین از ابتدا شروع شود؟ آیا با اینگونه راه رفتن ممکن است کسی به خدا برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از معارف اصیل در رفع مشکلات، کار می‌آید. سیر مطالعاتی روی سایت انشاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

24663
متن پرسش
جناب استاد سلام: بنده چند وقتیست که درگیر برخی شبهات فلسفی هستم و از طریق حل این شبهات و تفکر در براهین عقلا کمی از فلسفه بهره برده ام البته بسیار کم و توانسته ام بر شبهات غلبه کنم،اما احساس می کنم این مباحث به قلب بنده نور نمی‌دهد و به گونه ای بنده را راضی نمی کند و احساس دلگیری و گرفتگی و به اصطلاح دچار نوعی قبض روحی شده ام، فکر می کنم درگیر این تفکرات شدن بعد از حل شبهات و ادامه دادن به آن مسیر فلسفی صرف نوعی حجاب بر قلب بنده پوشانده و باعث آن قبض روحی شده، بنده می خواهم این حجاب ها برطرف شده و معرفت اهل البیت (ع) و محبت ایشان در قلبم تجلی کند تا به معنای واقعی حیات طیبه و مفیدی داشته باشم، بنده می فهمم آن نور و گشایشی که بنده می خواهم و قلب بنده محتاج آن است تا راضی شود معرفتی غیر از اموریست که درگیر آنم و آن معرفت و محبت اهل البیت (ع) می باشد، اما نمی دانم از کجا شروع کنم تا به معرفت حقیقی دست یابم و محبت اهل البیت (ع) در قلبم تجلی کند، لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید و سیر مطالعاتی و عملی به بنده معرفی نمایید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از رفع شبهات و کسب معرفتِ لازم، از طریق رعایت شریعت الهی و تدبّر در قرآن و روایات، قلبْ راه می‌افتد. پیشنهاد بنده برای ابتدایِ کار، شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح «برهان صدیقین» است. موفق باشید

24658
متن پرسش
با عرض ارادت و سلام خدمت استاد عزیز: ما افرادی را سراغ داریم که هیچگاه درس عرفان مثل فصوص الحکم نخواندند اما با التزام کامل علمی و عملی به شریعت به مقامات خوبی رسیدند. آیا رسیدن به مقامات عالیه و فناء فی الله منحصرا مخصوص کسانی است که راه عرفان علمی (خواندن کتب عرفانی مثل فصوص الحکم ) و عمل به شریعت را پیشه کرده اند یا بدون عرفان علمی هم می توان به فناء و بقاء بالله رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که جناب ابن عربی در مقابل ما می‌گشاید تنها یکی از راه‌هایی است که اگر کسی خواست سلوکی داشته باشد از آن استفاده کند. لذا نه آن معارف تنها معارفِ عرفانی است، و نه برای سلوک، تنها از این طریقه سلوک امکان دارد. موفق باشید

24656
متن پرسش
با سلام: بنده مدتی است کتاب ادب خیال و عقل و قلب را مطالعه می کنم. در خصوص رشد همه جانبه بعد جسم و خیال و قلب و عقل نکاتی فرموید. جسم و عقل را کامل متوجه هستم، اگر ممکن است توضیح بفرمایید که: ۱. تعریف دقیق خیال و قلب چیست؟ آیا خیال زیر مجموعه قلب است یا بالعکس یا این که بالکل متفاوت هستند. جایگاه این دو نسبت به هم چیست؟ ۲. رشد خیال و قلب چگونه ممکن است. مثلا چه کاری برای آن لازم و مفید و یا چه کاری مضر است. ۳. در طول زندگی بر اثر مشکلات روزمره، گاهی اوقات انسان خیلی دلش نازک می شود. آیا می توان از این رقت قلب استفاده کرد و آن را در مسیر پرورش قلب به کار گرفت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. خوب است که بحث «جهان گمشده» را در کانال «ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» دنبال بفرمایید. ۳. همین‌طور است. خداوند قلبِ رقیق را دوست دارد. خداوند می فرماید:أنا عند المنكسرة قلوبهم لأجلى. من نزد كسانى هستم كه قلبهايشان براى من شكسته است. موفق باشید

24648
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان. وقتتون بخیر. استاد من حدود چهل سالمه به خاطر اختلافات خانوادگی مجبورم تنها زندگی کنم. هر کاری کردم ازدواج کنم اما نشد. تنهایی نابود کننده است. خیلی احساس یاس می کنم. نمی توانم در این شرایط سخت به قرب الی الله فکر کنم. استاد جان خیلی شرایط سختیه. دلم می خواهد بمیرم. مثل شما هم ایمان قوی ندارم که در هر شرایطی عاشق خدا باشم. نه دنیا دارم نه آخرت. بسیار خسته و دل شکسته ام. سرگردان و حیرانم و روزها را به سختی شب می کنم. در عجبم چطور بعضیها به راحتی زندگی خانوادگی برایشان مهیا می شود بدون اینکه زحمتی کشیده باشند و من با این سنم زندگیم همچنان پر از تجرد و تنهایی است. تنهایی کشنده است استاد. با این همه غم چگونه رابطه ام با خدا خوب باشد؟ اگر هم تحت فشارهای روحی شدیدی که به من وارد می شود با پدرم تلخی کنم یا کسی را برنجانم یا غیبتی کنم باید قیامت جواب بدهم. نمی توانم این امتحان را پشت سر گذارم. به مشاور هم مراجعه داشته ام هیچ نتیجه ای نداشته. دیگر نمی توانم روحیه ام را حفظ کنم. خیلی از خدا شاکیم که این چه زندگی ای شد. نمی دانم چه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به تقدیر الهی و افقی که با پذیرفتنِ آن تقدیر در مقابل‌تان گشوده می‌شود، فکر نمی‌کنید؟ به هزینه‌ای که باید برای حفظ عفت و عفاف در این شرایط می‌پردازید، و نتیجه‌ای که خواهید گرفت؛ فکر کنید. در این صورت مطمئن باشید نوعی از زندگی در مقابل شما گشوده می‌شود که به‌کلّی حسرت زندگی‌های معمولی را نخواهید خورد. به این فکر کنید که قرآن می‌فرماید خداوند به هرکس، خلقتِ خودش را می‌دهد و هرکس در خلقتِ خودش مأوایِ حقیقی را می‌تواند جستجو کند. فرمود: «رَبُنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی». موفق باشید

24647
متن پرسش
سلام: ببخشید من همیشه یه سوال ذهنم رو درگیر کرده. یه وقت یه کلیپ از مرحوم آیت الله شجاعی دیدم درباره ی ذکر میفرمودن که خدا را با هر اسمی یاد کنیم او نیز با همان اسم متوجه ی ما خواهد بود. مثلا کسی که مریض است وقتی یا شافی می گوید خدای شافی به سراغ او می آید و شفایش می دهد (به شرطی که مریض بتواند شفایش را از شافی بگیرد) یا کسی که نیاز به غفران ربوبی دارد یا غفور می گوید و خدای غفور می آید و مورد غفران قرارش می دهد و... حال سوال اینجا است که مثلا اگر من بخواهم یک ذکری بگویم از روی خودم. مثلا یکی از اسماء الله را ورد خودم قرار بدم. عددش رو هم با حساب ابجد بدست بیاورم چرا احتمال دارد که این مسئله به ضرر من تمام بشود؟ مرحوم استاد شجاعی در جلد سوم مقالات می فرمایند که انتخاب اذکار نباید خودسرانه انجام بگیرد و باید حتما با دستور فرد کاملی که به معنای واقعی کلمه کامل است صورت بگیرد و گرنه منجر به صدمات و ضررهایی می شود که نمونه هایی از آن را در همان جلد نقل می کنند. بعضی ها می گویند علت این امر این است که اگر خودسرانه عمل شود، ممکن است بخاطر عدم آمادگی باطنی و عدم تناسب حال شخص با ذکر این مشکلات پیش بیاید خب در اینجا مگر ما ثابت نکرده ایم که الله تبارک و تعالی موجودی با شعور است و مگر در این مسئله احتمال خطر نیست؟ خب نمی شود خداوندی که دارای شعور و علم و...است وقتی او را با ذکری که متناسب حالمان نیست صدا می زنیم متوجه ی ما نشود تا آن خطرات برای ما پیش نیاید؟ اینطور که برای ما ترسیم می کنند گویا خداوند نعوذبالله یک دستگاه یا یک ربات است که روی هر دکمه ی آن بزنی یک کار انجام می دهد و چون فاقد درک و علم است نباید خودسرانه به آن دست بزنی و الا ممکن است کاری از او سربزند که به ضرر تو تمام شود یا... ممنون می شوم توضیحاتی مرحمت فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن‌چه استاد شجاعی می‌فرمایند مربوط به اذکارِ خاص است و نه مربوط به اذکار عامی که در مفاتیح و کتاب‌های دعا مطرح است مثل ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و یا ذکر استغفار. ۲. ذکر خاصی که اگر به‌جا ارائه نشود موجب زحمت است؛ از آن جهت می‌باشد که عبد خودش نحوه‌ی برخورد خود را با خدا تعیین می‌کند و حضرت حق نیز از سرِ عدم بخل، مطابق آن ذکر با بنده‌اش رفتار می‌نماید. این‌جا است که باید احتیاط کرد. البته بنده در مورد ذکر خاص، چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

24632
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. منظور از سیر در درجات و مراتب ولایت اولیا الهی چیست؟ ۲. منظور از اصالت دادن چيست؟ مثلا اصالت دادن به مادیات.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این مربوط به مراتب توحید است یعنی آن چیزی که جناب خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین به میان آورده. ۲. اصالت دادن یعنی اصل گرفتن و اصالت دادنِ به عالم مادیات یعنی مادیات را اصل گرفتن. موفق باشید

24617
متن پرسش
سلام استاد: چگونه روش عرفا با هم فرق می کند و با این حال می توانند انسان را به خدا برسانند؟ مثلا می گویند روش آیت الله انصاری همدانی روش محبت بوده است. در صورتی که روش علامه طباطبایی و آیت الله شجاعی و... روش ریاضت است. و اینکه شما بزرگوار کدام روش رو برای سالک بیشتر می پسندید؟ روش ریاضت را یا محبت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به روایتی فکر کنید که می‌فرماید «الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق». ۲. گویا روش «محبت» کارساز تر است ولی نه به معنای بی تفاوتی نسبت به ریاضات شرعی. موفق باشید

24615
متن پرسش
سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرانقدر: سوال بنده این است که آیا سجده ی یونسیه به عدد ۴۰۰ بار، برای خانم ها هم جایز و مفید است یا اینکه عدد آن برای خانم ها متفاوت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تفاوت داشته باشد ولی با روح و روحیه‌ی خودتان مطلب را بررسی کنید که فشاری بر روح‌تان نیاید. موفق باشید

 

24607
متن پرسش
شرط نجات در عالم آخرت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت شریعت الهی و لاغیر. موفق باشید

24564
متن پرسش
سلام: مسلم است که ترک محرمات و انجام واجبات موجب توفیق و سیر انسان به سمت خداوند است پس لزوم استاد که برخی از اساتید اخلاق می گویند جهت سیر الی الله چیست؟ آیا استاد اخلاق چیزی جز یاداوری محرمات و واجبات دین دارد؟ آیا انسان طالب خداوند و تهذیب نفس با مطالعه سرگذشت علما و عرفای بزرگ دین و عمل به دستورات و دستورالعمل های آنها که بر مبنای قرآن و علوم اهل بیت علیهم السلام است به مقصد نمی رسد؟ آیا خواندن کتاب های اخلاقی و عرفانی کار استاد را نمی کند؟ یا اگر استاد لازم است مربوط به سطح های بالای سیر و سلوک است یا در هر سطحی انسان نیاز به استاد اختصاصی دارد؟ چون دسترسی به استاد و پیدا کردن استاد طریق کاری بسیار صعب است مگر به توفیق خداوند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست را در این مورد دنبال کنید. موفق باشید

24566
متن پرسش
سلام علیکم: آیا خواندن فلسفه و عرفان نظری یا همان مباحث معرفت نفس، روی اوصاف و اخلاق آدمی اثر گذار است؟ مثلا کسی که قصد تزکیه نفس از رذایل اوصاف کرده اگر این مباحث معرفت نفس رو کار کنه سریع تر میتونه رذایل رو از جانش دور کنه؟ رذایلی چون حب جاه و شهرت، حسادت، تکبر، عجب، غضب و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مفید است. کافی است تجربه کنید. به همین جهت در مقدمه کتاب های اخلاق بحث معرفت نفس مطرح می شود. موفق باشید

24554
متن پرسش
سلام: آقا من نمیتونم با این مردم و بعضی از چیز های این دنیا ارتباط درست بگیرم و گه گداری در عالم بی کران من غرق می شوم و با عالم همراه. چه کنم بی تجربه ام و می ترسم مردم کم کم در مورد من فکر هایی بکنند و باعث گیر شدن به آنها بشوم و شغلم هم سفر هست و همسفر هم گهگداری دارم و براشون سوال شده و من لال می شوم. می شود آیا با وجود اینکه تازه به لطف خدا، ان شاءلله «من» را پیدا کردم و چیز هایی می بینم در جهان، ارتباطی بگیرم و اینجا هم باشم اما من کامل من باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اهل معنا آن است که با مردم به سر ببرد و رعایت حال مردم را بنماید و به اصطلاح، در ظاهر خوشرویی خود را حفظ کند هرچند در قلبشان غوغاهایی باشد. موفق باشید

24549
متن پرسش
سلام استاد عزیز: من یه جوان ۲۵ساله روستایی هستم که خدا رو شاکرم که توسط فضای مجازی تونستم با شما و امثال شما آشنا شم و الان مثل تشنه ی آبم نسبت به کتابهای شما. البته کتابهای شما رو کامل نخوندم. میخوام تهذیب نفس کنم. به نظر شما اشکالی نداره برای مدتی از اینترنت (که قتلگاهم شده) کاملا جداشم و اخبار سیاسی رو خیلی پیگیر نباشم جز از رسانه ملی، تا اینکه یه تخلیه ذهنی و ریاضت و مبارزه با نفسی داشته باشم؟! البته نیاز دارم ذهنم رو پاکسازی کنم و سبک زندگیم رو که داغونه درست کنم، عادتهامو تغییر بدم؟ یعنی یک مدتی بیخیال همه چی شم. چون احساس پوچی، عدم انسانیت می کنم و کلی عادتهای نابود کننده رو که متوجهش شدم + یک گناه کبیره که به محض داشتن نت مرتکب میشم. شما برای من چه پیشنهادی دارید؟! الان اولویت من چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. فکر می‌کنم همین مطلبی که به قلب جنابعالی رسیده است از انوار هدایت الهی باشد. موفق باشید

24551
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد محترم: و ضمن عرض تسلیت، از خداوند متعال علو درجات شما و فرزند عزیزتان را خواستاریم. استاد محترم در سیر گوش دادن به سیر سخنرانی های آیت الله شجاعی به تناقضاتی برخوردم که امیدوارم در کلام شما برطرف گردد. ایشان در توضیح مراتب شرک، یکی از مرتبه ها را پیروی از هوای نفس می شمارند و البته تا اینجا مشکلی نیست اما جایی می فرمایند حتی انجام امور مباح پیروی از هوی محسوب می شود و سالک باید از آن بپرهیزد و دقیقا آن را عامل آشفتگی و ترس و تاریکی می دانند در برزخ و با این تمثل که انسان پشت دیوارهایی که راه عبور ندارد خود را بدون چاره می بیند که فقط خداوند راه نجات را می داند و کسی نمی تواند انسان را کمک کند و مانع حرکت محسوب می شود و اشاره می کنند به داستان یکی از عرفا در بوسه برداشتن شیطان از دست ایشان به خاطر توجه به تکه ای پارچه، حال سوال من اینجاست که اولا چگونه ممکن است آنچه اهل بیت هم آن را مباح و بدون عذاب دانسته اند اینگونه باعث عذاب در برزخ انسان می شود؟ ثانیا شرح احوال بسیاری از افرادی که تجربه مرگ داشته اند مانند آقای زمانی، خانم بتی جین مسیحی و بسیاری افراد دیگر که انسان های معمولی بودند اصلا توقفی اینچنین در برزخ نداشته و اینگونه عذاب نکشیده اند و سخنان و تجربه های آنها با آموزه های دینی بیشتر هم خوانی دارد و انسان را به پرستش خداوند و انجام خیرات ترغیب می کند. ثالثا اگر می فرمایید راه سلوک فرق دارد، خوب از چنین راه سلوکی انسان وحشت می کند و ترجیح بر این می شود که انسان در حد همان دستورات ساده دین بماند مخصوصا که عقل تجربه افرادی که به حقیقت مرده اند را بهتر می پذیرد تا آنها که با شهود به مطالبی رسیده اند که صد در صد از خیال و وهم در عالم ماده به دور نبوده. و اما سوال دوم من: الان چندین ماه است با سیر مباحث آیت الله شجاعی حرکت کردم از جهتی هم برآیم خوب بود که بسیاری جزئیات گناهان را فهمیدم و به لطف خداوند به شدت از آنها فاصله گرفتم چون سخنان ایشان بسیار بازدارنده بود و هم البته به شدت دچار افسردگی شدم از گناهکار حساب کردن خود در محضر پروردگار که باعث کاهش شدید پلاکت های خون من شد که هم از نظر پزشکی علتی برای آن یافت نشد و هم هنوز درمان نشده و نمی دانم این را بلایی مبنی بر توجه خداوند بدانم یا حاصل زیادی فکر منفی درباره خودم (منظورم همان گناهکار حساب کردن خودم) و اگر چنین باشد باید توبه کنم از ضربه زدن به جسم خودم و دقیقا نقطه مقابل این قضیه اینکه با گوش دادن سخنرانی شما و یا استاد پناهیان یا استاد رنجبر یا ... چنان غرق عشق و محبت الهی می شوم که دایما خود را غرق در بهشت الهی حس می کنم. طوری می شوم که انگار با تمام وجود انرژی های مثبت به تمام افراد اطرافم وارد می کنم و زندگی من غرق در شادی و نشاط می شود. نمی توانم آن حآلت را بدرستی توصیف کنم ولی بسیار انرژی برای تمام افعال خوب می گیرم و حتی در نماز هایم بی اختیار پرواز می کنم و از ابتدا تا به انتها از شوق در آغوش کشیدن پروردگار، مست می شوم و گریه می کنم. برعکس سخنان آیت الله شجاعی که هر وقت گوش می کنم چنان بین خودم و خدا فاصله می بینم که توان رفتن از من سلب می شود. نمی خواهم قضاوت غلطی بکنم چون آگاه نیستم به حرکت خود به صورت واضح، اما نمی دانم شاید علت تمام آن عشق ها، سیر ایشان بوده ولی من نمی فهمم، ولی عقل من به شدت سیر ایشان در بعضی موارد را وسواس گونه تلقی می کند و بر خلاف سیره و روش اهل بیت و سخنان بزرگان جمال پسند خدا، و یا نکند خدای نکرده من اسیر وهم خود شده ام و خودم را در نماز نزدیک به خدا حس می کنم؟ هرگز دوست ندارم چنین فکر کنم چون هرگز آرامش و سکونی که امسال نصیب من شده با سال های پیش که در آشفتگی و بی حوصلگی و بی نشاطی بودم قابل مقایسه نیست، انگار راه حرکت پیدا کرده ام. نمی دانم! لطفا با سخنان حکیمانه خود مرا از این فکر تا ابد نجات دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آیت اللّه شجاعی«رحمة‌اللّه‌علیه» که ذوق‌شان مناجاتی است در سخنان خود نظر به قاعده‌ی «حسنات الأبرار سیئات المقربین» دارند و به این اعتبار متذکر می‌شوند دل‌بستن به امور مباح از آن جهت که نوعی پیروی‌کردن از میل است؛ نوعی غفلت محسوب می‌شود و این غیر از آن است که امور مباح را رخصت حضرت ربّ العالمین بدانیم و در نظر داشته باشیم که خداوند دوست دارد امور مباحی که مطرح کرده است وارد شویم. و در این حالت، بیشتر انسان، خراباتی می‌شود. فکر می‌کنم جنابعالی بیشتر خراباتی هستید تا مثل آیت اللّه شجاعی و یا آیت اللّه ملکی تبریزی، مناجاتی. و لذا بدون این‌که سر به سر خود بگذارید با همان روحیه‌ی خراباتیِ خود و امید به رحمت الهی با خود به سر ببرید و سر به سرِ خود نگذارید. در این فضا اشکال ندارد به سخنان آیت اللّه شجاعی گوش فرا دهید، ولی آن‌ را در بستر روحیه‌ی خراباتیِ خود شکل دهید از آن جهت که:

خراباتی خراب اندر خراب است / که در صحرای او عالم سراب است. موفق باشید 

24555
متن پرسش
با سلام: آیا امکان دارد شخصی با ایجاد وسوسه در فرد دیگری، مستحبات آن فرد را از آن خود کند؟ و آیا آن فرد با عدم انجام مستحبات می تواند دفع وسوسه کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. هرکس در گرو اعمال خود است. در مورد دفع وسوسه کافی است که دستورات شرع رعایت شود و توکل به خدا و دوری از دنیا فراموش نگردد. موفق باشید

24535
متن پرسش
جناب استاد سلام علیکم: چه کار کنیم تا در نماز و عبادات و دعا لذت ببریم و بصورت یک امر که از روی عادت انجام می دهیم نباشد و جوری نباشد که مثلا بخواهیم زود نماز را تمام کنیم؟ چه کنیم تا ولع عبادت بخصوص نماز داشته باشیم و با شوق و ذوق به سوی نماز بشتابیم نه اینکه از روی رفع تکلیف و بی میلی نماز بخوانیم؟ التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه معرفت صحیح است که عبادات را عمیق و لذتبخش می‌کند. پیشنهاد  ما معرفت نفس است. موفق باشید

24496
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: در بعضی جاها از تالیفاتتان سخن از تعلقات آورده اید که مانع انسان است، حالا می شود تعلقات را تعریف کنید و معیاری برای شناخت تعلقات مذموم ذکر کنید؟ چون انسان فرزند و دوست و همسر و .. را دوست دارد. ممکن است دوری چند روزه همسر یا دوست برای انسان سخت باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه عاطفه‌ورزیدن‌ها مانع رجوع به حضرت معبود نیست و تعلقاتی که مورد بحث است به حساب نمی‌آید. هرچیزی که در عرض حضرت معبود باشد و مانع رعایت بندگی و دستورات حق باشد آن است تعلقِ مذموم. موفق باشید

24478
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تشکر: استاد عزیز در کتاب شریف تحف العقول از امام صادق سلام الله علیه نقل شده است که «فو الله لاتنال ولایتنا الا بالورع و الاجتهاد فی الدنیا و مواسات الاخوان فی الله» لطفا در صورت امکان توضیحی در مورد «ورع» و «مواسات» بفرمایید احساس می کنم ظرایفی دارد که زبان چون شمایی باید شنید. متشکرم خدا حفظتون فرماید و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قصه بسیار روشن است؛ غیر ممکن است کسی نسبت صحیحی با اولیاء ‌معصوم بر قرار کند بدون آن‌که در راستای رعایت احکام الهی از یک طرف تحت عنوان ورع و تلاش برای تعالی بخشیدن به روح و روان خود و از همه مهم‌تر زیر پا گذاشتن خودخواهی‌های خود و برداشت‌های شخصی‌اش در مقابل برادران ایمانی. آری در یک کلمه کسی به ولایت اولیاء‌ معصوم نایل نمی‌شود مگر آن‌که از یک طرف حق الله و حق النفس و حق الناس را جدی بگیرد. امروز متأسفانه حقوق شهروندی به بهانه‌های مختلف نادیده گرفته‌می‌شود و همین منجر می‌شود که نتوانیم علاقه‌ی لازم به آن نوع زندگی که امامان معصوم در مقابل ما می‌گشایند داشته‌باشیم. موفق باشید

نمایش چاپی