بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: توحید و اسماء الهی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19135
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: از قول عین القضات همدانی گفته شده که «اگر خدا آینه را خلق نمی‌کرد، معنای وحدت وجود و رابطه خالق و مخلوق دانسته نمی‌شد.» او قبل از محی الدین بوده و در زمان او وحدت وجود به این مفهوم هنوز تعریف نشده بود. پس آیا این نقل قول اشتباه است؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این را از قول محی‌الدین دیده‌ام. ولی با توجه به سخنان عرفای قرن چهارم و پنجم و به‌خصوص با نظر به «منازل‌السائرین» پیر هرات، «وحدت وجود» موضوعِ روشنی در آن دوران بوده است. جناب محی‌الدین به صورتی از عقلانیت او را مطرح نمود. موفق باشید

19134
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: آیا عينيت اسماء الهي با ذات (صفات عین ذات) که متکلمین و فلاسفه شیعی به آن معتقدند با عینیت خالق و مخلوق در عرفان هم معناست؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عینیت در هر حال به آن معنا است که معتَقداتِ ما توهمی نیست و تحقق خارجی دارد و برای فیلسوف و عارف و متکلّم، موضوع یکسان است. موفق باشید

19122
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: لطفا در صورت امکان فرق عینیت در وجود با عینیت در ماهیت را لطف نموده بیان بفرمایید. پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود عینِ عینیت به معنای بودن است منتها تعیّنِ آن به همین مخلوقات است و این مخلوقات یا ماهیات، وجودند به صورت خاص. موفق باشید

19109
متن پرسش
با عرض سلام و تحیت: یکی از مسایلی که جناب عالی در مقالات مختلف روی آن تاکید دارید نقش زعمای دین و فهم تقدیر تاریخی به طور خود آگاه یا ناخودآگاه توسط آنهاست. قطعا در زمان ما زعیم شیعه امام خامنه ای حفظه الله تعالی می باشند. ایشان در دیداری که با مدرسین مجمع عالی حکمت اسلامی داشتند درباره عرفان و تربیت شاگرد توسط اساطین عرفان می فرمایند: «اعتقادم این است که ما نباید عرفان را به معنای الفاظ و تعبیرات و فرمولهای ذهنی مثل بقیه‌ی علوم ببینیم. عرفان، همان مرحوم قاضی است؛ مرحوم ملا حسینقلی همدانی است؛ مرحوم سید احمد کربلائی است؛ عرفان واقعی اینهاست. مرحوم آقای طباطبائی خودش فیلسوف بود، اهل فلسفه بود، بلاشک در عرفان هم وارد بود؛ منتها آنچه که در عرفان از ایشان معهود است، عرفان عملی است؛ یعنی سلوک، دستور، تربیت شاگرد؛ شاگرد به معنای سالک.» این در حالی است که جناب عالی با طرح سلوک اجتماعی و این مطلب که کسی که بخواهد به سلوک عرفانی عملی بپردازد به آن معنی که آقای قاضی می پرداخت و شاگرد پرورش می داد دچار بی تاریخی شده و سلوک در حال حاضر فقط همان سلوک اجتماعیست. در نقطه مقابل این را مد نظر قرار داده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً نمی‌توان از معارف عرفانی به روش علمی عرفان غافل شد. بحث بر سر آن است که در مسیر عرفان به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن» با خدایی روبه‌رو شویم که در تاریخ انقلاب اسلامی ظهور کرده. یعنی با خدایِ سالکانی مثل شهدا. و هر اندازه در معارف اسلامی موفق‌تر باشیم، در اُنس با خدای خود موفق‌تر خواهیم بود. موفق باشید

19095
متن پرسش
سلام: در آیه ۵۱ سوره شوری داریم که «هیچ بشری را نسزد که خداوند بصورت مستقیم با او سخن بگوید مگر بوسیله وحی» مگر پیامبر از ملائکه بالاتر نیستند که خداوند بوسیله وحی با پیامبر سخن می گوید؟ خداوند چگونه با فرشته وحی سخن می گوید؟ با همان طریق با پیامبر سخن بگوید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی مذکور بحث تکلم حضرت حق با بشر در میان است و نه ارتباط بشر با خداوند که از طریق تجلی انوار الهی بر قلب اولیاء انجام می‌گیرد و رسول خدا نیز با مقام ولایت خودشان ماوراء جبرائیل در معرض انوار تجلیات الهی قرار می‌گیرند که در جان‌شان به صورت صوت جلوه می‌کند و آن حضرت با گوش جان می‌شنوند و با چشم جان می‌بینند. موفق باشید

19090
متن پرسش
سلام استاد گرامی: ایام مبارک. فرق بین امامت و ولایت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که ولایت، سرپرستیِ خدا بر مخلوقات است امامت، صورت متعیّنِ آن ولایت است. لذا امام، ظهور ولایت الهی در شخص معین است. موفق باشید

19085
متن پرسش
با سلام: شما در بحث شرح مصباح الهدایه جلسه 45 در آخر فرمودید که معاد تمام اعیان به عین محمدی و معاد عین محمدی به اسم الله اعظم و معاد اسم الله اعظم مقام تعین اول است تا اینجای گفته شما صحیح، سوال من این است ما در قرآن داریم که «لمن الملک الیوم لله الواحد القهار» این در صورتی محقق می شود که همه تعینات در مقام ذات مستهلک شوند در این صورت ما می توانیم برای تعین اول هم معادی متصور شویم و معاد تعین اول را مقام ذات احدی بگیریم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: مقام «واحد قهار» همان مقام احدیت است. بنابراین از این جهت سخن شما سخن صحیحی است به شرطی که مقام عین محمدی را، تعیّنِ مقام اللّه در مقام احدیت نگیریم و آن را در مقام واحدیت و الوهیت که مجمع اسماء الهی است در نظر بگیریم. موفق باشید

19084
متن پرسش
با سلام خدمت شما: من سوالاتی دارم از محضر استاد منتهی سوالات من صرفا تخصصی هستند اگر استاد لطف بفرمایند پاسخ بدهند خیال حقیر هم راحت تر است احتراما اولا: استاد مفهوم المیزان چیست؟ اینکه خداوند «وضع المیزان» رو همسنگ خلقت آسمان و زمین میدونه چیه؟ چرا که این از اهمیت اون سرچشمه میگیره این المیزان چیه و چه کارایی داره؟ دوما: معنی «و علم الآدم اسماء کلها» میشه به آدم همه اسم ها رو آموختیم این همه اسمها چیه؟ در بعصی تفاسیر می فرماید اسامی الحسنی بوده ولی این نمیتونه باشه چرا که اسماء الحسنی رو فرشتگان هم میتونن بدونن ضمنا از تعلیم صحبت به میان اومده خداوند به آدم تعلیم کرده همه اسمها رو این همه اسمها چیه؟ سوما: اینکه خداوند می فرمایند آدم و حوا نیاز به خوردن غذا نداشتن و نور آفتاب اونها رو اذیت نمی کرده آیا نشانگر این نیست که اونها جسم لطیفی داشتن که نور آفتاب از بدن شیشه ای مانندشون عبور می کرده آیا نشانگر این نیست که آدم قبل از نافرمانیش یک نوع حیات خاص با جسم خاص داشته مثل جسم جنیان؟ من تو تفاسیر خوندم ولی دلیل بدردبخوری ذکر نشده اشاره به سیر شدن از بوی میوه های بهشتی شده یا انبوه بودن درختان بهشتی که کاملا بی معنیه نظر شما چیه؟ سوما: من از کسی که به علم الحروف آشنایی داشت شنیدم کلمه هیچ فارسی دارای اسراریه و خواصی داره نظر شما در مورد کلمه هیچ چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی نظام عالم بر اساس سنت و قاعده خلق شده باشد، گفته می‌شود خلقت عالم بر اساس میزان ساخته شده[1] و از آن‌جایی که حضرت حق عین وحدت است به معنای یگانگیِ محض، هر آن‌چه از او صادر شود عین قاعده‌مندی و نظم است 2- جواب قسمت دوم سؤال با توجه به ابعاد مختلفی که دارد را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» دنبال بفرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

 


[1] - و قرآن در سوره الرحمن می فرماید «أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿۸﴾  تا مبادا از اندازه درگذريد (۸)  وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿۹﴾

و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد (۹)

19047
متن پرسش
سلام استاد: در مورد حضور مجردات در عالم یه سوال داشتم: ماده مانع حضور مجرد نیست چون مجردات از عالم ماده شدید ترند و‌ محدودیت اونو ندارند، حالا در عالم مجردات که محل ظهور اوناس، حضور یک‌ ملک مانع حضور دیگریست چون هم درجه اند در شدت یا فقط مانع بودن مختص عالم ماده‌است؟ یعنی فقط عالم با درجه پایین مانع حضور درجه شدیدتر نیست و دو موجود هم درجه مانع حضور هم هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم مجردات که مکانی وجود ندارد معنا ندارد چیزی در عرض چیز دیگری باشد. در آن‌جا فقط مراتب وجود هست. موفق باشید

19013
متن پرسش
سلام: در یکی از سخنرانی های آیت الله جوادی آملی شنیدم که رحمت الهی پیش از غضب اوست نه بیش از غضب او می خواستم مطلب رو برام شرح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تا حدّی بحث شد. بدین معنا که همان وقتی که غضب حضرت حق هم در میان است، رحمت حق در صحنه است. موفق باشید

18994
متن پرسش
سلام: بنده تا جلسه ۱۰ معاد رو گوش دادم. تا اینجا متوجه شدم که در قیامت هر آنچه انسان اراده کند همان موجود می شود و این اراده طبق عقیده ای است که در دنیا ساخته. سوال من آنجاست که اگر انسان هر آنچه اراده کند موجود می شود پس فرشته هایی که پیامبر شب معراج دیده اند چه چیزی می ساختند؟ مگر قرار نیست با اراده ما بهشت شکل گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرشتگان همان جاهایی را می‌سازند که ما در اذکار توحیدی خود اراده کرده‌ایم و در قیامت با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم.

18996
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز دو سوال از خدمتتان داشتم. اول اینکه من چند کتاب از کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. در کتاب اخیری که مطالعه می کردم این سوال برایم پیش آمد که شما فرمودید که روح اولین مخلوق خداوند است و طبق تعریفی که از امر و خلق داشتید فرمودید که خلق ایجاد در زمان است و امر ایجاد خارج از زمان، و در آیه ای از قرآن خداوند می فرماید: «قل روح من امر ربی» حال سوال اینکه روح که از عالم امر خداست و امر هم که مبری از زمان است پس روح مبری از زمان است، حال چطور این جمله را درک کنم که روح اولین مخلوق است در حالی که مخلوق در زمان است؟ دو اینکه در سایتها فیلمی دیدم که گویا شما چند سال پیش در برنامه از تلویزیون گفتگویی داشتید در مورد یکی از کتابهایتان،آیا الان هم چنین برنامه هایی را دارید؟ آیا امکان داره روزی در برنامه کاریتان باشد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست اولین مخلوق از نظر زمانی، اولین مخلوق باشد، بلکه از نظر رتبه و شرافت نسبت به خالق خود متأخر است و با تجلیِ نور حقْ موجود است بدون تأخر زمانی، مثل رابطه‌ی حرکت انگشتر به وسیله‌ی حرکت دست که حرکت انگشتر تأخر زمانی ندارد 2- برنامه‌ی «گره» با مصاحبه‌گریِ جناب آقای دخانچی شکل گرفت که انسان فرهیخته و مطلعی است و آن هم بالاخره با رودربایستی پذیرفته شد. موفق باشید 

18987
متن پرسش
سلام علیکم: بنده سعی می کنم که فکر بد و میل بد نداشته باشم و البته که حالات خوبی هم داشتم ولی یک دفعه از چندی پیش فکر بد سراغم‌ آمد و میل بد داشتم. شاید بشود گفت که حتی با مشغول کردن خودم نمی رفت و در این مدت دو سه روزه نماز شبم هم بد شده و ناقص شده است. استاد چرا من در این مرحله از سیر و سلوک و حالات، باید میل بد و فکر بد بر من غلبه کند؟ علتش چیست؟ ۲. حالت انقباض معنوی چیست؟ ۳. آقای ... را تایید می فرمایید تا ازشان استفاده کرد یا سوالات را در سایت مطرح کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر آن فکرهای «بد» در برزخ به سراغ‌تان می‌آمد که دیگر اختیارِ دفع آن‌ها را نداشتید، چه می‌کردید؟! در حالی‌که در این دنیا می‌توانیدبه مرور با آن‌ها دست و پنجه نرم کنید و از آن‌ها بگذرید. هر اندازه روح انسان ظریف‌تر شود، آن‌چه حجاب رجوع به حق هست برای او ظهور می‌کند تا بتواند در این دنیا از آن‌ها بگذرد 2- حالت «قبض» نیز از مراحل سلوک است تا انسان با نور اسم جلال حق روبه‌رو شود و ببیند اگر رحمت الهی به نور جمال می‌آید، به نور اسم جلال نیز متوجه شود باید در دفع رذائل اخلاقی به خود سخت‌گیری نماید. زیرا فرمود: «که عنقا را بلند است آشیانه» و با هر فکر و اخلاقی نمی‌توان به او نزدیک شد. موفق باشید

18973
متن پرسش
بهترین مثال عرفانی برای تبیین رابطه خالق و مخلوق با عرض سلام و تشکر فراوان: مثالهای زیادی برای رابطه خالق و مخلوق از طرف عرفا گفته شده مانند مثال موج و دریا – امام رضا (ع) در مناظره با عمران صابی مثال آینه را می آورد که قطعا بهترین مثال است همانطور که خود حضرت آن را مثل اعلی نامیده (اگر درست برداشت کرده باشم) ولی دکتر ابراهیمی دینانی تعبیر «ظل» و «ذی ظل» را بهترین نامیده؟ آگر ممکن است در این خصوص روشنگری فرمایید. پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ظل» و «ذی ظل» در نسبت وجودی که بین سایه و صاحب سایه هست، مثال خوبی است به شرطی که مخاطب، قدرت تفکر نسبت به رابطه‌ی وجودی بین آن دو داشته‌باشد نه آن‌که فکر کند رابطه‌ی ظل و ذی ظل مثل رابطه‌ی خورشید و سایه‌ی دیوار است. از آن جهت حضرت امام رضا علیه‌السلام با عقل مردم در موضوعی که برایشان قابل درک باشد سخن می‌گویند. موفق باشید

18972
متن پرسش
نظریه خلق از عدم زمانی چه ناسازگاری با معارف عرفانی دارد؟ - با عرض سلام و تشکر فراوان – نظریه خلق از عدم زمانی که متکلمین ارائه داده اند چه ناسازگاری با معارف عرفانی دارد که ابن عربی آن را مردود می داند؟ اول اینکه انتظار می رود و از آراء متکلمین چنین فهمیده می شود که آنها خلق از عدم را ارائه دهند نه خلق از عدم زمانی را که یک نظریه پیشرفته و سازگار با مبانی فلسفی و عرفانی است. عرفا و فلاسفه صدرایی معتقدند عدم به وجود تبدیل نمی شود لذا کثرات از عدم نمی توانند خلق شوند و حتما قبلا در علم خدا موجود بوده اند (همان بحث عین ثابت) ولی متکلمین با خلق از عدم گمان کنم مشکلی ندارند؟ دوم اینکه خلق از عدم زمانی، اشاره دارد که کثرات - به عنوان نمونه انسان - در زمان خاصی وجود نداشته است. و وجود او را خارج از ظرف زمان منتفی نمی داند پس این نظریه با معارف عرفانی همخوانی دارد. چرا ابن عربی معترض آن شده؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید، آن‌چه به عنوان مخلوق در صحنه است، تجلیات وجودی حضرت حق است و حضرت حق علت وجود آن مخلوق می‌باشد و متکلّمین از این جهت متشکل دارند که نسبت وجودی بین خالق و مخلوق که همان تجلی وجودی است را درست تصور نمی‌نمایند و معنای خلق از عدم به این معنایی که پدیده از نظر وجود به خدا متصل است چیزی نیست که فلسفه و عرفان متوجه نباشند. خلق از عدم به معنایی که رابطه‌ی وجودی بین خالق و مخلوق نیست چیز غیر قابل قبولی است. موفق باشید

18953
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. ممنون استاد بابت پاسخی که به سوال قبلم دادید اما دقیقا جواب سوالم رو نفهمیدم 1. که با اینکه مرتاض ها نمیتونن به درجات توحید برسند اما آخر به عالم عقل میتونن برسن یا خیر؟ 2. استاد یه سوال دیگه ازتون داشتم و اون اینکه در مورد زندگینامه شیخ عبدالکریم جیلی صاحب کتاب انسان کامل که اسمش تو لب اللباب علامه طهرانی اومده و تکریم و تجلیل شده و به عنوان فردی که دارای مقامات بالای توحیدی است معرفی شده، بررسی می کردم دیدم در مقاله ای که با عنوان زندگینامه اش تو سایت ویکی فقه گذاشته شده، بعضی از سخنانش رو نقل کرده که یکیشون یه خوده خلاف قران و روایات به نظر میرسه. خواستم اگه ممکنه توضیحی بدهید.: (جیلی‌ از گشت‌ و گذار خود در عالم‌ خیال‌، از جمله‌ از حضور در طبقات‌ بهشت و دوزخ و ملاقات‌ با بهشتیان‌ و دوزخیان‌، گزارش‌ مفصّلی‌ داده‌ که‌ از آن‌ میان‌، این‌ آرا درخور توجه‌ است: مشاهده اهل‌ ملل‌ و نحل‌ مختلف‌ در طبقه سوم‌ بهشت‌ (جنّة‌المواهب) [۵۰] و اینکه‌ در بین‌ دوزخیان‌، افرادی‌ مقرب‌تر از برخی‌ بهشتیان‌ حضور دارند که‌ خداوند آنان‌ را برای‌ این‌ در دار شقاوت وارد کرده‌ است‌ تا در آن‌جا بر آنان‌ تجلی‌ کند) پایان سخن ویکی فقه. استاد این قسمت دوم که میگه برخی دوزخیان از برخی بهشتیان مقام بالاتری دارند و...؛ استاد واقعا ممکنه همچین چیزی حقیقت داشته باشه یا این شهودات مربوط به قبل از کمال است و ممکنه صحت و سقمش مخلوط باشه؟ آیا ابن عربی و پیروانش به این مساله اشاره ای داشته اند؟ لطفا اگه ممکنه توضیح دهید. بسیار ممنونم. خسته نباشید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! بحثی در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض» در این رابطه شده است 2- باید جایگاه سخن عرفایی امثال عبدالکریم جیلی را فهمید. او می‌خواهد بگوید بعضاً کسانی هستند که در معارف به درجات خوبی رسیده‌اند ولی در عمل به ملکات خوبی نایل نشده‌اند، لذا از این جهت تا مدتی در جهنم‌اند تا آن ملکات از آن‌ها زدوده شود و بعد در درجاتی از بهشت قرار می‌گیرند که بالاتر از بهشت افراد معمولی است. موفق باشید

18937
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک سوال برام پیش اومده. اینکه مرتاض ها و اهل عرفان های غیر اسلامی که عرفان های کاذب هسند و مدیتیشن و امثال اینا دارند؛ آیا اینها می توانند همانند عرفای مسلمان مراتب وجود را با مدیتیشن و ریاضت و تمرکز و... طی کنند و مثلا به درجات توحیدی و شهودات توحیدی برسند؟ اگر نه پس نهایت صعود و بالا رفتن اینها تا چه حد است؟ عالم مثال یا عقل؟ آخه استاد یه جایی میخوندم که بعضی از این افراد تجربیات عرفانی خودشونو گفته بودن که در حالت خلسه و تمرکز و... روح از بدنمون جدا شد و میتونستیم در اسمون بریم و... یا اینکه یکیشون گفته بود که یکی از تجربیاتم این بود که روحم را که از بدنم جدا شده بود انقدر شفاف و پاک و زلال و... دیدم و احساس فرح و بهجتی و... داشتم و امثال این حالات که بر اساس مطالب مندرج در رساله لب اللباب علامه طهرانی، گویا حالات این افراد مثل حالات سالکین مسلمان در عالم عقل است که تجرد روحی و... را احساس میکنن. استاد واقعا این افراد به عالم عقل میتونن برسن؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جاهای دیگر بحث شده‌است که توانایی مرتاضان به جهت تقویت نفس ناطقه است و نظر به قوای نفس ناطقه در حالی که روش عرفا عبور از خود و رجوع به حق است؛ به همین جهت مرتاض با همه‌ی تمرکزی که دارد از حوزه‌ی خود و اوهام خود خارج نمی‌شود و رجوعی به حضرت حق و اسماء الهی ندارد و این تفاوت اساسی بین عارف و مرتاض و امثال آنان است. موفق باشید

18922
متن پرسش
با سلام: استاد اگر ممکنه در مورد دو جمله از جنید بغدادی که به تصریح بزرگان از کملین بوده و به عبارتی پادشاه طریقت و سلطان حقیقت و از کبار مشایخ در زمان خودش بوده، توضیحی بفرمایید. 1. «نهایت توحید، انکار توحید است.» 2. «نهایت توحید، رجوع به ابتدای آن است.» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. می‌فرماید: نهایت توحید آن است که او را در همه‌ی مظاهر بنگری و وحدت او را در عین کثرت بیابی که این به یک معنا،‌ انکار توحید است. 2. وقتی او را در مظاهر یافتی، جز او را در صحنه نمی‌یابی پس در واقع نهایات رجوع به بدایات است. موفق باشید

18911
متن پرسش
با سلام: شما در کتاب آشتی با خدا فرمودید خدا تجرد‌ محض است و هیچ اسم و صفتی از اسم و صفت دیگرش سبقت نگرفته، در حالی که خدا موجودی است که «سبقت رحمته غضبه» این تناقض را چگونه جواب می دهید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق در ذات خود عین صفاتش می‌باشد و دوگانگی بین ذات و صفات حضرت حق نیست تا صفتی بر صفتی غلبه کند ولی در نظر به مخلوقات رحمت او بر غضبش سبقت دارد. موفق باشید

18917
متن پرسش
با سلام و تحیت و تبریک خدمت استاد معزز: این که انسان همواره هر عمل صالحه و اخلاق فاضله را هدایت های الهی و عنایات امام معصوم علیه سلام بداند، این انسان به چه درجه از توحید نائل گشته؟ یا اساسا این انسان موحد تلقی می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نور سلوک است و حتما یکی از مراتب نورانی توحید چنین ادراکی است. موفق باشید

18876
متن پرسش
سلام خدمت مبارک استاد عزیز: الحمدلله تقریبا بعد از ورود به نیمه دوم اسفند ماه احساس می کنم که خداوند متعال بیش از پیش خود را می نمایاند و راه انس با حق بیشتر فراهم گردیده! برایم سئوال شده که آیا تغییر فصول سال در انس با حق ارتباط خاصی برقرار است یا عامل دیگری دخیل است؟
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همین‌طور باید باشد. طبیعت، شرایط ظهورِ انوار باطنی عالم را در خود فراهم کرده است. موفق باشید

18857
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی: در برهان صدیقین گفته شد که موجودات تجلی وجود مطلق و عین ربط به او هستند. به بیان دیگر همان حقیقت اند اما به نازله. در کتاب خویشتن پنهان در قسمت رابطه روح انسانی با خدا فرمودید خداوند به آن معنا روح ندارد و نسبت دادن روح انسان به خود به جهت شرافت است. حال اگر وجود انسان نازله وجود خداوند است جه ایرادی دارد بگوییم نفس یا روح نازله روح خداوند است؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که وقتی گفته می‌شود خدا روح دارد در ذهن می‌آید که پس جسمی هم باید داشته باشد. لذا معنا ندارد که برای خدا بگوییم روح دارد، ولی اشکال ندارد بگوییم باطنِ هر روحی و باطن هر مخلوقی حضرت حق می‌باشد. موفق باشید

18847
متن پرسش
با سلام محضر مبارک استاد گرانقدر: بنده قبلا از حضرتعالی مجموع سئوالات مرتبطی را پرسش که یکی از این سئوالات عبارت بود از این که آیا مقام عرفانی دکتر چمران و امام عزیزمان یکسان است که جنابعالی فرمودید که خیر امام در مقام واصل است و دکتر چمران تابع، پیرامون این پاسخ سئوالاتی دارم: 1. استاد عزیز مگر غیر از آن است که خداوند متعال این دو را تربیت و هدایت کرده!؟ پس چرا باید یکی تقرب و توحیداش بیشتر باشد؟ 2. آیا حضرتعالی معتقد هستید که رسیدن به مقام توحیدی امام رضوان الله تعالی علیه دست نیافتنی است؟ 3. استاد بنده با فرمایش جنابعالی موافق هستم که امام در مقام واصل هستند و دیگر بزرگوران در مقام تابع ولی در پیشگاه حضرت حق امام و دیگر بزرگوران نمره ی واحد دارند! مثلا اگر مقام توحیدی امام 20 هست و فرضا آیت بهشتی (ره) 17 هست اگر آقای بهشتی که به امام اقتدا کردند مثل امام نمره تقرب و توحیدشان در پیشگاه حق یکی است و هر دو بیست هستند آیا موافق هستید با نظر این حقیر؟ 4. لازم به ذکراست بنده دقیقا معانی واصل و تابع را نمی دانم اگر مایلید توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این‌جا بستگی به قابل دارد نه فاعل. آری! حضرت حق هادی مطلق است ولی انسان‌ها در رجوع به حق متفاوت هستند 2- خیر 3- حرف خوبی است. شواهد در روایت هم این نکته را تأیید می‌کند که بعضاً ائمه به بعضی از اصحاب فرموده‌اند شما در بهشت با ما خواهید بود 4- این موضوع در شرح مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» در جلسه‌ی اول در حدّ ممکن تبیین شده است از آن جهت که صاحب نور توحید جاری در زمانه‌ی خاص که نور حق به قلبش اشراق شده است، واصل است و آن عده که با نظر به آن صاحبِ نور توحید با حق مرتبط‌اند، تابع خواهند بود. موفق باشید

18843
متن پرسش
سلام: میدونم ایمان چیه، چون مثلا ایمان دارم این کمد جلومه و ایمان رو با این حس می کنم که چی هست، اما ایمان به خدا رو ندارم، قرآن رو قبول دارم، مخلوقات و اینکه نشانه های خدا هستن رو قبول دارم و همه ی براهین این چنینی هم خوندم و میدونم و حتی میدونم خدا هست، اما ایمان بخدا ندارم!! این ایمان رو چجوری بدست بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌ حرف‌ها که می‌زنید نشانه‌ی آن است که بی‌ایمان هم نیستید. آری! اگر می‌خواهید ایمان به خدا را بهتر احساس کنید، با توجه به آن‌که در روایت داریم هرکس به خود و به نفس خود معرفت پیدا کند به پروردگار خود معرفت پیدا کرده، پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت است را دنبال کنید. موفق باشید

18831
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. آیا وقتی در خواب ما گوینده معارف عقلی برای دیگران هستیم باز هم با دریافت حضوری این معارف روبه روییم؟ 2. چون در همه انواع کشف به معرفتی می رسیم پس در همه انواع کشف تجلی اسم علیم را داریم، تفاوت تجلی این اسم در کشف صوری با تجلی خاص آن در کشف حدسی و خفی در اجمال و تفصیل است؟ 3. در موطن تجلی یک اسم اسامی منازل بالاتر هم به اجمال حضور دارند و مقصود از تجلی اسم در یک موطن یعنی ظهور تفصیلی. درست است جناب استاد؟ با تقدیم سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- معلوم نیست. زیرا ممکن است ما با همان ملکات حصولی خود که در عالم بیداری داریم در آن‌جا نیز به‌سر ببریم 2- به نظر می‌آید همین‌طور است و این نکته‌ی مهمی است 3- از آن‌جایی که ذات از صفات جدا نیست، پس هرجا هر صفتی یا اسمی باشد، ذات با همه‌ی اسماء در آن‌جا حاضر است. مفصل این موضوع را حضرت امام در کتاب ارزشمند «مصباح الهدایه» مطرح فرموده‌اند. موفق باشید

نمایش چاپی