بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: توحید و اسماء الهی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41939
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: سایه حضرتعالی مستدام. عزاداری هایتان قبول. امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. در آموزه‌های حضرتعالی یاد گرفته‌ام آنچه در عوالم ملک و ملکوت جاری می‌باشد، تجلی اسماء و صفات الهی است. با ظهور اسم رب همه مخلوقات مطابق با علم و طرح خداوندِ رحمان و رحیم، تدبیر و تربیت می‌شوند. آیا درست فهمیده‌ام که در این بخش از تاریخ نیز کلیه عوامل، اتفاقات و رویدادها در تعامل اند تا ما انسان‌ها در سراسر گیتی نیز برای ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تربیت و آماده شویم؟ تا اینجا که حتی خطای محاسباتی مسئولین، مدیران و خواص هم جزء عوامل موثر در رشد و تکامل امت اسلامی قرار می‌گیرد. یعنی کسب آمادگی جهت ایستادگی به پای خلیفه إلهی نیاز به بصیرتی دارد که جریانات سیاسی در این ایام از لوازم آن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که همه چیز با تدبیر الهی جلو می‌رود تا بشریت به بلوغ درک انسان کامل برسد و جبهۀ باطل، میدان ادامۀ خود را از دست بدهد. آری! اگر با نگاه تاریخی، صحنه‌ها را بنگریم حضور ربوبیت حضرت ربّ را در همۀ صحنه‌ها می‌یابیم. موفق باشید

41923
متن پرسش

با سلام: در بحث قاعده «بسیط‌ الحقیقه کل‌ الاشیا و لیس بشی منها»، آیا درست این است که بگویی: بسیط‌ الحقیقه (خداوند)، دارای کمالات اشیاست و یا اینکه بگوییم خداوند (بسیط‌ الحقیقه)، عین کمالات اشیاست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که دوگانگی در ذات حضرت حق نیست، پس کمال او عین ذات او می‌باشد و از این جهت او همۀ اشیاء است به اعتبار کمال اشیاء و نه به اعتبار چیستیِ آن‌ها. موفق باشید

41873
متن پرسش

سلام: سوال من ۳ قسمت دارد: ۱. آیا می توان گفت همان طور که معمولا افراد متقی برای دنیا، برای آخرت، برای سعادت، برای خودسازی شون اهل (سر و کار مأنوس اهمیت دادن) نماز شب، دعا، تلاوت قرآن، ذکر.. هستند اهل روزه مستحب هم هستند؟ ۲. حد کمی احکام؟ مثلا در مورد نماز شب مطلوب و معروف این است که هرشب می خوانند اگر نشد قضا. وضو: مطلوبش دائم الوضو. تلاوت قران: روزی ۵٠ آیه یک جزء.. حد معروف و مطلوب روزه مستحب چه مقدار است. (معمولا در توصیه های اخلاقی سفارش به ۳ روز مشهور در ماه می کنند آیا این مقدار حداقل است حد مجاز است آیا ما روزه ی ایام البیض را نداریم روزه ی پنج شنبه جمعه، روزه ی ایام خاص در مفاتیح، روزه ی حاجت، روزه ی نذر برای معاقبه؟!) ۳. ویژگی روزه چیست که با وجود این که فرد اهل کم خوردن جوع اهل عفت (اخلاقی حد اعتدال بین شره و خمود) هم است (مثلا پیامبر اسلام) باز روزه می گیرد [درست است که شرط روزه نیت است و رعایت مفطرات ولی آن چه چیزی است که باعث می شود با وجود این که یک فرد به مقام عفت در خوردن و آشامیدن رسیده باز روزه می گیرد) تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ما به دستور علمای اسلام در واجبات کوتاهی نکنیم و در مستحبّات در حدّ توان عمل کنیم، ان شاءالله موجب رضایت پروردگار قرار می‌گیریم. مهم، عمیق‌شدن در معارف توحیدی است که در این مورد خوب است به بحثی که تحت عنوان «در موضوع توحید» است رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%20%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF&tab=sounds   موفق باشید

41855
متن پرسش

با سلام: بنده ۴۱ سالمه از نوجوانی درگیر مساله اثبات خدا هستم و زندگیم به خاطر ناراحتی و ترس ناشی از عدم رسیدن به نتیجه بسیار عذاب آور شده. مساله من اینه که می‌ترسم خدا موجودی باشه که جدای از من و به صورت دومین موجود در برابر من باشه و اگه اینطور باشه شاید بخواد منو عذاب کنه ولی اگه بتونم اثبات کنم که وجود من ذره ذره اش از خداست و آیت خدا ست خدا بی دلیل عذابم نخواهد کرد مشکلم حل میشه. بخاطر همین سالهاست تمام براهین اثبات وجود خدا و وحدت وجود رو مطالعه و تحقیق کردم به عنوان مثال کتاب تبیین براهین اثبات خدا (جوادی آملی) دروس صوتی حوزه بدایه نهایه، الحکمه تمهید القواعد، شرح منظومه سبزواری به صورت صوتی (استاد زنجیر زن حسینی)  کتاب های فراوان در باره وحدت وجود، کتب استاد یزدانپناه، کتب شهید مطهری، چند ده مقاله در رابطه با براهین صدیقین و انواع کلیپ ها و مشاوره مذهبی و مناظرات ولی به نتیجه نرسیدم. مساله به این روشنی نیست به عنوان نمونه بسیاری از اساتید حوزه وحدت وجود رو قبول ندارن مثل آیت الله سیدان، حجت الاسلام گندم کار، استاد فیاضی، استاد مصباح که قایل به تداخل وجودیه. حتی خود ملاصدرا اوایلش تشکیک وجود رو میپذیره. برای همین مجبورم به احتمال عمل کنم با خودم میگم یا خدا کمال مطلقه و نامحدود وجودیه و بنابر این خداست که فقط وجود داره و اندکی از کمالات خدا به شکل من ظاهر شده و بنا رو بر این بزار و مسلمان باش، ولی باز با خودم میگم بخاطر اینکه دلیل قاطع نداری به احتمال حتی یک در هزار هم که باشه ممکنه خدا جدای از تو باشه و اشتباه پرستشش کردی و عذابت خواهد کرد. عمل به احتمال باعث میشه موقع اشهد ان لا اله الا الله گفتن نماز با خودم بگم چطور شهادت میدی توکه دلیل قاطع نداری. خواهش می‌کنم کمک کنید اگه ممکنه این نامه من رو به یک انسان صاحب کرامت برسونید و ایشون دستورالعملی بدن یا راهی پیش پام بزارن تا ازین وضع نجات پیدا کنم. چون از لحاظ براهین قانع نشدم. وقتی فرض می‌کنم خدا موجودی جدا از منه و از فاصله ای بیرون از من داره به من و اعمالم نگاه می‌کنه برای ابطال این نظر استدال میارم که فاصله بین من و اون موجود فضای خالی یا خلا یا همون نبود وجود باید باشه تا دو تا موجود جدا از هم تحقق پیداکنه یکی من و دیگری خدا، بعد میگم که خلا رو یا عدم وجود رو چون درک می‌کنی و مثلا میگی این فضای خالیه یا این نبودن وجوده همین اشاره کردن و بکار بردن لفظ (این) اثبات میکنه که در بین من و خدا هم وجودی موجوده (خلا) پس این سه چیز به هم پیوسته هستن و یکی هستن حداقل در عالم مادی جدایی نیست و همه به هم متصلند ولی باز به شک میافتم. استاد جوادی آملی پس از کلی بحث و بررسی براهین مختلف خدا شناسی و نقد اونها از قبیل نظم و صدیقین و براهین عرفا همه اونا رو دارای اشکال میدونن و به نظرم درست هم میگن و در آخر یک خط چکیده برهان میارن میگن: شکی نیست واقعیتی وجود دارد (برهان صدقین علامه طبا طبایی) و این واقعیت نا محدود است زیرا اگر محدود بود از حد آن به بعد سفسطه آغاز می‌شد و این باطل است (تکمیل شده آیت الله جوادی آملی) ولی این رو من درک نمی‌کنم و درستیش برام قابل فهم نیست.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بخواهید و نخواهید یک چیز بیشتر نیست و آن، خدایی است که همۀ عالم را وجود داده است و به عنوان وجودی مطلق، هر مخلوقی جلوه‌ای از وجود اوست به نور اسمی از اسماء حسنای او. و این‌جا است که مائیم و حضرت معبود و راهی که پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل گذارده است تا با حضرت محبوب خود زندگی را معنا کنیم. «یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که رستی». خوب است در این مورد به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو در سایت «لب المیزان» هست، رجوع فرمایید و یا به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید

41837
متن پرسش

عرض سلام و وقت بخیر: کمال مطلق که یکی از صفات خداست به این معناست که خدای متعال موجودی است که کامل تر از آن نمی‌توان فرض کرد. میخوام بدونم در کجای قرآن مستقیما به این کمال مطلق اشاره شده و اگه نیست آیا از احادیث امامان مشخصه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که واژۀ کمال مطلق، واژۀ فلسفی است. ولی وقتی قرآن بفرماید: «له الاسماء الحسنی» بدین معناست که همۀ انوار و کمالات مربوط به خداوند است. موفق باشید

41833
متن پرسش

سلام استاد: آیا صحیح هست که وقتی ما می‌گوییم «الهی» نظر به رابطه ی خصوصی بین خود و خدایان را کد نظر داریم؟ اون کانال وجودی که هر موجودی به صورت مستقیم با خداوند متعال داره و وقتی عرض می‌کنیم «اللهم و یا یاالله» منظورمان ارتباط با خداوند از طریق تجلی حضرت حق در امام امیرالمومنین علیه السلام و اگر نمی‌توانستیم تجلی امام امیرالمومنین علیه السلام در مثلاً علامه حسن‌زاده آملی هست؟ اگر این طور هست « رب» مربوط به کدام مسیر است؟ خداوند شما را حفظ فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرموده‌اید هرکدام در جای خود نکات خوب و قابل توجهی می‌باشد و همۀ آن موارد مظاهر حضرت ربّ العالمین هستند حتی وقتی به حضرت «الله» رجوع می‌کنید، عملاً او را در جایگاه ربّ العالمینی‌اش رجوع می‌کنید وگرنه صرفاً ذهنی خواهد بود. آیت الله محمد شجاعی در جلد اول مقالات در این مورد و اساساً در مورد معارف الهی نکات ظریفی فرموده‌اند که خوب است نظری به آن موارد بیندازید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds  موفق باشید

41731
متن پرسش

سلام الله علیکم: استاد طاهرزاده عزیز امام خمینی رحمة الله علیه درباره دو جمله «و لتصنعَ علی عَینی» و «و اصْطَنعتُک لنفسی» بیان داشته‌اند که اگر چشم دل باز کنی، یک نغمه روحانی و لطیفی می‌شنوی که جمیع مسامع قلبت و سراسر وجودت از سِرّ توحید پر شود. تقاضا دارم حضرتعالی ما را به این لذت قلبی از سِرّ توحید رهنمون فرمایید. سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در امر حضور توحیدی و توجه توحیدی، ابتدا باید در معرفت نسبت به این امر بزرگ حاضر شد که آن، «برهان صدیقین» است با ارزش فوق‌العاده‌ای که دارد و سپس منوّرشدن به نگاه قرآنی که در اعتکاف رمضانی امسال عرایضی تحت عنوان «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار حق» https://lobolmizan.ir/sound/1782?mark=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1 شد. امید است مؤثر افتد. موفق باشید

41701
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: در اوایل کتاب سدره المنتهی علامه حسن‌زاده آملی عزیزم در خصوص «بسم الله الرحمن الرحیم» فرمایشاتی فرموده اند. من فکر نمی‌کنم در این دنیا بتوانم آنچنان از این جمله استفاده کنم می‌خواستم بپرسم چگونه می‌توانم در عوالم بعدی از فیوضاتش بهرمند شوم. اگر با همون تکرار با حضور قلب ۱۹ بار یا بیشتر همون ۷۸۶ بار و سپس ۱۳۴ صلوات. بالاخره اگر تخم این ذکر شریف را در نفس خودم بکارم. آیا در عوالم بعدی بهره‌مند از خواص این ذکر شریف می‌شوم ؟ کامل یا ناقص؟ استاد شما ما رو کجا بردید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جنابعالی بیشتر سعی بفرمایید از معارف توحیدی که ایشان بسیار از آن سخن گفته اند به خصوص از مباحث معرفت نفسی ایشان استفاده نمایید. موفق باشید

41590
متن پرسش

سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی می‌باشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش می‌آید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نهایتِ انسانیت انسان می‌باشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید

41577
متن پرسش

سلام علیکم در دعای سحر ماه مبارک رمضان ، که می فرماید اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اخرش نمی فهمم چی اسئلک؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق» https://lobolmizan.ir/book/241?mark=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1  رجوع فرمایید. موفق باشید

41576
متن پرسش

سلام و وقت بخیر؛خیلی از کسایی که به دین اهمیت و نمیدن و اعتقادات خیلی ضعیفی دارن، به نظرم ۲ سوال اساسی دارن: ۱_ چرا باید به خدا اعتقاد داشته باشیم؟ چه نیازی به خدا داریم؟ بود و نبود خدا چه فرقی میکنه ۲_ چرا باید دین داشته باشیم خب آقای طاهرزاده چطوری به این سوالات جواب بدیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آشتی با خدا... » در رابطه با سؤالات این‌چنینی تنظیم شده است. صوت آن کتاب برای ابتدای کار خوب است. https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C  موفق باشید

41496
متن پرسش

سلام استاد ارجمند بنظرم می تونیم بگیم روز ظاهر است و شب باطن است و وقتی شب را ببینیم روز را در جمال و جلال می بینیم روز چشم عینی است شب چشم غیبی است که اگر این دو با هم بینا شود شب و روز برای مان یکی ( نور) می شود وحدت را در کثرت و کثرت را در وحدت می بینیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ ارزشمندی است. در این مورد متنی تحت عنوان: «در طلب دیدار حق» تنظیم شده است که می‌توانید در بحث  https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 آن متن را و شرحی که در آن جلسات در رابطه با آن متن شده، ملاحظه فرمایید. موفق باشید

41480
متن پرسش

با سلام و عرض ادب و ارادت در صوت شماره ۴ تفسیر آیةالکرسی، استاد فرمودند «هو الساقی» در جوشن کبیر آمده، یعنی از صفات خداست، ولی حقیر چنین اسمی را در جوشن کبیر ندیدم، لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ذکر صفات حسنای حضرت حق است که در دعای شریف جوشن کبیر مطرح بوده است. هرچه هست یکی از صفات خداوند آن است که به گفتۀ حضرت ابراهیم«علیه السلام»: «هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ» اوست که مرا طعام داد و سیراب نمود. موفق باشید

41476
متن پرسش

سلام استاد عزیزم استاد شما فرمودید از سنت های الهی غافل نباشید ترامپ دنیا را مدیریت نمی‌کند خدا دنیا را مدیریت می‌کند استاد شما سنت الهی را درشرایط کشور ما چه می‌بینید ایا اگر ترامپ ایران را ویران کند سنت الهی چیست؟استاد از کجا بدانیم در چه حالی چه سنتی شامل حال ما میشود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایتِ خدایی است که انسانها را در هر جبهه ای که باشند امتحان و امتحان می کند تا ذات آنها چه در جبهۀ حق و چه در جبهۀ باطل روشن شود. و این مائیم و اطمینان عقلی و قلبی به آنکه خداوند دست فرعون را تا آنجا باز می کند که به گمان خود حضرت موسی و یارانش را در دریای نیل غرق کند و دیدی که چه شد! زنده باد ایمان به سنت های الهی که تاریخ، آینۀ نمایش آنان است و رهبر شهید انقلاب در دل ایمان به این سنت ها چه اندازه آرام و مطمئن زندگی کردند. موفق باشید 

41471
متن پرسش

سلام استاد ارجمند بنظر من می توان گفت شیطان جلوه توهم و خیال هست و به همین دلیل انسان نمی تواند تنزیه و تشبیه را با هم و یکجا ببیند چون نمی گذارد انسان از جهان کثرت ها جدا شود و انسان را قانع به پذیرش و یا انتخاب کثرتی در میان کثرت ها می کند تا انسان به وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت نرسد و این که شیطان در مرحله ی نوزادی قوه خیال هست که اگر بتوانیم او را بالغ و بالغ تر کنیم دیگر غلبه ی شیطان وجود نخواهد داشت و می توان گفت شیطان قشر پوسته‌ی بیرونی خیال هست اما به امر خداوند به درون خیال نیز نفوذ کرده و جذب شده برای همین تماما درون و بیرون خیال را پرده‌ی شیطان احاطه کرده است و تنها سالکان و عارفان حقیقی می توانند آن پرده را کنار بزنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و ضرورت توحیدی که با اصالت وجود به میان آمده است، بیش از پیش احساس میشود توحیدی که اصالت وجودِ صدرا  با بشر جدید در میان گذارده است. و بی حساب نیست که رهبر شهیدمان می‌فرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه‌ انسان اين روزگار مي‌جويد و سرانجام خواهد يافت» مشکل سیاسیون لیبرال آن است که بدون برخورداری از معارف الهی و اسلامی برداشت‌های سطحی خود را دنبال می‌کنند و بحمدالله انقلاب در شرایطی قرار گرفته که ما از آن تنگناها عبور خواهیم کرد با روحیۀ مقاومتی که امثال آقای دکتر یامین پور متذکر آن می باشند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22222 موفق باشید

41429
متن پرسش

سلام استاد ابن عربی میگه هر کسی به غیر از خدای خودش را دوست ندارد. برداشت من از این سخن این است که هر کسی بر اساس فهم و سنجش موقعیت ها و فراز و فرود هایش در زندگی و گفته های دیگران تصوری از خداوند در ذهن خود می سازد بی آنکه متوجه باشد که خدا را محصور کرده است و برای خداوند دومی در نظر گرفته است و آن را پرستش و ستایش می کند و در نتیجه در جهل است که دارد همان خدای یکتا را ستایش می کند و این به تعبیر ابن عربی از تکیه به عقل منطقی نشأت می گیرد و نکته اش در اینجاست که همه سالک نمی شوند و نور عشق بر دل‌شان نمی تابد. شاید بسیاری از این گفته‌ی ایشان نوع ستایش خداوند را برداشت و تببین کنند اما من از منظر توحید فهم کردم خوشحالم نظر شما را هم دراین مورد بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در این رابطه نکتۀ بسیار دقیقی فرموده‌اند با نظر به نسبت امکانِ وجودی هر موجود در رابطه با وجه خالقیتِ حضرت حق نسبت به آن موجود. شاید عرایضی که در بحث «شیثی» شده است در این مورد بابی را بگشاید. موفق باشید

41425
متن پرسش

باسلام استادوقتی بحث بنده بودن پیش میادعده ای ان راباکاربی کیفیت ومنسجم اشتباه میگیرن ،مثلا من عده ای رامیبینم بامباحث روانشناسی پیش رفتن چندتا کاربلدن حافظ قران نهج البلاغه وصحیفه اند ازنظرمهارتی هم قوی زبان چندتابلدن ولی یه عده دیگه میگن بایدبنده بودهمه کارها نصفه نصفه کدوم باید باشه بالاخره بنده باشیم نباشیم چه کنیم ازیه طرف هزینه های هرمورد ازیه طرف فرهنگش ،ازانطرف وقتی انچه بلدیم میخواهیم بهش عمل کنیم موردهجمه وحسادت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید بنده بود و در راستای بندگی باید متوجۀ راه و وظیفه‌ای بود که خداوند مقابل انسان می‌گذارد، به جای گرفتارشدن در توهّمات نفس امّاره. در بندگی است که کارها و فعالیت‌های انسان مفید و پایدار می‌ماند آن‌طور که شهید تنگسیریِ عزیز در راستای نگاه توحیدی‌اش متوجه شد خداوند راهی در مقابل ملت ایران در راستای بستن تنگۀ هرمز قرار داده، در حالی‌که قبلاً هم این امکان بود ولی نگاه توحیدی و بصیرت شهید تنگسیری که ذیل تاریخی می‌اندیشید که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده بودند، در ذهن و فکر سیاسیون نبود. آیا این معجزۀ توحید نیست؟! که بحمدالله ما در این تاریخ ذیل آن قرار گرفته‌ایم. موفق باشید      

41418
متن پرسش

می توان این روشنی دل سالک به این بلاخره بعد از این همه ریاضت و تزکیه نفس به مرحله تقرب الی الله می رسه ناشی از تجلی و ظهور اسم حبیب است؟! که حاکی از عشق خداوند و عاشقی سالک است؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرمود: «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش» و در این مسیر، حضرت محبوب است که جلوه‌گری می‌کند و باز رُخ بر می‌تابد و سالک می‌ماند و فراق در عین امید. موفق باشید  

41417
متن پرسش

در بحث ظهور اسما الهی بنظر من در سفر دوم: اسم حق(مابقی از آن) در سالک تجلی و ظهور می کنه در سفر سوم: اسم بصیر ( مابقی از آن) در سفر چهارم: اسم خبیر که ظاهر و باطن همه ی اسم ها در وجود سالک ظهور جمالی و جلالی کرده. نکته :منظور من اسم غالب در این سفر هاست که راهی برای دیگر اسم ها می شود. بنظر شما این نظر خوبی هست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این  موارد نباید معطل این سؤالات باشیم که نوعی نظر به کیفیت‌ها است. در حالی‌که از مولای‌مان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیه‌ای که جناب خضر به حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند. کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید 

41414
متن پرسش

سوال اول : ابن عربی که میگه سیر سالک هرچه بیشتر باشد اسم های الهی بیشتر در او ظهور می کنند آیا ظهور این اسم ها به صورت ترتیبی خواهد بود یا فرقی نداره و بستگی به تفسیر خود ما از اسم ها دارد ؟! سوال دوم : مثلا در سفر دوم که سالک از ذات و افعال و صفات خود فانی می گردد می توان گفت اسم حق در اینجا تجلی و ظهور کرده؟! برای تجلی اسما در مکتب ابن عربی چه کتاب هایی رو پیشنهاد می دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در میدان‌های سلوک، پرسش از چگونگی‌ها و کیفیت‌ها جایی ندارد مهم قدم‌گذاردن در آن راه است تا «راه بگویدت که چون باید رفت».ازمولای‌مان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیه‌ای که جناب خضر به حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند .کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید

41229
متن پرسش

بسمه تعالی استاد گرامی، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله وقت حضرت‌عالی بخیر. به لطف الهی مدتی است در گروهی، مباحث مربوط به اسماء الهی را پیگیری می‌کنیم. کتاب «اسماء حسنی» حضرت‌عالی را مباحثه کرده‌ایم و فایل‌های صوتی مربوطه را نیز با دقت گوش داده و درباره آن‌ها گفتگو داشته‌ایم. این مسیر برای ما بسیار راهگشا و الهام‌بخش بوده است. با این حال، احساس می‌کنیم برای انس عمیق‌تر با اسماء الهی و فهم حضوری‌تر آن‌ها، نیازمند راهنمایی بیشتری هستیم. به‌ویژه مشتاقیم بدانیم چگونه می‌توانیم در سلوک فردی و جمعی خود، تشخیص دهیم که در هر موقعیت، کدام اسم الهی در حال فعلیت‌یافتن است و چگونه آگاهانه‌تر با آن همراه شویم. اگر صلاح بدانید، خواهشمندیم ما را در این مسیر راهنمایی فرمایید؛ چه از جهت منابع تکمیلی، چه شیوه‌ی مطالعه و مباحثه، و چه تمرین‌های عملی برای توجه اسمایی در زندگی روزمره. از وقتی که برای مطالعه این پیام اختصاص می‌دهید صمیمانه سپاسگزاریم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در راهی است که حضرت محبوب را از طریق انوار اسمای حسنایش در مظاهر مختلف به تماشا بنشینیم و این با هرچه بیشتر تدبّر در قرآن پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جزوۀ «تفکر قرآنی» بزنیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21839 موفق باشید

41225
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان از عنایات جنابعالی سپاسگزارم. دو متن زیر از دو منتشرشده شما می‌باشد. در ظاهر تفاوت جزئی ای پیداست ولی احساس می‌کنم در باطن وجه اشتراکی‌ای داشته باشند که بنده متوجه آن نیستم. یکجا ظهور اسم را موجب در خفا رفتن بقیه اسماء، و یکجا ظهور بقیه اسماء را -به اجمال- در ذیل سایه ظهور آن اسم خاص می‌دانید که این، مفهوم خفای اولی را نمی‌رساند. خواهش بنده تبیین این قضیه است. [ظهور و خفا ما همگی با «وجود» روبه‌رو هستیم که خود را در صفتی ظاهر و در سایر صفات مخفی می‌کند. در یک درخت صفت حیات خود را ظاهر می‌کند و با ظهور آن صفت، سایر صفات در خفا می‌روند در حالی که «وجود» جامع همه صفات است. جزوه عرفان نظری-صفحه ۱۲] [...در واقع در این فراز «ذات» را به نور عظمت می‌خوانیم، زیرا بنا بر قاعده ی «بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لیس بِشَیئٍ منها» [۱] آن حقیقت بسیط از یک طرف به جهت وحدت ذاتی اش شامل همه ی اشیاء می‌شود و از طرف دیگر چون بسیط الحقیقة است هیچ کدام از اشیاء نیست و {به این اعتبار با تجلی یک اسم، انسان از تجلی سایر اسماء به صورت اجمال بهره مند می‌شود و به حقِّ مطلق می‌رسد، منتها از دریچه ی آن اسم خاص}. اسماء حسنی دریچه های نظر به حق-صفحه۹۶ و ۹۷] با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان‌های اهل تقوا «در دل انگور میّ را دیده‌اند» و به همین جهت علامۀ طباطبایی در قسمت آخر آیۀ « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» می‌فرمایند این‌که فرمود: «أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به آن معناست که انسان در هر چیزی او را می‌بیند از آن جهت که شهید، این‌جا به معنای مشهود است همان‌طور که بعضاً خلق به معنای مخلوق می‌باشد. موفق باشید

41223
متن پرسش

سلام استاد: آیا این برداشت صحیح است؟ کجای مطلب اشکال داره؟۱. وحدت وجود و تجلی صفات (نه ذات) در مکتب ابن عربی، وحدت وجود به این معنا نیست که خالق و مخلوق یک چیز هستند، بلکه به این معناست که وجود حقیقی و اصیل، تنها منحصر به خداوند است و موجودات دیگر، جلوات و مظاهر صفات اویند، نه ذات او. برای روشن شدن این مفهوم می‌توان از مثال معروف خورشید و آینه‌ها استفاده کرد: · خورشید در آسمان: تشبیهی از ذات خداوند است که در جایگاه خود ثابت و غیرقابل دسترس است. · نور خورشید: تشبیهی از تجلی صفات خداوند است که در همه جا پخش می‌شود. آینه‌ها: تشبیهی از موجودات (مخلوقات) هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت و «استعداد» خود، آن نور را منعکس می‌کنند . بنابراین، آنچه در انسان‌های مختلف تجلی می‌کند، صفات خداست (مانند رحمت، عدل، قهر، لطف) و ذات الهی همواره متعالی و فراتر از این تجلیات باقی می‌ماند. ۲. تجلی در انسان‌های مختلف: از انسان کامل تا انسان عادی: در حکمت ابن عربی، تجلی به یک شکل نیست و دارای مراتب است. درجات تجلی در انسان‌ها بر اساس «ظرفیت وجودی» یا همان «استعداد ذاتی» آنها متفاوت است. این تفاوت درجه، به مفهومی به نام «اعیان ثابته» یا «حقایق ثابت» برمی‌گردد. «اعیان ثابته» یعنی طرح و نقشه و استعداد ذاتی هر موجودی که از ازل در علم الهی وجود داشته است. خداوند بر اساس این اعیان، فیض وجود را به آنها می‌بخشد. به بیان دیگر، هر موجودی به اندازه گنجایش «عین ثابت» خود، می‌تواند مظهر و جلوه‌گاه اسماء و صفات الهی باشد . ۳. مراتب تجلی (از بالاترین تا پایین‌ترین): ابتدا انسان کامل, که در رأس این هرم، انسان کامل قرار دارد که حضرت محمد (ص) بارزترین مصداق آن است. ابن عربی از انسان کامل به عنوان «مظهر تام اسمای الهی» یاد می‌کند. او مانند یک آینه تمام‌نما، تمام صفات و نام‌های خدا را در خود منعکس می‌سازد و واسطه فیض الهی به جهان هستی است. هدف از خلقت، ظهور همین انسان کامل بوده است تا خداوند صفات خود را در موجودی کامل مشاهده کند. مراتب پایین‌تر: هر چه از این مرتبه کامل فاصله می‌گیریم، ظرفیت وجودی کمتر شده و انسان‌ها فقط مظهر تعدادی از صفات الهی می‌شوند. به عنوان مثال، یک انسان می‌تواند مظهر صفت «رحمت» یا «عدل» باشد، اما هرگز نمی‌تواند به تنهایی مظهر تمام اسما باشد. ۴. تفاوت تجلی و مظهر: تجلی: به فعل و عمل خداوند اشاره دارد. یعنی خداوند است که با صفات خود بر بندگانش «تجلی» می‌کند. این یک فعل الهی است. · مظهر: به محل و آیینه ظهور اشاره دارد. یعنی انسان یا هر موجودی که این صفات در او دیده می‌شود، «مظهر» آن صفت خداست. می‌توانیم هر دو واژه را به کار ببریم، اما در یک جمله دقیق، وقتی از منظر خدا به عالم نگاه می‌کنید، می‌گویید خدا «تجلی» کرده است، و وقتی از منظر عالم به خدا نگاه می‌کنید، می‌گویید این مخلوق، «مظهر» صفات خداست. در جهنم، این صفات قهر و جلال خداوند هستند که بر انسان‌ها تجلی می‌کنند، نه ذات او. عذاب جهنم نیز نتیجه مستقیم اعمال خود انسان‌هاست که در قالب «تجسم اعمال» ظاهر می‌شود و این اعمال نیز جلوه‌ای از صفات الهی در چهره‌ای خشمگین و دردناک هستند. حتی در این حالت نیز، این تجلی صفات است، نه حلول ذات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرموده‌اید. خداوند ما را در این نوع معارف، حاضر و حاضرتر کند. در این رابطه و برای حضوری که نیاز این زمانه می‌باشد، جناب صدرالمتألهین، «برهان صدیقین» را به میان آورده‌اند که خوب است به آن مبحث مهم نیز رجوع شود به اعتبار «قلوبٌ یعقلون بها» https://lobolmizan.ir/get-file/643/?item=0 . موفق باشید

41179
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. با آرزوی توفیق روز افزون. استاد آیا این جمله درست است که از باب تشبیه معقول به محسوس خداوند به مانند نوری است که جامع همه رنگها بوده و وقتی او را بر اساس مشکلات می‌خوانیم یکی از آن رنگها یا اسمها به سمت ما توجه می‌کند یعنی خداوند به تمامه با ما و در همه جا هست ولی وقتی او را به اسم شافی می‌خوانیم به اسم شافی به ما توجه کرده و ظهور می‌کند مثل اینکه خورشید به جامعیت هفت رنگ در همه جا هست ولی وقتی به نور سبز او توجه کردیم به همان رنگ بر ما ظاهر می‌شود اما در شرایط عدم دعا و توجه ما فقط هست ولی ما به منزله کوری هستیم که از این نور در عین حضور او نمی‌توانیم استفاده کنیم و توجه ما به او همان بینا شدن ما نسبت به اوست و انسان کامل با اسم جامع او را می‌بیند نه فقط به ظهور یک اسم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ی دقیقی است. خوب است که همچنان مد نظرتان باشد. موفق باشید. 

41095
متن پرسش

کتاب مقام نوری اهل بیت. صفحه ۲۶۵... اگه الله را نشناسیم و او را عبادت نکنیم مثل شیطان اسما محدودی از خدا را عبادت می‌کنیم و در حد ملائکه صعود می‌کنیم.‌‌ منظور از الله چیست؟ اینجا الله منظورش خود خداوند هست یا حضرت الله که اهل بیت آیاتش هستن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در جای خود موضوعِ بسیار ظریفی می‌باشد از آن جهت که فرموده‌اند حضرت «الله» مقام جامعیت همۀ اسماء حسنای الهی می‌باشد و باید در هر اسمی از اسمای الهی نظر به «هو الله» در میان باشد. مثلاً اوست که رزّاق است. آری! اهل البیت «علیهم‌السلام» نماد کامل جلوات انوار جامع الهی می‌باشند به همان معنایی که از پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: «مَن رآنی فَقَد رای الله». موفق باشید 

نمایش چاپی