بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عرفان عملی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27742
متن پرسش
با سلام: با توجه به این که نقش اخلاص در یک کار خیر بین امیال مختلف انسان از جمله خودنمایی بعضی مواقع کمرنگ است برای تقویت اخلاص چه باید کرد؟ اگر کاری با اخلاص نباشد و سایر امیال برای انسان اجتناب ناپذیر باشد آیا باید آن کار خیر را انجام داد یا نه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به وسوسه‌های شیطان بی‌محلی کرد و کار را ادامه داد. «اگر حرص بنالد بگیریم کَری‌ها»، وقتی نفس امّاره به میان می‌آید نباید کار را ترک کرد، باید نفس امّاره را بی‌محلی کرد. موفق باشید

27741
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اوایل ماه رمضان حال و هوای خوبی دارم و محبت الهی را حس می کنم ولی بعد از ده روز این حال محبت نیست و توجهم روی روح و وحدت وجود. حقیقت من چیست؟ و این شکل موضوعات می رود. نمی دانم این بد است که حالت محبت اولیه ادامه پیدا نمی کند؟ انگار می خواهم توجهم را روی بزرگی و عظمت خداوند ببرم و در آن زمینه تفکر کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شروع ماه رمضان، فضا را می‌گشایند تا ما وارد شویم و بعداً می‌خواهند خودمان آن را ادامه دهیم و ورود به موضوعات معرفتی، از برکاتِ این ماه است. موفق باشید

27740
متن پرسش
سلام استاد گرامی: طاعات قبول درگاه حق. در سخنانتان از کتب امام (ره) خیلی سخن گفته اید و بیشتر به شرح حدیث جنود عقل ارجاع می دهید می خواستم بدانم نظرتان در ارتباط گرفتن با کتاب چهل حدیث امام (ره) چیست؟ چگونه از این کتاب سلوکی و اخلاقی استفاده بیشتر ببریم؟ در فرجام کتاب حدیثهای آخر بسیار مشکلند برای درک بهتر آنها توصیه ای یا منبعی ارائه فرمایید. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب شریف «چهل حدیث» از حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برعکسِ آن‌که به عنوان یک کتاب اخلاقی در ذهن‌ها رفته است؛ یک کتابِ عرفانیِ فنی است و کسانی می توانند به آن رجوع کنند که رویهمرفته با عرفان آشنا باشند. ولی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» همان‌طور که در ابتدای آن می‌فرمایند یک کتاب اخلاقیِ عملی است. موفق باشید

27727
متن پرسش

سلام علیکم: در حال مطالعه مطالب حضرتعالی در کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی هستم و الحمدلله ابواب جدیدی برای تدبر در باب انقلاب اسلامی در نظرم آمد. در بخشی از این کتاب به زیبایی فرموده اید که: «بايد به مظهر امام زمان (عج) در اين تاريخ نظر كرد يعني به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه متذكر حقيقت انقلاب اسلامي در اين زمان هستند. ممكن است كساني باشند كه با صد دليل وجود حضرت مهدي (عج) را اثبات كنند ولي نتوانند متوجه مظهر اراده ي آن حضرت در این تاريخ بشوند.» به نظرم دقیقا رسالت تاریخی ما همینجاست که ببینیم اشارات حضرت امام و حضرت آقا کدام انسان را مد نظر دارند که قرارست حضور پیدا کند ماورای مدرنیته که خودش حجاب حق شد و حتی تکنیک را هم به ورطه عجیبی برد و همین تکنیک و توسعه و مبادی تمدن مدرن خودش مبدعی برای نیهلیسم و عدم نظر به وجود حقایق در عالم و تنزل وجود انسان به فردی که می‌خواهد حال درونی خویش را مد نظر قرار دهد و بر آن اساس عالم را تغییر دهد و حتی با مبانی دکارت و کانت، وجود لایقف و نفس و جان انسان در حد مرکز اندیشه ها و رد و اثبات هست و پدیده های عالم را نه بر حسب وجود و اصلشان بلکه بر اساس قالب های شکل گرفته فکر تحلیل می‌کند و می‌فهمد و نظر به ماهیات و کثرت ها پیدا شده و نظر به وجود و ظرایف عالم در حجاب رفته است. اساسا اگر خودآگاهی تاریخی که ویژه رهبر عزیزمان در بیانیه گام دوم اشاره دارند و تمام روح این سند و پیام مهم و راهبردی چله دوم نهضت است را بیابیم و ببینیم اشارات ایشان نظر به تاریخی که دارد که به تعبیر خودشان چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود، می‌توانیم بهتر هم را بفهمیم و متوجه بشیم در چه طرح جامع و عظیمی قرار گرفته ایم و تلاشمان این باشد هر چه بهتر به این خودآگاهی جمعی و تاریخی برسیم و در تراز تمدن نوین اسلامی و افقی که باید به صحنه بیاید که افق فطرت و جان همه انسانها برای عبور از نیهیلیسم و سکولاریزه شدن و حضور ذیل طرح ولایت حضرت حق و اولیاء اش ویزه صاحب الزمان است. البته هر چه بیشتر حقیقت انقلاب را دریابیم و با انقلاب زندگی و حیات کنیم، بلاشک مواجهه شدیدتر و عظیم تر و جهاد کبیرتر خواهد بود و قطعا جبهه مدرنیته و آن کسانی در ظاهر انقلابی، ولی روح غیر انقلابی را دنبال می‌کنند هم تلاششان و نمودشان بیشتر است، و قطعا می یابند حضور انقلاب دیگر گذار بشر از حیرت و سرگشتگی همچنین سیطره سکولار و پوچ انگارانه است و به تلقی من که شاید البته تلقی ناقص و غلطی باشد این عصر، عصر توبه و رجوع تاریخی بشر است و خودش خیلی حرفها دارد و الحق خودآگاهی و بصیرت نافذ و عمار گونه می طلبد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی بس عزیزالقدر و لطیف در بستر انقلاب اسلامی به سوی انسان‌هایی که نمی‌خواهند خود را در فرهنگ مدرنیته فریب دهند، گشوده شده است که برکات آن «لا یدرک و لا یوصف» است. عظمت جهانِ گشوده‌ای که خداوند از طریق انقلاب اسلامی در آن به ظهور می‌آید و توکل به او در آن جهان نقش اساسی دارد تا به جای پناه‌بردن به خود، به خدا پناه ببریم. وقتی به عمق جهانی که می‌توان با قلب زنده در آن حاضر شد پی بردیم و دانستیم بدون قلب زنده امکان آن چنان حضوری نیست، اشک جاری می‌شود و قلب به خود می‌آید. چیزی که در تشییع پیکر مبارک حاج قاسم سلیمانی، ملتِ ما در مقابل خود احساس کردند.

 یکی از جهان‌هایی که سخت انسان‌ها به آن نیازمندند، جهانی است که شهدا آن را شناختند و در راه حضور در آن جهان قدم زدند. همسر علی چیت‌سازیان می‌گوید: «در آخرین باری که آمد منزل و بعد از آن رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمه‌شب همین‌طور نشسته بود و اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد. با این‌که مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده‌ی کاملاً با صلابتی بود و اصلاً اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک می‌ریخت. گفتم چرا این‌قدر گریه می‌کنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. می‌گوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی، ما این‌همه با همدیگر رفتیم راه‌کار پیدا کردیم - این‌ها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگان‌ها می‌شدند. قبلاً می‌رفتند راه‌ها را پیدا می‌کردند و باز می‌کردند تا یگان‌ها بتوانند حرکت کنند بروند جلو- ما این‌همه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راه‌کار این قضیه چیست؟ این قضیه‌ی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمی‌شوم؟ می‌گوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راه‌کارش اشک است، اشک.» این نشان می‌دهد شهید چیت‌سازیان متوجه‌ی جهانی که در مقابل شهدا گشوده می‌شود، شده است و به دنبال راهی است که خود را در آن جهان احساس کند. و عملاً می‌توان گفت انقلاب اسلامی اشک را به ما برگرداند تا جهان گمشده را به ما برگرداند. موفق باشید  

27735
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه در کتاب آداب نماز امام خمینی (ره) حاصل بهشت اسماء را اسماء و حاصل بهشت ذات، لقای الهی بیان شده است، آیا لقا یا رویت الهی همان شهود و باطن عالم است که مربوط به مرحله تجلیات ذاتیه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم چنین است. ولی شهود، نیز مراتب دارد. ابتدا، شهودِ فعل است و انتها، شهودِ ذات. که در شرح «فصّ شیثی» بدان پرداخته شده است. موفق باشید

27717
متن پرسش
سلام استاد عزیز: به لطف خدا از سال ۱۳۹۰ با حضرتعالی و آثار شما از طریق یکی از دوستان آشنا شدم اما تا اواخر سال ۱۳۹۸ با آثار شما غریب بودم و هیچ اشتها و کششی در درونم شکل نمی‌گرفت که سیر مطالعاتی رو دنبال کنم. اما از اواخر سال ۱۳۹۸ یه تشنگی خاصی نسبت به این سیر مطالعاتی در درونم ایجاد شد. و هنگامی که خود را در این آب معرفت انداختم، لذتش رو چشیدم که حد نداره. به طوری که دوست دارم صبح تا شب فقط بخوانم و به فکر فرو برم. الحمدلله. حالا سوال اینجاست که چرا در همون سال ۱۳۹۰ دلم به این سمت و سو کشیده نشد؟ و سوال بعد اینکه چی میشه که بعد از این همه سال، تازه در درون، آدمی متوجه میشه که این معارف گمشده ام بوده؟ و سوال بعد اینکه آیا باید افسوس و حسرت این هشت سالی که هدر رفت رو بخورم؟ یا اینکه بگم خدا رو شکر که لااقل قبل از اینکه بمیرم خدا جان منو آگاه به این طریق کرد؟ سوال بعد اینکه دلم نمیخواد از کتاب ها، زود به کتاب بعدی منتقل بشم؛ مثلا کتاب جوان و انتخاب بزرگ و کتاب چه نیاز به نبی رو سه دور خوندم و خلاصه برداری هم کردم، اما احساس می‌کنم که بازم که میخونم، کتاب برام تازگی و چیزای تازه تری برام داره..آیا به کتاب های دیگه برسم یا همین کتاب ها رو تا زمانی که اشتها دارم ادامه بدم؟ تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس را صبحدمانی و فلقی است و هنر ما باید آن باشد حال که صبح، دمیدن آغاز کرده و در بین‌الطلوعین آن هستیم، مواظب باشیم خواب بر ما غلبه نکند تا از حرکت باز ایستیم. ۲. وقتی کتابی رویهمرفته مطالعه و دریافت شد، جلو بروید. موفق باشید

27714
متن پرسش
با سلام بر شما: اینجانب از اول ماه رمضان در دعاهام از خداوند خواستم که توی این ماه عزیز ایمانم رو قویتر کنه و اهل یقین به معنی حقیقی کلمه بشم خلاصه مثل شهدا و علما تحت تاثیر روزمرگی زندگی قرار نگیرم و در همه حال با تمام وجود به یاد خدا باشم، خلاصه مومن و شیعه حقیقی باشم، اما متاسفانه نمیدونم چرا افکار پوچ و شبهات بیهوده و آزار دهنده سراغم میاد، شک ندارم کار شیطونه و وسواس خناس داره زمزمه میکنه اما سخت میتونم جلوش رو بگیرم، من فکر می‌کردم توی ماه رمضان شیطان قدرتش کم میشه و ما میتونیم از لحاظ اعتقادی و ایمانی ارتقا پیدا کنیم، اما انگار برعکس شد، چرا؟ من که از خدا یقین برتر و یقین قلبی قوی‌تر خواستم اما همون یقین قبلی هم مورد ضربات شیطان قرار گرفته و دارم آزار می‌بینم، چرا اینجوری شد؟ حکمتش چیه؟ باید چیکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: كار شيطان اين است كه هر چيزى كه ما را به خدا نزديك مى‌‏كند و طريق رسيدن به حق است، از ما بگيرد و در آن كار اخلال ايجاد كند. بنا به فرمايش قرآن‏ «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَ‏ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»؛[1] شيطان گفت: خدايا! به جهت آن كه گمراهم كردى، حتماً در مسير مستقيمى كه به سوى تو ختم مى‏‌شود مى‌‏نشينم و بندگانت را از آن مسير منحرف مى‏‌كنم. هميشه اختلال شيطان در امورى است كه به خدا ختم مى‏‌شود.

         آب گِل خواهد كه در دريا رود             گِل گرفته پاى او را مى‏‌كشد

         چيست اين از گِل گرفتن آب را             جذب تو نُقل و شراب ناب را

موفق باشید


[1] - سوره‌ى اعراف، آيه‌ى 16.

27711
متن پرسش
با سلام: من مرض سو ظن دارم. با یکی از اقوام در گیر شدم. از روی عصبانیت گفتم که بگم تو با کی هستی؟ او گفت میگم که با من هست. من به او تهمت زدم. الان بدجوری عذاب وجدان دارم و از سوی دیگر حس بدی به خدا و اعتقادات پیدا کرده ام. حالا باید چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید بر روی خودمان کار کنیم، وگرنه ضربه‌های سختی می‌خوریم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث «ای اباذر» که کانال مطالب ویژه در حال ارائه‌ی آن است، دنبال بفرمایید. موفق باشید آدرس کانال: @matalebevijeh

27693
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد عزیز: ضمن تبریک روز معلم به ساحت شما، و تشکر از همه آنچه در جان ما کاشتید استاد جان در پاسخ سوال ۲۷۶۶۰ فرموده بودید، یک سمت دین نادیده گرفتن ضعف های دیگران است خوب آیا باید برای ملاقات خداوند به همه اینها عشق هم بورزیم در همین سطح پایینی که ما هستیم؟ هر کار می‌کنیم و سعی می‌کنیم عمل آنها را خوب جلوه دهیم نمی‌شود، قلبمان با آنها همراه نمی شود، مخصوصا اینکه دوست دارند ما در کنار آنها باشیم وقتی کارهای لغو و بیهوده انجام می‌دهند کاملا در این زمینه قدرت تفکر از من گرفته شده مگر می‌شود انسان خود را قانع کند که احوالاتی را نداشته باشد بعد به خاطر رعایت احترام و محبت به آنها در حالات وهمی و بچگانه آنها شریک شد؟ مثلا پای تلفن، مثلا تلوزیون دیدن، مثلا دورهمی های بی فایده که روایت هم می‌خوانند که از زیارت خانه خدا هم بالاتر است حتی اگر بیهوده باشد، مثلا بیرون رفتن های بدون برنامه ریزی و بدون زمان مشخص، مثلا بیدار ماندن تا ۱۲ نیمه شب،... کمک کردن به آنها یک چیز است، نشستن پای حرف های بیهوده یا کارهای بیهوده آنها که روح ما را هزار جا پراکنده می‌کنند یک چیز است. استاد من تا جایی که غفلت نکنم، به پدر و مادر خودم و والدین شوهرم احترام می‌گذارم و به آنها محبت افعالی می‌کنم به خاطر رضای خدا، ولی هر چه می‌کنم نمی توانم با قلب ام به آنها متمایل شوم و حس نفرت از رفتارهایی آنها مرا می‌گیرد چون برای رها شدن خودم از این لغویات قبلا متنفر شده ام. آیا این گناه است؟ دنیای من، کاملا با دنیایی آنها متفاوت است. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با عمل آن‌ها مخالف باشید و نه با خود آن‌ها. آری! محبت به مردم، غیر از همراهی با آن‌هاست. با محبت و احترام، زمینه‌ی علاقه‌مندشدن به دین را در آن‌ها باید فراهم کرد.

27692
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم استاد سلام بر شما: لطفا بفرمایید برای درک شبهای قدر از هم اکنون چگونه تدارک ببینیم؟ از همدلی و راهنمایی هایتان سپاسگزارم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نکات روی بنرِ سایت در رابطه با شب‌های قدر، تذکراتی که إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود، هست. موفق باشید

27690
متن پرسش
سلام و عرض ادب: هرچه در فضای دین بیشتر دست و پا می‌زنم، بیشتر در فضای کنار مردم، سر کار، بخصوص فضای مجازی یک نحوه دل نا آرامی دارم - دل نا آرامی نه از جنس اینکه معاذالله خودم را بالاتر ببینم (که خدا بکشد مرا چنین روزی نرسد). جنس اضطرابم را نمی‌توانم دقیق بگویم خدمتتان. یک نحوه اضطراب از رفتار گفتار اذیت به دیگران ناراحت کردن کسی و... (که توفیق طاعت را بگیرد) بخصوص این قضیه در فضای مجازی بیشتر می‌شود! یعنی تا می آیم و یک پست قرار می‌دهم و چند خبر میخوانم و اگر بیش از این مشغول شوم فورا این اضطراب سراغم می آید! خواستم علت را جویا شوم و نظر حضرت استاد را جویا شوم. تشکر و طاعات مقبول درگاه ذات اقدس الهی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به جهان بزرگ‌تری که در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است، فکر کرد. نگرانیِ بی‌جایی نیست، زیرا در جهانِ تنهایی و خلوت، طوفان‌های مهیبی به سراغ انسان نمی‌آید، ولی راه‌کار اصلی، فرار از این حضور جهانی نیست. باید آماده شد که در عین حضور در این جهان، آتشِ نمرودیِ آن را با توحید ابراهیمی «علیه‌السلام» به گلستان تبدیل کنیم. جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» متذکر وجهی از این امر می‌باشد. موفق باشید

27651
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا فرمودید که طلب ما اگر از روزه متخلق شدن به اخلاق الهی و تجلی صفت غنی در حد ظرف وجودی مان باشد، به افق متعالی نظر کرده ایم. می‌توان در یک نگاه کلان با توجه به اعمال وارده در ماه مبارک گفت، ماه رمضان ماه این است که انسان به اصل خلیفه اللهی و وجود خود و اینکه محل ظهور و تجلی جامع اسماء الهی هستند، نظر کنند و روابط و مفاهیم عالم را که رب العالمین از طریق اسماء و سنن خودش به صحنه آورده، دریافت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و با این رویکرد، بحث «ماه رمضان، ماهِ اُنس با خدا» در ویرایش جدید را خدمتتان ارسال می‌کنم. البته تا شماره‌ی ۱۲ آن طیّ دو جلسه بحث شده که إن‌شاءاللّه در روزهای اخیر بر روی سایت و بر روی کانال مطالب ویژه به آدرس https://eitaa.com/hasannazari110 قرار می‌گیرد. موفق باشید

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ماه رمضان؛ ماه اُنس با خداوند

با شروع ماه مبارک رمضان، افقی در مقابل انسان گشوده می‌شود تا امیدوارانه به انتظار گشایش «عشق» و «اُنس» با حضرت محبوب به استقبال آن ماه عزیز برویم، به امید حضور در میهمانی خدا و نوشیدن ميِّ محبت از جام ساقیِ ازلی که «آشنایی نه غریب است که جان‌سوز من است.»

1- آمادگی برای شنیدن ندای بی‌صدایِ حقیقت

ماه میهمانی خدا برای حضور در جهانی که خور و خواب حیوانی فرا افکنده می‌شوند و لقمه‌های وصل رخ می‌نمایانند و جان روزه‌دار مستعد شنوای ندایِ بی‌صدایی می‌شود که حقیقت را در میدان دیدِ جان خود متذکر می‌گردد.

2- مناجات‌هایی برای حاضرشدن در جهان پیشِ رو:   ماه رمضان، ماه زندگی با دعا است برای اُنس با حضرت محبوب. بعد از تجربه‌‌ای که در 30 ساله‌ی اخیر یعنی بعد از جریان دفاع مقدس داشتیم که تا حدّی از آن نوع مناجات‌ها فاصله گرفتیم، مناجات‌هایی که وسیله‌ای بود برای حاضرشدن در جهانِ پیش رو، جهانی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده بود و صدام و صدامیان قصد داشتند مانع به‌ظهورآمدن آن شوند؛ دوباره جهانی برای رجوع به دعا به همان شکل در مقابل‌مان گشوده شده است تا در جهانی حاضر شویم که جهان عبور از استکبار است.

3- دعا، عامل به ثمررسیدن فعالیت‌های دیگرِ انسانی  : در دوران دفاع مقدس به‌خوبی نقش و تأثیر دعا را در جبهه‌ها تجربه کردیم و ‌یافتیم که چگونه دعا در کنار فعالیت‌های نظامی، نقش‌آفرین است، به طوری که اگر در کنار تلاش‌های نظامی، آن دعاها و مناجات‌ها نبود، هرگز به آن موفقیت‌ها نمی‌رسیدیم.

4- معصومانه‌ترین توبه : هیچ وقت صدام حسین‌ها و ترامپ‌ها اهل انابه و توبه نیستند ولی امام خمینی‌ها به تأسّی از امامان معصوم«علیهم‌السلام» اهل توبه و انابه می‌باشند، پس این توبه‌ها و انابه‌ها، توبه و پشتِ سرگذاشتن آن نوع گناهانی نیست که آن افراد مرتکب می‌شوند، بلکه روی‌آوردن به جهانی است که روح‌های بزرگ متوجه آن شده‌اند. این نوع انابه، معصومانه‌ترین کار است و هرکس بیشتر به انسان‌های معصوم نزدیک باشد بیشتر اهل انابه و توبه است، تا نشان دهند چه هستند و آنچه از آن‌ها برایشان سرمایه می‌شود همین افقی است که انابه‌های آن‌ها برایشان می‌گشاید، در عین سکونت بر خاک، در عین رفتنی زودهنگام و در زندگیِ ناتمام که البته هرگز تمام نمی‌شود.

5- دعا؛ آینه‌ی به ظهورآوردنِ تقدیر تاریخی :  بعد از دفاع مقدس گمان کردیم عقل و برنامه‌ی خودمان برای اداره‌ی کشور کافی است و از نقش‌آفرین‌بودنِ دعا در کنار فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگیِ خود، برای حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، غفلت کردیم و از دعاها و نیایش‌هایی که در گوشه و کنار کشور صورت می‌گرفت معنایی مناسب این تاریخ به‌دست نیاوردیم. در حالی‌که دعا و نیایش به معنای خاص آن، باید یکی از ارکان اساسی این حضور تاریخی باشد. حضور در جهانی دیگر که نه جهان گذشته‌ی قبل از دنیای مدرن است و نه جهان باقی‌ماندن در فرهنگ مدرنیته، جهانی است که خداوند برای ما مقدّر نموده و یکی از ارکان اساسی حضور در آن تقدیر، دعا است. وقتی با چنین رویکردی به متون مقدس خود رجوع نماییم دیگر آن متون مقدس، کلمات نیستند بلکه آینه‌اند، آینه‌ی به ظهورآوردنِ تاریخی که باید در افق وجود خود با آن زندگی کرد و زمان‌شناسی را همچون اولیای الهی«علیهم‌السلام» تجربه نمود.

6- دعا؛ عامل حضوری فعّال در عالم : با پدیدارشدن ویروس کرونا و زمین‌گیرشدنِ جهان مدرن و اندیشه‌ی حسّ‌گرایِ پوزیتیویسم، به خود آمدیم که باید ایمان تازه‌ای  را دنبال کنیم، ایمانی که با دعا و مناجات همراه است، دعایی همراه با سلوک عقلی و قلبی و نه صرفاً درک مفهومی از حقایق. آن نوع سلوک عقلی و قلبی که در عین معرفت‌زایی، به بنیادی نظر دارد که از یک طرف با منشأ «وجود» و از طرف دیگر با درون انسان رابطه دارد، و به انسان نشان می‌دهد چه اندازه می‌تواند در عالَم، حاضر باشد و به عالَمِ خود کیفیت ببخشد. حضوری که به جای دنبال‌کردنِ خود در برنامه‌های بی‌محتوا و تهیِ غیر قابل دسترسِ دنیای مدرن و ادعاهای توسعه و سازندگی به روش مدرن، از طریق اُنس با خدا به سرنوشتی بس متعالی و معنابخش بیندیشد. این‌جاست که انسان می‌تواند از درون و بیرون به ملکوت وصل شود و به این تجربه برسد که تجربه‌ی ایمانی از طریق دعا، راه مهمی است که امکان ندارد در این دنیا بتوان از آن غفلت کرد و در زندگی به نتیجه‌ی متعالی رسید. تمام آنچه در این تاریخ در طلب آن هستیم را با درک تاریخی خود در دعاهای ماه رمضان به‌خصوص در «دعای ابوحمزه» و «دعای سحر» می‌توانیم تجربه کنیم.

7- دعا؛ عالی‌ترین مرحله‌ی سیر ایمان : این تجربه‌ی مهمی است که انسان متوجه شود عالی‌ترین مرحله‌ای که انسان باید در سیر ایمانی خود آرام‌آرام به آن برسد، دعا و مناجات با حضرت ربّ  العالمین است، زیرا مقام دعا و مناجات بعد از ایمان، به همان معنایی است که گفت:

اوّل قدم آن است که  او را یابی               آخر قدم آن است که با او باشی

  و دعا آن آخرین قدم است، زیرا وقتی قلبِ انسان متوجه‌ی خداوند شد، بنا می‌گذارد تا با محبوب خود نجوا کند. سیره‌ی علمای ما در ابتدا، «تدبّر» در دعا و مناجات بوده است تا انسان بفهمد چه مطلبی را باید با خدا در میان بگذارد و تا دلدادگی با حضرت حق به درستی شکل بگیرد.

8- دعا؛ سرمایه‌ای اصیل برای زندگی در امروز : در اوایل ظهور انقلاب اسلامی، فضای فرهنگی ملت در حال برگشت به همان روحیه‌ی تدبّر و تفکر در دین بود، ولی دشمن با تهاجم فرهنگی‌اش- با توجه به پیش‌زمینه‌های غرب‌گراییِ ما- با تمام نیرو به میدان آمد تا ما نتوانیم از فرهنگ اصیل خود استفاده کنیم و به نوعی گرفتار همان بستری شدیم که غرب در مقابل بشر گشوده است و ما نیز متوجه‌ی راز پایداری خود که اُنس با خداوند است نشدیم و دشمن را جهت نفوذ خود، امیدوار کردیم. زیرا ارزش‌های خود را نشناخته‌ بودیم تا از آن پاسداری کنیم.

 به یک معنا می‌توان گفت مشکلات ما از زمان قاجار شروع شد که آن‌ها شیفتگی به غرب را دامن زدند و در سلسله‌ی پهلوی آن شیفتگی و وابستگی به اوج خود رسید و نسبت به زندگی در زیر سایه معنویات نوعی گسست پدیدار شد و هنوز با آن گسست روبه‌رو هستیم و به همین جهت رویکردی شایسته نسبت به ادعیه و مناجات در ساختن نوعی از زندگی که لازمه‌ی فرهنگ اسلامی ایرانی است، پیش نیامده است. بسیاری از سرمایه‌های الهی که سال‌های سال موجب قوام جامعه‌ی ما بود فراموش شد، در آن حدّ که در حال حاضر گمان می‌کنیم آن سرمایه‌ها یعنی ادعیه و مناجات‌ها چیزهای مهمی نبوده‌اند تا به دنبال آن‌ها باشیم.

9- وقتی در دعاخواندن‌ها، دعایی نخوانده‌ایم : قبلاً با درک ابعاد دعای کمیل می‌فهمیدیم به آن دعا نیاز داریم و با دعای کمیل آن نوع زندگی را شکل می‌دادیم و در پرتو آموزه‌های آن، همه‌ی افراد جامعه، خود را مسئول یکدیگر و مسئول مسائل جامعه می‌دانستند.

 ملاحظه کرده‌اید که در ابتدای دعای کمیل شروع می‌کنید خداوند را بر اساس اسماء و صفاتش مورد خطاب قرار می‌دهید و با نظر به آن اسماء، تقاضاهای خود را مطرح می‌کنید تا آن‌جایی که اظهار می‌دارید‌: «بِأَسْمائِكَ الَّتي مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَيْء» قسم به آن اسمایی که بنیاد وجودِ همه‌ی اشیاء را پر کرده است. هزاران نکته معرفتی باید در این‌جا حل شود تا إن‌شاءاللّه دعا در قلب انسان محقق گردد وگرنه بعد از دعا ممکن است احساس کنیم، گویا دعایی نخوانده‌ایم تا احساس کنیم نه‌تنها نسبت به خود بلکه نسبت به عالم و آدم مسئول هستیم.

10- تفاوت انسان‌ها و نقش دعا در قرآن : ائمه‌«علیهم‌السلام» گاهی برای ما روایت می‌آورند و گاهی در رجوع به خداوند مناجات و دعاهایی دارند که به کمک ما می‌آیند تا چگونه به خدا رجوع کنیم و عالمی که باید در آن زندگی کنیم را بیابیم و کیفیت بودن خود را ارتقا ببخشیم، زیرا اولیای الهی بیش از آن‌که به کمّیت عالم توجه داشته باشند، به کیفیت عالم نظر می‌کنند و زندگی خود را کیفیت می‌بخشند و اساساً تفاوت انسان‌ها در همین امر است که چه اندازه به کیفیت بودن خود توجه دارند تا به کمّیتِ بودنِ خود.

11- چگونگیِ معرفت‌بخشی دعا : ائمه«علیهم‌السلام» در روایات، عموماً معارفی را مطرح می‌کنند که در حد عقل مخاطبان آن‌هاست، اما در مناجات‌ها و ادعیه حقایقی را مطرح می‌کنند که بین خودشان و خداوند است و اساساً جنس آن معارف جنس خاصی است، مثل معرفت‌بخشی یک گل زیباست که آن معرفت‌بخشی، حالت حضوری دارد و نه حالت انتزاعی، زیرا در مناجات‌ها و ادعیه نوعی تماشگری با حضرت محبوب در مظاهری که با آن‌ها به ظهور آمده در میان است. حقایق و معارفی که در مناجات‌ها مطرح است نه‌تنها در اوج است، بلکه به انسان عالم خاصی می‌دهد و ساحت وجودی انسان از آن طریق بسط می‌یابد تا در جهانی گسترده‌تر و گشوده‌تر از دنیا خود را بیابد.

12- بشر امروز و خودآگاهی نسبت به دعا : در مناجات‌ها، نجوایِ بین «عبد» با «معبود» در میان است و اسراری که بین امام معصوم و حضرت حق است به ظهور می‌آید و به همین جهت باید با رویکردی خاص به آن‌ها نظر کرد تا موجب اصلاح اساسی انسان و جامعه شود. گمشده‌ی بشر امروز این نوع ادعیه و مناجات است و گویا بشر امروز در حال خودآگاهی نسبت به این امر می‌باشد.

13- قاعده‌ای در امیدواری انسان در دعا : قاعده‌ای را که باید به لطف الهی در قلب‌مان نگهداریم تا دعا و مناجات به خوبی در زندگی‌مان حضوری فعّال پیدا کند، این است که بدانیم خداوند کریم که ما را خلق کرده تا مظهر کمالات او شویم و او خود را در مخلوقاتش به تماشا بنشیند؛[1] خیلی زود از گناهان ما در می‌گذرد. نمونه‌ی این نوع برخورد را در اولیای الهی می‌یابید، به عنوان مثال اگر کسی در حضور پیامبر خدا«صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» به وجود مقدس آن حضرت یک نوع بی‌حرمتی بکند و بعد عذرخواهی نماید، حضرت بدون هیچ مقدمه‌ای او را می‌بخشند، زیرا دوست دارند انسان‌ها را خوب و صاحب کمال بنگرند. همان طور که اگر از امامان معصوم تقاضایی داشته باشیم به سرعت برآورده می‌کنند، زیرا آن‌ها به دنبال تماشای ایثار هستند، به همان معنایی که خداوند جواد و بخشنده است.

 این یک قاعده است که اولیای الهی خیلی زود هم عذر افراد را می‌پذیرفتند و هم تقاضای افراد را برآورده می‌کردند، و این در اُنس با خدا برایشان حاصل شده است. خداوند این نوع خصوصیات را که خودش در حدّ کامل دارد، به دوستانش هم منتقل می‌کند. وقتی این نکته برای ما روشن شد که خداوند این خصوصیات را بیشتر از آن‌که اولیای الهی دارا هستند، در خود دارد، کلید خوبی برای روبه‌روشدن با دعا و مناجات به‌دست می‌آوریم. بالاخره این را می‌توانیم بفهمیم که خصوصیات خوب اولیای الهی که از تقصیر ما می‌گذرند و دارای سخاوت هستند، از طریق ارتباط با خدا برایشان پیش آمده و لذا حضرت حق که صاحب اصلی این صفات است، این صفات را بیشتر و به طور مطلق دارد، پس هم عذرخواهی ما را از گناهی که کرده‌ایم، خیلی زود می‌پذیرد و هم تقاضاهای ما را به‌خوبی برآورده می‌نماید. جناب مولوی با نظر به همین قاعده می‌گوید:

تو مگو ما را بدان شه بار نیست                    با کریمان کارها دشوار نیست

آری! وقتی متوجه شدیم «با کریمان کارها دشوار نیست» نحوه‌ی دعا کردن‌هایمان در گستره‌ی دیگری واقع می‌شود و امیدواریِ فراوانی را در دعا به ما می‌بخشد.

14- در جستجوی قلب زنده: تا قلب شروع به بیداری نکند، دعا هم که بخوانیم برای بیشتر داشتن دنیاست، ولی وقتی در محضر حضرت حق اقرار کردیم: خدایا! قلبم مرده است؛[2] در آن صورت ورق بر می‌گردد و قلب، زنده می‌شود. «قلب زنده» خود را ماورای امور دنیایی جستجو می‌کند و هرگز به دنبال شهرت نمی‌تواند برود، حتی از آن نوع زندگی که همان «حبّ دنیا» است، متنفر می‌شود.

15- عوامل مرگ قلب : روایتی از حضرت سجاد«علیه‌السلام» نقل شده است که مي‌فرمايند: «مَا مِنْ‏ عَمَلٍ‏ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْيَا؛»(الکافی، ج2، ص130.) بالاترین عمل‌ها کسب معرفت خدا، و سپس کسب معرفت پیغمبر است؛ بعد از این دو هیچ عملی مثل بغض دنیا ارزشمند نیست. بغض دنیا را عمل به‌شمار  می‌آورد و می‌فرماید: بعد از کسب معرفت خدا و رسول خدا، دشمنی با دنیا بالاترین عمل است. فراموش نکنید که منظور از حبّ دنیا همان تعلقاتی است که انسان دارد که به‌خاطر آن‌ها دنیا را هدف قرار می‌دهد و آخرت و کمالات حقيقي را فدای آن می‌کند. طبعاً چنین چیزی اصل همه‌ی گناهان خواهد بود و همه‌ی سقوط‌ها از این‌جا ناشی می‌شود. از امام صادق«علیه‌السلام» نیز نقل شده است: «مَنْ‏ أَصْبَحَ‏ وَ أَمْسى‏ وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ، جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى الْفَقْرَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَشَتَّتَ أَمْرَهُ»(الکافی، ج2، ص319.) اگر روزگار کسی به این صورت بگذرد که بیشتر توجه‌اش به امور دنیا باشد، خداوند فقر را چون تابلویی در مقابل او قرار می‌دهد و لذا دائماً خودش را در فقر می‌بیند و احساس غنا و بی‌نیازی نمی‌کند، و اموراتش همواره پراکنده و بی سر و سامان است.

 آری! وقتی دل بمیرد کار انسان به دوستیِ دنیا می‌کشد و عالمِ گشوده‌ی معنویت از منظر او رخ بر می‌تابد تا بتواند در آن آرام گیرد.

16- حجاب أنانیت و علت مرگ قلب:  گناه و پیرو آن، مردنِ قلب و محروم‌شدن از نظر به حقیقت، انواعی دارد. یکی از آن گناهان همان است که انسان به جای آن‌که در منظر خود، حضرت حق را که ربّ العالمین است داشته باشد، خود را در منظرِ خود دارد. در این‌صورت وجود خودش، حجابِ نظر به حق می‌شود و دیگر نمی‌تواند خدا را که در عالَم به ظهور آمده، محل اُنس خود قرار دهد و او را در منظر قلب خود بنگرد و به همین جهت انسان عاقل از خدا می‌خواهد آن قلب را که انسان با نظر به خودش میرانده است، با جلوه‌ای که از رحمت خود می‌کند، آن انسان را از نظر به خودش منصرف نماید و قلبش را زنده گرداند.

17- شاخصه‌های قلب زنده : مطمئناً خداوند دوست دارد ما از او بخواهیم قلب‌مان را زنده کند، زیرا در آن صورت قلب انسان، محل جلوات انوار الهی می‌شود و خداوند در چنین قلبی خود را به تماشا می‌نشیند. به اندازه‌ای که ما آماده باشیم تا خداوند قلب ما را زنده کند و آن قلب، محل جلوات انوار الهی شود، به همان اندازه از هر چیز جز خدا منصرف می‌گردد. این نوع زنده‌کردن قلب غیر از آن است که بفهمیم حرام خدا، حرام است. آری! این خوب است که انسان حریم الهی را در حرام و حلال‌ها رعایت کند ولی این اولِ کار است. قلب زنده قلبی است که اولاً: اهل دوست‌داشتن باشد. ثانیاً: به جای دوست‌داشتنِ زیبایی‌های وَهمی، زیبای‌ حقیقی را دوست داشته باشد و تنها خداست که محل همه‌ی کمالات و زیبایی‌های حقیقی است.

18- قلب زنده، قلب بی‌کینه :  قلبِ زنده، خدادوست است و به هر آینه‌ای که محل ظهور محبوب اوست، نظر محبت‌آمیز دارد و لذا قلب زنده هیچ‌وقت در درون خود نسبت به مؤمنین کینه ندارد و برای رسیدن به چنین محبتی از حضرت محبوب تقاضا می‌کند: «وَ لا تَجْعَلْ في‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا»(حشر/10) هیچ کینه و کدورتی در قلب ما نسبت به مؤمنین قرار نده. تا همه جا با حضرت محبوب به‌سر برد، به همان معنایی که مجنون حتی بر در و دیوار کوی لیلی جز لیلی را نمی‌دید. جناب عطار با توجه به این امر که قلبِ بیدارشده جز خدا را نمی‌خواهد و همه جا در جستجوی خداست و جز خدا را نمی‌بیند این‌طور سروده است:

 گشت مجنون هر زمان شوریده تر           همچنان در کوی لیلی شد مگر

هرچه را در کوی لیلی دید او                بوسه بر می‌داد و می‌بوسید او

گه در و دیوار در بر می‌گرفت               گاه راه از پای تا سر می‌گرفت

نعره میزد در میان کویْ خوش                   خاک می‌افشاند از هر سوی خوش

روز دیگر آن یکی گفتش که دوش              از چه کردی آن‌همه بانگ و خروش

هیچ دیوار و دری نگذاشتی              می‌گرفتی در بر و می‌داشتی

هیچ از در کار برنگشایدت              هیچ ازدیوار در نگشایدت

کرد مجنون یاد سوگندی عظیم                  گفت تا در کوی او گشتم مقیم

من ندیدم در میان کوی او              بر در و دیوار الاّ روی او

بوسه گر بر در زنم لیلی بود                  خاک اگر بر سر کنم لیلی بود

چون همه لیلی بود در کوی او           کوی لیلی نبودم جز روی او

هر زمانی صد بصر می‌بایدت                هر بصر را صد نظر می‌بایدت

تا بدان هر یک نگاهی می‌کنی              صد تماشایِ الهی می‌کنی

دل که دارد این نظر اندک قدر             می نیاساید زمانی از نظر

گر به جای یک نظر بودی هزار         آن هزاران دیده بودی غرق کار

19- قلب مرده‌ی انسان حسود :  یکی از مراحل زنده بودن قلب، آزادشدن انسان از حسادت‌ها است. قلبِ انسان حسود، قلبِ مرده است و وقتی انسان متوجه‌ی پوچی و بیهودگی و ظلمات حسادت شد، از خداوند می‌خواهد با گشودن منظر گسترده‌ی رحمتش در مقابل انسان، او را از جهنم حسادت آزاد کند و خداوند قلب‌مان را در آن راستا زنده می‌کند تا در ادامه‌ی محبت به او زندگی را معنا کنیم و خود را در آغوش ربّ‌العالمین بیابیم.

در مناجات‌های «خمسه عشرة» پای مناجات در میان است. مناجات، یعنی نجواکردن، یعنی اُنسی که با نزدیکیِ تمام همراه است و نجواکردن با خدا به خودیِ خود مطلوبِ جان هر انسانی است، همان‌طور که هجران از حق، سخت برای جان سالک تلخ است. به همین جهت جناب مولوی که مزه‌ی انس با حق را چشیده، در نجوایش با خدا ناله سر می‌دهد:

 اي خدا اين وصل را هجران مکن             سرخوشان عشق را نالان مکن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن            خلق را مسکين و سرگردان مکن

بر درختي کآشيان مرغ توست             شاخ مشکن مرغ را پران مکن

جمع و شمع خويش را برهم مزن            دشمنان را کور کن شادان مکن

اين طناب خيمه را برهم مزن                خيمه‌ی توست آخر اي سلطان! مکن

نيست در عالم ز هجران تلخ‌تر               هرچه خواهي کن وليکن آن مکن

 وقتی نفسِ اُنس را شناختیم برای این قسمت از مناجات جایگاه خاصی قائل می‌شویم، زیرا وقتی انسان در جایگاه انس با خداوند است عملاً در حال ادب‌کردن قلب می‌باشد، تا دل به جای دیگر و چیزهای دیگر نبندد.

20- یاری خدا در میل به دعا : درفضای انس با خداوند، خداوند اسماء رحمانی خود را به قلب بنده‌اش می‌نمایاند و لذا از این به بعد تقاضاهای انسان شروع می‌شود که خدایا! این را می‌خواهم یا خدایا! آن را می‌خواهم. راز «اسئلک، اسئلک»هایی که معمولاً در ادعیه و مناجات‌ها مطرح است از این قرار است و خداوند دوست دارد بنده‌اش مسیر ظهور رحمت پروردگارش را بگشاید.

تمام نیازهای ما را خداوند می‌داند و آماده‌ی برآورده‌کردن آنهاست. کدام‌یک از نیازهای کوچک و بزرگ ما را برآورده نکرده؟ از ابروی بالای چشم بگیر تا خود چشم. متوجه ما بود که وقتی پیشانی ما عرق می‌کند، ممکن است چشم ما را اذیت کند، سرِ راه عرق‌های پیشانی، ابرو را قرار داد. حال چگونه وقتی رحمت مطلقه‌اش اجازه نداد در این حدّ هم چشم ما اذیت شود و ما آزار ببینیم، ممکن است اجازه دهد مهم‌ترین نیازهای ما بی‌جواب بماند؟! با آن‌که شرط تحقق آن نیازها درخواست و طلب ما باید باشد و مسیر ظهور آن‌ها را طلب و تقاضای ما فراهم کند؟ به گفته‌ی جناب مولوی:

چون خدا خواهد که‌مان یاری کند            میل ما را جانب زاری کند

ای خنک چشمی که آن گریان اوست             وی همایون دل که آن بریان اوست

 با این دید که محبوب ما می‌خواهد حوائج ما را برآورده کند، باید به دعا و مناجات روی آوریم.

شما در «مناجات شعبانیه» تا آن‌جا شیرین زبانی می‌کنید که عرضه می‌دارید: «اِلَهِی ... وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ» الهی! اگر مرا به گناهانم بگیری، من هم تو را به مغفرتت می‌گیرم. در ابتدای امر این سؤال برای انسان پیش می‌آید که آخر این چه نوع حرف زدن با خداست! از نظر عادی این نوع حرف‌زدن مثل آن است که به باغبان بگویید اگر آن مقدار از زردآلوهایت را به من ندادی، من مقداری از گیلاس‌هایت را برمی‌دارم. در حالی‌که هر دو از آنِ اوست. اگر خداوند ما را به خاطر گناهان‌مان عذاب کند، کار حقی کرده است پس چگونه او را به خاطر چنین کاری به محکمه ببریم و بگوییم چرا مغفرت و بخشش خود را به‌کار نگرفتی؟ ولی خداوند دوست دارد که با او شیرین‌زبانی کنیم. خودش این‌چنین شیرین‌زبانی‌ها را در آن مناجات‌ها مثل مناجات ابوحمزه و دعای سحر به قلب بنده‌اش القاء می‌کند. جناب مولوی خطاب به حضرت حق عرضه می دارد:

ای خدای پاک و بی انباز و یار              دست گیر و جرم ما را واگذار

یاد ده ما را سخن‌های دقیق                  کان به رحم آرد تو را ای خوش رفیق

گر خطا گفتیم، اصلاحش تو کن                مصلحی تو، ای تو سلطان سُخُن

کیمیا داری که تبدیلش کنی                       گر چه جوی خون بُود، نیل‌اش کنی

این چنین میناگری‌ها کار توست             این چنین اکسیرها ز اسْرار توست

 

 و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته

 


[1] - اشاره به حدیث: قدسى است كه حضرت حق مى‏فرمايد: «كُنْتُ‏ كَنْزاً مَخْفيّاً؛ فَاحبّبْتُ انْ اعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَىْ اعْرَف» من گنجى مخفى بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم تا شناخته شوم.

[2] - اشاره به سخن حضرت سجاد«علیه‌السلام» در «مناجات التّائبین» است که عرضه می‌دارند: «وَأَماتَ قَلْبِى عَظِيمُ جِنايَتِى.»

27632
متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام: ضمن تبریک روز معلم خدمت شما معلم والا مقام. به رسم ادب و تشکر از شما. کلامی که در شب ششم ماه مبارک رمضان بعد از خواندن و گوش دادن به مباحث شما و آتش عشقی که به جانم انداخته و خواب از چشمانم ربوده را که برداشت ناقصی است از شروع ورود به مباحث عالی شما به جای هدیه روز معلم تقدیمتان می‌کنم و تنها توشه ای که دارم «و لا یملک الا الدعا» را خدمتتان عرضه می‌دارم: خداوندا به آبرو و عزت و عنایتت به خاندان کرم و خلیفه بر حقت صاحب العصر و الزمان (عج) همه مبلغین دینت را مخصوصا استاد طاهرزاده بزرگوار را مشمول عنایات خاصه ات بگردان و قرین رحمت واسعه و ویژه ات بنما در دنیای امروز یکی از مشکلات اولا: غیر مسلمانان آشنایی با اسلام به طرز صحیحش ندارند یکی از راهکارها معرفی الگو هست تمدن اسلامی اگر درست باشد بهترین الگو برای آشنایی غیر مسلمانان با اسلام است ثانیا: مسلمانانی که باید الگوی صحیح باشند خودشان آشنایی با اسلام یا درست ندارند و اسلام ناب به آنان معرفی نشده راهکارش: یک راهکار اساسی گسترش آثار شهید مطهری است یا آنهایی از مسلمانان متدین که با اسلام آشنایی دارند و معارف حقه اسلام را می‌شناسند با آن انس ندارند به زبانی دیگر تطبیق دین و معارف الهی را با زندگی روزمره خود نمی‌دانند، می‌دانند روزه خوب است از آن لذت می‌برند اما چون انس صحیح نمی‌گیرند بهره لازم از روزه نمی‌برند رشد و تعالی و قرب نمی یابند. نماز می‌خوانند اما به قرب دست پیدا نمی‌کنند چون نمی‌دانند چرا نماز می‌خوانند با نماز انسی نگرفنه اند نمی‌دانند نماز تمرین عبودیت و جدا شدن از غیر الله و انس با معبود و خالق بی همتاست، نماز ضامن حفظ بقیه روزمره زندگی است، نمی‌دانند روزه چطور آنها را به قرب می‌رساند چطور اراده آهنین برای جهاد با نفس و جهاد با شیطان به آنها می‌دهد، چطور خداوند از اردوگاه تمرینی ماه مبارک با بستن دست شیاطین و دادن تمرینهای تقویت اراده انسان را ورزیده می‌کند برای ۱۱ ماه کشمکش درونی با نفس اماره با غلبه بر هوی و هوسی که انسان را از سیر تعالی به سوی محبوب و قرب باز می‌دارد در عین اینکه این اردوی تمرینی را خداوند میهمانی نام نهاده تو این اردو حسابی به بنده اش نزدیکی اش را می‌چشاند تا لذت انس و قرب بنده را مست کند و با مستی و فرح قلبی آماده رویارویی با بقیه موانع و آزمونهای زندگی شود تا بتواند به هدف نهایی که کمال است، قرب در جوار کامل مطلق است، نزدیک شدن به مقام خلیفه و جانشین الهی شدن است، برسد. خداوندا از تو مهربانتر نیست و نخواهد بود مربی ای که هم دلسوز تر از مادر است برای محبت کردن و ناز کشیدن هم استوارتر از پدر است برای تکیه کردن و مقاوم پروش دادن هم عالم تر و ماهر تر و دقیق تر و آگاه تر است از مربی برای تربیت کردن و پرورش دادن هم طبیب جسم است هم طبیب جان هم دوای جسم دارد و هم دوای جان و جسم و جانم ظاهر و باطنم غیب و شهادتم را از من بهتر می‌داند نه تنها غیب و شهادت من بلکه غیب و شهادت عالم دور و برم را بهتر از خودش می‌شناسد بلکه بالاتر همه غیب. و شهادت عالم مال او و ملک اوست هو عالم الغیب و الشهاده و هم آینده نگر تر و حکیم تر و داناتر و باطن شناس تر است از استاد سلوک برای سیر دادن و رساندن و ... همه عالم ملک اوست همه قدرت عالم به دست اوست بی نیاز از همه عالم است اما به من روسیاه حقیر ناچیز و نادان که می‌رسد آغوشش را می‌گشاید یا باسط الیدین بالرحمت، ناز می‌خرد، مدلا علیک، صدا می‌کند و می‌خواند که انی قریب، خداوندا مظلوم تر از تو در عالم ندیدم و نشناختم و بی پروا تر و ظالم تر و بی چشم و رو تر از خودم هم سراغ ندارم و جاهل تر و بی خیال تر و غافل تر و کسل تر و تنبل تر و نادان تر و بی مقدار تر و بی ادب تر و بدبخت تر از من نیست برای فهم و درک این حقیقت عظمی، الله اکبر، فقط یک چیز می‌توانم بگویم گرچه هزاران معنی از مناجات شعبانیه و دعای افتتاح و دعای ابوحمزه به ذهنم می آید برای ناز تو را کشیدن اما به زبان جان جانان جهان مولای همه عاشقان می خوانمت، مولای یا مولای انت الخالق و انا المخلوق، و هل یرحم المخلوق الا الخالق، ارحمنی برحمتک، وارض عنی بجودک و کرمک و فضلک، یا ذالجود و الاحسان، والطول والامتنان، برحمتک یا ارحم الراحمین. که این گفتار را هم از فضل و کرم تو دارم وگرنه من به سر چشمه خورشيد نه به خود بردم راه، ذره اي بودم و مهر تو مرا بالا برد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب بود. إن‌شاءاللّه دست‌های گشوده‌ی حضرت حق شما را در بر بگیرد و یا بگو احساسِ این‌که او شما را در برگرفته است، به شما بدهد. موفق باشید

27642
متن پرسش
اينجانب با توجه به اثراتي كه براي ذكر يونسيه شمرده شده است علاقه به مداومت به اين ذكر در سجده دارم به تعداد ۴۰۰ مرتبه آيا ميتوانم؟ اثر سو ندارد يا نياز به استاد دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم این نوع اذکار با این تعداد در صورتی که بخواهد مداومت داشته باشد، نیاز به استاد دارد. موفق باشید

27634
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام استاد: در منازل السائرین خواندن چه نسبتی با آن باید برقرار شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «منازل‌السائرین» قدم قدم‌هایی است به سوی توحیدِ عمیق‌تر و کشف سعه‌ی وجودیِ انسان. موفق باشید

27602
متن پرسش
استاد عزیز من یه مشکل اساسی دارم: وقتی صحبت از این میشه که با حضور قلب باید عبادت کنید مثل این می مونه که به من بگن روی یادگیری درس و هر مهارتی تمرکز کن، مشکلی که از همان دوران مدرسه در خودم دیده بودم و معلمهای من همیشه بابتش من رو مواخذه می‌کردن که چرا تمرکز ندارم درحالی‌که علت عدم تمرکزم ارادی نبود و این قضیه را کسی متوجه نشد که غیر ارادی است. تا الان حتی اگر دانشگاه رفتم یا مهارتی یاد گرفتم با همین رنج درامیخته بوده بدون اینکه علتش را بفهمم و حالا بعد از ۴۰ سال فهمیدم مشکل من در همان دوران کودکی از طریق درمان قابل رفع بوده البته شاید آن زمان اینگونه نبوده به هر حال رفع نشده برای همین اصلا نمیتونم با تمرکز عبادتی را انجام بدم و حالا دارم نا امیدم میشم که این عبادات ظاهری من مرا به نتیجه لازم نمیرسونه چکار کنم چون اعتقاد پزشکان اینه که در این سن حتی بدون درمان باید این مشکل رفع میشده اما نشده لطفا راهنمایی کنید چطور با این اوصاف حداقل به حضور قلب برسم. ممنون از راهنمایی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نباید حساس بود. همین‌که داریم می‌رویم، به معنای آن است که پس داریم می‌رویم. نباید پرسید چطور می‌رویم و خودِ این حساسیت، رفتنِ ما را مختل می‌کند. موفق باشید

27599
متن پرسش
سلام علیکم: سوال من این است که ‌در چهل حدیث حضرت امام آمده است برای مقام اول یعنی نشئه ظاهر باید با چهار مرحله شروع کرد: ۱. تفکر ۲. عزم ۳. مشارطه مراقبه محاسبه ۴. تذکر. می خواستم بپرسم که آیا نظر همه علما همین است یا آرا محتلف است؟ ثانیا اینکه از بعضی علما مطالبی در خصوص رعایت اصل تدریج رفق با نفس و.... می شنویم و همچنین برخی می گویند برای شروع باید انسان ابتدا عزت نفس خود را دریابد و شروع به خودسازی کند چه جایگاهی در این چهار مرحله دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. هرچه هست در برخورد با این توصیه‌ها باید قصّه‌ی ما قصّه‌ی «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باشد. موفق باشید

27594
متن پرسش
سلام علیکم: علامه طباطبایی در جلد سوم تفسیر المیزان، می نویسند که آنچه مي‌كند بر طبق آنچه مي‌داند نيست، بلكه بر طبق آن ملكات خوبي و بدي است كه در نفسش پديد آمده. منظور از ملکات چیست و چگونه می‌شود ملکات بر اساس آنچه می‌داند شکل نگیرد؟ آیا ابلیس را می‌توان نمونه این مطلب دید که علیرغم علم به توحید و معاد و اینکه منبر توحید در بین ملائکه داشت، ولی بعلت منیّت و اینکه سعی نکرد تمام وجودش را الهی کند و با نور توحید به وحدت شخصیت برسد، در برابر امر حضرت حق مقاومت کرد و سجده نکرد و از درگاه خدا رانده شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان‌ها در منش و شخصیت پذیرفته‌ی خود مستقرّند تا در دانایی‌های‌شان. و به همین جهت در توصیه‌های دینی به ما می‌فرمایند باید معارف به‌دست‌آمده‌ی خود را به قلب برسانیم تا جزء شخصیت و بصیرت و منش و ملکه ما شود. موفق باشید

27555
متن پرسش
استاد عزیز سلام: سایتتون با پرچم نیوزیلند یا استرالیاس که این یعنی حجم بسته های اینترنتمون داخلی حساب نمیشه و برای ما که مخاطبتونیم و غالبا هم از قشر غیر مرفهینیم یعنی هزینه اضافه البته برا شما هر وق نیاز باشه جون داریم که بدیم اما معمولا پول تو دستو بالمون نیس! جان دلم استاد عزیزم چن وقتیه خدا دستم رو ول کرده چون من دو قدمی که ور داشتم رو بپای خودم نوشتم. میدونم خدا داره تربیتم میکنه پس اعتراضی نیست ولی حرف اینه که اصلا نفهمیدم کی شده اول ماه رمضون و این یعنی من از جاده زدم بیرون استاد جان یه حسی بهم میگه این بلا از منیت سرم اومده عزیز جانم راهنماییم کنید چیکار کنم این منیّت مذمومم تموم شه. خیلی عزیزید برامون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از قسمت اول سؤال‌تان چیزی سر در نیاوردم. إن‌شاءاللّه مسئول محترم سایت، مطلب را دنبال می‌کنند. ۲. به جهت آن‌که حضرت حق ما را به‌خوبی می‌شناسد، برایمان برنامه‌ریزی می‌کند تا از این فَترات خارج شویم و ماه رمضان یکی از آن برنامه‌ها است. حال با همین رویکرد به مباحث «با دعا در آغوش خدا» به‌خصوص در رابطه با جلسه‌ی سوم آن و چگونگی عبور از خودخواهی‌ها، که إن‌شاءاللّه به زودی بر روی سایت قرار می‌گیرد؛ ورد بفرمایید. موفق باشید

27553
متن پرسش
چرا امثال شمر با یک عمر نماز و روزه جهنمی می شوند و امثال وهب نصرانی با این که عمری نماز نخوانده اند و حتی مسلمان نبوده اند بهشتی می شوند؟ نقش تربیتی عبادات مثل نماز چه می‌شود که باعث نجات این افراد نشد؟ یا شیطان با شش هزار سال عبادت چرا عاقبتش این شد؟عبادت چه ویژگی باید داشته باشد که در عبادت شیطان نبود؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که انسان بداند چه چیزی را در زندگی جستجو می‌کند. شیطان دائماً خود را می‌دید و جهانش در محدوده‌ی تنگِ خودبینی‌اش بود. ولی انسان‌های فرهیخته در جهانی هستند که حضرت حق در صحنه می‌باشد و نه خودشان. ماه رمضان و عبادات برای کسانی مفید است که متوجه باشند رحمت الهی با گشودگی خاص آن در صحنه است تا کیفیتی ماورای کمیت‌ها برای انسان به ظهور آید. موفق باشید

27551
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، برای ایام ماه رمضان در مجموعه مان می‌خواهیم برای کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا مسابقه کتابخوانی راه اندازی کنم. البته قصدمان صرفا این نیست این کتاب قیّم و ارزشمند صرفا در قالب مسابقه بیاید و مطرح شود بلکه ثمره و ذخیره معنوی و معرفت افزا باشد. برای برگزاری بسیار مسرور می‌شوم که از پیشنهاد و یا نظرات خود حضرتعالی هم بهره ببریم و خوشحالم که این کتاب محور هست و خودم برای اینکه این کتاب مطرح شود، خودم از مدافعین و پیشنهادکنندگان بودم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» بنا است رفقا را وارد عالمی بکند که کیفیت‌ها جای کمیت‌ها را بگیرد. یعنی ما را به جای مشغول‌کردن به جسم‌مان، با جان‌مان که در بیکرانه‌ی هستی حاضر است، آشنا کند. موفق باشید   

27536
متن پرسش
سلام و عرض ادب: بنده بسیار متاسفانه پرخور و شکمو هستم و حس می‌کنم این عادت بد مانع رسیدن بنده به خدا می‌شود. شما چه راه حلی برای رفع این عادت بد پیشنهاد می‌دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالَم معنا» در این مورد که می‌فرمایید، بی‌نقش نباشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

27535
متن پرسش
سلام و عرض ادب: تحفه ای برای ماه مبارک رمضان برای خود و دوستانم از زبان حضرت استاد می‌خواستم. ممنون. ملتمس دعا هستیم. و عید اولیاءالله مبارک باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین ضرورت، متنِ «ماه رمضان، ماه اُنس با خداوند» مطرح شد و به این امید که رفقا بتوانند با فرازهای متفاوت آن بحث‌هایی را با همدیگر در میان آورند. البته بر روی متن «زبان قرآن» هم خوب است که کار شود. متن «زبان قرآن» را دارید؟ موفق باشید

27530
متن پرسش
سلام خسته نباشید: توصیه ی شما به نوجوان های هم سن من (۱۶سال) چیست؟ چگونه ما می‌توانیم به درجات بالا معنوی برسیم؟ و الان چگونه می‌توانیم بیشترین کمک را به امام زمان (عج) و انقلاب اسلامی بکنیم (در کنار درس خوندن)؟ و آیا درس خوندن ما با نیت الهی و کمک به انقلاب و ایران جهاد علمی محسوب می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مطالعه‌ی «جوان و انتخاب بزرگ» ان‌شاءالله در کنار دروس رسمی راه‌گشای بقیه‌ی سوال‌ها هم باشد. موفق باشید

27529
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: حضرت استاد، هنگامی که با نگاه وجودی خود را فانی در دریای رحمت بیکران الهی دیدیم، بجز این که از خداوند مهربان بخواهیم که این حالت را برای ما دائمی گرداند، چه خواسته دیگری می‌شود داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در آن حالت خواسته‌ای هم می‌ماند وقتی به نور حق وجودِ خود را در عالم احساس کردیم؟‌ موفق باشید.

نمایش چاپی