بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: آسیب شناسی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41780
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. استاد یک سوال که اکثر مردم دارند این است که چرا مسئولان مردم را در جریان اموری که می‌گذرد قرار نمی‌دهند؟ مگر مردم محرم این نظام نیستند؟ چرا باید ما بعضی از اخبار را ابتدا از سانه‌های دشمن بشنویم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه وظیفه مسئولان مربوطه است که مردم را در جریان تصمیمات کلی قرار دهند، بحثی نیست ولی به گفته یکی از مسئولان وزارت امور خارجه که در برنامه به وقت ایران تشریف آورده بودند باید متوجه بود هر تصمیمی امکان تغییر دارد پس نمی‌توان آن را به عنوان خبر مطرح کرد در حالی که هنوز نهایی نشده است ولی طرف آمریکایی با عملیات روانی خود اولاً سعی می‌کند با آن عملیات اگر بتواند تصمیم‌سازی کند. ثانیاً خبری که می‌دهد آنطور نیست که اگر غلط درآمد مسئولیتی در قبال آن داشته باشد. آری بعضا حدس می‌زنند و درست در می‌آید ولی ما نمی‌توانیم آنطورعمل کنیم. از این جهت باید اولاً سواد رسانه‌ای خود را تقویت کنیم. ثانیاً بنا به توصیه‌های اکید مقام معظم رهبری حقیقتاً به مسئولان اعتماد داشته باشیم از آن جهت که همه آن عزیزان با تصمیمات جدی در میدان هستند. باز تاکید می‌شود به سخنان رهبر معظم انقلاب که بر حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل تاکید دارند زیاد فکر کنید زیرا نقشه دشمن به تعبیر ایشان کاشتن بذر تردید و یاس و بدگمانی و اختلاف است. موفق باشید
به نظر می‌آید خوب باشد نامه آقای مقصودی  مجری برنامه ثریا و جواب استاد مهدی محمدی را همراه با آخرین سخن ایشان مدنظر داشته باشد 👇
سلام علیکم: پیرو مطلبی که در خصوص برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب — که در جمع مردم حاضر در میدان ولی‌عصر (عج) اجرا شد — نگاشته‌اید، همان‌طور که در برنامه نیز عرض کردیم، ما در این برنامه آمادگی داریم در گفت‌وگوهای دوسویه در خدمت مسئولان مذاکرات یا افراد نزدیک به تیم مذاکره‌کننده باشیم. لذا از جنابعالی دعوت می‌کنیم در این گفت‌وگوها حضور یابید تا با اشرافی که دارید، به تبیین دقیق موضوع بپردازید و به پرسش‌ها و ابهامات مردم و کارشناسان منتقد پاسخ دهید.
اساساً هدف برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب، طرح دغدغه‌ها و نگرانی‌های مردم و کارشناسان درباره تحقق ۱۰ شرط شعام و رهبری عزیز است و امیدواریم این مطالبه با پاسخگویی مسئولان یا افراد مرتبط مواجه شود تا ان‌شاءالله نگرانی‌های مردم برطرف گردد.
حتماً به مردم حق می‌دهید که با توجه به تجربه‌های پیشین از زیاده‌خواهی و فریب‌کاری دشمن در مذاکرات، و اعتماد برخی مسئولان به دشمن در ماجرای برجام، از روند کنونی نیز نگرانی‌هایی داشته باشند. باید به مردم و کارشناسان فرصت داد تا دغدغه‌های تخصصی خود را مطرح کنند، مبادا خدای‌نکرده «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان»، کشور را به سمت تحمیل برجامی دیگر از سوی دشمن سوق دهد.
بی‌تردید اتحاد مردم با مسئولان در شرایط بی‌خبری از داخل و پروپاگاندای دروغین روزانهٔ دشمن، خدشه‌دار می‌شود. اگر مردم از ایستادگی مسئولان در برابر دشمن آگاه شوند، اتحاد ملی تقویت می‌گردد. بنابراین حضور جنابعالی و سایر اعضای مرتبط با تیم مذاکره‌کننده برای گفت‌وگو با کارشناسان و پاسخگویی به پرسش‌ها، بهترین کمک برای تبیین موضوع و افزایش اتحاد ملی است.امیدوارم دعوت برنامه «خیابان انقلاب» را بپذیرید و در روزهای آینده میزبان شما نیز باشیم. با احترام محسن مقصودی
"بسمه تعالی"جناب آقای مقصودی عزیز سلام علیکم: از اینکه من را به برنامه خود دعوت کرده اید سپاسگزارم. من بیش از نود شب است با خانواده خود هر شب در میدان ولیعصر می ایستم و بابت شدت اخلاص، ایمان و پایمردی مردم بر آنها رشک می برم. همه دارایی امروز ما همین مردمی هستند که عاشقانه و مومنانه پای انقلاب ایستاده اند و از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. از اهتمامی که برای تبیین مسائل برای مردم دارید ممنونم اما آنچه می کنید با هدفی که دارید منطبق نیست. همانطور که رهبران حاضر وشهید انقلاب مکررا هشدار داده اند تفرقه، امروز پروژه اصلی دشمن است و نمی توان به نام تبیین، ذهن و دل مردم را آشفته کرد و خیابان، یعنی اصلی ترین سرمایه امروز انقلاب اسلامی را به میدان تفرقه بدل نمود. مردم در خیابان باید دلگرم شوند نه دلسرد. من از روز اول جنگ، به حسب وظیفه، یک شب در میان، با انتشار فایل های صوتی با مردم سخن گفته ام و این کمترین وظیفه ای است که بر عهده من است. از این به بعد هم این کار را خواهم کرد. لذا من مشکل تریبون ندارم و انتظار نداشته باشید در برنامه ای مشارکت کنم که چند ساعت بعد از پیام رهبری درباره ضرورت تاب آوری مردم و اجتناب از تفرقه، در آن می نشینند و می گویند «مذاکره خیانت به خون امام شهید است»، «مذاکره کنندگان عقب مانده هستند» و قس علی هذا. اکنون زمانه حسن روحانی نیست که شما نگران برجام شده اید. غربگرایان مدت هاست دیگر بر کشور حاکم نیستند و نخواهند بود. کشور را سربازان و فدائیان ولی فقیه اداره می کنند. ایران عزیز ما امروز در میانه جنگ است و در این هنگامه، لرزاندن دل مردم، بی اعتماد کردن آنها به مسئولینی چون محمدباقر قالیباف که جانشان کف دستشان است و عمر خود را به مبارزه گذرانده اند، تعقیب اهداف یک جریان سیاسی خاص که در میانه جنگ به فکر بازی های سیاسی و انتخاباتی است و از همه مهم تر، سخن گفتن به گونه ای که گویی آمریکا و اسراییلی در کار نیست و هر مشکلی هست در داخل است؛ بازی در زمین دشمن و آب ریختن در آسیابی است که ترامپ و نتانیاهو آن را می چرخانند. خطای محاسباتی مسئولین زمانی رخ خواهد داد که انسجام و وحدت جامعه به چالش کشیده شود. آن روز است که مسئولان خطا خواهند کرد. ضرورت اطلاع رسانی درباره موضوع حساس و پیچیده ای چون مذاکرات، دلیل موجهی نیست تا به جان ذهن و روح جامعه بیفتیم و با نفرت پراکنی علیه سربازان ملت دشمن را به طمع بیندازیم. همین حالا دشمن در انتظار نشسته تا در صفوف ملت تفرقه ای ایجاد شود و 18 دی و 9 اسفند 1404 را تکرار کند. اگر چنین شد فاجعه رخ خواهد داد. مراقب باشید که آب در آسیاب دشمن نریزید، مردم را بی اعتماد و هراسان نکنید، و دشمن را درباره از دست رفتن انسجام داخلی در ایران به اشتباه محاسباتی نیفکنید که اگر چنین شد دوباره این خاک درمعرض تهاجم قرار خواهد گرفت و آنها که در این زمانه حساس قدر انسجام ملت را ندانستند و پروژه سیاسی خود را بر اوامر ولی و منافع و مصالح امت ترجیح دادند، مسئول خواهند بود. از زحماتی که می کشید و دغدغه و اهتمامی که دارید ممنونم.  مهدی محمدی 15 خرداد 1405
https://eitaa.com/mohammadi61/967 

41704
متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفته‌اند و نوشته‌اند همچنان برای آن آینده‌های دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه می‌دارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهره‌مند فرمایید. 
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن می‌دانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقش‌آفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساخت‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم می‌کنیم؛ اما نه مانند محکومیت‌های مرسوم سازمان‌های بین‌المللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، اراده‌ای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاه‌های کشور ایجاد می‌شود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطه‌ی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علم‌های مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آن‌ها علم‌های وابسته و مصرف‌کننده نیست، بلکه واهمه‌ی آنها از حرکت علمی درون‌زایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که می‌دانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین می‌جوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم می‌ریزد؛ همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان می‌خواهند با تخریب زیرساخت‌های مادی، نبض تولید و علم‌آموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمان‌ها و ماشین‌آلات، که در قلب‌ ها و ذهن‌های جوانان مؤمن و دانشمند آن می‌تپد. نمی‌دانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمی‌تواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و می‌کوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزه‌ای مضاعف برای ساخت آینده کشور می‌یابیم. ما به شما عرض می‌کنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن می‌اندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین می‌باشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکده‌های دانشگاه‌های مختلف روی می‌آورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری می‌کند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهره‌وری آن‌ها، در صحنه‌های کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی است و می‌تواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمت‌ها ایران قوی را همچون گذشته می‌سازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کرده‌اند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدان‌ها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همین‌گونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایه‌های ملی خود لبیک می‌گوییم همان‌طور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفته‌ایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایه‌ای و نوین از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرن‌ها از گزند حوادث مصون باشد، آماده‌ایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنه‌ی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانه‌ی شما، بیش از پیش بسازیم و به قله‌های پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکل‌های دانشجویی سراسر کشور

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمان‌های آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمی‌کردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمی‌کردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمی‌سازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاه‌های دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند.  https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه می‌دانیم که دولت‌ها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشه‌ای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که می‌خواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که می‌خواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آن‌که با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همان‌طور که می دانید در جهانی زندگی می‌کنیم که مردمی‌سازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشت‌شان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیه‌ای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشم‌اندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیت‌آوردن آن چشم‌انداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلات‌شان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند می‌شویم، امری که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید داشته‌اند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین‏ ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.‏ ‏‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏ شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎ است».‏
به نظر می‌آید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همه‌چیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکل‌دادن به جامعه اهمیت داده نمی‌شد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چاره‌ای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمی‌توان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. این‌جا است که اگر می‌خواهیم فرهنگ «دانش‌بنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانش‌بنیان» به حاشیه می‌رود. 
و مسلّم رهبر عزیز جوان‌مان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آورده‌اید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شده‌اند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکایی‌های داخلی برای مردم تصمیم می‌گیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
 

41677
متن پرسش

سلام علیکم: «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إلَيْكَ ...» درود خدا بر همه مربیان و عزیزانی که با درایت تمام، بنده و جوانان امثال بنده را یاد دادند تا نظام اسلامی را به واسطه دولت ها و حتی اجزای مختلف حاکمیت نشناسیم همانطور که اسلام را نه به واسطه مسلمانش؛ و به لطف الهی توانستیم در شاکله فکری خود، حساب ها را از هم تفکیک کنیم تا امروز با دیدن برخی ناکارآمدی ها، نور پرفروغ دُر درخشان انقلاب اسلامی در دیدگانمان زنگار نگیرد. و از همین جا خواهش دارم این مد نظر همه مربیان باشد که بس مهم است. بعثت و دو بال مبارزه و تغییر: بنده عقیده ندارم صرف بعثت مردم و حضور در خیابان، خود رافع مشکلات است که هر بعثتی رنج و تعب و تلاش فراوان برای مبارزه و تغییرات است. در پس هر بعثتی تغییرات و مبارزه بوده و هست، تغییر در ساختارهای منحرف شده داخلی، و مبارزه با دشمن خارجی. اصلا بعثت رخ نمی‌دهد مگر برای مبارزه و تغییر. مبارزه با دشمن خارجی و تغییر در سیاست های غلط داخلی. سیاست های اقتصادی از بیخ و بن اشتباه و وحشتناک دولت در این برهه حساس زمانی یکی از آن هاست که این بعثت باید تغییر دهنده آن باشد. جنگ بد است اما همیشه لطف خفی الهی بوده است وگرنه شاید رها کردن کشور با سیاست های خطرناک اقتصادی دولت نتیجه ای بس بهتر و بیشتر برای دشمنان داشت کما اینکه اتفاقات دی ماه این را عیان کرده بود، اما لطف خدا شامل حال این کشور شد تا امروز مردم بجای قیام بر علیه حکومت، برای بقایش فریاد بزنند. مخلص کلام آنست که اگر بعثت به مبارزه و تغییر توأمان نینجامد گویا نبوده و دیر یا زود بی حاصل و اتفاقی در حاشیه می‌شود. نباید ترسید و ترساند؛ آنانی که با محافظه‌کاری و بستن دهان ها نگذراند این بعثت، در کنار مبارزات، تغییرات را فریاد بزنند و مسیر مطالبات را به شعار مرگ بر آمریکا محدود کنند، در پیشگاه الهی مسئولیت دارند. زیرا تغییر سیاست های داخلی در این بعثت که تغییراتی درون حاکمیتیست قطعا با مسالمت و آرامش قابل حصول است و بخش مبارزات در این بعثت متوجه دشمن خارجیست! جوی در کشور ما درست شده است که عده ای هر انتقاد و مطالبه از دولت را نقض وحدت می بینند و این بسیار بسیار امری اشتباه است زیرا شکستن یکی از بال های بعثت است. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه عالمانه و حکیمانه از نسبت بین «بعثتِ پیش‌آمده» و «عبور از اقتصاد نئولیبرالیسم» سخن گفتید و حقیقتاً همچنان‌‌که می‌فرمایید حضور مردم در این شب‌ها، اگر در عین عبور سیاسی از استکبار جهانی را مهم می‌دانیم، عبور از اقتصاد استکباری نیز باید مدّ نظرها باشد با بعثتی که اگر در این مورد در میدان نیاید، شورشی پیش می‌آید در مقابل انقلاب اسلامی و نظام اسلامی. و از این جهت وظیفۀ ما می‌باشد که در دل همین بعثتِ پیش‌آمده از این نوع اقتصاد عبور کنیم و این باید یکی از اهداف حضور ما در این شب‌ها باشد ولی نه آن‌طور که منجر به تقابل ملت با دولت شود که رهبر عزیز ما، ما را از آن حذر می‌دهند بلکه با عنوان مطالبه‌ای بس عمیق تا جهت کلی اقتصاد تغییر کند وگرنه باز به نحوی دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه‌ شیکاگو ولی با چفیه. جناب آقای احسان فرزانه در مصاحبه‌ای که با آقای علیزاده در جدال داشتند، به خوبی متذکر این نکته شدند. https://eitaa.com/jedaaltv/5723 به گفتۀ ایشان همان‌طور که جنگ ایران با آمریکا آرایش جهانی را تغییر داد، می‌تواند آرایش داخلی را هم از نظر اقتصادی و سیاسی ذیل انقلاب اسلامی تغییر دهد تا موازنه به نفع عدالت‌خواهان باشد، البته به نظر بنده این مهم، باید از طریق نیروهای انقلابی و حکیم و کاردان انجام گیرد که به جای مدارا، گرفتار غیر ستیزی نشویم وگرنه با کسانی که دشمن ما نیستند، ولی مانند ما فکر نمی‌کنند؛ درگیر می‌شویم. موفق باشید                        

41667
متن پرسش

سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم می‌گردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال می‌کنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414  چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آورده‌اند؛ بر نفی نمی‌گذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمی‌بردند. آری! این کار شایسته‌ای می‌باشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنه‌زدن است. به نظر می‌آید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمی‌آید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین می‌برد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، این‌گونه همدیگر را نفی می‌کنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش می‌آوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده  از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر می‌اندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کرده‌اید که می‌فرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخل‌ها را قطع می‌کردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ می‌کردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن می‌فرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید

41660
متن پرسش

سلام استاد: در این شرایط فعلی در جامعه ما زمزمه هایی را از جانب افراد می‌شنویم که چرا جایگاهی و بستری برای اعتراض موثر در عرصه های حداقل اقتصادی وجود نداره و تا اونها میخوان از حق اعتراض استفاده کنند دشمن فرصت پیدا میکنه و اونا به اغتشاش تبدیل میکنه و حق اعتراض از آنها سلب میشه و صدای آنها گم میشه و مسئله به حاشیه میره و چکار کنند که بتونن فضای اعتراض بدون اغتشاش را داشته باشن؟ در گزینه بعد انتقاد بسیار شدید دارند که چرا هیچ مسئول و هیچ بخشی مسئله اقتصادی را مطرح نمی کنن و از مواجه با اون طفره میرن و چرا به هیچ عنوان به این مسائل پرداخته نمیشه که از هاله ابهام حداقل یکمی به سمت شفافیت بره و اصلا در قشر مردمی و انقلابی هیچ کس دلیل هایی برای بحث اقتصاد را نمیدونه و از اون مطلع نیست و خب از فشارهای بی دلیلی که به اونها میاد دارند خسته میشن. مردم ما مردمی هستند که اگر باهاشون صحبت بشه درک فهم مسائل را دارند و تحمل خودشون را وسعت میدن اما همانطوری که رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی های خود فرمودن گرانی های اخیر هیچ دلیلی ندارن و من از اون قشر زیاد می‌شنوم که از دلسوزی که برای انقلاب دارن میخوان حداقلی ترین چیزهایی که حقشون هست را لااقل بدونن که رضایت شون حاصل بشه. الآن گرونی های اخیر واقعا داره فشار میاره بعضی ها ماورای نیاز شون چیز میخوان و زیاده خواهی دارند و ناله میزنن از وضع موجود که ما کاری به اونها نداریم ولی اون دسته ای که اندازه نیازشون امکانات میخوان براشون خیلی فضا سخت شده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم این گرانی‌ها ریشه در اقتصاد معیوب ما دارد که متأسفانه در بدنۀ دولت‌ها نفوذ کرده‌اند و البته نقش دشمن هم در این گرانی‌ها در میان است. می‌ماند که ان شاءالله از طریق همین مردمی که در خیابان‌ها نقشه‌های دشمن را خنثی کرده‌اند، در ادامه، مطالبات‌شان باید در راستای عدالت‌خواهی باشد که آرمان انقلاب اسلامی بوده است هرچند فعلاً نباید این موضوع را عمده کرد تا دشمنان گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. ولی بنا نیست که موضوع عدالت‌خواهی را در شرایطی که به لطف الهی برای عبور از نظام سرمایه‌داری پیش آمده است به حاشیه برانیم. این حضور در میادین و خیابان‌ها به این راحتی‌ها نباید ترک شود. موفق باشید

41632
متن پرسش

سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر می‌گذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمی‌کرد دوام می‌آورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم می‌کند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه می‌شود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم می‌گیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظه‌کاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغه‌های بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهی‌هایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکل‌گیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه می‌روند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانت‌خواران اقداماتی کرده‌اند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابان‌ها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر می‌زنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سه‌گانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2

41224
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض می‌کنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه می‌شد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمی‌گنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر می‌گردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی می‌نویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمی‌گویید اینجا می‌شود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها می‌شوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور می‌شود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که می‌توانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده می‌شود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسان‌ها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی می‌باشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی می‌توان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسم‌ها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بی‌حرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید

41220
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و تشکر از عنایات بی‌حد جنابعالی: عده‌ای از دغدغه‌مندان به شریعت ناراحت از این بودند که: «چرا خانم‌های بی‌حجاب در گلزار شهدا و تشییع ایشان حضور دارند». به نور حق ۲ نکته مورد نظر است: ۱) شهید زنده است؛ ورای تصوری که شهید را در بهشت می‌دانند و او را در آنجا در حال زندگی تصور می‌کنند، باید به این نظر کرد که زنده بودن شهید یعنی او حاضر است در شدت حضور. او که از تن به‌در آمده، اکنون بر همه عالم مادون مسلط است. «زنده»، زندگان را فرا می‌خواند به سبب کششی که در دل‌های زندگان است. پس چه‌بسا خانم بی‌حجابی که زنده‌دل است و به نور شهید فراخوانده می‌شود و امثال بنده که دو رکعت نمازی -آن‌هم با هزار منت و بی‌حوصلگی- می‌خوانند و خدا را دیگر بنده نیستند، جذبِ نور شهید نمی‌شوند ازین جهت که قلب شان آماده دریافت توجهات نورانی حضرت حق در دل شهید نیست. ۲) خدا کجاست؟ مگرنه اینکه «حضور»، در فضاهایی پررنگ‌تر است؟ مسائل فقهی ای که کاملا خشک و با هدف های سطحی (شراب و حوری و دوری از عذاب و شکنجه) تبلیغ شده‌اند، برای نسل بنده قابلیت اجرایی ندارد. پس ابتدائا اندک حقی سرِ عدم رعایت بدهیم و بعد به این فکر کنیم که آیا نور حق -که ظلمت‌هارا می‌شکافد- در مکانهایی مثل مزار شهدا هویداتر از جاهای دیگر نیست؟ اصلا همین هویدایی و عریانی و همین احساس حضور بی‌کرانه است که وسعت چنین تجمعاتی دارد و همگان را با کششی که دارد به سوی خود می‌کشاند. اگر امربه‌معروفی باشد هم از دل شهید حاصل می‌شود؛ آنجا که آن خانم، گوشه‌ای از وصیت‌نامه ایشان را که می‌خواند به راستی در می‌یابد که برای حضور بیشتر نزد شهید باید به آن وصیت عمل کند و چه بسیار مورد که شهدا به قضیه حجاب و رعایت آن توجه داشته اند. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع حساسی می‌باشد. آری! اگر انگیزۀ افرادی که می فرمایید اُنس با شهدا باشد ان شاءالله آن افراد هم بر خلاف ظاهرشان نتیجه می‌گیرند. ولی از حرمت گلزار شهدا نباید غفلت کرد و بی‌حجابیِ کامل با حجاب ضعیف، تفاوت دارد. رهبر معظم انقلاب در فتوای اخیر خود می‌فرمایند: 
استفتاء: آیا برای نشان‌دادن پایبندی افراد کم‌حجاب به اصل نظام می‌توان تصاویر آن‌ها را منتشر کرد؟
🔺پاسخ امام خامنه‌ای: «نشان‌دادن زنان #کم‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشان‌دادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشان‌دادن زنان #بی‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبح‌شکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.»
از این جهت حتی باید به آن افراد که با حضور در گلزار شهداء قصد حرمت‌شکنی ندارند، متذکر شد که بهرۀ لازم را از آن حضور در کنار شهدای عزیز نمی‌برند زیرا روح شهدا از این نوع هنجارشکنی‌ها اذیت می‌شود و این در مورد هر مکان مقدسی صدق می‌کند. به همین جهت حتی در مورد مسجد داریم که باید ادبِ حضور در آن مکان مقدس را رعایت کرد. با پای راست وارد مسجد شد و با تواضع رو به قبله نشست و موضوعات صرفاً دنیایی را پشت سر گذاشت حتی در بدو ورود به احترام مسجد خوب است ۲ رکعت نماز تحیّت خواند و عجیب است از بعضی از روحانیون عزیز که خودشان باید متخلق به این آداب باشند دیرتر از نمازگزاران می‌آیند و بدون هیچ مقدمه، نماز را شروع می‌کنند و سریعاً بعد از نماز از محراب زودتر از نمازگزاران خارج می‌شوند و بعضاً می‌روند روی صندلی می‌نشینند و به تلفن همراه خود مشغول می‌شوند. چگونه می‌توان پذیرفت که اگر عذری ندارند آن حالت تواضع و دو زانونشستن و رو به قبله را با نشستن روی صندلی مقایسه کرد؟!! . موفق باشید            

41214
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: طلبه هستم که به امید خدا برای تبلیغ از حوزۀ علمیه قم به یکی از شهرستان‌ها اعزام شده ام. سؤال بنده آن است که در این راه و در این زمانه و با شرایط موجود چه مباحث و موضوعاتی را و با چه سبکی پیش بیاورم که نتیجه مناسبی داشته باشد و به گفته جنابعالی طوری نشود که بعد از مدتی معلوم شود فعالیت های فرهنگی ما ممکن است پوچ باشد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همین‌که به این نوع خودآگاهی و هوشیاری رسیده‌اید که ما در این زمانه باید متوجۀ احوال مخاطبان خود باشیم که چه مسائلی در درون خود دارند. با توجه به این امر، در عین آن‌که به هر حال باید راهی را در پیش گرفت که آن‌ها به مرور متوجۀ اشارات قرآنی و معرفت نفس خود شوند؛ به این نکته بیندیشید که حضور مردم ما و بخصوص جوانان ما در مساجد به خودی خود برای به فعلیت‌آمدنِ روحانیت درونی‌شان، موضوعیت دارد.
اخیراً در نشستی که به مناسبت چهل و دومین سالگرد رحلت «بانو مجتهده امین» در تهران برگزار شد و بنده نیز مفتخر بودم که در آن نشست شرکت کنم، پس از آن همراه با بعضی از رفقا، افتخار ملاقات با جناب آقای دکتر سعید جلیلی پیش آمد؛ در حین گفتگو ایشان با بصیرت خاص قرآنی و سیاسی خود متذکر نکتۀ مهمی شدند که چرا در فتنۀ اخیر، تلاش عمدۀ دشمنان ما آتش‌زدنِ حدود ۲۵۰ مسجد بود؟!! و به گفتۀ ایشان آیا این حکایت از آن ندارد که دشمنان حقیقت و دشمنان انسانیت در این زمانه متوجۀ نقش اساسی مساجد هستند؟ و نقطۀ خطر را در آن نوع حضوری می‌دانند که از طریق مساجد در این تاریخ پیش می‌آید؟ زیبایی کار آقای دکتر جلیلی آن بود که ایشان هر شب در یکی از مساجد، بخصوص مساجدی که آتش زده شده، در اقصی نقاط کشور حاضر می‌شوند و به همان معنایی که مبارزۀ اصلی ما با دشمنان، حضور نرمی است که آنان را شکست می‌دهد؛ به همان معنای حضور نرمِ مردم ما در ۲۲ بهمن که در واقع جنگ نرمی بود در مقابل آن خشونت‌ها؛ بصیرت آقای دکتر جلیلی در این مورد قابل توجه است و از این جهت باید گله‌مند بود از دوستانی که به ایشان انتقاد دارند چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند. غافل از آن‌که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود. موفق باشید      
 

41205
متن پرسش

سلام: با توجه به نگرش های بی تاریخ و بدون در نظر گرفتن حق و باطل حرف هایی توسط متخصصین گفته می‌شود. مثلاً ۲۸ بهمن در برنامه تلویزیونی شبکه دو سیما دکتر هادی زینعلی متخصص نوحوان و جوان و معلم گفت: «این جوانی که در اعتراضات آمد ۲۰ برابر بیشتر تستسترون و هورمونها لبریز بوده و نباید آنها را دیگری خواند چرا آنها را از خود ندانیم (خلاصه حرف سفید شویی عمل آنها بود)». آیا با تقلیل میدانی که دشمن به جهت حمله و شبه کودتا کرده باید آن حمله را تقلیل به هورمون کرد؟! و آیا میلیون ها جوان انقلابی هورمون ندارند پس چرا آن خشم و هورمون و احساسات طبیعی را خرج تخریب‌_جنایت_ دزدی نمی‌کنند؟ و آیا این طبیعت حیوانی بشری چیزی نیست که در راه انتخابی انسانها مصرف می‌شود؟ می‌گویند فلان آدم معمولی در خیابان کشته شده، آیا مقصر اسرائیل نیست که شهر زندگی را تبدیل به میدان جنگ کرده و با پروژه کشته سازی قصد سوریه سازی ایران را داشت؟ و برفرض دشمن چنین کرد نباید خانواده امنیت فرزند خود را گوشزد می‌کرده که در میدان پر خطر چند روزی تردد نکن مثل اینکه شب چهارشنبه سوری نباید آدم در محل های ترقه برود تا آسیب از نادانها نبیند. می‌کویند فلان جوان رفته جلوی کلانتری و تیر خورده فارغ از اینکه گلوله از دشمن یا حتی گوله از پلیس بوده باشد آیا رفتنش جلوی کلانتری و در این میدان انتخاب خود نبوده؟ بسیار فکر کردم و با سابقه ای که از اغتشاشگران سراغ دارم آنها عمدتاً متجاوز یا اعمال غیر اخلاقی جنسی و غیر شرعی در طول عمر خود دارند، عمدتا معتاد بودند و از مواد مخدر بعنوان لذت استفاده می‌کرده و باز در اغتشاش استفاده کردند؛ تفکر نشان داد رابطه اغتشاشگران با جزیره اپستین یک ارتباط شخصیتی همانند است و شباهت بسیار است در زندگی و افکار و اعمال آنها‌. این میدان امتحان بود برای روشن شدن انتخاب آدم ها در میدان عمل و هرکس آنچه کرد که بوده. مواظب تقلیل دهندگان جنگ به احساسات سطحی باید باشیم. مردم چشم دارند ببینند چه شده اگر که نادان ها صحنه حق و باطل را به احساسات بی هویت تبدیل نکنند و جنگ بزرگ را نادیده نگیرند. ما همه مشکلات داریم با همین مشکلات و هورمونها! باز تن به اسرائیل و آمریکا ندادیم هرچند گرفتار مدرنیته و یهودی گری اجباری جوامع مان هستیم اما مخالف ذاتی و مقابله با آن در امکان انجام می‌کنیم. آدمی را چه می‌شود که این اندازه اصالت تقابل حق و باطل را به هر بهانه ای حتی بهانه های طبیعی نادیده گرفته و حتی تا پای بیچاره شدن توسط دشمن پای حق نمی ایستد؟! مگر این میدان عاشورای ما نیست که باید یزیدی یا حسینی بودن را انتخاب کنیم؟ انسانهای مقاومی می‌شناسم که تمام حقوق طبیعی از آنها توسط دشمنان گرفته شده به خدا قسم حتی حق راه رفتن را از آنها گرفتند در زندانهای صهیونی حبس شدند ولی مقاومت کردند زیرا گفتند: إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ اصالت ما آن رجعت به سوی الله است حتی اگر میدان زیستن تنگ شده باشد و راهی جز نظر به اصالت مستحکم ذاتمان نداشته باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در عین آن‌که نباید جایگاه تقابل و مقابله‌ای که جریان اخیر با نظام مقدس جمهوری اسلامی داشت را، تقلیل دهیم و به گفتۀ جنابعالی مقابلۀ باطل با حق بود؛ از این نکته نیز نباید غفلت کرد که اگر بعضی از جوانان ما اغفال شدند ولی همچنان که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تمام متذکر شدند، ما جایگاه آنان را جایگاه رهبران جریان اغتشاش نمی‌دانیم تا آن جایی که فرمودند: «دسته‌ی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من می‌خواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّه‌های ما هستند. یک عدّه‌ای از آنها هم پشیمان شدند. بعضی‌شان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایره‌ی جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب می‌کنیم، دایره‌ی وسیعی است: بجز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت می‌کنیم، طلب مغفرت می‌کنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ ان‌شاءالله.» ملاحظه بفرمایید که می‌فرمایند آن‌ها فرزندان ما هستند زیرا انگیزۀ اصلی آن‌ها مقابله با ملت و ایران نبوده، مقابله با اشکالاتی بوده که ما از آن‌ اشکالات مبری نبوده‌ایم. موفق باشید         

41189
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: این حقیر سر تعظیم فرو می آورم در برابر مردمی که علیرغم جنگ رسانه ای دشمن و با وجود نارضایتی از اوضاع اقتصادی در ۲۲ بهمن امسال بسیار باشکوه و بصورت انبوه شرکت کردند و دشمن را مأیوس و دل رهبرمان را شاد کردند. الحمدلله. ولی این بصیرت مثال زدنی قشر عظیمی از مردم نباید ما را از آسیب شناسی جامعه معاف کند و باعث شود فجایع و وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ریشه یابی نشود و نسخه ای برای آن ارائه نشود. بنده هنوز از آن فجایع در بهت بسر می‌برم و دائم از خود می پرسم که چطور ممکن است افرادی بر سر هموطن خود بلایی بیاورند که حتی کسی با دشمن خود نمی آورد!؟ حتی اگر بگوییم عمده این جنایات کار سرویس های جاسوسی دشمن بوده، که واقعاً هم بوده، ولی حداقلش این است که خیلی از این اغتشاشگرهای داخلی نظاره گر این آدم سوزاندن ها و ... این فجایع بوده اند. آخر مگر می‌شود یک انسان نسبت به هموطن خود اینقدر قسی القلب باشد!؟ این کینه و نفرت از کجا می‌آید!؟ در این خصوص نباید از تأثیر رسانه دشمن و جنگ نرمی که از طریق رسانه و فضای مجازی بر ملت ایران تحمیل کرده به سادگی عبور کرد. جهل پراکنی، و تفرقه انگیزی، ایجاد کینه و نفرت شدید در بین اقشار جامعه، ایجاد شک و تردید و انواع شبهه، قبح شکنی و ترویج فساد اخلاقی، سعی در فروپاشی خانواده، دور کردن جامعه از ارزش های فرهنگی خود و ترویج فرهنگ غربی از جمله اهدافی ست که دشمنان ایران و اسلام و بشریت برای خود تعریف کرده اند و چندین سال است که از طریق رسانه قدم به قدم جلو می‌برند. نباید این واقعیت را انکار کنیم که چند سالی است بخشی از جامعه ما که عمدتا بخاطر نارضایتی و اعتراض هایی که گاهی هم به حق دارند به سمت رسانه دشمن کشیده شده اند، گاهی حتی تا این حد که تلویزیون این بخش از جامعه متأسفانه فقط رسانه دشمن را در خانه می‌بیند و می‌شنود. این یک امر ساده نیست! نشستن پای رسانه ای که محتوای آن را مستکبران و ظالمان و سران جنایتکار آلوده به پرونده های جنسی تعیین می کنند یعنی باز کردن در خانه برای سرباز دشمن تا او بیاید و ذهن افراد ملت ما را تسخیر کند و کاری کند که افراد جامعه ما همانطور فکر کنند که او می خواهد و همان بکنند که او می خواهد!!! در این میان این کانال ها و رسانه ها دقیقا همان رفتارها و کارهایی را انجام می دهند و ترویج می کنند که دین ما را از آنها نهی کرده است. یعنی افتراء و تهمت زدن، نفرت و کینه در دل ها کاشتن، غیبت کردن، دروغ گفتن، بدبین کردن جامعه نسبت به کسی که بر ما ولایت دارد، در ملأ عام فساد اخلاقی را ترویج کردن، نا امید کردن مردم و هزار رذیلت اخلاقی دیگر. و حالا افراد جامعه ما با روشن کردن رسانه در خانه به معنای واقعی یک نوع همنشینی دارد با این اشرار و مفسدان و جیره خواران استکبار و ظالمان!!! و همنشینی همان می کند که با پسر نوح کرد. آنوقت ما انتظار داریم آن جوان جاهل بی تجربه بی خبر از دنیا با این اشرار از طریق رسانه همنشین شود و از راه به در نشود!!! استاد سؤال این حقیر این است: در زمانی که رسانه و فضای مجازی دشمن همانند یک سلاح به سوی جوانان ما نشانه رفته و هر روز دارد شلیک می کند و قربانی می گیرد آیا وقت آن نرسیده که مراجع تقلید به این مسئله ورود کنند و رسانه های دشمن را تحریم شرعی کنند؟ آیا خطر رسانه دشمن را در این تاریخ باید کمتر دانست از خطر کمپانی هند شرقی در دوران تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی!؟ آیا اصلاً با مراجع تقلید محترم ما در مورد آثار سوء و زیانبار و غیر قابل جبران رسانه و فضای مجازی دشمن برای فرد و جامعه و امکان یا لزوم تحریم آن در این روزگار گفتگو و نظر خواهی می شود!؟ با کمال تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایتِ عجیبی است از آن جهت که از یک طرف فضای مجازی، جهانی است که نمی‌توان از آن منصرف شد و از طرف دیگر آتشی است که نمرود به پا کرده تا به گمان خود حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» را بسوزاند. و این‌جا است که آری! باید گفت: «در تو نمرودی است در آتش مرو / رفت خواهی اول ابراهیم شو». و این‌جا است که همچنان‌که می‌فرمایید علمای بزرگ باید متذکر شوند که چه خطراتی جوانان ما را تهدید می‌کند تا آن‌جایی که به گفتۀ آقای مسلم ناصری در هیچ کجای جهان تا این اندازه فضای مجازی برای همۀ مردم آن کشور باز نیست که در کشور ما باز است.  https://eitaa.com/matalebevijeh/21630
و البته عنایت داشته باشید که وجدان عمومی این ملت در نقطه عطف‌های تاریخی، حرفِ آخر را می‌زند و از این جهت به حکم پایداری و صبر در راهی که قدم در آن گذاشته‌ایم، مطمئن باشید جبهۀ مقابل در بی‌تاریخیِ خود روز به روز فرو افتاده‌تر می‌شود و این‌جا است که باید به جوانان عزیز خود که بعضاً گرفتار آن فضاها می‌شوند؛ همچنان امیدوار بود و با متانت و صبر و دلسوزی، کاری کرد که ذهنیت آن‌ها از افراد مذهبی و انقلابی بر خلاف آن چیزی شود که جبهۀ استکبار در فضای مجازی و در ماهواره‌های خود به میان آورده است. امید است در جلسۀ امشب، ذیل آیۀ ۱۵۳ سوره بقره که می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» «ای کسانی که ایمان آورده‌اید از صبر و نماز استمداد طلبید، همانا خداوند با صابران است؛» بتوانیم با رهنمودهای الهیِ این آیه معنای بودن و ادامۀ خود را بیابیم. و این وظیفه‌ای است که ما در پیش داریم. موفق باشید     

41114
متن پرسش

سلام و احترام: حضرت آقا خیلی سعی داشتند که کشور در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار نگیره. در طول بعد از جنگ ۱۲ روزه، کشور علیرغم خواست ایشان به دلایلی از جمله عملکرد و موضع گیری های خود مسئولین، شیطنت های بیگانگان و اخیرا هم که فتنه و اغتشاشات دی ماه، کشور و مردم مرتبا زیر سایه این تعلیق و بلاتکلیفی قرار داشتند تا رسیدیم به اینجا که امروز آمریکا و شیاطین عالم لشکرکشی کرده و انتخابی جز جنگ برای ما نگذاشته اند. با گفتن این مقدمه یه سوال خیلی مهم پیش میاد. اینکه در این شرایط جنگی تکلیف من معلم، من کارمند، من صنعتگر، من تولید کننده، من پژوهشگر، من ... چیست؟ ما متناسب با این شرایط جنگی چطور می‌توانیم به مسیر عادی و قبلی خود ادامه بدیم کان خبری نیست؟ بالاخره همه در هر صنف و جایگاه و کسوتی تحت تأثیر شرایط بوجود آمده قرار گرفته ایم. آیا ما مردم غیر نظامی هم باید آرایش جنگی بگیریم؟ اگر آری چگونه؟ چه کاری از دست ما بر می آید؟ دیگر مثل قبل نیست که نفرات آماده جبهه رفتن شوند و شرایط و نحوه جنگیدن عوض شده، نظامیان و سیاسیون و تریبون داران هم که کار خودشان را بلدند و ان شاءالله به درستی انجام می دهند. اما تکلیف ما مردم عادی چیست؟ به عنوان مثال محققی که در مورد قنات های فعال در ایران مشغول تحقیق و پژوهش بوده یا طلبه ای که در حال خواندن فلسفه یا دانشجویی که در حال شناسایی آثار باستانی که نیاز به مرمت دارند بوده و ده ها مثال دیگر از این دست، چطور میتوانیم پروژه خود را جلو ببریم گویی اتفاقی نیفتاده و شرایط جدیدی حاکم نشده. ما در حساس ترین لحظات تاریخ انقلاب قرار گرفته ایم و دلمان می‌خواهد کاری کنیم اما گیج و گم هستیم و نمی‌دانیم چکار کنیم. نه می‌توانیم کار و پروژه خود را بی نسبت با زمان و شرایط جدید همچون گذشته پیش ببریم و نه می توانیم بشینیم و فقط خبر بخوانیم و نظاره کنیم که خداوند چه تقدیری را مقرر کرده. آیا راه سومی هست؟ یا باید همه چیز را نیمه تعطیل رها کرده و دست به دعا و تضرع داشته باشیم. ببخشید از طولانی شدن پرسش، منتها فکر می‌کنم اولا این سوال خیلی‌ها باشه و ثانیا شرایط تعلیق و سایه نه جنگ نه صلحی که آقا ازش پرهیز داشتند - چرا که کارها را می‌خواباند و انگیزه ها و اراده ها را مستهلک و روان افراد را فرسوده می کند - به سمت جنگ کشانده شده و شرایط جدیدی پیش آمده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید که این مائیم و سنت مقابله با استکبار و به میدان‌آمدنِ جبهۀ کفر و نفاق در مقابل راهی که انقلاب اسلامی به میان آورده است و معلوم است که این سنت خداوند می‌باشد که در این میدان، یقیناً جبهۀ استکبار هر روز بیشتر از روز قبل رسوا و رسواتر می‌شود. و در این رابطه در دوشنبۀ گذشته عرایضی در رابطه با «نظر به سنت‌های الهی در دفاع از جبهۀ حق» شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21547  که خوب است  به آن رجوع فرمایید. و این ما هستیم و حضور نرم مقابله با جبهۀ کفر و استکبار، که همان طمأنینه‌ای می‌باشد که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «عبور از نه جنگ و نه صلح» با ما در میان گذاشته‌اند. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41115 نکاتی را متذکر شده‌اند که خوب است نظری به آن نکات و آیات مربوطه انداخته شود. موفق باشید

41053
متن پرسش

بسمه تعالی متن بحث امشب

متن پاسخ

نسبت ما با رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت محمدی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ». سلام بر انسانی که مفتخر شد به بندگی خداوند و پیامبریِ او«عبدهُ و رسوله».

خداوند در رابطه با جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و نسبتی که آن حضرت با جان ما دارند؛ می‌فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ» (آل‌عمران/۱۶۴)    
خداوند لطفی بس گرانمایه را بر مؤمنین عطا کرد آن‌گاه که در بین خودشان رسولی را که قصه‌ی جان آن‌ها است، برانگیخت تا برای مردمان نشانه‌های او را یکی پس از دیگری بنمایاند و انسان‌ها را آنچنان از آلودگی‌ها آزاد کند که شایسته‌ی صعود به حضرت ربّ العالمین در آن‌ها شکل گیرد و علاوه بر این، آن‌ها را کتاب و حکمت بیاموزاند تا بدانند چه باید بکنند و چگونه زندگی را حکیمانه طیّ نمایند. و این در حالی است که تا آن زمان، هرچه بوده است با همه‌ی ادعاهای مدعیان، سراسر نسبت به راهی که بشر باید طی کند، گمراهیِ روشنی به حساب می‌آمد.
۱. شریعت الهی، حضور در ذات انسانیِ انسان :

انسان در مواجهه با رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت و راهی که آن حضرت آورده‌اند، در واقع با اصل ذات خود روبه‌رو می‌شود که عین ربط و عین عبودیت نسبت به حضرت پروردگار است و با شریعت الهی که در واقع راهِ رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به سوی پروردگار است، انس با حضرت حق برای انسان آشکار می‌‌شود، آن هم در راستای حکمت اُنسی که طلب شناساییِ حق است. زیرا محیط زیست حقیقی انسان که دلِ او باشد، با فروافتادن در دنیا آلوده می‌شود و این آلودگی به جایی می‌رسد که بشر نمی‌تواند حیات خود را ادامه دهد و نیازمند است تا قدم در راه طریقت انسانی بگذارد که نماد کامل انسانیت است و از این جهت او برگزیدۀ خداوند و «مُصطَفی» شده تا با راهی که خداوند برای بشریت در مقابل او گذارده، انسان‌ها در معنای ذاتی خود که عبودیت است، حاضر شوند.
۲. شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و عبور از سرگردانی:

اگر جناب حافظ فرمود:
در کوی ما شکسته‌دلی می‌خرند و بس     بازار خودفروشی در آن سوی دیگر است
این همان حضور در مقام عبودیت می‌باشد به همان معنایی که خداوند فرمود: «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر/۱۵) شما در ذات خود عین نیاز به خداوند هستید و خداوند عین جوابگویی به نیاز و فقر شما و او مطلوبی است بسی پسندیدنی در جواب طلب و نیاز شما. و از این جهت که جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که متذکر شریعت و راهی است به سوی خداوند؛ بسی با اهمیت می‌شود تا ما در فقر و نیاز به خدای غنی حمید سرگردان نمانیم. در این رابطه خوب است به نسبت خود با پیامبر خدا بسیار بیندیشیم.
۳. شریعت الهی و حضور انسان در انسانیت خود:

آن‌گاه که انسان متوجۀ فقر ذاتی خود بشود و برایش روشن گردید تمنیّات دنیایی جواب جان او را نمی‌دهد، متوجۀ خدایی می‌شود که غنیّ و حمید است، در آن حال قلبش «عرش رحمان» می‌شود و متوجه می‌گردد با نظر به شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به میان آورده‌اند، در انسانیت خود، آری! در انسانیت خود نسبتی خاص با خداوند برقرار می‌کند، که همان نسبت عبد و معبود است.
۴. تا خدا به سراغ انسان آید:

در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همه‌کس و برای هیچ‌کس» به حساب می‌آید؛ برای همه می‌باشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچ‌کس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آن‌که می‌توانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالی‌که به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل انسان‌ها گشوده‌اند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آن‌جا به من نزدیک می‌شود که دوست‌دارش می‌شوم، پس چون دوست‌دارش شدم، گوشش می‌شوم که بدان بشنود و چشم‌اش می‌شوم تا بدان ببیند و دست او می‌شوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آن‌که خداوند به سراغ انسان می‌آید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آورده‌اند، بندگی کند.
۵. غلبۀ حضور نرم مردم در برابر ارادۀ معطوف به قدرت:

با حضور پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در این آخرین دوران که ظلمات و « مَكْرِ لَيْلِ و نَهار» به نهایت می‌رسد و غربِ ظلمانی به گمان خود بنا دارد با اسلحه‌های مخوف و رسانه‌های گسترده و فضای مجازی، جهان را و بشریت را تسخیر کند؛ همه چیز برعکس می‌شود و ارادۀ معطوف به سوی قدرت، مغلوبِ حضور نرم ارادۀ معطوف به حق می‌گردد و ۲۲ دی‌ماه به میان می‌آید که به تعبیر مقام معظم رهبری، «ملت ایران کمر فتنه را شکست».
برای جهان استکبار بسیار مشکل است که شخصی به نام امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» پیدا شود که امامت‌شان نه‌تنها در راستای ارادۀ جهان غرب که ارادۀ معطوف به کفر است، نباشد؛ بلکه برعکس، آن اراده، ارادۀ معطوف به حق و به انسانیت باشد و معلوم است که باید مساجد را آتش بزنند و قرآن را بسوزانند زیرا ذیل ارادۀ معطوف به حقّ و انسانیت که با مسجد و قرآن پیش می‌آید، جهان استکبار معنای خود را از دست می‌دهد و با رهبری مقام معظم رهبری «حفظه‌الله‌تعالی» از تبدیل جریان انقلاب اسلامی به نفسانیتِ غربی که با تحریم‌ها و تبلیغات خود امید چنین تبدیلی را داشتند، مأیوس می‌شوند. و لذا دست به هر کاری می‌زنند و هر شعاری می‌دهند. 
۶. آخرین دین و حضور در عمیق‌ترین لایۀ انسانی:

با حضور شریعتِ آخرین پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و راهی که آن حضرت به سوی خدا در مقابل بشریت گشودند، بنا بر آن نیست که مستضعف، مستکبر شود و همچنان وضع سابق ادامه یابد. زیرا‌ انقلاب اسلامی در ذات خود عبارت است از تعالی انسان تا مرز ملاقات خداوند که هدف انسانیت هر انسانی است.
عمده آن است که متوجه باشیم با اسلام و ذیل اسلام از طریق انقلاب اسلامی، طلب و تمنّای بشر عوض می‌شود و اندیشه‌های آماده‌گر، گرچه به ظاهر کاری نمی‌کنند ولی طلب و تمنّای بشر را به سوی عالم قدس تغییر می‌دهند تا حضرت ربّ العالمین با تجلی «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» انقلابی در جان انسان‌ها پیش آورد و بشرِ آخرالزمانی در عمیق‌ترین لایۀ انسانی خود در این رابطه متوجۀ نسبت خود با پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که نماد کامل «خلیفۀ الله» است؛ بشود. امری که جریان‌های غرب‌زده و لیبرال‌هایِ خودی متوجۀ آن نیستند و بنا دارند در دل انقلاب اسلامی، خودشان در جایگاه مستکبران قرار گیرند.
۷. راز حقّانیت انقلاب اسلامی:

در زمان و زمانه‌ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن‌ترین جبهۀ استکبار روبه‌رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی‌ترین شکل.
۸. ما و متفکرترین انسان‌ها:

با توجه به این‌که انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می‌رود و از «خودآگاهی» به «دل‌آگاهی» نایل می‌گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می‌شود که در آن تاریخ حاضر است. می‌توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه‌داری که در راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه شرکت می‌کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل‌کرده‌های غرب‌زده می‌باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/۴۴) انسان‌ها متوجۀ تفکری می‌شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» پیش می‌آید و جریان غرب‌زدۀ بی‌تقوا و بی‌ورع هرگز نمی‌تواند از آن شریعت بهره‌مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد.
۹. نسبت شریعت الهی و تفکر حضوری :

اگر انسان از طریق عبودیت و در بستر شریعت الهی با خویش و با خدای خویش خلوت نداشته باشد، حقیقتاً نمی‌تواند اهل تفکر باشد و اطلاعات او هم عملاً توالیِ فاسد پیدا می‌کند مانند علم امروز و خلقِ اسلحه‌های مخوف. تفکر حقیقی، آن حضوری است که تنها ذیل شریعت الهی پیش می‌آید و چنانچه آن تفکر در صحنه نباشد، علم و فلسفه به وِرّاجی می‌افتد و هنر هم بازگشتی خواهد بود به سوی امیال نفس امّاره. این است علت نیاز ما به شریعت الهی و نسبتی که باید با آخرین پیامبر برقرار کرد.
۱۰. راز آشفتگی جهان امروز:

آشفتگی جهان امروز که بشر، خود را در آن بی‌نیاز از شریعت می‌داند، طوری است که انسان نمی‌تواند با خودش خلوت کند و حتی نمی‌تواند فکر کند و نمی‌تواند انسان‌گونه فرائض و نوافل خود را به‌جا آورد، زندگی‌اش عین بی‌تقوایی و بی‌ورعی می‌باشد، در هر کاری سعی دارد شهوات نفس امّارۀ خود را ارضاء کند. این‌جا است که می‌یابیم تنها با رجوع به آموزه‌های دینی و شریعت الهی، به عنوان راهی به سوی خدا، می‌توانیم خود را نجات دهیم، در صورتی که جایگاه آخرالزمانی معارف توحیدی و شریعت الهی را بشناسیم و از سطحی‌کردن و تقلیل‌دادنِ آموزه‌های دینی و آداب دینی پرهیز نماییم و متوجۀ آینده‌ای باشیم که به گفتۀ جناب مولوی:
ازدرم ها نام شاهان بركنند    نام احمد تا ابد بر مي‌زنند
و این یعنی آینده ای که در پیش است و رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در روز بعثت متذکر آن شدند که چگونه امروز هم اسلام می‌تواند دنیای امروز را هم از سراشیبیِ سقوط به درّۀ تباهی نجات دهد.                             
   والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته      

       https://lobolmizan.ir/get-file/5843/?item=0    صوت جلسه 

41052
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: خدمت استاد ارجمند و عزیز عرض می‌کنم که شما فرمودید اگر برای مصالح مسلمین اسرای مسلمان در جنگ در خط مقدم دشمن به کار گرفته شوند می‌توان آنها را کشت و آنها هم شهید هستند. خب تعدادی از مسئولین فاسد را هم اعدام کنند اگر حقشان نبود شهید حساب می‌شوند. آخر این چه اصراریست که ما طرفداران نظام داریم که وقت برخورد با مردم و یا معترضین و یا اغتشاشگران محکم و مستدل به هزار دلیل بی پایه و با پایه مستمسک می‌شویم ولی تا کار به برخورد با مسئولین آنهم مسئولین فاسد و جاسوس که اغتشاشگران واقعی و اصلی هستند به هزار نکته و حربه متوسل می‌شویم که نه! مصلحت نیست یا رهبری صلاح نیست ورود کند یا قوۀ قضائیه نمی‌تواند وارد شود و . . و . . و هزار کلمه قلمبه و سلمبه که آری! تمدن انقلابی و انقلاب تمدنی و حس حضور ما در تاریخ معاصر و عدم حس حضور ما در تاریخ گذشته و هزار ریسمان به آسمان کلام می‌بندیم که بله! نظام ما بی اشکال ترین نظام دنیاست و آری از هر خطا و اشکال است. آخه چرا نمیگیم مملکت رو انواع منابع خوابیده و این همه مسئول دزد حتی اگه نصف پول منابع رو می‌دزدیدند و نصف دیگه رو خرج مردم می‌کردند الان کشور گلستان بود همه هم راضی بودند ما هم الگوی مردم خودمون و همه جهان بودیم. چرا نمیگیم خب می‌شد حداقل یک مسئول فاسد فقط یک مسئول فاسد رو در ملا عام اعدام کرد تا هم مردم جیگرشون حال بیاد و هم سایر مسئولین فاسد ماستشون رو کیسه کنند. این اهتمام رئیس قوه قضائیه که دو روز بعد از اغتشاشات خودش شخصا به پرونده اغتشاشگرا ورود میکنه دهم کجی به مردم نیست که پس اگه تو انقدر پاکار بودی چرا سالهاست یه مسئول مفسد رو فسادش رو برملا نکردی و رسیدگی کنی و اعدام کنی به جرم محاربه و اخلال در نظام کشور؟ چرا یک نفر از خائنین اقتصادی دولتها رو مجازات نکردی پس تو فقط وظیفت برای مردمه نسبت به دولت هیچ وظیفه و اختیاری قانون به تو نداده؟ آیا ما توجیه گران این دزدها و اختلاسگرهای جاسوس و نفوذی نشدیم؟ آیا ما سپر بلا و اسکورت و بادی گارد این حرام لقمگان نالایق دولتمرد فاسد نشدیم؟ آیا مائی که جهان استکبار و آمریکا و اسرائیل را درمانده کرده‌ایم واقعا هیچ چاره ای برای حذف این نالایقان بی عرضه بی غیرت نفوذی نداریم آیا نباید هیچ هسته روشنگری یا فعالیت برنامه ریزی شده و منسجمی در این رابطه برای بهبود این وضع در طول این همه سال انجام می‌دادیم؟ چه برای آگاهی مردم و چه برای مطالبه برخورد با خائنین آیا ما کم کاری نکرده ایم؟ از لحن بی ادبانه خود عذرخواهم ولی این ذهنیتی است که خیلی‌ها شاید دارند و دیگر حتی از بیانش خسته اند. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است!! از یک طرف مائیم و جریان‌هایی که از آن گفتید. و این‌که بالاخره دشمن بستر را آماده دیده و در چنین بستری موج‌سواری می‌کند. حداقل جریان بوروکراسیِ ما و ترکِ فعل‌های آن به هر بهانه‌ای کار ساده‌ای نیست و آگاهیِ تاریخی از اینکه با هر جریانی نمی‌توان انقلاب اسلامی را در چنین طوفانی محفوظ داشت و جلو برد؛ مسئلۀ مهمی است امری که مردم ما باید بیش از پیش متوجۀ این امر شوند. و این‌جا است که به این نکته نیز باید فکر کرد که برای آبادکردن دهی، نباید شهری را خراب کرد. و این بدین معنا نیست که اهداف عالیۀ انقلاب اسلامی از طریق بعضی از دولت‌ها به حاشیه رود.
بخواهیم و نخواهیم ما در داخل کشور با دو جریان که خود را متعلّق به انقلاب می‌دانند، روبرو هستیم. جریانی که انقلاب را در حدّ استقلال نسبت به استعمار می‌داند و به راحتی می‌تواند به گمان خود در کنار نظم جهانی موجود زندگی کند که می‌توان جریان اصلاحات را از این نوع دانست. و جریان دیگری که متوجۀ رسالت تاریخی اسلام و انقلاب اسلامی در مقابل جریان استکبار و نظم جهانیِ استکباری می‌باشد و معنای خود را در مقابله با جریان استکباری یافته است به عنوان رسالت اسلامی که بنا دارد انسانیت را در افق انسان کامل مدّ نظر قرار دهد. مهم آن است که همان‌طور که متوجه شده‌اید به نحوی با موانعی آن‌چنان نفوذی طوری برخورد کرد که در واقع از آن‌ها عبور کرده باشیم. مانند روشی که رهبر معظم انقلاب در نسبت با آقای هاشمی رفسنجانی پیشه کردند و به جای مقابلۀ دو جبهه، عملاً آن ها  را از نقشه‌هایی که کشیده بودند ناکام گذاشتند. حال این مائیم و نحوۀ مقابله با جریانی که جنابعالی به خوبی متوجۀ آن‌ها شده‌اید. موفق باشید              
 

41036
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: خاطرم هست حضرتعالی بعد از ماجرای فتنه ۸۸ یادداشتی تحت عنوان «بازخوانی انقلاب اسلامی بعد از ۲۲ خرداد 1388» منتشر کردید https://lobolmizan.ir/leaflet/213?mark=1388 . در آن یادداشت به بازخوانی و آسیب شناسی حادثه سال ۸۸ پرداختید و علت اصلی وقوع چنین رخدادهایی را کالبد شکافی کردید. به عنوان نمونه در شماره ۷ همان یادداشت فرمودید: « محتوای نظام آموزشی موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالی در مجموع فضایی از تفکر است که بیشتر می‌توان آن را سکولار و بعضاً لائیک دانست، تا الهی و دینی. درنتیجه زبانِ تفکر نظام آموزشی موجود با زبان تفکر دینی نامأنوس است و آنقدر که با زبان غرب و ارزش‌های غربی احساس قرابت می‌کند، با زبان دین چنین قرابتی را ندارد و لذا اگر سرمایه‌های دینی افراد را که به طور شخصی به‌دست آورده‌اند، در نظر نگیریم، بر اساس نگاهی که نظام آموزشیِ موجود، به عالَم و آدم، در اختیار نسل تحصیل‌کرده‌ی ما قرار می‌دهد، آن نسل نمی‌توانند جایگاه انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی را که انقلاب دنبال می‌کند بفهمند، تا در حفظ و نگه‌داری آن در مقابل دسیسه‌های غرب مقاومت کنند - البته این غیر از نگاه دانشجویان متدینی است که بر اساس اعتقادات خود جانانه از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کردند و می‌کنند- بحث بر سر نگاه نسلی است که در نظام آموزشی ما در حال پرورش‌یافتن است. همین مشکل را نیز در موضوع اقتصاد و سیاست داریم، به طوری که سکولاریسم اقتصادیِ حاکم، اجازه‌ی هیچ حرکتی را به سوی عدالت و معنویت نمی‌دهد، و سیاست قدرت‌پرست، مانع حضور سیاستمدارانی است که مسئولیت‌های سیاسی را خدمت‌گذاری می‌دانند. همین‌جا لازم است تأکید شود که اگر دولت دهم با همان روحیه‌ی انقلابی و حماسه‌ساز خود و با تعاریفی که مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی است، تحولی در نظام اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و سیاسی کشور، به کمک دلسوزان کشور پدید نیاورد، و تنگناهای کشور در امور فوق همچنان ادامه یابد، امید توجه به کشور اسلامی و تمدن اسلامی سال‌ها به عقب می‌افتد، و اقتصاد سرمایه‌داریِ شبه مدرن با نفوذ هرچه بیشتر در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری، برای انقلاب مشکلاتی را به‌وجود خواهد آورد.» آن زمان که این مطلب را منتشر کردید، بسیاری از کسانی که امروز( دی ماه ۱۴۰۴) در مقابل نظام اسلامی قرار گرفتند یا هنوز به دنیا نیامده بودند و یا در سنین طفولیت به سر می بردند. بعد هم فرمودید اگر «جایگاه توحیدی و تاریخی انقلاب اسلامی» از یک طرف و «جایگاه فرهنگ مدرنیته» از طرف دیگر درست روشن نشود، «باید در آینده منتظر تعارضات شدیدتری بود که مسئولیت آن به عهده‌ی جریانی است که نسبت به ارزش‌های الهی بی‌تفاوت گشته است» و در اینجا از آینده ای که محل ظهور تعارضات شدیدتر هست گزارش دادید. امروز آن آینده، درست همین لحظه حال و اکنون و مقابل چشم ماست. پرسش حقیر این هست که در طول این سال ها، این تذکرات در محافل علمی و در میان نخبگان و مسئولان فرهنگی چقدر شنیده شد و تا چه اندازه مورد توجه جدی قرار گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که اتفاقات تاریخی آسیب‌شناسی شود تا مرز حق از مرز باطل جدا گردد و این موجب می‌شود تا این‌که امروز ملاحظه می‌کنید مردم ما به جای آن‌که مأیوس شوند، با امیدواری تمام به میدان می‌آیند و «۲۲ دی‌ماه» سالِ ۱۴۰۴ را شکل می دهند و از این جهت باید متوجۀ آینده‌ای بود که نه‌تنها دشمن بیرونی مأیوس و احساس بی‌تاریخی می‌کند، حتی غافلان داخلی نیز یا به خود می‌آیند و اصلاح می‌شوند و یا مأیوس می‌گردند و به نحوی حتی ممکن است از این کشور صاحب الزمانی مهاجرت کنند و کار به اهلش که فرزندان اصیل انقلاب هستند، برمی‌گردد. و معنای مبارزۀ منفی با جریان‌های مقابل نظام به همین معنا است. و آنچه در حماسۀ مردمیِ ۲۲ دی‌ماه ملاحظه کردید همان جنگ نرمی است که بحمدالله با بلوغ تاریخیِ مردم ما که شامل همان مادر شهید به ظاهر عامی هم می‌شود؛ به صحنه آمد و مطمئن باشید در بستر حضور چنین مردمی وعدۀ رهبر معظم انقلاب محقق می‌شود که فرمودند: «ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همۀ مردم ایران رواج بدهد.»
به پیام رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه بیندیشید که فرمودند: 
«ملّت عظیم‌الشأن ایران!  امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همۀ شما نازل کند.»  موفق باشید              
 

41031
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان است صحیح و اینکه متأسفانه فاصله غنی و فقیر در مقایسه با اول انقلاب زیاد شده به وضوح در جامعه دیده می‌شود، ولی چه چیز باعث شده است که بخشی از جوانان سطحی نگر معترض القابی را که شایسته مستکبران و دیکتاتورهای ظالم عالم چون نتانیاهوی ملعون و ترامپ فرومایه است را به رهبری نسبت بدهند و این پدر رئوف و مهربان و این امید مظلومین و مستضعفین جهان را باعث و بانی اوضاع نابسامان اقتصادی کنونی بدانند؟ بدیهی است که در رسانه نوک پیکان دشمن خودی ترین خودی ها را نشانه گرفته و رهبری را به مردم به عنوان علت مشکلات معرفی می کند با اینکه رهبر جایگاه رهبری دارند و نه جایگاه کارشناس اقتصادی. ولی در این شرایط از رئیس دولت که با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی به میدان آمد ولی متأسفانه شرایط بدتر شد، انتظار می رود که لااقل خود دولت را مسئول بداند و شبه های مرتبط با رهبری را برطرف کند. تا کنون چندین بار رهبری از رئیس جمهور پشتیبانی کرده اند و مردم را به همکاری با دولت ترغیب کرده اند و الان که دشمن سعی دارد رهبری را باعث و بانی شرایط کنونی معرفی کند جا دارد لااقل رئیس جمهور به مردم بگوید که رهبری در بدتر شدن اوضاع اقتصادی نقشی ندارند و بدتر شدن اوضاع متوجه دولت است و نه رهبری. تا کی باید رهبر عزیزمان، این پدر رئوف و مهربان حتی در داخل کشور اینقدر مورد مظلومیت قرار بگیرند و چوب بی تدبیری های دولت ها را بخورند. نمی‌دانم در بین دولت مردان ما ترس از دست دادن محبوبیت در جامعه است که باعث می شود که آنطور که باید پشت رهبری در نیایند، که اگر چنین است بروند تهذیب نفس کنند و یا اینکه خدای ناکرده دل آنها جای دیگری ست اما اینکه شعارهای بخشی از مردم معترض سطحی نگر متوجه رهبری، این ندای حق زمانه، شده است دل انسان را به شدت بدرد می آورد. التماس دعا استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در هر حال و کم و بیش با نفوذ غرب‌زدگان لیبرال، ما در نظام اجرایی گرفتار افرادی شده‌ایم که هیچ تعهدی نسبت به مردم ندارند و به عدالت و تقوایی که مبنای نظام اسلامی می‌باشد، آن‌طور که شایسته است متعهد نیستند هرچند همۀ بدنۀ دولت چنین نیست، ولی آن افراد که جنابعالی نیز متذکر آن‌ها هستید، در گلوگاه‌های بعضی از تصمیم‌گیری‌ها حاضرند. مهم آن است که متوجه باشیم این افراد بالاخره در نظام اسلامی ما مهمان‌های ناخوانده‌ای هستند و این درست بر عکسِ سرنوشت کشورهای غربی است که این افراد، صاحب نظام کشورهای غربی شده‌اند و این‌جا است که باید سخت امیدوار بود که دشمن بر افرادی سرمایه‌گذاری کرده و امیدوار است که سرابی بیش نیستند. و این است معنای سخن رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط می‌فهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است». و در این رابطه به هیچ‌وجه این سخن رهبر معظم انقلاب را ساده نگیرید که می‌فرمایند آنچه رژیم طاغوتی پهلوی را سرنگون کرد، ایمانِ به اسلام و غیرت دینی و غیرت ایمانی بود، و امروز نیز ملت سرافراز ایران با همان روحیه در صحنه‌اند. 
 آری! اگر دشمن به گمان خود چند جوان ساده و نادان را تحریک می‌کند و به آن‌ها امید بسته، به این طرف ماجرا نظر بفرمایید که جوانان بسیجی ما چه اندازه سلحشورانه آماده‌اند که یک ساعته همۀ بساط اغتشاش‌گران را که امید ترامپ شده‌اند، برچینند به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در مورد جوان ایرانی می‌فرمایند جوان ایرانی کسی است که در جنگ، سلحشور است و سینه سپر می‌کند، در سیاست روشن‌بین است و آمریکا را می‌شناسد. در امور دینی دارای تقیّد است. و در همین رابطه خطاب به جوانان می‌فرمایند در دینداری و تفکر سیاسی حاضر و آمادگی داشته باشند. 
آیا با توجه به این امر نباید دشمنان ایران همۀ حملۀ خود را متوجۀ رهبر انقلاب نمایند؟ که این‌چنین طشت رسوایی جبهۀ استکبار را به صدا در می‌آورند؟ آری! ای رفیق! قضیه از این قرار است و این است که به گفتۀ رهبر معظم انقلاب باز استمرار خطاهای عمیق محاسباتی آمریکا در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، و باز شکست و نزدیکیِ سرنگونیِ جبهۀ استکبار به همان معنایی که خداوند فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. موفق باشید         
 

41030
متن پرسش

با سلام به استاد محترم و گرامی: حقیقتش در رابطه با مسائل پیش آمده نمی دانم چطور باید فکر کرد؟ و چه کسی را مقصر دانست؟ البته قبول دارم اغتشاشگران برنامه دشمنان ایران را دنبال می کنند ولی آیا آنهایی که کار را به اینجاها رسانده اند بی تقصیرند؟ نمی دانم با توجه به آنچه پیش آمده است کار به کجا می کشد؟ آیا همین تقصیرهای دولتمردان ما و حتی نیروهای وفادار به انقلاب در عین افراطی گری و آیا روحانیون ما و استادانی که در مسائل دینی صاحبنظرند، در این موارد کوتاهی نکردند؟ که به قول شما مردم را در دینداری ضعیف و متوسط نگه داشتند؟ بالاخره بفرمایید که کار به کجا می کشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آن نکاتی که فرموده‌اید قابل توجه است و بنده نیز در بسیاری موارد با جنابعالی موافقم. می‌ماند که از جایگاه تاریخی خود غفلت نکنیم از آن جهت که به هر حال حداقل با اغتشاش‌گرانی روبرو هستیم با شعارهایی که امیدوار آینده‌ای هستند که ربع پهلوی با آن فلاکت شخصیتی، یک طرف است و شخصیتی همچون آیت الله سید علی خامنه‌ای طرف دیگر. و سؤال آن است که جایگاه جبهه‌ای که ربع پهلوی را تقویت می‌کند، در نظام هستی و معارف حقۀ الهی کجاست! خداوند در آیۀ ۱۴ سوره مجادله می‌فرماید: «اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» آیا نمی‌نگری قومی را که خداوند بر آنان غضب فرموده و آنان نه از شما هستند و نه از آن‌هایی که به نفع آن‌ها در مقابل شما قرار گرفته‌اند. یعنی حتی رژیم صهیونی و آمریکا هم آن‌ها را از خود نمی‌داند و در ادامه در آیۀ ۱۷ همان سوره می‌فرماید: «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» یعنی آن‌ها هیچ نتیجه‌ای از تلاش‌های خود نخواهند گرفت. و در آیه ۱۹ می‌فرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» آن‌ها بازی‌خوردۀ شیطان شده‌اند و شیطان بر آنان مسلط گشته و «هُمُ الْخاسِرُونَ» و این، همۀ حرف است، بدین معنا که آن جریانی که مقابل جبهۀ حق ایستاده، همۀ امکانات خود را از دست می‌دهد و بی‌بهره خواهد شد. زیرا مقابل اشتباهات نظام اسلامی که مقابل جبهۀ ظالمانۀ استکبار است؛ قرار نگرفته بلکه مقابل اصل نظام قرار گرفته و در این رابطه خداوند در آیۀ ۲۱، امیدوارانه به جبهه‌ای که شخصیتی همچون آیت الله خامنه‌ای در آن حاضرند می‌فرماید: « كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. و در جمع‌بندیِ نهایی در آخرین آیه یعنی آیۀ ۲۲ می‌فرماید: « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» هرگز نمی‌یابی اهل ایمان به خدا و به قیامت را که دوست‌دارِ دشمنان خدا و پیامبر خدا باشند. «وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ» هرچند که آن‌ها از پدران و فرزندان و برادران و اهل قوم و قبیله و شهر و گروه‌شان باشند. «أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون‏» این افراد که با چنین بصیرتی از یک طرف متوجۀ جایگاه تاریخی دین خداوند می‌باشند و از طرف دیگر مقابل دشمنان خدا و انسانیت هستند، تا آن‌جا متعالی می‌گردند که «كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» . «ایمان» بر دل‌های آن‌ها نگاشته می‌شود و به نور حضرت حق، مورد تأیید قرار می‌گیرند و علاوه بر بهره‌مندشدن از بهشت، در موقعیتی هستند که از یک طرف خداوند از آن‌ها راضی است و از طرف دیگر آن‌ها از این‌که تا اُنس با خدا پیش آمده‌اند در رضایت‌اند. اینان حزب الهی بوده و رستگارانند. همۀ عرض بنده در این‌جا است که آیا در نسبتی که ما با حقیقت انقلاب اسلامی داریم، در کجا ایستاده‌ایم؟ آیا می‌توان به بهانۀ جریان‌های خطاکار داخلی و رانت‌خواران و منافع‌طلبان از حضوری که باید نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری داشت، کوچک‌ترین کوتاهی و تردیدی را به خود راه دهیم؟ آیا اگر در نسبت با انقلاب اسلامی، خود را تعریف کنیم؛ نباید امیدواربه آیاتی باشیم که خداوند از یک طرف وعدۀ اضمحلال دشمنان این انقلاب را داده است و از طرف دیگر وعدۀ «أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» آیا ارزش چنین حضوری آن اندازه نیست که ما نسبت به انقلاب و رهبر معظم انقلاب پایدار و وفادار بمانیم؟ موفق باشید

41027
متن پرسش

استاد سلام علیکم و رحمة الله: ان‌شاءالله که خداوند شما را حفظ بفرماید. در این روز ها تصاویری را می‌بینیم که کم سابقه بوده و این موج معترضان که وارد فاز اغتشاش گران دارند می شوند و موجی که بیش از پیش داره برامون ملموس تر میشه که چه خواسته چه نا خواسته دارند دشمن را امیدوار و پازل آن را تکمیل می کنند و نقشه های شوم آنها را به سمت فعلیت می کشانند و موج نا امیدی و ضعف اقدامی علیه آنها را به روی ما می آورند و از طرفی روی کسانی حساب می کردیم که پایشان را اکنون از میدان عقب کشیدند و از طرفی هم دست ما بچه انقلابیا برای اقدام تا حدودی بسته است. استاد تحلیل شما از این موارد چیست و تکلیف ما چه می شود؟ باید چه کار کنیم و با چه افقی کار را ادامه دهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که باز دشمن حماقت کرد و به امری امید بست که هیچ بهره‌ای از آن نمی‌برد. ولی این بدان معنا نیست که ما آن‌طور که شایستۀ انقلاب اسلامی نیست عمل نکرده باشیم. نه! ما به «عدالت» و «تقوا» که سیرۀ مولای‌مان علی «علیه‌السلام» بود، عمل نکردیم. ما تا حدّی غرب‌زده شدیم و جریان‌هایی که زندگی غربی را اهمیت می‌داد، مدّ نظر گرفتیم. از شهید رجایی‌ها عبور کردیم و این‌جا است که باید به خود آییم و به روح انقلاب اسلامی که عدالت و تقوا می‌باشد بیشتر نزدیک شویم و این است راه عبرت‌گرفتن نسبت به آنچه که تحت عنوان اعتراض‌ها پیش آمده و دشمنان، امید دارند که از آن بهرۀ دیگری ببرند. ابداً خود را نمی‌بازیم و منفعل هم نمی‌شویم ولی نسبت به آنچه پیش آمده بی‌تفاوت هم نیستیم و در عین حضور در جهان، از هویت قدسی خود غفلت نمی‌نماییم امری که مردم جهان از ایران سراغ دارند و به لطف الهی آینده‌ای از جنس حضور حاج قاسم سلیمانی در پیش داریم و باز شکست و حقارت دشمن. البته معلوم است که در این مواجهه‌ها بعضاً ناشی‌گری‌هایی پیش می‌آید ولی روح کلی، روحِ عبور از بی‌عدالتی‌ها و رانت‌خواری‌ها می‌باشد. و این است عبرت‌گرفتن از آنچه پیش آمده است. از آن جهت که باید مردممان متوجه افق قدسی آینده‌ای باشند که انقلاب اسلامی مدنظر دارد، به همان معنایی که جناب امیرکبیر فرمود کشور مردم دانا می‌خواهد. https://eitaa.com/abuhossein/34640  موفق باشید         

41021
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: ضمن عرض ادب. با توجه به شرایط کنونی، این پرسش برای بنده مطرح شد، که در جامعه‌ای با مبانی اسلامی، چرا سازوکار مشخص و مورد اعتمادی طراحی نمی‌شود تا اشخاص خیّر و علاقمند به پیشرفت کشور بتوانند کمک‌های مالی خود را به حسابی معیّن واریز کنند؟ مثلا، این حساب می‌تواند زیر نظر نهادهایی همچون بیت رهبری باشد تا وجوه جمع‌آوری شده در مسیر آبادانی و تعالی میهن به کار گرفته شود. هرچند مردم به صورت فردی به نیازمندان یاری می‌رسانند و نیز به پرداخت خمس و زکات اهتمام می‌ورزند، اما به نظر می‌رسد اگر اینگونه منابع مالی هم، در یک نهاد معتبر دولتی متمرکز گردد، امکان سرمایه‌گذاری هدفمندتر و مؤثرتری فراهم می‌آید. همیشه در ذهنم بوده که چرا نهادی رسمی و قابل اطمینان این مهم را سامان نمی‌بخشد؟ در اینصورت می‌توان وحوهات مردمی را صرف اموری همچون بازسازی مدارس یا بهبود معیشت نیازمندان کردو شایسته است این مسئولیت به سازمانی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپرده شود تا از دسترسی افراد نااهل یا ضد انقلاب مصون بماند و موجبات مشکلات جدید فراهم نگردد. به‌عنوان مثال، در کانون فرهنگی که زیر نظر این جانب اداره می‌شود، با درخواست کمک مردمی و ارائه شماره حساب، ماهیانه مبلغ قابل توجهی برای خرید کتب مذهبی و ارسال به مناطق محروم جمع‌آوری می‌شود. حال اگر چنین طرحی در سطح ملی و با عنوانی همچون «طرح کرامت» به اجرا درآید، بی‌تردید اقبال عمومی به همراه خواهد داشت و در صورت عدم موفقیت نیز ضرری متوجه جامعه نخواهد شد. (این طرحی غیر از پرداخت خمس و زکات باشد) با سپاس از توجه و تأمل شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از جهتی چنین نهادی لازم است تا افرادی که بنا دارند به نیازمندان به هر نحوی که نیازمندان محتاج هستند، کمک کنند، سرگردان نباشند و مطمئن باشند کمک‌های آن‌ها به اهلش می‌رسد. و از طرف دیگر در هر طایفه و منطقه فقرایی هستند که قرآن در وصف آن‌ها می‌فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» و از این جهت که فقر آن‌ها علنی نیست، هرکس به طور خاص که آن‌ها را می‌شناسد، به صورتی که آبروی آن‌ها حفظ شود باید به آن‌ها کمک کرد و در جامعۀ اسلامی باید به همۀ این موارد فکر نمود. موفق باشید

40864
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: تر ک فعل، بی تحرکی و خونسردی دستگاه قضایی باعث آزردگی بسیاری از مردم مومن و متدین و انقلابی است که باتوجه به آسیب‌های جدی که بعضی سیاستمداران غرب گرا و ساده لوح و شاید بعضا خائن به کشور می‌زنند و شکایاتی که از آقایان می‌شود ولی هیچ تحرکی از دستگاه قضایی دیده نمی‌شود مثلا نمایندگان مجلس طبق بعضی شنیده های موثق هشت مورد شکایت در مورد آقای روحانی از سالها پیش به دستگاه قضایی ارایه کرده‌اند ولی یک احضاریه هم در مورد ایشان اعمال نشده و همچنان با افکار سطحی خود که انسجام و وحدت ملی را به هم می‌زند یا در مورد آقای ظریف که در تبلیغات انتخاباتی دروغ کشتن مهسا امینی را با باتوم تکرار می‌کند ولی بابت شایعه پراکنی و تشویش اذهان عمومی بازخواست نمی‌شود با اینکه چندین پزشک متخصص خلاف آن را اثبات و اعلام کرده اند و الی مشا الله از این موارد زیاد است نظر جنابعالی چیست اگر حکمتی هست ما را هم مطلع کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزم کلی دستگاه قضایی به خصوص جناب حجت الاسلام و مسلمین آقای اژه‌ای مثبت است. مشکل، نظام قضایی کشور ما و دیگر کشورهای جهان است که قاضی آنچنان استقلال دارد که به راحتی پروندۀ آقای انصاری را مختومه می‌کند. امید است که جوانان عدالت‌خواه با مطالبه‌گری‌های خود نگذارند کواکبیان‌ها با آن تهمت‌هایی که به نظام می‌زنند، از حکم قضایی فرار کنند. موفق باشید

40862
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: با این پیش فرض که یکسال و نیم می‌شود که در حوزه ازدواج مطالعه، تحقیق و تلاش داشته ام وارد متن مورد نظرم می‌شوم: از پس تجرد چیزی به جز سستی و نومیدی در آدمی به وجود نمی آید و فرد پس از تلاش هایش، به کلی رسالتش در زندگی را فراموش می کند. نخوت و سرافکندگی از اثرات شایع این دوران است. در این دوره و با حال و هوای انسان این دوره نیاز به برقراری ارتباط بیش از پیش حیاتی تلقی می شود چنانکه با از دست دادن این ارتباط و سپری نکردن زمان در آن حال، گویی گوهر شگفتی از پنجه آدمی به یغما رفته و آدمی خسران زده و بهت آمیز زندگی را می گذراند. بنده به دلیل زندگی در خوابگاه، حال حاکم بر این نسل را می‌بینم و پس از ۲ سال متوجه نیازهای دسته جمعی انسان های دورم بخوبی می‌شوم. و این نیاز به ارتباط و تجربه جهان در رابطه بودن و دل سپردن و دل دادن امری شایع است. منتها مانع بر سر راه آمده و مسیر منحرف شده است. چرا پول هدف اول و آخر من و امثال من شده؟ زیرا بدون آن نمی توانیم در آن جهان حاضر باشیم یا به عبارتی کلید ورود به آن حال و هوا پول است و پول. با توجه به وضع اقتصادی که برای مردم ساخته اند خب معلوم است که تجربه عشق و زیبایی های آن بدل می شود به امضای یک قرارداد تجاری در ۳۰ یا ۴۰ سالگی که دوطرف یکدیگر را برای سر قبرشان می‌خواهند. و خب البته که دختران حق دارند که زندگی خود را روی چیزی که معلوم نیست بنا کنند چیزی که اسمش را می گذاریم جنم، جرات یا کار پاره وقت و اینجور موارد. الان دختران ۱۸، ۱۹ ساله بسیار مایلند تا با مردان ۳۰ یا ۴۰ ساله ازدواج کنند و چرایی این قضیه نیز مثل روز روشن است. و زمان جلو می رود و جوان هر روز در معرض گناهانی است که حتی از فکر کردن به آنها نیز خسته شده؛ تهدید ها روز به روز بیشتر می شوند ولی هیچکس دیگر راجع به این مسئله دغدغه ای هم ندارد. همه سست شده اند و این موضوع امری لاینحل شده و گویا باید منتظر امری آسمانی باشیم تا موارد ما را حل کند. پیران ما ناامیدتر از ما هستند و راحت، ازدواج را برای بعد از ۳۰ سالگی توصیه می کنند. الان در اینکه باید چه کنیم مانده ایم. هیچ اسبابی فراهم نیست و خب بدون اسباب چه کسی حاضر به قدم گداشتن در این راه می شود؟ داشتم فکر می‌کردم که شاید دوستی های قبل از ازدواج واقعا چیز بدی نیست حال چرا؟ زیرا افراد چند وقتی بدون توقع در کنار هم هستند و پس از آن امور خواستگاری و ... اتفاق می افتد. اگر هم بگویند که این موارد مواردی هستند که به نتیجه نمی رسند که خب خیلی از ازدواج ها هم به نتیجه نمی رسد پس بحثی نمی ماند. ولی پس حق انسان خدامحور را چه کنیم؟ کسی که در خواسته هایش می خواهد خدا را هم در نظر بگیرد پس بالاخره او چه کند؟ انسانی مانده بین دو انتخاب (لطفا توجه کنید) از یک طرف باید تن به ارتباطی گناه آلود بدهد و از سمتی پیر شود و آن قرارداد چرکین تجاری را امضا کند. آیا مأوای انسان این دوره در این مسئله و در این عصر این بود که بین این دو راه خفت آمیز یکی را انتخاب کند؟ در یکی دینش را بدهد و در یکی دنیایش؟ دین ما مگر جمع بین دین و دنیا نبود؟ مگر ما به دنبال جهانی در این بین نبودیم؟ پس از یکسال و نیم هیچ فرجی نشد و هیچ گشایشی عاید من نشد و حتی بقیه ما. راهی می‌بایست باشد، راهی می‌باست باشد که البته هیچکس آنرا ندیده و در حجاب است. شما در این حال هستید و انسان امروزی را می شناسید آیا شما نیز مانند بقیه ما از این داستان نومید شده اید یا نه؟ دل جوان شما حرف مرا می‌گیرد من می‌دانم. شاید توصیه کنید که جلو بروید و زندگی را شروع کنید خدا هم کمک می‌کند که باید بگویم برای منی که پسرم راحت ترین کار این است که بگویم خدا کمک می کند و بسم الله، ولی برای یک خانم گفتن چنین چیزی در این دوره اصلا منطقی به حساب نمی آید. یعنی عقل تکنیک می گوید اسباب زندگی فراهم نیست پس تمام بحثی دیگر نداریم. اصلا خود ما دوست نداریم دختری را از خانه پدرش با آسایشی که دارد به جایی ببریم که محل بی گدار به آب زدن ما بوده است. و اضافه نمایم که این نگاه، نگاه کمالی به این قضیه نیست بلکه من خودم دوست ندارم کسی را که دوستش دارم را در وضعیتی ببینم که دارد به پای من چیزی را تحمل می کند که حقش این نیست و باز این می شود مایه عذاب من؛ چرا! اگر فقط رابطه جنسی و فکر در گناه نیفتادن در نظرمان بود که خب آن موقع ناراحتی دختر ملاک نبود و همینطور زندگی ای را شروع می کردیم و الی آخر ولی هیچ اینگونه نیست و توقع ما از این ارتباط خیلی بیشتر از یک رابطه جنسی است. مرا و امثال مرا راهنمایی کنید و بدانید این ره گم گشتگی اصلا چیز آسانی نیست و تحمل این حالت براستی که غیرممکن بود و همینطور خدایی در حال پیش رفتن هستیم. رفقای ۲۵/۲۶ ساله من این حال را شبیه سینه خیز رفتن می دانند: بسیار کند، سست و لرزان، سخت و طاقت فرسا و با باری بر پشت که همینطور فشارش بیشتر می‌شود. این را هم میگویم که ارتباط با خدا در این حالت سخت شده و تقاضا دارم این حرفم را درک کنید. سخت ترین احساسی که دارم این است که نتوانسته باشم حال را به طور صحیح توصیف کرده باشم تا شما را از شدت این حال مطلع کنم ولی خلاصه این را بدانید که این حال برای نسل من سخت تمام شده و اگر به روی خود نمی آورند، یا هنوز با آن روبرو نشده اند که بزودی می‌شوند یا از روی غروری که دارند نمی‌خواهند درباره اش توضیحی دهند. مرا نماینده همه بدانید. با تشکر از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. مسئله، مسئلۀ ساده‌ای نیست زیرا از یک طرف ما از بستر سنتی و بومی خود خارج شده‌ایم که زندگی و ازدواج، معنای ساده‌ای داشت و دختر و پسر با سادگی تمام، زندگی را در همان فضای سنتی و بومی والدین‌شان شروع می‌کردند و در کنار والدین خودیکی دو اتاقی هم به آن‌ها می‌رسید. ولی وقتی از آن شرایط به هر دلیلی عبور کردیم، ما شدیم و زندگیِ غربی بدون آن‌که بخواهیم زندگی‌های سفید و عدم رعایت خانواده را که آنان برایشان مهم نیست، بپذیریم. اینجا است که بحران موجود به میان می‌آید و می‌خواهیم با هزاران مشکل، کار را جلو ببریم. آیا نباید پذیرفت که زندگی به روش غربی، ما را به هر حال با این بحران‌ها روبه‌رو می‌کند؟ چرا دختران و پسران ما به سر عقل نمی‌آیند و به هر حال به فکر زندگی ساده‌ای نمی‌باشند که لااقل با سختی‌های کمتری که متذکر شدید روبه‌رو باشند؟ آری! کار ساده‌ای نیست ولی ما فعلاً بین دو نوع زندگی گرفتاریم و در این‌جا است که زندگی ساده تنها راهِ حلی است که ما را با بحران‌هایی که می‌فرمایید کمتر روبه‌رو کند و تنها انتظار از دولت برای رفع این مشکلات، کافی نیست هرچند دولت باید شرایط زندگی جوانان را از نظر مسکن، سهل و آسان کند ولی چارۀ کار وام دادن و زندگی را همچنان سنگین‌کردن نیست، باید به سادگی زندگی فکر کرد وگرنه گرفتار زندگی‌های غربی می‌شویم که نه با فرهنگ ما همراه است و نه با شریعت الهی. موفق باشید   

40558
متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر. خیلی ممنون از مطالب ارزشمندی که بیان می‌کنید. ببخشید مطلبی را در مورد شهر انقلاب اسلامی ارسال می‌کنم. خیلی ممنون می‌شوم اگر به تفصیل راهنمایی بفرمایید. به نام خدا در تاریخ انقلاب اسلامی، «شهر» سرآغاز کار۷ هنری است؛ آن موقع که مردم به خیابان آمده اند و تظاهرات کرده اند، در صفِ طولانی رای دادن به جمهوری اسلامی ایستادند، شهدا را تشییع کرده اند و بارها آمده اند و راهپیمایی کرده اند. در شهرهای ایران، مردم در «خیابان ها» تجربه های زیستِ حقیقی داشته اند. این یگانگی محقق شده در خیابان ها، سرآغاز کار هنری است. و شهر انقلاب اسلامی را در نسبت با قبله هنری حقیقی، جهت دهی می کند. اینجاست که جهت مسیرها و راه های ارتباطی و بدنه ی خیابان ها و ویترین مغاره ها همگی باید در یگانگی باشند؛ زیرا قبله کار هنری را نشان می دهند. و می توانند ظهور هنر معماری انقلاب اسلامی را در مجاورت خود رقم بزنند. و الگوها و سنت های حقیقی را کشف کنند. از آنجایی که راه ها، نوعی امتداد هستند و امتداد فرهنگی شهر را می سازند. و فضاهای پر و خالی شهر بر مبنای حضور و عبور آن ها شکل می گیرند. در مورد شهر اصفهان؛ مکانِ گلستان شهدا و مصلی می تواند در شبکه هندسه ایی دیگری از خیابان ها و راه سازی، در نسبت با چهارباغ بالا و سی و سه پل قرار بگیرد. و هندسه ایی نو در مسیر شهر ایجاد کند. در این صورت، حتی پل خواجو و سی و سه پل نیز در نسبتی دیگر با هم قرار می گیرند. مسجد جامع عتیق که در تاریخی نو، قبله شهر را به سمت میدان امام (میدان مسجد کاخ بازار) چرخاند و در شبکه هندسی نو، خیابانِ چهارباغ، رودخانه زاینده رود را در مرکزیت قرار داد. اینک در تاریخ انقلاب اسلامی انتظار می رود، شهر قبله هنر حقیقی تری بیابد. و اگر این قبله هنری ظهور نکند عالم هنر انقلاب اسلامی از سرگردانی خارج نمی شود. شاید؛ خیابانی از جنس نور انقلاب اسلامی از وسط چهارباغ بالا به طرف گلستان شهدا مورد نیاز است. شبکه هندسه نویی می تواند گلستان شهدا و مصلیِ را، مرکزیت بخشد و میدانی مردمی، و خیابانی پر از معنای راه و صراط را برای حضور مردم ایجاد کند. شاید اگر چنین هندسه ایی از مسیرها ایجاد شده بود. مقلب القلوب بود و ساختمان مصلی اینچنین ساخته نمی شد و مرکز تجاری سرمایه داری هایپرمی در مجاورت آن نمی نشست. و آن هندسه ی شهرسازانه غلبه داشت و چنین شکل گرفتن هایی را مغلوب می‌کرد. از آنجایی که خیابان های شهر انقلاب اسلامی در طلب هویت هنری خود هستند، نامگذاری های عجیبی را می‌بینیم، مثلاً اتوبان شهید خرازی، سه راه میناکاری. به یعنی به غیر از ابتدا و انتهای مسیر، در خود امتداد مسیرها، فرمِ خیابان ها؛ با این جدول های رنگی سفید و آبی، نماهای ناهماهنگ ساختمان ها و ویترین های غربی، روحی از انقلاب اسلامی را ندارد. زیرا خیابان ها قبله ایی از هنر ندارند. خیابان هایی که به گفته ی رهبر انقلاب باید انبساط خاطر ایجاد کنند، انحنادار باشند. از طرفی این مورد از صحبت های ایشان هم در نگاهم مهم آمد، ما در دل یک پیچ تاریخی قرار داریم. این پیچ تاریخی در وجود انسانی احساس می شود. و در کار هنر آشکار می گردد. و هستی انکشاف می یابد. با تشکر. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی می‌باشد و در این رابطه و با توجه به ظرفیت امروز، خوب است طرح‌هایی را پیشنهاد کنید تا آرام‌آرام فرهنگ پذیرش آن فراهم گردد. موفق باشید

40527
متن پرسش

با سلام: استاد بنده از بچه های جانبازان زمان دفاع مقدس هستم. از خیلی وقت پیش تو مباحث معارفی بودم خیلی هم آسیب دیدم شاید خودتون هم متوجه شده باشید ولی گمانم یه ساختار خیلی زیبا خیلی لطیف و در اوج معنویت در جامعه ما حاکم شد ولی متاسفانه نمیدونم درست متوجه شدم یا نه اینکه گاه بعضی طلبه ها که خانم هاشون و زنان طلبه هم دراین آسیب زدن بی تقصیر نیستند. با فقه میخوان بقیه را آدم کنند استاد نمیدونم این تحلیل صحیحه یا نه ولی ای کاش جلو اصلاح کردن بعضیا گرفته می‌شد تنها من نیستم که این آسیب را دیدم خیلی بچه های دیگه آسیب دیدند ، شاید باید صبر کرد تا هرکی جای خودش رو پیدا کنه و شاید بعضیا زودتراز بقیه طلبه شده اند و شاید تزکیه بالاتر از طلبگی هست و شاید اون طلبه های دوران دفاع مقدس و اون افراد عملا بیکار و از صحنه خارج و دارن خارج میشن، و شاید باید اجازه داد مردم خودشان ساختار بسازن و هر کس خودش بسازد، «یا صاحب الزمان» شاید هم سیاست معنا و روی لطیف معنای دیگری دارد.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی را مطرح می فرمایید از آن جهت که انسانهای این تاریخ باید در درون خود حقّانیت تکالیف  الهی را احساس کنند و البته همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است، ولی در ادامه فرمودند اکثر این افرادی که کشف حجاب می کنند نمی دانند. این جاست که وظیفۀ ما حساس می شود که چگونه جایگاه وظایف شرعی را با این نسل در میان بگذاریم تا با انتخاب فاخر خود بتوانند دستورات الهی را انتخاب کنند و البته این بدان معنا نیست که اجازه دهیم جامعه گرفتار انواع بی حیایی ها و ولنگاری ها شود. هیچ جامعه ای چنین امکانی را به افراد نمی دهد. بحث در آگاهی دادن به کسانی است که متوجه جایگاه دستورات احکام شرعی نیستند. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده است. به امید آنکه بتوانیم در گفتگویی حکیمانه جامعه را از مشکلاتی که می فرمایید عبور دهیم. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84&tab=sounds

40507
متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: ببخشید سوالی داشتم. من یه دانشجوی دختر هستم که شهر دیگه دانشجوام و تو خوابگاه می‌مونم، این ۳ سال اونقدر آدم‌های مختلف دیدم که پیر شدم. دخترایی که شب ساعت ۳ می‌اومدن خوابگاه و مواردی که قابل بیان نیست. حالا مدیر کانال دخترانه‌ای از من خواسته ویس بگیرم برای مخاطب‌های یک کانال دخترانه و بگم که شهر دیگه دانشگاه نزنید اگر رشته خودتون در شهر خودتون هست و از تجربه‌هام بگم به نظرتون این کار درسته؟ مثلا یکی مثل من که دانشگاه شهر کوچیک سطحش بالا نیست اگه بگم شهر خودتون انتخاب رشته کنید اشتباهه؟ چون واقعا خوابگاه آسیب‌ش برای دختران خیلیی زیاده. خیلی ممنون می‌شم راهنمایی‌م کنید. یعنی ذهنیتم این هست که دانشگاه‌های سطح یک از مذهبی‌ها خالی نشه ولی از طرفی این آسیب‌های بی‌شمار رو می‌بینم تو خوابگاه‌ها و موارد زیادی که افراد از دین دارن خارج می‌شن. آیا اینکه به همه دختران توصیه بشه که دانشگاه در شهر دیگه رو حدالامکان انتخاب نکنید غلطه؟ اگه دختری نخبه باشه چی؟ ولی خب همون نخبه هم، بازم تو شهر دیگه واقعا چالش زیادی تو خوابگاه خواهد داشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید متذکر این امر باشیم که بالاخره حضور در خوابگاه به جهت دوری از شهرِ خود آسیب‌های خاص خود را دارد تا خانواده‌ها در این مورد حساس باشند. موفق باشید

40495
متن پرسش

سلام و عرض ادب: چند ماهی می‌شود که به‌عنوان اولین تجربه کار در صنعت، وارد ستاد مدیریت یک کارخانه شده ام. با توجه به شرایط خانوادگی، از کارمندی نفرت دارم اما خب چه می‌شود کرد؟ کارها در این عصر، مرکب شده اند و نیاز به بروکر و سازمان نیازی ضروری است. شرکت متشکل از دو بخش کارگاهی و اداری است. من بیشتر با مدیریت سازمان بخش اداری آن سر و کار دارم. آن اوایل که ورود کرده بودم، نوع و جنس ارتباطات کارمندها با یکدیگر برایم جدید بود. روزمرگیِ کارمندی در آنها مشهود بود. با این نوع زندگی کردن، دین هم نهایتا به امری غیر ضروری تبدیل می‌شود که دیگر سامان دهنده همه امورات زندگی نخواهد بود. در این نوع زندگی، انسان باید ابعادی را رعایت کند که موجب بقای او در سازمان خواهد شد. و این بیشتر به زندگی در جنگل شبیه است تا زندگیِ انسان در مقام خلیفةالهی. اینجا می‌شود بلای خانمان سوز نئولیبرالیسم را به چشم دید و آموزه هایش را که در جان مدیر این واحد صنعتی نهادینه شده را شنید. اول فکر می‌کردم خب حتما با طبیعت سازمان اداری بیگانه هستم هنوز و درست می‌شود. اما با توجه به سمتی که در سازمان دارم، کم کم کارمند ها هم در رفتارها و حرف هایشان به این موضوع اشاره می‌کردند. کم کم زیرآب زنی ها و بحث و جدل ها را هم دیدم. اینجا واقعا می‌شود اراده معطوف به قدرت را دید. تقریبا کارمند ها همه به استعفا فکر می‌کنند. چون در چنین ساختاری آنچنان فشار روانی بالاست، که حتی یک ساعت کمتر در این اتمسفر بودن، برایشان بهتر است به گمان خودشان. اگر چه این را علنا بیان نمی‌کنند. دیگر خودتان حتما تا تهش را خوانده‌اید و صحبت را خلاصه می‌کنم. تقریبا راهی برای اصلاح نیست. چون اصلاح نیازمند نیروهای جدید است تا گفتمان جدیدی در سازمان حکمفرما باشد. و این در حال حاضر امکان پذیر نیست. حالا مانده‌ام که چه کنم؟ هجرت کنم از آن سازمان؟ یا اینکه بمانم و سیاه شدن قلبم را ببینم؟ چه خوب می‌شد اگر من باب مدیریت اسلامی و سازمان اسلامی نیز مطالبی را ارائه می‌کردید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که اگر برای ادامۀ کار شرایط بهتری فراهم شود و هجرت صورت گیرد؛ کار خوبی است، ولی هنر ما آن است که در وسعت انسانی خود بتوانیم در همین میدان‌ها در مواجهه با همین افراد با سبک و سیرۀ انسانی خود به نحوی در عین هرچه بیشتر رعایت اخلاق برای خود کمکی به همین افراد داشته باشیم. به هر حال شرایط، شرایطی است که انسان‌ها با ذهنیات خود هرکجا که باشند فکر می‌کنند در جای دیگر باید خود را دنبال کنند. در مورد مدیریت اسلامی نامۀ حضرت علی «علیه‌السلام» به مالک اشتر ظرائف خاص خود را دارد که می‌توان به آن رجوع کرد. ولی باز همچنان می‌توان به مدیریت رهبر معظم انقلاب در میدان طوفانی که در مقابل خود دارند؛ نظر کرد که چگونه نه تنها گوهر انسانی خود را به فعلیت می‌آورند، بلکه متذکر انسانیت انسان‌هایی می‌شوند که در عین عدم رعایت حجاب کامل، این‌چنین برای شخص ایشان ارزش و احترام قائل‌اند و نه تنها مردم ایران بلکه مردم عراق. https://eitaa.com/taghaviniaa/5503 موفق باشید

نمایش چاپی