بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: بدون دسته بندی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16195
متن پرسش
سلام: یکی از دوستان لوح فشرده کتاب ها و برخی سخنرانی های شما را خریداری کرده است. آیا دیگران و من می توانیم آن را روی سیستم خود نصب کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ اشکالی ندارد که آن لوح فشرده را بر روی سیستم‌های دیگر نیز نصب نمایید و یا «رایت» کنید و به رفقایتان دهید. البته اگر آن‌چه تهیه شده است فروش رود، در ورژنِ بعدی، کتاب‌ها و جزوات جدید قرار خواهد گرفت. موفق باشید

16193
متن پرسش
سلام: آیا درست است علما خاک پای امامان هم نمی شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از خودشان بپرسید، خود را از این‌هم پایین‌تر می‌دانند. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» اظهار می‌دارند روحم فدای خاک پای آن حضرت شود و وقتی یکی از افراد در محضر آیت‌اللّه بروجردی«رحمة‌اللّه‌علیه» با صدای بلند گفت برای سلامتی امام زمان و آیت اللّه بروجردی صلوات؛ حضرت آقا بسیار خشمناک شدند که چرا اسم ایشان در عرض اسم حضرت مولایمان صاحب‌الزمان«صلوات‌اللّه‌علیه» آورده شد؟! موفق باشید

16169
متن پرسش
به نام خدا عرض سلام: یک سخنرانی از جناب آقای پناهیان مشاهده کردم که می فرمایند طبق روایات همسر هرکس مشخص است و هیچ چیزی نمی تواند آن را تغییر دهد و خیلی به این تشریفات قبل ازدواج توجه نباید کرد و عقد هرکس در آسمانها بسته شده و کسی خودش همسرش را انتخاب نمی کند. منظورشان چیست؟ با تشکر التماس دعا اگر لازم باشد می توانم از طریق تلگرام فیلم را برای جناب موسویان ارسال کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنا است که در جواب سؤال شماره‌ی 16098 و 16167 عرض شد. موفق باشید

 

16162
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به طریقه نفی خواطر سید بحر العلوم که در زیر آمده طريقه نفي خواطر در رساله عرفانی علامه سید مهدی بحرالعلوم ليكن در رساله منتسب به مرحوم بحر العلوم اين طريق را اجازه نمى ‏دهد و در آنجا اصرار شديدى دارد بر آنكه نفى خواطر را بايد بدون ذكر نموده و سپس وارد در مرحله ذكر شد چون نفى خواطر با شمشير ذكر بسيار خطرناك است. در آنجا چنين گويد: بسيارى از متشيّخين طىّ مرحله نفى خاطر را به ذكر مى‏ آموزند (بديهى است كه مراد از ذكر همان التفات و توجّه قلبى است نه ذكر لسانى كه در اصطلاح به آن ورد گويند) و اين بسيار خطرناك است چون حقيقت ذكر عبارتست از ملاحظه محبوب و قصر نظر بر جمال از دور، و هنگامى تماشاى محبوب جايز است كه چشم از غير او بالمرّه پوشيده شده باشد زيرا محبوب غيور است و از غيرت او اينست كه چشمى كه او را ديد روا ندارد كه ديگرى را ببيند، و هر ديده ‏اى را كه از روى او برداشته و به ديگرى نظر كند كور نمايد، و ديدن او و ديدن غير او منافى غير اوست، و اگر اين ديدن و روى بازداشتن تكرار شود به منزله استهزاء است، و محبوب چنان قفائى بر وى زند كه نه سر جويد نه كلاه: وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ «آيه 36، از سوره زخرف» : «و هر كه از ياد خداى رحمن چشم بپوشد شيطانى را برايش برانگيزيم كه قرين و همراه وى باشد» بلى يك نوع از ذكر در نفى خواطر مجوّز است و آن اينست كه غرض از ذكر نظر بر جمال محبوب نباشد بلكه مراد ردع شيطان باشد، مانند كسى كه مى‏ خواهد غير را از مجلس براند فلذا محبوب را مى‏ خواند، در اينجا غرض تهديد و تخويف غير است. و آن بدين طريق است كه در حالت اشتغال به نفى خواطر اگر خاطرى به نوعى حمله كند كه دفع آن بسيار مشكل و صعب باشد به جهت دفع آن به ذكر مشغول شود. امّا طريقه محقّقين راه و واصلين آگاه آن است كه در تعليم مبتدئين و ارشاد ايشان اوّل امر به نفى خواطر كنند و سپس به ذكر پردازند. و براى نفى خواطر اوّل به سالك امر كنند كه به يكى از محسوسات چون سنگى يا چوبى توجّه كند و مدّتى چشم بدان بدوزد و مهما امكن چشم بر هم نگذارد و به جميع قواى ظاهريّه و باطنيّه بدان متوجّه شود. و بهتر اينست كه اربعينى بدان مداومت كند، و در خلال اين مدّت از سه ورد «استعاذه» و «استغفار» و ذكر «يا فعّال» استفاده نمايد، و بعد از فريضه بامداد و شام بدين اذكار اشتغال ورزد. و پس از اين مدّتى به قلب صنوبرى خود توجّه كند و مدّتى بر اين مداومت نموده و بالكلّيّه متوجّه آن گردد و به جز خيال آن خيال ديگرى را به خود راه ندهد، و در خلال اين عمل اگر خاطرى حمله كند و تشويشى روى دهد از كلمه لا موجود الا اللّه 74 و كلمه الله استمداد جويد. و مدّتى بر اين عمل مداومت نمايد تا كيفيّت بى‏ خودى دست دهد. و ذكر در خلال اين عمل «استغفار» و ذكر «يا فعّال» است و تكرار اسم «يا باسط» بسيار نمايد. و چون سالك به اين مرحله رسيد مأذون است بقيّه مرحله نفى خاطر را به وسيله ذكر نفسى خيالى اتمام نمايد تا خاطر بالمرّة مندفع گردد زيرا بقاياى خواطر ان شاء الله به دخول در مراتب ذكر و فكر خود به خود مندفع خواهد شد». انتهى ملخّصه. صفحه 143 تا 145– رساله لب اللباب فی سیر و سلوک اولوالاللباب 1. حال با توجه به متن بالا این نحوه نفی خواطر مورد تایید می باشد و اشکالی در آن نیست؟ کمی شرح دهید 2. اگر این نحوه نفی خواطر مورد تایید نیست؟ به چه نحو و چه کیفیتی باید نفی خواطر کرد چون این را می دانیم که خواطر امر حادث و علتی دارند و مهم نحوه برخورد با آنهاست؟ 3. از چه اذکاری با نفی خواطر باید بهره برد به چه کیفیت؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سال‌های قبل این متن را دیدم ولی در جمع‌بندی، دستور آیت اللّه جوادی را راحت‌تر می‌دانم که می‌فرمایند بهترین ذکر، یاد مرگ است. و در این فضا دستورات شرعی و عبادات در جای خود قرار می‌گیرد. لذا بیشتر به مباحث معاد باید پرداخت تا إن‌شاءاللّه بشود همواره خود را در قیامت احساس کرد. موفق باشید

16152
متن پرسش
سلام علیکم: بهترین روش برای تزکیه نفس چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین روش تزکیه رعایت تقوای الهی است. به نظر بنده سه جلد کتاب «مقالات» مرحوم آیت اللّه شجاعی«رحمة‌اللّه‌علیه» در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

16151
متن پرسش
با عرض معذرت و عرض سلام: یعنی شما می فرمایید در این قضیه که روسی ها وارد بلاد اسلامی شدن هیچ مسئولیتی بر گردن ما نیست؟ بنده غیر از این سوال می خواستم بدونم استفاده از کفار اهل کتاب بر علیه مسلمانان طبق فقه ما صحیح هست؟ استفاده از کفار بر علیه کفار صحیح هست البته با شرایطی، ولی بنده هرچه جست و چو کردم متوجه نشدم استفاده از کفار اهل کتاب علیه مسلمانان صحیح باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که روسیه بر اساس حضور قبلی که در بندر طرطوس در سوریه دارد و قراردادی با آن کشور از قبل داشته، موضوع فرق می‌کند با آن نوع تقسیم‌بندی‌هایی که ما در فقه خود داریم که در مقابل تجاوز کفار به بلاد مسلمین وظایفی را به عهده داریم. موفق باشید

16149
متن پرسش
سلام: کتاب «بحران غرب متجدد» از رنه گنون را تهیه کردم، به نظرتان برای شروع خوب است؟ اگر پاسختان منفی است، بفرمایید با کدام کتاب این نویسنده شروع کنم؟ و اساسا این نویسنده با چه شیوه ای نقد می کند؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب بسیار خوبی است و اساساً رنه‌گنون از نادر، متفکرانی است که در نقدِ غرب به روشی حکیمانه وارد شده است. موفق باشید

16131
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیه ای هست مربوط به روز قیامت «لمن الملک لله الاواحد القهار»، استاد سوال من این است که آیا در همین دنیا هم این آیه متجلی است؟ یعنی الان هم به همین شدت ملک از آن خداوند قهار است؟ یا در قیامت این حالت است به خاطر شرایط خاص قیامت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین روشن می‌کند اگر سالک به خوبی سلوک کند با تجلی نور احدی همان حالت را در دنیا می‌یابد. موفق باشید

16115
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید سوال قبل ناقص اومد. خواستم ازتون بپرسم که آیا در زمان حاضر به نظر شما اساتید عرفان عملی و سیر و سلوک چه کسانی هستند و به نظر شما در زمان حاضر برای سلوک می شود به چه کسانی مراجعه کرد و کمک و راهنمایی گرفت؟ لطفا اگر امکان دارد اسم ببرید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی آیت اللّه بهجت، علم تو استاد توست. عرفان نظری می‌تواند به عنوان علم ما، استاد ما باشد و در این رابطه، کتاب «فصوص‌الحکم» از محی‌الدین و «منازل‌السائرین» از خواجه عبداللّه کمک‌کار است. موفق باشید

16120
متن پرسش
با سلام: من کتابهای «معرفت نفس» و از «برهان تا عرفان» و «خویشتن پنهان» و... را مطالعه کرده ام. اما سوالی برایم پیش آمده و آن اینکه طبق نظر «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» ملاصدرا، نفس حادث می شود با جسم، اما این صحبت که انسانها قبل از آفرینش کینونیت عقلانی داشتند چه می شود؟ اگر ممکنه این بحث را برایم روشن بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن بحث در جای خود، بحث درستی است که وجود علمی انسان‌ها نزد خداوند قبل از حدوث در بستر عالم ماده واقع است. بحث ملاصدرا در رابطه با تعلق آن نفس به بدن است که این در بستر جسمانی به کمک حرکت جوهری محقق می‌شود. موفق باشید

16106
متن پرسش
با سلام: از استیکرهایی که در کانال قرار می دهید با موضوع روزه یکی از آنها توصیه ای از استاد طاهر زاده بود بنابر اینکه تا کمی بعد از افطار هم غذا نخوریم تا اسب چموش رها نشود و جالب است استاد تعابیری سنگین دارند از جمله تقوی از دست می رود و اسب چموش بر می گردد. این دیگر چه تدینی است؟ کجای دین گفته اند بعد افطار هم غذا نخوری مستحب است؟ چرا ریاضات شرعیه باید به اسم مراعات تقوی لحاظ شو؟ تقوی که هیچ، ورع هم این اقتضا را ندارد، چون مبنا غلط است، مگر مبنای ما شهود در عالم است؟ مبنا ایمان و عمل صالح است یا شهود؟ اگر مبنای ما ریاضات شرعیه باشد که تا حدی با مرتاضان و امثالشان مشترک الوجهیم و این اوج بی اخلاصی است، اخلاص زمانی است که دستور و فرامین الهی اجرا شود،نه بدعت هایی که تمایل نفس را به کشف و شهود بالا می برد. بعد هم گیرم که دستور العمل سازنده ای باشد و مجرب آیا برای همه قابل اجراست؟ آیا با نشر مجربات خود مردم را از دستورات جامع اهل بیت (ع) دور نمی کنیم؟ بله اگر به عنوان سفارشی برای نگهداری نفس از لذایذ مطرح می شد بسیار عالی بود اما حواسمان باشد تقوی معنای جامعی دارد و یک اصطلاح است. و بقول آیت الله میرباقری حواسمان باشد درکمان از مفاهیم هم بر شهودمان تاثیر دارد. حتما جوابم را بدهید. یا علی مدد. با آرزوی سلامتی برای استاد طاهرزاده
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به عنوان طاهرزاده هیچ‌جایی عرض نکرده‌ام با رسیدن به موقع افطار باید غذا نخوریم!! – و اشکال شما به چنین سخنی اشکال به‌جایی است – عرض بنده آن است که مواظب باشیم هنگام افطار پرخوری نکنیم زیرا در آن صورت نتیجه‌ی لازم را نمی‌گیریم ولی نه به آن معنا که روزه‌مان قبول نمی‌باشد. در آخر آیه‌ی روزه می‌فرماید: «لعلکم تتقون» و این نشان می‌دهد باید برای تحقق تقوا زمینه‌های دقیقی را در روزه فراهم کرد. موفق باشید

16095
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در جایی بحث از این بود که استفاده از کفار و روسی ها علیه مسلمان ها حتی داعشی هم باشند جایز نیست. طبق قاعده نفی سبیل آیا چنین چیزی جایز هست؟ بنده هم گفتم همین که آقا اجازه دادن خودش یعنی یک دلیل فقهی، اما اون بنده خدا می گفت دلیل فقهمی میخوام. جنابعالی میتونین کمک کنین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قاعده‌ی نفی السبیل، حاکمیت کفار بر مسلمین را نفی می‌کند و این ربطی به کارِ روسیه در سوریه ندارد که آن به دنبال حفظ منافع خود در مقابل تکفیری‌ها قرار گرفته است. موفق باشید

16094
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه، سفارش بسیاری به انجام واجبات و ترک محرمات داشتند، استاد دنبال کتاب مفصلی درباره شناخت محرمات و واجبات هستم. آیا حضرتعالی در میان کتاب ها یا سخنرانی های تان همچین کتاب یا سخنرانی ای دارید و اگر نه آیا به بنده کتابی معرفی می نمایید که به آن مراجعه نمایم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب را در مورد واجبات و محرمات، رساله‌های عملیه فرموده‌اند. شاید دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در نامه‌ی خود به فرزندشان متذکر وظایف و ظرائفی می‌شوند، جواب نیاز شما را بدهد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

16092
متن پرسش

با عرض سلام و احترام: لطفا سوالات با کدهای پیگیری 16062و کد 16053 رو پاسخ بدهید. در انتظار پاسخشان به سر می برم. هم چنین قسمت دوم سوالی جامونده به این شرح: «چرا همانطور که فیلم آوینی، یادآور عالَم برتر و حقایق هست، تصویر (فیلم) یک درخت، ما را با حقیقت آن درخت مرتبط نکند؟ مطالبی که در کتاب سلوک بیان فرمودید را خواندم و سوالم این است که چه چیزی فیلم شهید آوینی را متمایز می کند از آنچه که درباره ی نسبت تصویر یک درخت با خود آن درخت در کتاب سلوکتون فرمودید. و چه اتفاقی می افتد که فیلم آوینی، باعث ارتباط دو روح می شود (روح ما و روح انقلاب)؟» با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از سؤالات جواب داده شد و سؤال دیگر هنوز برای جواب‌دادن، نیاز به فرصت دارد. در جواب به این نکته‌ی اخیر باید بدانید هراندازه که انسان از غلبه‌ی ماهیات بر ذهنش آزاد شود به همان اندازه مظاهرِ اسماء الهی انسان را به عهد قلبی‌اش با حضرت حق منتقل می‌کند. فیلم‌های شهید آوینی با نظر به عهد قدسی که شهداء به تاریخ آوردند؛ نقش بسزایی در این امر داشت و لذا می‌توان شهداء را مقدمه‌ی انتقال انسان به عهد قدسی دانست در حدّی که انسان به جایی برسد که در معراج خود، جبرائیل را پشت سر بگذارد و «آینه بشکست و رخ یار دید». موفق باشید

16091
متن پرسش
سلام: وقتی شهید آوینی می گوید که دنیای امروز دنیای روش ها و ابزار است 1. آیا منظور ایشان اصالت روش ها و ابزارِ تصرف در طبیعت است یا ذات اصالت روش و ابزار مد نظر ایشان است؟ 2. آیا در تمدن نوین اسلامی اصالت باید به روش و ابزار معاشقه با طبیعت داده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرق نمی‌کند. فرهنگ غربی در هر حال اصالت را به روش و ابزار می‌دهد، نه به خصلتِ رجوع به حقیقت 2- در تمدن اسلامی، اصالت به حقیقت داده می‌شود و در حدّی که رابطه‌ی انسان با حقّ به هم نخورد، از ابزارها استفاده می‌گردد و در نتیجه معاشقه‌ی انسان با طبیعت محفوظ می‌ماند در حالی‌که انسان غربی معنای خود را در مصرف محصولات تکنولوژی شکل داده است، آن‌هم به هر قیمتی که باشد. موفق باشید

16087
متن پرسش
با عرض سلام مجدد خدمت استاد: پیش از این در قالب سئوالی وضعیت موجود در تلگرام و برخی شبکه های اجتماعی خارجی برای جنابعالی شرح دادم و نسبت به حضور سایت شما و برخی از سایتهای مذهبی دیگر اعتراض کردم که در پاسخ فرموده بودید: «باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقای دست‌اندر کار موضوع سایت، مفصل در این مورد بحث و بررسی داشته‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که در هر حال فعلاً نباید میدان این‌گونه وسایل را برای دشمن خالی گذاشت و پیام انقلاب اسلامی را از این طریق به گوش افراد نرساند. همان‌کاری که جمهوری اسلامی به تعبیر رهبری عزیز با تریبون سازمان ملل انجام می دهد. موفق باشید» البته بنده به عنوان شاگرد شما و کسی که مبانی فکری جهان مدرن را از شما آموخته ام همواره از سخنانتان استفاده کرده و مدیون هستم. پایان نامه ارشد خود را با عنوان بررسی و نقد مبانی علم مدرن برایتان فرستادم مقاله ای تحت عنوان نقش اعتقاد به رزق مقدر از منظر اهل بیت (ع) با کمک کتابتان استخراج کردم که چاپ شد و اکنون مشغول رساله دکترا در همین فضا هستم. به نظرم در پاسخ شما سه نکته قابل تامل وجود دارد! اول اینکه فرمودید رفقای دست اندرکار سایت شما به این نتیجه رسیده اند. من نمی دانم این عزیزان تا چه حد نسبت به این شبکه ها مطلعند اما یقین دارم از ماهیت حقیقی شبکه های اجتماعی خارجی آگاه نیستند چنان که بسیاری از جوانان حزب اللهی این گونه اند. اساسا مدیریت این شبکه ها با طراحی آنها قصد جمع آوری اطلاعات، داده کاوی و مدیریت افکار عمومی را دارند و هرچه در این شبکه ها می گذرد تحت تسلط کامل آنهاست. با این اوصاف مشارکت در این شبکه قطعا بازی در زمین دشمن است. البته در زمین دشمن هم می توان رفت اما نه برای بازی بلکه برای عملیات و کسانی هم که برای عملیات می روند اولا نباید با پرچم و نشان خاصی بروند و ثانیا باید کاملا آموزش دیده و در هماهنگی با مدیران عملیات برون مرزی باشد تا با شکست مواجهه نشود. برادارن عزیز ما که برای چنین کاری وارد این فضا شده اند با فاصله اندک مورد شناسایی قرار گرفته و اکانت آنها حذف شده است چنانکه تلگرام سال قبل 26 هزار نفر از برادرانی که با این قصد وارد آن شدند شناسایی و حذف نمود که نمونه اش کانالهای مربوط به رهبران مقاومت در لبنان و یمن و بحرین است. با این اساس یقین دارم هر کانالی که وارد این شبکه ها شده و حذف نشود یا برای آنها بیضرر است یا نفعش به ضرر آن می چربد. نکته دوم اینکه فرمودید نباید زمین را برای دشمن خالی گذاشت. البته حرف درستی است ولی اولا چنانکه گفتم نباید هم در زمین دشمن بازی کرد. ثانیا این سخن باز نشان از عدم آگاهی نسبت به ماهیت این شبکه هاست. اساسا مدیریت این برنامه ها با استفاده از فناوری هوش مصنوعی قادر است ضریب اثرگذاری برای گروههای خاص را به حداقل برساند و آنها را در یک لوپ قرار دهد که صرفا اعضای همفکر گروه در یک چرخه ی بسته تبادل اطلاعات می کنند اما توهم اثرگذاری دارند. برادرم جناب آقای مومنی نسب می گفتند در گفتگو با آقای شریعتمداری نسبت به حضورشان در تلگرام و اینستاگرام اعتراض کردم که پاسخ دادند ما برای اثرگذاری رفته ایم که به ایشان متذکر شدم این توهم اثرگذاری است در حالی که دارید مدیریت می شوید و خودتان نمی دانید. هنر شما فقط این است که جوانان حزب اللهی را به شبکه هایی می برید که در مجاورت شما بی بی سی و شبکه های دیگر اعم از فساد و فحشا هم هستند و آنها را آسیب پذیر و دست کم سکولار می کنید، علاوه بر اینکه با افزیش کاربرانش قدرت آنها را افزایش و از قدرت شبکه های داخلی می کاهید. نکته سوم فرمودید رهبری عزیز پیام اسلام را از تریبون سازمان ملل به گوش افراد رساند. این یک مثال مغالطه آمیز است. زیرا اولا در شبکه های اجتماعی در یک چرخه بسته شما فقط پیامتان را به همفکران خود می رسانید که هنر زیادی نیست. ثانیا چنانچه گفتم این توهم اثرگذاری است که ما را به چنین می دانهایی می برد. بجای این مثال حضرت آقای مکارم مثال صفوان جمال را زدند که می خواست شترانش را به عامل ظلم اجاره دهد ولی مورد نهی امام کاظم علیه السلام قرار گرفت زیرا ضمن کمک به ظالم؛ امید داشت که تا برگشت شترانش، عامل ظلم زنده بماند. به هرحال بنده وظیفه داشتم نسبت به این خطر هشدار بدهم. خطری که گاها خواب را از چشمانم می رباید. نتیجه خبرگان تهران و مدیریت افکار عمومی توسط این شبکه های انگلیسی آمریکایی صهیونیستی شاهدی روشن بر دغدغه حقیر است. رفقای دست اندرکار شما اگر می خواهند در شبکه های اجتماعی کار کنند شبکه های داخلی مثل بیسفون و سروش و سلام و ... هم هستند که با این کار شما هم کمک و هم تقویت می شوند و هم کار عقلایی تری است. اگر هم نسبت به این کار تردید دارند دوستان طلبه و متخصص در دفتر مطالعات فضای مجازی انقلاب اسلامی dmfm.ir می توانند جنبه های پنهانی از ماهیت خطرناک موضوع را که رهبری معظم هم چندین بار هشدار داده اند روشن کنند. هشداری که تا کنون هیج توجهی به آن نشده است. با عذر فراوان از اینکه مصدع اوقات ارزشمنتان شدم. یکی از شاگردانتان در شهر مقدس قم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نظرات جنابعالی را به دوستان می‌رسانم. در هر حال باید موضوع از جوانب مختلف بررسی شود. واژه‌ی بازی‌کردن در زمین دشمن وقتی به‌کار می‌رود که بخواهیم اهداف دشمن را رعایت کنیم. عنایت داشته باشید دشمنان اسلام بیش از آن‌که هوشیار باشند، احمق‌اند. لذا در عین دقت به نقشه‌های آن‌ها نباید مرعوب آن‌ها شد. موفق باشید

16083
متن پرسش
سلام استاد: نظرتون را میشه راجع حمایت آقای زیباکلام از رفتار خانم فائزه هاشمی با بهایئان بفرمایید؟ اینکه ایشون به احترام به عقاید هر فرد را اخلاقی و اسلامی میدونن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان سخنان آقای زیباکلام نیستم. ولی مگر جایی برای حمایت می‌ماند؟!! جز این‌که سیاسیون ما برای رأی‌آوردن به بهائیان هم امید بسته باشند زیرا از حمایت جبهه‌ی فکری و فرهنگی انقلاب مأیوس شده‌اند. موفق باشید

16082
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: پیرو سوال 16035 آقای یزدان پناه در کتاب مبانی و اصول عرفان نظری، نظری جز این دارند: در آن کتاب آمده است اعیان ثابته در مرتبه واحدیت معلوم حق می گردد - در بخش دیگر کتاب می فرمایند اعیان ثابته در تعین ثانی معنا پیدا می کند و همچنین فیض اقدس مطابق تعین ثانی می دانند و تعین ثانی را مقام واحدیت معرفی می کنند. سخنان آقای رمضانی در این خصوص: اما از این جهت که آنها «من حیث هی موجودة بوجود علمی»، باید بگوئیم: آنها در صقع ذات، در حضرت علمیه، در مرتبه واحدیت و در تعیّن ثانی قرار دارند؛ یعنی در حضرت احدیّت و در غیب ذات حرفی از اعیان ثابته نیست تنها جایی که می‌توان برای آن در نظر گرفت و از آن دفاع کرد حضرت علمیّه است که از آن به مرتبه واحدیت یا تعین ثانی و یا تعابیر دیگری که ممکن است وجود داشته باشد، تعبیر می شود. ما فعلاً در مقام تعریف و بیان مرادیم، اثباتِ اعیان ثابته و‌ اشکالات آن و جواب‌ از آن اشکالات، در مراحل بعدی بحث دنبال می شود. بنابراین مجلّ تقرّر اعیان ثابته از آن جهت که به وجود علمی موجودند، حضرت علمیه است نه حضرت احدیت و نه هویت غیبیّه، مانند این که شما اگر بر ذات و هویت غیبیۀ خودتان تمرکز کنید خواهید دید در آنجا هیچ کثرت و تعینی نیست؛ اما وقتی در صقع ذات و حضرت علمیۀ خودتان، تصورات ذهنی خودتان را سامان می دهید، می‌بینید که آنها در برابر شما رژه می‌روند، تکثر معنا پیدا می کند و بعضی از آنها از بعضی دیگر امتیاز می یابند اینها در مرتبه ذات شما به این نحوه ظهور و حضور یافته و مشاهده می‌شوند. این، یک مثال بود اکنون شما این مثال را بالا ببرید و بر صقع ذات حق تعالی و مرتبۀ واحدیت و حضرت علمیه تطبیق دهید. در هویت غیبیه که «لا اسم و لا رسم له» هیچ خبری از کثرت نیست، در مرتبه احدیت هم که حقیقتی یک پارچه است و تعین پیدا کرده و اصطلاح تعین اول را به خودش اختصاص داده خبری از آنها نیست چون همۀ کثرات در تعین اول مستهلک اند؛ اما در مرحله تعین ثانی یا مرتبه واحدیت است که می‌توانیم تکثر را تعقل و تصور کنیم. و در همین جا است که اعیان ثابته، تکثر اسماء و صفات و ظلال و سایه های اسماء و صفات مطرح است. عبدالرزاق کاشانی عین ثابت را این گونه تعریف می کند: «"العین الثّابتة" هی حقیقة الشیء فی الحضرة العلمیّة لیست بموجود بل معدومة ثابتة فی علم الله و هی المرتبة الثّانیة من الوجود الحقّی.» عین ثابت همان حقیقت شیء در حضرت علمی است، موجود نیست بلکه معدوم است و در علم خدا ثابت است و آن مرتبه ی دوم وجود حق می باشد. و موارد دیگر. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در توصیف اعیان ثابته گفته می‌شود «ما شمّت رائحة الوجود» نظر به حقیقت علمیِ اعیان ثابته دارند و این مقام احدیت است که همه‌چیز در آن مقام مستهلک می‌باشد. می‌ماند که اگر برای حضرت حق مقام هویت غیبیه‌ای را نیز مدّ نظر قرار دهیم – به عنوان مقامی بالاتر از مقام احدیت – مقام احدیت به عنوان تعیّن ثانی مطرح می‌گردد. ولی اگر مقام احدیت را تعیّن اول گرفتیم، مقامِ واحدیت می‌شود تعیّن ثانی. در هر حال وجود علمیِ اعیان ثابته، غیر از وجود عینی آن‌ها است که با تجلیِ اسماء الهی بر آن‌ها شکل می‌گیرند و بدین لحاظ گفته می‌شود وجود عینی اعیان ثابته در مقام تعیّن ثانی قرار دارند. عمده توجه به دو مرتبه‌ی علمی و عینی اعیان ثابته است. مهم نیست که ما تعیّن اول و ثانی را چگونه قلمداد کنیم. به نظر بنده همان‌طور که جناب آقای یزدان‌پناه تعیّن اول را «احدیت» و تعیّن ثانی را «واحدیت» گرفته‌اند، جمع‌بندیِ خوبی است. موفق باشید 

16061
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: با توجه به آنچه درباره اجتهاد آقای هاشمی فرمودید می شود بفرمایید ایشان در چه سنی و با اجازه کدام مراجع اجتهاد خود را دریافت کردند؟ جناب استاد شما در تربیت معلم می فرمودید یکی از مشکلات هاشمی این است دایما در حال گریز و خطر بودند و در مقابل استادهای بزرگ زانو نزده اند این مطلب با اجتهاد ایشان چگونه همخوانی دراد؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجتهاد فقهی آقای هاشمی غیر از شکل‌دادن به شخصیتی است که با تعمق در متون دینی و اصلاح نفس حاصل می‌شود. در ابتدای انقلاب نمایندگان مجلس باید مدرک خود را مطرح می‌کردند و ایشان در همان زمان به عنوان مجتهد در فقه مطرح بودند و کسی هم در این مورد مناقشه‌ای نداشت زیرا ایشان در درس خارج فقه و اصول اساتیدی همچون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی و آیت‌الله مرعشی نجفی  شرکت می‌کردند. موفق باشید

16060
متن پرسش
بسم الله النور از آنجایی که درس فلسفه از پیچیدگی های زیادی برخوردار بوده و از طرفی وادی حساسی می باشد لکن چون بسیاری از اساتید از احاطه علمی برخوردار نبوده لذا نوعا ورود به این وادی با تزلزل اعتقادات همراه می باشد. مضافا بر اینکه فلسفه ی مدون خوانده شده در حوزه صرفا براساس رأی و نظر فلان فیلسوف بوده و این همه احادیث و آیات فلسفی گون مدخلیت در معروضات فکری ایشان نداشته و اگر هم داشته چون مبنای قرآنی و حدیثی مشخص نیست نمی شود سیر استنتاج فکری برای فلان مطلب فلسفی را پیدا کرد. و زمانی که به کتبی چون حدیث مفضل یا عیون اخبارالرضا رجوع می نماییم به ظرافتهای کاملا متقن برخورد کرده که یا دخیل در آرای فلسفی نشده و یا اگر شده حق مفاد آن مراعات نشده است. بنده مخالف آن بوده که آرای اندیشمندان به خورد طلاب داده شود بدون اینکه سیر فهم آنها از آیات و روایات برای ایشان ملحوظ شده باشد. مثلا اینجانب سوال ظریفی را از مجامع فلسفی و اساتید مختلف جویا شده که ایشان بعضا یا مسکوت گذاشته یا جواب غیر متقن داده اند که برای استدراک این مطلب ،سوال در ذیل آورده می شود: و اما بعد؛ در قرآن کریم می فرماید «لیس کمثله شیء» و از طرفی بسیاری از محکمات و ادله قرآنی و روایی تأکید دارد که ذات اقدس الهی از هر شبه و متشبه ای مبری است و هیچ کس حتی «اول ما خلق الله نوری» نیز راهی برای ادراک کنه ذات مقدس الهی ندارد و صرفا ماسوی الله هستی خداوند و تجلیات او را ادراک کرده لذا سوال اساسی اینجاست چگونه بسیاری از فلاسفه حتی اسلامی مثل علامه طباطبایی و سایرین قائلند وجود الهی و وجود ماسوی الله هر دو وجودند و صرفا وجود اقدس الهی وجودش مشدد است و مابه الاشتراک ما به الامتیاز است. در حالی که این معنا متبادر می شود که خداوند ذات بی نهایتی (که مستحضر هستید که این تعبیر بی نهایت نیز تعبیر ناقص و ابترمی باشد چرا که احصاء و معدود بودن لازمه ی این تعبیر می باشد در حالی هو الاول و الآخر بوده و اولیت او عین آخریت اوست) است که البته ماسوی الله را حظی از مرتبه ی نازله این وجود است و مثل ما قطره ای در برابر اقیانوس الهی است در حالی که ساحت قدس الهی منزه است از این تعابیر تشبیهی و حال آنکه لیس کمثله شیء و خداوند با خلقتش بر اهل عالم متجلی شده (الحمدلله المتجلی لخلقه بخلقه) و هیچ کس را به این وجود بسیط فهمی نیست. آیا تعبیر علمای دیگر که قائلند وجود ماسوی الله تجلی و نمود وجود قدس الهی است صحیح تر به نظر مداقه گر در این معانی نیست؟ و چگونه است که عده ای قدیم زمانی را پذیرفته اند در حالی که موید قرآنی و روایی برای آن پیدا نمی شود؟ آیا این ثمره ی هضم شدن در بیراهه های فلاسفه یونانی نیست؟)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در روايت قدسى كه حضرت حق مى‏ فرمايد:«كُنْتُ كَنْزاً مَخْفيّاً؛ فَاحبّبْتُ انْ اعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَىْ اعْرَف»؛[1] من گنجى مخفى بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم تا شناخته شوم. این روایت روشن می‌کند حضرت حق از طریق مخلوقاتش شناخته می‌شود. زیرا خود او در مقام ذات، کنزِ مخفی است. با توجه به این امر می‌توان گفت مخلوقات، مظاهرِ اسماء حسنای او هستند به همان معنایی که در سوره‌ی اعراف می‌فرماید: «و لله الاسماء الحسنی فدعوه بها» خدای را اسماء حسنایی است پس او را بدان اسماء حسنا بخوانید. فلسفه‌ی صدرایی کمک می‌کند که از طریق اصالت وجود و تشکیکی‌بودنِ آن متوجه‌ی چنین حضوری برای حضرت حق در عالم باشیم. موفق باشید   


[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 84، ص 199- شرح مقدمه‏ى قيصرى، آشتيانى، ص 1225.

16059
متن پرسش
بسم الله النور سلام علیکم: و اما بعد، بنده به چند سایت و وبلاگ که آدرس آنها در ذیل می آید و دیدن آن برای استحضار و درک مطلب لازم است را چندی پیش رویت نمودم. درک بنده این بود که این آموزه ها دارای بار منفی و ملحدانه بعضا می باشد. چرا که اولا یک نوع اصالت برای این نیروها در روح مطالب آن مفروض شده و از طرفی ذوقیات ضاله که هیچ ما به ازای خارجی ندارد مطروح شده و چه بسا اگر هم ما به ازای خارجی داشته باشد این ما به ازا در برابر روش باطل مثل کهانت و سحر بدست می آید. بنده در تذکری به گردانندگان آن معروض داشته: (بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم مع الاسف و العجب بارگذاری مطالب ضاله و بعضا شهوانی و ترویج عقائد الحادی مکاتب ضاله چون هندویسم، چون سونامی فساد و فحشاء جامعه را به بلیات شیطانی مبتلا می سازد. که البته شکی نیست قدرت تخیل و تمرکز و تفال نیک مثل سایر نیروهای موجود در گیتی یک امر مبرهن است لکن باید دیگران را بدین اعتقاد حقه رهنمون کرد که تمامی این نیروها به اذن الهی متنفذ می شود در حالی که روح برخی این خاطرات داستانی، اصالت دادن به این نیروها مفاهمه می شود. و این بزرگترین خطر یا همان فرموله کردن عقائد الحادی و تفکرات ضاله می باشد که اظهر من الشمس است که این قبیل پایگاهها برای تخدیر اعتقادات و اخلاقییات جوامع اسلامی کفایت کرده و می تواند دریچه ی نفوذ استکبار جهانی و ایادی آن را تسریع کرده و جامعه ی ما را به زخارف شیطانی و ملغمه های الحادی آلوده کند. و درگاهی که شاکله اش بر اساس تباهی باشد یقینا تالی مفاسدی چون انهدام کانون مصفای خانواده و التهابات فردی - اجتماعی را رقم زده و ام القرای جامعه ی اسلامی را به گرداب ضلالت و تباهی و فرو ریختن ارکان هدایت سوق می دهد و جامعه را به سرنوشت آندلس و عواقب شوم آن منتهی می کند. و حقیقتا این عملکرد واهی، قبح منکرات اخلاقی را شکسته و از طرفی اباحه گری اخلاقی و اعتقادی را ترویج می کنند همان رویه ی باطل شیطانی که در قرآن مجید مذمت شده و رهیافت آن را انکار معاد و سایر اعتقدات صحیحه می داند. ( بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿٥﴾ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ: بلکه انسان مي خواهد [با دست و پا زدن در شک و ترديد] فرارويش را [از اعتقاد به قيامت که بازدارنده اي قوي است] باز کند [تا براي ارتکاب هر گناهي آزاد باشد!] ( 5 ) [با حالتي آميخته با ترديد] مي پرسد: روز قيامت چه وقت است؟ سوره : القيامة آیه : 6 و7 و در آخر شما را به خشیت در برابر اوامر عالیه ی الهی دعوت نموده و از نشر و تسهیل مبادی فساد و فحشاء بجد بر حذر داشته لذا بایسته است به چارچوبهای مدون در نظام مقدس اسلامی پایبند بوده و از این گناه دخیل درسرنوشتتان، خود و دیگران را رهایی بخشید. و مبادا اینکه به سهولت خود را در دام کبائر محرمه بیاندازید که تاوان دنیوی و اخروی آن بسی سخت و سهمگین خواهد بود و نور فطرت و عظمت روحانی آدمی را مضمحل می کند. :(قَوْله تَعَالَى: { مَنْ يَشْفَع شَفَاعَة حَسَنَة يَكُنْ لَهُ نَصِيب مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَع شَفَاعَةسَيِّئَة يَكُنْ لَهُ كِفْل مِنْهَا } هر كس وساطت پسنديده‏ اى (در هر امر خيرى در نزد خدا يا مخلوق) انجام دهد او را بهره‏ اى از آن (پاداشى در دنيا يا آخرت) خواهد بود، و هر كس وساطت ناروايى (در هر امر باطلى يا در حق شخص ناشايسته ‏اى) انجام دهد او را نيز نصيبى از (گناه و وبال) آن خواهد بود، و خداوند همواره بر هر چيزى توانا و نگهبان است.) حال سوال اساسی اینجاست به نظر حضرت استاد این درک بنده از جریانات مذکور درست و حق است یا اینکه این طیف در دایره ی ضلالت نیستند؟ لطفا جواب مکفی داده و برخی خلأ های احتمالی را متذکر شوید. با تشکر و امتنان فراوان والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با دقت نظر و با نظر به رویکرد نهایی هر سایتی با آن برخورد نمود. آری! آن نوع سایتی که همان‌طور که شما می‌فرمایید عمل می‌کند، بدیهی است که باید به همان شکل جواب داد. ولی اگر سایتی صِرفاً به عنوان سرگرمی و تفنن کارهای خود را جلو می‌برد، نمی‌توان آن را متهم به دریچه‌ی نفوذ استکبار نمود. موفق باشید

16055
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: من حدودا یک ماهی با کتابهای شما آشنا شده ام ضمن تشکر بی دریغ از زحمات شما استاد گرامی و دعای خالصانه برای شما واقعا زندگی و افکارم متحول شده است. خیلی علاقمند شده ام کل کتابهای شما رو مطالعه کنم ولی از طرفی دغدغه هایی نیز برایم ایجاد شده است. اولا شنیده ام برای تزکیه نفس انسان باید استاد داشته باشد موندم چطوری بتونم استاد مورد نظر را پیدا کنم. از طرفی 10 سال است که کارمند بانک هستم با توجه به مسائلی که از طرف بعضی علما من جمله آیت اله جوادی آملی در رابطه با مسائل ربوی بودن بانک مطرح می شود به شدت نگران شده ام که وضعیت آخرتم چگونه خواهد شد. بعضی موقعه ها به سر می زنه از بانک استعفا بدهم ولی موندم با این سن با توجه به وضعیت اشتغال کجا می تونم کار پیدا کنم و ضعیت زن و بچه چی می شود؟ از طرفی اگر بانک زیر سوال باشد متاسفانه خیلی جاهای دیگر نیز زیر سوال می رود پس چطور می توان به روزی حلال دست یافت؟ خیلی دوست داشتم کسی رو پیدا می کردم که قاطعانه به من می گفت مثلا اگر بانک کار کنی می ری جهنم همین الان استعفا می دادم. خواهشا استاد بفرمایید من چکار کنم از این وضعیت شک و تردید خارج بشم؟ چون واقعا دنبال این هستم که به دنبال مسائل تزکیه نفس و آدم شدن حرکت کنم. ممنون از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد استاد، عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» شده است 2- در مورد مشکل بانک‌ها با استعفایِ شما، مشکل حل نمی‌شود. منظور آیت اللّه جوادی آن است که کارمندان متدین بانک‌ها به ادارات خود فشار بیاورند که این مسیر انحرافی را اصلاح کنند. موفق باشید

16066
متن پرسش
سلام: پسر آقای بهجت (ره) توی یه مصاحبه ای با فارس نیوز حرفی از پدرشان نقل کرده اند که حرفهای شما در جزوه دستورات آقای بهجت رد می شود متاسفانه... صحبت ایشان: آیت الله بهجت می‌گفت اگر کسی در معنویات به مرحله‌ای رسید که دیگر نمی‌داند کدام راه را برود، یقینا اگر آنجا برای خدا بایستد و حتی با نود درصد اطمینان نیز حرکت نکند غیر ممکن است که خدا برایش معلمی نفرستد و راه را نشانش ندهد. این هم سندش : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910228000066 اگر می شود راهنماییم کنید. مثل اینکه مرحوم بهجت هم معتقد به استاد بودند. اما در اوایل کار نه. بلکه اواخر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع دیگری است و رعایت آن در مقابل هر مسئله‌ای کار درستی است. ولی بحثِ «علمِ تو استاد توست» یک قاعده‌ی کلّی در این تاریخ است که شرح آن در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» داده شده است. موفق باشید

16043
متن پرسش
سلام وقتتون بخیر خسته نباشید: تشکر از راهنماییهای مفیدتون و وقتی که به ما اختصاص میدین. ان شالله که جمیع خیر دنیا و آخرت نصیبتون شه و عاقبت بخیر شین. ببخشید اگر امکان داره در مورد متن زیر توضیحی مرقوم بفرمایید، تشکر استاد. آیت الله جوادی آملی (نقل به مضمون): راه خانمها برای رسیدن به خدا از آقایون کوتاهتر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم محی الدین نیز در رابطه با درک مطالب عرفانی نیز چنین عقایدی دارد زیرا دین بیش از آنکه حصولی و استدلالی باشد حضوری و قلبی است و زنان از این جهت استعداد بیشتری دارند اگر بتوانند آن را به صحنه آورند. موفق باشید

16037
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید اگر علم واقعی نوری است که خدا در دل بندگان مخلص خود می اندازد و اصل علم بصورت حضوری و شهودیست، پس درس خواندن این علوم حصولی در حوزه های علمیه چه فایده‌ای دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حصولی اساساً مقدمه ی علم حضوری است. بنا به فرمایش جناب صدرالمتألهین «المعرفه بذر المشاهده» یعنی معارف حصولی بذری است تا قلب به مشاهده ی آن حقایق برسد. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!