بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: انقلاب اسلامی و حکومت دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42078
متن پرسش

بسمه تعالی. استاد عزیز، با توجه به مبانی‌ای که در آثار شما درباره انقلاب اسلامی، استقلال، مقاومت و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، برای من یک ابهام جدی وجود دارد. اگر هدف انقلاب اسلامی حفظ استقلال و عدم‌تسلیم در برابر نظام سلطه است، چرا جمهوری اسلامی در عمل به گونه‌ای پیش رفته که بخش قابل‌توجهی از روابطش با بسیاری از کشورهای دنیا پرتنش شده است؟ آیا نمی‌توانست ضمن حفظ همان اصول و مرزبندی‌های اعتقادی، با بهره‌گیری از دیپلماسی فعال و تعامل هوشمند، مسیر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت کشور را نیز مانند کشورهایی نظیر چین، مالزی یا حتی ترکیه دنبال کند؟ امروز بسیاری از مردم احساس می‌کنند که نه در زندگی روزمره خود پیشرفت و رفاه ملموسی می‌بینند و نه کارآمدی لازم در اداره کشور را. در چنین شرایطی، چگونه باید نسبت میان «مقاومت و استقلال» با «توسعه، رفاه و کارآمدی» را فهمید؟ آیا از منظر اندیشه شما، وضعیت کنونی نتیجه اجتناب‌ناپذیر این مسیر است، یا معتقدید می‌توانستیم ضمن حفظ اصول انقلاب، با سیاست خارجی و مدیریت متفاوت، به توسعه و رفاه بیشتری نیز دست یابیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مردم همان کشورهایی که نام بردید با تمام وجود به دنبال حضور دیگری هستند. زیرا آنچه بشر جدید را در زندگی به روش مدرن آزار می‌دهد، پوچی و نیهیلیسم است و رسالت ایرانِ اسلامی آن است که جهان دیگری را مقابل بشر قرار دهد که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» عرایض مفصلی در ۵ جلد تنظیم شده است که می‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. بنگرید انسان‌هایی را که چگونه در اوج رفاه و با حضور در همان کشورهایی که به ظاهر، رفاه را به مردم‌شان داده‌اند، چه اندازه خود را در ذیل آقای شهید ایران جستجو می‌کنند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat    و https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/16  موفق باشید

42067
متن پرسش

سلام و رحمت مجدد بر استاد عزیزتر از جان و عذرخواهی مجدد در خصوص پاسخ‌هایی که مرقوم فرمودید دو نکته عارض می‌شوم. ۱. نگاه کردن به افق تمدنی انقلاب فراتر از اختلافات موجود به یک معنا درست است و به یک معنا غلط. دستیابی به افق تمدنی روشن ناگزیر از خلال اصلاح وضع موجود یا دست کم کسب شناخت و بصیرت نسبت به خطاها و انحرافات و نفوذهای حاد امروز محقق می‌شود. مادام که مقامات کشور فریفته و مجری سیاست‌های استعماری تحت القائات شبکه نفوذ باشند و بین جامعه فکور انقلابی نیز نسبت به آنها آگاهی و تذکر اتفاق نیفتد پیشرفتی حاصل نمی‌شود و لذا این مباحثات و مناظرات خودش بخشی از این فرایند گذار تمدنی است. ۲. اما گشایش‌های معنوی که با ایثارگری و بذل جان خواص اسلام مثل رهبر شهید و شهید سلیمانی‌ها و حماسه‌های تشییع به قاعده رزق لایتحسب هر از چند گاه نصیب جبهه انقلاب می‌شود نهایتاً باید در قالب حکمرانی صحیح دینی نهادینه شود تا ممد و مثبِت آن حال و آن صفا در ساختار اجتماعی شود و غایت حکومت اسلامی که حیات طیبه است برای احاد مردم محقق شود. حتی اگر تحقق این مهم برای آینده بقیه‌اللهی تقدیر شده باشد اما در دوره غیبت باید صورتی از آن حکمرانی مطلوب در ذهن‌ها ترسیم شود و حتی الامکان از استمرار خطاهای مفرط در حکمرانی که موجب مزید ابتلائات و خسارات در دوره غیبت است اجتناب شود البته به مقداری که سعه تنگ و بضاعت مزجات دوره غیبت اجازه می‌دهد. لذا وقتی افق تمدنی نورانی که حضرت استاد بدان التفات می‌دهند را با ملاحظات بالا تفصیل دادیم و صورت راهبردی و فرایندی بدان بخشیدیم، آنگاه تمام آنچه در نقد خطاهای مفرط دوستان خودی عرض شد محل اعراب خود را یافته و دیگر حمل به مقولات روان‌شناختی و اخلاقی مثل نابردباری یا عدم تحمل تفاوت‌ها یا نفی دیگران نمی‌شود. به هر حال نسبت به تهدیدات حاد و خطاهای خسارت‌باری که در این مسیر طولانی رخ می دهد باید موضع و واکنش داشت و با احاله به لمعه‌های گذرا از وجود برترمان که در ایام‌الله ظاهر می‌شود، نمی‌توان آن خطاها را که ناشی از صورت نهادینه و پایدار استعمار در نظام دانشگاهی و حکمرانی کشورمان و دستکاری‌های شبکه نفوذ است نادیده گرفت. به هر حال غفلت‌ها و خطاهای حکمرانی این دوستان موجب ریختن خون مردم و ضربات جدی به امنیت و کیان کشور و جبهه مقاومت شده است و نمی‌توان به دلیل امید به حیات أنسی و رفقیِ آینده از تذکر خطاهای مهلک امروز خودداری کرد. استاد گرامی خود از دوپارگی تاریخی و وجودی ما در منزلگاه واقع در بین تجدد و ظهور سخن گفته اند و نگرانی ما نیز از شرور ناشی از آن پاره غرب‌زده است که در کنار آن پاره نورانی ایمانی، به سان قرین شدن آب و آتش، در وجود برخی دوستان خودی قرین شده است و سر منشأ خطاها و خلط‌های بزرگ. اما در خصوص نظری که از جناب دکتر زارعی در خصوص بحث کودتا از آقای نبویان ارجاع دادید. یکی از صغرویات و حقایق تاریخی مهم که شناخت آن بسیار ضروری و البته بسیار نادر است، آگاهی از وضعیتی است که شبکه نفوذ بر سر دستگاه اطلاعاتی کشور آورده است. مطالعات ما حاکی از تأثیرگذاری قابل توجه شبکه نفوذ حتی بر عملکرد دستگاه اطلاعاتی کشور است که شامل تأثیرگذاری فکری و شناختی و سازمانی تا حتی سلطه و انحراف می‌شود بدان سان که می‌توان گفت دستگاه اطلاعاتی کشور اغلب خود یا مجری یا بازیچه طرح‌های نفوذ است. فلذا اعتماد جناب دکتر زارعی به شهادت مقامات اطلاعاتی کشور در کمیسیون امنیت ملی، نوعی خوش خیالی است. استاد گرامی را به مصاحبه آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای درباره واقعه مک فارلین و همکاری راهبردی آقایان هاشمی و روحانی با آمریکا و انگلیس به واسطه شبکه مخفی اسرائیل، مقالات آقای عبدالله شهبازی با عنوان سرویس‌های جاسوسی و انقلاب اسلامی در باره سیطره شبکه زیتون بر دستگاه اطلاعاتی و افشاگری‌های آقای احمدی‌نژاد از شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور ارجاع می‌دهم. اجمالاً اینکه به دستگاه اطلاعاتی که جان و فرماندهان کشور را هم نمی‌تواند حفظ کند و مانند جریان سیاسی غربگرا فریفته شبیخون مذاکراتی دشمن می‌شود (که در آن تعمد هم قطعا دخیل است) نمی‌توان اعتماد کرد. بگذریم که ما درگیری آقای زارعی با چهره‌های فوق‌العاده بصیر جبهه انقلاب را نمونه‌ای از بازیخوردگی خود ایشان به دست شبکه نفوذ می‌دانیم و یک بار تلاش‌مان برای تنبه و التفات ایشان به این بحث مهم به دلیل خوش‌بینی ساده لوحانه ایشان به «ارگان‌های قانونی نظام مقدس جمهوری اسلامی» بی نتیجه ماند. مطمئناً یکی از گام‌های بزرگ ما به سوی آینده بقیه‌اللهی و تحقق وجود متعالی معنوی ترابطی و انسی، شناسایی و رسیدگی به شبکه نفوذی به غایت خبیث در دستگاه اطلاعاتی کشور است که مرتب مشغول ایجاد آشوب شناختی در کنار ترویج انحرافات سیاستی و ضربات امنیتی است؛ کاری که شاید در آینده از عهده احمدی‌نژاد‌ها و بهتر از اوها بر بیاید. ان شاء الله عذرخواه از دوام تصدیع التماس دعا با خاکساری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که این نوع مکالمه را به معنی واقعی نوعی گفتگو می‌دانم؛ موجب خرسندی بنده می‌باشد و منظور بنده از گفتگو همان واژۀ «دایلوگی» است که جناب هگل در تاریخ خود به میان آوردند تا نسبت انسان‌ها در تفاوت‌های نگاه به سوی تعالیِ برتر سوق پیدا کند. لذا  «تز» در مواجهه با «آنتی تز» نتیجه نفیِ یکی و اثبات دیگری نمی‌شود، بلکه حاصلی پیش می‌آید تحت عنوان «سنتز». ما در حضورِ تمدنی خود در چنین جایگاهی قرار داریم و هگل متوجۀ این خطر بود که به جای مواجهۀ اندیشه‌ها، تقابل اندیشه‌ها پیش آمد و بسیار تلاش کرد که چنین نشود. ولی با تأسف تمام جنگ جهانی اول و دوم در دل همان اروپایی که اندیشه‌ها به میان آمدند، ظهور کرد و حدود 80 میلیون از آن مردم، خودشان را به دلایلی که از نظر خودشان موجه بود، به قتل رساندند. حال، این مائیم و آینده ‌ای دیگر که اگر بتوانیم ذیل اسلام و انقلاب اسلامی به وسعتی که آقای شهیدمان نسبت به انسان‌ها داشتند؛ خود را ادامه دهیم تا آن حدّی که حتی توصیه می‌فرمایند تا فتوایشان در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» را روی کفن‌شان بنویسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281  حال مائیم و آینده‌ای که یا می‌توانیم از این خطر عبور کنیم و یا با هزار دلیل هر کدام به گمان خودمان، «دیگری» را نفی می‌کنیم. خطری که حضرت آیت حقّ، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با بصیرت خاص تاریخی‌شان متوجه شده‌اند و این‌چنین در پیام اخیر خود تحت عنوان «تبیین مسائل مهم کشور» در تاریخ ۲۶ / تیر / ۱۴۰۵ متذکر اصولی‌ترین امور در این برهه که اصرار بر «وحدت کلمه» و «اتحاد مقدس» است؛ شدند. امری که انتظار می‌رود عزیزانِ دلسوزی مانند شما طلایه‌دار و پیشتاز چنین امری باشید. مسائلی که مطرح می‌کنید بسیار فرعی‌تر از آن است که مشغول آنان شویم همچنانکه آقای شهید ایران، خود را مشغول این امور نکردند و با سبکی خاص، آری! با سبکی خاص نشان دادند که کجاها را باید مدّ نظر قرار داد و تاریخ گواه است که مسلمانان آن اندازه که با خُلق حضرت محمد«صلوات‌الله‌علیه‌واله» به اسلام گرایش پیدا کردند، بر اساس وَحی الهی آن گرایش را نداشتند. که البته این اولِ بحث است. در این رابطه خوب است به مصاحبۀ آقای جواد موگویی و دکتر عباس عراقچی توجه فرمایید. https://eitaa.com/arshiv3133/330  آیا می‌توان آقای عراقچی و امثال ایشان را در عین تفاوتهایی که با آنها داریم، آنان را از خود ندانیم؟ موفق باشید                  

42066
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: (معرفت نفسانی؛ پایه نظام اسلامی) اگر پذیرفتیم که اسلام دین جهانیست، و اگر پذیرفتیم نظام و حکومت اسلامی مختص به عصر معصوم نیست، لاجرم از نظریه پردازی برای نظم اجتماعی، ایجاد ارکان نظم و شبکه ای به هم پیوسته و نظام مند در راستای تحقق اهداف عالیه اسلام خواهیم بود. و حال آنکه سوال اینجاست که این نظریه پردازی برپایه چه امری استوار می‌گردد؟ براستی چه کسی می‌تواند ادعا کند که در نظام اسلامی جایگاه مردم چیست؟ ارکان نظم کدام است؟ و آنچه که از این نظم در راستای تحقق امور فرامادّی استفاده می‌کند، چیست؟ در حقیقت امام راحل در چه نگاهی نظریه ولایت فقیه را بسط و گسترش داد و فرمان ایجاد مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و بسیج مردمی را داد؟ بگمان بنده نظریه پردازی در امر حکومت اسلامی، نظریه پردازی در امریست که با تأثّر از عنصر زمان و مکان در فقاهت محقق نمی‌گردد جز شناخت نظام روحانی و نفسانی خود! شناخت کارکردهای نفسانی و نظم پیچیده ی آن. شناخت نیازها و نحو رفع آن ها. که این منجر می شود اجتماع را که مبتنی بر فطرت است را به مثابه کالبد واحد در مواجه با رفع نیازهای خود انگاشت و پاسخ دهنده ی نیازهای آن را شکل بیرونی و اجتماعی بخشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. همان‌طور که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند به همان معنایی که امر به معروف در هیچ شرایطی تعطیل نمی‌شود، ذیل اسلام همواره معروفی که اسلام تعیین می‌کند و فطرت انسان‌ها با آن سازگاری دارد، حکایت هر روزگاری است با شرایط خاص آن روزگار و نظریه‌پردازی به معنای تدبّر در محکمات حقیقت نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد و به میان‌آوردنِ آن حقیقت مطابق آمادگی‌های آن جامعه. و هنر افراد متفکر آن است که اولاً: شرایط پیش‌آمده را بشناسند و ثانیاً: از افق‌های گشوده‌شده غفلت نکنند. بحث در حضور جدیدی است که دفاع مقدس موجب حضور جهانیِ ایران عزیز شد و این‌که حال، ما در این حضور تمدنی، خود را چگونه «فهم» کنیم و بعثتی که حقیقتاً برای یاران انقلاب پیش آمده، آنان به چه نوع حضوری می‌اندیشند. آیا می‌توان آنان را با نظر به بعثتی که در آن‌ها ایجاد شده، مدّ نظر قرار داد؟ موفق باشید

42062
متن پرسش

سلام و عرض ادب بر استاد معزز مردد بودم مجددا مصدع حضرت عالی شوم یا نه. با این حال با توجه به خطیر بودن شرایط و سابقه خطاهای بزرگ حکمرانان در دو-سه سال اخیر و پیچیدگی بی‌سابقه تحولات سیاسی و تشتت آرائی که فکر می‌کنم برخی بزرگان را هم می‌تواند به اشتباه بیاندازد نکاتی عارض می‌شوم. در نوشته‌های قبلی بر اهمیت شناخت انضمامی از تاریخ و امروز در کنار بصیرت‌های کلی دینی و معنوی برای نیل به بصیرت حقیقی تأکید کرده بودم. یکی از واقعیات انضمامی امروز نقش آقای قالیباف و تیم مشاوران ایشان است و مطلب اخیر شما در تمجید از ایشان داعی برای این نامه جدید شد. از یک منظر کلی، ما شاهد یک دودستگی جدی در جناح انقلاب هستیم. از یک سو جناح سیاسی آقای قالیباف با سابقه مدیریت شهرداری تهران و ریاست مجلس که با دولت اصلاح طلب پزشکیان که مورد حمایت اصلاح‌طلبان تندرو است ائتلاف کرده است و از سوی دیگر جناح خالص انقلابی که اغلب شخصیت‌های نخبه/باسابقه مستقل بدون سابقه و/یا لاحقه سیاسی حزبی و دولتی هستند. این دو جناح در عمده مسائل مانند اقتصاد و سیاسی خارجی دارای اختلاف نظرات جدی کارشناسی و البته اعتقادی هستند که با توجه به اوضاع وخیم سه سال اخیر اختلافات آن‌ها به دعواهای لفظی پیروانشان کشیده است. این تلقی من از این شکاف است. اما با کمال تعجب مطالب جناب استاد را که درباره آقای قالیباف می‌خوانم (خصوصا پاسخ ۴۱۹۹۲) تصویری متفاوت می‌بینم. تلقی جناب استاد ظاهراً این است که آقای قالیباف مجسمه بصیرت و ایثار و حضور آگاهانه در میدان خطیر امروز در کنار مشاورانی آگاه هستند و منتقدین ایشان مشتی افراد کینه‌ای و تندرو هستند که علتش عمق نداشتن ایمان‌شان است! در حقیقت به نظر می‌رسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفته‌اند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است! بنده در سؤال ۴۱۹۷۳ به طور مفصل به خطاهای جدی آقای قالیباف و آقای مهدی محمدی در جریان مذاکرات اشاره کردم. تقاضا دارم استاد گرامی مجدداً آن مرسوله را مد نظر قرار دهند. در این فقره موارد بیشتری عرض می‌کنم. جناب آقای مهدی محمدی، با توجه به هوش بالایی که دارند، روایتی از مذاکرات ارائه می‌کنند که طبق آن هر اتفاقی بیفتد نگاه آن‌ها نقض نمی‌شود و لذا همیشه می‌توانند وقایع را توجیه کنند. ابتدا می‌گفتند هدف تفاهم‌نامه تثبیت دستاوردهای میدانی است. اما ضمن آن این را هم می‌گفتند که البته ما خوشبین نیستیم و می‌دانیم به احتمال زیاد ترامپ سعی خواهد کرد تفاهم‌نامه را نقض کند. طبق این روایت دوگانه زیرکانه، تفاهم‌نامه چه نقض بشود چه نشود ایشان می‌توانند بگویند مصیب هستند چون هر دو حالت را پیش‌بینی کردند. اما سؤال جدی این است که آیا دستاورد نقدی که تفاهم‌نامه به ترامپ و نتانیاهو داد قابل اغماض است؟ اعم از خروج هزاران نفت‌کش از تنگه و بهبود جدی بازار نفت و ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا (https://farsnews.ir/EnqelabStreetTV/1784220470438521935/)، ضمن خروج ترامپ از زیر فشار انتقادات سیاسی و لغو مصوبه احتمالی کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی او و اقدام به محاصره دریایی ایران بعد از تفاهم‌نامه و اقدام اسرائيل به اشغال و پاکسازی قومی جنوب لبنان بعد از ۲۵ سال پایداری تمامیت ارزی لبنان و ضربات جدی به زیرساخت‌های حزب‌الله. آیا همه این خسارت‌ها که برخی‌شان واقعا جبران‌ناپذیر نیز هستند قابل اغماض است؟ به علاوه آقای قالیباف تفاهم‌نامه را سند شکست آمریکا نامیدند و گفتند می‌خواهند گره‌ای که با دست باز می‌شود را با دندان باز نکنند. معنی این تعبیرها آیا این نیست که بر خلاف القائات آقای محمدی، آقای قالیباف به توفیق این تفاهم‌نامه خیلی خوشبین بوده‌اند و به آن دل بسته بودند؟! به علاوه آیا مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از منع آن از طرف رهبر شهید آن هم بعد از شهادت ایشان معنای بسیار زشتی ندارد؟ یعنی انگار تیم مذاکره‌کننده بگوید با وجود حذف شخصیت معنوی بزرگ ایران که مانع مذاکرات بوده است ما حالا خودمان حاضریم مذاکره مستقیم کنیم با شیطانی که حالا دستش به خون رهبر ما هم آلوده است؟! به نظر شما آیا چنین برداشتی در ذهن بسیاری از سیاسیون غربی و مردم خودمان شکل نمی‌گیرد؟ پیشتر این هم عرض شد که مجموعه وفاق و آقای قالیباف و محمدی تظاهر می‌کردند که در مذاکرات همه چیز با رهبر معظم هماهنگ است. روایتی که آقای نبویان و برخی دیگر از نخبگان جبهه انقلاب دادند و بعدا با پیام علنی رهبری تأیید شد این بود که بر خلاف قول آن‌ها تخطی‌های جدی در مذاکرات از خطوط رهبری اتفاق افتاده بود که موجب تذکر جدی ایشان شده بود که منجر به اعلام برائت محترمانه ایشان از مذاکرات در پیام علنی ایشان شد! بنده برخی از این موارد را در سؤال ۴۱۹۷۳ هم مطرح کرده بودم اما استاد محترم با تذکر یک سری کلیات به راحتی از کنار همه آن‌ها بدون هیچ پاسخی عبور کردند و امروز می‌بینم به یک نگاه تملق‌آمیز و شاعرانه از آقای قالیباف و محمدی رسیده‌اند! بنده تلقی‌ام این است نگاه عارفانه و رومانتیکی که حضرت استاد به عالم و آدم دارند (که در جای خود بسیار مطلوب و عالی است) اما از حیث روش‌شناختی این تهدید را ایجاد می‌کند که با نگاه اسماء اللهی! و رحمانی! به شایستگی‌های نسبی و سمبولیک افراد (مانند سابقه ایثارگری آقایان پزشکیان و قالیباف) این خطاها و اشکالات جدی آنها را نبیند؛ خصوصاً که در اطراف آقای قالیباف مشاورانی هستند که شخصاً انسان‌های مؤمن و نجیب و باهوشی هستند اما چه کنیم در عرصه پیچیده سیاست ایمان و نجابت و هوش به تنهایی کافی نیست و برخی مسائل سیاسی آنقدر تخصصی و فنی و پیچیده و نیازمند ملاحظات جامع است که متخصصین هم دچار اشتباه می‌شوند، چه برسد به اینکه استاد گرامی بخواهند ایده غروب هسته‌ای و طلوع نفتی آقای شاکری مشاور اقتصادی آقای قالیباف را که ایده‌ای برای همکاری نفتی استراتژیک با آمریکا بوده را به عنوان یک سند افتخار برای آقای قالیباف تلقی کنند با اینکه این ایده به عنوان یک ایده استعماری از طرف کارشناسان انقلابی نقد شده است! بگذریم که همین آقای شاکری با دفاع از راه‌اندازی سیاست ارز توافقی به دست آقای همتی، در فاجعه سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی در دو سال اخیر که نهایتاً موجب شورش‌های دی‌ماه شد مقصر هستند. مطالبی که عرض شد به طور تفصیلی از طرف نخبگان جبهه انقلاب مطرح شده است ولی نه تنها مسموع واقع نشده بلکه ایشان در این مدت از طرف جریان اصلاحات و برخی نزدیکان آقای قالیباف مورد طعن و هتاکی قرار گرفته‌اند اما حضرت استاد می‌پندارند این نخبگان منتقد آقای قالیباف هستند که دچار تندروی هستند آن هم به دلیل ضعف ایمان! متاسفانه همین نگاه اما به شکل غلیظ‌تر و تندتر آن در آقای دکتر مجتبی زارعی هم هست که یگانه همّ خود را در این دو سال درگیر شدن با همه نخبگان منتقد وفاق و آقای قالیباف کرده‌اند و همزمان داعیه سیاست فطرت و متعالیه نیز دارند! استاد محترم! فرصت بیشتر برای تفصیل این انتقادات فنی و تخصصی نیست. اما تأمل در لیست بلندبالای منتقدان آقای قالیباف که طیفی از چهره‌های نخبه سیاسی‌تر تا فنی‌تر جبهه انقلاب را تشکیل می‌دهد باید موجب شود که در اعتماد مطلق به دو سه چهره متخصص اطراف آقای قالبیاف تردید نمایید: آقایان رسایی، ثابتی، نبویان، ایزدخواه، جبرائيلی، صمصامی، فؤاد ایزدی، عطا بهرامی، یوسف عزیزی، علی عبدی، فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، حسین دهباشی و ... این تصور که این طیف متنوع که همگی یا سابقه سیاسی قابل توجه و/یا سابقه علمی و تخصصی دارند و اغلب درست‌ترین پیش‌بینی‌ها را در موضوعات مختلف داشته‌اند همگی اشتباه می‌کنند و فقط آقای قالیباف و محمدی و شاکری درست می‌گویند به نظرم ناشی از کانالیزه بودن منابع اطلاعاتی استاد گرامی است. برای آشنایی بیشتر با این طیف منتقد گفتگوی اخیر دراین لینک را نیز علاوه بر لینک‌های پیام‌های قبلی پیشنهاد می‌کنم https://www.aparat.com/v/gaf2w28 حضرت استاد هر طور صلاح دیدند این پیام را با کم یا زیاد منتشر بفرمایند یا نفرمایند. مشکلی نیست. عذرخواه از تصدیع و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت! در راستای دو گفتگویی که تحت عنوان«ما را گفت و گویی در میان است» https://eitaa.com/matalebevijeh/23124   و  https://eitaa.com/matalebevijeh/23167 عرض شد . عنایت دارید که ورود این‌گونه به این مباحث نیاز به فرصت زیاد دارد تا بتوانیم روح و روحیۀ همدیگر را درک کنیم بخصوص که بنده ابداً و ابداً منتقدین به آقای قالیباف را «مشتی افراد کینه‌ای و تندرو» نمی‌دانم و نگفته‌ام. و این بسیار برای امثال عزیزانی چون جنابعالی خطرناک است. و از آن بدتر این‌که می‌فرمایید: «در حقیقت به نظر می‌رسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفته‌اند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است». خدا به من و شما هر دو رحم کند. به من رحم کند اگر چنین نگاهی دارم! و به شما رحم کند اگر چنین برداشتی از سخنان بنده حقیر دارید! به نظر بنده همۀ مشکل آن است که جایگاه تاریخی تفاهم نامه درست دیده نشود و فکر می‌کنم رهبر معظم انقلاب با تمام امید در این آخرین پیام‌شان سعی بر آن داشتند تا از این زاویه ما را وارد تاریخی کنند که بتوانیم «همدیگر» را بفهمیم و در این صورت نگاه امثال جنابعالی به بنده به این‌که گمان شود منتقدین آقای قالیباف تندرو هستند، به کلی تغییر می‌کند زیرا بنده عزیزان را دعوت به «تفکر» می‌کنم و اتفاقاً نگاه جناب آقای دکتر مجتبی زارعی در حالت کلی، نگاه حکیمانه می‌دانم https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4015 و این را برای امثال جنابعالی بسیار خطرناک می‌دانم که شخصیتی همچون آقای دکتر مجتبی زارعی را درک نکنید.
آرزومندم افرادی مانند آقایان رسایی و ثابتی و نبویان بتوانند افرادی چون آقای زارعی را درک کنند، در آن صورت است که ما در جهان «دیگری» وارد می‌شویم که بحث آن مفصل است. حقیقتش انتظار داشتم بعد از پیام اخیر رهبر انقلاب این نوع نگاه که بیشتر نفی نگاه هر آنکس غیر  از نگاه خودتان است تغییر کند، به همان صورتی که جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت اخیر خود در روزنامه کیهان تحت عنوان «توشه‌ای از پیام بصیرت و جهاد رهبر انقلاب» در این مورد متذکر نکات خوبی شده‌اند. https://eitaa.com/MANABEVIZHEH/797 
البته بنده با نظر به دغدغه‌های دلسوزانه جنابعالی و امثال جنابعالی به هیچ وجه ناامید نمی‌باشم، از آن جهت که انقلاب اسلامی راهی می‌باشد به سوی تعالی هرچه بیشتر انسان‌ها در انسانیت خود و دیگران، امری که در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۰۵۹ می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد.  https://eitaa.com/matalebevijeh/23300 و سعی بنده آن است در سلسله مطالب «روایت‌های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor متذکر همین امر باشم که البته گویا هنوز زمانۀ آن نرسیده است. موفق باشید    
 

42051
متن پرسش

سلام ببخشید این جنگ به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده. اینجا همان مرحله ظهور و بروز این جنگ وجودی ست.یا استقلال و امنیت و خاک ایران خواهد ماند یا ابرقدرتی و قدرت هژمون بودن آمریکا در جهان ... هیچ حالت سومی متصور نیست. یا آمریکا باید یک پیروزی روشن به دست آورد و تنگه هرمز را کاملا تحت اختیار داشته باشد یا زیربنای قدرت این فرعون زمان متلاشی خواهد شد و همین جنگ نقطه عطف غرق شدندآمریکا خواهد بود. لذا بسیار طبیعی و بدیهیست که تمام ظرفیت های خارجی و داخلی اعم از منافق و کودتاچی و سلطنت طلب و اصولگرای غربگرا و اصطلاح طلب مفسد و همسایه خائن و...همه و همه به این میدان خواهند آمد. جنگ احزاب انقلاب اسلامی ست.به هوش باشید و بیدار که دل به یاران سست عنصر نبندید و نگاهتان به نائب امام زمان باشد و بدانید که ((هر مصر فرعونی دریا دارد...)) اینجا محل تفسیر شدن آیه کلّا انّ معی ربّی ست.اینجا محل بلعیده شدن تمام سِحرهاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت الهی را بنگرید که چگونه از طریق تنگه هرمز میدانی برای حضور ما در تاریخ گشوده است که جبهه استکبار هیچ راهی برای نجات خود از این میدان ندارد و تماماً با تحقیر و شکست روبرو شده است .چه خوب گفتند که: امروز "تنگه‌ی هرمز"، تنگه اُحد است. درود بر دلاورمردان محافظ تنگه که هیچ غنیمتی قلب و توجه مراقب آنها را فریب نمی‌دهد. در این رابطه خوب است به لطف الهی بیندیشیم که چگونه خدا مقدّر کرده است تا ما بتوانیم در مقابل جبهۀ استکبار با آن‌همه قدرت‌های ظاهری، بایستیم و به لطف الهی همان‌طور که می‌فرمایید هیبت جهان استکبار از طریق این ملت بشکند. همان‌طور که آقای رامین نصیری نکات خوبی می‌فرمایند https://eitaa.com/matalebevijeh/23215   

 ایالات متحده حتی تصور هم نمی‌کرد که روزی کشوری بتواند در برابرش بایستد و از اجرای دستوراتش سر باز زند؛ با این حال، ایران نه تنها چنین کرد، بلکه آن را به وضعیتی از تحقیر کامل کشاند.

🔹این یک واقعیتی است که حاکمیت آمریکا را زجر میدهد؛ تصور اینکه ملتی وجود دارد که برای قدرت و هیبت آمریکا تره هم خُرد نمیکند، پایبند به ارزش ها و اعتقادات خود است، از شرف و عزت و استقلال خود دفاع میکند، و بر همین اساس سخت ترین ضربات را به امپراتوری زر و زور و تزویر وارد کرده، آنها را زجر میدهد.

🔹حال نه توانایی سرکوب این ملت را دارند، و نه میتوانند با وعده های سر خرمن آن را بفریبند. ایران اکنون به کمتر از تسلیم آمریکا و اخراج ارتش تروریستی اش از منطقه خلیج فارس راضی نخواهد شد.

موفق باشید

42048
متن پرسش

باسلام خدمت استاد گرامی. استاد گرامی سوالاتم را می خواستم با مقدمه وموخره طولانی تری خدمتتان ارسال کنم ولی جهت اختصار سوالاتی مختصر جهت رعایت حال ازخدمتتان می پرسم تشکر از وقتی که می گذارید ۱.استاد عزیز نمیدانم درست می گویم یا نه ولی در ذهنم اینگونه سوال هست که چرا در انقلاب تعداد افرادی که ذات انقلاب را درک کنند ویا اینکه خودآگاهی به آگاهی خود داشته باشنددر بعد از دفاع مقدس به نسبت کم بوده اند؟تا بتوانند در اجرا هم تاثیر گذار تر باشند.آیا این داستان کلی افکار بلنداست که اینگونه یاران اصلیش در ابتدا کم تعدادند؟ ۲.چرا با گذشت سالیان سال ما نتوانستیم سبک زندگی مخصوص خودمان را به شیوه متناسب انقلاب اسلامی عزیزمان ترتیب دهیم.استاد چرا ما به جز افراد صالح شاخص انقلابمان الگوی فردی سبک زندگی و...به تعداد تاثیرگذار تربیت نکردیم؟ آیا زهر شبه سقیفه سازیهای بعد از انقلاب صرفا بوده یا خیر ۳.خب شاید به نسبت افراد منصوب به انقلاب ومسولان،مردم بیشتر نیازمند یک سیستم تذکر و یاداوری دائمی واگاهی دادن به اگاهی ذاتی انقلاب شان در ادامه انقلاب داشتند حال اگر اسم این سیستم تذکر را مجموعه ساختار اموزشی کشور از اموزش وپرورش بگیرید تا حوزه وتبلیغات وصداوسیما و.‌.هرچند برخی بیشتر تحت نظارت حاکمیت هست آیا نیاز نبود که ما این قسمت از اجرا واموزش را بیشتر در قانون اساسی یا به شیوه دیگر که قابل اجرا باشد تحت اشراف نظام برای پیاده سازی وروشن کردن مردم از اینکه ما در انقلاب حرفمان چیست چه میخواهیم و...قرار دهیم تا هنوز بعد از گذشت قریب پنجاه سال گاهی سوالات ابتدایی در ذهن برخی مردم وحتی مسولان ناشی از عدم فهم انقلاب اسلامی شکل نگیرد. حال استاد باتوجه به مشکلی که درقسمت قبل بیان کردم می بینیم که ذات روشن ودرخشنده انقلاب ما گاهی آنچنان مورد غفلت قرا می گیردوجهل عده ای نسبت به انقلاب فضای موج سواری عده ای مغرض را فراهم می کند تا مقاصد ضد دین وانقلاب را پی بگیرند وفضای جامعه را هرچند کوتاه مدت مغشوش کنند وما مجبور باشیم برای وحدت با آنها وفاق کنیم بجای اینکه اصول انقلاب محور وحدت باشد عده ای ناآشنا با مفاهیم انقلاب واسلام پیش قراولان محور بشوند به جای اینکه اصول اصلی انقلاب محور اتحاد ووحدت باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مولایمان حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ،» در راه هدایت از کمی‌ اهل آن وحشت نکنید، بحمدالله مردم مبعوث شده‌ای داریم که ماورای این جزئیات داخلی متوجه اصل انقلاب و جایگاه شخصیت رهبر عزیز هستند و به خوبی می‌دانند ما تا کجاها در حال جلو و جلوتر رفتن به سوی تمدن نوین اسلامی هستیم و این امر نیاز به سبک خاصی دارد که در رهبر شهید ما  بود و به نظر بنده اگر ما جهان جدید و بشر جدید را بشناسیم، در درک جایگاه این انقلاب بزرگ بسیار موفق خواهیم بود و به هر حال خدا می‌داند چه اندازه باید نسبت به آیندۀ این انقلاب با همه ضعف‌هایی که داریم  امیدوار باشیم، به همان معنایی که آن رهبر شهید به خوبی نسبت به آیندۀ تاریخ این انقلاب امیدوار بودند. 
چشم اندازی پیش روی ماست که بسیار تعیین‌کننده است و مهم‌ترین فاکتور این خواهد بود که جامعۀ ما اتحاد و انسجام و تاب‌آوری خود را حفظ کند. میدان بزرگی در مقابل این جبهه طرح‌ریزی شده که بسیار نیازمند صبر و پایداری و شکیبایی  و حفظ وحدت ملی می‌باشد و معلوم است که دشمنان ما بسیار امیدوار به نتیجه جنگ شناختی شان هستند تا صبر و اعتماد به دست‌اندرکاران را کاهش دهند، در حالی که بحمدالله فرزندان این انقلاب در میدان نبرد با نهایت توان در صحنه هستند. به گفتۀ اساتید اهل نظر جنگی که در ذهن‌ها پیش آمده، به عنوان جنگ شناختی مهم‌تر از جنگی است که در بیرون در حال انجام است و با نظر به جایگاه تاریخی آنچه بحمدالله پیش آمده بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از  آنی است که ما فکر می‌کنیم. آمریکایی‌ها احمقانه تلاش می‌کنند با جغرافیا بجنگند با جغرافیایِ جزایر و جغرافیای ساحل و جغرافیای عمق به آن امید که مثلاً نیروی دریایی نتواند از تنگۀ هرمز صیانت کند و البته ضد انقلاب نیز در این مسیر به کمک آن که ما را ضعیف نشان دهد در تلاش است، ولی سخت باید متوجه بود شکست از نقطه‌ای شروع می‌شود که ما اجازه دهیم دشمن در ذهن ما برنامه‌ریزی کند غافل از آن‌که ما به پشتیبانی ایمان الهیِ‌مان می‌جنگیم. زیرا به خوبی می‌دانیم شکست از زمانی برای یک ملت پیش می‌آید که ذهن و قلب خود را به ادبیات دشمن بسپارد. 
مهم آن است که متوجه باشیم هیچ جای تردیدی نسبت به عظمت جایگاه تاریخی این جنگ نیست، آری! ما نیازمند به روح حماسی هستیم که تاریخ‌ساز باشد و ذیل حضور سیاسی و اقتصادی، آن حضور، حضور دیگری می‌گردد که اجازه به سیطرۀ جهان مدرن ندهد و راز امیدواری رهبر شهید ما در همین راستا بود . این است که  ما نیازمند به روحی بودیم که در این دفاع مقدس رمضانی با بعثت مردمی در حال طلوع می‌باشد و در این راستا می‌توان امیدوار به تغییر نظام آموزشی خود نیز بود و این مشروط بر آن است که  یاران انقلاب به جای آنکه  با نگاه‌های دراز مدت و با نظر به اهداف بلند تمدن نوین اسلامی، «همدیگر را بفهمند، نفی همدیگر نکنند.» موفق باشید  
 

42030
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 این روزها که دغدغه‌های مختلفی، از جمله مسئله‌ی تفاهم‌نامه و چالش‌های آن و رویارویی با آمریکا پیش آمده، خطر اصلی‌ای که باید به آن اندیشید این است که آیا ما می‌توانیم در این مسائل «همدیگر را بفهمیم»؟ 🔹 فهمیدن همدیگر، غیر از قبول نظر یکدیگر است. ممکن است کسی مخالف تفاهم‌نامه باشد و دیگری موافق. اما آیا می‌توانیم در افق انقلاب اسلامی جایی برای یکدیگر قائل باشیم؟ یا تصور ما این است که انقلاب اسلامی یک «نظریه» است و ما یا با آن موافقیم یا مخالف، و از این رو دیگری را به تحجّر یا خیانت متهم می‌کنیم؟ 🔸 این خطر وجود دارد که ما خود را «ملاک حقیقت» بگیریم، به جای آن‌که خود را در وسعت تاریخی احساس کنیم و حقیقت را در میان خود جستجو نماییم. 🔹 آیا می‌توانیم به مسئله‌ی تشییع توجه کنیم که ما در تشییع حضرت آقا بناست از همه‌ی فاصله‌ها که هر کس با فکر خود چیزی را حق می‌داند و نمی‌تواند دیگری را استقبال کند، فراتر رویم و ماورای همه‌ی اختلاف‌نظرها، یگانگی خود را احساس کنیم؟ 🔸 در این زمینه، منشور برادری حضرت امام (ره) بسیار راهگشاست. آقای انصاری در نامه‌ای به امام نوشتند که امروز شاگردان شما دو گروه با نظرات مختلف اقتصادی و سیاسی هستند و این کار اداره‌ی کشور را سخت کرده است. از آن‌جا که آنان شاگردان شمایند، اگر یک نظر را ترجیح دهید، گروه دیگر کنار می‌روند و نظر واحد تثبیت می‌شود. امام در پاسخ، پیامی نوشتند که به «منشور برادری» معروف شد. اولین نکته‌شان این بود که «اختلاف رحمت است» و عالم تشیع در طول تاریخ با همین اختلاف پیش آمده است و نباید به دنبال یک نظر واحد بود. اما باید «برادری» را بین خود حفظ کنید که اصل و اساس حرکت، برادری است. در انتهای پیام فرمودند که راه سازندگی کشور از «وحدت، برادری و تفکر» می‌گذرد. 🔹 یعنی به جای نگرانی برای یک نظر واحد، نگران وحدت و برادری میان خود باشید. این امر اساس آینده‌ی اسلام را پیش می‌برد. 🔸 ما می‌توانیم ذیل انقلاب نظرهای مختلف داشته باشیم، اما این «پیدا شدن وحدت و برادری» در میان ماست که ضامن آینده‌ی انقلاب است، نه تئوری و نظر ما. 🔹 چالش امروز ما این است که فکر می‌کنیم اگر نظر ما محقق نشود، انقلاب به بحران می‌افتد و با تحلیل‌های مختلف می‌خواهیم آن را محقق کنیم. اما تحقق انقلاب به حفظ وحدت و برادری و یگانگی است. 🔸 اگر شهادت را به مثابه امری می‌بینیم که ما را در آینده حاضر می‌کند، باید به این راه بیندیشیم که شهادت راهی است که ما وحدت خود را می‌یابیم؛ مسیری که در آن یگانگی دوباره آشکار می‌شود. 🔹 همان‌طور که آقا درباره‌ی تشییع حاج قاسم فرمودند باطن ملت که یک نحوه یگانگی است، آشکار می‌شود. با این نسبت به تشییع می‌توانیم از جهان استکبار عبور کنیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته کافی است به جای اصرار بر گرایش خود، هر گرایشی که می‌خواهد باشد، هر چند محترم؛ خود را در ذات اندیشیدن پاس بداریم حتی به قیمت احترام به نظر «دیگری». این‌جا است که تازه معنای وحدت و برادری و تفکر، ظهور می‌کند و با علاقه‌مندی تمام در جستجوی اندیشۀ «دیگری» بخواهیم خود را معنا کنیم. و این، آن‌گاه ‌پیش می‌آید که تفکر، تاریخی باشد و نظر به افقی داشته باشیم که در مقابل‌مان بر اساس اقتضائات تاریخی گشوده شده است و همۀ اصرار بنده در این روزها برای حاضرشدن در برادری و وحدت و تفکر، همین نکته است که باید به افقی نظر کرد که به لطف الهی در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است و همچنان‌که فرمودید شهادت، اشاره‌ای است به آن افق. خدا کند همان‌طورکه حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند مشعل شهادت را همواره برپا داشته باشیم. موفق باشید          

42015
متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ما همیشه در طول تاریخ اسلام شاهد تحریف مکتب و سیره انبیاء و اولیاء بوده‌ایم. همیشه عده‌ای به اسم دلسوزی برای اسلام و مسلمین به پیکره اسلام ضربه زده‌اند هرچند در حقیقت نیت شومی نداشتند و از سر جهل چنین اعمالی را مرتکب شده‌اند. پس از رحلت امام خمینی (ره)، رهبر شهید بسیار در مورد تحریف شخصیت و مکتب امام راحل صحبت می‌کردند و این تحریف حتی شامل خود ایشان هم می‌شد، چه پیش از شهادت و چه پس از شهادت و اکنون که علمدار انقلاب اسلامی رهبر سوم هستند باز هم کج‌فهمی نسبت به صحبت ولی، تحریف و سوء‌استفاده وجود دارد. چیزی از شهادت رهبر عزیزمان نگذشته و ما شاهد اختلافات و کج‌فهمی‌ها هستیم. سوال من اینست اگر اوضاع به همین شکل پیش رود و ما ارزش خون مقدس رهبر شهیدمان را ندانیم و پاسدار آن نباشیم آیا خطر گرفته شدن نعمت انقلاب اسلامی از ایران اسلامی وجود دارد؟ آیا ما افراد معمولی اجتماع در غنای فکری جامعه می‌توانیم نقش مؤثری داشته باشیم؟ چگونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نیاز به تفکر تاریخی داریم و توجه به افقی که در مقابل ما در دفاع مقدسِ رمضانی گشوده شد. در آن صورت است که مشغول اشکال‌گیری نسبت به همدیگر نمی‌شویم. ما با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت می‌باشند که روی پای خود ایستاده‌اند با شایستگی کامل. و به حمدالله نشان دادیم که کارهای دشمنانمان برایشان بی‌هزینه نیست. اگر همۀ تلاش خود را بر چنین حضور مقدسی که پیش آمده است، صرف کنیم و نسبت به ضعف‌های یکدیگر اغماض نماییم، یقیناً نتایج فوق‌العاده‌ای خواهیم گرفت و وظیفۀ ما حاضرشدن در چنین جایگاهی است. موفق باشید

41984
متن پرسش

امام علی (ع) در حکمت ۳۱۵ نهج‌البلاغه، چهار عامل را دلیل فروپاشی و نابودی حکومت‌ها و سازمان‌ها می‌داند: ضایع کردن اصول (پایمال شدن مسائل اصلی) چسبیدن به فروع (سرگرم شدن به امور جزئی و فرعی) به کار گماردن آدم‌های فرومایه و نالایق «تَقدیمُ الاَراذِل» کنار گذاشتن انسان‌های فاضل و متخصص «تَأخیرُ الاَفاضِل» ۱. تضییع الأصول (ضایع کردن اصول و مسائل اصلی) نمونه در ایران: بحران‌های زیست‌محیطی و ناترازی‌های شدید انرژی دقیقاً مصداق تضییع اصول هستند. برای سال‌ها، فرسودگی شبکه برق، کمبود گاز در زمستان و بحران شدید آب و خشک شدن دریاچه‌ها (مانند دریاچه ارومیه) نادیده گرفته شد. دولت‌ها به جای سرمایه‌گذاری بر روی این زیرساخت‌های حیاتی که ستون فقرات بقای یک کشور هستند، بودجه‌ها را به بخش‌های غیرمولد اختصاص دادند. تضعیف ارزش ریال و کوچک شدن سفره مردم به دلیل سیاست‌های پولی غلط نیز تضییع مستقیم اصلی‌ترین وظیفه یک دولت (یعنی حفظ ثبات اقتصادی) است. ۲. التَّمسُّک بالفُروع (چسبیدن به فروع و امور جزئی) نمونه در ایران: در حالی که کشور با تورم ساختاری، فساد مالی، بحران مسکن و مهاجرت توده‌ای نخبگان دست‌وپنجه نرم می‌کند، بخش بزرگی از توان نهادهای نظارتی، قانون‌گذاری و اجرایی صرف مسائلی نظیر طرح‌های صیانت از اینترنت، نحوه پوشش و حجاب شهروندان، فیلترینگ پلتفرم‌های بین‌المللی و تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها می‌شود. صرف میلیاردها تومان بودجه برای نهادهای موازی فرهنگی عقیدتی در شرایط بحران اقتصادی، مصداق بارز سرگرم شدن به فروع و رها کردن اصول است. ۳. تَقَدُّم الأراذِل (به کار گماردن آدم‌های فرومایه و نالایق) نمونه در ایران: بیماری ساختاری «رانت‌خواری سیاسی» (Nepotism) و سهم‌خواهی‌های جناحی در ایران نمونه بارز این بند است. سپردن وزارتخانه‌های تخصصی اقتصادی، صنعتی یا وزارت کار و رفاه اجتماعی به افرادی که کوچک‌ترین سابقه موثر یا دانش مرتبطی ندارند، کشور را دچار قفل‌شدگی کرده است. مدیرانی که با شعارهای تند و انقلابی پست می‌گیرند اما عملکردشان خروجی جز ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی، فسادهای کلان در شرکت‌های خودروسازی و سقوط بهره‌وری ندارد، مصداق عینی این ضایعه هستند. آن‌ها وفاداری مصلحتی را جایگزین تخصص کرده‌اند. ۴. تَأخیر الأفاضِل (کنار گذاشتن انسان‌های فاضل و متخصص) نمونه در ایران: پدیده هولناک «فرار مغزها» (Brain Drain) بزرگ‌ترین جلوه تأخیر الافاضل در ایران است. وقتی پزشکان برجسته، مهندسان طراح، اساتید دگراندیش دانشگاه و کارشناسان زبده حوزه مالی و آب در فرآیندهای تصمیم‌گیری مشارکت داده نمی‌شوند یا به دلیل تنگ‌نظری‌های جناحی و عقیدتی به حاشیه رانده می‌شوند، مهاجرت را انتخاب می‌کنند. خروج سالانه هزاران نیروی متخصص که سرمایه‌های ملی کشور هستند، سیستم اجرایی ایران را از «مغز متفکر» تهی کرده و فضای مدیریتی را برای جولان نالایق‌ها بازتر کرده است. نتیجه‌گیری در بستر جامعه ایران طبق تحلیل امام علی (ع)، فروپاشی یک سیستم نیازی به حمله نظامی خارجی ندارد؛ بلکه این چهار عامل مانند موریانه، سرمایه اجتماعی (اعتماد مردم به حاکمیت) را ذوب می‌کنند. هر زمان که در ایران اولویت یک مدیر را به جای دانش اقتصادی، طول ریش یا میزان حضورش در مراسم‌ها قرار دادیم (تقدیم اراذل و تاخیر افاضل)، خروجی آن تصمیماتی شد که تورم، گرانی و ناامیدی را تزریق کرد و جامعه را به سمت بحران‌های عمیق اجتماعی و سیاسی کشاند. در نگاه فلسفی و تاریخی بسیاری از اندیشمندان هشدار داده‌اند که اگر انسان‌های فاقد تخصص در جایگاهی بزرگ‌تر از ظرفیت علمی و اجرایی خود قرار گیرند، با وجود نیت خوب، خسارات جبران‌ناپذیری به بار می‌آورند. آیا رهبری به این شیوه در ایران حکومت کردند و در بعد فردی با تقوا و اخلاص بوده اند و در بعد سیاسی و مدیریتی به صورت باطل عمل کردند؟ ....البته موضوعات دی ماه را در نظر نگرفته ام.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً هلاکت یک ملت و یک حکومت همان است که فرمودید  و آن رهبر شهید در اول اردیبهشت سال ۷۹  با نظر به سخنان مولایمان حضرت علی علیه السلام نکات دقیقی را فرمودند که حکایت از دغدغه آن مرد الهی داشت و البته هرچند موانع بسیار بود ولی ایشان با همه این  موانع طوری راه را آغاز کرده بودند که آینده این ملت آینده دیگری بود و هنوز هم نگرانی جبهه استکبار از آن آینده‌ای است که ایران عزیز مدّ نظرها آورده تا معلوم شود جایگاه بسیاری از آن مشکلات که فرمودید جایگاه مهمان‌های ناخوانده‌ای است که دیر یا زود از صحنه خارج می‌شوند. اینجا است که باید با نگاه تاریخی به ایران نظر کرد ایرانی که بنا ندارد ذیل جبهه استکبار قرار گیرد که در آن صورت از این مشکلات رهایی نمی‌یابد و یکی از برکات این  تشییعی که انجام شد آن است که ما آغازی خواهیم داشت. https://eitaa.com/matalebevijeh/23127 خوب است به سخنان آن رهبر شهید در اول اردیبهشت سال ۷۹ نظری بیندازید:
به یمن سال مبارک امیرمؤمنان(ع)، گفتارمان را با سخنی از آن حضرت آغاز می‌کنیم. سخنی هشدار دهنده، که از ژرف نگری حضرتش نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی و سرنوشت ملت ها و دولت ها حکایت دارد. امام چنین می فرماید:«یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول و التمسک بالفروع(بالغرور)و تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل ». انحطاط دولت ها و حکومت ها را به چهار چیز می توان شناخت: ضایع کردن مسائل اصولی و پرداختن به مسائل فرعی و گزینش افرادفرومایه و به عقب راندن عناصر لایق و شایسته.
هرگاه دولتمردان، نخبه گان، دست اندرکاران امور و آنانکه نقشی در سرنوشت ملت و کشور دارند به مسائل فرعی و دست چندم سرگرم شوندو سرمایه های انسانی را به پای آنها هدر دهند و مسائل اصلی و سرنوشت ساز را که حیات مادی و معنوی جامعه بدان وابسته است به دست فراموشی بسپارند و با ندانم کاری و بی توجهی از حل آنهاطفره روند و در گزینش ها به افراد دون مایه و بی لیاقت رو آورندو افراد باکفایت و لایق و شایسته را از صحنه بیرون کنند این را زنگ خطری برای افول ستاره اقبال و غروب اقتدار و سراشیبی انحطاط آن جامعه و نظام باید دانست!
در این جا نکته هایی قابل طرح است از جمله: شناخت و تبیین مفاهیم: «فروع، اصول، اراذل و افاضل ». چگونگی ارتباط این چهار امر و تعامل و تاثیر متقابل هر یک از اینها در یکدیگر. ریشه‌یابی چنین فرایند اجتماعی در سطح حاکمیت و ملت. عواقب و نتائج نامطلوب و نومیدکننده این جریان در روح وروان جامعه و سرنوشت آینده یک کشور و نظام.
چاره اندیشی و پیشگیری از چنین سرنوشت شوم! در بیان مفاهیم «اصول و فروع و اراذل و افاضل » ، چندان نیازی به ریشه یابی لغوی و اصطلاحی نیست. با این حال اندک توضیحی را بی تناسب نمی‌داند. همانگونه که از واژه اصول متبادر می گردد، مسائل حیاتی،زیربنائی، آرمانی، سیاستهای بنیادین فرهنگی، اجتماعی اقتصادی وبرنامه ریزی های متناسب با نیازهای مادی و معنوی یک ملت،دشمن شناسی و چگونگی داشتن رابطه با دوستان و دشمنان و مسائلی از این قبیل را اصول می‌گویند.
می‌توان از این مسائل در اصطلاحات امروزه به مسائل استراتژیک تعبیر کرد. حاکمیت یک نظام و نیز آحاد ملت بدانند زیربنای تحولات اجتماعی و ایده و آرمانهای یک ملت یا یک انقلاب چیست و چه باید باشد و فداکاریهایی که انجام شده و خون هایی که ریخته شده به دنبال کدام هدف بوده و شعارهایی که در روند انقلاب، ملتی رابه حرکت درآورده اعم از مسائل اعتقادی، سیاسی یا فرهنگی و یااقتصادی چه بوده است؟ و چگونه باید در حفظ و حراست آن کوشید؟
مثلا اگر یک ملت در طول نهضت انقلابی خود شعار «استقلال وآزادی » را فریاد می کرد، و در این راستا خدا و پیامبر(ص) و دین و خدمت به خلق را محور ساخته و استقرار حاکمیت الهی و حکومت صالحان و عدالت اجتماعی و اراده ملت و رهایی از بند اسارتهای استعمار و استبداد، را سرلوحه حرکت خود قرار داده است، در زمان استقرار حاکمیت نظام به هیچ وجه نمی توان به این اصول بی اعتنابود و هرگونه تفسیری بر خلاف آرمانهای اولیه آن صورت گیرد، به معنای بازی با اصول و تحریف حقایق و تفسیر خلاف واقع و خیانتی آشکار است. مثلا همین کلمه «آزادی » که یکی از شعارهای اصولی ملت ما بود، از دیدگاه صاحبان اصلی و بنیانگذاران اولیه آن ومعمار انقلاب اسلامی، امام راحل، به مفهوم رهایی از سلطه بیگانه و بردگی و استبداد و تن ندادن به زبونی و ذلت و داشتن حق انتخاب سرنوشت و اظهار عقیده در چارچوب شرع و موازین قانونی بود، اما این واژه مقدس «مشمول تضییع » اصول شد و تدریجامفهوم اولیه خود را از دست داد و به صورت هرج و مرج و لجام گسیختگی درآمد و تفسیر کنونی آن این است که هر کس هر چه دلش می خواهد بگوید و بنویسد و حتی بر مقدسات یک ملت و دین و آئین ارزشهای آن ها بتازد و زیر لوای آزادی قلم و عقیده با اصول وآرمان ها بازی کند و عجب آن که این تفسیرگران مغلطه آمیز به عنوان دست آورد فلان جریان و فلان روز فلان ماه قلمداد می شود و حتی یک کلمه از بنیانگذاران آزادی که در خاک و خون بستر گرفتند تاشاهد آزادی و قانون را به ارمغان آوردند سخن به میان نیاید! وکسی نپرسد آیا این آزادی همان است که آن طلایه داران الهی می خواستند؟! این قلم بدستان گستاخ و مزدور و بازیگران معرکه باید پاسخ دهند در آن روزهای آتش و خون و خفقان و اختناق درکدام روزن و سوراخ خزیده بودند که اینک آفتابی شده، و وارث آن قهرمانان شده و از آزادی که دست آورد آنهاست چنین ناجوانمردانه بهره کشی می کنند؟ ! اینجاست که آن مصرع تداعی می شود: «آب ره می پیماید و قورباغه خواند شعر تر» !! آزادی را دیگران به بهای سنگین و تا مرحله شهادت کسب کردند، اما بهره نامشروعش را امروزکسانی دیگر می برند! و آن را بر وفق مراد خود تفسیر می کنند! واصول و آرمانها و ارزشها را به بازی می گیرند.
البته این ماجرا در تاریخ بی سابقه نبوده است. پیامبراکرم(ص)آمد و با جهاد مقدس الهی خود و یاران فداکارش امت ها رااز یوغ استبداد و کفر جاهلی رهانیدو زنجیرهای فکری و اعتقادی ارتجاعی و پوسیده را پاره کرد «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم » اما پس از پیامبر(ص)دیری نپائید که وارثان ابوجهل و ابوسفیان و مسایل ارتباطی آن عصر و قلم ها و زبان ها و حتی منبرها را برای تحریف حقایق و سرکوب جبهه حق و طلایه داران عدل و منزوی کردن قطب دائره ولایت ائمه طاهرین علیهم السلام به کار گرفتند و چنانکه حضرت سیدالشهداء(ع)در خطبه روز عاشورای خود خطاب به کوفیان فرمود: «شمشیری را که اسلام در کف آنهانهاد تا به نبرد با جاهلیت و استبداد و جهل و نبرد با دشمنان خدا و خلق بپردازند به سوی اولاد پیغمبر(ص)کشیدند و آتشی را که باید بر خرمن کفر وظلم می افروختند بر خیمه عدالت زدند! «سللتم علینا سیفا لنا فی ایمانکم و حششتم علینا نارا اقتدحناها علی عدونا و عدوکم » کشتند و سوختند و جارچی های آنها شعار خارجی رابرای دودمان رسالت فریاد کردند!!
این غوغا سالاری تبلیغاتی و رسانه ای همواره سلاحی بوده در کف خناسان و بدگوهران و آتش بیاران بوجهلی و بولهبی که امروزه نیزدر سطح جهان شاهدش هستیم و جامعه ما از آن در امان نمانده است این یکی از مصادیق تضییع اصول.
بازی با شعارهای پوچ!
درست در همین زمان خاص گروهی به مسائل فرعی، گول زننده،شعارهای فریبنده، مسائل جناحی و جریانی پرداخته مسائلی که جزسرابی بیش نیست نه دردی از دین مردم، که مورد هجوم است، رادرمان می کند و نه به درد دنیای مردم که روز به روز بدتر ازگذشته است می خورد!
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
در چنین شرایطی است که مسایل اصلی زمین می ماند وچاره اندیشی ها در مسیر اصلاح دین و دنیای مردم به بوته فراموشی سپرده می شود و وعده و وعیدهای تبلیغاتی و شعارهای دهن پرکن،وبحث های جنجالی و وقت تلف کن و بیهوده جای آن را پرمی کند وخیال پردازی فرصت را از واقعیت گرایی می گیرد. و جنگ و صلح بر سرمسائل خیالی امکانات و استعدادها را هدر می دهد. آن وقت نتیجه همان می شود که می بینیم و نگرانی بیشتر از آینده آن!درسی که این تجارب تلخ می آورد این است که هرچند دیر شده امابدون فوت وقت! دست اندرکاران امور به فکر مسایل اصولی و حیاتی جامعه باشند و از شعارهای دهن پرکن و گمراه کننده و تفرقه انگیزبپرهیزند و دردها را ریشه یابی نموده و درصدد درمان برآیند. از اصول و آرمان های انقلاب اسلامی که امروزه مورد هجوم قرارگرفته است غافل نشوند. 
گزینش و انتخاب!
مطلب اساسی دیگری که در سخن حضرت امیرالمؤمنین(ع)آمده است وبرای هر عصر درس آموز است «تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل »است، یعنی جلو انداختن افراد دون مایه بی کفایت و بی لیاقت وبی اصل و ریشه و به عقب راندن افراد لایق، شایسته، معتقد وامتحان شده و تجربه دیده و ریشه دار.
امام در سخن و عبارتی دیگر نیز به این نوع گزینش و انتخاب پرداخته و آن را دلیل زوال یک حکومت دانسته و می فرماید: «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها». روی کارآمدن افراد فرومایه و تازه به دوران رسیده نشانه انحلال و انحطاط یک حکومت است. چرا که آنها درد و رنج ملت ها ومصلحت دین و دولت را نمی دانند. و در جای دیگر می فرماید: «زوال الدوله باصطناع السفل » زوال دولت به گزینش سفله گان است که از آن باید پرهیز کرد. و در سخن دیگر در خصوص تعامل دو عامل یاد شده در یکدیگر وهدررفتن و نابود شدن افراد صالح و شایسته در رهگذر خودنمائی وظهور فرومایگان می فرماید: «اذا ملک الاراذل هلک الافاضل » هرگاه فرومایگان روی کار آیند نیکان برتر نابود می شوند.
و در چنین شرایطی همه آمال و آرمان ها بر باد می رود و باطل جای حق را می گیرد همانگونه که حضرت می فرماید «اذا ساد السفل خاب الامل » هرگاه سفله گان سالاری کنند آمال و آرمان ها به شکست ونومیدی مبدل می‌شود. مصداق بارز سخنان مولا(ع) اوضاع زمان آن حضرت و دوران امامت فرزندانش بود که در نتیجه روی کارآمدن احزاب اموی، مروانی وعباسی و سردمداری اراذل آن خاندان ها و اتباع و اذنابشان،طلایه داران وحی و نبوت و زمامداران ولایت و امامت از صحنه هدایت و مدیریت اجتماع منزوی شدند و کار به دست نااهلان افتاد. افرادبی هویت و تبهکار بر جان و مال و دین و ناموس مردم مسلمان مسلط گشته و هرآنچه خواستند عمل کردند. آزادمردان را سر و دست وزبان بریدند و به چوبه های دار زدند و در زندان ها شکنجه و اعدام نمودند و چنانکه می دانیم تاریخ پرماجرای اسلام با گذشت ربع قرن از رحلت پیامبر اکرم(ص)و بعد از آن ننگین ترین و زشت ترین صفحات تاریخ حاکمیت جباران روزگار شد و تاسف آنکه اینهمه زیر لوای خلافت اسلامی و به نام اسلام صورت می گرفت.
چرا چنین شد؟
جای یک سؤال اساسی باقی است که عامل این دگرگونی ها چیست؟ چراحاکمیت صالحان منزوی می شود و کار به حاکمیت جباران و فاسقان می انجامد؟ در تحلیل دینی و اجتماعی برای این سؤال پاسخی بایدیافت. قرآن کریم می فرماید: خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نمی هدتا اینکه آن ملت خود را اصلاح کنند و متحول شوند. «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » براین اساس مردم هرزمان و گرایش و گزینش آنها در نوع حکومت و سیره حکام نقش تعیین کننده دارند.
یکی از دلائل روی کارآمدن ناصالحان و نااهلان فساد و جهل وانحراف و گناه ملت هاست. امام علی(ع)می فرماید: «اذا فسد الزمان ساد اللئام » هرگاه زمانه فاسد شود فرومایگان سیادت و آقایی می کنند و حاکمیت را به دست گیرند. فساد زمان چیزی جز به معنای فساد اهل زمان نیست هرگاه مردم میان علی(ع)و معاویه تفاوتی قائل نشوند و جباران هوسباز قصرهای شام و بغداد را یاری دهند به کام یزیدیان شمشیربر فرزندان پیامبر(ص) بکشند، در چنین زمانی است که حکومت های جائرو فاسد بر سر کار می آیند و دمار از روزگار مردم برمی آورند. وتمامی آمال را بر باد می دهند. بنابراین شعور سیاسی توده ها ودرک و فهم و اراده آنها در اینجا نقش اساسی دارد. این است که مردم هر زمان باید با هوشمندی و انسان شناسی سرنوشت خود را رقم زنند زیرا آنها هستند که حکومت ها را بر سر کار می آورند و اگرقصور کنند و به اشتباه بیفتند، ناگزیر غرامت عمل خود را بایدبپردازند.
تجارب تلخ تاریخ راهگشا برای آیندگان است
اکنون که بحمدالله نظام اسلامی ما در سایه امام زمان(عج)و تحت رهبری ولایت امر مستقر گشته و نهادهای سه گانه «قانونگذاری وقضائی و اجرائی » با خلوص نیت، همشان دفاع از آرمان های اسلام وانقلاب و ادای وظیفه در برابر خلق و خالق است بی تردید از این نکته غافل نیستند که دشمنان سوگند خورده و زخم دیده ما از پای ننشسته و با گشودن عرصه های جدیدی برای هجوم، لحظه ای را ازتوطئه فروگذار نمی کنند و استکبار جهانی و در راس آنها شیطان بزرگ خصومت و کینه خود را پنهان نمی دارند، هرچند لبخندهای گول زننده ای که برای ساده دلان فریبنده است گاهی بر لب دارند!!
در چنین شرایطی حساس، توجه به اصول و ارزشهای نظام مقدس ازاهم امور است و کوتاه کردن دست عناصر ناصالح از دامن فرهنگ ومطبوعات و رسانه ها و جلوگیری از نفوذ در سیاست و سرنوشت جامعه فریضه ای است که از اولویت و اولیت برخوردار است، بدون تردیدعناصر نفوذی در هرقالب و هر نهاد می توانند غده سرطانی برای نظام باشند وپیکره حاکمیت را که یکی از مهمترین عمودهای کشوراست و باید استوار بماند متزلزل کنند.
در چنین شرایطی سهل انگاری و ساده اندیشی و حقیر شمردن دشمن و ایادی نفوذی اش و گشودن در به روی عناصر مشکوک و بدسابقه وسپردن پست های کلیدی به دست نااهلان انتحار است! چنانکه ترورمعنوی شخصیت های دلسوز و خدوم و آزموده شده بدون جرم وتقصیر،چیزی است که در تاریخ ملت ها سابقه بدفرجامی داشته است.مسئولان باید به هوش باشند این تجربه شوم دامنگیرمان نشود وسخنان مولای متقیان که نمونه آن را دیدیم خدای ناخواسته درباره ما صدق نکند، که این آفت بزرگ امروزه چنگ و دندان نشان داده واز عواقب آن باید هراسید، که سرانجام آن استحاله تدریجی انقلاب و نابودی همه ارزشها خواهد بود.
با خدا باشیم تا دولت پایدار از آن ما باشد. «والعاقبة للمتقین»
اینجا است که باید پس از شهادت آن مرد الهی سخنان او بازخوانی شود تا راهی را که او در مقابل ما گشوده است ادامه یابد زیرا تنها و تنها با حضور در این راه ما از مشکلاتی که بسیاری از کشورهای جهان حتی آمریکا بدان گرفتارند عبور خواهیم کرد.به این نکته می‌توانیم فکر کنیم. همانطور که رهبر شهید در مورد شهید حاج قاسم سلیمانی متذکر شدند که او یک مکتب بود و بحث مکتب سلیمانی را مطرح کردند ، حال ما باید در نسبت با شخصیت خاص رهبر شهیدمان موضوع مکتب شهید آیت الله خامنه‌ای را به میان آوریم و در این رابطه همه آن شخصیت را در گفتار و در منش بازخوانی کنید ، به همان معنا مکتب و سبک. موفق باشید

41979
متن پرسش

سلام علیکم: مجدداً جناب استاد مکرم و عرض ارادت. تشکر وافر از حسن توجه حضرت عالی. عذرخواهم از اطاله بیشتر. بله ان شاءالله حضور مردم در میدان بتواند زمینه قیام برای انتقام را رقم زند و اوضاع اقتصاد را نیز مرهم زند اما چه کنیم که جریان نفوذ و نفاق دست بر هم نزند و سنگ بر ملت مبعوث زند و زمزمزه از طرح‌های جدید معیشت‌برانداز زند و هنوز از سازش با شیطان دم زند و از لجاجت بر طریق باطل گامی عقب نزند. سؤال در خصوص رویکرد رحمانی و داهیانه حضرت استاد و رهبر شهید ما است که در آن التفات لازم به رویکرد قهرانی حضرت امیر (ع) با جریان نفاق در صفین و نهروان دیده نمی‌شود و پندارم این است که در این تذکرات بین مدارای مصلحانه و مدارای مجبورانه یا مدارایی که موجب رشد و تنبیه افراد است و مدارایی که موجب مزید جسارت اهل نفاق است تمیزی دیده نمی‌شود. استاد گرامی! از مدارای امیر المؤمنین در حکمیت نه با افتخار که با افسوس یاد می‌شود. مدارای قهرمانانه مدارای ایشان با عایشه بعد از هدم مقتدرانه فتنه جمل است یا مدارای منتج به فتح مکه بعد از صلح حدیبیه در سیره رسول اکرم (ص). مدارایی که حاصل آن سونامی چپاول اقتصادی کشور به دست دلارداران و دلاربازان و نابودی اعتماد مردم به انقلاب عظیم اسلامی و تمهید برای جسارت دشمن شیطانی و قتل عام انبوه فرماندهان نظامی و شهادت رهبر ایمانی باشد نه اثری از عقلانیت دارد نه نشانی از رحمت و عزت و نه هادی به رشد و فتح و امنیت. فلذا باز روشن می‌شود که اختلاف در صغرویات است نه کبرویات و محل نزاع شبهه مصداقیه است که آیا اکنون و اینجا و با اینها و کدام‌ها (جریان وفاق؟ نفوذ؟ نفاق؟ نواصولگرایان بی‌بصیرت؟) باید مدارا کرد یا مدارا اصولاً مخصوص مقام و موقع و اشخاص دیگری است و اینجا جای نقد و عتاب و تأدیب این جریان خطرناک برای کیان اسلام و مسلمین و مملکت است؟ به عبارت اخری، مدارا با جریانی که شکست‌های راهبردی بر جبهه حق وارد کرده تا کجا روا است؟ سیاهه بلند این خیانت‌ها را دوباره در خاطر عاطر سیر دهید: تعلل در دفاع از حزب الله و قتل عام اصحاب نصر الله و سقوط سوریه تا فریفته شدن در دو دور مذاکره و اصرار بر تکرار حماقت‌های خونبار و مملکت‌برانداز تا شلاق مهیب دلارداران و دلاربازان بر معیشت کشور (اتاق بازرگانی) که حامیان جریان وفاق در انتخابات اخیر بودند و هزاران هزار میلیارد تومان از ثروت ملت را در دو سال دزدیدند تا تعلل مطلق نسبت به مقوله فرهنگ و حجاب که اوضاع فرهنگی کشور را در دو سال کن فیکون کرده است... استاد گرامی! اصولی که ناظر بر مدیریت داهیانه و رحمانی اختلافات متذکر می‌شوید را سال‌ها پیش از شما خواندیم و به عنوان فردی با بیست سال سابقه تحقیق و تأمل در سیاست و عرفان و حکمت و کسی که همین روزها نیز مشغول پژوهش‌های فلسفی و عرفانی است، بی‌گانه از ظرفیت عظیم معارف اسلامی برای جلب طینت‌های پاک نیستم. اما اشکال در این است که رویکرد رحمانی نیز متوقف بر شروط و شرایطی است و آنگاه که بین جریان فساد و نفوذ و وفاق و نواصولگرایی همگرایی و اتفاق می‌افتد طوری که حاصل آن هدم ارکان اسلام و انقلاب است باید اسم قهار و فرقان را به میدان آورد تا از یک سو بر فرق مفسدین و نفوذیان کوفت و از سوی دیگر آلت دست‌های فریب‌خورده خودی را از این خواب گران بیرون کوفت! اما متأسفانه در جریان وفاق چه مفسدین و منافقین آنها چه نواصولگرایان بی‌بصیرت آن‌ها اثری از تنبه و رشد و تجدیدنظر دیده نمی‌شود. اگر از حال و هوای فضای مجازی خارج از ایتا مطلع باشید، از میزان گستاخی و جسارت مزدوران رسانه‌ای وفاق در حق چهره‌های جهاد تبیین‌گر جبهه انقلاب حیرت می‌کنید. اکثر این‌ها ذره‌ای تقوی و عبرت نشان نمی‌دهند و بی‌مهابا بر سازش به هر قیمت پافشاری می‌کنند و تمام چهره‌های انقلابی نخبه که متذکر خطاهای مهلک وفاق شده بودند را هتک حرمت می‌کنند و فجایع معیشتی را به جنگ نسبت می‌دهند تا باز نسخه سازش بپیچند. آنچه از این همه می‌خواهم نتیجه بگیرم تجویز رویکرد انتقادی جدی نسبت به وفاق است به جای تجویز رویکرد مدارا و چشم‌پوشی. بحمدالله امروز بعد از ۴۷ سال تأخیر، جبهه‌ای از نخبگان دانشمند انقلابی (در حزب تمدن نوین اسلامی) شکل گرفته که در همین سال‌های اخیر همدیگر را پیدا کرده‌اند و مختصات حکمرانی انقلابی با لوازم فنی و علمی آن را احصاء کرده‌اند و هم تیغ دقیق انتقاد فنی بر خطاهای مهلک کشیده‌اند و هم جوهر لطیف را برای طرح بدیل بر کاغذ کشیده‌اند و این تیغ و آن جوهر هر دو برای نجات انقلاب از مهلکه خطاهای فاسدین و حمقاء، و ترمیم و اصلاح خرابی‌ها ضروری است؛ ضمن حمایت از مواضع جریان‌های تأثیرگذار انقلاب مثل بیانیه خبرگان رهبری و طالبان انتقام خون رهبری که مورد هجمه و هتک حرمت لشگر سایبری وفاق هستند. تشکر از حوصله و حسن نظر استاد گرامی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که عزیزانی چون شما در عین توجه به عظمت‌های تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده؛ متوجۀ جایگاه مشکلات بی‌جا و بدون دلیل هستید. و معلوم است که در این مورد سخن بسیار است و بنده در موقعیتی نیستم که چیزی بیش از آن‌که شما نسبت به آن آگاهی و حساسیت دارید؛ بگویم، مگر آن‌که در این کلمات، تنها به عنوان گفتگو، گفتگویی بس مختصر با همدیگر داشته باشیم تا برای آبادکردن دهی، شهری را خراب نکنیم. همان‌طور که می‌فرمایید بحث در صغرویات است و هر اندازه جایگاه صغرویات درست فهمیده شود نسبت به حضوری که باید در کلیّات داشت، حساس می‌شویم و آن، نظر به سَبکی است که باید در معنای «انسان» و «تمدن» در این تاریخ به ظهور آید تا به خوبی نسبت به آن اهداف بلند، جای و جایگاه بسیاری از امور معلوم شود و نه‌تنها چهرۀ نفاقِ غرب‌زده روشن گردد؛ حتی به گفتۀ جنابعالی بین مدارای حکیمانه که اشاره به اهداف بلند دارند، با مدارای خطرناک سریع‌القلم‌ها نیز مشخص شود. و این البته غیر از حساسیتی است که باید نسبت به ضعف‌های خودی‌ها داشت که به نظر بنده واژۀ «نواصول‌گرایانِ بی‌بصیرت» که فرمودید حقیقتاً نکتۀ دقیقی است. از این جهت اگر بخواهیم دوباره در دل این حضور متعالی که حقیقتاً با تشییع رهبر شهید، جهانی مقابل ما گشوده شد و به خوبی بتوانیم آن را درک کنیم؛ آری! اگر بخواهیم در دل این حضور متعالی، باز احمدی‌نژادها که بنده نمی‌توانم خلوص آن‌ها را نفی کنم، به میان نیایند، با آن‌همه شعارهای خوب؛ ولی عاری! از حکمت و عاری! از درک حضور تاریخی باید بسیار نسبت به جایگاه آن مشکلات فکر کرد. بنده در حدّ توان و تجربۀ خود، اشاراتِ «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» را با رفقا در میان گذاشتم که تا حال، ۸۷ نکته از آن مطرح شدهhttps://eitaa.com/bartarin_hozoor  البته اشاراتی است که می‌تواند متذکر افقی باشد که در مقابل ما گشوده شده. وای! اگر نسبت به آن افق و آن آیندۀ متعالی غفلت شود. آینده‌ای که همۀ همت آن رهبر شهید، تذکر به آن بود. برادر عزیز جناب حجت الاسلام و مهندس آقای وطن فدا نسبت به موانع راه، تذکراتی داده‌اند که خوب است مدّ نظر قرار گیرد. https://eitaa.com/bazgasht_be_khishtan/352 موفق باشید        

41935
متن پرسش

«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آینده‌ی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حقیقتاً با عبور از دوقطبی‌گری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شده‌اند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم می‌شویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید

41921
متن پرسش

«السلام علیک یا اباعبدالله» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: به لطف الهی جلسه تاسوعا رو گوش دادم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23022 مطالب مفصلی مطرح شد. در مورد امیدواری به آینده‌ی درخشانِ انقلاب اسلامی و ملت ایران نکته ای فرمودید. اینگونه برداشت کردم: آنچه در این ایام الله و حضور تاریخیِ شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی رخ داد، تجلی و پرتوی از «آینده» درخشان انقلاب اسلامی است که در «اکنون» ما ظهور یافته. هر چند ممکن است این آینده پنهان شود، ولی هر چه جلوتر بریم با تجلیات و ظهورات شدیدتری از آینده ای که داریم مواجه می شویم. حضوری بعد از حضور.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که جان شما این نکته را تصدیق کرده است که حکایت حضور ما در این تاریخ، حکایت آینده‌ای است که وزیدن خاص خود را با شهادت آن رهبر شهید و با ولایت این رهبر مستور، خود را آغاز کرده و ما را در این تندبادآمادۀ پرواز نموده «به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم». خدا می‌داند چنین است و کاربر محترم سؤال شمارۀ 41914 چه اندازه خوب این را احساس کرده و برای ما گزارش نموده. موفق باشید

41818
متن پرسش

سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که آقای علی علیزاده در کانال جدال این روزها به کلّی در رابطه با مذاکره به هر صورتی که باشد، موضع منفی دارد و به شکلی حتی بی ادبانه آقای قالیباف را تحقیر می کند. خواستم نظر جنابعالی را در مورد ایشان و کارهایشان بدانم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این صبحت‌ها‌یی که می‌فرمایید هستم و البته اشکال ندارد که کسی و یا جریانی مخالف مذاکره باشند. اشکال بنده به روش ایشان است که اولاً: متوجۀ جایگاه تمدن نوین اسلامی در مواجهه با تمدن غربی نیستند که تمدن اسلامی به شرافت و کرامت انسان‌ها با هویت جهانی نظر دارد که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109  و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/110   سعی شده است متذکر این امر باشیم. ثانیاً: ما در تمدن نوین اسلامی با نظر به حضور تمدنیِ خود باید به جهانِ دیگر افراد بیندیشیم و برای اهل تفکر در عین تفاوتی که با همدیگر داریم جایگاه، قائل باشیم.
 تهمت به یاران انقلاب و یاران رهبری، با عنوان حزب اللّهی‌های تندرو و ایجاد دوگانگی بین جریانی که در مذاکره وارد شده با ریاست آقای قالیباف و مخالفان مذاکره، به صورتی که امثال آقای علی علیزاده در کانال جدال مطرح می‌کنند و سعی در تحقیر شخصیت آقای قالیباف دارند، روش یاران انقلاب و یاران رهبری نیست. مردم ما همان‌طور که متوجه شده‌اند کار بزرگی در مقابله با آمریکا در جنگ رمضان انجام داده‌اند، امری که معلوم نیست امثال آقای علیزاده متوجۀ جایگاه این رخداد عظیم در نسبت با انقلاب اسلامی و جایگاه تاریخی آن شده باشد. از این جهت باید همدیگر را در عین تفاوت نگاه درک کنیم تا کسی به خود اجازه ندهد یک جریان را در مقابل جریان دیگر تحقیر کند. از این جهت باید متوجه باشیم مشکل آمریکا و اسرائیل با ایران امری بلند مدت است و به یک معنا ذاتی می‌باشد و اگر مذاکره هم به یک معنا به نتیجه برسد، به معنای صلح با آمریکا نیست. متاسفانه امثال آقای علیزاده‌ها در کانال جدال در عین آنکه ممکن است قصد خیر داشته باشند متوجۀ این نوع حضور که تمدن نوین اسلامی در نظر می‌آورد نیستند و از این جهت ضعف ها را برجسته می‌کنند و این برعکس توصیه و روش رهبر شهیدمان می‌باشد و این به جهت نسبت غلطی هست که با موضوع انقلاب اسلامی در مواجهه با تمدن غربی  به میان می‌آید. موفق باشید

 

41817
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار نظرتان در مورد جایگاه تاریخی ملت ایران چیست؟ ۲. اگر اسم از اعتباریاته و اعتباریات هیچند، آیا اسم انسان ها هم از اعتباریاته؟ اگر آری آیا اسم ائمه اطهار علیهم السلام هم از اعتباریاته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مجموعۀ کتاب‌های «جهان بین دو جهان» و صوتهای مربوط به آن کتاب‌ها که همه روی سایت هست، متذکر جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و پیرو آن ملت ایران است. ۲. آری! اسمِ افراد در جای خود امری اعتباری است ولی به گفتۀ علامه طباطبایی بسیاری از اعتباریات ریشه در نفس الامر دارند که مسلّم نام ائمه «علیهم‌السلام» از این‌گونه است. موفق باشید

41794
متن پرسش

امام شهید (ره)، در ماجرای «فتنه‌ی ۸۸»، در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۸، در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران فرمودند: «مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلّبی نخواهند برای ما درست کنند.» آیا این دغدغه امام شهید، برطرف شد؟ نظر جناب استاد طاهرزاده در خصوص «شکل‌گیری یک جمهوری اسلامی تقلبی» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظامی که توانسته است تا آنجایی جلو رود که برای استکبار مسئله شده است، همان جمهوری حقیقی می‌باشد. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/106 موفق باشید

41793
متن پرسش

آیا جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهدافش، پیش‌رفت داشته؟ یا توقف؟ و یا پس‌رفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کلیّت قضیه بحمدالله جمهوری اسلامی جهت‌گیری خوبی داشته ولی همان‌طور که امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند ما در اول راه هستیم ولی در هر حال از بسیاری از موانع و خطرات عبور کرده‌ایم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22734  موفق باشید

41769
متن پرسش

با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه می‌باشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آینده‌ای بس حیرت‌انگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که می‌تواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسوده‌ای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفت‌انگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود  و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، می‌تواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا می‌کند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایت‌ها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر می‌کند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید      

41762
متن پرسش

سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع می‌دهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که می‌شناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را می‌شناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره می‌کردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید می‌کنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره می‌کردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان می‌فرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد می‌کنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما می‌توانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند‍؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمی‌شود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث می‌شوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید می‌شود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره می‌کردند و هروقت آقای عراقچی می‌گفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمی‌شویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که می‌خواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت می‌کنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه می‌کنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه می‌کنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع می‌کنید! ادعا هم می‌کنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! می‌دانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمی‌خواهم. ولی از استدلال شما درد می‌کشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع می‌کند!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیل‌های مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانه‌ها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثت‌گونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانه‌ها که به دنبال آن می‌باشند تا جهانی را که می‌خواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. این‌جاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنت‌های لایتغیر الهی مشخص می‌شود، تا گرفتار فضای رسانه‌ای نباشیم، رسانه‌هایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97  و بنده احساس می‌کنم بعضی از رفقا  نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش می‌کنند بی‌انصافی  می‌کنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمی‌شود که ما نمی‌توانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر می‌کنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای می‌فرمایند:
 «بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌ پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید          
 

41755
متن پرسش

سلام برشما استاد عزیز: کشور ما مشکلات زیادی دارد. تقریباً ما در هر وزارتخانه و مکان و امور دولتی، بلااستثناء یک مشکل داریم! در اقتصاد مشکل داریم، در فرهنگ و حجاب مشکل داریم، در بحث های آموزش و پرورش که می بینیم چه قدر دارد به دانش آموزان از هر لحاظ مثل ایجاد استرس و فضای رقابتی و... ظلم می شود، در بحث کار و مسکن، حتی در بحث نظامی هم در جنگ ما ضعف هایی داشتیم و یا در بحث روابط ما الان لبنان برایمان اصلاً انگار مهم نیست و هزاران مشکل و فساد دیگه... من به عنوان یک نوجوان که می‌خواهم کار فرهنگی هم بکنم، چه طور می توانم با وجود این همه مشکلات در تقریباً همه جا، باز بروم و تبیین انقلاب و جمهوری اسلامی را بکنم و بگویم که این مسیر و حکومت حق است؟ آخر کدام حکومت و مسیر حقی در همه جایش مشکل و فساد هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه نیاز به نظر به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و مواجهۀ ما با جهان مدرن و تنگناهایی که در این راستا پیش می‌آید در میان است که بحث آن مفصل است و در سلسله مباحث «غرب‌شناسی» بدان پرداخته شده. که پیشنهاد می‌شود پس از مطالعۀ کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» همراه با شرح صوتی و یا فیلم آن، به مباحثی که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» پرداخته شده است؛ رجوع فرمایید تا روشن شود بالاخره باید ما ملاحظه داشته باشیم در جنگی وارد شده‌ایم که ذیل تمدن اسلامی پیش آمده است و این رقابت دو گروه نیست. موفق باشید

41748
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: بنده یادداشتی درباره اینکه آیا در برجام و مذاکرات اخیر به رهبری تحمیل صورت گرفته! دارم که می‌خواستم اگر صلاح بدانید نظر ارزشمندتان را بفرمایید: یک سوال از منتقدان آتش‌بس و مذاکره 👈 چرا رهبر شهید بطور کاملاً صریح و شفاف در نامه برجام (هنگام تایید اولیه نه بعد از اجرای ناموفق آن) از نقاط منفی آن صحبت کرده‌اند اما رهبر حاضر انقلاب، هیچ نقطه منفی از آتش بس و مذاکرات نفرمودند؟ ایشان دو بار از مذاکرات نام بردند یک بار خطاب به مردم: مســّلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است. و بار دیگر خطاب به امام زمان (عج): به دعای خــاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشــمن چه در صحنــه مذاکرات و چه در میــدان نبرد دل بسته‌ایم. آیا رهبر حاضر در این موضوع به این مهمی تعارف کرده اند که نقطه ضعفی را ذکر نکرده اند؟ چرا رهبر حاضر از خطرات و عواقب انحراف به این بزرگی سخن نگفتند چنانکه رهبر شهید صریح و شفاف درباره برجام عواقب و نقاط ضعف را ذکر کردند؟ نتیجه گیری: مصوبه آتش‌بس، انحراف و نقطه ضعفی نداشته است و یک تصمیم بسیار صحیح، بدون تحمیل و خردمندانه بوده است. پ.ن: عین متن رهبر شهید در نامه تایید برجام: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.» متن کامل نامه: https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 ✍️ ناصر بهارلو، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی https://eitaa.com/N_Baharloo با تشکر از لطف شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجت الاسلام  مهندس وطن فداء در کانال «راجعون (بازگشت به خویشتن)  https://eitaa.com/bazgasht_be_khishtan  نکات خوبی را فرموده‌اند که عیناً آن نکات خدمتتان ارسال می‌شود.
 درباره این موضوع باید یادداشت مفصلی نوشت، اما پیش از آن به این بیندیشیم؛ مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برهه‌ها و دولت‌های گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟ 
در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟ اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر می‌رسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال می‌شد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد. یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف می‌شد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چاره‌جویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند.
اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولت‌های پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیک‌ها دارد دنبال می‌شود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینه‌ی مهمی است برای رفتار انقلابی‌تر دولت‌های بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی توده‌ی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد. من حس میکنم ما از مسیری که امده ایم غافلیم لذا نقد ما نسبت به مذاکرات یک عقب ماندگی تاریخی دارد و در فضای دوره ی تاریخی اصلاحات یا روحانی دارد مشابه سازی میشود ، لذا حامل نحوی تحجر می‌شود.
بنده در مواجهه با متن جناب آقای حاج آقا وطن پناه اینطور نوشتنم: با سلام. بنده خدا را شکر می‌کنم که این چنین دقیق یادداشت خود را تحت عنوان «مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک» با مخاطبان در میان گذاشته‌اید. بسیار نکات دقیقی را به میان آورده‌اید . توجه به تاریخی که نه تاریخ آمریکا می‌باشد بلکه تاریخی است که با ایران آغاز شده، بسیار مهم است و اینجاست که ما به هر دلیلی وارد تاریخی شده‌ایم که حتی با این معنا از مذاکره حرف دیگری داریم  غیر از حرف‌هایی که تاکنون تحت عنوان مذاکره در بین ما و آمریکا یا در بین ملل دیگر با همدیگر پیش می‌آمده . ای کاش رفقای عزیز ما در این مورد بسیار بیندیشند.
تصور این‌که هنوز از نظر دیپلماسی در تاریخِ جنگ قبل از رمضان قرار داریم، نوعی غفلت از تاریخی می‌باشد که با نفی ابرقدرتی آمریکا آغاز شده و لذا نباید تصور شود این نوع مذاکرات که بعد از جنگ رمضان در میان است از جنس مذاکرات قبلی می‌باشد، در حالی‌که «دولت و ملتِ» ایران در تاریخ دیگری قرار گرفته است و اگر گمان می‌کنیم از موضع ضعف وارد مذاکره شده‌ایم به جهت آن است که هنوز خود را در تاریخ گذشته احساس می‌کنیم، غافل از این‌که حضوری بسیار بزرگ در نسبت ایران با آمریکا در دل «ملت و دولتِ» ایران پیش آمده و «ملت و دولت» در این حضورِ بزرگ حاضرند و پیام‌های رهبر عزیز انقلاب حکایت از این حضور دارد که به آیندۀ درخشانی که پیش روی ما می‌باشد تذکر می‌دهند
 موفق باشید                
 

41747
متن پرسش

سلام استاد: من به شدت حس ناکارآمدی و غیر مفید بودن می‌کنم، خیلی کارها انجام میدم ولی روحم راضی نیست، عذاب وجدان رهام نمی‌کنه، نمیدونم چکار کنم، نه میتونم بیشتر از این فعال باشم نه از خودم راضی میشم، این روزا که خودم رو مدام با عروس رهبر مقایسه می‌کنم و می‌بینم فرسنگها فاصله دارم اصلا یعنی میشه من با این زندگی یه روزی شهید بشم؟ فکر نمی‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که عهد خود با خدا را ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و ولی فقیه همواره زنده نگه دارید، این خداوند است که با نظر به آیات جلیل‌القدر قرآن به ما وعده داده است که قدم‌قدم ما را به جایی می‌رساند که: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» پس مائیم «لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» و این یعنی نه بنای خودنمایی داشته باشیم و نه آن‌که بخواهیم از مسیری که خداوند و اولیای الهی در مقابل ما گذارده‌اند، فاصله بگیریم. و این یعنی نظر به توصیۀ فوق العادۀ ولی فقیه زمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که فرمودند:
 «از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند».
و این است راه امروزین ما، و چه اندازه از راهِ حقیقت فاصله دارند آنانی که به بهانه‌هایِ حتی موجه، بعضاً در تریبون‌های شب‌های میدان‌ها، به اختلافات دامن می‌زنند و مسئولانی که امروز با تمام وجود و در حد اندیشۀ خود در تلاشند تا ما را از مشکلاتِ پیش آمده عبور دهند؛ مورد توهین قرار می‌دهند. این افراد دروغ می‌گویند که دلسوز ملت‌اند زیرا متوجۀ افق بلندی که امامِ جامعه مد نظر دارند نمی‌باشند. و این است غفلت بزرگ امروزین‌مان. موفق باشید                    
 

41743
متن پرسش

بسمه تعالی. بنا به گفته رهبر شهیدمان  «....... امروز شما در دنیا این را می‌بینید، قبل از دوران امام حسین (علیه السّلام) هم این دوجبهه‌ای وجود داشت، در زمان بعد از ایشان هم وجود داشته، امروز هم وجود دارد، تا آخر هم وجود خواهد داشت. در همه‌ی اینها «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم»؛ با هر کسی که در جبهه‌ی شما است، من خوبم؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم‌»، با هر کسی که با جبهه‌ی شما می‌جنگد، می‌جنگم. این جنگ اَشکال مختلفی دارد: در دوران شمشیر و نیزه یک جور است، در دوران اتم و هوش مصنوعی و امثال اینها یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران تبلیغات به وسیله‌ِی شعر و قصیده و حدیث و بیان کلمات یک جور است، در دوران اینترنت و کوانتوم و امثال اینها هم یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران دانشجو بودنِ انسان یک جور است، در دوران مدیر شدن و مسئول شدن یک جور دیگر است؛ در همه‌ِی احوال هست. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» نباید فراموش بشود. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن است؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم» این‌جوری است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر این‌جور فکر کردیم، این‌جور شناسایی کردیم، این‌جور همّت کردیم، زندگی معنا پیدا می‌کند، زندگی هدف پیدا می‌کند. پول لایق این نیست که هدف زندگی باشد؛ مقام و قدرت و موقعیّتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خدا است. راهش هم فقط همین است: سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم. جوانی‌تان را قدر بدانید؛ میدان وسیعی در مقابل شما است. ان‌شاءالله شصت سال دیگر، هفتاد سال دیگر شما در این دنیا حضور خواهید داشت و کار خواهید داشت؛ از این فرصت استفاده کنید؛ برای این فرصت طولانی برنامه‌ریزی کنید؛ برای اینکه برنامه‌ریزی‌تان درست از آب دربیاید فکر کنید؛ برای اینکه درست بتوانید فکر کنید با قرآن آشنا بشوید، قرآن را بخوانید، تأمّل کنید، از کسانی که پیش از شما و بیش از شما تأمّل کردند یاد بگیرید. یاد گرفتن ننگ نیست، افتخار است؛ همیشه باید یاد بگیریم، تا آخر عمر باید یاد بگیریم. فکر کنید، مطالعه کنید، شناسایی کنید، آنجایی که اقدام لازم است اقدام کنید. اقدام یک وقت در آزمایشگاه است، یک وقت در کلاس درس است، یک وقت داخل محیط دانشگاه است، یک وقت در محیط اجتماعی است، یک وقت در محیط سیاسی است، یک وقت در راه کربلا است، یک وقت در راه فلسطین است، یک وقت شعار برای اهداف عالیه‌ی اسلامی است. انقلاب اسلامی این راه را روی ما باز کرد. عزیزان من، جوانهای من! شماها آن روزگار را ندیدید؛ خوشحال باشید که ندیدید. ما دیدیم آن روزگار را؛ روزگار بدی بود، روزگار سختی بود، روزگار سیاهی بود، روزگار یأس بود. انقلاب ورق را برگرداند، انقلاب راه را باز کرد، انقلاب به ما فرصت داد. می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم؛ شما می‌توانید از این فرصت استفاده کنید. می‌شود هم استفاده نکرد؛ اگر استفاده نکردیم، خسران است؛ اگر استفاده کردیم، فلاح است: قَد اَفلَحَ‌ المُؤمِنون‌.(۴) ان‌شاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.(https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=57406). قسمتی از بیانات آقای شهیدمان است در مراسم اربعین سال ۱۴۰۳. عجب بودنی است این بودن. بیشتر مقصدم این قسمت از متن است که می‌گویند «جوانی‌تان را قدر بدانید و برنامه ریزی کنید» و بعد ارجاع می‌دهند به قرآن" الی آخر. کمی صحبت کردن و نوشتن برایم سخت است، می‌ترسم از حرف‌هایم مقصد دیگری فهمیده شود، اما شما به حکمِ «فَبَشّرالعِباد، ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓۚ» ناگفته‌ها را بخوانید. این متن را و فیلمش را بارها دیده‌ایم و چه جانی یافته‌ام. ای مرد در چه استحکامی سخن می‌گویی و چقدر از آنچه می‌گویی مطمئن هستی و خودت رازش را نیز گفته‌ای و آری چقدر ما خود را در آن زندان در کنار تو در حال قرآن خواندن طلب کردیم و حیرت کردیم و هنوز حیرانیم. اما چرا قلب من اینقدر سخت است. چگونه در آن شرایط قرآن می‌خوانی؟ والله چنین راهی و آنچنان شرایطی است که قرآن را برای جان‌مان به سخن درمی‌‌آورد. به قول حاج قاسم خطاب به بچه‌های مدافعان حرم که اینجا جای مستحبات است، این جا جای نماز شب خواندن است. آری! این نحوه زندگی، این امیال و این آرزوها و این نسبت‌ها که به خدا نمی‌دانم چطور و از کجا این‌ها برایم پیش آمده و این بن‌بست‌ها... این‌ها که بعید می‌دانم قرآن خواندنی و نماز شبی را پیش بیاورد. آری! من دوباره با تو می‌خواهم قرآن بخوانم. با تو می‌خواهم باز نماز بخوانم. با تو می‌خواهم باز ایمان بیاورم. اما چطور در کوره راه دوام بیاورم؟ چطور در این بی‌تابی‌ها از دست نروم؟ این همه بی‌انسی از کجا؟ این همه سختی در انس چگونه؟ بماند. زبانم توان بیان بطن سختی‌ای که جانم با آن دست و پنجه نرم می‌کند را، ندارد. بد نیست به رسم جلسات خودتان تفعلی به جناب لسان‌الغیب بزنم: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس /  زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس. من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس. قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند/ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس. بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس. نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس. یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس. از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس. حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس.  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف همان است که گفتید و حقیقتاً آن مرد الهی و آن رهبر ربانی در میدان زندگیِ همراه با معنا، با آن سخنان که همچنان باید خواند و گوش داد؛ ما را حاضر کرد. زیرا جهان امروزین بشر بسیار گسترده‌تر از آن است که با آنچه تا دیروز از انسان و از قرآن و از خدا و از نماز می‌فهمیدیم، ما را کفایت کند و از این جهت اجازه دهید که به همان غزل لسان الغیب که آوردید بنگریم و ما باشیم و گلستان جهان و گلعذاری که ما او را حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای می‌نامیم و حقیقتاً «زین چمن سایۀ آن سرو روان ما را بس». این‌جاست که چه اندازه انسان با هر آن‌کس که به هر نام و عنوانی در این‌جا نیست، فاصله پیدا می‌کند و راهی را می‌یابد که قصرِ فردوس جهان یعنی آیندۀ درخشان این انقلاب اسلامی جلویش گشوده می‌شود و این همان «دیر مغان» ماست با رندیِ شب‌های خیابان‌ها و دلبستگی به رهنمودهای حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» که این یعنی توجه به اشاراتی، آری! توجه به اشاراتی که ما را متذکر فردایی دیگر در اکنون‌مان می‌نماید. و این‌جا است که خدا می‌داند با تمام وجود احساس می‌کنیم: «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم». آیا همین حضور، همان دولت صحبت آن مونسِ جان نیست؟ که تنها این بشر با این نوع حضور می‌تواند خود را ادامه دهد و نه آن‌که ما را به بهشت حواله دهد. حکایت حضور در بهشت، حکایت قرون وسطایی ما بود و امروز، در جمال امام شهیدمان همۀ آنچه قسمت آخرالزمانیِ ما بود، به میان آمد و ما را هیچ گِله‌ای نیست زیرا او را شهید نکردند، بلکه یک ملت را اعم از زن و مرد به شهدای زنده‌ای تبدیل کردند که هرگز از آن فردای بزرگ انسانیت منصرف نمی‌شوند هرچند هزار بار کشته شوند. موفق باشید            

41720
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: استاد ببخشید یه سوالی در ذهنم داشتم؛ اینکه با وجود این همه مشکلات اقتصادی، فرهنگی، معیشتی، تربیتی، مدیریتی و حکمرانی، وجود فسادهای اخلاقی و جنایی زیاد، تربیت های نادرست، دین زدگی گسترده، نارضایتی مردم و... چرا بازهم باید از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران طرفداری و دفاع کنیم؟ شاید بگویید که امروزه جمهوری اسلامی ایران، مرکزیت و مدیریت یک جبهه حق را بر عهده دارد و خب در این مسیر مشکلاتی هم هست. اما خب الان بعضی به دلیل بی اطلاعی یا هرچیز دیگری، زندگی آرام و با رفاه را در مدت عمر کوتاه خود ترجیح می دهند و کار به بقیه اش ندارند و دوست ندارند مبارزه طولانی مدت با کفر کنند. و خب از طرفی دیگر حکومت ما یک جمهوری است، و با اینکه حکومت ما مدیریت یک جبهه حق علیه باطل را دارد و اگر نابود شود تقریباً ممکن است جبهه مقاومت نابود شود، اما اگر مردم خود آن کشور آن حکومت را نخواهند که به نظر می‌رسد اکثریت حرفشان این است، پس تکلیف چیست؟ وظیفه ما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این‌که این ضعف‌ها هست؛ بحثی نیست. ولی با اینهمه اساساً قابل مقایسه با بقیۀ کشورها نمی‌باشد و همین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است که این‌چنین در مقایسه با بقیۀ حکومت‌ها بسی بزرگ و آینده‌دار است در مقابل جهانی که در اوج بی‌آیندگی و پوچی، هر روز خود را گرفتار انواع بحران‌ها می‌یابند. چگونه از چنین الطافی که حضرت پروردگار به ملت ما نموده است که برای حفظ خود در جهانی که به سرکردگی استکبار بنا دارد ایران را تجزیه کند تا هیچ قدرتی در مقابل اسرائیل نباشد؛ غفلت کنیم؟

اگر جمهوری اسلامی یک. مثبت داشته باشد و همه آن نقاط مثبت آن را در نظر نگیریم همین مقابله با رژیم صهیونی باشد در دفاع از مردم مظلوم فلسطین به حکم «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا.»

شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. موفق باشید

41709
متن پرسش

استاد عزیزم سلام علیکم و رحمت الله: کاش برای ما روشن می‌کردید که اگر تحلیل شما درست نبود و تیم مذاکره‌کننده‌ی معلوم الحال که همگی سوابقی غیرقابل‌قبول دارند، شروط ده‌گانه‌ی رهبر انقلاب را زیرپا گذاشتند و دستاوردهای مردم و نیروهای مسلح را به ثمن بخس برباد دادند (که اکنون کم کم بوی این اتفاق به مشام می‌رسد) آنگاه چگونه به مسیری که برای سلوک الی‌الله نشان‌می‌دهید اعتماد کنیم؟ که تشخیص صواب و خطا در موضوعات سیاسی بسیار ساده‌تر است. اصلا از جواب این سوال هم که بگذریم، بفرمایید چطور ملت مبعوث از طرف خداوند، درست تشخیص دادند که باید در صحنه حضور داشته باشند اما وقتی اکثریت همین ملت مبعوث به حضرات مذاکره‌کننده بدبین هستند و به شدت نگران نتیجه‌ی کار آقایان هستند، در کمال ناباوری توسط برخی بزرگان تخطئه می‌شوند؟ حاشا و کلا که این ملت در تشخیص خطا کند. حیف خون مطهر امام شهید که اینگونه بازیچه‌ی مطامع سیاسی شده و در حال معامله با ثمن بخس است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف عزیزانی همچون شما که به راحتی بازیِ رسانه‌هایی را می‌خورید که بنا دارند در قالب دلسوزی، در بستر دشمنانِ ما حرکت کنند و اجازه بدهید که عرض کنم در کلام دلسوزانۀ جنابعالی این خطر که موجب امیدواریِ دشمنان و به تأخیرافتادنِ پیروزی ما می‌باشد، به خوبی احساس می‌شود. خواهش می‌کنم در این مورد فکر کنید تا دلسوزی شما منجر به ناامیدی شما نسبت به انقلاب و فرزندانِ صادق انقلاب نگردد. کافی است سری به آخرین سخنان استاد مهدی محمدی با نظر به إشرافی که نسبت به موضوعات دارند؛ بیندازید. به امید آن‌که این دوگانگی‌ها به «انسجام» و «اعتماد نسبت به همدیگر» منجر شود. حقیقتاً باید از خود پرسید این دوگانگی‌ها و عدم اعتمادها، امری غیر عادی نمی‌باشد؟ https://eitaa.com/mohammadi61/945 و https://eitaa.com/mohammadi61/946  و https://eitaa.com/mohammadi61/947 . موفق باشید          

41706
متن پرسش

بسمه تعالی. إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢١﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿٢٢﴾ با سلام محضر استاد طاهرزاده: آیات ۲۱ و ۲۲ سوره آل عمران چقدر با شرایط امروزین ما تطابق دارد الله اکبر!! آنجا که خداوند می‌فرماید: «الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ» که دقیقا با شخصیت رهبر انقلاب مطابقت دارد که به واقعی کلمه آمر به قسط بودند و کافرین دوران ما ایشان را به شهادت رساندند و در ادامه خداوند می‌فرمایند: «أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا» در همین دنیا عملشان حبط می‌شود. از حضرتعالی درخواست دارم کمی بیشتر توضیح بفرمایید و از حبط عمل دنیایی قاتلین رهبر شهید برای‌مان بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که قرآن با ما در میان می‌گذارد که چگونه مقابله با انسان‌هایی که بر قسط تأکید دارند اعمال‌شان پوچ و بی‌فایده می‌شود و این سنت لایتغیّر الهی است که ما بتوانیم «در دل انگور، مِّی را بنگریم». و این یعنی از همان ابتدا با ایمان به سنت الهی مطمئن باشیم جریان‌های مقابله با عدالت، بی‌ثمر و بی‌آینده است و در این‌جا باید ایمان خود را تجربه کنیم که آیا حقیقتاً قبل از آن‌که خداوند جبهۀ استکبار را رسوا و رسواتر نماید، مطمئن به اضمحلال آن‌ها بودیم؟ به همان معنایی که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آن روزها که هنوز هیچ آثاری از نابودی جهان استکبار به چشم نمی‌خورد، فرمودند آمریکا رفتنی است به آن معنا که حضور تعیین‌کنندۀ استکباری آن تمام‌شدنی خواهد بود و امروز این مائیم و جهانی که انقلاب اسلامی به عنوان یک ابرقدرت در تعیین نظام آیندۀ جهان نقش‌آفرین است تا آن‌جایی که به رئیس جمهور چین و روسیه، روحیۀ مقابله با آمریکا را در آن‌ها شدت بخشیده است. آیا این همان حبط عملی نیست که خداوند برای آن‌هایی که مقابله با قسط را پیشه کرده‌اند، در میان آورده؟ به گفتۀ جناب استاد سعدالله زارعی به این نکتۀ «ریچارد نفیو» فکر کنید که «تحریم‌های اقتصادی ایران تا زمانی کارآرایی دارند که آمریکا در جایگاه ابرقدرتی بتواند دیگر قدرت‌های جهان را همراه خود کند». (يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵)  و این‌جا است که حتی در بی‌اثربودنِ تحریم‌ها متوجۀ حبط عمل آمریکا خواهیم شد و در این رابطه به عزم رهبر جوانمان بیندیشید که چگونه  نظر به حضور مردم  در امور کشور را دارند. موفق باشید      

نمایش چاپی