بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: بدون دسته بندی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19335
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزمون آقای طاهرزاده: استاد قطعا شما هم تو این مدت مناظره های کاندیدای ریاست جمهوری را مثل بقیعه ایرانیان مشاهده کردید. می خواهم دردلی کنم استاد و از شما می خواهم کمکم کنید. امروز وقتی مناظره آخر این کاندیداها رو دیدم دلم شکست. حرف ها و صحبت هاییی شد که شاید فقط در این جدل ها و بحث ها مردم ما اذیت شدند و ناراحت. مردمی که 38 است پای نظام و انقلاب ایستادند و همین طور محکم در مناسبات انقلابی این را نشان دادند، در حال سپری کردن این دوران و پایان عهد غربی هستند. امروز صحبت های شنیدند که نوعی بی اعتمادی برای آن ها به وجود آورد. بی اعتمادی به افرادی که خود را به هزار ترفند می خواهند خدمت گذرا نشان دهند اما هر کدام رسوایی برای همدیگر به وجود آوردند. استاد امروز مردم هیچ بویی از اسلام و حقیقت انقلاب در این مناظره ها ندیدند، آیا برازنده نظام اسلامی است؟ استاد وقتی سیاستمدران این نظام اینطور از ناگفته های هم می گویند چطور باید در دل این مردم ایجاد اعتماد کرد؟ وقتی می بنیم که اینطور همدیگر را متهم به فساد های مختلف می کنند چطور امیدوار باشیم انقلاب به سمت همان آرمان و هدفی می رود که امام آن را ترسیم کرده بودند؟ آیا اینها باعث دوری نمی شود؟ استاد واقعا امروز انقلاب در چه شرایطی از تاریخ قرار گرفته که سیاسیون این نظام به این شکل حد بی ادبی را به کمال خودش می رسانند؟ مردم چه باید کنند؟ مردم چه طور تصمیمی بگیرند؟ چه طور اعتماد کنند؟ موضوع دوم اینکه وقتی یک سیاستمداری تقوا را رعایت می کند و اخلاق را رعایت می کند چرا در افکار عمومی او را بازنده خطاب می کنند؟ مگر این همان گفتمان انقلاب نیست؟ استاد من واقعا مانده ام که به چه صورت باید از نظام دفاع کنم وقتی سیاسیون را اینطور می بینم؟ استاد کمکم کنید واقعا ذهنم مشغول شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که پیشنهاد می‌شود جواب داده شده به سؤال شماره‌ی 19333 را دنبال بفرمایید؛ عنایت داشته باشید که در مناظره‌ی نامزدهای ریاست جمهوری باید کلیّات شخصیت افراد را در نظر گرفت که جهت‌گیری آن‌ها چگونه است، وگرنه همچنان که ملاحظه کردید با مبهم‌گویی‌های دولتمردان، اشکالاتی که طرف مقابل‌شان مطرح می‌کردند، پنهان می‌گشت. این‌که یک نامزد قاضی بوده است، خیلی فرق می‌کند با این‌که یک دولتمرد به شکل مشخص مانع محاکمه‌ی برادرش شود و یا 300 میلیاردتومان را با وام صفر درصد به افراد باند خودشان بدهند!!

ما در مناظره‌ی فوق متوجه شدیم که کارهای زمین‌مانده‌ی زیادی در پیش رو داریم. زیرا تا وقتی جریان‌های سیاسی امیدشان به جهل و هوس‌های مردم باشد، همین است که ملاحظه می‌کنید که با انواع فریب‌ها امیدِ جذبِ جریان خاکستری را دارند. وقتی مردم به تربیت و تعالیِ لازم دست یافتند و حقیقت در منظرشان روشن شد، هر سخنی را در نسبت با آن حقیقت می‌سنجند، این‌جا هست که راهِ فریب سیاستمدارانِ منحرف بسته می‌شود. موفق باشید

19333
متن پرسش
کاش امروز، نیمه شعبان نبود...! بنظرم امروز یکی از تلخ ترین روزها برای حیات جمهوری اسلامی بود، حیات چهل ساله ای که قاعدتا باید در بلوغ نسبی بسر برد و این بلوغ را در بدنهِ مدیریتیِ درجهِ یکِ خود به ظهور رساند. اما حیف... نمی دانم و قلبا نمی خواهم بدانم چه در بین توده مردم می گذرد اما همین قدر «حس» می کنم که صدای انحطاط و افول این حیات بگوش می رسد و انگار که نه حیاتِ خود بلکه «جانِ» ما را می گیرد. «ما»یی که قلبمان به عشق روح الله می تپد... اما این جمعه «سیاه» حتی «سفیدی» نیمه شعبان را در حجاب برد. نیمه شعبانی که نه به عنوان یک روز در تاریخ قمری، بلکه به عنوان «آرزو» و «آرمان» این حیات چهل ساله همیشه مد نظر بود. نمی دانم شاید بعضی ها بگویند اوضاع اینقدرها هم وخیم نیست اما شاید ایشان وخامت اوضاع را در نابودی کاملِ ارزشها ببینند! در هر حال امروز فرای از افراد کاندیدا و فرای از انتخابات ۹۶، یک نقطه عطف بود، «عطفی» که به مرور در لایه های پنهان توده آشکار می شود و «زخمی» که شاید به زودی سر باز کند و «خشمی» که شاید به انفجار منتهی شود و شاید دیگر آن موقع «ما» نباشیم. نمی خواهم عاطفی و احساسی به اتفاقات امروز نظر کنم، اما چاره را تنها در یک چیز می بینم؛ «رجوع قلبی به خود الله و خواندن او»، اصلا شاید برای این حیات «فقط» باید گریست... همین. اصول کافی/ امام صادق: فاذا دعوت فاقبل بقلبک ثم استیقن الاجابه: در هنگام روی آوردن به خدا به قلب خود روی آور (قلبا آن را بخواه) پس یقین کن اجابت آن را... استاد می دانم این سوال دیگر برای شما خسته کننده است اما واقعا در این زمانه چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وجه حادثه همان بود که شما می‌فرمایید و نه‌تنها قلب شما بلکه قلب هرکس که به انقلاب اسلامی تعلق دارد را به درد آورد. ای کاش دولتمردان ما پاک‌تر از آن بودند که نشان دادند. ای کاش سجایای اخلاقی در آن مناظره، ظهور چشم‌گیرتری داشت. ولی یک وجه دیگر مناظره، ظهوری از قدرت قدسی انقلاب اسلامی بود و این‌که عقلِ انقلاب اسلامی زنده است و از خطاهایی که در نظام‌های دیگر جهانی پذیرفته شده است نمی‌گذرد و معده‌ی انقلاب اسلامی آن‌چنان حساس است که غذاهای مسموم حرکاتِ دولتمردان را بیرون می‌ریزد. مناظره‌ی سوم نشان داد انقلاب اسلامی بحمداللّه زنده است و دولتمردان نمی‌توانند با سخنان فریبنده‌ی خود، انقلاب را استحاله کنند و از هویت خود خارج نمایند. مناظره‌ی سوم تابلویِ ناکامی جریان‌هایی بود که ذیل واژه‌ی زیبای اصلاح‌طلبی در صدد بوده و هستند که انقلاب را از هویتِ اصلی خود خارج کند و به اسم ارتباط با جهان، ما را مثل ترکیه تبدیل به یکی از اقمار کدخدایِ جهانی بنماید. آری! اگر مردم از دیدن چنین صحنه‌هایی دل‌خورند که باید باشند، ولی از جهت دیگر باید به خود ببالند که عقلِ زنده‌ی انقلاب اسلامی همچون نگهبانی هوشیار اجازه نمی‌دهد که هرکس در پوشش دولت اسلامی و با ظرائف فریبنده ما را به کدخدا بفروشد. چه امیدهایی داشتند برای دوره‌ی دوم ریاست جمهوری‌شان!! که نمونه‌ی آن سند 2030 بود. حال دیگر مهم نیست که ادامه یابند یا نه، مهم این است که دیگر طشتِ آن‌ها از بام افتاد و ادامه‌ی آن نقشه‌ها برایشان سختْ مشکل شد. خداوندا! تو را سپاس که با این‌همه خطاها و کوتاهی‌های ما، ما را به خود وانگذاشتی، باز ما متوجه‌ی وعده‌ی الهی تو شدیم که فرمودی: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120)/ توبه) دوباره خواستی به ما بفهمانی زحمات شهدای ما، این محسن‌ترین شخصیت‌های تاریخِ معاصر که در طلب حاکمیت حق و حقیقت بودند؛ هرگز ضایع نخواهد شد. نکاتی در جواب سؤال شماره‌ی 19335 در این رابطه عرض شد، خوب است که نظری به آن جواب بیندازید. موفق باشید

 

19319
متن پرسش
سلام: بر خلاف میلم برای مزاحمت اگر ممکنه مطلب اخیرم را مطالعه کنید و شخصی در صورت صلاحدید نظر بدهید. نیازی به انتشار آن نیست چون سوالی نیست. درد و دله بیشتر. http://myattitude.blog.ir/1396/02/19/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  متن خوب و ارزشمندی بود. ما هم مثل همان جمله‌ای که از آقای دکتر داوری آوردید که می‌فرمایند: «انقلاب را دوست می‌دارم و سال‌ها فکر می‌کرد‌م که در انقلاب و با انقلاب است که شاید بتوان از نیست انگاری و ستمی که با نظم جهان عجین شده است، گذشت». به آینده‌ی انقلاب اسلامی شدیداً امیدواریم زیرا تنها از طریق انقلاب اسلامی است که می‌توان از نیست‌انگاری دوران و زندگیِ عرفی، به حیات قدسی و عالم معنا رجوع داشت. موفق باشید  

19321
متن پرسش
با سلام: در پاسخ پرسش سوم سوال شماره 19291 فرموده اید: «چنین دعاهایی مصلحت او نیست که اجابت شود» عرض من این است که مصلحت جایی مطرح است که پای سود و زیان وسط باشد. سوال کننده درخواست دارد که بطور کلی از صفحه هستی محو شود در این صورت دیگر کسی وجود ندارد که چیزی به مصلحت او باشد یا نباشد. انسان وقتی به شخص والامقامی دسترسی ندارد و از چشم او افتاده است به نزدیکان و آشنایان او پناه می برد از شما که با خدا آشنا هستید عاجزانه می خواهم که از او بخواهید مرا از هستی (جسمی و روحی) ساقط کند. خدایی که خالق روح انسان است قادر است آن را ازبین ببرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ذات انسان ماورای احساسات و عواطف جزئی‌اش ظرفیت و امکان بودن داشته باشد، رحمت حضرت حق اقتضاء می‌کند که او را وجود بدهد. از این به بعد آن فرد است که باید از وجود خود درست استفاده کند تا طلب نابودی ننماید. همان‌طور که شخص گناهکار در قیامت تقاضا می‌کند: «یا لتنی کنتُ ترابا»، ای کاش من خاک بودم. به گفته‌ی مولوی:

  این چنین مشکین که زلف میر ماست          

چون‌که بی‌عقلیم آن زنجیر ماست

این‌چنین نخلی که لطف یار ماست              

 چون‌که ما دزدیم نخلش دار ماست

ای دهل‌های تهیِ پر زکوب              

 قِسمتان از عید چون شد زخم چوب

موفق باشید

19309
متن پرسش
با سلام: به نظر شما خط‌کشی‌های سیاسی امروز به نام اصول‌گرا و اصلاح‌طلب چقدر واقعی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان نمی‌توان به این خط‌کشی‌ها اصالت داد. ملاک ما در این تاریخ، اصالت‌دادن به انقلاب اسلامی و تقابل آن با استکبار و رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است به عنوان عقل حجت خدا، از آن جهت که ایشان نایب ولیّ الهی است. موفق باشید

19305
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدا قوت خدمت استاد عزیز: از استاد خواستاریم کتابی در باره عرفان های نو ظهور مخصوصا فرقه اکنکار و اوشو و دیگر عرفان های غربی و شرقی جهت آگاهی جوانها و جلوگیری از گمراهی و فریب خوردن - که خود امر به معروف و نهی از منکر هست - بنویسند. با کمال تشکر. در سایه حق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه چون این افراد مزه‌ی عرفان اسلامی را نچشیده‌اند، گرفتار آن نوع مکاتب می‌شوند. اساس کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» برای رفع این مشکل است. موفق باشید

19290
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا سخنان آقای قالیباف در مناظرات و مباحثات در مورد وعده و عیدهای آقای روحانی و کنایه های وی به ایشون و جهانگیری را باید «تخریب» دانست و خلاف شریعت الهی یا «روشنگری» برای انتخاب درست توسط ملت ایران؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قضاوت در این مورد مشکل است. با توجه به خطرناک‌بودن بعضی از افکار دولتی‌ها، گویا وظیفه است که مردم در جریان روحیه‌ی غیر انقلابی و غیر ارزشیِ دولت یازدهم قرار گیرند. موفق باشید

19283
متن پرسش
سلام علیکم: آقای دکتر زرشناس در کتاب درباره عقل مدرن می گویند که اتصال عقل متصل به منفصل فرایندی دارد که در عقل غربی و مدرن طی نشده و اساسا تاریخ عقل غربی تاریخ بی عقلی است. حال با این توضیحات شما چه امتیازی برای هایدگر قائل هستید و ایشان چه تمایزی با بقیه دارتد که حضرت عالی صحبت از عقل هایدگری می کنید و جایگاه آن را هم تا به این حد قابل توجه و تامل می دانید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آقای زرشناس هم متوجه‌اند، هایدگر به‌کلّی عقل غربی را نقد می‌کند و از این جهت به معارف دینی نزدیک می‌گردد. موفق باشید

19282
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: نظرتان راجع به عالم ذر و اختلافات علماء به چه صورت هست؟ اینکه عالم ذر وجود دارد یا همان فطرت است؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است با مباحث فطرت، بحث را جلو برد زیرا روایات عالم ذر بعضاً قابل اعتماد نیست. در این مورد می‌توانید به تفسیر آیات 171 و 172 سوره‌ی اعراف توسط آیت اللّه جوادی رجوع فرمایید. موفق باشید

19285
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: اگر پیرامون موضوع ازدواج به سایت یا کانالهای هسریابی که این روزها در فضای مجازی هم باب شده یا واسطه ها رجوع کنیم ایرادی دارد؟ نظر شما درباره رجوع دختران برای ازدواج به این شکل چیست؟ آیا با عفت و وقار و شان دختران سازگاری دارد تا خود را برای یافان همسر معرفی کنند؟ وظیفه ما در این دوران و سبک ازدواج ها و شرایط سخت بوحود آمده برای دختران برای ازدواج و بالارفتن سن ازدواج و سخت گیریهای خانواده ها چیست؟ آیا شما واسطه های قابل اعتماد سراغ دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کانال‌ها و سایت‌های مطمئنی باشند که توسط افراد متدین و شناخته‌شده‌ای شکل گرفته باشند، به نظر می‌اید چنین کاری لازم است. اخیرا چنین کاری توسط رفقای قابل اعتماد راه اندازی شدن که ادرس آن عبارت است از  https://telegram.me/VASETEH_EZDEVAJ   .  موفق باشید

19274
متن پرسش
سلام: وظیفه طلبه ها نسبت به انتخابات چیست؟ وظیفه تبلیغی ندارند؟ آیا مانند محرم و رمضان نباید درس را تعطیل کرد و به تبلیغ پرداخت؟ در این امر بحث را کمی روشن کنید ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در شرایطی که منجر به مشاجره نشود، ضعف‌های دولت از آن جهت که مردم متوجه شوند دولت نسبت به اهداف اصلی انقلاب اسلامی متعهد نیست؛ برای مردم روشن شود. مثل صحبت اخیر مقام معظم رهبری که موضوع سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو را مطرح کردند که به‌کلّی نسبت به ارزش‌های نظام اسلامی نه‌تنها بیگانه، بلکه در تضاد است.  سند 2030 صریحاً می‌گوید هر نوع تربیت دینی خلاف حقوق بشر است/طبق این سند در مدارس ما همجنس‌بازان می‌توانند کلاس آموزشی داشته باشند. موفق باشید. رجوع شود به سخنان حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست بررسی تربیت و آموزش لیبرالی یا اسلامی در سند 2030  که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی دانشگاه تهران در تالار شیخ انصاری این دانشکده در تاریخ 23 اسفند 95 برگزار شد، http://www.mashreghnews.ir/news/701627/%D8%B3%D9%86%D8%AF-2030-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%D9%82

19251
متن پرسش
سلام علیکم: محضر استاد عرض ادب و احترام دارم. استاد تو این چند روز مونده به انتخابات چیکار کنیم تا مردم به اونکه باید رأی بدهند؟ منظورم اینه چطوری روشنگری کنیم چه مطالبی رو بیان کنیم؟ از سرنوشت انتخابات خیلی می ترسیم نکنه باز....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با سعه‌ی صدر هرجا شرایط مناسب بود دلایل عبور از دولت یازدهم را برایشان روشن کنید، ولی نه با جدال و درد سر. موفق باشید

19243
متن پرسش
خدمت استاد عزیز و گرانقدرم سلام علیکم: بنده از شاگردان کوچک شما در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودم که بحمدالله حظ وافی از محضرتان در درس معارف کسب نموده و همواره مباحث دینی شما را دنبال نموده و جواب سوالات ذهنم را در سخن و آثار شما یافته ام اما هیچگاه اینگونه ناراضی و در حیرت از پاسخ شما بزرگوار در بزرگترین چالش این انقلاب نبودم!!! بر اساس سوالات قبلی دوستان که مورد سوال و تایید این حقیر نیز می باشد اگر می بینید امروز به شما بزرگوار روی آوردم و توضیح می خواهم به خاطر این است که علی رغم تمام احترام و ارزشی که برای هویت شورای نگهبان که امید مستضعفین و اکثریت محرومین و سکاندار 8 سال خدمت انقلابی و بی منت را که مورد تایید رهبر عزیزمان بوده را رد صلاحیت کرده قائلم اما هرچه سعی میکنم دلیلی متقن برای تسلی فکر و روح آزرده خود و خانواده ام بیابم عاجزم و دردمندتر اینکه شما هم اینگونه جواب پرسش ها ذهن ما را می دهید طوری که جسارتاً شک می کنم شاید به جای استاد طاهرزاده عزیز و تیز بین فرد دیگری پاسخگوی سوالات در خصوص بحث آقای احمدی نژاد می باشد؟ جناب استاد می خواهم برای من تبیین کنید بر اساس کدام برهان شما رفتارهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد را نشات گرفته از مشاورانی که حکیم نیستند می دانید! مشاوران آقای احمدی نژاد تا آنجایی که ما می بینیم و شاهد هستیم جوانان انقلابی از خودگذشته فداکار و با بینش های عمیق سیاسی که شاید کمتر نمونه ای در محافل دیگر داشته باشند و البته صبور و بزرگوار از ظلمی که از جانب دوست و دشمن در این مدت بر آنها شد و دم نزدند و نمونه اخیر آن هم در رد صلاحیت احمدی نژاد جز حکمت از آنها چیزی ندیدیم هستند که همواره بر خواسته های انقلابی خود از احمدی نژاد پافشاری می کنند! بنده متوجه عملکرد اخیر اقای احمدی نژاد که شما می فرمایید مورد انتقادتان هست نیستم همان طور که هرگز متوجه انحراف و بی ولایتی ایشان نشدم البته قصد دفاع ندارم که در مقام سوال هستم اما تا آنجایی که این جماعت مقابل ایشان از تمامی تکنیک های علوم مدیریتی و استراتژیک برای تخریب ایشان استفاده نمودند شاید هر کسی جای او بود چنین حرکاتی (تکنیکهای) را انجام می داد. به نظرم توضیحی که آقای احمدی نژاد در خصوص اعلام کاندیداتوری خودش علی رغم توصیه حضرت آقا مبنی بر عدم کاندیداتوری داد قانع کننده بود و مخصوصا در شرایطی که تمام رسانه های اصول گرا ایشان را بایکوت خبری کرده بودند نباید انتظار داشت توضیحاتشان به گوش همه مومنین رسیده باشد! و نکته دیگر اینکه تمامی اشراف متحد و یک صدا دادشان هوا رفت و دلسوز انقلاب و نظام و رهبری شدند و هرچه توهین و ناسزا و بی اخلاقی بود در سطح کشور در بوق و کرنا نثار ایشان کردند. استاد عزیز، جناب آقای کد خدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان اعلام نمودند نقل به مضمون که ما وقتی صلاحیت کسی را تایید می کنیم نظارت ما قبل از اعلام تایید صلاحیت است و دیگر نظارتی بر عملکرد ایشان در زمان تصدی نداریم و تا آنجایی که عقل و قانون حکم می کند به نظرم بر این اساس احراز شرایط بر اساس مستندات موجود گذشته و حال افراد است نه اینکه رفتارهای احتمالی آن فرد در آینده که در بدبینانه ترین حالت که تصور کنیم خدای ناکرده احمدی نژاد نظام و رهبری را به کسی بفروشد قانون برای آن راهکار دارد و همچنین در صورت صدق فرض دوم رفتار آقای روحانی در برجام دو و سه نیز باید پایش و پیش بینی می شد!! کما اینکه خیلی از رفتارهای قبلش هم برای ما جای سوال دارد که چگونه از این فیلتر رد می شود اما صلاحیت احمدی نژاد که به گفته خودشان به خاطر عدم تمکین به توصیه رهبری نبوده رد نمی شود؟ و این مطالبه پاسخگویی را اگر شما نخبگان طلب نکنید سر خوردگی ما مردم انقلابی از این بیشتر می شود. سوال دیگرم در خصوص اینکه می فرمایید احمدی نژاد با ظلمی که کرد کمر ما و رهبری را شکست بر اساس کدام سخنان حضرت آقا میرفرمایید؟ از حاشیه ها گفته اید حاشیه ها را احمدی نژاد ایجاد کرد یا دشمنان احمدی نژاد؟ فرمودین همه طلبه ها را رها کرد و مشایی را قدیس! تا آنجایی که به سبب موقعیت شغلی اطلاع دارم دولت نهم بیمه طلاب را راه اندازی کرد و به جد پیگیر و عامل شد و دیگر اینکه افرادی را می بینم در تشکیلات ایشان که طلبه هستند شاید تعریف شما از طلبه چیزی است که من نمی دانم چون من علوم تجربی خواندم و مشایی نیز معاون اول ایشان بود و مقایسه این دو در ذهنم قیاس مع الفارغ را تداعی می کند! و امروز استاد عزیز شاگرد کوچک شما آنچه که میربیند تکرار تاریخی است که حاصل تدبیر فرماندهان سپاه مختار تدبیری برخواسته از یک سوءظن، کیان مختار را به مسلخ فرستادند، کیان با تمکین به این مصلحت اندیشی به مسلخ شهادت رفت ... و دشمن خندید! خداوند به فرزندان ما برای درک عمیق انقلاب با وجود این مسائل پیش آمده به برکت حضرت زهرا (س) کمک کند. ان شالله. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ضمن تشکر از تذکرات مشفقانه‌تان به اینجانب. عنایت بفرمایید که بحث در تعهد و وِلایی‌بودن آقای احمدی‌نژاد نیست که بنده قبلاً هم طی جوابی در این مورد عرایضی داشته‌ام؛ آن‌چه بنده وظیفه‌ی خود می‌دانم، تذکر به عزیزانی است که در نسبت با آقای احمدی‌نژاد و تعلق او به انقلاب و شعارهای انقلاب، سایر عوامل حفظ نظام اسلامی و سایر ابعاد حضور تاریخی انقلاب اسلامی را از نظر دور ندارند و سعی بنده آن است که شکافِ پیش‌آمده بین رفقای علاقه‌مند به آقای احمدی‌نژاد و انقلاب، به درستی ترمیم شود و از این جهت ضعف‌هایی را متذکر شدم که توسط آقای احمدی‌نژاد پیش آمد و البته سعی شد سربسته آن نکات عرض شود وگرنه فعالیت‌هایی مثل آن‌چه در رابطه با بیمه‌ی طلاب متذکر شدید را، نه بنده بلکه بسیاری ابداً منکر نیستند که خدمتِ ارزشمندی به حوزه‌های علمیه شد.

فکر نمی‌کنم نیاز باشد دوباره ماجراهای تلخ گذشته یادآوری شود. اجمالی‌ترین سخن این بود که عرض شد: «ایشان مشاوران بدی دارند» تا رفقا فکر نکنند بعضی از حرکات ایشان را نیز باید حمل بر صحت و یا توجیه کرد. خانه‌نشینی و یا مطرح‌کردن آن ویدئو در روز آن یکشنبه‌ی سیاه را که آقای حجت‌الاسلام سالک به عنوان یکی از دلسوزان ایشان التماس می‌کنند آن را پخش نکند؛ ولی او نه توصیه‌ی آقای سالک را پذیرفتند و نه توصیه‌ی آقای حسینیان را که مکرر چوب طرفداری از آقای احمدی‌نژاد را خورده بود.

قصد بنده آن نیست که ضعف‌های آقای احمدی‌نژاد را با همدیگر در میان گذاریم، بلکه بناست عرایض بنده تذکری باشد برای رفقایی تا آقای احمدی‌نژاد را مبری از ضعف‌هایی که می‌توانست نداشته باشد، ندانند. آیا این‌که ایشان بدونه ملاحظات تذکر رهبری به‌خصوص در دولت دهم جبهه‌ای از معدود دوستان خود در مقابل همه‌ی جریان اصول‌گراییِ ولایی قرار دادند، با تاریخی که ما در آن به‌سر می‌بریم مطابقت داشت؟!! آیا ایشان متوجه بودند ما در چه شرایطی از نظر تاریخی هستیم؟!! نمی‌دانم چه اندازه در جریان عزل جناب آقای حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای هستید؟ آقای احمدی‌نژاد را در دولت دهم چه شده بود که همه‌ی نیروهای انقلاب از چشم ایشان افتاد، به‌جز چند نفر محدود؟! آیا در جریان گله‌ی رفقایی هستید که هر وقت به سراغ ایشان می‌رفتند آن‌ها را حواله به مهندس یعنی آقای مشائی می‌دادند؟ در صورتی‌که آن‌ها برای دفاع از آقای احمدی‌نژاد زحماتی را تحمل کرده بودند.

عرض بنده در جواب سؤال شماره‌ی 19216 آن بود که: «تکلیف ما با آقای احمدی‌نژاد به‌خصوص با حرکات اخیر ایشان مشخص شده، ولی تکلیف ما با خودمان و انقلاب اسلامی از این به بعد با تجربه از گذشته بهتر روشن می‌شود. امید است رفقا بتوانند به راحتی از آقای احمدی‌نژاد عبور کنند ولی از آن‌چه موجب رجوع به شعارهای ایشان شد، عبور نکنند. مطمئن باشید انقلاب، در جایگاهی قرار دارد که هرگز ظرفیت تاریخی این دوران، ذهن‌ها و قلب‌ها را به‌جایِ دیگری جز اهداف انقلاب اسلامی جذب نمی‌کند، می‌ماند که با خونِ جگرخوردنِ بیشتر آن پختگی لازم برای نیروهای انقلاب پیش خواهد آمد.»

 به هر حال در جایگاه سختی قرار داریم. باید از خود پرسید آیا این شکافی که بین رفقای علاقه‌مند به آقای احمدی‌نژاد و اصل انقلاب به‌وجود آمده است، چه اندازه منطقی است و با واقعیت صحنه مطابقت دارد؟ آیا در آن حدّ که یکی از رفقا از فرط ناراحتی برای بنده نوشته است: «یک قبر برای خودم و یک قبر هم برای انقلاب کنده‌ام». تا این حدّ همه‌چیز را از دست‌رفته می‌پندارد. در حالی‌که ابداً چنین نیست. همان‌طور که جنابعالی با آن احساسات پاک‌تان، سرنوشت کیان را در نسبت با مختار برای آقای احمدی‌نژاد مثال زده‌اید. آیا واقعاً همین‌طور است؟!! موفق باشید

19218
متن پرسش
سلام جناب استاد: سوالی داشتم از محضرتون: در دعای ماه رجب می خوانیم: «أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ شَرِّ الْآخِرَةِ"» چرا در فراز دوم این دعا، لفظ جمیع برای شر آخرت تکرار نشده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت اللّه ملکی تبریزی در کتاب ارزشمند «المراقبات» در علت این امر می‌فرمایند: شرّ از آن جهت که عدمی است و در آخرت این موضوع روشن می‌شود، کثرت‌بردار نیست تا گفته شود «جمیع شرّ الآخره». موفق باشید

19217
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به سوال یکی از کاربران که درباره نظریه آقای گلشنی سوالی مطرح کرده بودند و شما گفته بودید در کل حرف صحیحی است اما باید مفصلا مطرح شود تا مورد بحث واقع شود می خواستم اگر می شود با توجه به مقاله نقد ایشان بر نظریه علم دینی آیت الله جوادی (روی صفحه اصلی سایت ایشان هست) که در اون همه نظریاتشون رو بعلاوه جزئیات آوردند نظر دقیق تون را در این باره برای ما بازگو کنید. سوال بعدی اینکه نظر شما درباره کتاب همگرایی دین و دانش علامه جعفری چیه و تا چه حد به دیدگاه امثال حضرت عالی نزدیکه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی می‌کنم إن‌شاءاللّه نظر آقای دکتر گلشنی را دنبال کنم. 2- در مورد مرحوم علامه جعفری و نگاه زیبای ایشان نسبت به رابطه‌ی علم و دین، مطالعاتی دارم و حقیقتاً دقت ایشان نسبت به آن‌که متذکر شده‌اند مبانی متافیزیکیِ علوم تجربی را نباید مورد غفلت قرار داد؛ قابل ستایش است. عمده آن است که چگونه ما بتوانیم از نگاه پوزیتیویستی عبور کنیم. موفق باشید

19216
متن پرسش
سلام علیکم: اعیاد رجبیه بر شما استاد عزیز مبارک: برای ما هم در این ماه عزیز دعاگو باشید. هر چند می دانم بحث آقای احمدی نژاد شاید برای شما دیگر ملال آور شده باشد اما ما بخاطر انقلاب باید این بحث را حل کنیم چون بحث یک نفر در میان نیست بلکه دایره عظیمی از نیروهای انقلاب است که به شخص ایشان وصل شده بودند. استاد در دولت 9 و 10 با ظهور احمدی نژاد به فرموده حضرت آقا انقلاب یک رویش مضاعفی پیدا کرد و البته این ها همه نقاط بالقوه انقلاب بود که بالفعل شد. و مسائل همچنان پیش آمد و دشمنی ها با ایشان شروع شد و ... و نیز اشتباهات فاحش ایشان تا مسائل اخیر در مورد انتخابات و رد صلاحیت ایشان. اما اگر کسی این 12 سال را در ذهن داشته باشد خیلی سریع قضاوتی را می کند که دشمنان این روزها دارند القا می کنند که احمدی نژاد از اول منحرف بود و حالا خودتان اعتراف کردید و این برای اذهان عمومی مردم براحتی پذیرفته می شود و براحتی هم قابل جواب دادن نیست. مخالفین بی بصیرت احمدی نژاد هم به گونه ای مخالف می کنند که ایشان را یک منحرف بالذات می دانند که به نام انقلاب ضد انقلاب عمل می کند. و متوجه نمی شوند که گاهی با زدن و نقد احمدی نژاد آن هم بیرون از دایره انصاف و بر اساس اتهامات ناشی از فضای رسانه ای، دارند تمام دوران انقلابی دولتهای نهم و دهم را می زنند و ناخوداگاه با این کار دارند به آقا ضربه می زنند که ایشان هم اشتباه کرد که از ایشان این همه حمایت کرد. از آن طرف خود ایشان هم با این کارهای افتضاحی که این اواخر انجام داد خودش را بی آبرو کرد. ما دلمان برای انقلابمان می سوزد که فرد انقلابی بیاید و این همه خدمت کند و بعد از چندی اینگونه بدست خودش و به تهاجم و نقشه های نپیچیده دشمنان خارجی و داخلی به این نقطه برسد و در این بین دشمن شاد کنان جشن بگیرد که نقطه قوتی از انقلاب را به نقطه تهدید انقلاب تبدیل کرده است. خلاصه در این بین ذهن مشوش است که از ایشان چگونه دفاع کند و چگونه نقد کند که ذهن مخاطب را دقیق در مسیر انقلاب نگه دارد. چرا که فضای رسانه ای و مخالفین و موافقین خونین ایشان دفاع ها و نقدها را به نفع خود و بر علیه طرف مقابلشان مصادره می کنند. دلمان برای رهبرمان می سوزد که چگونه این یاری که نزدیکتر از هاشمی افکارش به او بود اینگونه باعث اختلاف افکنی بین نیروهای مذهبی شده است. خیلی ها سوال می کنند که مگر ایشان رئیس جمهور دو دوره نبوده چرا رد صلاحیت شده. خیلی از دوستان انقلابی امان این روزها بدبین به نظام و .. شده اند. واقعا در برزخی بدی گیر کرده ایم. ای کاش شما که روزی مدافع سرسخت ایشان بودید بخاطر انقلاب و امروز ظاهرا چندان گرایشی به ایشان نداشتید این موضوع را واضح می کردید که چه باید بکنیم. درست است که انقلاب ذاتی دارد و در ذات خود مقهور افرادش نمی شود و جلو می رود اما این انقلاب در دوره 84 به بعد در دولت و فرد آقای احمدی نژاد تجلی کرده بود و لذا این تجلی را نمی توان براحتی کنار زد از آن طرف این تجلی دچار غبارهایی شد که دوست و دشمن و اشرافیت سیاسی و اقتصادی براحتی با این غبارها سعی در ضربه زدن به این تجلی انقلاب دارد و با ضربه به آن می خواهد به خود انقلاب ضربه بزند. اگر کمک کنید راه برون رفت از این برزخ را برای نیروهای انقلابی مفتوح نمایید، شاید بتوانیم با ورود در آن در ارتقا انقلاب سربازی کنیم. ببخشید از طولانی شدن و پراکنده گویی. چون می دانم در مباحث مختلفش شاگردی کرده ام با اشاره مباحث مختلف را گفتم که از هر کدام سرفصلهای فراوانی برای گفتگو مد نظر بود. و العاقبه للمتقین. التماس دعا.
متن پاسخ
  • باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه به نکات دقیقی اشاره دارید و هنر ما آن است که در چنین مواردی بهترین برخورد را با موضوع تاریخی خود داشته باشیم تا همان‌طور که فرموده‌اید بتوانیم از دوست نادان و دشمن دانا هر دو عبور کنیم و این را در نقد منطقیِ خود در نسبت با آقای احمدی‌نژاد می‌بینم. از اشتباهات آقای احمدی‌نژاد در کنار شعارهای انقلابی ایشان، بحثی نیست و از آن توهّمی که ایشان را از بدنه‌ی جریان انقلابی و رهبری جدا کرد نمی‌خواهم بحث کنم. بحث بر سر آن است که اگر امروز هم کسی همان شعارها را بدهد ما باز باید به او رجوع کنیم و از آن شعارها استقبال نماییم، منتها سعی خواهیم کرد علاوه بر نظر به آن شعارها، حکمتی را در شخصیت آن فرد دنبال نماییم و این آن چیزی است که آینده‌ی ما با عبرت‌گیری از گذشته، شکل می‌دهد. بنده در جواب سؤال شماره‌ی 19215 عرض کردم:

     «حاشیه‌هایی که دولت آقای احمدی‌نژاد ایجاد کرد کمر رهبری و ما را که تمام‌قد از ایشان دفاع کردیم، شکست. فراموش کرد طلبه‌ها چگونه از پول شهریه‌های خود از او دفاع کردند و یک‌مرتبه همه را رها کرد و شخصی به نام آقای مشائی را قِدیس‌گونه جلوی همه قرار داد. آقای احمدی‌نژاد به ما و به رهبری ظلم کرد و این شد حال و روزِ ما که شما در این رنج‌نامه از آن سخن گفتید. ابتدا باید گذشته را بازخوانی کرد تا فردایی که دوباره نیروهای انقلاب کمر راست می‌کنند، حکیمانه عمل کنیم. چگونه می‌توان هنوز به آقای احمدی‌نژادی دل‌بست که قابل پیش‌بینی نیست؟! آیا شورای نگهبان می‌تواند کسی را به‌عنوان رئیس جمهور به مردم معرفی کند که هر روز باید منتظر یک حرکت غیر قابل پیش‌بینی از او بود؟! دوای دردِ ما امروز بازخوانیِ تاریخی است که بدان دل‌بستیم ولی گویا باید دقیق‌تر مسئله را دنبال می‌کردیم. شعارهای خوب اگر از زبان شخصیتی که ابعاد وجودی او مطابق آن شعارها نباشد، به گوش‌مان رسید؛ دیگر به‌راحتی به آن شخصیت دل نخواهیم بست».

    تکلیف ما با آقای احمدی‌نژاد به‌خصوص با حرکات اخیر ایشان مشخص شده، ولی تکلیف ما با خودمان و انقلاب اسلامی از این به بعد با تجربه از گذشته بهتر روشن می‌شود. امید است رفقا بتوانند به راحتی از آقای احمدی‌نژاد عبور کنند ولی از آن‌چه موجب رجوع به شعارهای ایشان شد، عبور نکنند. مطمئن باشید انقلاب، در جایگاهی قرار دارد که هرگز ظرفیت تاریخی این دوران، ذهن‌ها و قلب‌ها را به‌جایِ دیگری جز اهداف انقلاب اسلامی جذب نمی‌کند، می‌ماند که با خونِ جگرخوردنِ بیشتر آن پختگی لازم برای نیروهای انقلاب پیش خواهد آمد. هرچند به قول جناب آقای دکتر زرشناس نئولیبرال‌ها گاه‌گاهی از حرکاتِ ناشیانه‌ی ما به خود امیدوار می‌شوند، ولی چیزی نمی‌گذرد که دوباره با یأسِ پیشین خود روبه‌رو خواهند شد. موفق باشید 
19215
متن پرسش
بسمه تعالی سلام براستاد گرامی و عزیزتر از جانم: سالهاست خسته شده ام از این همه درد و رنجی که بر انقلاب تحمیل می شود از اینکه می بینم در انقلاب اسلامی عزیزم کسانی بر مسند ریاست هستند که یا از اشراف سیاسی هستند یا از اشراف اقتصادی. کسانی که درد و رنج محرومیت و نداری را نمی دانند و ثروتشان از پارو بالا می رود. من فرزند انقلابی هستم که از کل انقلاب هیچ انقلابی ندیدم جز چند سال حضور احمدی نژاد. نه جنگ را درک کردم و نه امام خمینی عزیز را. کاش بودم ولایق جهاد در راه خدا بودم و شهید می شدم و این روزهای پر از درد را نمی دیدم. دردهایی که بر عزیزتر از جانم رهبر معظم انقلاب تحمیل می شود. من از نسل سوخته ای هستم که از انقلاب هیچ چیز جز درد و رنجش را نفهمید. از زمانی که احمدی نژاد آمد احساس کردم دیگر وقت دیدن انقلاب است باید بنشینم و زیبایی های این تماشاگه راز را ببینم باورم شد انقلاب من طلوع کرده است و رنجهای مستضعفین به پایان رسیده است. اما وقتی دیدم آن مردی را که از میان دردها و رنجهای مستضعفین قیام کرد اینگونه زدند و او نیز بر حاشیه ها افزود و او را انگ انحراف زدند و مطمئن شدم انقلابی که فکر می کردم طلوع کرده است بزودی همانها که ادعای آوردنش را داشتند خاموشش کردند ناامید شدم و وقتی انقلابی را دیدم که حسن روحانی رئیس جمهورش شد ناامیدترم کرد. چه شد که امروز اینجاییم. مخالفان حزب اللهی احمدی نژاد ما را متهم به مخالفان ولایت و انقلاب می کنند گویی ما در جبهه انقلاب نیستیم آنها می خواهند عمدا ما را مقابل انقلاب و ولایت قرار دهند؟ می خواهند کاری کنند که دشمن انقلاب لقب بگیریم؟ به خدا قسم اگر احمدی نژاد را دوست داریم چون با دیدن او یاد مستضعفین، یاد انقلاب، یاد اسلام و امام و یاد شعارهای اصیل انقلابی می افتیم. ما امروز کجاییم؟ از طرفی دل در گرو انقلاب و رهبری داریم و از طرفی نمی توانیم باور کنیم عده ای مدعی انقلابی گری ما را از جرگه انقلاب خارج کنند. شرایطی در حال تحقق است که اگر فکری نشود جبهه طرفداران احمدی نژاد بدلیل اینکه از انقلاب در حال رانده شدن هستند تبدیل به یک اپوزیسیون شوند و من می بینم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. حال سرگردانیم شما را به خدای امام خمینی و انقلاب اسلامی قسم بگویید چه شده؟ آیا خدا ما را تنبیه کرد که روزی عده ای را که از اصلاح طلبان بودند با عناوین ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه از دایره انقلاب به بیرون هول دادیم آیا ما چوب تندرویهای دیروز عده ای را می خوریم؟ آیا ما همان نسل سوخته انقلاب هستیم؟ چه شده کجای تاریخ هستیم؟ نکند ما را در ورطه ای اندازند که ندانیم جبهه علی حق است یا جبهه معاویه؟ ما کجای تاریخ ایستاده ایم؟ شما را به خدای امام خمینی قسم نگویید انقلابی باشید که ما همه از انقلابیون هستیم همانطور که همه از مسلمانان بودند و جبهه معاویه و علی را نتوانستند تشخیص بدهند. نگویید پشت سر رهبری حرکت کنید مگر تاکنون تخلف کرده ایم؟ بگویید درد جان ما چیست که انقلاب را دوست داریم، رهبری را دوست داریم، احمدی نژاد را دوست داریم. آیا ما از تاریخ انقلاب به جرم دوست داشتن نماد و اسطوره شعارهای انقلاب جدا شده ایم؟ ما کجای تاریخ ظهور مولایمان مهدی صاحب الزمان هستیم؟ خسته هستم با یک کوه از دردهای تمام تاریخ بشریت که گویی هیچ کس ما نسل سوخته تاریخ انقلاب را دیگر یاری نمی کند و رها شده در برهوت این تاریخ هستیم. صرفا درد و دلی بود شاید بتوانید بگویید ما چه دردمان شده آیا این تضاد است که ما انقلاب و رهبری و احمدی نژاد را با هم دوست داریم. نیازی به جواب نیست صرفا درد و دلی بود که بدانید سرگردان و خسته هستیم گویی هیچ چیز جز ظهور مولایمان ما را شاد نمی کند. والسلام علی من تبع الهدی. شاگرد کوچکی از شاگردانتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را». گفتنی‌ها را گفتی و در میان آن گفتنی‌ها متذکر حاشیه‌هایی شدی که دولت آقای احمدی‌نژاد ایجاد کرد و کمر رهبری و ما را که تمام‌قد از ایشان دفاع کردیم، شکست. فراموش کرد طلبه‌ها چگونه از پول شهریه‌های خود از او دفاع کردند و یک‌مرتبه همه را رها کرد و شخصی به نام آقای مشائی را قِدیس‌گونه جلوی همه قرار داد.

آقای احمدی‌نژاد به ما و به رهبری ظلم کرد و این شد حال و روزِ ما که شما در این زنج‌نامه از آن سخن گفتید.

ابتدا باید گذشته را بازخوانی کرد تا فردایی که دوباره نیروهای انقلاب کمر راست می‌کنند، حکیمانه عمل کنیم. چگونه می‌توان هنوز به آقای احمدی‌نژادی دل‌بست که قابل پیش‌بینی نیست؟! آیا شورای نگهبان می‌تواند کسی را به‌عنوان رئیس جمهور به مردم معرفی کند که هر روز باید منتظر یک حرکت غیر قابل پیش‌بینی از او بود؟! دوای دردِ ما امروز بازخوانیِ تاریخی است که بدان دل‌بستیم ولی گویا باید دقیق‌تر مسئله را دنبال می‌کردیم. شعارهای خوب اگر از زبان شخصیتی که ابعاد وجودی او مطابق آن شعارها نباشد، به گوش‌مان رسید؛ دیگر به‌راحتی به آن شخصیت دل نخواهیم بست. موفق باشید  

19209
متن پرسش
سلام 1. با توجه به سوال شماره 11393 آیا کتاب معاد آیت الله شجاعی را بخوانم یا نخوانم؟ کتابش را تهیه کرده اما با خواندن این سوال تردید در خواندنش دارم. لطفا راهنمایی کنید. 2. با توجه به اینکه خانمی هستم خانه دار و به خاطر بچه داری وقتم محدود هست و بسیار مشتاق هستم تفسیر المیزان را کار کنم و همچنین شرح مقالات و خواندن کتاب «فرزندم این چنین باید بود» شما. نمی دانم کدام در اولویت هست. لطفا راهنماییم کنید. برای المیزان هم گفته اید عربی باید بلد باشید دو ترم در حوزه عربی خوانده ام نمی دانم کافی هست یا نه اگر کافی نباشد که دوره یادگیری عربی هم به برنامه اضافه می شود. قبل از بچه دار شدن کتابهای شما را می خواندم اما به خاطر بچه داری و کنار گذاشتن کتب شما خلائی در زندگیم پیدا شده و کم کم می بینم وارد روزمره گی شده ام و تصمیم گرفتم هر طوری شده دوباره شروع کنم. کتابهای شما تذکری بود که نمی گذاشت وقتم و خیالم برای امور بیهوده برود. به شدت مشتاق خواندن المیزان و شرح مقالات و «فرزندم این چنین باید بود» هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهادم آن است که ابتدا کتاب «فرزندم ...» و سپس کتاب «معاد» را با شرح صوتی آن دنبال فرمایید که البته نکات اصلیِ کتاب آیت اللّه شجاعی نیز در آن هست و پس از مطالعه‌ی کتاب «معاد» به شکلی که عرض شد، صوت شرح سوره‌های اعراف و انعام و آل‌‌عمران را دنبال کنید. موفق باشید

19207
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنا بر گفته سخنگوی شورای نگهبان علت رد صلاحیت دکتر احمدی نژآد توصیه رهبری نبوده است. بنا بر این علت رد صلاحیت ایشان چه بوده است؟ (غیر از توصیه رهبری واقعا علتی برای رد ایشان نیست) واقعا متر و ملاک این شورا چیست؟ چراباید غرضی تایید شود و بعد در دوره بعد رد!؟ و چطور جهانگیری و روحانی! و هاشمی طبا و میرسلیم تایید می شوند اما دکتر احمدی نژاد نه! «چرا در قانون برای پاسخگویی شورای نگهبان راهکاری گذاشته نشده است. حتی برای اعتراض هم فرصتی نگذاشته اند.» حقیقتا مردم ناامید شدند و حتی از رای ندادن سخن به میان می آورند. (که البته ناراحت کننده است) حتی نمی توانیم سوال کنیم! با وجود اینکه رای شورای نگهبان را قبول داریم و به آن تمکین می کنیم ولی اجازه سوال هم نمی دهند و مارا ضد ولایت جلوه می دهند. این رد صلاحیت به جهانیان این پیام را ارسال می کند که جمهوری اسلامی از استکبار ستیزی و مبارزه با صهیونیست خسته شده و علاقه به مذاکره و معامله دارد. اصلا تفاوت انتخابات ما با انتخابات آمریکا در چیست؟ آنجا هم دو حزب مردم را طوری احاطه کرده اند که جای هیچ غیری نمانده است و اینجا که به مراتب بدتر است و هزاران سوال ناگفته دیگر...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که بنده اعضای شورای نگهبان را انسان‌های فرهیخته و دلسوز و آگاه به زمانه می‌دانم، به نظر می‌اید باید تا آن‌جا که ممکن است ملاک‌های تأیید داوطلبان ریاست جمهوری را به مردم ارائه دهند، مگر آن‌جایی که آبروی کاندیداها در میان است. البته در مورد آقای احمدی‌نژاد گفتنی زیاد است. نکاتی در جواب سؤال 19215 عرض خواهد شد. موفق باشید

19201
متن پرسش
سلام علیکم: متن زیر گزارشی اجمالی از دیدگاه‌های یکی از متفکرین معاصر نسبت به امکان تاسیس تمدن اسلامی است که خدمتتان تقدیم می گردد. حاشیه نگاری شما به این نظرات البته برای علاقمندان به مباحث حضرتعالی مایه امتنان است. عبدالکریمی معتقد است که ادعای تاسیس تمدن اسلامی از توهم انسان در نشناختن حد و حدود خود برمی خیزد و ایشان معتقد است انسان در این دیدگاه خود را خدایی می داند که می تواند مقدرات آینده را تغییر دهد و این عمیق ترین نوع امانیسم است. نکته دیگری که عبدالکریمی مطرح می کند این است که طرح چیزی به نام تمدن اسلامی حاصل یک عقل انتزاعی است و نه یک عقل انضمامی یعنی اگرچه تمدن اسلامی امکان منطقی دارد اما هرگز امکان وجودی در شرایط حاضر را ندارد. طرح امکان تمدن اسلامی مثل این است که بگویی عبدالکریمی می تواند فوتبالیست شود این اگرچه در ذهن ممکن است اما واقعیت های تاریخی از امکان وجودی آن جلوگیری می کند. به گفته عبدالکریمی واقعیت های امروز جامعه ما و این بی نظمی حاکم بر آن ما را در موقعیتی قرار داده است که حتی امکان طرح تمدن اسلامی هم برای این جامعه به مقدار فوتبالیست شدن یک فرد شصت ساله خنده دار باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر معنای اومانیسم آن است که ما هیچ ادعایی نداشته باشیم و هیچ اقدامی نکنیم، وگرنه ادعای خدایی کرده‌ایم و به عمیق‌ترین نوعِ اومانیسم دچار می‌شوی؛ پس نباید تصمیمی در حدّ ساختن یک خانه هم بگیریم. این‌جا است که عرض می‌کنم این بدترین شکل نسبت به فهم سخن هایدگر است که از درکِ مقدرات و عمل بر اساس مقدراتِ تاریخی، آقای عبدالکریمی جبرِ صِرف می‌فهمد و علتش آن است که متأسفانه بیش از آن‌که سخن آن فیلسوف را بفهمد و در تاریخ خود فکر کند، آن سخنان را از حفظ کرده و نمی‌داند کجا به‌کار ببرد. یادت هست که در جواب سؤال شماره‌ی 13790 که در رابطه با مبانی فکری و مباحث بیژن عبدالکریمی سؤال شد، بنده عرض کردم:  باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در صحبت‌هایشان از واژه‌های فنومنولوژی و فلسفه‌ی هایدگر استفاده می‌کند، بدون آن‌که درک حضوری لازم را از نگاه هایدگر داشته باشد. در حالی‌که شرطِ فهم فلسفه‌ی هایدگر عبور از متافیزیک بود به معنای واقعی آن و نه در لفظ. لذا آن درک حضوری که امثال دکتر فردید و دکتر داوری از هایدگر به‌دست آورده‌اند و در تاریخ خود حاضر شدند را در نوشته‌ها و سخنرانی‌های آقای عبدالکریمی نمی‌یابیم و از این جهت می‌توان گفت نگاه آقای عبدالکریمی به عالم و آدم سخت، انتزاعی است طوری که هرگز نتوانسته‌اند تاریخ خود را درک کنند، حتی وقتی که از «وجود» و یا تاریخ و زمان سخن می‌گویند، نگاه انتزاعی و مفهومی به موضوع دارند و بیشتر واژه‌های هایدگری را به‌عنوان معلومات به‌کار می‌برند نه آن‌طور که «وجود» را در زمان حسّ کنند و حادثه‌ها را تاریخی بیابند. کارشان بیشتر شبیه آن‌کسی است که دید در بازاری که حیوانات را می‌فروشند وقتی طرف گفت گاو من آبستن است، زودتر و بهتر گاو او را خریدند. لذا وقتی از دختر او خواستگاری کردند، گفت دختر من حامله نیز می‌باشد. زیرا درک درستی از جایگاه موضوعات نداشت. بنده سراسر تفکر آقای عبدالکریمی را از این نوع می‌دانم که در یک بی‌تاریخیِ آزاردهنده‌ای به‌سر می‌برند و خوانندگان خود را گرفتار بی‌تاریخی و سرگردانی می‌کنند. به تجربه نیز معلوم شده افرادی که به ایشان نزدیک شده‌اند نسبت به انقلاب اسلامی، این زیباترین حضور تاریخی در این دوران،‌ بیگانه گشته‌اند در عین آن‌که در تفکر خود مغرور و نسبت به همه‌ی اندیشه‌ها به چشم حقارت می‌نگرند، همه را متهم به نگاه ایدئولوژیک می‌نمایند در حالی‌که همواره ما باید از راه و امکان رسیدن به مقصد پرسش کنیم و در عین چشم‌برنداشتن از ایده‌آل‌ها، چگونه رسیدن به آرمان‌ها را مدّ نظر قرار دهیم. پیمودن راه، بدون شناخت و درک جهانِ موجود – جهانی که انقلاب اسلامی نیز به عنوان یک واقعیت در آن وجود دارد - میسر نمی‌شود. ما در عالمی که هستیم بستگی‌هایی داریم و هزار بندِ تاریخی به دست و پایمان بسته است. آیا باید این‌همه موانع تاریخی را نادیده گرفت و از انقلاب اسلامی چیزی را مطالبه کرد که بیشتر در خیالِ اتوپیاپردازان پروش یافته است و بعد که نمی‌توانیم به آن آرمان‌ها برسیم، ناآگاهانه چشم‌ها را به ادامه‌ی غرب بیندازیم، غافل از این‌که باید زمین را برای شکفتن گل و گیاه آماده کرد و از قدم‌گذاشتن در کوچه‌های پر گِل و لایِ واقعیات نهراسیم. 2- در این‌که واقعیت تاریخیِ ما چندان توانایی تحقق کمال تمدن اسلامی را به نحو آرمانی آن ندارد، بحثی نیست. ولی باید متوجه بود آیا تمدن اسلامی به معنای حضور نور رحمت خدا در مناسباتِ اجتماعی یک امر تشکیکی است و اگر وَجه ضعیف آن در صحنه است، افقِ وجهِ شدیدیافته‌ی آن منتفی نیست. و این باز، غفلتی است که امثال آقای عبدالکریمی به جهت عدم توجه به ذات إشراقیِ انقلاب اسلامی بدان گرفتارند. موفق باشید  

19200
متن پرسش

با سلام و احترام و ارادت خدمت استاد عزیز: یک بحث مهم: همچنان که استحضار دارید عالمان و عارفان متعددی داشتیم و داریم (در همین عصر) که در زمان نونهالی و نوجوانی معنویت چشم گیری داشتند!!! سئوالی که مطرح می شود این است که نوجوان و جوان امروزی به سختی و دشواری می تواند این معنویاتی را که عالمان و عارفان در زمان نوجوانی و جوانی داشتند، داشته باشند، چند سئوال: 1. به نظر حضرتعالی علل این تفاوت در چیست؟ 2. روح مدرنیته و عالم غربی که در قیاس با 40 سال پیش تشدید شده چقدر می تواند در سلوک معنوی جوان امروزی دخیل باشد؟ 3. به نظر حضرتعالی چه عواملی می تواند یک نونهال 13 ساله یا نوجوان 17 ساله که به اقتضاء سن خویش در معرض توهمات و عدم بلوغ هست دارای مراتب معنوی باشد و به تهذیب نفس بپردازد مثل آیت الله بهجت (ره)؟ 4. آیا انتخابی قبل از ورود به عالم ماده داشتیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انتخاب‌هایی از قبل داشته‌ایم ولی همان روحیه‌ی انتخابگری همچنان برای انتخاب راه‌های دیگر در نزد ما است. بنده در همه‌ی جواب شما، یک آوینی را در آستین دارم که نشان دهم؛ چگونه فهمید؟ چه چیزی را ببیند؟ و در کدام جاده قدم زند؟ راهِ گشوده‌ی جوانان ما، شهید آوینی است با آن اشارت‌های آسمانی‌اش. با تمام وجود باید خود را در او بیابیم. موفق باشید

19168
متن پرسش
علامه حسن زاده آملی می گوید: «در قعر جهنم جرجیر می روید زیرا که نار منقطع می شود و عذاب مرتفع می گردد...». ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، صفحه ۲۱۳ ولی امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: «بعضی از مردم چقدر احمق هستند که می گویند در وادی جهنم جرجیر می روید در حالی که خداوند فرموده است: وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ، پس چگونه سبزی می روید؟!». الکافی، جلد ۶، صفحه ۳۶۸ میشود منظور علامه را توضیح دهید که صراحتا با حدیث مخالف است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه خوانده‌اید سخن علامه حسن‌زاده نیست و جناب علامه آن را ترجمه کرده‌اند و اکثر علماء با این سخن محی‌الدین مخالف‌اند از جمله آیت‌اللّه جوادی معتقدند: «مسئله‌ی ابدیت عذاب بدون شناخت انسان میسر نیست و اگر انسان یک گوهر داشته باشد آن وقت می‌توان بحث کرد آیا این عوارض در جهنم عارض بر جان انسان شده یا همسنخ انسان است و اگر همسنخ انسان است دیگر عذاب نیست و اگر همسنخ انسان نیست ابدی نیست. ولی وقتی انسان دارای یک گوهر نبود و دارای فطرت و طبیعت بود موضوع متفاوت می‌شود بدین معنا که فطرت او آنچه را طبع او به عنوان ملکاتِ خلاف شریعت در خود نهادینه کرده است نمی‌پذیرد و همواره این تضاد که مسخر به انواع عذاب‌های رنج‌آور می‌شود در چنین انسانی باقی است» البته بحث آن مفصل است. موفق باشید

19153
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اگر امکان دارد متن زیر را بخوانید و نظر مبارکتان را مرقوم بفرمایید نخستین محل نگه‌داری بیماران روانی در ایران، «دارالمجانین» یا «دیوانه‌خانه» نام داشت. پس از مدتی، نام تیمارستان بر سر زبان‌ها افتاد. سرپرستی دارالمجانین یا تیمارستان‌ها هم بر عهدۀ شهربانی‌ها بود! در سال 1319 رشتۀ روان‌پزشکی در دانشگاه تهران راه‌اندازی شد. در سال 1340، مکان نگه‌داری و درمان بیماران روانی را «بیمارستان روان‌پزشکی» نامیدند و سرپرستی آن را نیز به وزارت بهداشت و درمان، و سپس به دانشگاه علوم پزشکی سپردند. بنابراین، ما تا همین شصت سال پیش، «بیمار روانی» را «دیوانه = دیوزده، جن‌زده» می‌خواندیم و او را به دست آجان‌های شهربانی می‌سپردیم. اکنون می‌دانیم که برخی انسان‌ها به دلیل برخی گسست‌های مغزی، رفتار یا گفتاری نامتعارف دارند و جای نگه‌داری آنها، بیمارستان است، نه زندان‌های تنگ و تاریک شهربانی که جز مرگ‌های دردناک و زودرس نتیجه‌ای نداشت. این تغییرات، نمونه‌ای کوچک از دستاوردهای تمدن جدید است؛ تمدنی که بر تن دیوانه، جامۀ بیمار ‌پوشاند و «رعیت» را «شهروند» کرد و جای «ضعیفه» را به «همسر» داد و کلماتی همچون «سلطان» و «عقل کل» و «ظل الله» را از قاموس‌ها شست و اختراعاتی همچون تفکیک قوا، ریاست‌های موقت، پارلمان، روزنامه، وکیل، آیین دادرسی، المپیک، بیمه و بهداشت عمومی، واکسیناسیون، اینترنت، جشن تولد، رمان و سینما دارد. در این مدنیّت، هزاران تغییر در نام‌ها و نگرش‌ها رخ داده است که ما در سنت خوابش را هم نمی‌دیدیم. این تغییرات، از دل دانش‌هایی برآمد که بدون هیچ‌گونه ضدیتی با دین و خدا، تنها به انسان و آسودگی او ‌اندیشیدند. می‌گویند تمدن جدید، «هیروشیما» هم دارد. بله، دارد؛ ولی مگر سنت، جنگ‌های صلیبی و آتیلا و مغول و سلطان محمود غزنوی و آغامحمدخان نداشت؟ اینها را داشت، به اضافۀ سل و طاعون و فلج اطفال و ریاست‌های موروثی و مادام‌العمر و زلزله‌هایی که در کمتر از یک دقیقه، چندین شهر را با خاک یکسان می‌کرد. تمدن جدید و علوم انسانی آن، نه استعماری است و نه فرزند نامشروع توطئه‌. رهاورد خرد جمعی بشر است. عیب‌های آن نیز همان عیب‌های انسان خاکی است که ناگزیر اما رو به بهبود است. اگر هوس کرده‌ایم که جای آن را به تمدنی دیگر بدهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا در چنته داشته باشیم، نه از سنخ دیروزِ مرحوم یا پس‌فردای موهوم. جهانی که پرخواننده‌ترین کتاب آن شازده‌کوچولو است، هرگز به دنیای حسین‌ کُرد شبستری بازنمی‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن درستی است که اگر بخواهیم تمدنی را به جای تمدن غربی مدّ نظرها قرار دهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا داشته باشیم. ولی نباید این نکته را فراموش کرد که چرا متفکران بشر امروز اعم از غربی و یا غیر غربی با این‌همه دستاوردهایی که عقل غربی به صحنه آورده است می‌خواهند از غرب عبور کنند در حدّی که هابرماس مدرنیته را یک پروژه‌ی ناتمام می‌داند. به نظر می‌رسد باید در این مورد به موضوع اومانیسم و محورقرارگرفتنِ انسان به جای خدا فکر کرد که حاصل آن فرهنگ سکولاریته‌ی غربی شد. از طرفی باید مواظب بود با چشم غربی، غرب را ننگریست وگرنه عقل تکنیکی که سراسر عقلِ معاش است، به جای حکمت و عقل قدسی می‌نشیند. چنان‌چه در روایت داریم: وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» ملاحظه کردند عده‌ای مجنونی را اذیت می‌کنند و می‌گویند او دیوانه است و دیو یعنی شیطان در او حلول کرده است؛ حضرت فرمودند او بیمار است. حتماً در جریان پست‌مدرنیسم هستید که متفکران آن معتقدند مدرنیته را باید بازخوانی کرد. آیا آن‌ها می‌خواهند بشریت را به قبل از دموکراسی برگردانند، یا معتقدند در ادامه‌ی فرهنگ مدرنیته انسان از حیات قدسی خود محروم شده؟ بد نیست سری هم به کتاب‌های پست‌مدرن‌ها اعم از رنه‌گنون و میشل‌فوکو و فریتیوف‌شوان و یا دکتر حسین نصر بزنید. احساس می‌شود که نتیجه‌ی آن مطالعات، آن باشد که جای عقل غربی طوری تعیین شود که نحوه‌ای از شیفتگی از غرب را به همراه نداشته باشد که نتیجه‌ی آن تحقیر فکر و فرهنگِ خودی باشد. موفق باشید  

19140
متن پرسش
سلام علیکم: آقای مهدی گلشنی در نظریه علم دینی شان قائل به این مطلب بودند از آنجا که اصل تطابق به نحوی امکان ندارد ملاک علمی بودن گذاره ها (صرف علمی بودن، بحث دینی و غیر دینی مطرح نیست) ارتباط آنها با وقایع است که این ارتباط هم می تواند حجاب هایش بیشتر برداشته شده و در نتیجه ارتباط گذاره با واقعیت قوی تر شود. نظر شما درباره این نظریه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای دکتر گلشنی انسانی دانشمند، متفکر و متعهد هستند و تا آن حدّی که در این سخن مختصر فهمیدم، حرف درستی است ولی باید تفصیل آن مطرح شود تا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. موفق باشید

19150
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اینکه چه در دانشگاه و چه حوزه علمیه در زمینه تاریخ کم کاری صورت گرفته شده است، به نظر حضرت عالی با توجه به مطالعات ویژه و تدریس که در این زمینه داشته اید چه حیطه اطلاعاتی و چه کتبی را باید مطالعه داشته باشد؟ (بنده جوان 23 ساله) لطفا به تفصیل بیان شود. (مثلا قبل از اسلام و بعد از اسلام و تاریخ ایران و جهان و غرب و انقلاب اسلامی و معاصر و.....چه دوره هایی را باید بلد باشد و بعد کتاب معرفی شود.) باتشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با مباحث حجت الاسلام غنوی کار را شروع کنید، شروع خوبی است. صوت جلسات ایشان، که از سیره‌ی پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» شروع کرده‌اند و تا امام هادی«علیه‌السلام» ادامه داده‌اند، بر روی سایت‌شان هست. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!