بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: بدون دسته بندی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27732
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می‌توان گفت عصر انقلاب اسلامی، عصر توبه تاریخی بشر است و بشریت به عصری که عصر یک توبه و انابه تاریخی برای اتصال به رب العالمین و گذار از مدرنیته که حجاب حق است، رسیده و این توبه مقدمه ای جهت نزدیکی به صبح تاریخی و امت واحده مهدوی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی در رابطه‌ی این‌که بشر در عصر توبه‌ی خود وارد شده است، دلیل خوبی آورده و بنده نیز شرحی بر سخن ایشان در کانال «عصر جدید» داشته‌ام. آن شهید بزرگوار می‌فرماید: «  زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت...

اضطرابی که بشر امروز را فرا گرفته است نشان از یک زلزله قریب الوقوع دارد، زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت و نسبت انسان را با خویشتن خویش و عالم دیگرگون خواهد کرد. از آنجا که تمدن امروز جهان را در تسخیر دارد، انقلاب فردا نیز یک واقعه جهانی خواهد بود و به یکباره همه عالم را خواهد بلعید. حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی _ و بهتر بگویم، بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی (س) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که به خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر. آغازی بر یک پایان». موفق باشید

27720
متن پرسش
سلام علیکم: یک پژوهشگری مطلبی می‌گفت که دوره صفویه شروع دوره عقب ماندگی ما از مدرنیته و غرب بود و ما ویژه در ساینس و علوم تجربی عقب رفتیم و حتی روند اخباری باعث شد، عقلانیت هم ضربه ببیند و حکومت صفوی بر پایه همین اخباری گری جلو رفت در صورتی‌که غرب و مدرنیته در همان دوره حرکت قوی و رو به جلویی داشت و دانشگاه های متعدد در اروپا بود ولی ما تنها یکسری مدارس علمیه بود. بشخصه معتقدم با وجود یکسری از خودرایی ها و خودکامگی ها و حضور اخباریون و کم توجهی به مباحث تجربی که البته آنقدر نبود که موجب خسران ما شود، ولی دوره صفویه دوره حضور تمدنی ماست و ما همان موقع که حرکت مدرنیته شروع شد و غرب تحت سیطره تفکر دکارتی رفت، ولی فرهنگ شیعه تبدیل به تمدن شد و ما توانستیم متناسب هویت شیعی مان ابزار و الگو طراحی کنیم و معرفت شیعی که گمشده چند قرن مردم ایران بود و می‌توانست ایرانیان با آن سابقه عظیم تمدنی را متعالی کند، به صحنه آمد و در عین حال نقطه عطفی برای تمدن زایی تشیع است. این مطلب در نظرم هست و به نظرم چنین نقدی به صفویه کمی غیر منصفانه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا معاصر آقای دکارت است و ما می‌توانستیم در آن تاریخ در بسترِ فرهنگی خودمان تاریخی را شروع کنیم که در عین جهانی‌بودن، با عبور از اصالت ماهیت و برگشت به اصالت وجود، از طریق حکمت متعالیه، وجه انسانی اصیلی را به میان آوریم که هویت‌هایی شبیه بزرگانی چون شاه‌آبادی‌ها و طباطبایی‌ها و امام خمینی‌ها را به جهان عرضه کنیم و مردم اگزیستانس خود را در تشیعی آن‌چنانی دنبال کنند. چیزی که پس از ۴۰۰ سال باز از طریق انقلاب اسلامی بدان برگشتیم به آن شکل که دیگر تفکر شیعه در دیوارهای محدود باورهایش زمین‌گیر نیست و تک‌تکِ مردم ما گویا هرکس به خودی خود جهانی است که به میدان آمده است. صفویه، شروعِ بسیار مهم تاریخی ما بود ولی درست ادامه نیافت به‌خصوص که پای امین استرآبادی بنیان‌گذارِ اخباری‌گری به عنوان یکی از رفقای شاه‌عباس به دربار باز شد که هنوز نحوه‌ی بودنِ او سختْ مبهم و سؤال برانگیز است که چگونه این حجازی پایش به دربار صفویه باز شد. موفق باشید

27719
متن پرسش
سلام علیکم: یک مطلبی مطرح شده که یکی از علت های سقوط صفویه رویکرد علامه مجلسی و فرزند ایشان است که اخباری گری را تقویت کردند ویژه فرزند علامه مجلسی که بسیار با عرفان و تصوف مشکل داشت و با آنها برخوردهای قاطع و حتی با قوه قاهره و سخت کرد و نوعی تعصب مذهبی را بوجود آورد و خودش در روند زوال صفویه و ایجاد تعصب موثر بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیّات حضور تاریخی صفویه، یکی از مراحل مهم و ارزشمند تاریخ ما می‌باشد. ولی متأسفانه نتوانستیم آن‌طور که باید و شاید آن را پاس داریم و حکمت و عرفانی که می‌توانست به حضور تاریخیِ تشیع رونق ببخشد، به حاشیه رفت و ما محدود شدیم به دیوارهای تنگِ باورهای فردیِ خودمان. موفق باشید

27706
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بعد از مدتی که دوباره به بعضی از آثارتان رجوع می کنم واقعا لذت می برم نمی خواهم که هندوانه زیر بغلتان بزارم ولی چه غوغایی کرده اید عجب جلوه کرده اید مثل آیات قرآن و احادیث دوباره که رجوع می کنیم تازگی خاصی دارند. آثارتان را عجب جوادانه بذل و بخشش کرده اید هیچ وقت نمی توان آنچنان که باید ازتون تشکر کرد همین قدر بگم که بیش از پیش به مقاصدتان رسیده باشید به حق محمد و ال محمد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه، قضیه‌ی دیواری است که آفتابی به آن می‌خورد بلکه آفتاب نشان داده شود. اگر از آن طریق، آفتاب را دنبال کنیم راه را درست رفته‌ایم. ولی اگر مشغول دیوار شویم که آفتاب به آن تابیده، مشغولِ فرع شده‌ایم و از اصل، بازمانده‌ایم. موفق باشید

27704
متن پرسش
سلام: من دختر نوجوان ۱۷ ساله هستم یکی از اقوام یکسال است که به کلاس های آقای مظاهری می‌رود و من را ترغیب به رفتن در این کلاس‌ها کرده است از جمله توضیحات ایشان در مورد این کلاس ها بدین‌گونه بوده که ده سال آینده ایده آل خود را تصور کرده و می‌بینی و کامل احساس می‌کنی خود را در آن شرایط یعنی ۱۰ سال خود را با یکسری تکنیک همراه اصوات و بو.... احساس می‌کنی و مسیر طی شده. را هم متوجه می‌شوی طبق گفته این شخص بعد از این کلاس‌ها و تکنیک ها تا چند ساعت حال آدم بد است ولی خوب می‌شود و طبق ادعای ایشان انسان به درجه ای می‌رسد که می‌تواند استعداد ها.. کشف و تنها به خود و خدا متکی است نه نذر و نیاز... نظر شما چیست؟ آیا من شرکت کنم در این کلاس‌ها یا مثل حلقه عرفان بوده چون این شخص حلقه عرفان را تمجید می‌کند من این قدرت را دوست دارم اما نگران اعتقادات خود هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقایی که می‌فرمایید نمی‌شناسم. ولی با توجه به آنچه شرح می‌دهید مسلّم انسان در این موارد گرفتار توهّمات خودساخته می‌شود و از واقعیات و از آن مهم‌تر از حقایق باز می‌ماند. موفق باشید

27703
متن پرسش
سلام علیکم: بنده به عنوان یکی از اعضای مجموعه خبرگزاری دفاع مقدس (متعلق به بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس) درخواست دارم در صورتی که استاد بزرگوار در خصوص موضوع «مطبوعات و رسانه» و ارتباط آن با فقه و تمدن اسلامی و همچنین در مقام نظام مقایسه با تمدن غرب مطلبی دارند، هماهنگی های لازم جهت برگزاری جلسه مصاحبه با ایشان و انتشار، انجام شود. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر روحی آمادگیِ لازم جهت آن امر را ندارم. موفق باشید

27664
متن پرسش
با عرض سلام: طاعات و عباداتتون قبول استاد. روزتون مبارک استاد بزرگوار. خدا حفظتون کنه ان شاءالله به تمام حاجاتتون برسید و سلامت و پیروز باشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم و آرزوی توفیق و عاقبت بالخیر برایتان دارم. موفق باشید

27677
متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر ما: خوشحالم میتونم مستقیم باهاتون صحبت کنم - برخلاف مسئولین دیگر یا اساتید دیگر - بحثی بین من و آقایی هست حدود ۱ سالیه (توی جلسات آنگاه که فعالیاتهای فرهنگی پوچ می‌شود) - که من میگم امثال امید دانا، حسن آقا میری، و کسانی شبیه به اینا رو نباید بزرگ کرد - چرا- چون اندازه علمای اصیل و یا تحلیلهای بی عیب و نقص تحت شعاع قرار میگیره ولی ایشون مصر هستن که در مورد اینگونه افراد باید گزینشی رفتار کرد و به بعضی حرفاشون که صحیحه اعتنا کرد به حرف غیر صحیحشون اعتنا نکرد یا اگر در مقام نقد بود نقد کرد - باز من میگم همه که نمیتونن این طور تحلیل کنن! و ایشون میگن ذیل انقلاب اسلامی مردم بسیار آگاه تر از اینی هستن که در ظاهرشون ما داریم می‌بینیم و به قول قدیمیا نصفشون زیر زمینه! ایشون میگن مردم وقتی تمایل به صحبتهای مهربانانه آقا میری نشون میدن حتی اون قسمتهایی که حرف پر مغزی هم نباشه - گویی دارن با گوشه چشمشون به باقی روحانی ها نگاه میکنن که نگا کنید ما یکم عطوفت و مهربونی و صحبتهای رحمانی از شما میخوایم تا تکون بخوریم! مثل بچه ای که از پدرش نامهربانی ببینه و وقتی پدر همسایه بهش محبت میکنه خوشحال میشه خیلی، ولی یواشکی به پدر خودش نگاه میکنه و تو دلش میگه: ایناها اینجوری محبت کن - و در اصل هم اون بچه پدرش رو دوست داره - (این ها مثالهای ایشون بود برای بحثهایی که در مورد آقا میری داشتیم) در مورد امید دانا هم میگن نباید به دینش نگاه کرد و باید به اصل موضوعاتی که به تحلیلمون کمک میکنه نگاه کرد و معتقدند مردم خیلیاشون متوجه میشن که کدوم عقاید و معارف دارای نور هست و کدوم نیست - و به مردم هم یک نحوه وحی و الهام میشه (البته حرفای ایشون رو نتونستم کامل بنویسم بیشتر مثالهاشون رو نوشتم تا قاعده ها رو ولیکن خودتون تفکر شاگردتون رو بهتر میدونید دیگه) آخه استاد این نگاه ایشون زیادی خوشبینانه نیست! یا نگاه من بد بینانه است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فقهی داریم که فضیلت یک فکر آن است که دشمن، مؤید آن باشد و از این جهت صحبت‌های آقای امید دانا را می‌توان در این رابطه جای داد: «خوشتر آن باشد که سر دلبران ** گفته آید در حدیث دیگران‌‌» در مورد صحبت‌های آقای آقامیری نمی‌توانم نظر بدهم چون صحبت‌های کمی از ایشان را دنبال کرده‌ام، هرچند کار ایشان را قبول ندارم و فکر می‌کنم آثار سوئی دارد. موفق باشید

27676
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار: مدتی است که خوابی رو حس می کنم چند بار دیده ام. این که عرض می کنم: حس می کنم، چون کامل مطمئن نیستم که چند بار دیدم. ولی گمانم خواب را مثلا قبل از اذان فکر کنم چند بار دیده ام. نمی دانم چرا این خواب رو دو سه بار دیدم. پرونده ی اعمال بنده هم پر از گناه و معصیت خداوند متعال است. ولی نمی دونم، شاید خداوند می خواد چیزی با این حقیر در میان بگذارد. آن خوابم، خواب عذاب آوری هست. یعنی خوابی هست که با دیدن و حس کردنش با عذاب بیدار می شوم. می گن خواب رو نباید به کسی گفت. بنده به این چیزا اصلا هیچ وقت توجه نمی کردم. ولی مکرر تجربه کردن این خواب پریشان و از طرفی دیدن بعضی از واقعیت ها داخل زندگی روزمره که با اون خواب یک انطباق هایی داره، اذیتم کرده است. مدتی هست که خداوند توفیق طلبگی به این حقیر داده است و به خود می گویم شاید قرارگرفتن کسی چون من، در این جایگاه مناسب نیست، چون واقعا بنده از شایستگی خدمت به حضرت ولی عصر (عج) خیلی فاصله دارم. اگر قرار هست اتفاقی بیافتد چه کنم که جلویش را بگیرم و اساسا چگونه باید به این جور خواب ها توجه کرد. ببخشید طولانی شد. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تعبیر خواب نمی‌دانم. ولی نباید در کار خیر به این نوع خواب‌ها اهمیت داد. شاید شیطان می‌خواهد از این طریق شما را منصرف کند. موفق باشید

27674
متن پرسش
سلام: با احترام عرض ادب جناب استاد عزیز. کتاب تاریخ می‌خواهم بخوانم. چه کتابهایی را بخوانم برایم مفید و خوب است؟ ممنون. التماس دعا هم داریم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید

27661
متن پرسش
سلام و درود: به مناسبت پاسداشت روز معلم تنها تلاشی که می‌توانستم بکنم همین خلاصه‌مطلبی بود که در قالب کلمه‌هایی در صفحه‌ی مجازی خودم همراه با عکس شما و نامه دکتر داوری انتشار دادم _ امید که مطلوب حضرت حق سبحانه و تعالی افتد _ « آفتاب کم کم در حال طلوع کردن بود و همچنان داشت با حرارتی که از یک جوان بیست ساله‌ی ورزیده انتظار می‌رود در سرازیری تپه‌های نزدیک مسجدشان بدون اینکه ذره‌ای خستگی را در چهره‌اش حس کنی بعد از یکساعت نرمش و ورزش؛ برایمان از انقلاب اسلامی و ساحت تفکر می‌گفت و لب کلامشان این بود که تا وارد عالم انقلاب اسلامی نشویم هشتمان گرو نه‌مان است و من که هن‌هن کنان خودم را دنبالش می‌کشیدم سر بحث را بردم سمت دکتر داوری و ذکری هم از نامه‌ی ایشان آوردم و نظرشان را غیرمستقیم جویا شدم؛ که بهم فهماند که آن نامه تنها جای جذابش این است که دکتر داوری خوب فهمیده که جایگاه من جایگاه یک معلم و درس دینی است و خدا رو شکر که جز معلمی در زندگی کاری نداشته‌ام که معلمی شغل انبیاست ... و من که این روزهای سرد و تاریک فلک‌زدگی کرونا با طلوع صبح از پشت پنجره‌های اتاق خوابگاه بالینی یاد حس و حال طلوع آن صبح کذایی افتادم عجیب دلم تنگ شده برای دیدن کسی که شاید این روزها دیگر با حرص و ولع پنج سال پیش کتاب‌هایش را نخوانم و پیگیر جلساتش نباشم اما هرچه دارم مدیون معلمی ایشان است که اگر سر سفره‌ی تفسیر المیزان یا کتاب‌های امام راحل (ره) نشسته‌ایم و از دریای بی‌کرانشان سیر نمی‌شویم؛ چیزی جز کمک‌هایشان نبوده که همچون طفلی دست گرفت و تاتی تاتی راه برد و جویده جویده لقمه‌های معرفت النفس و براهین صدرایی را در دهانمان نهاد تا سلوک ذیل شخصیت حضرت روح الله را عالممان کند و امروز اگر وصیت‌نامه‌ی سردار شهید را به مثابه‌ی میثاق‌نامه‌ی یک مکتب می‌خوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد همه را از استاد داریم. با اختلاف بسیار زیاد از هر کسی که در زندگی به من چیزی آموخته؛ اما تبریک این روز را تقدیم می‌کنم به بزرگ‌معلم این روزهای انقلاب اسلامی. درود و رحمت خدا بر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قابل این حرف‌ها نیستم. ولی اگر توانسته باشم عزیزان را به آن‌جایی برسانم که متوجه‌ی چنین جمله‌ای بشوند، خدا را بسیار شکر خواهم گفت. آن‌جایی که فرموده‌اید: «وصیت‌نامه‌ی سردار شهید را به مثابه‌ی میثاق‌نامه‌ی یک مکتب می‌خوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد»؛ حقیقتاً همین‌طور است. خدا می‌داند تنها و تنها حقیقت این دوران، همان نکته‌ای است که آن شهید به آن رسیده است و اگر تمام شهدای کربلا در قیامت غبطه‌ی مقام حضرت ابالفضل «علیه‌السلام» را می‌خورند، فکر می‌کنم در این تاریخ همه‌ی عرفا و شهداء غبطه‌ی بصیرت آن شهید بزرگوار را خواهند خورد، از آن جهت که مطلوبِ برتر آن‌ها آن نگاه می‌باشد و نه آن‌که نسبت به آن بیگانه باشند. موفق باشید 

27670
متن پرسش
قدر تو خدای داند و بس او نیز معلم است و استاد سلام استاد عزیز: روز معلم را به شما که حقیقتا معلم من در زندگی بوده و هستید تبریک عرض می کنم، از شما التماس دعای ویژه به خصوص در شب بیست و سه ماه رمضان دارم. خداوند در سبیل خودش پایدارتان نگه دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم و آرزوی توفیق و عاقبت بالخیر برایتان دارم. إن‌شاءاللّه دعاگو خواهم بود. موفق باشید

27668
متن پرسش
سلام استاد عزیز: تبریک میگم روز معلم رو به شما که چند وقتِ کتاب های شما رو شروع کردم به مطالعه و واقعا زاویه قشنگ تری از دین اسلام رو دیدم. ممنون از اینکه دید من رو باز کردید. ای کاش فرصتی بود برای حضور شما در مشهد الرضا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم و آرزوی توفیق و عاقبت بالخیر برایتان دارم. در زیارت آن حضرت حتی مقابل درهای بسته‌ی حرم، التماس دعا دارم دیدن گنبد آن حضرت از دور هم غنیمت است. موفق باشید

27667
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیزم روزتون مبارک. خدا را بسیار شاکرم که با شما آشنا شده و بسیار بهره ها برده و می برم. و روح تشنه خود را با کلام شیرین و حکیمانه شما سیراب می سازم. برای شما و عزیزانتون سلامتی و جزای خیر از خداوند سبحان خواستارم. دست شما را می بوسم. توفیقاتتون روز افزون و مبارک. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم و آرزوی توفیق و عاقبت بالخیر برایتان دارم. موفق باشید

27649
متن پرسش
سلام استاد خدا خیرتان دهد. استاد بنده دانشجو هستم و الحمدالله علاقه زیادی به مطالعه دارم و توانایی مطالعه روزی ۸ ساعت را نیز دارم. اما چندیست حراس این را دارم که نکند کمیت کتاب هارا زیاد کنم و از کیفیت آنها بکاهم. حقیر معمولا سه چهار کتاب را باهم مطالعه میکنم که معمولا یکی از آنها رمان آئینی است و بقیه هم کتب اخلاقی و معرفی. حال از شما میخواهم بفرمایید آیا این شیوه درست است و یا این تعداد را باهم مطالعه کردن مانع تمرکز است ؟ و اینکه برای ما دانشجویان که امکان مباحثه نداریم ، چگونه میتوان مطالعات را تثبیت کرد؟ و اینکه در کل با توجه به تجربه تان ، اگر ممکن است تجربیاتی از شیوه صحیح کتاب خواندن با بفرمایید. سپاس گزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکال داشته باشد. در رابطه قسمت دوم سؤال، به قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید

27648
متن پرسش
سلام:‌ ببخشید استاد من تصمیم گرفتم از امروز مدام زیارت و توسل نسبت به امام زمان یا حضرت علی داشته باشم‌. می‌خواستم ببینم اولویتی وجود داره بین امام زمان و حضرت علی علیه السلام؟ من نسبت به امام زمان خیلی حس دوری دارم خیلی خیلی زیاد اما نسبت به حضرت علی حس دوری ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بنده به این نحوه ورود ندارم، نمی‌توانم نظر دهم. موفق باشید

 

 

27646
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز یک سوالی دارم. امام خمینی در چند جا یک سخنی رو نقل میکنن به عنوان روایت که اثری از اون در هیچ جا دیده نمیشه. حداقل هیچ کدوم از آثار روایی شیعه. «كان أخي موسي، عليه السلام، عينه اليمني عمياء، و أخي عيسي، عليه السلام، عينه اليسري عمياء. وأنا ذوالعينين» صرف نظر از صحت یا عدم صحت مطلب، استفاده از عبارتی که ردی از اون در احادیث شیعه نیست، کمی عجیب به نظر میاد. اون هم از عالم بزرگی مثل امام. استفاده از این سنخ (به ظاهر) روایات در بین مطالب و مباحث علمای هم مشرب مرحوم امام، زیاد دیده میشه و برای خود من هم سواله که چرا؟ آیا بین روایات معتبر و صحیح شیعه، مویداتی برای این مباحث وجود نداره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث در عرفان جناب ابن‌عربی مطرح می‌شود مثل فصّ «زکریّاوی». موفق باشید

27638
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و با تشکر فراوان: اخیراً با سایتی آشنا شدم مربوط به فردی به نام حجت الاسلام امینی خواه که ایشون هم مطالب زیادی در رابطه با معاد و برزخ و قیامت در سایتشان گذاشتند که بیشتر هم به صورت سخنرانی است و کتابی هم در همین زمینه منتشر کردند به نام سه دقیقه در قیامت. با توجه به اینکه این صحبت‌ها باید علمی باشه و به مصداق روایتی که می فرماید «هرکس به سخنی گوش میده گویا آن فرد را اطاعت کرده» می‌خواستم نظر شما رو در مورد این مطالب بدونم به خصوص اینکه ما گروهی از دوستان هستیم که در صورت تایید جنابعالی می توانم این مطالب رو در اختیار دوستان هم بگذارم خیلی ممنون از وقتی که برای ما می‌گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد که بنده صوت یکی از جلسات ایشان را گوش دادم، بحمداللّه ایشان بر اساس مبانیِ صدرایی و روایات و آیاتی که مربوط به این نوع مباحث است، سخن می‌گویند. موفق باشید

27644
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: روزتون مبارک⁦❤️⁩ براتون آرزوی عاقبت بخیری دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جنابعالی نیز آرزوی همان دعایی که فرمودید را دارم که آن بهترین دعا می‌باشد. موفق باشید

27636
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز با توجه به سوال ۲۷۶۱۸ ، و با توجه به شناختی که از شهید مطهری دارید و همچنین با توجه به نظر خودتان، لزومی که یک شخصی که حکمت صدرایی رو چشیده باید فلسفه غرب را هم بررسی کند از نظر شهید مطهری و خودتان چیست؟ چه چیزی باعث این الزام می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که این موارد گفتنی نیست. هرکس در مسیر تفکر فلسفی، خودش متوجه می‌شود گویا نمی‌توان از آن فلسفه غفلت کرد. در سال‌های اخیر آیت اللّه جوادی از آقای دکتر حمید طالب‌زاده خواسته بودند در رابطه با کتاب‌شان تحت عنوان «صیرورت،دیالکتیک و ایده آلیسم در گفتگوی میان هگل و فلاسفه ی اسلامی» بحثی با همدیگر داشته باشند. همان‌طور که قبلاً عرض شد نظر آقای طالب‌زاده پس از آن‌که مدتی در آلمان مشغول فلسفه‌ی فیلسوفان غربی بودند، آن است که برای طراوت فلسفه‌ی اسلامی خوب است که فلسفه‌ی غرب را بشناسیم. موفق باشید

27640
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به جواب سوال ۲۷۶۳۶ ، بنده باز هم جواب خودم را نگرفتم و متوجه نمی‌شوم چرا علت لزوم پرداختن به فلسفه غرب مخصوصا فلسفه شک گرای غرب را نمی‌توان توضیح داد و بیان کرد؟ بنده خودم به سبب کنجکاوی کمی به فلسفه غرب پرداختم، اما اینکه می‌فرمایید بعد از چشیدن حکمت صدرایی لازم هست به فلسفه غرب هم پرداخته شود که غالب شک گرا هست، علت این لزوم را نمی‌فهمم، آیا کنجکاویست؟ آیا علت این لزوم لذت بردن از محتوای فلسفه غرب هست؟ آیا علت این لزوم به این دلیل است که شناخت همه جانبه فلسفه شک گرای غرب برای فیلسوف اسلامی واجب است تا جهت دفع شبهات و مشکلات تفکر شک گرای فلسفه غرب بتواند راه حل و پاسخی مناسب جهت مقابله با آن شبهات ارائه کند مخصوصا اگر مخاطب نسل جوان باشد؟ آیا علت این لزوم یک احساس وظیفه در قبال آحاد بشر بخصوص جامعه اسلامی جهت حفظ آن جامعه از انحرافات فکری و پوچگرایی و فرهنگ مدرنیته هست؟ خود شما به کدام علت بعد از چشیدن حکمت صدرایی به سراغ فلسفه غرب رفتید و چه حس و تفکری در درون جنابعالی شما را ملزم به پرداختن به فلسفه غرب نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی جز آنچه عرض شد ندارم که بتوانم آن بحث را ادامه دهم. یکی از خصوصیات فلسفه‌ی هایدگر همین است که سعی می‌کند افقی را بگشاید تا هرکس در آن چشم‌انداز، خودش فکر کند. برعکس فلسفه‌ی تحلیلی که با مفاهیم سر و کار دارد و معلوم است که در نگاه مفهومی یا این مفهوم درست است و یا آن مفهوم. موفق باشید

27639
متن پرسش
باسمه تعالی استاد با توجه به اینکه آیت الله بهجت قائل به وحدت حکمیه بودند می شود گفت که لقاءالله و فنای فی ذات الله را قبول نداشتند؟ آخر در هیچ کدام از آثار به جامانده دعوتی به توحید ذاتی نداشته اند. و آیا بر این اساس می توان ایشان را شاگرد مکتب عرفانی آیت الله قاضی ندانست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم خود آیت اللّه بهجت مدّعی باشند در دستگاه عرفانیِ آیت اللّه قاضی متصل به دستگاه فکریِ مرحوم حسینقلی همدانی و در بستر ابن عربی و صدراست، هستند. جالب است با این‌که آن عزیز، بیشتر مشغول عرفان عملی می‌باشند، بعضاً از آن نگاه سخن گفته‌اند هرچند به ندرت. موفق باشید

27625
متن پرسش

با سلام: این متن ذهنم را درگیر کرد اگر ممکن است جواب کامل و دقیقی بدهید چون شبهه ای است که داخل کانالهای اصلاح طلب کپی می‌شود، البته نمی دانم واقعا نویسنده اقای حائری هستند یانه. ✍️شهاب الدین حائری شیرازی چند روز پیش رهبر انقلاب به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان با مردم سخن گفتند و از مردم خواستند در ماه مبارک به قرآن توجه ویژه نمایند. در همین ضمن برخی اوامر قرآنی را گوشزد نمودند و از آن‌جمله این امر را که «از غیر خدا نترسید و فقط از خدا بترسید» سپس به خاطره ای از امام راحل اشاره کردند که محل بحث در این نوشتار است ایشان گفتند: پس از تسخیر سفارت آمریکا فشار بر ما زیاد شد که آنجا تخلیه شود بنده و آقای هاشمی و یک نفر دیگر در قم خدمت امام رسیدیم و قضایا را گفتیم امام از ما پرسید آیا از آمریکا می‌ترسید بنده گفتم نه امام گفتند پس بلند شوید و بروید سفارت را لازم نیست خالی کنید.» برای نگارنده این متن سوال پیش آمد آیا اهل بیت که در برابر سلاطین جور زمان خود تقیه می‌کردند از این پادشاهان می‌ترسیدند؟ قطعا جواب منفی است. آنچه امامان شیعه را بر آن می‌داشت که شیعیان را دعوت به تقیه و کتمان عقیده بلکه همراهی ظاهری با نظام جور نمایند تا آنجا که امام معصوم خطاب به خلیفه ای سفاک چون هارون الرشید می‌گفت : یا امیر المومنین ..... مراعات مصلحت بود و پدید آوردن فرصت برای رشد و نمو تشیع تا خونی بی حاصل ریخته نشود. در ایات و روایات تقیه چنان جایگاهی دارد که ملازم ایمان است و فقدان تقیه به معنی بی ایمانی دانسته شده که معصوم فرمود: «لا دین لمن لا تقیه له _ دین ندارد کسی که تقیه نکند.» البته پیداست آنچه عموم مردم را به حمایت از تسخیر سفارت آمریکا فراخواند. عمری تحقیر و استعمار بود اما آیا بهتر نبود به تبعیت از سیره اهل بیت در مواجهه با فرعون زمان، مسیری مصلحت اندیشانه بکار می‌بردیم؟ آیا اظهار دشمنی آن‌هم به شیوه ای کاملا خلاف عرف و معاهدات بین المللی یعنی بالا رفتن از دیوار سفارت و به گروگان گرفتن کارمندان، آمریکای ظالم را در چشم جهانیان، مظلوم جلوه نداد و جای طلبکار و بدهکار را عوض نکرد؟ عایدی مادی و معنوی انقلاب که هزاران خون پاک بپایش ریخته شده از این فتح سفارت و انقلاب دوم، چه بوده و هست؟ بنظر نگارنده مهمترین مانع نوسازی سازه های فرهنگی و سیاسی از پس تخریب نظام شاهنشاهی، توجه افراطی به خارج مرزها و داعیه اصلاحگری در سطح بین الملل بود که با تسخیر سفارت رخ داد و انقلاب را از ساختن خود باز داشت. چرا وضعیت فرهنگی ما روز به روز بدتر می‌شود چرا صداقت و امانت که شاخصه فرهنگی یک نظام دینی است دائما رو به افول است؟ پاسخ را بایست در وضعیت نابسامان اقتصادی جست که پیامبر (ص) فرمود: «نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد_ کاد الفقر ان یکون کفرا» و از اسباب مهم کاهش رشد اقتصادی و بیکاری و فقر، تحریمهای ظالمانه آمریکاست که آن‌هم حاصل ۴۰ سال دشمنی و رو یا رویی با هارون الرشید عصر حاضر است. عزیزان اگر می‌خواهیم این انقلاب بماند بایست بی مجامله و صادقانه آن‌را به نقد بکشیم که اصلاح مایه ماندگاریست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این جمله‌ی امام خمینی فکر کنید که در سال ۴۲ فرمودند امروز تقیه حرام و افشاء ظلم حاکمان واجب است ۲. عرایضی در رابطه با جریان اشغال سفارت آمریکا در آن تاریخ را در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست، شده. همین اندازه عرض کنم اگر آن روز، سفارت گرفته نمی‌شد و دولت موقت ادامه می‌یافت، امروز ما یکی از نوکران آمریکا بودیم با همان خفّتی که بعضی‌ها برای تکه‌ی نان حاضرند چکمه‌های ژنرال‌های آمریکایی را بلیسند و مانند یک سگ سر خود را به زیر آن چکمه‌ها قرار دهند و مانند خانم مسیح علینژاد افتخار کنند که با مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا عکس بگیرند. آیا در شرایطی نیستیم که هرکس حسینی نیست، یزیدی است و هرکس آوینی و قاسم سلیمانی نباشد، هرچه باشد هیچ چیز نیست؟! هرچند که در لواسان ویلایی‌های آن‌چنانی داشته باشند؟!! موفق باشید  

27627
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: تفاوت جایگاه اشراقی آثار جناب محی الدین ابن عربی (رضی الله عنه) و جناب صدرالمتالهین (رضوان الله علیه و حشرنا معه) در چیست؟ اولا: اینکه می‌گویند جناب ابن عربی شهود عرفا را نظام مند کرده اند و جناب صدرا شهود عرفا را استدلالی کرده اند به چه معنا است؟ ثانیا: به نظر شما به جز مورد اول که ذکر شد آیا جایگاه اشراقی این دو ابر انسان تفاوت دیگری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألّهین نیز در جایی همین نکته را می‌فرمایند که تا آن‌جا که ممکن بوده سعی کرده‌اند سخن عرفا را در قالب برهان اظهار کنند با این توجه که عمق عرفان، موجب فهمِ بهتر فرهنگ اهل‌البیت می‌شود. موفق باشید

27606
متن پرسش
سلام علیکم: استاد به نظر من این یک حقیقت است که اکثریت مردم ایران دین منحرف را قبول دارند؛ یعنی برخی مسائل دینی را قبول دارتد و برخی را «قبول» ندارند. سوالم این است که آیا با چنین مردمی می شود زمینه سازی ظهور را انجام داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم ما در کلّیّت متوجه‌ی حقیقت هستند و به همین جهت به گفته‌ی آقای هانری کربن، مردم ایران توانستند بهترین وجه از اسلام که نظر به امامان معصوم را دارد، دریافت کنند. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!