بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: بدون دسته بندی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25300
متن پرسش
سلام استاد: نظر خود را درباره این دیدگاه آقای پناهیان لطفا بیان بفرمایید «البته زیاد توصیه نمی‌شود آقایان خانواده‌ها را برای پیاده‌روی اربعین بیاورند. حضور خانم‌ها در پیاده‌روی اربعین در اولویت نیست؛ ازدحام هست، اذیت می‌شوند. مگر اینکه به شدت بتوانند مراقبت کنند. ولی هر چه بیشتر این سفر اربعین بتواند با حضور بیشتر مردان باشد بهتر است، اگر چه خانم‌ها هم دل دارند و احساس وظیفه می‌کنند و حضورشان هم خیلی از اوقات مفید است، ولی اگر کنترل نشود، به‌طور طبیعی که غلبه حضور خانم‌ها در مجالس معنوی بالاتر است، دوباره این غلبه در آنجا هم اتفاق خواهد افتاد. خانم‌ها فراغت بیشتری هم دارند، و اگر کاروان‌ها اولویت را به حضور آقایان ندهند، ممکن است اکثراً خانم‌ها شرکت کنند و این از جهات مختلف به مصلحت نیست.» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌های قبل چنین فرمودند. فکر نمی‌کنم هنوز نظرشان این باشد زیرا حضور زنان، نهضتِ تمدن‌سازیِ اربعینی را به جامعیت می‌کشاند. موفق باشید

25296
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: با عرض پوزش منظور آیت الله بهجت از صلوات عاشقانه که باعث افزایش محبت به خدا می شود چیست؟ خداوند عمر طولانی و با عزت توفیقتان کند خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «صلوات بر پیامبر «ص»؛ عامل قدسی‌شدن روح» شده است. آری! وقتی انسان متوجه شود زیباترین زندگی آن نوع زندگی است که اولیاء الهی نمونه‌های آن هستند، به عشق آن‌ها برای آن‌ها صلوات می‌فرستد با نظر به آن معانی که در کتاب مذکور مطرح شده است. موفق باشید

25295
متن پرسش
سلام: افرادی که ائمه علیهم السلام را در خواب می‌بینند هر کدام مطابق قوه خیال خود صورتی از امامان می‌سازند یا آنها را به یک صورت که همان صورت واقعی آنها در ۱۴۰۰ سال پیش است می‌بینند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی نداریم که بگوییم آن صورتی که در خواب دیده‌ایم همان صورت ۱۴۰۰ سالِ اولیاء الهی است. آری! بنا به گفته‌ی اساتید محترم اگر کسی آن‌ها را در خارج دیده باشد، شیطان نمی‌‌تواند در خواب به صورت آن‌ها در آید. موفق باشید

25283
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: از وقتی سیر مطالعاتی استاد پناهیان به خصوص مباحث «تنها مسیر» و «تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر» را گوش دادم، زندگیم متحول شده. از طرفی، چند وقته که مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» شما را گوش دادم. این مباحث هم تحولات تازه ای در من ایجاد کرد. الان به جایی رسیدم که نه خوشم میاد تلویزیون ببینم، نه دوس دارم مثل سابق، هندزفری به گوش بزنم و آهنگ گوش بدم، حتی آهنگ سنتی و حلال، و نه دوس دارم توی فضای مجازی بگردم و کلیپ ها و مستندها و فیلم های سینمایی جذاب و جالب را ببینم (هرچند حلال). احساس می کنم اگه وقتم را صرف فیلم و سریال و آهنگ و امثالهم بکنم، عمرم بیهوده تلف شده و بعدش عذاب وجدان می گیرم. قبلا اینطور نبودم، قبلا فیلم می دیدم خیلی مهم نبود که چندین ساعت وقتم صرف آهنگ و فیلم صرف میشه. الان دیگه از نظر روحی، به جایی رسیدم که اگه فرضا نیم ساعت فیلم سینمایی بخوام ببینم، عذاب وجدان می گیرم. البته تمام این تغییرات روحی را مثبت ارزیابی می کنم و تازه دارم می فهمم که واسه چی اومدم به این دنیا و ماموریتم در دنیا چیه. لذا پدید اومدن این روحیات در خودم را بد نمیدونم. ولی مشکل اینجاست که دیگه خیلی جاها نمیتونم برم، در روابطم دچار تعارض میشم، منظورم اینه که فرضا قبلا دوستم می گفت بیا بریم بیرون بتابیم، می رفتم. ولی الان کنکاش می کنم در درون خودم که دقیقا این تابیدن در بیرون چقدر من رو به خدا نزدیک میکنه، از طرفی چون دوستم توی ماشینش آهنگ میذاره، در مجموع پاسخ منفی به دوستم میدم و باهاش بیرون نمیرم. یا مثلا قبلا با آهنگ که مشکلی نداشتم، گوش دادن به آهنگ های شاد و مجاز تلویزیون را بلامانع میدونستم، ولی بعد از تکمیل سیرهای مطالعاتی آقای پناهیان و شما، به این نتیجه رسیدم که حتی همین آهنگهای مجاز هم باعث افزایش کثرت و دوری از وحدت نفس می شود و لذا از هرگونه آهنگی دوری می کنم (حتی دلیلی نمی بینم که چون آهنگ گوش نمیدم، پس به جاش مداحی گوش بدم). خدا رو شکر با این تحولات روحی که در من پدید اومده، هیچ گونه افسردگی هم ندارم (آخه خیلی ها خیال می کنند اگه آدم آهنگ شاد گوش نده، غمگین میشه، ولی من برعکس هستم، و معتقدم شادی باید از درون و اعماق دل بجوشه و در ظاهر و چهره نمایان بشه و برای شاد بودن نیازی به مطلب، آهنگ یا حرف شاد کننده نیست). خلاصه اش رو بخوام بگم، قبلا شادیهام سطحی بود، ولی الان با چیزهای الکی شاد نمیشم و نیاز به چیزی ندارم که شاد بشم. استاد! از چند چیز می ترسم: ۱. پس فردا اگه ازدواج کنم، همسرم قطعا شبیه به من نیست، دلش میخواد بره سیرک، بره سینما، بره کنسرت های موسیقی، انواع و اقسام فیلم های جذاب و مستند و عاشقانه را ببینه، انواع آهنگ های به روز را گوش بده. خب با این احوالات و روحیاتی که بنده حقیر پیدا کردم، همه آدمهای اطرافم (از جمله همسر آیندم) فکر می کنند من یه آدم افسرده هستم که مثل آدمهای معمولی نیستم، نه آهنگ گوش میدم، نه اهل کنسرت و سیرک هستم، نه اهل رفتن به سینما. فکر می کنم این باعث میشه آدمها ازم فراری بشند، یا اینکه روابطشون را باهام کمرنگ کنند، و اینکه همسرم از بودن با من لذت نبره (چون طبیعتا من باهاش به سیرک و سینما و اینجور جاهایی که چیزی جز افزایش کثرات به همراه نمیاره، نمیرم). چطور با این دغدغه که در آینده ممکنه رخ بده، کنار بیام؟ (فکر می کنم که خدا یه همسری روزیم میکنه که در مواردی، دقیقا مخالف عقاید من هست تا بدین وسیله امتحان بشم، به همین خاطر این سوال را ازتون می پرسم) ۲. جاده ای که توش هستم، درسته؟ با همین دست فرمون برم جلو؟ پیشنهاد خاصی ندارید؟ ۲. درک و فهم من از خودم و زندگیم اینه که ما به این دنیا نیومدیم که خودمون را به آب و آتیش بزنیم تا دنیا ازمون سواری بگیره (حب دنیا)، بلکه باید خودمون را به آب و آتیش بزنیم تا از دنیا سواری بگیریم (نگاه ابزاری به دنیا). حتی اینجا نیومدیم که به قول روانشناسان غربی با بکارگیری استعدادهامون به موفقیت برسیم. رسیدن به موفقیت موضوعیت نداره، بلکه سنخیت پیدا کردن و تناسبی نسبت به خدا پیدا کردن، موضوعیت داره. همه شئونات زندگی باید در خدمت این هدف و ماموریت (سنخیت یافتن با خدا برای لیاقت پیدا کردن جهت ملاقات با خدا) باشه. آیا برداشت بنده حقیر از زندگی، منطبق با حقیقت است؟ یا جایی دچار کج فهمی شده ام؟ در پایان از شما استاد عزیز و محترم خواهش می کنم که به همه کسانی که سیر مطالعاتی شما را تکمیل کرده اند، توصیه بفرمایید که سیر مطالعاتی استاد پناهیان (تنها مسیر و تعیین کننده ترین عامل در مقدرات بشر) را هم دنبال کنند. چون به نظر من سیر مطالعاتی استاد پناهیان و سیر مطالعاتی جنابعالی، مکمل همدیگه هستند. سیر مطالعاتی شما، عقلی است و سیر مطالعاتی استاد پناهیان، اخلاقی. هر دو در جایگاه خود، ارزشمند هستند. هر سیر مطالعاتی عقلی، فرد را وادار به تفکر و تدبر در خودش و جهان میکنه و چون تعقل و تفکر، هم به تمرکز و زمان مقتضی نیاز داره هم به حوصله، معمولا مباحث عقلی، خشک به نظر میرسه و حوصله طرف سر میره. مباحث اخلاقی، این خشکی را برطرف میکنه. از طرفی، از نظر بنده ناچیز، فقط تکیه کردن به مباحث اخلاقی هرچند ظاهرا شیرین و جذابه و نیازی به فکر کردن زیاد نداره، ولی باعث میشه که انسان در یک حدی متوقف بشه و درکش از خودش و خدا و دنیا، عمیق نباشه و صرفا در همون حد متوقف بشه و بعد از مدتی سست و کسل بشه. مباحث عقلی این مشکل را رفع میکنه. خداوند شما استاد عزیز را از یاران حضرت صاحب الزمان (عج) قرار دهد. پیشاپیش از پاسخگویی شما ممنونم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه! إن‌شاءاللّه خداوند همسر مناسب روح و روحیه‌ی خودتان را برایتان مقدّر می‌فرماید. ۲. نه! خوب است ولی مواظب باشید در افراط و تفریط نیفتید. آری! بنا نیست ما در هر چیز مباحی وارد شویم، ولی نباید طوری باشد که بقیه را از امور مباح محروم یا برایشان نفی کنیم. ۳. خیلی خوب است. رویهمرفته راهی خوب و پیشنهاد خوبی را مطرح می‌فرمایید. موفق باشید

25278
متن پرسش
با سلام و خدا قوت و عرض ارادت: استاد نظرتون در مورد سخنرانی های آقای امینی خواه آن که تحلیل کتاب پس از مرگ است چیست؟ صحبتهاشون در مورد برزخ تا چه اندازه درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

25276
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: برای دعوت از حضرتعالی جهت سخنرانی در مسجد، از چه راهی باید اقدام کرد و به اطلاعتون رسوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توانم سخنرانی به غیر از آن‌چه در برنامه دارم؛ داشته باشم. موفق باشید

25275
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: در پاسخ به پرسش ۲۵۲۲۱ فرمودید که منحوس و شوم بودن ماه صفر را مطلقا رد کردید. در حالی که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قومی، برای دفع نحوست ماه صفر اعمال و دعاهایی ذکر شده. در ضمن در کتاب میرزا جواد ملکى تبریزى، به نام مراقبات (اعمال السنه)، از قول پیامبر اکرم (ص) اومده که: هر کس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را مژده بهشت می دهم و از این جهت عقول مردم حکم به نحس بودن آن ماه نموده است. با همه این اوصاف، بالاخره صفر نحس است یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به هر حال ذات آن ماه، نمی‌تواند نحس باشد. خداوند چیزِ نحس نمی‌افریند. می‌ماند منظور، مظروف‌ها و حادثه‌هایی است که در آن ماه پیش آمده و یادآورِ ظلم‌هایی است که به اولیاء الهی شده است. موفق باشید

25264
متن پرسش
سلام: نظر استاد بزرگوار راجع به جریان اغتشاشات اخیر در عراق آن هم در این ایام چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وجهی از آن مربوط به فتنه‌ی دشمنان است. ولی همان‌طور که نایب الامام فرمودند مثل همیشه باز به ضرر خود فتنه‌گران تمام می‌شود. موفق باشید

25260
متن پرسش
استاد سلام علیکم: بدیهی در فلسفه به چه معناست و چه خصوصیتی دارد؟ قاعدتاً ملاک بداهت قابل فهم و درک بودن برای همه نیست، زیرا با نگاه به آرا و نظرات برخی متوجه می‌شویم برخی در درک بدیهیات مثل عالم خارج و علیت و ... عاجزند٬ ملاک بداهت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدیهی یعنی آن چیزی که انسان همین‌که تصور کند، تصدیق می‌نماید. موفق باشید

25244
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در خصوص هدیه دادن یا انجام دادن عمل مستحبی بصورت نیابت به اموات و اهل البیت (َع) کدام یک برتر هستش، هدیه کردن ثواب بهتر است یا به نیابت انجام دادن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در متون دینی داریم که وقتی بعد از زیارت امام نماز می‌گذاریم اظهار داریم: «صلّیتُ هاتین رکعتین هدیة منی» به نظرم بهتر است اعمال مستحبی را هدیه کنیم. موفق باشید

25242
متن پرسش
سلام علیکم: مشتی که اخیرا بر سر عرفان و حکمت کوبیدند و نسبتهای ناروایی که به جناب مولوی دادند علامت پیشروی اخباری گری و ظاهربینی و قشری گری در فهم دین است. جسورانه استفتا کردند و فتوا دادند و بریدند و دوختند و پیاده نظام شان هر چه خواستند به جناب مولانا اهانت کردند، هیچ صدایی هم در برابرشان بلند نشد. نگرانیم آن طور که در اصفهان عصر صفوی جموداندیشان و متحجران نفوذ و تفوق پیدا کردند و با گوشه نشین کردن امثال ملاصدرا و خالی کردن دربار از عرفان و حکمت، جریان تمدن سازی شیعه را سرکوب کردند، این بار نیز خیز شیعیان برای یک حرکت جهانی و تمدن ساز را با همین کوته فکری ها و ندانم کاری ها در نطفه خفه کنند. معمایی دشوار است که چطور پس از یک دوره ی شکوفایی فکری با حضور امثال علامه طباطبایی، امام خمینی، علامه جعفری و شهید مطهری، ایران گرفتار این فضای خشک خراسانی شده است؟ چه باید کرد؟ نقد کنیم، ولو مؤدبانه و با ادبیات کاملا علمی، به ستیز با مرجعیت متهم می شویم. تازه نقد کردن در این فضای مسموم که گرگ های رسانه ای دشمن به کمین نشسته اند تا هر نزاعی -ولو اختلافات علمی- را عَلم تفرقه کنند و در آتش اختلاف بدمند مفسده ای دوچندان دارد. سکوت کنیم و هیچ نگوییم، تحجر و تعصب پیش می آید و قوی تر می شوند و در بزنگاهی تعیین کننده، طفل نوپای تمدن جهانی شیعه را به مسلخ خشک اندیشی و تعصب اخباری می برد. چه کنیم؟ کدام کار عاقلانه تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را ازین خوش‌تر نمی‌گیرد.» ای عزیز! آن‌چه گفتی حق گفتی و چه اندازه حکیمانه مطلب را تحلیل نمودی، ولی همین اندازه بدان که قضیه برعکس است. تاریخ تحجر گذشته است. در جهانِ گشوده‌ی امروزین این تحجر است که روزگارش به پایان رسیده است و لذا دست و پا می‌زند و تهمت می‌پراکند و فریاد می‌زند بلکه گمان کند که هنوز هست. نه! اسلام دیگری در میان آمده که عرفانِ خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» پشتوانه‌ی حیات آن است وگرنه،  «نه از تاک نشان می‌ماند و نه از تاک نشان.» اسلامِ بدون عرفان، اسلام محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نیست و عرفانِ بدون حضور مولوی، عرفان نیست. البته چرا باید به دست خودمان دشمنان اسلام را فربه کنیم و متهم شویم که اسلام و تشیع چیزی جز تحجر و توقف در ظاهر دینداری نیست؟! و کاری کنیم که متهم شویم گویا این شیعیان بویی از زیبایی‌های عرفانِ مولوی نبرده‌اند که این‌چنین آن را نفی می‌نمایند؟! موفق باشید   

25239
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: در مورد فردی که سوال شماره ۲۵۲۱۷ را پرسیده اند، عرض کنم که ایشان از فردی که سوال شماره ۲۵۱۷۴ را پرسیده اند، ایراد گرفته اند. سوال شماره ۲۵۱۷۴ را من پرسیدم. متن پرسش را به هر فرد بالغ و عاقلی نشان بدهیم، خواهد گفت که هیچ بی ادبی در آن نیست. استاد عزیز! متاسفانه برخی ها، از انسان های زندگیشون، بت می سازند. احترام گذاشتن به همه انسانها لازم است، ولی برخی ها آنقدر غرق شخصیتها می شوند، که کوچکترین انتقاد نسبت به آنها را به مثابه توهین و بی ادبی و جسارت و امثالهم تلقی می کنند. این یعنی تندروی و افراطی گری و تعصب بیجا. نتیجه چنین تندروی هایی، فراری دادن افرادی است که به تازگی جذب شده اند، که پیامدهای نامطلوبی دارد. کسی می تواند مطالب فلسفی سختی مثل معرفت نفس و برهان صدیقین را به زبان ساده، در قالب متن و صوت توضیح بدهد که تسلط بسیار بالایی بر آن داشته باشد و خودش آنها را خوب فهمیده باشد. این یعنی آقای طاهرزاده که جای رفیق شفیق یا پدر بنده را دارند، یکی از نوادر عصر حاضر هستند. ولی این دلیل نمیشه من نسبت به چنین فردی، انتقاد نکنم. با کمال تاسف، چنین رویکردی در بین دوستداران مقام معظم رهبری نیز دیده می شود. اگر کسی به رهبری نقد کند، برخی از مردم دوستدار رهبری (که تعصب بیجا دارند)، فورا برچسب های عجیب و غریب مثل ضد ولایت فقیه به او می زنند (در ضمن من خودم معتقد به ولایت مطلقه فقیه هستم و مخلص رهبری ام) که باعث میشه فضای انتقاد از بین برود. آقای طاهرزاده که معصوم نیستند که از انتقاد بی نیاز باشند. پس طرفداران افراطی خواهشا اینقدر با تندروی، فضای نقد را تنگ نکنید. امام علی علیه السلام، هم دافعه داشت هم جاذبه. ولی متاسفانه خیلی از جوانان به اصطلاح انقلابی ما، که مذهبی و حزب اللهی هم هستند، وقتی کوچک ترین انتقادی نسبت به یکی از شخصیت های انقلابی می شود، به جای اینکه با ملاطفت رفتار کنند و جاذبه نشان بدهند، روی خشن خود را نشان می دهند و فورا موضع گیری می کنند. اتفاقا چنین واکنش هایی، به جای اینکه مشکل گشایی کند، مشکل زایی می کند و باعث ایجاد عقده و کینه در فرد مقابل می شود. دوست عزیزی که به من خرده گرفته ای! باید به این نکته توجه داشته باشی که نوشتار، یک متن مرده است و نمی تواند حالت و وضعیت و لحن واقعی گفتار نویسنده را نشان دهد. پس اصلا درست نیست که نسبت به نوشته ها اینقدر خام و کوته نظرانه، موضع گیری تعصبانه نشان بدهید. استاد عزیز! خرده گیری بیجای این دوست عزیز به بنده باعث شد که این درد دل را بنویسم. امثال اینگونه افراد در جامعه کم نیستند. اگر توجه کرده باشید، ما مسلمانان به جای اینکه عمق خصومتان را با آمریکا و اسرائیل و وهابیون نشان دهیم، بیشتر وقتمان را صرف جنگ های لفظی بی نتیجه ای می کنیم که برخاسته از تعصب است! گویی رفیق یا همسایه مان که اتفاقا مسلمان هم هست، چون به فلان دانشمند انتقاد کرده، باید با او از سر خصومت صحبت کنیم! تعصب ریشه در هوای نفس دارد! هوای نفس هم که حقیقتی در خارج ندارد و دروغ محض است! یعنی صرفا به خاطر هیچ، بر همدیگر می پیچیم! آقای طاهرزاده عزیز! به نظر من اگر به فردی غیرمعصوم (هرچند عالم و دانشمند) تعصب داشته باشیم، باعث می شود که ۱۰۰ درصد صحبت هایش را بدون سبک و سنگین کردن، قبول داشته باشیم و حتی اگر ۱ درصد حرف غلط زده باشد، این اجازه را به خود ندهیم که ایرادی بر آن ۱ درصد بگیریم و هر کسی را هم که بخواهد به آن ۱ درصد ایراد بگیرد، متعصبانه سرزنش کنیم. آیا با حرف بنده موافق هستید؟ سوال دیگری که از شما داشتم، این است که اصولا در برخورد با متعصبان و تندروها (مذهبی های تندرو)، چه عکس العملی نشان بدهیم که حکمت آمیزترین عکس العمل باشد؟ خدای بنده نواز و کریم عمرتان را آنقدر طولانی کند که ظهور موفور السرور حضرت ولی عصر (عج) را درک کنید، ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم در انتقاد شما توهینی مطرح بود. تذکری بود دوستانه. از آن طرف هم آن رفیق می‌خواست تذکر بدهد که نباید در این امور، سخت‌گیری و انجماد شود. هر دو قصد خیر داشتید و بحمداللّه در صفای تعلق به اسلام به‌سر می‌برید. دیگر آن‌که ما باید سعی کنیم عمق نیت افراد را بنگریم و با آن‌ها همدلی داشته باشیم. تنها با انسان‌های معاند نباید همدلی داشت. موفق باشید

25237
متن پرسش
سلام: رابطه شما با علامه حسن زاده آملی رابطه درسی بوده یا اخلاقی؟ هم چنان که در مورد شما خوندم که هفته ای یکبار خدمت علامه حسن زاده می رسیدید. این رو می پرسم برای اینکه یکی از اساتید خیلی موفق که در چندین علوم صاحب نظر هستند از جمله برخی علوم ادبی در حال مطالعه برخی از آثار شما هستند. ایشون به یکی از دوستان گفته بودند بینید ایشان چطورند .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر، تذکرات بود و گشودن افق‌های عرفانی و اُنس با شخصیت ملکوتیِ ایشان و نظر به سیره‌ی عالمان و عارفان بزرگ. موفق باشید

25231
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: وقتتون بخیر. استاد با توجه به اینکه صدرا گفته من هرچه گفته ام خودم کشف و شهود کرده ام بحث طبیعیاتش در اسفار چی میشه؟ کشف عارف هم که اشتباه نمیشه طبق گفته خودتون در صوت عرفان. شنیده ام تدریس نمیشه توسط استادان اسفار و با توجه به علم روز بطلانش ثابت شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث جناب صدرا بیشتر در رابطه با الهیات می‌باشد. تازه در آن نگاه، بحث طبیعیات هم در جای خود صحیح است و جواب می‌دهد. موفق باشید

25223
متن پرسش
سلام علیکم: خدمت استاد عرضی داشتم. در سلوک پیشرفت عظیمی دیدم و از انتقال و این چنین بهت زده شدم. ولی بعد از مدتی سلوک ضعیف می شد و دوباره از اول و دیدم که واقعا سلوک بدون دوست و استاد امکان پذیر نیست و حدود دو سال در جستجوی این موارد بودم. نظر شما چیست و آیا کسی را می شناسید؟ با تشکر از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» رجوع شود برایتان مفید خواهد بود.جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

25217
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز و تمام دوستان و کاربران گرامی: روی سخنم با شما عزیزانی است که مثل بنده وقت گرانقدر استاد را گرفته و سوالات خود را از محضرشان می پرسیم بی مقدمه عرض می کنم که برخی از دوستان عزیز نمی دانم چرا ولی قدر و منزلت و شأن استاد را در کلامشان رعایت نمی کنند و هنگام پرسیدن سوالشان از الفاظ ناشایست مثل اینکه «از شما بعید است و ...» استفاده می کنند. می دانم که همه ما می دانیم ارزش و منزلت یک عالم دینی چقدر زیاد است ولی لازم دیدم به برخی از دوستان متذکر شوم که رعایت ادب همیشه لازم و پسندیده است چه برسد به وقتی که با یک عالمی که از سر لطف وقت خود را در اختیار قرار داده است گفتگو می کنیم. متشکرم و التماس دعا دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده که قابل نیستم ولی بالاخره باید با همین عزیزان مدارا کرد. امید است که در دلِ همین مداراها خداوند درخششی به آن قلب عزیزان بکند. موفق باشید

25200
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد چرا وقتی شبهه ای را حل می کنیم و دلیل قانع کننده جهت دفع شبهه می یابیم و با همان دلیل شبهه دفع می شود، پس از مدتی دوباره همان شبهه آزارمان می دهد، و بیشتر مانند این است که کسی آن شبهه را در گوشمان نجوا می کند و فقط قصدش آزار و اذیت ماست نه گمراه کردن، و خودمان هم بیشتر از اینکه بیهوده و بی دلیل این شبهه در ذهن مان دوباره ظهور کرده و نجوای آن در اختیار ما نیست اذیت می شویم و بیشتر اینکه چرا این شبهه با اینکه با دلیل محکم دفع شده دوباره به سراغمان آمده آدم را اذیت می کند، آیا این از کلیدهای شیطان است تا با حساسیت ما به این شبهه و اذیت شدنمان به واسطه این حساسیت لذت عبادت را به کاممان تلخ کند و ما را مشغول به یک نجوای بیهوده کند؟ راهکار رهایی از این حالت و اینکه اگر شبهه ای دفع شد و دوباره نجوای آن سراغمان آمد چیست؟ آیا باید بعد از حاصل شدن یقین باید به نجوای همان شبهه بی توجهی کرد و حساس نبود و عصبانی و ناراحت نشد تا اثرش کمرنگ شود و از بین برود؟ لطفا بنده را راهنمایی نمایید تا آن راه را در زندگی برای رفع مشکل اینگونه بکار بندم، متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان دائماً در معرض شبهات باشد و سپس بتواند از آن‌ها عبور کند، چیز بدی نیست و موجب قوت عقل می‌شود. پیشنهاد ما دنبال‌کردنِ مباحث معرفت نفس است. موفق باشید

25190
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: برای دنبال کردن بحث امام شناسی (عامه و خاصه) چه کتاب هایی رو معرفی می فرمایید؟ تا حدودی کتاب های شما رو مطالعه کردم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم مجلداتِ «امام شناسی» آیت اللّه تهرانی کمک کند. موفق باشید

25197
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: عذر تقصیر از ایجاد مزاحمت برای استاد بزرگوار. نظر حضرت عالی درباره بازی شطرنج چیست؟ آیا این استدلال صحیح است که حضور این بازی در مجلس یزید (که خدا لعنتش کند) خود باعث پستی این بازی است؟ مانند مطلبی که درباره اسبهایی که بر بدن مطهر شهدای کربلا گفته اند که آن اسب ها هم حرام زاده بوده اند. آیا شطنج موجود در زمان حاضر با شطرنجی که در مجلس یزید ملعون بازی شد یکی است؟ آیا شطرنجی بودن صفحه شطرنج به علاقه ماسون ها به طرح شطرنجی مربوط است؟ آیا در صورت امکان پاسخ خودتان را از منظر عرفانی هم بیان فرمایید. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما چه کار به صفحه‌ی شطرنج یزید «لعنت‌اللّه‌علیه» داریم؟!! شطرنج یک بازی است و به اندازه‌ی بازی‌بودن، قابل قبول است. موفق باشید

25195
متن پرسش
سلام: نظرتون در مورد حسن عباسی و سخنرانی هاش چیه؟ حسن عباسی با استناد به آیه ۱۲۵ سوره مبارکه نحل که گفته به روش احسن باید جدال کرد، به سبک و سیاق سخنرانی خودش و توپ و تشر رفتنش به شخصیت های مختلف، وجهه دینی بخشیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خیر بدهد به آقای حسن عباسی، گاهی با تندروی‌های خود، نیروهای وِلایی را به زحمت و درد سر می‌اندازد و بهانه‌ای به دست مخالفان می‌دهد بدون آن‌که سخنان او کارساز باشد. در حالی که او از ما است ولی همراه با دردسرهایش. موفق باشید

25187
متن پرسش
سلام علیکم: سوال کننده سوال ۲۵۱۶۰ به شما ایراد وارد کردند که چرا از مولوی دفاع میکنین؟به نظرم همین که حضرت امام خمینی مثنوی را تفسیر قرآن می دانند در دفاع از مثنوی کافی باشد. در مورد مکاشفات هم لابد آن اشخاص خودشان در استفاده در اشعار مولانا به مشکل برمی خورده اند. شیخ رجبعلی خیاط هم مرد خیلی خوبی بوده ولی در حد آقای قاضی نبوده مسلما. برام جای تعجبه که صرفا مکاشفات رو اشخاص در نظر می گیرند و نظر قطعی می دهند. در حالی که از اشخاصی که به عرفان آگاهی دارند مولوی جایگاه بس والایی دارد. اشخاصی که دوستمان برشمردند به مبانی عرفان نظری آگاهی نداشته اند هرچند همگی انسانهای والا و مومنی باشند. هرکس باید در حوزه مورد مطالعه خودش باید نظر دهد. نظر شما چیست؟ این نحوه پاسخگویی به نظرتون تند یا نامناسبه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نخواستم وارد مباحثه در این مورد بشوم وگرنه در مورد تک‌تک موارد گفته شده می‌توان سخن گفت. به نظرم آن عزیز باید خودش فکر کند که چرا صاحب‌نظرانِ عرفان، آن‌چنان مثبت می‌توانند مولوی را بفهمند، ولی آن‌هایی که دورا دور به مولوی نظر دارند، نمی‌توانند پیام اشارات او را بگیرند و این‌چنین به او حمله می‌کنند. مهم آن است که چگونه یک ملت از چنین سرمایه‌ی بزرگی بخواهد محروم شود در حالی‌که جهان، در طلبِ چنین شخص و شخصیتی تلاش‌ها دارد. موفق باشید

25179
متن پرسش
با سلام و تشکر: مسوولین سایت لب المیزان لطفا توجه بفرمایید: بخش شرح نهج البلاغه سایت در بسیاری از اوقات باز نمی شود. لطفا اشکال آن را برطرف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تعدد وحجم بالای فایل های صوتی لطفا دوستان مراجعه کننده، فایل های مشکل دار را مشخص بفرمایند تا بررسی شده و اشکال برطرف گردد.

25182
متن پرسش
سلام پدر عزیز و بزرگوار و عزیزتر از پدر: استاد ذهن بنده چند وقت یه بار درگیر دولت و رئیس دولت یعنی جناب روحانی میشه و از عملکردهای ایشون دچار بهت و شگفتی، حرف و حدیث پیرامون تحلیل عملکرد و نیات ایشون زیاده، عده ای میگن ایشون منافق هستن و عده ای میگن نه اینجوری نیست و ایشون فقط جاهل هستن یا علم اداره دولت و کشور رو نداره ولی نیات بدی هم نداره، می خواستم ببینم نظر شما استاد در مورد ایشون و نیاتشون چی هستش؟ نظر شما برای بنده مهمه، ان شاءالله نظر رحمت خداوند و دعای خیر اهل بیت همراه همیشگیتون باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در ابتدایِ آمدن این دولت عرض شد این دولت از جنس انقلاب اسلامی نیست تا بتواند اهداف اصیل انقلاب اسلامی را دنبال کند. به نظر می‌آید همان روش برخورد رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» با این دولت، بهترین روش باشد تا إن‌شاءاللّه مردم متوجه شوند این جریان فکری برای ادامه‌ی زندگی در بستر انقلاب اسلامی شایستگیِ لازم را ندارد؛ هرچند که باید به روش مقام معظم رهبری، آنان را تحمل کرد. موفق باشید

25178
متن پرسش
سلام و رحمت: استاد با توجه به مباحثی که فرمودید حالا اگر بنده بعنوان انسان فطری به دنبال برنامه و راهی برای پاسخ دادن به جان و حفظ نسبتهای اصیل خود داشته باشم برای پیدا کردن برنامه ای که حضرت رب العالمین ارایه داده است و اطمینان به صدق نبوت این برنامه برنامه ای برای مطالعات و نحوه مطالعه در زمینه ادیان و مکاتب ارایه می فرمایید؟ یا منابع و افرادی را معرفی می فرمایید؟ و همچنین برای افزایش طلب و ظرفیتمان باید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از فهم و تدبّر در قرآن، رجوع به سایر ادیان مفید باشد. موفق باشید

25165
متن پرسش
با سلام: اینجانب متولد اصفهان و جزء اتباع خارجه عراقی می باشم و اکثر بستگانم طرفدار فرقه شیرازی (شیعه انگلیسی) می باشند. وظیفه اینجانب چیست و چگونه اطلاعات جامعی درباره این فرقه کسب کنم؟ موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سایت‌ها مطالب خوبی در نقد جریان شیرازی‌ها هست. منتها نظر بنده آن است که خیلی نباید وقت‌مان را صرف مشاجره با این جریان‌ها کرد. تاریخِ آن‌ها گذشته است، خود به خود در حالِ به حاشیه‌رفتن و بی‌رنگ‌شدن‌اند. به همین جهت روز به روز جسارت های خود را برای بیشتر ماندن، شدت می‌بخشند. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!