بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: بدون دسته بندی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22740
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب و احترام: خانمی ۴۰ ساله هستم. بیش از ۲۰ سال است که برای رشد معنوی خودم برنامه‌ریزی می کنم. سعی کرده ام که اصولی را در این زمینه رعایت کنم از جمله شروع کردن با برنامه های سبک، گنجاندن تفریح در برنامه، داشتن مراقبه، هدفگذاری برای خودم، اولویت دادن به پرهیز از گناه و اولویت دادن به امر همسر داری و بچه داری. اما مشکل من این است که اولا هر برنامه ای پس از مدتی رها شده (گرچه که در ابتدای برنامه روحیه من خیلی خوب بوده و گمان می‌کردم که دیگر با این برنامه قدم به قدم به جایی که باید برسم خواهم رسید) ثانیا اینکه در کل هم از پیشرفت خود پس از ۲۰ سال راضی نیستم. حالا دیگر هر کاری می خواهم بکنم با خودم می گویم شاید این برنامه هم اصولی نیست و ایرادی دارد و آن طور که انتظار دارم من را قدم به قدم جلو نمی برد و نگرانم که عمرم با همین برنامه های دست و پا شکسته طی شود و به سرمنزل مقصود نرسم. یک کارشناس از مرکز پاسخگویی قم به من گفتند شما باید با استاد پیش بروید. لطفا راهنمایی کنید که چکار کنم؟ اشکال من چیست؟ آیا بدون استاد به جایی می رسم؟ خیلی افسرده و ناکامم از این همه شکست. وقتی صحبت مباحث اخلاقی می شود سینه ام سنگین می شود و حتی بغض می کنم. از وقتی که می گذارید بی نهایت سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به گفته‌ی آیت اللّه بهجت بپذیریم که در این زمانه «علم ما استاد ما است» باید سعی کنیم در کسب معارف حقه ورود بیشتری داشته باشیم. بنده روش «معرفت نفس» را از این جنس می‌دانم و پیشنهاد می‌کنم کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که هر دو بر روی سایت هست دنبال کنید. با این فرض که فراموش نکنید راهِ رجوع به حضرت حق، تنگ و تاریک نیست، گشوده و روشن است. چه شده است که می‌فرمایید با روبه‌روشدن با مباحث اخلاقی سینه‌تان تنگ می‌شود؟! مگر بنا نیست اخلاق، راهِ گشوده‌ی حضرت ربّ العالمین را در مقابل ما بگشاید؟ و نه باری بر دوش ما باشد.

آیت الله بهجت می فرمایند :ما یک زاهد داریم و یک عارف، زاهد که می گوییم مراد همین زهد خشک است، همان کسانی هستند که حافظ در اشعارش از اینها می‌نالد. آنهایی که اهل زهد خشک اند دنبال کثرت عمل هستند، هزار مرتبه این ذکر را بگویند، اینقدر نماز بخوانند، اینقدر حج، اینقدر ختم قرآن و ... دنبال این هستند. اما آن کسی که عارف است دنبال کیفیت عمل است،

موفق باشید

22739
متن پرسش
استاد عزیز سلام: دوستی دارم که قبلا اهل نماز و روزه و زیارت بود و اهل دقت و فکر کردن روی آنها بود، اما مدتیه نمیدونم چه مشکلی براش پیش اومده (خواه مشکل مادی یا معنوی و فکری) و‌ به هیچ عنوان هم چیزی نمیگه اما خیلی بهم ریخته و حتی دیگه نمازش رو هم ترک کرده و هیچ حسی نسبت به اهل البیت ندارد، واقعا این روزها دلم برایش مثل سیر و سرکه می جوشد، پیشنهاد شما چیست؟ یا حق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بروز این پدیده را به موضوع سیطره‌ی روحِ نیهیلیسم مربوط دانست. زیرا وقتی باورهای انسان در عمل جواب ندهد، چنین حالتی پیش می‌آید و اگر در مسیر باورهای معنوی، انسان‌ها با حقیقت مأنوس نشوند خود را در یک خلأ اندیشه‌ورزی احساس می‌کنند. با این‌همه امید آن را داشته باشید که طرف پس از تجربه‌هایی که در این حالت به او دست می‌دهد، باز با خودآگاهیِ بیشتر برگردد. موفق باشید

22733
متن پرسش
سلام و عرض ادب: عذرخواهی می کنم که وقت شریفتون را می گیرم. استاد بنده طلبه پایه 8 هستم. می خواستم لطف کنید و یک سیر مطالعاتی در زمینه معرفت النفس از هر استاد عزیزی که مد نظرتون هست، بفرمایید. ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است که ابتدا مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» را که بر روی سایت هست، همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید و سپس به کتاب ارزشمند «عیون مسائل نفس» از آیت اللّه حسن‌زاده رجوع فرمایید. موفق باشید.

22727
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالم این است که آیا تمام محسوسات معقول، و تمام معقولات محسوس اند؟ رابطه دین و اخلاق چگونه است یعنی اخلاق بدون دین ممکن است اگر نیست چرا؟ و دیگر اینکه آیا هر معقولی معلوم و هر معلومی معقول است؟ تشکر بسیار زیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محسوسات، محسوسات‌اند و معقولات، معقولات‌اند. چگونه می‌شود بگوییم محسوسی مثل رنگ قرمز معقول است؟ آری! اگر اخلاق مبتنی بر دین باشد با توجه به این‌که در این صورت پایگاه اخلاق امری قدسی خواهد بود، این اخلاق پایدار است. برعکسِ اخلاق سکولار که مبتنی بر توصیه‌های اجتماعی است. موفق باشید

22713
متن پرسش
سلام علیکم: کتاب عالم انسان دینی مطالعه شد و در سراسر مطالعه کتاب خدا را بدلیل آشنایی با شما و کتاب هایتان شکر می کردم چرا که جواب بسیاری از سوالات چندین ساله خود را در این کتاب یافتم. به جمله ای در کتاب برخورد کردم که برای خودم بعلت نداشتن آن بسیار افسوس خوردم و از شما برای رسیدن به آن کمک می خواهم. در اواخر کتاب نوشته بودین که در اثر ارتباط و همنشینی با شخصیتی مثل علامه طباطبایی می توان متوجه عالم ایشان شد و به آن راه یافت. شما به بنده بگویید من چگونه استاد پیدا کنم؟ اصلا بارها به خود می گویم که مثلا افرادی مثل علامه مطهری و علامه جوادی و ... چه نیازی به جلسات خصوصی با علامه طباطبایی داشتند چرا هیچ استادی پیدا نمی شود که برای چون منی که از همه چیز دور افتاده ام کمک حالی باشد؟ چرا نسل جوان امروزی نمی تواند با همچین علمایی ارتباط پیدا کند؟ بنده احساس می کنم در طی این مسیر تنهای تنهایم و اینطور تا ابد نمی توانم به کمال برسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همنشینی بیش از آن‌که جسمی باشد، روحی است. به همین جهت مولوی می‌گوید: «هرکه را روی به بهبود نبود / دیدن روی رسول سود نبود» و برعکس، اویس قرنی همنشین پیامبر بود در حالی‌که هیچ‌وقت ملاقات حضوری با حضرت ختمی مرتبت «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نداشت. امروز همنشینی با رهبری عزیز و با شهداء، راه‌های ناگشوده را در مقابل ما می‌گشاید. موفق باشید

22710
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: پدری 47 ساله هستم که سه دختر دارم. دختر اولم 17.5 ساله و در مدرسه تیزهوشان تحصیل می کند. مدتی است در اعتقادات مذهبی سست شده و با اینکه ما خانواده مذهبی بوده و هستیم و البته نه سختگیر اما مقید به دستورات شرعی. دخترم چادری است و همیشه در مسابقات نهج البلاغه و ... مقام مسابقات دانش آموزی هم کسب کرده ولی مدتهاست نزدیک یکسال سوالات و شبهات زیاد اعتقادی درباره خلقت و هدف زندگی و عدالت خدا و بهشت و جهنم و .. دارد و جوابهای ما بر اساس کتب شهید مطهری و کتابهای شما و ... را به هیچ عنوان قبول نمی کند و ذهنیت خیلی منفی نسبت به خدا پیدا کرده و مدتی است می گوید وقتی خدا را دوست ندارم چرا نماز بخوانم و ... برخورد ما با ایشان چگونه باید باشد لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را با او در میان بگذارید امید است که متوجه شود بحث دوست‌داشتن و دوست‌نداشتنِ خدا در میان نیست، بحثِ رجوع به خدای علیمِ حکیمِ قدیری است که در رجوع به چنین خدایی در راستای انوار او به ما کمک می‌شود. موفق باشید

22708
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: عزاداری ها قبول. سوالی از محضرتان داشتم. ذیل جلد ششم اسفار بعد از اثبات برهان صدیقین توسط ملاصدرا، علامه طباطبایی (ره) حاشیه ای دارند، که مضمون را اینطور برداشت کردم که: مبنا را بدیهیات هم که قرار دهیم، باز هم قبل از آن بدیهی حق در میان است، نه بدیهی، یعنی اگر بگوییم اجتماع نقیضین محال است، اگر کسی پرسید حقا محال است یا باطلا، می گوییم حقا، پس حقیّت حق را قبل از آن بدیهیات پذیرفته ایم. آنطور که ظاهر است و بنده استقرا کردم، علامه این نگاه را از فرهنگ کلی قرآن می دانند و اگر طبق این نظر علامه طباطبایی به موضوعات بنگریم، پس در واقع برای بصیران عالم حتی نفس هم نمی تواند بدیهی ترین باشد، بلکه خود حضرت حق بدیهی ترین بدیهیات می باشد و «بک عرفتک» اینجا معنا میابد. آیا برداشتم صحیح است؟ التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان حق را این‌جا به معنای آن‌چه واقعاً محقق و واقع است در نظر بگیریم. لذا دیگر اجتماع نقیضین علمی نیست که پذیرفته باشیم، بلکه یافتی است از حقیقت که در مقابلش تصوری نیست که آن تصور باطل باشد بلکه صرفاً حق است و لاغیر. واللّه اعلم. موفق باشید

22705
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی حضور شریف استاد سلام علیکم: ۱. اگر بر این باوریم که سنت های الهی در عالم ثابت هستند. خداوندی که با آوردن معجزات متعدد توسط حضرت موسی و تحت فشار قرار دادن فرعون توسط همین معجزات از جمله سه روز تاریکی در مصر و یا کشته شدن نخست زادگان مصری ها که نوعی انتقام خدا از کشتن فرزندان پسر بنی اسرائیل توسط فرعون بود و معجزات دیگر که فرعون را مجبور به آزاد کردن بنی اسرائیل کرد. حال سوال این است که چرا خداوند در این عصر از این معجزات و آیات برای متنبه کردن بندگان خود و یا آزاد کردن همین مردم فلسطین استفاده نمی کند؟ ۲. ده فرمانی که توسط خداوند بر حضرت موسی نازل شده چیستند؟ آیا همین ده فرمانی که یهود می گویند همان ده فرمان اصلی هستند و یا در این فرمان ها هم تحریف صورت گرفته ااست؟ ۱. من خداوند خالق تو هستم که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم. ۲. تو را معبود دیگری جز من نباشد. هیچ تصویری از آنچه در آسمان یا بر روی زمین یا در آب است، نساز و آنها را پرستش نکن. ۳. نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور (از آن سوءاستفاده نکن)[۵] ۴. روز شنبه را یاد دار تا آن را مقدس بداری.[۶] ۵. پدر و مادرت را احترام بگذار.[۷] ۶. قتل نکن. ۷. زنا نکن. ۸. دزدی نکن. ۹. شهادت دروغ نده. ۱۰. چشم طمع به مال و ناموس همسایه نداشته باش
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- راهی که با آمدن اسلام در تاریخ گشوده شد، راهِ متعالی‌شدن انسان در امور فرهنگی است تا خودش در چنین بستری آن‌جا که باید قیام کند و ظلم ظالمان را از خود دفع نماید، آن کار را انجام دهد. در صورتی که تا قبل از اسلام معجزات، کم‌تر جنبه‌ی فرهنگی داشته است 2- هرچه بوده است مسائلی بوده که راه حلّ نجات بشر آن دوران در آن ده فرمان قرار داشته. موفق باشید

22668
متن پرسش
درود بر استاد طاهرزاده: عطف به سوال 22661 عرض می کنم که با توجه به مطالبی که از کتاب ادب عقل و خیال استفاده کردم گاه فرد مجبور می شود دست به انتخاب بزند و از آن جامعیت مطلوب دست بکشد من هم با فکر فلسفی قادر به تنفس نیستم مدتها سرگشته بودم گم شده خود را در مکتب شیخ اکبر و بخصوص پیروان شیعه آن بزرگمرد چون امام راحل یافتم باز نمی خواهم وارد مجادلات عقلی شوم این سینا این گفت و سهروردی آن گفت، صدرا چنیین گفت و این سخن پایان ندارد. بنابرین اگر میسر است سیری مشخص کنید برای فهم عرفان نظری که از سینا و صدرا و ... نگذرد کتاب مبانی عرفان نظری سعید رحیمیان را اگر تایید می کنید چون اجمالا مطالعه کردم با دقت بیشتر مطالعه کنم بعد تفسیر حمد امام و مصباح الهدایه با شرح شما و بعد فصوص الحکم با شرح استاد جوادی و در نهایت شرح فتوحات مکیه استاد یزدان پناه اگر این سیر را تایید می کنید شروع کنم اگر نه سیر دیگری لطف فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تأکید بنده بر همراهیِ تفکر با حکما از آن جهت است که آن‌ها عقل ما را در معرض حقایق قرار می‌دهند و این برای ادامه‌ی راه لازم است. 2- کتاب مذکور را نمی‌شناسم ولی فکر می‌کنم با آثار استاد یزدان‌پناه بتوانید راه را ادامه دهید. موفق باشید

22659
متن پرسش
با سلام: تو رو خدا اگه امکانش باشه زود جوابشو بفرسیت ممنون: آیا امکان دارد عقل که بصورت یقینی می گوید اصل علیت در مورد الکترون ها و جهان زیر اتمی برقرار است ولی واقعیت و حقیقت این باشد که اصل علیت در مورد الکترون ها و جهان میکروسکوپی برقرار نیست آخه بعضی از دانشمندان فیزیک می گویند ممکنه اصل علیت در مورد الکترون ها و جهان زیر اتمی و ردنقض بشه آیا این امکان وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفی اصلِ علیّت به‌جز برای خداوند که عین وجود و عین علت است، برای موجود دیگر معنا نمی‌دهد. می‌ماند که جهان الکترون‌ها و جهان میکروسکوپی آن‌چنان مشهود نیست که بتوانیم علت‌ عکس‌العمل‌های آن موجودات را به راحتی بیابیم. موفق باشید

22665
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: یک فکری مدتی است ذهن بنده رو مشغول کرده است و آن اینکه خدای تعالی فقط از سادات برای کار های بزرگ استفاده می کند، مثلا حضرت امام و رهبری و آیت الله قاضی و علامه رضوان الله علیهم سید هستند نه اینکه شیخ در میان عرفا نیست، بله هست ولی خداوند برای کارهای بزرگ سادات رو می پرورد و... استفاده می کند چه کنیم حالا ما که سید نیستیم نظر شما چیست؟ نمی شود به مقام زعامت امام خمینی رسید چون سید نیستیم؟ ممنون ببخشید سوال رو روی سایت قرار دهید ممکنه به ایمیل نرسه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نمی‌توان چنین قاعده‌ای را به پای خدا گذاشت که حتماً حضرت حق سادات را پرورشی خاص داده باشد. خود خداوند می‌فرماید بنی آدم را تکریم کرده است. موفق باشید

22662
متن پرسش
سلام بر استاد: در کتاب بن لایه های شناخت مرحوم احمدی فکر کنم اینگونه آمده بود که هیوم چون وجود ماخوذ از هیچ انطباعی نیست را معتبر نمی دانسته است نظر حضرتعالی را درین باره خواستارم و اینکه چگونه می توان اثبات کرد وجود وجود دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یافتِ وجود یک یافتِ بدیهی است. اشکال هیوم آن بود که به جای پایداری در این امر بدیهی، اصالت را به صِرفِ تجربه داد و خواست وجود را تجربه کند، در حالی‌که در هر تجربه‌ای، وجود به عنوان امری استعلایی در صحنه است. این مثل آن است که کسی بخواهد در جنگل به دنبال درخت بگردد و درخت‌ها را فقط به عنوان جنگل قبول داشته باشد و نه به عنوان درخت، عملاً چنین فردی نمی‌داند به دنبال چه می‌گردد. موفق باشید

22661
متن پرسش
با سلام: چندیست که فقط با اندیشه های ابن عربی و سایر عرفا قادر به تفکرم و حتی تفکر ملاصدرا را نیز چون آمیخته به فلسفه است قادر بدنبال کردنش نیستم. کتاب مصباح الهدایه امام را با شرح شما خواستم مطالعه کنم لکن دیدم شما کتابهایی چون معرفت نفس و صدیقین را پیش نیاز دانستید رجوع کردم برهان صدیقین تا آنجایی که در اواخرش به عرفان می رسید، برایم گویی سنگلاخی بود تصورش هم اکنون برایم آزار دهنده است. اما اواخرش بهشتی بود لایوصف ولایدرک حال استاد بفرمایید چه کنم سیری که مشخص می کنید فقط عرفانی باشد اصلا با تفکر فلسفی ولو از نوع صدرا میانه ای ندارم از طرفی می ترسم فهم ابن عربی محتاج فلسفه مشا و صدراو ... باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در تعالی ابعاد عقلی و قلبی خود، انسان می‌شود و خودِ جناب ابن‌عربی نیز در بسیاری موارد عقل ما را مخاطب قرار می‌دهد و به راحتی مشخص است که مکتب عقلی ابن‌سینا را می‌شناسد و می‌فهمد. آری! هنر ما این است که بین اشاراتِ عقلی و قلبی، خلط نکنیم، نه این‌که یکی را به حاشیه برانیم. موفق باشید

22648
متن پرسش
در جایی شنیدیم که پیشنهاد مذاکره با آمریکا در بحث هسته ای نخستین بار از طرف آقای علی اکبر صالحی مطرح شد و ربطی به دیگران نداشت که مخالف با صحبت های شما و ارتباط آن با هاشمی رفسنجانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مذاکره با آمریکا خیلی قبل‌تر مطرح شد حتی آقای مهاجرانی در ستونی از روزنامه‌ی اطلاعات بحث را به صورت جدی مطرح کرد و مقام معظم رهبری هم به صورت جدّی وارد بحث شدند مبنی بر این‌که ما در این مذاکره چه‌چیزی می‌دهیم و چه‌چیزی می‌گیریم. آری! بحث مذاکره در موضوع هسته‌ای با آمریکا را آقای صالحی مطرح کردند ولی در گردونه‌ی کمیسیون امنیت ملی. و این غیر از آن چیزی بود که دولت آقای روحانی از رهبری تقاضا کرد که می‌خواست وزارت امور خارجه کار را به عهده بگیرد و رهبر معظم انقلاب این قسمت از توافق را به عنوان یک کار اشتباه مطرح کردند. موفق باشید

22634
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز کمی می خواهم با شما درد دل بکنم. استاد عزیز برنامه کودتا علیه انقلاب مقدس اسلامی در این یک سال اخیر، با موضوع فشار اقتصادی و حربه ی بسیار سنگینی که توسط خارجی و داخلی ها در حال انجام هست؟ میخاهم صریح حرف بزنم، بعضی از این مسئولان که وظیفه اجرایی دارند و باید کنترل بکنند دارند آب در آسیاب دشمن می ریزند، و این مسئولان دنیا زده هم کم نیستند و خواسته یا نمی دانم بگویم ناخواسته، که چون هر بچه ای می داند چه خبر هست، بنده یقین دارم از این مرحله هم عبور خواهیم کرد و روسیاهی برای زغال خواهد ماند. ولی الان واقعا نمی دانم چه باید بکنم چون در دور و اطرافم خانواده های بی بضاعت که هر روز هم بیشتر می شوند، بسیار زیاد هست و تا جایی که خداوند به بنده توان داده به همه کمک می کنم تا از پیچ عبور بکنیم. نمی دانم کی زمانش خواهد رسید که از اصلاح طلبی به این معنای که در جامعه هست و نظام سرمایه داری خلاص می شویم. نور خداوند با انقلاب به صحنه آمده ولی هر چه می کشیم از این داخلی ها داریم می کشیم. استاد عزیز این دولت تا کی می خواهد لج بازی بکند و آیا باید باز سه سال هم این دولت را تحمل بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این فکر باشید که ممکن است بحث لجبازی دولت در میان نباشد. بحث بر سر آن است که ملت ما به این نوع خودآگاهی دست یابند که این فکر نمی‌تواند انقلاب را در حقیقتش بشناسد و مطابق اهداف آن عمل کند. لذا ملت ما در این صحنه نیز به تجربه‌ی خوبی می‌رسند و آن، عبور از اصلاح‌طلبی است و این امر مهمی است به شرطی که اصول‌گراها نیز تندی و تنگ‌نظری نکنند. موفق باشید

22635
متن پرسش
مطابی که در لینک زیر http://lobolmizan.ir/quest/17002 به دکتر سریع القلم نسبت داده شده حلاف واقع است. ایشان چنین مطلبی ننوشته اند. این مطلب را برای تخریب ایشان در فضای اینترنت منتشر کرده اند. برای اطلاع از تالیفات و یادداشت و نوشته های ایشان به وبسایت شان مراجعه کنید. از شما انتظار می رود که مطلب مورد اشاره را از خروجی سایت خود حذف نمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که سؤال‌کننده بر اساس نوشته‌ی رسانه‌ی خبر آنلاین آن مطلب را مطرح نموده است. آیا شما مدرکی در نفیِ گزارش خبر آنلاین دارید؟ موفق باشید

22610
متن پرسش
می خواستم بدانم که اگر ما با توجه به جایگاهی که برای انقلاب اسلامی قائلید اگر رجوعی به آن نداشته باشیم به این معنا که به آن کاری نداشته باشیم و همراه آن نباشیم برای ما در امر سلوک مشکلی حاصل می شود؟ با توجه به اینکه شما می فرمایید اموری مانند سلوک و انسان امری تاریخی است پس آینده ی ما چگونه خواهد بود؟ البته منظورم از مواجه این است که در مواردی مانند شهدا با رجوع به کلام و سیره ی شان استفاده می کنم و در مناجات آنها خدا را احساس می کنم در حرکت اربعین شور و هوای حسینی را می بینم که جای صحبت نمی گزارد و آدم دلش می خواهد تنها ببیند و با آنها همراه شود و فقط انگار باید رفت. من خطا ها و مشکلاتی می بینم که نمی توانم خودم را قانع کنم آیا راه ما تن دادن به ظلم کوچک و اینکه چشم بر خطاها و ظلم به طبقات مختلف است ببندیم و ملت حزب الله بعضا خطاهای فاحشی در مسیر اندیشه و انسداد راه تفکر پیش بگیرد اما از آن بجای بر خورد سنگین و قاطع، عبور کنیم برای آینده ای که در پیشرو داریم آیا براستی راه ما این است؟ آیا بستن را آزادی بر این مردم حتی جایی که نه قانون و نه شرع مشکل دارد آیا حق است و مهم تر از آن باید این راه را رفت!!! نمی دانم چرا از این گفتار رهبری که گفتند اشتباه کردم به این زودی گذشتید! شکی نیست که اشتباه واقعی را چه کسانی مرتکب شده اند و از آن غافل نیستم. اما پرسش من این است که هرکس اشتباهش در نسبت با جایگاهش است. رهبری اشتباهش می تواند همان اجازه باشد و این مشکل برای مملکت پیش آید و چرا امت حزب الله موضعی نگرفتند مگر شما نگفتید زیل رهبری حرکت کردند به معنای انسداد تفکر نیست مگر انقلابی بودن حکم نمی کرد موضعی نسبت با ایشان اتخاذ می شد هر چند بدون آنکه بخواهیم ایشان را ضعیف و ناتوان قلمداد کنیم. من به انقلاب اسلامی علاقه دارم و آن را امیر مبارک می دانم اما بسیار دور است که به این راه دل ببندیم و از آن از دل و جان زحمت بکشیم وقتی اینگونه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در نظر به انقلاب اسلامی ما به جایگاه تاریخیِ آن که عبوردادنِ انسانِ این دوران است از فرهنگ چهارصدساله‌ی کبر و کفرِ مدرنیته، به فرهنگی غیر از این فرهنگ. معلوم است که ما در این مسیر در بسیاری موارد آلوده به همان فرهنگ هستیم، ولی آن آلودگی را نباید به حساب انقلاب اسلامی گذاشت، همان‌طور که آلودگیِ اُمویان به ظاهر مسلمان‌شده را به حساب جاهلیت گذاشتیم و توانستیم اسلام و تشیع را پاس بداریم. از طرفی باید در موضع‌گیری‌های رهبر انقلاب متوجه‌ی رویکرد اصلیِ ایشان بود که وقتی دولت آقای روحانی ادعا دارد می‌تواند با مذاکره با آمریکا مشکلات را حل کند و ایشان اجازه نمی دادند چه می‌شد!! هرچند که نظر ایشان این بوده است که ادامه‌ی کار با همان شورای امنیت ملی باشد که قبلاً بود، ولی با اصرار آقای روحانی، کار، به وزارت امور خارجه واگذار شد و فرمودند اشتباه کردند که کار را به وزارت امور خارجه واگذار نمودند. این شبیه همان عتابی است که خداوند به پیامبرش فرمود: «عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ»(توبه/43)  که پیامبر اجازه دادند تا عده‌ای که بهانه‌ای برای نیامدن در جنگ را داشتند، بروند و حضرت حق آیه نازل کرد که خداوند تو را عفو نماید، چرا به آن‌ها اجازه دادی؟ زیرا خوب بود که اجازه نمی‌دادی تا صادق از غیرِ صادق معلوم شود. موفق باشید 

22608
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد بزرگوار من تصمیم دارم تمامی آثار شما را از آقای نظری خریداری کنم اما با توجه به اینکه محدودیت وقت نیز دارم مثلا الان همه آثار شما را خریداری کنم شاید تا 3 سال طول بکشد همه آثار شما را مطالعه کنم! نگرانی ام از این است می ترسم که اگر همه آثار را الان تهیه کنم ممکن است شما مثلا چند ماه بعد بعضی از کتاب هایتان را ویرایش کنید یعنی به اصطلاح به روز کنید آن وقت دیگر کتاب هایی را که قبلا خریده بودم کمی ناقص خواهند بود یعنی قدیمی! سوالم این است ایا کتاب هایتان کامل است؟ کدامیک از کتاب هایتان را قصد دارید در آینده نزدیک با ویرایش جدید چاپ کنید؟ اگر قصد دارید بروز رسانی کنید این ویرایش کدام کتاب هایتان را شامل می شود تا من آنها را نخرم و دست نگه دارم تا ویرایش جدیدشان را در آینده بخرم. من از نظر مالی هیچ مشکلی بابت خرید ندارم و خودم دوست دارم همه آثار را یکجا تهیه کنم آیا شما موافقید که همه را یکجا تهیه کنم یا تدریجی تهیه کنم؟ با تشکر. خدا شما را با امامانمان محشور کند. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مباحث مطرح‌شده در کتاب‌ها عموماً مباحث زیربنایی و عقیدتی می‌باشد؛ به روزشدن از این جهت معنا نمی‌دهد. می‌ماند که بعضاً یک موضوع که به طور اجمال گفته شده است، در کتاب بعدی به تفصیل مطرح می‌شود. بدین لحاظ شاید بتوان گفت هیچ‌کدام از کتاب‌ها ویرایش به معنای تجدید نظر در موضوعاتش نمی‌شود. توصیه‌ی بنده آن است که با همان سیر مطالعاتی روی سایت همراهی کنید و در کنار آن، در مباحث قرآنی به روز باشید. حال که سوره‌ی مائده شروع شده است صوت بحث را هر هفته دنبال فرمایید. موفق باشید

22570
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به اوضاع بحرانی کشور و بحث اخیر در مورد احمد الحسن یمانی این مطلب را از آقای شهبازی مفید دیدم خدمت تان ارسال کنم [Forwarded from عبدالله شهبازی] آیا آشوب زودهنگام ایران در دستور کار است؟ قسمت اول بارها در بحث‌های فیسبوکی و تلگرامی نوشتم که لازم نیست داعش را از سوریه و عراق به ایران وارد کنند. زمانش که فرا رسد از درون تهران و سایر مناطق ایران «داعش ایرانی» را سازمان‌دهی خواهند کرد و سپس‌‌‌‌‌ «مرسنری‌ها» نیز به آنان خواهند پیوست. درست مانند سوریه و عراق، که فاقد هر گونه بستر فرهنگی برای ظهور و گسترش رادیکالیسم فرقوی بود؛ ولی داعش را بر پایه افسران اطلاعاتی سابق حزب بعث صدام و اسیران زندان‌های ابوغریب و بوکا ساختند و سپس سقوط ناگهانی موصل را سازمان دادند. فرقه رجوی یکی از این «مرسنری‌ها» ‌است. [۱] سقوط وحشتناک ارزش پول ایران، با همه پیامدهای فاجعه‌آمیز آن برای زندگی مردم، و همزمان تنش‌های سیاسی پیاپی و تهاجم ‌تبلیغاتی سنگین، نه تنها وضع اقتصادی بلکه وضع سیاسی و سلامت روانی جامعه ایرانی را هدف گرفته است. وضع کنونی، هر چند از بسترهای عینی ناشی از سیاست‌گذاری‌های غلط دهه‌های پیشین تغذیه می‌کند، ولی سازمان‌یافته است. «شبکه» بسیار مقتدر و هوشمندی در پس ایجاد و تشدید این بحران حضور دارد که در درون ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران قدرتمند است؛ و آنقدر ذینفوذ است که می‌تواند ‌«سیستم عصبی» نظام را چنان دستکاری کند که شناخت ابعاد و مخاطرات «بحران» و سازوکار عملکرد «شبکه» پنهان شود. ۱- بنگرید به یادداشت «مرسنری‌ها» در همین کانال: t.me/abdollahshahbazi/4161 @abdollahshahbazi [Forwarded from عبدالله شهبازی] آیا آشوب زودهنگام ایران در دستور کار است؟ قسمت دوم مدت‌هاست تحولات داخلی آمریکا و اسرائیل را دنبال می‌کنم و در این باره گاه مطالبی نوشته‌ام. برغم بدبینی برخی دوستان، به پیامدهای تحقیقات رابرت مولر درباره نقش روسیه و برخی بلندپایگان مافیای شوروی سابق (شرکای مالی ترامپ از دهه ۱۹۹۰) در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا به سود ترامپ خوش‌بین بوده‌ام. و نیز پرونده‌های فساد مالی بنیامین نتانیاهو و همسرش، سارا، را پیگیری می‌کنم و رسوايی و سقوط نتانیاهو را محتمل دانسته‌ام. ‌به این دلیل، بارها درباره «مافیای نیوجرسی» و کمپانی «جنی انرژی»، مستقر در شهر نیوآرک نیوجرسی آمریکا که در جولان اشغالی فعال و در تحولات داخلی سوریه ذینفع است، و ارتباط آن با شخص نتانیاهو نوشته‌ام. «شبکه ایرانی» ‌همان است که در کتاب ناتمام «سرویس‌های اطلاعاتی، فرقه‌های رازآمیز و ایران» خاستگاه‌ها و نحوه تکوین آن را بیان کرده‌ام. [۲] این «شبکه»، به دلیل تقارن دولت‌های ترامپ و نتانیاهو، و نیز اقتدار کم‌نظیر آن ‌در سال‌های اخیر، ‌اکنون مساعدترین زمان را برای ‌اجرای طرح‌های نهایی خود یافته و به این دلیل به شدت بی‌پروا شده است. پس از غارت گسترده منابع مالی ایران و خارج کردن ده‌ها میلیارد دلار از ایران فقط در سال ۱۳۹۶ و ‌پنج ماه گذشته در سال ۱۳۹۷، این «شبکه» اکنون در پی تصرف کامل قدرت سیاسی است هرچند فرجامی که برای ایران رقم می‌زند جنگ داخلی خونین است که سال‌ها به درازا خواهد کشید و پس از نابود کردن زیرساخت‌های ملی سرنوشتی چون یوگسلاوی را (تجزیه به چند دولت کوچک و حقیر) برای ایران رقم خواهد زد. ۲- این کتاب را به دلایلی به پایان نبردم. متن ناتمام آن را در مهر ۱۳۸۹ برای انتشار در وب آماده کردم ولی منتشر نکردم. انتشار فایل پی‌دی‌اف کتاب فوق نه در مهر ۱۳۸۹ بلکه در ماه‌های اخیر در کانال تلگرامم بود در آدرس زیر: t.me/abdollahshahbazi/4628 @abdollahshahbazi [Forwarded from عبدالله شهبازی] آیا آشوب زودهنگام ایران در دستور کار است؟ قسمت سوم سه‌شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۹۷/ ۲۱ اوت ۲۰۱۸ با اعلام محکومیت پل منافورت، رئیس کمپین ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶، و مایکل کوهن، وکیل شخصی ترامپ، بحران درونی آمریکا وارد مرحله‌ای حساس شد که سرنوشت نهایی آن را انتخابات ۶ نوامبر ۲۰۱۸/ ۱۵ آبان ۱۳۹۷ تعیین خواهد کرد. اگر تا دیروز تحلیل‌گرانی اندک از سقوط محتمل ترامپ می‌گفتند، ‌اینک تعداد اینگونه «پیشگوها» ‌‌‌رو به فزونی است. اکنون روشن شده که در پیامد ‌انتخابات ۶ نوامبر/ ۱۵ آبان ترامپ بطور جدی در معرض استیضاح و سقوط خواهد بود. در اسرائیل وضع هم‌پیمانان و حامیان اصلی «شبکه ایرانی» بهتر نیست. نتانیاهو با پرونده‌های عدیده فساد مالی خود و همسرش دست به گریبان است که در روزهای اخیر به ‌تحقیقات دستگاه قضایی، و بازجویی از این دو، شتاب داده است. زندانی کردن رئیس جمهور و نخست‌وزیر به جرم فساد مالی یا اخلاقی در اسرائیل بی‌سابقه نیست. ایهود اولمرت (نخست‌وزیر در سال‌های ۲۰۰۶- ۲۰۰۹) و موشه کاتساو (رئیس جمهور در سال‌های ۲۰۰۰- ۲۰۰۷) پیش‌نمونه‌های سرنوشت احتمالی نتانیاهو هستند. احتمالاً ‌«شبکه ایرانی» دریافته‌ که «فرصت طلایی» کنونی مستعجل است و اگر آن را از دست دهد ‌برای مدتی شاید طولانی به وضعی مشابه با امروز دست نخواهد یافت. قرائنی وجود دارد که تعجیل در به پایان رسانیدن زودهنگام پروژه‌ای را نشان می‌دهد که از سال‌ها پیش آغاز شده است. [۳] ۳- یکی از قرائن دال بر تلاش زودهنگام برای آشوب ‌تحرکات چند روز اخیر «فرقه یمانی» است. ممکن است کارشناسان این فرقه را کم‌اهمیت بدانند ولی بنظرم، با توجه به پیش‌نمونه‌های تاریخی متعدد در ایران و سایر کشورها، بویژه «ظهور» و گسترش ناگهانی و عجیب داعش، نباید آن را دستکم گرفت. «مرسنری»ها آنقدر زیادند که می‌توانند در هر کسوتی ظاهر شوند. فعالیت «فرقه یمانی»، که خود را «انصار امام مهدی» می‌خواند‌، تا پیش از این بسیار محدود و بیشتر در فضای مجازی و در میان برخی طلاب حوزه علمیه قم بود. «انصار امام مهدی» خود را پیروان فردی بنام احمد الحسن الیمانی می‌خوانند که گویا از نسل امام محمد بن الحسن العسکری (مهدی موعود شیعیان) و وصی اوست. تاکنون هویت این فرد شناخته نشده ولی احتمال دارد زمانی، مانند سناریوی «ابوبکر بغدادی» (خلیفه داعش)، فردی را با این نام آشکار کنند. از آغاز، فرقه یمانی را پروژه اطلاعاتی می‌دانستم که ‌‌از پشتوانه مالی قوی برخوردار است و برخی از طلاب، بیشتر سازمان‌یافته و از میان افرادی با خاستگاه‌ها و وابستگی‌های مشکوک که از سال‌ها پیش با نقشه وارد حوزه‌های علمیه شدند، و شاید افرادی اندک از سر اعتقاد، به آن می‌پیوندند تا فرقه فوق را به جریانی قابل اعتنا تبدیل کنند. «فرقه یمانی» تنها یکی، و فعلاً از کم‌اهمیت‌ترین آنان، از ده‌ها جریان فرقوی و قوم‌گرایانه افراطی است که برای ایجاد «آشوب بزرگ» در ایران سازمان داده‌اند. @abdollahshahbazi
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که رفقا مطلبی که کاربر عزیزمان جهت روشن‌شدن جایگاه احمدالحسن فرستاده‌اند را مطالعه کنند. آری! اگر دینداریِ ما بصیرتی نسبت به وضع تاریخی ما به ما ندهد، حتی می‌شود در لباس طلبگی بین احمدالحسن و ابابکر بغدادی از یک طرف و عالمانِ واقعی از طرف دیگر تفکیک نکرد. مشکل در نحوه‌ی برخورد ما با آموزه‌های دینی است که تلاش نمی‌کنیم به کمک دین خدا، مسائل روزمان را درست تحلیل کنیم. به قول شهید مطهری متوجه نیستیم که موشه دایانِ امروز همان یزید است، هنوز دنبال یزیدی هستیم که تاریخ آن سال‌ها گذشته است. به‌خوبی روشن است که احمدالحسن حماقت روحیه‌ی مذهبیِ بعضی‌ها را نشانه گرفته است، عین کاری که با ابابکر بغدادی انجام دادند، در حالی‌که نه نامش ابابکر بود و نه بغدادی بود. البته بنده بر خلاف نظر جناب استاد شهبازی معتقدم آن‌چنان انقلاب اسلامی در این تاریخ، راهِ خود را جلو می‌برد که نه‌تنها هیچ خطری از طریق پیروانِ نادان احمدالحسن ما را تهدید نمی‌کند، بلکه بیش از پیش روشن می‌شود عظمت انقلاب تا آن‌جایی است که این فتنه با همه‌ی ظرائفی که برنامه‌ریزانِ آن شکل داده‌اند، در حدّ یک مگس بر روی خرطوم یک فیل هم نیست. موفق باشید   

22557
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: احتراما در خصوص شعر «مر سفیهان را رباید هر هوا ...چون که نبودشان گرانی قوا» لطفا توضیح بفرمایید منظور از قوا چیست و چگونه باید آنها را گران (تقویت) کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گرانی قوا همان حکمت است. می‌فرماید: سفیهان ممکن است اطلاعات خوبی داشته باشند، ولی چون از حکمت محرومند به راحتی بازی می‌خورند. موفق باشید

22548
متن پرسش
سلام استاد: (درد دلی است که ارزش خواندن ندارد و شما هم نخوانید فقط فرستادمش تا این دلم با گفتنش دو روزی آرام بگیرد شرمنده. توقع جواب هم ندارم) نمیدونم از کجا شروع کنم از بی همه چیزی تازه طلبه شدم اما چند سالی است که وارد فضای اندیشه ها شدم. اما امروز که خودم رو نگاه می کنم می بینم نه در تفکر سنتی می توانم باشم و سوالات متعدد مرا احاطه کرده و عشق به مفاهیم دنیای متجدد مثل آزادی و.... رهایم نمی کند بهتر بگویم آن را از خودم و حتی خواسته قلبی و عشق خودم می دانم اما وقتی سراغ دنیای جدید می روم و با نسبیت ها و سردی عجیبی روبرو می شوم. وقتی می خواهم مثل دیگر انسان ها کار کنم و زندگی ام را بسازم می بینم نمی توانم. مگر چند سال مانده تا مرگ. وقتی سراغم به امثال ملکیان ها می خورد در ابتدا ذوق می کنم اما بعد از چند هفته بدترین حال را دارم و می گویم شاید زندگی انسان ها همین قدر تلخ است که این همه تنها باشند. و از آن فرار می کنم به سراغ امثال شما می آیم و مدتی انس می گیرم اما بعد آن چنان غریبه می شوید برایم که حرف هایتان اصلا معقول نیست و انسانی را می بینم با مفاهیمی کلی و مبهم که مخاطبان را جذب می کند و مخاطبانی که اگر کمی سوال پیچشان کنی مطمئنا واژه هایی که براحتی به کار می برند را سخت مبهم می یابند. در کنار صحبت هایتان امثال آقای بیژن عبدالکریمی را پیدا می کنم می بینم آن هم درست و معقول تر است اما وقتی به آن هم نزدیک می شوم زیبایی شما در آن نیست و چیزی به من نمی دهد و وعده آینده می دهد اما من امروزم یعنی من محکوم به نابودی هستم. دلزده، کوره راهی را به سمت روشنفکران دینی می بینم حرکت می کنم جمع دنیای مدرن و دین لذت بخش است اما خیلی زود می یابم که اصلا هیچ چیزی نمی یابم و امثال آقای سروش انگار می خواهد فریبمان بدهد و با خواندن شعرهایی دم از معنویت بزند و من باز هم ناامید می شوم. البته شاید حق داشته باشند مگر باید چه کار کند مگر راهی دیگری دارد. اما من چه کنم. تنها، بیکس، بی آینده، شاید من هم باید از بقیه یاد بگیرم همه می روند کاری می کنند درآمدی نماز و روزه ای و امید به شفاعت و.... پس من هم باید بروم. گرچه می دانم از همین هم روی گردان می شوم و نمی توانم جایی قرار داشته باشم. اما همه اینها انگار بهانه ایست چرا که من اهل تفکر نیستم و عمیقا در وهم و خیال خود بازی می کنم و هر از گاهی سر به این و آن می زنم. و ناامیدانه به تنهایی وهم خود می خزم و با آهنگ و فیلمی خودم رو مشغول می کنم. ولی چه کنم که هر از گاهی حسن زاده ای پیدا می شود و سخنی جلویم قرار می دهد (کسانی که به قوه خیال پیش رفته اند و الفاظ مستعاری را از بر کرده اند فردا معلوم می شود چه کاره اند، اینان یوم الحسرتی در پیش دارند و چه یوم الحسرتی) و آتش به دل من میزند و ترس به اندامم می افتد و مرا به گریه می اندازد. انگار گریه کردن و پیامی برای شما نوشتن بیشتر به درد دل می ماند تا جوابی گرفتن و از بارم کم می کند و الا می دانم چیزی دستگیرم نمی شود. شاید من آمده ام که زندگی سختی در این دنیا کنم و در وهم شدید و خیال پردازی های شدید غرق شوم و با تفکرات این و آن آشنا شوم و غمی روی غمی بر من اضافه شود و آن دنیا اگر حسابی بود با سرافکندگی بروم سوی آتش. مگر غیر از این هم می شود. ایکاش انسان نبودم ایکاش حداقل نبودم تا رنجی که دارم به اطرافیانم می رساندم نبود ایکاش نبودم. چیزی ندارم که با آن دلی بدست آورم خواه انسانی باشد خواه خدا شاید دلم آرام شود به آرامش دیگران جز رنج خود و دیگری آینده ای نمی بینم. شاید مثل بقیه طلبه ها روزی لباسی بپوشم و روی منبری همان هایی بگویم که عمری شنیده ام و شنیده اند احتمالا هم همین باید باشد. و چقدر زندگی تلخ و پایانی تلخ تر (جواب نمی خواهم چرا که حدودا جوابتان را می دانم شاید درد دلی بود که فقط باید می نوشتم تا دردم کم شود) اگر خواندید بسیار ممنونم و معذرت می خواهم بابت وقت شما که صرف من شد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً نوشته‌ی شما ارزش خواندن داشت و این قصه‌ی شما نیست، بلکه قصه‌ی دورانی است که نیهیلیسم سیطره یافته و هرچیزی را حتی حرکات دینی را نیز خشک و بی‌خاصیت می‌کند. بنده منتظرم که این سخنان خیلی جدّی‌تر از آن‌که شما گفتید، از راه برسد. فکر می‌کنم شما را درک کردم، هرچند معتقدم در میانه‌ی راه، طاهرزاده را ادامه نداده‌اید و با طاهرزاده‌ی چندسال پیش هنوز فکر می‌کنید. باید خواسته و ناخواسته به آینده‌ای فکر کرد که شما، طلوعی از آینده‌اید. آیا در مسیر تفکری که دنیای جدید - دنیایی ماوراء دنیای انسان‌های مذهبی و یا انسان‌های مدرن - در روبه‌روی ما قرار می دهد به نظر شما چه اتفاقی در حال افتادن است؟ در راستای درک آن‌چه بر شما می‌گذرد بنده نمی‌توانم از هایدگر غافل باشم، همچنان‌که از آینده‌ی بسیار حساسی که انقلاب اسلامی در مقابل ما متولد می‌کند؛ نمی‌توان چشم برهم گذاشت. آیا فکر کرده‌اید سخنانی که امروز در محافل مذهبی ردّ و بدل می‌شود ما را به کدام آینده می‌برد؟ گمان نمی‌کنید بعضی از این سخنان که فرزندان این ملت فعلاً از طریق آن‌ها به حیات دینی خود مشغول‌اند، آن‌ها را با آینده‌ای روبه‌رو می‌کنند که امروز شما با آن روبه‌اید؟ و این به دلیل آن است که کم‌تر نسبت به آینده‌ای که غیر امروز است، فکر می‌شود.

هر تاریخی ظاهری و باطنی که مخصوص به خودش می‌باشد دارد، چه آن تاریخ، تاریخِ غرب باشد و چه تاریخی که با انقلاب اسلامی به‌وجود آمده باشد. آن‌چه بنده از انقلاب اسلامی به عنوان عطیه‌ای پایدار و آغازین برای این دوران می‌شناسم باطنی است که ما را از آن سرگردانی که مسلّم بیش از پیش بشر را در بر خواهد گرفت، نجات می‌دهد. معتقدم گویا ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی می‌تواند متذکر آینده‌ای باشد که در آن دوگانگیِ سوبژه و اُبژه از میان رفته است و بشر باز دوباره به مأواگرفتن در پرتو فیوضات الهی خود را می‌یابد، چیزی که هایدگر نیز به دنبال آن بود و دکتر فردید گفت ای کاش هایدگر زنده بود و آن‌چه را که انتظار می‌کشید، در انقلاب اسلامی می‌یافت، زیرا دکتر فردید بزرگ به‌خوبی متوجه‌ی باطن انقلاب اسلامی شده بود و از این جهت به خوبی حجاب‌های آن انقلاب یعنی مهندس مهدی بازرگان و عبدالکریم سروش را تشخیص داده بود.

تعجب بنده از آن‌هایی است که از یک طرف به عمق نیهیلیسم که چگونه همه‌ی بشریت را در برگرفته است، پی برده‌اند ولی روشنی‌گاهِ انقلاب اسلامی که در جنگل سیاه دنیای مدرن از افق تاریخ آینده سوسو می‌زند؛ نمی‌یابند! موفق باشید     

22538
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. ملائکه قدیم اند؟ اگر قدیم اند قدیم بودنشان با قدیم بودن خدا چه فرقی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بین قدم ذاتی و قدم زمانی فرق گذاشت. ملائکه دارای قدم زمانی هستند یعنی از نظر زمانی در همه‌ی زمان‌ها بوده‌اند هرچند که در ذات خود معلول هستند و علت وجودی آن‌ها خداوند است. در مورد حادث زمانی و حادث ذاتی هم به همین معنا است که می‌شود چیزی حادث ذاتی باشد در عینِ قدم زمانی، مثل ملائکه و چیزی حادثِ ذاتی و حادث زمانی باشد، مثل همه‌ی مخلوقات مادی که هم از نظر ذاتی مخلوق خداونداند و هم از نظر زمانی در زمانی خاص به‌وجود آمده‌اند. موفق باشید  

22519
متن پرسش
سلام استاد جان: استاد منظور مرحوم علی صفائی از این متن چیست؟ یکی از شکلهای التقاط، این است که بخواهی با فلسفه و عرفان و علم، به مذهب کمک کنی؛ در حالی که مذهب آمده تا کسری‌های اینها را تامین کند و به مغز و قلب و تجربه انسان، فضا و زاویه ای بدهد، که بتواند هستی را آنگونه که هست، دریابد. (نامه های بلوغ. صفحه ۳۵) خدا خیرتون بده التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور است که آن مرحوم می‌فرماید. هیچ‌وقت فلسفه و عرفان و علم توان آن را ندارد که به دین کمک کند ولی بحث عرفا و فلاسفه این نیست، بلکه با دقتِ در دین، نگاه‌های فلسفی و عرفانی به‌دست می‌آید یعنی دین هم سخنان فلسفی و عرفانی دارد. موفق باشید

22514
متن پرسش
سلام: خدا قوت. در رابطه با نفی تسلسل در بحث اثبات وجود خدا، بنده دلایل فارابی و ملاصدرا رو خوندم ولی چیزی دستگیرم نشد. مثلا اگه یکی بگه الف از ب بوجود اومده و ب از پ و پ از ت و... واین تسلسل هیچ وقت به پایان نرسه و طرف، ابتدایی برای عالم و انسان قائل نباشه، و بگه همیشه عالم و انسان وجود داشته، میگن این تسلسل ادامه داره تا بی نهایت ... این چطوری رد میشه؟ چون بنده جلسه قرآنی برای دانش آموزان دبیرستانی دارم، خواستم اگه میشه مانند گذشته جوابی کامل و قانع کننده بهم بدید. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آن براهین بر این است که ابتدا متوجه می‌شویم که کلیه‌ی موجودات عالم ممکن‌الوجوداند و «علت» می‌خواهند، پس معنا نمی‌دهد همچنان ادامه داشته باشند مگر آن‌که واجب‌الوجودی در صحنه باشد که «معلول» نباشد بلکه عینِ وجود باشد. موفق باشید

22510
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: و با سلام به آن رفیقی که از جنابعالی «وداع» کرد؛ پیرو سؤال و جواب شماره 22474 خواستم نکاتی را در خطاب به ایشان عرض کنم. بنده آن روزهایی که کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» را مطالعه کردم در این تصور بودم که همه‌ی آن‌چه باید به‌دست آورم را، خدا به من داده است. تا این‌که با برهان صدیقین و کتاب «خویشتن پنهان» و بحث‌های معاد شما روبرو شدم و دیدم عجب میدانی است میدان معارف اسلامی. تصورم این بود که دیگر بهتر و بالاتر از این نمی‌شود تا بالاخره با شرح شما در کتاب حبّ اهل البیت و کتاب «آنگاه فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود» روبرو شدم. در پیش خود گفتم خدایا! آیا بشر بعد از چنین نگاهی به اهل البیت، جایِ دیگری هم می‌تواند برود و باز کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی» پیش آمد تا بفهمیم امروزه راه اهل البیت چگونه می‌تواند ادامه یابد. خدا می داند با مطالعه آن کتاب احساس کردم در مغز عالم قرار دارم و همه چشمه هایی که باید بر روی انسان گشوده شود از طریق «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام» پیش خواهد آمد و این علاوه بر مباحثی بود که شما در کتاب های مربوط به انقلاب اسلامی نمودید. همچنان با کتاب سلوک بسر می بردم و می برم که با مباحث «گوش سپردن به ندایِ بی صدای انقلاب اسلامی» روبرو شدم و متوجه گشتم در بستر سلوک ذیل شخصیت امام، راهی به سوی عالم معنا به صورتی گشوده می شود که دیگر می توان به چیزی گوش سپرد که آن قصه حقیقت این تاریخ است و در ساحتی می توان وارد شد که ثمره همه آن چیزی است که انقلاب اسلامی به بشر این تاریخ عطا کرده است. این سخنانی است که بنده از خود شما آموختم. سؤال من از آن رفیق عزیزی که بنا دارد با شما وداع کند آن است که (تو در آینه این تاریخ به کجا خواهی رهسپار شوی که در آن جا صدایی حقیقی تر از صدای انقلاب اسلامی به گوش می رسد). این سخن بنده بود با آن رفیق. نمی دانم می توان گفت نکند آن رفیق انتظار دارد شما با نظر به مشکلاتی که مردم را فرا گرفته است در امور جزئی وارد شوید. نظر شما چیست؟
متن پاسخ


22510-باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این‌که انسان متوقف در شخص و شخصیتی نشود، چیزِ پسندیده‌ای است. عمده آن است که کمک کند و بگوید: «رهسپار چه میدانی است» تا بقیه را نیز به وسعتی که او بدان دست یافته است، وارد کند. هایدگر از استادش هوسرل در رابطه با پدیدارشناسی عبور کرد و نشان داد که پدیدارشناسی استادش هنوز در گردونه‌ی سوبژکتیویته است و با این کار، خدمت بزرگی به ما نمود تا بفهمیم که پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ ما می‌باشد و برای ما شبکه‌‌ای از حضور با پدیده‌ها پیش می‌آورد. و چه خوب بود که در این شرایط تاریخیِ تفکر، گفتمانِ این نوع عبورها به میان آید تا هرچه بیشتر به صورت حضوری و وجودی با حقیقتِ دوران که انقلاب اسلامی است مرتبط باشند.

بنده هم نمی‌دانم که آیا چنین انتظاری از من هست که در امور جزئی و موسمی وارد شوم، در حالی‌که تجربه‌ی سه دوره‌ی مدیریت، بنده را متوجه کرد که اگر به صورت زیربنایی مسائل خود را حل نکنیم و معارف لازم را به میدان نیاوریم باید به گفته حافظ «چو بید بر سر ایمانِ خویش می‌لرزم» مصداق ما باشد. موفق باشید

 

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!