بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: اخلاق، تعلیم و تربیت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20995
متن پرسش
با سلام و دعای خیر خدمت استاد عزیز: لطفاً بفرمائید منظور امام خمینی (ره) از اینکه می فرمایند تمام تصرفات خلقی، حقی است چیست؟ یا اینکه در باب رضا می فرمایند لازمه این خشنودی، خشنودی از خلق نیز هست و حصول فرح عام می باشد. سوال: چگونه می توان از خلقی که به ما ظلم می کند مثلاً حق ما را می خورد، بی احترامی می کند راضی و فرحناک بود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورشان این حرف‌ها نیست. می‌خواهند ما را متوجه کنند که در همه‌ی امور متوجه خدا باشیم، به همان معنایی که جناب سعدی فرمود: «به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست». موفق باشید

20937
متن پرسش
برای مراحل بالای تزکیه و کنترل قوه واهمه و خیال، انسان باید عزلت داشته باشه، به معنای اینکه در ابتدا اموری که انسان رو متأثر میکنه ترک بشه، اما وقتی این سخن به مرحله ی عمل میرسه نقاط مبهمی بوجود میاد که برای اون نقاط سوال داشتم خدمتتون. اول اینکه در طول روز بعد از انجام کارهایی مثل مطالعه کردن و سخنرانی گوش دادن و ذکر گفتن و غیره، ساعاتی هست که حال مطالعه و ذکر و سخنرانی نیست، از طرفی اموری که انسان رو متأثر میکنه باید ترک بشه، مثل تلوزیون دیدن و تلگرام رفتن و بازی کردن و غیره... در این ساعات چه کاری باید کرد؟ و دوم اینکه هر کاری که انسان رو متأثر میکنه و فکر رو مشغول میکنه به طور کامل یعنی چی؟ یعنی عکس دوران قبل رو دیدن هم شامل میشه؟ و یا نوع پیراهن پوشیدن؟ و یا خیلی از مسائل عادی روزمره دیگه؟ لطفا اگر میشه به طور کامل توضیح بدید، ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اُنس با رفقا، صله‌ی رحم، رفع حاجات خانواده و ورزش اموری است که در کنار مطالعه و عبادت می‌تواند مفید باشد 2- در ابتدا باید از هرگونه عملی که سالک را از عالَمش خارج می‌کند، خودداری شود ولی بعد از مدتی با وسعت بیشتری که پیش می‌آید این امور عادی، مُخلّ سلوک نخواهد بود. موفق باشید

20923
متن پرسش
استاد عزیزم سلام: یکی از شاگردان تان هستم. البته با یک واسطه. مدتی است فوق العاده ذهنم را درگیر کرده است. اوایل مسائل بنیادین خیلی درگیرم می کرد مثل اصل وجود خدا و ... می دانید، رفتار و گفتار خیلی از آنها که منتسب به دین بودند به دلم نمی نشست. همانند مسئله ای چون قتل که با وجودم سازگار نبود، این تنها مشکل خودم نبود. می توان گفت ۹۹ درصد جامعه به همین مشکلات گرفتار اند که من هم جز آنها بودم. بعضا حرف ها و دستور العمل های شخصیت های لیبرال و تمدن مدرن بهتر به دلم می نشست و جریان منتسب به توحید را وجدم قبول نمی کرد. چه از حرف هایی که از عرفان می زدند و طوری لیدر های خود را معرفی می کردند که چون کاهنان معابد از آنها و هر چه منتسب به آنها بود بدم می آمد. تنها چیز خوب شان اصل خود توحید بود. آن هم نه تمام توصیفاتی که از توحید ارائه می کردند. ائمه را هم جوری توصیف می کردند که انسان با مقایسه ی با ملحدان، ملحدان را به خد نزدیک تر می یافت. اما هیچ گاه کامل دلم با جریان مدرن و امانیسم پاک نمی شد تا اینکه بالاخره به درس های معرفت النفس و برهان صدیقین شما رسیدم. گویا آن وقت محبوب حقیقی خود را یافتم. دیگر سر از پا نمی شناختم. بنده که تا مدت ها به فردی لیبرال شناخته می شدم، زیبایی توحید تمام جذابیت لیبرالیسم را برد. حال سالها می گذرد. تا مسئله ی تمدن نیز رسیدم و خیلی خوب بسیاری از اهدافم مشخص شد در زندگی و هویتی پیدا کردم. اما هنوز در ارتباط با جریان خودی و رجوع به منابع زدگی هایی برایم حاصل می شود که گاهی آنقدر سخت است که این ظن به ذهنم می رسد که همه چیز را کنتر بگذارم و همان زندگی قبلی خودم بهتر بود، اما در این مواقع همه چیز را کنار می گذارم و با دلم پیش مبدا عالم می روم و مستقیم بدون در نظر گرفتن همه ی حرف هایی که می زنند پیش خودش می روم و خیلی خودمانی با او صحبت می کنم. آخر گاهی برخی برداشت ها آنقدر سنگین است که انسان می ترسد حتی با او صحبت کند. فکر می کند بنده هایش مهربان تر از اویند. آنوقت تکیه ام را می گذارم بر وجود خودم. آنوقت می بینم که نه آنها غلط بود ولی باز نمی توانم درست برخی برداشت ها را درست هضم کنم. رفتار برخی از بزرگان را آنطور که دیگران می گویند اصلا درک نمی کنم اما با خودشان مستقیم که مرتبط می شوم اصلا شخصیت دیگری از آنها می بینم. مثلا تا مدتی پیش از علامه حسن زاده اصلا تصور خوبی نداشتم تا آنکه تعدادی از صوت هایشان را گوش کردم. فوق العاده بودند. یا مثلا علامه طباطبایی. تا آنکه با آثارشان مستقیما ارتباط گرفتم. خیلی فرق می کردند. تعریف دیگران همانند کاهنان بود و ارتباط مستقیم همچون آب زلال. یک بار هم با علامه مصباح ارتباط مستقیمی داشتم. خیلی خودمانی. خیلی عالی بود. اما نمی توانم خیلی چیز ها را درست درک کنم. مثلا یکی در مسائل اجتماعی، در ارتباط با دیگران و‌ مسئله ی عذاب و گناه، اینکه می بینم خوب همه تقریبا گناه کم و زیاد دارند اما اینکه آیا وارد عذاب می شوند؟ اینکه مغضوب خدایند؟ و اینکه نباید با مغضوب خدا انس گرفت؟ همه چیز می پاشد. از خانواده کمی ترس دارم. و هزاران مشکل از این دست. سر کلاس های معارف هم عمده ی دوستانم از آنطور خدا برایشان با دین معرفی شده که الحاد را بهتر می دانند. نه اینکه مسائل برایشان حل شده باشد و طغیان کنند. خوب بعضا با نگاهی که به دین دارند حق را به آنها می دهم. هفته ی پیش هم یکی از دوستانم چون نتوانست درست مشکلات فکری خود را در ارتباط با خدا حل کند در حمام خوابگاه خودکشی کرد. می دانید این مشکلات دارد خفه مان می کند و هیچ کس را هم نداریم. تنها چیزی که داریم در نهایت عمق دلمان تکیه به وجودی است مهربان که بعضا با آنچه از خدا برداشت می شود خیلی متفاوت است. این سردرگمی ها و این مشکلات دارد خفه ام می کند. و هیچ کس را جز همان مهربان ندارم.می دانید بعضی وقت ها حتی نمی توانم به قرآن هم رجوع کنم چون آنچه برداشت می کنم خیلی بد است. اگر می شود کمکم کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا باید از روح و روحیه‌ای که نمی‌خواهد با بازی‌های زمانه خود را فریب دهد؛ گله‌مند باشید؟ نهیبی که در درون شما هست، نهیبی است به سوی سعادت ولی همین راهی را که شروع کرده‌اید را آرام‌آرام ادامه دهید، مطمئن باشیدآن زمانی که گذرتان به روایات و آیات افتاد صدبرابرِ زمانی که با آثار مستقیم آن عالمان بزرگ روبه‌رو شدید، روحیه می‌گیرید و متوجه می‌شوید معنایِ خلقت شما چه اندازه دقیق و حساب‌شده و حکیمانه و عالمانه بوده است. فراموش نکنید بعضی از این مطالب که فعلاً شما از آن‌ها سرخورده‌اید، مربوط به تاریخِ خودش بوده است و در آن زمان، معنای خوبی داشته است. اشکال ما در آن است که متوجه نیستیم تفکر، تاریخی است هرچند متون مقدس، ماوراء تاریخ است. موفق باشید

20903
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. من این حدیث برام سنگینه که فرموده اگر انسان به پدر و مادرش نگاه غضب آلود بکنه تا چهل روز نمازش قبول نمیشه. آخه پدر دوستم خیلی بد اخلاقند خرجی نمی دهند. اونو از خونه بیرون کردن. اونوقت بهشون نگاه غضب آلود بکنه نمازش قبول نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید انتظارات خود را از والدین کم کنیم. به جهت این‌که منشأ وجود ما در این عالم هستند، به ما فرموده‌اند به آن‌ها احترام بگذارید. موفق باشید

20885
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: استاد بنده چند ماهی هست که نامزد کردم و خودم هم طلبه هستم. موضوعی که در این چند وقت به شدت من رو درگیر کرده مسئله اختلاف نظر و اختلاف سلیقه بین مادر بنده و همسر بنده است. استاد بنده متوجه هستم نه دل مادر باید بشکند و نه دل همسر و هر دو در جایگاه خود برای بنده ارزش و احترام دارند. اما استاد سوالم این است که کدام در اولیویت هستند و من در بعضی از شرایط باید چه کنم به خانم خودم نه بگویم یا به مادر خودم ؟ استاد بعضی از بحث ها موضوعاتی است که اصلا من نباید درگیر آن ها شوم ولی مادرم و یا خانمم من را درگیر می کنند به طوری که تمرکز برای فکر کردن و مطالعه درست از بنده گرفته شده و عبادت های من هم دائم با این مشغله ها همراه هست. استاد چه کنم شما راه حلی برای بنده قرار دهید که بنده با آرامش و نشاط بتوانم این موضوعات رو حل کنم و خودم و ذهنم درگیر آن نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر حقی است که هر کدام دارند. ابتدا هر دوی آن‌ها را از این نگرانی درآورید که خداوند برای هرکدام حقی قرار داده و شما حق هرکدام را در حدّ توان ادا می‌کنید، تا هیچ‌کدام انتظار نداشته باشند به خاطر یکی، حق دیگری را نادیده بگیرید. موفق باشید

20888
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و تبریک اعیاد: با توجه به انتقادات بعضی از اسلام شناسان و متفکران به مسأله بیمه خواستم نظر دقیق تان را در این موضوع بدانم. آنها اشکالات بیمه را اینطور بیان می کنند: بیمه مخالف با روح شریعت است و مسلما دوره ظهور حضرت حجت (عج) و بوجود آمدن مدینه فاضله به این صورت نخواهد بود. چون روحیه ای که شریعت از ما می خواهد روحیه تعامل مومنین با هم است یعنی اگر در جایی هم مشکل خوردند به یکدیگر رجوع کنند و از هم کمک بخواهند. پس یکی از معضلات بیمه این است که مومن و مسلمین نسبت به آگاهی از اوضاع دیگران بیگانه می کند. در حالی که فلسفه ی بسیاری از دستورات شرع مخصوصا دستوراتی که به صورت جمعی سفارش شده این است که از اوضاع و احوال هم باخبر شویم تا اگر مشکلی بود و ما توان حل کردنش را داشتیم، دریغ نکنیم. مشکل دیگر بیمه این است که جرم و جنایت بوسیله بیمه رواج پیدا می کند و راه را برای مجرمین و خلافکاران باز می گذارد به بهانه اینکه بیمه می باشد. و همچنین جان انسان ها بی ارزش می شود و با انسان ها به عنوان یک کالا برخورد می شود. (مثل برخورد بی شرمانه وزیر دوره قبل در قبال حادثه واژگونی و آتش سوزی قطار که گفت مشکلی نیست. آنها بیمه بودند.) مثلا کسی که از دیگری کینه ای دارد و می خواهد تلافی اش را در بیاورد، بوسیله اتوموبیلش صدمه جانی یا مالی به آن فرد می زند با این توجیه که ماشینش بیمه است و خسارت را بیمه پرداخت می کند. یا اینکه بیمه تامین اجتماعی مثلا، باعث بوجود آمدن آرزو های طولانی و امید داشتن به این اهداف دور و دراز می شود چون برای بعد از بازنشستگی اش بدردش می خورد. تازه بحث اینکه بیمه ها آیا واقعا خدمت می کنند یا اینکه پول های هنگفت به جیب می زنند و مردم را سرکیسه می کنند یا اینکه چند نفر از کسانی که تحت بیمه اجتماعی هستند به دوران بازنشستگی می رسند تا حقوقشان را دریافت کنند و با مرگشان پول هایشان عملا پوچ می شود را مطرح نمی کنم. استاد!علاوه بر اینکه نظر خودتان را بیان می کنید، نظرتان را درباره همین متن هم بیان کنید. اگر غلطی در آن وجود دارد متذکر شوید. خیلی ممنون از بزرگواریتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیاری از نکاتی که می‌فرمایید به نظرات بنده نزدیک است و قبلاً هم در این مورد عرایضی شده است مثل جواب سؤال‌های ۱۱۳۶۴ و 6000 . می‌ماند که اولاً: موضوع پس‌انداز که در اسلام هم مدّ نظر است به همان معنایی که حضرت علی‌ «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «کن لدنیاکَ کَاَنّ تعیش ابداً». لذا می‌شود بیمه را از یک جهت به معنی پس‌انداز دانست، ثانیاً: فعلاً بیمه‌ی شخص ثالث یک قانون اجباری است، وگرنه بنده هرگز به آن تن نمی‌دادم. موفق باشید

20847
متن پرسش
با سلام به استاد گرامی‌: من یک مشکلی‌ داشتم، بعضی‌ وقتها خیلی‌ خوب و با پشتکار و علاقه واجبات و مستحبات را به جا می‌آورم، اما بعد از یک مدتی‌ اون علاقه و پشتکار کم رنگ می شود و فقط واجبات را (آن هم نه با حضور قلب مطلوب) به جا می‌آورم. به طور خلاصه در کارم پیوستگی نیست. می‌خواستم ببینم که شما راه خاصی‌ (مثلا دعای خاصی‌، توسلی یا ..) را می توانید به بنده پیشنهاد کنید که به من کمک کند تا به طور پیوسته (حداقل پیوسته تر) در این مسیر حرکت کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. در ضمن خوب است به جواب سؤال‌های شماره‌ی 8144 و 8224 رجوع فرمایید. موفق باشید

20837
متن پرسش
با سلام و احترام: استاد عزیز، بنده حدود پنج ماه است که زندگی مشترک خود را با همسرم شروع کرده و مثل همه خانواده ها زندگی ما هم با فراز و نشیب هایی همراه است؛ ولی مشکلی که هست عدم ارتباط موثر بنده با خانواده خانمم است تا جایی که همیشه موجبات دلخوری هر دوی ما بعد از صله رحم با آن خانواده می شود! استاد حقیقتا نه من با آن خانواده کنار آمده ام و نه خانمم با رفتار من! چه کنم که بینش من نسبت به آن ها و رفتار خانمم با بنده اصلاح گردد؟ کار دارد به جاهای باریک کشیده می شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف نیست که انسان در راستای احترام به همسرش هم که شده به خانواده‌ی همسرش احترام بگذارد و آن‌ها را دوست داشته باشد و از برکات این ارتباط که یکی از آن‌ها سعه‌ی صدر است، بهره‌مند شود؟! موفق باشید

20830
متن پرسش
سلام: سالهای گذشته در جوانی شدیدا درگیر بازیهای کامپیوتری بودم همینطور بازی می کردم و همینطور از خدا می خواستم من را رهایی بخشد و در نهایت با لطف خدا و آشنایی با شما ترک کردم و همه دم و دستگاه رو فروختم. اخیرا در حالی که دوران جوانی دارد به انتها می رسد با این موبایلهای لعنتی و دنیای بی نهایت برنامه و بازی و خبر حس می کنم دارم درگیر می شوم به طوری که هنگام مسجد آمدن به جای اینکه از درون و عالم غیب برایم گشودگی ایجاد شود با روشن‌کردن صفحه موبایل این گشودگی ایجاد می شود!! اگر روزی خدایی ناکرده موبایلم را فراموش کنم همراهم جایی ببرم احساس می کنم حبس شده ام. چطور می شود رها شد؟ جز اینکه خدا باید این چیزها را در نظر بنده پوچ و پست جلوه دهد؟ ما چکار می توانیم انجام دهیم جز دعا و عمل به دستورات دین؟ ببخشید زیاد شد. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودتان برنامه بدهید. بنا به فرمايش آیت اللّه جوادی: «همه‏ جا نرو، همه چيز نخور، همه چيز نگو و همه چيز نبين، تا حق با نور عزت و بقايش بر زندگى شما تجلى كند و همان طور كه حق باقى است شما هم به بقاء حق باقى شويد». در این رابطه بنا نیست ما هرچه می‌توانیم در موبایل‌ها دنبال کنیم، آن‌ها را دنبال نماییم. موفق باشید

20827
متن پرسش
سلام استاد: کسی که می خواهد قرآن بخواند اصلا حالش نیست و قلبش اعراض می کند و پشت کرده آن هم شدیدا، چه کند؟ برای نماز و مطالعه چه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی و کینه نسبت به افراد و ظلم به مظلوم، موجب چنین بلیه‌هایی است و همین امر موجب غفلت از وظیفه و ایجاد تنبلی می‌شود. موفق باشید

20776
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده 4 سال گذشته به یکباره مسیر زندگی ام تغییر پیدا کرد به لطف خداوند و کاملا دگرگون شدم در واقع تمام مطالبی که الان در جلد دوم کتاب مقالات می خوانم را خداوند به من عطا کرد (آن زمان نمی فهمیدم که آن حالات تفسیرش چیست) ولی قدر آن نفحه ی الهی را ندانستم و آنقدر سقوط کردم تا به تدریج رسیدم به سهل انگاری در نماز یومیه. استاد بعد از سیر مطالعاتی من الان شرح شما بر جلد دوم مقالات را هم تمام کردم و قلبا تمام قسمت یقظه را قبلا تجربه کردم و تصدیق می کنم قلبا، ولی الان تمام آن حالات را از دست داده ام. 1. «بزرگی می گفت اگر قدر نفحات الهی را ندانید و از دست بدهید دیگر تا آخر عمرتان آن نفحه بر نمی گردد و کسی که از راه سلوک برگردد چوب بدی خواهد خورد.»، آیا مصداق این مطلب بنده هستم؟ 2 . به نظر شما آیا خداوند به من مجددا نظر لطفی خواهد کرد یا اینکه از درگاه او مطرود شده ام؟ 3. اگر امیدی هست چه کنم تا دوباره خداوند مرا قابل بداند و نفحه ای بفرستد و قلبم را احیا کند؟ 4. در حال حاضر انگار اصلا قلبی ندارم و فقط کلی اطلاعات معرفتی و فلسفی و عرفان نظری و فقهی را جمع کرده ام که بارم را سنگین تر کرده، کلافه شده ام، اکنون وظیفه ام چیست؟، راه را گم کرده ام؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه  2- آری! باید پایداری کرد 3- عنایت داشته باشید که توهّمات قبلی بالاخره هنوز نحوه‌ای از حضور را از خود نشان می‌دهند و با پایداری نسبت به وظایف دینی، آرام‌آرام آن اوهام از تحرک خارج می‌شود 4- در همین مسیر اگر با حوصله جلو بروید متوجه می‌شوید که: «ای برادر، عقل یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

20758
متن پرسش
سلام استاد عزیز: چگونه ثابت می کنید که انسان با دست و پنجه نرم کردن در امور طبیعت شکوفا می شود؟ ۲. چه کنیم که خدای قهار حرف های اسلامی نو و مطابق زمان را بر لسان بنده حقیر جاری سازد؟ ۳. در هنگام امر به معروف و نهی منکر اگر خجالت بکشم و روم نباشه از تذکر دادم چه کنم این مشکل حل شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این‌که ثابت‌کردن نمی‌خواهد. معلوم است انسان استعدادهایی دارد که اگر به کار گیرد شکوفا می‌شود. یکی از جاهایی که باید آن استعدادها را به کار گیرد طبیعت است 2- هراندازه تفکر عمیق باشد، زبان ظهور بهتری خواهد داشت 3- امر به معروف عملی را پیشه کنید و با خیرخواهی نشان دهید که غم افراد منحرف را می‌خورید. موفق باشید

20752
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: یکی از اساتید می فرمایند: «سالک با آزار و اذیت های خلق خدا نیز به اعتبار خداوند باید کنار آید و این دردها را نیز تحفه و هدیه ای از جانب او بداند و آن را با دست خود پس نزند.» سوال: لطفاً بفرمائید منظور از (به اعتبار خداوند) چیست و چگونه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدین معنا که باید متوجه بود حکمت و مصلحتی در این امر نهفته است و گمان نکند عالم از دست خداوند خارج شده. چیزی که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در حمله‌ی صدام متوجه بودند. موفق باشید

20761
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: بنده در اربعین پارسال احساس می کردم تمام عراق محضر اباعبدالله و حضرت امیر است. امسال این حال را نداشتم البته پارسال بی ادبی کردیم و حوایج خواستیم امسال نکردم نتوانستم دعا کنم فقط گفتم هر چه صلاح میدانید از معنویت و دنیا می دانید آقا زمام امور را به دست کودک نابالغ نمی دهند اما نگرانم که امسال چه شد که برخی احوالات پارسال نبود. سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور در اختیار ما نیست. کار ما انجام وظیفه است تا خدا هرطور خواست با بنده‌اش عمل کند. موفق باشید

20739
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: من تمایل دارم در فضای مجازی برای کسب فضایل و استفاده از علم و دانش استاید و روحانیت و افراد با تجربه - رابطه داشته باشم بعضی از این افراد از جنس مخالف من هستند آیا ارتباط من با ایشان و کمک ایشان به من ایرادی دارد به تعبیری در فضای مجازی سر کلاس خصوص اساتید شرکت کردن ایراد دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید در دستگاه فکری قابل اطمینانی تفکر خود را شکل دهید، سپس به سایرین رجوع کنید، وگرنه به سرگردانی و حیرانی گرفتار می‌شوید. به گفته‌ی مولوی: «در تو نُمرودی است، در آتش مرو / گر روی تو اول، ابراهیم شو». موفق باشید

20721
متن پرسش
با سلام: استاد رابطه ی بین معنویت و عمل به تکلیف چیست؟ آیا معنویت در دین داری تکی و گوشه گیری از جامعه است یا عمل به تکلیف و یاری دین خدا؟ آیا اینطور نیست که همان نماز شب یا توسل ها برای این است که بتوانیم وظیفه ای که دین بر گردنمان نهاده را خوب انجام دهیم و در راه او جهاد نماییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نگاه دوم درست باشد. انسان در جمع مؤمنین به کمالاتی می‌رسد که در فردیت و انزوا به آن دست نمی‌یابد. خوب است در این مورد به روایتی که در جواب سؤال شماره‌ی  20705  عرض شده است، نظری بیندازید. موفق باشید

20718
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: بنده چندین سال است از مباحث شما بهره می برم امسال اربعین که به کربلا مشرف شده بودم واقعا احساس می کردم در تمام راه می توان حضور حضرت سید الشهدا علیه السلام را دید حتی در روز آخر که شاید نمی شد در بین الحرمین یا حرمین باشم در بین راه در سر راه زوار حضرت نشستم و احساس می کردم می توان بهره ای را که در حرمین برد همین جا با دیدن همین زوار خسته و عاشق برد، استاد عزیز این حس و حالی که در اربعین انسان می یابد مافوق مطرح کردن است همانگونه که شما می فرمایید، ما با حضور در حضور تاریخی انقلاب به احساسی رسیده ایم که گویا همین امروز با قرار گرفتن ذیل ولایت فقیه تحت ولایت حضرت امام زمان قرار گرفته ایم، حتی این روزها که می بینیم احمدی نژاد اینگونه آب به آسیاب دشمن می ریزد چنان دلمان به درد می آید که یاد طلحه و زبیر می افتیم انگار تاریخ تکرار می شود، استاد این احساسی که ما به لطف خدا و به وسیله شما در این تاریخ پیدا کردیم احساس خوبی است و فکر می کنم با این حضور اگر ادامه دار باشد عاقبت بخیر هستیم، اما با اینهمه احساس خوب گناهان قدیم و خیالات تاریک و آنچه که می دانید دست بردارمان نیست، شما بارها گفتید که می روند اما چه کنیم که هربار بعد رفتن دوباره می آیند و توان هربار ما نسبت به قبل کمتر می شود، در برزخی گیر افتادیم. کدام این قوا عاقبت ما را رقم خواهد زد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز این حالت‌ها می‌آید و می‌رود و باز می‌آید و می‌رود تا آن‌جایی که به لطف خدا از ظلمات این دوران و از مکر لیل و نهار که اوج آن، وَهمی است که در این دوران به اوج خود رسیده است رها شوید. بحمداللّه فراموش نکنید که:

«عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

20737
متن پرسش
با عرض سلام محضر استاد عزیز و آرزوی قبولی زیارات: پیشاپیش عذر خواهی می کنم که وقت حضرت عالی را می گیرم. بنده از نو جوانی مقید به نماز اول وقت و جماعت بودم و حساسیت خاصی نسبت به آن داشتم و بحمد الله از برکات آن نیز بهره بردم اما الان که چندین سال می گذرد و مشغله کاری و متاهل شدن و فرزندان به سراغم آمده گاهی اوقات از نماز اول وقت یا جماعت باز می مانم و با اینکه می دانم مستحب است اما غم بزرگی دلم را می گیرد و به حدی شدید است که شروع به پرخاش و عصبانیت می کنم و بعد از آن با خود می گویم هر چه تا حالا مقید بوده ای فایده نداشته والا تا کنون اخلاق خود را اصلاح کرده بودی و همین طور است وقتی که به زیارتی می روم بعد از بازگشت به جای اینکه بهتر شوم بدتر می شوم و اصلا دست خودم نیست. مثلا همین امثال بعد از اربعین اصلا انگار نه انگار زیارتی رفتم نه حضور قلبی و نه تقوای بهتری. واقعا از این حالات نفس خودم خسته شده ام و وقتی همه تلاشهایم را بی نتیجه می بینم بسیار ناامید و عصبی می شوم و رفتارم با اطرافیان بدتر می شود انگار آن بیچاره ها مقصرند. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سعه‌ی رحمت الهی فکر کنید که او با اندک نیّت ما نظر لطفش را می‌گشاید و از این طریق مواظب خواهید بود که شیطان شما را مأیوس نکند. آری! شیطان با ایجاد یک غضب می‌خواهد القاء کند که زحمات ما بی‌نتیجه بوده است، در حالی‌که ما باید به سعه‌ی رحمت الهی فکر کنیم که مگر می‌شود او بر اساس نیّت ما با ما برخورد نکند. موفق باشید

20693
متن پرسش
سلام علیکم: زیارت قبول ان شاءالله. متاسفانه دچار خجالت مفرط هستم. البته اگر از خدا حیا می کردم که خیلی خوب بود ولی از مخلوقاتش خجالت می کشم. و اگر بین رضایت خدا و رضایت مخلوق مخیر شوم، شیطان فریبم می دهد و رضایت مخلوق را ترجیح می دهم و این دردی است که سالهاست دامنگیر من شده و زندگی مرا به فلاکت کشانده. به جای اینکه از خدا بترسم از مخلوقاتش می ترسم و دقیقا مصداق این روایت شدم که: ما سلّط الله علی ابن آدم الا من خافه ابن آدم. از هر چی غیر خدا می ترسم دقیقا همون به سرم میاد. لطفا راهنمایی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ی درک معارف توحیدی مثل معرفت نفس و مباحث معاد، إن‌شاءاللّه روحیه‌ی غلبه‌دادنِ حق بر خلق تقویت می‌شود. موفق باشید

20691
متن پرسش
سلام استاد: نمیدونم از کجا شروع کنم، ولی به شدت دچار پریشانی هستم و احساس می کنم در هوا معلقم، هم کتاب های استاد صفایی معروف به عین صاد رو میخونم هم کتاب های شما رو و هم از مباحث حضرت علامه حسن زاده و یکی از شاگردانشون استفاده می کنم، گهگاهی هم پناهیان و شهید مطهری میخونم و گوش میدم، شاید این همه مسیر و استاد من رو پریشون کرده ولی من احساس می کنم به عنوان مکمل هم هستند و اگر تک بعدی به یک استاد راه دل ببندم از سایر مباحث باز میمونم، ولی استاد پریشانی من بیشتر یه احساس قلبیه، انگار یک گمشده ای دارم و هر وقت تو هر روضه ای یا سر هر نمازی به آرامش وصال می رسم دوباره توی همون وصال خودم احساس هجران دارم و کیلومترها خودم رو از مطلوبم دور می بینم. من واقعا موندم و نمیدونم چیکار کنم تا آرامش داشته باشم. هم از نظر ذهنی و هم از نظر قلبی. خیلی حالم بده و ناامید از خودم هستم. چه کنم که قابل این همه فیض باشم. با آرزوی سلامتی برای همه گروه لب المیزان. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و همین راهی را که شروع کرده‌اید، ادامه دهید إ‌ن‌شاءاللّه گشایشی حاصل می‌شود. موفق باشید

20686
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: ببخشید بنده سوالی داشتم در خصوص اینکه با توجه اینکه ورزش یک امر بسیار ضروری و واجب برای هر شخصی است می خواستم بدانم با توجه به محیط های ورزشی و باشگاه های الان که دائم در آن موسیقی پخش می کنند ما برای ورزش کردن باید چکار کنیم؟ تمامی باشگاه ها و محیط های ورزشی موسیقی پخش می کنند و انسان خواه و یا ناخواه به اون موسیقی گوش میده. میخوام بدونم با توجه به این شرایط ورزش کردن را چکار کنیم؟ آیا درست است که با این شرایط به باشگاه برویم؟ و اگر نرویم لطفا راهنمایی کنید که چطور ورزش کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است موسیقی نباشد ولی این نوع موسیقی‌ها هم که برای نظم حرکات ورزشی است، حکم موسیقی مطرب را ندارد. موفق باشید

20681
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: بنده فردی متدین و ساکن قم، 32 ساله و در حال تحصیل علوم دینی و متاهل هستم. بنده یک حالت نفسانی دارم. و آن اینکه وقتی ناخواسته با برخی خانم های جوان که مثلا در خیابان مواجه می شوم، برایم بسیار جذاب هستند گویی می خواهند تمام روح مرا تسخیر می کنند، اما وقتی به توفیق الهی نگاه برمی گیرم و خود را منصرف می کنم فشار زیادی بر من وارد می شود. می خواستم بفرمایید این حالت نفسانی از ضعف سلوک توحیدی من است و حاصل قوت خیال و وهم است یا اینکه یک رویداد طبیعی است که باید حفظ تقوا کرد. سوال دوم اینکه چگونه این حالت در من رفع می شود بگونه ای که تنها رویت جمال جمیل دلدار واقعی مرا آشفته سازد؟ آیا باید با این اقتضای جوانی بسازم یا می توان با سیر توحیدی از این مرحله عبور کرد؟ با کمال تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر دو حالت در میان است 2- با پایداری بر تقوا، به مرور آن بصیرت و نورانیتی که انسان متوجه می‌شود که چگونه از منکرات فاصله بگیرد، سراغ او می‌آید. موفق باشید

20664
متن پرسش
سلام استاد: چه کنیم که صفت ترس به طور کامل از میان برود و شجاع شویم؟ اگر می شود راهکار عملی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه متوجه باشیم ما در این عالم به حکم خداوند رسالتی و وظیفه‌ای داریم و در بستر آن رسالت و وظایف حرکت کنیم، ترس در میان نخواهد ماند. موفق باشید

20649
متن پرسش
سلام استاد گرامی وقتتون بخیر: ببخشید اینی که آیت الله بهجت در مورد اشک و بکا فرمودن که از اعلی علیین است مخصوصا اشک برای امام حسین (ع) و برای دعا، یه کم برای بنده مبهم هست، یعنی حتی در این دو مورد هم که ما به خودمون تلقین کنیم و با تلاش اشکمونو جاری کنیم بازم اذن از بالا میاد؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه با نظر به حقیقتی که حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در مقابل ما گشودند و ما با اشک خود، طلبِ اتصال به آن حقیقت را داشته باشیم، آن اشک از اعلی علیین خواهد بود. عمده آن است که منشأ اشک ما نظر به افق گشوده‌‌ای باشد که در مقابل ما قرار می‌گیرد، مثل آن‌چه که امروز شهداء این افق را می‌گشایند. موفق باشید

20631
متن پرسش
سلام: یک جواب به شبهه و یک راه حل عملی برای حل مشکل زیر استدعا دارم: دانش آموزان و بچه ها امروزه گستاخ و پررو شده اند و از تربیت مناسبی برخوردار نیستند و کمی بی ادب اند برخی از آنان بسیار گستاخ اند تا حدی که گاهی دست روی معلم خود بلند می کنند ، به عنوان یک بزرگتر یا به عنوان یک معلم و مربی واقعا چگونه با اینها برخورد کنیم؟ آیا اخراج یکی دو نفر که شدیدا گستاخ اند خوب است؟ چرا اینقدر در این سالها از نظر اخلاقی و تربیتی به قهقهرا رفته ایم؟ اگر بگویید مدرنیته و فرهنگ غرب و اثرات حکومت قبلی است خواهیم گفت: درحالی که حکومت قبلی طبق نقل ها بیشتر سعی در ترویج فرهنگ غربی و مدرنیته و .... داشت ولی انگار ما در سایه این نظام بیشتر غرب زده و بی هویت شده ایم حداقل در این چند ساله که پررویی ها و مصائب اخلاقی فراوان شده است و حیا و غیرت و ادب کم. از نظر پیشرفت روز هم که خودتان هم می دانید به جای اینکه الان هواپیما صادر کنیم الان دست هایی تو کار است که حتی سنگ پا هم وارد می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مشکلی که مطرح می‌فرمایید مشکلی است که امروز، خودِ غرب را نیز فرا گرفته است. و این روح غربی نسبت به 50 سال پیش، هم در غرب رشد بیشتری داشته و هم در سایر جهان. می‌ماند که غرب، اسیر این فکر است و ما اگر به خود آییم، فرهنگی داریم که از این گرفتاری‌ها آزاد شویم. می‌ماند که بالاخره با این نسل چگونه رفتار کنیم تا اولاً: برخورد ما تند نباشد و وسیله‌ی بیداریِ فرهنگی این نسل باشیم. ثانیاً: آری! اگر کسی مخلّ کلاس است و راه دیگری برای اصلاح او نیست و عملاً کلاس قربانیِ گستاخی او می‌شود، چاره‌ای جز اخراج او نیست، ولی این آخرین چاره باید باشد. موفق باشید

نمایش چاپی