بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: اخلاق، تعلیم و تربیت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20269
متن پرسش
سلام: آیا یک روانشناس و مبلغ دینی مجاز است برای درمان مشکلات شخصیتی بیماران و جوانان این زمانه و بحران های پیش رو جوانان، مثلا مشکل عدم اعتماد به نفس مثلا مشکل عدم اطلاعات کافی از مسایل زناشویی و ... مشکلات شخصیتی بسیار دیگری که نسل جوان امروز را گریبانگیر کرده، با این استدلال که باید برای کمک و هدایت نسل جوان از طریق دنیای خود جوانان با آنها وارد بحث شد نه از طریق وعظ و منبر های معمولی و همیشگی، بعضا برای ورود به دنیای آنها و نزدیک شدن و ارتباط گرفتن و تاثیر بر نسل جوان از روش هایی استفاده کند، از سخنانی استفاده کند که خیلی اسلامی به نطر نمی رسد. یعنی آیا مجاز است با روشی که در آن سبک ادبیاتش اسلامی نیست به خاطر ارتباط با جوان استفاده کند، با نامحرم صحبت کند با این توضیح که اعتماد بنفسش بالاست و خدا را در نظر می گیرد یعنی برای هدایت افراد گناهکار و نزدیک شدن به دنیای آنها برای هدایتشان یک روانشناس و مبلغ مجاز است وارد دنیای آنها شده و از زاویه آنها، از زاویه رفتار آنها و شبیه سازی با رفتار آنها، سبب شود مخاطب را جلب کند و تاثیر بگذارد و هدایتش کند با این استدلال که وعظ و منبر بر جوانان تاثیری ندارد و باید برای ارتباط و کمک به جوانان وارد دنیای آنها شد و لو با طرز حرف زدن و رفتار آنها.... آخر الان دنیای جوان ها طوری شده با منبر و سخنرانی نمی شود به جوان نزدیک شد و ارتباط گرفت و تاثیر گذاشت. مثلا جوانها چه موسیقی گوش می کنند، چه فیلمی می بینند، طرز حرف زدنشان چگونه است، ارتباط دختر و پسر جوان در جامعه و.... خوب یک مربی و مشاور و مبلغ باید اینها راببیند تا جوان ها را درک کند. می خواستم بدانم مجاز هست یک مبلغ و مربی وارد دنیای اینها شده و خودش را با آنها شبیه سازی کند ولو با گناه؟ آخه شهید مطهری فرمودند اسلام اجازه نداده ما با دروغ شخصی را مسلمان کنیم. خواهشا پاسخ دهید. چون واقعا پاسخش برایم مهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار خوبی است که انسان وارد دنیای افرادی که می‌خواهد متذکرشان بشود، بشود. ولی عنایت داشته باشید که هرگز با مطرح‌کردن هر وجهی از وجوه نفس امّاره جهت اصلاح افراد به بن‌بست و تحریک نفس امّاره ختم می‌شود و آثار سوء پنهانی را به بار می‌آورد. آری! درست گفته‌اند که: «چون‌که با کودک سر و کارت فتاد / پس زبان کودکی باید گشاد» ولی با حفظ رعایتِ جهتِ الهی موضوع، وگرنه ناخواسته نفس امّاره‌ی متربّی را تحریک کرده‌ایم. موفق باشید    

20256
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در خصوص تهجد نیمه شب و بیداری نیمه شب به غیر از انجام نماز شب، پیشنهاد چه اعمال دیگری را دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است اگر فرصتی بود با قرائت قرآن و مناجات «خمسه عشر» و تسبیحات حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» مأنوس باشید. موفق باشید

20263
متن پرسش
سلام: در بحث معاد در جایی فرمودید مثلا طرف میگه «روز جمعه هست بریم یه دعای ندبه بخونیم بعد بریم یه زیارت عاشورا بخونیم و بعد هم بریم یک زیارت جامعه بخونیم.» بعد گفتید اگر اون شخص قلبش در صحنه باشد اصلا نمیتونه به این راحتی اینگونه بگوید و با صوت نوار گوش دادن فرقی نمی کند و انگار ورد می خواند و ...» ولی در جایی در مسیر اربعین گفتید این شیطان است که می گوید شما که حضور قلب ندارید ولش کن مثلا نمی خواهد فلان عمل را انجام دهید فایده ندارد. بروید به دستورات مفاتیح عمل کنید تا آنجایی که می توانید هم قلب را در صحنه نگه دارید و... لطفا توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان مسیر اربعین، عزمِ کلّی به خودی خود یک نوع حضور است و تمام حرکات و سکنات در دل آن حضور کلی صورت می‌گیرد و این غیر از آن حالتی است که بخواهیم به صورت عادت پشت سر هم دعاهای مذکور را بخوانیم. موفق باشید

20229
متن پرسش
با سلام و تبریک اعیاد: بنده از بعضی از نزدیکان شما شنیده ام که حضرتعالی، نظر گرانقدرتان این است که سالی بیشتر از دو بار به زیارت امام هشتم علیه السلام نرویم. آیا با توجه به این که ارتباط قلبی افراد با ائمه اطهار (ع) متفاوت بوده و این مقدار زیارت برای بعضی، موجب دلتنگی و مشکلات روحی ناشی از آن است آیا شما چنین توصیه ای را به صورت عمومی در نظر دارید یا به صورت فردی دستور فرموده اید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این پیشنهاد عمومی نیست. ولی به گفته‌ی یکی از اساتید، امام رضا «علیه‌السلام» بیش از آن‌که زائر بخواهند، یاور می‌خواهند. به این معنا که سعی کنیم اهداف امام را در زندگیِ فردی و اجتماعی خود محقق کنیم. موفق باشید

20217
متن پرسش
با سلام محضر شما استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: دو سوال از محضر شما داشتم 1. در حکمت 145 نهج البلاغه حدیثی وجود دارد خواستم مقداری توضیح دهید تا جایگاه حدیث را بهتر بشناسیم «بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد. و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان.» 2. مدتی است در تلاوت قرآن دچار سستی و بی توفیقی هستم و از این موضوع شدیدا در رنج هستم چه سفارشی برای بهبود وضع روحی حقیر دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عبادات باید مقصد ما رجوع به حق باشد و دائماً متذکر این امر باشیم تا حجاب‌های بین ما و حضرت ربّ به مرور مرتفع گردد 2- برای خود سهم بگذارید که روزی 50 آیه با صوتی حزین، تلاوت کنید تا إن‌شاءاللّه آهنگِ آیات، روح‌تان را متعادل کند.

20206
متن پرسش
سلام علیکم: سوال مشاوره ای نیست. می خواهم روحیه ام را با معارف الهی تقویت کنم. در امتحانی که این چند روز برایم پیش آمد نمره بندگیم زیر صفر شد. رابطه ام با خدا خراب شده. نمیتونم راضی باشم به این شرایط.چه کنم؟ چرا خدا اینطور با من می کند؟ هدفش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر فراموش کرده‌اید سخن مولوی را که فرمود: «ای برادر عقلْ یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار»؟! مگر می‌شود زیبایی بهار را بدون خزان لمس نمود؟! مگر می‌شود یوسف داشت و فراقِ یعقوبی در میان نباشد؟! بگذار خدا، خدایی‌اش را بکند و تو، بندگی‌ات را، هرچه می‌خواهد باشد خوش آید. موفق باشید

20188
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید و خدا همراهتون باشه ان شاءالله و اینجوری که شما برای ماها وقت میذارین و راهنمایی میکنین ان شاءالله خداوند قرب خاص خودشو نصیبتون کنه. استاد بنده در مورد اینکه گفته میشه عبادت به معرفت منتهی میشه خیلی ابهام داشتم، تا اینکه خیلی فکر کردم و شنیده هامو کنار هم گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که چون همه این معارف در فطرت ما نهادینه شده ولی در اثر غفلت و گناه حجاب ظلمت گرفته و با نور عبادت حجاب از سرشت و فطرت الهی ما کنار میره و ما به این معارف و معرفت می رسیم. استاد این استدلال درسته؟ بخشید و یه موضوعات دیگه که تجربی بهشون رسیدم این بود که هر چه کمتر صحبت کنیم مراقبه و احساس حضورمون قوی تر میشه و هرچه که در نماز حضور قلب بیشتری داشته باشیم رقت قلب و اشک چشم بیشتری داریم و بعد از گناه، شوق مناجات کمتری خواهیم داشت، استاد این استدلالات درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! 2- آری! ولی سعی باید کرد در عین کثرت، به وحدت رسید تا حالت گوشه‌گیری پیدا نشود زیرا به حکم «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعا» انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

20186
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید توضیحی در مورد این حدیث می خواستم که خداوند روزی طالب علم رو ضمانت کرده. گاها فکرهایی به سراغ بنده میاد که واقعا آزار دهنده است. مثل اینکه بعد از ده سال درس خوندن تو حوزه چطور کار پیدا کنم و چطور زندگی بچرخانم و... و از این قبیل افکار نمی گذارند که راحت به درسم ادامه بدم. اگر ممکنه راهی هم پیشنهاد کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه نشان داده است که وقتی طلبه در مسیر طلب علم جلو رود مسئله حل می‌شود. باید روحیه، روحیه‌ی سادگی طلبه باشد نه روحیه‌ی یک تاجر. موفق باشید

20153
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: آیا می شود گفت راه حل هایی که در نماز برای حل یک مشکل به دل/فکر انسان می افتد و به ظاهر خوب به نظر می رسد، از ناحیه شیطان بوده و بی برکت هستند و نباید دنبالشان کرد؟ با شکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک باید دستورات شریعت باشد و اگر وارداتِ قلبیه در عین مطابقت با شریعت الهی موجب تواضع بیشتر و بندگی باشد، خوب است و اگر موجب نحوه‌ای استقلال در مقابل احکام الهی باشد، بد است. موفق باشید  

20157
متن پرسش
سلام: جناب استاد، وظیفه ما در مقابل مکر و حیله دیگران نسبت به ما چیست؟ آیا ما هم باید به آن ها حیله بزنیم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم در عین شناختِ حیله‌ها، تکلیف الهی خود را انجام دهیم، به همان معنا که قرآن می‌فرماید: «اذا مرّوا باللغوِ مرّوا کِراماً» چون با لغوی روبه‌رو شدید، بزرگوارانه از آن بگذرید. موفق باشید

20143
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده آدم زود رنجی هستم. مثلا اگر کسی خواسته باشد اذیت کند یا مثلا خواسته باشد شوخی طعنه آمیز کند یا مسخره کند یا .....ناراحت می شوم. اینقدر ظرفیت ندارم که به خاطر این مسائل الکی، ناراحت نشوم. استاد از این قضیه که چرا شرح صدر ندارم رنج می برم. خواهش می کنم اگر ذکری، دعایی، آیه قرآنی یا.... هست راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مولوی: «مر سفیهان را رباید هر هوی / زان‌که نبودشان گرانیِ قوا» هر اندازه انسان با معارف الهیه و مسائل عقلی بیشتر آشنا شود، کم‌تر این امور وَهمی و خیالی او را در اختیار می‌گیرد. موفق باشید

20139
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی از استاد بزرگوار داشتم، ممنون میشوم انتقال دهید: سوال: جان و عفت و آبروی خانمی شیعه در خطر جدی است. فرد شیعه دیگری که از این موضوع مطلع است، در حوزه های زیر، برای کمک و رهایی این خانم، از نگاه ولایت الهی تا چه حدی وظیفه دارد هزینه کند؟ ۱. تا چه حدی از لحاظ مالی هزینه کند برای رهایی ایشان؟ ۲. تا چه حدی از لحاظ آبرو و اعتبار هزینه کند برای ایشان؟ ۳. تا چه حدی جانش را به خطر بیاندازد برای نجات ایشان؟ ۴. اگر والدین این فرد و یا همسرش و یا اطرافیانش بواسطه این کمک و هزینه طردش کنند، باید به کمک به رهایی ایشان ادامه بدهد یا منصرف شود؟ نکته اینکه ملاک این سوال ها کسب رضایت الهی هست و میزان هزینه کردها اهمیت چندانی ندارد. سوال اصلی این است که تا چه حد در این امور هزینه شود رضایت الهی را در پی خواهد داشت که اگر هزینه نشود وظیفه بندگی و حق مسلمانی و شیعه بودن به تمامه به انجام نرسیده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی شما در آن حدّ است که زندگی شما و اعتبار و آبروی شما حفظ شود. بنا نیست برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کنید. موفق باشید

20127
متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. جناب آقای ابوالقاسم فنایی در کتاب دین در ترازوی عقل آورده اند که اساسا اخلاق بر دین مقدم است یا بهتر بگویم ما قائل به اخلاق سکولار هستیم. ایشان اخلاق را اینگونه می بینند و به اخلاق دینی می تازند! استاد نطر شما درباره ی شخص ایشان و این نگاه ایشان چیست؟ گرچه ایشان از دوستان و شاگردان آقای ملکیان می باشند و برخی هم می گویند دین در ترازوی اخلاق همان قبض و بسط است اما این بار در قالب اخلاق و نوع نگاه همان نوع نگاه است. استاد اخلاقی که این ها ازش دم می زنند همان اخلاقی است که فیلسوفش کانت است؟ اساسا اخلاق اسلامی در نظر شما چه تعریفی دارد؟ آیا شما به اخلاق فرادینی قائل هستید اگر هستید به چه معنا هستید؟ گلوگاهی که اینچین اساتید اینچنینی مثل آقایان فنایی و ملکیان را در خود فرو برده است کجاست؟ و چه می شود که ایچنین اصالت را از دست می دهند و در آشفتگی آرا و نطرات غوطه ور می شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد مبنای آقای فنایی با آقای ملکیان متفاوت باشد. سخنان آقای فنایی را گوش داده‌ام، از جهتی قابل تأمل است و شبیه آن چیزی است که ما در موضوعات حسن و قبح ذاتی و عقلی می‌گوییم که موضوعاتِ فراشرعی است. موفق باشید

20096
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 5 تا سوال درباره توکل داشتم (سخنرانی توکل در جنود عقل و جهل را نیز گوش داده ام): 1. می توان یک بار برای همیشه توکل کرد؟ یعنی مثلا من توکل می کنم که از الآن تا پایان عمرم هر کاری را که صلاح دیدم و تشخیص دادم که بهترین کار است را انجام دهم و خدا نیز بهترین نتیجه را برای من مقدر سازد؟ 2. اگر بتوان این کار را انجام داد، پس یعنی من تا آخر عمرم هیچ گناهی انجام نمی دهم. چون گناه به صلاح آدم نیست. یعنی امکان دارد من در کاری توکل بر خدا بکنم و بهترین کاری را که به ذهنم می رسد را انجام دهم و گناه مرتکب شوم؟ 3. اگر توکل بر خدا کردم و تلاشم را کردم، بهترین نتیجه برای من اتفاق می افتد یا بهترین نتیجه برای جامعه (یعنی بهترین اتفاق ممکنی که برای همه مردم و پیشرفت آنهاست اتفاق می افتد یا بهترین اتفاقی که برای من ممکن است بیفتد ولی ممکن است برای بعضی ها نفع نداشته باشد یا بهترین اتفاقی که هم بهترین حالت برای من است و هم بهترین حالت برای جامعه؟ آیا اصلا مورد آخری امکان پذیر است؟) 4. اگر به صورت کامل و ایمان کامل قلبی، توکل انجام نشده باشد (که معمولا افراد ضعیف الیمان هم همینگونه هستند)، باز هم بهترین اتفاق ممکن می افتد؟ 5. در مواردی که اگر کار خاصی را (این کار خاص وقت زیادی را از من می گیرد) انجام ندهم، احتمال دارد اتفاق بدی بیفتد، آیا بهتر است که آن کار خاص را انجام دهم یا آنکه توکل بر خدا کنم و به دلیل اینکه وقتم گرفته می شود، آن کار خاص را انجام ندهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. هر موضوعی ما را به توکل مخصوص به خودِ همان موضوع دعوت می‌کند و باید در همان موضوع خدا را وکیل گرفت 2- نفس امّاره همواره وجه استقلالی برای موضوعات را در مقابل ما به میان می‌آورد 3- در توکل، خدا است که به میان می‌اید و آن‌چه مصلحت همه‌جانبه‌ی فرد و جامعه است پیش می‌آورد 4- در حدّ وظیفه و توان باید عمل کرد و امید به رحمت پروردگار داشت. موفق باشید

20090
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت استاد عزیز: استاد! تا به خودم آمدم، فهمیدم که عجب آدم بی خودی شدم. چقدر سخت است که چند سال باشد که از ته دل، گریه نکرده باشی. استاد، راهی بده برای ما جوانان غرق شده در گرداب آخرالزمان. یا زهرا سلام الله علیها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که نامه‌ی حضرت علی«علیه‌السلام» به فرزندشان را مطالعه فرمایید آن نامه تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در دو جلد بر روی سایت در قسمت نوشتار و کتب هست. موفق باشید

20075
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: در همین ابتدا از شما معذرت می خواهم که جواب ایمیل قبلی را نگرفته، دوباره وقت گرانقدر را شما گرفتم. استاد، بنده ی حقیر در ایمیل های قبلی گفتم که اول راه هستم، برای همین زیاد مسدع اوقات شما می شوم، حلالم کنید. به لطف و توفیق الهی می خواهم قدم در راه بندگی بگذارم همان راهی که گمشده ی ماست هر چند دیر به فکر افتادم اما آمدم، استاد، بنده ی حقیر در دوره ی دانشجویی ارتباط کمی با اطرافیان و مخصوصا اقوام داشتم که روحیه ی خوبی برایم به ارمغان آورده بود، از خیلی از قیل و قال های دنیویی آزاد بودم، مشکل اینجاست که بنده آن دوره دانشجو بودم و به بهانه درس و دانشگاه و دوری راه از رفتن به خیلی از مجالس و حضور در مهمانی ها و جمع شانه خالی می کردم و به صورت خیلی محدود با خانواده و اقوام در ارتباط بودم، اما طی این سه سالی که خانه نشین شدم رنگ دنیایی گرفتم، دو هفته ای می شود که دوباره دلم هوایی شده و بی قرارم، هر چقدر دل و عقلم را کنار هم می گذارم می بینم هر دو تصدیق می کنند که آن دوران، دوران خیلی خوبی بود، سراسر آرامش و.... الان که می خواهم همان رویه را ادامه بدهم با ممانعت خانواده روبه رو می شوم، عروسی نمی روم ناراحت می شوند... در جمع که حاضر می شوم وقتی غیبت می کنند جلوگیری می کنم ناراحت می شوند مجلس را ترک می کنم ناراحت می شوند و... استاد برخی از اقوام و نزدیکانمان از جمله دامادمان مخالف ولایت فقیه است، با نرفتنم به خانه شان راحت ترم ولی مادرم ناراحت می شوند، اتفاقا چند دقیقه قبل وصیت نامه شهید داوود عابدی را مطالعه می کردم که نوشتند با کسانی که ولایت فقیه را قبول ندارند قطع ارتباط کنید. تکلیف بنده چیست؟ اجرکم عندالله. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. محبت به دیگران، انسان را انسان می‌کند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانه‌هایی به خانه‌ی خواهرش نرود؟!!  موفق باشید

20004
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! این خیال واقعاچه قوه ای است؟! استاد آیا حضرت امام خمینی (ره) که از نوجوانی و جوانی سیر و سلوک خود را آغاز کرده! واقعا سال با این خیالات دست و پنج نرم کرده؟ استاد بنده خیالات بسیار پوچ و باطلی به سراغ من می آید، که بعضاً وقتی ریشه یابی می کنم متوجه میشم که ناشی از یک رذیله اخلاقی است! ولی الحمدالله خدا آگاهم کرده که نباید این رذیله را داشته باشم، و به لطف الهی بسیار منزجر هستم از این رذیله اما واقعا خیالات بدجوری اذیتم می کند، حتی حتی حتی در زیارت امام معصوم (ع) که هم اکنون هستم!! استاد بی زحمت به سئوال های این حقیر پاسخ دهید. 1. آیا حضرت امام (ره) هم در دوران جوانی خود چنین خیالاتی به سراغ ایشان می آمده؟ میخوام بدونم آیا هجوم این خیالات پوچ و زشت برای همه ی طالبان و سالکان یکسان هست؟ 2. استاد این که حضرتعالی از فیوضات زیارت امام معصوم (ع) سخن می رانید، به ویژه در سلوک الی ا.... پس چرا الان خیالات این اجازه را نمی دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیت اللّه حسن‌زاده «حفظه‌اللّه» می‌فرمودند خطورات که در خیال وارد می‌شود، تا آخر برای انسان هست ولی می‌توان با تجربه‌ای که انسان به‌دست می‌آورد، از آن‌ها به‌خوبی عبور کرد به همان معنایی که آیت اللّه بهجت «رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: آمدنِ آن خطورات، در اختیار شما نیست، ولی عبور از آن‌ها و اعتنانکردن به آن‌ها در اختیار شماست 2- با زیارت ائمه «علیهم‌السلام» امتحان کنید که چه اندازه در زیر سایه‌ی آن بزرگواران کارها راحت جلو می‌رود. موفق باشید

19999
متن پرسش
سلام: آیا با 4 ساعت در روز خوابیدن، مشکلی برای بدن به وجود می آید؟ چون در کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا، فهمیدم که روزه خواب انسان را کم می کند و همچنین در یکی از سخنرانی هایتان گفتید که 6 ساعت خواب ضرری ندارد و همچنین بزرگان، بسیار کم می خوابیدند. می خواستم بدانم باید به صورت تدریجی خواب انسان کم شود یا در ابتدا می توان به همین مقدار اکتفا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی فرموده بودند بین یک‌سوم تا یک‌چهارم، خواب در 24 ساعت طبیعی است و سلوک را مختل نمی‌کند. ظاهراً خواب کم‌تر از 6 ساعت به‌خصوص اگر زیادتر از معمول این کار انجام گیرد، قوه‌ی واهمه را قدرت می‌دهد و خیالات بر انسان غلبه می‌کند. موفق باشید

19993
متن پرسش
سلام استاد: اگر جوانی به مرتبه‌ای از ظلمت! برسه که فرق بین معصیت و عدم معصیت رو حس نکنه، چه باید بکنه؟ خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است در ابتدا چنین باشد که می‌فرمایید. ولی با رعایت دستورات شرع الهی آرام‌آرام فطرت انسان بیدار می‌شود و می‌یابد که اطاعت خداوند غذای جان اوست. موفق باشید

19985
متن پرسش
به نام خدا. سلام استاد: بازم ببخشید وقتتون رو میگیرم. استاد شما رو معلم خودم میدونم و برای همین هم میخوام باهاتون راحت صحبت کنم چون مطمئنم شما میتونید کمکم کنید. استاد الان در حالی این پیام رو براتون می فرستم که وقعا خودم رو در منجلابِ متعفنِ معاصی و کثافات ، اسیر می بینم و اگر کسی پیدا نشود که دستم رو بگیرد و از این متجلاب بیرون بکشد، معلوم نیست بتوانم عاقبت به خیر شوم و شاید کارم به جایی کشد که خداوند مرا به حکم خالدین فی النار تا ابد در آتش بسوزاند و بسوزاند. ازتون خواهش می کنم که دستم رو بگیرید و از این باتلاق من رو بیرون بکشید. حقیقتش را بخواهید آنقدر که با شما راحت هستم با پدر و مادرم راحت نیستم. و این چیزهایی رو که الان براتون میخوام بنویسم 90 درصدشو خانوادم نمیدونه. استاد قبلا مقداری از سرگذشتمو گفته بودم. اما دوباره تکرار می کنم که وضعیتم را بهتر متوجه شوید. استاد من 18 ساله هستم. چند روز پیش کنکور دادم و فعلا منتظرم نتایج هستم. من از سوم راهنمایی به دلیل جهل و کم اطلاعی گرفتار خودارضایی شدم و پس از اینکه متوجه شدم که این کاری که می کنم چیه و چه عواقبی داره، فی الفور همان روز ترک کردم اینکار رو. و تقریبا دیگه انجام ندادم این کارو تا حدود یکسال پیش. یعنی تقریبا سه چهار سال پاک بودم. اما یک سال پیش بر اثر دیدن عکسی از یک نامحرم که چند ثانیه بیشتر نبود، نفسم چنان طغیان کرد و خودشو نشون داد که ...چه بگم! از اونوقت دوباره اسیر این گناهِ شنیع شدم. البته اینو بگم که تو اون سه چهار سالی که پاک بودم چنان به خدا نزدیک شدم و با کتابهای عرفانی و زندگینامه عرفا و نمازشب و ... مأنوس بودم که طعم حقیقیِ معنویت رو در این مدت چشیدم. اما از یک سال پیش تا الان کارم شده مجادله و درگیری با نفس و شیطان. با اینکه خودم قلبا دوست ندارم این گناه رو کنم اما به محض تحریک شدن مثل برده ای که هیچ اختیاری از خودش ندارد، نفس و شیطان گویا با طنابی ظخیم مرا به سمت انجام این گناه می کشانند و گویا از خودم اراده ای ندارم. و پس از انجام این کار هنوز چند ثانیه نگذشته که کارم غصه خوردن و ناراحتی و پشیمانیست. و توبه می کنم و از خدا میخوام منو ببخشه. اما دوباره هنوز چند روز نگذشته که افکار شیطانی و محرک منو تحریک میکنن و دوباره... روز از نو روزی از نو. استاد این یک سال کارم شده همین. هِی گناهِ هِی توبه و ناراحتی و پشیمانی. وقتی که تحریک می شوم گویا اصلا در وجود من چیزی به نام عقل وجود ندارد و سراپا شهوت و نفس هستم. و هنگام تحریک شدن و رفتن به سراغ انجام این گناه خودم کاملا میدونم که دارم چی می کنم و چه بلایی سر خودم و زندگیم میارم اما عرض کردم عقل و اراده ای در آن زمان ندارم تا این گناه رو نکنم. استاد تو این یک سال گاهی اوقات در یک روز سه بار این کار رو می کردم و گاهی اوقات دو دفعه پشت سر هم. گاهی اوقات با شکم پر (که حالا فهمیدم ائمه گفتند چقدر بده و حتی باعث مرگ میشه). خلاصه تو این یک سال خودم رو بیچاره کردم. چنان این گناه تو این یک سال زندگیمو داغون کرد که نتونستم صاف درس بخونم و کنکور هم قبول نمیشم اون رشته ای که میخوام. خلاصه استاد داغون کردم خودمو زندگیمو دنیامو آخرتمو ... و الان چنان در فشارِ روانی قرار دارم که نمیدونم چه کنم. چون فکر می کنم با این زیاده روی هایی که تو این یک سال کردم چنان بلایی بسر خودم اوردم که شاید چند سال دیگه بیشتر عمر نکنم. چون هم زیاده روی در این عمل عمر را کم میکنه و هم با شکم پر خود ارضایی کردن تو روایات اومده باعث مرگ ممکنه بشه. برای همین مطمئن نیستم فردا از خواب بلند شم. چون هر لحظه امکان داره مرگم فرا برسه. استاد خیلی داغونم. انقدر برای خودم برنامه داشتم که بعدا وارد سلوک شوم و به درجات عالی عرفانی مثل فنا و بقا برسم و... اما می بینم با این وضعی که دارم معلوم نیست از جهنم نجات پیدا کنم چه برسه به فنا و بقا. استاد خواهش می کنم کمکم کنید. فکر می کنم زیاد عمر نمی کنم و نمیتونم خوب از عمرم استفاده کنم و به کمال برسم. خوشبحالتون که شما 66 سالتونه. انشاءالله خداوند بهتون عمرِ طولانی عطا کنه. کاش من هم 66 سالگیمو ببینم. آخه استاد با این بلایی که تو این یک سال سر خودم اوردم فکر کنم 40 سال هم عمر نکنم. استاد اگه بدونید چه حس بدیه وقتی آدم بدونه دنیاش فنا شد. آخرتشم فنا. نه از آخرت و مقامات عالی خبریه نه از فنا و بقا. آدم میبینه خدا یه فرصت بهش داد که یه چند سال خودشو بسازه برای آخرت و برای ابد، اما آدم تنها فرصتی رو که داره ضایع کرد و تباه. استاد سال آینده میخوام دوباره برای کنکور بشینم بخونم اما میدونم تا این گناه در وجود من باقی هست، همون اشه همون کاسه. استاد التماستون می کنم که بهم بگید تو این چند سالی که زنده ام چیکار کنم تا نهایتِ استفاده رو بتونم از عمرم ببرم و به جایی برسم که قاضی ها و علامه طباطبایی ها رسیدن؟ آیا میتونم تو چند سالی که از عمرم باقی مونده اون چیزی رو که خدا ازم میخواد انجام بدم و خشنودی خدا رو بدست بیارم؟ استاد بهم بگید چیکار کنم که از این گناه، و افکار و عواملی که باعث میشن من به این گناه بیفتم خلاص شم؟ و چطوری میتونم به اون فنا و بقا و... برسم؟ اصلا آیا ممکنه؟ به نظر شما تو این چند سال که زنده ام مهمترین کارهایی که باید بکنم تا بتونم خوشنودی خدا رو بدست بیارم، و به مراحل بالای کمال برسم چیست؟ خواهشا کمکم کنید. ببخشید استاد رشته سخن طولانی شد. اما جز شما کسی رو ندارم که بتونم این حرفارو بهش بگم. خواهش می کنم مثل همیشه همچون پدری مهربان این فرزندِ جاهلتون رو راهنمایی کنید و از منجلاب کثافات بیرون بکشید. خداوند به شما سلامتی و توفیق روز افزون عنایت بفرماید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه به عنوان یک نقشه‌ی راه باید برای خود طراحی کنید و زندگی خود را مطابق آن تعریف نمایید؛ ایجاد شرایطی است که تنهاییِ زیادی با خود نداشته باشید حتی اگر بنا است درس بخوانید از صبح زود تا نزدیکی‌های خواب شب در جایی مثل کتاب‌خانه یا کنار دوستان باشید تا قدرتِ این صورت ذهنی آرام‌آرام کم و کم‌تر شود.

وقتی نفس امّاره غالب نیست شرایط زندگی را طوری فراهم کنید که وقتی نفس امّاره غالب شد، میدانِ کار برایش نباشد مثل طرفی که از طریق پنجره‌ی خانه چشم‌چرانی می‌کرد و در حالت عادی پنجره را جوش داد که در حین غلبه‌ی نفس امّاره نتواند پنجره را باز کند. مطمئن باشید اگر مدتی شرایط جواب‌گویی به آن خیالات را  فراهم کنید، نوری سراغ شما می‌اید که اساساً از جواب‌گویی به آن خیالات، متنفر خواهید بود و در این حالت است که امیدوار خواهید شد همه‌ی آن سیئات به حسنات تبدیل می‌شود. موفق باشید

19984
متن پرسش
سلام: مثلا می خواهیم قرآن بخوانیم یک دفعه یادمان می آید فردا باید بریم اداره بیمه برای دفترچه یا می خواهیم نماز شب بخوانیم یک دفعه یادمان می آید چند ساعت دیگه باید بریم وام گرفته شده مان را پرداخت کنیم و ... اینها نه حضور قلب میزاره برام نه انگیزه، چی کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین کثرت‌ها باید نظر به وحدت را بر روح و روان خود غلبه داد. موفق باشید

19973
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی اینجانب یک برادر دارم ، دانشجو است. درسهای ترم اول برایش سنگین بود. دچار افسردگی شدید شد. البته پیش زمینه هم داشت. ایشان وسواس فکری هم دارند هنوز خودش رو پیدا نکرده. فنی حرفه ای هم ثبت نام کردند برای یادگیری یک مهارت. به مباحث مذهبی علاقه دارد. خودم کتابهای شما را خوانده و صوت برخی مباحث را گوش داده ام. به نظر شما چه کتابی را مطالعه کند برای شروع. یا چه مبحثی را گوش دهد. آیا کلا برای مشکلات روحی انسان که از پدر یا مادر عزیزمان به ارث برده ایم و آنها هم از یکی از والدین شان، در این عالم راه حلی نیست؟ ما هم باید این رفتارها را به فرزندانمان انتقال دهیم؟ مشاوره های روانشناسی راهگشا نیست به تنهایی. ما نباید قطع کننده این جریان یا این زنجیره تکراری باشیم. اصلا امکانش هست؟ دردهای من نگفتنی است، دردهای ار جنس این دنیا. از بی خبری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «خُلِق الانسان ضعیفاً» و از آن‌جایی که ضعیف‌بودن بد نیست و ضعیف‌ماندن بد است، هرکس به نحوی ضعف‌هایی دارد که باید در مسیر زندگی و از طریق اعمال و افکار، جبران کند. به نظر بنده دنبال‌کردنِ مباحث «معرفت نفس» خوب است. موفق باشید

19927
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: شما بفرمائید با این دوران سخت جوانی سرشار از نیازهای گوناگون عدم امکان پاسخ به آنها در حال حاضر چه کنیم؟ شما جوان بودین چه ميکردين؟ چگونه از این خواسته ها ی آزار دهنده رهایی پیدا کنیم؟ دعوامون کنید استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً جایگاه مشکلی است. آیت اللّه ابراهیم امینی جهت این موضوع که برای جوانان این دوره پیش آمده، اشک می‌ریختند. فقط باید به خدا پناه برد تا اولاً: راهِ حلی پیش بیاورد و ثانیاً: جوانان را از گناه حفظ کند تا لااقل خودشان متوجه شوند همان خدایی که این میل را در آن‌ها گذاشته است، وقتی می‌فرماید باید مواظب باشند از طریق حرام آن میل جواب داده نشود، می‌داند که می‌شود در مقابل آن مقاومت کرد و بهره‌ی فوق‌العاده‌ای گرفت. موفق باشید

19931
متن پرسش
سلام استاد: سلامت باشید. در باتلاق موسقی گیر افتادم چه کنم؟ با این که همه ی جور اطلاعاتی نسبت به آن داریم اما آدم رو بدجوری می کشه چه کنم؟ و منظورم موسیقی حرام نیست، موسیقی حلال است که ساز آن، صدای زیبای اشخاص و...آدم رو می کشد. و این خود سبب می شود که انسان دائم الذکر (حتی زبانی) دیگر نباشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نقش موسیقی در حوزه‌ی خیال است. اگر با تعمق در معارف بتوانید خود را در موطن عقل وارد کنید، خود به خود جذبه‌ی موسیقی کم می‌شود. موفق باشید

19917
متن پرسش
سلام علیکم: حب به اهل بیت سلام الله علیهما چگونه تشدید می یابد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت حرام و حلال الهی یک‌نوع هم سنخی و نزدیکی بین انسان و اولیاء معصوم پیش می‌اید در آن حدّ که انسان احساس می‌کند آن بزرگان، وجهِ متعالی خود او هستند و باید با تمام وجود نظر به آن‌ها داشته باشد تا به حقیقت خود نزدیک شود. موفق باشید

نمایش چاپی