بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عرفان، فلسفه، کلام

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20194
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان حضرتعالی تفاوت میان سالک مجذوب و مجذوب سالک را فرمودید! یک سئوال دارم اینکه، کدام یک از این دو دسته ارزشمندتر ودر پیشگاه حضرت حق افضل می باشد؟ و چرا؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند، یکی را می‌دهند باید حفظ کند، یکی را راهنمایی می‌کنند باید به‌دست آورد. و هرکس به اندازه‌ی تلاشی که کرده است، بهره می‌گیرد. موفق باشید

20189
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض خسته نباشید خدمت حضرتعالی در مورد کار کردن کتب «ده نکته از معرفت النفس» و «از برهان تا عرفان» را برای طلاب از چه پایه ای صلاح می دانید که به دروسشان هم لطمه ای نخورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که از همان ابتدا این کار انجام بگیرد ولی با کنترل، تا درس رسمی حوزوی طلبه به حاشیه نرود. موفق باشید

20188
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید و خدا همراهتون باشه ان شاءالله و اینجوری که شما برای ماها وقت میذارین و راهنمایی میکنین ان شاءالله خداوند قرب خاص خودشو نصیبتون کنه. استاد بنده در مورد اینکه گفته میشه عبادت به معرفت منتهی میشه خیلی ابهام داشتم، تا اینکه خیلی فکر کردم و شنیده هامو کنار هم گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که چون همه این معارف در فطرت ما نهادینه شده ولی در اثر غفلت و گناه حجاب ظلمت گرفته و با نور عبادت حجاب از سرشت و فطرت الهی ما کنار میره و ما به این معارف و معرفت می رسیم. استاد این استدلال درسته؟ بخشید و یه موضوعات دیگه که تجربی بهشون رسیدم این بود که هر چه کمتر صحبت کنیم مراقبه و احساس حضورمون قوی تر میشه و هرچه که در نماز حضور قلب بیشتری داشته باشیم رقت قلب و اشک چشم بیشتری داریم و بعد از گناه، شوق مناجات کمتری خواهیم داشت، استاد این استدلالات درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! 2- آری! ولی سعی باید کرد در عین کثرت، به وحدت رسید تا حالت گوشه‌گیری پیدا نشود زیرا به حکم «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعا» انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

20174
متن پرسش
سلام: استاد شرح منازل السائرین شما را چه طور می توان تهیه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح آقای یزدان‌پناه را دنبال بفرمایید. مکان: فلکه شهدا، خ کاوه، بعد ترمینال بابلدشت، کوچه شهید مقارزاده، ساختمان سها (سرای هنر و اندیشه). موفق باشید

20173
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! بنده وقتی اوصاف و بیانات برخی از شهداء دفاع مقدس را که در سن پایین می شنوم یا آیت الله بهجت «ره» یا امام خمینی «ره» که نقل شده در سن پانزده سالگی نماز شب می خواندند!! این سئوال اساسی و مهم برایم پیش می آید، که حقیقتا این بزرگورانی که در سن پایین حرف های عارفانه می زدند یا اعمال عارفانه انجام می دادند! پس کی مبارزه با نفس کردند؟ پس کی این قوه خیال را کنترل می کردند؟ حقیقت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع سالکِ مجذوب با مجذوبِ سالک فرق می‌کند. یکی حرکت می‌کند تا نورِ الهی او را در برگیرد و یکی نور الهی او را در بر می‌گیرد و سعی می‌کند آن نور را حفظ کند. افرادی که نام برده‌اید از نوع دوم‌اند. مرحوم عبدالرزاق کاشانی در مقدمه‌ی شرح «منازل السائرین» می‌گوید:

عرفا به طور کلی متفق‌اند که نهایات تصحیح نمی‌شود مگر با تصحیح بدایات و تصحیح بدایات عبارت است از 1- امتثال امر الهی 2- مشاهده اخلاص و این‌که انسان در خود ببیند برای خدا خواسته 3- رعایت سنت 4- تعظیم نهی در عین مشاهده خوف از عقاب الهی 5- شفقت بر عالم با بذل خیرخواهی و این که بار خود را بر روی دوش مردم نیندازد 6- دوری از همنشینی که وقت را تباه می‌کند 7- دوری از هر سببی که دل را مفتون و شیفته می‌نماید.

می‌فرماید: مردم در این بیان و شأن سه دسته‌اند: آن‌که بین خوف و رجاء عمل می‌کند، با توجه به محبت و همراه با حیاء، که چنین کسی را «مرید» گویند.[1] و آن‌که از وادی تفرقه و پراکندگی به وادی جمع ربوده شده‌ که او را «مراد» نامند[2] و غیر از این دو هرکه هست مدعی و نیرنگ‌باز است.

می‌توان گفت: همه‌ی مقامات در سه مرتبه جمع می‌شوند. رتبه‌ی نخست که مساوی است با آغاز کار سالک در سیر سلوک. رتبه‌ی دوم با داخل‌شدن سالک در غربت شروع می‌شود و رتبه‌ی سوم دست‌یابی سالک به مشاهده‌ای است که او را به سوی عین توحید در طریق فنا می‌کشاند و جذب می‌کند.

در معنای رتبه‌ی نخست که آغازکردن کار سالک در سیر و سلوک بود، در روایت از رسول خدا (ص) داریم: «سیروُا سَبَقَ الْمُفْرِدون» سیر کنید که مُفْرِدون پیشی گرفتند. مردم سؤال کردند ای رسول خدا مفردون چه کسانی هستند؟ فرمودند: «المهترّون، الذين يهترّون في ذكر الله عزّ و جلّ، يضع الذّكر عنهم أثقالهم فيأتون يوم القيامة خفافا» متحیرون آن‌هایی که در یاد خدا سرگشته‌اند و یاد خدا بارهای گران را از ایشان برمی‌دارد، از این روی در قیامت سبک بال خواهند آمد. (ترمذی، کتاب‌الدعویات، باب 129)

در رابطه با مرتبه‌ی دوم که واردشدن در غربت است از رسول خدا (ص) داریم «طَلَبُ الْحَقِّ غُرَبةٌ»[3] طلب‌کردن و خواستن حق، غربت است. و در رابطه با مرتبه‌ی سوم که دست‌یابی به مشاهده است در روایت داریم که جبرائیل از رسول خدا (ص) پرسید: «مَا الإحْسان؟» احسان چیست؟ حضرت فرمودند: «اَنْ تَعْبُدَ الله کَاَنَّکَ تَراه فَاِن لَمْ تَکُن تَراه فَاِنَّه یَراک»[4] احسان آن است که خدا را به گونه‌ای عبادت کنی که گویا او را می‌بینی و اگر او را نمی‌بینی پس بدان او تو را می‌بیند. که این حدیث اشاره جامعی است به مذهب عرفا و متصوفه.

خواجه عبداللّه انصاری می‌فرماید: من درجات هر مقام را به تفصیل برایت باز می‌گویم تا درجه‌ی عامه و سالک و محقق را در هر مقام بشناسی زیرا برای هر یک نشانی است که به سوی آن برانگیخته می‌شود. موفق باشید  

 


[1] - مرید همان سالک مجذوب است که جز خدا را اراده نکرده و مراد همان مجذوب سالک است که خداوند او را اراده و جذب کرده.

[2] - حافظ در رابطه با عبور از تفرقه می‌گوید: «از فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع» که عبور از خلق به حق است و  به حق اشتغال‌یافتن.

[3] - تاریخ دمشق، ج 51، ص 832- کنز العمال، ج 1، ص 239

[4] - صحیح مسلم، کتاب‌الإیمان، ج 1، ص 37.

20167
متن پرسش
سلام: استاد با توجه به گسترش کانال های تلگرامی در خصوص موجودات فضایی و سفر در زمان به آینده یا گذشته، آیا شما با وجود داشتن موجودات فضایی و سفر در زمان و... موافقید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان وجود موجوداتِ دیگر در فضا نامعقول نیست، ولی سفر در زمان، یک امر غیر عقلی است که استدلال‌های مطرح در حرکت جوهری روشن می‌کند حرکت، عین ماده و عین زمان است و چیزی به نام حرکت در زمان که انسان از هویت مادی خارج شود، معنا ندارد و بدین لحاظ تنها با سرعتی می‌توان حرکت کرد که ماده ظرفیت آن را دارد. مثل این‌که اگر بخواهیم به سرعت نور حرکت کنیم، باید نور باشیم. موفق باشید

20171
متن پرسش
با عرض سلام یه سوالی از استاد داشتم. من الان ۱۶ سال دارم و ان شاءالله با رفتن به حوزه حدود چهار یا پنج سال دیگه می خواهم در حوزه فلسفه را تفصیلا بخوانم. بنابر اینکه قرار است ان شاءالله تفصیلا کار شود، آیا خواندن ریاضی و تسلط بر آن لازم است کما اینکه به علامه طباطبایی هم گفته شد که ابتدا ریاضی بخوان. اگر که لازم است از کی و چگونه باید شروع کرد وبه چه مقدار باید اکتفا کرد و نیز چه نوع ریاضی (جبر، هندسه...) باید خواند. علاوه بر ریاضی اگر چیزهای دیگری هم به فهم ما در فلسفه کمک می کند ذکر بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بگذارید به وقتش که وارد فلسفه شدید، اگر لازم بود در مورد ریاضیات تصمیم بگیرید. به طور معمول لازم نیست. موفق باشید

20170
متن پرسش
سلام استاد: پیرو سوال 20135 اینطور فهمیدم که عالم ماده ی بعدی مثل همین ماده هست یعنی در عالم ماده ی بعدی من وجود دارم همان طور که در عالم ماده ی قبلی وجود داشتم. آیا این حرف درسته؟ چون فرمودید به اعتبار تجلیه خدا عالم ماده ازلی و ابدی است و تایید فرمودید که دقیقا مثل همین ماده است. حالا چند سوال برام پیش اومده: 1. اینکه خدا وقتی انسان را آفرید به خودش آفرین گفت. من از این حدیث اینو می فهمم که خلق انسان یه ابتدایی داره که قبلش نبوده در حالی که انسان به عنوان جزئی از عالم ماده (که به اعتبار تجلیه خدا ازلی است) همیشه باید بوده باشه آیا پرسیدن از کی و چه وقت از اینکه خدا این حرف رو زده درسته؟ یا این حرف خدا به لا مکان و زمان بر میگرده و اصلا نباید بگم که کی این حرفو زده؟ 2 همین الان که من در عالم ماده هستم باید در جهنم یا بهشت باشم منتها چون هنوز در عالم ماده گیر کردم متوجه بهشتی یا جهنم بودن خودم نیستم درسته؟ 3. اینکه خدا دائم در خلقه این یعنی دائم در حال افاضه ی وجوده درسته؟ یعنی چیز جدیدی خلق نشده به معنای اینکه قبلش وجود نداشته درسته؟ با توجه به سوال دوم بهشتی یا جهنمی بودنم به حال آخر عمر دنیاییه من بستگی داره درسته؟ یعنی الان اگه گناهکار باشم میتونم امید وار باشم که معناش جهنمی بودنم نیست درسته؟ ببخشید مزاحم شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق حرکت جوهری این عالم که شما هم مربوط به آن هستید، در حال عبور از قوه به سوی فعلیت‌اش می‌باشد تا به قیامت خود برسد و عالم دیگری ایجاد شود با آدم‌های خودش، آن عالم دیگر عالمِ شما نیست. موفق باشید

20163
متن پرسش
سلام علیکم: یک بنده خدایی چند کتاب از آثار شما خوانده بود و گفت که آقای طاهرزاده بعضا مطالب سخت عرفانی ای را بیان می کنند که برای فهم آنها نیاز است که یک مقداری فلسفه و عرفان نظری بلد باشیم، من هم در جواب گفتم که اگر طبق سیر ایشان پله پله جلو برویم مشکلی پیش نخواهد آمد و می توانیم مطالب را بفهمیم. حال خواستم نظر خودتان را بفرمایید. آیا واقعا ما باید اول برویم فلسفه و عرفان بخوانیم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً رفقا باید با «ده نکته معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن شروع کنند. موفق باشید

20153
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: آیا می شود گفت راه حل هایی که در نماز برای حل یک مشکل به دل/فکر انسان می افتد و به ظاهر خوب به نظر می رسد، از ناحیه شیطان بوده و بی برکت هستند و نباید دنبالشان کرد؟ با شکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک باید دستورات شریعت باشد و اگر وارداتِ قلبیه در عین مطابقت با شریعت الهی موجب تواضع بیشتر و بندگی باشد، خوب است و اگر موجب نحوه‌ای استقلال در مقابل احکام الهی باشد، بد است. موفق باشید  

20159
متن پرسش
خدمت استاد طاهرزاده سلام عرض می کنم: حضرتعالی در پاسخ یکی از سوالات بین وجود عینی و علمی تمایز قائل شدید اگر میسر است توضیح بیشتری ارائه فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود علمی همان است که در علم خدا است و خطاب به آن می‌کند که «کُن فیکون» بشو و می‌شود. و وجود عینی نحوه‌ی وجود خارجیِ شیئ است که با امر «کُن» محقق می‌شود. موفق باشید

20158
متن پرسش
سلام علیکم: 1. حضرتعالی کتاب اوپانیشدها را طبق کدام ترجمه مطالعه نمودید؟ 2. آیا از شروح و تفاسیری در این زمینه استفاده نمودید؟ 3. اگر میسر است با توجه به نکات عمیقی که در این کتاب است چند جلسه ای به شرح آن کتاب اختصاص دهید. خداوند بر توفیقات حضرتعالی بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چنان در اختیارداشتم مربوط به قبل از انقلاب بود. احتمالاً در حال حاضر ترجمه‌ها و شروح بهتری به میان آمده است. به نظر بنده اگر ما عرفانِ خود را دنبال کنیم و بعد به اُپانیشادها رجوع نماییم متوجه می‌شویم نوعی هم‌زبانی بین ما و آن‌ها هست. موفق باشید

20157
متن پرسش
سلام: جناب استاد، وظیفه ما در مقابل مکر و حیله دیگران نسبت به ما چیست؟ آیا ما هم باید به آن ها حیله بزنیم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم در عین شناختِ حیله‌ها، تکلیف الهی خود را انجام دهیم، به همان معنا که قرآن می‌فرماید: «اذا مرّوا باللغوِ مرّوا کِراماً» چون با لغوی روبه‌رو شدید، بزرگوارانه از آن بگذرید. موفق باشید

20150
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید. دو سوال از خدمتتون داشتم. اول اینکه برای خواندن کتاب مصباح امام شرح سوره حمد مقدمه آن است؟ دوم اینکه از قول علامه حسن زاده شنیدم که جزا نفس عمل است حال که در روایات داریم که پیامبر صورت آن چهار ذکر تسلیحات اربعه را به صورت ساختن قصر در معراج دیده اند حال جزا نفس عمل است چه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح صوتی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» 2- شاید منظور حضرت آقا، عمل به آن چیزی است که می‌دانیم؛ در آن صورت است که نفس بهره‌ی لازم را می‌برد. موفق باشید

20143
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده آدم زود رنجی هستم. مثلا اگر کسی خواسته باشد اذیت کند یا مثلا خواسته باشد شوخی طعنه آمیز کند یا مسخره کند یا .....ناراحت می شوم. اینقدر ظرفیت ندارم که به خاطر این مسائل الکی، ناراحت نشوم. استاد از این قضیه که چرا شرح صدر ندارم رنج می برم. خواهش می کنم اگر ذکری، دعایی، آیه قرآنی یا.... هست راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مولوی: «مر سفیهان را رباید هر هوی / زان‌که نبودشان گرانیِ قوا» هر اندازه انسان با معارف الهیه و مسائل عقلی بیشتر آشنا شود، کم‌تر این امور وَهمی و خیالی او را در اختیار می‌گیرد. موفق باشید

20135
متن پرسش
سلام استاد: پیرو سوال 20103 آیا میشه گفت چون خدا دائم در حال تجلی است پس عالم ماده هم ازلی و ابدی است (به اعتبار تجلیه خدا). عالم ماده ی بعدی آیا دقیقا مثل همین عالم ماده هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در بحث «حرکت جوهری» روشن شد همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

20112
متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: آیا حضرتعالی در مورد وجود انسان قبل از تولد با ملاصدرا تفاوت نظر دارید یا ایشان نیز قائل به این قولند و در این صورت آن نظر ایشان که جسم در اثر حرکت جوهری در چهار ماهگی مبدل به روح می شود چگونه قابل توجیه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجودِ علمی با وجودِ عینی فرق دارد. آن‌چه جناب ملاصدرا «جسمانیت‌الحدوث» می‌نامد وجود عینی است وگرنه وجود علمیِ انسان‌ها را ایشان نیز قبول دارند. موفق باشید

20110
متن پرسش
با سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: 1. نظر شما در مورد آقای مهدی طیب (از شاگردان مرحوم دولابی) چیست؟ 2. تحمل اذیت و آزار خویشان و نزدیکان خصوصاً در جائی که انتظار محبت از ایشان می رود چه فوایدی دارد؟ 3. چند سال پیش در هنگام خواب با دیدن یک گل محتلم شدم علت چه بوده؟ 4. چرا بعضی از عرفای بزرگ و معروف سیگار می کشیده اند با اینکه اینان قاعدتاً اسیر نفس نبوده اند؟ لطفاً پاسخ فرمائید. با تشکر و احترام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جناب آقای استاد مهدی طیب با زحمات و با آثارشان خدمت شایسته‌ای به فرهنگ شیعه نموده‌اند. 2- تحمل آزار نزدیکان موجب سعه‌ی صدر و ریزش رحمت الهی می‌شود. 3- نمی‌دانم. 4- کار نیکان را قیاس از خود مگیر. موفق باشید

20103
متن پرسش
سلام استاد عزیز: کسی از امیرالمومنین (ع) پرسید قبل از این دنیا چه بود؟ آقا فرمودند دنیاهای دیگر مثل همین دنیا 1. آیا این روایت درسته یعنی سند داره؟ 2. اگه عالم ماده که پایین ترین مرتبه ی وجوده از بین بره اون موقع پایین ترین مرتبه ی وجود چی میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت مبتنی بر دلایل عقلی است، زیرا همواره خداوند در تجلی است و همین‌که عالم ماده به فعلیت رسید و در مرتبه‌ی بالاتری قرار گرفت، مرتبه‌ی مادون آن یعنی عالم ماده تجلی خواهد کرد. موفق باشید

20097
متن پرسش
سلام: بنده پسری 17 ساله هستم و به حوزه هم نمی روم. آیا رسیدن به درجه اجتهاد برای سالک ضروری است؟ آیا بهتر است که تقلید کنم یا خودم در هر مورد احکام را به دست آورم؟ چگونه می توانم در صورتی که از مرجعم تقلید می کنم، مسائلی را که در رساله ها نوشته نشده را بفهمم و به گناه مرتکب نشوم؟ (پرسیدن از دفتر مرجع تقلید در همه موارد و همه زمان ها امکان پذیر نیست و ممکن است برخی مسائل در لحظه پیدا شود که هم انجام دادنش را ندانم حرام باشد و هم احتیاط کردنش حرام باشد و بین دو راهی گیر کنم) چون در کتاب مقالات آیت الله شجاعی در حدیثی که ذکر کرده بودند، نوشته بود «کمال یک انسان و نهایت کمال او علم و بصیرت و تفقه در دین است.» و بعد از اون هم عبارت اطلاع کامل از دین داشتن در کتاب آمده و من اینجور فهمیدم که چون اطلاع کامل از دین داشتن، اطلاع کامل از احکام خدا هم هست، پس باید تمام احکام رو آدم بلد باشه. آن طرف قضیه را هم وقتی می بینم که مدت زمان بسیاری را باید صرف مطالعه و بررسی احادیث بکنم، می بینم که فایده زیادی ندارد و برام سوال پیش اومده که چرا یک مجتهد باید ساعت ها وقتش رو صرف مطالعه و بررسی احادیث و روایات و آیات مربوط به حج یا ارث یا مثلا مسائل مربوط به زنان و ... بکنه که وقت زیادی ازش گرفته میشه و خیلی از اونها براش فایده ای نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی کلیّات را در اختیار انسان می‌گذارد تا هرکس بتواند مسیر إلی اللّه را طی کند و در فروع دین هم یا باید انسان مجتهد باشد، یا از مجتهد تقلید کند و کسی هم که نیّت می‌کند در فروع دین مجتهد شود تا به جامعه خدمت نماید، برکات خاصِ نیّت خود را می‌برد. موفق باشید

20096
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 5 تا سوال درباره توکل داشتم (سخنرانی توکل در جنود عقل و جهل را نیز گوش داده ام): 1. می توان یک بار برای همیشه توکل کرد؟ یعنی مثلا من توکل می کنم که از الآن تا پایان عمرم هر کاری را که صلاح دیدم و تشخیص دادم که بهترین کار است را انجام دهم و خدا نیز بهترین نتیجه را برای من مقدر سازد؟ 2. اگر بتوان این کار را انجام داد، پس یعنی من تا آخر عمرم هیچ گناهی انجام نمی دهم. چون گناه به صلاح آدم نیست. یعنی امکان دارد من در کاری توکل بر خدا بکنم و بهترین کاری را که به ذهنم می رسد را انجام دهم و گناه مرتکب شوم؟ 3. اگر توکل بر خدا کردم و تلاشم را کردم، بهترین نتیجه برای من اتفاق می افتد یا بهترین نتیجه برای جامعه (یعنی بهترین اتفاق ممکنی که برای همه مردم و پیشرفت آنهاست اتفاق می افتد یا بهترین اتفاقی که برای من ممکن است بیفتد ولی ممکن است برای بعضی ها نفع نداشته باشد یا بهترین اتفاقی که هم بهترین حالت برای من است و هم بهترین حالت برای جامعه؟ آیا اصلا مورد آخری امکان پذیر است؟) 4. اگر به صورت کامل و ایمان کامل قلبی، توکل انجام نشده باشد (که معمولا افراد ضعیف الیمان هم همینگونه هستند)، باز هم بهترین اتفاق ممکن می افتد؟ 5. در مواردی که اگر کار خاصی را (این کار خاص وقت زیادی را از من می گیرد) انجام ندهم، احتمال دارد اتفاق بدی بیفتد، آیا بهتر است که آن کار خاص را انجام دهم یا آنکه توکل بر خدا کنم و به دلیل اینکه وقتم گرفته می شود، آن کار خاص را انجام ندهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. هر موضوعی ما را به توکل مخصوص به خودِ همان موضوع دعوت می‌کند و باید در همان موضوع خدا را وکیل گرفت 2- نفس امّاره همواره وجه استقلالی برای موضوعات را در مقابل ما به میان می‌آورد 3- در توکل، خدا است که به میان می‌اید و آن‌چه مصلحت همه‌جانبه‌ی فرد و جامعه است پیش می‌آورد 4- در حدّ وظیفه و توان باید عمل کرد و امید به رحمت پروردگار داشت. موفق باشید

20093
متن پرسش
سلام: در ادامه سوال 20079 بنده جواب سوالها رو نگرفتم در سوال قسمت ۱. بالاخره نسبت به زمان همین عالم می شود گفت مثلا ده سال دیگر زمین قوه هایش تماما به فعل تبدیل می شود و سپس زمان از بین می رود. پس باز می شود زمان تعیین گرد. مگر نه؟! در سوال ۲. آیا این تبدیل زمین به غیر این زمین قبل از قیامت است؟ و آیا در آن لحظه انسانی بر روی کره خاکی هست یا نیست؟ و اگر هست تکلیف آن انسان چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- نه، دیگر وقتی شما در بی‌زمان قرار گرفتید، زمان معنا نمی‌دهد 2- همه قیامتی می‌شوند. موفق باشید

20090
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت استاد عزیز: استاد! تا به خودم آمدم، فهمیدم که عجب آدم بی خودی شدم. چقدر سخت است که چند سال باشد که از ته دل، گریه نکرده باشی. استاد، راهی بده برای ما جوانان غرق شده در گرداب آخرالزمان. یا زهرا سلام الله علیها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که نامه‌ی حضرت علی«علیه‌السلام» به فرزندشان را مطالعه فرمایید آن نامه تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در دو جلد بر روی سایت در قسمت نوشتار و کتب هست. موفق باشید

20075
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: در همین ابتدا از شما معذرت می خواهم که جواب ایمیل قبلی را نگرفته، دوباره وقت گرانقدر را شما گرفتم. استاد، بنده ی حقیر در ایمیل های قبلی گفتم که اول راه هستم، برای همین زیاد مسدع اوقات شما می شوم، حلالم کنید. به لطف و توفیق الهی می خواهم قدم در راه بندگی بگذارم همان راهی که گمشده ی ماست هر چند دیر به فکر افتادم اما آمدم، استاد، بنده ی حقیر در دوره ی دانشجویی ارتباط کمی با اطرافیان و مخصوصا اقوام داشتم که روحیه ی خوبی برایم به ارمغان آورده بود، از خیلی از قیل و قال های دنیویی آزاد بودم، مشکل اینجاست که بنده آن دوره دانشجو بودم و به بهانه درس و دانشگاه و دوری راه از رفتن به خیلی از مجالس و حضور در مهمانی ها و جمع شانه خالی می کردم و به صورت خیلی محدود با خانواده و اقوام در ارتباط بودم، اما طی این سه سالی که خانه نشین شدم رنگ دنیایی گرفتم، دو هفته ای می شود که دوباره دلم هوایی شده و بی قرارم، هر چقدر دل و عقلم را کنار هم می گذارم می بینم هر دو تصدیق می کنند که آن دوران، دوران خیلی خوبی بود، سراسر آرامش و.... الان که می خواهم همان رویه را ادامه بدهم با ممانعت خانواده روبه رو می شوم، عروسی نمی روم ناراحت می شوند... در جمع که حاضر می شوم وقتی غیبت می کنند جلوگیری می کنم ناراحت می شوند مجلس را ترک می کنم ناراحت می شوند و... استاد برخی از اقوام و نزدیکانمان از جمله دامادمان مخالف ولایت فقیه است، با نرفتنم به خانه شان راحت ترم ولی مادرم ناراحت می شوند، اتفاقا چند دقیقه قبل وصیت نامه شهید داوود عابدی را مطالعه می کردم که نوشتند با کسانی که ولایت فقیه را قبول ندارند قطع ارتباط کنید. تکلیف بنده چیست؟ اجرکم عندالله. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. محبت به دیگران، انسان را انسان می‌کند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانه‌هایی به خانه‌ی خواهرش نرود؟!!  موفق باشید

20079
متن پرسش
سلام خدمت استاد: دو سوال داشتم: ۱. گفتید پیغمبر هم زمان قیامت را نمی داند زیرا تا زمانی که همه قوه های عالم ماده به فعل تبدیل نشده هنوز ماده است و بعد که تماما به فعل تبدیل شد ناگهان عالم دگرگون می شود و زمان هم از بین می رود. خب قبول. ولی باز هم نسبت به همین عالم تا زمانی که هنوز پابرجاست زمان وجود دارد و مثلا ۱۰ سال دیگه ناگهان عالم قوه هایش به فعل تبدیل می شود و زمان از بین می رود. پس می شود برای تمام شدن عالم ماده زمان مشخص کرد. لطفا توضیح بفرمایید. ۲. زمانی که عالم قوه هایش به فعل تبدیل شود آیا همان لحظه انسانی بر روی کره زمین هست؟ و اگر هست همراه با کل عالم دگرگون می شود و برزخش شروع می شود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی قوه‌ها تبدیل به فعل شد و حرکتی در میان نبود، زمان دیگر معنا ندارد 2- زمین به این معنا دیگر تغییر می‌کند به همان صورتی که خداوند می‌فرماید: «یوم تبدّل الارض غیر الارض» زمین در آن روز به زمینی غیر از این زمین تبدیل می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی