بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عرفان، فلسفه، کلام

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15336
متن پرسش
می گویند آیت الله بهجت نگاه برزخی داشت، درون افراد را می خواند، آقای بها الدینی طی الارض می کرد، برایش بلیط هواپیما گرفته بودند برود یزد منبر، با مدعوین نرفت گفت شما بروید، آنها با هواپیما رفتند تا اعلام کنند آقا نمی آید، اما آقا آنجا بود یک ساعت پیش از آنها رسیده بود و منبر رفته بود، در خانه ای که می خواستند در لانه مورچه سم بریزند جلو این کار را گرفت، دهانش را به سوراخ آنها نزدیک کرد و چیزی گفت و از آن روز به بعد دیگر مورچه ای در آن منزل دیده نشد! و ... رجبعلی خیاط و حسنعلی نخودکی و دکترنباتی و.... من البته بدلیل بی اطلاعی هیچ نظر و امکان تایید یا تکذیب این ادعاها را ندارم. شما هم حتما تاکنون از این حکایت ها بسیار شنیده اید. اما به هر حال با شنیدن این کرامات طبعا سوال هایی به ذهن می رسد که به مختصری از آنها اشاره می کنم: چرا خود این بزرگان در زمان حیات شان از این کرامات سخنی نمی گویند؟ و آن را مستند نمی کنند؟ چرا از این کرامات برای تبلیغ دین و شیعه استفاده نمی کنند؟ مثلا اگر آقای بهاءالدینی طی الارض می کرد و طبعا با این کار قوانین فیزیک را در می نوردید چرا این معجزه بزرگ را به نام خدا و دین خدا و شیعه مستند نکرد تا از یک سو به دانشمندان عالم و غرب بگوید ما هم از این علوم بی بهره نیستیم و شب زنده داری و ارتباط معنوی با ائمه و خدا می تواند این چنین عالم و قوانین حاکم بر آن را زیر رو کند! پس برای کشف رازهای عالم در فکر راه های رسیدن به سرعت مافوق نور نباشید و بیاید به جای فرمول های فیزیک و ریاضی، شب زنده داری کنید تا عالم کوانتوم بر شما مکشوف گردد و سریعتر از نور طی الارض کنید. چه تبلیغی برای خدا و دین خدا و شیعه مظلوم بالاتر از این؟ در نظر بگیرید که در آن صورت چه انقلابی در عالم دین و دینداری و علم پیش می آمد و فوج فوج جوانان به دین خدا می گرویدند و رهزنان ایمان جوانان و کفار باید ماست هایشان را کیسه می کردند! کسی که با حیوانات حرف می زند و زبانشان را می فهمد دست کم با این قدرت خارق العاده دین خدا را تبلیغ می کرد، شیعه را تبلیغ می کرد و حقانیت آن را بر سنی ها و سلفی ها ثابت می کرد! یا دردی از دردهای مادی یا معنوی انسان ها دوا می کرد، دارویی برای بیماری های لاعلاج معرفی می کرد، یا اصلا در جامعه امروز ما که دروغ مثل نقل و نبات فروان شده تا آنجا که اگر کسی راستی از کسی شنید ذوق زده می شود، این مشکلات اخلاقی و معنوی را التیام می بخشید! حیف این توانایی نیست که فقط برای جابجایی لانه مورچگان و نجات جان آنها مورد استفاده قرار گیرد؟ چرا آقای بهجت آنطور که می گویند که چشم برزخی داشت، فقط جوانان تارک صلوه و مشروب خوار را می دید؟ و با آن چشم تیزبین سیاستمداران دروغگویی که در مقام معاونت رییس جمهور و رییس ستاد مبارزه با مفاسد، به چپاول بیت المال مشغول بودند را ندید؟ و از غارت بیت المال جلوگیری نکرد؟ مگر نه این که جمهوری اسلامی وصل به امام زمان (عج) است و این بزرگان نیز همچنین، پس چرا از این توانایی ها برای یاری رساندن به حکومتی که زمینه ساز ظهور است استفاده نمی کنند! امروزه اگر افرادی از این راه های قدیمی برای تبلیغ استفاده می کنند، لاجرم باید پاسخگوی سوالاتی که در مورد این ادعاها پیش می آید نیز پاسخگو باشند. چرا اگر دیگران مثلا دراویش ادعاهای ارتباط با غیب را داشته باشند به عنوان عرفان کاذب دستگیر می شوند اما این ارتباط برای علمای ما قانونی است و مجاز است؟ چه کسی باید راست و دروغ را تشخیص دهد؟ و میزان چیست؟ این توانایی ها صرفا در اختیار روحانیون شیعه است؟ یا دیگران اعم از روحانی و یا غیر روحانی، شیعه و یا غیر شیعه، مسلمان و یا غیر مسلمان نیز ممکن است از چنین توانایی هایی بهرمند باشند؟ به این مختصر بسنده می کنم البته سوالات از این دست زیاد است، ای کاش مدعیان پاسخ قانع کننده ای بدهند تا به محکم شدن پایه های ایمان منجر شود. جناب استاد در پاسخ به این شبهه چه باید گفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع کرامات مثل طی الارض یک نوع سلوکی است که مربوط به روح تزکیه‌ شده‌ی افراد است در طیّ مسیری که شریعت الهی در مقابل انسان‌ها قرار داده‌است و لذا چیز جدایی از دین نیست که بخواهیم آن را مطرح کنیم. هر کس در مسیر شریعت الهی وارد شود، به این کمالات می‌رسد. از طرفی به حکم مسئولیت و در شرایط خاصّ، این کرامات انجام می‌گیرد. یا در مورد شناخت دروغ‌گو یکی از وظایف اولیاء الهی آن است که اسرار آن فرد فاش نشود زیرا چه بسیار انسان‌هایی که در یک مرحله‌ای خطایی کرد‌ه‌اند که اگر آن خطا فاش شود امکان تجدید نظر در شخصیت‌شان نسبت به قضاوت جامعه از آن‌ها گرفته می‌شود. درضمن این نوع کمالات نه منحصر به روحانیت است و نه منحصر به شیعه؛ هر کس راه رجوع به حق را طی کند از این گونه مددها به او می‌شود. عرفان حقیقی که رجوع به حضرت حق است با فریب‌کاری‌های عرفان کاذب که بیشتر بازی با احساسات مردم و توهّمات آن‌هاست فرق دارد. هر فریب‌کاری باید در جامعه تعقیب شود چه فریب‌کاری به اسم عرفان و چه فریب‌کاری در امور اقتصادی. پیشنهاد می‌شود به عنوان مقدمه بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس»، کتاب «جایگاه جن و جادوگر و شیطان» را مطالعه فرمایید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

15322
متن پرسش
سلام حاج آقا: یه مدتیه که حالت روحی دارم هر چه که میشه ناخودآگاه و غیرارادی آرزوی مرگ می کنم. مثلا کسی رو ببینم گناه میکنه، آرزوی مرگ می کنم، کسی رو ببینم که عارفه، آرزوی مرگ می کنم. عظمت آسمون رو که ببینم آرزوی مرگ می کنم. همسرم حرفی بزنه، آرزوی مرگ می کنم. در کل در هر حالی ناخودآگاه این تقاضا از خداوند، تمام وجودم رو ناخودآگاه میگیره. این نشونه چیه؟ میشه گفت که روحم از بدنم تقریبا منصرف شده؟ دیگه هیچی برام مهم نیس. نظرتون چیه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که به ما فرموده‌اند: «‌اِعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً»(مستدرك الوسائل ج1 ص146). باید نحوه‌ی حیات دنیایی خود را نیز با تعریف منطقی مدیریت کنیم و بستر زندگی دنیایی را به زیباترین شکل، محلِ ابعاد شخصیت همه‌جانبه‌ی خود قرار دهیم، تا حجاب بین ما و حقیقت به مرور برطرف شود و اُنس با حضرت حق در کنار ارتباط با سایرین برای ما شکوفا گردد. موفق باشید

15321
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد در مساله تشکیک وجود که حضرتعالی هم در برهان صدیقین تقریر فرمودید، این سوال برای من مطرح هست که تعبیر به وجود مادی می کنید یعنی وجود در ادنی مرتبه آن وجود مادی است. اما جنابعالی و حکما معتقد هستید که اسماء الهی تجلی میکنه برای ایجاد ماسوا و مرتبه وجود مادی پایین ترین مرتبه وجود هست در سلسه تجلیات، این حرف یعنی مرتبه وجود مادی مرتبه نازله ای در اثر تجلی اسماء الله هست. چطور امکان داره که اسماء الله در اثر تجلیات پی در پی مرتبه ای مادی رو ایجاد کنند؟ اصولا وجود مادی به نظر حقیر بی معنا میاد، وجود در اثر تجلی گرچه ممکنه ضعیف بشه اما مادی شدن بی معناست. مگه میشه حیات و قدرت و علم و اراده و ... مادی بشه؟ برداشت خودم: به نظر خودم این که میگن وجود مادی یک نوع مسامحه است چون ماده ماهیت هست و گوشت و پوست و ... همه ماهیات هستن، وجود مادی یعنی وجودی که در اثر تجلی نازله شده و قابلیت ظهور دادن ماهیات رو داره اینطور نیست؟ وگرنه وجود در مبنای تشکیک وجود هم،مادی نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود بین نگاه فلسفی که نظر به مفاهیم موجودات دارد و نگاهِ عرفانی خلط نشود. در نگاه فلسفی است که بحث ماده و مجرد مطرح است. آری! در نگاه عرفانی اساساً قضیه همین است که می‌فرمایید. موفق باشید

15317
متن پرسش
با سلام: اولین تجلی مقام ذات (مقام احدیت) اسم الله است یا نور پیامبر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین تجلی به یک اعتبار فیض مقدس نامیده می‌شود و به یک اعتبار، اسم‌ «الله» است که جامع همه‌ی اسماء الهی می‌باشد و به اعتبار تعیّن اسم «الله» انسان کامل مطرح است که قرآن در موردش فرمود «علم آدم الاسماء کلها» که این همان نور پیامبر خاتم می‌باشد. موفق باشید

15320
متن پرسش
سلام و احترام: استاد فرزانه و مهربان آیا در فیلسوفان غربی می توان فردی را یافت که شهودات عرفانی داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی؛ مشهورترین آن‌ها اکهارت است. موفق باشید

15315
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. استاد می خواستم نظر شما را در رابطه با کتاب ادب فنای مقربان‌ بدونم؟ ۲. این کتاب لازمه فهمش، تخصص در عرفان نظری یا دیگر علوم حوزوی است یا اینکه می شود هر کس به اندازه فهمش از کتاب مطالبی را دریافت کند؟ در واقع مخاطب این کتاب چه قشری هستند؟ ۳. به شدت احساس عدم معرفت صحیح و لازم به اهل البیت (ع) را دارم و وقتی به حرم می روم واقعا احساس می کنم دست خالی هستم و فقط الفاظ زیارت نامه ها را تکرار می کنم. چه کنم استاد، تا برسم به جایی که مرحوم شهریار رسیدند و فرمودند: به علی شناختم من به خدا قسم خدا را. کتاب ادب فنای مقربان درد منو دوا میکنه استاد یا دستور شما مطلب دیگریست با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مخاطب کتاب طلابی هستند که تا حدّي حکمت و فلسفه و کلام را می‌شناسند. بنده در شرح زیارت جامعه از کتاب مذکور استفاده کرده‌ام ولی شاید راحت تر بتوانید با معارف مطرح در زیارت جامعه از طریق آن مباحث ارتباط بر قرار کنید. موفق باشید

15314
متن پرسش
سلام: آیا عقل فلسفی مرتبه ای از نفس انسان است؟ آیا عقل فلسفی همان متافیزیک است؟ رابطه فکر کردن، تخیل و ... و مغز انسان چیست که وقتی می خواهند فکر کردن را نشان دهند از مغز صحبت می شود؟ صحت این که دانشمندان می گویند نیم کره سمت راست مثلا مربوط به کارهای هنری است و سمت چپ مربوط به تفکر است چقدر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قسمت‌های آخر سوال را با دنبال کردن مباحث ده نکته در معرفت نفس جستجو کنید. آری عقل فلسفی که نظر به کلیّات دارد، یکی از ابعاد نفس ناطقه است و وقتی حالت متافیزیکی به خود می‌گیرد که از نظر به وجود به نظر به مفهوم عدول کند. موفق باشید

15309
متن پرسش
من دوست دارم به احکام دینم پایبند باشم. اما مشکلی با پدرم دارم. ما متاسفانه ماهواره داریم. پدرم علاقه دارد و برخی شبکه ها که موسیقی ها و تصاویر زن های بی حجاب را نشان می دهد را نگاه می کند. من دوست ندارم محیط خانواده را ترک کنم اما مجبورم موقع روشن شدن آن دجال زمان به خلوتی فرار کنم. از اینکه من بخواهم برای پدرم نهی از منکر کنم احساس می کنم درست نیست. شما استاد عزیز من را رهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست کاری می‌کنید که با پدرتان درگیر نمی‌شوید و از طرفی نشان می‌دهید که علاقه‌ای به این برنامه‌ها و این وسایل ندارید. موفق باشید

15312
متن پرسش
با سلام: از برخی سخنان علامه طباطبایی و علامه جوادی آملی این طور استنباط بنده هست که کل ماسوا عین الربط به حق اند و از طریق این مبنا ماهیات موجوده رو نفی میکنن و قائل میشن به این که عین الربط چون هیچ ذاتیتی از خود نداره و تمام وجود اون شآنی از وجود علت هست ماهیت هم نداره و ما اگه ماهیات رو موجود در خارج احساس می کنیم این در واقع ظهور وجود بر ذهن انسانه که ذهن در صقع خود نحوه ای استقلال برای موجود میسازه و ماهیات رو در خودش انشاء میکنه. خلاصه کلام اینکه ماهیات موجوده در قول مشهور حکما در قول آقای جوادی و طباطبایی در واقع ساخته ذهن هستند اما نه ساخته نیش غولی اگه ما در ارتباط با خارج انسان با قامت خاص یا درخت با شاخه و برگ و... می بینیم این ها انشاء ذهن ماست وگرنه در خارج یک حقیقت صرف و بسیط بدون تشکیک هست که ظهورش بر نفس ما به این اشکال هست نه اینکه اینها در خارج باشه... آیا این برداشت بنده رو از کلام آقایون شما صحیح میدونین؟ سوال 2: من احساس کردم شما در دروس حمد امام می خواهید در نهایت این نتیجه رو بگیرید تایید می فرمایید؟ سوال 3: اگه این برداشت من صحیح باشه یعنی تجلیات الهی فقط تجلیات معرفتی هست حالا این سوال مطرح میشه که مگه ذهنی هست و انسانی هست که حق تعالی به اون تجلی معرفتی بکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خوبی است البته اگر نظر به عین الربط بودن مخلوقات نظر به وجود اشیاء باشد و از مقام امکانیِ عین ثابته‌ی آن‌ها غفلت نشود چیزی که در سوال سوم برای‌تان پیش آمده‌است. آری از نظر وجودی موجودات عین ربط به علت حقیقی‌شان هستند ولی امکان‌شان از خودشان می‌باشد.

15302
متن پرسش
با عرض سلام: اگر می شود کتاب هایی که در مورد زندگی علما است با این دو خصوصیت: 1. به رشد فکر و معنوی ما کمک کند. 2. در راستای تاریخ امروز ما (انقلاب اسلامی) باشد را معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از علماء و عرفا در تاریخ خودشان به زیباترین شکل نقش‌آفرینی کردند. هنر ما آن است که با نظر به نقش تاریخی آن بزرگان، نقش تاریخی خود را بیابیم. زندگی‌نامه‌ی بزرگانی چون آیت اللّه شاه‌آبادی و آیت اللّه بهاءالدینی و آیت اللّه بروجردی و آیت اللّه محمدتقی اصفهانی، هرکدام متذکر وظایف خوبی برای ما هستند. موفق باشید

15303
متن پرسش
سلام علیکم: آیا آثاری که برای گفتن اذکاری مثلا ذکر لا حول و لا قوه الا بالله (حوقله) یا صلوات و یا یونسیه گفته اند حتما اثر می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی دستورات دین بستگی به آمادگی روحِ ما از یک طرف و مصلحتی که خداوند برای ما مقدّر کرده است از طرف دیگر دارد. به همین جهت قرآن بعد از دستوراتی که به ما می‌دهد می‌فرماید: «لعلکم» یعنی امید است که آن نتایج حاصل شود. و لذا اگر در این دنیا هم مصلحت نباشد که آن نتایج حاصل شود، جانِ ما در قیامت با آن نتایج روبه‌رو خواهد شد. موفق باشید

15297
متن پرسش
با عرض سلام: استاد اینجانب نزدیک به چهار سال است روی آثار حضرتعالی کار کردم. اما دچار مشکلی شده ام. بعد از اربعین امسال که از کربلا برگشتم دیگر قلبم راه نمیاید برای گوش دادن و یا مطالعه کتب. دلم می خواهد گوش بدم اما تا شروع می کنم انگار قلبم باهام نمی آید. استاد تکلیفم چیست؟ چه راه حلی پیشنهاد می فرمائید؟ استاد دعایی در حقم بفرمایید که قلبم را از این گرفتگی نجات بدهد. از جانب حضرتعالی در قم نایب الزیاره هستم. در پناه امام عصر (عج) باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگران نباشید. سعی بفرمایید با وقار تمام به آن‌چه رسیده‌اید، عمل کنید و از درگیریِ عقیدتی با افراد حذر نمایید، مگر آن‌که زمینه‌ی پذیرش سخن حق را در طرف مقابل بیابید. موفق باشید

15293
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد گرامی لطفا درباره عبارت «یا من العظمه و الکبریاء ردائه» راهنمایی بفرمایید که آیا از اسماء جمالیه هست یا جلالیه؟ و چه تفسیری دارد؟ اگر فردی این اسم را به عنوان ذکر مدام تکرار کند چه آثاری دارد؟ و اگر در شخصی این اسم باری تعالی بیشتر تجلی داشته باشد آیا نشانه تکبر داشتن اوست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذکر مذکور از اذکار جلالیه است و چنا‌نچه بر قلبِ ذاکرِ سالک تجلی کند او را به تواضعی ناب و اطاعتی خالص می‌کشاند. موفق باشید

15284
متن پرسش
استاد گرامي با سلام: 1. آيا متوفي ناظر بر شستشو و دفن بدن خويش است؟ اموات بر حال اقوام خود آگاهند؟ اموات خويشاوند همديگر را در برزخ ملاقات مي كنند؟ 2. برزخ فردي كه امروز فوت شده با فردي كه چند هزار سال پيش مرده از نظر زماني چگونه توجيه مي شود؟ اگر برزخ لازمان است چرا آيه اي در قرآن اشاره به عرضه شدن آتش بر فرعون در هر صبح و شام دارد؟ 3. توصيه هاي دين در زمان زيارت اموات چيست؟ چه سوره اي بايد قرائت شود و به چه شيوه اي؟ 4. برگزاري مراسم هفته و چهلم و سال و غيره و بيان فاتحه مع الصلوات كه در اينگونه مراسمات مرسوم است مبناي ديني دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه خداوند سؤالاتی را در جان شما شکل داده است که منجر به جهت‌گیریِ خوبی در زندگی‌تان می‌شود. اگر با نظر به سیر مطالعاتی روی سایت، بعد از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین»، کتاب معاد را همراه با شرح صوتی آن شروع کنید؛ به سؤالات خود جفا نکرده‌اید. مواظب باشید سؤالات را با جواب‌های سطحی ضایع نکنید. موفق باشید

15282
متن پرسش
با سلام استاد گرامي با سلام: جواني 30 ساله، داراي مدرك كارشناسي ارشد و در يكي از ادارات دولتي مشغول به كار هستم. خيلي وقتها به سي سال ديگر فكر مي كنم كه اگر زنده باشم به پشت سر نگاه مي كنم و مي بينم سي سال از بهترين دوران عمرم در اداره اي سپري شده كه بسياري از روزهاي آن كار مشخصي براي انجام دادن نداشته ام. استاد نگرانم از نگاه حسرت بارم به گذشته وقتي در آستانه شصت سالگي قرار دارم و بايد آماده رفتن شوم. چه كنم كه به حس رضايت از خويشتن برسم؟ چگونه زندگي كنم كه احساس كنم خدا از من راضي است؟ اصلا من معني اين جمله را نمي فهمم كه همه كارها را براي رضاي خدا انجام دهيد. انگار بسياري از كارهاي روزمره انسان امروزي ربطي به رضايت پروردگار ندارد. مثلا صبح تا عصر پشت ميز اداره بنشينم براي رضاي خدا؟ فيلم و سريال ببينم، موزيك گوش كنم، رمان بخوانم، عيدها طبق رسم هر سال به ديد و بازديدهاي الكي بروم، اخبار گوش كنم براي رضاي خدا؟ علايق فرديم را دنبال كنم براي رضاي خدا؟ استاد خواهشا بفرماييد اين صبح تا شب هر روزي را چگونه بايد گذراند لحظه لحظه اش را چگونه از رضايت پروردگار سرشار كرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از نظر عقلی متوجه‌ نحوه‌ی دیگری از زندگی در این دنیا شد که با ابعاد روحانی خود می‌تواند با عوالم روحانی عالم، مأنوس باشد متوجه‌ی جایگاه ارزشمند شریعت الهی می‌شود و رویکرد او نسبت به دین خدا، رویکرد انسانی است که می‌خواهد با بنیادی‌ترین مراتب وجود خود، با اصیل‌ترین واقعیت مأنوس گردد و زندگی خود را معنا ببخشد. سیر مطالعاتی روی سایت به لطف الهی می‌تواند در این راستا کمک‌کار باشد. موفق باشید  

15292
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: 1. برای نگهداشتن زبان در مورد آنچه از جانب خدای متعال از معارف حقه بر فرد عنایت شده و او آگاه به خیلی از عیوب افراد هم کلام! دوست! فامیل! زن !بچه و ... می شود چه راهکاری در کوتاه مدت و دراز مدت وجود دارد؟ چرا که بیانشان هم موجب حجاب برای خود فرد می شود هم باعث کدورت می شود اما گاها حس انسان دوستی و دلسوزی غلبه می کند و آنچه برای صلاح فرد هست گفته می شود اما نتیجه کار خراب می شود. (ان شاءالله آگاه به عیوب خود هم به حد وسع باشیم) (در صورت حرف زدن غیر از موارد اعتقادی خودمان با دیگران انگار داریم ادا در میاوریم اصلا انگار بلد نیستیم با مردم مثل خودشان باشیم و حس می کنیم از سلوک به اسم مردم داریم دور می شویم) 2. برای رسیدن به ملکه استمرار و همت طولانی بدون زمین خوردن از نا امیدی کدام مبحثتان را دستور می دهید؟ 3. برای کسی که مدتی طبق سنت اللهی برای نشان دادن در باغ سبز در فضای بسیار نورانی بوده اما حالا که زمان تلاش خود اوست فقر خود را دیده اما در خود ناامیدی و دور شدن را می بیند برای شروعی مردانه و بدون انقطاع چه کند؟ حس شروع مجدد بسیار سخت می نماید. 4. حس تنوع طلبی در نفس اماره با کدام یک از موارد اللهی قابل تعویض و جایگزینی است؟ یعنی حس و خیال را چگونه می توان از زیاده خواهی ظلمانی دور کرده و با انوار زیاد و متنوع از انواع مختلف ارضاء کرد؟ 5. کسی که قبلا حضور خوبی داشته اما آن حضور تبدیل به مفهوم شده چه کند؟ 6. انطباق دروس معرفت النفس با موارد اجتماعی و مردم ناممکن به نظر میاید چه کنیم که هم از حضور غافل نشویم هم مردم نفهمند منظر ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی را که بنده نیز شرح مختصری بدان داشته‌ام، از اول تا آخر دنبال بفرمایید. إن‌شاءاللّه تعادل خوبی نصیب شما خواهد شد. در آن صورت راه‌کارِ انطباق مباحث معرفت‌النفس با امور اجتماعی نیز برایتان ظهور می‌کند. موفق باشید

15287
متن پرسش
سلام استاد: در جلسه پیش در شرح جامع السعادات فرمودید: هرکسی خودش جای خودش است و بستر خود را داراست و.... با توجه به صحبت شما، استاد اگر کسی انتخاب هایش و رویکردش به شدت عرفانی شود و تمامی اعمال را با همان رویکرد به فعلیت برساند و وارد عالَم عرفان شود، این بسترش بیشتر می شود؟ ظرف وجودی اش بیشتر می شود؟ به میزان بستر معنویتش افزوده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عنصر صبر، غوغا می‌کند. فرمود: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»(186/آل‌عمران). موفق باشید

15260
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ان شاءالله تعالی. غرض از مزاحمت: خداوند به بنده توفیقی عنایت کرد تا بدانم دو رذیله را در خود دارم. یکی منیت. و دیگری کمی نفاق. به معنی الاعم. حال از حضرت استاد خواستارم: 1. راهنمایی عملی ای بفرمایید. 2. در مباحث اخلاقی شما. کدام صوتها را بگردم تا این دو رذیله را توضیح داده باشید؟ 3. حال که خدا عنایتی کرد و بنده را متوجه این دو ساخت. در رفع زودتر اینها هم راه را می گشاید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌ها باید برنامه‌ریزی کرد تا آرام‌ارام از این رذایل آزاد شویم. ابتدا باید بدانیم ما با منیت و نفاق خود، حجابِ تجلی حق می‌شویم. لذا سعی بر آن باشد که کمتر خود را مطرح کنیم، به هر معنایی که ممکن است. موفق باشید

15277
متن پرسش
با سلام: استاد به نظر شما برای رشد در بستر تفکری که نظر به وجود دارد دانستن فلسفه ملاصدرا لازم است یا نه؟ اگر چنین است برای شخصی که رشته اش این نیست و تا کنون هیچ مطالعه فلسفی نداشته است برای شروع و ادامه چه پیشنهاد می فرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه صدرایی به عالم، نگاه بسیار ارزشمندی است. سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت بر همان اساس تنظیم شده است که شخص را وارد نگاه وجودی بنماید. موفق باشید

15245
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: چندین سوال داشتم که در مورد موضوع های مختلف است و خواهش مندم به تمامی آنها کامل جواب دهید. 1. من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم می خواستم از شما سوال بپرسم که علم کامپیوتر که روز به روز در حال پیشرفت است و یک مهندس کامپیوتر باید اطلاعاتش به روز باشد آیا اگر من به دنبال این علوم باشم که به طبع وقت زیادی از من می گیرد این کار ممکن است دوباره در من حب مال و شهرت به وجود آورد چاره کار چیست که با یادگیری و دنبال کردن علوم علاقه به اینجور مسائل در من پیدا نشود. 2. دوم اینکه شما چه معیارهایی را از نظر شغلی به من می دهید این سوال خیلی برایم مهم است چون واقعا نسبت به آینده خودم نگرانم و معیارهایی که انسان به کار بپردازد و از نظر معرفت النفس و سلوک عقب نیافتد چیست؟ 3. به تازگی دو کار به من پیشنهاد شده یکیش اینه که در یک گروه برنامه نویسی شروع به کار کنم با اهداف متعالی و کارش هم خیلی خوب است اما به تازگی متوجه شدم یکی از اعضای این گروه یک دختر دانشجو است و این مورد من را واقعا اذیت می کند احساس می کنم با وارد شدن به این گروهی که نامحرم در آن وجود دارد از نظر سلوکی عقب می افتم و خوب اهداف این گروه بلند مدته و خب صد در صد صمیمیت بین گروه ایجاد می شود و من ترس از شوخی با نامحرم و از این موارد دارم نظر شما در این مورد چیست؟ 4. سوالم اینه که با افرادی که خود را روشن فکر میدونن و اونهایی رو تسبیح دست می گیرند و پای دین وایسادن رو معذرت میخوام احمق به حساب میارن باید چه طور رفتار کرد. به عنوان مثال یکی از اعضای فامیل ما به تازگی وارد کارهای بازاریابی شبکه ای شده که مراجع اجازه ورود به این کار رو ندادن زمانی که من بهش گفتم درآمد این کار حرامه و پولت حرامه من رو عقب مونده و احمق فرض میکنه با یک همچین آدماهایی انسان باید چه کار کند؟ آیا به نظر شما باید باهاشون به کل قطع رابطه کرد؟ 5. سوال آخرمم اینکه برای مبحث نفس شناسی مقدماتی و تخصصی کدوم کتاب یا مباحث رو دنبال کنیم که با موضوع به طور کامل آشنا شویم؟ با تشکر فقط سوال 1 و 2 و آخرمم خیلی برام مهمه اگه میشه کامل توضیح بدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید در نسبت خود با معنویت، برنامه داشته باشید وگرنه روحیه‌ی تعمق در برنامه‌های کامپیوتری، ابعادِ روحانی و معنوی شما را به حاشیه می‌برد 2- با نظر به این‌که رزق را مقدّرِ الهی باید بدانیم، کاری را باید پیشه کنیم که در کنار آن از معارف الهی و عبادات معنوی محروم نگردید 3- اگر آن خانم رعایت ظاهر شرع را نمی‌کنند، وارد آن گروه نشوید 4- لازم نیست قطع رابطه کنید، این افراد متوجه‌ی عقل قدسیِ انسان‌های متدین نیستند. قرآن می‌فرماید: به حالِ زندگی سراسر بازی و غفلت‌شان بگذارید باشند 5- همان سیر مطالعاتی که روی سایت هست بعد از دنبال‌کردنِ بحث معاد همراه با صوت، خوب است که بحث «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با صوت دنبال بفرمایید و از مباحث «حبّ اهل‌البیت» نیز غفلت نکنید. موفق باشید

15253
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: خسته نباشید. عزاداری هایتان قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد. برای تخصص و محقق شدن در فلسفه و عرفان نظری میزان برداشت ما از علوم طبیعیات با تمام شاخه هایش اعم از علم الحیوان، علم النفس، علم النبات، علم المعادن، سماع طبیعی، کون و فساد، هیئت و ... و نیز نجوم اعم از قدیم و جدید و نیز مباحث فیزیک اعم از فیزیک کوانتوم و فیزیک کوانتیک، مباحث نسبیت عام و خاص در فیزیک و مبحث گرانش و .... چه مقدار باید مطالعه شود؟ چون این بحثی که بعضاً با نام ارتباط بین علوم مطرح است بحث مهمی است. اگر بنده را راهنمایی کنید متشکر می شوم. یا اگر اینکه شخصی دیگر را معرفی کنید یا کتاب یا سخنرانی و یا هر چیزی دیگری را به بنده معرفی کنید متشکر می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به ما فرموده‌اند: «العلمُ نقطةٌ و کثرّها الجاهلون» اگر انسان با نور توحید آشنا شود بسیاری از این کثرات در آن مندک است. مثل نور بیرنگ که هفت نور را در خود دارد. عمده توحید حضوری است که در آن، حقیقتِ هر چیز در معنای خودش حاضر است. به همین جهت معلوم نیست که ما با مشغول‌شدن به این علوم کثیره مجبور باشیم راهِ خود به سوی خدا را طی کنیم. موفق باشید

15249
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند در چهل حدیث امام خمینی (قدس سره الشریف) آمده: بخاطر یک رذیله اخلاقی انسان در برزخ برای پاک شدن این رذیله باید صدها سال اخروی فشارها و عذاب ها را تحمل کند. چرا خدای رحمان برای پاک کردن یک رذیله باید یک نفر را اینقدر دچار عذاب کند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: رذیله‌ای که حضرت امام می‌فرمایند، غیر از یک گناهی است که انسان مرتکب شود و سپس تکرار نکند. منظور، ملکه‌ی اخلاقی است که با اعمال منفی برای انسان پیش آید. موفق

15238
متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد عزیزم: استاد عزیزم بنده از فرمایشات حضرتتان اینطور برداشتم بوده تا الان: حضرت حق در مقام ذات که با نام احدیت خونده میشه یک تجلی اسمائی میکنه که اسم جامع الله هست و این مقام رو واحدیت گفتن و اعیان ثابته به تبع اسماء موجود هستن به وجود علمی، تا اینجا تجلی درون صقعی هست. حالا در مقام ایجاد و ظهور خلق، هر کدام از اعیان ثابته بنا به طلب و اقتضائی که دارن به صحنه میان و در تمام این اعیان خارجه ی بوجود اومده اسم جامع الله به جامعیت در هر عینی تجلی کرده، در واقع مراتب مربوط به ظرفیت اعیان هست که هر کدام به قدر طلب و اقتضاء اول خودش به محدوده ای اسم جامع الله رو نمایش میده وگرنه در ظهور و وجود، فقط اسم الله در صحنه حاضره نه این که همه الله هستن بلکه اصلا جز الله در صحنه نیست چون ماهیات به معنای اعیان خارجه ای که ظهور اعیان ثابته خودشون هستن اصلا چیزی نیستن بلکه امکان هست و امکان که به ظهور و وجود بیاد در واقع دیگری هست که به صحنه اومده که همون اسم جامع الله هست. حالا وقتی میگیم اسم الله تجلی میکنه و خلائق به صحنه میان یعنی چی؟ در واقع چه نسبتی بین اسم الله و تجلی اون هست؟ من اینطور جواب میدم که هیچ فرقی نیست همون اسم الله به جامعیت هست که چون دارای وحدت سعی هست به صحنه اومده و نمایان شده. اصولا ظهور هر چیزی یعنی یک چیز از باطن به ظاهر بیاد، همون هست که به ظاهر اومده! حالا چرا ما مراتب می بینیم در کمالات و ظهورات؟ اولا چون ماهیات هر کدوم به قدر خودشون نمایش اسم الله هستن و دوما ما متفاوت می بینیم یعنی منشاء تفاوت حجاب های درونی ماست. مثال نور خورشید وقتی در آینه های متعدد بتابه هر کدام از آینه ها نور رو به قدر محدوده خود نمایش می دهند یعنی آینه ها صرف نمایش هستن صرفا نمایش دیگری هستن، حالا نور در همه جا همون نور هست اما مراتب بازگشت به مرائی داره در نمایاندن ها مراتب هست. نور به کمال شدت در همه تابیده ولی هر کدام از آینه ها به قدری نشونش میدن، اما باز مرائی هم یک حقیقت اند با ظرفیت های متفاوت، حالا ما اگه ازین سو نگاه کنیم میگیم اسم در مسمی فانی هست چون مرائی و محدوده نمایش رو می بینیم ولی اگه از آن سو نگاه کنیم یعنی از نور به مرائی سفر کنیم دیگر فقط خودشه حتی فنای اسم در مسمی هم مطرح نیست بلکه فقط نور موجود هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بسیار خوبی به موضوع انداخته‌اید. به امید حضوری بیشتر بعد از حضوری که خداوند به جنابعالی مرحمت فرموده است. آری! معنی وحدت وجود، جز این نیست. موفق باشید

15242
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد درست است که ما موظف به رعایت دستورات مراجع تقلید هستیم و مراجع وام گرفتن را با شرایط شرعی خاصی بلا مانع می دانند. اما اگر کسی بخواهد با نیت خالص سالک الی الله تعالی باشد تدبیر برای تهیه خانه در سلوک خالصانه چگونه ممکن است؟ در حالی که بدون پس انداز و وام گرفتن از بانکهای گردن کلفت این امر در ابتدا ناممکن می آید البته رزاق چه بخواهد الله اعلم. وام برای منزل در سلوک چه جایگاهی دارد؟ از خود حضرتعالی در یکی از مباحثتان شنیدم می فرمودید آنجا که امیر المومنین از پیامبر به بزرگی یاد می کردند فرمودند هرگز! تا وقتی زنده بودند خشتی بر خشتی ننهادند. از جمله مصداق های تهیه خانه در این زمانه چه می تواند باشد که در تعارض با سلوک نباشد؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به روحیه‌ی قناعت، اگر آن‌چه داریم در حدّی است که می‌توانیم زندگی ساده‌ای را شکل دهیم، نباید خود را گرفتار وام بنماییم وگرنه گرفتن وام برای مدیریت یک زندگی ساده ضرری به سلوک انسان نمی‌رساند. موفق باشید

15229
متن پرسش
سلام علیکم: دوستی این متن را برای من ارسال کرده و این را دلیل بر ناسالم بودن افکار علامه حسن زاده آملی دانسته. این متن به چه معناست لطفا توضیح دهید؟ علامه حسن زاده آملی در شرح مطلبی از فصوص بن عربی که در مورد جماع با خدا آمده چنین می فرماید: هنگامی که مرد با زنش جماع می کند در واقع با خدا جماع می کند، چون حق تعالی غیورتر از آن است که اجازه دهد مرد فکر کند از غیر خدا لذت می برد!! فان الحقّ غيور على عبده أن يعتقد أنّه يلتذ بغيره، فطهره بالغسل ليرجع العبد بالنظر إليه فيمن فني فيه، إذ لا يكون إلّا ذلك. پس از اين جهت رسول اللّه (ص) محب نساء بود كه كمال شهود حق در نساء است. ممدالهمم فی شرح فصوص الحکم/ص607
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه عارفان جز خدا به نور اسمِ «هو الظاهر» در صحنه نیست. هر کمالی به خدا برمی‌گردد و در همین رابطه در سوره‌ی «فاتحة الکتاب» اظهار می‌دارید: «الحمد للّه» یعنی حمدگفتن و هر زیبایی را ستودن؛ عملاً زیبایی خدا را در آن چیز ستوده‌اید. در این دستگاه، عارف جز خدا را در صحنه نمی‌یابد و لذا بعد از جماع، غسل می‌کند تا اگر به غیر حق هم نظر کرده است، روح خود را پاک گرداند. موفق باشید

نمایش چاپی