بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عرفان، فلسفه، کلام

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27199
متن پرسش
سلام استاد: بنده طلبه پایه چهار هستم یه مدتی رو آثار شهید مطهری کار کردم. بعد از اون در باب انسان شناسی آثار شما رو مطالعه کردم و سعی در عمل دارم. به نظر شما قدم بعدیم باید چی باشه؟ خودم قصد دارم که شرح کتاب جنود عقل و جهل شما رو گوش بدم. و رو بحث تفسیر هم کار نکردم یعنی حضور قرآن در زندگیم کم رنگه ممنون میشم راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به کتاب «شرح جنود عقل و جهل» جهت اصلاح اخلاق کار خوبی است. ولی برای ورود به قرآن خوب است بعد از مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» و استماع شرح چند سوره از قرآن و مطالعه‌ی جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» ورود به تفسیر المیزان بکنید. موفق باشید

27211
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله استاد گرامی: پس از مطالعه کتاب پرفیض «رمضان دریچه ای به عالم معنا» و با توجه به اینکه بنده مقداری قضا و کفاره بر گردنم است این سوال برایم پیش آمد که آیا ادای فریضه و گرفتن روزه قضا و کفاره آن تاثیر خاص روزه را دارد یا خیر!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تأثیر دارد. زیرا «چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار». موفق باشید

27192
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ناظر به سوال ۲۷۱۸۱ میشه دلیل خودتونو در این باره توضیح بدید؟ خود شما برای طرح مباحثتون چقدر از فقه استفاده می کنید؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! برای فلسفه‌دانی، فقه لازم نیست. زیرا جایگاه فقه، کشف حکم خدا در اصول عملیه است و بنده در این مورد، مقلّد هستم هرچند مختصری با فقه و دروس خارج بعضی از اساتید آشنا می‌باشم. ولی به این روایت فکر کنید که: «إنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل‌« همانا علم سه چيز است: آيه محكم، فريضه عادله، سنت پا برجا، و غير از اينها فضل است. و در این رابطه جایگاه فقه در یکی از منازل علم است که البته انسان‌ها در این رابطه یا باید خودشان فقیه باشند و یا از نظر فقهی، مقلّد باشند. موفق باشید

27186
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: جواب پاسختان را دریافت کردم. واقعا همینطور است ولی با توجه به اینکه ایشان از تموم فعالیتها کناره گرفته و به خاطر یکسری مسایل اصلا دوست ندارد افراد فکر کنند جز گروهای مذهبیه و در شهر ما هم بستر هیچ گونه فعالیت مذهبی نیست ما چگونه می توانیم به ایشان کمک کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در مسیر رشد معارف، خود را تقویت کند تا خداوند راهِ اصلی را در مقابلش بگشاید. سیر مطالعاتی سایت، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

27178
متن پرسش
سلام علیکم استاد: من بعد از خواندن جواب سوال ۲۷۱۱۶ سوالاتی به ذهنم رسید: استاد ابتدا که من در مسیر سلوک قدم گذاشتم از قوه خیالم برای نزدیکی به خدا خیلی کمک می گرفتم یعنی برای مثال در نماز ها هم خدا را در خیالم تصور می کردم و این باعث انس و ازدیاد عشق و محبت می شد چرا که خدا را انگار می دیدم ولی با گذشت زمان به دو مشکل برخوردم ۱. از آنجایی که خیال بسیار پویا است انگار در هر نماز خدایی که متصور بودم متفاوت بود که این مسئله من را ناراحت می کرد که چرا از خدای واحد تصوراتی متعدد دارم. ۲. بعد از گذشت زمان و خواندن کتب معرفتی آن خدای ذوقی خیالی تبدیل شد به یک خدای استدلالی مفهومی. در واقع فکر می کردم که با این کارم خدا را در حد تصورات خودم محدود می کنم و خدایی خیالی را می پرستم که در نهایت خدایی است به وسعت قدرت خیال و ظرف نفسم در صورتی که باید خدای بینهایت لا اسم و لا رسم را می پرستیدم. ( یعنی در نماز به هیچی فکر نکنم تا درهای شهود قلبی باز شود یا به مفهوم عشق و محبت فکر کنم). در نهایت این موضوعات باعث شد که آن خدای ذوقی خیالی گذشته تبدیل به خدای استدلالی مفهومی شود و تفاوت ها را واقعا حس می کنم چرا که در گذشته عشق و شوقم نسبت به خدا خیلی بیشتر از الان بود و احساس می کنم گرچه آن خدای گذشته ناشی از نقصان معرفت بود ولی بسیار نزدیک تر و ملموس تر بود. استاد نظر شما چیست آیا روش گذشته من درست بوده و دوباره همانطور شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در همین مسیر که طی کرده‌اید إن‌شاءاللّه آن خدایی که با معارف عقلی یافتید را، در همه‌ی مظاهر می‌یابید. موفق باشید

27181
متن پرسش
سلام: استاد کسی که فلسفه خوانده باشد چگونه می تواند آن را امتداد بخشد؟ حتما باید فقه هم بخواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. لازم نیست. اگر در ادامه‌ی تفکر فلسفی به سوی قرآن و روایات جلو برویم، آن تفکر بیش از پیش شکوفا می‌شود. موفق باشید

27170
متن پرسش
سلام: ببخشید منظور از علامه در مورد عرفان، قرآن، برهان چیست؟ و ربط آن به علم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک إلی اللّه، برهان، عقل را تقویت می‌کند و عرفان، دل را تا بهترین نوع برخورد با قرآن که دریایی است بیکران، صورت گیرد.

قرآن از یک حقیقت واحدی صادر شده و به همین جهت تمام آیات آن دارای پیوستگی هستند. مشکل آن هایی که در قلب هایشان زیغ است آن است که[1] کلام خدا را با کلام مردم عادی مقایسه می‌کنند.

آن «اللّه» که جامع کمالات است در قرآن با ما سخن می‌گوید و در سخنان خود، خود را به ما نشان می‌دهد. اگر او را بشناسیم می‌توانیم به سخن او گوش فرا دهیم. قرآن، قرآن خدایی است که به سخن آمده و با ما در کتابش آشکار می‌گردد. باید بتوانیم از طریق قرآن در حضور خدایی قرار بگیریم که با ما سخن می‌گوید. امام صادق «علیه‌السلام» در همین رابطه می‌فرمایند: «لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون‏» (بحارالأنوار، ج‏۸۹، ص۱۰۹.) بدرستى كه خداوند در كلام خود براى بندگان خود تجلّى كرده است و ليكن آن ها نمی بینند.

قرآن اسرار حضور خداوند در عالم را بر روی ما باز می‌کند از آن جهت که هماهنگ تکوین عالم است. یعنی از یک جهت حضور خدا در عالم و دیگر حضور خدا در کلام او به میان آمده است و اگر هرکس در کلامش حاضر می‌شود، خداوند در قرآن ظاهر شده آن‌هم در عین هم‌زبانی با انسان‌ها. قدرت درست‌دیدن را به انسان‌ها هدیه می‌کند.

قرآن همان بودن خدا در عالم است، به همان اندازه که برای دین خدا در مظاهر باید «وجودبین» شد و از محدوده‌ی ماهیات عبور کرد، به همان اندازه باید با تدبّر در قرآن و نگاهِ وحدت‌نگر یعنی تمامیتیِ معنادار، خدا را در قرآن دید.

برای شنیدن کلامی این‌چنین گسترده که خدا را می‌نمایاند باید گشودگیِ لازم را در خود ایجاد کنیم و از تنگناهای سوءِ فهم و سوءِ‌اخلاق خود را آزاد نماییم وگرنه سخن گسترده‌ی خدا را در شخصیت تنگ خود اسیر می‌کنیم، و این است معنای تفسیر به رأی

موفق باشید

 

[1] - اشاره است به آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران که می‌فرماید: «أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه ‏انگيزى كنند و به دنبال تاویل آن هستیند.

27165
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: سوال بنده این است که آیا آداب، دعا یا ذکری به جهت تقویت و تیزی ذهن و رفع کلیه موانع ذهنی یا روحی و روانی یادگیری یا حواس پرتی و فهم بیشتر از کلیه موارد، مورد نظر (مانند مطالعه) وجود دارد که در مدت هر چقدر کوتاه تر بتوان از آن بهره برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف دینی به‌خصوص معرفت نفس، مقدمه می‌شود تا بهترین ذکر که نماز است را با بهترین بهره‌ای که در نماز هست، به‌جا آوریم. حضرت حق می‌فرماید: «اقم الصلواة لذکری» برای یاد من، نماز به پا دارید. موفق باشید

27154
متن پرسش
سلام استاد جان: در پناه خدا همواره موید باشید با توجه به متن زیر بفرمائید آیا واقعا چهله های گروهی این طوره؟ با سلام دوستان استاد بزرگ عرفان ناب حکمت تشیع آیة الله علوی فرمودند که ورود به چله ی گروهی خوب نیست حتی اگر ذکر و ادعیه و اعمال خوبی را درآن گنجانده باشند وقتی چله گروهی گرفته می شود چله دهنده می تواند با ارواح چله گیرنده ها ارتباط برقرار کند و آنچه که مد نظرش هست را در روح آنها القا نمایند و ما در زمانی بسر می بریم که حضرت آقا از دشمنی اجنه و انسانها هر دو با هم برای تاخیر در امر ظهور و شکست ما خبر دادند حتی اگر در ظاهر دعا برای ظهور باشد. لطفا خودتون چله فردی بگیرید مگر چله دهندگان از طرف مقام عظمای ولایت و یا یاران صدیق ایشان باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد که می‌فرمایید. جناب آقای استاد احسان عبادی نکات خوبی را در کانال «میران و هادیان» فرموده‌اند به این آدرس:  موفق باشید http://eitaa.com/joinchat/1042087954C4728538fc9

27159
متن پرسش
سلام خسته نباشید: نظرتون در مورد آثار استاد مهدی طیب شاگرد آقای دولابی و کلا آقای دولابی چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان مطالب قابل استفاده‌ای دارند. موفق باشید

27148
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب ده نکته از معرفت النفس فرمودید: «از طرفی آن ملکه علمی با مظاهر گوناگون خود در صورت خیالی و لفظی، داراي یک وحدت حقیقی است و چون رابطه بین لفظ مربوط به آن معنی، یک رابطه حقیقی است و واقعا بین آنها وحدت جاري است، وقتی هم کسـی آن الفاظ را شنیـد، همان معنا را که مورد نظر شـماست می فهمـد، در حالیکه وقتی به صورت تجافی از مبـدا خود صادر شده باشد دیگر چنین وحدتی بین شیء و مبدا آن حاکم نیست. و این رابطه بین نفس و صورت ذهنی و صورت الفاظ آن شبیه ایجاد نسبت صدوری و ایجادی نفس رحمانی در عالَم است.» من متوجه این مطلب نشدم هر چند با بحث مثال اینکه آن بحث عقلی صورت دهنده به الفاظ و صور ذهنی است ارتباط برقرار کردم اما اینجا چه منظوری مد نظرتان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در بحث «نظام طولی» و موضوع تشکیک وجود در «برهان صدیقین» مسائلِ این‌چنینی روشن می‌شود. موفق باشید

27147
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استادی داشتیم که به ما گفته بودند شعبان باغی است که انسان را به تالار مهمانی ماه رمضان می رسانند. از طرفی با مطالعه مباحث جهان گمشده عالم خیال که فرمودید محبت به خداوند یعنی محبت به پیامبر و محبت به پیامبر یعنی سیره ایشان در عالم خیال. آیا آن باغ همان محبت به پیامبر در موطن خیال می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی آن نوع بلوغی که بتوانیم در عالم مثال و خیال حاضر شویم، سلوک عرفانیِ خاصِ خود را می‌طلبد. به همین جهت نام «جهان گمشده» بر آن نهاده شد. موفق باشید

27145
متن پرسش
سلام: با توجه به این که علامه حسن زاده آملی هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ دینی انسان بسیار بلند مرتبه ای هستند. اگر ما هم بخواهیم به دروازه های علم راه بیابیم باید چه کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمایش خودشان، قرآن و برهان و عرفان. موفق باشید

27139
متن پرسش
سلام علیکم استتد عزیز: ۱. در مورد سوال ۲۷۱۱۷ باید بگویم که بنده کتاب مقالات جلد یک را با شرح صوتی شما کار می کنم و این سوال در حین شرح برای بنده پیش آمده اگر ممکن است برای هر کدام از کشف های حدسی و قدسی مثال بزنید. ۲. در ادامه بحث الهامی در مورد مقام ولایت مطقه من متوجه نشدم بالاخره قبلا رسیدیم ذات ما همان روح است. و بعد هم که روح، مقام ولایت است ولی در کتاب می گوید افاضات از مقام ولایت به ذات انسان می رسد. بالاخره فرق این دو چیست؟ اصلا من فکر می کردم ذات ما همان ولایت و همان روح است ولی این جمله کتاب را نتوانستم بفهمم که چطور ذات ما یک چیز شد و ولایت هم یک چیز بالاتر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به همین جهت کتاب مذکور پیشنهاد شد که آیت اللّه شجاعی نمونه‌های خوبی برای انواع کشف‌ها مطرح می‌کنند. ۲. ذات هرکس، بهره‌ای از روح دارد. لذا در قرآن فرمود: «نفخت فیه من روحی» که در نکات ۹ و ۱۰ «معرفت نفس» بحث آن به میان آمد و خوب است که حتی قبل از مطالعه‌ی «مقالات»، مباحثی مثل «ده نکته» و «برهان صدیقین» دنبال شده باشد. موفق باشید 

27124
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: در مسیر خودسازی و ارتباط دلی با خداوند، خداوند را مخاطب قرار می دهیم ناخواسته ما در دل خود تصویرسازی می کنیم راه گریزی هست؟ در شناخت خداوند کتب خداشناسی که مطالعه می کنیم به کمال مطلق می رسیم ولی چه کنیم در دل ما این مفهوم مستقر و ثابت باشد و با خطوات و مخاطرات ذهنی خللی در مسیر ایجاد نشود، چگونه آنگونه که شایسته و بایسته هست خدا را با کمال مطلق و سبحان بودنش به یقین برسیم، دعاگوی شما خواهم بود. متشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت از حضرت صادق «علیه‌السلام» هست: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك»‏ یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده. ۲. همین‌که در منظر خود نظر به حقیقت وحدانی دارید که در مظاهر خود، خود را می‌نمایاند، به مرور که جلو می‌روید، بیشتر متوجه‌ی حضور همه‌جانبه‌ی او در مناسبات و زندگی و عالم می‌شوید. موفق باشید

27118
متن پرسش
سلام علیکم: می بخشید استاد وابستگی به دیگران ممدوح است یا مذموم؟ منظورم وابستگی عاطفی نیست، وابستگی که انسان با وابسته شدن به دیگران به خود باوری برسه، یعنی یکی قبولش داشته باشه، باورش داشته باشه، تا به به خود باوری برسه!؟ اگه مذموم است درمانش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در فضای اعتماد با خدا با بقیه مرتبط باشد و خود را وسعت دهد از آن جهت که انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. ولی آن نوع وابستگی که انسان در رابطه با آن، هویت الهی خود را فراموش کند، چیز خوبی نیست و آن مشکل با معرفتِ به حق و تدبّر در آیات الهی رفع می‌شود. موفق باشید

27117
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: اگر می شود یک مثال برای هر کدام از کشف های حدسی و ذوقی بزنید. اگر بشود از داستان بزرگان عرفا باشد برای درک بهتر که چه خوب می شود. چون هم در کتاب خیلی به آن پرداخته نشده و هم در شرح آن. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد خوب است به جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی رجوع فرمایید تا با طیّ مقدمات، این مسائل برایتان حل شود و اگر اصل کتاب را نتوانستید به دست آورید، با صوت شرح آن، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید

27108
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم. سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم اینکه ما ریشه حرکت در اعراض را در تغییر جوهر می دانیم در صورتی که حرکت در اعراض عالم ماده در اثر فعل و انفعالات عالم ماده روی همدیگر هستند و جایی را نمی توان تصور کرد که موجودی از لحاظ مادی باشد و ماده دیگر بر آن اثر نداشته باشد پس ظاهرا باید دلایل دیگر حرکت جوهری را بررسی کرد نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلایل دیگر اثبات حرکت جوهری، جای خود دارد ولی به هر حال همین‌که اعراض به هر دلیلی پذیرنده‌ی تغییر و انفعال هستند، باید علت آن را به چیزی که اساس آن عرایض است، دانست. موفق باشید

27107
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض تبریک اعیاد شعبانیه. استاد علت تفاوت در ظهورات مختلفه در عالم را در عرفان، به اعیان ثابته شان ربط می دهند حال علت تفاوت اعیان ثابته از کجا نشات می گیرد که عین ثابت یکی سنگیت است و دیگری چوبیت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر به خود افراد برمی‌گردد. زیرا آغازِ آغازهای هرکس «عین ثابته»ی اوست و به جای دیگری انتخاب‌های او ربط ندارد که بخواهیم علت آن انتخاب‌ها را در آن‌جا جستجو کنیم. بد نیست در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» نظری بیندازید. موفق باشید

27105
متن پرسش
سلام و عرض ادب: از دوستان خودی، شکایتی دارم و از شما می خواهم ما را نصیحت بفرمایید، چرا که در این مباحث خودم را بسیار هم زبان می بینم با مرحوم سلمان طاهرزاده. آخر چرا مدعیان انقلابی باید عوض اینکه فکر خودسازی و رشد انقلاب خویش باشند روز و شب به دنبال حرف و حرف بازی‌ و ایراد تراشیهای بیخود برای هم هستند؟! برخی از مذهبی ها خود را خلاصه کرده اند در نقد دیگران! علم خود را در نقد بقیه می دانند! منظور بنده نقد نکردن نیست، مقصودم افراط است. آن قدر که از این دست رفتار ها آسیب دیده اند جوانان و جذب انقلاب و اسلام ندشه اند که انسان می سوزد و می سازد! یک بنده خدایی به من می گفت میدانی چرا با مذهبی ها حرف نمی زنم؟ گفتم چرا؟ گفت بخاطر نیس زبانشان. تا دهانم را باز می کنم یا نقد می کنند یا در دهانم می زنند، یا میلیونها حرف برای نفی حرف من می آورند! می گفت من می دانم حرف من درست نیست، ولی نمی دانم چرا اینها اینگونه رفتار می کنند! نمی دانم چرا برخی مذهبیون ما وقتی وارد مثلا دینداری عمیق تر می شوند ، عُجب می شود جزو لاینفک روحشان. و اصلا بقول آن روایت: گناهی که سر عبد را پایین نگه دارد بهتر از ثوابی است که عجب بیاورد. متاسفانه گرفتار عجب بسیار بزرگی هستیم در بعض مذهبی هایمان. ریشه این رفتارها کجاست ؟ برای در مان چه باید کرد؟ ولله انسان هرقدر خود را میابد از خود و حرف خود و اسم خود بیزار می شود، چطور می شود که شخص غوطه ور در معرفت النفس هم که هست، باز درگیر من است و منیت! می خواستم کمی از ریشه این موضوع از شما بپرسم. ریشه های رذیله ای آن که ازکجا شروع می شود و به چه چیزها آسیب می زند و چگونه رفعش کنیم؟ بخصوص که برخی مطالعات عمیق تر می کنند، دیگر خدا را بندگی نمی کنند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است که می‌فرمایید و به همین جهت کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تدوین شد. عرایض نسبتاً مفصلی در شرح آیات ۱۱ سوره‌ی جاثیه برای توجه به این ضعف شده است که صوت آن را در جلسات ۴ و ۵ آن سوره می‌توانید دنبال بفرمایید. راهِ حل همان است که قرآن در آن آیه به ما متذکر شده است. در ضمن خوب است به توصیه‌ی امام سجاد «علیه‌السلام» به یکی از یاران‌شان که ذیلاً خدمتتان می‌آورم توجه بفرمایید که چگونه حضرت آن بنده‌ی مؤمن را که گویا گرفتار همین سخت‌گیری‌ها بوده است؛ متذکر راه دیگری می‌شوند که آن، گشودگی نسبت به خلق خدا است. موفق باشید  

 «دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيُ‏ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ «عليه السّلام» وَ هُوَ كَئِيبٌ حَزِينٌ فَقَالَ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ«عليه السّلام» مَا بَالُكَ مَغْمُوماً؟ قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ غُمُومٌ وَ هُمُومٌ تَتَوَالَى عَلَيَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعَمِي وَ الطَّامِعِينَ فِيَّ وَ مِمَّنْ أَرْجُو وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَيْهِ فَيُخْلِفُ ظَنِّي فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع احْفَظْ عَلَيْكَ لِسَانَكَ تَمْلِكْ بِهِ إِخْوَانَكَ قَالَ الزُّهْرِيُّ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أُحْسِنُ إِلَيْهِمْ بِمَا يَبْدُرُ مِنْ كَلَامِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ إِيَّاكَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِكَ بِذَلِكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَتَكَلَّمَ بِمَا يَسْبِقُ إِلَى الْقُلُوبِ إِنْكَارُهُ وَ إِنْ كَانَ عِنْدَكَ اعْتِذَارُهُ فَلَيْسَ كُلُّ مَنْ تُسْمِعَهُ شَرّاً يُمْكِنُكَ أَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ مِنْ أَكْمَلِ مَا فِيهِ كَانَ هَلَاكُهُ مِنْ أَيْسَرِ مَا فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ أَمَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَلَ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِكَ وَ تَجْعَلَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِكَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَكَ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَخِيكَ؟ فَأَيَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَيْهِ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ بِأَنَّ لَكَ فَضْلًا عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ كَانَ أَكْبَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِي بِالْإِيمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ أَصْغَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ تِرْبَكَ فَقُلْ أَنَا عَلَى يَقِينٍ مِنْ ذَنْبِي وَ فِي شَكٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِي أَدَعُ يَقِينِي لِشَكِّي وَ إِنْ رَأَيْتَ الْمُسْلِمِينَ يُعَظِّمُونَكَ وَ يُوَقِّرُونَكَ وَ يُبَجِّلُونَكَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ إِنْ رَأَيْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّكَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَيْكَ عَيْشَكَ وَ كَثُرَ أَصْدِقَاؤُك وَ فَرِحْتَ بِمَا يَكُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَكْرَمَ النَّاسِ عَلَى النَّاسِ مَنْ كَانَ خَيْرُهُ عَلَيْهِمْ فَائِضاً- وَ كَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً مُتَعَفِّفاً وَ أَكْرَمَ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَيْهِمْ مَنْ كَانَ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ كَانَ إِلَيْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْيَا يَتَعَقَّبُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيمَا يَتَعَقَّبُونَهُ كَرُمَ عَلَيْهِمْ وَ مَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيهَا وَ مَكَّنَهُمْ مِنْ بَعْضِهَا كَانَ أَعَزَّ وَ أَكْرَمَ‏  ( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۲، ص: ۳۲۰)

امام باقر «علیه السلام» می فرمایند: ابن شهاب زهرىّ بر امام سجّاد «عليه السّلام» وارد شد در حالى كه بسيار محزون و غمبار بود، پدرم بدو فرمود: تو را چه شده كه اين چنين محزونى؟! گفت: اى زاده رسول خدا، غمها و غصّه ‏هايى است كه پيوسته از جهت حسودان بر نعمت و طمعكاران در موقعيّتم بر من وارد مى‏ شود، تا جايى كه ديگر به هيچ كس اعتماد ندارم.

حضرت سجّاد عليه السّلام فرمودند: زبانت را حفظ كن تا دوستانت را بدست آورى.

زهرىّ گفت: اى زاده رسول خدا، من در كمال خوش زبانى با اينان رفتار مى‏ كنم.

حضرت فرمود: هيهات هيهات! مبادا مبتلا به عجب شوى، و نكند كلامى گويى كه مخالف دلشان باشد، هر چند عذر آن نزد تو باشد، چون تو قادر نخواهى بود به تمام مخالفين خود عذرت را بنمايى و حرف را روشن كنى.

سپس فرمود: اى زهرىّ، كسى كه از نظر عقل به كمال نرسيده، زودتر به وادى هلاكت مى ‏افتد.

زهرىّ! چرا أهل اسلام را همچو أهل و خانواده خود نمى ‏بينى؛ كه بزرگشان را همچون پدر، و كوچكشان را همچون فرزند، و همسانشان را همچون برادر در نظر بگيرى، در اين صورت بكداميك از ايشان حاضرى ستم كنى، يا نفرين نموده يا آبرويش را ببرى؟!!.

اگر مبتلا به وسوسه ابليس شدى كه تو از ديگران برترى، ببين اگر آن بزرگتر از تو بود بگو: او پيش از من أهل ايمان شده و كردار صالحش بيشتر از من است. و اگر كوچكتر از تو بود بگو: من بيش از او مرتكب معصيت شده‏ام پس او بهتر از من است. و اگر همسان تو بود بگو: من به گناه خود يقين دارم ولى در باره او شكّ دارم، چرا يقين خود را با شكّ عوض كنم.

اگر ديدى أهل اسلام تو را تعظيم مى‏ كنند و مورد احترام خود قرار مى ‏دهند بگو:

اين فضل را آنان قائلند، و اگر از اينان ستم و ناراحتى به تو رسيد بگو: اين بخاطر گناهى است كه مرتكب شده‏ ام. كه اگر تو اين گونه رفتار كنى خداوند زندگى را بر تو آسان گرفته و دوستانت را بسيار مى ‏نمايد، و از اعمال نيك اينان خوشحال شده و به هيچ وجه از ستم اينان تأسّف نخواهى خورد. و بدان كه كريم ترين فرد بر مردم كسى است كه خيرش بسيار و از اينان بى ‏نياز بوده و عفيف باشد، و پس از او كسى است كه عفيف باشد هر چند بديشان نيازمند باشد، زيرا أهل دنيا به اموال خود عشق مى‏ ورزند، پس هر كه مزاحم معشوقه اينان نشود بر ايشان كرم كرده، و هر كه علاوه بر عدم مزاحمت چيزى به اموالشان نيز اضافه كند عزيزتر و كريمتر بر ايشان مى ‏باشد.

27104
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: التماس دعا در ماه مبارک شعبان دارم، استاد می خواستم در بحث سیر و سلوک که این ماه ها هم بهترین اوقات برای آن است با شما موضوعی را در میان بگذارم گرچه مدت ها بود قصد داشتم ولی کمی خجالت می کشیدم، استاد تقریبا چند سال است که خیلی ویژه به مباحث دینی می پردازم از تفکر و مطالعه و ذکر و دعا و عبادت، گرچه قبلا هم تقریبا انسان مذهبی بودم ولی از بعد آشنایی با تفکرات شما به شدت دوستدار حضور در عالم دینی هستم، امسال ماه مبارک رجب هم سعی کردم نسبت به سال های قبل بیش تر به معنویات و عبادات بپردازم، ولی یک مانع جدی که بر سر راهم است، این است که قوه خیال و وهم خود را نمی توانم خیلی کنترل کنم، سن من حدود ۲۵ سال است و به علل گوناگونی نتوانسته ام که ازدواج کنم گرچه خیلی دوست دارم سریع تر ازدواج کنم ولی شرایط فراهم نیست، متاسفانه به شدت افکار جنسی بر من فشار وارد می کند، خیلی هم سعی می کنم بیکار نباشم، بیش از ۱۰ ساعت مطالعه و تفکر دارم ولی همین که موقع خواب یا استراحت می شود انگار أین افکار بر سر من فرو می ریزد، لذا آن لذت عبادات و تفکر و مطالعه را که دارم، بر من زهر می کند، نمی دانم مشکل از من است؟ احساس گناه می کنم البته این افکار، خدا را شکر باعث نشده به طرف گناه بروم، از طرفی مثلا برخی از خانواده ها و نزدیکان من، دچار افکار غلط هستند یا مثلا به خاطر دیدن فیلم های نمایش خانگی که بسیار مبتذل است یا گوش دادن به موسیقی های مبتذل، هر روز دارند حیایشان کم می شود و به انحراف می روند، من ناراحت می شوم، سعی می کنم از طریق مباحثی، آن ها را اصلاح کنم، مثلا می خواستم در مورد آسیب های این سریال ها تحقیق کنم در فضای مجازی، یکدفعه به صورت ناخواسته چشمم به عکس مستهجنی افتاد، از آن روز به بعد به شدت دارم اذیت می شوم، نمی دانم چه کار کنم؟ تصمیم گرفتم این کار را رها کنم، از طرفی غم نزدیکان را هم دارم که گرفتار این ها هستند. استاد به حق این روزها راهی جلوی من بگذارید. با تشکر و عذر خواهی به خاطر این که طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطمئن باشید حفظ عصمت اولیه و نزدیک‌نشدن به گناه، برکاتی دارد که هرگز نزدیکی به گناه و لذت‌های پست آن، بویی از آن برکات و صفا ندارد. آری! صبر و مقاومت می‌خواهد و کار آسانی هم نیست، ولی اگر به خاطر خدا انجام شود نتایج آن فوق‌العاده است و انسان را وارد جهانی دیگر می‌کند. ۲. پس از مدتی اگر بر صفای خود باقی بمانید، تأثیر آن عکس از بین می‌رود. ۳. به نظر می‌آید دنبال‌کردن فیلم‌های نمایش خانگی برای آگاهی از اشکالات آن‌ها، عمر برباد دادن است. موفق باشید

27100
متن پرسش
با سلام و احترام و تبریک اعیاد شعبانیه: خیلی عذر میخوام وقت شریفتون رو می گیرم. استاد! از خودم بدم میاد. حس می کنم نفسم بر من غلبه کرده، هر کار می کنم نمیتونم نفسم و مغلوب عقلم کنم. استاد میشه برا من دعا کنید. اگه توصیه ای جیزی هم دارید لطف کنید. خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. راه‌کارهای مطرح‌شده در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

27098
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. با توجه به اینکه اختلافاتی که در متن زیارت عاشورا هست شما کدام نسخه را صحیح می دانید و خودتان می خوانید؟ ۲. تجلی انوار الهی بر قلب سالک به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح زیارت عاشورا عرایضی شده است. با توجه به آن عرایض به نظرم به همان صورت که در مفاتیح هست یعنی لعن و سلام و سجده‌ی آخر؛ بیشتر مؤثر خواهد بود. بهتر است که اول و ثانی و ثالث را قابیل و قاتل حضرت زکریا و قاتل حضرت علی «علیه‌السلام» بدانیم. ۲. موضوعی است چشیدنی و در راه سلوک برای سالک پیش می‌آید. موفق باشید

27088
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم: در بحث حرکت جوهری در صورتیکه مقدمه بحث این باشد که حرکت در اعراض ناشی از حرکت در ذات است و اگر حرکت جهت نداشته باشد و به کمالی منتهی نشود حرکت نیست. سوال اینکه حرکت در اجزای اصلی جهان نظیر آب طی میلیونها سال علیرغم تغییرات در اعراض (جامد مایع گاز) دارای حرکت سیکلیک هستند که قاعدتاً نمی توان جهتی برای این نوع حرکت قایل بود. با این فرض که جهتی برای حرکت سیکلیک نمی توان قائل بود حرکت در اعراض در آب را قاعدتا نمی توان به تغییر در جوهر نسبت داد. آیا این عبارت صحیح است؟ به نظر دیگر اجزا تشکیل دهنده جهان مادی نظیر عناصر آهن و ... نیز پس از مدتی کوتاه یا بلند و رسیدن به حداقل سطح انرژی خود دیگر از حرکت متوقف می شوند و تغییر در اعراض نیز متوقف می شود. البته ممکن است از ماده ای به ماده ی دیگری منتقل شوند ولی تغییرات دارای جهتی خاص در مقیاس کلان نیست و صرفا دچار تغییر شکلهای تکراری می شوند. پس حرکت در این مواد نیز یا سیکلیک است یا در نهایت متوقف خواهد شد. پس حرکت ذات کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا حرکت اعراض، در نسبت‌ها ظهور می‌کند مثل حرکت رنگ سیب در سبزبودنش نسبت به رنگ زرد یا سرخ. ولی حرکت جوهری به ذات خودش و در ذات خودش محقق می‌شود. آری! ظهور آن حرکت در اعراض نمایان می‌گردد ولی ذات آن حرکت در خودش می‌باشد. باید به کمک شرح صوتی بحث «حرکت جوهری» به معنای حرکت در جوهر فکر کرد. موفق باشید

27087
متن پرسش
با سلام و عرض تبریک اعیاد شعبانیه و سال جدید: استاد بزرگوار چه کنیم ظرفیت وجودی مان برای دریافت ملکات و علوم و فضایل الهی بیشتر شود تا بتوانیم بهتر و بیشتر در جامعه مثمر ثمر باشیم و بر روی ریل عبودیت الهی قدم برداریم؟ آیا عبادت یا ذکر و تمرین خاصی مورد سفارش و تاکید است (فرع بر کلیت عبودیت خداوند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است به جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» که بر روی بنر سایت هست، سری بزنید إن‌شاءاللّه راه‌گشا خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی