بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: اخلاق، تعلیم و تربیت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30493
متن پرسش
با سلام استاد: عذر خواهم که وقت شما را گرفته ام. دو سوال داشتم: ۱. لطفا منبع جامعی در مورد چیستی و ضرورت فلسفه (مخصوصا فلسفه اسلامی) بیان کنید. ۲. امام علی ( ع): «شرافتمندانه ترين توانگرى ها، وانهادن آرزوها است.». با توجه به حدیث امام علی (ع)، نباید برای خود هدف انتخاب کنیم و برای رسیدن به آن تلاش کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این خود فلسفه است که نشان می‌دهد جایگاه فلسفه کجاست. بالاخره «حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی». 2- آری! آروزهای دنیایی نه! ولی اهداف الهی آری!

موفق باشید

30487
متن پرسش
با سلام: ابتدا تشکر ویژه ای دارم از شما که مطالب زیادی را ازتون آموختم. آشنایی من با شما برمی‌گردد به تفسیر حدیث عنوان بصری که خداوند عنایت فرمود که با سایت شما ارتباط بگیرم. علاقه اصلی من عرفان هست. چند ماهی هست بصورت جدی عرفان شیعی رو مطالعه می‌کنم و خدا رو شکر هر روز قلبم نسبت به آن گشوده تر می‌شود. خداوند نعمت ریز بینی را به من عطا فرموده و برای همین به راحتی مطلبی را نمی‌پذیرم و در کنار آن نعمت انعطاف پذیری را هم عطا فرموده تا در صورتی که متوجه اشتباه خود شوم آن را قبول کنم. این سوالاتی که از شما می‌پرسم فقط برای آن است که احساس می‌کنم اول با اطلاع هستید و دوم منطقی و منصف، ان شاءلله. پرسش های من درباره انقلاب اسلامی و ثمرات آن است. من در خانواده ای نسبتا مذهبی به دنیا آمده ام و همیشه در خانه ما صحبت از قرآن و ائمه بوده و هست. با تحقیقاتی که کردم ارادتم به ائمه بیشتر شده بخصوص حضرت علی علیه السلام. هنگامیکه حکومت ایشان را با الان مقایسه می‌کنم (و البته شرایط زمانه را هم در نظر می‌گیرم) متاسفانه اختلاف زیادی را متوجه می‌شوم. تا اینکه نظرات شما من را تکان داد و باعث شد نه به شما بلکه به خودم شک کنم که نکنه من اشتباه می‌کنم و مواردی را درنظر نگرفته ام! بخاطر همین بعضی از شکیّات خودم را مطرح می‌کنم که انتظار دارم شما با تکیه بر آیات قرآنی و سنت اهل بیت پاسخ دهید تا ان شاءلله اگر حقانیتی در آن بود خداوند از طریق شما من را از گمراهی نجات دهد. و اگر شما من را متوجه جهالت خود کنید ان شاءلله به طریقی آن را جبران خواهم کرد. و این را هم عرض کنم که من از فعالیت های سیاسی بیزار هستم و تا وقتی نفس اماره درونم جولان می‌دهد واجب آنست که به خودسازی خودم بپردازم ان شاءلله. این را گفتم تا بدانید من فقط برای خودم چنین پرسش هایی می‌پرسم و قصد و غرضی ندارم. ۱. نظرتان درباره قول هایی که امام خمینی در بهشت زهرا به مردم دادند و به بسیاری از آنها عمل نشد چیست؟ و همینطور آزادی احزاب که در فرانسه بیان کردند. از طرفی الان شاهدیم که هیچ حزب مردم نهادی به معنای واقعی نداریم و حتی اتحادیه های صنفی ما نیز بشدت ضعیف و منفعل هستند. ۲. اعدام های تابستان سال ۶۷ منافقین، که بیشتر مدت اسارت خود را طی کرده بودند. اگر قرار بر اعدام بود چرا سال ها آنها زندانی بودند و در شرف آزادی اعدام شدند؟ ۳. قتل های زنجیره ای در اوایل دهه ۷۰ که بصورت ترور انجام شد و با حیله و نیرنگ مخالفان نظام کشته شدند. ۴. کشتار سال ۷۸ در خوابگاه دانشگاه تهران. ۵. کشتار معترضان سال ۸۸ و شکنجه بسیاری از مردم عادی ۶. کشتار معترضان سال ۹۸ (قبول دارم که در بین مردم اغتشاشگران نفوذ کرده اند اما بسیاری از مردمی که شکنجه و کشته شده اند مردم عادی بودند) ۷. احساس خفقان و ترسی که مردم ار حکومت دارند و پایگاهی مدنی وجود ندارد که مردم حرفشان را آزادانه و بدون ترس بزنند و بخاطر آن مردم در مواقعی مجبور می‌شوند برخلاف میلشان برای اعتراض به خیابان بیایند و در نهایت یا مخالف نظام خوانده می‌شوند یا معاندین در آنها نفوذ کرده و اعتراضات را به انحراف می‌کشانند و در هر دو صورت، این مردم هستند که سرخورده می‌شوند و ناراحتیشان از حکومت عمیقتر می‌شود. (من وقتی شرایط الان را با ۱۰ یا ۱۵ سال گذشته مقایسه می‌کنم به وضوح می‌بینم که موافقان حکومت الان منتقد آن شده اند. منظورم سیاستمداران نیست بلکه مردم عادی و دور و بر خودم را می‌گویم) ۹. سانسور روزنامه ها، اخبار، کتاب ها، نشریه ها و... و صدا و سیمای یکطرفه ۱۰. چرا مردم ما باید انقدر فشار روی آنها زیاد باشد نه فقط فشار اقتصادی بلکه فشارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی؟ من خودم از مخالفان نظام سرمایه داری هستم ولی متاسفانه کشور ما نیز بیشتر از ۹۰ درصد مدیریت آن طبق آن نظام استکباری اداره می‌شود و حتی در مواقعی بدتر از آن. از نظام بانکی تا آموزشی و ادارات مختلف و... ۱۱. این کلاهبرداری عظیمی که در طول این سالها انجام شده بویژه امسال که با دعوت همه جانبه نظام از مردم برای شرکت در بورس، متاسفانه ضررهای سنگینی متحمل شدند. درست است که مردم هم نباید بدون آموزش وارد بورس می‌شدند اما دعوت دولت و رسانه های حکومتی، آنها را به گونه ای ناصحیح ترغیب کرد. وقتی ما چنین دین غنی و پربرکتی داریم چه احتیاجی به مدل کشور داری دیگران!؟ ان شاءلله خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید و از گمراهی نجات دهد و با نور حقیقت عبودیت، ما را منوّر کند. آمین یا رب العالمین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که بررسی این نوع سؤالات، مثنوی هفتاد من نیاز دارد. ۱. در این مورد خوب است جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که روی سایت هست، مطالعه شود که اراده‌ی امام چه بود و هوشیاری دشمن برای به شکست‌کشاندنِ آن اراده تا کجا آمد. آری! امام خمینی نتوانستند آن وعده‌ها را محقق کنند ولی در رویارویی با فتنه‌های دشمن، انقلابْ امروز به وسعتی رسیده هزار برابر بیشتر از آنچه بنا بود باشد. ۲. در مورد اعدام‌های منافقین، در جریان باشید که بعد از عملیات «مرصاد» معلوم شد آن‌ها زندانی عادی نبودند. پرونده‌هایی که از عملیات چلچراغ دشمن به دست آمد، معلوم بود بسیاری از زندانیان جزیی از جریان برانداز بوده‌اند. ۳. آری! قتل‌های زنجیره‌ای با نفوذی‌ها و یا منحرفینی که در اطلاعات نفوذ کرده بودند انجام شد و کار بدی بود و به نظام، ضربه زد. مصاحبه‌ی اخیر آقای یونسی و آقای مهدی نصیری در این رابطه مفید است. ۴. جریان دانشگاه همان‌طور که بعداً معلوم شد، جریان از پیش‌طراحی شده بود که پای نظام گذاشتند. ۶. خود بنده ناظر جریان اغتشاشات سال 98 بودم. کاملاً منافقین نفوذ کرده بودند و اراده‌ی براندازی داشتند و هیچ راهی جز برخورد محکم و جدّی نبود ۷. جریان نظرخواهی اخیر دانشگاه مریلند این مورد را تأیید نمی‌کند که مردم در کلیت از نظام سرخورده‌اند. بیشتر اشکالات را در ضعف مدیریت می‌بینند و نه در کلیت نظام. ۹. به نظر بنده تلویزیون احتیاط‌ های بیش از حدّی دارد و با نوعی تنگ‌نظری همراه است. زیرا کسانی هستند که کلیت نظام را قبول دارند، ولی مثل ما فکر نمی‌کنند. این‌ها نیز باید در رسانه‌ی ملی جایی داشته باشند. ۱۰. همین‌طور است که می‌فرمایید. ما هنوز در افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشوده است، ورود نکرده‌ایم. به گفته‌ی آقای دکتر شهریار زرشناس، اشکال در حضور لیبرال‌ها در نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ما است. ۱۱. باز هنوز متوجه نشده‌ایم که با اراده‌های سست سیاسیون نمی‌توان به طنابی آویزان شد که اینان ما را در چاه می‌برند ولی توان بالاکشیدن آن را ندارند.

و همه‌ی این امور حکایت از آن دارد که با انقلاب اسلامی، افق دیگری در پیش است و باید بعد از این‌همه تجربه به خود آییم و به راه دیگری فکر کنیم که بحمدلله خداوند از طریق انقلاب اسلامی، آن راه را در مقابل ما گشوده است و ما معنی گمشده‌ی خود را تنها در این راه می‌توانیم پیدا کنیم. موفق باشید 

30488
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: سال ها قبل زیاد غیبت می‌کردم متاسفانه، بعد کم کم، کم شد، بعد هم که مشغول بچه داری شدم و ارتباطاتم خیلی کمتر شد خیلی کمتر. چند سال اخیر به خاطر مشغله فراوان کمتر شده به فکر غیبت بیافتم و همین مساله باعث شده میلی هم به غیبت نداشته باشم، مدتی هم نیروی حال اکهارت تله رو کار می‌کردم. هر چند که به نظرم هر چه بوده کار خدا بوده نه من بی عرضه. دو سال اخیر مساله ای به شدت آزارم می دهد آنقدر که هر بار راهی را که برای سلوک در پیش می‌گیرم به شدت بهم می‌ریزد. متاسفانه احساسات و حرف های آدم ها را در مورد خودم از طریق احساساتم می شنوم و حتی وقتی به شدت در کنترل ذهن و نیروی حال پیشرفت می‌کنم باز هم آزارم می‌دهد، بهم ریخته می شوم و گاهی حس می‌کنم کسی از گوشت تنم چیزی می کند و آن شخص را هم می شناسم و می‌دانم کیست. ارتباطاتم به خاطر بچه هایم و شرایطی که دارم کم است اما همان ارتباط کم آزار دهنده می شود. تمرکزم را کم می‌کند و هر آنچه را به دست می آورم در خشم و غضبی درونی از دست می دهم و گاهی میلم را به غیبت شدیدا زیاد می کند و مرتکب این گناه می شوم و سقوط پشت سقوط ادامه می یابد و خسته از این همه درگیری درونی هیچ میلی به عبادت و هیچ رغبتی برای از سرگیری کارهایی که داشتم برای کم کردن خیال انجام می‌دادم ندارم. چه کنم؟ از تکرار این همه خطا و از ناتوانی خسته شده ام. سیر سایت را هم به همین خاطر رها می‌کنم و به شدت نامنظم و تنبل می شوم. خیال پرداز و ناراضی، چه می شود کرد؟ من کجای این کنترل خیال هستم که از جانب احساساتم اینقدر آسیب می‌بینم؟ و البته احساسات دیگران هم اینقدر رنجم می‌دهد؟ راهی هست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در افق حضور حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با خاطرات شهدا و مزار شهدا، کار را جلو ببرید. اگر زیارت شهید محسن حججی و شهید حاج قاسم برایتان مقدور است، به آن شهدا رجوع فرمایید و خردی که با آن‌ها در این تاریخ به ظهور آمد را، در خود جستجو کنید. موفق باشید. 

30478
متن پرسش
سلام استادِ عزیز تر از جان! کتاب ادب خیالتان را نوشیدیم. یک سوال از محضرتان دارم دانشجویی که می‌خواهد کار تربیتی عمیقی را انجام دهد، به نظر شما، دوران ابتدای جوانی اش را فقط به کسب علم و جمع آوری ابزار های علمی، تقویت مبانی، یادگیری اصول تربیت اسلامی، به قول خودتان عالَم دار شدن و.. سپری کند و پس از ۷_۸_۱۰ سال، قدم در راه تربیت بگذارد، یا از همان ابتدا زمانش را تقسیم کند و بخشی را به کار فرهنگی و بخشی به کسب همان چیز ها که عرض شد، کُنَد؟ زیرا ترسم از آن است که در زمان جوانی که بهترین زمان برای باروری علمی است، با کار فرهنگی در اجتماع، کمی ضعیف شود. به طور کلی زمان اقدام جدی به کار فرهنگی در اجتماع را (به شکل عمیقش) در چه سنی می‌بینید؟ البته با استاندار های خودتان (با افق گام برداشتن برای تمدن سازی در زمان حضرت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در هر زمانی در سنت‌هایی که در آن قرار داریم می‌توانیم مطابق آن‌ها فعالیت‌های فرهنگی داشته باشیم و در عین حال هر اندازه عمیق‌تر در معارف الهی ورود کنیم، بهتر می‌توانیم به جامعه‌ی خود کمک نماییم. لذا از این جهت نه به‌کلّی از فعالیت‌های اجتماعی، خود را جدا کنیم، و نه تماماً غرق فعالیت‌های اجتماعی شویم و از عمق‌بخشیدن به معارف خود غافل گردیم. موفق باشید

30473
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: وقتی که کتاب کتاب زن آنگونه که باید باشد را مطالعه می‌کنم و اهدافی که برای تشکیل خانواده از منظر اسلام و تشکیل هسته ی توحیدی آن برشمرده اید را می‌خوانم و می‌خواهم که این رهنمود ها را در انتخاب های خودم بالاخص انتخاب همسر و ازدواج پیاده سازی کنم خود را انسانی سخت گیر و غیر قابل انعطاف در مسائل دینی یافته ام، به عنوان مثال هر وقت که خانواده ام و معرفین شخصی را برای خواستگاری بمن معرفی می‌کنند پس از بررسی های اجمالی اولیه در صحبت های جدی تر با طرف مقابلم همواره بیان می‌کنم که خط قرمز بنده در تمام ابعاد زندگی مشترک حدود شرعی و دینی است و به هیچ وجهی هم از این قواعد عدول نخواهم کرد. چرا که هدفم را از تشکیل زندگی مشترک مبتنی بر آموزه هایی که در این کتاب برای ما تبیین کرده اید یک زندگی دینی برای خود تعریف کرده ام و زندگی غیر دینی را یک زندگی شکست خورده می‌دانم. به عنوان مثال مذاکراتم در دوران آشنایی قبل از ازدواج تماما حول این جمله ایی می‌گردد که در این کتاب بیان نموده اید: «حرف هرکس با همسرش بايد اين باشد كه من رأي دين را از شما مي‌پذيرم، خودم هم رأي دين را عمل مي‌كنم نه نظر خود را، و از اين طريق از دلسوزيهاي همديگر محروم نمي‌شويد.» خلاصه اینکه در همین بدو کار به قول معروف میخ را محکم می‌کوبم یا یک زندگی توحیدی باید تشکیل داد یا آنکه هیچ زندگی مشترکی نباید تشکیل بشود و یک زندگی عیسی گونه ی تنها را ظلمات این دوران را بر خود گوارا تر می‌دانم. و حتی بعضا پدر و مادر بنده را از سر دلسوزی نصیحت می‌کنند که اگر چنین ایدئولوژی داری چون دیگر دوره و زمانه عوض شده و عمومیت مردم نسبت به دین و دین داری و افراد متدین در سو ظن بسر می‌برند و کسی دیگر قائل به زندگی دینی مثل گذشته نیست ممکن است تا آخر عمر در تنهایی به سر ببری هر چند می‌دانم که بعضا مردم به خاطر آسیب های اقتصادی که به معیشتشان وارد شده حق دارند چنین سو ظن هایی ببرند ولی باز هم من می‌گویم یا تشکیل زندگی با هسته ی توحیدی یا هیچی! حال این شد که مزاحم اوقات شریف استاد گرامی شدم. با توجه به آنکه تمام ساختمان سیستم فکری بنده از سفره ی معارف توحیدی شما و حضرت امام در حال تغذیه و شکل گیریست اگر این دیدگاه و برداشت بنده را افراطی می‌دانید لطفا منت بگذارید و تذکر دهید. و البته بنده تمام پرسش و پاسخ های مشابه از سایر براردان و خواهران خودم از سایت مطالعه کرده ام و می‌دانم که شما حدود نظرتان در این موضوع خواستگاری و ازدواج اینست که طرف مقابل لا اقل نسبت به ولایت فقیه معاند نباشد و روی هم رفته بنای تشکیل یک زندگی دینی را داشته باشد. اما من به این کتاب شما به چشم یک استراتژی کامل برای انتخاب همسر نگریسته ام که نباید به راحتی از مطالب مطرح شده در آن عدول کرد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید باید بدون سخت‌گیری‌هایی که بعضاً از طرف بعضی از مذهبی‌ها می‌شود، با نوعی توافق به طرف مقابل آن نکته را در میان بگذارید که با زندگی دینی بهتر می‌شود کنار همدیگر قرار داشت و حقوق همدیگر را رعایت کرد بدون تأکید بر مستحبات. موفق باشید

30480
متن پرسش
سلام استاد: وقت شما بخیر. حالم بده. دارم دیوونه میشم از ینکه چرا من خدا رو با مرتبه ی فنای در ذات نمی‌بینم. چه کنم؟ ۲. امام خمینی رضوان الله تعالی فرمودن همه هدف انسان باید کنار زدن حجاب ها باشه. وقتی انسان همه حجاب ها رو کنار زد در معرفت به خداوند چه تفاوتی با معصومین سلام الله علیها و پیامبر صلی الله علیه و اله می‌کند. مگر غیر ازین است که آن ها خدا را بدون حجاب می‌بینند؟ آیا انگونه که آنها خدا را می‌بینند ما هم می‌توانیم ببینیم؟ ۳. بنظر شما خوبه همه ی مستحبات و نوافل انجام نشده از سالهای قبل را قضا کنیم؟ ۴. آیا بحرالعلوم اهل توحید بودن یا اهل کرامت؟ بخاطر کتابی که نوشتن راجع به سیر و سلوک می‌پرسم. نمی‌دانم چرا علاقه ی شدیدی بین کتب سیر و سلوک به این کتاب دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به ما گفته‌اند: «ره چنان رو که رهروان رفتند». با حوصله و بدون افراط و تفریط مثل همه‌ی مؤمنین همراه با صداقت و تواضع، کار را ادامه دهید إن‌شاءالله برکات آن یا در این دنیا و یا در آن دنیا نصیب ما خواهد شد. کتاب خوب آیت الله بحرالعلوم کاملاً توحیدی است و قابل استفاده است. البته مقدمات، لازم دارد. موفق باشید

30475
متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد: ۱. استاد کسی که با شکم پر و خیالات پراکنده نماز می خواند چه تاثیری برای غیب و قیامتش میگزاره؟ انگار که از فرمایش بزرگان بر می آید که فشار قبر و عذاب برزخ دارن صحیح است. ۲. آن دسته روایات که دال بر اینکه کسی حب اهل بیت داشته باشد عذاب در قیامت ندارد با آن روایتی که کسی که تخفیف نماز داشته باشد به شفاعت ما نمی رسد باز هم این حب به او کمک می کند؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بحث در آن است که راه رجوع به حقیقت باید در چشم‌اندازِ انسان با عبادات و نظر به انسان‌های معصوم گشوده شود. همه‌ی آن دستورات را باید در این دستگاه دنبال کرد، وگرنه مشغول ظاهر عبادات می‌شویم و عملاً گرفتار نوعی کبر خواهیم شد. موفق باشید

30458
متن پرسش
سلام استاد: اینا چیزهای هستن که در این مدت یاد گرفتم آیا درست هستن. خدایی که می‌پرستم و شناختم فقط هست. وجوده. نه شکلی داره و نه رنگی. خدا یک حضور داره و یک ظهور، حضورش همه جا هست و ظهورش در تمام مخلوقات. من فقط هستم و هستی من از هستی خداست. روحم در همه جای بدنم هست، چشم، گوش، دست، پا یک جا نیست ولی تماما همه جا هست. جسمم فقط مرکبی برای روح هست. حرف می‌زنم می‌خندم گریه می‌کنم غمگینم. همه نشانه وجود روح هستن. عالم، آدم، طبیب، گل، زمین، آسمان، خورشید، ستاره، دانشمند، همه و همه خدا نیستن اما نشانه وجود خداوند هستند. وقتی خدا گفت که روحی منظور این نیست که از روح خودش دمید. وقتی من میگم موبایلم. یا خودکارم یا خونم. اینا جزیی از من نیستن ولی متلعق به من هستن. مثل خانه خدا که متلعق به خداست ولی از وجود خدا نیست. هرچی در جهان هست و هر کار و حرکتی همه از خداست. اینا تمام علمی هست که در این چند ساله فهمیدم و بهش رسیدم. آخرش به این رسیدم که هیچی نیستم و هر چی هست از وجود اوست او هست که همه چی هست. هدف فقط بندگی و شناخت اوست و بسوی او حرکت کردن. خیلی وقتها وقتی فکر می‌کنم که چند سال گذشته و انگار همین چند ساعت بوده. یاد آیه می‌افتم که وقتی می‌میرم ازم می‌پرسن چند سال زندگی کردی میگم نصف روز یا یک روز واقعا بهش رسیدم. دنیا واقعا محل گذر هست و هیچ چیز موندنی نیست. رو خودم کار کردم خیلی از گناهان رو کنار گذاشتم، نمازم اول وقت شده و روزه هام رو کامل گرفتم، غیبت و تهمت و ریا، دروغ، قسم نخوردن، مهربان بودن، احترام گذاشتن رو همه اینا کارها کردم. فهمیدم زندگیم بی هدف و پوچ نیست. فهمیدم ایمان یعنی باور تمام چیزهایی که در قران و کلام امامان هست وقتی زبانم میگه لا اله الا الله باور کنم که فقط لا اله ال الله هست. فهمیدم چرا امامان از جهنم گذشتن در حالی که آتش جهنم خاموش بود. چون وابسته این دنیا نشدن و ما که وابسته این دنیا هستیم در رنج و عذابیم. هر کی وابسته چیزی هست و این یعنی جهنم چون میترسه از دستش بده. حتی فهمیدم که الله جامع تمام اسمها هست یعنی چه. با مثال ساده پیداش کردم. من نگار هستم. خواهر هستم، دختر هستم، مادر هستم، همسر هستم، عمه هستم، خاله هستم، زن دایی هستم، دوست هستم، همسایه هستم، همکار هستم، زن برادر هستم، معلم هستم، مداح هستم، طلبه هستم، محصل هستم، و هر کدوم از این اسمها در جای بخصوص خودش بکار می‌روند ولی در جمع همون نگار هستم. تمام اسماء خداوند هرکدوم در جای خودش بکار می‌روند: رحمان، رحیم، رازق، کریم، مالک، بخشنده، عالم، طبیب، حی، ظاهر، باطن، متین و همه و همه در واقع همون الله هستن. استاد عزیز‌ گاهی روحم خسته حس می کنم نیاز به آرامش دارم آرامشی که نمیتونم توصیف کنم. گاهی خدا رو می‌بینم و لذت می‌برم ولی در هیاهوی زندگی و رفتن در کثرتها گم میشم. گاهی در وحدت هستم و گاهی در کثرت حس می‌کنم همه درسها برام حجاب هستن واقعا سردرگم هستم همه چی میدونم ولی هیچی نمیدونم. آگاهی دارم ولی هیچی بلد نیستم، هیچ. گاهی بفکر میرم و انگار وارد دنیای تفکر میشم ولی فقط لحظه ایی هست بعد میشنیم فکر می‌کنم که به چی وابسته هستم که نمیتونم آزاد باشم ولی پیداش نمی‌کنم. حتی گاهی دعا هم نمی‌کنم برای کسی فقط میگم عاقبت بخیر بشی یا هرچی خدا بخواد. چون میگم شاید دعای من باعث بشه خودش بدرک اون چیز نرسه. آدمهای اطرافم گاهی وقتها درکم نمیکنن و نمیدونن چی میگم واقعا دوست دارم رها بشم اما نمیدونم چطوری. اصلا نمیتونم به کسی چیزی منتقل کنم حتی حالا که خیلی چیزها در ذهنم هست اما. واقعا گفتنش سخت هست. حتی فهمیدم بهشت و جهنم همین حالا نقد هست و گاهی حس می‌کنم روی پل صراط راه میرم مخصوصا وقتی میخوام کاری بکنم. چند سال پیش اشتباهی مرتکب شدم توبه کردم. ولی نمیتونم برم از طرف طلب بخشش کنم. با اینکه چند ساله میدونم اشتباه کردم و اون هم میدونه اما حاصر نیست منو ببخشه. با اینکه چند ساله ولی وقتی از اون طرف خبری بشه یا قراره ببینمش، زجر می‌کشم. چند روز پیش اینقد حالم بد شد که گرمای آتش گناهم و برزخ بودنم رو حس می‌کردم آنقدر گریه و زاری کردم، ناله کردم و از خدا کمک کردم کاری کنه اون طرف منو حلال کنه. شرایطی پیش اومد رفتم خونش ولی هیچ حرفی نزدم فقط بهم نگاه می‌کرد، اما بعدش کمی آروم بودم. واقعا بهشت و جهنم اینجاست. فهمیدم وقتی که از خواب غفلت بیدار می‌شم. یعنی برگشتم به معاد هست وقتی اینجا از فرصت استفاده کنم جبران کنم. و یا برعکس اگه در کثرت ها بمونم. و رو خودم کار نکنم و بیدار نشوم موقع مرگ نهایی قبرم. یا بهشت است یا برزخ. واقعا نمیدونم. اخرش می‌رسم به این که هیچی نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! ما هیچ‌چیز نیستیم جز فقیری که إلی الله است و سرمایه‌ی ما انسان‌ها چنین فقری است که در دل آن انسان، خدا دارد و این سرمایه‌ی بزرگی است. ۲. از این نوع قبض و بسط‌ ها نباید نگران بود. با شهداء مرتبط باشید، چه با مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی آن‌ها و چه با حضور در مزارشان. حضور خدا را در مقاومت اسراء می‌توان احساس کرد. کتاب‌های «من زنده‌ام» و «سرباز کوچک روح الله» آینه‌ی چنین حضوری از حضرت ربّ العالمین است. موفق باشید.

30441
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بعد از نیمه ماه رجب، حال و هوایی را که در ابتدای ماه رجب داشتم دیگر ندارم، نمی دانم علت چیست؟ دوم اینکه در نیمه ‌دوم ماه ما باید دنبال چه چیزی باشیم؟ سومین سوال اینکه اگر از ماه رجب به سوی ماه رمضان سیر صعودی باشد، پس ماه شعبان باید معنوی تر از ماه رجب باشد، آیا ممکن است توحید ماه شعبان قوی تر از توحید ماه رجب باشد؟ ممکن است توحید ماه شعبان مثل منزل تشهد نماز باشد، یعنی باقی به الله شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن حال باید ما را به رجوعی عمیق‌تر به سوی خدا برساند. ۲. معارف الهی باید دنبال شود. ۳. در آینه‌ی نبیّ در ماه شعبان در دین خدا حاضر می‌شوید به جهت آن‌که ماه شعبان، ماه رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. قال علی علیه السلام: صَومُ شَعبانَ یَذهَبُ بِوَسواسِ الصَّدرِ وَ بَلابِلِ القَلبِ. روزه ماه شعبان، وسواس دل و پریشانى‏ هاى جان را از بین مى ‏برد. تحف العقول ص ۱۰۲ - خصال ص ۶۱۲. موفق باشید

30437
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. برای رسیدن ب جایی ک با تمام وجود کلمه ی (لا اله الا الله) رو بتونیم ب زبون بیاریم و انسانی زاهد باشیم، میگن باید پا روی تمام تعلقات دنیوی گذاشت، استاد شجایی فرمودند ک زهد یعنی از بدست آوردن چهار دسته معشوق (جمادی، گیاهی، حیوانی، و عقلانی) ذوق زده نشی و از دست دادنشونم تو رو افسرده دل نکنه. بعد طبق این تعریف می‌خواستم بدونم ک طلب کردن اونها از روی علاقه ای که بهشون داری با زهد منافات داره؟ یعنی وقتی در مقابل کسی نشستی و در حال مناجاتی که قراره تنها معشوقت باشه ی معشوق دنیایی رو بطلبی این کار مانع ایجاد میکنه برای رسیدن به زهد؟ خب از طرفی وقتی طلب میکنی یعنی هنوز ب طور کامل از دنیا نبریدی، از طرفی هم اگر بگن طلب کردنشون ممنوعه تازه انگار انسان بدتر گیرشون میشه و در خیالش اونها رو بزرگ میکنه و چ بسا دچار وهم هم بشه و اون علاقه رو از آنچه که در واقعیت هست بزرگ تر میکنه و رفته رفته به جایی میرسه که اون علاقه اون معشوق را در حدی بزرگ کرده که حتی اونو در مقابل رب میدونه و هرگاه که میخواد نماز بخونه دست به دعا برداره چون نمیتونه طلب او را در بین دعاهایش نیاورد و میداند که مباید عم بیاورد اصلا از دعا منصرف میشه و از عبادت باز میمونه یا به عبارتی بخاطر این ممنوعیت از معشوق حقیقی نیز باز میمونه میدونین چی میخوام بگم؟ میگم شاید اصلا علاقه ی او به اون معشوق زمینی حتی در حده اصرار هم نباشه و از نبودنش در زندگی آینده هیچ ترس و غمی هم نباشد و انسان بگه خب با خدایم یجوری پشت سر می‌گذاریم و اصلا مشکلی نیست من به خدا تکیه می‌کنم. اما اگر پای ممنوعیتی در میان باشد خب این انسان چون میدونه این علاقه ی چه بسا کم مانع خوشنودی خدا و رسیدن به (لا اله الا الله) میشه خب از سره خجالت کناره گیری میکنه از خدا و این کناره گیری از خدا باعث بزرگ شدن ناخواسته ی او معشوق در خیال میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور در محضر حضرت حق و توجه به این‌که او بهترین آرزو و مطلوب ما است، می‌خواهیم نوعی از زندگی را به ما بدهد تا بهترین بندگی و حضور در عالم را برای انجام وظیفه داشته باشیم. در این رابطه طلب زندگی و لوازم آن زندگی مذموم نیست. موفق باشید

30431
متن پرسش
سلام استاد: گاهی اوقات خیلی دلم میگیره و همش دلتنگم و آه می کشم طوری که دیگه نفس تنگی میگیرم. چرا اینجوری میشم؟ آیا دلیلش دوری از خداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمی‌توان نظر داد. ولی به هر حال از اُنس با مزار شهدا غفلت نفرمایید. موفق باشید

30416
متن پرسش
سلام استاد: روزیم به شدت کمه. چیکار کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صله‌ی رحم، خوش‌اخلاقی، تواضع، صداقت، تسلیم رضای حق، صدقه‌دادن. موفق باشید

30414
متن پرسش
سلام استاد گرامی ببخشید مزاحم وقتتون میشم: خیلی گلایه دارم از نفس سرکشم؛ از بداخلاقی هام؛ استاد من یک خانمم چرا نمیتونم لطیف باشم!؟؛ استاد با اینکه زندگی آرومی داشتم و واقعا خوشبخت، جدیدا خیلی کم حوصله و کم صبر هم شدم و همش تو خونه ما جر و بحث و دعواست. استاد چرا نمیتونم همسرم رو درک کنم یا گاهی ایشون درکم کنن!؟ چرا زندگی اطرافیان من اینقدر تجملاتی شده که منم می‌خوام کمی شبیه اونها بشم؟ واقعا من برای خونه وسایل بخرم هی باید سوال کنم اجازه هست اجازه نیست؟ اختیارمون تو زندگی چیه؟ چرا مردها ما رو کم عقل میخونن؟ چرا یه چهار تا کتاب میخونن فکر میکنن هرچی میگن درسته؟ استاد من از طلبه بودن خودم خسته شدم از این که همسرم درسهای شما رو گوش میده خسته شدم؛ از زندگی خسته شدم اگر واقعا پشت و پناهی داشتم این زندگی رو تمام می‌کردم. تو عالم چه خبره که من درکش نمی‌کنم؟ چه اتفاقی داره میفته که من آرامش ندارم؟ استاد خیلی مضطربم، دلم تنگه یه زیارته، یه گریه درست حسابی ولی ازش محرومم چون یه زنم نمیتونم اختیار صحبت داشته باشم چون آدم خوبی نیستم از نظر همسرم. آخه امام با من گناهکار چیکار داره؟ دلم برای به ظاهر مذهبی بودنامون میسوزه .دلم دنبال یه آرامش خاصه که آروم بشم. استاد فقط می‌خوام به آقایون بفرماییدحرفهایی که به ما میزنن فراموش میشه ولی قلب‌های که شکسته میشه دیگه جمع کردنی نیست. دعامون کنید عاقبت به خیر بشیم‌.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیره‌ی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» در مورد زنان آن بود که در عین رعایت همه‌ی انسان‌ها، طوری با همسران خود برخورد می‌کردند که بعضاً می‌گفتند پیامبر خدا، زنان را لوس کرده‌اند. قرآن ما را متوجه‌ی روح انسان‌هایی می‌کند که در مسیر رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هستند و می‌فرماید این افراد «رُحماء بینهم» بین خود در راستای معیّت با پیامبر خدا برخورد صمیمی و با صفا دارند، چرا ما نتوانیم همدیگر را تحمل کنیم تا در جهان و در افقی حاضر شویم که رسول خدا حاضر بودند؟ موفق باشید 

30418
متن پرسش
سلام به استاد بزرگوار: سالهاست درسهای شما را گوش میدم بیش از ده ساله. بعضی از بحثها را مینوشم و بارها به جان مینشانم. برای افرادی هم گاهی بازگو کرده‌ام و به دنبال ترویج این خوانش باطنی و پرمغز از دین هستم. گاهی اذکاری را انتخاب می‌کنم و مداومت دارم گاهی خوابهای جالبی می‌بینم. امروز دیدم که تعدادی آقایانی که در خواب می‌دانستم اینها بعدها شهید شده اند برای اینکه در پرواز همراه امام خمینی باشند باید این شرایط را بپذیرند و پذیرفته اند هیچ لباسی نپوشیده بودند و پارچه سفید نورانی روی آنها کشیده بودند باید می‌پذیرفتند در طول پرواز با امام بیهوش باشند و این بزرگواران پذیرفته بودند. همین که بیدار شدم متوجه شدم باید دست از خودی هامون برداریم تا امام ما را پرواز دهند. من خیلی خیلی دلتنگ راهنمایی حضوری و خصوصی از حضرتعالی هستم اگر امکان داره و صلاح می‌دانید دستگیری کنید. عصر نیمهء رجب به دنبال گشایشی هستم. امروز حمد که میخوندم احساس پرواز داشتم. اگر بزرگواران خواستند جوابی از حضرتعالی به بنده برسانند این شماره بنده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بشر امروز اگر چه تحت تأثیر فرهنگ مدرنیته، دست‌هايي از ابريشم دارد، ولي قلبش آهنين شده و ماشينيسم تمام زواياي روان او را تسخير كرده است و لذا تمام ارتباطاتش را از تعادل خارج نموده، در چنین بحرانی هوشياري بزرگ آن است كه انسان بتواند روان خود را طوري مديريت كند كه نه‌تنها از بحرانِ خشونت‌بار و خشونت‌زای دوران جدید آزاد شود، بلكه بر خطاهاي گذشتة خود نيز اصرار نورزد و در کلیه روابط خود تجدید نظر کند.

    آدمی در همه اوقات و هرجا که هست، چه بداند و چه نداند، وجودش با نسبت‌هایی که دارد متعین می‌شود. حضرت سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق در نیایش با خدای خود در طلب کشف بهترین نسبت‌ها با خود و دیگران و جهان و با خدای خود می‌باشند و ما را به دست‌یابی نکاتی دعوت می‌کنند که برای سکنی‌گزیدن و به‌سربردن در زندگی اجتماعی از ضروریات است. موفق باشید

30407
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار: استاد چگونه می‌توانیم خود واقعی خود رو به صحنه آورده و ناخود خود رو به حاشیه برد؟ تشکر از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

30395
متن پرسش
سلام علیکم: طبق شنیدهام از فضل و کرامت علامه می‌خوام درخواست کنم ایشون یک پند با نصیحت برام به عنوان زکات علمشون اینجا بگن، من یک آدم معمولی و گناه کارم و پندشون در حد فقهی با صالحین نباشه. شاید گره ای از گره های زندگیم باز کنه در پناه حق باشن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری عزیز! از او که نصیحت می‌خواهی، آیت الحق جناب آیت الله حسن‌زاده آملی هستند که در کتاب «الهی نامه»شان از خدا می‌خواهند که «حَسن‌شان کرده است، اَحسن‌شان کند». در حالی‌که بنده طاهرزاده اصفهانی هستم که دربه ‌در به دنبال طهارتم، چه رسد به «حَسن‌بودن»!! به هر حال به ما گفته‌اند: «تا عقل و فضل بینی، بی‌معرفت نشینی/ یک نکته‌ات بگویم، خود را مبین که رستی». موفق باشید

30381
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: میشه لطف کنید در مورد شرح صدر سخنرانی کنید یا کتابی یا مقاله ای به بنده معرفی کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گاه و بی‌گاه بنا به شرایطی عرایضی شده است بخصوص در مباحثی که امسال در رابطه با کربلا در جلسه‌ی عاشورائیان شد؛ این امر در میان آمد. نکاتی در شرح سوره‌ی فتح، در جلسات ۱۵ تا ۱۷ هست که می‌توانید در قسمت تفاسیر سوره‌ها در سایت دنبال کنید. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/sound/1291

30387
متن پرسش
سلام: بنده در ماه رجب شبها چند دقیقه ای ذکر لااله الاالله را با توجه به قلب تکرار می کنم البته با توسل به امام زمان. چند دقیقه که می گذره به قلبم فشار می آورد. گاهی توجه زیاد می شود و گریه ام میگیره و حال عجیبی می شود. چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّی که فشار چندانی پیش نیاید خوب است ادامه دهید. موفق باشید

30379
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: ببخشید استاد اگر کسی تا آخر عمر به خاطر علاقه زیاد و ولع به خواندن و مطالعه، کتاب بخواند برای اینکه بفهمد، آیا در دنیا و آخرت به سعادت می‌رسد؟ آیا در شکل‌گیری شخصیت انسان و جسم برزخی او موثر است یا فقط بار خود را سنگین می‌کند؟ صرفا مطالعه اخلاقی مد نطر نیست بلکه هر نوع کتابی که برای فهمیدن جذاب است. و دوم اینکه این همه اطلاعات کجا می‌رود و وقتی بعد مدتی فراموش می‌شود پس به چه دردی می‌خورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطالعات، جهت یافتن حقیقت باشد و یا جهتِ رفع مشکلات مردم و یا جهت کسب رزق، مسلّم ارزش دنیایی و آخرتی دارد. ۲. مگر آن‌که نیّت‌های آن اعمال که خیر است، برای انسان بماند. موفق باشید

30378
متن پرسش
سلام استاد عزیز تر از جانم: چندی است به شدت با مشکلات اقتصادی پنجه نرم می کنم. ولی همیشه چشم به درگاه خداست و در خلوتم از او می خواهم. ترسم این است که نتوانم این عقیده رازق بودن خدا را در دلم کامل کنم. لطفا راهنمایی کنید تا دلم آرام گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید قضیه‌ی همه‌ی ما آن است که «در بلا هم می‌چشم الطاف او». آری! باید در این نوع سختی‌ها ببینیم خداوند چه مصلحتی مدّ نظر دارد، نه آن‌که موضوع را بیرون از مصلحت خداوند دنبال کنیم. موفق باشید

30356
متن پرسش
سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: با توجه به جواب شما به سوال 30342 درباره مستحبات، آیا این امر را قبول دارید که اگر اشتغال بیش از حد به این مستحبات باعث کوتاهی و ترک واجبات شود نه تنها ثواب ندارد عقاب هم دارد؟ در جامعه متاسفانه افرادی داریم که به تکالیف خود عمل نمی کنند و به جای آن به مستحبات چسبیده اند! مسلما این مستحبات وقتی خوب است که با تدبر در معانی اذکار و پس از انجام واجبات باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر اعمال مستحبی ما را از وظایف اجتماعی خود باز دارد و یا صرفاً عادت شود، چیز خوبی نیست. ولی از آن طرف هم تأکید اولیای الهی آن است که با انجام مستحبات، نقصِ اعمال واجب خود را جبران کنید. به هر حال در هیچ چیزی افراط و تفریط خوب نیست. موفق باشید

30359
متن پرسش
سلام: مادری دارم بی سرپرست نه خانه ای دارد و نه جایی و نه هیچ پشتوانه مالی‌. در خانه های فامیل بسر می برد. فامیل هم خسته شدن. واقعا مستاصل شده ام. نمی توام خفت و خاری اش را ببینم. می‌خواهم طلای خودم را بفروشم و برایش خانه ای اجاره کنم اما همسرم موافقت نمی‌کند و هم چنین موافقت نمی‌کند با ما زندگی کند.مانده ام چه کنم؟ آیا می توانم بدون رضایت همسرم این کار را بکنم؟ واقعا بین همسر و مادر کدام واجب تره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموال زن حتی آن‌هایی که همسرش به او هدیه کرده است، مُلکِ خود اوست و می‌تواند هرطور خواست مصرف کند و رضایت شوهرش نیاز نیست. به نظر بنده کار خوبی است که اموال انسان موجب عزت والدینش شود. موفق باشید

30354
متن پرسش
سلام و احترام و عرض تبریک ایام پربرکت ماه رجب المرجب: با توجه به ضعف و بی حالی که بدلیل روزه داری بر بدن غالب می شود و مطالعه و گوش کردن صوت دروس معرفتی مشکل می شود روزه داری اولویت دارد یا کسب امور معرفتی؟ بهترین راه استفاده از این روزها کدام است؟ با تشکر. لطفا جواب صرفا ایمیل گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر روزه‌های مستحب ما را از فعالیت‌های عادی خود باز دارد، باید از آن‌ها خودداری کرد یا مثلاً در ماه رجب هفته‌ای یک یا دو روز آن را روزه گرفت. موفق باشید

30349
متن پرسش
سلام استاد: اگر کسی توانايي روزه گرفتن را نداشته باشه چیکار کنه که بی بهره نمونه. یه روزه دیگه وجود نداره مثلا همین روزه سکوت که ازش یه چیزایی شنیدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت شده اگر شخص قادر بر روزه این ماه نباشد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد؛ «سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ، سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ‏». موفق باشید

30338
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در مورد روایت زیر: امیرالمؤمنین (علیه السلام) كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ. در آنچه نااميدي، اميدوارتر باش از آنچه به آن اميد بسته اي؛ زيرا موسي عليه السلام رفت تا براي خانواده اش آتش بياورد، خدا با او سخن گفت و مقام پيامبري يافت و برگشت و ملكه سبا رفت و هنگام همراهي كردن او مسلماني اختيار كرد و جادوگران فرعون براي آن كه نزد او عزت يابند به مبارزه موسي عليه السلام رفتند ولي مومن بازگشتند. و روایات دیگر با همین مضمون از معصومین. یه کم میشه توضیح بدین، خوب متوجه‌اش نمیشم. یه کم هم احساس می‌کنم در تاریخی که خودمون باهاش روبرو هستیم این روایت شاید بهتر باهاش روبرو بشیم. در کل چندین‌بار باهاش روبرو شدم ولی گشودگی در مقابلم ندیدم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اگر انسان صادقانه عمل کند، در مسیر خود به اموری می‌رسد که در ابتدا گمان آن را هم نمی‌کرد. عمده با خود و با بقیه، صادق‌بودن است و از حق و حقیقت عدول‌نکردن. نتایج آن چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی، در پیش خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!