بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: تفسیر قرآن

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31370
متن پرسش
سلام استاد: بحمد الله رزقم شده است که یکسالی است با شرح جنود عقل جهل امام مانوسم یک سوالیست ذهنم را درگیر کرده اینکه اگر بجای ایران مثلا در لاس وگاس آمریکا بدنیا آمده بودم، خوب صد در صد هیچ اطلاعی از امام صادق و سایر ائمه ی معصوم نداشتم و البته استاد مثل شما را هم نمیافتم و اصلا بکل نه قیامتی برای من معرفی می‌شد و نه حساب و کتاب قبری. آنگاه تکلیف قبر و قیامتم چه می‌شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که خداوند «هادی» است و زمینه هدایت هرکس را در هر جا باشد فراهم می‌کند و از طرفی به این موضوع نیز فکر کنید که هرکس مطابق اختیاری که قبل از تولد در عین ثابته خود داشته نحوه بودن خود را انتخاب کرده. جناب ابن عربی این‌طور می‌فرماید:

در هر حال هرگاه اسمی تجلی کند، معطی، «اللّه» است، از آن حیث حضرت الله خازن و خزینه‌دارِ آن چیزی است که در نزد اوست و در خزینه‌ی اوست، که همان عین ثابته‌ی اشیاء باشد و خداوند خارج نمی‌کند آن عین ثابته را از علم به عین مگر به قدر معلوم و به‌دست اسم خاص که اعیان هر شیئ ظرفیت پذیرش آن را دارند و بدین لحاظ قرآن می‌فرماید: «أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ‏» (طه/50) پس خداوند هر چیزی را آفرینشِ مخصوص به آن چیز را می‌دهد، آن ‌هم از طریق اسم عدل و اخوات اسم عدل مثل مُقسِط و حکیم. در این حالت است که عین خواهش هر چیزی به آن چیز داده می‌شود و بر این اساس فرمود: «فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» (انعام/ 149) برای خدا حجت بالغه‌ای هست که می‌تواند بگوید هر چه هستی، مربوط به خودت می‌باشد، و رسول خدا (ص) با نظر به اعیان ثابته افراد است که فرمودند: اسامی تمام افراد صالح تا قیامت در دست راست من و نام تمام افراد ناپاک تا قیامت در دست چپ من نوشته شده و حَکَم و عدل، حکم کرد و خدا عدالت به کار برد.

موفق باشید

31348
متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: حضرتعالی در جلسه ۱۱ مرداد روز دوشنبه در رابطه با یکی از پرسش‌ها که خانواده خانم به داماد شرط گذاشته بودند باید خانه بخرد، فرمودید اون خانم باید به دلیل ولایت شوهرش، به حرف خانواده توجهی نکند. و در قرآن کریم داریم که الرجال قوامون علی النسا. در همون سخنرانی فرمودید که بنده طرفدار ولایت زن بر شوهر نیستم. به نظر می رسد که منظور حضرتعالی چیز دیگری است، اگر امکانش هست توضیح بفرمایید. سوال بعد در رابطه با دستور العملهای علامه حسن زاده حفظه‌الله هست که مثلا برای طهارت قوه ی لامسه می فرمایند بین الطلوع روزهای چهارشنبه تا جمعه قسمتهایی از قرآن مثلا جز سی و... را سطرها را لمس بفرمایید و آیه ی لا یمسه الا المطهرون بخوانید. استاد بزرگوار بنده این دستور را یک مرتبه در حال انجام بودم که احساس کدورت در قلبم کردم و به هیچ وجه نتوانستم ادامه بدهم و با خودم گفتم خوب اگر بنا بر این کار باشد روایتی نداریم بر این مسئله و بیشتر تاکید بر تلاوت کلام الله مجید هست و ادامه ندادم، یا بعضی از این دستورات. در حالی که وقتی مثلا کتاب معاد امام (ره) یا پرواز در ملکوت و یا حتی خاطرات شهدا را می خوانم سراسر نور و روح مي شوم. راهنمایی بفرمایید که دلیل چیست آیا نفس ضعیف و ناقص بنده توان درک و همراهی با اون حضرات را ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در بحث سوره احزاب عرایضی شد که به فرمایش آیت الله سیستانی مرد بر زن ولایتی ندارد. آری! در إزای وظایفی که مرد نسبت به زن دارد، زن نیز در موارد خاصی باید از همسرش تمکین کند. و از این جهت عرض شد به عهده آن خانم است که در منزلی که شوهرش برایش تهیه می‌کند، باشد. ۲. بنده نیز در جریان آن دستورالعمل قرار گرفتم و احساس می‌کنم مربوط به روحیه‌هایی امثال روحیه بنده نیست. گویا ما می‌توانیم از طریق حضور در تاریخ گشوده و قدسی انقلاب اسلامی راهی را برویم که شهدا یک‌روزه ره صدساله آن را طی کرده‌اند. موفق باشید

31321
متن پرسش
سلام: چگونه می‌توان جلوی تسویف را گرفت؟ هرچه که سنم بالاتر می‌ره بیشتر داره این واژه برام معنا پیدا میکنه. اگه راهکار عملی می‌شناسید لطفاً به من بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به امر مهمی که در پیش داریم، یعنی اُنس با خدا، راهی برای فردافرداکردن نمی‌گذارد. در آخرین عرایضی در رابطه با سوره مطففین شد ملاحظه کردید که چگونه حضرت حق فرمود: «وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ» (مطففین/26) باید برای رسیدن به حقیقت، دوان دوان و نفس‌زنان جلو رفت و جلوتر رفت. موفق باشید http://lobolmizan.ir/sound/1325

31320
متن پرسش
سلام استاد عزیز وقت تون بخیر: راستش سوال مهمی راجع به یکی از نزدیکانم داشتم. دو بار تایپ کردم با جزئیات متاسفانه، دستم خورد پاک شد. بطور خلاصه توضیح میدم، کسی که نه خدا رو به خدایی قبول داره، نه قرآن و نماز و امام معصوم رو و نه استاد یا شخص عاقلی که در این جهات راهنماییش کنه، با این فرد باید چه برخوردی داشت؟ آیا امیدی به اینکه بالاخره یک دستگیره‌ی درونی پیدا کنه و از تباهی نجات پیدا کنه هست؟ چون نیمی از سن جوانی‌اش گذشته و شخصیتش کامل شکل گرفته، حس می‌کنم با کافری طرف هستم که باید بدون توجه بهش راه خودمو برم. اما نمیدونم آیا این شیوه درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، به خود افراد مربوط است. نهایتش اگر زمینه داشته باشند می‌توان به آن‌ها تذکر داد. ولی خداوند به پیامبر خود نیز می‌فرماید: «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (قصص/56) هرکه را که دوست داشته باشی هدایت شود نمی‌توانی هدایت کنی، ولکن هرکس را خداوند بخواهد هدایت می‌شود و خداوند است که می‌یابد چه کسی شایسته هدایت است. موفق باشید

31308
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز: من بیست ساله هستم. تقریبا به تمامی چیزهایی که به فلسفه، سیاست، جامعه شناسی و معارف مربوط میشه علاقه ای ندارم. در واقع حتی نسبت به معارف احساس بدی دارم و فکر می‌کنم اگر سمتش برم یا لج می کنم یا به فکر فرو میرم و افسرده میشم. فقط به مباحث رفتاری و کاربردی علاقه دارم. دوست دارم فقط کار انجام بدم و یاد بگیرم و اصلا به آینده و جهان و هستی و مرگ و... فکر نکنم. اما چالش هایی هستن که گاهی ذهنم رو درگیر میکنن و احساس می‌کنم برای مواجهه باهاشون به معارف و بنیان های فکری عمیق نیاز هست. مثلا کلا با ازدواج و بچه دار شدن کنار نمیام و از طرفی هم نمیتونم بگم که می خوام کلا تنها باشم. یا اینکه حالت خنثایی که نسبت به سیاست دارم برام ترسناکه و می‌ترسم پیش خودم تحقیر بشم و نمیدونم اگر مجبور بشم بین جمهوری اسلامی و مخالف هاش یکی رو انتخاب کنم و برای انتخابم همه چیزم رو فدا کنم اصلا جرئت انتخاب کردن دارم؟ یا ارتباط با انسان ها. تقریبا بعد از تعامل با هر کسی به یه شکل به چالش برمی‌خورم .برای مثال اصلا نمیتونم با فرد مقابل قاطع باشم. نمیتونم از ارتباط لذت ببرم و در درونم احساس ناراحتی دارم. یا اینکه خیلی از وابسته بودن و نیاز داشتن به بقیه می‌ترسم حتی برای چیزهای کوچک. یا از گرفتن حقم می‌ترسم و نمیدونم اگه بهم ظلم بشه باید چه کار کنم. یا از پیر شدن و ناتوان شدن و تغییر چهره ام می ترسم. الان نماز میخونم و برای مسائلی که در زندگی جاری بهشون برخورد می‌کنم و گاهی هم همین چالش ها با خدا و سردار سلیمانی صحبت می‌کنم و دعا می‌کنم. اول های کتاب آشتی با خدا رو قبلا خوندم و تقریبا با کتاب ده نکته از معرفت نفس آشنایی دارم و همون حسی رو نسبت بهشون دارم که اول بار گفتم. به نظرتون چه کار کنم؟ خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و سوالم رو خوندید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال برای بهتربودن برای خود و با خودْ به‌سربردن به طوری که نخواهیم از خود فرار کنیم؛ از تذکرات قرآنی و با تدبّر در قرآن، نمی توانیم غفلت کنیم. موفق باشید

31277
متن پرسش
سلام و عرص ادب: ۱. استاد من با یکی از بستگان صحبت می‌کردم منتها این شخص خیلی شکاک هست به همه چیز شک دارد. به روایات و قرآن و... به نظر شما چطور با این افراد که درستی همه چیز را انکار میکنن وارد بحث شد؟ ۲. چطور برایش اثبات کنم که قرآن دست نخورده و این قرآن همان قرآن ۱۴۰۰ سال قبل است؟ ۳. معاشرت با این افرادی که به همه چیز شک دارند و شبهه وارد میکنن برای شخص سالک ضرر دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، به‌خصوص قسمت «دریچه‌های اعجاز قرآن» إن‌شاءالله برای آن فرد می تواند مفید باشد. موفق باشید

31249
متن پرسش
سلام علیکم: استاد تو اوایل کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» گفتید که: وقتی متوجه شدیم محبوبی جز خداوند برای انسان قابل تصور نیست و قلب باید با آن اُنس بگیرد و نه عقل، می‌فهمیم چرا برای رسیدن به محبوب حقیقی مان باید «از مسیر محبّت اهل البیت علیهم السلام این راه را طی کنیم.» سوالم اینه که آیا این مثل واسطه کردن بین خدا و انسان نیست؟ (مثل کاری که با حضرت مسیح کردن و گفتن عیسی پسر خدا...، یا مشرکان که میگفتن «ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی»)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد ائمه «علیهم‌السلام» واسطه فیض و آیات تامّه الهی هستند و این غیر از بت‌هایی است که در عرض خداوند و مستقلاً پرستیده می‌شوند به بهانه آن‌که انسان را به قرب انسانی می‌رسانند و یا این‌که حضرت عیسی «علیه‌السلام» را به عنوان پسر خداوند عملاً در عرض خداوند قرار می‌دهند، و این متفاوت است با مظهریت اولیای معصوم که مظهر اسمای الهی هستند. موفق باشید

31224
متن پرسش
سلام استاد: ۱. ببخشید برای من که ۱۶ سالمه چه تفسیر قرآنی بهترین است؟ آیا المیزان تفسیر سنگینی است؟ ۲. شما نسبت به مسئله خلود چه دیدگاهی دارید؟ مممون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نگاهی به تفسیر «نمونه» به عنوان مقدمه رجوع به قرآن کار خوبی است تا إن‌شاءالله آماده فهم نکات تفسیری «المیزان» بشوید. ۲. مسلّماً آن کسی که شخصیتاً مشرک است مُخلّد در نار می‌باشد. موفق باشید

31218
متن پرسش
با سلام: با توجه به شریفه ی «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» سوالاتی پیش می آید ۱. با توجه به وسعت چند میلیارد سال نوری جهان چگونه همه آنچه در آسمانهاست مسخر آدمی است اگر بگوییم در آینده می‌شود هم بعید است چون اگر ابزارهایی در حد سرعت نور هم انسان بسازد چند میلیارد سال طول می‌کشد به آنجا برسد چه برسد به اینکه بخواهد تسخیر کند. ۲. چون سماوات را مسخر آدمی دانسته می‌توان برداشت کرد هفت آسمان مادیست چون تسخیر آسمان معنوی که دور از ذهن می نماید. ۳. دلیل وسعت چند میلیارد سال نوری جهان چیست اگر موجودات فضایی آفریده نشده است و فقط انسان آفریده شده بنظر می‌رسد منظومه شمسی کافی بود اگر قصد نشان دادن قدرت بود آفرینش چند کهکشان کافیست برای پی بردن به قدرت حق. ظاهرا قبل از اوایل قرن قبلی میلادی و اکتشافاتی که بر اثر تلسکوپ هابل رخ داد بشر جهان را منحصر در کهکشان راه شیری می‌دانست و پس از آن بود که متوجه شد میلیاردها کهکشان دیگر نیز وجود دارد با این وجود بشر قبل از آن با نظر به آسمان پی به عظمت خالق می‌بردند ولو قطر راه شیری طبق محاسبات کنونی حدود صد هزار سال نوری باشد که البته قدما احتمالا کوچکتر از این می پنداشتند معذالک بیشتر از بشر کنونی با همان چند ستاره کم سو با چشم غیر مسلح به خدا و عظمتش راه می جستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه مذکور می‌توان به نظام عالم فکر کرد که چگونه این نظام بستری است تا انسان‌ها در مجموع و در نسبت با کلّیّت چنین نظامی حیات معقول خود را داشته باشند و به کمالات لازم سیر کنند. آری!

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همه عالم سراپای

موفق باشید

31203
متن پرسش
سلام استاد: راه های شناخت خدا و صفات خدا چیست؟ مثلاً میزان مهربانی، غفار بودن، شدید العقاب، بودن چون هر چه قدر شناخت بیشتر باشد لذا انجام واجبات بیشتر است. لطفاً راهنمایی ام کنید. چه کتبی هست؟ چه استادی می‌تواند من را راهنمایی کند؟ یک استاد اخلاق هم در تهران معرفی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید اگر بتوانید با قرآن از طریق تفاسیر مأنوس شوید إن‌شاءالله به نتیجه‌هایی که به دنبال آن هستید می‌رسید. موفق باشید

31190
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با عرض ادب و تشکر از زحمات بی وقفه شما و گروه جوان و پرتلاش و شریف المیزان. یه سوال قرآنی داشتم اینکه همه ی سوره‌های قرآن خوب هستند ولی چرا بنده با سوره‌ی آل عمران بیشتر میتونم انس برقرار کنم؟ و بیشتر منو جذب میکنه؟ انگار تک‌تک آیاتش رو می‌فهمم (در حد خودم) و می‌پذیرم. داستان چیه؟ و اگه در مورد جایگاه سوره‌ آل‌عمران مطلبی هست که به نظرتون باید ذکر بشه ممنون میشم. استاد یه دعای ویژه هم برام بکنید یه مشکلی دارم حل بشه. تشکر. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم⚘
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح تاریخی آن سوره مبارک، عجیب است و ما را به این زمان نزدیک‌تر می‌کند. عرایضی در شرح آن سوره شده است إن‌شاءالله که مفید افتد. موفق باشید

31194
متن پرسش
سلام و عرض ادب: جناب استاد نظر به آیه شریف «ان‌ اولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» چرا بعضی بزرگان ما دارای خوف بودند. مثلا «انا نخاف یوم عبوسا» یا «و مالی لا ابکی» و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوف از ترک وظیفه و خوف غفلت مردم از نقشه‌های شیطانی مستکبران، غیر از خوفی است که اولیای الهی از آن عبور کرده بودند. موفق باشید

31181
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت! یک جایی می فرمایید که تفکر تاریخی است، انسان تاریخی است، وجود یعنی حضور در مراحل تاریخ و... بعد می گویید که منظورتون از تاریخ هیستوری نیست! پس، تعریفتون از این «تاریخ» چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که قرآن می فرماید: «کل یومٍ هو فی شأن» حضرت حق در هر زمان و زمانه ای با شأنی از شئون انوار و اسمای الهی اش مطابق ظرفیت جهان و انسان ظهور می کند و تاریخ، همان مراحل مختلف ظهور شئونات الهی است و این غیر از تاریخ به معنای داستانهایی است که چه کسی رفت و چه کسی آمد. به همین جهت خداوند به پیامبر خود می فرماید: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» ای پیامبر آنها را متذکر روزگارانی قرار بده که محل ظهور اراده الهی می باشند. موفق باشید.

31170
متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. برای اینکه روزی وسیع شود آیه قرآن خاصی یا عمل خاصی سراغ دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می فرماید: «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و لذا با تکرار این آیه امیدوار می شوید که حضرت حق تنهایتان نگذاشته است. در ضمن، صدقه دادن و خوش خلقی و صله رحم رزق را وسیع می کند. موفق باشید

31156
متن پرسش
سلام استاد جان: متن مناجات حضرت یوسف چیست؟ کاربرد آن چه مواردی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت عرضه داشتند: « أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ (۱۰۱) یوسف) کاربرد آن در خود معنای آن نهفته است که چگونه حضرت تقاضا می کنند که مسلمان از دنیا بروند و به صالحین یعنی ائمه معصومین ملحق بشوند. موفق باشید

31149
متن پرسش
﷽ سلام علیکم و رحمة الله: استاد عزیزتر از جانم، باتوجه به این که در تفسیر سوره مطففین فرمودید؛ نیچه می‌گوید: بعضی ها در طول زندگی طوری خود را نقاشی می‌کنند که بعد از آن که تمام شد نقاشیشون، به تماشای خودشون می‌نشینند← این که می‌فرمایید در جهان مدرن انسان ها دوباره خودشون را دوست دارند نقاشی کنند / احساس تنگنا می‌کند نه گشودگی و نفی خودش را می‌بیند یعنی چی؟! یعنی نسبت به سعه وجودیش غافل بوده و استعداد های توحیدی وجودیش را از دست داده؟! که میگه کنت ترابا؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آری! اگر انسان در بستر توحید و با افقی که شخصیت انسانهای معصوم همچون علی «علیه السلام» در مقابل انسان می گشایند قرار نگیرد همچنان خود را ناکام احساس می کند. موفق باشید

31148
متن پرسش
﷽ (اصلاح سوال 31147) سلام علیکم و رحمة الله. استاد عزیزتر از جانم، با توجه به پاسخ شما به سوال شماره 31143 فرمودید او در عین آن‌که «احد» است «حضورش مطلق» «صمد» نیز هست، و همچنین «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر» است، بنابراین منظور شما همان وحدت وجود است!؟ با توجه به سخن امام خمینی (ره) که فرمودند؛ «انسان همه عجز است همه فقر است، هر چه هست از خداست.» بنابراین اگر نسبت به توحید افعالی و صفاتی توجه کنیم اگر ممالک سبعه انسان خدایی شد، وجود توحیدی می‌شود؟ و باتوجه به این که فرمودید حضرت آقا تجلی نور حضرت مهدی (عج) و حضرت مهدی تجلی نور حضرت الله اند، به یک نحوی (دور از کثرتها) حضرت آقا (ولایت مطلقه فقیه)، ظهور خداوند متعال در زمانه مااند؟ اگر این چنین باشد ما نیز برای فیض نورانی از ولایت حضرت الله باید برای رسیدن به العبودیت جوهرة کونها ربوبیت، ذیل دستگاه ولایت خودمان را قرار دهیم؟ لطفا توضیح بدید در این شرایط زمانه چگونه در دستگاه ولایت به اوج سیر سلوکی که شهدا برای خود رقم زدند برسیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث، مباحث مفصل و مهمی است و از حیطه سوال و جواب خارج است. این روزها کتاب شرح سوره فتح در حال خروج از چاپ است. اگر إن‌شاء الله همت بفرمایید و مباحث یک سوم اول آن کتاب را دنبال کنید به لطف الهی جواب خود را خواهید گرفت، وگرنه با سوال و جوابهای محدود، سرگردانی انسان در مورد وحدت وجود رفع نمی شود. موفق باشید

31143
متن پرسش
﷽ موضوع؛ مَبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ سلام علیکم و رحمة الله: استاد عزیزم، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، عالم را فقط یک هست و یک وجود فراگرفته است، اگر همانا ما تجلی او هستیم «انّا للّه» و خداوند متعال «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ"» هست، این چه نوع بازگشتی به سوی اوست؟! «و انا الیه راجعون» به قول امام (ره)؛عالم در محضر خداست: «وَ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فِي مَكَانِه‏»، بنابراین آیا الان در پیشگاه او حاضر نیستیم؟! اگر هستیم پس چرا خدا می‌فرماید: «مَبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ «6»؟! آیا منظور نوع و شدت بازگشت نورانی است؟ «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ که بالاترین نوع آن را برای امام امام حسین (علیه السلام) فرمودند؟ ممنون. التماس دعا. اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که نسبت حضرت حق به ما آن است که او مطلق است و همه جایی و ما را نیز در برگرفته. ولی نسبت ما به او آنچنان است که ما به سوی او هستیم یعنی او در عین آن‌که «احد» است و حضورش مطلق می‌باشد، «صمد» نیز هست. بدین معنا که ما به سوی او هستیم.

حتما در جریان هستید که حضرت سجاد «علیه‌السلام» فرمودند: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَي «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الْآياتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ «إِلَي قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَك»، خداى عزّوجلّ مى‏‌دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏‌آيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سوره حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آن‏ها را خواهد هلاك گردد. (الكافى، ج 1، ص 91)

با نظر به فرمایش حضرت سجاد «علیه‌السلام» از یک طرف و با نظر به این‌که فهم توحید در هر درجه‌ای که باشد در مواجهه با امری یا اموری پیش می‌آید، سؤال این است که آن امور چه اموری هستند که فهم آن‌ها نیاز به چنین توحید عمیقی دارند و در مواجهه با آن‌ها آن توحید ظهور می‌کند؟ زیرا عنایت دارید که توحید در مواجهه با مظاهر خاص خود به ظهور می‌آید، مگر فهم توحید به صورت انتزاعی که آن تنها یک امر ذهنی است. توحید حضرت ربّ در مربوب آشکار می‌شود و ما در ازای مربوب متوجه جلوه «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر» بودن او می شویم و یا جلوه «احدیت» او را که در عین حال صمد، است در مظاهر می‌توانیم بیابیم. در واقع حضرت سجاد «علیه‌السلام» در آن روایت خبر از آن می‌دهند که «مُتَعَمِّقُونَی» در آخرالزمان هستندکه در مواجهه با مظاهری که در آخرالزمان به ظهور می‌آیند، آن‌ها را با نور توحیدی «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر» بودنِ خداوند در مظاهر خاص آن زمان می‌یابند، به همان معنایی که عرفا متوجه پیام این آیات شده‌اند. ولی با این‌همه، تصور بنده آن است که جهان ما حتی بزرگ‌تر از جهان عرفا شده و در جهانی می‌توانیم حاضر شویم که امکان حضور در آن جهان، درک حضور خداوند است با بصیرتی که او را «احدی» بیابیم که در عین حال «صمد» است و یا «اوّلی» بیابیم که در عین حال «آخر» است. موفق باشید

31125
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی; یکی از همکاران ما مسیحی هستند که حدود ۳ سال است با ایشان آشنا شده ایم. ایشان گرایش زیادی به اسلام پیدا کرده اند ولی هنوز مسلمان نشده اند و بیشتر دنبال شناخت اسلام هستند. در ابتدا رفته بودند حوزه ولی به دلیل اینکه مسلمان نبودند ایشان را ثبت نام نکردند و به دلیل برخورد نا مناسب ی مقدار زده شدند. حدود یک سال قبل رفتند دانشگاه پیام نور و در یکی از رشته های علوم دینی اسلام مشغول تحصیل هستند ولی ظاهرا جذابیت لازم را برای ایشان نداشته. البته بنده برای ایشان توضیح دادم که نه حوزه و نه رشته های مرتبط مناسب حال ایشان نیست. به ذهنم خطور کرد که سیر مطالعاتی شما را به ایشان معرفی کنم. به نظر شما ایشان چه مسیری را طی کنند تا با مبانی اسلام به صورت کارکردی آشنا بشوند. ایشان خانم هستند و حتی تمایل شدیدی به بحث حجاب و چادر دارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که اسلام، اصراری ندارد که اهل کتاب مسلمان شوند. بیشتر آن‌ها را تشویق به توحید می‌کند و طبیعی است که خودشان عمق توحید را در اسلام می‌یابند. آری! چه خوب است که برای فهم بیشتر اسلام به قرآن رجوع کنند و تفاسیری مثل تفسیر المیزان در فهم قرآن می‌تواند کمک‌کار آن‌ها باشد. موفق باشید

31134
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من حدود 10 ماه است که دیگر حالات معنوی و روحی قبلی را ندارم. تمایلم به مطالعه و علم کاهش یافته تا حدی که احساس می‌کنم که از همه چیز اشباع شده ام. دیگر حس و حالی برای امور معنوی و عبادی ندارم تا حدی که حتی در حرم معصومین نیز هیچ حسی ندارم و هرچه تلاش می‌کنم توجه خودم را معطوف به حضرت کنم موفق نمی شوم. دیگر آن شوری که حدود یک سال قبل نسبت به انقلاب اسلامی و شهدا داشتم وجود ندارد و خیلی کمتر شده. و در روح خودم نوعی گرفتگی شدید حس می‌کنم. انگار انگیزه ای برای هیچ کاری ندارم و آنچه که قبلا در من انگیزه ایجاد می کرد گویا دیگر مؤثر نیست. استاد واقعا از این وضعیت خسته شده ام. خیلی نگران هستم. نمی‌دانم با این وضع چه کنم. مدتی قبل که از شما پرسیدم فرمودید این حالت قبض است و برطرف می شود. اما نمی‌دانم چرا هنوز این حالت ادامه دارد. نمی‌دانم چه کنم. حتی معارف دینی هم گویا دیگر در وجودم اثری ندارد. می ترسم که این حالت دست مایه ای برای شیطان باشد و نتوانم در برابر تمایل به گناه ایستادگی کنم. می ترسم که نکند این قساوت قلب باشد. می ترسم که دیگر آن شور انقلابی بر نگردد و از این فضا دور شوم. اگر امکان دارد راهی به من نشان دهید که بتوانم از این حالت روحی نجات پیدا کنم. محتاج دعای خیر شما هستم. ممنون از توجه شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره قلب‌ها را اقبالی هست و ادباری. تدبّر در قرآن به کمک تفسیر شریف المیزان إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

31128
متن پرسش
سلام: بنده از لحاظ ظاهری مسلمان هستم یعنی سعی دارم که نماز اول وقت بخونم، نماز شب بخونم، روزه مستحبی بگیرم و خلاصه تلاشم بر این است که گناه نکنم یعنی در واقع اسلام ظاهری دارم اما باطنم کافر هست، روحم بیمار هست از عبادت لذت نمی‌برم، باطنم من رو بسمت دنیا میکشونه، می‌خواستم ببینم راه حل چیست؟ علاج این بیماری چی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رشد معرفت الهی و تدبّر در قرآن إن‌شاءالله کار جلو می‌رود. موفق باشید

31113
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام: وقتتون بخیر و عافیت.با توجه به سؤال ۳۱۰۰۹ که در رابطه با جهان‌های متعدد و قیامتهای متعدد اشاره شده و در بخشی از پاسخ فرمودید: «حقیقتِ نبوت و ولایت نیز واحد است و مظاهر آن در هر عالَمی مطابق آن حقیقت واحد می‌باشد.» سوال این هست که با وجود جهان‌های و قیامتهای متعدد و ظهور حقیقت محمدیه در اون عوالم، دلیل سوال ملائکه چیست؟ اونها که موجودات مجرد هستند و همه ی جهان‌ها و همه ی مظاهر حقیقت محمدیه ر در اون جهانها دیده اند چطور به خداوند متعال خطاب می کنند «أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» و این حقیقت را ندیدند؟ آیا اولین بار است در همه ی عوالم آفرینش قبلی حقیقت محمدیه به تمام جلوات اسمائی ظهور می کند که خداوند متعال می فرماید: انی جاعل فی الارض خلیفه؟ «قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ» آیا دستور سجده ملائکه به همین دلیل بوده و تا کنون در مظاهر قبلی این حقیقت در جهان‌های قبلی نبوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام فرشتگان اقتضاء می‌کند که در مقابل آدم به اعتبار خلیفة الله بودنش در زمین، چنین سخن و عکس‌العملی را داشته باشند. موفق باشید

31106
متن پرسش
سلام علیکم: استاد سوالی داشتم در کیفیت انفاق و ایثار: فرض بفرمایید اگر در ماه ۱۰ واحد حقوق و رزق دریافت کنیم چه میزان آن را باید در راه خدا انفاق کنیم؟ برای مثال اگر اشتباه نکنم در مورد سید هاشم حداد میخونیم که سید علی اقا قاضی بهشون گفتن هر وقت فقیری به سمتت آمد دست در جیب کن و هر چه در جیبت است را بده. که نوعی ایثار است. حال در مسیر سلوک الی الله شخص از رزق و روزی خود چه میزانی را باید برای انفاق و ایثار در راه خدا کنار بگذارد؟ آیا سخت گیری و آینده نگری و تدبیر در این امر به نوعی شرک خفی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا» (اسراء/29) و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.

آری! چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش / چون رنده ز کار خویش بیگانه مباش

تعلیم ز ارّه گیر در کار معاش / نیمی سوی خود می کش و نیمی می‌پاش

موفق باشید 

31105
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در تفسیر سوره فتح از فتح قریب و فتح مبین و فتح مطلق استفاده کردید. ممکنه معادل هر کدام از این فتح ها را با منازل کتاب منازل السائرین بیان بفرمایید؟ و اینکه شهدا بعد از شهادت به فتح مطلق رسیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم کار راحتی باشد. هرچه هست مسلّماً در عین آن‌که درجات شهدا متفاوت است، ولی همه به آن فتحی که در صلح حدیبیه برای مؤمنین پیش آمد، نایل شده‌اند. موفق باشید

31091
متن پرسش
سلام استاد عزیز با عرض ادب ان شاءالله که سلامت باشید و تندرست. استاد آیا تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی حفظه الله، سیر پیشنهادی داره؟ تشکر از زحماتتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم سیر خاصی نیاز باشد. بالاخره از همان ابتدا که به سوره مبارکه «حمد» پرداختند، باید شروع کرد و همچنان جلو آمد. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!