بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: عرفان، فلسفه، کلام

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14035
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. 1. کتاب «صد میدان» خواجه عبدالله انصاری چه جایگاهی دارد؟ فرقش با منازل السائرین چیست؟ 2. کتاب جناب محی الدین به نام مجموعه رسائل قسمت تهذیب اخلاق آن ترجمه شده. برای بنده قابل مطالعه است؟ یا آن هم سنگین است؟ نام کتاب این است: تهذیب اخلاق محی الدین بن عربی. ترجمه زاهد ویسی 3. کتاب اندوه های زندانی از جناب محی الدین چطور است؟ و چگونه باید خوانده شود؟ نام عربی اش: «شجون المسجون و فنون المفتون» است. در مورد عمل و عامل و معمول است. که ظاهرا اتحاد بین اینهارا بیان می کند. بطور کلی می خواستم بدانم آیا آثار کوچک و سبک محی الدین کدام ها هستند که الان هم می توان آن را خواند و استفاده برد؟ یا اینکه آثارشان کلا عمیق و لازمه کار بیشتری است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواجه «منازل السائرین» را بعد از 20 سال که «صد میدان» را نوشت، تألیف نمود یعنی در زمان پختگی و اجتهاد سلوکی خود. در عین حال کتاب «صد میدان» اگر با استاد و در زمان مناسب مطالعه شود، نکات ارزشمندی در پی دارد 2- عموماً مقالات محی‌الدین تذکراتی است در تکمیل تفکر اصلی خود که در «فصوص» و «فتوحات» گفته است و کسی که فصوص را نمی‌شناسد چندان نمی‌تواند از آن آثار کوچک استفاده کند. موفق باشید

14034
متن پرسش
با عرض سلام: آقای دینانی می گویند طرز تفکر اشعری شیوهای از اندیشیدن است که ربطی به شیوه وروش دین و آیینی ندارد. خصوصیات این طرز فکر کدام است؟ در ضمن در مورد اراده و موجودیت عقل و خواستن توضیح بفرمایید. اگر کتابی سراغ دارید بگو یید. دست مریضاد. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «کلام اسلامی 1 و 2» در این رابطه شده است. خوب است به آن جزوات که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

14029
متن پرسش
با سلام: مدتی ست که پس از خواندن بحث حرکت در حکمت متعالیه در تلاشم تا مقاله ای در مورد قوه و انرژی در فیزیک و فلسفه بنویسم به همین خاطر نیاز به راهنمایی دارم. سوال من این است، همان طور که می دانید ملاصدرا در بحث حرکت در نهایت اثبات می کند که حرکت از مجرای صورت نوعیه و از سوی مفارق افاضه می گردد و حال آن که در فیزیک منشا حرکت به خود ماده نسبت داده می شود. اگر دقت شود مسئله ی مهمی است چرا که اگر اثبات شود که حرکت از سوی مفارق و ماورای ماده افاضه می گردد تمام تغییرات در این دنیا را باید به مفارق نسبت داد و این چیزی است که فیزیک خلاف آن را سالها و سالها در ذهن مردم جهان نشانده و به همین دلیل مردم چیزی جز ماده را منشا اثر نمی دانند. سوال این است که در فلسفه منشا حرکت مشخص است در فیزیک منشا حرکت چیست؟ نیرو است یا انرژی یا؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: آن معنا از حرکت که در فلسفه‌ی صدرایی مطرح است؛ تبدیل ذاتیِ قوه به فعل است که با إفاضه‌ی فیض از طرف عالَم معنا محقق می‌شود و این غیر از آن است که تصور شود حرکت از عالم معنا پدید می‌آید، بلکه تنها إفاضه‌ی فیض یا تجلیِ وجود در میان است و در علومی مثل فیزیک، اساساً بحث در ذات عالم ماده در میان نیست بلکه بحث در حرکت‌های نسبی است مثل حرکت الکترون به گِردِ هسته. موفق باشید

14028
متن پرسش
با سلام: همانطور که می دانید امروزه قول به افلاک منسوخ گردیده است و ملاصدرا حرکت جوهری را معطوف به حرکت فلک تبیین می کرد، حال با این شرایط باز هم ما مشاهده می کنیم که کل عالم ماده در حرکت است، سوال این است که حالا که فلک نقض شده کل حرکت ماده را ( (حرکت جوهری) حتی قبل از وجود خورشید و زمین و ...) به چه چیزی می توان نسبت داد که مثل فلک شعور و نفس داشته باشد؟ با تشکر...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبانی ملاصدرا در حرکت جوهری، ربطی به حرکت افلاک ندارد. او با نظر به وابستگی عَرَض به جوهر و حرکت اعراض ما را متوجه ذاتی‌بودنِ حرکت عالَم ماده کرده است. در کتاب «از برهان تا عرفان» دو برهان در این رابطه عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

14023
متن پرسش
سلام: استاد شرمنده زیاد سوال می کنم. چند وقت بود نبودید و ما هم دلمان تنگ شده بود بخاطر همان یک عالم سوال دارم. خودتان هم فرمودید اگر جوابتان را در یک سوال احیانا نگرفتید چندبار دیگر بپرسید تا دیگران هم استفاده کنند. 1. خواندن زندگینامه عرفا می تواند تاثیر گذار باشد؟ یکی از بزرگان می گفت سرگذشت علمای اصیل خودش جلسه اخلاق است. 2. کتاب چهل حدیث امام چگونه کتابی است؟ کی می توان آن را خواند و کارایی اش چگونه است؟ 3. کتب تاریخ ائمه که حجت الاسلام نظری منفرد نوشته اند چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواندن زندگی‌نامه‌ی عرفا و علماء حقیقتاً یک کار ارزشمند و سلوکی است 2-  کتاب «چهل حدیث» حضرت امام یک کتاب عرفانی با ظرائف خاص خودش است و نه یک کتاب اخلاقی و لذا بعد از آشنایی با عرفان نظری می‌توان متوجه‌ی اشارات آن شد 3- مسلّم هراندازه در موضوع تاریخ ائمه کار کنیم، جای کار دارد ولی بنده کتاب مذکور را نمی‌شناسم. موفق باشید

14017
متن پرسش
سلام: کتب استاد محمد شجاعی برای سیر و سلوک خوب است؟ چگونه استفاده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه سید محمد شجاعی در بحث «مقالات» روش سیر و سلوکی خوبی را در معرض دید ما قرار می‌دهند ولی استاد محمد شجاعی چنین ادعایی ندارند که بخواهند روش سلوکی پیشنهاد کنند، بلکه روش ایشان بیشتر طرح معارف اسلامی است. موفق باشید

14009
متن پرسش
سلام جناب استاد: 1. این جمله از آیت الله حسن زاده آملی را برایم شرح می دهید؟ در چهارده سالگی به فضل پروردگارم بارقه ی مشرقیه الهیه و شهاب قبسی به من رسید که به اقتضای عین ثابته ام مطلوب من بود. پس سر من به آنچه زبان وحی به آن ناطق است مترنم شد. 2. استاد من عاشق علامه هستم. می خواستم بدونم برای سیر و سلوک اگر بخوام کتابا و نظرات ایشون رو کار کنم به نتیجه می رسم؟ 3. برای اینکه بفهمم علامه منظورشون چیه کتب شما کمکم میکنه؟ 4. تو شاگرداشون کدومشون نظرات علامه رو خوب بیان کردند؟ عمق مطلب را؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ لازمه‌ی شرح این جمله، مطالعه‌ی یک دوره عرفان نظری است و مخاطب حضرت استاد در این جمله، افرادی هستند که عرفان نظری را می‌شناسند. 2ـ اگر بتوانید با مباحث استاد حجت‌الاسلام و المسلمین آقای یزدان پناه جلو بروید که از شاگردان خاصّ ایشان هستند ان‌شاءالله نتایج لازم را می‌گیرید. موفق باشید

13991
متن پرسش
سلام و ارادت استاد فرزانه فردی که 40 سال گناهکار بوده و توبه کرده است دچار ناامیدی شده است وی فکر می کند وقت زیادی برای کسب فضایل اخلاقی و کسب علم ندارد و هر چقدر تلاش کند نمی تواند فاضل و مخلص شود. وی می گوید علما از 10 سالگی سیر و سلوک می کنند ولی من از 40 سالگی شروع کرده ام لذا وقتی برای سلوک نیست. راهکار بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف الهی نور است با هر قسمت آن روبه‌رو شویم با همه‌ی آن روبه‌رو خواهیم شد، پس جای نگرانی نیست. موفق باشید

13990
متن پرسش
سلام و احترام استاد مهربان: آثارتان بیشتر معرفتی و عقیدتی است و کمتر اخلاقی هست. آیا علتش آن است که آثار معرفتی و عقیدتی شما ما را از مطالب اخلاقی بی نیاز می کند؟ چو صد آید نود هم پیش ما است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد وقتی قلب نظر به خدا کرد موانع اُنس را که در اخلاق بدان رذائل گویند و موجب حجاب بین قلب و حضرت حق می‌شود؛ می‌شناسد. موفق باشید

13982
متن پرسش
سلام: استاد کتابهای زیر را با چه ترتیبی بخوانم بهتر است؟ 1. شرح اصول کافی ملاصدرا 2. مفاتیح الغیب 3. شواهد الربوبیه 4. المظاهرالالهیه فی اسرار العلوم الکمالیه 5. کسر الاصنام الجاهلیه 6. رساله فی الحدوث 7. ایقاظ النائمین التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت تفکر فلسفی بعد از اسفار، شواهد الربوبیه و مفاتیح الغیب و عرشیه خوب است مطالعه شود. مطالعه‌ی ایقاظ النّائمین بعد از فصوص محی‌الدین بهتر است انجام شود. کسر الاصنام کتابِ انتقادی مرحوم آیت اللّه صدرالمتألهین است نه آن‌که یک کتاب فلسفی باشد. کتاب‌های شماره‌ی 4 و 6 را به عنوان شاهدِ تفکر جناب ملاصدرا دنبال کنید. البته بنده کتاب «المظاهر الإلهیه» را مطالعه نکرده‌ام. شرح اصول کافی بعد از مطالعه‌ی اسفار، دقتِ ما را نسبت به روایات اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بیشتر می‌کند. موفق باشید

13981
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: 1. بنده سه دور بدایه تدریس کردم. الان نمی دانم اسفار را تدریس کنم یا نه. می ترسم نتوانم. می ترسم از پسش بر نیایم. گرچه با مشورت استاد جوادی خوانده ام. نظر شما چیست؟ چند دور دیگربدایه و نهایه تدریس کنم و بعد وارد شوم یا مستقیم وارد شوم؟ 2. سوالی هم از شما داشتم. در ترجمه و تنقیح جلد هشت و نه اسفار شما بعضی جاها تغیرهایی فرمودید. اینها با رویکرد تنقیح بوده یا نکته دیگری نیز وجود دارد؟ یا علی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در جریان شرح‌های آیت‌اللّه جوادی و آیت اللّه مصباح باشید، فکر نمی‌کنم در تدریس اسفار به مشکل برخورد کنید 2- از نظر ترجمه روحِ جلد هشتم و نهم اسفار تغییر نکرده، تنها سعی شده ترجمه روان‌تر شود و آدرس متون در پاورقی بیاید. موفق باشید

13977
متن پرسش
سلام استاد: بنده می خواستم کتب شفا را بخوانم (برهان شفا و الهیات شفا و طبیعیات شفا) خواستم از کتاب برهان شفا شروع کنم. 1.شرح جناب آیت الله مصباح بر آن خوب است؟ 2. کتاب نهایه را هم با شرح استاد مصباح بخوانم بهتر است؟ اگر کتابی یا صوتی قوی تر می شناسید معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال را خوب است از اساتیدی مثل استاد یزدان‌پناه دنبال کنید. بنده کتاب «شفا» را نخوانده‌ام. موفق باشید

13976
متن پرسش
سلام: جناب محی الدین فرموده اند: «العالم متوهم ما له وجود خارجی.» استاد بنده بعد از کار کردن روی کتاب از برهان تا عرفان برداشتهایی داشته ام از این جمله. ولی می خواستم از استاد خواهش کنم اگر بتوانند در چند خط منظور آن را بفرمایند بنده سعی می کنم روی آن کار کنم. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث مهمی است که محی‌الدین در فصّ یوسفی به میان آورده است و شاهد خود را روایت مشهور پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قرار می‌دهد که حضرت می‌فرمایند: «النَّاسُ نِيَامٌ‏ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا» مردم در حال حاضر در خواب‏اند وقتى مردند، تازه بيدار مى‏ شوند. بيدار مى‏ شوند و مى‏ بينند عالم اطرافشان طورى شده كه نسبت به دنيا برايشان يك نحوه بيدارى است. به همين جهت قرآن در رابطه با قيامت به شخص گناهكار مى‏ فرمايد: «لَقَدْ كُنْتَ في غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ» حقيقتا تو از اين عالم در غفلت بودى ما پرده را از مقابل تو عقب زديم و حالا چون چشمت تيزبين شده اين‏ها را در اطراف خود مى‏ بينى ولى در دنيا نديدى در حالى‏كه در دنيا هم اين‏ها اطراف تو بود. محی‌الدین دنیا را نسبت به عالم بالا دارای وجود اصیل نمی‌داند، ولی نه این‌که آن را غیر واقعی بداند. سعی بفرمایید مطلب را در فصّ یوسفی دنبال فرمایید. موفق باشید

 


[1] ( 2)- بحار الأنوار، ج 50، ص 134.

[2] ( 3)- سوره‏ى ق، آيه‏ى 22.

13970
متن پرسش
سلام: 1. استاد بنده می دانم که الان وقت ذکر یونسیه و اذکار خاص نیست. ولی نمی دانم کی وقتش می شود و من از کجا متوجه بشوم؟ 2. این کار خوب است که انسان با چند استاد عرفان مشورت داشته باشد یا موجب تشتت می شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مورد ذکر مذکور با استادی که مطلب را می‌شناسد و روحیه‌ی شما را نیز می‌شناسند، مشورت کنید 2- اگر کلیت مطالب در دست شما است، مانعی ندارد که با چند استاد مشورت شود ولی اگر نه از یک استاد استفاده‌ی کامل را ببرید و بعداً اگر لازم دیدید به استاد دیگری مراجعه کنید. موفق باشید

13968
متن پرسش
با سلام: برای فهم کتاب مصباح الهدایه حضرت امام (ره) چه کتابهایی یا چه علومی را باید خواند؟ آیا بدون استاد هم می شود آنها را آموخت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «معاد» همراه با شرح صوتی آن‌ها، کتاب «خویشتن پنهان» مطالعه شود و سپس به شرح صوتی «تفسیر سوره‌ی حمد» امام بپردازید تا إن‌شاءاللّه مقدمات فهم کتاب «مصباح الهدایه» فراهم شود. موفق باشید

13966
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: برای رسیدن به معرفت نفس و معرفت قلبی خداوند من باید چه اعمالی انجام بدهم و این که آیا باید دنبال استادی باشم یا نه و اگر استاد می خواهد از کجا پیدا کنم؟ خواهشمندم در صورت امکان بطور کامل مرا راهنمایی کنید... سپاسگذارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». از طریق معرفت نفس شروع کنید ان شاءاللّه مراحل بعدی برایتان آشکار می‌شود. موفق باشید

13963
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ضمن تسلیت به مناسبت اربعین حسینی آقای دکتر عباسی در یکی از سخنرانیهای خود به شدت به فلسفه و حکت متعالیه ملاصدرا و اشخاصی مثل آیت الله جوادی املی، علامه طباطبایی، شهید مطهری و... حمله کرده و موضع گیری تندی داشتند. در مورد عدم کارایی فلسفه در اقتصاد و دین داری و اینکه انقلاب ما با حکمت صدرایی شکل نگرفته و امام خمینی با حکمت صدرایی انقلاب نکرده و.... خواستم بدانم آیا شما این سخنرانی را شنیده اید؟ و اگر شنیده اید آیا پاسخی به ایشان داده اید یا خیر؟ و نظرتان در مورد ایشان و این نحو تفکر چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این صحبت را ایشان سال‌های قبل داشتند. ظاهراً بعداً خودشان از این نظر عدول کردند. در هر صورت حرف حکیمانه‌ای نیست. موفق باشید

13960
متن پرسش
سلام علیکم: لطفا اول متن زیر را مطالعه کنید سپس بنده سوال خود را در انتهای متن از شما می پرسم: بر همۀ ما فرض است که خود را خدمتگزار حجّت خدا در زمين، حضرت بقية¬الله بدانيم و براي او کار کنيم. اين والاترين طريق خدمتگزاري به دستگاه خداوند است. اما تذکّر به اين نکته لازم است که در اين راه، هرگونه مني و مايي، نفساني و شيطاني است. گروه به راه انداختن، رأيت بلند کردن، حضرت را مال خود و متعلّق به خود و در فکر فرقۀ خود و نامهربان ديدن با ديگران، مدّعي ارتباط خاص با حضرت شدن و خود را محل عنايت ايشان دانستن، بانگ برداشتن به اينکه حضرت ما را قبول دارد و از اين قبيل کارها، همه و همه، کارهايي بچه‌گانه است، فريب دادن جوان‌ها (که به تعبير روايات يتيم‌اند، چون پدرشان امام زمان در غيبت است) و بازي کردن با مردم درست نيست. به‌طورکلي، دسته و گروه به راه انداختن و مردم را به آن دعوت کردن، مصداق اين آيه است: « فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» (حقيقت را ميان خود تکه‌تکه کردند و هر گروهي به آن چيزي خشنود است که اعتقاد اوست). گروه گرايي و تشکيلات، با مقصد دين منافات دارد که رها کردن انسان‌ها از حدود و قيودِ بشرساخت (ساخت بشر) است. جمع شدن عدّه اي آدم ناقص دور هم، مقدمۀ شکل گيري خودخواهي جمعي است و نتيجه‌اش مسخ تدريجي اعضاء است که در آخر، به از دست دادن قدرت نقّادي و انصاف منجر مي شود. داشتن احساس بر حق بودن و افراط در آن، اساس اخلاق تشکيلاتي است. ازاين‌رو، اسارت در دام غير معصوم پيش مي‌آيد که به شکل خزنده و تدريجي، به شرک در ولايت معصوم ختم مي شود: « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه» (بزرگان و رؤساي خود را بجاي خدا پرستيدند). همچنين هر تشکيلاتي براي بقا ناچار است که روي اختلافاتش با ديگران تأکيد کند و اين، موجب تفرّق و کثرت گرايي بيش از پيش ميان جمعيت مسلمانان، بلکه مؤمنان مي‌شود و فاصله گرفتن از کلمه سواء را موجب مي‌شود که قرآن به آن دعوت کرده و حتي يهود و نصارا را به آن فراخوانده است و با روح دين ناسازگار است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (بگو اي اهل کتاب، به سوي کلمه اي بياييد که ميان ما و شما مشترک است و آن اينکه جز خدا را نپرستيم و برايش شريک قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي را ارباب نگيرد. پس اگر نپذيرفتند، بگوييد شاهد باشيد که ما تسليم اين امر هستيم. علامه طباطبايي اين آيه را خلاصه تعاليم قرآن مي‌دانستند). و اين تشکيلات بعضاً باعث مي‌شود که در اثر استحالۀ تشکيلاتي، خير مطلق به شر مطلق تبديل شود؛ مسئله‌اي که فهم آن علم و فضل چنداني لازم ندارد و کمي فراست و شعور مي خواهد. معرفت ساده و بسيط فطري در پيچ و خم تشکيلات، به ايدئولوژي پيچيده اي تبديل مي شود که معمولاً، براي حفظ آن بايد از نقّادان و در نتيجه، از بدنۀ جامعه آن را مخفي کرد و نوآموزانِ تشکيلات را نيز اندک اندک و قطره قطره با آن آشنا کرد تا در گذر زمان روحشان رنگ بگيرد و فکرشان خاموش شود و قدرت مخالفت پيدا نکنند. از آفات ديگر تشکيلات ديني تبديل معرفت عمل گرا به انديشه اي کلامي و نظري است که منبعث از فقدان آشنايي فريفتگان تشکيلات با نمونه ها و الگوهاي عملي تربيت ديني است. در تشکيلات، نظام ارزشي، تقوا و علم ملاک نيست، بلکه خدمت بيشتر به تشکيلات ملاک است. علت جذب افراد به تشکيلات نيافتن مبنا و روشي جامع براي زندگي، به علاوۀ نياز عاطفي به گروه مرجع براي تأييدطلبي و احراز هويت است که علت اولي، جهل به قرآن و علت دومي، نقص در توحيد است. و آنچه به اين هر دو دامن مي زند، بي ارتباطي با اولياي خداست. اصولاً، اگر کسي به صاحب نَفَسي دست يابد، مفتون بساط گروه‌ها، احزاب و دسته‌ها نمي شود تا به‌جاي صرف زندگي اش در سلوک الهي، آن‌ را در راه خدمت به منافع تشکيلات يا دنياي رؤساي آن صرف کند و زمان کسب علم و فضيلت را به دنبال نخودسياه و در پي کسب آفرين و تشويق آنان تباه کند. خلاصۀ کلام: از اين آفات رستن، معمولاً غير ممکن است و ثمرۀ آن انسان‌هايي است کوچک، تعالي‌نيافته و خردشده در پس افکار مرجع فکري. بنابراين، بايد مراقب بود که علوم الهي را وسيلۀ مني و مايي قرار نداد و خود و بندگان خدا را معطّل نکرد. به نظر شما این یک آسیب شناسی واقع بینانه از کار تشکیلاتی نیست؟ اصلا جایگاه عرفان در ساخت تمدن اسلامی کجاست؟ اصلا چطور میشه توحید رو در تشکیلان بصورت جزئی وارد کرد؟ اصلا در تشکیلات بدون داشتن مومن و ولی خدایی میشه به سمت توحید رفت؟ جایگاه مسلک عرفانی به عنوان گفتمان غالب در تشکیلاتی به وسعت یک تمدن اسلامی کجاست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است و این یکی از آفات تشکل ها است ولی این ربطی به تمدن اسلامی ندارد که می‌خواهد جامعه‌ای ایجاد کند تا حکم خدا در مناسبات فردی و اجتماعی جاری باشد و عرفان نیز چیزی جز توحید عمیق نیست همان توحیدی که علی«علیه‌السلام» در نهج‌البلاغه متذکر آن هستند و برای جامعه‌ی اسلامی مفید است. موفق باشید

13941
متن پرسش
سلام علیکم: بنده از مطالعه کتب حضرتعالی و سخنرانی های صوتی و تصویریتان بسیار استفاده برده ام. می خواستم بیابم که چگونه آدمی بین یاد خدا (دیدن او) و ارتباط با خلق خدا جمع نماید، مثلا در یاد خدا به سر می بریم اما همین که سر کلاس درس رفته و به مباحث درسی توجه می کنیم بعد از لحظاتی به خودمان که می آییم می بینیم چند دقیقه ای است که مباحث ما را به خود مشغول کرده و از دیدن خدا محروم بوده ایم. با تشکر از جنابعالی، لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مستلزم یک کار درازمدتِ سلوکی است و این‌که در هر مرحله‌ای به خود تذکر دهیم تا إن‌شاءاللّه بتوان همه‌چیز را به نور حق نگریست و درنتیجه، ارتباط با خلق خدا به صورت مستقل از منظر ما تبدیل شود به ارتباط با خدا در آینه‌ی حادثه‌ها و مخلوقات. موفق باشید

13937
متن پرسش
سلام علیکم: بنده چند روزی است شروع کرده ام فایل ها «ده نکته از معرفت نفس» را گوش می دهم. استاد در جلسه نهم بحث وحدت و کثرت را مطرح کردند و پیرامون آن قدری صحبت کردند. من این بحث کثرت و وحدت را متوجه نشدم. اگر به طور مبسوط و قابل فهم توضیحاتی بفرمایید ممنون می شوم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیددر ادامه‌ی این مباحث، مباحث برهان صدیقین را دنبال بفرمایید إن‌شاءاللّه تا حدّی موضوع، برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

13936
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی بنده نسبت به هم اتاقی ام که آدم متدین و خیلی خوب است یک حالتی دارم که فکر می کنم که حسادت باشد مثلا یک ساعت قبل از اذان صبح بیدار می شود و مطالعه می کند و بعد به نمازشب و .... بعد من از این کارش ناراحت می شوم یعنی به عبارت دیگر همیشه می خواهم اول و برتر باشم و... چه طوری باید این رذیله را برطرف کنم؟ به طور عملیاتی چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از خدا در عین آن‌که توفیق بندگی می‌خواهید سعی کنید خودتان باشید و آن رفیق‌تان نیز خودش باشد. موفق باشید

13929
متن پرسش
سلام علیکم. ببخشید دوباره مزاحم اوقات استاد شدم. عرضم به محضرتان مشورتی دوباره بود. استاد. بنده بیست سال سیر کردم بی استاد و فقط با مشورت جلو بردم کار را. با اسفار جلو بردم. با فصوص بسیار خوب جلو بردم کار را. دائم با اساتید در ارتباط بودم به صورت مشورتی. همانطور که عرض کرده بودم احساس رکود در سیر می کنم. البته می دانم که احساس است. چون بعضی وقتها در این قبض و بسط حالی خوش هم دست می دهد. قبلا کمتر بود. ولی الان محجوبیت بیشتر شده. از طرفی ترس دارم. از طرفی هم آن قائده را می دانم: (با صد هزار جلوه برون آمدی تا با صد هزار جلوه تماشا کنم تو را). می دانم با جلوات دیگر می آید . اینها را متوجه هستم ولی گویا فنا و بقا بعد از فنا هم هست. خب اگر اینگونه است پس باید برای آن منزل آماده شد. از آنجایی که (صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق \ نیست فردا گفتن از شرط طریق) به این فکر افتادم سریعا کسب چاره کنم و به دنبال ادامه راه باشم. چون نمی خواهم این طعم شیرین را که بعضی وقتها سراغم می آید از دست دهم. آنقدر شیرین است که وقتی این حالت می رود باز هم تا چند وقت متحیرم... استاد، مرا ببخشید اینقدر راحت می نویسم و می گویم. چون علاوه بر این که شما را استادم می دانم، شما را به عنوان دوستی می دانم که بسیار راحت با او درد دل کنم. البته اگر کنارتان بودم فکر نکنم به این راحتی حرف می زدم. اینجا راحت تر حرف می زنم. استاد بنده درسته اسفار و فصوص خواندم درسته که کتب عرفانی بسیار خواندم ولی الان کمی تحیر دارم و نمی توانم تشخیص بدهم کدام منزلم. کجا هستم. بسیار تعجب آور است ولی شده دیگر. آنقدر فکرم شده آمدن حال او که تقریبا تمام نمازهایم با گریه است. چون در نماز دری باز می شود و عنایتی می شود ولی افسوس که بدن طاقت ندارد که زیاد در نماز بماند. و وقتی هم که امام جماعت می ایستم مردم طاقت ندارند. و بالاخره باید نماز را تمام کنم. اگر دست خودم بود دائم در نماز می ماندم اگر شدنی بود. استاد بسیار متحیرم. یک خواسته از شما دارم و چند سوال. 1. از شما به عنوان شاگرد خواهشمندم اگر می شود کمی در مورد حالاتم توضیح دهید و بگویید در چه منزلی ممکن است باشم. البته اگر باشم..! (از اصطلاحات عرفانی استفاده کنید هم متوجه می شوم، شما هم وقتتان کمتر گرفته می شود). 2. استاد بنده گمان می کنم راه دارد پیچیده تر می شود و شیرین تر. چون راه ها یک به یک بسته می شوند و یک راه می ماند آن هم خود ذات اقدسش. احساس می کنم دیگر استاد بگیرم بهتر است. به نظر شما به چه کسی رجوع کنم؟ استاد تحریری. استاد فیاض بخش. استاد صمدی. استاد یزدان پناه . استاد رمضانی. کدام را می شناسید معرفی کنید ممنون می شوم. 3. در مورد شهوداتی که رخ می دهد چه سمعی چه بصری و... از کجا می توان تشخیص داد که حقیقت دارد یا خیر. یا کدام شهود بخاطر چیست؟ التماس دعای رفع موانع داریم. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود جنابعالی با توجه به کتاب «منازل‌السائرین» که یک مجتهد در این رابطه در آخر عمر آن‌را تنظیم کرده؛ متوجه خواهید شد. مثلاً در یقظه در مرتبه‌ی مرید هستید که رجوع به حق دارد، یا در مرتبه‌ی خاصّه می‌باشد که شهود نسبت به حق دارد یا در مرتبه‌ی ثالث یقظه یعنی مرتبه‌ی خاصة الخاصه می‌باشید که مقام «بقاء بعد از فنا» است. در سایر منازل نیز قضیه به همین شکل است 2- همه‌ی عزیزان نامبرده را تا حدّی می‌شناسم. به نظرم اگر در معرفت نفس کار کرده‌اید و به عنوان مثال موضوعات کتاب «خویشتن پنهان» را در حین مطالعه، تصدیق قلبی می‌کنید؛ بهتر است با نگاه آقای یزدان‌پناه جلو بروید، ولی خودتان مسئول خودتان باشید. موفق باشید

13928
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده امسال به تازگی وارد حوزه علمیه شدم و چند مدتی است که مشغول شدم. می خواستم ببینم چرا با این که وارد حوزه علمیه شدم اخلاق بنده با اینکه خوب نشده بدتر هم شده؟ آیا مشکل از بنده است یا حوزه یا دوستانی که روی من تاثیر می گذارند؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام؛ بالاخره درس‌های خشک ادبیات و منطق فضای تذکر به حق را کم می‌کند. در این موارد باید خودتان برای خودتان برنامه‌ریزی کنید نباید این موارد را از حوزه انتظار داشته باشید. موفق باشید                                                                                                                                    

13927
متن پرسش
با سلام: این اشکالاتی که برخی از بزرگان به حرکت جوهری و جسمانیت الحدوث و روحانیت البقا و وحدت وجود کرده اند تا چه اندازه وارد است؟ وحدت شخصی وجود به چه معناست؟ اینکه گویند ابتدا همه یک نفس بودند یعنی چه؟ و اینکه گویند در مراتب بالای نفس بزرگان کثرت نمی بینند و وحدت وجود می بینند یعنی چه؟ اگر مثالی بزنید ممنون میشم. در شرح آیت الله حسن زاده آملی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا نوشته بود که اولین صادر با اولین مخلوق فرق دارد آیا درست است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای درک درست هرکدام از این سؤال‌ها حدّاقل باید یک کتاب مطالعه فرمایید. در کتاب «از برهان تا عرفان» سؤال اول را می‌یابید و در کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه، سؤال‌های بعدی برایتان روشن می‌شود. نظر آیت اللّه حسن‌زاده در مورد بحث «فیض اقدس و مقدس» است که این نیز در کتاب «مصباح‌الهدایه» حضرت امام بحث شده است. موفق باشید

13917
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: مشورت یه عمر زندگی و تجربه حضرت عالی رو می خواستم ازتون: 1. ترم آخر کارشناسی (فقه و حقوق) هستم 22 ساله با توجه به دغدغه اسلام شناسی و فعالیت در زمینه تمدن سازی (مثل حضرت عالی) می خواستم ببینم تا چه حد نیازه ورود به حوزه پیدا بکنم و تا چه مقدار مطالعه بکنم؟ (مثلا مقداری ادبیات و منطق و فقه و اصول و شروع کردن فلسفه و کلام به صورت تخصصی) _ فقط قصد ازدواج هم درحال فعلی دارم خانواده هم کمکی می کنند در جهت مسکن و...؟_ 2. ذی طلبگی رو میشه توضیح دهید با زبان شیرین عرفان نظری تون؟ ما که از هر بزرگی پرسیدیم نفهمیدیم! 3. صاحب نظر شدن یعنی چه؟ و حضرت عالی خودتون رو صاحب نظر در علوم دینی نمی دانید؟ 4. چرا توصیه به سبک درس خواندن مثل خودتان نمی کنید؟ (توی صوت ها هم اشاره کردید) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره آن‌چه که عرض می‌کنم را با توجه به احساسی که نسبت به ورود به درس خارج دارم، احساس می‌کنم و نیز نسبت به خلأهایی که نباید داشته باشم و دارم. لذا اگر بتوانید با همین رویکرد که نسبت به تمدن‌سازی اسلامی دارید، مجهز به علوم حوزوی به شکل رسمی آن بشوید، بهتر است وگرنه به همین روشی که فعلاً جلو می‌روید، خوب است. در جزوه‌ی «عالَم طلبگی» وظایفی نسبت به ذی طلبگی شده است 3- یک مجتهد بعد از مدتی خودش متوجه می‌شود می‌تواند یک موضوع فقهی را در همه‌ی جوانب ممکن بنگرد و از این جهت او در فقه، صاحب‌نظر می‌شود. در کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر نیز موضوع از همین قرار است. موفق باشید

نمایش چاپی