بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سیاست و تحلیل حوادث

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7390
متن پرسش
به نام خدا با سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده عزیز پیرو سوالات مدیریتی، همانگونه که استحصار دارید مقام معظم رهبری تحول در علوم انسانی را از جامعه دانشگاهی خواستار شدند و بر همین اساس بنده در مبانی علم مدیریت در حال تحقیقم. ایشان می فرمایند : بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائى هستند که مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه کنیم، آنچه را که غربى‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. (پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری 8/6/1388) اینکه بنده درباره‌ى علوم انسانى در دانشگاه‌ها و خطر این دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانى‌اى که امروز رائج است، محتواهائى دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامى و نظام اسلامى است؛ متکى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران مى‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. (پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری 29/7/1389) علوم انسانى اهمیت دارد، علوم انسانى کنونى در کشور بومى نیست، متعلق به ما نیست، ناظر به نیازهاى ما نیست، متکى به فلسفه‌ى ما نیست، متکى به معارف ما نیست، اصلاً ناظر به مسائل دیگرى است، مسائل ما را حل نمیکند. دیگرانى طرح مسئله کردند، براى خودشان حل کردند - به درست و غلطش هم کار نداریم - اصلاً از ما بیگانه است. (پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری ۱۳۸۹/۰۶/۱۴) دکتر داوری اردکانی در کتاب علوم انسانی و برنامه ریزی توسعه در صفحات 16 تا 18 به طور خاص و در جاهای دیگر کتاب اساسا این بحث را رد می کند و می فرمایند: درک معنی اسلامی شدن علم دشوار است. علوم انسانی اسلامی با جامعه اسلامی و دینی به وجود می آیند و اگر قرار باشد یکی از این دو بر دیگری مقدم باشد، تقدم با جامعه است. ... پدید آمدن جامعه دینی هم موقوف و موکول به تجدید تفکر و عهد دینی و پایان یافتن تاریخ غربی و بازگشت مردمان به ساحت قدس بر اثر قوت گرفتن تفکر دینی است. ... با توجه با این معنی اصلا ضرورت ندارد که از علوم انسانی اسلامی بگوییم، زیرا این امر از دو حال خارج نیست: یا به علوم اجتماعی نیاز نداریم، یا با وجود تفکر دینی، انها را بدون دشواری به دست می آوریم.... در جای دیگری می فرمایند: وقتی همه شئون و جلوه های تجدد را بر مبنایی غیر از مبنای تاریخی اش می طلبیم و باطن تجدد را پذیرفته ایم و می خواهیم ظاهرش طوری باشد که ما بپسندیم، یعنی در حقیقت تجدد را مثال و نمونه زندگی دانسته ایم و نیازهای روحی و علمی خود را با آن می سنجیم اما می خواهیم هر چه را که در آن است برای خود بازسازی کنیم. پیداست که اگر گذشت از تجدد ممکن و میسر و محقق شود، همه عناصر و آثار و دستاوردهای تجدد از میان نمی رود، اما با حفظ همه چیز و رنگ و جلوه دیگر دادن به آن ها دیگر از گذشت نمی توان گفت. اما شاید بگویند هیچ یک از ما شئون تجدد را رد و نفی نمی کنیم بلکه آنها را بر مبنایی دیگر قرار می دهیم. این سخن قدری عجیب است و گویندگان ظاهرا نمی دانند که هر امری را بر هر بنیادی نمی توان قرار داد. علمی که غایتش قدرت و تملک و استیلا است بر مبنای عرفانی و دینی قرار نمی گیرد و چگونه ممکن است و چه کسی این توانایی را دارد که تنه و شاخ و برگ و ثمر علم کنونی را از ریشه اش جدا کند و آن را با ریشه دیگری پیوند زند؟ به این جهت استدعا کرده ام که بیاییم از این بحث بگذریم. علوم اجتماعی موجود به جامعه مدرن تعلق دارد و در زمین تجدد روییده است و اگر آنرا به زمین و هوای دیگری ببرند معلوم نیست که بر سر آن چه خواهد آمد. ... در صفحه 39 می فرمایند: قصد تجدید نظر در علوم انسانی با تأیید و اثبات موجودیت این علوم آغاز شده است، یعنی پذیرفته اند که علوم اجتماعی باید باشند و شاید متوجه شده اند که برای سیر در راه توسعه باید به علوم اجتماعی رجوع کرد، اما چون توسعه غربی را نمی خواهند، می خواهند علوم انسانی را هم متناسب با توسعه ای که خود می پسندند ترتیب دهند این امر وقتی محقق و ممکن می شود که لااقل به اجمال معلوم باشد که این توسعه مورد نظر چیست. ... کسی که به نظام دینی عقیده دارد حق دارد طالب علوم انسانی روییده از زمین فرهنگ تاریخی و بالیده در هوای سنن دینی و قومی شد. عیب این تمنا اینست که بر مبنای قول نیندیشیده به امکان جمع نظام دینی با مدرنیته استوار است. لذا خواهش دارم: 1- نظرتان را در خصوص این بحث دکتر داوری بیان فرمایید؟ 2- اگر جامعه مقدم بر علوم انسانی است خود جامعه را چگونه باید ساخت؟ پس چرا قران که دستورالعمل زندگی است (و به نوعی تمام علوم انسانی در آن یافت می شوند) قبل از تشکیل جامعه اسلامی و اصلا برای تشکیل آن نازل شده است؟ 3- آیا حکومت اسلامی اصلا به علوم انسانی و اجتماعی نیازی دارد؟ 4- اگر مدرنیته به پایان خود رسیده است علوم انسانی که در واقع راهبر آن بوده اند دیگر به کاری می آیند؟ 5- آیا اصلا تحول در علوم انسانی اجرایی است؟ چگونه؟ 6- اگر علوم انسانی در غرب برای توسعه بوده اند ما علوم انسانی اسلامی (به فرض قبول تحول در این علوم) را برای چه می خواهیم؟ آیا توسعه دیگری مد نظر ماست؟ 7- آیا به نظر شما جمع نظام دینی و مدرنیته امکانپذیر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید آقای دکتر داوری و ا مثال ایشان تئوری‌پرداز موضوعات فکری هستند و باید هم همین‌طور عمل کنند ولی مقام معظم رهبری مسئولیت اجرای اهداف و آرمان‌های نظام مقدس اسلامی را دارند و کار ایشان شبیه کسی است که باید کشتی معیوبی را در وسط دریا تعمیر کند. ایشان که نمی‌توانند بگویند این کشتی را کنار بگذاریم و یک کشتی دیگر سوار شویم، باید همین کشتی را تعمیر کنیم وگرنه وسط دریا غرق می‌شویم. لذا در راستای انتقال از تمدن غربی به تمدن اسلامی ما باید در چنین فضایی نسبت به علوم انسانیِ موجود تغییر دیدگاه دهیم و دیدگاه‌های انسان‌شناسانه‌ی خود را وارد کنیم – بر فرض هم که بنا به گفته‌ی جناب آقای دکتر داوری، اساساً جایگاه علوم انسانی در فرهنگ غربی معنا دهد که حرف درستی است – تا به مرور به جایی برسیم که از فضای نیاز به علوم انسانی گذر کنیم 2- حتماً همین طور است که اگر جامعه‌ای با هویت دینی به صحنه بیاید پیرو آن ساختارهای مخصوص خودش را می‌آورد و همین‌طور که دکتر می‌فرماید باید بدانیم هر فکری و هر چیزی در هر مزرعه‌ای با تاریخ دیگر ظهور نمی‌کند، و اسلام هم از همان ابتدا آموزه‌هایی را مطرح می‌کند که با تحقق جامعه‌ی دینی معنای خود را می‌یابد و ما هم با نظر به تحقق جامعه‌ی دینی داریم کارهای خود را در نظام اسلامی سر و سامان می‌دهیم و به همین جهت از بعضی از نهادها گله‌مندیم که متوجه نیستند نباید برنامه‌هایی را دامن زد که ما را از تحقق جامعه‌ی دینی غافل می‌کند 3- حکومت اسلامی به علوم انسانی و اجتماعی نیاز دارد ولی نه در قالب و رویکردی که غرب به آن دامن زده، ما فعلاً در دوره‌ی گذار هستیم و در این رابطه مجبوریم این علوم اسلامی را مدّ نظر قرار دهیم ولی رویکرد آن‌ها را تغییر دهیم. 4- در سؤال سوم این نکته نیز روشن می‌شود 5- با توجه‌دادن انسان‌ها به انسانی که تا ملکوت می‌تواند حاضر باشد شرایط برای پشت‌کردن به علوم انسانی غربی در محافل آکادمیک فراهم می‌شود 6- ما وقتی انسانی را تعریف کردیم که خلیفه‌ی خدا است عملاً توسعه به معنای غربی را از منظر او خارج کرده‌ایم و او را متوجه تمدنی کرده‌ایم که بستر اتصال زمین به آسمان است در این بستر تمام ابزارها معنای دیگری دارند 7- به نظر بنده جمع نظام دینی و مدرنیته محال است ولی ما در شرایط گذار هستیم و برای عبور از مدرنیته باید سازکار داشته باشیم، نمی‌شود از فردا با مدرنیته قهر کنیم. روش مقام معظم رهبری در این امر فوق‌العاده دقیق است. موفق باشید
7342
متن پرسش
سلام علیکم . خسته نباشید استاد با توجه به نکته ای که رهبری فرمودند و گفتند بصیرت خود را افزایش بدهید من تصمیم گرفتم سخنرانی های استاد رائفی پور را هم گوش دهم . امروز یک سخنرانی از ایشان گوش دادم و تا حدی اطلاعات سیاسی ام به روز شد . خدا ایشان را عمر دهد . اوضاع منطقه - صهیونیسم - فتنه های آخرالزمان - یهودشناسی و ... را به زیبائی تبیین میکند .اما دو تا سوال برایم بوجود آمد و اول اینکه آیا ما باید بیشتر وقت خود را به روی حکمت و عرفان و المیزان بگذاریم یا به روی مباحث بصیرت افزائی . چون ایشان یک مباحث ریزی را مطرح میکنند که درون المیزان نمیتوان یافت و یا در مباحث دیگر حکمی . وسوال دوم اینکه شما همیشه میفرمایید مباحث را به جای سپردن به ذهن به قلب بسپارید . این دسته از مطالب مثل مطالب آقای رائفی پور را چگونه میتوان به قلب رساند . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما به اندازه‌ای که توسط حکمت و عرفان و قرآن متوجه‌ی قواعد عالم شویم می‌توانیم حوادث عالم را درست بفهمیم و جایگاه تاریخی آن‌ها را درک کنیم و به بصیرت لازم برسیم 2- آنچه تحت عنوان عقیده مطرح است باید إن‌شاءاللّه قلبی شود ولی اطلاعات مربوط به جامعه و امورات زندگی جای دیگری دارد. موفق باشید
7341
متن پرسش
سلام علیکم آیا انجمن حجتیه هنوز برقرار است؟ اگر امکان دارد توضیحاتی در مورد کار انها و افق آنها عنایت بفر مایید و آیا با اصول انقلاب همراه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انجمن حجتیه کسانی‌اند که در عین اصالت‌دادن به فرهنگ غربی معتقدند فعلاً باید هیچ اقدامی در جهت اصلاح جامعه نکرد و عملاً و ناخواسته بازیچه‌ی فرهنگ غرب هستند و بالاخره نمی‌توان گفت در کشور حضور ندارند به‌خصوص که دشمن در پر و بال‌دادن به آن‌ها نقش دارد. موفق باشید
7284
متن پرسش
سلام علیکم دکتر عباسی در یکی از سخنرانی هایشان خطاب میفرمایند که جریان فکری صدرائی حاکم در کشور در فتنه ی 88 ناکارآمدی خود را اعلام کرد. دکتر عباسی فرمود فرمود کسانی که عمر خودشان را در قرآن خرد کرده بودند نتوانستند در آن فتنه تصمیم بگیرند و در حمایت از انقلاب و رهبری برآیندو رفتند و کنج خانه نشستند که خب معلوم است رو طرف ایشان با آیت الله جوادی آملی است . ایشان در طی سخنان خود به شخص حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله خرده میگیرد و این مطلب را از این بزرگوار مطالبه میکند .و در ادامه میفرماید مرجع تقلیدی مثل آیت الله نوری همدانی به سان یک بسیجی به صحنه می آید و حتی شعار هم سروده که میگوید خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است . ایشان با مطرح کردن این بحث میخواستند بفرمایند این همه وقت گذاشتن روی مباحث حکمی و فلسفی صدرائی به انسان فرقان نمیدهد و اگر انسان فرقان نداشت قوه ی تشخیص حق از باطل را ندارد و مباحث فلسفه صدرائی حکمت نیست و از همین روست که در فتنه ی 88 عده ای طرفدار جریان صدرائی کنار میکشد . می فرمایند حکمت را خدا میدهد . که خب به قیاس ایشان هم دقت کردید که شخص آیت الله جوادی رابا شخص آیت الله نوری همدانی در موضع گیری سیاسی قیاس میکند . آقای دکتر عباسی در مباحث طرح ریزی استراتژیکی اشان در خصوص فلسفه نوک پیکان را همیشه متوجه آیت الله جوادی آملی میکنند که اگر سخنرانی هایشان را دقت کنید متوجه این امر میشوید . البته بای بگویم بغض ایشان نسبت به فلسفه است نه به شخص آیت الله جوادی آملی . چون خیلی جاها از علامه حسن زاده و آیت الله جوادی با احترام یاد میکند و ایان را مردان بزرگی میداند همانطوری که گفته بود کتاب مفاتیح الحیات کتابی خوبی است برای سبک زندگی .از طرفی دیگر هم من تا به حال ندیده ام که کسی باایشان مناظره کند و حقانیت فلسفه اسلامی رااثبات کند .از همین رو خودشان در سخنرانی هایشان میفرمایند این همه گفتیم و داد زدیم که فلسفه مشکل دارد هیچ کسی جرأت نکرد که بیاید با ما مناظره کند سوال اول :‌موضع گیری آیت الله جوادی آملی در فتنه 88 چگونه بود ؟ سوال دوم :‌چرا برای یکبار هم که شده کسی جواب دکتر عباسی را نمیدهد تا ایشان به اشتباه خود در زمینه فلسفه پی ببرند . ایت الله جوادی تا چه زمانی میخواهد سکوت کند حداقل به نظر شما نباید یکبار به این بحث بپردازند سوال سوم :‌آقای رحیم پور ازغدی که چند وقت پیش گفته بود حوزه های علمیه ی نجف - مشهد و قم حوزه های منفعلی هستند و منظورشان این بود که هیچ برنامه ای برای سبک زندگی مردم ندارند . ایشان در یک سخنرانی تاکید کردند که اکثر طلبه ها مدام در فضاهای سلوکی هستند و حرف از عرفان و عشق به خدا و ... میزنند . ایشان تاکید کرد که این حرف ها خیلی خوب و زیبا و الهی است ولی هیچ کسی هیچ برنامه ای نمیدهد که به مردم یاد بدهد چگونه به این مفاهیم برسد و آنها را عملی کند . تا چه زمانی باید صبر کرد که از درون فلسفه صدرائی فلسفه مضاف در بیاید و سیستم ها و زیر سیستم های جامعه ی ما را اداره و احاطه کند .در ضمن من خودم به شدت طرفدار و علاقمند به فلسفه و عرفان اسلامی هستم . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز حیفم می‌آید وقت خود را صرف این مباحث بکنم چه رسد بزرگانی که می‌توانند وقت خود را صرف کارهای بزرگی جهت ایجاد زیرساخت‌های تمدن اسلامی بکنند. البته بعداً آقای عباسی آن قسمت نفی فلسفه‌ی صدرائی را تکذیب کردند. بنده نظر خود را در رابطه با موضع‌گیری آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در رابطه با فتنه‌ی 88 و آن نوع بی‌انصافی‌هایی که نسبت به ایشان شد را عرض کرده ام. اجازه دهید خیلی وارد این نوع مسائلی که هر کدامش کثیرالأضلاع است و باید مدت‌ها وقت گذاشت تا وجوه آن‌را از هم جدا کنیم، نشویم. زیرا به گفته‌ی مولوی: «عقده را بگشاده‌گیر ای منتهی .... عقده‌ی سخت است بر کیسه‌ی تهی». موفق باشید
7254
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم از حضرتعالی در صورت صلاحدید خواستارم که مقاله امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟ اقای دکتر سید علی اصغر غروی را نقدی عالمانه بفرمایید تا استفاده کنیم تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سخنرانی روز تاسوعا تحت عنوان جریان روشنفکری و تقابل آن با تمدن‌سازی غدیر و کربلا- نقدی بر مقاله ی علی اصغر غروی در روزنامه ی بهار. داشتم. مفصل نقدی که به این سخنان می‌توان داشت را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» باید دنبال کنید که آیات قرآن نقش اجرایی و سیاسی برای امام قائل است نه آن‌طور که آقای غروی می‌گویند که عملاً امام معصوم حکم سازمان ملل را پیدا می‌کند که سیاست‌مداران با احترام به او کار خود را می‌کنند. موفق باشید
7198
متن پرسش
سلام علیکم . استاد برای بالابردن اطلاعات سیاسی خود چکار کنیم . و مواضع خود را چگونه و با چه معیاری تعیین کنیم ؟ من خیلی سعی دارم دنباله روی حرف رهبر باشم . اما برای اینکه با وسعت نگاه رهبری در زمینه های مختلف آشنا شوم دنبال افرادی میگردم که ذوب رهبری هستند . مباحث دکتر حسن عباسی مفید است ؟نظر شما درباره ی ایشان چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین شکل نزدیکی به رهبری و فهم سخنان ایشان، دقت در سخنان خود ایشان است که با فطرت شما هم‌خوانی دارد و موجب بصیرت‌تان می‌شود. موفق باشید
7149
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهر زاده در ضمن مطالعه سایت جنابعالی مطالبی دال بر اینکه ما در آستانه ایجاد تمدن عظیم اسلامی هستیم و انقلاب تغییرات بنیادی در جهان ایجاد خواهد کرد و در مسیر تغییر تاریخ قرار گرفته ایم و ....از این دست گفته ها زیاد دیدم . بنده ضمن رعایت احترام به نظرات حضرت عالی ، عرض می نمایم صحت یک ادعا را بایستی از نتایج آن مورد بررسی قرار داد. ما پس از سالها وبا وجود تبلیغات زیادی که در جهان ایجاد کرده ایم ، عملا بیش از سه چهار کشور دنیا کسی با ما همسو نشده . بجز سوریه و لبنان و یکی دو کشور آمریکای لاتین در حد محدود. که این نسبت به کل جهان ناچیز است . حالا جهان پیشکش. مردم خود ما نیز کلا در عالم دیگری سیر می کنند . شما خود در جامعه میبینید . واقعیت کلن عکس قضیه است . ما در جامعه ایرانی شاهد دین گریزی ،کاهش ازدواج ، طلاق بالا ، روابط نامشروع زیاد ، بی حجابی، فساد اقتصادی ، اعتیاد و ..ووووو که شرح کاملش اینجا نمیگنجد هستیم .من میبینم شاید 10 درصدجامعه در عالمی که شما تصویر میکنید سیر نمیکنند. 90 در صد دنباله گرفتاری و بدبختی و ...یا بقول شما دنیا هستند. من خودم از مطالعه کنندگان مطالب شما هستم . خیلی جاها با حضرتعالی اشتراک نظر دارم . در مورد دین ، امامت ، غرب، اصالت خانواده و هر چیز دیگر..... ولی قویا معتقدم ما داریم خودمان را گول میزنیم . واقعیت جامعه چیز دیگری است و ما همان دین پاک و آسمانی و شخصی که مردم در دوران طاغوت برای خودشان داشتند را نیز آلوده کردیم . آلوده به دروغ ، به شعار ، ما دین را ابزار کردیم و مردم را از اسلام فراری دادیم .. همه ضعفها را هم میاندازیم گردن پهلوی و آمریکا . به هر حال سیر تاریخی که میفرمایید به نظر من نه تنها محقق نمیشود. بلکه روز به روز از آن در حال فاصله گرفتنیم . من این ادعا را با شواهد موجود در جامعه میگویم . لطفا نظر یا نقد خود را نسبت به نظر من در سایت منعکس فرمایید . باتشکر موید باشید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأمل بر نحوه‌ی ظهور سنت‌های بزرگ در تاریخ می‌تواند مقدمه‌ی مناسبی باشد برای آن‌که بدانیم آینده چگونه شکل می‌گیرد. این‌که شاه به عنوان مظهر خودباختگی یک ملت نسبت به تفکر غربی، رفت و این‌که در حال حاظرآمریکا هر تصمیمی که با روحیه‌ی استکباری‌اش می‌گیرد موفق به انجام آن، آن‌طور که او تصمیم می‌گیرد نمی‌شود و این‌که روح مردم جهان به سوی معنویت گرایش پیدا کرده؛ حکایت از آن دارد که خداوند تقدیر دیگری را برای ما رقم زده، هرچند برای حاکمیت آن تقدیر باید فرایندی طی شود. بنده نمی‌گویم آنچه در حال وقوع است بدون تفکر در منظر دید همگان قرار می گیرد تا شما بفرمایید چرا در همگان قابل رؤیت نیست. مگر آن زمانی که حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند: «شاه رفتنی است» در ظاهر جامعه چیزی در از نمایان بود؟ یا وقتی از شکست مارکسیسم لنینیسم خبر دادند از ظاهر حرکات کشور شوروی و مردم آن می‌توانستیم چنین شکستی را دید؟ همه‌ی عرض بنده آن است که رابطه‌ای بین تفکر و زمان هست که اگر بتوانیم تقدیری را که در زمان ما جاری است احساس کنیم تفکر شروع می‌شود و اگر بتوانیم ماوراء آنچه ظاهر است با آنچه تفکر در اختیار ما می‌گذارد مأنوس شویم حضوری در تاریخ زمانه‌ی خود احساس می‌کنید که چون هوای تازه می‌خواهد تاریخ جدیدی را بسازد و شما از حضور در این فرایند محروم نمی‌شوید. به شرطی که احساس خود را از چهارچوب مفهوم به چیزی بالاتر معطوف داریم که آن «وجود» است. در آن حال با انسانی سخن می‌گویید که در حال ظهور است و نه با انسانی که دوره‌اش گذشته، و آن‌وقت روشن می‌شود حرکتی که در تاریخ خود نیست نمی‌ماند همان‌طور که حرکات شاه و صدام نماند. به نظر شما چه کسی در دوران خود زندگی می‌کند؟ آن کسی که با وضع موجود همرنگ است یا آن‌هایی که نسبت خود را با تاریخی که شروع شده، تعریف کرده‌اند؟ شهدای عزیز ما نسبت جاری‌شده در تاریخ را با تذکر حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شناختند و همرنگ تاریخی شدند که با وجود خود باید احساس می‌کردند و احساس کردند. آن‌ها چون می‌خواستند باشند متفاوت از ظاهر زمانه‌ی خود شدند و مسئولیت تحقق تاریخی که شروع شده است را به گردن دیگری نینداختند، مسئولیت دوران خود را به تنهایی به دوش کشیدند. این درک دیگری است از زمانی که در آن زندگی می‌کنیم. موفق باشید
7050
متن پرسش
سلام استاد خدارو شکر میکنم که با شما وکتابهاتون آشنا شدم. بنده به امام خمینی خیلی خیلی علاقه دارم و با اینکه 25سالمه و اصلا زمان امام نبودم ولی هر موقع تلویزیون امام رو نشون میده دلم میلرزه موقع سالگرد ارتحال امام وقتی تشیع جنازه امام یا خبر مرگ امام رو که اقای اخباری گفت از تلویزیون پخش میشه ناخوداگاه اشک میریزم وحس میکنم بی سرپرست شدم.حس عجیبی به امام و آیت الله خامنه ای دارم واصلا توی سخنان اینها حقیقتی رو می بینم که جاهای دیگه نیست. ولی یه سوالی دارم که ذهنم رو مشغول کرده و شبهه شده واسم این شبهه از عشقم به امام کم نکرده ومطمئن هستم که ایشون مورد تایید امام زمان بودند ولی باز هم بعضی وقتا شبهه ذهنم رو به هم میریزه. شبهه اینه که امام با چه جرئتی شروع به انقلاب کرد ودرصورتی که هزاران نفر از مردم در راه انقلاب شهید شدند؟؟ با اینکه بعضی از علما را می بینیم که رسما امام را بی عقل خطاب میکنند! چه ملاکی وجود دارد که یقین کنیم راه امام بر حق است واین علما اشتباه میفهمند؟؟ بعضی از علما میگویند ما فقیهیم و امام هم فقیه بوداو نظری داشت وما هم نظری دیگر! با اینکه بنده امام را صدهابرابر بزرگتر از یک فقیه میدانم ولی باز هم این شبهات ذهن مرا مشغول کرده است. استاد طاهرزاده عزیز بی نهایت مشتاق جواب شما هستم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سعی کرده ام در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان اللَه تعالی علیه» روشن کنم که حضرت امام بنا به روایت حضرت صادق«علیه السلام» از آن نوع علمائی هستند که هر یک قرن در امت حضرت محمد«صلی اللَه علیه و آله» می آیند تا دین را از انحراف نجات دهند و در این مسیر مثل روش پیامبر«صلی اللَه علیه و آله» و علی«علیه السلام» تا شهادت به میدان نیاید، اسلام از انحرافات آزاد نمی شود و لذا حضرت امام پا به میدان گذاشتند و آن عزیزانی که شهید شدند خودشان و با اختیار خودشان به حقانیت آن راه پی بردند که به عالی ترین نتیجه ای که باید برسند رسیدند و اسلام را نیز از زیر چکمه ی استکبار نجات دادند و راهی گشوده شد که سال های سال برکاتش به مرور ظهور می کند. موفق باشید
7017
متن پرسش
با سلام.طبق فرموده ی بزرگان اهانت به مقدسات اهل سنت حرام است و گفته می شود که نباید به آنها سب و لعن کرد.در صورتی که در قرآن بسیار سب انجام شده است مثل«اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون» (اعراف 179) «انان مانند چهار پایانند بلکه از حیوان هم بسی گمراه ترند زیرا انان ناگاه و غافلند» 2.«فمثله کمثل الکلب» (اعراف 176) «داستان او به سگ می ماند.» 3.«مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار» (جمعه 4) «مثل انان که تورات به دوش گرفته و عمل نمی کنند مانند داستان الاغ است.» 4.«ان انکر الاصوات لصوت الحمیر» (لقمان 19) «به درستی که زشت ترین صداها صدای خران است.»چرا خداوند بارها در قرآن خاب بکفار و مشرکین و... از حیوان،خر،سگ،کور .لال و گنگ و کر،سفیه نادان حمال و بارکش و..نام برده است.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و در اصول کافی که صحیح السند نیز میباشد: اصول کافی باب مجالسه اهل المعاصی-ج2،ص524 اینم ترجمش از امام صادق علیه السلام حدیث شده است که فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است:هر گاه پس از من اهل ریب و بدعت را دیدید بیزارى خود را از آنها آشکار کنید، وبسیار بآنها دشنام دهید،و در باره آنها بد گوئید، و آنها را با برهان و دلیل خفه کنید که (نتوانند در دل مردم القاء شبهه کنند و) نتوانند بفساد در اسلام طمع کنند، و درنتیجه مردم از آنها دورى کنند و بدعتهاى آنها را یاد نگیرند، و خداوند در برابر این کار براى شما حسنات بنویسد و درجات شما را در آخرت بالا برد. امام صادق روحی له الفدا فرمودند: ما جماعت بنی هشام بزرگان و کوچک های خود را امر می کنیم به دشنام دادن و لعن آندو نفر( ابوبکر و عمر) و بیزاری جستن از آن دو( ابوبکر و عمر). کتاب معتبر ومتقن بحار الانوار ج 5 ص 323 طبق آیات و روایاتی که آمده است باید سب و لعن فرمود.نظر حضرتعالی را می خواستم.خواهشا به تفضیل توضیح دهید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نقد اندیشه کار خوبی است چون موجب رشد می شود. در آیاتی که مطرح می فرمایید بدون اشاره به شخص خاص خداوند اندیشه های شرک آلود را می کوبد 2- اشاره ی رسول خدا«صلوات اللَه علیه و آله» به ابوسفیان و مروان حکم و پدر او است، این غیر از امثال خلیفه ی اول و دوم است که در آن زمان در کنار پیامبر بودند 3- در هر صورت سیره ی اهل البیت«علیهم السلام» آن است که انتقاد می کردند ولی در هر حال اسم نمی آوردند. از طرفی اگر امروز علماء ما مصلحت اسلام در مقابل دشمن را احترام به بزرگان اهل سنت می دانند، عدم رعایت مصلحت اسلام از همه ی گناهان بزرگ تر است. علماء اهل سنت نیز در این رابطه هوشیاری های خوبی از خود نشان داده اند به عنوان مثال عین مصاحبه‌ی دکتر احمد طیب که هم‌اکنون مفتی الأزهر است با شبکه‌ی نیل را ملاحظه فرمائید: - خبرنگاری سؤال کرد آیا به نطر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟ شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، 50 سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مانند مذاهب دیگر است. - خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند، چه باید بکنیم؟ شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی به مالکی برود ما اشکالی به او می‌گیریم؟ - خبرنگار پرسید: شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می‌کنند. شیخ جواب داد: چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است. - خبرنگار گفت: می‌گویند شیعیان قرآنشان فرق می‌کند. شیخ طیب پاسخ داد: این حرف‌ها خرافه پیرزن‌ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است. - خبرنگار گفت: 23 روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده‌اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند. شیخ گفت: فتوای آن‌ها اعتباری ندارد. - خبرنگار گفت: پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می‌کنند چیست؟ شیخ پاسخ داد: این اختلافات، سیاست خارجی است و می‌خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیندازد. - خبرنگار گفت: من یک سؤال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می‌گویید این‌ها مسلمان هستند؟ شیخ طیب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟ قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد. - خبرنگار که از این جواب جا خورده بود گفت: شیعیان یک ایراد دارند، آن هم این‌که می‌گویند امام زمانشان از 1000 سال پیش هنوز زنده است. شیخ پاسخ داد: خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم. - خبرنگار پرسید: آیا ممکن است کودک 8 ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک 8 ساله امام شده است. شیخ گفت: وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود، این‌که یک کودک 8 ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آن‌ها صدمه‌ای نمی‌زند و آن‌ها مسلمانند. موفق باشید
6998
متن پرسش
هوالحق باعزض سلام و‌ خداقوت می خواستم بدانم پیشنهاد شما برای کسی که قائل است باید حرف تمام ادیان و مکاتب را شنید و بعد انتخاب کرد چیست؟ (چون واقعا هیچ ترجیحی وجود ندارد که ما به حرف علمای اسلام گوش کنیم اما حرف ادیان دیگر را از خودشان نشنویم (چون از کجا معلوم که علمای اسلام یا به طور کلی غیر آن دین آن را فهمیده باشند یا اینکه اصلا از روی عمد خلاف حرف آنها را از آها نقل نکنند)) یعنی می خواهد بداند چگونه تحقیق کند .متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ادیان موجود مشخص‌اند؛ دین یهود که فعلا شما با آن روبرویید طوری در آن تصرف شده که بحثی به نام معاد در کلّ تورات نیست ـ ‌این را فقط مسلمانان نمی‌گویند ‌ـ حال، بقیه‌ی ضعف‌های آن پیش‌کش. دین مسیحت هم که با صراحت تمام مسیح را فرزند خدا می‌دانند، آیا چنین دینی جای تحقیق دارد؟ زرتشتی ها هم که به خدایی معتقدند که اهریمن می‌تواند سر به سرش بگذارد. آیا دینی که چنین خدایی دارد جایی برای تحقیق بیشتر می‌گذارد؟ در هر صورت این گوی و این میدان؛ بالاخره باید حجت برای شما تمام شود که از چه جهت برای اسلام و قرآن حقانیت قائل هستید. شاید کتاب «مبانی نظری نبوت وامامت» کمک کند. موفق باشید
7004
متن پرسش
سلام علیکم بنده علاقه زیادی به علوم سیاسی دارم و آنجایی که فضای تحصیل در این برایم فراهم نشده ، تصمیم دارم که بصورت مطالعه ی آزاد این مسیر را شروع کنم. به نظر شما از چه کتاب هایی و یا از چه نویسندگانی در این زمینه بهره مند شوم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورت که می‌فرمایید در تخصص من نیست. شاید کتاب‌های آقای دکتر موسی نجفی و آقای جواد. منصوری مثل ـ شناخت استکبار. ـ ۲۵ سال حاکمیت آمریکا در ایران. ـ فرهنگ استقلال. ـ مقدمه‌ای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. ـ جنگ فرهنگی علیه انقلاب اسلامی. ـ شناخت و تحلیل پدیده‌های سیاسی. ـ سیر تکوینی انقلاب اسلامی. ـ فرهنگ استقلال و توسعه. ـ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک برای شروع مفید باشد. موفق باشید
6987
متن پرسش
باعرض سلام استادباتوجه به تاکیدهای همیشگی رهبردرباره بصیرت چندسوال داشتم. اخیرا فرمودند:نداشتن بصیرت مثل نداشتن چشم هست بخش اول: 1.اگرمی شود توضیحی ویا ارجاعی بدهید درباره بصیرت وراه های کسب آن؟ 2.بصیرت داشتن چطوربدست می آید با اطلاعات باچه نحوه ی رجوعی؟!(متاسفانه هنوزتوی روزنامه ومردم درباره بسیاری مسائل اختلاف دیدگاه های بسیارشدیدی است) 3.برای اینکه جایگاه هرچیزی را درزندگی بدانیم باید چه کارکنیم؟واین که با چه عالم باید به این مسائل نظرکنیم تاجایگاه آن را بفهمیم؟ بخش دوم 4.شخصی=دائما می گویند جنگ است جنگ نرم است آقا فرمودند:چه کارکنم اگر کسی نمی بینه استاد بنده چه کارکنم که اصلا توی این عالم نیستم فقط ادعا هایی وحرف هایی هست تقلید هایی هست اما اگرجنگ است پس چرا من خوابم؟ چه کارکنم؟از کجا شروع کنم؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر جایگاه تاریخی جریان‌ها و حادثه‌ها را دنبال کنیم و در مطالعات و تحقیقات خود نظر به مقصد توحیدی عالم داشته باشیم، خداوند بصیرت لازم را به ما می‌دهد. عمده آن است که مواظب باشیم برای خودمان یک هویت محدودی مثل هویت حزبی تعریف نکنیم تا ناخودآگاه موضوعات را از آن زاویه بنگریم. این‌جا است که آزاداندیشی به کمک ما می‌آید 4- جنگ نرم به این معنا است که شرایط تبلیغاتی دشمن سعی دارد افق توحیدی تاریخ ما را برای ما تیره و تار کند، و با نظر به انقلاب اسلامی و امیدواری به نور مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌توانیم در این جنگ نیز موفق بیرون آییم. موفق باشید
6913
متن پرسش
سلام علیکم راجع به سوال 6832 که فرمودید نظام برای همیشه از فتنه 88 راحت شد؛ می خواستم بگویم اگر این طور است پس چرا خیلی از اصحاب فتنه پست های کلیدی مملکت را در اختیار دارند؟ به خصوص با روی کار آمدن دولت جدید، انگار آنها روی کار آمدند. به نظر بنده آنها با یک برنامه ریزی پیچیده از شکست خود را رهانیدند و شاید... می خواستم نظر حضرتعالی را راجع به این نظر بدانم. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر نظام اسلامی آن بود که آن‌ها را وادار کرد از فتنه تبرّی بجویند و عملاً از آن هویت که به‌کلّی در مقابل نظام اسلامی بود فاصله بگیرند. حال یا به واقع جهت‌گیری دیگری را انتخاب کرده‌اند و در صدداند وارد خانواده‌ی نظام اسلامی با سلیقه‌ی خاص خود شوند، الحمداللّه. و یا این‌که تصور می‌کنند می‌توانند منافقانه وارد شوند و نظام را از هویت ضد استکباری و تمدن‌سازی در آورند، که این منجر می‌شود تا نظام با قدم‌هایی که در آینده برمی‌دارد از این نحوه حیله‌گران نیز راحت شود و با پاکی بیشتر جلو برود. البته رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» در صدداند حالت اول محقق شود. موفق باشید
6832
متن پرسش
با سلام یکی از شاگردان شما چنین تحلیل میکرد که فتنه 88 تا نود درصد به اهداف خود رسید و یکی از نشانه های آن اینست که دوباره اصلاح طلبها با رای بالایی به صحنه آمدند نظرتان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور نیست، هدف فتنه‌ی 88 بین‌بردن نظام اسلامی بود و برای همیشه نظام اسلامی از چنین فتنه‌ای رها شد. فعلاً نظام در حال گام‌برداشتن است تا به اهداف دیگر خود دست یابد و به مرور از فکری که به غرب اصالت می‌دهد نیز عبور می کند. موفق باشید
6779
متن پرسش
On another call bimatoprost 0.03 Director of Pharmacotherapy Education ± SR-AHEC where to buy celebrex THE EFT TRANSACTIONS WILL BE INITIATED ON WEDNESDAYS AND DUE TO NORMAL BANKING monobenzone benoquin to override DUR conflict online pharmacy buspar 4267240 00904391660 5.000 BZ12345K NICHOLS05/15/07 07267-000000614-0-1 50.000.00 DENY 00162
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که برای این سایت تنها امکان ارتباط با زبان فارسی فراهم است. موفق باشید
6705
متن پرسش
باسلام 1.اینکه شما سر وجود بحث می کنید و می فرمایید انسان فقط هست می خواستم ببینم در کل نظام هستی یک وجود است یا نه انسان یک وجود دارد خدایک وجود دارد و...؟ 2.سهروردی قائل به اصالت نور است و می گوید وجود اعتباری است و خود وجود هم ظهور است این یعنی چه؟ 3.آیا ائمه(علیهم السلام) به مرگ اخترامی شهید می شوند؟ 4.در روایتی از امام رضا(علیه السلام)داریم که بهشت و جهنم هم اکنون خلق شده اند این روایت چگونه با فرمایش شما جمع می شود که فرمودید بهشت و جهنم ایجاد شده قلب انسان است ما که هنوز آن دنیا نرفتیم تا اعمال ما ظهور بشود؟ 5.بنده کتابهای خویشتن و معاد با صوت و برهان صدیقین را کار کردم حالا می خواهم وارد فلسفه شوم به نظر شما قبل از بدایه الحکمه فلسفه مقدماتی آقای عبودیت و آموزش فلسفه آقای مصباح را بخوانم یانه؟ 6.بسیج حوزه علمیه ما یک کاری را شروع کرده که بر روی تابلوی اعلانات بسیج هر هفته روزنامه کیهان و هفته نامه نه دی و پرتو را و مباحثی پیرامون نقد آقای هاشمی می زند و این کار بامخالفت بعضی از اساتید و طلاب قرار می گیرد حال سئوال اینجاست:آیا کنار این روزنامه ها روزنامه جمهوری و برخی از روزنامه های اصلاح طلب را بزنند یا نه؟2.اصل این کا از ریشه خوب است یانه
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این را باید در مباحث برهان صدیقین دنبال کنید زیرا وقتی وجود تشکیکی شد که دیگر وجودهای متباین معنا ندارد 2- شاید جواب همین سؤال را نیز در مباحث برهان صدیقین بتوانید بیابید چون در آن‌جا عرض می‌شود اصالت ماهیتی که امثال سهروردی و میرداماد معتقدند مغایرتی با اصالت وجود صدرایی ندارد . اصالت وجود صدرا مقابل اصالت ماهیتی که نظر به صورت اشیاء در علم خدا دارد نیست 3.- ائمه«علیهم‌السلام» از اول کامل‌اند و وظیفه‌ی آن‌ها حفظ عصمت است، پس برای آن‌ها مرگ اخترامی به آن معنا که نفس آن‌ها هنوز نیاز به بدن داشته باشد معنا نمی‌دهد 4- در کتاب معاد مفصلاً در این مورد بحث شده. چرا که وجود مراتب عالی مقدم بر مراتب دانی است ولی انسان باید به آن‌جا برسد و در آن حال از آن مرتبه از وجود عالی می‌تواند بهشت و جهنم خود را برای خود ایجاد کند که مفصل آن را باید در مباحث معاد دنبال کنید 5- شاید بدایة الحکمه و نهایة الحکمه جواب‌گو باشند 6- خوب است که طلاب در جریان زمانه‌ی خود در حدّ کلی باشند و به نظرم باید نگاه و جریان مقابل کیهان هم در میان باشد تا طلاب خودشان فکر کنند. موفق باشید
6670
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز چند وقتی است که منتظر دیدن یک تحلیل در مورد تفاهم نامه ژنو از شما هستم ولی متأسفانه ندیدم! عده ای میگن جام زهر و عده ای پیروزی بزرگ آقا هم تعبیر موفقیت را داشت البته من اصل تفاهم نامه رو دیدم و به نظرم یک عقب نشینی جدی است! یا زهرا سلام الله علیها
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال6567 عرایضی داشتم. موفق باشید
6652
متن پرسش
سلام استاد عزیزم چهارمین سال است که با اثار وفکرشما سیر میکنم و همچنین مبلغ آثار شما میباشم .بنده شخص شما را ازطریق توسل یافته ام نه با تحقیق. اما مدتی است که بین رفقای طلبه سوالی پیدا شده که اقای طاهرزاده مجتهد نیست پس ایشان نمیتوانند دین را عرضه کنند چه برسد به این چنین معارفی !.بنده از انجایی که از سال اول حوزه با اثار شما اشنا گشته ام سعی کرده ام جایگاه شما را بعنوان شارح مکتب امام و علامه تبین کنم وشما رابه عنوان متفکر ی میان اصحاب تفکر معرفی کنم. خواهشمندم جهت اینکه قلب دوستانی که با اثار شما مانوسند و سیر میکند با آوردن شواهدی آرام کنید تا بتوانیم با رفع این شبهه اولا عقلا هم خودمان متنبه شویم و ثانیا رفقای دیگرهم با آرامش وارد سیرشما شوند .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جایگاهی برای خود جز تبیین سخنان حضرت امام و علامه قائل نیستم، اگر توانسته باشم افراد را به اندیشه‌ی این بزرگان و شاگردان آن‌ها نزدیک کنم، وظیفه‌ی خود را انجام داده‌ام. رفقا بررسی کنند آیا آن‌هایی که عرایض بنده را دنبال می‌کنند توان بهتری در فهم اندیشه‌ی علماء بزرگ پیدا کرده‌اند یا نه؟ اگر جواب مثبت است، الحمداللّه. موفق باشید
6632
متن پرسش
با سلام و احترام استاد گرانقدر خواهشمندم به پرسش اینجانب که محضرتان عرض می کنم پاسخ دهید چرا که این شبه دامن یکی از همکاران بنده را گرفته است و دلایل و استدلال بنده کمکی به قانع شدنش نکرده است. سوال:چرا میزان فساد اجتماعی , فرهنگی , اقتصادی و جنسی در سطح جامعه امروز نسبت به رژیم گذشته بیشتر است؟؟ چرا ولی فقیه در جهت کنترل و بهبود اوضاع موجود که حاوی فساد اقتصادی , فرهنگی واجتماعی است برخورد نمی کند مثلا اگر رئیس جمهور به وعده هایش عمل نکرد برخورد صریح و محکم با ایشان نمی کند؟ چرا با وجود اینکه دستور داده شده است که زناکاران را سنگسار کنند یا دست دزدان را قطع کنند این امور در جامعه شیعه کنونی انجام نمی شود؟ چرا رهبر فقط نگاه می کند و حرف می زند و دیگر برخورد قهری انجام نمی دهد تا درس عبرتی باشد برای دیگران؟؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید برای آن‌که یک ملت ساخته شود دستور و بخشنامه کافی نیست باید کار فرهنگی کرد تا تاریخ جدیدی ظهور کند. امروز در تمام دنیا به جهت حضور فرهنگ غربی و از بین‌رفتن فرهنگ سنتی، فساد غوغا می‌کند و فساد آن‌ها با ایران قابل مقایسه نیست، رهبری نمی‌خواهند دخالت مستقیم بکنند تا جامعه با رشد فرهنگی خودش در انتخاب‌هایش الهی عمل کند، هرچند آن‌جاکه احساس وظیفه کرده‌اند نیز عمل کرده‌اند. موفق باشید
6591
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله مقام معظم رهبری چند وقتی است زیاد دارند روی مسأله ازدیاد جمعیت تأکید می کنند. این تأکیدات به جائی رسید که ایشان در خراسان شمالی حتی به اشتباه خودشان در این زمینه اعتراف کردند. آخرین این تأکیدات چند هفته پیش در بیانات اعضای همایش تغییرات جمعیتی بود. در روایات نیز روی این مسأله زیاد تأکید شده است. اما همانگونه که خود معظم له در آن سخنرانی اشاره کردند در این زمینه اشکالات و ابهاماتی وجود دارد. مثلاً اینکه در این اوضاع گرانی ها مخصوصاً گرانی های یکی دو ساله اخیر خیلی از خانواده ها مرد خانواده اگر بتواند خرج خودش و زنش را بدهد هنر کرده. خرج بچه پیشکش. خیلی ها در همان زن و شوهرش مانده اند. خیلی ها نیز حداکثر میتوانند صاحب یک بچه شوند. این یک اشکال. اشکال بعد آنکه در یک آپارتمان 70 متری مگر میشود چند بچه را جا داد؟؟!! نکته ی بعد آنکه بالاخره این بچه وقتی بزرگ شد کار میخواهد مسکن میخواهد و .... . که باید جامعه و مملکت ظرفیت ایجاد شغل برای این تعداد کثیر افراد را داشته باشد. الان یکی از مشکلات غیر قابل انکار معضل اشتغال و مسکن برای نسل جوان است که یکی از مهم ترین دلایلش ازدیاد زیاد نسل جوان است که ریشه در تولید نسل زیاد در دهه 60دارد. نکته ی بعد آنکه فرد باید بتواند از عهده تربیت مثلاً 5 تا بچه بربیاید. این اشکالات و اشکالات دیگری که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد باعث می شود که این مسأله ازدیاد جمعیت لااقل در شرایط فعلی جامعه یک سیاست غیر معقول جلوه دهد. حال به نظر شما چه کار باید کرد؟ باید همه این عوامل را اصلاح کرد؟ اصلاح این عوامل که چند ده سال طول می کشد اگر بیشتر طول نکشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بحث در پیری جمعیت در آینده است پس فرزندان ما در 20 تا 30 سال آینده مشکل کار و مسکن ندارند در آن زمان آدم نداریم که کارهای کشور را بگردانند. آری شرایط ما آنچنان آماده نیست که به قول شما یک خانواده‌ 5 بچه داشته باشد ولی تا حدّی که می‌توانیم کوتاهی نکنیم وگرنه در آینده ضربه‌ی بسیار محکمی از جانب این موضوع خواهیم خورد و تنها یک کشور مصرف‌کننده خواهیم شد. موفق باشید
6580
متن پرسش
سلام خسته نباشید می خواستم اگر ممکنه لطف کنید و مسئله فرزندآوری را از دیدگاه اسلام کمی توضیح دهید ابهام من در این است که آیا به همین روشنی که در مورد ازدواج در احادیث تأکید شده و همگان رو به ازدواج توصیه کردند،و محاسن و آثار مثبت فراوانی برای اون گفتند، در مورد داشتن فرزند هم این طور هست؟ و اگر هست چرا و چه آثاری دارد؟ آیا داشتن فرزند هم به همه توصیه می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس بتواند فرزندانی را به جامعه هدیه دهد تا اولاً: نسل بشر ادامه یابد ثانیاً: در فضای نظام توحید انسان‌های رشدیافته‌ای بر صحنه آیند، نباید کوتاهی کند. موفق باشید
6576
متن پرسش
سلام علیکم نظر حضرتعالی درباره عرفان حلقه چیست؟ اگر این روشی بهره‌ای از حقیقت ندارد با چه ساز و کاری موفق به درمان بیماری ها میشود؟ این روش طرفداران زیادی در بین جوانان پیدا کرده، لطفا اگر منبع، جزوه یا کارگاهی در این زمینه موجود است معرفی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «جایگاه جن و شیطان و ملک» بتواند به سؤالات جنابعالی در این مورد جواب دهد. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
6567
متن پرسش
باسلام به محضراستادطاهرزاده عزیز استاد شما درمورد مذاکرات ژنوکلی صحبت فرمودید این‌که با توجه به شرایط تاریخی که از 24 خرداد آغاز شده به موضوع مثبت نگاه می‌کنید ولی من ازشما میخوام یک مقدار قضیه رو باز کنید و با توجه به آنچه دراین مذاکرات دادیم وآنچه گرفته‌ایم نظرخودرا بفرمائید تا ما استفاده کنیم راستی حرف وحدیث دراین زمینه درجامعه زیاد است عده‌ای این توافق‌نامه را جام زهر می‌دانند و عده‌ای باجشن و پایکوبی طوری با موضوع برخورد می‌کنند که ما انگار توانستیم حقوق کامل خودمان را ازغربی‌ها دراین زمینه بگیریم ضمن اینکه با توجه به سکوت رهبری که حرف ایشان برای ما ملاک هست نمیتوان فهمید که حضرت آقا با آنچه درمتن توافق آمده مخالف‌اند یا موافق ضمن اینکه در پاسخ ‌نامه‌ی رئیس جمهور با عبارت "آنچه شما مرقوم فرموده اید" نظرخود را ابراز فرمودند که نمیشود گفت منظورآقا موافقت با توافق حاصله در ژنو است ضمن اینکه وقتی بیانات ایشان را درچند سال گذشته مخصوصاً در این یک ماه اخیر کنار توافق مطرح شده قرار می‌دهیم ملاحظه میکنیم که این توافقنامه با آنچه حضرتش بارها در ایام مختلف مطرح فرموده اند فاصله داره لطفا برای روشن شدن افکار مردم تحلیل و نظر خود را مطرح بفرمایئد. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در روز دوشنبه در جلسه‌ی شرح دعای مکارم‌الأخلاق کمی بیشتر موضوع را باز کردم. عنایت دارید که اکثر مردم در 24 خرداد به کاندیدایی رأی دادند که وعده داد تحریم‌ها را با مذاکره برمی‌دارد و این غیر از آن روحیه‌ای است که بگوید ما با اقتصاد مقاومتی و با آزادشدن از فروش نفت خام انقلاب را وارد فضای دیگری می‌کنیم. از این جهت عرض کردم فراموش نکنیم در کجای تاریخ هستیم. در چنین شرایطی معتقدم توافق‌نامه‌ی ژنو نه جام زهر بود و نه فتح الفتوح. انقلاب ما اهدافی را مدّ نظر دارد که کشور در همه‌ی جهات مقتدر می‌شود، در آن صورت است که امید دشمن از به نتیجه‌رساندن تحریم‌هایش قطع می‌شود، تیم مذاکره‌کننده تلاش کردند در این شرایط فشار را از روی مردم کم کنند ولی در نهایت جنس انقلاب، جنس دیگری است باید با نظر به تمدن اسلامی از غرب عبور کنیم. موفق باشید
6547
متن پرسش
باسلام محضراستادطاهرزاده بنده دررشته روانشناسی کودکان استثنایی درمقطع کارشناسی ارشدمشغول تحصیلم امسال میخواستم به حوزه بیایم لکن حوزه موافقت نکرد که به طور همزمان مشغول تحصیل دردانشگاه وحوزه باشم ومجبور شدم ازشرکت درحوزه منصرف شوم سوال من اینست که 1_دراین 2سال چه کنم وچگونه خودرا برای حوزه آماده کنم 2_باتوجه به این که من ازکودکی فردی تقریبا منزوی بوده ام ودرتعامل بادیگران ضعف دارم صلاح است که به حوزه بیایم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید در طول تحصیل در دانشگاه کتاب‌های معرفتی و اخلاقی را مطالعه کنید خوب است. فکر می‌کنم اندیشه‌های قرآنی و روایی که در حوزه به‌دست می‌آورید روحیه‌ی ارتباط صحیح با دیگران را در شما تقویت می‌کند. موفق باشید
6531
متن پرسش
سلام علیکم. نظر جناب عالی در مورد مذاکرات ژنو چیست؟ آیا به نظر شما این مذاکرات دست آورد قابل توجهی برای ایران داشته است؟ با توجه به توقف غنی سازی 20 درصد و اکسید شدن انها و... و یک سری بنده های این توافق نامه ، آیا نگاهتان مثبت است یا نظر دیگری دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نگاهم با نظر به شرایط تاریخی که در انتخابات 24 خرداد پیش آمد، مثبت است ولی ارزش کار به شجاعت و دقتی است که در ادامه باید مذاکره‌کنندگان ایرانی از خود نشان دهند. موفق باشید
نمایش چاپی