بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: انقلاب اسلامی و حکومت دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31757
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: بنده دانشجو هستم و در یک تشکلی نقش مطالبه گر را پذیرفته ام. می‌خواستم بدونم اگر شما باشید در حال حاضر چه موضوعاتی را در کشور مطالبه می‌کردید که البته نتایج بدست آمده از آن راهگشا باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده صحبت‌های مقام معظم رهبری تحت عنوان «حلقه‌های میانی» و سخنان ایشان در ماه رمضان امسال، نکات بسیار ارزشمندی را به عنوان مطالبه‌گری در مقابل ما قرار می‌دهند از آن جهت که به تعبیر ایشان باید به سمت مبانی انقلاب به روشی نو برویم و یا در تحول نسبت به مدیریت کشور فکر کنیم و در نفی مسابقه در تجمل تلاش خود را دو چندان نماییم. موفق باشید

31741
متن پرسش
سلام: با توجه به این‌که صحنه اربعینیِ امسال را در ایران ملاحظه کردید، به نظر شما چه نگاهی باید به این صحنه بیندازیم؟ آیا می‌توان خود را زائر اربعینی کربلا دانست، وقتی شوق حضور در آن صحنه بود، ولی جا ماندیم؟
متن پاسخ


سلام علیکم: با اجازه شما بنده این‌طور می‌توانم بگویم:
باز حضور اربعینی دیگر و باز  گسترش و گستردگی انقلاب اسلامی ذیل نور حسین «علیه‌السلام» آیا جز این بود که این حضور اربعینی که در سراسر ایران و بخصوص در اصفهان پیش آمد، حضور در تاریخی است که انسان‌ها این‌چنین در معرض تجلیات الهی قرار گرفتند تا با آغازی دیگر و رخدادی نو و تازه روبه‌رو شوند؟
 آری! در این مسیر که هویت اربعینیِ ملت گسترش یافته این حضرت حق است که به سوی راهپیمایان آمد تا معنای گسترده‌شدن کربلا را به صورتی دیگر بفهمیم زیرا همچون قاسم سلیمانی همه در کلام و عمل سخن او را با جان خود پذیرفته بودند که در مورد رهبر معظم انقلاب گفت: «برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.» راهپیمایان تا این‌جاها آمدند که در معرض لطف الهی نه‌تنها همه گناهان‌شان محو گشت حتی همچنان‌که حضرت سجاد «علیه‌السلام» فرمودند: «: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى» هر کدام زندگی را با تولدی نو از سر گیرند.

موفق باشید.

31744
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر پرنشاط استاد سلام و درود: آیا نحوه به ثمر رسیدن انسانها در همه تاریخ ها یکی است و همه قرار است برای بهترین نحوه بودن خود مانند جناب قاضی طباطیایی به درجات شهودی برسند و توانایی موت اختیاری و سیر در عالم با نشستن در وادی السلام داشته باشند و یا اینکه در هر مقطع تاریخی نحوه به ثمر رسیدن انسانها متفاوت است و ممکن است همانطور که قاضی با شهود و ... احساس به ثمر رسیدن می‌کرده و اسما الهی را بروز می‌داده انسانها در اعصار دیگر به سبب مکر لیل و النهار نتوانند به چنین توفیقاتی رسند ولی به نحوی دیگر مظهر ظهور اسما باشند؟ (اگر چنین است آن نحوه به ظهور رسیدن و متعالی شدن متناسب با زمان ما چیست؟ و یا در حالت دوم شما معتقدید هنر این است با وجود این مکر لیل و النهار انسانها بتوانند قابلیت هایی مانند قاضی پیدا کنند و در واقع نحوه به ثمر رسیدن انسانها در طول تاریخ یکسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً متوجه نکته مهمی شده‌اید که در هر مقطع تاریخی به حکم ظهور متفاوت اراده الهی، انس با حضرت حق و سلوک به سوی او متفاوت است. عرایضی در کتاب «حوالت تاريخی عقل تکنيکی و جايگاه انقلاب اسلامی» شده است بخصوص در پاورقی صفحه ۲۱۰ می‌خوانید: «شایسته است رفقا به طور جداگانه به این نکته توجه کنند که بشر این دوران در طلب تجربه‌ی خود می‌باشد در میدانی که در مواجهه با طبیعت به ظهور می‌آید و آن تجربه‌ی «خود» است در اُنس با حقیقت، ولی در بستر انکشافی که در رابطه با طبیعت برایش ظهور می‌کند. این در جای خود نوعی سلوک به حساب می‌آید که بشر بتواند حقیقت را در مظهری به نام طبیعت بیابد. این چیزی نیست که بتوانیم در جهان نادیده بگیریم و همچنان در تاریخی زندگی کنیم که سالکان، آن حقیقت را بیشتر در تجربیات درونی خود دنبال می‌کردند. تاریخ دیگری برای سلوک به میان آمده که در برابر این سلوک، آن سلوک قبلی حالت انتزاعی به خود گرفته است.» موفق باشید

31735
متن پرسش
سلام و رحمت الهی بر شما: استاد گرامی، با توجه به عرایضی که درباره اربعین امسال داشتید و چند جلسه صوتی که از تفسیر سوره دهر گوش کردم، برداشتم چنین بود، متشکرم اگر اصلاح و تکمیل بفرمایید: یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه یا رب الحسین در کار گلاب و گل، حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری و این پرده نشین باشد گویا عهد ازلی ما چنین بوده که روزگاری که بی نام و نشان بودیم «لم یکن شیئا مذکورا» تمنای او را کردیم، خلقتی به ما داد و خویشتن را به ما بخشید. چنان خلقتی که هم هل من ناصر را شنوا باشیم و هم فجر ظهور را نظاره گر «فجعلناه سمیعا بصیرا» آنگاه ما را به طریق الحسین رهنمون کرد «انا هدیناه السبیل» خواه؛ وحدت را در کثرت دریابیم «اما شاکرا» و خواه در نیابیم «اما کفورا» در طریق الحسین ما تشنگان جامی هستیم از جنس جانمان تا خنکای آن گرمای عشق را بنوازد، و مسکین و یتیم و اسیرانی هستیم که نیاز خویش را بر ابرار عرضه کرده ایم، همانها که بیواسطه از چشمه توحید نوشیده اند «ان الابرار یشربون من کاس...» اراده الله بر این تعلق گرفته که توحید عبادالله را در تجلی اباعبدالله الحسین علیه السلام، متجلی نماید «ان الله شاء ان یریک قتیلا» و اکنون این مائیم و این راه گشوده و این جام توحیدی اباعبدالله آیا می شود در عصری که به حکم تقدیر ،همدلی و کمک مومنانه مشق این روزهای ما شده است، وجه حسین علیه السلام را به نظاره بنشینیم؟ و مگر نه این است که شهدا، آنگاه که قطره ای از شراب عشق حسین علیه السلام در کامشان ریخته شد، با اشکهای نیمه شب که تجلی جلال و خوف از اجلال بود و خنده هایی در میدان خدمت به خلق که تجلی جمال حضرت حق بود، شناخته می‌شوند و مگر روح خدا که بسیجیانش را بیشتر و بهتر از هر کسی می شناخت نفرمود که: «شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یرزقون اند.» و چه رزقی بالاتر از عشق به حسین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله بسیار خوب در مباحث حاضرید. آری! تا این‌جا راه باز شده است تا ببینیم در ادامه راه، کار به کجا می‌کشد. خوب است به این نکته فکر کنید: «ماری که نتواند پوست بیندازد، از دست می‌رود»، پس اگر جرأت حضور در جهانی دیگر در ما نیست، ما به چه کار می‌آییم؟ انسان‌هایی که به زندگی‌های عادی و سرد، عادت کرده‌اند، در مقابل هر آنچه اصالت دارد، کورند. پس به این باید فکر کرد که وقتی خود را پیدا می‌کنیم، گاه به گاه باید خود را گم کنیم و در پرتو نوری جدید از نو خود را بازیابی نماییم، این یعنی حضوری فعّال و ابدی. بودنی در عین تحول و الهامی بعد از الهام، برای نزدیکیِ هرچه بیشتر به ذاتی از خود که عین فقر و تعلّق است. یعنی رجوع به آغازی که باید هرکس در خود، خود را آغاز کند و این در بستر انقلاب اسلامی قابل تحقق است، مشروط بر آن‌که در معرض خورشیدِ وجود، بیشتر خواهان سوزندگی آن باشیم تا روشنایی آن، تا افق‌های تازه‌ای گشوده شود. این رسم زندگی توحیدی است که انسان با توجه به آن می‌داند چه در پیش دارد، زیرا کسی که با آسمان‌ها به گفت‌وگو در می‌‌‌آید از آذرخش آن‌ها نمی‌هراسد و در مسیر جستجوی حقیقت، دل به دریا می‌زند و به سوی دوردست‌ها در سرزمین‌های دور و با متفکران این تاریخ همراهی می‌کند. از آن‌جایی که حقیقت، اضلاع مختلف دارد باید روحیه شنیدن و استماع را در خود پرورش داد. و این قصه آینده ما است. موفق باشید

31725
متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! استاد عزیزم، در این هجوم همه جانبه فرهنگی و در این فضاهای خطیر مجازی و در این سیطره ی کمیت و مادیت بر نفوس انسان هایی از جمله بنده، چطور می شود که یک نوجوان ۱۵ ساله ی ایذه ای همچون شهید علی لندی از سوختن و درد و آتش نهراسد و پروانه وار برای نجات دو انسان به دل آتش بزند و از قضا مادر و خواهر شهید عزیزی، شهید دفاع مقدس را نجات دهد!؟ چطور می شود که شهید علی لندی دست خدا شود. استادجان، زمانی در برنامه ی گام دوم انقلاب گفتید اگر فضا باشد همه ی این جوانان شهید حججی اند! این روزها این جمله ی شما در ذهنم تکرار می شود. چگونه هست که هر از گاهی امثال حججی ها و حاج قاسم ها و علی لندی های ما را از روزمرگی و خواب گران بیدار می کنند و ما را متذکر حقیقتی می کنند؟ انصافا شجاعت و ایثار این نوجوان بنده را حیران و شگفت زده کرده هست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این راهی است که بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی و سنتی که در این تاریخ از طریق حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مقابل جوانان ما گشوده شد، ما امروز آن را تجربه می‌کنیم تا تاریخ ایثار و شهادت در دنیایی که ظلمات عالم را گرفته است، نقش‌آفرینی کند و انسان‌ها بتوانند خود را بیابند و هر آن کس که متوجه چنین حضوری در این تاریخ نشود گرفتار انواع پوچی‌ها و اکنون‌زدگی‌ها می‌شود چه نوجوانان باشند و چه پیران. و شهید لندی فرزند انقلابی است که در سال ۵۷ شروع شد و همچنان ابعاد پنهان او به ظهور آمده. آری! اگر همه مردم ما در وجدان عمومی خود حاج قاسم هستند، همه جوانان ما در بنیانِ شخصیت خود شهید لندی می‌باشند. موفق باشید 

31717
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا شما خانواده تان را به سفر اربعین می برید؟ اگه بخوان به این سفر بیان آیا همراه خودتون می بریدشون؟ منظورم سوال شخصی نیست بلکه برای مصداق شناسی می خوام بدونم حضور خانم ها تو سفر اربعین رو برای اهل منزل خودتون هم اجرا می کنید؟ بر فرض که توانایی سفر اربعین داشته باشند؟ صراحت و احیانا گستاخی بنده رو ببخشید. حضرتعالی از جهت معلم بودنتون در حکم پدر هستید برای من.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سال‌های گذشته که توفیق آن سفر فراهم بود بحمدلله همراه خانواده بودیم و در إزای سؤال یکی از کاربران عرض شد اگر در چنین صحنه‌ها، خانم‌ها حاضر نباشند عملاً آن حرکت عقیم خواهد ماند همچنان‌که در انقلاب، زنان ما دوش به دوش مردان در صحنه بودند. موفق باشید

31700
متن پرسش
سلام و عرض خداقوت: من از مهر پارسال شروع به خواندن کتب شما کردم و الحمدلله تا به امروز کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ»، «ده نکته از معرفت نفس»، «آشتی با خدا»، «از برهان تا عرفان»، «هدف حیات زمینی آدم»، «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی»، «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی»، «هنر مردن» و «روزه» را مطالعه کردم. پس از خواندن سیر مطالعاتی انسان شناسی شما بنده استادی داشته و با ایشان شروع به مباحثه درباره معرفت نفس و شناخت قوا کردیم تا شهریور امسال، الان بنده می خواهم سیر مطالعاتی جدیدی از کتب شما را شروع کنم می‌خواستم بپرسم که از نظر شما کدام سیر مثال مطالعاتی و کتب برای من مناسب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله مباحث انقلاب اسلامی می‌تواند به حضور تاریخیِ جنابعالی کمک کند و در کنار آن از مباحث قرآنی و نهج‌البلاغه نباید غفلت شود. موفق باشید

31687
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما استاد گرانقدر با توجه به سؤال 31662 و پاسخ جنابعالی: ما نباید دولت سیزدهم را مورد انتقاد قرار دهیم؟! آیا این درست است که به بهانه اعتماد به جناب آقای رئیسی مقابل کج روی ها سکوت کنیم؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آموزه‌های دینی به ما فرموده‌اند تا آن‌جا که ممکن است به افراد اعتماد کنید مگر آن‌که عکس آن ثابت شود. موفق باشید

31676
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بخاظر بیانان روشنگر و راه گشای شما: در ادامه سوال 31660 علاقه داشتم بر توضیحاتتون بیافزایید به همین بهانه یک مورد که اخیرا دوباره مظرح شده بیانان امام جمعه قزوین و قضیه هفت سنگان بود (برای اینکه فضا تا حدودی مشابه بود) http://www.ensafnews.com/272957/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9/ فرمودین: موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و فرمودید: حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد و همچنین یاد متن نکات برگزیده شما از کتاب اخلاق افتادم. اما آن اخلاق یعنی اخلاق سقراطی که دعوت به خیر است، این جهان را نمی تواند نجات دهد. ما که هر روز زندگی مان متحول می شود، اگر می خواهیم عدل و خویشتن داری و حکمت را رعایت کنیم و قول و فعل مان شجاعانه باشد، باید از خِردی برخوردار باشیم که اوضاع متغیرِ موقع و مقام را بشناسد و بگوید در آن مقام چه باید گفت و چه باید کرد. پس گفتن این که چه چیز فضیلت است، کافی نیست. به بهانه این موارد علاقمند بودم بر مواردی که در پاسخ سوال بیان کرده بودید بیافزایید. تشکر از شما - خداوند خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و باز تأکید می‌شود ما در فهم عدالت در تاریخ جدید و درک معنای شهر و شهروندی در این زمانه باید با عمق بیشتری وارد شویم و اساساً نوعی بازسازی در معنای حضور در شهر و رابطه آن با نهادهای دولتی باید پیش آید، وگرنه به صورت‌های مختلف این ماجراها دامنگیرِ ما خواهد شد. همچنان‌که شده است. شاید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» افق حضوری را متذکر شود که در دل آن اخلاقی به ظهور آید در حدّ رابطه ای که باید در این زمانه نسبت به همدیگر شکل دهیم. آری! تعریف اخلاق در آن حدّ که در آن تاریخ ارسطو فرموده است، برای حضور در اجتماعی که امروز بشر برای خود شکل داده، کفایت نمی‌کند وگرنه در جای خود غلط نیست. موفق باشید

31670
متن پرسش
سلام: پاسخ حضرتعالی به قضیه اعدام های سال ۶۷ که سابق می‌دیدم گویا اینطور فرموده بودید که قرار بوده از آن طرف آنها حمله کنند از این طرف اینها از زندان ملحق شوند در حالیکه بعید می‌دانم زندانیان از این مسئله خبر داشته باشند و چون زندانها سراسر کشور بود اینکه این مسئله مورد توافق سراسر زندانهای کشور قرار بگیرد و مسئولین امنیتی بویی نبرند و اصلا خود اینکه خبری ممکن باشد به زندان راه پیدا کند مورد تردید و بلکه بسیار دور از ذهن است واقعیت این است که این نقشه آنهایی بود که حمله کردند آنها قصدشان حمله و بعد آزاد کردن زندانیان و الحاق آنها به خود بود بنابرین آن زندانیان چون قبلا محاکمه شده بودند و حکم قاضی بر مثلا ۱۰ سال حبس آنها بوده و حکم قاضی قابل نقض نیست و همین که حکم اعدام نگرفتند مشخص می‌شود دست به قتل نزده بودند و بیشتر سمپات بودند و وقتی هم که قاضی حکم می‌داد می‌دانست سر موضع هستند و همچنان هوادار گروه خویش و محارب بودن آن گروه هم از همان اوایل دهه ۶۰ روشن بود و قبل از ۶۷ کنار دشمن بعث قرار گرفته بودند بنابرین دلیلی نمی‌ماند جز قصاص قبل از جنایت اگر اینها آزاد می‌شدند ممکن بود بعدا مشکل ایجاد کنند پس پاکسازی شدند از طرفی فقط آن گروه اعدام نشدند بلکه از گروه های دیگر نیز گویا اعدام شدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جریان هستید حکم امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و با تشخیصی که پس از گزارشات دادند، آن بود که آن افراد محارب محسوب می‌شود و ایشان به عنوان فقیهی حاذق آنچه حکم خدا بود را اجرا نمودند و عاقلانه‌ترین کار برای یک مسلمان، اعتماد به چنین افرادی است و این غیر از آن است که با نگاه عقل غربی به چنین موضوعاتی نظر کرد. موفق باشید

31662
متن پرسش
با عرض سلام: انا اول النادمین. هر دم از این باغ بری می‌رسد. ظاهرا کیهان هم کم کم دارد انتقادها را شروع می‌کند. واقعا انتخاب استاندار از تیم روحانی که نمی دانم شایعه است یا واقعیت نجومی بگیر است چه معنایی دارد یا نقل است تیم بودجه نویس از همان تیپ سرهنگ روحانی انتخاب شدند یا اینجور واردات واکسن که معلوم نیست عوارضش چیست و بدتر اجباری کردن آن همه و همه مرا به تردید انداخته است. بنظرم شما هم با احتیاط از جناب رئیسی حمایت کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عقل و انصاف به ما می‌گوید باید به جناب آقای رئیسی اعتماد کرد؛ و لذا نباید ضعف‌هایی که به طور طبیعی پیش می‌آید را بزرگ کنیم و این در همه موارد در نسبت با مؤمنین صدق می‌کند. موفق باشید

31660
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: مطلبی که در رسانه ها منتشر میشه می خواستم از نظر و دیدگاه شما تا جایی که مقدور است در این مورد مطلع شوم ‍اشتباه محاسباتی امام جمعه لواسان چه بود؟ مهدی نصیری برکناری امام جمعه لواسان باعث شگفتی عده ای خصوصا جوانان عدالتخواه شد، هر چند این گونه اخبار، دیگر برای اقشار وسیعی از مردم، شگفت آور نیست، چرا که به درستی دریافته اند که این تناقض‌ها و عملکردهای عاری از منطق، در بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی به قاعده تبدیل شده است. مردم دیگر اصلا تعجب نمی کنند که چطور با برخی امامان جمعه متنفذ که گاه و بیگاه با طرح مطالبی، موجب وهن دین و نظام می شوند و موجی رسانه ای ایجاد می کنند برخوردی صورت نمی گیرد اما امام جمعه ای که به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خود درباره مفسدان اقتصادی در حوزه امامت جمعه خود عمل کرده است، کنار گذاشته می شود تا مایه عبرت امامان جمعه دیگر شود و آنها حد و مرز خود را بشناسند. به خاطر می آورم که در اوایل دهه هشتاد یکی از جوانان دانشجوی عدالتخواه به سراغ من که در دهه هفتاد در نشریه صبح به طور جدی و پیگیر به مفاسد و تخلفات اقتصادی می پرداختم، آمد و از من خواست که به او در مورد فعالیت‌های عدالتخواهانه مشورت بدهم اما او در کمال تعجب با مخالفت صریح من مواجه شد. به او گفته بودم هرگز ورود به این عرصه را به شما و هیچ جوان دیگر توصیه نمی کنم چرا که در این مسیر با ناکامی ها و تناقضهایی مواجه می شوید که شما را نسبت به نظام و حکومت دینی مساله دار خواهد کرد بدون آن که به نتایج ملموسی برسید. اگر امام جمعه لواسان هم با من مشورت می کرد، انتهای این مسیر را به او می گفتم و برای او توضیح می دادم که نظام، عزم، اراده و جدیت لازم و کافی را در امر عدالتخواهی و مبارزه با مفسدان کلان و متنفذ اقتصادی از سال ۷۰ به این سو که زاویه فساد و رانت‌خواری و بریز و بپاش کم کم باز شد، نداشته و اگر شعارها و رهنمودهایی در باب عدالت و مبارزه با مفاسد مطرح می شود بخش مهم آن ناظر به درست کردن ویترین نظام است و نه مبارزه قاطع و فراجناحی با فساد. یکی از عوامل این تعلل و کوتاهی و ناتوانی نظام در برخورد با فساد گسترده اقتصادی که ایران را در یکی از بالاترین رتبه های جهانی فساد قرار داده، آلوده بودن افرادی از هر دو جناح در سه دهه اخیر بوده که باعث توافق نانوشته ای بین آنان در کوتاه آمدن در مبارزه بوده است اگر چه در یک دهه و نیم اخیر پای برخی افراد وابسته به نهادهای انقلابی و انتصابی به این گرداب هائل باز شده و دورنمای مبارزه بدون تبعیض با فساد را بیش از پیش تاریک کرده است. در چنین شرایطی طبیعی است که نهادهای بالادستیِ مسئول، به هیچ کس اجازه فراتر رفتن از یک چارچوب و حد و مرز مشخصی را در عرصه عدالتخواهی و فسادستیزی ندهند و راه او را با عزل یا تهدید و یا حتی محاکمه به ادله ای عجیب مثلا وجود یک کامنت توهین آمیز در پای نوشته یک عدالتخواه، سد کنند. بنا بر این لازم است همه افراد به خصوص جوانان آرمانخواهی که سودای عدالتخواهی و مبارزه با فساد مالی و اقتصادی را در جمهوری اسلامی دارند بدانند که باید باده این دو آرمان را به اندازه ای بنوشند که موجب حساسیت، رنجش و احساس خطر بالادستی ها نشده و عمدتا مایه ویترین آرایی نظام باشند و الا بهتر است از چنین اندیشه و آرمانی دست بکشند و به دین و دنیای خود بپردازند. به قول حافظ شیرین سخن: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ور نه اندیشه این کار فراموشش باد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده نباید به راحتی از شخصیت حاج آقا علی‌اکبری و اعتمادی که به ایشان باید داشت در مورد تصمیمی که گرفته شده؛ عبور کرد. ۲. موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد تا سنت‌های اصیل پایه‌گذاری شود به همان معنایی که نباید برای آبادکردن دهی، شهری را خراب کرد. تجربه‌ي سال‌های گذشته بنده آن است که با عمق‌دادن به روحیه جامعه و گشوده‌شدن جهان معنوی در کنار جهان مادی به آن نوع عدالت‌خواهی که مورد نظر اسلام است می‌توان رسید. ۳. روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و البته آری! باید قوانین طوری باشد که اهل دنیا نتوانند از آن استفاده کنند. ای کاش امام جمعه محترم لواسان با حکمت بیشتری کارهای عدالت‌خواهی را جلو می‌بردند. عنایت داشته باشید که حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد. موفق باشید 

31652
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: تقریبا دارم به این نتیجه می‌رسم که هر چه اصلاح طلبان افاضه می فرمایند عکسش به صلاح مملکت است با حضور در سوریه بعضا مخالف بودند و حال می‌خواهند ما را به باتلاق افغانستان بیفکنند. حقیر سابق ها به فضای فکری اصلاح طلبان نزدیک بودم ولی هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر در پازل دشمن بازی کنند. باری توافق اخیر با گروسی اصلاح طلبان را به وجد آورده و این مرا نگران کرده است چیزی بگویید که آرام شویم و الا شاید، باید سر را به دیوار بکوبم از دست این دولت انقلابی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً مطالب بسیار مبهم است. خود همان آقا هم در این حدّ که دوربین‌ها حذف نشوند، خوشحال بود، و نه آن‌که داده‌های دوربین‌ها را به آژانس تحویل دهند. موفق باشید

31640
متن پرسش
با عرض سلام: حدود ۲۰ روزیست که از بازار دور بودم امروز که رفتم احساس کردم قیمت ها نجومی بالا رفته واقعا تعجب کردم ظرف ۲۰ روز اینقدر بالا رفته پس جناب رییسی چه می‌کنند؟ همان موقع انتخابات در سوالی گفتم برنامه ندارند همچنین می‌دانید که ایشان تجاربشان در قضا بود و تجربه اجرایی نداشتند به هر حال با خوف و رجا رای دادم به ایشان و عمده رای سلبی بود چون می‌ترسیدم جناب همتی کار را به مرحله دوم بکشانند بعد از آن هم که رصد می‌کردم بعض موارد مرا در درستی رایم به تردید می انداخت از تاخیر در معرفی کابینه، اینکه هنوز بعض معاونین و... را معرفی نکردند و هنوز همان تیم روحانی در گوشه و کنار بعضا کار می‌کنند، جناب اسلامی را رییس سازمان اتمی کردند! نمی‌دانم ایشان کارامدند اگر آری مثلا در حوزه مسکن چه کردند؟ بعد تیم اقتصادی کنار هم قرار دادن مخبر و رضایی اینها که دو تیپ متفاوت فکری در اقتصادند جایی خواندم که جناب رییسی برنامه نداشتند و الا این دو را کنار هم قرار نمی‌دادند. الان هم کابینه ای انتخاب کردند و منتظرند ببینند آنها چه خواهند کرد و خود دچار روزمرگی شدند. جناب استاد اگر در آن گفتگوی تلویزیونیشان با مردم هم توجه کنید بسیار کلی گویی کردند. همانطور که در انتخابات کلی گویی می کردند. مثلا باید یک میلیون مسکن ساخته شود خوب چه جوری با کدام سرمایه؟ یا احساس شد بسیاری از مسئولیت ها بخصوص در مورد اقتصاد را به دوش جناب مخبر انداختند. خوب جناب رییسی ما به شما رای دادیم نه مخبر و اگر قرار بود بارها به دوش مخبر بیفتد خوب قبل از اینکه انتخاب شوید کابینه و لااقل جناب مخبر را معرفی می‌کردید تا با دید بازتری به شما رای می‌دادیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود این موارد را در چنین فضایی از سؤال و جواب مطرح کرد، با هزاران وجوهی که دارد؟!!! تنها نظر بنده امیدی است که با حضور جناب آقای رئیسی به آینده انقلاب باید داشت. موفق باشید

31634
متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام: در راستای بحث به تفصیل آمدن موضوع اربعین حسینی: حس می‌شود این آغاز گرهی دارد با بحث وسعت تاریخی و جایگاه افراد که در این سال‌های اخیر حضرتعالی به حق بدان اشاره می‌فرمایید. بنده این‌طور به نظرم می‌آید که گویا ابتدائاً مؤمنین هشیار را نسبت به رفتارشان با برادران دینی آگاه نمودند، سپس آن‌ها را حساس کردند به وسعت روابطی که قبل از این در برخی مؤمنین ضعف داشت، سپس این را آوردند تا کنار مردم عراق و افغانستان و... ، و هم اکنون گمان می‌شود، هرچه هست یا گره خورده به این وسعت و سعه صدر تاریخی، یا شاید هم از دل این سعه، متولد شود. به هرحال باید به حسین «علیه‌السلام» عرض کرد: مست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم / مستانه در این گوشه میخانه بمیرم. درویشم و بگذار قلندر منشانه / کاکُل همه افشان به سر شانه بمیرم. نظر حضرتعالی در مورد این ارتباط چیست؟ ارتباط بین سعه صدر و روابط مذهبی‌ها با جهان بیرون، و آغاز یک آغاز. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آغازِ یک آغاز برای تجربه گستردگی انسانیت انسان‌ها و عبور از ظلمات سیطره کمیّت و استکبار با هرچه بیشتر «پاکبازی» و «ایثار»، و این‌که به گفته میشل فوکو متوجه باشیم ایران می‌تواند با انقلاب اسلامی خود، روحی باشد در جهان بی‌روح تا عالَم به خود آید.[1] در این رابطه است که باید فکر کنیم در تجربه اربعینیِ خود چگونه رسالت خود را در این جهان بی‌روح به عهده بگیریم و به انجام برسانیم. بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» در اولین نشست با دولت آقای رئیسی بر بازسازی اساسی نسبت به فرهنگ و هنر تأکید کردند. حقیقتاً باید از خود پرسید بازسازیِ اساسی چه نوع بازسازی است که بتواند ایران را به عنوان روحی در جهان بی‌روح در عالَم حاضر کند همان‌طور که در سفرهای اربعینی حضور ایرانیان روحی بود تا آن سنت، هرچه زنده‌تر ادامه یابد، و شاید از این جهت بتوان گفت ما باید در جایی دیگر برای روح‌بخشیدن به سنت‌های دیگری در صحنه آییم. مثل حضور حاج قاسم در درّه پنجشیر در کنار احمد شاه مسعود آن مرد مبارز دل‌زنده و دوست‌دارِ مردم افغانستان در سال‌های گذشته. موفق باشید                 

 


[1] - دار مستتر، ایران‌شناس فرانسوی گفته است که اسکندر می‌خواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. (اخلاق در زندگی کنونی – دکتر رضا داوری اردکانی- صفحه 245)

31630
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزتر از جانم: استاد، الحمدلله رب العالمین، خداوند متعال به لطف و کرمش توفیق کسب معرفت در محضر شما را به بنده حقیر داده، هیچ هم نیستیم. لکن در حد خودمان نسبت به اینکه طلبه هم هستیم تلاشمان این است در مجالسی، مهمانی یا گفتگو هایی، باب صحبت هایی از جمله: ظلمت های زمانه، غرب، کثرت ها، پوچی ها، حضور، علت افسرگی ها، و نسبت کربلا و انقلاب اسلامی و تجلی خداوند را بیان نمایم، البته با زبانی که خودم را لایق بیان این گفتار ها نمی‌دانم و در آخر ایجاد مسئله و ارتباط آن با مطالعه کتاب های شما. اما ابهام و مشکل این جاست است: یادم است خودتان می‌فرمودید که در هیئت عاشوراییان بهتون گفته شده بود که عموم مردم متوجه مطالبتون نیستند و بهتون گفته شد مثال بزنید که البته به قول خودتان مثال هم حق مطلب را ادا نمی‌کند. بنده هم دچار همین حالتم، از طرفی بشر امروزی تشنه است از طرفی دچار روحیه داعشی گری. اول کلام می‌گویند به به چه حرف هایی آخر کار هم خسته می‌شوند و نفی می‌کنند، البته از یکی شاگردهاتون پرسیدم خیلی ها متوجه صحبت هام نمی‌شوند چه کار کنم؟ فرمودند: قرار نیست متوجه هم بشوند قرار است خودشان را در همان افق پیش رو ببینند و احساس حضور. حال استاد عزیز با اینکه بنده هم مزاحم وقتتان شدم با توجه به این حالات مردم که اصلا مسئله شان اینها نیست کارم را به این شکل ادامه بدهم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با محبت و سعه صدر و در حدّ آمادگی مخاطبان‌تان مطالب را با آنان در میان بگذارید و بدون اصرار، تنها چشم‌اندازی برای آن‌ها بگشایید به امید آن‌که آرام‌آرام در آینده متوجه تاریخی شوند که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده است. موفق باشید

31628
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز سوال اول اینکه به نظر شما می توانیم تمدن غرب را تمدن منیّت و لشگرش، در ابعاد اجتماع و اقتصاد و سیاست و سبک زندگی و تمدن نوین اسلامی را تمدن عبودیت و لشگرش، در ابعاد یادشده نام برد؟ سوال دوم اینکه استاد عزیز، نظر شما در این مورد چگونه است که ساختار کشورهای دنیا و اینکه اکثر کشورها خود را مرعوب کرده و اسیر کشورهای غربی خود را می دانند و اروپا هم مرعوب آمریکا و در کل که نگاه می کنیم آمریکا و صهیونیست ها هم در دست عده ای کمپانی و اصحاب ثروت هستند که این ساختار ظاهرا هرمی به شدت تزلزل پذیر و با ریختن هیمنه دروغین راس هرم مثل دومینو با سرعتی غیر قابل باور، تفکر غالب و ساختار دنیا تغییر خواهد کرد؟ سوال سوم و آخر در مورد مرعوب بودن دلهای انسان های جهان و کشور خودمان ایران است، استاد نظر شما در این مورد چطور است که تا زمانی تمدن غرب حاکم است که ما مرعوب زده باشیم، مرعوب حاصل از دنیا زدگی و سرعت تغییر تمدن غرب مثل سرعت تغییر وهم من است تا رسیدن به عقل. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به استعدادی که از طریق سؤالاتی که می‌فرمایید در شما یافته‌ام، به نظر می‌آید اگر حوصله بفرمایید و کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» را مطالعه کنید، نه‌تنها جواب این نوع سؤالاتتان را می‌یابید إن‌شاءالله قدمی به جلو گذاشته‌اید. موفق باشید

31623
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در جهان می بینیم که به سمت پایگاه آمریکا که کشوری در دنیا جرات انداختن یک ترقه را هم به سمتش ندارد ایران چندین موشک می زند و ترامپ می گوید به جنگ خیلی آن موقع نزدیک بودیم و اما جرات پاسخ دادن نداشتن و خدا شر آنها را از ما دور کرد. در زندانی در مرکز تکنولوژی و فناوری و سلاح و ثروت جهان که دنیای ماده و رسانه در سیطره آنهاست، چند نفر زندانی اینجور تمام هیمنه شان را بر باد می دهند. دفاع مقدس ما و... استاد چکار کنیم که بیشتر در حضور و بودن این خدایی که در جهان اینگونه در حال ظهور است بیشتر و بیشتر حاضر بشویم، استاد چرا دلهایمان آماده باش خدا نمیشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه آینده بس متعالی انقلاب اسلامی و حضور جهانی آن شد. عرایضی تحت عنوان «کربلا و برگشت به ایمان گمشده» در پنج جلسه شده است. إن‌شاءالله مفید باشد. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/7830

31603
متن پرسش
با عرض سلام: سالها پیش و نیز چند ماه پیش در مورد انتخاب صادق لاریجانی به ریاست قوه توسط رهبری پرسیدم شخصی که تجربه قضایی نداشت عملکردش را کار ندارم حداقل با مردم نتوانست ارتباط خوبی برقرار کند بعد هم آن نامه به مرحوم یزدی اخیرا حملات بسیار نابجایی که به شورای نگهبان وارد کرد، درحالیکه کاملا مشخص است برادرش صلاحیت نداشت ۱۲ سال اگر خوب عمل کرده بود که درین فلاکت نبودیم چقدر کوشید تا احمدی نژاد را تحت فشار قرار داد و بعد چقدر در مقابل روحانی کوتاه آمد. و بعد اخیرا هم از شورا کناره گیری کرد ببینید چه فرد بی بصیرتی. در کلیپی از برادرش جواد شنیدم که کاش وارد قوه نشده بودند در جایی دیگر خواندم که ایشان که وارد قوه شدند آه از نهاد حوزویان برآمد واقعا هم ایشان در حوزه بسیار موفق بودند حال سوال اینست که چرا رهبری این افراد را انتخاب می‌کند؟ در سوال قبل فرمودید شاید درون سیستم قضا کسی را نیافتند در حالیکه واقعیت بنظر می‌رسد اینگونه نیست. نمی شود بگوییم ۳۰ سال قوه قضا درون خود هیچ فردی را نپروانده باشد ضمن اینکه امثال جناب رییسی و محسنی اژه ای بودند و می‌توانست زودتر از اینها انتخاب کند و قطعا صلاحیت بیشتری داشتند تنها پاسخی که حقیر بنظرم می‌رسد این دو احتمال است نمی‌دانم حضرتعالی تایید می‌فرمایید یا خیر: ۱. رهبری شخصیت های برجسته حوزه را وارد بخش های اجرایی نظام می‌کنند تا خود این حرکت زمینه ای برای قرار گرفتن حوزه در جایگاه واقعی خویش درین پیچ تاریخی بشود و وارد فقه حکومتی بشوند ۲. رهبری بنظر می‌رسد برای رهبری بعد از خود افرادی که احساس می‌کنند زمینه ای در وجودشان است را در چنین پست هایی قرار می‌دهند تا جوهر افراد محک بخورد در همین پست هاست که رهبر آینده پرورانده می‌شود مثلا کاملا روشن است که صادق آملی صلاحیت رهبری را ندارند یا مثلا یکی از دلایلی که حقیر به جناب رییسی رای دادم همین بود که ایشان محک بخورند اگر صلاحیت داشتند برای رهبری آینده پرورانده شوند اگر نه هم مشخص شود تا خبرگان در آن جلسه به فقیه دیگری برسند از اطاله کلام عذر می‌خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجوهی که مطرح می‌فرمایید، وجوه خوبی است. با این‌همه سوابق مقام معظم رهبری حکایت از بصیرت و دقت خوبی از طرف ایشان مطرح است و به همین جهت می توان به ایشان اعتماد کرد هرچند که معصوم نباشند. به نظر بنده کتاب «خون دلی که لعل شد» نشان می‌دهد که ما چه نسبتی می‌توانیم با مقام معظم رهبری در این تاریخ پیدا کنیم.          موفق باشید

31580
متن پرسش
سلام استاد: نیت دارم به لطف الله کتاب انقلاب اسلامی طلوعی بین دو جهان را برای فهم مقدرات خداوند و جایگاه تاریخی خودم بخوانم، برای درک عمیق، و فهم تمام ما فی الضمیر کتاب به عنوان پیش نیاز باید چه بدانم و چه نیاز دارم؟ یا که تو خود پای در ره نه و هیچ مپرس...؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید «پای در راه نهاد و هیچ مپرسید» ولی صوت مباحث را اگر در کنار خود کتاب دنبال بفرمایید، بهتر است. موفق باشید

31587
متن پرسش
سلام علیکم: استاد چینش کابینه دولت آقای رئیسی و برخی معاونین باعث شده که نگران بشیم. واقعا بتونن مسیر دولت را روی ریل انقلاب بازگردانند. از طرفی فکر می‌کنم اگر این دولت هم نتواند کاری کند دیگر جبهه انقلاب کمر راست نمی‌کند و تا مدتها عدم توانایی دولت را تو سر انقلابی ها می‌زنند و ممکنه دوباره لیبرال های غرب زده بتونن سر کار بیاند. اگر حضرتعالی جوری دیگری ماجرا را می‌بینید دل ما را گرم کنید و از نگرانی در بیارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله با انسجامی که از طریق جناب آقای رئیسی بین کادر دولتمردان پیش آمده است، می‌توان بسیار امیدوار بود زیرا همه بنا دارند در سنتی که با انقلاب اسلامی و شخصیت حضرت امام پیش آمده، جلو بروند و نه در بستر مدیریت فرهنگ غربی که عموماً ما را در ناکامی قرار می‌دهد. موفق باشید

31586
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: قبل از طرح سوال می‌خواستم عرض کنم اگر سوال بنده برای شما محلی از اعراب ندارد و اهمیتی قائل نیستید لطفا جواب ندهید چون این جواب برای بنده اهمیت دارد. بنده در ایام کودکی و جوانی واقعا با سیره علما انس داشته ام و همین باعث شده که بخواهم دست به بالا ها برسانم و توحید را لمس کنم و برای این مقصود کم یا زیاد تلاش کرده ام چه کتب عرفانی و اخلاقی چه محتواهایی نو مانند دروس آقای صمدی آملی یا مطالب علامه حسن زاده و علامه جوادی آملی دروس آقای وکیلی کتب امام راحل و رهبری کتب علامه طهرانی جلسات آقای واسطی و آقای نخاولی و کسب علوم حوزوی در حوزه و تلاش هایی از این دست و جدای از اینها چله های بسیاری داشته ام و به قول رساله سید بحرالعلوم چله در چله گرفته ام از دعاهایی مانند جامعه، توسل، عاشورا و... قرائت قرآن تعداد بالای قرائت سوری مثل توحید و قدر و... ولی الان واقعا حس تهی بودن می‌کنم و مقر به این هستم که این بساط موجودی که برای خودم ساخته ام فقط یک دلخوشی ساده است و ظاهری خالی از باطن که درگیری در گناه واقعا کلافه ام کرده و واقعا گاهی آرزوی مرگ می‌کنم که مرگ بهتر از این زندگی ننگین است و واقعا نمیدانم چه کنم این را هم عرض کنم که بسیار حرف شنیده ام و دست به کارهای زیادی زده ام ولی راهگشا نبوده چیزی از شما می‌خواهم که اولا از کثافات گناه رها شده و به سمت توحید حرکت کنم باور کنید می‌خواهم ولی نمی‌توانم. قبلا حس بهتری داشتم مدتهایی می‌شود که حال بهتر است و زیارت و نماز دلچسب می‌شود ولی هرچه بالاتر می‌رود کمتر می‌شود و بیشتر درگیر این دنیا می‌شوم انگار نه انگار که نام مبارک نوکر حضرت صاحب به روی من است. اصلا ارتباط دلی خوبی با اهل بیت علیهم السلام ندارم یعنی صرفا ظاهری است اگرچه که محبت آنها علیهم السلام واقعا در وجود بنده است ولی ارتباط نمی‌توانم برقرار کنم. گویا اهل بیت از من روی گردانده اند آنجایی هم که وهم دلی می‌رود می‌بینم خالی از عمق و باطن است. حرفهای علما را که می‌شنوم منزجر می‌شوم شاید بپرسید چرا نه اینکه آنها را نخواهم بلکه از عمق قلب علم و عالم را دوست دارم ولی از اینکه متداولا می‌شنوم ولی تغییر نمی‌کنم، می‌شنوم ولی تکانی نمی‌خورم منزجر می‌شوم. مدتی به توصیه ی یکی از اساتید کتاب مقالات را می‌خواندم ولی باز هم پر بود از اصطلاح و توضیح های کلی طلبگی که هرکسی بلد است ولی... نمی‌دانم چه باید بکنم؟ شاید اگر مبسوطا خدمت حضرتعالی عرض کنم بفرمایید که خیلی مشکل نیست و الکی بزرگش کرده ای ولی حقیقتا برای من خیلی بزرگ می آید. «کبر مقتا عند الله ان تقولوا مالا تفعلون» واقعا قرآن می‌خوانم ولی فقط الفاظ برای من جلوه می‌کند گویا اصلا جماد هستم و تاثیر هیچ موثری را نمی پذیرم، خیلی خیلی نیازمند دعای همه مومنین هستم ولی در کنار آن به یک سره مستدام و مستقیم نیازمند هستم و از شما راهنمایی می‌خواستم. باور کنید «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» لذا منت بگذارید و پاسخ دهید که ای که دستت می‌رسد کاری بکن. التماس دعا یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً حرف بنده آن است که آری! به نور شهدا از این ظلمات و از این دریای طوفانی می‌توان عبور کرد و إن‌شاءالله با تجربه‌ای که برای عبور از این ظلمات به دست می‌آورید با افقی بیشتر و اشاراتی بس کارساز در صحنه حاضر و به فعالیت می‌پردازید. در موضوع حضور تاریخی نسبت به انقلاب اسلامی بیشتر فکر کنید. موفق باشید

31575
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد عزیز: خدا یارتون. استاد شما فرمودین بنی امیه چون دین اموی داشتند توانستند امام را بکشند چون یک ایدئولوژی داشتند و قوی بودند درسته؟ یعنی من درست فهمیدم؟ و اینکه پس مشرکان و کافران که انبیاء گذشته را کشتند که دین نداشتند چطور می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عموماً جریان‌هایی که با انبیاء مقابله می‌کردند در جایگاه و در تاریخ خود دارای تمدن بودند و به همین جهت تحمل نفی تاریخ خود را که همه هویت آن‌ها بود، توسط انبیاء نداشتند. مثل مقابله‌ای که تمدن غربی با انقلاب اسلامی از آن جهت که بنای شکل‌دادن تمدن دیگری را دارد، در پیش گرفته‌اند وگرنه بودائیان نیز به نحوی بیرون از فرهنگ غربی‌اند ولی چون ادعای تمدنی ندارند، هیچ مقابله‌ای با آن‌ها نمی‌شود. موفق باشید

31570
متن پرسش
باسمه تعالی عرض سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: سوال بنده در مورد جریانی است که امروزه برخی از نیروهای انقلابی که عمدتا جوان هستند تحت عنوان مطالبه گری از مسئولین دنبال می‌کنند. آیا تمرکز بر نقاط ضعف دولت سیزدهم و بزرگ نمایی یا بولد کردن اشکالات سیستم چه دولت و چه نهادهای دیگر مثل مجلس و حتی بیت رهبری، بخشی از مطالبه گری است و می‌تواند نتیجه و اثر سازنده ایی برای فسادستیزی در بدنه دولت و یا برخی از انتصابهای دولت و نهادهای دیگر داشته باشد؟ بطور مثال مساله معاون اول رئیس جمهور و مسایل مربوط به فرزند ایشان یا قولهای عمل نشده ایی که دادند و یا چیزهایی شبیه به این و یا اینکه در مورد بیت رهبری و برخی خطاها و اشتباهاتی که مربوط به آن است تحت عنوان مطالبه گری آیا می‌توانیم در مجامع مختلف راجع به آن سخن بگوییم به این قصد که باید مردم آگاه باشند تا مطالبه کنند؟ و آیا به این شکل عدالتی که رهبری از آن سخن می‌گویند قابلیت اجرا شدن پیدا می کند؟ به نظر شما این شیوه صحیح است؟ لطفا نظر خود را در مورد این جریان فکری بفرمایید و بنده را راهنمایی کنید. از لطف شما سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبری که جای خود دارند. باید به افرادی مثل آقای رئیسی اعتماد کرد و با برجسته کردن ضعف‌ها، عملاً عزم و اراده‌ای که ایشان و دولت ایشان جهت عبور از تنگناهای موجود در پیش گرفته‌اند، نادیده گرفته می‌شود. موفق باشید

31569
متن پرسش
سلام: به نظر شما چطور شخصی مثل محسن رضایی که با وعده پول دادن به مردم و زنان خانه دار می‌خواست در انتخابات پیروز شود در حالی که چنین وعده ای با آرمان های انقلاب همخوانی ندارد مشاور اقتصادی رئیس جمهور شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده ممکن است با روش آقای رضایی موافق نباشم، ولی روش ایشان نیز در جای خود، کارشناسی شده است و پشتوانه علمی دارد به جای آن‌که یارانه‌ها را به مراکزی مثل بیمارستان‌ها بدهند، به خود مردم می دهند که البته بحث آن مفصل است. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!