بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: نبی، امام

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41204
متن پرسش

سلام: داشتم خطبه آخر شعبان حضرت رسول را می‌خواندم. چرا اینقدر سردم؟ از امیدهای هر ساله‌ام ناامیدم. توان عبادت_که افضل الناس من عشق العباده_ توانم نیست. نباید که زور بزنیم و عبادت بکنیم ولی آرزوی چندین ساله نماز شب خواندن و حضور قلب و معنا و معنویت در دلم را چه کنم. آری باید در حضور تاریخی حاضر بود و به گذشته کافر و هر آن خدای دیگری، اما از گذشته دل کندن و حاضر نشدن در آینده و میان زمین و هوا ماندن را چه کنیم. گویا در گذشته دیگر نمی‌توانم باشم، اما برای حضوری دیگر، بی‌وجودم. دست و پایم و قول و فعلم متناقض است. حاج قاسم آتشم می‌زند اما پوچی و بی‌تاریخی استخوانم را می‌سوزاند. عمرم رفت. نه رفتنی، نه شوری، نه بی‌خوابی و بی‌تابی. جمعه‌‌ای نیست که از بودنم خسته نباشم. اینها را غر زدن و ناله کردن نبینید، این شاید همان بی‌وجودیِ تاریخی است و خوب هم می‌‌دانم که جواب و راه حلی برایش نیست و باید «این وجود آن وجود شدنی» پیش بیاید. ولی چه کنم که هی دلم می‌گوید «آخر چه باید کرد؟ چه می‌توان کرد؟» این چه وضعی است که عده‌ای از جوانی و نوجوانی تا آخر عمر _مثل حاج قاسم و دیگر شهدا_ اینقدر مانوس و پر شور و بی‌‌تاب و عاشق هستند و من اینگونه‌ وضعی دارم. این تفاوت تقدیر چگونه است؟ این‌ها تفاوت در استعداد و لطفی است که خدا به هر کسی به اندازه خودش داده و به یک معنا شخصی است؟ از طرفی این حرف را هم نمی‌توان نادیده گرفت که انقلاب اسلامی میدان کمالی را برای آدم‌ها پیش می‌آورد که شکوفایی آدم‌‌ها برایشان پیش می‌آید. ناگفته‌هایم را بیشتر از این گفته‌ها مد نظر آورید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه می‌توان همچون فرشتگان در عصمت خاص آنان حاضر بود و در آن ساحت ماند و انتخابی در مقابل انواع راه‌ها و گذرگاه‌ها که «ما» را، «ما» می‌کند نداشت و نه می‌توان مانند پیامبرانِ مرسل گذشته در صفای وظایف شرعی و تکالیف دینی حاضر بود و به زندگی معمولی و با صفای آنان دل سپرد. کجاست وقتِ محمّدی که در پاسخ به سؤال شمارۀ  41194 از آن گفتیم که حضوری است غیر از این حضورها، مانند نسبت انسان با «وجود» که پایان دوگانگیِ ابژه و سوبژه می‌باشد که نه، تو می‌مانی و نه خدا؛ همه چیز گُم می‌شود. به همان معنایی که آن سالک رَه رفته فرمود: «گُم شدن در گُم شدن دینِ منست / نیستی در هست آیینِ منست» حضوری که همه چیز را باید در آن حضور معنا کرد برای بیشتر با خودبودن با حضرت مصطفی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» این نهایی‌ترین حضور هر انسان در هستی و در خود. در شریعتِ آن حضرت حاضربودن، حکایت دیگری است غیر از حکایت حضور در مشی و شریعت دیگر انبیاء. در حالی‌که در شریعت آخرین پیامبر، همه چیز می‌رود و تنها یک انتظارِ بزرگ می‌ماند و مائیم و مشیِ آن حضرت و آن انتظار و آن ایمان که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41201 بدان اشاره شد. موفق باشید        

41198
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله. اسارت قوم بنی اسرائیل را خداوند متعال به عنوان بلایی عظیم از آن یاد می‌کند آیا این بلا به سبب گذشته های آنها بود که توصیه ها و راهنمایی های حضرت یوسف را به دست فراموشی سپردند یا مسئله چیز دیگری بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته، نکتۀ مهمی است. گویا همین نکته است راز اسارت بنی اسرائیل در سیطرۀ فرعونیان که فرمودید. از آن جهت که سلسلۀ توحیدی خود را که به حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» منتهی می‌شد را فراموش کردند و تا آن‌جا گرفتار فرهنگ فرعونیان شدند که حتی از حضرت موسی «علیه‌السلام» خواستند تا بُتی برای آن‌ها بسازد. موفق باشید

41197
متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف. استاد بزرگوار؛ در مسیر تربیت فرزند ولایی و مأنوس به ارتباط قلبی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با معرفت نه ارتباط بی معرفت و بدون شهود و صرف اسم امام و نسب شان، مسئله خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام رو از چه سنی باید طرح کرد؟ مثلا من خودم یادمه از بچگیم اهل هیئت و حفظ قرآن و امثال هم بودم و هیچوقت به دنبال امام زمانم که حی و حاضر هستند و باید مدام ارتباط قلبیم رو با ایشون بهتر و بیشتر کنم و تداوم بدم، نبودم. اصلا امام برای من غایب بودند و احساس نیازی در درونم نسبت به ایشون نداشتم. اما الان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاخص و سایر اهل بیت علیهم السلام رو برای فرزندان خودم پسر ۱۳ ساله و دختر ۷ ساله ام از حدود ۷ سالگی پسرم که دیگه فهمید هئیت امام حسین علیه السلام و فاطمیه چه لذتی داره و مأنوس شد، امامانی حی و حاضر و سمیع و بصیر طبق آنچه در زیارت نامه هاشون هست معرفی کردم و اینکه پدر مادر اصلی شما و همه انسانها این خانداند. و هرچه خیر و خوبی هست از این خاندان هست که به ما می‌رسد و ... هر آنچه که شما استاد بهتر از من می‌دانید برای معرفی ایشان. آیا روش من درست هست یا بهتر است که بچه ها رو به حال خودشون بگذارم تا خود اهل بیت علیهم السلام هدایتشون کنند. و بچه ها خودشون در گذر زمان احساس نیاز به اهل بیت علیهم السلام کنند با امتحانات الهی.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به بشر جدید بیندیشید که به نسبت خود با دیگر انسان‌ها می‌اندیشد و نه به نسبت خود با محفوظات و معلوماتش. و از این جهت اتفاقاً باید فرزندان‌مان انسان‌های بزرگ بخصوص معصومین «علیهم‌السلام» را مدّ نظر داشته باشند به همان معنای «انسان و باز انسان». آیا تعلّق خاطر جوانان عزیز به رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که آنان خود را در شخصیت فرهیختۀ آن مرد بزرگ جستجو می‌کنند؟ موفق باشید

41194
متن پرسش

خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم‌. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیه‌السلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخی‌اندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند:« لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنه‌ای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
 

41182
متن پرسش

سلام بر استاد عزیز و گرامی ام: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرشان فراموش نفرمایید. شما که n نفر را دعا می‌کنید، لطفاً n+1 را هم دعا بفرمایید. استاد طاهرزاده آیا مطالب زیر درباره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها صحیح می‌باشند ؟ الف) کوثر، حقیقت زهرایی · در عرفان شیعی، حضرت زهرا (س) نه تنها مظهر یک اسم، که مظهر کوثر و جامع جمیع اسماء جمالی و جلالی است. · برخی عرفای بزرگ (چون قیصری، امام خمینی، حسن‌زاده آملی) از مقام «لیلة القدر»ی حضرت زهرا سخن گفته‌اند؛ مقامی که در آن قلب قرآن نازل می‌شود. ب) نسبت با احدیت و واحدیت. · حضرت زهرا (س) مظهر اسم «الصمد» است در عالی‌ترین درجه. · صمد یعنی مقصد کل، بی‌حفوه، بی‌تجزیه، نورِ صرف. · ایشان در عین ظهور در مقام واحدیت، رهیافت به بطون احدیت دارند. · اگر انسان کامل، مظهر واحدیت است، حضرت زهرا (س) مقام «باطن انسان کامل» و سرّ لیلة القدری ولایت را داراست. ج) حدیث قدسی «لولا فاطمة لما خلقتکما»· این حدیث نشان می‌دهد که غایت خلقت، ظهور حقیقت فاطمی است. · او حلقهٔ اتصال بین نبوّت و امامت، بین واحدیت و احدیت، بین ظاهر و باطن است. · در عرفان شیعی، فاطمه (س) «کلمة الله التامة» و «مظهر اسم مبارک «هو» و «هی» در مقام جامعیت و صلصال وجودی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ضمن دعاگویی باید عرض شود همه چیز حکایت از آن دارد که جنابعالی فرمودید. وگرنه چگونه رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن احترام خاص را برای حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» به میان آوردند و یا فرمودند «فاطمة بضعة منی» و یا لقب «امّ ابیها» به آن حضرت دادند؟ آری! مهم، توجه قلبی می‌باشد که هرکس با نور لیلة القدریِ آن حضرت، در جان خود مأنوس شود تا جهانی که حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» در آن حاضرند، برای او گشوده شود. موفق باشید          

41181
متن پرسش

سلام و عرض ادب: خدا به شما خیر دهد استاد، سوالی دارم، در مورد مسئله حکومت اسلامی، بعضی از اساتید، عقیده دارند که خدا تشکیل حکومت را برای پیامبر و امامان ما واجب نکرده است، و تنها چیزی که واجب شده است ابلاغ دین است، ولی زمانی که مردم از پیامبر یا امام درخواست کنند که بیا و حکومت کن، آن موقع است که واجب می‌شود، ارجاع می‌دهند به حکومت مدینه و کناره گیری حضرت علی (ع) و بعد پذیرش حکومت بعد از درخواست از حضرت علی (ع) یا عدم پذیرش حکومت امام صادق (ع) و... البته من خیلی از این حرفها را قبول ندارم، موضوع آماده سازی مردم برای حکومت هم هست، ولی خواستم، نظر دقیق شما را بدونم، آیا ایجاد حکومت جزو وظایف پیامبر و امامان شیعه نیست؟ آیا اگر روزی در جمهوری اسلامی اکثریت با مخالفان ما شد، باید بگوییم مردم دیگر نمی‌خواهند و مثل امام حسن (ع) کناره بگیریم، یا بحث اکثریت و اقلیت نیست، تا زمانی که توان حفظ نظام را داریم از آن محافظت کنیم و وقتی هم که نداشتیم، کشته شده و یا اسیر یا به انزوا کشانده شده خواهیم بود، بحث مواجهه در آن حالت اقلیتی که مقاومت می‌کنند با اکثریت که تلاش می‌کنند از میدان به در کنند به چه صورت است در آموزه های دینی قرآنی و سنت النبی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکومت از آنِ مردم است و وظیفۀ اولیای الهی است که اگر به آن‌ها رجوع کردند، کوتاهی نکنند به حکم آن‌که مولای‌مان علی علیه‌السلام فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا» اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم.
و این بدین معنا نیست که وقتی مردم ذیل امام معصوم و یا ولیّ فقیه حکومت را در اختیار گرفتند به صرف ادعای عده‌ای آن حکومت را تقدیم کنند. به گفتۀ آقای رحیم‌پور ازغدی ملت ایران با مبارزه و شهیددادن و قیام عمومی این نظام را در دست گرفتند. حال، مدعیان مقابل با این نظام باید به همان صورت به مقابله برخیزند تا معلوم شود چه کسانی حقیقتاً برای استقرار نظام الهی حاضرند شهید بدهند. موفق باشید
 

41180
متن پرسش

سلام و عرض ادب: عذرخواهم. با توجه به قدرت و نفوذ و جایگاهی که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در هستی دارند و صاحب اسم اعظم هستند و حدیث نورانیت متذکر آن هست، جایگاه ذوالفقاری که همراه حضرت هست کجاست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذوالفقار یعنی نفی هر حجابی که بنا دارد از طریق ارادۀ معطوف به قدرت و خشونت، با حقیقت مقابله کند و اتفاقاً در همین میدان هم اسم اعظم حضرت ربّ العالمین نقش‌آفرین است مانند نورانیتی که فرزندان اسلام در ۲۲ بهمن به ظهور آوردند. آیا همان ذوالفقار نبود؟! موفق باشید

41164
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز و پدر دلسوز: قبل از پرسش استدعا دارم برای این حقیر در مناجاتهاتون دعا بفرمایید. سوالم این هست که چرا زیارت هر یک از ایمه با «السلام علی ...» شروع می‌شود ولی زیارت حضرت زهرا سلام الله علیهم بدون سلام شروع می‌شود، با «یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک...» شروع می‌شود و بعد از چند عبارت تازه سلام می‌دهد. آیا این قضیه سری از اسرار را در خود دارد؟ ممنون و سپاسگزار. بی‌نهایت التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در امورات خود بهترین نتایج را بیابید. شاید در این مورد که می‌فرمایید خواسته باشند ما را متوجۀ مقامِ پیشاخلقتیِ حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» بنمایند که روایت‌ها بر آن تأکید دارد. موفق باشید

41153
متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور می‌کردم اما هر بار اون چیزی که دلم می‌خواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموس‌تر شده. استاد آیا هنوز هم نمی‌توان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی می‌کند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ما در سنت‌های الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطراف‌مان می‌گذرد، نسبت به سنت‌های الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا این‌که خود را مشغول مصداق‌هایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنت‌هایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528

41152
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی می‌فهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ می‌کنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمی‌کنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته می‌داند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای می‌فرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو می‌بینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه می‌فرمایند. مثلا من خودم فکر می‌کنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم هم‌سنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. ان‌شاءالله که راضیة مرضیه باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسان‌ها نوعی یگانگی در عین تشکیکی‌بودن و شدت و ضعف‌داشتن، در انسانیت با آن‌ها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همان‌طور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسان‌ها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی می‌یابیم که نسبت به آن‌ها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیق‌تر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس می‌کنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید    

41146
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. با تشکر از پاسخگویی شما. حقیقت سوال 41137 را بنده پرسیدم، این موضوع برای بنده حل نشد که در شرایطی که مردم دچار خطای محاسباتی هستند و نمی‌توانند تشخیص صحیح بدهند، درست است که آقای جلیلی از حضور در انتخابات فاصله بگیرند و بذارند کسی که نسبت به ایشان تفکر ضعیف‌تری نسبت به انقلاب اسلامی دارد ولی از جریان مخالف بهتر است شرکت کنند تا هم مردم به جریان مخالف رای ندهند و هم بالاخره بین بد و بدتر، بد انتخاب شود؟ مثالی که برای این موضوع می‌زنند مانند کناره‌گیری امیرالمومنین به مدت ۲۵ سال است تا حفظ خود پرچم اسلام که مهم تر است باقی بماند هر چند که ایشان واقعا بر حق بودند. توضیحی که می‌دهند این است که جامعه شناسی ایشان ضعیف است. ممنون میشم راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» هرگز کناره‌گیری نکردند، ایشان را کنار زدند و حضرت با سکوت خود سعی کردند اختلافی در جامعۀ اسلامیِ نوپای آن زمان پیش نیاید و در جای خود در خطبۀ سوم نهج‌البلاغه یعنی خطبۀ شقشقیه، سخن‌ها گفتند. در مورد آقای دکتر جلیلی بحث آن است که با شخصیت امثال ایشان و شهید رئیسی؛ انقلاب، اساساً گرفتار چنین امور اجزایی نمی‌شد زیرا تیمی که در کنار ایشان قرار می‌گرفت، مسلّم فرزندان‌شان در خارج کشور زندگی نمی‌کردند و عزمی که در امثال شخصیت‌های کنار آقای دکتر جلیلی در صحنه بودند، نگاه دیگری به حضور تاریخی ما داشتند. با این‌همه، امروز وظیفۀ ما آن است که به آقای پزشکیان که در صداقت ایشان شکی نداریم؛ کمک کنیم. و این غیر از آن است که افق نگاه ایشان را نسبت به انقلاب و تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، تأیید کنیم. https://eitaa.com/hokmranonline/11158 موفق باشید 

41145
متن پرسش

برای زیارت آستان و درگاه حضرت امام رضا (علیه‌السلامـ❣️ـ) نکاتی بفرمائید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ای در رابطه با چگونگی زیارت آن حضرت، روی سایت هست. پیشنهاد می‌شود به آن جزوه رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7   موفق باشید

41142
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این حضرت علی علیه السلام کیست که پیش زاهد ها که می رویم گویند زهد علی، پیش فقها که می رویم گویند فقه علی، پیش صراف ها که می رویم گویند تصوف علی، پیش ورزشکار ها که می رویم آن ها هم نام حضرت علی علیه السلام را می آورند و در انسانیت انسان کامل بوده و با صدای حضرت علی علیه السلام خداوند با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صحبت کرد و اگر به خاطر او نبود نور پیغمبر اکرم ص آفریده نمی شد؟ این حضرت علی علیه السلام کیست که فرمود أنا عبد مِن عبيد محمّد؟ گویند ماهیچه ی یکی از دستانش مثل آهن بوده. و با نظر به این انسان است که انسانیت انسان کامل و کامل و کاملتر می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه می‌توان گفت مولای‌مان فرزند واقعی اسلام بود تا هرکس در آینۀ شخصیت آن حضرت، نهایی‌ترین حضور اسلامی خود را تجربه کند. 
حضرت علی «علیه‌السلام» با سیره خود نشان دادند که اسلام، میدان جدّیت و رعایت افراد‌ و تعامل‌ها، یعنی میدانِ حکمت است و شجاعت و نه میدان میانمایگی‌ها و گستاخی و تهوّر، و از این جهت می‌توان گفت آن حضرت آینه حضور اسلام در جهانی هستند که با اسلام گشوده شده است و در این رابطه رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نه‌تنها در وصف علی «علیه‌السلام» فرمودند: «الْحَقُ‏ مَعَ‏ عَليّ وَ عَليٌّ مَعَ الْحَقّ»، بلکه تا آن‌جا ما را متوجه عمق حضور آن حضرت در عالم کردند که فرمودند: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَار» (بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۴۳۲.) على با حق است و حق گِرد علی می‌گردد، هر كجا كه او برود. این یعنی آن حضرت آینه نمایاندن حق در شخصیت خود شده‌اند.
مواجهه علی «علیه‌السلام» با آن شخصی که مدعی بود محبِّ آن حضرت است-که ظاهراً ابن‌ملجم بوده- و حضرت او را تکذیب کردند؛ (کافی، ج ۱، ص ۴۳۸) نشان می‌دهد که علی «علیه‌السلام» محبتِ پیشاخلقتِ شیعیان را به خوبی می‌شناسند و نسبت به جریان‌های دیگر که در وادی آن محبّت نبودند آگاهی دارند، چه جریان خوارج باشد و چه جریان خلفا و می‌دانستند که با جریان خوارج با همه مقدس‌مآبی‌ِ‌شان نباید همراهی کرد و چرا باید با خلفا برای ادامه اسلام همراهی نمود، تا ما نیز در ادامه راه علی «علیه‌السلام» در انقلاب اسلامی از سیره آن حضرت غفلت نکنیم. در همین رابطه حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متوجه می‌شوند پذیرفتن جریان مک‌ فارلین نوعی رنگ‌زدنِ آمریکا به نهضت اسلامی بود و بدین لحاظ او را نپذیرفتند. همان‌طور اگر مذاکره با آمریکا در بستر جریان‌های لیبرال انجام شود نوعی تقسیم‌کردن اسلام و انقلاب اسلامی است با جاهلیت مدرن، و این غیر از حضور تاریخی انقلاب اسلامی است در جهان و تعامل با جهان، به جهت وسعتی که در خود اسلام نهفته است؛ لذا همان خدایی که می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياء...»(ممتحنه/۱) در تعامل با کفارِ غیر معاند می‌فرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» (ممتحنه/۸). خداوند شما را از نیکی‌کردن و عدالت با کسانی که با شما جنگ نکرده‌‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند، خداوند اهل عدالت را دوست دارد. بنابراین حرکات گام به گام ولی به سوی هدف، غیر از حرکات به ظاهر مسالمت‌آمیز است که نوعی انصراف از اهداف و انصراف از جبهه مقاومت در آن نهفته است که به جای قرارداشتن ذیل رهبری، خود را در عرض رهبری بدانند مانند خوارج که خود را در عرض حضرت علی «علیه‌السلام» می‌پنداشتند. 
در رابطه با اسراری که در شخصیت حضرت علي «علیه‌السلام» هست، رسول‌ خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در خطاب به آن حضرت بعد از فتح خیبر می‌فرمایند: «لَو لاَ‌ أن‌ تَقُولَ فِيكَ طَائِفَةٌ مِن‌ اُمَّتِي‌ ما قَالَتِ النَّصَارَي‌ فِي‌ المَسِيحِ ابنِ مَرْيَمَ؛ لَقُلْتُ فيكَ اليَوْمَ مَقالاً لا تَمُرُّ بِمَلاء إلاّ أخَذُوا التُّرابَ مِن‌ تَحتِ قَدَمَيكَ وَ مِن‌ فَضْلِ طَهُورِكَ فَاستَشفَوا بِهِ؛ وَلكِنْ‌ حَسبُكَ أن‌ تَكُونَ مِنِّي‌ وَ أنَا مِنكَ!». «اگر درباره‌ تو گروهي‌ از امّت‌ من‌ نمي‌گفتند آنچه‌ را كه‌ نصاري‌ در باره‌ عيسي‌‌بن‌‌مريم‌ گفتند؛ من‌ امروز درباره‌ تو گفتاري‌ مي‌آوردم‌، كه‌‌ پيرو آن‌ گفتار بر هيچ‌ جماعتي‌ عبور نمي‌نمودي‌؛ مگر آن‌كه‌ خاك‌ را از زير دو قدمت‌ بر مي‌داشتند؛ و زيادي‌ و غُساله‌ آب‌ وضوی تو را مي‌گرفتند؛ و آن‌ها را وسيله‌ شفاي‌ خود قرار مي‌دادند؛ وليكن‌ همين‌قدر كافي‌ است‌ كه‌ من‌ درباره‌ تو بگويم‌ كه‌: تو از من‌ هستي‌؛ و من‌ از تو هستم‌» 
راستی را! ما در این زمانه چه نسبتی باید با حضرت علی «علیه‌السلام» پیدا کنیم که جوابگوی حضور آخرالزمانی ما باشد و راهی گردد در فهم هر چه بیشتر شخصیت رازگونه آن حضرت، در تاریخی که با سیطره افکار مدرنیته، «راز» مورد غفلت قرار گرفته و بشریت گرفتار پوچی شده؟ آیا موضوع حبّ علی «علیه‌السلام» با آن‌همه تأکیدی که از طریق رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» بر آن شد و ماجراهایی که تحت عنوان محبّین علی «علیه‌السلام» در تاریخ نقل شده، راهی به سوی رجوع به شخصیت رازگونه آن حضرت نیست، تا ما در امروزِ خود از سیطره پوچیِ دوران رهایی یابیم و در مأوای آخرالزمانی خود حاضر شویم؟ موفق باشید
 

41136
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت بن الحسن علیه السلام و استاد بزرگوار. استاد جانم میلاد حضرت حجت ارواحنا فداه بر شما و همه مسلمانان مبارک. جسارتا شما چگونه به عزیزترین فرد روی زمین تولدش را تبریک می‌گویید و چه کاری برای این فرد مبارک و مطهر انجام میدید؟ آیا اصلا جشن برای حضرت مهدی علیه السلام لازمه، و نوعی برخورد عوامانه با اهل بیت علیهم السلام و همردیف مردم عادی قرار دادن ایشون نیست؟ خب چه کاری باید بکنیم که مثل تولد مردم عادی نباشه؟ و حتی حظ عقلی و ذهنی هم نباشه، عینیت یافتن باشه. اجر حبت های شما حضرت صاحب الزمان (عج)

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار حساس و دقیق است از آن جهت که آن حضرت همه آینده انسانیت انسان می‌باشند و تولد ایشان یعنی ظهور نهایی‌ترین انسان تا آنجایی که از حضرت صادق علیه السلام داریم «لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی» اگر او را درک کنم در تمام عمر در خدمتش خواهم بود. به معنای ظهور و تعیّن نهایت حتی امامان معصوم. حال ماییم و پاس داشت سالروز تولد چنین امامی و گشوده شدن افق نهایی همه انسانیت انسان‌ها در شخصیت آن حضرت. اینجاست که به هر بهانه و به هر صورتی که بتوانیم به چنین افقی نظر کنیم باید و باز باید آن حضور را مد نظر داشت. موفق باشید.    https://eitaa.com/matalebevijeh/21635

41134
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت بی منتهای الهی تقدیم به پیشگاه حضرت مهدی ارواحنافداه. استاد طاهرزاده. چه حس جدیدی نسبت به ماه شعبان عزیز دارم! چقدر خداوند بی منت و بی استحقاق این سفره رحمت رو برای همه باز کرده، اصلا چیزی فراتر سفره و امثال اینها، انگار برایم ماه مبارک شعبان رفیقی فراتر از یک ماه هست، در جنس یک انسان بسیار مهربان و با محبت و مونس و کسی که خیلی من رو بسوی خودش می‌کشه. و اما چقدر مدیون شما هستم. یکی از بزرگان در یکی از منبرهاشون فرمودند که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند برای انس با من سوره واقعه بخوانید به همین راحتی، این روایت رو خیلیا می‌شنویم و تعجب می‌کنیم که مگه به همین راحتی میشه با حضرت علی علیه السلام ارتباط گرفت، و بخاطر راحتیش اقدام به خواندن سوره واقعه نمی‌کنیم، منتظر راه های عجیب غریب و سخت و پدردرآر هستیم. از طرفی در حدیث نورانیت آقا امیرالمؤمنین می‌فرمایند «امرنا صعب مستصعب» پس به این راحتی هم نمیشه وارد دنیای نورانیت شد. یکی دم در ایستاده و هر کسی رو راه نمیدن. نظر حضرتعالی در این رابطه چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای ماه شعبان که در آن حقیقتاً حکایتش حکایت نکته‌ای است که جناب مولوی از آن خبر داده و فرموده:
  ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا      بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا
  درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم      در خارزار چند دوی ای برهنه پا
  جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام      آن کس که درد داده همو سازدش دوا  
و این یعنی ماه شعبان و به خصوص در افقی که در شب و روز ۱۵ شعبان در مقابل نسان‌ها گشوده شده است.
در مورد سوره واقعه حتی روایت داریم «فیّ علی» یعنی به حکم «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾» این مولای ما حضرت علی علیه السلام می‌باشند که در مقام سابقون و مقربون به معنای اصلی و اصیل  هستند. تاما در انس با سوره مبارکه واقعه راه خود را در نظر به مولایمان گم نکنیم. موفق باشید
 

41131
متن پرسش

سلام و درود و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد مهربانم. استاد میشه لطفاً بفرمایید در دوران رجعت انسانهایی که مرده بودند و تمایل دارند برگردند، به قالب جسد خاکی برمی‌گردند یا با جسم برزخی هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نفسِ آمادۀ آن‌ها از همین دنیا، بدنی برای خود ایجاد می‌کند و در کنار حضرت بقیة الله«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به میدان می‌آیند. موفق باشید

41130
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد برای یادگیری تاریخ برای سيرش از چه کتابی باید شروع کنم؟ آیا کتابی در این مورد سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد تاریخ اسلام برای شروع، کتاب آیت الله سبحانی خوب است و در مورد تاریخ معاصر، آثار آقای دکتر موسی حقانی و آقای دکتر موسی نجفی مفید می‌باشد. موفق باشید

41097
متن پرسش

با سلام و احترام: اگر ظهور حقیقت به‌تدریج است و امر وجودی، آن به آن شدت می‌گیرد؛ نمی‌توانیم به این فکر کنیم که ظهور حضرت حجت (عج) که ظهور نور خداست نیز به تدریج انجام می پذیرد؟ اینگونه که آن نور هرچه شدت می‌گیرد ما نیز گشایش و فرج را به‌تدریج و با تشکیک درک می‌کنیم تا امر نهایی حاصل، و حضور جسمانی مادی بر همگان ظاهر شود. از نشانه‌های این ایده که نور حضرت (عج) دائما در حال شدت گرفتن است اینست که در سراسر جهان افرادی پاک‌طینت در حال عدالتخواهی دربرابر ظلم آشکار صهیون هستند؛ از ایران و کشورهای اطراف گرفته تا اروپا و آمریکا، و این نور در حال [جهان‌پروری] است. نظر به این نور و نگاهِ انتظار در برابر این نور، امکان را برای تابش پرتوی این نور بر دلها و [اشراقِ حقایق] بر جانهای امیدوار فراهم کرده است. چنانچه هرچه بیشتر متوجه حضور این نور در هوای هستی آخرالزمانی باشیم، بطور ویژه تری از آن بهره خواهیم برد که این از الطاف الهی بر مردمی‌ست که خواهان شدیدترین نوع ایمان هستند. و براستی که دشمنِ اینان، کسانی هستند که هرلحظه به قعر تاریکی می‌اندیشند و هرآن، طالبِ تاریک‌ترین نوع حضور در جهان‌اند. انتظار فرج امری‌ست که هرلحظه در حال تحقق است و فرج مقوله ایست که دائما در شدن بسر می‌برد. این نکته باعث می‌شود که ظهور را امری دور از خود نبینیم زیرا همین الان ظهور درحال وقوع است. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. در این رابطه عرایضی در جواب سؤال شماره 41077 شد. حقیقتاً مسئله، مسئلۀ بسیار مهم و دقیقی است. خیلی خوب متوجۀ موضوع شده‌اید که اصطلاحاً گفته می‌شود حضرت حجت «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه الشریف» را ابژه قرار نداده‌اید که نوعی دوگانگی با جان‌تان داشته باشد. و در همین رابطه باید به نایب آن حضرت یعنی رهبر معظم انقلاب نظر کرد که نوری از انوار آن حضرت در شخصیت ایشان به میان آمده است. شب گذشته عرض شد: « بیچاره آنانی که متوجه نیستند نایب‌الإمام یعنی کسی که به نور قرآنِ حیّ و حاضر یعنی حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌اندیشند و سخن می‌گویند. مگر حضرت با طولانی‌شدنِ عمر مبارک‌شان، پیر می‌شوند که عده‌ای گمان می‌کنند رهبر انقلاب پیر شده‌اند؟!». 
البته جای بحث بیشتری دارد. مهم آن است که توانسته‌اید نگاه دقیق و خوبی به آخرین دوران و خصوصیت آن دوران نسبت به انسان کامل و انسان‌ها نسبت به آن حضرت داشته باشید. موفق باشید      
 

41090
متن پرسش

سلام جناب طاهر زاده: تفسیر دیشب شما را گوش کردم. در اواسط می فرمایید یحیی سنوار و سید حسن نصرالله، در نور توحیدی باید این دو عزیز را ببینیم و نمی توانیم یکی را از خودمان بدانیم و آن دیگری را نه! در صورتیکه همه می دانیم از بعد تاریخ اسلام و تشیع، بزرگترین دشمن حضرات ائمه ما خلفا بودند آنانیکه به ناحق به جایگاه معصوم تکیه زدند. قران نیز در تایید می فرماید «ان المنافقون فی الدرک السفل»، قران نمی فرماید کفار مقابل اسلام در پایین ترین درجه جهنم هستند می فرماید منافقین در پایین ترین درجه جهنم هستن کاملا خلاف شعار «شیطان بزرگ آمریکاست». چگونه با تمرکز به ظلم امریکا و اسرائیل آنها را دشمن بزرگ می دانید اما از ظلم و گناهان درون جامعه براحتی می گذرید و یا آن‌را توجیه می کنید؟ قران می فرماید «لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فسقین»، چطور می شود با ابتلا به فسق و گناه خود را برحق دانست؟ مگر می شود با گناه به خدا رسید؟ جالب اینجاست که در آخر جلسه را با آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ختم می کنید که باز گوشزد می کند «الیکم انفسکم» و نمی گوید بر شما باد استکبار ستیزی! بر شما باد مبازره با دشمن خارج و رها کردن دشمن درون، منافق درون جامعه و هوای نفس درون! حقیقتا عجیبه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر کنید که این نوع دوگانگی‌ها در بین ما و اهل سنت وجود ندارد مگر آنچه وهّابی‌ها دامن می‌زنند. به گفتۀ جناب علامۀ امینی، اکثر اهل سنت همان فضائلی که ما برای مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» قائل هستیم، اهل سنت برای خلفا بخصوص برای خلیفۀ دوم قائلند. و از آن طرف شدیداً خود را محبّ اهل البیت می‌دانند. سخنان شهید یحیی سنوار را در مورد حضرت علی «علیه‌السلام» و کربلا نشنیده‌اید؟ و با آن ارادتی که به ایران و رهبر معظم انقلاب دارد؟ مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی به سر می‌بریم که ائمه «علیهم‌السلام» تلاش کردند این دوگانگی‌ها در جهان اسلام از بین برود تا آن‌جایی که حضرت صادق «علیه‌السلام» توانستند امامان اهل سنت را جذب مکتب خود نمایند که در جای خود بسیار کار مهم و ارزشمندی است. آری! باید متوجه باشیم در چه تاریخی به سر می‌بریم؟! موفق باشید     

41080
متن پرسش

سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان و همچنین عرض تبریک بمناسبت میلاد امام حسین علیه السلام. استاد جان آیا ما الان در آخرالزمان هستیم یا نه بالاخره و میتونیم شاهد ظهور حضرت حجت و تموم شدن جنگها و نابودی کفر و نفاق و حکومت حقه الهی و حاکمیت معصوم و شیرینی زندگی توحیدی در اجتماع جهانی باشیم؟ من ناراحت میشم وقتی در اجتماع مسلمانها حرف از ظهور آقا امام عصر علیه السلام میشه (توی همین مسجدیها و هیئتی ها) ظهور ایشون رو دور و بعید میدونند و بعضی خیلی مأیوسند بخاطر شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور مون. و بهشون میگم «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» البته دوست دارم توی این بحبوحه جنگ روانی و نظامی کشورمون ی سخنی بفرمایید که دلمون قرص بشه به سلامت رهبرمون تا ظهور نزدیک و امنیت کشور مون. این‌همه شهید داریم میدیم. این‌همه اولیای الهی که یقینا خیلی پیش اهل بیت علیهم السلام عزیز بودند و به فرج شخصی رسیده بودند و سرداران مون که بشهادت رسیدند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از نور حضور حضرت صاحب الأمر در این زمانه دلشاد نباشیم وقتی می‌یابید در میدان دینداری اصیل تا مرز مقابله با زشت‌ترین انسان‌ها و جریان‌ها جلو رفته‌ایم و این‌چنین پیروز و سرافراز بیرون می‌آییم. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41077 شد. آری! باز شعر مولوی که: «ای از همه حاضرتر از مات سلام الله» و این یعنی نظر به ظهور آن حضرت در نایب عزیزش و امیدواری به ظهور هرچه بیشتر او تا ظهور نهایی. موفق باشید

41077
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شما پدر و استاد مهربانم: استاد جان حضرتعالی چندین دوره از سرنگونی حاکم ظالم و پیروزی ملت رو هم در کشور خودمون هم در کشورهای آزادی خواه دنیا تجربه کرده آید، حال سوالم اینه که آیا شده از خودتون بپرسید پس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کی ظهور می‌کنند؟ چرا این قضایا تمامی نداره؟ و اینکه خیلی دلم میخواد بدونم و درک کنم الان قلب حضرت در چه حاله؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در محضر حضرت آیت الحق آیت الله حسن‌زاده بودیم که فرمودند: «آقاجان! ما غائب هستیم و نه آن حضرت». آیا این نور آن حضرت نیست که نایبانی چون حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» را به ظهور آورده‌اند و این‌چنین به نور آن حضرت جبهۀ رسوایی جریان استکبار را مدیریت می‌کنند؟ تا آن‌جایی که همۀ دغدغه‌های رئیس جمهور آمریکا، ایرانی شده است که با حضور تاریخی خود همۀ معنای بودنِ آنها را زیر سؤال برده؟ پس بگذار در این رابطه همراه با جناب مولوی عرض کنم: 
ای غائب از این محضر از مات سلام الله            ای از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نعمت یزدانی وی رحمت رحمانی                        بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی، آن‌گاه به بام آیی                        ای ماه تو را چاکر ‏ از مات سلام الله
ای شاهد بی‌نقصان ای روح ز تو رقصان                    ای مستی تو در سر  از مات سلام الله
ای نادرة دوران، ای یوسف مصر جان                        ای مصر ز تو خندان از مات سلام الله
ای عارف دیرینه، ای خازن گنجینه                            ای سینة بی‌کینه از مات سلام الله
ای شاد رسول از تو، غمناک جهول از تو                     اعمال قبول از تو از مات سلام الله
ای بخت سعید من،  ای وعد و وعید من                       ای روی تو عید من از مات سلام الله
هم اسعد و مسعودی، هم مقصد و مقصودی                 هم احمد و محمودی از مات سلام الله
هم جان جهانی تو، هم گنج نهانی تو                           هم اَمن و امانی تو، از مات سلام الله
چون یافتمت جانا، بشناختمت جانا                                جان باختمت جانا از مات سلام الله
موفق باشید
 

41073
متن پرسش

۱. جایگاه تلاش و کوشش انسان در رسیدن کجاست؟ اصلا حدی دارد؟ یا انسان تا هر جا که توانست باید تلاش کند؟ ۲. برایم نامه‌ای باز می‌شود و همه‌ی نامه‌ها از من عمل می‌خواهد و تکانی تا در بی‌خبری نمانم؛ آیا این یعنی کاری را انجام بدهیم که خدا دوست دارد؟ یا چیز دیگری در این میان است؟ ۳. عاشقی کردن در این زمان و زمانه به چه شکلی است؟ اصلا شکلی دارد؟! یا ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آنچه مدّ نظر دارید را با نمونه و اسوه‌ قراردادنِ انسان‌های کامل یعنی ائمه «علیهم‌السلام» می‌یابید زیرا که آن‌ها «سبیل الی الله» هستند تا ما در میدان کمال خود جلو و جلوتر رویم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «بی نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توست راه». پیشنهاد می‌شود بحثی که اخبراً در رابطه با شخصیت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» تحت عنوان «نسبت ما با رسول خدا و شریعت محمدی» شده است را دنبال فرمایید. امید است مفید افتد.
   https://eitaa.com/matalebevijeh/21437 موفق باشید
 

41068
متن پرسش

سلام و ادب خدمت شما: اگر میشه کمی توضیح بدید در مورد عبارت «ایمان ابوذر ساز» که رهبری در سخنرانی اخیر بهش اشاره کردن که به چه معناست و چطور باید به این ایمان دست یافت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 41063 شد. به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة می‌رفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت. 
آری! امروز شور اباذری در راستای عدالتخواهی باید در بین جوانان‌مان به میان آید و همچون جناب اباذر باید در رابطه با عدالت، مطالبه‌گری کرد تا شعار عدالتخواهی شعار جوانان‌مان بشود البته در فضای تقوا، تا گرفتار افراط و تفریط نشویم و بهانه در دست رانت‌خواران داده نشود. موفق باشید      
 

41067
متن پرسش

پیرو پرسش و پاسخ۴۰۹۳۵ سلام: چرا وقتی شرایطش هست و یا مانعی وجود ندارد (مثلا ضرر مهم جسمی، مریضی، حرام نبودن سفر) «تا آن جا که می شود» نباید روزه مستحبی گرفت؟ [عبارتی که در بعصی دستورهای اخلاقی داده می شود: «مهما آمکن» یا «تا می توانی»] چرا باید کنترل شده روزه گرفت؟ مثلا کسی در شرایطی می تواند اکثر روزها روزه بگیرد چرا از این کار نهی می شود؟ چیزهایی که گفته شده از قبیل موارد زیر است: اقبال و ادبارِ بی حوصلگی، خستگی، دلزدگی، حالت اجبار، تحمیل بر نفس. رفق و مدارا: ارفاق کردن بر خود، سخت نگرفتن، گول زدن نفس، کمی کم تر از حد توان بودن. سنت: این که به ما رسیده پیامبر هر روز روزه نمی گرفتند. حضور در اجتماعات، مجالس مهمانی لازم مثلا اگر شائبه ریا... باشد * در کتاب های اخلاقی معمولا در بحث شره می گوید چون خاصیت نفس حالت افراط است توصیه های دین برای کنترل طبع انسان است آیا دلیل کنترل انسان از حالت خمود و تفریط این هم هست که توجه می دهد به دوبعدی بودن انسان و این که انسان جسم دارد و باید به آن هم توجه کند. آیا دلایل دیگری هم می توانید بیان کنید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ این موارد را که فرمودید باید در نظر گرفت و در عین حال هرکس باید به حال خود نگاه کند که اگر می‌تواند در ایامی که توصیه به روزه‌داری شده، از روزه‌داری بهره‌مند شود به همان معنایی که توصیه به روزه‌داری ماه رجب و شعبان و اتصال آن به ماه رمضان شده است و مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» فرموده باشند پس از این توصیه از طریق پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هرگز آن روزه‌داری را ترک نکرده‌ام. با این‌همه هرکس باید به خودش و امکانات جسمی و روحی‌اش بنگرد تا سخت‌گیری بی‌جا در میان نباشد. موفق باشید

41063
متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقت بخیر، خداقوت، حضرت آقا دیروز فرمودند ایمان اباذری باید داشت. می‌خوام نظر استاد رو بدونم دقیقا منظور چیست؟ ایمان اباذر چی بود؟ و آیا ما می‌تونیم برسیم یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة می‌رفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت. موفق باشید 

نمایش چاپی