بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: غرب‌شناسی و مدرنیته

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25984
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و عرض خسته نباشید و خدا قوت: در بحث سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) می فرمایید که متفکرین غربی باور دارند یعنی می گویند که ابژه منفعل است و این ذهن فعال است که آن را می سازد و امور بیرونی تحت تاثیر ذهنند و هر چه که خواست انجام می دهد مثلا در بحث فلسطین. اما سوالی که ایجاد می شود این است که چرا با وجود اعتقاد به امر اعتباری و خود ساخته ذهن پدر تکنولوژی غرب بیکن و پدر تفکر غرب دکارت چگونه به یک مبنا دست یافته اند علی رقم طرح ثنویت عین و ذهن چگونه این یکدستی تفکر غربی وجود دارد؟ مگر امر عدمی هم باعث تفکر می شود که یک اعتبار دارد تمدنی را جلو می برد؟ با توجه به اینکه می گویید مبنای تفکر فقط و فقط وجود است پس بی مبنایی باید عامل سردرگمی باشد تا وحدت نظر. بنابراین غرب نباید تفکر باشد. چون مبنای عدمی دارد. چگونه و از چه جهت همگی متفکرین غربی به یک مبنای بی مبنایی رسیده و جهان امروز بر طبق آن جلو می رود. چگونه یک عدم باعث پیشرفت است در بطن خود؟ یعنی تمدن خود را جلو می برد. بن بست این تمدن درونی در کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکارت عملاً تصوری که بیکن مطرح کرد را حالت فلسفی داد و سیر تفکر غرب با همان مبنا همچنان جلو آمد تا این‌که هایدگر متذکر آن خطا شد. موفق باشید

25986
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، با بررسی در کتاب خویشتن پنهان و آشتی با خدا یک نکته ای به نظرم رسیده مبنی بر اینکه انسان شناسی دینی در بررسی عوامل اضطراب و تلاطم و بی ماوایی بشر با آن مفاهیم انسان شناسی ذیل مباحث آنتروپولوژی متفاوته دقیقاً توجه به همان خویشتن پنهان و من انسان است که چگونه می تواند با تدبر در اشارات قرآن و شریعت در بستر عالم قدس و ملکوت حاضر شود و حتی به تعبیر حضرت رضا (ع) در یابد که قیامت حاضر و مهیاست. به عقیده ام جهان بینی توحیدی، ساحات مختلف انسان را به مثابه قطب نماهای متخلفی می داند که انسان اگر با اصیل ترین وجه بودن و هستی یعنی همان نفس ناطقه و روح مجرد و من اصیل مانوس گردد و الفت یابد و به تعبیری تمام قطب نماهای وجودی اش را در راستای همان اصیل ترین بودن و در جهت دستیابی به گوهر عبودیت و نفی انانیت در برابر رب العالمین تنظیم کند، به آن مقام بهترین آفریده و انسانیت می رسد. ولی گویی در انسان شناسی ویژه با محوریت انسان شناسی مدرنیته و اومانیسم، انسان ویژه در آن ساحات پایین وجودی اش، قطب هستی و مرکز متعالی تمام عوالم است و گویی بنده بودن و چیدن مناسبات در راستای عالم قدس از بین رفته و به همین خاطر است که به عقیده ام با بن بست هایی روبرو شده و حتی در شناخت روان و جسم بشر هم درگیر انحرافات و تلاطماتی شدند. نمی دانم تا چه حد برداشتم درست بوده اما واقعاً دو کتاب فوق از حضرتعالی تونست در درک بهتر خود اصیل و واقعی و شکستن دیوارهایی کمک کند و در انسان شناسی غرب هم افقی رو برام باز کنه. ان شاء الله که این افق واقعاً ایجاد شده باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که در نگاه آنتروپولیکال ما با انسانی روبه‌رو هستیم که در جهان هستی به هیچ اصلی متصل نیست و پذیرفته است همچنان سرگردان بماند و معنایی برای زندگی ماورای چنین سرگردانی نمی‌شناسد و به همین جهت عملاً گرفتار نیهیلیسم می‌شود با این‌که جانش نسبت به این حالت، ناراحت و نگران است. موفق باشید

25943
متن پرسش
سلام علیکم: آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در کتابی که اخیراً نوشتند به نام کتاب «عصر جدید» که بیشتر رویکرد تبیین بیانیه گام دوم انقلاب رو داره، در باب رویکرد استحاله در برخورد با تمدن غرب می نویسند: «می‌توانیم در چهارچوب ارزش‌های خودمان، پدیده‌های نو را استحاله کنیم. منتها استحاله سطوحی دارد، از مراحل ساده تا مراحل پیچیده. ما اگر یک شیء را با نقطه‌مختصاتش آوردیم، کل آن سیستم را آورده‌ایم. ما اگر سیستم برق‌رسانیِ یک اتومبیل را قبول کردیم، کل دستگاه آن را قبول کرده‌ایم؛ مگر این‌که نقطه‌مختصاتش را عوض کنیم. تا وقتی که در نقطه‌مختصاتش تغییری ندهیم، باید کل موتور را متناسب و سازگار با همان بسازیم.» الان در شرایط فعلی ویژه اینکه رهبر انقلاب بر الگوی تمدنی مواجهه با غرب و مرزبندی دقیق با جبهه استکبار تاکید داشته اند، واقعاً در سطوح مختلف ویژه در عرصه علم و فناوری چگونه میشه جا انداخت و عملیاتی کرد این الگوی استحاله رو؟ در چه بستری و با چه ضوابطی باید این رویکرد پیاده شود تا مردم صرفاً در تئوری نباشد بلکه عملیاتی هم باشه و مردم ببینن ما نه در برابر غرب متحجریم و نه منفعل و خودباخته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی به موضوع آن‌طور که شهید آوینی مطرح می‌کند مهم است. مثلاً این‌که بدانیم این ابزارها فرهنگ خاص خود را دارد و باید تا آن‌جا که ممکن است بومی شوند. موفق باشید

25850
متن پرسش
سلام علیکم: آیا توسعه ی همراه با تکنولوژی پیشرفته و مدرن، با ارزشهای اخلاقی ناسازگار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف مشکلی است. شاید مباحث «عقل تکنیکی» تا حدّی جواب سؤال‌تان را بدهد. موفق باشید

25816
متن پرسش
سلام علیکم: استاد طاهرزاده، مدتی است این مطلب ذهنم رو مشغول کرده و پس از مطالعه ای که روی کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» داشتم دغدغه ام روی این مبحث بیشتر شد. ابتدا پس از اینکه غرب و استراتژی غرب را شناختیم که مقدم بر مسائل و مباحث دیگر است، باید معلوم کنیم ما در تعامل و همزیستی مسالمت آمیز با غرب هستیم یا در پیکار و مقابله با تمدن غرب. به نظرم ما نه در تعامل با غرب و نه در ستیزه با غرب هستیم بلکه برتر و والاتر از غربیم و تا حد ضرورت سعی داریم آن دسته قوت های تمدنی غرب را در نظام اسلامی پیاده کنیم به نحوی که همسو با اهداف و ارزشهای خودمان شود مثل برخورد فارابی با فلسفه ارسطویی که عناصری از منظومه فکری ارسطو را چنان در اندیشه دین بنیان خود استحاله کرد که توانست از آنها در راستای همان تبیین معارف دینی و عقاید آنتولوژیک اسلامی بهره برد. وقتی می گوییم ما رقیب تمدنی غرب هستیم سطح خودمان را تنزل می دهیم و گویی وانمود می کنیم که حکایت ما و غرب مثل دو دونده است که مدام در صدد اند لحظه ای از دیگری پیشی بگیرند و جدال تن به تن و در سطح هم دارند. مدام در صدا و سیما می بینم که نشان داده می شود آمار تولید ناخالص آمریکا پایین آمده یا در مصرف فلان جنس و کالا آمار مسرفانه ای دارند و یا حالا ما هم یکسری صنایع نوین در حد استاندارهای بین المللی ساختیم و انحصار غرب را شکستیم یا فلان درصد از غربی ها جلو تریم خب پس ما داریم می رویم بسمت قله های تمدنی و توانسته ایم رقیب تمدنی شان و در رقابت جلو بزنیم و غربی ها عقب ماندند. این نوع تفاسیر و تبیین ها به عقیده ام سطح تمدن اسلامی با این قوت منابع و مباحث و عقاید را زیر سوال می برد که انگار ما هیچ قدرتی از جهت مسائل کلان و طرح ریزی های راهبردی نداریم به مجرد اینکه غربی ها در حوزه ای آمارشان پایین آمد و کمتر از ما شد، آن را دال بر فروپاشی غرب و لیبرالیسم و قوت خود می دانند و رسماً سطح و شان ما را تنزل می دهند. ما باید فرای این جزئی نگری های عجیب و نامتعارف بنگریم که تمدن زایی ما به افق متعالی انسان دارد و جوهرش به‌مراتب والاتر از غرب است و می تواند زیر نظام های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و ... بچیند حتی با استفاده از نقاط مثبت غرب به نحوی که آن زیر نظام ها نظر به انسان متعالی دارد و در صدد رشد و تعالی اوست و بنا دارد که ولایت الله را تحقق بخشد. به امید تحقق تمدن نوین اسلامی و تشکیل دولت حقه آل محمد (ص) التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده درست بر روی نقطه‌ی اصلی دست گذاشته‌اید. اخیراً نیز بنده با مجموعه‌های تربیتی، صحبتی در مورد «فلسفه‌ی غرب در دو مرحله» داشته‌ام که فکر می‌کنم کمک کند. در هر حال باید ما بین جهان مدرن و نظام سلطه تفکیک کنیم و با رویکردی درست در جهان مدرن حاضر شویم. موفق باشید

25763
متن پرسش
با سلام خدمت استاد. خدا قوت! با توجه به اینکه در صوت سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) پیشنهاد می دهید که در مباحث سوبژکتیویته و غرب مطالعه کنیم تا به درک درستی از جایگاه غرب و همچنین فیلسوفان غربی برسیم و عقلانیتی در زمانه پیدا کنیم جنابعالی چه روندی را برای تحصیل این عقلانیت پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به‌خصوص مطالعه‌ی افکارِ مارتین هایدگر. موفق باشید

 

 

25752
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالاتی چند از حضرتعالی دارم که قطعا دغدغه شدید لااقل بعضی از جوانان است و لازم است در این مساله اقدامات اساسی انجام شود معلول این شبهات به تحلیل رفتن ما جوانان است یک جدیدا یک سری مناظرات بین افراد ضد فلسفه و عرفان و افراد تابع این دو مکتب هستند و اشکالاتی که در مناظرات انجام می شود وارد است مانند نصیری و استاد غرویان یا میلانی و وکیلی یا میلانی و استاد رمضانی و...ده ها و ده ها مناظره که درصددرصد مناظره ها معمولا اساتید معظم عرفان و فلسفه که بیشتر در قسمت عرفان که به‌نوعی با فلسفه در عارفان گره خورده از جواب در می ماند و ما به حکم بی‌طرفی عقل حقیقتا چه باید کنیم اشکالات و نقدها وارد است برای جزییات و اطلاع حضرتعالی از وضع روز و حال جامعه (که قطعا تاکید حضرتعالی است) لطفا به چند کلیپ مناظره در این موضوع ملاحظه فرمایید اگر ما عارفان مخصوصا عارفان معاصر که عمدتا فیلسوف هم هستند را حذف کنیم اصلا بزرگی برای ما باقی می ماند!؟ انتقادات هم وارد است و تعارفی وجود ندارد آیا کسی از بزرگان عرفا و فلاسفه معاصر قادر بر رد این شبهات نیست؟ سوال دوم شخصی بنام ویکتوری ظاهرا ایرانی هم هست در یک کلیپ در آپارات (سرچ بفرمایید) طبق یافته های دقیق علم فیزیک کوانتوم و یافته های هاوکینگ و مستندات و عکس و قوانین ریاضی که به دقت با قواعد ریاضی توضیح دادند که ماده از هیچ متولد شده (که البته این کاملا اثبات شده و جای تردید نیست نهایتا گفته می شود هیچ مادی نه فلسفی که باز هم برای طبع ما آزار دهنده است) خلاصتا در آنجا تاکید می شود با قوانین ریاضی و یک سری محاسبات ثابت می کند که ماده از هیچ و قبل از هیچ انرژی و قبل از انرژی ماده نخستین بوده که اکنون آماده نخستین خبری نیست و گفت طبق قوانین ریاضی دیگه آن‌طرف از اون خبری نیست و خدا که گفته می شود همین مورد است که تمام شده و رفته و هیچ تاثیری بر بعد هم ندارد و قوانین فیزیک منشا و علتی ندارد و ادیان مربوط به زمانی بود که علم یقینی طبق مستندات الان نبود و مردم باید به ادیان خودشان را وصل کنند مجری پرسید اگر فوت کردید و معلوم شد خدایی بود چه، او می گوید از ریشش می گیرم و می گویم خلق چند صد ویروس که یک مورد آنها ما رو می کشد سر چه حسابی هست و با خنده و طمانینه و وقار از کشف یقین برنامه تمام می شود لطفا پاسخ شبهه را به ما عنایت فرمایید و اینکه پاسخ را در فضای مجازی و آپارات منتشر فرمایید و نسل جوان را نجات دهید لااقل شما فرض کنید ما جوابی بدهیم که هیچ مادی با هیچ فلسفی فرق دارد و الی آخر اما بار و فشار روانی این نوع کلیپ ها بر روح و روان جدا ویران کننده هست و خوب اینها به وفور در اینترنت است و ذهن کنجکاو را که نمی شود دربند کرد. سوال سوم آیت الله طوبایی در آپارات بطور مفصل تمام عارفان متاثر از محی الدین را با موشکافی خط به خط آثار محیی الدین و عارفان معاصر مانند علامه حسن زاده و غیرهم، تناقضات و انحرافات را ذکر نموده و معلوم ساختند که سیر این اشخاص در نهایت به سوی شیطان است نه الله جل و علی، انتقادات هم وارد است چه بر محی الدین چه وحدت وجود به معنایی که خود عارفان اذعان دارند. خوب چه کنیم سامعه و قوه عاقله را بر این انتقادات ببندیم کسی نیست رفع شبهه کند! عارفان پایگاه قلبی و معرفتی و قوت قلب و روح و روان بودند. در مسأله قبلی که فلاسفه در ذهنمان از خارج کشور به چالش کشیده شد در اینجا هم باید با عارفان خداحافظی کنیم فقهای عزیز هم قاعدتا مسؤل پاسخگویی احکام ما هستند و نه مباحث عقلی و عرفانی، من نمی دانم از این طفل معصوم ذهنم چه باقی می ماند بله اهل بیت و قرآن موجودند لکن این مساله رد عارفان آن هم با دلایل عقلی، بدیهی، دینی مساله کمی نیست. تاکید می شود در این مورد یک کلیپ و دو کلیپ نیست ده و صدها کلیپ هست و جدید هم اضافه می شود و کسی هم نیست رفع شبهه کند !؟ سوال چهارم شبهات بر قانون علیت و براهین خداشناسی فلسفی به‌شدت قوت گرفته و حتی نظریاتی مانند نقدهای هگل، دکارت و غیره، و این مساله باعث می شود که یقینی باقی نمی ماند مخصوصا که نقد کنندگان اهل فن و تخصص هستند اگر ما قانون علیت بهر معنای خود را برای برهان فلسفی باطل بدانیم از طرفی برهان های دین مانند برهان نظم و امثال آن نهایتا ظنی و اجمالی است خوب از عقاید آن‌هم در عظیم ترین موردش یعنی خداشناسی چه چیزی برای ما باقی می ماند؟ این فقط یک درد کوچکی بود که این روزها با آن داریم دست و پنجه نرم می کنیم حالا شاید حقیر با مقداری فلسفه که داشتم کمی مقابله کردم ولی ثمره اش چند روز افسردگی و مات و مبهوتی است و فشارهای روحی که کماکان ادامه دارد تکلیف جوانان پاک این کشور مقدس چیست این مساله را لطفا جدی بگیرید دستمان هم به کسی بند نیست و کسی فریاد ما را هم دراین زمینه جدی نمی گیرد. نسلهای جدید در این طوفان جدید سخت آسیب پذیر هستند. اهل کلام از طرفی و اهل تفکیک ضربات سنگینی بر پیکره عرفان وارد کرده اند و الگوهای ما متزلزل شده و اهل علم و فیزیک هم دارند با قدرت تمام به دین می دارند در اینجاست که برای توصیف این وضع جمله ای برایمان باقی نمی ماند که درد و رنج خود را توصیف کنیم جز اینکه عرض می شود حسبنا الله و نعم الوکیل. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که جزء جزء این مباحث در «کلام جدید» مورد بحث و دقت قرار گرفته است. از جمله کتاب «علم و دین» آقای ایان‌باربر که استاد فیزیک و رئیس کرسی دین‌شناسیِ دانشگاه سوربن است. جزوه‌ی «کلام جدید» که بر روی سایت هست، خلاصه‌ی همان کتاب است بد نیست به آن جزوه سری بزنید. عنایت داشته باشید وقتی گفته می‌شود عالَم از چیزی خلق نشده است، منظور آن است که خالق عالم چیزی از چیزهای دنیا نیست، نه آن‌که عالَم، معلول نباشد. موفق باشید

25711
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، واقعاً عجیبه که آقای دکتر سید جواد طباطبایی از دست رئیس جمهور معمم ما با وجود اینکه ایشون صاحب نظریه مرگ اسلام هستن و در این چند ساله کنار آقای آخوندی (وزیر سابق مسکن) بودن جایزه علوم انسانی_اسلامی می گیرند. یعنی واقعاً ما در حوزه عرفان و علوم انسانی و تربیتی اسلامی چنین دچار مشکلیم و ایشان بعنوان صاحب چنین نظریه ای و طرح عجیب ایرانشهری برای لیبرالیزه کردن ایران اسلامی، چگونه بدنبال اسلامی سازی علوم انسانی اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لیبرالیسم که متأسفانه نظامِ فرهنگیِ ما گرفتار آن شده است، همین است که می‌فرمایید. مشکل ما آن است که حتی بعضی از آقایان در کسوت لباس مقدس روحانیت، اصالت را به غرب می‌دهند و تنها در امور فردی مسلمان هستند. روشنفکری از نظام دینی عبور کرد، اما ممکن است بیشتر آنان خائن به معنای حقوقی آن نباشند. آنان گرفتار روشنفکری هستند. بین سیاست‌ورزی و روشنفکری گرفتار آمده‌اند. هم می‌خواهند پرچمدار مطالبات اجتماعی و محل رجوع باشند و هم در غرب به عنوان طرفداران حقوق بشر و دموکراسی دیده شوند و هم فشار می‌آورند که بخشی از قدرت باشند. موفق باشید

25687
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، امروز در مواجهه با تمدن غرب چه علوم غربی چه تکنیک و تکنولوژی غربی، چه کنیم تا غربزده نشویم و در عین حال منفعل و دارای جمود در برخورد با جهان مدرن و پیشرفت های بشری نباشیم و اگر دیدیم غرب در بسترهایی از ما قوی ترست، آن بسترها را طبق اهداف خودمان پیدا کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی کتاب «مدرنیته و توهّم» برای شروعِ فکر در این موضوع خوب است. موفق باشید

25668
متن پرسش
سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب بر روی جولان دو گفتمان جاهلیت مدرن و عقلانیت انقلابی تاکید کردند و حتی مبنای نظری و عملی ایشان برای ساخت تمدن نوین اسلامی به نظر می آید. اساساً شاخصه اصلی جاهلیت مدرن چیست که مقابل تفکر و گفتمان انقلاب قرار می گیرد و چه انسانی را طراز تمدن خود می داند؟ آیا می توان گفت این مورد تداوم همان جنود عقل و جهلی است که حضرت امام (ره) در آن دوران تببین فرمودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. جاهلیت مدرن، اومانیسم است که در آن میلِ انسان ملاک خوب و بد است. در حالی‌که تقوی و عدم تقوی باید ملاک خوب و بد باشد. انسانِ ترازِ تمدن اسلامی، انسانی است که می‌داند باید در مواجهه با تمدنِ غربی و رویکردِ سکولار آن، تمدنی به ظهور آید با رویکرد توحیدی، و این امر باید در یک فرایندی انجام گیرد و نه با عجله و شتاب. موفق باشید

25642
متن پرسش
سلام خدا قوت: حضرت استاد بنده با توجه به تجربه و مشورت مختصرخود برای ورود اساسی و پایه ای به مباحث معرفتی-فلسفی متوحه شده ام که باید برای شروع راه از منطق، وجودشناسی (هستی شناسی) و شناخت و ادراک شروع کنم. هدف و دغدغه ی اصلی بنده فلسفه حیات و انسان شناسی (نحوی مواجه با زندگی، انسان، رنج و معرفت برهانی و شهودی به خود و غیر از خود) است. از آثار جنابعالی، علامه جعفری، شهید مطهری، استاد مصباح، دکتر شهریار زرشناس، شهید آوینی و به طور پراکنده از اساتید دیگر مطالعه داشته ام. دانشجوی رشته روان شناسی و در حال تالیف کتاب هستم. و قصد دارم که به طور اجتهادی و نه صرفا مطالعه و بررسی سطحی و گذرا به موضوعات ذکر شده بپردازم. اولا نگاه و نظر بنده را در مورد روش ورود به موضوعات مورد نظر را صحیح می دانید؟ اگر نه لطفا راهنمایی بفرمایید. دوما لطف بفرمایید و منابعی را برای مطالعه و تحقیق معرفی بفرمایید. (علاقه دارم که علاوه بر اندیشمندان اسلامی به آرا اندیشمندان غربی هم نگاهی داشته باشم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم سیر مطالعاتی بر روی سایت، مفید است. ۲. بد نیست سری به جزوات «فلسفه‌ی غرب» که بر روی سایت هست و کتاب «فلسفه‌ی غرب» آقای دکتر داوری بزنید. موفق باشید

25615
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد، قصد بر این دارم که درباره مواجهه تمدنی با غرب بر اساس قرآن کریم تحقیق انجام بدم و این مبحث رو با توجه به آیات کلام الله علی الخصوص در سوره مائده، تبیین کنم. چقدر این مبحث رو به‌عنوان شرایط جنگ تمدنی که ما در آن هستیم و سبک زندگی ایرانی_اسلامی مورد هجمه سنگین هست و توسعه و مدرن شدن بدون در نظر گرفتن اصول و مبانی فرهنگی برنامه مد نظر بسیاری مسئولین نظام بوده و حتی رنگ و بوی زندگی شخصی شان هم همینطورست و مروج ارزش های مدرنیسم شده اند، چقدر موثر می دانید و چه توصیه کاربردی در این زمینه دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بزرگی است و بسیار زمان‌بر می‌باشد. غرب باید درست شناخته شود و معیارهای مواجهه‌ی تمدن اسلام با تمدن غرب معلوم شود. به هر حال کار خوبی است ولی نباید سطحی انجام بگیرد. بحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» به نظرم افقی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

25571
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد امروز با یکی از دوستان در حال مباحثه بودم ایشان مدعی بودند فلسفه اسلامی بر خلاف فلسفه غرب به بن بست رسیده و به تعبیری دچار تسلب و جمود شده است. دلیلشان هم این بود که فلسفه غرب ویژه با ظهور دکارت و فلاسفه اگزیستانسیالیست غرب به توسعه و رشد فزاینده و پر سرعت و مستحکم رسید اما جوامع اسلامی و فلاسفه آن توفیقی در رشد جامعه و استحکام آنها به نسبت فلاسفه غرب نداشتند. من در جواب ایشان گفتم انقلاب اسلامی، حاصل رشد گام به گام و تجلی حکمت متعالیه جناب ملاصدرا است که خود ایشان هم دقیقاً در زمان دکارت که غرب مشغول گسترش امپراطوری خود و گذار از قرون وسطی و کلیسا بود، با بنیان گذاشتن ریشه های این مرحله بزرگ فلسفه اسلامی ویژه در کتاب اسفار و سه اصل، رویکرد اصیل تمدنی را ایجاد کردند که آرام جلو آمد و بوسیله حضرت امام و مقام معظم رهبری و انقلابیون صدیق و بیدار، تجلی کرد و توانست افق نوینی را رو به روی بشر متلاطم در دوری از خود راستین و تفکیک های مدرنیته بگشاید و این دقیقاً ماحصل همان حرکت جناب صدرا است. آیا پاسخ من درسته و آیا واقعاً فلسفه اسلامی به بن بست می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرموده‌اید. ولی به گفته‌ی آقای دکتر داوری در سخنان اخیرشان و آقای دکتر طالب‌زاده؛ هر اندازه با فلسفه‌ی غرب آشنا شویم، در زنده‌ترکردنِ فلسفه‌ی اسلامی موفق‌تر خواهیم بود. موفق باشید

25561
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد واقعاً وجه تمایز انقلاب اسلامی با سایر انقلابهای مذهبی یا انقلابهایی که مذهبی ها در آن دخیل بودند، مثل انقلاب مشروطه یا قیام علویان طبرستان و حتی انقلابهای غیر دینی و با رویکرد متمایز مثل انقلاب اکتبر شوروی یا فرانسه در چیست؟ آیا انقلاب به فوق مسائل سیاسی نظر دارد و قصدش بر تذکر عهد الهی به بشر متلاطم بی ماوای امروز و رساندن او به مقام یقظه و احسان طبق فرمایشات امام (ره) است؟ واقعا استاد گاهی با شنیدن برخی مطالب که با عینک غربی انقلاب رو می نگرند یا مباحثی نظیر مباحث آقای سروش، دچار یک احساس عجیب و حتی بی اعتمادی می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. بحثی که تحت عنوان «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» شد شاید کمک کند که در مورد جایگاه انقلاب اسلامی فکر کنیم. مشکل آقای دکتر سروش، اصالت‌دادن به عقل غربی است و این در مباحث «قبض و بسط» ایشان به خوبی معلوم است. موفق باشید

25550
متن پرسش
با سلام: استاد؛ شهید مطهری، در کتاب کلیات علوم اسلامی، می نویسند فلسفه کانت با آنچه نزد قدما بعنوان فلسفه خوانده می شود تنها اشتراک لفظ دارد و فلسفه او، بیشتر روی فکر شناسی و منطق تمرکز دارد تا جهان شناسی. در مبحثی از حضرتعالی هم دیدم که فرمودید با نومن و فنومن کانت، فلسفه غرب بیشتر رویکرد انتزاعی بخود گرفت. اساساً ایراد ریشه ای تفکر کانت چه بود و چرا رویکرد انتزاعی در فلسفه غرب را رشد داد؟ موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بد نیست به جزوات «فلسفه‌ی غرب» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. و یا به نکته‌ای که در مورد فلسفه‌ی کانت در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. موفق باشید

25519
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیزم: اولا متشکر از قبول پیشنهادم در مورد کتاب شهید آوینی، فقط کانال عصر جدید را پیدا نکردم. اما مطلب دیگر در مورد استاد دکتر داوری حفظه الله است، همان طور که اطلاع دارید ایشان پس از آن ماجرای نامه شان به گروه علم دینی که حواشی زیادی داشت و البته حرف خیلی جدیدی نزده بودند ولی برای برخی سوء تفاهم هایی به وجود آورد اما مقاله ایشان در مورد ایران مشکل دارد ولی مسله ندارد و سخن ایشان در مورد امکان تمدن نوین اسلامی یک مقدار از سوء تفاهمات را کنار زد اتفاقا در همان روز ها بود من سخنرانی مقام معظم رهبری دام ظله را در سالگرد حضرت امام (ره) را گوش می کردم به نظرم نزدیکی بین این دو تفکر مشاهده کردم تا گذشت و ایشان بر خلاف دو سال پیش این بار دعوت دوستان علم دینی را قبول کردند و سخنرانی فرمودند. چند نکته را می خواستم در این باره با شما در میان بگذارم اولا به نظرم نهضت رفع سوءتفاهم بسیار کار پسندیده ای است و دکتر داوری به نظرم این کار را عملی کردند. این سخنرانی جدید که ایشان از لیبرالیسم ها هم بسیار انتقاد کردند دست منافقانه آن ها را رو کرد از طرفی ایشان به نظر من حرف جدیدی باز در این سخنرانی نزدند جز این که نظرات متشابه شان را واضح کردند. اما در مورد نظر ایشان در مورد علم دینی همیشه برای من این نکته مجهول است که بله من نظر دکتر در مورد این که جامعه دینی که باید متقدم بر علم دینی باشد را از حیثی قبول دارم ولی از جهات دیگر ما تا علم دینی تولید نکنیم تا بحث های نظری نکنیم تا نقد آرای غیر دینی نکنیم تا فلسفه دینی تا فقه دینی نداشته باشیم چگونه می توانیم جامعه دینی داشته باشیم و بسازیم؟ به نظر قاصر من ما دو نوع علم دینی داریم یک علم دینی برای ساختن جامعه دینی لازم داریم و یک علم دینی هم برآمده از جامعه و عالم دینی داریم یعنی این بار جامعه دینی علم دینی تولید می کند. دو سال پیش که نامه دکتر منتشر شد من نظرات مختلفی را خواندم به نظرم بهترین نظر را استاد زرشناس داده بودند ایشان در کمال احترام و در عین این که اصلا نامی از دکتر داوری نبردند به طور غیر مستقیم فرمودند ایجاد جامعه دینی هیچ منافاتی با تلاش ما برای تولید علم دینی ندارد، ما در شرایط گذار هستیم البته متن سخنان ایشان را دقیق نمی آورم ولی مضمون کلامشان این بود که جامعه سازی دینی منافاتی با تلاش برای اندیشیدن با علم دینی ندارد منافاتی با نقد غرب ندارد. نکته دیگر که می خواهم بگویم این است که اولا برای جامعه سازی دینی فقط تولید علم دینی کافی نیست بلکه زمینه ساز است و یکی از عوامل است چنانچه انقلاب اسلامی فقط در مورد علم دینی فعالیت نمی کند بلکه فعالیت های فرهنگی، استراتژیکی، نظامی، جنگ تمدنی، تربیتی، جنگ نرم رسانه ای، صادر کردن ایدئولوژی و دین و فکر که البته بیش تر صدور معنوی است یعنی خودش صادر می شود، به صحنه آوردن شخصیت های تراز و همین طور حکمت و عرفان اسلامی و غیره. آخرین نکته تفاوت نگاه امام خامنه ای با دکتر داوری، به نظرم این است که نگاه حضرت آقا در عین حکیمانه بودن یک نگاه انقلابی هم است. به نظرم نگاه انقلابی نگاهی است که بنابر فرموده قرآن کریم «ان تتقوا الله یجعل لکم مخرجا »است مثلا چه کسی فکر می کرد اربعین اتفاق بیفتد. این احساس حضور خدا ورای تمام حادثه ها و غلبه بر همه آن ها مهم است، همان نگاهی که شهید آوینی ها و شهید حججی ها دارند و توجه به شرایط گذار هم می تواند مسله را حل کند! ببخشید طولانی شد عذر مرا بپذیرید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آدرس کانال «عصر جدید» @asre_jadeid 

۲. سخن آقای دکتر داوری در رابطه با علوم انسانی مثل اقتصاد و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی است که ایشان به صورتی عالمانه متذکر می‌شوند این علوم را فرهنگ غربی برای مسائلِ خودش پیش آورده است. این غیر از آن است که ما با منظر توحیدی به عالَم بنگریم و علمِ مربوط به خود را بیابیم و بحث آقای دکتر زرشناس در این رابطه می‌باشد. ۳. در بحثِ زمینه‌سازی، نکته‌ی مهمی را به میان آورده‌اید. ۴. چقدر از این نکته‌ی آخرتان که متوجه‌ی تفاوت زیست‌جهانِِ رهبر معظم انقلاب با آقای دکتر داوری شده‌اید؛ لذت بردم و مسرور شدم. از آن جهت که بعضی‌ها گمان می‌کنند اگر ما توصیه می‌کنیم نباید دکتر داوری را نادیده گرفت، بنا داریم در زیست‌جهانی غیر از زیست‌جهانِ رهبر انقلاب زندگی کنیم. موفق باشید 

25464
متن پرسش
سلام علیکم: با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی توفیق: استاد نظر شما درباره مباحث و کتب خانم دکتر پیراوی ونک ویژه در حوزه فلسفه هایدگر چیست و چه افقی رو میتونه روبروی مخاطب باز کنه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در فهم فلسفه‌ی غرب به‌خصوص هایدگر و مرلوپونتی نکات خوبی از ایشان هست و بنده استفاده کردم. موفق باشید

25438
متن پرسش
با سلام و عرض زیارت قبولی: در بحث امام رضا و زمانه شناسی این روایت را از امام رضا علیه السلام بیان کردید امکان دارد اشاراتی بفرمایید تا بابی باز شود یا ارجاع به بحثهایی که داشتید بفرمایید. «زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد كه‌ در آن‌ عافيت‌ ده‌ جزء است‌، كه‌ نه‌ جزء آن‌ دركناره‌گيرى‌ از مردم‌، و يك‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط فتنه‌ی حاکمیتِ عباسیان، حقیقتاً شیعیان با راهنمایی حضرت رضا «علیه‌السلام» باید کنار می‌کشیدند و به هویتی مستقل فکر می‌کردند و همین امر موجب شد تا در زمان صفویه، شیعه حکومتی مستقل پیدا کند. امروز هم باید بیرون از تفکر مدرن، به تمدنی فکر کرد که ادامه‌ی مدرنیته نباشد، مشکلی که روشنفکران ما دارند. موفق باشید

25442
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب و آرزوی توفیق؛ بصورت مختصر و مفید در جواب به افرادی که معتقد به نسبی بودن حقیقت هستند و به همین سبب رو به تکثرگرایی یا پلورالیسم آورده اند، چه جوابی باید داد و اگر لطف فرمایید مقاله یا کتاب مرتبطی در این باب معرفی فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «کلام جدید» که بر روی سایت هست ابعاد مختلف موضوع را بررسی کرده است. موفق باشید

25406
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: مدتی است مطلبی بصورت عجیبی ذهن من رو درگیر کرده و حتی تا حدودی شک و ابهامی را هم به وجود آورده. برخی دوستان بصورت ویژه در این ایام، نسبت به آینده انقلاب نگران اند و معتقدند محبوبیت عمومی نظام کم شده است و آمار حضور مردم در تجمعات بزرگ مثل نماز جمعه و راهپیمایی و انتخابات کاهش پیدا کرده و هم چنین شاهدیم مقبولیت رهبر انقلاب و مراجع تقلید هم درگیر همین کاهش هستند و ویژه درباره همین فتوای اخیر مرتبط با سریال شمس و مولوی، معتقدند بسیار بر کاهش محبوبیت مرجعیت موثرست و نشانگر نفوذ تحجر در حوزه حتی میان مراجع است. آیا واقعاً با ریشه های عمیق این انقلاب و این پایداری بر سر حفظ آن و گسترش گفتمانش در جهان، ویژه در همین منطقه خودمان و اینکه رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم به این میزان روی قوت انقلاب و روشن بوده آینده نهضت و اتصالش به قیام امام عصر (عج) سخن می گویند آیا پذیرفتنی است که بیان کنیم انقلاب اسلامی و حوزه ای که از ارکان مهم انقلاب بوده و هست، درگیر تحجر و محافظه کاری شده و به آینده نمی توان خوش بینانه نگاه کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در مقاله‌ی «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است» دلایلی نسبت به امیدواربودن به آینده‌ی انقلاب عرض شد؛ آینده‌ی جهان به سویی در حرکت است که ناتوانیِ فرهنگ مدرنیته را روز به روز آشکار می‌کند و البته این بدان معنا نیست که نسبت به ضعف‌های خود بی‌تفاوت باشیم، مثل همان نظری که در رابطه با مولوی داده شد که سخن عالمانه‌ای نبود. موفق باشید

25246
متن پرسش
سلام استاد: من رشته کارشناسی مهندسی مکانیک خواندم و با توجه به مناسب ندانستن این رشته برای یک زن در مقطع ارشد تصمیم به خواندن فلسفه اسلامی گرفتم اما الان که این رشته را خوانده ام به نظرم میاید این انتزاعیات دردی از مردم دوا نمی کند و نمی دانم چطور با این رشته می توانم خدمتی کنم و مدام فکر می کنم ای کاش رشته ای کاربردی تر همچون روانشناسی را خوانده بودم (گرچه مباحث غربی را قبول ندارم) اما لاقل با مدرک این رشته زمینه کار بیشتری برایم فراهم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، فلسفه‌ی صدرایی و پس از آن فلسفه‌ی غرب می‌تواند پشتوانه‌ی بسیاری از اندیشه‌هایی باشد که ما نیاز داریم دنبال کنیم حتی روان‌شناسی. بنابراین، این را به فال نیک بگیرید که وارد حوزه‌ی فلسفه شده‌اید. موفق باشید

25236
متن پرسش
استاد طاهرزاده سلام: نومن و فنومن که در فلسفه کانت مطرح است بحث عدم انطباق عین و ذهن را دنبال می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. کانت به این نتیجه رسیده بود که تنها با فنومن‌ها ما می‌توانیم ارتباط داشته باشیم که عین واقعیت‌ها یعنی نومن‌ها نیست و مفاهیم استعلایی و پیشینی بر روی آن‌چه از خارج درک می‌کنیم، تأثیر می‌گذارد. موفق باشید

25198
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: با توجه به اینکه فلسفه غرب بر مبنای شک نهاده شده و فلسفه ای شکاکانه بر غرب تسلط دارد، چگونه است که در علوم مادی اینقدر پیشرفت می کنند و از قوانین ثابت و یقینی طبیعت استفاده می کنند و در این زمینه یقین دارند جهت پیشرفت علوم مادی؟ آیا کسانی که در پیشرفت این علوم نقش دارند پیرو فلسفه شکاکانه نیستند و به نوعی رئالیست هستند؟ آیا کسی که درگیر فلسفه شکاکانه غرب است می تواند باعث پیشرفت علم مادی شود و یا نه اصلا چنین شخصی به دنبال پیشرفت علوم مادی نمی‌رود و میلی برای این حرکت ندارد و فقط درگیر موهومات خود است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی غرب با کانت و نظر به فنومن‌ها به چیزی رسید که آن‌چه را بشر غربی می‌خواهد ایجاد کند، نه آن‌چه را که در واقعیت هست. به همین جهت غرب از این جهت، پیشرفت نکرد، بلکه توهّمات خود را صورت خارجی بخشید. موفق باشید

25143
متن پرسش
جناب استاد سلام: با توجه به سوال ۲۵۱۳۴ بنده در جزوه فلسفه غرب این جواب را از جنابعالی مشاهده‌ نمودم که: (مسلم هر واقعیتى وقتى نزد مُدرِک حاصل شود به‌صورت علم در مى‌آید تا با مُدرَک که نفس مجرد ما است متحد شود و براى مُدرِک به صورت آگاهى درآید ولى صورت محسوس آن در خارج به صرف این‌که نزد مُدرِک به صورت مجرد حاصل مى‌شود، قابل انکار نیست. عقل در وراى حس، کشف مى‌کند تا این صورت علمى که فعلاً نزد مُدرِک موجود است، ما به ازاء خارجى دارد که وقتى در ذهن بیاید به جنس تصور و علم حاصل و ظاهر مى‌گردد، حال چگونه مى‌توان این فهم عقلى را نفى نمود؟) ۱. لطفا کمی واضح تر و ساده تر این متن جواب تان را توضیح دهید. ۲. اینکه فرمودید: (عقل در وراى حس، کشف مى‌کند تا این صورت علمى که فعلاً نزد مُدرِک موجود است، ما به ازاء خارجى دارد که وقتى در ذهن بیاید به جنس تصور و علم حاصل و ظاهر مى‌گردد، حال چگونه مى‌توان این فهم عقلى را نفى نمود؟)، این که فرمودید را کمی توضیح دهید یعنی چه؟ ۳. عقل چگونه به این فهم می رسد؟ چرا بارکلی به این فهم نرسیده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال بارکلی و هیوم آن است که یک امر بدیهی را به حسّ خود ارجاع می‌دهند و می‌خواهند علّیّت را حسّ کنند. بهترین جواب به نظر بنده جوابی است که حضرت علامه طباطبایی به هیوم داده‌اند که در همان جزوه‌ها در قسمت «هیوم» ملاحظه می‌کنید. موفق باشید

25134
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. چرا جرج بارکلی جسم مادی را انکار می کند و آن را تصوری که خدا در ذهن نهاده می داند؟ ۲. نقد و رد این عقیده بارکلی چگونه است؟ دلایل رد این عقیده چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «فلسفه‌ی غرب» در قسمت جورج بارکلی شده است. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!