بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سلوک دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41092
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر. ببخشید استاد چرا گاهی اوقات ما میل به نماز شب داریم و به آن سمت هم میریم و ادامه می‌دهیم ولی چرا وسط راه احساس می کنیم که کاری را از پیش نبوده ایم و کم کم دل سرد می شویم، چیکار باید بکنیم که چنین احساسی بهمون دست نده و این حرکت ادامه دار بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این حالت را امری طبیعی بدانید و در همین رابطه توصیه در صبر بر طاعت می‌شود تا به مرور برکات حاضرشدن در میدان عبادات ظهور کند، ان شاءالله. موفق باشید

41085
متن پرسش

سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم می‌کنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو می‌فهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمی‌کردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار می‌شناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچ‌وقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم می‌رسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی می‌بینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس می‌گیرد و ما را از آنِ خود می‌کند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آن‌جا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست            جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید 
 

41075
متن پرسش

با سلام: فرارسیدن ماه شعبان ماه تجلی عبودیت و ربوبیت بر شما و همه لب المیزانی‌های عزیز مبارک باد. استاد، معشوق (رب) انگار از ما جانمان را طلب می‌کند، باشد، «هزار جان گرامی فدای یک کرشمه او»، ولی چرا کرشمه نمی‌کند تا تلافی صد جفا شود؟ گویا از گمراهی ما در مجموعه کثرات هم باکی ندارد و ما را لایق گردوبازی می‌بیند نه مروارید مهر، «عشق را صد ناز و استکبار هست» آری! اما مگر نه اینکه بلا به قدر صبر نازل می‌شود؟ آه از این فراغ جانکاه که ذره ذره آبمان می‌کند و ایمانمان را می‌دزدد. کاش این اعیاد شعبانیه بهانه‌ای شود تا نظر جمالش را باز بر ما بیندازد؛ کاش ماییِ ما را یکبار برای همیشه از ما بگیرد! آه که این نازها یعنی هنوز تو تویی و «دو من در یک سرا نمی‌گنجد» او معرفت و عشقی برون از توان من را می‌خواهد. او از ما چه می‌خواهد؟ درست است که «تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن» اما اینهمه ضعف ما را مگر نمی‌بیند؟ کاش به کرشمه‌ای زنده‌مان کند «که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق». کاش کمی زاد و توشه یا بهتر بگویم این بی توشگی را بر ما ببخشد که در میهمانی حضرت کریم توشه بردن عین بی ادبی است. الغرض خسته‌ایم. کاش آن نفس رحمانی نه یک لحظه که همیشه بر جانِ بی‌جانمان بوزد که ابناءِ دنیا در سادگی‌مان طمع نکنند برای همیشه. یاعلی مدد 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا همین طلب و تقاضا، حکایت توجه حضرت محبوب در این ماه نیست تا ما در جستجوی آن باشیم؟ و ماه شریف شعبان را راهی بدانیم که مقابل‌مان گذارده‌اند راهی که فوق گفتگو می‌باشد. به همان معنایی که مولای‌مان امام المتقین «علیه‌السلام» به آن گروه که در مسجد نشسته بودند و در موضوع تقدیر صحبت می‌کردند، آن نکات دقیق و همه جانبه را فرمودند که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح تحت عنوان «آویختگان بر شاخۀ طوبی» آورده‌اند. توصیۀ مؤکد بنده آن است که با دقت تمام به آن نکات توجه شود تا هر کدام مناسب روح و روحیۀ خود در بین آن راه‌ها، راهی که خداوند در این ماه مقابل ما گذارده است، را بیابیم. موفق باشید        
 
 

41071
متن پرسش

در آستانه ماه شعبان، تواصی بفرمائید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در سایت «لُب المیزان» مطرح شده  خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/65?&tab=posts&inner_tab=leaflet  موفق باشید

41067
متن پرسش

پیرو پرسش و پاسخ۴۰۹۳۵ سلام: چرا وقتی شرایطش هست و یا مانعی وجود ندارد (مثلا ضرر مهم جسمی، مریضی، حرام نبودن سفر) «تا آن جا که می شود» نباید روزه مستحبی گرفت؟ [عبارتی که در بعصی دستورهای اخلاقی داده می شود: «مهما آمکن» یا «تا می توانی»] چرا باید کنترل شده روزه گرفت؟ مثلا کسی در شرایطی می تواند اکثر روزها روزه بگیرد چرا از این کار نهی می شود؟ چیزهایی که گفته شده از قبیل موارد زیر است: اقبال و ادبارِ بی حوصلگی، خستگی، دلزدگی، حالت اجبار، تحمیل بر نفس. رفق و مدارا: ارفاق کردن بر خود، سخت نگرفتن، گول زدن نفس، کمی کم تر از حد توان بودن. سنت: این که به ما رسیده پیامبر هر روز روزه نمی گرفتند. حضور در اجتماعات، مجالس مهمانی لازم مثلا اگر شائبه ریا... باشد * در کتاب های اخلاقی معمولا در بحث شره می گوید چون خاصیت نفس حالت افراط است توصیه های دین برای کنترل طبع انسان است آیا دلیل کنترل انسان از حالت خمود و تفریط این هم هست که توجه می دهد به دوبعدی بودن انسان و این که انسان جسم دارد و باید به آن هم توجه کند. آیا دلایل دیگری هم می توانید بیان کنید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ این موارد را که فرمودید باید در نظر گرفت و در عین حال هرکس باید به حال خود نگاه کند که اگر می‌تواند در ایامی که توصیه به روزه‌داری شده، از روزه‌داری بهره‌مند شود به همان معنایی که توصیه به روزه‌داری ماه رجب و شعبان و اتصال آن به ماه رمضان شده است و مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» فرموده باشند پس از این توصیه از طریق پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هرگز آن روزه‌داری را ترک نکرده‌ام. با این‌همه هرکس باید به خودش و امکانات جسمی و روحی‌اش بنگرد تا سخت‌گیری بی‌جا در میان نباشد. موفق باشید

41066
متن پرسش

بسمه تعالی. با سلام و احترام: «سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش | که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش» با نظر به نکاتی که در جواب سوالات شماره 40994 و 41040  برای بنده فرستادید. اکنون امکانی برایم فراهم شده تا  در حضوری بسر برم که این حضور ظرف پیشامد سنت های الهی است. یعنی روحی دمیده شده که این روح و این هوا بگونه‌ای است که تنفس در آن موجب می‌شود بار دیگر آدمی به یاد آورد و به این فکر کند که همراهی با سنت‌ها و همسازی با آنهاست که «تصمیم امروز» و «دنیای آینده‌اش» را می‌سازد. این زندگی ای است همگام با سنت‌های جاری خداوند و امید به وعده هایی که بگونه ای بشر را با تصمیم امروز، از سرنوشت آینده‌اش مطلع می‌سازد. و آری چنانکه خواجه می‌گوید می بایست دلیرانه درین راه قدم نهاد. اگر تاریخی فرا رسیده که محل حدوث آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله» است دیگر چه باک که آدمی با وجود همه تنگناها دل در مسیری بندد، مسیری که کفرِ منیت امروز و ایمانِ هم‌آغوشی فرداست؛ درست متوجه شده اید منظور بنده «ازدواج» است. آدمی در نسبت با وجود به «بهتربودن» خود نظر می‌کند و بالاخره درمی‌یابد که همراهی مداومِ در هر مورد و هر مسئله با سنت‌های الهی (و اعتماد به [چیزی] که رخ خواهد داد و شأنی که نمایان خواهد شد و لمس خواهد شد)، هم موجب بهتر بودن اش می‌شود و هم نوید می‌دهد که در آینده «بهترها» پیش خواهند آمد و دیگر غمی نمی‌ماند. حتی جرأت کنم و بگویم که فرد چنان وسعتی می‌یابد که دیگر به مجردی به چشم محرومیت نگاه نمی‌کند بلکه می‌بیند این مجردی ظرف «پیش آمدن» آیه شریفه «والیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله» است و در این مجردی می‌توان به شأنی از وجود نظر کرد که فرد در هوای آن به معنای حقیقی «عفیف بودن» می‌رسد یا به تعبیری «زیست عفیفانه». در این حال هم آیه ما را در زیست عفیفانه متوقف نمی‌کند و ما را به انتظاری می‌برد که در آن «یغنیهم الله من فضله»؛ و پروردگار از حضوری خبر می‌دهد که گویی گذر از زیست عفیفانه، و زیست در مقام بی نیازی‌ست که از آن به «زیست شهوار» تعبیر بنماییم. حالِ زیستِ شهوار حال بی نیازی به دنیا و متعلقاتش است، آن زمان است که اگر به فضل اللهی ازدواجی هم صورت گیرد، آن ازدواج عاری از وابستگی‌های این دنیاست. ازدواجی که در آن هم‌آغوشی، زوج فردی شده است که طلب های خود را در آسمان می‌بیند و در زندگی میدان کوشش خود را جایی قرار داده که درعین در دنیا بودن، وابسته بدان نیستند زیرا هدفشان اینجا و این عرصه نیست. به قول جناب اخوان ثالث: «آنها قدم در راه بی‌فرجام» گذاشته اند، راهی که گشایش از پس گشایش است و انتها ندارد و فرد چه در مجردی و چه در زوجیت، خود را درانتظار گشودگی بعدی قرار می‌دهد و جرأت کنم و بگویم که آیا این و همین، معنای حقیقی سلوک نیست؟ خداوند توفیق مان دهاد. با تشکر از نَفَسی که مرا درین اندیشه برد؛ سپاس از استاد گرانقدر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه فرمودید زندگیِ حقیقی همگام‌بودن با سنت‌های الهی می‌باشد؛ حقیقتاً نکتۀ مهمی است. خدا می‌داند ایمان حقیقی همین است. و در این رابطه چه اندازه زیبا و دقیق از آیات سورۀ نور در رابطه با زندگی جوان مجرد استفاده کردید. مطمئن باشید به اندازۀ همان انتظاری که از زیستِ عفیفانه دارید، خداوند به جنابعالی جواب می‌دهد. مهم آن است که جوانان ما در دل همین طوفانی که در این زمانه به سوی آن‌ها آمده، خود را حفظ کنند و به ایمانی نظر کنند که امثال شهید سلیمانی در آن حاضر بودند. 
 در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همه‌کس و برای هیچ‌کس» به حساب می‌آید؛ برای همه می‌باشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچ‌کس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آن‌که می‌توانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالی‌که به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل انسان‌ها گشوده‌اند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آن‌جا به من نزدیک می‌شود که دوست‌دارش می‌شوم، پس چون دوست‌دارش شدم، گوشش می‌شوم که بدان بشنود و چشم‌اش می‌شوم تا بدان ببیند و دست او می‌شوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آن‌که خداوند به سراغ انسان می‌آید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آورده‌اند، بندگی کند. موفق باشید  
 

41053
متن پرسش

بسمه تعالی متن بحث امشب

متن پاسخ

نسبت ما با رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت محمدی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ». سلام بر انسانی که مفتخر شد به بندگی خداوند و پیامبریِ او«عبدهُ و رسوله».

خداوند در رابطه با جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و نسبتی که آن حضرت با جان ما دارند؛ می‌فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ» (آل‌عمران/۱۶۴)    
خداوند لطفی بس گرانمایه را بر مؤمنین عطا کرد آن‌گاه که در بین خودشان رسولی را که قصه‌ی جان آن‌ها است، برانگیخت تا برای مردمان نشانه‌های او را یکی پس از دیگری بنمایاند و انسان‌ها را آنچنان از آلودگی‌ها آزاد کند که شایسته‌ی صعود به حضرت ربّ العالمین در آن‌ها شکل گیرد و علاوه بر این، آن‌ها را کتاب و حکمت بیاموزاند تا بدانند چه باید بکنند و چگونه زندگی را حکیمانه طیّ نمایند. و این در حالی است که تا آن زمان، هرچه بوده است با همه‌ی ادعاهای مدعیان، سراسر نسبت به راهی که بشر باید طی کند، گمراهیِ روشنی به حساب می‌آمد.
۱. شریعت الهی، حضور در ذات انسانیِ انسان :

انسان در مواجهه با رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و شریعت و راهی که آن حضرت آورده‌اند، در واقع با اصل ذات خود روبه‌رو می‌شود که عین ربط و عین عبودیت نسبت به حضرت پروردگار است و با شریعت الهی که در واقع راهِ رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به سوی پروردگار است، انس با حضرت حق برای انسان آشکار می‌‌شود، آن هم در راستای حکمت اُنسی که طلب شناساییِ حق است. زیرا محیط زیست حقیقی انسان که دلِ او باشد، با فروافتادن در دنیا آلوده می‌شود و این آلودگی به جایی می‌رسد که بشر نمی‌تواند حیات خود را ادامه دهد و نیازمند است تا قدم در راه طریقت انسانی بگذارد که نماد کامل انسانیت است و از این جهت او برگزیدۀ خداوند و «مُصطَفی» شده تا با راهی که خداوند برای بشریت در مقابل او گذارده، انسان‌ها در معنای ذاتی خود که عبودیت است، حاضر شوند.
۲. شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و عبور از سرگردانی:

اگر جناب حافظ فرمود:
در کوی ما شکسته‌دلی می‌خرند و بس     بازار خودفروشی در آن سوی دیگر است
این همان حضور در مقام عبودیت می‌باشد به همان معنایی که خداوند فرمود: «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر/۱۵) شما در ذات خود عین نیاز به خداوند هستید و خداوند عین جوابگویی به نیاز و فقر شما و او مطلوبی است بسی پسندیدنی در جواب طلب و نیاز شما. و از این جهت که جایگاه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که متذکر شریعت و راهی است به سوی خداوند؛ بسی با اهمیت می‌شود تا ما در فقر و نیاز به خدای غنی حمید سرگردان نمانیم. در این رابطه خوب است به نسبت خود با پیامبر خدا بسیار بیندیشیم.
۳. شریعت الهی و حضور انسان در انسانیت خود:

آن‌گاه که انسان متوجۀ فقر ذاتی خود بشود و برایش روشن گردید تمنیّات دنیایی جواب جان او را نمی‌دهد، متوجۀ خدایی می‌شود که غنیّ و حمید است، در آن حال قلبش «عرش رحمان» می‌شود و متوجه می‌گردد با نظر به شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به میان آورده‌اند، در انسانیت خود، آری! در انسانیت خود نسبتی خاص با خداوند برقرار می‌کند، که همان نسبت عبد و معبود است.
۴. تا خدا به سراغ انسان آید:

در واقع شریعتِ آخرین پیامبر «برای همه‌کس و برای هیچ‌کس» به حساب می‌آید؛ برای همه می‌باشد وقتی متوجۀ حقیقت خود که همان عبودیت است، باشند. و برای هیچ‌کس نیست، وقتی اصرار بر خودخواهی داشته باشند، به گمان آن‌که می‌توانند بدون معرفت به حقایق الهی و شریعت آخرین پیامبر، خود را ادامه دهند. در حالی‌که به گفتۀ جناب حافظ:
من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه          قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
که همان شریعت و راهی است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل انسان‌ها گشوده‌اند تا خدا به سراغ انسان آید، به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا» همواره بندۀ من در مسیر بندگی تا آن‌جا به من نزدیک می‌شود که دوست‌دارش می‌شوم، پس چون دوست‌دارش شدم، گوشش می‌شوم که بدان بشنود و چشم‌اش می‌شوم تا بدان ببیند و دست او می‌شوم تا بدان چیزها را بگیرد. آری! این است معنای آن‌که خداوند به سراغ انسان می‌آید وقتی انسان در بستر شریعتی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آورده‌اند، بندگی کند.
۵. غلبۀ حضور نرم مردم در برابر ارادۀ معطوف به قدرت:

با حضور پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در این آخرین دوران که ظلمات و « مَكْرِ لَيْلِ و نَهار» به نهایت می‌رسد و غربِ ظلمانی به گمان خود بنا دارد با اسلحه‌های مخوف و رسانه‌های گسترده و فضای مجازی، جهان را و بشریت را تسخیر کند؛ همه چیز برعکس می‌شود و ارادۀ معطوف به سوی قدرت، مغلوبِ حضور نرم ارادۀ معطوف به حق می‌گردد و ۲۲ دی‌ماه به میان می‌آید که به تعبیر مقام معظم رهبری، «ملت ایران کمر فتنه را شکست».
برای جهان استکبار بسیار مشکل است که شخصی به نام امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» پیدا شود که امامت‌شان نه‌تنها در راستای ارادۀ جهان غرب که ارادۀ معطوف به کفر است، نباشد؛ بلکه برعکس، آن اراده، ارادۀ معطوف به حق و به انسانیت باشد و معلوم است که باید مساجد را آتش بزنند و قرآن را بسوزانند زیرا ذیل ارادۀ معطوف به حقّ و انسانیت که با مسجد و قرآن پیش می‌آید، جهان استکبار معنای خود را از دست می‌دهد و با رهبری مقام معظم رهبری «حفظه‌الله‌تعالی» از تبدیل جریان انقلاب اسلامی به نفسانیتِ غربی که با تحریم‌ها و تبلیغات خود امید چنین تبدیلی را داشتند، مأیوس می‌شوند. و لذا دست به هر کاری می‌زنند و هر شعاری می‌دهند. 
۶. آخرین دین و حضور در عمیق‌ترین لایۀ انسانی:

با حضور شریعتِ آخرین پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و راهی که آن حضرت به سوی خدا در مقابل بشریت گشودند، بنا بر آن نیست که مستضعف، مستکبر شود و همچنان وضع سابق ادامه یابد. زیرا‌ انقلاب اسلامی در ذات خود عبارت است از تعالی انسان تا مرز ملاقات خداوند که هدف انسانیت هر انسانی است.
عمده آن است که متوجه باشیم با اسلام و ذیل اسلام از طریق انقلاب اسلامی، طلب و تمنّای بشر عوض می‌شود و اندیشه‌های آماده‌گر، گرچه به ظاهر کاری نمی‌کنند ولی طلب و تمنّای بشر را به سوی عالم قدس تغییر می‌دهند تا حضرت ربّ العالمین با تجلی «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» انقلابی در جان انسان‌ها پیش آورد و بشرِ آخرالزمانی در عمیق‌ترین لایۀ انسانی خود در این رابطه متوجۀ نسبت خود با پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که نماد کامل «خلیفۀ الله» است؛ بشود. امری که جریان‌های غرب‌زده و لیبرال‌هایِ خودی متوجۀ آن نیستند و بنا دارند در دل انقلاب اسلامی، خودشان در جایگاه مستکبران قرار گیرند.
۷. راز حقّانیت انقلاب اسلامی:

در زمان و زمانه‌ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی که با خشن‌ترین جبهۀ استکبار روبه‌رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی‌ترین شکل.
۸. ما و متفکرترین انسان‌ها:

با توجه به این‌که انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می‌رود و از «خودآگاهی» به «دل‌آگاهی» نایل می‌گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می‌شود که در آن تاریخ حاضر است. می‌توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه‌داری که در راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه شرکت می‌کند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل‌کرده‌های غرب‌زده می‌باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/۴۴) انسان‌ها متوجۀ تفکری می‌شوند که در دل شریعت محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» پیش می‌آید و جریان غرب‌زدۀ بی‌تقوا و بی‌ورع هرگز نمی‌تواند از آن شریعت بهره‌مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد.
۹. نسبت شریعت الهی و تفکر حضوری :

اگر انسان از طریق عبودیت و در بستر شریعت الهی با خویش و با خدای خویش خلوت نداشته باشد، حقیقتاً نمی‌تواند اهل تفکر باشد و اطلاعات او هم عملاً توالیِ فاسد پیدا می‌کند مانند علم امروز و خلقِ اسلحه‌های مخوف. تفکر حقیقی، آن حضوری است که تنها ذیل شریعت الهی پیش می‌آید و چنانچه آن تفکر در صحنه نباشد، علم و فلسفه به وِرّاجی می‌افتد و هنر هم بازگشتی خواهد بود به سوی امیال نفس امّاره. این است علت نیاز ما به شریعت الهی و نسبتی که باید با آخرین پیامبر برقرار کرد.
۱۰. راز آشفتگی جهان امروز:

آشفتگی جهان امروز که بشر، خود را در آن بی‌نیاز از شریعت می‌داند، طوری است که انسان نمی‌تواند با خودش خلوت کند و حتی نمی‌تواند فکر کند و نمی‌تواند انسان‌گونه فرائض و نوافل خود را به‌جا آورد، زندگی‌اش عین بی‌تقوایی و بی‌ورعی می‌باشد، در هر کاری سعی دارد شهوات نفس امّارۀ خود را ارضاء کند. این‌جا است که می‌یابیم تنها با رجوع به آموزه‌های دینی و شریعت الهی، به عنوان راهی به سوی خدا، می‌توانیم خود را نجات دهیم، در صورتی که جایگاه آخرالزمانی معارف توحیدی و شریعت الهی را بشناسیم و از سطحی‌کردن و تقلیل‌دادنِ آموزه‌های دینی و آداب دینی پرهیز نماییم و متوجۀ آینده‌ای باشیم که به گفتۀ جناب مولوی:
ازدرم ها نام شاهان بركنند    نام احمد تا ابد بر مي‌زنند
و این یعنی آینده ای که در پیش است و رهبر معظم انقلاب در سخنان خود در روز بعثت متذکر آن شدند که چگونه امروز هم اسلام می‌تواند دنیای امروز را هم از سراشیبیِ سقوط به درّۀ تباهی نجات دهد.                             
   والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته      

       https://lobolmizan.ir/get-file/5843/?item=0    صوت جلسه 

41049
متن پرسش

وقتی به خودم نظر می کنم نوعی خشونت و عصبانیت را در خود حس می کنم. قبلا کمتر آن را احساس می کردم. قبلا فکر می کردم دارم بسیاری از مناسبات و افراد را نقد می کنم واقعا چگونه می توان ذره ای از آن محبت نبوی را در دل خود احساس کنیم تا این همه کینه و خشونت و قساوت و تنگی از دل های ما برود. بدتر از این نمی شود که عیب را بدانی ولی درمانی برایش نداری. آیا روزه ماه شعبان می تواند این مشکل را کم کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً. اگر با این رویکرد به سراغ ماه عزیز شعبان بروید و با مناجات فوق العادۀ شعبانیه در هر روز مأنوس باشید و در این بستر، به انسانیت انسان‌ها فکر کنید در آن صورت، تنها از دشمنان خدا و دشمنان انسانیت عصبانی خواهید بود و بقیه را دوست خواهید داشت هرچند خطاکار باشند و امکان توجیه خطاهای آنان را داشته باشید. در این رابطه می‌توانید به آیۀ ۸ سورۀ ممتحنه فکر کنید. موفق باشید

41038
متن پرسش

سلام استاد وقت تون بخیر: ببخشید استاد چرا گاهی اوقات ما میل به نماز شب داریم و به آن سمت هم میریم و ادامه می‌دهیم ولی چرا وسط راه احساس می کنیم که کاری را از پیش نبوده ایم و کم کم دل سرد می شویم، چیکار باید بکنیم که چنین احساسی بهمون دست نده و این حرکت ادامه دار بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن نیّت اولیه است و معلوم است که تا آخر نمی‌ماند. ولی صبر بر طاعت در همین حالات بعدی است که برکت همان نیّت اولیه را خداوند برای ما رقم می‌زند. به این آیۀ قرآن فکر کنید و باز فکر کنید که می‌فرماید: «وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (نحل/۹۶) آنانی که در مسیر دین داری صبر و پایداری پیشه کردند، اجر و جزای آن‌ها را در نسبت با آن عالی‌ترین عملی که در بین آن عمل‌ها و اعمال داشتند، می‌دهیم. و این مژدۀ بسیار بزرگی است از طرف پروردگار و جای امیدواری بسیاری در این آیه نهفته است. موفق باشید                    

41037
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از این حوادثی که در دی ماه امسال پیش آمد، در مواجهه با اقوام و اطرافیان و همکارانی که با ما تعارضات اساسی دارند چگونه رفتار کنیم؟ استاد با این همه دشمن چه کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفرمایید با اینهمه دشمن چه کنیم؟!!! بفرمایید چرا اینهمه دوست را نادیده انگاریم.https://eitaa.com/atashnews/226481 مگر برای عبور از تاریخی که محور آن را نفس امّاره و خودبنیادیِ بشر غرب‌زده قرار داده به سوی تاریخی که محور آن انسانیت انسان‌ها می‌باشد؛ راهی جز این در میان است؟ که بالاخره آن‌هایی که خود را در تاریخ زندگی غربی معنا کرده‌اند، نمی‌توانند به راحتی متوجۀ حضور تاریخی دیگری شوند که ذیل شخصیت حضرت مولی الموحدین «علیه‌السلام» در میدان غدیر، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده؟
آری! اولاً: باید با حرکاتی نرم و با سبکی انسانی آن‌هایی که می‌توانند فکر کنند را متوجۀ بودنی دیگر کرد به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» (فرقان/۷۲) چون با اندیشه‌های سطحی و غلط روبرو شدید، با بزرگواری و حکمت خود بدون مقابله با آن‌ها در مواجهه با آنان، از آن‌ها عبور کنید بلکه به خود آیند. و ثانیاً: آنانی که در مقابله با نظام اسلامی ایران در ضدِ انسانی‌‌ترین حالت قرار گرفتند خود به خود به سوی نابودی می‌روند حتی به دست فرزندان انقلاب اسلامی.
به اوج انسانیتی فکر کنید که در ۲۲ دی‌ماه به میان آمد و به ضد انسانی‌ترین صحنه‌ها بیندیشید که چند روز قبل ملاحظه کردید. آیا این حکایت حضور آخرالزمانی نیست که حق با عالی‌ترین جلوه، و باطل با ظلمانی‌ترین شکل به میان آمد تا انسانیت انسان‌ها به بلوغ برسد؟ موفق باشید        

41034
متن پرسش

با عرض سلام: بنده ۱۱ سال است که طلبه ام. درس هایمان را خوانده ایم فلسفه، عرفان، منطق و... ، لکن در بحث اخلاق کار نکرده ام. حقیقتا می‌خواستم یک کتاب اخلاق به بنده معرفی کنید که بتوانم هفته ای دو تا مطلب اش را در خود عملی کنم، و اصطلاحا کتابی باشد که بتوان آن را منتج به عمل کرد نه کتابی که باز دوباره مانند فلسفه و عرفان ما را درگیر اصطلاحات و ان قلت ها و مطالب تئوری و... کند. از طرفی هم نمی‌خواهم کتابی بدوی و ابتدایی و خیلی کلیشه ای باشد، طوری باشد که کتاب مذکور هم از مصادیق کتب علم اخلاق باشد، هم از کلفت ها و تئوری پردازی های بی فایده تهی باشد، و نیز اخلاق روایی باشد نه اخلاق های یونانی فلسفی. بنده اجمالا اسامی کتب اخلاق را هم می‌دانم ولی نسبت به محتویات اش اشراف ندارم. از قبیل «اوصاف الاشراف و طهارة الاعراق» و «اخلاق ناصری» و «جامع السادات» و... و اینکه آیا مفاتیح الحیاة آیت الله جوادی از مصادیق و افراد علم اخلاق اصطلاحی محسوب می‌شود یا خیر؟ منظور این است که آیا مفاتیح الحیاة می‌تواند جواب سوال بنده باشد یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خدا را شکر کنید که متوجه شده‌اید باید به اخلاقی نظر نمایید که راهی باشد به سوی مقصدی متعالی. و در این رابطه به سخن حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیندیشید که متوجۀ کتاب‌های عراقین یعنی «معراج السعادۀ» از ملا احمد عراقی و «جامع السعادۀ» از ملا مهدی عراقی، آن پسر  برای فارسی‌زبانان «معراج السعاده» را نوشت و آن پدر برای امثال جنابعالی «جامع السعاده» را. عرایضی در شرح کتاب شریف «جامع السعادۀ» شده است امید است راه‌گشا باشد.  https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9
https://eitaa.com/jameo_saadat
 ۲. مفاتیح الحیاۀ کتاب ارزشمندی است در راستای اخلاق اجتماعی و وظایفی که ما نسبت به اجتماع و طبیعت داریم. موفق باشید
 

41028
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: لطفا بفرمایید و نظر خودتون رو در مورد مطلب زیر بیان کنید. طبق روایاتی که می‌فرمایند که در نماز یکی از ما را در قلب خود قرار دهید و آیت الله قاضی نیز فرموده بودند که استادتون رو در نماز پیش روی خود قرار دهید، و همچنین با توجه به اینکه خداوند در اسماء و مظاهر فقط قابل شناخت و ارتباط می‌باشد و ائمه فرمودند که اسماء ما هستیم «نحن الاسماء الحسنی» و نیز شما بارها فرمودید که خدای بدون مظاهر خدایی وهمی است که همچین خدایی نیست و باید از طریقِ اسماء و مظاهرِ اسماء با خدا مرتبط شد. حال می‌توان به این نتیجه رسید که چون ما نمی‌توانیم خدا را عبادت کنیم و باید مظاهر اسماء رو که ائمه هستند عبادت کنیم؟ و اگر نتوانستیم می‌توان استاد سلوکی خود را عبادت کنیم؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ این سوال رو به این خاطر می‌پرسم که اگر همچین عقیده ای رو باید داشته باشم تصحیح کنم. ما را از دعای خیرتون فراموش نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت مخصوص خداوند است و لاغیر. آری! با نظر به حضرت محبوب یعنی خداوند، آینه‌ها که اشاره به حضرت معبود دارند و مظهر اسماء الهی هستند، بسیار ارزشمندند تا ما با شخصیت ائمۀ معصومین«علیهم‌السلام» که اشاره‌هایی هستند به سوی حضرت معبود؛ به بهترین شکل متوجۀ حضرت حق باشیم. به همین جهت ما ائمه را راه و سُبُل می‌دانیم به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً» آنان راه‌هایی هستند به سوی پروردگارشان. موفق باشید

41026
متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد عزیزم🌹 ببخشید که وقتتان را می گیرم. اما گاهی دلم می‌خواهد مانند پدر حقیقی با شما درد و دل کنم ولی وقتی شما را می بینم زبانم بند می آید. ببخشید که اینجا و پنهانی فریاد دل برآوردم. استاد از خودم به ستوه آمده ام. شرمنده ام از خداوند و بارها عذرخواهی محضر جلیل و جلالش بوده و هستم که ببخشد نتوانستم بنده خوبی برایت باشم و از امام و پدر و مادر و همه و همه و از شما شرمنده ام که نمی‌توانم آنگونه باشم که باید. دوست داشتم شاگرد خوبی بودم، حرف شما را می فهمیدم اما چه کنم که... استاد به حقیقتی که حضرت ولی و مولا در قلبتان ودیعه نهاده است دعایم کنید مبادا عمرم بگذرد و هیچ از آن آتش عشق و آن ارادت بندگی در من نباشد به وقت نیمه ی روز آنگاه که هیچ سایه ای از کثرت باقی نمی ماند و خورشید حقیقت جلوه می کند و ساعت انسان کامل است با خداوند نجوا می‌کنم.... الهی هنگامه ظهر که می شود نمی‌دانم چرا دلتنگت می شویم مانند کودکانی که منتظر اند از مدرسه به خانه بروند. خدایا ای آشنا ترین غریب و ای حاظر ترین غایب تا می آیم در آغوشت کشم مقامت انقدر رفیع است و جلیل که خود را خوار و تهی می یابم و تا می آیم که خود را تنها و بی کس یابم در آغوشت گرمی رحمانیت و رحمانیتت را می چشم الهی تو اینگونه ای که هستی و فرا چنگ نیایی و من آنگونه که نیستم اما در تحت لوای تو هستم: خدایا دلگیرم از این منی که در من است از خودخواهی ها، تعصب ها، بد خلقی ها، خواستن ها و نخواستن ها. الهی نمی‌دانم چگونه این دعوا را خاتمه دهم و یکبار با قدم صدق و سر صبر و دل خاضع بنشانم خود را و بگویم نه.... نه این بار بنشین گوش کن به صدایش که عالم را پر کرده غر نزن نخواه نرو فقط بنشین برای یک بار و برای آخرین بار و فقط بشنو: الهی قدری بیشتر پایین بیا ببخشید که اینگونه سخن می‌گویم. من زیر زمینی تر شده ام پایین ترین سطح وجودم بیا و در اینجا در این ناکجا آباد در این ناپیدا ترین شب، مادرانه در آغوشم بگیر🥀

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بگذار با او این‌چنین گفتگو کنیم:
«ای پروردگار من! نظم تو نظم درونی من است: هیچ چیز اگر در زمان مناسب توست، نه برمن زود و نه بر من دیر است. ای حقیقت هستی! هر چه که فصل‌هایت بار آرد بر من میوه «رضا» است: که همه چیز از تو می‌آید و هستی همه چیز در توست و به تو باز می‌گردد…»
شرم‌آور است که عقل ظاهرمان را شکل می‌دهد اما قادر به شکل‌دادن خود نیست؛ بدیهی است که هیچ‌گاه در زندگی شرایطی بهتر از این‌که انسان متوجۀ پروردگاری شود که بنا دارد انسان‌ها را با تنفر از جبهۀ استکبار تا اوج انسانیت خود جلو و جلوتر ببرد و از این جهت زمانی که روز خود را آغاز می‌کنیم، به این فکر هستیم که چه موهبت با ارزشی است که در این زمانه هستیم، زمانۀ عبور از ارتجاع و غرب‌زدگی و حضور در جهان انسانیت انسان‌ها. شادی زندگی به کیفیت آن است و نه به کمیت آن. و این یعنی دوست‌داشتن خدا و این یعنی دوست داشتن بندگان خدا. موفق باشید 
 

41019
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمی‌باشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیه‌السلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟  موفق باشید

41017
متن پرسش

سلام و نور: ان شاءالله تندرست باشید. به من کمک کنید در فهم اینکه چرا برخی دعاها با وجود استمرار و اضطرار مستجاب نمی‌شود؟؛ و چه کنیم در خواسته ای گیر نکنیم؟ و تسلیم اراده ی خدا باشیم؟ این سپردن عمل به پروردگار به شکل عملی و معنوی یعنی خواستن واقعی دل به چه صورت است؟ چه طوری می توانیم این دل را راضی کنیم که راضی شود به رضای خدا؟ رهایی از خواسته چه طور اتفاق می افتد؟ (درخواست کاملا حلال و یکی از نیازهای فطری و طبیعی انسان است؛ و به هر دری که می شناختم زدم از نذرهای مختلف تا زیارت امام رضا و امام حسین و ... و تا الان گشایشی حاصل نشده. فهم حکمت و پذیرش مصلحت کار راحتی نیست) و سوال دیگر اینکه: چگونه می توانم فردی را که در حقم جفا کرده ببخشم؟ در زبان و دل خواستم که او را ببخشم ولی هنوز ته دلم دلخورم و یاد عملش که می افتم خیلی ناراحت می شوم! به نظر خودم این بخشیدن نصفه نیمه است! (البته جفاکننده اظهار پشیمانی و عذر خواهی نکرده است ولی خودم می خواهم از این فشار ناحقی که در حقم شده نجات پیدا کنم، چه کنم؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. در عین پذیرفتن زندگی ساده و بدون نظر به پیشنهادهای اهل دنیا، به این فکر کنید که شاید خداوند تقدیر دیگری را  برای‌مان رقم زده و از این جهت باید راضی بود به رضای خداوند. در آن صورت، حضور دیگری مدّ نظر می‌آید. ۲. کار خوبی است که انسان آن نوع کدورت‌ها را از قلب و ذهن خود بیرون کند و باید مواظب بود همین‌که یاد آن جفاها می‌افتیم، ذهن را منصرف نماییم. موفق باشید 

41016
متن پرسش

با سلام و عرض تبریک اعیاد بزرگ رجب و شعبان و التماس دعای خیر از استاد بزرگوار: در یکی از جلساتی که با گروهی از دوستان اهل ایمان، مباحث معرفتی و سلوکی حضرتعالی را مباحثه می‌کنیم بعضا دوستان شوخی هایی را  به میان می آورند و در پاسخ عزیزانی که درخواست رعایت شأن جلسه و اعضای جلسه را دارن که بهتراست  رعایت شود تا مسیر سلوک بهتر باز شود و درکل شأن مومن، استفاده ازاین نوع شوخی ها نیست، می‌فرمایند استفاده ازاین شوخی ها در جمع دوستانه برای شاد کردن خود و دوستان حاضر در جمع، عفت کلام را ازبین نمی‌برد و ایرادی ندارد. بنده در روایات جستجو کردم اما یا بدلیل ناشی بودن در جستجو یا ناقص بودن منابع در دسترسم، نتوانستم روایات صریحی در این باب پیدا کنم نگران شدم مبادا ایرادی که وارد شده اصلا جایز نبوده و بقول معروف سختگیری کرده ام از طرفی حقیقتا از طرح چنین صحبت‌ها و شوخی هایی آزرده می‌شوم لذا در خواست دارم در این مورد سختی بفرمایید که چراغ راه ما باشد. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تا آنجا که ممکن است باید فضا کاملاً حالت علمی و تدبّر در موضوع اصلی مورد بحث داشته باشد همان‌طور که سیرۀ علماءاست، بخصوص حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در جلسات خود چنین سیره‌ای داشتند. موفق باشید

41012
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: در موضوع ذات بینی، کتاب اسما الحسنی دریچه های نظر به حق، می فرمایید که وقتی انسان فراتر از رزق خواران، با خود اسم رزاق رابطه پیدا کند، به آن هنر ذات بینی گقته می شود. ولی آیا این تفاوت دارد با اسامی ذات الهی؟ و اسم الرزاق را باید بگوییم از افعال الهی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر اسمی «او» در جلوۀ آن اسم در صحنه است اعم از اسماء ذات مانند «حیّ» و یا اسماء فعل مانند «رزّاق». به همین جهت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و از این جهت باید متوجه بود که «او» با رزاق‌بودنش در هر رزقی به ظهور آمده است. موفق باشید

41010
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد عزیز: بنا به حضور در عالم اعتکاف و حس حضور بیش‌تر و شور ایمانیِ تاریخی‌مان در اعتکاف، یادداشتی را دوست داشتم با قلبی زبان‌آشنا و دلی مأنوس با عالم انسان دینی در میان بگذارم.
 بسمه و رحمته و ریحانه
 حس حضور بَرین آدمی و چشیدن لذت اُنس با حقیقت جز با پناه بردن به خانه‌ای که دریچه‌ای است برای اتصال به ملکوت و بریدن و کندن از شواغل حسّی و مادی زندگی دنیا، و توجهی یگانه با حقیقت هستی، نتیجۀ ورود به عالم اعتکاف است. لازمۀ حضور در چنین عالمی اعتزال (کناره‌گیری) و احتباس (دوری از روزمرّگی‌ها) و انقطاع (قطع‌کردن تعلقات) است. سنگ بنای حضور در عالم انسانی در سه ضلع «اعتزال» و «احتباس» و «انقطاع» شکل می‌گیرد و جوهر وجودی‌اش به فعلیت نهایی خود (صورت برتر انسانی) بار می‌یابد.
 اعتکاف، همان «اقامت» و «عکوف» به معنای باز ایستادن از روزمرّگی‌ها و شلوغی‌ها و اقامه‌کردنِ حق و حقیقت در «جان» آدمی است، آن‌جا که دیگر دنیا در مشغولی‌ات نباشد و در دنبالِ پیداکردن راهی در نسبتِ با کمال نامتناهی و مطلوب جان خویش به دنبال روزنه‌ای برای ادامۀ حیات دنیایی می‌گردی. آن‌جایی که قرار است تا نقشۀ هوایی زندگی معنوی‌ات را در طرح و نقشه و برنامۀ خدا پیدا کنی و برای ادامۀ زندگی به دنیا باز گردید و پس از سیر معراج ملکوتی، دوباره در هبوطی دیگر زندگی را بر طرحِ نقشه‌ای «کمال جویانه» و «آرزومندانه» و با امید در غایت قصوای لذتی پایدار که در ربط با کمال مطلق (خدا) است، تجربه کنی.
 «اعتکاف»، بازخوانی قصّۀ هبوط آدمی است که چه شد که آسمان را از دست داد و در سیر «هبوط» آدم گرفتار زمین و زمینیان شد. اعتکاف فرصتی است برای بازگشت به همان نقطه عروج آدم، فقط باید آن را اقامه (به پا) داشت!
 «اعتکاف» پیدا کردن معنای گم شده بشری است که گَردِ شلوغی و شواغل حسّی و مادی دنیا ضربان معنوی قلبش را کُند و کُندتر کرده و میل و اشتهایش به سبک باری و سبک بالی عالم معنا را از دست داده است. 
 «اعتکاف»، جانِ تازه‌ای است در ریه‌ها و کالبد وجودی انسانِ «نهیلیسم‌زده» که نیازمند قرنطینه است تا زندگی را باز جُوید و دگرباره انسان به دنیا با نظر به آسمان نگاه کند. نبض و ضربان قلب‌ را در عالم دینی اعتکاف به دست یگانه طبیبِ عالم هستی به عاریت می‌دهیم تا گردش خون معنوی‌مان کمی رفیق‌تر شود و در زندگی‌مان جاری گردد. إن‌شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرموده‌اید انسان‌ها با اعتکاف خود که حضور در مسجد است به عنوان دریچه‌ای به سوی عرش؛ با جهانی آشنا می‌شوند که قابل توصیف نیست زیرا حضورِ دیگری است و معنای «وقت» که در متون دینی داریم برای انسان‌ِ معتکف آشکار می‌شود و در راستای حضوری بعد از حضور که همان حاضرشدن در میدان «وجود» است، در عین تشکیکی‌بودن و شدت و ضعف‌داشتنِ «وجود»، نباید گمان کنیم که پس از اعتکاف، آن حالت از بین می‌رود بلکه باید متوجه بود برای حضور در مرتبه‌ای شدیدتر آن حالت، حالت دیروزین در اجمال خود قرار می گیرد تا مرتبه‌ای دیگر از «وجود» به تفصیل آید و لذا به یک معنا می‌توان گفت حالت دیروزینِ اعتکاف به حالت جلالی‌اش قرار می‌گیرد تا حضرت محبوب به جلوۀ جمالی به سوی ما نظر کنند و از این جهت باید متوجۀ زیبایی‌های فردای اعتکاف بود. موفق باشید            

41008
متن پرسش

با سلام: استاد من گمان می‌کنم عده ای با مبحث روانشناسی و علوم تربیتی و تربیت فرزند پیش می‌رفتن و بحث صبر را از آنجا و آن منظر دنبال می‌کردن و عده ای مباحث را از دیدگاه طلبگی و عرفان و ره صد ساله از یه طرف اگه ما با این مباحث پیش بریم یه جورایی کند پیش می‌ریم و از طرفی اگه نرویم بالاخره یه سری سیستم ها و آموزش و پرورش از طریق این علوم که گاها خیلی اش با مبانی دینی ما هم تطبیق داره پیش میره و از طرفی در خصوص زنان باید با احتیاط تر نسبت بهشون بود و آسیب پذیرن، بنده دیدم یکی از کتابهای رهبرانقلاب و هم شهید مطهری راجع بحث صبر هست که احتمالا مشهدی ها و انتشارات انقلاب که بعضیشون طلاب نویسنده و ویراستار کتب رهبری هستن و شاید اگر مباحث را کلی پیش می‌آمدیم خصوص در مورد صفات اینطورنمی‌شد که یه عده بگن با صبر باید جلورفت یه عده بگن نه عقب می‌افتیم، استاد این موضوع را درست متوجه شدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «صبر» موضوعِ بسیار و بسیار حساس و مهمی می‌باشد و اساساً اگر قرآن فرمود: «انّ الله مع الصّابرین» و متذکر شد خداوند همواره در کنار اهل صبر میباشد؛ حکایت از آن دارد که اگر راهی به سوی حقیقت مقابل انسان گشوده شد، آنچه موجب نتیجه و حضور نهایی می‌شود، پایداری در آن راه است. خوشا به حال دیندارانی که در دینداری خود پایداری و صبر پیشه کردند و نگذاشتند شیطان صبر آن‌ها را برُباید و خوشا به حال حاج قاسم‌ها که در مسیر مقابله با کفر و جنایت، صبر پیشه کردند و در گردونۀ ریزش‌های انقلاب گرفتار نشدند. و در این رابطه در فرازی از دعای ماه رجب از حضرت محبوب تقاضا می‌کنیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ...» https://eitaa.com/matalebevijeh/15919    موفق باشید

41006
متن پرسش

سلام استاد: آیا میشه در نماز به جای نصب العین قرار دادن ائمه (ع) علامه حسن زاده آملی عزیزم را نصب العین خود قرار دهم؟ به عنوان تجلی امام زمان علیه السلام؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً پیشنهاد مرحوم قاضی طباطبایی به همین شکل بوده است. موفق باشید

40998
متن پرسش

سلام وقت شما بخیر آقای طاهرزاده: من بعد از چند سال تحمل تحقیر و توهین و تجربیات تلخ، تبدیل به انسانی پرخاشگر و وحشی شدم. گاهی حس می‌کنم مثل یک سگ هار هستم. به محض اینکه کسی حرفی بهم می‌زنه عصبانی میشم و یک جواب تند بهش میدم. انگار اگه جواب ندم تمام حیثیتم بر باد می‌ره. اوایل از این قابلیت حاضر جوابی و توان دعوا لذت می‌بردم. چون حس می‌کردم دیگه اون آدم تو سری خور و ناتوان سابق نیستم. اما الان خیلی اذیت میشم و تا چند ساعت حالم بده. دیگه کنترلش از دستم خارج شده. انگار تبدیل به یکی دیگه میشم و خودم از دور نظاره گر دعوام. قبلا حداقل یک سری حریم ها رو رعایت می‌کردم اما اخیرا چند بار با پدر و مادرم که واقعا شریف و مهربان هستند سر مسائل پیش پا افتاده دعوا کردم. وقتی هم که اونا منو دعوت به آرامش و صلح می‌کنن دقیقا شبیه به ابلیس با تکبر پسشون می‌زنم و منتظر می‌مونم که ازم عذرخواهی کنن. حتی یکی دو بار توهین جنسی هم کردم وسط دعوا و بعد از اینکه حرف از دهنم بیرون اومده فهمیدم تهمتی زدم که حد شرعی داره! خسته شدم از این وضع. نمی‌خوام آخرتم رو به باد بدم. لطفا کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مهم است که انسان متوجۀ زشتی این روحیه بشود و سعی کند از آن عبور نماید زیرا این مرحله، مرحله‌ای است که شیطان تلاش می‌کند تا ما را از عبادات و ایمان خود بی‌نتیجه کند، همان بلایی که بر سر خود آورد . با عبادات و اخلاق و روزه‌داری و تدبّر در قرآن، ان شاءالله می‌توانید از آن عبور نمایید. موفق باشید

40991
متن پرسش

سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده: ببخشید مزاحم وقتتون شدم. در دعای امان رمان در هر روز رجب آمده است. «اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمد ابن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنجب» سوالم این است اولا چرا اسم حضرت علی علیه السلام نیامده است و ابن دو بزرگوار که نامشان برده شده چه کسانی هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برخی به استناد این دعا و نقل ابن‌عیّاش -که خواهیم گفت سندش ضعیف است- قائل شده‌اند که امام محمّد تقی(ع) در دهم ماه رجب و امام علی نقی(ع) در دوم یا پنجم ماه رجب به دنیا آمده‌اند! محمّد بن على دوّم (امام جواد ع) ، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى ع). در هر صورت خیلی مشخص نیست که به گفتۀ جنابعالی در این دعا چرا نظر به مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» نشده است. موفق باشید

40980
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: ضمن آرزوی سلامتی و بهره مندی از ماه رجب. حضرت استاد طاهرزاده در مباحثشون می‌فرمایند وقتی انسان از دنیا رفت و سنگ لحد گذشته شد نفس از بدن قطع امید یا قطع تعلق می‌کند در حالی که گویا حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند سالها طول می‌کشه تا قطع تعلق حاصل بشه و آنچه ما از مردن می‌بینیم یک مرگ پزشکی است. لطفاً راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نفس از بدن خود قطع تعلق نمی‌‌کند. به همین جهت می‌توان بر سر مزار متوفی حاضر شد و بنا به گفتۀ حضرت رضا «علیه‌السلام» برای او دعا کرد و او هم برای ما دعا می‌کند. آری! با قراردادن سنگ لحد، امیدش نسبت به توجه به بدن و تدبیر آن تمام می‌شود و همین امر موجب می‌گردد که متوجۀ جهانی شود که فرشتگان نکیر و منکر با او روبرو می‌گردد. نکته‌ای که حتی در جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» متذکر آن برای معتکف شده است.  https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81  موفق باشید

40972
متن پرسش

سلام: خسته نباشید. این سوال را از شما کردم. فکر کنم شما تو خصوصی جواب دادید. ولی من نمی دونستم... شیطان قدرت داره ابزار فیزیکی غیببی برای فریب انسان استفاده کنه. به این منظور از اونجای که از درون انسان با خبره وانسان دعا کنه برای ازدواج... و شیطان برآورده کنه و یه عکس تو ذهن از طرف ایجاد کنه. و تیری به دل نه قلب بعنوان محبت ایجاد کنه و از اونجا که این عمل یه عمل ما ورایه یا بهتر بگم غیبی است ولی در کل شیطانی و یه سوال دیگه آدمای بی سواد معنی نماز و دعاها و ذکرها را نمی دونن. چطوری این اعمال رو شون تاثیر داره؟ مچکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اول سؤال خوب است به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. در مورد حضور در نماز، حتی بدون توجه به معنای کلمات، آری! همین‌که اراده می‌کنند تا در محضر خدا به عنوان انجام تکلیف حاضر شوند؛ به همان اندازه مورد عنایت خدا قرار می‌گیرند. موفق باشید 

40967
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد محترم: با توجه به پرسش ۴۰۹۶۶ آیا اینکه ماه رجب ماه جلال الهی است از آن جهت افق ما توجه به عظمت و اعلی و کبریایی الهی باشد یا از این جهت که جلال الهی تجلی می کند تا منیت سالک را نفی کند و به گفته کتاب اسما الحسنی هرچه منیت نفی شود شدت تجلی اسم بیشتر می شود. پس هرچه منیت نفی شود ارتباط با نور رازقیت الهی هم بیشتر خواهد بود. حالا آیا این موضوع که شدت تجلی نور اسما مثل رازقیت حضرت حق بیشتر خواهد شد مربوط به انوار ولایت ماه رجب است یا دیگر مربوط به ماه شعبان می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که بالاخره جلال او از جمالش جدا نیست، همان‌طور که جمالش از جلالش جدا نمی‌باشد؛ بنابراین در جلال او در عین احساس کبریائی‌اش باید امیدواربه جمال و الطاف او بود و در ماه مبارک رجب چنین احساسی برای افرادی که آن ماه را را پاس می‌دارند، پیش می‌آید و ادعیۀ آن ماه نیز به هر دو وجه نظر دارد. موفق باشید  

نمایش چاپی