بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: نبی، امام

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19398
متن پرسش
سلام استاد: در مورد موضوع روح این رو فهمیدم، اگه اشتباهه یا توضیح اضافی لازم داره بفرمایید: روح مقام کلی و فنای همه انسان‌هاست حتی ائمه و انبیا (ع)، ولی پرتوهای این روح شده انسان با شدت و ضعف های خاص، از ائمه با شدت بالا تا بقیه با شدت پایین. حال یه سوال دارم که آیا روح که مقام کلی هست، پس در مفهوم یک تقدمی نسبت به مقام‌های جزیی حتی ائمه داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد این‌طور بگوییم. ولی شاید بتوان گفت از جهتی حقیقت ائمه که همان حقیقت پیامبر است که اولین مخلوق می‌باشد، همان روح باشد. موفق باشید

19395
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده در گروهی در شبکه مجازی فعالیت دارم که اکثرا ضد انقلاب هستند و یکسره توهین می کنند. اخیرا در مورد انتخابات بحث هایی کردیم و من هم تا حدی جوابشان را دادم. ولی در آخر سوالی کردند که نتوانستم با مبانی خودشان خوب جوابشان را بدهم. سوال: آیا دموکراسی و انتخابات در اسلام جایگاهی دارد و اساسا آن را تایید می کند؟ (چون اصل آن غربی است و دموکراسی به این معنا عملا فایده ای ندارد و فقط شعاری توخالی است. اگر اشتباه می گویم مرا توجیه کنید.) سوال بعد: اگر انتخابات و شرکت در آن امری مستحب است (به نظر خودشان) چطور نظارت بر آن توسط شورای نگهبان امری بایدیست؟ آیا درست است بگوییم دین ما چنین اقتضائاتی دارد؟ آیا این کار دموکراسی را بهم نمی زند؟ به قول دوستمان این کار انتخاب را نه که محدود بلکه از ریشه می خشکاند. سوال بعد: آیا فرقی بین دموکراسی و مردم سالاری دینی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابن ‏اثير نقل مى‏ كند كه بعد از قتل عثمان، در روز بيعت با على (ع) كه روز جمعه بود، مردم در مسجد حاضر شدند و على (ع) بالاى منبر رفت و فرمود: «ايُّهَا النّاس! انَّ هَذَا امْرُكُمْ لَيْسَ لِاحَدٍ فِيهِ حَقٌّ الّا مَنْ امَرْتُمْ وَ قَدِ افْتَرَقْنَا بِالْأَمْسِ عَلَي امْرٍ وَ كُنْتُ كَارِهاً لِأَمْرِكُمْ فَأَبِيتُمْ الّا انْ اكُونَ عَلَيْكُمْ، الّا وَ انَّهُ لَيْسَ لِي دُونَكُمْ الّا مَفَاتِيحُ مَا لَكُمْ وَ لَيْسَ لِي انْ آخِذٌ دِرْهَماً دُونَكُمْ»؛[1] اى مردم، حكومت‏ از آن‏ شماست، هيچ كس را در آن حقّى نيست مگر كسى كه شما او را به حكومت تعيين كنيد، ما هم ديروز در حالى از يكديگر جدا شديم كه من از قبول حكومت شما كراهت داشتم، مگر آن كه بر شما مسئول باشم، بدانيد كه هيچ چيز به من اختصاص پيدا نمى‏ كند، مگر همين كه كليدهاى اموال شما را در دست دارم و يك درهم بيشتر از شما نمى ‏توانم بردارم. مقام معظم رهبرى «حفظه‏الله» در سخنانشان بابى را باز كردند مبنى بر اين‏كه؛ مشروعيت حاكميت ما به خواست مردم است و اگر مردم ما را نخواهند، ادامه ‏ى كار ما از نظر شرعى مشروع نيست، چون حق انتخاب مردم همواره جاى خودش محفوظ است، حال مردم وظيفه ‏ى الهى‏ شان را انجام دادند يا ندادند، موضوع ديگرى است.[2] مثل نمازخواندن است؛ بايد مردم نماز بخوانند، اگر نخوانند، معصيت كرده ‏اند، امّا حق انتخاب برايشان محفوظ است و مى‏ توانند نماز نخوانند. بنابراين مردم در حفظ نظام اسلامى، ركن اصلى‏ اند، نقش آن‏ها پنجاه‏ درصد نيست بلكه در جاى خودش صددرصد است، همان‏طور كه نقش رهبرى نظام هم در جاى خودش، صددرصد است، به اين معنى كه بدون حضور ولى ‏فقيه در رأس نظام، نظام مشروعيت و اسلاميتش را از دست مى‏ دهد و نظام طاغوت مى‏ شود.[3]

ملاحظه می‌کنید که این حق مردم است که حاکم را انتخاب کنند، حال یا به صورت بیعت و یا به صورتی که امروز این کار انجام می‌شود که به آن دموکراسی گویند و با توجه به این‌که مردم با انقلاب خود جمهوری اسلامی را پذیرفته‌اند، طبیعی است که رئیس جمهور باید فردی باشد که ملتزم به اسلام و قانون اساسی باشد و جایگاه شورای نگهبان برای احراز چنین موقعیتی برای رئیس جمهور است تا مردم مطمئن شوند نامزدی که انتخاب می‌کنند ملتزم به اسلام است و مردم‌سالاری دینی به همین معناست که مردم در بستر انقلابی که کرده‌اند، انتخاب خود را در همان بستر جلو ببرند، نه در بستر فرهنگ لیبرالیته که قیدی در مورد نامزد مربوطه در آن نیست. موفق باشید  


[1] ( 1)- الكامل، ج 3 ص 193 تاريخ طبرى، ج 4، ص 435.

[2] ( 2)- بيانات مقام معظم رهبرى« حفظه‏الله» در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى، 1/ 1/ 89:« يقيناً حضور مردم در مشروعيت يك نظام نقش دارد. آن كسانى كه در غرب، مشروعيت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم ميدانند و هيچ عامل ديگرى را در آن دخيل نمى‏دانند، آنها يك چنين حضورى را الان ندارند».

[3] ( 3)- به كتاب« ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت» آيت الله جوادى آملى رجوع فرماييد.

19367
متن پرسش
با سلام: غم مقدس چیست؟ فرق این غم با غم هایی که ما برای دنیا می خوریم کجاست؟ ممنون اگه جواب بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غم مقدس یعنی غمی که انسان برای دین خداوند غمخوار حضور بیشتر دین در عالَم باشد. مثل غم حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام». موفق باشید

19353
متن پرسش
با سلام: نظر استاد عزیز را در مورد مطلب زیر که در سایت نامبرده شده آمده جویا هستم. با تشکر «به گزارش افکارنیوز، درباره اصل «اسم اعظم»، باید گفت: بسیاری از اندیشمندان دینی معتقدند که «اسم اعظم» صرف دانستن و گفتن یک لفظ نیست، بلکه فراتر از لفظ دارای حقیقتی است که در اثر خودسازی، تهذیب نفس، عبادت و توفیقات الهی در وجود افراد پیدا می‌شود و در پرتو این حالت، خداوند قدرت و مقام والایى به آنها خواهد داد. در آیات و روایات زیادی به وجود اسم اعظم اشاره شده، و آمده است که اسم اعظم در اختیار پیامبران الهی و امامان معصوم (ع) بوده و افراد والا مقامی مانند آصف بن برخیا که توانست تخت بلقیس را از مسافت طولانی برای حضرت سلیمان (ع) حاضر نماید نیز دارای بخشی از اسم اعظم بوده‌اند.[1] با این حال؛ روایاتی وجود دارند که به فرازهایی اشاره کرده و اعلام می‌دارند که اسم اعظم در میان این فرازها وجود دارد که نمونه‌ای از آنها را با قطع نظر از سند در این‌جا ذکر می‌کنیم: امام سجاد (ع) فرمودند: «بیست سال از خداوند درخواست کردم؛ به من اسم اعظم را تعلیم دهد. پس در شبى ایستاده بودم و نماز می‌خواندم. چشم‌هاى من به خواب رفت و دیدم که جدّم رسول خدا (ص) از روبه‌رو می‌آمد. وقتی نزدیک من شد؛ بین دو چشم مرا بوسید و گفت: از خداوند متعال چه خواسته بودی؟! گفتم: اى جدّ بزرگوارم! از خداوند خواستم تا اسم اعظم خود را نشانم دهد. پیامبر (ص) فرمودند: اى پسرم! این دعا را بنویس. گفتم کجا بنویسم؟ فرمودند: با انگشت خود بر کف دستت بنویس؛ دعا این است: "یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ وَحْدَکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ‏ وَ ذُو الْأَسْمَاءِ الْعِظَامِ وَ ذُو الْعِزِّ الَّذِی لَا یُرَامُ‏ وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ‏ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ؛ اى خدا! اى خدا! اى خدا! تو یگانه‌اى، تو یگانه‌اى، شریکى براى تو نیست، تو بخشنده، پدید آورنده آسمان‌ها و زمین، صاحب بزرگى و بخشش، صاحب نام‌هاى بزرگ و صاحب عزتی که مغلوب نمی‌گردد. خداى شما خداى یگانه است، نیست خدایى مگر او که بخشنده مهربان است‏ و رحمت خدا باد بر محمّد و بر همه آل او". سپس آنچه خواهی دعا کن». پس آن‌گاه امام سجاد (ع) فرمودند: «قسم به کسى که محمّد را به راستى به پیامبرى فرستاد؛ این دعا را تجربه نمودم و همان‌گونه بود که آن‌حضرت فرمودند». زید بن على گفته که من نیز تجربه نمودم چنان بود که پدرم على بن الحسین گفت."
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حضرت سجاد«علیه‌السلام» با آن آمادگی روحیه‌ی خاص‌شان و وقتی جناب زیدبن علی آن مرد متقی و فقیه و شجاع، آمادگی لازم جهت تجلی اسم اعظم را یافتند، آن دعا می‌تواند بستر آن تجلی را فراهم کند، نه آن‌که هرکس با هر روحیه‌ای آن دعا را بخواند، منوّر به اسم اعظم می‌شود! موفق باشید

19341
متن پرسش
سلام: در آیه ۵۷ سوره نسا راجع به ازواج مطهره گفتید. ولی چرا در تفسیر المیزان آورده شده که از امام صادق (ع) در مورد معنی ازدواج مطهره پرسیده شد که جواب دادند یعنی زنانی که نه حیض می بینند و نه حدث. اگر مسئله زن و مرد نیست چرا اینگونه پاسخ دادند؟ شاید شما بگوئید با توجه به درک سوال کننده این پاسخ را دادند ولی آیا امام می خواسته این فرد سوال کننده در همان جهل خودش بماند؟ و چرادر المیزان این آورده شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در سعه‌ی آیه است که به فرمایش علامه، امامان بعضاً مصداقی از آن را مطرح می‌کنند که اصطلاحاً به آن «جَرْی» گویند و به همین دلیل خود علامه در این نوع مصداق‌ها با این‌که از طرف معصوم صادر شده است، متوقف نمی‌شوند. موفق باشید

19340
متن پرسش
سلام: 1. با توجه به اینکه در این زمانه شرایط گناه به شدت فراهم است آیا افراد این دوره در حساب و کتاب قیامت همانند مسلمانان صدر اسلام خواهند بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جوانان آخرالزمان در بین اهل قیامت چون گوهری درخشان می‌درخشند از آن جهت که توانسته‌اند در آن شرایط ظلمانی ایمان خود را حفظ کنند. در حالی‌که نگه‌داشتن ایمان در آن شرایط از نگه‌داشتن آتش در کف دست سخت‌تر است. موفق باشید

19327
متن پرسش
سلام استاد: یه مطلب فرمودین ولی گنگ شدم. اینکه حضور حضرت رسول (ص) به عنوان اولین مخلوق، از عزراییل (ع) بالاتره ولی نفس ناطقه ایشون برعکس اگه حضور داشتن قبل از عزراییل پس چطور بعدش حادث شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل فطرت انسان و نسبت آن با شخصیت انسان. در این رابطه یعنی تفاوت بین مقام حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» و نفس ناطقه‌ی آن حضرت، عرایض در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. موفق باشید

 

19317
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. سنت حکومت الله تعالی، در تاریخ، از آدم (ع) شروع شد یا از غدیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از هر دو. با حضرت آدم به نحوی ساده‌تر و با غدیر به نحوی وسیع‌تر و عمیق‌تر. زیرا هر پیامبری در باطن نبوت خود ولایت دارد و ولایت منجر به حکومت حضرت اللّه در عالم می‌شود. موفق باشید

19291
متن پرسش
با سلام: آنچه در درونم می گذرد را نمی توانم بدرستی بیان کنم امیدوارم از خلال کلمات منظورم را متوجه شوید: 1. صوت های مقدماتی سیر مطالعاتی شما را گوش دادم. ولی بدتر ناامیدیم به خدا بیشتر شد! چرا که برداشتم از من و بدن و حرکت جوهری برنامه ای از پیش تعیین شده و غیرقابل انعطاف می باشد. وقتی ملکاتی که انسان دارد بهشت و دوزخ را می سازد و در این بهشت و دوزخ خود ساخته جاودان است پس جایگاه شفاعت و بخشش روز قیامت کجاست؟ 2. از روزی که انسان خلق می شود من او همه کاره است ولی تصور می کند که تن در صحنه است انسان با اختیاری که دارد می تواند تن را بکشد ولی اختیاری در خصوص من ندارد زیرا من را نمی تواند از بین ببرد آیا این جبر نیست؟ 3. مگر من انسان که نفس اوست خلقت خدا نیست و مگر خدا نمی تواند آن را از بین ببرد پس چرا می گویید این کار شدنی نیست. درخواست من از خدا اینست که نباشم نه تنم نه نفسم هیچ کدام نباشیم. اگر این کار با دعا کردن امکان دارد خواهش دارم این دعا را برایم بکنید. 4. هر کار می کنم نمی توانم خدا را دوست داشته باشم با این جبر بودن (بقای نفس) و این همه عذاب روحی چطور می توان او را دوست داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مسیر حیات دینی وقتی انسان‌های معصوم مدّ نظر انسان باشد، همان‌طور که در دنیا نظر به انسان‌های معصوم جهت‌گیری ما را به طور صحیح شکل می‌دهد، در قیامت که شرایط ظهور ابعاد اصلی انسان است، این جهت‌گیری نسبت به انسان‌های معصوم، شرایطِ رجوع به حق را برای انسان هموارتر می‌کند و معنی شفاعت از این نوع می‌باشد 2- آری! ما در خلق‌شدنِ خود اختیار نداریم، ولی در متعالی‌کردنِ خلقت خود می‌توانیم با هدایت‌های الهی به نتایج خوبی برسیم 3- انسان در دعاهایی موفق است که مصلحت او باشد، چنین دعاهایی مصلحت او نیست که اجابت شود 4- حضرت حق کمال مطلق است و تنها با نزدیکی به او می‌توان به خوبی‌ها و کمالات دست یافت. چرا نباید خوبی‌ها را دوست داشت؟ موفق باشید 

19278
متن پرسش
سلام: سوالی داشتم درباره روایت ظاهرا محکمی که امام زمان علیه السلام قیام با شمشیر دارند و تمامی سلاح ها از کار می فتند؟!! یکم با عقل جور در نمیاد؟ چرا باید این اتفاق بیفته؟ اگر اینطور است تاکید ولی فقیه بر پیشرفت موشکی و ... چه می شود؟ می شود همه چی از کار بیفته و مثلا با لباس ها و ماشین های مدل بالای امروزی بریم تو صحرا با آمریکایی ها با شمشیر بجنگیم؟ اگر اینطور است چرا مثلا زمان قیام پیامبر سلام الله علیه سلاح های پیشرفته مثل منجنیق و ... از کار نیفتاد؟!! یا منظور حدیث چیز دیگریست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع قابل تحمل است که آیا قیام با شمشیر به معنای تقابل نظامی در کنار فعالیت فرهنگی نیست؟ موفق باشید

19275
متن پرسش
با سلام: من راجع به نزول قرآن سوالی دارم از پیامبر (ص) هست که قرآن هر سال يك بار ‏بر من نازل مي‌شد و امسال كه آخرين سال عمر من است دو بار نازل شد. اگر این کلام صحیح باشد این نزول دفعی هست یا تدریجی و این نزول مربوط به عرضه کل قرآن است بر پیامبر یا در شب قدر هر سال آن ایاتی که باید در آن سال نازل می شده به یک باره بر قلب پیامبر نازل شده است؟ ما داریم که کل قرآن در شب قدر بر پیامبر نازل شده و بعد نوبت به نزول تدریجی به مدت بیست و سه سال رسیده اگر ما بپذیریم در شب قدر به صورت دفعی نازل شده است تکرار هر ساله آن و عرضه قرآن بر پیامبر چه معنایی می تواند داشته باشد و علت خاصی دارد که در سال آخر عمر حضرت دو بار قرآن نازل شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن روایت نظر به نزول همه‌ی قرآن به صورت دفعی دارد. مثل همان نزولی که شب قدر بر قلب آن حضرت نازل می‌شد. موفق باشید

19271
متن پرسش
سلام: یکی از دوستان می گفت امام رضا (ع) در جریان زلزله اخیر نگذاشتند آسیبی به مردم مشهد برسد ولی چرا به مردم سایر شهرها نظیر زلزله بم کمک نکردند. و دیگر می گفت چرا امامان دیگر کمک نمی کنند؟ نمی دونم چه جوابی به او بدهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان در مورد زلزله‌ی مشهد چنین نظری داد زیرا در هرحال امامان هرجا که مصلحت باشد و اذن خداوند قرار داشته باشد، کمک خواهند کرد. موفق باشید

19264
متن پرسش
با سلام و تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه و میلاد امام حسین (ع): استاد گرامی بنده چندین سال است به طور پراکنده زیارت عاشورا می خوانم و از اول فروردین سال گذشته هر روز زیارت عاشورا می خوانم تا به الان. بارها و بارها چله زیارت عاشورا خواندم برای حاجتی. حتی وقتی توفیق زیارت اباعبدالله حاصل شد آنجا نیز متوسل شدم. با این حال احساس و معرفت درست نسبت به امام نیافتم و درک درستی و گشایشی در کارم نیافتم. کتابهایی که شما درباره امام نوشتید را در حال مطالعه ام، اما چه کنم؟ فکر می کنم فقط دارم درجا می زنم و دور خودم می چرخم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به دنبال چه هستید؟!! اگر حق را تصدیق می‌کنید و سخنان رهبر انقلاب را نه به عنوان تکلیف، بلکه به عنوان نوری که قابل قبولِ جانتان است، تصدیق می‌کنید؛ به نورِ امام و معصوم نزدیک شده‌اید که سخن نایب او برای شما این‌چنین روشن است. موفق باشید

19250
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه: جناب استاد ختمی از حضرت امیر علی علیه السلام در کتاب شمس المعارف الکبری وارد شده است که حضرت می فرماید اسرار عجیبی در آن نهفته شده است (سرا ای سر) بدین صورت که بعد از نماز صبح سوره حمد را 30 بار بعد از نماز ظهر 25 بار بعد از نماز عصر 20 بار بعد از نماز مغرب 15 بار بعد از نماز عشاء 10 بار که مجموعا می شود صد بار. حال جناب استاد در نماز های جماعت فرصت این که تعداد یاد شده را بخوانیم بین دو نماز داده نمی شود چه باید بکنیم آیا به خواندن نماز ظهر و مغرب اکتفا کنیم و بلافاصله ختم را بجا بیاوریم و بعد نماز عصر و عشاء را فرادی بخوانیم و یا نماز عصر و عشاء را قضا نیت کنیم بعد ختم را بخوانیم و بعد ادای آن را به جا بیاوریم و شق سوم این که آیا می شود برای این که جماعت را از دست ندهیم نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم بخوانیم و بعد تعداد ذکر شده را یکجا بخوانیم؟ با کمال تشکر و التماس دعا. در ضمن چند وقتی است به ایمیلم چیزی ارسال نمی شود لطفا پاسخ را در سایت بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مطابق دستور عمل کنید تا نتیجه حاصل شود لذا راه‌کارِ دوم منطقی است که نماز عصر و عشاء با نیت قضا بخوانید. موفق باشید

19242
متن پرسش
با سلام: آیا زیارت عاشورا حدیث قدسی می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که این معانی به قلب امام رسیده، می‌توان گفت حدیث قدسی است. موفق باشید

19239
متن پرسش
سلام و خدا قوت بر استاد طاهرزاده عزیز: ممنون که بخشی از وقت ارزشمندتون رو صرف سوالات جوانان میکنین: 1. چرا در دین داشتن آرزوهای بلند مذمت شده در حالی که در دنیای امروز تا این اندازه تشویق به داشتن آرزوهای بزرگ می شود و آن را راه رسیدن به موفقیت می دانند؟ 2. می دانیم که حضرت حجت (ع) «حضور» دارند ولی «"ظهور»" ندارند، پس چرا در دعای عهد می خوانیم که اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای بلند دنیایی یا «طول الأمل» انسان را مشغول دنیا می‌کند و گرفتار انواع کثرت می‌گردد و از نظر به حضرت احدی باز می‌ماند و از این جهت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «أَخْوَفَ مَا أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ‏ لِأَنَّ اتِّبَاعَ الْهَوَى يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ طُولَ الْأَمَلِ‏ يُنْسِي الْآخِرَة»[1]

و به ‏راستى ترسناك ‏ترين چيزى كه از آن بر شما بيم دارم دو چيز است: يكى پيروى از هواى نفس، و ديگر آرزوى دراز، زيرا پيروى از هواى نفس انسان را از حقيقت باز دارد، و درازى آرزو آخرت را به‏ دست فراموشى سپارد.

پس اين‏كه به ما مى‏ فرمايند از آرزوها حذر كنيد منظورشان اولًا: آرزوهاى دنيايى است. ثانياً: آرزوهايى كه با وَهميات و خيالات همراه است كه از آن تعبير به «طولُ الْامل» يا آرزوهاى دراز مى‏ شود. در بسيارى از روايات و دعاها آرزو به معنى «طول‏الأمل» است. 2- بالاخره تنها از طریق ظهور وجود مبارک آن حضرت است که حضرت به صورت عملی و مستقیم إعمال ولایت می‌کنند و جهان به سامان می‌رسد. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الإرشاد فى معرفه حجج الله على العباد، ج 1، ص 236.

19230
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: جناب استاد عریضه نویسی چقدر در اسلام سندیت دارد و اگر دارد علت این که آمده است پس از نوشتن عریضه خدمت امام زمان علیه السلام آن را در گل پاک پیچیده و در چاه یا آب جاری انداخته شود چیست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت که انسان از آن طریق با امام خود عرضِ حال می‌کند، اشکال نداشته باشد ولی اگر فرهنگ دینی مردم ارتقاء یابد، با ادعیه و زیارت بهتر می‌توان عرض حال کرد و نتیجه گرفت. موفق باشید

19197
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم استاد: استاد آیا اجازه می دهید به شما به عنوان بنده ی مخلَص خدا و ولی خدا و یار امام زمان (عج) در امورات فردی متوسل شد؟ به چه نحوی متوسل شویم که ادب رو رعایت کرده باشیم؟ پیشاپیش از پاسختان ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار بی‌خود و بی‌ثمر و غیر مفیدی خواهد بود. آدمِ حسابی! مگر اولیای الهی را گم کرده‌ای؟!! کوچک‌ترین آن‌ها مثل علی‌اصغر«علیه‌السلام» غوغاها می‌کنند و گشایش‌هایی در مقابل ما باز می‌نمایند. امتحان کن! موفق باشید

19187
متن پرسش
سلام استاد: ایدکم الله. استاد جان برخی از علما می گویند اصطلاح ولی امر، مربوط به ائمه اطهار است مشخصا و اختصاصا و نباید در مورد غیر ایشان از اصطلاح ولی امر استفاده شود. خصوصا کلمه ولی امر مسلمین، که باب است را در مورد غیرمعصوم غلط می دانند. نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ولیّ امر»ِ مسلمین به معنی مطلق کلمه، حضرت ولیّ عصر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» هستند و به نیابت آن حضرت می‌توان به رهبر انقلاب نیز چنین عنوانی را اطلاق کرد. موفق باشید

19196
متن پرسش
من کاری به بعضی ندارم، دانشی ندارن و برای گذران زندگی ادعا میکنن که کیمیا یا جفر بلد هستن و انجام بدن، آنها هم روزی شان باید برسه چرا پیش داوری بکنیم؟ شاید آن بابا هر دو تا پاش قطع باشه چکار کنه اگر نه هر کس میگه بیایید من آموزش علوم غریبه میدم. بله مبانی را یاد میگیری اما چون حق انجامش را از طرف خدای بزرگ نداری بعد از مدتی سر از تیمارستان در میاری یا هر کسی حق نداره دست به قلم بگیره و به اسم طلسم چیزی را کتابت کنه در حالی که اجازه همچین کاری را نداره و خودش عقوبت و تاوان کارش را میبینه قطعا و من مطمئن هستم کسانی که بتونن ارتباطی خارج از تصورات انسان داشته باشن و کار و مشکل کسی را انجام بدن زیر انگشتهای یک دست در ایران زمین هست و مهم تر از کل مسایل من یکی خودم را میگم قادرم به اراده خدای بزرگ هر کاری برای هر کسی انجام بدم، اما برای خودم نمیبره البته به آن شدت نیست که برای بقیه میتونم، بعد اگر بگویم آقا بابت این کار این قدر نذر کن و به چند خانواده بده و خودش هم انجام بده و قسمتی هم از نذر برای من بفرست. آقا این مرد شیاد است مال مردم میخوره مرد مومن خدا را گواه می گیرم بالای پنجاه تن کتاب خوندم به اندازه یک مرتاض ریاضت کشیدم چرا پیش داوری می کنید. ۰۹۳۷۸۵۳۵۹۳۶
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا این مسیر، مسیر اولیای الهی نیست و خداوند خواسته است امور، به صورت عادی جلو رود. موفق باشید

19150
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اینکه چه در دانشگاه و چه حوزه علمیه در زمینه تاریخ کم کاری صورت گرفته شده است، به نظر حضرت عالی با توجه به مطالعات ویژه و تدریس که در این زمینه داشته اید چه حیطه اطلاعاتی و چه کتبی را باید مطالعه داشته باشد؟ (بنده جوان 23 ساله) لطفا به تفصیل بیان شود. (مثلا قبل از اسلام و بعد از اسلام و تاریخ ایران و جهان و غرب و انقلاب اسلامی و معاصر و.....چه دوره هایی را باید بلد باشد و بعد کتاب معرفی شود.) باتشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با مباحث حجت الاسلام غنوی کار را شروع کنید، شروع خوبی است. صوت جلسات ایشان، که از سیره‌ی پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» شروع کرده‌اند و تا امام هادی«علیه‌السلام» ادامه داده‌اند، بر روی سایت‌شان هست. موفق باشید

19127
متن پرسش
حالا که می نویسم خودم هم نمی دانم مخاطبم کیست ... فقط همین را می دانم که بعد از این چند سال دلم باز هم تایتانیک خواست. می دانم تایتانیک آرامم می کند. تایتانیک لذت نقد به من می دهد، تایتانیک دلم را می بَرَد. خسته شدم از دروغ، از فریب! پنج سال اسم آنچه را بعدها فهمیدم مدرنیته می گویند، بوسیدم و کنار گذاشتم. پنج سال زجر کشیدم، فحش خوردم، کنار گذاشته شدم، فرصت هایم را یکی یکی از دست دادم و به دامان کسانی پناه بردم که گمان کردم راه رهایی مرا بلدند. تاریخ فلسفه خوانده ام، رمان خوانده ام، فیلم مستهجن دیده ام، آواره ی خیابانهای ... بوده ام، صدای قه قه های دخترانه مان پر بود در فضا، در لجنزار خودم کسی بودم! من در سکولارترین ِخودم زندگی کردم! فاکنر، پائولو، آندره ژید و کافکا مونس خلوت هایم بودند، حالا پنج سال گذشته است. پنج سال پشت کردم به تمام شان. حالا فهمیدم من لذت نقد می خواستم، کمی هویت می خواستم. خسته شدم از دروغ و ریا! از نیرینگ و فریب! از سوالهای بی جواب! از این همه تناقض و دورویی ... شاید صداقت برای من کافی بود! برادرم راه دیگری رفت، راه ترقی را در فرنگ جست و رها کرد. سوئد را، ایتالیا و آمریکا را شاید جای بهتری دید. او به آمریکا سفر کرد و من به فکه رفتم! او اکنون در مدرنیته ی خویش مردیست برای خود و من در انقلاب دیگران بی سهم ترین مانده ام! شأن منه گمگشته چه بود؟! کمرم زیر این بار شکست. آوینی چهره ی محبوب من است. او که پاسخ های مرا خوب می دانست چرا که راه طی شده ی مرا طی کرده بود اما چه کنم زمان ما را از هم دور ساخت! من به کدامین سو می روم؟! ظهور موعود؟! مرا بیش از این صبری نیست، بریده ام! به خودم نمی توانم دروغ بگویم. در انقلاب جای زن را ندیدم. گویی مردانگی برای همراهی انقلابی میسرتر است. انقلاب جایی برای دختری همچون من نداشت، صدای ما صدای دیگری ست، نفسهامان نفس های دیگری ست، ما لذت های دیگری چشیده ایم. ما جور دیگری ناجوریم. می گویند شأن ما بی شأنی ست. من ِ لعنتی شأن نمی خواستم اما جسم نحیف دورانم را توان حمل این همه تضاد نیست، خسته ام، خسته همچون بیابان نوردی که به یک کلبه پناه آورده و از شدت تشنگی و بیچارگی حتی رمق در زدن ندارد، امیدم را دیگر امیدی نیست، راه گذشته ام را به باد دادم، در اعتبار گذشته ام بی اعتبارم و اکنون راه پیشرویم بسته است، صادقانه پیش آمدم اما نمی دانستم دروغ ِاین راه سیلی بدی به من می زند و نمی دانستم روزی آنهایی را که انقلابی یافتم دیگر پاسخی برای من ندارند. شاید مدرنیته مرا نمک گیر کرده است، گرسنگی این راه مرا به نمک ِ او حواله داد. با ناامیدی به راهیان نور رفتم و به دل لعنتی ام گفتم آنجا، آنجا همه چیز خوب می شود، تحمل کن! تحمل، اما همه چیز بدتر شد، همه چیز، آنجا دروغ چهره ی دیگرش را به من نشان داد! گناه من چیست که گذشته ام مرا بیشتر می فهمد. من در این غربت ذره ذره جان می دهم و ایکاش کسی را می یافتم مرا از این غربت تلخ و کشنده نجات می داد. گمان بردم انقلاب جواب روح سرگردان من است، در گذشته خود را برده ای می دیدم اما نمی دانستم مسیر امروز روزی خودش با دستهای خودش مرا می فرستد به راه پنج سال قبل، نمی دانستم روزی خواهد رسید که خودم را به حساب بکشم و بگویم: چه غلطی کردی با دست خودت؟! اینجا هم همان بردگی ست، اینجا راه حریت بسته است، حر که باشی چوب می خوری، حر که باشی تو را می گذارند در زمره ی شفیتگان غرب . حال آنکه من از همان جا گریخته ام. انقلاب شما مردانه است، انقلاب شما برای همرنگ های خودتان است، ما بیچاره ها، باید از دور نظاره گر شما باشیم و مدام حسرت بخوریم که چرا این گونه شد عاقبت کار ما. دنیای آباد خویش را رها کردم و حالا دنیا و آخرتی سوخته می بینم که از دور به من پوزخند می زنند. ناجوری ام بدجوری ناجور تر شده، می ترسم برگردم و خرابکاری ام بیشتر از این شود. کباب می گندد اما نان فقط خشک می شود! حالا از گندیدن می ترسم. تشنه ام، آب می خواهم، بی خانمان ِ امروز منم، جای ماندنم دیگر نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر تاریخِ بی‌خبری قصه‌ی کوچکی است که به‌جز امثال حضرت روح اللّه از جهتی و امثال شهید اهل قلم از جهت دیگر آن را توانِ درک‌کردن باشد؟! دوران، سیاهی‌اش را به همه نشان نمی‌دهد و اگر هم نشان دهد، راهِ عبور در چنین ظلماتی سختْ ناپیداست مثل ناپیدایی تشعشع نور در بین انبوه درختان جنگلی سیاه. می‌گویی به راهیان نور حوالتت داده‌اند؛ و عجب جایی است جایی که دروغِ دوران را در مقابل راست‌قامت‌ترین راستانِ این تاریخ در خود مزمزه کرده‌ای، چه قبض و بسطی است حالت رویارویی با عزیزترین عزیزانِ جان ما که بر خاک فرو رفته‌اند، این تنِ علم‌الهدی نیست که در هویزه ابتدا از پای نشست و سپس به زیر خاک رفت، ولی این خاک، خاک نیست، راهِ گشوده‌ای است در جنگل سیاه این دوران. این همان تشعشع نوری است که تمام عمر می‌توان با آن زندگی کرد.

این گناه تو نیست که گذشته‌ات را بیشتر می‌فهمی، این گناه هرکسی است که بخواهد از عهدِ نفس امّاره به سوی عهدِ نفس لوّامه گذر کند. مگر آب گل‌آلودِ دوران گذشته، این پایِ ما را رها می‌کند؟ که گفت:

آب گِل خواهد که بر دریا رود

گِل گرفته پای او را می‌کشد

آیا راهی برای رسیدن به نفس مطمئنه جز جنگ بین نفس امّاره و مطمئنه می‌شناسی؟! نجات از این غربتِ تلخ را جز انقلاب روح‌اللّهی که روحم فدای او باد، نیافتم. ولی این انقلابِ سیاست‌بازان نیست. در این راه است که اگر هزار بار زمین بخوری و هزاران بار پایت بشکند، باز باید لنگان لنگان هم که شده است همین راه را ادامه دهی. فقط باید به خودت بگویی:

 بیا باز امشب ای دل در بکوبیم

بیا این بار محکم‌تر بکوبیم

از کدام بی‌راهه رفته‌ای که می‌گویی امروزت می‌خواهد تو را به پنج‌سالِ قبل برگرداند؟! راه، بی‌راهه بوده است یا در جنگ بین عهدِ قبلی و عهدِ جدید در قبض و بسط در حالِ دست و پا زدنی؟! و این سخن دیگری است که باید در موردش گفت:

اگر دیر آمدم مجروح بودم

اسیر قبض و بسط روح بودم

نه انقلاب محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» انقلابِ مردان بود و نه انقلاب حضرت روح اللّه«روحی فداه» انقلابِ مردان است. اگر فاطمه و زینب «سلام‌اللّه‌علیهما» نداشتیم، آری. و اگر رهبر ما چِگوارا بود، آری. ولی حضور فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» در جبهه‌ها مگر فراموش‌شدنی است؟ مگر پهلوی شکسته‌ی بسیجیان ما در عملیات‌های «یا فاطمه‌ی زهرا» سند حضور آن حضرت نیست؟!! مگر قصه‌ی فرماندهی آن حضرت را از زبان آن سردار بزرگ یعنی شهید برونسی نشنیدی؟!!

من، راه را در این دورانِ فترت و سرگردانی، پیداکردنِ خدایی می‌دانم که در این تاریخ ظهور کرده است که این، خدایِ کتاب‌ها و سخنرانی‌ها نیست. از «هستی و زمانِ» هایدگر متوجه شده‌ام که هستی را در زمان که امروز، همان تاریخِ ما است باید جستجو کرد، هرچند می‌دانم این واژه را یعنی این تاریخ را یعنی این آینه‌ی حضورِ «کلّ یومٍ هو فی شأن» را روحِ مدرنیته می‌بلعد مثل بلعیدنِ جرقه‌ها توسط ظلمات. اما اگر بر این راه ویران، صبر پیشه کنی، صدای «بَشِّرالصابرین» گوش‌هایمان را حتماً می‌نوازد. و اگر آن مرد الهی در «اسفار اربعه‌»ی خود گزارش نداد «المعرفة بذر المشاهده»، یعنی اگر با معارف الهیه به‌سر بردی مسلّم با مصداق‌های آن مفهوم روبه‌رو خواهی شد و این معجزه‌ی صبر است. صبری که باید بین عهدِ قدیمی که می‌شناسیم و می‌خواهیم از آن عبور کنیم، و عهدِ جدیدی که هنوز رُخ ننمایانده است، تجربه نماییم. که گفت:

 پرده‌های دیده را داروی صبر                    هم بسوزد هم بسازد شرح صدر

آینة دل چون شود صافی و پاک               نقش‌ها بینی برون از آب و خاک

هم ببینی نقش و هم نقاش را                     فرش دولت را و هم فراش را

موفق باشید  

19119
متن پرسش
با سلام و خسته نباشيد استاد: در مورد استفاده از حروف ابجد و تغيير اسم و تزاحم اسامي زن و شوهر و اينكه آيا حضرت علي، از اين علم استفاده مي كردند، و همچنین عرفای نامی؟ لطفا کتابی معرفی بفرمایید که برایم ثابت بشود آیا این راه درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها، کارهای غلطی است و در سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ابداً چنین چیزهایی دیده نمی‌شود. نکاتی در این رابطه در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

19113
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اینکه تنها راه طی حقیقی مسیر سیر و سلوک و البته ترک گناه و انجام طاعات، عشق است و عاشق خدا شدنT همانطور که در قرآن و روایات و مناجات ها (مثلا شعبانیه) و کلام بزرگان ذکر شده است. اساسا وظیفه ام چیست تا عاشق او شویم؟ تا بوسیله این عشق دیگر گناه رنگ ببازد و هرچه هست او بشود؟ راه عملی چیست؟ بعضی بزرگان می فرمایند راه رسیدن به عشق، اطاعت و طاعت است. اما مشکل این است که در عالم پیچیده مدرنیته، نفس اطاعت بدون انرژی عشق ناممکن و یا بعید است. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شرح صوتی آن در این مورد شده است. آری! اگر با رویکردِ حبّی به حقیقت که جانِ ما به آن تعلق دارد نظر کنیم و موانع حبّ به حقیقت را که همان حجاب‌های خودخواهی است، برطرف نماییم و رعایت دستورات الهی را عملی سازیم، حبّ به حضرت حق و محبت به اولیاء الهی در ما سر برمی‌آورد. موفق باشید

19095
متن پرسش
سلام: در آیه ۵۱ سوره شوری داریم که «هیچ بشری را نسزد که خداوند بصورت مستقیم با او سخن بگوید مگر بوسیله وحی» مگر پیامبر از ملائکه بالاتر نیستند که خداوند بوسیله وحی با پیامبر سخن می گوید؟ خداوند چگونه با فرشته وحی سخن می گوید؟ با همان طریق با پیامبر سخن بگوید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی مذکور بحث تکلم حضرت حق با بشر در میان است و نه ارتباط بشر با خداوند که از طریق تجلی انوار الهی بر قلب اولیاء انجام می‌گیرد و رسول خدا نیز با مقام ولایت خودشان ماوراء جبرائیل در معرض انوار تجلیات الهی قرار می‌گیرند که در جان‌شان به صورت صوت جلوه می‌کند و آن حضرت با گوش جان می‌شنوند و با چشم جان می‌بینند. موفق باشید

نمایش چاپی