بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: معارف دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28895
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید من طبق مباحثی که در مورد زن تو جزوات سه گانه و جزوه ی اخیر فرمودین اینطور برداشت کردم که در حال حاضر اون نقشی که زن دیندار و تمدن ساز باید ایفا کنه هنوز مشخص نیست و باید یه گفتمان صورت بگیره. می‌خواستم ببینم با این وجود در حال حاضر ما با چه رویکردی باید تو مباحث زن و خانواده ورود کنیم. و در جایگاه مشاور باید زنان رو به چه سمتی سوق داد؟ من الان خودم برای مشکلاتی که زنان با همسرشون پیدا می‌کنند اونا رو به معرفت النفس و بحث حقیقت نوری اهل بیت و جایگاه انقلاب ارجاع میدم و سعی می‌کنم متناسب با موقعیتشون این مباحث رو براشون روشن کنم. ولی نقش کنونی زن تمدن ساز که وظیفه ی فرزند آوری داره در عین حال همسرانشون دچار ظلمات مدرنیته شدن زیاد برام روشن نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که توصیه به آن مقدمات می‌کنید کار خوبی است. ولی امروزه زنان باید متوجه‌ی روح جهانیِ خود باشند تا در عین حضور در خانه، نسبتِ خودشان با انقلاب و رهبر معظم انقلاب را سرزنده نگه دارند و در این راستا نیز مطالعات خود را شکل دهند تا بدانند در چه جهانی زندگی می‌‌کنند و چگونه با حضور نرمِ خود نقش‌آفرینی کنند. موفق باشید

28889
متن پرسش
سلام: خسته نباشید ببخشید چند تا سوال هست که مربوط به خود کتاب هستش ۱. آیه ۱۱۴ هود به چه موضوعی اشاره دارد؟ ۲. انجام چه کارهایی باعث می‌شود که ثواب کارهای ما از بین برود؟ ۳. طبق فرمایش پیامبر اکرم (ص) انجام چه کاری از هفتاد حج بالاتر است؟ ۴. چگونه ظهور امام زمان (عج) نزدیک تر می‌شود؟ خیلی ممنون میشم پاسخ بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات بسیار کلّی است و برای هرکدام باید چند کتاب مطالعه فرمایید. پیشنهاد می‌شود سیر مطالعاتی سایت را دنبال فرمایید. موفق باشید

28885
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: آیا اگر برای کسی ثابت شد حاکم کنونی جامعه واقعا بر حق است (ولی فقیه) آیا اطاعت از حاکم واجب است؟ آقای پناهیان فرموده بودند که عدم اطاعت از رهبری جهنمی شدن در پی دارد! (مضمون صحبت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی حجت تمام باشد در حقانیت حاکم، پشت‌کردن به حکم او در حکم پشت‌کردن به حق است. موفق باشید

28865
متن پرسش
سلام استاد: وقتتون به خیر. چند وقتی هست بسیار شکاک شدم، هر جا میرم و یه چیز می‌فهمم سریع شک میفته به قلبم، مثلا میرم روضه، هر چی میگن میگم نکنه دروغه حتی به جایی پیش رفتم که بعضا میاد به ذهنم نکنه همه چی که تا حالا از دین و ... فهمیدم اشتباهه و دروغه باید چکار کنم؟ خیلی اذیت میشم میرم هیئت تا میاد اشک بر مصیبت بریزم این شک ها میریزه سرم. لطفا کمک کنید تا خلاص بشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید باید کار را با مبانی شروع بفرمایید. سیر مطالعاتی سایت چنین راهی را پیشنهاد می‌کند. موفق باشید

28855
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ ۲۸۸۰۴ که لطف فرمودید، هنوز معتقد به این هستید که افضل عبادات تفکر است؟...با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری تفکر به معنایی که موجب سیر الی الله شود اصل است. در حدیث دوازده از کتاب اربعین حدیث از حضرت امام نکات خوبی در رابطه با تفکر در دین و تفکر در حضرت حق مطرح شده‌است. موفق باشید

28854
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال ۲۸۷۸۴ و ۲۸۸۰۵ که محبت فرمودید یک سوال باقی می ماند اینکه فرمودید ابعاد اهل بیت (ع) باید در جای خود مد نظر قرار گیرد، پس چطور اهل بیت (ع) جان بعضی از افراد را خودشان می گیرند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره فرشته‌ی قبض یعنی حضرت عزرائیل مسئول قبض روح هستند و باید روایات را در این فضا معنا کرد. موفق باشید

28853
متن پرسش
سلام علیکم: درخواب دیدم درحالی‌که یاوری امام زمانم را می‌کنم چهره ایشان را نورانی نمی‌بینم. ایشان علت را بمن اینگونه بیان کردند که معرفت نداری. عرضم این بود که معرفت را چگونه و در چه باید بیابم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت رب و معرفت نفس! موفق باشید

28848
متن پرسش
سلام علیکم استاد: آنچنان که مستحضرید در تاریخی قرار داریم که ادامه ی آن بودنی است که ادامه ی قبل نیست و قرار گرفتن در آینده ای است که دلسپردگی به غرب نخواهد بود اما باید بپذیریم که امروز بسیاری از جوانان نسبت به این آینده غفلت دارند و بهتر بگویم نا امید هستند و نظام برایشان در معرض سوال قرار گرفته است، جریان عدالت خواه که عمدتا قشر جوان امروز ما هم در آن حضور دارند در مواجهه با این تاریخ با سوالاتی زیاد روبرو شدند اینکه چرا بیت رهبری از شفافیت خود شانه خالی می کند؟ اینکه فساد در ساختار فراگیر شده و ورود در این ساختار فساد زاست یعنی شما یک انسان صالح را هم در آن قرار دهید منجر به فساد خواهد شد! و آنچه که سخت است این است که در رویارویی با این عزیزان هر چه که نظر داریم تا روی آنان را به حضور توحیدی انقلاب قرار دهیم و یا امکان تعالی در آینده را به آنها متذکر شویم و یا صورتی از وجه توحیدی انقلاب را در آینده ی پیش رو برایشان شرح دهیم باز آنها در حجاب غلیظ زمان از ما نمی پذیرند و ما را مصلحت دان و مدافع خطوط قرمز خود ساخته می دانند و محکم در پی آنند که بایست رهبر هم نسبت به عملکرد خود شفاف و پاسخگو باشد و با بیت رهبری که زیر نظر خود رهبر است مستقیم عمل کند نه آنکه در بیت خود هم مظلوم باشد! جناب استاد آیا باید منتظر گشودگی بود تا این عزیزان در آن فرحناکی نسیم انقلاب قرار بگیرند و سخن ما را تصدیق کنند؟ چرا که گویا استدلال و شاهد و آمار روح این عزیزان را اقناع نمی کند و چه بسا موضع هم می‌گیرند و سخن ما را صرف یک آرمان گرایی و شعاری که امروز اصلا از حقیقت خود فاصله گرفته است می دانند؟ اینان دلشان از صدا سیما و نهادهایی که از طریق بیت رهبری اداره می شود گله مندند؟ آیا رهبری در این موارد نبایست کاری کنند و بیت نباید جایگاه خود را ذیل رهبری مشخص کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد باید فکر کنند آیا حرکات و سکنات و سوابق و گفتار مقام معظم رهبری حکایت از آن ندارد که ایشان را خداوند برای نجات بشریت در این دوران پرورانده است و باید به ایشان اعتماد کنند وگرنه راه هدایت خود را تیره و تار کرده‌اند؟ موفق باشید

28846
متن پرسش
سلام استاد: کتاب های شما بصورت مبحثی می‌باشد مثل انسان شناسی، انقلاب اسلامی و ... از آنجایی‌که که بنده به مطالعه بصورت مبحث بیشتر علاقه دارم تا سیر مطالعاتی، لطف کنید بفرمایید از کدام مبحث شروع کنم؟ و ترتیب مباحث رو بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث اولیه‌ی سایت را باید دنبال بفرمایید. مثل مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا» و یا کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و پس از آن می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع فرمایید. موفق باشید

28842
متن پرسش
سلام استاد: بنده در حال گذراندن فصوص با صوت های آیت الله رمضانی هستم. بنده نصوص قونوی و تمهید القواعد را با صوت های ایشان گذراندم. ایشان در خصوص اعیان ثابته نظری دارند تحت عنوان نظریه ذوات. ایشان یک اعیان بعد اسماء و یک اعیان قبل اسماء قائل اند. و معتقدند به اینکه اگر اعیان ثوابت در حضرت علمیه و تعین ثانی بدین نحو و به این شکل و چینش تکثر یافتند و تفصیل پیدا کردند زیر سر اعیان قبل اسماء ست، اعیان قبل اسماء را همان ذوات می دانند که یک چنین مشخصاتی برای آنها قائل هستند از جمله اینکه این اعیان قبل اسماء: نه موجودند و نه معدوم، مجعول نیستند، امکان محض اند، قابل تعقل هستند، قابلیت محضه اند و سپس بر این باورند که تمام آن‌چیزی که در عالم رخ می‌دهد همه زیر سر این اعیان ست و کراراً می فرمایند که اگر امورعالم این گونه می‌شود به پای خدا نیندازید خدا فقط به این امور وجود می‌دهند این امور همان گونه که هستند محقق می‌شود و یا به قول معروف اعیان و امور همان گونه که هستند، هستند، می باشند و خواهند بود. البته بحث جبر رخ نمی‌دهد چون بحث جبر را هم حل می‌کنند. این جنس حرف را هم استاد امینی نژاد در کتاب حکمت عرفانی بیان می‌کند و می‌گوید شما تصور کنید که وارد یک اتاق تاریک می‌شود همه ی وسائل در سر جای خودشان چیده شده ست و شما فقط کلید را می‌زنید و نور وجود به اینها می‌دهید و از عالم نهان و پنهان به عالم عیان و آشکار می آورید. این توضیحاتی بود برای سوال ام: اگر این امور و ذوات مجعول نیستند، مسبوق به عدم نیستند و همه چیز زیر سر خود اعیان بوده ست و خداوند تنها کاری که می‌کند به این اعیان و ذوات وجود می‌دهد، بحث توکل، رضا، حسن ظنّ به خداوند و... خیلی از مقولات این جنسی که در عرفان عملی نسبت به خداوند مطرح می‌شود چگونه حل می‌شود؟ ما تا قبل از این مسبب الاسباب و علت العلل تمام افعال هستی را خداوند می‌دانستیم و جز او همه چیز را وهم و خیال و هیچ و پوچ می‌دانستیم و بر همین منوال روزگار می‌گذراندیم و با خدا عاشقانه خلوت می‌کردیم و زندگی می‌کردیم، اما با مطرح شدن این قضیه ی ذوات متوجه شدیم خداوند متناسب با همین اعیان و قوابل ست که به صحنه می آید و به اعیان متناسب با خواسته ی ازلی شان وجود می‌دهد و لازمه ی این حرف ها این ست که سبب و علت تمام امور خود ما هستیم (منظور از لفظ خود عین ثابت و تقاضاهای ازلی مان ست نه خود عرفی و عوامانه)، پس توکل و رضا و ...را چه کنیم؟ حقیقتا بنده پس از پیگیری نظریه ذوات و اعیان در این گونه امور عرفان عملی ام دچار مشکل شده ام. بنده شاید نزدیک یک سال ست که پیرامون این نظریه تحقیق و فکر می‌کنم. اما نمی‌دانم چطور خداوند را همان طور زیبا و عاشق دوباره مثل قبل در دل ام بگنجانم، مدتی ست که نسبت به خداوند غریبی می‌کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! امکانِ هر شیئ، ذاتیِ آن شیئ است و خداوند وجود یا خلقت آن شیئ را به آن شیئ می دهد. ۲. انسان از آن جهت که دارای ابعاد مختلفی در امکانِ وجودی‌اش هست، اختیار او ذاتی اوست و لذا با توسل به خداوند می‌تواند وجهِ امکانی خود را به طرف بُعدِ سعادت‌مندی‌اش بکشاند. عرایضی داشته‌ام که ذیلاً متن آن عرایض را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها

باسمه تعالی

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ

ما از رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» سخن می‌گوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنان‌مان در مورد همه پیامبران است.

۱. اصلی‌ترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها،‌ یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابته‌ی او می‌باشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.

۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همه‌ی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق می‌باشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.

۳. پیامبران در مورد مخلوقات به‌خصوص انسان‌ها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آن‌ها را خلق کرد و لذا حضرت موسی«علیه‌السلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»(طه/50)‏ یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا می‌کند. ثانیاً: او را هدایت می‌نماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را می‌فرستد. ولی در نکته‌ی‌اول، معرفتی بس‌آغازین را متذکرشدند از آن جهت‌که می‌فرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند به‌آن مخلوق می‌دهد. یعنی ازیک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط به‌خودش است وخداوند یعنی‌آن‌بودنِ محض، مطابقِ آن‌خلقت، آن موجودرا «وجود» می‌بخشد.

۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (یس/82) وقتی خداوند خواست موجودی را به‌وجود آورد در خطاب به آن می‌گوید: «بشو» و آن موجود می‌پذیرد که «بشود». یعنی قبل از آن‌که آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود می‌دهد.

۵. راستی! اگر خداوند آغازکننده‌ی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آن‌چنان خلق کرده است؟ در حالی‌که: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/149) برای خداوند حجت بالغه هست و آن‌چنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغه‌ی الهی داشته باشد.

6. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوه‌ی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوه‌ی بودنِ او به او «وجود» می‌دهد؛ می‌یابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش می‌تواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» می‌رساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوه‌ی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، به‌سربردن در این نحوه بودن است.

۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوه‌ی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبط‌شدن؛ دلْ در بودن‌های دیگران انداخت و به مقایسه‌ها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالی‌که پیامبران خدا و به‌خصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجه‌ی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمی‌رساند.

                         والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته                                

28829
متن پرسش
سلام و وقتتون بخیر: استاد گرامی آیا منظور از برزخ بعد از زندگی قرار گرفتن کالبد های ذهنی به سبب وابستگی های دنیوی بر روی ذهن زندگان می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:انسان در آن‌جا با ملکات خود زندگی می‌کند. وقتی ملکات انسان الهی و توحیدی باشد، بهشت می‌آفریند. موفق باشید

28835
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهر زاده: تسلیت عرض می‌کنم این ایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را خدمت شما. چندین سوال دارم اول چه مقتلی را شما تأیید می فرمایید؟ آیا لهوف کتب علامه مجلسی دارند خوب نظر حضرت عالی را می خواستم. بعضی مداح ها طبق کتاب ها نمی خوانند بعضی سند ندارد. آقای فاطمی نیا خیلی از اینها را رد کردند نه تایید می کنند نه رد. کتاب نفس المهوم را تایید کردند و دوم چه کار کنم به خدا برسیم و سیر سلوک کنیم من استاد ندارم آیا کتاب بخونم؟ خیلی دوست دارم چشم بصیرت داشته باشم و مقامی چیزی را نمی بینم هرچی به خدا گفتم نداده آیا انسان باید برسد به این مقامات اگر نرسد طوری هست؟ آیا گناه است نرسد؟ چگونه برسیم به آنها؟ من بعضی مواقع در نماز گریه ام می گیرد و یک حالی می‌شوم و بعد از آن کم حرف می زنم دوست ندارم با کسی حرف بزنم در ماه رجب هم همین طور است آیا به این اکتفا نکنم؟ در اعتکاف شرکت کنم همین طور می شوم یک حالی دارم یک مدت دارم و بعد تمام می شود برای حضور قلب دایم چه کار کنم؟ کتاب آداب نماز از حضرت امام است آیا به تمام مقامات که فرمودید باید رسید اگر عمرمان کفاف نداد چه کار کنیم و خیلی سخت است رسیدن به آن؟ و چه کار کنم؟ بعضی مواقع عصبانی می شوم برای غضب و حسادت و صفات بد باید چه کار کرد چگونه کنترل کنیم و چگونه بفهمیم در وجودمان است و چگونه بفهمیم رفته بیرون چگونه حب غیر خدا چه کار کنیم مثل حب فرزند و همسر چه کار کنیم نداشته باشیم خیلی سخت است من جلسات حضرت عالی می آمدم ولی چند ین سال دیگه نتوانستم بیابم، جلسات آقای استاد فاطمی نیا می رفتم استاد معمارمنتظرین می رفتم آیا همه این همه جلسه ها را بروم و هم جلسه شما منافات دارد یا به یکی اکتفا کنم؟ با تشکر از حضرت عالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده کتاب «لهوف» سیدبن طاوس نکات ارزنده‌ای دارد همچنان‌که کتاب «نفس المهموم» کتاب ارزشمندی است. ۲. سیر مطالعاتی سایت إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. ۳. به هر حال ما آن اندازه که می‌توانیم تلاش خود را در عبادات باید بکنیم و بسیاری نتایج آن در قیامت حاصل می‌شود. ۴ در هر حال غضب که در کنترل ما نباشد، از وسوسه‌های شیطان است. بهترین راه آن است که تا می‌توانید افراد را خوب تصور کنیم مگر آن‌که عکسِ آن ثابت شود. ۵. با ادامه‌ی دینداری، خود به خود حبّ غیر خدا ضعیف می‌شود. ۶. همه‌ی عزیزان که نام بردید سربازان اسلام و انقلاب هستند. موفق باشید

28816
متن پرسش
سلام علیکم: فرق بین خالق بودن و تولید کردن چیست؟ اگر خدا خالق است و لم یولد است و چیزی از او جدا نشده است پس نسبت مخلوفات با حضرت حق چیست؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خالق هستی، هستیِ خود را در حدّ ظرفیت ممکن‌الوجودها در آن‌ها جلوه می‌دهد و از این جهت، آن نوع دوگانگی که در تولید مطرح است، این‌جا مطرح نیست. موفق باشید

28822
متن پرسش
سلام علیکم: در روایت از وجود مقدس امام صادق (سلام الله و صلواته علیه) داریم که: خداوند متعال دو دولت را قرار دارد: دولت آدم که دولت الهی است و دولت ابلیس. پس هنگامی که خداوند اراده کند که آشکارا عبادت شود، دولت آدم برپا می‌گردد و هنگامی که اراده کند که در خفاء و پنهانی عبادت شود، دولت ابلیس حاکم می گردد. (البته) کسی که ادعا کند که می داند کدام یک از آن دو را خداوند اراده کرده پنهان باشد، از دین خارج شده است. ۱. آیا اینکه بگوییم انقلاب اسلامی تشکیل دولت آدم که تجلی تام آن در دولت کریمه مهدوی (عج) است را به تسریع انداخته و تمهیداتی از آن‌را فراهم کرده و ما به تشکیل دولت آدم نزدیک شده ایم، مصداق بخش پایانی کلام امام صادق (ع) نیست که فرمودند کسی که ادعای کند کدامیک را خدا پنهان کرده، از دین خارج و مارق است؟ ۲. آیا می‌توان گفت تجلی ای از دولت ابلیس در مدرنیته و در عصر تمدن غرب مدرن شکل گرفت و ظاهر شد چنانکه به تعبیر اساتیدی چون دکتر زرشناس و آیت الله میرباقری، این تمدن حجاب حقیقت و مانع ظهور آمدن دولت حق است و ویژه عصری که مبانی مدرنیته ریخته شد علی الخصوص قرن هفدهم میلادی، دوران ظلمانی بود و این تمدن بدنبال رویکرد منقطع از معرفت توحیدی است و الگوهای تمدنی و جامعه پردازی اش با مبانی انبیاء و اولیاء و حکماء الهیه تفاوت ژرف و عظیم و جوهری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این نوع روایات بحث از دولت‌هایی است که مدعی مهدی امت هستند. آری! دولت مهدوی که ذیل ارادت و ایمان به مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به میان آید، حق را ظاهر می‌کند و امروز در فرهنگ مدرنیته، باطل ظاهر است و بدین لحاظ دولت ابلیس در میان است. موفق باشید

28807
متن پرسش
سلام وقت بخیر: چند شب پیش سوال ارسال کردم با کد ۲۸۷۹۰ فکر می‌کردم باید صبر کنم تا میل شه جواب بهم. اما سایت رو نگاه انداختم دیدم پنج شماره بعد من پاسخ داده شده. ایمیلم رو چک گردم پاسخی متاسفانه دریافت نکردم گفتم شاید آدرس ایمیل رو اشتباه دادم. ممنون میشم پاسخ سوال منم بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این طور جواب داده شد: ۲۸۷۹۰- باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد سیر مطالعاتی موجود در سایت إن‌شاءاللّه شروع خوبی است. مثل کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «آشتی با خدا» که در سایت به آدرس زیر موجود است: موفق باشید

http://lobolmizan.ir/book/1188/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF

و آدرس کتاب «آشتی با خدا» http://lobolmizan.ir/book/1187/%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86

28805
متن پرسش
سلام علیکم: سپاسگزارم بابت پاسخ به سوال ۲۸۷۸۴، استاد فرمودید که هر ابعاد ائمه را باید در جای خود مد نظر قرار داد یعنی اینکه ائمه یکی از ابعادشان این است که جانشان را به حضرت عزرائیل بدهند، مگر نفرمودید که حضرت عزرائیل مامور کندن انسان ها از عالم مادی است و در شرایط دیکر در دنیا، وقتی ائمه هیچ تعلقی به عالم مادی ندارند این فعل حضرت عزرائیل معاذالله بی معنا نیست؟ و بنده اینطور برداشت کردم که ائمه در شرایطی هستند که خود جان افراد را نمی گیرند و اینکه خود جانشان به حضرت عزرائیل می دهند، سوال اینجاست پس چرا بعضی افراد موقع مرگ ائمه را می بینند و جان تسلیم می کنند با این تعریف که لحظه مرگ موقع کندن انسان است از عالم ماده و افراد با دیدن ائمه دل می کنند؟ و اینکه اگر حضرت عزرائیل عهده دار دل کندن انسان ها موقع مرگ و در شرایط دیگر دنیایی باشد، پس افرادی که توسل به اهل بیت علیه السلام می کنند و دل بستگی هایشان رفع می شود چگونه است؟ (با توجه به مثال ماه مبارک رمضان که فرمودید اگر حضرت عزرائیل قبل ظهر به دادتان نرسد دور از جان مثل ... غذا می خورید ولی افرادی با یاد و توسل به اهل بیت علیه السلام این اذیت شدن قبل ظهرشان برطرف می شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نفس ناطقه‌ی انسان تا وقتی انسان زنده است تکویناً به بدن و عالم ماده تعلق دارد هرچند روحاً از دنیا کنده شده باشد. این‌جاست که نور حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» کمک می‌کند تا تکویناً هم توجه روح از بدن و عالم ماده منقطع شود. موفق باشید

28804
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در تفسیر سوره حدید حدیثی را بیان فرمودید که بالاترین عبادت فکر کردن است و از این تفسیر شما نسبت به این حدیث یه بی میلی نسبت به اعمال دیگر بجز واجبات در انسان بوجود می آید، مثلا طرف می گوید اگر اینطور است من بجز واجبات اعمال دیگری انجام نمی دهم و فقط فکر می کنم، استاد این چطور باید حل شود برای فرد؟ آیا می شود به این موضوع اینطور نگاه کرد، یعنی اگر قرار است قرب به سوی خدا پیدا کنیم یکی از لوازمش تفکر است یکی اش نماز شب است یکی اش گریه بر مصائب اهل بیت (ع) است و ... یا اگر هدف شناخت خدا است منظور شناخت اسماء و صفات، بگوییم یکی از لوازمش تفکر است دیگری نماز شب و دیگری گریه بر مصائب اهل بیت (ع) و نوکری در خانه اهل بیت (ع) و...، می شود گفت هیچ کدام بر آن یکی پیشی نمی گیرد و این ها با هم انسان را به آن هدف منظوره می رساند؟ در جای دیگری هم فرموده بودید کسانی هستند که اعمالی به آن صورت انجام نمی دهند ولی چون حضورشان زیاد است، بدون اعمالی زیاد، سیری سریع به سوی قرب خدا می کنند، و چیزی ذهنم را درگیر کرد این بود که فرض بفرمایید مثلا وجود نورانی حضرت امیر (ع) که مقامشان از تفکر هم بالاتر است و در مرتبه شهود هستند روزی هزار رکعت نماز می خواندند چطور می شود کسی بدون این اعمال به تنهایی، اولا اینکه حضورش زیاد شود و دوما در فرض صحت با داشتن حضوری قوی در عالم هستی سیری سریع داشته باشد؟! و حضرتعالی قبول دارید کسی که نماز شب می خواند و ... مطمئنا بهتر می تواند فکر کند در اسماء و صفات خدا یا هدف های دیگری که دارد؟ آیا می توان گفت همه ی این اعمال به هم وصل هستند و جدایی ناپذیر از هم هستند؟ و لازم به ذکر است که حقیر با این عرایض نمی خواهم بگویم که شما نماز شب و ... را نفی می کنید. در این ایام ملتمس دعای خیرتان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آن‌طور که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» می‌فرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود می‌گیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر می‌شود و از قرب الهی تغذیه می‌کند. موفق باشید  

28792
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: ۱. استاد سوالم اینه چطور میشه آدم ضمن فعالیت های مختلف دارای یک نوع وحدتی در وجود خود باشه و هرجا بتونه اون رو حفظ کنه و هرجایی شدت حضور خدا در وجودش کاهش پیدا نکنه ۲. استاد ورودم به مسایل سیاسی نمیگذارن اصلا زندگی توحیدی هم داشته باشم و خیلی اذیتم میکنه چه کنم؟ ۳. در مورد استقلال چطور باید از دیدگاه توحیدی به بحث استقلال نگریست به عبارتی عقیده ما در مورد بحث استقلال چی باید باشه مثلا در مورد آزادی تو کتاب شهید مطهری اگه درست فهمیده باشم گفته آدم اون وقتی آزاده که بنده خدا باشه حالا در مورد استقلال چه؟ ۴. استادبرای بنده دعا بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه بنده دعاگو خواهم بود. اگر در رجوع به معارف الهی مثل توحید و معرفت نفس جدّی باشید، و در این مسیر، تقوا را هم رعایت کنید به‌خوبی همه‌ی مسائل که فرمودید روشن خواهد شد. موفق باشید

28784
متن پرسش
سلام: استاد فرمودید حضرت عزرائیل یکی از انوار الهی است و در مقامی است که تعلقات انسان را کم می کند و داریم که ائمه مقامشان از حضرت عزرائیل بالاتر است و مقام حضرت عزرائیل را هم دارند و داریم که موقع مرگ ائمه برای بعضی از افراد خودشان عهده دار گرفتن جانشان می شوند، این به چه صورت است که بعضی ها را ائمه جانشان را می گیرند و بعضی ها هم حضرت عزرائیل؟ و سوال بعد اینکه وقتی ائمه مقام حضرت عزرائیل را دارند می شود دیگر کاری به حضرت عزرائیل نداشت و رفع هر تعلقی را از ائمه خواست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام نوری ائمه «علیهم‌السلام» از همه‌ی فرشتگان مقرب، بالاتر است ولی ائمه، ابعاد گوناگونی دارند که در هر بُعدی مطابق همان بُعد عمل می‌کنند. مثل بُعدی که نیازمند به غذا هستند و یا بُعدی که نماز می‌خوانند تا قرب الهی نصیب‌شان شود. و یا جناب عزرائیل آن‌ها را قبض روح کند. از این جهت باید هرکدام از ابعاد ائمه «علیهم‌السلام» را در جای خود مدّ نظر قرار داد. موفق باشید

28780
متن پرسش
سلام و عرض ادب: بنده جوانی هستم و شاید از بنیان به دین اسلام و تشیع اعتقاد راسخ نداشته باشم از شما در خواست دارم راهی را برای شناخت صحیح تفکرات اسلام و تشیع اعم از معرفی کتاب یا... برای من معرفی کنید تا به دور از هر تعصب و تلقین مبلغین دینی و.... آزادانه انتخاب کنم که چه مسیری را در ادامه حیات پیش ببرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت در همین رابطه برای جوانان عزیز تنظیم شده است. پیشنهاد اولیه‌ی ما مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و پس از آن کتاب «آشتی با خدا» می‌باشد که البته هر دو روی سایت هست. http://lobolmizan.ir/book/1188/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF

و آدرس کتاب «آشتی با خدا» http://lobolmizan.ir/book/1187/%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86

موفق باشید

28756
متن پرسش
با عرض سلام به استاد گرامی: بنده می‌خواهم بدونم چه کار کنیم که نفس ناطقه از عالم کثرت به وحدت برسد از چه روشی عملی کنیم؟ بنده شنیدم با نفس ناطقه می توان آینده را تصرف کرد مثلاً خود فرزند می خواهد در آینده در خارج از کشور به دانشگاه برود و پدرش اجازه نمی‌دهد می گوید باید در کشور خودت به دانشگاه بروی پدر چندین سال مونده فرزندش به دانشگاه برود در آینده تصرف کند در کشور خودش به دانشگاه برود همین سال پدر از دنیا برود آیا خواسته پدر و یا فرزندش در آینده تحق پیدا می شود؟ روح مومنان در برزخ آزاد هستند می توان در برزخ آینده فردی تصرف کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور در برزخ، انسان متوجه نیازهای اصیل می‌شود و لذا عموماً از این نوع تقاضاها منصرف می‌گردد. موفق باشید

28772
متن پرسش
سلام علیکم: آیا رشد فساد و تباهی و ستم از نشانه های حتمی ظهور بقیه الله الاعظم (عج) است و حتما باید فساد تشدید شود و عرصه برای تحقق دیانت و قسط سخت شود؟ چون بعضی اساتید اشاره کرده اند بعضی از این روایات مربوط به شب تاریک و ظلمانی و قبل از طلوع فجر صادق پیش از ظهور حضرت و حضور ملتی است که مسیر را برای قیام جهانی فراهم می‌کند و حتی شهید آوینی آن فجر صادق را انقلاب اسلامی و حضور حضرت امام (ره) می‌دانند و معتقدند این روند ظهور و بروز ستم گرچه وجود دارد ولی به سبب ظرفیتی که ایجاد می‌شود، اراده تحقق قسط ایجاد می‌شود و تا حدی محقق هم می‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد وجود این فسادها و تباهی‌ها در این شرایط که بحمدللّه رهبر انقلاب، سکّان انقلاب را در دست دارند امری است ضروری، تا جبهه‌ی توحید از این آلوده‌ها و الودگی‌ها پاک شود و انقلاب با قدرتی که در ذات خود از خود نشان داده این طوفان‌های آلوده را از سر به در کند و با پاکیِ تمام در آینده‌ی خود حاضر شود. موفق باشید

28763
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بعضا صحبتهای شما رو گوش میدم و براستی در این بی قراری که با آن  اسیرم  تنها چراغ روشن است. استاد گفتید که بایستی به آنچه که پروردگار برایمان مقدر کرده آرام بگیریم. اما پذیرش این اصلا آسان نیست. من خود شخصا همیشه سعی بر این داشتم که  به نوعی از این تنهایی در بیایم ولی مدتهاست که تنهایی بسیار دارم. این موضوع مثل یک نیاز در پس زمینه فکر من هست و اجازه رشد به من نمی‌دهد. خارج از کشور بودم با خود فکر کردم به خاطر ازدواج با فردی هم عقیده به ایران باید برگشت، ایران امکان بیشتری هست. برگشتم  اما ایران بواسطه شغلم سر از جایی دراوردم که تنهای تنها هستم. به لحاظ خانوادگی با این تنهایی غیر هضم شدنی چه کنم؟ خیلی دوست داشتم که غنا داشتم و برایم تنهایی مهم نبود دوست داشته شدن مهم نبود، چه کنم درگیرم هنوز. لطفا راهنمایی کنید و دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست ولی چیز بدی هم آن را به حساب نیاورید. به هر حال به یک معنا «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». به نظرم خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. از ورزش و تواناکردن بدن و استوار نمودن آن غفلت نکنید. موفق باشید

28760
متن پرسش
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر: مباحث و سوالات زیادی از خدمتتون استفاده کردیم. خواستم برای آنکه بهره از ارتباط با شما زیاد باشه راهنمایی از شما بگیرم. در نظر داشتم چله ای بگیرم برای یکم پاکسازی درون، دستورالعملی، کاری موردی بفرمایید. ان شاء الله در این مدت انجام بدیم. تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۸۷۵۴ عرض شد در زمان مناسب، آری! با تدبّر در قرآن و دنبال‌کردن روایات در منابعی مثل «اصول کافی» و «تحف‌العقول» می‌توان چله‌گرفتن را بارور کرد. موفق باشید

28738
متن پرسش
سلام سوال ندارم: می‌خواستم بگم رهبر واقعا چه انسان عزیز و بزرگی هستن. که به آمال و آرزوهای یه جوون. هر وقت خسته و نا امید میشم کافیه یه سخنرانی کوتاه ازشون بشنوم. سرشار از امید، منطق، صداقت، حقیقت، مهربانی، رافت، چقدر آدم آروم میشه و قوت قلب پیدا میکنه خودشون چه جوونی و روزای سختی رو پشت سر گذاشتن نا امید که نشدن هیچ چقدر قوی و محکم و زیبا ادامه دادن و این واقعا در روحیه من جوون موثره. تو هر زمینه ای سر رشته دارن و چقدر موفق بودن تو زندگی. خوش به حالشون یه جمله رهبر از چندین توصیه روانپزشک حقیقی تره چون خودشون خیلی عمل میکنن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند ایشان را برای هدایت بشر در این تاریخ پرورانده است و بدین لحاظ انسان باید با توجه به ایشان، راه‌های خدایی که خداوند در این زمانه در مقابل ما گشوده است را، بیابد. از مطالعه‌ی کتاب «خون دلی که لعل شد» و کتاب «شرح اسم» که قصه‌ی پروراندن خداوند را می‌توانید در آن‌ها بیابید، غفلت نکنید. موفق باشید

نمایش چاپی