بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سلوک دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24607
متن پرسش
شرط نجات در عالم آخرت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت شریعت الهی و لاغیر. موفق باشید

24605
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: استاد سوال ۲۴۵۸۱ برایم روشن نشد بحث بر سر زندگی شخصی نیست چرا که قطعا استاد پناهیان معتقد به اتراف و اسراف در زندکی شخصی نیستند مسئله ای که برای ما مشکل شده دو نگاه است که شما با روایاتی می فرمائید به کفاف قناعت کنید ایشان با روایاتی می فرماید به کفاف قناعت نکنید. سخن این است که استاد پناهیان می فرماید بقای حق و اسلام و مسلمین در این است که ثروت در دست کسانی باشد که حق را می شناسد یعنی بچه های مومن و مذهبی اما شما می فرمائید بچه های مومن و مذهبی به رفع نیاز و کفاف قناعت کنید. و جالب این که هر دو به دین نسبت می دهید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم، بالاخره نمی‌توانیم از روایات کفاف در امور شخصی بگذریم. لذا باید ثروتمندشدنِ افراد متدین را در راستایِ کمک به جامعه قبول کرد و به نظر بنده این کار لازمی است. موفق باشید

24598
متن پرسش
سلام: تسلیت عرض می کنم بابت مصیبت وارده. غرض از مزاحمت، جهت رفع وسواس فکری، نگرانی های شدید و خوف و حزن، پیگیری چه موضوعاتی را پیشنهاد می فرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

24576
متن پرسش
سلام و رحمت خدا: ببخشید استاد، جسارتاً نام اون دانشمند سوئدی که در کتاب جایگاه رزق انسان در هستی ازش نقل و قول کردین چیه؟ و اگر بخواهم یک کتاب ازشون بخونم پیشنهاد شما چی هست؟ مممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در مجله‌ی «کیهان فرهنگی» شماره‌ی ۱ و ۲ آن را مطالعه کردم و به کلّی نام او را فراموش کرده‌ام. کتاب‌های آقای دکتر سید حسین نصر می‌تواند در این رابطه با شما سخن بگوید. موفق باشید

24572
متن پرسش
سلام: چرا نباید ظاهرمان انگشت نما باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد چیزی نیست که لازم باشد سؤال بفرمایید. خودتان می‌توانید در موردش فکر کنید. موفق باشید

24581
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد طاهرزاده حفظه الله لطفا ویدیوی زیر را تماشا کنید. آیا این صحبتهای استاد پناهیان تحت عنوان به اندازه نیازت پول در نیار و حتما بچه مذهبی ها باید پول دار باشند. در تضاد آشکار با مشرب فکری شما نیست که تاکید دارید رزق در حد کفاف کافی است و طلب رزق بیشتر امری پسندیده نیست و تمام دعاهای وسعت رزق را به کفاف تقلیل می دهید. از پاسخ و تحلیل سخنان استاد پناهیان متشکرم. التماس دعا لطفا پاسخ را در سایت بگذارید احتمال دارد ایمیلم باز نشود. اگر لینک زیر باز نشود با سرچ عنوان بالا صحبتهای ایشان در آپارات یافت می شود. https://www.aparat.com/v/fn2lU
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فرمایشات را قبلاً دیده‌ام. احتمالاً استاد در رابطه با زندگی فردی منظورشان نیست زیرا بنا ندارند روایاتِ کفاف را نادیده بگیرند. موفق باشید

24554
متن پرسش
سلام: آقا من نمیتونم با این مردم و بعضی از چیز های این دنیا ارتباط درست بگیرم و گه گداری در عالم بی کران من غرق می شوم و با عالم همراه. چه کنم بی تجربه ام و می ترسم مردم کم کم در مورد من فکر هایی بکنند و باعث گیر شدن به آنها بشوم و شغلم هم سفر هست و همسفر هم گهگداری دارم و براشون سوال شده و من لال می شوم. می شود آیا با وجود اینکه تازه به لطف خدا، ان شاءلله «من» را پیدا کردم و چیز هایی می بینم در جهان، ارتباطی بگیرم و اینجا هم باشم اما من کامل من باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اهل معنا آن است که با مردم به سر ببرد و رعایت حال مردم را بنماید و به اصطلاح، در ظاهر خوشرویی خود را حفظ کند هرچند در قلبشان غوغاهایی باشد. موفق باشید

24549
متن پرسش
سلام استاد عزیز: من یه جوان ۲۵ساله روستایی هستم که خدا رو شاکرم که توسط فضای مجازی تونستم با شما و امثال شما آشنا شم و الان مثل تشنه ی آبم نسبت به کتابهای شما. البته کتابهای شما رو کامل نخوندم. میخوام تهذیب نفس کنم. به نظر شما اشکالی نداره برای مدتی از اینترنت (که قتلگاهم شده) کاملا جداشم و اخبار سیاسی رو خیلی پیگیر نباشم جز از رسانه ملی، تا اینکه یه تخلیه ذهنی و ریاضت و مبارزه با نفسی داشته باشم؟! البته نیاز دارم ذهنم رو پاکسازی کنم و سبک زندگیم رو که داغونه درست کنم، عادتهامو تغییر بدم؟ یعنی یک مدتی بیخیال همه چی شم. چون احساس پوچی، عدم انسانیت می کنم و کلی عادتهای نابود کننده رو که متوجهش شدم + یک گناه کبیره که به محض داشتن نت مرتکب میشم. شما برای من چه پیشنهادی دارید؟! الان اولویت من چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. فکر می‌کنم همین مطلبی که به قلب جنابعالی رسیده است از انوار هدایت الهی باشد. موفق باشید

24559
متن پرسش
با اهداء سلام محضر استاد: آیا بیمه خودرو و امثال این امور شرک محسوب می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. شاید بتوان توجیهی دیگر برای آن داشت. از آن مهم‌تر آن قسمتی را که قانوناً اجبار کرده است به اعتبار رعایت قانون باید انجام داد. موفق باشید

24555
متن پرسش
با سلام: آیا امکان دارد شخصی با ایجاد وسوسه در فرد دیگری، مستحبات آن فرد را از آن خود کند؟ و آیا آن فرد با عدم انجام مستحبات می تواند دفع وسوسه کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. هرکس در گرو اعمال خود است. در مورد دفع وسوسه کافی است که دستورات شرع رعایت شود و توکل به خدا و دوری از دنیا فراموش نگردد. موفق باشید

24533
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: در کتاب «خویشتن پنهان» فرموده اید با نماز شب خود را از کثرات آزاد کردند، خود را از کثرات آزاد کردند به چه معناست؟ و چه چیزهایی باعث آزاد شدن از کثرات می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجوع به حضرت احد، انسان را از سیطره‌ی کثرت و اصالت‌دادن به آن آزاد می‌کند. موفق باشید

24520
متن پرسش
سلام: اگر به مد و زیبایی خود برسیم و به جنس مخالفمان بی توجه باشیم و فقط برای خودمان تیپ بزنیم چه اشکالی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ظاهرِ انسان انگشت‌نما نباشد. موفق باشید

24518
متن پرسش
به نام خدا سلام استاد روزتون بخیر. یه سوال داشتم. آیا دلیل وجوب نماز آیات ترس غالب مردم است؟ وقتی در مورد خسوف و کسوف ما علم داریم که دلیل این اتفاق چیست و یک امر طبیعی است چرا باید نماز آیات بخوانیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در این مورد باید به نکات دیگری نظر داشت و آن این‌که غفلت مردم از نظم عالَم به عنوان آیات الهی موجب تقلیل رحمت حضرت حق می‌شود که آثار آن را در وقوع زلزله یا خسوف و کسوف می‌یابیم و نماز آیات، برگشت به پاسداشتِ رحمت حق است. موفق باشید

24500
متن پرسش
استاد سلام: پوشیدن کروات در مجالس رسمی چه اشکالی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم فقهی آن را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید. به نظر بنده شأن ما را از هویت دینی و قومیتِ ایرانی‌مان فرو می‌کاهد و وجهِ تقلیدی به ظهور می‌آورد. موفق باشید

24478
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تشکر: استاد عزیز در کتاب شریف تحف العقول از امام صادق سلام الله علیه نقل شده است که «فو الله لاتنال ولایتنا الا بالورع و الاجتهاد فی الدنیا و مواسات الاخوان فی الله» لطفا در صورت امکان توضیحی در مورد «ورع» و «مواسات» بفرمایید احساس می کنم ظرایفی دارد که زبان چون شمایی باید شنید. متشکرم خدا حفظتون فرماید و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قصه بسیار روشن است؛ غیر ممکن است کسی نسبت صحیحی با اولیاء ‌معصوم بر قرار کند بدون آن‌که در راستای رعایت احکام الهی از یک طرف تحت عنوان ورع و تلاش برای تعالی بخشیدن به روح و روان خود و از همه مهم‌تر زیر پا گذاشتن خودخواهی‌های خود و برداشت‌های شخصی‌اش در مقابل برادران ایمانی. آری در یک کلمه کسی به ولایت اولیاء‌ معصوم نایل نمی‌شود مگر آن‌که از یک طرف حق الله و حق النفس و حق الناس را جدی بگیرد. امروز متأسفانه حقوق شهروندی به بهانه‌های مختلف نادیده گرفته‌می‌شود و همین منجر می‌شود که نتوانیم علاقه‌ی لازم به آن نوع زندگی که امامان معصوم در مقابل ما می‌گشایند داشته‌باشیم. موفق باشید

24482
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت رهسپار حرم امن الهی هستم بی هیچ لیاقتی و با دست خالی متحیرم و ناتوان از اینکه بدانم در آن مقام پر از فیض چه طلبی داشته باشم. در روایت هست که روا نیست از خدا جز خدا را خواستن. اصلا زبانم بند آمده و عقلم یاری نمی کند که براستی بزرگترین خواهش در آن زمان و آن مکان چه می تواند باشد؟ استاد شاگرد خوبی براتون نبودم حلالم کنین، دعا کنین. دعاگوتونم حتما. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید موفقیت برای جنابعالی دارم. بد نیست سری به دو جزوه‌ی «حقیقت حج» و «وظیفه‌ی حجاج پس از برگشت» بزنید. موفق باشید

24468
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: در سایت دیدم بعضی از دوستان راجع به استاد پناهیان سوال پرسیده بودن و .... مثلا موضوع مکارم اخلاقی که بعضی از دوستان گفته بودن استاد فلان گفته ...ایشون یه سخنرانی دارند که قسمتی ازش میگن: «اخلاق بدون خدا» یک فریب است؛ چون هیچ وقت به اوج نمی‌رسد و فراگیر نخواهد شد. رسول خدا (ص) برای اخلاق حداقلی مبعوث نشد، بلکه برای تکمیل اوج مکارم اخلاق آمد که همان خداپرستی است. راجع به ادله ضعف حدیث «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» به لینک زیر رجوع شود. http://panahian.ir/post/3545 ممنون از استاد و همکارانشون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که «اخلاق بدون خدا» یک فریب است. موفق باشید

24470
متن پرسش
سلام علیکم: استاد خیلی مشتاق دیدار شما هستیم. خدا را شکر اگر توفیق دیدار حضوری شما را نداریم با صوت ها و شرح های حضرت عالی مانوس هستیم. استاد سوالی داشتم خدمت شما بزرگوار.به توفیق الهی چند بار حالت هایی در نماز داشتیم یا در هنگاه مطالعه چیزهای نابی خدا به بنده ی حقیر نشان داده. این دومین مرتبه است که برایم پیش می آید. وقتی این حالات را به رفقا و هم بحثی های خودمان که با هم پنج نفریم و مباحث شما را با هم کار می کنیم، بعد از گفتن همچین زمین میخورم که اصلا نمیتونم بلند کنم خودم را. دفعه قبل نزدیک به سه ماه طول کشید انگار خدا از بنده روی برگردون و شیطان سوار شد و هر طرف که خواست بنده را برد. الان هم یک هفته ای می شود که دوباره یک حالت در نماز را برای دو نفر از رفقا که یکیشون حکم استاد ما را دارد گفتم و دوباره همون طور شدم. به طور مثال بدترین گناه را هم انجام میدم اصلا انگار نه انگار نه عذاب وجدانی نه هیچی انگار زبونم لال خدا روی برگردونده. می خواستم بدونم مشکل که پیش میاد از این موضوعه یا چیز دیگه ای تو کاره؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چه در این راه نشانت دهند. گر نستانی به از آن‌ت دهند. راه را ادامه دهید و به این حالات اهمیت ندهید. موفق باشید

24473
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: استاد در این چند سال چندین بار به قصد مبارزه با نفس برنامه برای خوردنم ریختم و سعی در عمل داشته ام. اما باز مدتی جا زدم حالا باز شروع کردم. اما هنوز برام عادی نشده کنترل و سخته! کی برام عادی میشه؟ چطور؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با کم کردن آرزوهای دنیایی و کم کردن حرّافی‌ها و کینه‌ از افراد، کار جلو می‌رود. موفق باشید.

24465
متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر: بنده پُرم از علاقه به مطالعه و کار های مفیدی که بارها و بارها برای خودم برنامه اش را چیده ام. در انبوهی از خواسته ها و آرزوی کارهایی هستم که همگی برایم شدنی و ممکن هست ولی به شدت تنبلی به انجام و عمل دارم. بفرمایید چه عزمی کنم و چطور گرد غفلت و کسالت را از خود دور سازم و به چه عملی دست زنم که به خود بیایم؟ گر چه می دانم احتمالا جواب، عزم جدی است و شاید پاسخ شما را بارها شنیده باشم، اما حقیقتا نیازمند تذکر جدی و موعظه ی حکیمانه ی شما هستم. با سپاس. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌هایی را در مقابل‌تان بگشاید. موفق باشید.

24456
متن پرسش
سلام استاد: چند وقت پیش زیارت امام رضا علیه السلام نصیبم شد از حضرت خواستم که از طریق شما هدیه ای چیزی عنایت بفرمایند، سه چهار بار هم ازتون سوال کردم ولی پاسخی دریافت نکردم، با خودم گفتم شاید حضرت علیه السلام دست خالی من رو باز گردونده باشه. دیدم نه نمیشه آقا خیلی کریم تر از این حرفاست که کسی پبشش بره و ازش هم درخواست بکنه او دست خالی برش گردونه، استاد لطفا یه توجهی بفرمایید. ببینید آقا امام رضا علیه السلام چیزی داده اند که داده اند ان شاءالله لطفا بببنید چیزی به نظرتون میاد خواهشا، متاسفانه جواب ایمیل ها رو نمی تونم دریافت کنم اگه مقدورتون هست جواب رو روی سایت بزارید، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این برخورد که چیزی از این طریق پای امام عزیزِ رئوف‌مان بگذاریم درست نیست. همین‌که از برکات زیارت آن امام همام بهره‌مند شده‌اید، کافی نیست؟ چه چیزی بالاتر از آن که او ما را لایقِ زیارت خود کرده است. آری! زیارت امام معصوم. موفق باشید

24459
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱) دلتنگی و غم درونی در موقع فراق و جدایی از حرم ائمه و حضرت معصومه (س) را چه باید کرد؟ خیلی سخت است این جدایی و دل کندن، مخصوصا اگر مدتی میهمان آن حضرات بوده باشی. کمی شرح دهید. ۲) در موقع اوقات دلتنگی و غربت قلب چه اعمال و اذکاری را برای رجوع به حضرت حق پیشنهاد می کنید؟ آیا این دل تنگی علت خاصی دارد؟ ممنون
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با عبادات خود را به اولیاء‌ معصوم که مظهر عبادت الهی هستند در مأوای سایه‌ی وجود آن‌ها قرار دهید. ۲. ذکر «لا اله الا الله» ذکر محبوبی است و یاد محبوب را در جان زنده نگه می‌دارد. موفق باشید.

24416
متن پرسش
استاد سلام علیکم: می گویند پوشیدن کروات و پاپیون چون غربی ست ایراد دارد. مگر سایر لباس های ما هویت ایرانی اسلامی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع فقهی است که اگر لباس انسان تداعیِ لباس کفار را به‌وجود آورد استفاده از آن جایز نیست. امروزه امثال کت و شلوار دیگر لباس قوم خاصی به حساب نمی‌آید. موفق باشید

24389
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد سینه ام تنگ شده بذارید درد و دل کنم مطمئن هم هستم با دعای شما و مخاطبان خوب این کانال گره ما باز میشه استاد جان به ما میگن ازدواج کنید دینتون کامل بشه، حدود ۶ماهه ازدواج کردم احساس می کنم هرچه حال معنوی بود رفته، اعمالم کلیشه ای و بدون ذره ای روح شده، نه نماز شبی، نه خلوتی، نه بی توجهی به دنیا، نه بیداری سحر، نه نافله باحالی، الحمدلله درآمدم خوبه اما همین درامد هم بلای جانم شده، من که از دنیا و ظواهرش روزی متنفر بودم، دغدغه ام شده چرخیدن و نمای ساختمانها مقایسه کردن، خانه ام این مدل بسازم یا آن مدل، شیک بودن و جلب توجه کردن به جانم افتاده، آرامش و بی توجهی به دنیا همش رفته، خانواده خانمم مذهبی هستن اما غیبت کردن و حرف این و آن زدن و ظواهر مادی و مقایسه کردن ها و ظواهر برایشان عادی و مهم هست، ما که نزدیک آنها ساکن شدیم این بلا به جان من هم افتاده. قسطها و بیمه ها و بدهی ها تمام ذهنم مشغول کرده، شب می خواهم چند ساعت زودتر بخوابم سحر دو رکعت نماز و نافله ای بخوانم& تا نگاه می کنم شب نشینیه، ساعت ۱۲/۵ شده حالا آماده خواب میشیم خانم که روزا خوابه تازه سرگرمی هاش شروع میشه، تلوزیون، ظرف شستن، واتس آپ و هزار برنامه. ساعت ۱/۵ تا ۲ تازه بخوابیم، خیلی هنر کنم نیم ساعت بعد اذان بیدار بشم، بعضی روزا هم خیر سرم آفتاب بلنده و بیدار نشدم. ۳ ساله رو کتاب معاد و بازگشت به جدیترین زندگی درجا می زنم هنوزم صوت ۳۰ جلسش مونده، رغبت به کسب معرفت ازم دور شده. مسجد میرم نمازام منتظرم تموم بشه و برم دنبال هیچ و پوچ. خانم فکر کردیم مذهبی درجه یک هست، حافظ کل قرآنه ولی یک بار سراغ قرانش نرفته، فقط نماز و روزه، کارش شده سایتها و مدل ها زیر و رو کردن، حرف این و اون زدن، می ترسم روز بروز رنگ معنویت از زندگیم دورتر بشه، استاد سرتون رو درد آوردم شرمنده، راه کاری بدید، سخنی با ما بگید دل تنگ ما فراخ بشه و در پی بهجت سر از پا نشناسه. استاد ما همیشه بعد از پدر و مادرمون تو دعاهامون اسم شما را می آوریم چندین ساله. یا علی، عبد تشنه رو دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال خودتان باید زندگی خود را در اختیار بگیرید و مطابق برنامه‌ای که از طریق دین به خودتان می‌دهید؛ برنامه‌های قوه‌ی واهمه را کنترل کنید. مؤمن باید برای هر چیزی تعریف داشته باشد حتی برای شب‌نشینی، نه آن‌که بگذارد هرچه پیش آید، خوش آید. موفق باشید

24384
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار. حقیر در حالتی قرار دارم که در محل کار و یا محافل خانوادگی افرادی شروع به اشکال در دین و حکومت اسلامی می کنند. و با ندایی درونی سکوت می شکنم و به مدد الهی در بیشتر موارد آنها را متقاعد می نمایم. اما آنها با اشکال و شبهه ای جدید در روز بعد به همان منوال ورود به بحث و جدل می نمایند و پاسخ مجدد من در طی چندین سال مرا خسته کرده، و وجودم را می آزارد. از طرفی سکوت نمی توان کرد و از طرفی با شروع بحث با این انسانها (که تعدادشان هم بسیار زیاد شده) دلگیر و مبقوض می شوم. از طرفی در کتاب رمضان دریچه رویت در باب شرط رسیدن به روزه واقعی لذت سکوت و بیان داستان حضرت مریم مرا به شدت به چالش کشید، چه کنیم؟ با زخم زبان ها، با کجی ها، با دغدغه اثر گذاری بر قلوبی که شاید بیدار شوند، با سکوتی که در نشکستنش لذت و در شکستنش قبض حاصل می شود. چه کنیم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها وقتی که انسان‌ها مایل و آماده‌ی شنیدن حقیقت باشند باید با آن‌ها در این موارد سخن گفت وگرنه موجب مراء خواهد شد که در آموزش‌های دینی ما از آن نهی شده است. در هر صورت اگر زمینه‌ی هدایت طرف مقابل نیست و گرفتار ذهنیات لغو خودش می‌باشد، در این موارد به ما فرموده‌اند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» یعنی چون با سخنان لغو روبه‌رو شدید بزرگوارانه از آن بگذرید. ملاصدرا «رحمةالله‏ عليه» در دومين نكته از نكات نشانه‏ هاى الهام ملك و وسوسه شيطان مى فرمايد: «جدال و ستيز و نظرنمايى همه از وسوسه‏ هاى شيطانى است و دقّت و آرامش و تدبّر، نشانه الهام ملك است، همچنان‏كه بى حوصلگى در درك معارف الهى ريشه در وسوسه‏ هاى شيطانى دارد». خودتان تجربه كرده‏ ايد كه روحيه شيطان، ستيز است و خودنمايى. او در مقابل خداوند كه فرمود به آدم سجده كن، گفت: «انَا خَيْرٌ مِنْه»؛ من بهتر از آدم هستم، چون من از آتشم! هر وقت ديديد دغدغه توجه به حق و اطاعت از حق نداريد، بلكه دغدغه استعلاء و بزرگ‏ كردن خود را داريد تا با بزرگ‏ كردن خود از سبك‏ شدن خود جلوگيرى كنيد، بدانيد كه كارتان شيطانى است و حتماً سبك مى شويد، چون خداوند در مقابل اين كار به شيطان فرمود: «انَّكَ رَجيم»؛ تو از مقام قدس و كرامت بيرون شدى. در روايت از حضرت اباعبدلله عليه السلام داريم: «هر كس مجادله و ستيز را ترك كرد، در واقع ايمان خود را محكم كرده و همراهى دين خود را نيكو داشته و عقل خود را صيانت نموده».[1] چون با ترك جدال و ستيز، قلب آماده الهام ملك‏ مى شود، در آن حال انسان اصلًا جدال و ستيز نمى كند. بعضى مواقع مى خواهيد موضوعى را ثابت كنيد كه حق است، و روشن كنيد رقيب شما بر باطل است، امّا چون روش تان شيطانى است و حالت جدال و ستيز به خود مى گيريد، نتيجه لازم را به ‏دست نمى آوريد، هرچند منطق شما حق بود. در اخلاق اسلامى داريم كه ستيزه و مراء حرام است. امام صادق عليه السلام مى فرمايند: «الْمِراءُ داءٌ دَوِيٌّ وَ لَيْسَ فِي‏الْانْسانِ خَصْلَةٌ بِشَرٍّ مِنْهُ وَ هُوَ خُلْقُ ابْليسَ وَ نِسْبَتُهُ فَلايُماري في ايِّ حالٍ كانَ الّا مَنْ كانَ جاهِلًا بِنَفْسِهِ وَ بِغَيْرِهِ مَحْرُوماً مِنْ حَقايِقِ الدّين»؛[2] جدال و ستيز دردى است بسيار سخت و در انسان، هيچ خصلتى بدتر از آن نيست، و آن صفت ابليس است و منشأ اين صفت اوست، مجادله و ستيز نمى كند در هيچ حالى مگر كسى كه جاهل به نفس خود و جاهل به غير باشد، و از معارف و حقايق دين محروم باشد.» مراء و جدال ما را در معرض ستيزه‏ هاى شيطانى قرار مى دهد و قلب ما را مشغول مى كند، آن ‏وقت نور الهامات ملك در ما مى ميرد، براى همين بعد از مدّتى، عبادت شما تاريك مى شود و ديگر آن صفاى معنوى در روحتان نيست. ريشه ی ‏اين تاريكى را بايد در جدال‏ها و ستيزهايى پيدا كنيد كه شيطان شما را بر آن‏ها واداشته است. نظرنمايى؛ نيز از وسوسه ‏هاى شيطانى است يعنى بخواهيم فكر خود را به رخ بقيّه بكشيم كه اين يك نحوه «رياء» در كلام است و در قيامت به شخص مرائى يا رياكار در نزد ميزان گفته مى شود: ثواب عمل خود را از كسى بگير كه براى او آن عمل را انجام دادى. مسلّم دست او در آن حال خالى خواهد بود، و اين بلايى بود كه شيطان بر سر او آورد، چون مى خواست همچون شيطان به همه نشان دهد: «انَا خَيْرٌ مِنْه». يك ‏وقت مى خواهيم حق ‏نمايى كنيم، در آن صورت بدون مطرح كردن خود، فقط حق را مى نمايانيم و هر چه كمتر خود را مطرح كنيم، بهتر توانسته‏ ايم حق را بنمايانيم. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم خودِ حق برايشان مهم بود و نه استعلاى بر بقيه. حق به‏ خودى خود استعلاء دارد، ولى آن استعلاء و برترى كه ما براى خودمان اراده كنيم براى‏ ما ستيز و شيطنت به همراه مى آورد، ولى اگر خود را زير پا بگذاريم و برتر بودن حق را اراده كنيم برترى حقيقى كه همان حق است در صحنه مى ماند. «كَلِمَةُاللهِ هِيَ العُلْياء»[3] يعنى كلمه و سنّت «الله» تنها و تنها برتر است و بايد انسان‏ها برترى خدا را بخواهند، نه برترى خود را، اگر برترى خود را خواستند، در واقع از برترى حقيقى جدا شده و گرفتار پستى و خوارى شده‏ اند. كسى كه اهل ستيز و جدال است، عملًا خوارى و پستى را طلب كرده است. اگر برترى حق را بخواهيد در مقام تواضع قرار مى گيريد، ولى اگر برترى خود را خواستيد همان برترى، شما را خراب مى كند. مثل اين است كه شما آب را مى خواهيد تا خانه مردم را خراب كنيد، شما عملًا خود آب را نمى خواهيد، بلكه خرابى خانه مردم را مى خواهيد، ولى اين خراب كردن را از طريق آب انجام مى دهيد، اين ديگر آب‏ خواستن نيست، همچنان‏كه برترى خود را خواستن، برترى نيست، برترى ما به عبوديت ما است، خداى ما كه برترى اش در قلب ما براى ما پيدا شد و عظيم بودن او براى ما جلوه كرد، اين بايد براى ما شيرين باشد و نه برترى خودمان. اين از بحث‏هاى دقيق انسان‏شناسى است كه لازم است در جاى خودش دنبال شود. همین‌قدر بدانید که «مراء» ما را از گفت‌وگوهای ثمربخش محروم می‌کند. موفق باشید

 


[1] ( 2)-« مصباح‏الشريعه»، باب مراء، حديث دوم.

[2] ( 1)-« مصباح‏الشريعه»، باب مراء، حديث اوّل.

[3] ( 1)- سوره توبه، آيه 40.

نمایش چاپی