بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سلوک دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20903
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. من این حدیث برام سنگینه که فرموده اگر انسان به پدر و مادرش نگاه غضب آلود بکنه تا چهل روز نمازش قبول نمیشه. آخه پدر دوستم خیلی بد اخلاقند خرجی نمی دهند. اونو از خونه بیرون کردن. اونوقت بهشون نگاه غضب آلود بکنه نمازش قبول نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید انتظارات خود را از والدین کم کنیم. به جهت این‌که منشأ وجود ما در این عالم هستند، به ما فرموده‌اند به آن‌ها احترام بگذارید. موفق باشید

20885
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز آقای طاهرزاده: استاد بنده چند ماهی هست که نامزد کردم و خودم هم طلبه هستم. موضوعی که در این چند وقت به شدت من رو درگیر کرده مسئله اختلاف نظر و اختلاف سلیقه بین مادر بنده و همسر بنده است. استاد بنده متوجه هستم نه دل مادر باید بشکند و نه دل همسر و هر دو در جایگاه خود برای بنده ارزش و احترام دارند. اما استاد سوالم این است که کدام در اولیویت هستند و من در بعضی از شرایط باید چه کنم به خانم خودم نه بگویم یا به مادر خودم ؟ استاد بعضی از بحث ها موضوعاتی است که اصلا من نباید درگیر آن ها شوم ولی مادرم و یا خانمم من را درگیر می کنند به طوری که تمرکز برای فکر کردن و مطالعه درست از بنده گرفته شده و عبادت های من هم دائم با این مشغله ها همراه هست. استاد چه کنم شما راه حلی برای بنده قرار دهید که بنده با آرامش و نشاط بتوانم این موضوعات رو حل کنم و خودم و ذهنم درگیر آن نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر حقی است که هر کدام دارند. ابتدا هر دوی آن‌ها را از این نگرانی درآورید که خداوند برای هرکدام حقی قرار داده و شما حق هرکدام را در حدّ توان ادا می‌کنید، تا هیچ‌کدام انتظار نداشته باشند به خاطر یکی، حق دیگری را نادیده بگیرید. موفق باشید

20888
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و تبریک اعیاد: با توجه به انتقادات بعضی از اسلام شناسان و متفکران به مسأله بیمه خواستم نظر دقیق تان را در این موضوع بدانم. آنها اشکالات بیمه را اینطور بیان می کنند: بیمه مخالف با روح شریعت است و مسلما دوره ظهور حضرت حجت (عج) و بوجود آمدن مدینه فاضله به این صورت نخواهد بود. چون روحیه ای که شریعت از ما می خواهد روحیه تعامل مومنین با هم است یعنی اگر در جایی هم مشکل خوردند به یکدیگر رجوع کنند و از هم کمک بخواهند. پس یکی از معضلات بیمه این است که مومن و مسلمین نسبت به آگاهی از اوضاع دیگران بیگانه می کند. در حالی که فلسفه ی بسیاری از دستورات شرع مخصوصا دستوراتی که به صورت جمعی سفارش شده این است که از اوضاع و احوال هم باخبر شویم تا اگر مشکلی بود و ما توان حل کردنش را داشتیم، دریغ نکنیم. مشکل دیگر بیمه این است که جرم و جنایت بوسیله بیمه رواج پیدا می کند و راه را برای مجرمین و خلافکاران باز می گذارد به بهانه اینکه بیمه می باشد. و همچنین جان انسان ها بی ارزش می شود و با انسان ها به عنوان یک کالا برخورد می شود. (مثل برخورد بی شرمانه وزیر دوره قبل در قبال حادثه واژگونی و آتش سوزی قطار که گفت مشکلی نیست. آنها بیمه بودند.) مثلا کسی که از دیگری کینه ای دارد و می خواهد تلافی اش را در بیاورد، بوسیله اتوموبیلش صدمه جانی یا مالی به آن فرد می زند با این توجیه که ماشینش بیمه است و خسارت را بیمه پرداخت می کند. یا اینکه بیمه تامین اجتماعی مثلا، باعث بوجود آمدن آرزو های طولانی و امید داشتن به این اهداف دور و دراز می شود چون برای بعد از بازنشستگی اش بدردش می خورد. تازه بحث اینکه بیمه ها آیا واقعا خدمت می کنند یا اینکه پول های هنگفت به جیب می زنند و مردم را سرکیسه می کنند یا اینکه چند نفر از کسانی که تحت بیمه اجتماعی هستند به دوران بازنشستگی می رسند تا حقوقشان را دریافت کنند و با مرگشان پول هایشان عملا پوچ می شود را مطرح نمی کنم. استاد!علاوه بر اینکه نظر خودتان را بیان می کنید، نظرتان را درباره همین متن هم بیان کنید. اگر غلطی در آن وجود دارد متذکر شوید. خیلی ممنون از بزرگواریتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیاری از نکاتی که می‌فرمایید به نظرات بنده نزدیک است و قبلاً هم در این مورد عرایضی شده است مثل جواب سؤال‌های ۱۱۳۶۴ و 6000 . می‌ماند که اولاً: موضوع پس‌انداز که در اسلام هم مدّ نظر است به همان معنایی که حضرت علی‌ «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «کن لدنیاکَ کَاَنّ تعیش ابداً». لذا می‌شود بیمه را از یک جهت به معنی پس‌انداز دانست، ثانیاً: فعلاً بیمه‌ی شخص ثالث یک قانون اجباری است، وگرنه بنده هرگز به آن تن نمی‌دادم. موفق باشید

20886
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اینکه عرفا به جایی میرسن که خودشونو از همه ی مردم گناهکار تر میبینن یعنی چی؟ یعنی چه طور میشه که یه عارفی که حتی یه مکروه هم انجام نمیده خودشو از آدمکش ها و جانی ها هم گناهکار تر میدونه؟ اگه میشه منو متوجه این عالم کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وُجُودُکَ ذَنبٌ لا یُقاسُ بِهِ ذَنب» (الوافی، ج 1، ص 103.) وجود تو گناهی است که هیچ گناهی با آن مقایسه نمی‌شود. در این رابطه حتی نظر به وجود خود را در محضر حق گناه احساس می‌کنند. موفق باشید

20867
متن پرسش
سلام علیکم: آرزوی کمال قرب و سعادت دنیوی و اخروی برای شما انسان از کجا برایش یقین حاصل می شود توبه اش پذیرفته شده؟ اگر گذشته انسان پر از پلیدی باشد، از کجا برایش یقین حاصل می شود که خداوند پاک و تواب، توبه او را پذیرفته، و بعد از آن هم از او راضی شده است. شاید برای انسان توهم پذیرش یا رضایت الهی حاصل شود یا ناامیدی از پذیرش توبه و رضایت الهی. در هر صورت بهترین راه برای جبران و ادامه مسیر حق تعالی چیست؟ آیا خجالت آور نیست که بنده با این سرگذشتش آرزوی قرب در درجات بالا آن هم با شهادت بطلبد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که خداوند توفیق توبه از گناه را به انسان داده، نشانه‌ی آن است که بنا است توبه‌اش پذیرفته شود و خودش فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابين‏». موفق باشید

20847
متن پرسش
با سلام به استاد گرامی‌: من یک مشکلی‌ داشتم، بعضی‌ وقتها خیلی‌ خوب و با پشتکار و علاقه واجبات و مستحبات را به جا می‌آورم، اما بعد از یک مدتی‌ اون علاقه و پشتکار کم رنگ می شود و فقط واجبات را (آن هم نه با حضور قلب مطلوب) به جا می‌آورم. به طور خلاصه در کارم پیوستگی نیست. می‌خواستم ببینم که شما راه خاصی‌ (مثلا دعای خاصی‌، توسلی یا ..) را می توانید به بنده پیشنهاد کنید که به من کمک کند تا به طور پیوسته (حداقل پیوسته تر) در این مسیر حرکت کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. در ضمن خوب است به جواب سؤال‌های شماره‌ی 8144 و 8224 رجوع فرمایید. موفق باشید

20846
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: امروز در بسیاری از مجامع علمی این بحث مطرح است که احادیث و روایات مربوط به «حقایق نوری اهل بیت» و «طینت» که عمده آنها در بحارالانوار و اصول کافی آمده است و شما از جمله افرادی هستید که آثاری در اعتنا به این احادیث دارید، ضعیف بوده و مربوط به «غلات شیعه» است که از دوره ای به بعد بشکل متواتر بیان شده و از آنجا که غلات اهل غلو و اغراق درباره اهل بیت بودند، این روایات جعلی رو منتشر کردند. از جمله افرادی که این روایات رو مورد مناقشه قرار دادند شیخ مفید و سید مرتضی هستند. از طرفی دکتر سروش هم در این‌باره اشکالاتی آوردند که حتما شما مستحضر هستید. آقای طباطبائی هم در کتاب «مکتب در فرایند تکامل» تعریزاتی به غلات شیعه زده اند. ملاصدرا هم در شرح اصول کافی در باب احادیث طینت، سکوت کرده اند. و.... که البته قطعا شما خیلی خیلی بیشتر از حقیر به این شبهات واقفید. سئوال بنده این است که با این همه هجمه معتنابه ای که در برابر این قبیل احادیث هست و همین‌طور ثقیل الفهم بودن آنها و شبهاتی که درباره جبر و اختیار به ذهن متبادر می‌کنند، چطور می‌توان به صحت آن‌ها بشکل حصولی مطمئن شد و اساسا چه موضعی در مقابل این قبیل احادیث باید اتخاذ کنیم. معتقد بودن و نبودن آنها هر یک تبعات خاص خود را دارد. از بذل توجه شما متشکرم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر صحت زیارت جامعه‌ی کبیره را بپذیریم، تمام مضامینی که در روایات مذکور هست در آن زیارت به صراحت مطرح شده 2- اصلاً بحث سند روایات در میان نیست، عقل متوجه است که عالَم بدون انسان کامل محقق نمی‌شود و لازمه‌ی انسان کامل چنین صفاتی است تا آن‌جا که شما در زیارت جامعه خطاب به اولیاء معصوم اظهار می‌دارید: «بکم فتح اللّه و بکم یختم» آیا مقامی بالاتر از این قابل تصور است؟ موفق باشید

20837
متن پرسش
با سلام و احترام: استاد عزیز، بنده حدود پنج ماه است که زندگی مشترک خود را با همسرم شروع کرده و مثل همه خانواده ها زندگی ما هم با فراز و نشیب هایی همراه است؛ ولی مشکلی که هست عدم ارتباط موثر بنده با خانواده خانمم است تا جایی که همیشه موجبات دلخوری هر دوی ما بعد از صله رحم با آن خانواده می شود! استاد حقیقتا نه من با آن خانواده کنار آمده ام و نه خانمم با رفتار من! چه کنم که بینش من نسبت به آن ها و رفتار خانمم با بنده اصلاح گردد؟ کار دارد به جاهای باریک کشیده می شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف نیست که انسان در راستای احترام به همسرش هم که شده به خانواده‌ی همسرش احترام بگذارد و آن‌ها را دوست داشته باشد و از برکات این ارتباط که یکی از آن‌ها سعه‌ی صدر است، بهره‌مند شود؟! موفق باشید

20830
متن پرسش
سلام: سالهای گذشته در جوانی شدیدا درگیر بازیهای کامپیوتری بودم همینطور بازی می کردم و همینطور از خدا می خواستم من را رهایی بخشد و در نهایت با لطف خدا و آشنایی با شما ترک کردم و همه دم و دستگاه رو فروختم. اخیرا در حالی که دوران جوانی دارد به انتها می رسد با این موبایلهای لعنتی و دنیای بی نهایت برنامه و بازی و خبر حس می کنم دارم درگیر می شوم به طوری که هنگام مسجد آمدن به جای اینکه از درون و عالم غیب برایم گشودگی ایجاد شود با روشن‌کردن صفحه موبایل این گشودگی ایجاد می شود!! اگر روزی خدایی ناکرده موبایلم را فراموش کنم همراهم جایی ببرم احساس می کنم حبس شده ام. چطور می شود رها شد؟ جز اینکه خدا باید این چیزها را در نظر بنده پوچ و پست جلوه دهد؟ ما چکار می توانیم انجام دهیم جز دعا و عمل به دستورات دین؟ ببخشید زیاد شد. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودتان برنامه بدهید. بنا به فرمايش آیت اللّه جوادی: «همه‏ جا نرو، همه چيز نخور، همه چيز نگو و همه چيز نبين، تا حق با نور عزت و بقايش بر زندگى شما تجلى كند و همان طور كه حق باقى است شما هم به بقاء حق باقى شويد». در این رابطه بنا نیست ما هرچه می‌توانیم در موبایل‌ها دنبال کنیم، آن‌ها را دنبال نماییم. موفق باشید

20827
متن پرسش
سلام استاد: کسی که می خواهد قرآن بخواند اصلا حالش نیست و قلبش اعراض می کند و پشت کرده آن هم شدیدا، چه کند؟ برای نماز و مطالعه چه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی و کینه نسبت به افراد و ظلم به مظلوم، موجب چنین بلیه‌هایی است و همین امر موجب غفلت از وظیفه و ایجاد تنبلی می‌شود. موفق باشید

20801
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: در مورد زلزله کرمانشاه اخیرا آقای مولوی عبد الحمید موضع جالبی در خطبه نماز جمعه بیان کردند که چرا این زلزله را توجیه سکولار می کنید و مقصر را فعال شدن گسلها و طبیعت کور می دانید و علت زلزله را گناه مردم کرمانشاه می داند و حتی این نظر که این زلزله آزمایش الهی است را تخطئه می کند و این در حالی است که هیچ کدام از مسئولین ما جرئت بیان چنین موضعی که اسلامی نیز می باشد را نداشته اند و حتی به راحتی می گوید که مردم کرمانشاه باید توبه کنند به نظر شما آیا این چنین موضعی دینی نمی باشد لطفا توضیح دهید. با تشکر از شما استاد عزیز و همکارانتان در این سایت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تحلیل نمی‌تواند درست باشد. چگونه ما انسان‌ها که حقیقت قضیه را نمی‌دانیم، به راحتی مردم یک منطقه را به گناه‌کاری متهم کنیم! بد نیست در این مورد به جواب سؤال شماره‌ی 20797 رجوع فرمایید. موفق باشید

20797
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: جناب استاد زلزله های اخیر تحلیل های مختلفی رو رقم زده تحلیل از زلزله ی بزرگ تهران! یا زلزله بزرگ ایران! جناب استاد چقدر میشه به این حرفهای زمین شناسی اعتماد کرد؟ استاد نقش و جایگاه خدا توی این اتفاقات چیه؟ جایگاه دعا کجاست؟ استاد این اتفاقات باعث دلشوره میشه. استاد اگه ایران مثه ژاپن خونه سازی می کرد بازم این حوادث سنگین و به پای تقدیر می گذاشتیم؟ ببخشید که اینجوری می پرسم این سوال رو شاید خیلیا داشته باشند. خواهشا دقیق و کامل توضیح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید می‌توان موضوع را در عین ارتباط‌دادن به تقدیر الهی راهِ انتخاب انسان را برای آن‌که مقدرات خود را تغییر دهد، مسدود نکرد، به همان معنایی که در روایات داریم: حضرت علی «علیه‌السلام» از کنارِ دیوار در حالِ فروریختن خارج شدند و فرمودند از تقدیری به تقدیری یا از قدری به قضایی پناه بردم. به این معنا که اگر در سایه‌ی دیوارِ در حال خراب می‌نشستند، تقدیر ایشان آن می‌شد که دیوار به ایشان لطمه بزند. با همه‌ی این اوصاف ما باید در حدّ توان خود فعالیت داشته باشیم، نه آن‌که گمان کنیم می‌توانیم همه‌چیز را در اختیار بگیریم. موفق باشید

20779
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، می‌شود در باب این که ماده مانع حضور مجرد نیست روایاتی بیاورید؟ و سوال بعدی من این است که: انسان مثل اعلی خدا است یا مثل اسفل، در ۱۰ نکته از معرفت النفس گفتید انسان مثل خداوند است و آیه آوردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در اصول دین هم باید به دنبال روایت بود؟!! مثل آن است که بخواهید برای حقانیت اسلام و قرآن، از روایت استفاده کنید؛ در حالی‌که اعتبار روایات بعد از حقانیت دین مطرح است 2- چرا انسان مثل اعلای خداوند نباشد به همان معنایی که می‌فرماید: «علّم آدم الاسماء کلّها». موفق باشید

20776
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده 4 سال گذشته به یکباره مسیر زندگی ام تغییر پیدا کرد به لطف خداوند و کاملا دگرگون شدم در واقع تمام مطالبی که الان در جلد دوم کتاب مقالات می خوانم را خداوند به من عطا کرد (آن زمان نمی فهمیدم که آن حالات تفسیرش چیست) ولی قدر آن نفحه ی الهی را ندانستم و آنقدر سقوط کردم تا به تدریج رسیدم به سهل انگاری در نماز یومیه. استاد بعد از سیر مطالعاتی من الان شرح شما بر جلد دوم مقالات را هم تمام کردم و قلبا تمام قسمت یقظه را قبلا تجربه کردم و تصدیق می کنم قلبا، ولی الان تمام آن حالات را از دست داده ام. 1. «بزرگی می گفت اگر قدر نفحات الهی را ندانید و از دست بدهید دیگر تا آخر عمرتان آن نفحه بر نمی گردد و کسی که از راه سلوک برگردد چوب بدی خواهد خورد.»، آیا مصداق این مطلب بنده هستم؟ 2 . به نظر شما آیا خداوند به من مجددا نظر لطفی خواهد کرد یا اینکه از درگاه او مطرود شده ام؟ 3. اگر امیدی هست چه کنم تا دوباره خداوند مرا قابل بداند و نفحه ای بفرستد و قلبم را احیا کند؟ 4. در حال حاضر انگار اصلا قلبی ندارم و فقط کلی اطلاعات معرفتی و فلسفی و عرفان نظری و فقهی را جمع کرده ام که بارم را سنگین تر کرده، کلافه شده ام، اکنون وظیفه ام چیست؟، راه را گم کرده ام؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه  2- آری! باید پایداری کرد 3- عنایت داشته باشید که توهّمات قبلی بالاخره هنوز نحوه‌ای از حضور را از خود نشان می‌دهند و با پایداری نسبت به وظایف دینی، آرام‌آرام آن اوهام از تحرک خارج می‌شود 4- در همین مسیر اگر با حوصله جلو بروید متوجه می‌شوید که: «ای برادر، عقل یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

20759
متن پرسش
با سلام: اگر اسلام دین تعبدی را نمی پذیرد و تاکید دارد که اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی چرا در عمل این آموزه را به اجرا در نمی آرد شاهد آن تاکید بر گذاشتن اسامی مذهبی بر کودکان سپس آموزش اذکاری چون لا اله الا الله در سنین خاص تاکید بر ملزم کردن کودک به نماز قبل از تکلیف و ... و این در حالی است که کودک امکان تحقیق و فهم تحقیق را نداشته به راستی دختر 8 سال و نه ماه و 20-30 روزه چه فرصت و توانی برای تشخیص سره از ناسره داشته است ما پس از سالها تحقیق واقعا نتوانستیم بفهمیم کدام دین بر حق است چگونه کودک 8 -9 ساله می تواند نمی دانم. همچنین حواله دادن به فطرت و ... هم کافی نیست چون لااقل عقلگرایانی چون من قبول نخواهند کرد و دیگر اینکه فطرت نیز چون عقل صرفا کلیات را می فهمد ولی اینکه فطرت بفهمد واقعا حضرت مهدی امام بودند چگونه میسر است با این حساب حضرت حق لابد فطرت 7 ملیارد انسان دیگری که شیعه نیستند را معیوب آفریده است بنظر حقیر این مطلب که اصول دین تقلیدی نیست صرفا آموزه ایست که فقها در اول رساله وارد کرده اند و اسلام تبعیت از آبا را صرفا در بقیه ادیان مذموم می داند ولی خود به نحوی دیگر در دام آن می افتد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باورهای دینی را نمی‌توان به کسی تحمیل کرد. می‌ماند که افراد در سنین کم اگر عادت کنند به ادای تکالیف دینی، وقتی خواستند مطابق باور خود آن اعمال را انجام دهند به زحمت نمی‌افتند. این یک امر پذیرفته‌شده در روان‌شناسی است. موفق باشید

20758
متن پرسش
سلام استاد عزیز: چگونه ثابت می کنید که انسان با دست و پنجه نرم کردن در امور طبیعت شکوفا می شود؟ ۲. چه کنیم که خدای قهار حرف های اسلامی نو و مطابق زمان را بر لسان بنده حقیر جاری سازد؟ ۳. در هنگام امر به معروف و نهی منکر اگر خجالت بکشم و روم نباشه از تذکر دادم چه کنم این مشکل حل شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این‌که ثابت‌کردن نمی‌خواهد. معلوم است انسان استعدادهایی دارد که اگر به کار گیرد شکوفا می‌شود. یکی از جاهایی که باید آن استعدادها را به کار گیرد طبیعت است 2- هراندازه تفکر عمیق باشد، زبان ظهور بهتری خواهد داشت 3- امر به معروف عملی را پیشه کنید و با خیرخواهی نشان دهید که غم افراد منحرف را می‌خورید. موفق باشید

20754
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: موضوع سوال: سرنوشت حق الناس ها پس از توبه آیا برای شخصی مثل فرعون معروف یا کسانی که در تاریخ به عنوان دیکتاتورهای قسی القلب مطرح هستند امکان توبه وجود دارد؟ اگر آری پس تکلیف جنایاتی که انجام داده اند چه می شود چطور باید جبران کنند زیرا حق الناس هایی که بر گردن دارند از جمله قتل هایی که مرتکب شده اند آنقدر زیاد است که قابل احصا نیست همچنین آثار ما تاخر گناهانشان. البته مطلب زیر را خوانده ام و می دانیم خدا فعال مایشاء است اگر بخواهد می بخشد اگر بخواهد عذاب می کند ولی سرنوشت حق الناس هایی که نمی توان جبران کرد چه می شود؟ مطلب مورد اشاره: «هر گناهى، از جمله قتل با توبه قابل بخشش است، ولى از آن رو که حق ‏الناس است، پشیمانى و استغفار فقط کفایت نمى‏ کند، بلکه اگر کسى به‏ طور عمد شخصى را به قتل رسانده باشد و بخواهد توبه کند، باید خود را تسلیم دادگاه و اولیاى مقتول کند و آن‏ها اختیار دارند که قصاص کنند یا دیه بگیرند و عفو نمایند. اگر از قصاص صرف نظر کردند، یعنى او را نکشتند، بر قاتل سه چیز واجب مى ‏شود: آزاد کردن برده، سیر کردن شصت فقیر و روزه گرفتن شصت روز پى در پى. اگر برده یافت نگردد، دو تاى دیگر ساقط نمى‏ شود. اگر قتل عمدى نباشد، پرداختن دیه به اولیاى مقتول واجب مى ‏گردد، مگر این که عفو کنند. به علاوه یکى از سه امر مذکور به وجوب خود باقى است، یعنى اگر مى‏ تواند، برده ‏اى آزاد کند؛ اگر نمى‏ تواند، شصت روز روزه بگیرد؛ اگر نتواند، شصت فقیر را اطعام کند. در هر صورت راه براى توبه قاتل باز است. از روایات استفاده مى ‏شود که حتى توبه قاتل پیامبر پذیرفته مى ‏شود. زنى خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: زنى بچه خود را به دست خویش کشته، آیا براى او توبه است؟ حضرت فرمود: «قسم به خدایى که جان محمّد در قبضه قدرت او است! اگر آن زن هفتاد پیامبر را کشته باشد و پشیمان شود و توبه نماید و خداى تعالى صدق و راستى او را بداند که دیگر هیچ گناهى انجام نمى ‏دهد، توبه ‏اش را قبول مى ‏فرماید و از گناهانش مى ‏گذرد.» - برگرفته از سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی - با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه از گناه، یعنی تغییر رویکرد در آن حدّ که این انسان، دیگر آن انسان قبلی نباشد. طبیعی است که از گناهان قبلی متنفر است و آن‌چه را که می‌تواند جبران کند، جبران می‌کند و بقیه را خداوند می‌بخشد. موفق باشید

20752
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: یکی از اساتید می فرمایند: «سالک با آزار و اذیت های خلق خدا نیز به اعتبار خداوند باید کنار آید و این دردها را نیز تحفه و هدیه ای از جانب او بداند و آن را با دست خود پس نزند.» سوال: لطفاً بفرمائید منظور از (به اعتبار خداوند) چیست و چگونه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدین معنا که باید متوجه بود حکمت و مصلحتی در این امر نهفته است و گمان نکند عالم از دست خداوند خارج شده. چیزی که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در حمله‌ی صدام متوجه بودند. موفق باشید

20761
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: بنده در اربعین پارسال احساس می کردم تمام عراق محضر اباعبدالله و حضرت امیر است. امسال این حال را نداشتم البته پارسال بی ادبی کردیم و حوایج خواستیم امسال نکردم نتوانستم دعا کنم فقط گفتم هر چه صلاح میدانید از معنویت و دنیا می دانید آقا زمام امور را به دست کودک نابالغ نمی دهند اما نگرانم که امسال چه شد که برخی احوالات پارسال نبود. سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور در اختیار ما نیست. کار ما انجام وظیفه است تا خدا هرطور خواست با بنده‌اش عمل کند. موفق باشید

20739
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: من تمایل دارم در فضای مجازی برای کسب فضایل و استفاده از علم و دانش استاید و روحانیت و افراد با تجربه - رابطه داشته باشم بعضی از این افراد از جنس مخالف من هستند آیا ارتباط من با ایشان و کمک ایشان به من ایرادی دارد به تعبیری در فضای مجازی سر کلاس خصوص اساتید شرکت کردن ایراد دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید در دستگاه فکری قابل اطمینانی تفکر خود را شکل دهید، سپس به سایرین رجوع کنید، وگرنه به سرگردانی و حیرانی گرفتار می‌شوید. به گفته‌ی مولوی: «در تو نُمرودی است، در آتش مرو / گر روی تو اول، ابراهیم شو». موفق باشید

20721
متن پرسش
با سلام: استاد رابطه ی بین معنویت و عمل به تکلیف چیست؟ آیا معنویت در دین داری تکی و گوشه گیری از جامعه است یا عمل به تکلیف و یاری دین خدا؟ آیا اینطور نیست که همان نماز شب یا توسل ها برای این است که بتوانیم وظیفه ای که دین بر گردنمان نهاده را خوب انجام دهیم و در راه او جهاد نماییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نگاه دوم درست باشد. انسان در جمع مؤمنین به کمالاتی می‌رسد که در فردیت و انزوا به آن دست نمی‌یابد. خوب است در این مورد به روایتی که در جواب سؤال شماره‌ی  20705  عرض شده است، نظری بیندازید. موفق باشید

20718
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: بنده چندین سال است از مباحث شما بهره می برم امسال اربعین که به کربلا مشرف شده بودم واقعا احساس می کردم در تمام راه می توان حضور حضرت سید الشهدا علیه السلام را دید حتی در روز آخر که شاید نمی شد در بین الحرمین یا حرمین باشم در بین راه در سر راه زوار حضرت نشستم و احساس می کردم می توان بهره ای را که در حرمین برد همین جا با دیدن همین زوار خسته و عاشق برد، استاد عزیز این حس و حالی که در اربعین انسان می یابد مافوق مطرح کردن است همانگونه که شما می فرمایید، ما با حضور در حضور تاریخی انقلاب به احساسی رسیده ایم که گویا همین امروز با قرار گرفتن ذیل ولایت فقیه تحت ولایت حضرت امام زمان قرار گرفته ایم، حتی این روزها که می بینیم احمدی نژاد اینگونه آب به آسیاب دشمن می ریزد چنان دلمان به درد می آید که یاد طلحه و زبیر می افتیم انگار تاریخ تکرار می شود، استاد این احساسی که ما به لطف خدا و به وسیله شما در این تاریخ پیدا کردیم احساس خوبی است و فکر می کنم با این حضور اگر ادامه دار باشد عاقبت بخیر هستیم، اما با اینهمه احساس خوب گناهان قدیم و خیالات تاریک و آنچه که می دانید دست بردارمان نیست، شما بارها گفتید که می روند اما چه کنیم که هربار بعد رفتن دوباره می آیند و توان هربار ما نسبت به قبل کمتر می شود، در برزخی گیر افتادیم. کدام این قوا عاقبت ما را رقم خواهد زد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز این حالت‌ها می‌آید و می‌رود و باز می‌آید و می‌رود تا آن‌جایی که به لطف خدا از ظلمات این دوران و از مکر لیل و نهار که اوج آن، وَهمی است که در این دوران به اوج خود رسیده است رها شوید. بحمداللّه فراموش نکنید که:

«عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

20737
متن پرسش
با عرض سلام محضر استاد عزیز و آرزوی قبولی زیارات: پیشاپیش عذر خواهی می کنم که وقت حضرت عالی را می گیرم. بنده از نو جوانی مقید به نماز اول وقت و جماعت بودم و حساسیت خاصی نسبت به آن داشتم و بحمد الله از برکات آن نیز بهره بردم اما الان که چندین سال می گذرد و مشغله کاری و متاهل شدن و فرزندان به سراغم آمده گاهی اوقات از نماز اول وقت یا جماعت باز می مانم و با اینکه می دانم مستحب است اما غم بزرگی دلم را می گیرد و به حدی شدید است که شروع به پرخاش و عصبانیت می کنم و بعد از آن با خود می گویم هر چه تا حالا مقید بوده ای فایده نداشته والا تا کنون اخلاق خود را اصلاح کرده بودی و همین طور است وقتی که به زیارتی می روم بعد از بازگشت به جای اینکه بهتر شوم بدتر می شوم و اصلا دست خودم نیست. مثلا همین امثال بعد از اربعین اصلا انگار نه انگار زیارتی رفتم نه حضور قلبی و نه تقوای بهتری. واقعا از این حالات نفس خودم خسته شده ام و وقتی همه تلاشهایم را بی نتیجه می بینم بسیار ناامید و عصبی می شوم و رفتارم با اطرافیان بدتر می شود انگار آن بیچاره ها مقصرند. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سعه‌ی رحمت الهی فکر کنید که او با اندک نیّت ما نظر لطفش را می‌گشاید و از این طریق مواظب خواهید بود که شیطان شما را مأیوس نکند. آری! شیطان با ایجاد یک غضب می‌خواهد القاء کند که زحمات ما بی‌نتیجه بوده است، در حالی‌که ما باید به سعه‌ی رحمت الهی فکر کنیم که مگر می‌شود او بر اساس نیّت ما با ما برخورد نکند. موفق باشید

20736
متن پرسش
سلام و خدا قوت: بنده به عنوان یک دهیار یک روستایی پس از حادثه کرمانشاه هم به ذهنم خطور کرد و هم پیشنهاد دادند که برای حوادث این چنینی با بودجه به صورت بلند مدت اقلامی مانند چادر و پتو نگهداری شود. احساس می کنم این کار با روحیه توکل و در زمان حال بودن نه در آینده منافات دارد، لطفا راهنمایی بفرمایید؟ نظر شما چیست؟ با توجه به اینکه از کتاب ها و سخنرانی های شما این برداشت می شود که با این چنین کار ها مخالفید با کارهایی از این قبیل که مانند بیمه ها رفتار کنیم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید در حدّ معقول این نوع پیش‌بینی‌ها منطقی می‌باشد. ولی اگر گرفتار احتمالاتِ بسیار بعید شویم به زحمت می‌افتیم و توکل در چنین اموری است تا بدانیم ما چندان همه‌کاره‌ی امور نیستیم. موفق باشید

20693
متن پرسش
سلام علیکم: زیارت قبول ان شاءالله. متاسفانه دچار خجالت مفرط هستم. البته اگر از خدا حیا می کردم که خیلی خوب بود ولی از مخلوقاتش خجالت می کشم. و اگر بین رضایت خدا و رضایت مخلوق مخیر شوم، شیطان فریبم می دهد و رضایت مخلوق را ترجیح می دهم و این دردی است که سالهاست دامنگیر من شده و زندگی مرا به فلاکت کشانده. به جای اینکه از خدا بترسم از مخلوقاتش می ترسم و دقیقا مصداق این روایت شدم که: ما سلّط الله علی ابن آدم الا من خافه ابن آدم. از هر چی غیر خدا می ترسم دقیقا همون به سرم میاد. لطفا راهنمایی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ی درک معارف توحیدی مثل معرفت نفس و مباحث معاد، إن‌شاءاللّه روحیه‌ی غلبه‌دادنِ حق بر خلق تقویت می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی