بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سلوک دینی

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31666
متن پرسش
سلام جناب استاد وقت بخیر: بنده تا مدتی پیش سخنرانی های استاد پناهیان رو دنبال می کردم و ایشون می فرمودن برای مبارزه با نفس با خودت لج کن و من به همین خاطر با اینکه بیدار شدن برای نماز شب برام سخت بود بیدار می شدم و نماز می خوندم و معمولا بدون حال دعا می خوندم ولی شما فرمودین که انجام مستحبات که زوری و با اکراه باشه خوب نیست و حتی قساوت قلب میاره و من دیگه نماز شب نمی خونم هرچند معمولا اون ساعات بیدار میشم اما از ترس نتیجه ی عکس نمیخونم و حالم گرفته ست که چرا در دینداری عقب گرد کردم یا لااقل حدود دو سال نماز شب خوندن و گاهی حال خوش دست دادن هم منو به این عبادت واقعا علاقه مند نکرد استاد به نظر شما چیکار کنم؟ و نکته ی دیگه درمورد زندگی با کسیه که نماز نمی خونه ببخشید همسر بنده ۴۱ سالشونه اهل نماز و روزه و امام و پیغمبر نیست بعضی وقت ها به علما که تلویزیون نشون میده توهین میکنن اون لحظه می خوام بمیرم. استاد جدیدا روایتی شنیدم که مال بی نماز و خوابیدن کنار بی نماز و این ها حرامه ناراحتم استاد چه کنم؟ به نیت قرب به خدا به همسرم خدمت می کنم ولی گاهی می ترسم وقتی دستم از دنیا کوتاه شد و پرده ها کنار رفت خدا تو صورتم نگاه نکنه که به ایشون خدمت کردم. استاد خواهش می کنم راهنماییم بفرمایید. اجرتون دعای خاص مولامون باشه ان نشاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با خود باید مدارا کرد ولی به صرف بی‌حالی از عبادات بخصوص نماز شب، نباید از آن منصرف شد زیرا نقش تکوینی آن در جای خودش محفوظ است. ۲. این افراد جاهل‌اند و بازی‌خورده دشمن، ولی معاند نیستند. شما کار خوبی می‌کنید که زندگی خود را در چنین شرایطی محفوظ می‌دارید. موفق باشید

31661
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده در زندگی و تعامل با اطرافیان همیشه در مقابل رفتار های بد و خطاها مشی گذشت اختیار کرده ام و همه بنده رو به این صفت می شناسند. اما استاد بعضی افراد دائما توهین می کنند و وقتی ما مکرر گذشت می کنیم متجری می شوند و رفتار های زشت خود رو شدید تر می کنن گوییا فکر می کنند ما نادان و ناتوانیم به نظر شما با اینها چه جور برخورد کنیم خصوصا وقتی از اقوام باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آن‌ها خوب می‌دانند ما برای توهین‌های آن‌ها ارزشی قائل نیستیم و مسیری که انتخاب کرده‌ایم را با اطمینان و آرامش جلو می‌بریم و به همین جهت عصبانی هستند. زیرا قرآن به ما فرموده است مؤمنین: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» چون با امر لغوی روبه‌رو شوند بزرگوارانه از آن می‌گذرند و خود را همسنگِ چنین اموری نمی‌کنند. موفق باشید

31659
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد گرامی از محضرتان دو سوال داشتم: ۱. همواره به رعایت تعادل در امور انسان توصیه می شود و گفته می شود که نباید کاری انسان را از کار دیگر بازدارد از طرفی پیوسته در انسان انگیزه هایی برای بر هم زدن تعادل پیش می آید. مثلا یک نفر کاسب است و می بیند فلان زمان بهتر می تواند سود کند و انگیزه پیدا می کند که از این فرصت برای کار و تلاش استفاده کند و از رسیدگی به جسم یا صله رحم در آن مقطع زمانی باز می ماند. ملاک ما کلا چه باید باشد که بفهمیم تا چه حد باید به رعایت تعادل در برنامه های زندگیمان پایبند باشیم و تا چه حد بهتر است انعطاف داشته باشیم؟ ۲. آیا برای ما خانمها پسندیده است با اقوام نزدیک ولی نامحرم مانند مردان کاملا غریبه رفتار کنیم؟ مثلا احوالپرسی نکنیم و تا می شود رفت و آمد و دید و بازدید را کم کنیم و....؟ آیا این کار تاثیر مثبت در سلوک ما دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حوزه وظیفه شرعی و آموزه‌های دینی، انعطاف‌داشتن انسان را از تعادل خارج نمی‌کند زیرا خود شریعت چنین انعطاف‌هایی را جایز می‌داند. ۲. اقوام و خویشان حقوقی دارند که رعایت حقوق و احترام به آن‌ها لازم است. شرع و عرفِ مسلمانان آن حقوق را تأیید می‌کند. موفق باشید

31649
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر ۱. ببخشید اگر دو نفر در مقام توحید افعالی باشن یا مثلا فنای فی الذات آیا هر دو یک سطح معرفت دارند در این مقام؟ یا اینکه درجات معرفت افراد در مقامها هم متفاوته؟ ۲. تفاوت درجه معرفت در مقامها به چه عواملی بستگی دارد اعم از اخلاص و کیفیت عبادت و؟میشه توضیح بدهید. ۳. اینکه می‌گویند با یک گناه درجه ای از عقل برداشته می‌شود و دیگر برنمی‌گردد آیا با توبه هم برنمی‌گردد؟ و اینکه چرا با وجود اینکه استغفار می‌کنیم طعم عذاب و بلا را خدا به خاطر آن گناهی که سر می‌زند به ما می‌چشاند؟ توبه چگونه باید باشد تا بلاهای تنبیهی مطلق کنار رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال توحید در هر مرحله‌ای که باشد چه در مرحله توحید افعالی و یا غیر آن، مراتب خاص خود را دارد زیرا توحید، امری ذومراتب است. ۲. آری! درجات توحید، به معرفت و خلوص بستگی دارد. در این مورد خوب است به مباحث «رهنمودهای سلوکی و اخلاقی» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. http://lobolmizan.ir/sound/1304 3- آری! با توبه، تمام آثار گناه از بین می‌رود به طوری که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند مانند کسی می‌شود که آن گناه را انجام نداده است. بنابراین معنای چشاندن طعم عذاب، دیگر معنا ندارد.   موفق باشید

31648
متن پرسش
سلام استاد: بنده به خاطر مجرد بودن سالهاست به گناهی جنسی در خلوت دچارم که بارها اراده کردم این گناه رو ترک کنم و دیگه واقعا خسته ام کرده. بارها اراده کردم برای همیشه ترکش کنم چون چوب خطم پر شده و دیگه داره دیر میشه، اما حدود یک سال پیش یه روایتی خوندم که اگه انسانها گناه نمی‌کردند خدا قومی رو خلق می‌کرد که گناه کنند و اونا رو بببخشه. از اونجا که آدم بی ظرفیتی هستم این روایت باعث میشه وقتی توبه می‌کنم بعد از مدتی که نفس و شهوت فشار میاره با به یاد این روایت افتادن راحت تسلیم بشم و دوباره آلوده بشم. استاد چکار کنم دیگه خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مذکور می‌خواهد خطر عُجب برای مؤمنین را تذکر دهد و نه این‌که بهانه گناه‌کردنِ گناهکاران باشد از آن جهت که آلوده‌شدن به این نوع گناهان، روحانیت انسان را که موجب حضور در عوالم معنوی می‌شود، از او می‌گیرد. باید همچنان‌که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» گفته شده، خود را مشغول امور سالم حتی مثل ورزش بنماییم تا آن نوع خیالات بر ما سیطره نکنند و قوت نگیرند. بد نیست سری به آن کتاب بزنید. موفق باشید

31644
متن پرسش
سلام استاد گرامی: نظرتون رو درباره این پرسش می خواستم. «اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ». علی بن الحسین کیست؟ علی اکبر یا امام سجاد؟ لطفا دلیل خود را بگویید. آیا قرائنی وجود دارد که نشان دهد منظور کیست؟ ------ اگرچه از زیارت‌نامه‌ها، دعای توسل، صلوات بر حجج طاهره، روایات و رجزنامه‌ای که از امام زین العابدین و علی اکبر (ع)، برجای است استفاده می‌شود که علی بن الحسین نام مشترکی برای آن دو بزرگوار بوده است، امّا از شأن زمانی و مکانی زیارت عاشورا، که اشاره به روز عاشورا و سرزمین کربلا و کشته‌شدگان در آن‌روز دارد، و همین‌طور از زیارت عاشورای غیر معروفه، زیارت وارث و زیارت مطلقه‌ی امام حسین (ع) که لقب شهید، پس از علی بن الحسین دارد، می‌شود اطمینان حاصل کرد که مراد از علی بن الحسین، در «السلام علی الحسین و علی ابن الحسین»، همان علی اکبر است که در روز عاشورا در سرزمین کربلا به شهادت رسید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در زیارت و ملاقات امام معصوم و یا امامزاده، سلام به کسی می‌دهند که در محضر او هستیم و در زیارت فوق، در محضر حضرت علی اکبر «علیه‌السلام» حاضریم و در خطاب به آن حضرت که پایین پای مبارک حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» دفن هستند، سلام می‌دهیم. موفق باشید

31639
متن پرسش
با سلام و احترام: استاد شما با توجه به احاديث فرموديد به آنچه از رزق به ما مي رسد راضي باشيم و به دنبال بيش از آن نباشيم چرا كه همان براي ما كافي است. سوال بنده اين است كه گاهي تشخيص اينكه بر آنچه داريم متوقف شويم يا بايد جلوتر برويم دشوار است زيرا ناخواسته فرصت هايي پيش مي آيد كه انسان مردد مي شود كه دنبال كردن آنها منجر به غفلت مي شود، يا رزقي است كه خير در آن است. مثلا براي بنده از راهي كه فكر نمي كردم يك فرصت مهاجرت پيش آمده. آيا بايد آن را دنبال كنم يا به زندگي فعلي ام راضي باشم؟ هر دو از نزد خداست. انتخاب چگونه بايد صورت گيرد؟ متشكرم
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: حفظ طمأنینه قلب در این موارد ملاک ورود و عدم ورود در این مسائل می‌باشد. موفق باشید

31642
متن پرسش
سلام: یکی از شاعران برجسته ی خانم، اشعارشان را که بعضا مطالعه می‌کردم با توجه به اندک آشنایی ای که با عرفان بخصوص محی الدینی اعلی الله مقامه الشریف دارم واقعا در اوج بودند و اشارات لطیف و عمیقی نسبت به مطالب عرفانی داشتند لکن از حیث حجاب وضعیت مناسبی ندارند. مورد دیگر یکی از خوانندگان زن برجسته است آن که به کل حجاب ندارد ولی انسان به شدت خداباوریست، معتقد به تقدیر، اولین اثرش با لفظ مبارک خدایا شروع کردند آثار ایشان را هم که بررسی کردم به وضوح حضور خداوند و عرفان ملموس است. مثلا یکی از اشعار عبدالقادر گیلانی که می‌خواندند دقت کردم آن قسمتی را در این اثرشان بیشتر تکرار می‌کردند که از حیث عرفانی بالاتر بود. خلاصه چه سریست که پایبند حجاب نیستند و ظاهرا عارف در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور قلب در عالم در بستر توحید، وقتی کامل است که انسان از طریق شریعت الهی وجه عبودیت خود را بالفعل نماید و این معجزه می کند وگرنه نتایجی که باید گرفته شود معطل می‌ماند. موفق باشید

31617
متن پرسش
سلام علیکم: قبلا از صراحت صحبتهایم پوزش می طلبم. برای رسیدن به خواستها یا باید استعداد آن کار داشت یا پول و یا تلاش مضاعف و در کنار آنها توکل. پسرم مهندس کشاورزی است بیشتر از ده سال که در این زمینه فعالیت کرده اول خوب بوده ولی شرایط کشور بازار سیاه و..‌. دختر اولم نزدیک ۴۰ سالشه مهندس کامپیوتر نه کار نه ازدواج اونم کار براش جور میشه ولی انتظارات کارفرماها مانع ادامه میشه. ازدواج پیس میاد ولی جور نمیشه دختر دومم تشنج کرد بعد از پیش دانشگاهی، با وجود اینکه شاگرد برتر کلاس بود درسش را ادامه ندارد. با توکل، تلاش، نذر، انواع توصیه ها، هیچ کدام حتی در یک مورد هم جواب نداده و نمیده. دیگه ناامید شدم کتاب پیشنهادی شما را هم مطالعه کردم آشتی با خدا. بفرمایید اشکال کار کجاست؟ چکار باید انجام دهم که از این مخمصه رهایی بیابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید در دعای قرآنی خود از حضرت حق می‌خواهیم: «رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا...» یعنی نمی‌توان تصور کرد زندگی بدون بلا و سختی و امتحان ممکن است. از او باید تقاضا نمود ظرفیت درک آن مشکلات را به ما بدهد تا در دل همین مشکلات، آب‌دیده شویم و راهی که راه کمال ما است برایمان گشوده شود. موفق باشید

31624
متن پرسش
سلام بنده ۱۶ سالمه، یک مشکل دارم اینکه چگونه میشه عاشق خدا شد؟ یعنی صفات او را چگونه می‌شود شناخت که عبادات راحت بشوند و عاشق خدا باشیم و نه به خاطر بهشت یا از ترس جهنم نماز بخوانیم؟ لطفاً جواب کاملی بدهید اگر منابعی هست برای شناخت خدا و صفات او راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله همت بفرمایید و سراغ کتاب «آشتی با خدا» بروید. گویا آن کتاب در این مورد با شما حرف‌هایی دارد. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31606
متن پرسش
سلام: در مورد پسر جوان ۲۵ ساله که کاهل نماز است چطور می‌توان او را به نماز ترغیب کرد؟ پدر و مادر خیلی از این مسئله ناراحتند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با برخورد خوب و با مهربانی او را متوجه راهی بکنید که انبیاء و اولیاء مقابل ما گشودند به حکم آن‌که حضرت صادق «علیه‌السلام» فرمودند: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‏ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع» ‏مردم را به غير از زبانتان دعوت به دين كنيد، تا سعى و كوشش و درستى و پرهيزگارى و خويشتن دارى را از شما مشاهده كنند. موفق باشید

31612
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: روایتی در مورد بد بودن صورت گری هست با این محتوا که: هرکس صورتی را صورت گری کند خداوند در قیامت به عهده اش می‌گذارد که در آن روح بدمد و چون این کار رو نمی‌تواند انجام دهد در فرهنگ اسلام این کار خلاف نظر خداوند است. سوال من این هست که منظور از صورت گری چی هست؟ آیا منظور مجسمه سازی است؟ آیا نقاشی کشیدن حیوانات، انسانها، طبیعت و... هم مشکل داره؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر مراجع نسبت به روایت فوق متفاوت است. آری! منظور از صورت گری، جمع نقاشی و مجسمه‌سازی است. ولی مصداق این نوع نقاشی و مجسمه‌سازی که امروزه انجام می‌گیرد، همان روایت است؟ یا نه؟ به مرجع تقلید خودتان باید رجوع فرمایید. موفق باشید

31610
متن پرسش
سلام علیکم: این سوال یکی از دوستان است. ایشان تازه پیوسته اند به لب المیزانی ها، خدا حفظشان کند. چطور می‌شود که عرفان به این پیچیدگی و دقت و ظرافت آیت الله بهجت میگن: نماز اول وقت حتی بدون حضور قلب انسان را به درجات عالی می‌رساند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در بستر سنت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» قرار گرفت، در مسیری که در مقابل خود می‌یابد و جلو می‌رود به کمالاتی می‌رسد که مربوط به آن حضرت است. مثل آن‌که به نور حضرت، طلب رفع حجاب بین خود و حضرت حق می‌کند. در این جا است که علاقه‌اش برای رفع حجاب بیشتر به معارف عالیه و عرفان می افتد زیرا «غرق حق خواهد که باشد غرق‌تر». موفق باشید

31599
متن پرسش
سلام علیکم: من به دنبال پاسخ به سوال 31582 کتاب تجرد روح را مطالع کردم با اشتیاق. آنچه دستگیرم شد این است که هر انسانی برای سیر و سلوک باید استادی مهذب داشته باشد که بتواند هفتگی با وی معاشرت و مجالست داشته باشد. حال این استاد را چگونه باید پیدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت «رحمت‌الله‌علیه»http://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ مراجعه فرمایید. از آن جهت که در این تاریخ، علم ما و معارفی که داریم خود به خود در حکم استاد ما می‌باشد. موفق باشید

31596
متن پرسش
با سلام و عرض ادب استاد عزیز: سوالی از محضرتان داشتم اینکه ائمه می فرمایند در نماز ما را نصب عینتان قرار دهید به چه معناست؟ با تشکر از محضر شما، ان شاء الله خداوند متعال شما را حفظ کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! توصیه عجیبی است در نزدیکی به شخصیت ائمه «علیهم‌السلام» نسبت به حضوری که باید در محضر خدا داشته باشیم. زیرا وجه متعالی ما، امامان‌مان هستند و مقصد همه ما و امامان‌مان حضرت معبود است و در این راستا کافی است چنین توصیه‌ای را مدّ نظر قرار دهیم تا خود به خود متوجه حضور بهتر خود در عبادات‌مان بشویم. لذا حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ‏ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك‏» در هنگام شروع نماز، یاد خدا و رسول خدا را مدّ نظر داشته باش و یکی از ائمه را در مقابل خود تصور کن. موفق باشید    

31586
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: قبل از طرح سوال می‌خواستم عرض کنم اگر سوال بنده برای شما محلی از اعراب ندارد و اهمیتی قائل نیستید لطفا جواب ندهید چون این جواب برای بنده اهمیت دارد. بنده در ایام کودکی و جوانی واقعا با سیره علما انس داشته ام و همین باعث شده که بخواهم دست به بالا ها برسانم و توحید را لمس کنم و برای این مقصود کم یا زیاد تلاش کرده ام چه کتب عرفانی و اخلاقی چه محتواهایی نو مانند دروس آقای صمدی آملی یا مطالب علامه حسن زاده و علامه جوادی آملی دروس آقای وکیلی کتب امام راحل و رهبری کتب علامه طهرانی جلسات آقای واسطی و آقای نخاولی و کسب علوم حوزوی در حوزه و تلاش هایی از این دست و جدای از اینها چله های بسیاری داشته ام و به قول رساله سید بحرالعلوم چله در چله گرفته ام از دعاهایی مانند جامعه، توسل، عاشورا و... قرائت قرآن تعداد بالای قرائت سوری مثل توحید و قدر و... ولی الان واقعا حس تهی بودن می‌کنم و مقر به این هستم که این بساط موجودی که برای خودم ساخته ام فقط یک دلخوشی ساده است و ظاهری خالی از باطن که درگیری در گناه واقعا کلافه ام کرده و واقعا گاهی آرزوی مرگ می‌کنم که مرگ بهتر از این زندگی ننگین است و واقعا نمیدانم چه کنم این را هم عرض کنم که بسیار حرف شنیده ام و دست به کارهای زیادی زده ام ولی راهگشا نبوده چیزی از شما می‌خواهم که اولا از کثافات گناه رها شده و به سمت توحید حرکت کنم باور کنید می‌خواهم ولی نمی‌توانم. قبلا حس بهتری داشتم مدتهایی می‌شود که حال بهتر است و زیارت و نماز دلچسب می‌شود ولی هرچه بالاتر می‌رود کمتر می‌شود و بیشتر درگیر این دنیا می‌شوم انگار نه انگار که نام مبارک نوکر حضرت صاحب به روی من است. اصلا ارتباط دلی خوبی با اهل بیت علیهم السلام ندارم یعنی صرفا ظاهری است اگرچه که محبت آنها علیهم السلام واقعا در وجود بنده است ولی ارتباط نمی‌توانم برقرار کنم. گویا اهل بیت از من روی گردانده اند آنجایی هم که وهم دلی می‌رود می‌بینم خالی از عمق و باطن است. حرفهای علما را که می‌شنوم منزجر می‌شوم شاید بپرسید چرا نه اینکه آنها را نخواهم بلکه از عمق قلب علم و عالم را دوست دارم ولی از اینکه متداولا می‌شنوم ولی تغییر نمی‌کنم، می‌شنوم ولی تکانی نمی‌خورم منزجر می‌شوم. مدتی به توصیه ی یکی از اساتید کتاب مقالات را می‌خواندم ولی باز هم پر بود از اصطلاح و توضیح های کلی طلبگی که هرکسی بلد است ولی... نمی‌دانم چه باید بکنم؟ شاید اگر مبسوطا خدمت حضرتعالی عرض کنم بفرمایید که خیلی مشکل نیست و الکی بزرگش کرده ای ولی حقیقتا برای من خیلی بزرگ می آید. «کبر مقتا عند الله ان تقولوا مالا تفعلون» واقعا قرآن می‌خوانم ولی فقط الفاظ برای من جلوه می‌کند گویا اصلا جماد هستم و تاثیر هیچ موثری را نمی پذیرم، خیلی خیلی نیازمند دعای همه مومنین هستم ولی در کنار آن به یک سره مستدام و مستقیم نیازمند هستم و از شما راهنمایی می‌خواستم. باور کنید «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» لذا منت بگذارید و پاسخ دهید که ای که دستت می‌رسد کاری بکن. التماس دعا یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً حرف بنده آن است که آری! به نور شهدا از این ظلمات و از این دریای طوفانی می‌توان عبور کرد و إن‌شاءالله با تجربه‌ای که برای عبور از این ظلمات به دست می‌آورید با افقی بیشتر و اشاراتی بس کارساز در صحنه حاضر و به فعالیت می‌پردازید. در موضوع حضور تاریخی نسبت به انقلاب اسلامی بیشتر فکر کنید. موفق باشید

31574
متن پرسش
سلام استاد گرامی: خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید. استاد جان طبق آموزه های دینی ما موظفیم با دوستان اهل بیت دوست و با دشمنانشان دشمن باشیم. در فضای جامعه امروز و با گسترش رسانه های معاند که کمر بسته اند عقاید شیعیان را نابود کنند (این دشمنی از اینجا پیداست که به عقاید و دیدگاه های اهل سنت که ضعف درش کم نیست کسی کاری نداره. خودتان که بهتر مستحضرید.) خیلی از افراد فامیل و آشنا و... تحت تاثیر قرار گرفته و بعضا ایمان و عقایدشان کامل تغییر کرده. بعد در گروه های خانوادگی مطالبی می گذارند که خب خشم دینی انسان رو بر می انگیزه به عنوان نمونه چندی پیش برادرم، که خیلی برام عزیزه، عزاداریهای امام حسین علیه السلام، در لرستان که گل می‌مالند و.... رو در گروه خانوادگی نوشت: اینها چرت و پرته (العیاذبالله). من هم ذیلش نوشتم چرت و پرت تمام زندگی و هیکل تو و امثال توست! استاد جان اگر کسی به شخص من هر چه بگوید می‌توانم حلم به خرج دهم اما در قبال اهل بیت علیهم السلام جواب افراد رو می دهم. حال سوالم این است نکند من باید با روش ارشاد پیش بروم و با نرمی و ملایمت. چون اینها بهرحال معاند نیستند اما شدیدا تحت تاثیر فضای رسانه های صهیونیستی ضد شیعه قرار گرفته اند. یا اینکه مدارا با ایشان، جری ترشان می کند؟ لطفا راهنماییم کنید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و آری! باید با روش ارشاد و تذکر و دلیل و سکوت، کار را جلو برد زیرا اینان جاهل‌ِ قاصرند و نه معاندِ مقصر. موفق باشید

31565
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: چند تا سوال داشتم که خواهش می‌کنم پاسخ دهید: ۱. صفت خوف خوب است یا رجا چون همش سخنران ها دم از خوف می‌زنند و می‌گویند عاشق شدن به خدا از طریق خوف هم میشه آیا این درست است اصلا به نظر شما صفات خدا سمت خوف است یا رجا اصلا چگونه صفات خدا را بشناسیم مثلاً بفهمیم خدای خیلی مهربانی داریم که در این صورت نماز خواندن خیلی راحت میشه لطفاً یک کتاب راجع به اینکه خدا شناسی و محبت به خدا معرفی کنید من خیلی دنبال شناخت صفات خدا هستم ولی نمیدونم چجوری؟ ۲. به نظر شما اگر همش دنبال محبت و رجاء باشیم مثل بعضی از علما مثل حاج اسماعیل دولابی خوب است؟ ممنون ببخشید سوال طولانی بود
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از یک طرف باید در فضای خوف و رجا خود را قرار دهد و در چنین فضایی با خدا مأنوس باشد تا نه از رحمت خدا مأیوس گردد و نه نسبت به اعمال خود مغرور شود. با این‌همه به حکم «سبقت رحمتی غضبی» که حضرت حق فرمودند رحمت من بر غضبم سبقت دارد؛ امید به رحمت پروردگار باید بیشتر باشد. به نظر بنده روش مرحوم دولابی روش خوبی است. سه جلد کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی نیز در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید

31564
متن پرسش
سلام: من چند سالی است نماز شب می خوانم ولی مشکلی که دارم این است که خیلی به آن وابسته شده ام. طوری که هیچ چیز دیگر جای آن را برایم نمی گیرد. دقیقا مثل یک معتاد با ویژگی هایش. انگار معتاد شده ام بهش و می ترسم ترکش کنم. حتی مثلا در حال راه رفتن هم باشد ترجیح می دهم حتما با حالت معمول بخوانم یک شب که نخوانم حالم خوب نیست انگار چیزی گم کرده باشم و انگار خودم را گم کرده ام آن روز ناراحت و مضطرب و بی حوصله و در اخلاقم هم بی تاثیر نیست احساس می کنم بخت یارم نیست اصطلاحا. این حالات من را خیلی آزار می دهد: ۱. یکی همان بحث همه چیز شدن (انسان کامل شهید مطهری) ۲. یکی گول حال خوردن در مقابل مراقبه و بحث انگیزه و معیار. ۳. بحثم سر نخواندن نیست که بگوئیم قضایش را بخوان چون خودم با علاقه می خوانم این وابستگی و نیاز شدید به آن مورد من است. ۴. این حالت درست است یا بیماری است؟ چون از بعضی سوال کردم بعضی گفتند شاید بیماری دارید ولی بعضی؟ ۵. این حالات باعث توجه بیش از حد به آن شده، به طوری که کارهای دیگه این قدر برایم مهم نیست. ۶. مثلا آن روایتی که در کتاب تعلیم و تربیت شهید مطهری آن بحث عادت هست که نگاه به زیادی نماز و... نکنید، اگر انجام ندهد «وحشت"» می کند. من دقیقا این حالت وحشت را دارم!!! ۷. نمی دانم دغدغه ام ایمانی است (در مقابل انگیزه نسبت به واجبات و...) یا مشکل روحی یا اضطراب..؟ لطفا راهنمایی کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله این تعلّق به جهت روحانیتی است که در نماز شب پیش می‌آید. ولی خودتان باید مواظب باشید از سر عادت نخوانید، بلکه بر اساس عزم اُنس با حضرت حق باشد. موفق باشید

31555
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: از آلمان مزاحم وقتتان می شوم. علاقه شدیدی به نماز شب دارم اما این توفیق از من گرفته شد. نمی‌دانم علت آن را. از شما تقاضای مساعدت دارم. چه کنم خواب شبانه ام کم شود؟ من خیلی از راهها را رفنه ام بخاطر این موضوع. با تشکر از شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زود خوابیدن و غذای سبک خوردن را داشته باشید و اگر نشد، در روز قضای آن را به‌جا آورید. هر اندازه در معارف، عمیق‌تر شوید نمازها کیفیت بیشتری پیدا می‌کند. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

31562
متن پرسش
سلام: وقت بخیر. استاد بنده همیشه ناراحت و بسیار عصبی هستم. نماز می خونم و قرآن می خونم ولی فایده ای نداره به نظرتون چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را با حوصله و استمرار دنبال فرمایید. موفق باشید

31557
متن پرسش
سلام استاد: بنده پایه ۴ طلبگی‌ میخونم. خسته شدم از حرفایی که می‌زنند. میگند طلبه نباید به فکر مادیات و پول و درآمد باشه و خدا براش جور می‌کنه من این سخن رو قبول ندارم چون اکثر طلبه ها هشتشون گرو نهشونه خب این درستش نیست. بالاخره این جوون نباید یه پولی تو جیبش داشته باشه پس فردا میخواد زن و بچه نون بده. به هر کدوم از مسئولین حوزه هم که صحبت می‌کنم فقط میگند اشتباه می‌کنی طلبه نباید به فکر مادیات باشه درحالی که خود اون مسئول حتی یه ماشین هم نداره و خونه هم نداره و زن و بچش تحت فشار مالی آمد خب به نظرتون این زندگی زندگی میشه؟ علمی و درسی که پول و پله توی اون نباشه که علم نیست آخه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر در هر زمان آنچه وظیفه اقتضا می‌کند را انجام دهید و سستی نفرمایید؛ خود به خود رزق می‌رسد مشروط بر آن‌که تنبلی و سستی نشود. بد نیست در این مورد سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

31547
متن پرسش
سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: لطفا جواب شدن مکلف در سن خاص به لحاظ هستی شناسی را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان در سیر تکوینی خود در مرحله‌ای خاص آماده است تا جایگاه تکالیف الهی را درک کند. موفق باشید

31545
متن پرسش
سلام استاد: بنده حرکت جوهری را خواندم‌. حال یک سوال دارم. یک بنده خدایی بخاطر مشکل انحراف بینی شدید بینی‌اش رو عمل کرده. ولی دکتر به قدری بد عملش کرده که این بنده خدا خجالت میکشه بیاد بیرون بین مردم. از طرفی عمل مجدد هم براش مقدور نیست. حالا سوالم اینه که این بنده خدا میتونه با توسل و دعا، زمینه‌ای رو فراهم کنه که در ایجاد بعدیِ جسمش، خدا بینی خوبی رو براش ایجاد کنه؟ شاید برایتان خنده دار باشه این حرف ولی انقدر ناجوره بینیش که حتی حاضر هست چله زیارت عاشورا بگیره!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه دعا در دل اقدامات ما نقش‌آفرین است. شاید بتوان گفت با دعا و انس با خدا، چنین افرادی آن‌چنان وسعت روحی پیدا می‌کنند که دیگر گرفتار چنین مشکلاتی نسبت به ظاهر خود نیستند. موفق باشید

31538
متن پرسش
سلام استاد: این یک قانون است در عالم که اگر من چاقو را در دستم فرو کنم چاقو دست مرا می‌بُرد. نمیشه گفت اگه من برم در حرم معصومین(ع)، دیگر چاقو دست مرا نمی‌برد. استاد وقتی از نظر علمی به کرونا نگاه می‌کنیم می‌گوییم همه باید پروتکل های بهداشتی را رعایت بکنند تا باعث انتقال بیماری نشود و ربطی به مکان خاصی ندارد. چون این یک قانون است. بنده خودم با این حرف واقعا موافق بودم. ولی استاد چرا تجربه چیز دیگری را نشان می‌دهد؟ این همه آدم در اوج کرونای جهانی در حرم امام حسین (ع) چسبیده به هم و نَفَس به نَفَس همدیگر هستند هیچ اتفاقی نمی‌افتد. واقعا چرا؟! بعضی از طلبه های جوان و یا حتی بعضی از علما قائل به ماسک زدن نیستند. من همیشه به اینها خرده می‌گرفتم که این کارها خشک‌مقدس بازی است. ولی در عمل می‌بینم حرف اینها درست درمی‌آید. نظر شما چیست؟ ولی خب اگر هم‌ واقعیت داشته باشد باز هم نباید این حرف درست را به مردم گفت. چون ظرفیت پذیرش این حرف الان وجود ندارد و گفتن حرف های اینجوری موجب سبک شمردن و تمسخر دین میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌جایی که ما اراده کنیم که به خود ضربه بزنیم، حرم ائمه و غیر حرم ائمه ندارد. ولی می‌توان گفت سیطره معنویت حرم ائمه، نقش مخرّب آن ویروس را کم می‌کند. با این‌همه نباید نسبت به آنچه وظیفه داریم در کنترل آن ویروس، کوتاهی نماییم و از آن طرف هم از ترس حضور آن ویروس، نباید زندگی را و بخصوص حضور در اعمال عبادی و یا سفر اربعینی را تعطیل کرد. که به نظر بنده از طریق آن ویروس، زندگی را تعطیل کرده‌ایم. موفق باشید

نمایش چاپی